<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>تاریخ ما &#187; ساسانیان</title>
	<atom:link href="http://tarikhema.ir/Subjects/ancient/iran/sasanians/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://tarikhema.ir</link>
	<description>گزیده ای از تاریخ تمدن ایران و دنیای باستان</description>
	<lastBuildDate>Sun, 12 Feb 2012 09:03:03 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<item>
		<title>میراث ساسانیان: ایرانشهر یا شکست در برابر اعراب؟</title>
		<link>http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/7708/%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%a7%d8%ab-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%87%d8%b1-%db%8c%d8%a7-%d8%b4%da%a9%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d8%a7/</link>
		<comments>http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/7708/%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%a7%d8%ab-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%87%d8%b1-%db%8c%d8%a7-%d8%b4%da%a9%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 08 Dec 2011 09:08:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انی کاظمی</dc:creator>
				<category><![CDATA[ساسانیان]]></category>
		<category><![CDATA[اعراب]]></category>
		<category><![CDATA[امپراطوری ساسانی]]></category>
		<category><![CDATA[امپراطوری ساسانیان]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ ساسانی]]></category>
		<category><![CDATA[تمدن ساسانی]]></category>
		<category><![CDATA[ساسانی]]></category>
		<category><![CDATA[سلسلله ساسانی]]></category>
		<category><![CDATA[سلسلله ساسانی ها]]></category>
		<category><![CDATA[سلسلله ساسانیان]]></category>
		<category><![CDATA[فروپاشی ساسانی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarikhema.ir/?p=7708</guid>
		<description><![CDATA[وقتی که از ساسانیان نام برده می شود، شاید اولین چیزی که به ذهن یک ایرانی خطور می کند شکست این سلسله پادشاهی در برابر سپاه اعراب باشد. همان شکست بود که به حاکمیت طولانی اعراب مسلمان بر ایران و ایجاد تحولات عمیق فرهنگی در جامعه ایران منجر شد. در خصوص سقوط ساسانیان، همواره این [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">وقتی که از <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ساسانیان">ساسانیان</a> نام برده می شود، شاید اولین چیزی که به ذهن یک ایرانی خطور می کند شکست این سلسله پادشاهی در برابر سپاه <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d8%a8/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اعراب">اعراب</a> باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">همان شکست بود که به حاکمیت طولانی <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d8%a8/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اعراب">اعراب</a> مسلمان بر <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران">ایران</a> و ایجاد تحولات عمیق فرهنگی در جامعه <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران">ایران</a> منجر شد.</p>
<p style="text-align: justify;">در خصوص سقوط <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ساسانیان">ساسانیان</a>، همواره این نظریه مطرح بوده است که <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ساسانیان">ساسانیان</a> به دلیل ستمگری، از حمایت عمومی برخوردار نبودند و با حمله اعراب، مردم برای گریز از چنگ آنها، درها را به روی اعراب گشودند.</p>
<p style="text-align: justify;">اما یک محقق عهد <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ساسانی">ساسانی</a> می گوید که این دیدگاه دقیق نیست و حتی آن را غیرمنصفانه می خواند.</p>
<p style="text-align: justify;">تورج دریایی، استاد رشته ایرانشناسی در دانشگاه کالیفرنیا در ارواین، و نویسنده کتاب &#8220;<a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران">ایران</a> <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ساسانی">ساسانی</a>: ظهور و سقوط یک امپراتوری&#8221; به زبان انگلیسی، می گوید که میراث ساسانیان برای <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران">ایران</a> بسیار بزرگتر از شکست در برابر اعراب است.</p>
<p style="text-align: justify;">ساسانیان در قرن سوم میلادی در ایران به قدرت رسیدند و در اواسط قرن هفتم در حمله ارتش اعراب شکست خوردند تا بساط آخرین حکومت پادشاهی پیش از اسلام در ایران برچیده شود.</p>
<p style="text-align: justify;">موضوعی که پس از ۱۳۵۰ سال همچنان، و شاید اکنون تحت الشعاع برقراری مجدد یک حکومت اسلامی در ایران به شکلی پررنگ، بر ذهن ایرانی سایه افکنده است.</p>
<p style="text-align: justify;">آقای دریایی می گوید نگاهی که ساسانیان را به خاطر شکست مقصر می شناسد تحت تاثیر دو عامل در ایران شکل گرفته است.</p>
<p style="text-align: justify;">او اشاره می کند که اغلب کتاب هایی که در مورد شکست ساسانی در مقابل اعراب در قرن بیستم منتشر می شد تحت نفوذ دیدگاه کمونیستی بود.</p>
<p style="text-align: justify;">او که خود به خاطر فروپاشی ساسانیان به این بخش از <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with تاریخ ایران">تاریخ ایران</a> علاقه مند شده است، می گوید: &#8220;بیشتر کتاب هایی که از روسی به فارسی ترجمه می شد، مثلا کارهای مرحوم کشاورز که آثار کلشنیکف و غیره را به فارسی بر می گرداند، این دید طبقاتی را در ما به وجود آورد که مثلا چون موبدان به مردم فشار می آوردند، مردم درها را باز کردند و حکومت ساسانی در مقابل اعراب از هم پاشید.&#8221;</p>
<p style="text-align: justify;">از طرف دیگر، به گفته او با شیوع ملی گرایی در دوران پهلوی در ایران، و اوج گرفتن این دید که ایرانیان در گذشته ابرقدرت مهمی بوده اند، این دیدگاه تقویت شد که با احساسات ضدعربی &#8211; پابرهنه خواندن اعراب &#8211; هم همراه بود.</p>
<p style="text-align: justify;">او در مورد سقوط ساسانیان می گوید: &#8220;بله این شاهنشاهی نابود و غارت شد، ولی ارتش اعراب چندان هم پابرهنه نبود. الان مطالعاتی انجام شده است که نشان می دهد این ارتش اعراب چقدر محکم و خوب بوده که نه تنها ایرانی ها، بلکه رومی ها، بلکه ترکان و چینی ها را شکست دادند. بنابراین ما نباید این دید غیرعادلانه را در مورد ساسانیان داشته باشیم.&#8221;</p>
<h2 style="text-align: justify;"><span style="font-size: small;">ایرانشهر و <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ae%d8%af%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with خداینامه">خداینامه</a></span></h2>
<p style="text-align: justify;">کتاب تازه آقای دریایی، &#8220;ایران ساسانی&#8221;، اخیرا برنده جایزه بهترین اثر تحقیقی درباره خاورمیانه از سوی انجمن بریتانیایی مطالعات خاورمیانه شده است. او قبلا کتاب &#8220;سقوط ساسانیان&#8221; را در ایران به چاپ رسانده بود و چند کتاب دیگر درباره همین موضوع نگاشته است.</p>
<p style="text-align: justify;">تورج دریایی می گوید که میراث و اهمیت ساسانیان برای تمدن ایرانی از شکست در برابر اعراب بسیار فراتر می رود.</p>
<p style="text-align: justify;">میراث مهمی که ساسانیان برای ایران به جا گذاشتند، به گفته او، شکل گیری مفهوم ایران به عنوان یک فرهنگ و ملت است:</p>
<p style="text-align: justify;">&#8220;این باور و این دید ایرانشهری یا منش ایرانشهری یا ایرانی از دوره ساسانی سرچشمه گرفته است&#8230; ساسانیان اولین سلسله ای در ایران هستند که ایده ایرانشهر را به عنوان یک ایده سیاسی و هویت فرهنگی ایرانیان برپا می کنند. مهمترین میراث ساسانیان این است که ما اکنون ۱۸۰۰ سال است با این ایده زندگی می کنیم. ما پیدایش این ایده را مدیون ساسانیان هستیم.&#8221;</p>
<p style="text-align: justify;">یکی از عناصر مهم شکل گیری این مفهوم پیدایش <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ae%d8%af%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with خداینامه">خداینامه</a> در زمان ساسانیان است. این همان کتابی است که <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b4%d8%a7%d9%87%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with شاهنامه">شاهنامه</a> از آن سرچشمه گرفته است.</p>
<p style="text-align: justify;">آقای دریایی می گوید: &#8220;اهمیت دیگر ساسانیان این است که در زمان خسرو انوشیروان در همان قرن سوم، تاریخ ملی ایران به نام خداینامه تدوین می شود. و آن تاریخ و یادی است از گذشته، آنچه که ایرانیان بودند، از کجا آمدند، چگونه جهان آغاز شد، تا زمان فروپاشی شاهنشاهی ساسانی.&#8221;</p>
<p style="text-align: justify;">خداینامه اصلا به <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%be%d9%87%d9%84%d9%88%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زبان پهلوی">زبان پهلوی</a> بود که از میان رفته است ولی ایرانیان آن را در اوایل دوره اسلامی ترجمه کردند.</p>
<h2 style="text-align: justify;"><span style="font-size: small;">قدرت مرکزی و قانون</span></h2>
<p style="text-align: justify;">آقای دریایی می گوید: &#8220;یعنی <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%87%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ساسانی ها">ساسانی ها</a> نه تنها جایی به نام ایرانشهر درست می کنند، و ایده های فرهنگی برای ایرانی ها به وجود می آورند، بلکه تاریخی هم برای ایرانی ها به وجود می آورند.&#8221;</p>
<p style="text-align: justify;">&#8220;در واقع تاریخ سنتی ما که در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b4%d8%a7%d9%87%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with شاهنامه">شاهنامه</a> رقم می خورد و در متون فارسی از جمله فارسنامه ابن بلخی و غیره (دیده می شود)، همه زاییده همین خداینامه یا <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b4%d8%a7%d9%87%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with شاهنامه">شاهنامه</a> دوره ساسانی است.&#8221;</p>
<p style="text-align: justify;">ساسانیان از ۲۲۴ تا ۶۵۱ میلادی یعنی برای بیش از ۴۰۰ سال بر منطقه وسیعی که زمانی علاوه بر فلات ایران، عراق امروز و بخشی از افغانستان و پاکستان را در بر می گرفت حکومت کردند.</p>
<p style="text-align: justify;">اردشیر بابکان، خسرو انوشیروان و بهرام گور نام هایی آشنا برای ایرانی است که همه به دوره ساسانی برمی گردند.</p>
<p style="text-align: justify;">آقای دریایی درباره راز بقای طولانی ساسانیان می گوید: &#8220;این یک حکومت سنترالیزه (مرکزی) بر حسب قانون است، که این یکی دیگر از ابعاد مهم ایده ایرانشهری است، و برای همین هم برای ۴۰۰ و اندی سال به جا می ماند.&#8221;</p>
<p style="text-align: justify;">وی میراث ساسانیان را این طور خلاصه می کند: &#8220;من فکر می کنم همه به خاطر ساسانیان است که ما امروز کشوری به نام ایران، تاریخی سنتی به نام شاهنامه و هویت ایرانی داریم.&#8221;</p>
<h2 style="text-align: justify;"><span style="font-size: small;">تصویری جدید</span></h2>
<p style="text-align: justify;">آقای دریایی که پایان نامه دکترایش در دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس را درباره سقوط ساسانی نوشته است می گوید مساله ای که در آن زمان ذهن او و دیگر دانشجویان تاریخ های باستان را مشغول می کرد این بود که چرا علاقه مندان به <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with تاریخ ساسانی">تاریخ ساسانی</a> هنوز باید به کتاب آرتور کریستیانسون که در سال ۱۹۴۴ نوشته شد مراجعه کنند.</p>
<p style="text-align: justify;">او می گوید که یکی از دوستانش در رشته دکتری در زمینه تاریخ روم همواره اظهار تعجب می کرد که هر ساله ده ها کتاب درباره امپراتوری روم منتشر می شود، مساله ای که به هیچ وجه در مورد ساسانیان صادق نیست.</p>
<p style="text-align: justify;">این درحالی است که به گفته تورج دریایی از ۱۹۴۴ تاکنون اکتشافات زیادی انجام شده و مدارک و منابع جدیدی در دسترس قرار گرفته است که می تواند تصویر جدیدی از ساسانیان ارائه دهد.</p>
<p style="text-align: justify;">او می گوید برای همین تصمیم گرفت کتابی بنویسد که ابعاد مختلف این دوره را در بر گیرد و سعی کرده که منابع مادی را در کنار متون کتبی بگذارد و به عنوان یک تاریخ دان یک دید کلی به دست دهد.</p>
<p style="text-align: justify;">پنج فصل کتاب &#8220;ایران ساسانی: ظهور و سقوط یک امپراتوری&#8221; به مذهب، جامعه، اقتصاد، ادبیات و تاریخ سیاسی ایرانشهر می پردازد.</p>
<p style="text-align: justify;">ریچارد فرای ایران شناس دانشگاه هاروارد درباره این کتاب نوشته است: &#8220;ایران ساسانی اثر تورج دریایی حاوی جزئیات بسیار بیشتری نسبت به همه کارهای قبلی در مورد این موضوع، با مواد و منابع متعدد جدید است. این اثر یک شاهکار تحقیقاتی است و آخرین سخن درباره ایران ساسانی در همه زمینه ها خواهد بود.&#8221;</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>منبع : بی بی سی فارسی / فرهنگ</strong></p>
<h2  class="related_post_title">نگاره های مرتبط:</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6441/literature-and-poetry-in-the-sassanid-empire/" title="ادبيات و شعر و تاریخ‌نویسی در عصر ساسانی">ادبيات و شعر و تاریخ‌نویسی در عصر ساسانی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/4775/fire-temple-karian/" title="آتشکده آذرفرنبغ کاریان">آتشکده آذرفرنبغ کاریان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6242/khosrau-1/" title="خسرو اول انوشیروان دادگر (خسراو انوشک ربان عادل)">خسرو اول انوشیروان دادگر (خسراو انوشک ربان عادل)</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6060/sassanid-defeat/" title="دلایل فروپاشی یا شکست ساسانیان از اعراب">دلایل فروپاشی یا شکست ساسانیان از اعراب</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/2004/%d9%81%d8%b1%d9%88%d9%be%d8%a7%d8%b4%d9%89-%d8%af%d9%88%d9%84%d8%aa-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%89%d8%a7%d9%86/" title="فروپاشى دولت ساسانى و گروش ايرانيان به اسلام">فروپاشى دولت ساسانى و گروش ايرانيان به اسلام</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/492/%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9%db%8c-%d8%b3%d9%84%d8%b3%d9%84%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7/" title="پزشکی ایران در عهد ساسانی">پزشکی ایران در عهد ساسانی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6988/women-in-the-sasanian-inscriptions/" title="زنان در سنگ نوشته های ساسانی">زنان در سنگ نوشته های ساسانی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6286/battle-of-nahavand/" title="جنگ نهاوند (فتح الفتوح مسلمین) ">جنگ نهاوند (فتح الفتوح مسلمین) </a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6163/%d8%aa%d8%ac%d8%a7%d8%b1%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86/" title="تجارت در دوره ساسانیان">تجارت در دوره ساسانیان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6140/%d8%aa%d9%82%d8%b3%db%8c%d9%85-%d8%a8%d9%86%d8%af%db%8c-%d8%b7%d8%a8%d9%82%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86/" title="تقسیم بندی طبقات اجتماعی در دوره ساسانی">تقسیم بندی طبقات اجتماعی در دوره ساسانی</a></li></ul><hr />

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/facebook.png">
<a href="http://www.facebook.com/Tarikhema.ir">«تاریخ ما» در فیس بوک</a>

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/feed.png">
<a href="http://feeds.feedburner.com/tarikhema">فید «تاریخ ما»</a>

<hr />
<p><small>© eni برای <a href="http://tarikhema.ir">تاریخ ما</a>, |
<a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/7708/%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%a7%d8%ab-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%87%d8%b1-%db%8c%d8%a7-%d8%b4%da%a9%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d8%a7/">لینک نگاره</a> |
<br/>
</small></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/7708/%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%a7%d8%ab-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%87%d8%b1-%db%8c%d8%a7-%d8%b4%da%a9%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پوشش زنان ایرانی در گذر تاریخ</title>
		<link>http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/7545/iranian-women-dress-in-history/</link>
		<comments>http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/7545/iranian-women-dress-in-history/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 07 Nov 2011 12:04:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انی کاظمی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اشکانیان (پارتیان)]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ تمدن ایران باستان]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ تمدن عیلام باستان]]></category>
		<category><![CDATA[ساسانیان]]></category>
		<category><![CDATA[عکس های ایران باستان]]></category>
		<category><![CDATA[مادیان]]></category>
		<category><![CDATA[هخامنشیان]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب زن]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب زنان ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[عکس های پوشش ایرانیان]]></category>
		<category><![CDATA[پوشش]]></category>
		<category><![CDATA[پوشش ایرانیان]]></category>
		<category><![CDATA[پوشش زن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشش زنان]]></category>
		<category><![CDATA[پوشش زنان اشکانی]]></category>
		<category><![CDATA[پوشش زنان ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[پوشش زنان ایلامی]]></category>
		<category><![CDATA[پوشش زنان ساسانی]]></category>
		<category><![CDATA[پوشش زنان هخامنشی]]></category>
		<category><![CDATA[پوشش زنان پارتی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarikhema.ir/?p=7545</guid>
		<description><![CDATA[پوشش زنان ایلامی پوشش بانوان ایران در هزاره دوم پیش از میلاد مسیح پوشش زنان ایرانی در دوره ماد ها پوشش زنان ایرانی در دوره هخامنشی ها پوشش زنان ایرانی در دوره اشکانی ها ۱ پوشش زنان ایرانی در دوره پارتی ها ۲ پوشش زنان ایرانی در دوره ساسانی ها ۱ پوشش زنان ایرانی در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span><span><img class="" title="پوشش زنان ایرانی" src="http://tarikhema.ir/images/2011/11/khoozilam.jpg" alt="khoozilam پوشش زنان ایرانی در گذر تاریخ  | تاریخ ما Tarikhema.ir" border="0" /></span></span><br />
پوشش <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زنان">زنان</a> ایلامی</p>
<p align="justify"><img src="http://tarikhema.ir/images/2011/11/2pmilad.jpg" alt="2pmilad پوشش زنان ایرانی در گذر تاریخ  | تاریخ ما Tarikhema.ir" border="0" title="پوشش زنان ایرانی در گذر تاریخ  | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<div align="justify">پوشش بانوان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران">ایران</a> در هزاره دوم پیش از میلاد مسیح</div>
<p align="justify"><img src="http://tarikhema.ir/images/2011/11/mad.jpg" alt="mad پوشش زنان ایرانی در گذر تاریخ  | تاریخ ما Tarikhema.ir" border="0" title="پوشش زنان ایرانی در گذر تاریخ  | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<div align="justify">پوشش <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زنان">زنان</a> ایرانی در دوره ماد ها</div>
<p align="justify"><img title="پوشش زنان ایرانی" src="http://tarikhema.ir/images/2011/11/hakhamaneshi.jpg" alt="hakhamaneshi پوشش زنان ایرانی در گذر تاریخ  | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="467" height="702" border="0" /></p>
<div align="justify">پوشش زنان ایرانی در دوره هخامنشی ها</div>
<p align="justify"><img title="پوشش زنان ایرانی" src="http://tarikhema.ir/images/2011/11/parti.jpg" alt="parti پوشش زنان ایرانی در گذر تاریخ  | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="426" height="704" border="0" /></p>
<div align="justify">پوشش زنان ایرانی در دوره اشکانی ها ۱</div>
<p align="justify"><img title="پوشش زنان ایرانی" src="http://tarikhema.ir/images/2011/11/parti2.jpg" alt="parti2 پوشش زنان ایرانی در گذر تاریخ  | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="450" height="637" border="0" /></p>
<p>پوشش زنان ایرانی در دوره <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%be%d8%a7%d8%b1%d8%aa%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with پارتی">پارتی</a> ها ۲</p>
<p align="justify"><img title="پوشش زنان ایرانی" src="http://tarikhema.ir/images/2011/11/sasani.jpg" alt="sasani پوشش زنان ایرانی در گذر تاریخ  | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="443" height="657" border="0" /></p>
<div align="justify">پوشش زنان ایرانی در دوره <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%87%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ساسانی ها">ساسانی ها</a> ۱</div>
<p align="justify"><img title="پوشش زنان ایرانی" src="http://tarikhema.ir/images/2011/11/sasani2.jpg" alt="sasani2 پوشش زنان ایرانی در گذر تاریخ  | تاریخ ما Tarikhema.ir" border="0" /></p>
<p align="justify">پوشش زنان ایرانی در دوره <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%87%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ساسانی ها">ساسانی ها</a> ۲</p>
<h2  class="related_post_title">نگاره های مرتبط:</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/578/%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d8%9f/" title="بودا کیست ؟">بودا کیست ؟</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/subject/146/%d9%85%d8%b5%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" title="مصر باستان">مصر باستان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/2238/%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d9%85%d9%85%d9%86%d9%88%d8%b9%d9%87-%d8%a8%db%8c%d8%ac%db%8c%d9%86%da%af-%da%86%db%8c%d9%86/" title="شهر ممنوعه بیجینگ چین">شهر ممنوعه بیجینگ چین</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/subject/medical-in-ancient-history/572/%db%8c%d8%a7%d9%86%da%af%d9%88%d9%85/" title="یانگوم">یانگوم</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/7361/underwater-archaeology-in-iran/" title="باستان‌ شناسی زير آب‌ در ايران‌">باستان‌ شناسی زير آب‌ در ايران‌</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/2028/%d9%85%d9%81%d9%87%d9%88%d9%85-%d9%83%d8%b4%d9%8a%d8%b4-%da%a9%d9%84%db%8c%d8%b3%d8%a7/" title="مفهوم كشيش کلیسا">مفهوم كشيش کلیسا</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1853/%d8%a2%d8%af%d8%a7%d8%a8%e2%80%8c-%d9%88-%d8%b1%d8%b3%d9%88%d9%85%e2%80%8c-%d9%be%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d9%8a%d8%a7%d9%86%e2%80%8c/" title="آداب‌ و رسوم‌ پارسيان‌ ">آداب‌ و رسوم‌ پارسيان‌ </a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/mexico/mayan/6071/maya-calender/" title="تقویم مایا و پایان جهان در سال 2012 ؟">تقویم مایا و پایان جهان در سال 2012 ؟</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1572/%d8%ac%d8%b1%d8%a7%d8%ad%d9%8a-%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d8%b4%da%af%d9%81%d8%aa-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%8a%d8%b2-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" title="جراحي هاي شگفت انگيز در روم باستان">جراحي هاي شگفت انگيز در روم باستان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/2265/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d9%84-%d8%ba%d8%b1%d8%a8%db%8c-%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a7/" title="زنان سرباز تاریخ : شمال غربی آسیا">زنان سرباز تاریخ : شمال غربی آسیا</a></li></ul><hr />

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/facebook.png">
<a href="http://www.facebook.com/Tarikhema.ir">«تاریخ ما» در فیس بوک</a>

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/feed.png">
<a href="http://feeds.feedburner.com/tarikhema">فید «تاریخ ما»</a>

<hr />
<p><small>© eni برای <a href="http://tarikhema.ir">تاریخ ما</a>, |
<a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/7545/iranian-women-dress-in-history/">لینک نگاره</a> |
<br/>
</small></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/7545/iranian-women-dress-in-history/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>16</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تخت ابونصر</title>
		<link>http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/7453/%d8%aa%d8%ae%d8%aa-%d8%a7%d8%a8%d9%88%d9%86%d8%b5%d8%b1/</link>
		<comments>http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/7453/%d8%aa%d8%ae%d8%aa-%d8%a7%d8%a8%d9%88%d9%86%d8%b5%d8%b1/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 20 Oct 2011 11:02:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انی کاظمی</dc:creator>
				<category><![CDATA[ساسانیان]]></category>
		<category><![CDATA[هخامنشیان]]></category>
		<category><![CDATA[کاخ ها و معابد عهد باستان]]></category>
		<category><![CDATA[تخت ابونصر]]></category>
		<category><![CDATA[ساسانی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarikhema.ir/?p=7453</guid>
		<description><![CDATA[در شش کیلومتری شرق شیراز، بر بالای یک تپه بقایای بناها و یک حصار سنگی، دیوارهای آجری، ساختمان‏های خشتی و آستانه‏های سنگی فرو افتاده دیده می‏شوند. در آن‏جا تعدادی نقش برجسته از نوع نقوش تخت جمشید نیز وجود دارند. از نقش برجسته‏ها و آستانه‏های سنگی عهد هخامنشی فقط یک آستانه برپا مانده و نقش خدمتگزاری [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><img src="http://tarikhema.ir/images/2011/10/Abunasr-71.jpg" alt="Abunasr 71 تخت ابونصر | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="تخت ابونصر | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: justify;">در شش کیلومتری شرق شیراز، بر بالای یک تپه بقایای بناها و یک حصار سنگی، دیوارهای آجری، ساختمان‏های خشتی و آستانه‏های سنگی فرو افتاده دیده می‏شوند. در آن‏جا تعدادی نقش برجسته از نوع نقوش تخت جمشید نیز وجود دارند. از نقش برجسته‏ها و آستانه‏های سنگی عهد هخامنشی فقط یک آستانه برپا مانده و نقش خدمتگزاری که ظرفی در دست دارد بر دیواره‏های آن حجاری شده است. به عقیده برخی دانشمندان، قطعات مزبور را از تخت جمشید به این محل آورده و مورد استفاده مجدد قرار داده‏اند. در سال‏های ۱۳-۱۳۱۱ شمسی هیأت علمی موزة «متروپولیتن» نیویورک کاوش‏های علمی در آنجا انجام داد و نمونه‏های سفال و قطعات ظروف سنگی عهد هخامنشی را با سکه‏ها و آثاری دیگر از عهد سلوکی، اشکانی و <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ساسانی">ساسانی</a> کشف کرد. معلوم شد که در عهد اشکانیان بنایی محکم و محصور در آنجا احداث شده و در زمان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ساسانیان">ساسانیان</a> هم مورد استفادة کامل بوده است. احتمالاً پیش از دوران اسلام چندین قلعه در حول و حوش محل کنونی شهر شیراز فعلی وجود داشته و قصر ابونصر یکی از این قلعه‏ها بوده است. نام قدیم قصر ابونصر، تخت سلیمان است و زیر همین نام، درتاریخ ۲۴ شهریور ۱۳۱۰ به شماره ۱۳ در فهرست آثار تاریخی <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران">ایران</a> به ثبت رسیده است. محوطة پایین و مجاور قصر ابونصر را به نام «دشت خضر» می‏خوانند و بقاعی هم در آنجا وجود دارند. (<a href="Http://blog.Tarikhema.ir" target="_blank">انی کاظمی</a>)</p>
<p style="text-align: justify;">این تصویر ماهواره‌ای (گوگل‌مپ) وضعیت فعلی تخت ابونصر را نشان می‌دهد. آن تپه‌ی تقریبا مثلثی شکل در وسط تصویر که دور تا دورش باغ و مزرعه است، همین محوطه‌ی باستانی تخت ابونصر است.</p>
<p style="text-align: justify;"><img src="http://tarikhema.ir/images/2011/10/abu-nasr.jpg" alt="abu nasr تخت ابونصر | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="508" height="273" border="0" title="تخت ابونصر | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: justify;">اما چرا از بین همه‌ی پایگاه‌های باستانی <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ساسانی">ساسانی</a> این یکی را کاوش کرده‌اند که مزیتی نسبت به دیگران ندارد؟ دلیلش کمی خنده‌دار است: چون فکر می‌کرده‌اند که این هم مربوط به زمان هخامنشیان است!</p>
<p style="text-align: justify;">داستان این است که به خاطر وجود سردر سنگی که در عکس پایین می‌بینید، و آن دو سنگ حجاری شده‌ی سمت راست تصویر و یک سری آثار سنگی مشخصا هخامنشی دیگر که در تخت ابونصر وجود داشت، مطمئن بودند که کار کار هخامنشی‌هاست. ولی کمی که کاوش کردند، برخوردند به چند قطعه‌ سنگ تراش‌خورده‌ی هخامنشی که به جای سنگِ لاشه، لای جرز و توی پی دیوارها کار شده بود. به این ترتیب مشخص شد که تخت ابونصر مربوط به بعد از هخامنشیان است و آن سنگ‌ها هم توسط کسی (احتمالا عضد الدوله دیلمی) از تخت جمشید به اینجا آورده شده است.</p>
<p style="text-align: justify;"><img src="http://tarikhema.ir/images/2011/10/abunasr-7.jpg" alt="abunasr 7 تخت ابونصر | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="504" height="334" border="0" title="تخت ابونصر | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: justify;">این رسم سنگ‌دزدی از تخت جمشید، رسمی بوده که در تمام دوران‌های تاریخی بعد از متروکه شدن آن، (از دوره سلوکی تا قاجار) ادامه داشته است و انواع و اقسام سنگ‌های دزدیده‌شده را می‌توان در شعاع صد کیلومتری تخت جمشید پیدا کرد.</p>
<p style="text-align: justify;">به هر حال آن سردر به جای اصلی خودش در تخت جمشید برگشت و بقیه سنگ‌های هخامنشی هم به جاهای دیگر منتقل شدند. از جمله این پایه ستون که الان در موزه‌ی سنگ شیراز (<a href="http://www.ganjei.com/1387/07/29/haft-tanan-2/" target="_blank">تکیه هفت تنان</a>) نگهداری می‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;"><img src="http://tarikhema.ir/images/2011/10/abunasr-stolen-stone.jpg" alt="abunasr stolen stone تخت ابونصر | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="504" height="337" border="0" title="تخت ابونصر | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: justify;">اما گروه کاوش دانشگاه شیکاگو، بعد از این که متوجه شدند پایگاه مربوط به هخامنشیان نیست، باز هم مرام گذاشتند و کار کاوش را ادامه دادند و اشیاء مفصلی مربوط به دوره‌های مختلف از سلوکیان گرفته تا بعد از اسلام پیدا کردند.</p>
<p style="text-align: justify;"><img src="http://tarikhema.ir/images/2011/10/abunasr-8.jpg" alt="abunasr 8 تخت ابونصر | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="347" height="341" border="0" title="تخت ابونصر | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: justify;"><a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Richard_Nelson_Frye" target="_blank">ریچارد فرای</a> (همان ایرانشناس نامداری که چند وقت پیش وصیت کرد که بعد از مرگ در کنار زاینده رود خاکش کنند)، کتابی دارد در بررسی آثار ساسانی کشف شده در تخت ابونصر، که من همه‌ی عکس‌های سیاه و سفید این پست را از آن کتاب نقل کرده‌ام. اشیاء باستانی کشف شده در تخت ابونصر نشان می‌دهد که این قلعه/شهر زمانی تجارت بسیار پر رونقی داشته و احتمالا یک شاهراه تجاری در جنوب <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران">ایران</a> بوده است. حتی چند سکه و مهر چینی و یونانی هم در مجموعه‌ی کشفیات تخت ابونصر به چشم می‌خورد.</p>
<p style="text-align: justify;"><img src="http://tarikhema.ir/images/2011/10/abunasr-9.jpg" alt="abunasr 9 تخت ابونصر | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="300" height="341" border="0" title="تخت ابونصر | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: justify;">فرای حدس می‌زند شاید آن شیراز که در <a href="http://www.ganjei.com/1386/12/11/pfa/" target="_blank">لوحه‌های گلی باروی تخت جمشید</a> نام برده می‌شود، همین تخت ابونصر باشد و شهر شیراز فعلی، بعد از متروکه شدن این پایگاه تاسیس شده باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">در زمان انجام کاوش‌های باستان‌شناسی در تخت ابونصر (۱۹۳۱-۱۹۳۳ یا ۱۳۱۰-۱۳۱۲)، حتی حافظیه هم خارج شهر شیراز واقع شده بوده، چه برسد به اینجا که تقریبا هشت کیلومتر دورتر از آرامگاه حافظ است. الان اما محوطه‌ی باستانی در محدوده‌ی شهر است و نزدیکی‌هایش بلواری است به نام بلوار ابونصر و دور تا دورش را هم محله‌ی نسبتا فقیرنشینی احاطه کرده است.</p>
<p style="text-align: justify;">ما در سفر اخیرمان به شیراز، سری هم به تخت ابونصر زدیم و چند عکس گرفتیم از زاویه‌های مختلف.</p>
<p style="text-align: justify;">برای رسیدن به تخت ابونصر، باید از خیابان هفت‌تنان شیراز به سمت شرق (پشت به دروازه قرآن) بروید و آنقدر بروید تا برسید به بلوار ابونصر. بلوار ابونصر که تمام می‌شود، سمت چپ‌تان (شمال) یک محله‌ی مسکونی می‌بینید که بالای بلندی قرار گرفته‌اند. راه ورودی این محله را پیدا کنید و وارد آن شوید، بیشتر کوچه‌های شمالی این محله به تخت ابونصر راه دارند و اهالی هم با گشاده‌رویی راهنمایی‌تان می‌کنند و البته معمولا می‌گویند که تخت ابونصر «چیزی ندارد» (یعنی که خیلی دیدنی نیست). به هر حال شما به آثار باستانی علاقمندید و به حرف‌شان گوش نمی‌کنید و راه‌تان را ادامه می‌دهید.</p>
<p style="text-align: justify;">یکبار دیگر نگاهی به نقشه‌ی گوگل‌مپی تخت ابونصر بیاندازید تا برویم سراغ عکس‌ها:</p>
<p style="text-align: justify;"><img src="http://tarikhema.ir/images/2011/10/abu-nasr1.jpg" alt="abu nasr1 تخت ابونصر | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="504" height="269" border="0" title="تخت ابونصر | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: justify;">برای اینکه بهتر بتوانید فضای تپه را تجسم کنید، کنار هر عکس جای ایستادن خودم را با یک دایره و زاویه‌ی دید را با یک مثلث (هر دو قرمز) نشان داده‌ام.</p>
<p style="text-align: justify;">خوب ما اول از جنوب به تپه نزدیک می‌شویم. این دیوار سنگی، بازمانده‌ی دروازه‌ی ورودی قلعه است.</p>
<p style="text-align: justify;"><img src="http://tarikhema.ir/images/2011/10/abunasr-a4.jpg" alt="abunasr a4 تخت ابونصر | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="504" height="337" border="0" title="تخت ابونصر | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: justify;">وضع دیوار، زمان کاوش هم تقریبا همینطوری بوده (عکس از کتاب ریچارد فرای):</p>
<p style="text-align: justify;"> <img src="http://tarikhema.ir/images/2011/10/abunasr-11.jpg" alt="abunasr 11 تخت ابونصر | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="462" height="341" border="0" title="تخت ابونصر | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: justify;">روی تپه آثاری از دیوارهای <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%82%d8%af%db%8c%d9%85%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with قدیمی">قدیمی</a> هست:</p>
<p style="text-align: justify;"> <img src="http://tarikhema.ir/images/2011/10/abunasr-a6.jpg" alt="abunasr a6 تخت ابونصر | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="504" height="337" border="0" title="تخت ابونصر | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: justify;">زمان کاوش دیوارها بلندتر بوده‌اند:</p>
<p style="text-align: justify;"><img src="http://tarikhema.ir/images/2011/10/abunasr-71.jpg" alt="abunasr 71 تخت ابونصر | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="504" height="334" border="0" title="تخت ابونصر | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: justify;">از روی تپه برمی‌گردیم و پشت سرمان را نگاه می‌کنیم. بقایایی از برج دیده‌بانی قلعه روبروی ماست. (آن دیوار عکس اول، در این زاویه پشت این برج مخفی شده است)</p>
<p style="text-align: justify;"> <img src="http://tarikhema.ir/images/2011/10/abunasr-a5.jpg" alt="abunasr a5 تخت ابونصر | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="504" height="337" border="0" title="تخت ابونصر | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: justify;">حالا از تپه خارج می‌شویم و به سراغ ضلع شرقی آن می‌رویم. در گوشه‌ای از این ضلع، بخشی دیگر از بقایای دیوار قلعه را می‌توان دید (سمت چپ تصویر)</p>
<p style="text-align: justify;"><img src="http://tarikhema.ir/images/2011/10/abunasr-a2.jpg" alt="abunasr a2 تخت ابونصر | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="504" height="337" border="0" title="تخت ابونصر | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: justify;">یک عکس واید از همان زاویه (همان دیوار الان وسط تصویر است)</p>
<p style="text-align: justify;"><img src="http://tarikhema.ir/images/2011/10/abunasr-a1.jpg" alt="abunasr a1 تخت ابونصر | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="504" height="337" border="0" title="تخت ابونصر | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: justify;">مسیرمان را ادامه می‌دهیم و به شمال تپه می‌رویم. ضلع شمالی تپه یک دیواره‌ی سنگی عمودی است که مانعی طبیعی در برابر مهاجمان به حساب می‌آید.</p>
<p style="text-align: justify;"> <img src="http://tarikhema.ir/images/2011/10/abunasr-a7.jpg" alt="abunasr a7 تخت ابونصر | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="504" height="337" border="0" title="تخت ابونصر | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: justify;">و آخر سر هم نمای غربی تپه (دیوار عکس اول و برج دیده‌بانی را سمت راست عکس می‌بینید)</p>
<p style="text-align: justify;"><img src="http://tarikhema.ir/images/2011/10/abunasr-a3.jpg" alt="abunasr a3 تخت ابونصر | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="504" height="337" border="0" title="تخت ابونصر | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: justify;">گروه کاوش دانشگاه شیکاگو، یک عکس هوایی هم از محوطه‌ی تخت ابونصر انداخته‌اند که اینجا می‌بینید (از کتاب فرای اسکن کرده‌ام):</p>
<p style="text-align: justify;"><img src="http://tarikhema.ir/images/2011/10/abunasr-12.jpg" alt="abunasr 12 تخت ابونصر | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="420" height="341" border="0" title="تخت ابونصر | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: justify;">شاه‌نشین قلعه همین تپه‌ای است که ما از همه طرف دیدیم. اما دیوارهای بیرونی قلعه تا انتهای دره‌ی سمت چپ ادامه داشته است. این قسمت از دیوارها الان کاملا به زمین کشاورزی تبدیل شده‌اند.</p>
<p style="text-align: justify;">باز هم مشخص است که دیوارهای داخلی روی تپه هم در زمان کاوش کاملا مشخص بوده‌اند. البته الان هم می‌شود رد دیوارها را از نزدیک دید ولی ارتفاع‌شان خیلی کمتر از زمان کاوش است.</p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;"><strong>نوشته‌های «احتمالا» مرتبط:</strong></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li><a title="Permanent Link: تخت ابونصر – نگاهی به دقت صادق هدایت در توصیف یک اثر باستانی" href="http://www.ganjei.com/1387/08/13/sadeq-hedayat-and-qasr-i-abu-nasr/" rel="bookmark">تخت ابونصر – نگاهی به دقت صادق هدایت در توصیف یک اثر باستانی</a> <small> شهرتی که صادق هدایت در داستان‌نویسی دارد و «بوف&#8230;</small></li>
<li><a title="Permanent Link: قلعه باستانی ایزدخواست" href="http://www.ganjei.com/1387/10/10/izadkhast-castle/" rel="bookmark">قلعه باستانی ایزدخواست</a> <small> تخت ابونصر را یادتان هست؟ شاه‌نشین قلعه روی یک&#8230;</small></li>
<li><a title="Permanent Link: بازار وکیل، سرای مشیر" href="http://www.ganjei.com/1387/08/14/moshir/" rel="bookmark">بازار وکیل، سرای مشیر</a> <small>  سرای مشیر، در بازار وکیل شیراز، یکی از آن&#8230;</small></li>
<li><a title="Permanent Link: شیراز بودیم به یک وضعی …" href="http://www.ganjei.com/1389/08/15/%d9%87%d9%81%d8%aa%d9%87-%d9%be%db%8c%d8%b4-%d8%b4%db%8c%d8%b1%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d9%88%d8%af%d9%85-%d8%a7%d9%85%d8%a7-%d8%a8%db%8c%d8%b4%d8%aa%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d9%87%d8%b1-%da%a9%d8%a7%d8%b1/" rel="bookmark">شیراز بودیم به یک وضعی …</a> <small>اوایل ازدواجمان، شیراز که می‌رفتیم من توی خانه بند نمی­‌شدم&#8230;</small></li>
<li><small><strong><a href="http://www.ganjei.com/1387/08/11/takht-i-abu-nasr/" target="_blank">سپاس از علی گنچه ای</a></strong><br />
</small></li>
</ul>
<h2  class="related_post_title">نگاره های مرتبط:</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/7708/%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%a7%d8%ab-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%87%d8%b1-%db%8c%d8%a7-%d8%b4%da%a9%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d8%a7/" title="میراث ساسانیان: ایرانشهر یا شکست در برابر اعراب؟">میراث ساسانیان: ایرانشهر یا شکست در برابر اعراب؟</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/7414/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%da%86%d9%86%d8%af-%d8%b3%d9%86%da%af-%d9%86%d8%a8%d8%b4%d9%87-%d9%86%d8%b2%d8%af%db%8c%da%a9%db%8c-%d9%be%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d9%87/" title="نگاهی به چند سنگ نبشه تاریخی در نزدیکی پارسه">نگاهی به چند سنگ نبشه تاریخی در نزدیکی پارسه</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6988/women-in-the-sasanian-inscriptions/" title="زنان در سنگ نوشته های ساسانی">زنان در سنگ نوشته های ساسانی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6831/yadegar-e-zariran/" title="یادگار زریزان » كهن ‏ترین تعزیه‏ نامه ايرانی">یادگار زریزان » كهن ‏ترین تعزیه‏ نامه ايرانی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6441/literature-and-poetry-in-the-sassanid-empire/" title="ادبيات و شعر و تاریخ‌نویسی در عصر ساسانی">ادبيات و شعر و تاریخ‌نویسی در عصر ساسانی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6286/battle-of-nahavand/" title="جنگ نهاوند (فتح الفتوح مسلمین) ">جنگ نهاوند (فتح الفتوح مسلمین) </a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6274/battle-of-al-qadesiyyeh/" title="نبرد قادسیه &#8211; نبرد سپاه ساسانیان و اعراب">نبرد قادسیه &#8211; نبرد سپاه ساسانیان و اعراب</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6242/khosrau-1/" title="خسرو اول انوشیروان دادگر (خسراو انوشک ربان عادل)">خسرو اول انوشیروان دادگر (خسراو انوشک ربان عادل)</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6163/%d8%aa%d8%ac%d8%a7%d8%b1%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86/" title="تجارت در دوره ساسانیان">تجارت در دوره ساسانیان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6140/%d8%aa%d9%82%d8%b3%db%8c%d9%85-%d8%a8%d9%86%d8%af%db%8c-%d8%b7%d8%a8%d9%82%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86/" title="تقسیم بندی طبقات اجتماعی در دوره ساسانی">تقسیم بندی طبقات اجتماعی در دوره ساسانی</a></li></ul><hr />

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/facebook.png">
<a href="http://www.facebook.com/Tarikhema.ir">«تاریخ ما» در فیس بوک</a>

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/feed.png">
<a href="http://feeds.feedburner.com/tarikhema">فید «تاریخ ما»</a>

<hr />
<p><small>© eni برای <a href="http://tarikhema.ir">تاریخ ما</a>, |
<a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/7453/%d8%aa%d8%ae%d8%aa-%d8%a7%d8%a8%d9%88%d9%86%d8%b5%d8%b1/">لینک نگاره</a> |
<br/>
</small></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/7453/%d8%aa%d8%ae%d8%aa-%d8%a7%d8%a8%d9%88%d9%86%d8%b5%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>زنان در سنگ نوشته های ساسانی</title>
		<link>http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6988/women-in-the-sasanian-inscriptions/</link>
		<comments>http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6988/women-in-the-sasanian-inscriptions/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 18 Aug 2011 13:13:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انی کاظمی</dc:creator>
				<category><![CDATA[زنان و دختران در عهد باستان]]></category>
		<category><![CDATA[ساسانیان]]></category>
		<category><![CDATA[اوستا]]></category>
		<category><![CDATA[ایران باستان]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ ایران]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ ساسانی]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ ساسانیان]]></category>
		<category><![CDATA[تبارشناسی ساسانیان]]></category>
		<category><![CDATA[زرتشت]]></category>
		<category><![CDATA[زن]]></category>
		<category><![CDATA[زن ها]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>
		<category><![CDATA[ساسانی]]></category>
		<category><![CDATA[سلسله ساسانی]]></category>
		<category><![CDATA[سنگ نبشته های کرتیر]]></category>
		<category><![CDATA[شاهنامه]]></category>
		<category><![CDATA[ناهید زندی]]></category>
		<category><![CDATA[پوران دخت]]></category>
		<category><![CDATA[پژوهش]]></category>
		<category><![CDATA[پژوهش های ساسانی]]></category>
		<category><![CDATA[کتیبه فارسی میانه]]></category>
		<category><![CDATA[کرتیر]]></category>
		<category><![CDATA[گردآفرید]]></category>
		<category><![CDATA[گشسب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarikhema.ir/?p=6988</guid>
		<description><![CDATA[ناهید زندی : برپایه نوشته‌های بازمانده از ایران کهن می توان تا اندازه‌ای به ارزش و جایگاه زن در جامعه پی برد، اگر چه اسناد بر جا مانده بیشتر بیانگر موقعیت زنان پادشاهان، درباریان و اشراف زادگان است و کمتر می‌توان با بهره‌گیری از آن از موقعیت اجتماعی زنان عادی آگاه شد ولی ازخلال آن [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="color: #800000;"><strong>ناهید زندی</strong></span> : برپایه نوشته‌های بازمانده از <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران">ایران</a> <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d9%87%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کهن">کهن</a> می توان تا اندازه‌ای به ارزش و جایگاه <a href="http://tarikhema.ir/words/zan/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زن">زن</a> در جامعه پی برد، اگر چه اسناد بر جا مانده بیشتر بیانگر موقعیت <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زنان">زنان</a> پادشاهان، درباریان و اشراف زادگان است و کمتر می‌توان با بهره‌گیری از آن از موقعیت اجتماعی <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زنان">زنان</a> عادی آگاه شد ولی ازخلال آن تصویری هرچند مبهم از بانوان ایرانی هویدا می‌شود. اگر نگاهی به جوامع دیگر در همان روزگار بیفکنیم و  آن‌ها را با <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران">ایران</a> به مقایسه بنشینیم شاید بتوان به راحتی برای <a href="http://tarikhema.ir/words/zan/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زن">زن</a> در ایران <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d9%87%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کهن">کهن</a> جایگاه نسبتا خوبی متصور شد.</p>
<p style="text-align: justify;">در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اوستا">اوستا</a> از زن و مرد در کنار هم سخن به میان می آید: &#8220;اینک فروشی همه ی اشَوَن مردان و اشَوَن <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زنان">زنان</a> را می‌ستاییم که روان‌هایشان سزاوار ستایش و فروشی هایشان شایسته‌ی دادخواهی است.</p>
<p style="text-align: justify;">اینک فروشی همۀ اشون مردان و اشون زنان را می‌ستاییم؛ فروشی آنان که اهوره مزدای ِ اشون، ستایشگرانشان را پاداش بخشد.</p>
<p style="text-align: justify;">ما از <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زرتشت">زرتشت</a> شنیدیم که اوخود نخستین و بهترین آموزگار دین اهورایی است. (فروردین یشت،کرده ۳۱،بند۱۴۸)</p>
<p style="text-align: justify;">درایران باستان بانوان ایزد ویژه‌ای به نام« اردوی سوراناهیتا» داشته‌اند که بخشی از <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اوستا">اوستا</a>( آبان یشت) به نام او سروده شده است.از دیگر ایزد بانوان می‌توان به« چیستا»، ایزد دانایی اشاره کرد که دین یشت برای او سروده شده است.</p>
<p style="text-align: justify;">در میان امشاسپندان سه تن از آنان شخصیت مردانه دارند و سه تن دیگر زن هستند:</p>
<p style="text-align: justify;">-         سپندارمذ، فرشته زن و زمین</p>
<p style="text-align: justify;">-         امرداد، ایزدبانوی جاودانگی و بی مرگی و نگهبان گیاهان</p>
<p style="text-align: justify;">-         خرداد، ایزدبانوی کمال و رسایی و نگهبان آب (حجازی،۱۳۸۵ :۵۶-۶۰)</p>
<p style="text-align: justify;">در تاریخ اساطیری ایران زنانی چون <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%af%d8%b1%d8%af%d8%a2%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%af/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with گردآفرید">گردآفرید</a> و بانو گشسب نماد دلیری و شجاعت زنان هستند.با نگاهی به گل نوشته‌های باروی تخت جمشید نقش ِ برجسته‌ی زنان در هم دوشی و همراهی با مردان به راحتی قابل تشخیص است.در دربار شاهان گاه حتی جایگاه اجتماعی فرزند وابسته به پاکی نژاد مادر او بوده است وپیشینه‌ی خانوادگی مادر در قدرت یافتن پسر تاثیر به سزایی داشته است.نمونه این مساله را در پذیرفته شدن کوروش دوم هخامنشی در میان مادها به سبب نسبت خانوادگی مادرش ماندانا با آنان، می توان مشاهده کرد. بابک پسر ساسان نیز کامیابی خود و خاندانش را بیش از شرایط پدر مدیون خانواده‌ی مادرش بود، چراکه او از خاندان بازرنگی فارس بود و اردشیر بابکان پیشرفت خود را از این خانواده آغاز کرد وبرپایه روایت‌های موجود پس از ازدواج با دختر اردوان پنجم-آخرین پادشاهاشکانی قدرت خود را استوار کرد. حتی اگر این روایت را نادرست و ساختگی بدانیم، نکته جالب کسب مشروعیت از راه دختر پادشاه پیشین است.</p>
<p style="text-align: justify;">ردپای زنان را در امور سیاسی نیز می توان دید،آنان گذشته از نقش رایزنی که بر عهده داشته اند گاه بر تخت پادشاهی تکیه زده‌اند.از میان زنانی که با تدبیرشان در اداره امور ایرانشهرو جلوگیری از درگیری‌های معمول درباری توانسته‌اند یکپارچگی ایران را هرچند برای روزگاری کوتاه حفظ کنند، می‌توان به مادر شاپور دوم اشاره کرد  که پیش از زاده شدن او،تا رسیدنش به سن قانونی برای سلطنت، عهده دار مقام نیابت او بوده است. &#8221; پس از مرگ یزدگرد دوم بین دو پسر او- هرمزسوم وپیروز- <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ac%d9%86%da%af/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with جنگ">جنگ</a> در گرفت و در مدت <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ac%d9%86%da%af/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with جنگ">جنگ</a> این دو شاهزاده مادرشان که« دینگ» نام داشت در تیسفون سلطنت می‌کرد.&#8221; (کریستینسن،۱۳۸۲: ۲۰۹)</p>
<p style="text-align: justify;">پادشاهی دختران خسروپرویز پوران دخت و آذرمیدخت نیز نمونه‌های روشنی از قدرت زن ایرانی است. بااین که برخی بر این باورند که به سبب نبود مردی از خاندان ساسان جامعه ناچار پادشاهی آنان را پذیرفته است، در مدت یک سال و چهار ماه پادشاهی پوران دخت و حکومت تقریبا شش ماهه آذرمیدخت تدبیر و کاردانی آنان به اثبات رسیده است.</p>
<p style="text-align: justify;"><img src="http://tarikhema.ir/images/2011/08/sekke-sasani-bano.jpg" alt="sekke sasani bano زنان در سنگ نوشته های ساسانی | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="336" height="375" border="0" title="زنان در سنگ نوشته های ساسانی | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: justify;">&#8220;پوران دخت در زمینه‌ی سیاست خارجی نیز میانه روی و واقع بینی بسیار از خود ابراز داشته و صلیبی که حضرت عیسی را بر آن کشیده بودند و برای به دست آوردن آن اختلاف ها در گرفته بود به بزرگ منشی و تدبیر به روم فرستاد&#8230;&#8221;(حجازی،۱۳۸۵: ۲۰۵)</p>
<p style="text-align: justify;">در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b4%d8%a7%d9%87%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with شاهنامه">شاهنامه</a> نیز ابیاتی مبنی بر تدبیر و دادگری وی آمده است:</p>
<p style="text-align: justify;">&#8220;چنین گفت پس دخت پوران که من      نخواهم پراکندن انجمن</p>
<p style="text-align: justify;">کسی را که درویش باشد به گنج          توانگر کنم، تا نماند به رنج</p>
<p style="text-align: justify;">مبادا ز گیتی کسی مستمند                  که از دردِ او برمن آید گزند</p>
<p style="text-align: justify;">زکشور کنم دور بدخواه را                 برآیین ِ شاهان کنم گاه را&#8221;</p>
<p style="text-align: justify;">(فردوسی،۱۳۸۷،جلد۵، ۴۷۳)</p>
<p style="text-align: justify;">در بررسی نقش و جایگاه زن در تاریخ و فرهنگ ایران در دوران <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ساسانیان">ساسانیان</a> یکی از منابع مهم سنگ نوشته‌ها و سنگ نگاره‌های بازمانده از آن روزگار است و از آن میان شاید یکی از باارزش ترین‌ها سنگ نوشته‌ی شاپور باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">سنگ نوشته‌ی شاپور یکم در کعبه <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زرتشت">زرتشت</a>: (ŠKZ)</p>
<p style="text-align: justify;">به دستور شاپور اول سنگ نوشته‌ای در کعبه زرتشت در نقش رستم به نگارش در آمده است.&#8221; نگارش پهلوی کتیبه با۳۵سطر بر دیوار شرقی، نگارش <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%be%d8%a7%d8%b1%d8%aa%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with پارتی">پارتی</a> با۳۰سطر بردیوار غربی و نگارش یونانی آن با۷۰سطر بردیوار جنوبی حک شده است.&#8221; (اکبرزاده،۱۳۸۵: ۱۶)</p>
<p style="text-align: justify;">ارزشمندی این نوشته گذشته از دیدگاه زبانشناختی به چند دلیل است:</p>
<p style="text-align: justify;">-         از دیدگاه نسب شناسی: این نوشته به معرفی شاپور و خانواده اش پرداخته است،از اعضای خاندان سلطنتی نام برده ولقب برخی از آنان را ذکر کرده است،نام های خاص ذکر شده در این نوشته نیز دارای اهمیت بسیار است.</p>
<p style="text-align: justify;">-         از دیدگاه تاریخی: این نوشته به بیان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ac%d9%86%da%af/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with جنگ">جنگ</a>‌های ایران و روم می‌پردازد&#8221;شرح لشکرکشی شاپور علیه رومیان در زمان گردیانوس واز میان رفتن او وسپس جانشینی فلیپ و پذیرش باج ایرانیان، دومین لشکرکشی شاپور علیه رومیان و برشمردن سرزمین‌هایی که به تصرف در می‌آید و سومین لشکرکشی که به اسارت والریانوس امپراتور روم منجر شد.&#8221; (اکبرزاده،۱۳۸۵: ۱۶)</p>
<p style="text-align: justify;">-         از دیدگاه جغرافیایی: در این نوشته از استان‌هایی نام برده شده که به فرمان شاپور گردن نهاده بودند. بهره گیری از واژه ی «انیران» که نشان از گسترش قلمرو ایران در خارج از مرزها است،برای نخستین بار در این سنگ نوشته به چشم می خورد(نصرا&#8230;زاده، ۱۳۸۴: ۲۷) با واژه‌ی« ایرانشهر» نیز برای نخستین بار مواجه می شویم &#8220;<a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ساسانیان">ساسانیان</a> برای نخستین بار به جهت مشروعیت بخشیدن به خود به عنوان وارثان نیاکانشان و جانشین شاهان اسطوره ای و نیز پیروان دین زرتشت وارد ادبیات کتیبه‌ای کردند.&#8221;(نصرا&#8230;زاده، ۱۳۸۴: ۲۸)</p>
<p style="text-align: justify;">-         از دیدگاه سازمان‌های اداری و نهادها و برخی آیین‌ها از جمله وقف و نذر:شاپور از     آتشکده‌هایی سخن می گوید که برای شادی روان خود و خانواده اش بنا نهاده است.</p>
<p style="text-align: justify;">اما آن‌چه در این نوشتار به اهمیت آن پرداخته می‌شود نام بردن از زنان در این سنگ نوشته است.چرا که تنها سنگ نوشته‌ای است که از شانزده زن نام برده و&#8221;حضور شانزده زن در کتیبه‌ی شاپور نشانگر اهمیت و نقش مهم اینان در این دوره و در طول <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with تاریخ ساسانی">تاریخ ساسانی</a> است.&#8221; (نصرا&#8230;زاده،۱۳۸۴: ۳۰)</p>
<p style="text-align: justify;">زنانی که در این سنگ نوشته از آنان نام برده شده است همه از خاندان سلطنتی هستند و باالقابی چون شهبانوی کشور(šahr bāmbišn) ، شهبانوی شهبانوها(Bāmbišnan Bāmbišn)،شهبانو (Bāmbišn) و بانو (Bānūg)به جایگاه اجتماعی آنان اشاره می‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;">در این فهرست تنها بانویی که به عنوان شهبانوی کشور معرفی می‌شود«خورانزیم» است،از آذراناهید و دینگ بابکان به عنوان شهبانوی شهبانوها یاد می‌شود، استخریاد، دینگ شهبانوی میشان و شاپور دختگ شهبانوی سکاها لقب شهبانو داشته‌اند. چشمگ بانو و مورود بانو لقب بانو را دارا بوده‌اند.شاید بهتر باشد به همان ترتیبی که در سنگ نوشته از این زنان نام برده می شود به معرفی کوتاهی از هر یک از آنان بسنده شود.</p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">ذر اناهید،شهبانوی شهبانوان،دختر ما [شاپور یکم]</p>
<p style="text-align: justify;">Ādur-Anāhīd bāmbišnan bāmbišn Iamā duxt</p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">شاپور نام این دخترش را پس از نام خود وپیش از نام پسرانش آورده است و از آتشکده‌ای نام می برد که به نام او ساخته است&#8221; آتشی معروف به آذر-آناهید برای[آمرزش] روان و نیکنامی دخترمان آذر-آناهید&#8221; (اکبرزاده،۱۳۸۲: ۴۳)</p>
<p style="text-align: justify;">در فهرست کسانی که شاپور نذورات روزانه برای آنان در نظر گرفته است نیز به نام این بانوی بزرگ برمی خوریم. &#8220;عنوان شهبانوی شهبانوان باعث شده تا محققان او را همسر شاهپور اول نیز بدانند&#8230;&#8221; اما برخی بر این باورند که &#8220;چنین عنوان هایی در این فهرست بیشتر رتبه اجتماعی را نشان می دهند تا وابستگی خانوادگی. از این رو نمی‌تواند همسر پدرش باشد.&#8221; (نصرا&#8230;زاده، ۱۳۸۴: ۳۷و۳۸)</p>
<p style="text-align: justify;">کریستینسن معتقد است:&#8221; نام این ملکه بستگی نزدیک و تعلق خاندان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ساسانی">ساسانی</a> را به معبد اناهید استخر به خاطر می آورد.&#8221; (کریستینسن،۱۳۸۲: ۱۶۶)</p>
<p style="text-align: justify;">پوران فرخزاد در معرفی او می نویسد: &#8221; نام این مهین بانوی ارجمند ایرانی نه تنها در کتیبه ی کعبه ی زرتشت که مدرکی تاریخی است آمده بلکه در روایت های کتبی و شفاهی دیگر نیز آمده است و در همه جا به آزرم و احترام از او یادآور شده است.&#8221; وی بر این باور است که شاپور شهر «بی شاپور» را  به نام و پاسداشت این ملکه بزرگ برپای کرده است . (فرخزاد،۱۳۷۸،جلدیک : ۱۱۹)</p>
<p style="text-align: justify;">برخی بانویی را که در نقش برجسته ی تنگ قندیل در بیشاپور به تصویر کشیده شده است همان آذر اناهید دانسته اند.</p>
<p style="text-align: justify;">خورانزیم شهبانوی کشورxwaran zēm ī šahr bāmbišn</p>
<p style="text-align: justify;">خورانزیم تنها بانویی است که لقب « شهبانوی کشور » را داراست ، او احتمالا همسر شاپور و مادر « ورازدخت » است ، برخی چون هنینگ بر این باورند که لقب شهبانوی کشور را از آن رو به دست آورده است که مادر هرمز اردشیر است ( نصرالله زاده ، ۱۳۸۴ : ۱۷ )</p>
<p style="text-align: justify;">در دانشنامه زبان او را ملکه ی استخر معرفی کرده اند که &#8221; بانویی نژاده از دودمان فرمانروایان پیشین پارسی به دوران ساسانیان بود که به نام خانوادگی اش جلوه ای تازه بخشید . &#8220;( فرخزاد، ۱۳۷۸ ، ج ۱ : ۷۸۰ )</p>
<p style="text-align: justify;">دینگ شهبانو ēnag bām bišnِِِd</p>
<p style="text-align: justify;">این بانو که نامش پیش از بهرام گیلان شاه و جزء درباریان شاپورآمده است و از جمله-ی کسانی است که نذورات روزانه برای شادی روانشان تعلق می گرفته است .</p>
<p style="text-align: justify;">نام دینگ در این سنگ نوشته چهار بار آمده است : دو بار در میان درباریان اردشیر که یکی نام مادر بابک است ، دیگری دختر بابک که با فرنام « شهبانوی شهبانوها » از او یاد می شود و آخرین بار از دینگ شهبانوی میشان سخن به میان آمده است. از آن جا که مادر بابک هیچ لقبی ندارد و لقب دختر بابک شهبانوی شهبانوها است احتمالا این باید همسر شاپور میشان شاه باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">دینگ شهبانوی میشان[ صاحب ] دستگرد شاهپورdēnag ī mēšān bāmbišn dastgird šāhpuhr</p>
<p style="text-align: justify;">نصرالله زاده جایگاه او را نشانگر قدرت او می داند که با قدرت شاهان تابع شاهنشاه برابر است ( نصرالله زاده ، ۱۳۸۴ : ۱۲۰ )</p>
<p style="text-align: justify;">&#8220;او به سبب شایستگی بسیاری که از خود نشان داده بود ، پس از مرگ همسرش به نام ملکه ی میشان به حکومت نشست و منطقه ی میشان در دوران حکومت او از آرامش و رفاه چشم گیری بهره مند بود . پسر دینک نیز به نام « آذرفرنبغ » پس از او به فرمانروایی میشان رسید . &#8221; ( فرخزاد، ۱۳۷۸: ۸۹۲) اما نصرالله زاده معتقد است آذرفرنبغ فرزند دینک نمی تواند باشد. &#8221; به رسم جانشینی انتظار می رود که پس از شاهپور میشان شاه و همسرش دینک ، یکی از ۶ پسر او بر میشان شاه بشوند. اما چنین امری رخ نداده است . هویت و تبار آذرفرنبغ بر ما شناخته نیست . &#8221; ( نصرالله زاده ، ۱۳۸۴ : ۴۰ )</p>
<p style="text-align: justify;">شاپور دختک سکان شهبانو  šahpuhr duxtag ī  sagān bāmbišn</p>
<p style="text-align: justify;">شاپور دختک همسر نرسی شاه سکاها است که در ۲۶۲م بر سکستان حکومت می کرد. &#8220;در نقش برجسته نرسی در نقش رستم زنی است که همگان او را ایزدبانو آناهید می‌دانند. اما شهبازی که بیشتر نقش برجسته ها را صحنه ی طبیعی زندگی می داند ، این زن را همان شاهپور دختگ همسر نرسی    می داند . به نظر شهبازی این همسر نرسی بوده که بزرگان و اشراف را گرد آورده تا حمایت خود را از نرسی اعلام کنند و از آنجایی که یک تصویر منفرد از او در نقش برجسته پیروزی شاهپور اول در دارابگرد به پیدایی آمده نشان می دهد این زن صاحب موقعیت سیاسی خوب و نفوذ فراوان بوده است . از این رو، در نقش برجسته نقش رستم در حال اعطا  حلقه قدرت به نرسی است که در به قدرت رسانیدن او سهیم بوده است. &#8220;( نصرالله زاده ، ۱۳۸۴ : ۱۵۷ )</p>
<p style="text-align: justify;">نرسه دخت سکان بانو narseh duxt sagān bāmbišn</p>
<p style="text-align: justify;">نرسه دخت احتمالا همسر دیگر نرسی است .</p>
<p style="text-align: justify;">چشمگ بانو  udčašmag bānūg</p>
<p style="text-align: justify;">&#8221; ژینیو او را زنی از همراهان درباری اردشیر می داند . و شومون او را یکی از زنان دوم اردشیر اول می داند و او را هم ردیف مورود بانو می داند که هر دو عنوانی مشابه دارند.&#8221;  ( نصرالله زاده ، ۱۳۸۴ : ۱۱۳ )</p>
<p style="text-align: justify;">
مورود بانو، مادر شاهپور اول šahpuhr šahān šah mād  murrod bānūg ī ‌‌‌‌</p>
<p style="text-align: justify;">&#8221; نام مورودبانو نه فقط او را مادر شاهپور نشان می دهد بلکه غیر مستقیم او را همسر اردشیر نیز معرفی می کند.&#8221; ( نصرالله زاده ، ۱۳۸۴ : ۱۸۴ ) در ترجمه ای از پهلوی اشکانی نام او «مردودبانو» آمده است. ( اکبرزاده، ۱۳۸۲: ۴۳ )</p>
<p style="text-align: justify;">رود دخت ، دختر انوشگ  rōdduxt ī duxš/wisduxt ī anōšag duxt</p>
<p style="text-align: justify;">اوتنها بانویی است که لقب شاهزاده یا شاهدخت دارد. &#8221; به سبب جایگاهی که نام رود دخت آمده یعنی در کنار مورود مادر شاهپور اول و نرسی و پیروز ویسپوهر، که برادر شاهپور اول هستند، می توان احتمال داد که رود دخت دختر اردشیر اول و خواهر شاهپور اول باشد.&#8221; ( نصرالله زاده، ۱۳۸۴ : ۱۲۳ )</p>
<p style="text-align: justify;">در نسب شناسی دوره ی <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ساسانی">ساسانی</a> که معمولا فرزندان نسب از پدر می برند شاید کمی عجیب باشد که رود دخت از مادرش انوشگ و ورازدخت از مادرش خورانزیم نسب می‌برند!</p>
<p style="text-align: justify;">ورازدخت دختر خورانزیم warāz duxt ī xwara(r) ānzēm duxt</p>
<p style="text-align: justify;">تنها چیزی که درباره ی وی روشن است اینکه او نیز چون رود دخت نسب از مادر می‌برد و به سبب نداشتن لقب اشرافی وی از فرزندان شاهپور محسوب نمی شود و بحث درباره ی کیستی وی همواره ادامه دارد .</p>
<p style="text-align: justify;">استخر یاد شهبانو  staxryād bāmbišn</p>
<p style="text-align: justify;">این شهبانو احتمالا همسر شاپور اول است. &#8221; اهمیت شهبانو استخر یاد به خاستگاه اصلی ساسانیان یعنی شهر استخر برمی گردد . آن ها از زمان ساسان به سبب متولی گری معبد آناهید با این شهر وابسته بودند. &#8221; ( نصرالله زاده، ۱۳۸۴ : ۷۰ )</p>
<p style="text-align: justify;">شاهپور دختگ ، دختر شاهپور میشان شاه ud šahpuhr duxtag ī mēšanšah duxt</p>
<p style="text-align: justify;">شاهپور دختگ فرزند هفتم شاهپور میشان شاه و هشتمین نوه از ۹ نوه ی شاهپور اول است که نامشان در این سنگ نوشته آمده است و مادرش دینگ شهبانوی میشان دستگرد شاهپور است . ( نصرالله زاده، ۱۳۸۴: ۱۵۳)</p>
<p style="text-align: justify;">هرمزد دختگ، دختر شکان شاه ohrmizd (d)uxtag ī saganšah duxtar</p>
<p style="text-align: justify;">او دختر نرسی و نوه  شاپور اول است، &#8221; در زمان نوشته شدن کتیبه او تنها فرزند نرسی اول بوده است و هنوز هرمز ( هرمز دوم بعدی ) به دنیا نیامده بود. این که کدام یک از دو همسر نرسی، یعنی شاهپور دختگ، شهبانوی سکاها و نرسی دخت بانوی سکاها مادر اوست از کتیبه مشخص نمی شود.&#8221;   (نصرالله زاده، ۱۳۸۴ : ۷۷ )</p>
<p style="text-align: justify;">
دینگ مادر بابک شاه Dēnag Ī Pābag ŝah mad</p>
<p style="text-align: justify;">دینگ مادر بابک همسر ساسان از خاندان بازرنگی فارس بود اما در فهرست در باریان هیچ عنوان لقبی ندارد.</p>
<p style="text-align: justify;">فرخزاد معتقد است :&#8221;دینگ نزدیک به یک صد سال زندگی کرد و نامش در جشن های تاجگذاری   نواده اش اردشیر اول در صدر جای دارد.&#8221; (فرخزاد ،۱۳۷۸ :۸۹۸)</p>
<p style="text-align: justify;">برخی منابع اسلامی همسر ساسان &#8220;رام بهشت&#8221; از خاندان بازرنگی معرفی کرده اند.</p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">رودک مادر اردشیر شاهنشاه    rōdak</p>
<p style="text-align: justify;">همان گونه که از متن سنگ نوشته برمی آید او مادر اردشیر اول است بر این پایه باید همسر پاپک باشد . درباره ی او در کتاب نام تبارشناسی ساسانیان و دیگر منابع کمتر مطلبی یافت می شود تنها در دانشنامه زنان اشاره ای کوتاه به زندگی و شخصیت او می‌شود: &#8221; در تمامی حوادثی که به پیروزی اردشیر اول و سازمند شدن سلسله پارسی ساسانی انجامید ، دخالت مستقیم داشت . روتک عمر زیادی کرد و نامش در شمارگان مهمانان جشن پادشاهی پسرش اردشیر اول ساسانی دیده می شود.&#8221; ( ؟ )     ( فرخزاد، ۱۳۷۸ : ۹۳۸و ۹۳۹ )</p>
<p style="text-align: justify;">دینگ بابکان شهبانوی شهبانوها  dēnag bāmbišnān bāmbišn pabagan</p>
<p style="text-align: justify;">نام او در میان درباریان اردشیر اول آمده است . باتوجه به این که در متن سنگ نوشته او دختر بابک معرفی می شود باید خواهر اردشیر باشد ولی لقب « شهبانوی شهبانوها » سبب شده او را همسر اردشیر بدانند. &#8220;در نقش برجسته اردشیر در نقش رجب که در حال گرفتن حلقه ی قدرت از اهورامزدا است دو زن وجود دارند ( سمت راست نقش برجسته ) هینتس معتقد است که زن انتهایی در سمت راست همین دینگ است.&#8221; ( نصرالله زاده، ۱۳۸۴ : ۱۲۰ )</p>
<p style="text-align: justify;">مهری که کریستینسن متعلق به دینگ همسریزدگرد دوم که برای مدت کوتاهی در تیسفون حکومت داشته است می داند (کریستینسن ،۱۳۸۲: ۲۰۹) نصرالله زاده مربوط به دینگ دختر بابک می داند. (نصرالله زاده،۱۳۸۴: ۲۴۵)</p>
<p style="text-align: justify;">آخرین بانوی ساسانی که درسنگ نوشته ی شاپور از او نام برده شده است ذینگ شهبانوی میشان شاه است که پیشتر به وی پرداخته شد.</p>
<p style="text-align: justify;">در سنگ نوشته های <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%b1%d8%aa%db%8c%d8%b1/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کرتیر">کرتیر</a> در سه سنگ نوشته ی سرمشهد (KSM)، کعبه زرتشت (KKZ ) و نقش رستم (KNRM) وی می‌گوید:&#8221; او مرا آئین بد و حاکم ( خلیفه ) آذر آناهید – اردشیر و بانو آناهید در استخر کرد.&#8221;  ( اکبرزاده، ۱۳۸۵: ۸۸ و ۱۰۴ )</p>
<p style="text-align: justify;">اکبرزاده از قول ژینیو آورده است : « این نام مرکب نمی تواند چندان به ایزدبانو آناهیتا برگردد&#8230; » وی او را با آذر – آناهید دختر شاپور اول یکی می پندارد . ( اکبرزاده ، ۱۳۸۵ : ۶۴ و ۱۶۵ )</p>
<p style="text-align: justify;">گذشته از آن در معراج <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%b1%d8%aa%db%8c%d8%b1/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کرتیر">کرتیر</a> به« زنی نجیب و با وجاهت » اشاره می شود. &#8220;زنی که به دیدار « <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%b1%d8%aa%db%8c%d8%b1/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کرتیر">کرتیر</a> جفت » می آید، بی گمان  « دین» اوست که نجابت بی همتای آن ( زن ) گواهی بر پارسایی    بی همتای <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%b1%d8%aa%db%8c%d8%b1/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کرتیر">کرتیر</a> دارد.&#8221; ( اکبرزاده، ۱۳۸۵ : ۱۹۱ به نقل از مکنزی ) به هر روی همراهی یک زن در معراج <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%b1%d8%aa%db%8c%d8%b1/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کرتیر">کرتیر</a> نشان از جایگاه زن  در دربار ساسانی دارد .</p>
<p style="text-align: justify;">در سنگ نوشته ی نرسی در پایکولی (NPI ) از ایزدبانو آناهیتا سخن به میان می آید که در کنار اورمزد و دیگر ایزدان قرار دارد . &#8220;[ و باشد که او نگهدارد ایران] شهر را درست ( ؟ ) تا فرجام و هنگامی که ما دیدیم آن پرورده ( نامه ) را، پس نام اورمزد و همه ی ایزدان و بانو آناهیتا،از ارمنستان بسوی ایران شهر آمدیم . &#8221; ( اکبرزاده و طاووسی ، ۱۳۸۵ : ۷۲ ) در این نوشته ایزدبانو آناهیتا از جایگاه بالایی برخوردار است چرا که تنها ایزدی است که از او نام برده شده است.</p>
<p style="text-align: justify;">علاوه بر اینها در سنگ مزارهایی که از اواخر دوره ی ساسانی و اوایل دوران اسلامی بر جای مانده است نیز به نام زنانی اشاره می شود که دیگران برای آن ها بنای یادبود ساخته اند.</p>
<p style="text-align: justify;">در جنوب کازرون، میان بالاده و دره ی میدانک سنگ نوشته ای به خط پهلوی متصل پیدا شده است    (KAZ.I) که بنای یادبود زنی به نام « آبان دخت » دختر رمک است.</p>
<p style="text-align: justify;">در جنوب شرقی کازرون سنگ نوشته ای متعلق به سال ۹۳ و ۹۴ یزگردی ( ۷۲۵ م ) پیدا شده است  (KAZ.II) که یادبودی برای بانویی به نام « نیک زاد » دختر مهرین شاد در گذشته به سپندارمذ ماه سال ۹۳ یزگردی و بانویی به نام « برزیدگ » دختر جمان گشنسب درگذشته به خردادماه ۹۴ یزگردی است. ( اکبرزاده، ۱۳۸۵ : ۴۸ تا ۵۳ )</p>
<p style="text-align: justify;">بر پایه ی سنگ نوشتۀ (KAZIV ) مردی دستور ساخت گوردخمه‌ای برای «آناهید پیروز»  (اپرویز آناهید) را داده است. (اکبرزاده – طاووسی /۱۳۸۵: ۱۷۴ )</p>
<p style="text-align: justify;">سنگ نوشته ای در ۶ سطر متعلق به سال ۷۷۹ م که در دهکده ی تومین استان شانسی کشور چین پیدا شده است . این کتیبه که یادبودی برای دختری به نام ماسیش که احتمالا از بزرگ زادگان روزگار ساسانی و از خاندان سورن بوده و پدرش در چین مقام نظامی داشته است به دو <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%be%d9%87%d9%84%d9%88%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زبان پهلوی">زبان پهلوی</a> و چینی نوشته شده است . ( اکبرزاده ، ۱۳۸۵ : ۵۹ و ۶۰ )</p>
<p style="text-align: justify;">به هر روی زنان در روزگار ساسانی از چنان ارزش و جایگاهی برخوردار هستند که نامشان در سنگ نوشته های پادشاهان آورده می شود و برایشان سنگ مزار و بنای یادبود می سازند. این در نوشتار تنها به مرور نام چند تن از آنان پرداخته شده است .</p>
<blockquote><p>
<strong>منابع و ماخذ:</strong></p>
<p>-         نصرالله زاده ، سیروس. ۱۳۸۴ ، نام تبارشناسی ساسانیان از آغاز تا هرمزدوم،انتشارات پژوهشکده زبان و گویش</p>
<p>-         اکبرزاده، داریوش ، محمود طاووسی . ۱۳۸۵ ، کتیبه فارسی میانه ، نشرنقش هستی</p>
<p>-         اکبرزاده، داریوش. ۱۳۸۵، سنگ نبشته های کرتیر موبدان موبد ، نشر پازینه</p>
<p>-         اکبرزاده، داریوش. ۱۳۸۲ ، کتیبه های پهلوی اشکانی، نشر پازینه</p>
<p><span style="color: #800000;"><strong>پژوهشی از ناهید زندی</strong></span></p></blockquote>
<h2  class="related_post_title">نگاره های مرتبط:</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6060/sassanid-defeat/" title="دلایل فروپاشی یا شکست ساسانیان از اعراب">دلایل فروپاشی یا شکست ساسانیان از اعراب</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/2004/%d9%81%d8%b1%d9%88%d9%be%d8%a7%d8%b4%d9%89-%d8%af%d9%88%d9%84%d8%aa-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%89%d8%a7%d9%86/" title="فروپاشى دولت ساسانى و گروش ايرانيان به اسلام">فروپاشى دولت ساسانى و گروش ايرانيان به اسلام</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/241/%da%a9%d9%88%d8%aa%d8%a7%d9%87-%d8%b3%d9%84%d8%b3%d9%84%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c/" title="کوتاه سلسله ساسانی">کوتاه سلسله ساسانی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1848/%d8%b4%d8%a7%d9%be%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d9%88%d9%84-%d9%81%d8%b1%d8%b2%d9%86%d8%af-%d8%a7%d8%af%d8%b1%d8%b4%db%8c%d8%b1-%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86/" title="شاپور اول فرزند اردشیر دومین شاه ساسانی">شاپور اول فرزند اردشیر دومین شاه ساسانی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1118/%d8%a7%db%8c%d8%b2%d8%af-%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%85/" title="ایزد زرتشتی : بهرام">ایزد زرتشتی : بهرام</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/1041/%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4-%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%862/" title="دانش پزشکی در ایران باستان(2)">دانش پزشکی در ایران باستان(2)</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1946/%d8%ac%d8%b4%d9%86-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%85%d8%a7/" title="بزرگترین جشن ملی ایران ">بزرگترین جشن ملی ایران </a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1710/%d8%ac%d8%b4%d9%86-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2/" title="جشن نوروز">جشن نوروز</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/238/%d8%b2%d9%86-%d9%88-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" title="زن و خانواده در ایران باستان">زن و خانواده در ایران باستان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/492/%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9%db%8c-%d8%b3%d9%84%d8%b3%d9%84%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7/" title="پزشکی ایران در عهد ساسانی">پزشکی ایران در عهد ساسانی</a></li></ul><hr />

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/facebook.png">
<a href="http://www.facebook.com/Tarikhema.ir">«تاریخ ما» در فیس بوک</a>

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/feed.png">
<a href="http://feeds.feedburner.com/tarikhema">فید «تاریخ ما»</a>

<hr />
<p><small>© eni برای <a href="http://tarikhema.ir">تاریخ ما</a>, |
<a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6988/women-in-the-sasanian-inscriptions/">لینک نگاره</a> |
<br/>
</small></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6988/women-in-the-sasanian-inscriptions/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>یادگار زریزان » کهن ‏ترین تعزیه‏ نامه ایرانی</title>
		<link>http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6831/yadegar-e-zariran/</link>
		<comments>http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6831/yadegar-e-zariran/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 03 Aug 2011 10:25:03 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انی کاظمی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اشکانیان (پارتیان)]]></category>
		<category><![CDATA[ساسانیان]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب های باستانی]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات اشکانی]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات ساسانی]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات ساسانیان]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات پارت]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات پارتی]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات پارتیان]]></category>
		<category><![CDATA[ارجاسپ]]></category>
		<category><![CDATA[ارجاسپ تورانی]]></category>
		<category><![CDATA[ایاتگار]]></category>
		<category><![CDATA[ایاتگار زریران]]></category>
		<category><![CDATA[تعزیه]]></category>
		<category><![CDATA[تعزیه نامه]]></category>
		<category><![CDATA[داستان زریر]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر ذبیح‌الله صفا]]></category>
		<category><![CDATA[زبان پهلوی]]></category>
		<category><![CDATA[زریر]]></category>
		<category><![CDATA[زریران]]></category>
		<category><![CDATA[ساسانی]]></category>
		<category><![CDATA[صادق هدایت]]></category>
		<category><![CDATA[قدیمی]]></category>
		<category><![CDATA[قدیمی ترینن]]></category>
		<category><![CDATA[لرهاسپ]]></category>
		<category><![CDATA[لهراسب]]></category>
		<category><![CDATA[لورته‌اسپ]]></category>
		<category><![CDATA[ملک الشعرای بهار]]></category>
		<category><![CDATA[نوحه]]></category>
		<category><![CDATA[نوحه سرایان]]></category>
		<category><![CDATA[پارت]]></category>
		<category><![CDATA[پارتی]]></category>
		<category><![CDATA[پارتیان]]></category>
		<category><![CDATA[پارسی میانه]]></category>
		<category><![CDATA[کهن]]></category>
		<category><![CDATA[کهن ترین]]></category>
		<category><![CDATA[گشتاسپ‌]]></category>
		<category><![CDATA[یادگار]]></category>
		<category><![CDATA[یادگار زریران]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarikhema.ir/?p=6831</guid>
		<description><![CDATA[«یادگار زریران کهن‏ترین تعزیه‏نامه ایرانی است که به ما رسیده است. بخشی از این نمایشنامه گفتگوی بازیگران و به سخن دیگر آنچه شنیدنی است و بخشی دیگر، یعنی شرح کارهای آنان که باید به نمایش گذارده شود (آنچه دیدنی است) به نثر. یادگار زریران حماسه و یلنامه غم انگیزی است که از روزگار ساسانیان بجا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">«یادگار زریران <strong><a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d9%87%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کهن">کهن</a>‏ترین تعزیه‏نامه ایرانی</strong> است که به ما رسیده است. بخشی از این نمایشنامه گفتگوی بازیگران و به سخن دیگر آنچه شنیدنی است و بخشی دیگر، یعنی شرح کارهای آنان که باید به نمایش گذارده شود (آنچه دیدنی است) به نثر.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>یادگار زریران</strong> حماسه و یلنامه غم انگیزی است که از روزگار <strong><a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ساسانیان">ساسانیان</a></strong> بجا مانده و بر پایه نوشته‌ای <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d9%87%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کهن">کهن</a> و اصیل از روزگار <strong><a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%be%d8%a7%d8%b1%d8%aa%db%8c%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with پارتیان">پارتیان</a></strong> است. بنابر این ریشه‌های تاریخی نمایش سنتی سوگناک که امروزه به ما رسیده در پیش از اسلام وجود داشته‌است. با گذشت زمان و دگرگونی‌هایی که از سوی نوحه‌سرایان و شبیه‌سازان هر عصر در نمایش، شبیه‌خوانی پدید آمده و با رویداد تاریخی و آیینی <strong>عاشورا</strong>، این گونه نمایش در روزگار <strong>صفوی</strong> به اوج خود رسیده‌است. یعنی سیر و پویه تکاملی شبیه خوانی از سوگواری‌هایی که بر <strong>سیاوش</strong> و <strong>پهلوان</strong>-<strong>نامه</strong> یادگار زریران می‌شده، آغاز شده و با کشته شدن <strong>امام حسین</strong> (از پیشوایان شیعه‌ها) و رویداد <strong>عاشورا</strong> ادامه یافته‌است. داستان <strong>زریر</strong> قهرمان یادگار زریران همانندی شگرفی دارد با داستان <strong>عباس</strong> برادر امام <strong>حسین</strong> در دشت <strong>کربلا</strong>. این کتاب یکی از منابع و آبشخورهای <a title="شاهنامه فردوسی" href="http://siminsagh.com/ferdowsi/shahnameh"><strong>شاهنامه فردوسی</strong> </a>بوده‌است.</p>
<blockquote><p><span style="color: #800000;"><strong>ملک الشعرای بهار و صادق هدایت نیز در زمینه برگردان این متن به فارسی امروزی کار کرده‌اند.</strong></span></p></blockquote>
<p style="text-align: justify;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #800000;"><strong>و اما متن زریران :</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">این یادگار را که زریران خوانند، بدان گاه نوشته شد که گشتاسپ‌شاه با پسران و برادران و شاهزادگان و ملازمان خویش این دین پاک مَزدیَسنان را از هرمزد پذیرفت.</p>
<p style="text-align: justify;">سپس ارجاسپ، سرور هیونان، آگاه شد که گشتاسپ‌شاه با پسران، برادران و شاهزادگان و ملازمان خویش این دین پاک مزدیسنان رااز هرمزد پذیرفت. آن‌گاه ایشان را گران دشواری بود و بیدرفش جادوگر و نامخواست هزاران را با بیست هزار سپاه گزیده و به پیغامبری به ایرانشهر فرستادند. پس جاماسپ، پیشینیان‌سالار، زود اندرون اندرشد و به گشتاسپ‌شاه گفت که «از ارجاسپ، سرور هیونان، دو فرستاده آمد که اندر همه کشور هیونان از ایشان نژاده‌تر نیست. یکی بیدرفش جادوگر و دیگری نامخواست هزاران است. بیست‌هزار سپاه گزیده با خود دارند و نامه به دست دارند و گویند که &#8220;ما را اندر پیش گشتاسپ‌شاه هلید&#8221;».</p>
<p style="text-align: justify;">گشتاسپ‌شاه گفت که «ایشان را اندر پیش هلید». اندر شدند و به گشتاسپ‌شاه نماز بردند و نامه بدادند. ابراهیم، بزرگ دبیران، بر پای ایستاد و نامه را بلند خواند. اندر نامه این‌گونه نوشته شده بود که «شنیدم که شما خدایگان این دین پاک مزدیسنان را از هرمزد پذیرفتید و اگر که آن را بازننهید، نزد ما گران زیان و دشواری از آن شاید بودن. اما اگر شما خدایگان را پسند افتد و این دین پاک را بهلید و با ما همکیش شوید، آن‌گاه شما را به سروری پرستیم، آن‌گاه شما را سال به سال بس زر، بس سیم و بس اسب نیکو و بس تختگاه شهریاری دهیم؛ و اگر این دین را نهلید و با ما همکیش نشوید، آن‌گاه بر شما رسیم، غله تر را خوریم و خشک‌ها را بسوزانیم و چهارپای و دوپای از کشور شما بَرده کنیم و شما را به بندِ گران و دشواری کار فرمائیم.»</p>
<p style="text-align: justify;">پس گشتاسپ‌شاه را -چون آن سخن ایشان شنوده شد &#8211; گران دشواری بود. پس آن تهمِ سپاه دلیر، زریر، چون دید که گشتاسپ‌شاه ترسان شد، زود اندرون اندر شد و به گشتاسپ‌شاه گفت که «اگر شما خدایگان را پسند افتد، من این نامه را پاسخ فرمایم کردن». گشتاسپ‌شاه فرمان داد که «نامه را پاسخ کن». آن تهم سپاهبد دلیر، زریر، نامه را پاسخ چنان فرمود کردن که «از گشتاسپ‌شاه، شاه <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران">ایران</a>، به ارجاسپ، هیونان‌شاه، درود. نخست، ما این دین پاک را نهلیم و با شما همکیش نشویم و این دین پاک را از هرمزد پذیرفتیم و بـِنَهلیم و با شما دیگرماه انوش خوریم. آنجا به بیشه هوتُس و مَرغِ زردشتان که نه کوه بلند و نه دریای ژرف دارد، بدان دشت هامون نتیجه کار با اسبان تیزپی است. شما از آن سوی آیید تا ما از ایدر آییم و شما مارا ببینید. ما شما را ببینیم و به شما نشان دهیم که چگونه دیو به دست ایزدان نابود می‌شود».</p>
<p style="text-align: justify;">ابراهیم دبیران‌مِهِست نامه را مهر کرد و بیدرفش جادوگر و نامخواست هزاران نامه را بپذیرفتند و به گشتاسپ‌شاه نماز بردند و برفتند.</p>
<p style="text-align: justify;">&#8230; ناتمام.</p>
<p style="text-align: justify;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #800000;"><strong>توضیحات :</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">یکی از آثار به جا مانده از زمان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ساسانیان">ساسانیان</a> کتابی است به نام «یادگار زریر» یا در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%be%d9%87%d9%84%d9%88%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زبان پهلوی">زبان پهلوی</a> (پارسی میانه): «ایاتگار زریران». این کتاب درباره‌ی <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ac%d9%86%da%af/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with جنگ">جنگ</a> میان گشتاسپ و ارجاسپ تورانی و بیان دلاوری‌ها و جنگاوری‌های زریر و پسرش بَستور در این نبردها است.</p>
<p style="text-align: justify;">زریر نام برادر گشتاسپ بود و هر دو پسر لُهراسپ بودند. لهراسپ در اصل به صورت «اَئووَرتَه‌اسپه» بوده به معنای دارنده‌ی اسپ تندرو. ائوورته همان است که به صورت اروند (رود تندرو) و الوند درآمده است. ائوورته‌اسپه به صورت لورته‌اسپ و لرهاسپ و سپس لهراسپ درآمده است. لهراسپ چون به سن پیری رسید خود را بازنشسته کرد و کشورداری را به پسران خود سپرد. گشتاسپ شاه شد و زریر فرمانده ارتش. در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b4%d8%a7%d9%87%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with شاهنامه">شاهنامه</a> چنین آمده است:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: center;">چو گشتاسپ را داد لهراسپ تخت &#8212;&#8212;&#8212; فروآمد از تخت و بربست رخت</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">در زمان شاهی گشتاسپ، <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زرتشت">زرتشت</a> پیامبر بر او درمی‌آید و او را به دین خود می‌خواند. که در واقع دین <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زرتشت">زرتشت</a> اصلاحاتی در دین آریایی مزداپرستی بود. گشتاسپ دین او را می‌پذیرد و دیگران را نیز به دین <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زرتشت">زرتشت</a> دعوت می‌کند از جمله ارجاسپ تورانی را. اما ارجاسپ از پذیرش دین <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زرتشت">زرتشت</a> سرباز می‌زند و چنین پاسخ می‌دهد:</p>
<p style="text-align: center;">که ای نامور شهریار جهان &#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211; فروزنده‌ی تاج شاهنشه</p>
<p style="text-align: center;">ان سرت سبز باد و تن و جان درست &#8212;&#8212;&#8212;&#8212;- مبادت کیانی کمرگاه سست</p>
<p style="text-align: center;">شنیدم که راهی گرفتی تباه &#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212; مرا روز روشن بکردی سیاه</p>
<p style="text-align: center;">بیامد یکی پیر مهتر فریب &#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;- ترا دل پر از بیم کرد و نهیب سخن</p>
<p style="text-align: center;">گفتنش از دوزخ و از بهشت &#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212; به دلت اندرون هیچ شادی نهشت</p>
<p style="text-align: center;">تو او را پذیرفتی و دینش را &#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211; بیاراستی راه و آیینش را</p>
<p style="text-align: center;">برافگندی آیین شاهان خویش &#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211; بزرگان گیتی که بودند پیش</p>
<p style="text-align: center;">رها کردی آن پهلوی کیش را &#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211; چرا ننگریدی پس و پیش را</p>
<p style="text-align: justify;">سپس جنگی درمی‌گیرد و زریر در این <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ac%d9%86%da%af/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with جنگ">جنگ</a> به دست یک تورانی به نام «بیدرفش جادو» کشته می‌شود. بخش گشتاسپ‌نامه در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b4%d8%a7%d9%87%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with شاهنامه">شاهنامه</a> که سروده‌ی دقیقی توسی است در واقع بر پایه‌ی نسخه‌ای از «یادگار زریران» است و فردوسی آن را بر اثر خوابی که دید و در آن خواب دقیقی از وی درخواست کرد، در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b4%d8%a7%d9%87%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with شاهنامه">شاهنامه</a>‌ی خود گنجاند. البته دکتر ذبیح‌الله صفا معتقد است که دقیقی از <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b4%d8%a7%d9%87%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with شاهنامه">شاهنامه</a>‌ی منثور ابومنصوری استفاده کرده نه یادگار زریران اما آن <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b4%d8%a7%d9%87%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with شاهنامه">شاهنامه</a>‌ی منثور خود بر پایه‌ی یادگار زریران بوده است.</p>
<p style="text-align: justify;">صورت فعلی یادگار زریران به زمان ساسانیان برمی‌گردد و کتابی است به نثر. در سال ۱۹۳۲ م. / ۱۳۱۱ خ. امیل بنونیست (Emile Benveniste)، استاد فرانسوی زبان‌های ایرانی کهن، ثابت کرد که این کتاب در اصل به صورت نظم حماسی و متعلق به دوران اشکانیان بوده و در زمان ساسانیان پس از افزوده شدن توضیح و تفسیرهایی به صورت نثر درآمده است. سپس خود به بازیابی و بازسازی صورت اصلی آن پرداخت و موفق شد پس از چند سال کوشش شکل اصل آن به صورت شعرهای شش هجایی را بازسازی کند. گویا خود این شکل اشکانی نیز از روی منظومه‌ی دیگری در زمان هخامنشیان سروده شده است.</p>
<p style="text-align: justify;">به نوشته‌ی <strong>دکتر ذبیح‌الله صفا</strong>، اهمیت یادگار زریران در این است که واسطه‌ی میان منظومه‌های حماسی پشت‌ها و حماسه‌های پارسی است و نشان می‌دهد که اندیشه‌ی ایجاد منظومه‌های پهلوانی از دوره‌ی یشت‌ها همواره در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران">ایران</a> وجود داشته است. دکتر صفا متن حماسی یادگار زریران را در شماره‌های ۶ تا ۱۰ سال اول مجله‌ی سخن منتشر کرد. این هم نمونه‌ای از این برگردان:</p>
<p style="text-align: justify;">بَستور، پسر خردسال زریر، به کین‌خواهی پدر به رزم می‌رود و چنین می‌گوید: رزم ایران بینم / و این که آن سپهبد دلیر / پدر من زریر / زنده است یا مرده / پیش خدایگان بازگویم / پس ویشتاسپ شاه / گفت تو مشو! / چه تو اَپورناکی [=نابالغ] / و پرهیز رزم [=روش دفاع] ندانی / و تیر ندانی افکند / و خیونان [=تورانیان] ترا کُشند / آنگاه خیونان دو از من برند [=زریر و بستور] / &#8230;</p>
<p style="text-align: justify;">اما بستور به پنهانی / به آخور سردار گفت / ویشتاسپ فرمان داد / آن اسپ که زریر را بود / به بستور دهید / آخورسردار اسپ زین فرمود کردن / و بستور برنشست / و اسب فراز هِلید / و دشمن بکشت / تا بدان جایگه رسید / که پدر مرده را بدید / و گفت ای پدر نامور! / خون تو که ریخت؟ /&#8230; / کام تو همه آن بود / که کارزار کنی / اما اینک کشته افتاده‌ای / چون مردم بی‌تخت / و این موی و ریش تو / از باد بیاشفته است / تن پاکت خسته و خاک بر گردنت نشسته است / من اکنون چه می‌توانم کرد؟ / اگر فرود آیم / و سر تو بر کنار گیرم / و خاک از سرت بسترم / از آن پس، بر اسپ / نشستن نتوانم /&#8230;</p>
<ul>
<li>(نقل از کتاب کیانیان ترجمه‌ی ذبیح‌الله صفا)</li>
</ul>
<ul style="text-align: justify;">
<li>درباره یادگار زریران: سعید عریان، یادگار زریران: متون پهلوی، ۱۳۷۱.</li>
</ul>
<ul style="text-align: justify;">
<li>متن از: بهار، مهرداد: پژِوهشی در اساطیر ایران، پاره نخست و دویم، چاپ سوم، نشر آگه، تهران ۱۳۷۸.</li>
</ul>
<ul>
<li>انی کاظمی</li>
<li><a title="محمد تقی بهار" href="http://siminsagh.com/bahar"><strong>ملک الشعرای بهار</strong></a></li>
</ul>
<h2  class="related_post_title">نگاره های مرتبط:</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1948/%d8%a7%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7/" title="اوستا">اوستا</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/2556/%d8%a7%d8%af%d8%a8%d9%8a%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%be%d9%8a%d8%b4%e2%80%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%e2%80%8c/" title="ادبيات ايران پيش‌ از اسلام‌">ادبيات ايران پيش‌ از اسلام‌</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/499/%d9%85%d9%88%d8%b3%db%8c%d9%82%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b9%d9%87%d8%af-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c-2/" title="موسیقی ایران در عهد ساسانی 2">موسیقی ایران در عهد ساسانی 2</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/487/%d8%ad%da%a9%d9%85%d8%aa-%d9%88-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" title="حکمت و فلسفه در ایران باستان">حکمت و فلسفه در ایران باستان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6441/literature-and-poetry-in-the-sassanid-empire/" title="ادبيات و شعر و تاریخ‌نویسی در عصر ساسانی">ادبيات و شعر و تاریخ‌نویسی در عصر ساسانی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/ashkanian/4839/ashkanian-or-partian-battery/" title="باتری اشکانیان / پارتیان">باتری اشکانیان / پارتیان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1946/%d8%ac%d8%b4%d9%86-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%85%d8%a7/" title="بزرگترین جشن ملی ایران ">بزرگترین جشن ملی ایران </a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1813/%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%a7%d8%b2-%d8%a2%d8%ba%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%a7-%d9%be%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86/" title="شهر بابل از آغاز تا پایان">شهر بابل از آغاز تا پایان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1710/%d8%ac%d8%b4%d9%86-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2/" title="جشن نوروز">جشن نوروز</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1508/%d8%b9%d8%b5%d8%b1-%d9%be%d8%a7%d8%af%d8%b4%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b7%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d9%88%d9%85%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%86/" title="عصر پادشاهان اساطیری سومریان">عصر پادشاهان اساطیری سومریان</a></li></ul><hr />

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/facebook.png">
<a href="http://www.facebook.com/Tarikhema.ir">«تاریخ ما» در فیس بوک</a>

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/feed.png">
<a href="http://feeds.feedburner.com/tarikhema">فید «تاریخ ما»</a>

<hr />
<p><small>© eni برای <a href="http://tarikhema.ir">تاریخ ما</a>, |
<a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6831/yadegar-e-zariran/">لینک نگاره</a> |
<br/>
</small></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6831/yadegar-e-zariran/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ادبیات و شعر و تاریخ‌نویسی در عصر ساسانی</title>
		<link>http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6441/literature-and-poetry-in-the-sassanid-empire/</link>
		<comments>http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6441/literature-and-poetry-in-the-sassanid-empire/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 23 Jul 2011 09:27:03 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انی کاظمی</dc:creator>
				<category><![CDATA[ساسانیان]]></category>
		<category><![CDATA[آئین نامک]]></category>
		<category><![CDATA[آیین نامک]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات ساسانی]]></category>
		<category><![CDATA[از اندرزنامه پوریوتكشیان]]></category>
		<category><![CDATA[امپراطوری ساسانی]]></category>
		<category><![CDATA[امپراطوری ساسانیان]]></category>
		<category><![CDATA[اندرز]]></category>
		<category><![CDATA[اندرز پندنامه بزرگمهر]]></category>
		<category><![CDATA[اندرزنامه آذرباد مهر اسپندان]]></category>
		<category><![CDATA[اندرچ آنورپات مهر اسپندان]]></category>
		<category><![CDATA[ایاتكار زریان]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگمهر]]></category>
		<category><![CDATA[تاج نامک]]></category>
		<category><![CDATA[تاجنامک]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ ساسانی]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ ساسانیان]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ نویسی]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ نویسی ساسانیان]]></category>
		<category><![CDATA[تمدن ساسانی]]></category>
		<category><![CDATA[تنسر]]></category>
		<category><![CDATA[خدای نامه]]></category>
		<category><![CDATA[خداینامه]]></category>
		<category><![CDATA[دانایان بمزدیسنا]]></category>
		<category><![CDATA[ساسانی]]></category>
		<category><![CDATA[ساسانی ها]]></category>
		<category><![CDATA[سلسله ساسانی]]></category>
		<category><![CDATA[سلسله ساسانیان]]></category>
		<category><![CDATA[شطرنج نامه]]></category>
		<category><![CDATA[شعر ساسانی]]></category>
		<category><![CDATA[عصر ساسانی]]></category>
		<category><![CDATA[كار نامك‌ی ارتخشتری پاپكان]]></category>
		<category><![CDATA[ناک]]></category>
		<category><![CDATA[پندنامه]]></category>
		<category><![CDATA[پندنامه بزرگمهر]]></category>
		<category><![CDATA[چتر نك نامك]]></category>
		<category><![CDATA[کارنامه اردشیر بابکان]]></category>
		<category><![CDATA[گاه نامک]]></category>
		<category><![CDATA[گاهنامک]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarikhema.ir/?p=6441</guid>
		<description><![CDATA[تاریخ‌نویسی: سایر آثار ادبی و نگارش تاریخ‌ها به زبان پهلوی که جنبه مذهبی نداشتند و اغلب پس از برچیده شدن شاهنشاهی ساسانی گردآوری و نگاهداری شده به شرح زیر خلاصه می‌گردد: ۱- خدای‌نامه « خوتای نامک Xvatai &#8211; Namag یا شاهنامه » : در زمان یزگرد سوم در شرح حال پادشاهان نوشته شده‌است. روزبه پسر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL" align="justify"><img class=" aligncenter" src="http://tarikhema.ir/images/2011/07/2985669533_a3fefb676c3.jpg" alt="2985669533 a3fefb676c3 ادبيات و شعر و تاریخ‌نویسی در عصر ساسانی | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="ادبيات و شعر و تاریخ‌نویسی در عصر ساسانی | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL" align="justify"><strong>تاریخ‌نویسی:</strong> سایر آثار ادبی و نگارش تاریخ‌ها به <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%be%d9%87%d9%84%d9%88%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زبان پهلوی">زبان پهلوی</a> که جنبه مذهبی نداشتند و اغلب پس از برچیده شدن شاهنشاهی <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ساسانی">ساسانی</a> گردآوری و نگاهداری شده به شرح زیر خلاصه می‌گردد:</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL" align="justify">۱- <strong>خدای‌نامه</strong> « <strong>خوتای نامک Xvatai &#8211; Namag یا <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b4%d8%a7%d9%87%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with شاهنامه">شاهنامه</a></strong> » : در زمان یزگرد سوم در شرح حال پادشاهان نوشته شده‌است. <strong>روزبه</strong> پسر دادبه دانشمند شهیر قرن دوم هجری ( معروف به <strong>ابن‌مقفع</strong> ) متوفای ۷۶۰ میلادی آن‌را به عربی به‌نام « <strong>سیرالملوک‌الفرس</strong> » برگردانده و بعد از او مترجمان و نویسندگان و تاریخ‌نویسان دیگر از روی ترجمه او اقتباس‌هائی کرده که بیشتر آنها و حتی اصل پهلویش و ترجمه ابن‌مقفع از بین رفته است. می‌نویسند که این کتاب به‌قدری مورد پسند مردم قرار گرفت که بهرام‌بن‌مروان‌شاه مترجم خلفای عباسی نوشته‌است که « من زیاده از بیست نسخه‌های مختلف این کتاب را فراهم کرده بودم ۱٫موسی کسروی می‌نویسد « من این کتاب را چندین‌بار خوانده‌ام و در تصحیح آن و پرداخت آن کوشش فراوان کرده‌ام لیکن نسخه‌هائی که از آن به دستم آمد تمام مختلف و متناقص هم بوده‌اند بالاخره « حسن‌ابن‌علی همدانی » را در مراغه دیدم و چون او در این فن مهارت به‌سزائی داشت تصحیح و اصلاح آن را از او خواستم»۲٫ و بعداً در ۳۶۶ ه . ق ( ۹۵۷ میلادی ) توسط چها نفر زرتشتی اهل هرات و سیستان و شاپور و طوس برای حاکم طوس امیرمنصور عبدالرزاق به فارسی ترجمه شده۳ ، تصور کرده‌اند که سایر سرایندگان و نویسندگان سایر <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b4%d8%a7%d9%87%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with شاهنامه">شاهنامه</a>‌ها چون مسعودی مروزی نخستین شاعری که تاریخ <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران">ایران</a> را از زمان کیومرث تا یزدگرد سوم به شعر درآورده و ابوالمؤید بلخی شاعر عصر سامانی که تاریخ پهلوانی و اساطیری را به نثر نوشت و ابو‌علی بلخی و شاهنامه منثور ابومنصوری و ابومنصور دقیقی و حکیم فردوسی اطلاعات خود را از این گرفته باشند. به‌عقیده نلدکه Noldeke که مآخذ روایت فردوسی در شاهنامه ، ترجمه منثور <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ae%d8%af%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with خداینامه">خداینامه</a> بوده که مستقلاً به زبان پارسی درآمده و ارتباطی با ترجمه ابن‌مقفع نداشته است. اشعار خود فردوسی یکی از شواهد این نظریه می‌باشد.</p>
<blockquote>
<p dir="RTL" align="justify"><span style="color: #800000;">یکی نامه بود از گه باستان فراوان بدو اندرون داستان</span></p>
<p dir="RTL" align="justify"><span style="color: #800000;">پراکنده از دست هر مؤبدی از او بهره‌ای برده هر بخردی</span></p>
</blockquote>
<p dir="RTL" align="justify">و یا این ابیات:</p>
<div dir="ltr" align="right">
<div align="center">
<p>&nbsp;</p>
<table width="389" border="0" cellspacing="0" cellpadding="0">
<tbody>
<tr>
<td valign="top" width="284">
<p dir="RTL" align="justify">تو گفتی که با من به یک پوست بود</p>
</td>
<td valign="top" width="284">
<p dir="RTL" align="justify">به شهرم یکی مهربان دوست بود</p>
</td>
</tr>
<tr>
<td valign="top" width="284">
<p dir="RTL" align="justify">به نیکی خرامد مگر پای تو</p>
</td>
<td valign="top" width="284">
<p dir="RTL" align="justify">مرا گفت خوب آمد این رای تو</p>
</td>
</tr>
<tr>
<td valign="top" width="284">
<p dir="RTL" align="justify">به پیش تو آرم مگر بغنوی</p>
</td>
<td valign="top" width="284">
<p dir="RTL" align="justify">نوشته من این نامه پهلوی</p>
</td>
</tr>
<tr>
<td valign="top" width="284">
<p dir="RTL" align="justify">سخن گفتن پهلوانیت هست</p>
</td>
<td valign="top" width="284">
<p dir="RTL" align="justify">گشاده‌زبان و جوانیت هست</p>
</td>
</tr>
<tr>
<td valign="top" width="284">
<p dir="RTL" align="justify">بدین‌جوی نزد مهان آبروی</p>
</td>
<td valign="top" width="284">
<p dir="RTL" align="justify">شو این نامه خسروی بازگوی</p>
</td>
</tr>
<tr>
<td valign="top" width="284">
<p dir="RTL" align="justify">برافروخت این جان تاریک من</p>
</td>
<td valign="top" width="284">
<p dir="RTL" align="justify">چو آورد این نامه نزدیک من</p>
</td>
</tr>
<tr>
<td valign="top" width="284">
<p dir="RTL" align="justify">سخنهای آن بر منش راستان</p>
</td>
<td valign="top" width="284">
<p dir="RTL" align="justify">یکی نامه دیدم پر از داستان</p>
</td>
</tr>
<tr>
<td valign="top" width="284">
<p dir="RTL" align="justify">طبایع ز پیوند او دور بود</p>
</td>
<td valign="top" width="284">
<p dir="RTL" align="justify">فسانه <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d9%87%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کهن">کهن</a> بود و منثور بود</p>
</td>
</tr>
<tr>
<td valign="top" width="284">
<p dir="RTL" align="justify">بر اندیشه گشت ای دل شادمان [۲۶]</p>
</td>
<td valign="top" width="284">
<p dir="RTL" align="justify">نبردی به پیوند او کس گمان</p>
</td>
</tr>
<tr>
<td valign="top" width="284">
<p dir="RTL" align="justify">گر ایدونکه برتر نیاید شمار</p>
</td>
<td valign="top" width="284">
<p dir="RTL" align="justify">گذشته بر او سالیان دو هزار</p>
</td>
</tr>
<tr>
<td valign="top" width="284">
<p dir="RTL" align="justify">همی رنج بردم به بسیار سال</p>
</td>
<td valign="top" width="284">
<p dir="RTL" align="justify">من این نامه فرخ گرفتم به فال</p>
</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p>&nbsp;</p>
</div>
</div>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL" align="justify"><strong>خداینامک اصلی</strong> ، شرح حال پادشاهان پیشدادی و کیانی و <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ساسانی">ساسانی</a> تا زمان خسرواپرویز نوشته شده و محققان تصور کرده‌اند که پس از مرگ یزدگرد سوم آخرین شهریار <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ساسانی">ساسانی</a> قسمتهای آخر را بدان اضافه نموده‌اند۴ .</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL" align="justify">درباره واژه <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ae%d8%af%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with خداینامه">خداینامه</a> باید گفته شود که در زمان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ساسانیان">ساسانیان</a> پادشاه را خداوندگار ( خدایگان ) می‌نامیدند. در کتیبه‌های پهلوی اردشیر و شاپور و نرسی و بهرام و سایر پادشاهان که از آنها نوشته‌هائی به یادگار مانده ، همه‌جا « خدایگان » « بغ » و از نژاد خدایان نامیده شده‌اند. گفته حمزه اصفهانی: « اولاد ماهویه قاتل یزگرد را در مرو هنوز خداکشان می‌نامند. » دلیل بر این است که « خداوند » و « <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ae%d8%af%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with خداینامه">خداینامه</a> » تا آخر زمان ساسانی زبانزد بوده و پادشاه را خدایگان یا خداوند می‌نامیده‌اند. مرو را هم « خدا دشمن » گفتند زیرا اهل مرو « دشمن پادشاه » بودند و این نام در تاریخهای پس از اسلام مخصوصاً تاریخ طبری به این نحو ذکر شده « خدا دشمن ».</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL" align="justify">در ادوار پس از اسلام واژه خدا مانند گذشته به معنی صاحب و سرپرست پسوند پاره‌ای از کلمات قرار گرفته و به‌همان ترتیب باقی مانده‌است مانند: کدخدا ، خانه خدا ‌، ناوخدا .</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL" align="justify">خسرو انوشیروان ضمن نامه‌ای که به ژوستی‌نین امپراطور روم شرقی نوشته ، خود را به این القاب می‌ستاید: وجودی خدائی ، نیکوکار ، گستراننده صلح و آرامش در کشور ، شایسته احترام ، خسرو شاه شاهان نیک‌بخت ، پرهیزکار ، نیکوکار ، کسی که خدایان او را سعادتمند و صاحب قدرت کرده‌اند ، قهرمان قهرمانان ، آفریده‌شده بصورت یزدان. . . . .۵ » خسرواپرویز نیز خود را چنین خوانده: « انسانی جاویدان در میان خدایان ، و خداوندی بسیار توانا در بین آدمیان ، صاحب شهرت بسیار ، شهریاری که با طلوع آفتاب قرین است و چشمان شب عطا کرده ‌اوست. »۶ شاپور دوم به کنستانیتوس نامه خود را به این عنوان آغاز می‌نماید: « شاپور ، شاه شاهان ، همسر اختران ، همتای خورشید و ماه . . . . .»۷ اما در کمال والامقامی و ارجمندی ، به پرستش مزدا ( برترین خدایان ) و ترویج این آئین مفتخر و مباهی بوده‌اند و این قسمت را نیز در نوشته‌های خود منعکس ساخته‌اند.</p>
<h3 dir="RTL" align="justify"><span style="color: #800000;">۲-آئین نامک:</span></h3>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL" align="justify">آئین‌نامه معنی مبسوطی داشته و مجموع آئین و آداب <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ac%d9%86%da%af/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with جنگ">جنگ</a> ، لشکرکشی ، تیراندازی ، چوگان‌بازی ، پیش‌‌گوئی ، اندرزهای شاهان را شامل بوده‌است. این کتاب بنا به گفته مسعودی در التنبیه و الاشراف چند‌هزار صفحه بوده و نسخه کامل آن جز در نزد موبدان و سایر اشخاص صاحب قدرت ، به دست نمی‌آمده. قسمتهائی از این کتاب در نامه <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%aa%d9%86%d8%b3%d8%b1/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with تنسر">تنسر</a> ، کتاب حمزه و جوامع‌الحکایات عوفی منعکس می‌باشد و گاهنامه قسمتی از آن بوده‌است. مسعودی چهار کتاب گاهنامک ، خودای‌نامک ، آئین‌نامک و کتاب نقشهای شاهان ساسانی را مهمترین مدرک و مأخذ تاریخ عهد ساسانی می‌داند. آئین‌نامک هم توسط ابن‌مقفع به عربی ترجمه شده و ابن‌قتیبه در عیون‌الاخبار و مسعودی در مروج‌الذهب و ثعالبی در « غرر اخبار ملوک‌الفرس و سیرهم » و شرح مختصری از آن در مرزبان‌نامه آمده‌است. در هر حال این کتاب اطلاعات و خصوصیات جالبی از تشکیلات دولت ساسانی و پیش از ساسانی و رموز جهانداری و جنگاوری و اندرزها به دست می‌دهد.</p>
<h3 dir="RTL" align="justify">۳- گاهنامک:</h3>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL" align="justify">شامل فهرستی در حدود ۶۰۰ مراتب از نام و مناصب بزرگان و طبقات فارس و شهرداران به‌ترتیب مقامشان . مطالبی از این کتاب در تألیفات یعقوبی و مسعودی و جاحظ منعکس است ، مسعودی در کتاب‌التنبیه نوشته است: « پارسیان را کتابی است که آن رات « گهنامه » گویند و در آن مراتب دولتی ایرانیان ثبت است و عدد این مراتب بنا بر ترتیبی که پارسیان داده‌‌بودند ششصد بود. این کتاب جزئی از « آئین ناماه » است که معنی آن « کتاب رسوم » می‌شود و آن کتاب عظیمی است در هزار ورق و جز نزد مؤبدان و بزرگان ایرانی نزد کسی یافته نمی‌شود. » ابن قتیبه دینوری قسمتی از مطالب این کتاب را تحت‌‌عنوان « آداب‌الفروسه » و قسمت بزرگی را در فصل « مذاهب العجم فی العیافه و الاستدلال بها » آورده و نام کتاب را همه‌جا « آئین » نگاشته است و بطوریکه نوشته ثعالبی در ذکر مراتب [۲۷] درباریان از عهد جمشید تا انوشیروان و همچنین مسعودی از این کتاب استفاده کرده‌اند.۸</p>
<h3 style="text-align: justify;" dir="RTL" align="justify">۴- تاج نامک:</h3>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL" align="justify">شامل اندرزهائی از انوشیروان ، خسرواپرویز ، از این کتاب در فهرست ابن‌الندیم و عیون‌الاخبار ابن‌قتیبه نام برده شده‌است.</p>
<h3 style="text-align: justify;" dir="RTL" align="justify">۵- <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%aa%d9%86%d8%b3%d8%b1/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with تنسر">تنسر</a>:</h3>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL" align="justify">نامه تنسر روحانی بزرگ زمان اردشیر بنیانگزار شاهنشاهی ساسانی می‌باشد به جشنفسشاه « گشنسب شاه » پادشاه طبرستان ، تنسر در این نامه او را ترغیب و تشویق و توصیه به فرمانبرداری از اردشیر نموده و حاوی مطالب مهم تاریخی و سیاسی و اخلاقی و اندرز است۹ . این کتاب نیز در قرن دوم هجری توسط ابن‌مقفع به زبان عربی برگردانده شد و در قرن ششم هجری ابن‌اسفندیار آن را به زبان فارسی برگردانید و در تاریخ طبرستان مذکور داشت. نامه تنسر در کتابخانه هند در لندن East India office library موجود است. دارمستتر Darmesteter نخستین‌بار متن این نامه را در مجله آسیائی پاریس به سال ۱۸۹۴ جلد اول چاپ کرد.</p>
<h3 style="text-align: justify;" dir="RTL" align="justify">۶- ایاتکار زریران Ayatkar-i-Zariran</h3>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL" align="justify">مشتمل بر سه‌هزار کلمه پهلوی در شرح حال پادشاهان باستانی و گشتاسب که مربوط به سال ۵۰۰ میلادی دانسته‌اند نلدکه به این تاریخ عقیده دارد می‌گوید: « تصور می‌کنم <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%82%d8%af%db%8c%d9%85%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with قدیمی">قدیمی</a>‌ترین داستانهای قهرمانی صحیح که در زبان ایرانی برای ما باقی‌ مانده‌است همین باشد »۱۰ ولی پروفسور بن‌ونیست خاورشناس عالیقدر فرانسوی معتقد است که اصل‌آن کتاب متعلق به پیش از قرن سوم میلادی و زمان اشکانیان می‌باشد. شرح جنگهای مذهبی ایرانیان مزداپرست با تورانیان دیوپرست ، کوششهای گشتاسب و ارجاسب در راه پیشرفت آئین <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زرتشت">زرتشت</a> از مطالب جالب این کتاب می‌باشد. یادگار زریران پس از یشت‌ها و سایر قطعات داستانی <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اوستا">اوستا</a> ، مقدمترین کتاب مربوط به داستانهای قدیم می‌باشد. مندرجات همین نامه مورد استفاده شاهنامه‌سرای معروف ، دقیقی قرار گرفته بود.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL" align="justify">درباره ترجمه کتابهای علمی و ادبی و حکمتی و تاریخ ایرانی به زبان تازی ذکر این نکته را مناسب می‌داند که از زمان هشام‌ابن‌عبدالملک خلیفه بزرگ و دانش‌پژوه اموی مبادرت به این امر شد و کار ترجمه کتابهای علمی پیشرفت شایانی کرد. « جبله » پسر « سالم » سردبیر دربار خلافت که به زبان فارسی آشنائی کامل داشت کتابهای چندی مانند « <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ac%d9%86%da%af/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with جنگ">جنگ</a> رستم و اسفندیار » و داستان « بهرام چوبین » را به عربی برگردانیده و همین امر سبب و سابقه شد که دیگران نیز بدان تأسی جسته و کتبی را از زبانهای گوناگون به عربی ترجمه نمایند. تا آنجا که در زمان خلفای عباسی منتها حد پیشرفت خود را بپیماید. منصور دومین خلیفه عباسی هم مانند هشام اموی دانش‌پرور و روشنفکر و اهل کمال بود و مخصوصاً نسبت به ایرانیان دلبستگی خاصی داشت و کوشا بوده که بیشتر رسوم ایرانی را به کار بندد و حتی لباس دربار خلافت را لباس ایرانیان قرار داد و خود همان لباس را پوشید.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL" align="justify">ایرانیان که در دربار منصور مشغول و مصدر کارهای مهمه بوده‌اند همه دانشمند و شایسته و پرکار بودند و کتابهای بسیاری از حکمت و منطق و فلسفه به زبان تازی برگرداندند. عبدالله‌بن‌مقفع برترین مقام درباری را داشت و او از مترجمان و دانشمندان بنام ایرانی است که در پایه‌گذاری تمدن اسلامی سهم بسزائی دارد. او کتاب‌های کلیله‌و‌دمنه ، خداینامه ، آئین‌نامه ، مزدک‌نامه ، انوشیروان‌نامه ، و دو کتاب بزرگ علم اخلاق ایرانی « ادب الصغیر و ادب الکبیر » و چند کتاب دیگر ایرانی را به زبان عربی ترجمه کرد و ترجمه‌های او از دقیق‌ترین و شیواترین ترجمه‌هائی است که از این کتابها شده‌است. نوبخت و خاندان او ابوسهل و ابوموسی دانشمندان و مترجمان دیگر این دربار و مورد احترام و تجلیل منصور بوده‌اند. « جورجیوس‌ابن‌جبرئیل » هم از پزشکان و بزرگان دانش ایرانی در گندیشاپور بود که به دربار خلیفه فرا خوانده شد و خاندان او تا سال ۴۵۰ û .ق موقعیت و مقام شامخ علمی خود را در دستگاه خلافت نگاهداشتند و سرپرستی امور و مدارس پزشکی و علمی را داشتند. جورجیوس کتابهای پزشکی چندی که به زبان فراهم گردیده بود به عربی برگردانید.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL" align="justify">البته مترجمان و دانشمندان عالیقدر دیگری هم بوده‌اند که کتابهای سریانی و سانسکریت و یونانی و لاتینی را به عربی برگردانده و در راه بنیان‌گذاری و پیشرفت اعتلای دانش و [۲۸] فرهنگ عظیم اسلامی و کوششهائی ارزنده و قابل ستایش مبذول داشتند. کتابهای فراوان کتابخانه‌های بزرگ عهد اسلامی نتیجه مساعی همین دانشمندان و پزشکان و فیلسوفان و مترجمان که از <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران">ایران</a> و ملل‌های دیگر بود ، می‌باشد. نخستین ترجمه این کتاب در ۱۸۹۰ توسط گیگر Geiger به زبان آلمانی ترجمه و منتشر گردید۱۱ و نلدکه در مطالعات ایرانی خودش از آن ذکر کرده ۱۲(۱۸۹۲م) پالیارو ایتالیائی نیز با اصلاحاتی آن‌را به زبان ایتالیائی ترجمه و در ۱۹۲۵ منتشر ساخت۱۳ و بعداً پروفسور بن‌ونیست یکبار دیگر آن را با توجه به شعر بودن با تغییراتی که صورت شعریش آشکار گردد چاپ نمود۱۴ ترجمه فارسیش نیز توسط استاد فقید ملک‌الشعراء‌بهار در مجله آموزش و پرورش منتشر شد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL" align="justify">زریر برادر ویشتاسب‌شاه ، فرمانده سپاه ایران و ارجاسب پادشاه خیون است که با بیست‌هزار نفر سرباز از ویشتاسب می‌خواهد که از آئین <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زرتشت">زرتشت</a> دست بکشد. در نتیجه جنگی بین طرفین درمی‌گیرد. زریر در این گیرودار کشته می‌شود. بستور پسر هشت‌ساله زریر به میدان می‌رود و با کمک اسپندیات یکی از سران سپاه عده زیادی از سپاهیان ارجاسب را می‌کشد و اسپندیات یک دست و یک پا و یک گوش ارجاسب را می‌برد و او را سوار خر کرده به کشورش باز می‌گرداند ، تا یادگاری از دلیری ایرانیان باشد. قسمتی از این اثر شیوا که نمونه عالیترین اثر حماسی ایران پیش از اسلام است و از روی مقاله پروفسور بن‌ونیست ترجمه شده نقل می‌گردد:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL" align="justify">« . . . . . . . . سپهبد تهم زریر به کارزار آمد همچون ایزد آذر که به نیستان افتد و باد با او یار بود ، چون شمشیر فراز آرد وانگاه که باز برد ، ده خیون بکشد ، چون به گرسنگی و تشنگی خون خیون بیند ، بدان خرسند و سیر شود. ارجاسب چون چنان دید بترسید و بانگ برآورد: کیست که شود با زریر کوشد و آن سپهبد را بکشد ، تا دخت خود « زرستان » را به زنی به او بدهم که اندر همه کشور از او هژیرتر نیست و او را وزیر خویش کنم ، چه اگر زریر زنده بماند ، دیر برنمی‌آید ، که از ما خیونیان هیچ‌یک زنده نماند. پس ویدرفش جادو ، بر پای ایستاد و فرمان داد که اسب زین کنند و ویدرفش جادو بر اسب نشست. آن ژوبین جادوی بخشم و زهر ساخته را ، بر سر دست گرفت ، و اندر رزم دوید و چون دید که زریر آنگونه کارزار کند پیش او فراز نشد و از پس او برجست ، و ژوبین زهر آبدار را زیر شمشیر بند بالای کستی به پشت او زد ، به دل بگذشت و به زمین افکند ، آنگاه فرو نشست پرشن (پرش) کمانها و بانگ تک مردان (گردان).</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL" align="justify">گشتاسب‌شاه که از فراز کوه بر میدان جنگ می‌نگریست دریافت که زریر کشته شد. بانگ برآورد گمان می‌برم که از ما زریر کشته شد ، چه پرشن کمانها و بانگ تک مردان ، اکنون برنمی‌آید. کیست که شود و کین زریر من خواهد ، تا هماک Humak دخت خود به زنی بدو دهم که اندر همه کشور از او هژیرتر نیست و کاخ زریر و سپهبدی بدو دهم. از پهلوانان ایران تنها بستور (نستور) پسر خردسال زریر به کین‌جوئی برخاست و چنین گفت: رزم ایران بینم و اینکه آن سپهبد دلیر ، پدر من زریر زنده است یا مرده پیش خدایگان باز گویم . . . »۱۵ .</p>
<h3 style="text-align: justify;" dir="RTL" align="justify">۷- اندرچ آنورپات مهر اسپندان (اندرزنامه آذرباد مهر اسپندان):</h3>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL" align="justify">۱۷۳۰ کلمه پهلوی در ۱۷۲ سطر مشتمل بر اندرزهائی که آذرپاد موبدان موبد زمان شاپور دومه فرزند خود زرتشت می‌دهد. وست خاورشناس انگلیسی زمان زندگی آذرپاد را بین ۲۹۰ تا ۳۷۱ میلادی نوشته. او در ۳۲۰ به مقام موبدان موبدی رسید و در ۳۷۱ درگذشت. این پندنامه از برجسته‌ترین قطعات پهلوی و دارای مزایای اخلاقی بسیاری می‌باشد. اندرزنامه‌های معروف که از زمان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ساسانیان">ساسانیان</a> باقی مانده عبارتند از : همین اندرزنامه و اندزنامه پسر آذرپاد و نوه‌اش که هر سه موبدان موبد زمان شاپور بزرگ (شاپور ۳۱۰-۳۷۶) و اردشیر دوم (۳۷۹-۳۸۳م) و یزدگرد اول (۳۹۹ -۴۲۰م) بوده‌اند و دیگر اندرزنامه بخت‌آفرید و بزرگمهر و خسرو انوشیروان بنام «و چورگ میترای بختگان Votchurg Mitri, Buxt &#8211; Kan که مشتمل بر چند پرسش انوشیروان است از بوذرجمهر و پاسخهای او که در بعضی از شاهنامه‌ها و کتابهای تاریخ نقل گردیده است. پندنامه بهزاد فرخ فیروز ، آذرپاد ، فرنبغ فرخ‌زات ، اندرز اوشنرداناک ، اندرز داناکان به مزدیسنان ، اندرز پوریوتکشیان ، اندرز پیشینیگان ، اندرز دستوران به وه دینان (بهدینان) ، اندرز خسرو کواتان.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL" align="justify">ترجمه انگلیسی و گجراتی این اثر در ۱۸۶۹ در بمبئی چاپ شد و دوهارله De Harley ترجمه فرانسوی آن را در ۱۸۸۷ منتشر کرد و در ۱۹۳۰ سهراب کاوس‌جی دستور [۲۹] مهرجی رانا آن را به انگلیسی و گجراتی ترجمه کرد. زینر R.C.Zaehner در ۱۹۵۶ متن انگلیسی را در کتاب خود به نام « تعالیم مغان » آورده است. نسخه اصلی در سال ۱۳۲۲ میلادی به دست مهر آبان کیخسرو نامی رونویس شده و دستور مینو چهر جاماسب اسانا در سال ۱۹۱۳ جزو متون پهلوی « جلد دوم » آن را به نام The Pahlavi Texts Bombay چاپ کرد. داراب هرمزدیار در کتاب روایات جلد اول درباره آذرپاد مهر اسپند می‌نویسد: « موبدان موبد آذرپاد مهر اسپند گفت: اگر شما را به راستی و درستی دین پاک مزدیسنا شکی است من سوگند یاد می‌کنم و کسانی که اندک تردیدی داشته ، گفتند: چگونه سوگند می‌خوری؟ آذرپاد گفت: آنچنان که ۹ من روی بگذارید و من در نزد شما سرو تن می‌شویم و آنگاه روی گداخته به روی سینه من بریزید اگر سوختم شما راست می‌گویید و اگر نسوختم من راست‌کردارم و شما باید که دست از کجروی بدارید و به دین مزدیسنا پایدار مانید. پس گمراهان این شرط را پذیرفته و آذرپاد در پیش هفتاد‌هزار مرد ، سر و تن شست و ۹ من روی گداخته بر سینه او ریخته و او را هیچ رنجی نرسید. پس ، از همه ، شبهه برخاست و بدین پاک بی‌گمان شده ، اعتراف نمودند.»</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL" align="justify">قسمتی از این اندرزنامه سودمند باستانی بر این مفاد است: « پسر من کرفه‌اندیش باش نه گناه‌اندیش ، چه مردم تا جاودان زمان نزییند. پس چیزهای مینوی شایسته‌تر است. آنچه گذشت فراموش کن و آنچه نیامده است تیمار و رنج مبر. خداوند ( شاه ) و سردار مردرا دوستار باش و گستاخ مباش. هرچه به تو نه نیکوست تو نیز به دیگر کس مکن. با خداوندگاران ( پادشاهان ) یگانه باش ، خویشتن به زندگی سپار ، اکنون و هر گاه امید به یزدان دار و دوست آن گیر که به تو سودمند‌تر باشد. به کار یزدان و امشاسپندان کوشا و جان‌سپار باش ، راز به <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زنان">زنان</a> مبر ، هر چه شنوی نیوش و هرزه مگوی ، بی‌گاه مخند پس و پیش پاسخ را سنج. با خشمگین مرد همراه مشو ، با مرد هرزه نیز همسگال مشو ، از بد‌گهر مرد و بد‌نژاد مرد وام مگیر و مده ، چه سود گران باید دادن و همه گاه بدر تو ایستد و همیشه پیغامبر بدر تو دارد و به تو زیان گران از او رسد. . . . »۱۶</p>
<h3 style="text-align: justify;" dir="RTL" align="justify">از اندرزنامه پوریوتکشیان۱۷ :</h3>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL" align="justify">« هر دم که بداد (سن) پانزده ساله رسد ، پس او را این چند چیز بباید دانستن که کیم؟ و خویش کیم؟ و از کجا آمدم؟ و باز به کجا شوم؟ و از کدام پیوند و تخمه‌ام؟ و چه خویشکاری (وظیفه) گیتی است و چه مزد مینو؟ از مینو آمدم یا به گیتی بودم؟ خویش هرمزدم یا اهریمن؟ و چیم سود و چیم زیان؟ و کیم دوست و کیم دشمن؟ بن آغاز (مبداء) یک یا دو؟ از که نیکی؟ از که داد و از که بیداد؟ از که بخشایش و از که نا آمرزش؟. . .» «. . . تا می‌تواند بدان را به فرمانروائی مستائید ، چه نابجا بدی به تن (اندر) شود و بهی راه خویش گیرد. . .».</p>
<h3 style="text-align: justify;" dir="RTL" align="justify">چند اندرز برگزیده از پندنامه بزرگمهر۱۸ :</h3>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL" align="justify">«. . . . مال گیتی به چه ماند؟ به چیزی که به خواب ببینند ، گاه خوب و گاه بد است و چون از خواب بیدار بشوند چیزی بجا نیست.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL" align="justify">اندر گیتی که بلندپایه‌تر؟ پادشاه زورمند پیروزگر کرفه کام.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL" align="justify">و که مستمندتر؟ گمراه دروند (کافر)</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL" align="justify">که بدبخت‌تر؟ دین آگاه دروند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL" align="justify">که بی‌نیازتر؟ آنکه خورسندتر.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL" align="justify">که خورسندتر به خواسته؟ آنکه باشکوه‌تر</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL" align="justify">که امیدوارتر؟ کوشا مرد جهشیار (بخت یار)</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL" align="justify">مرمانی که اندر گیتی‌اند ، از چه بیشتر باید اندیشید؟</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL" align="justify">از زمانه بد و کنش بد و دوست فریفتار و فرمانروای بی‌دین نا‌آمرزگار.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL" align="justify">دوست کدام به؟ آنکه فریادرس‌تر و اندر سختی یارتر.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL" align="justify">دوست که بیش؟ آنکه فروتن‌تر و بردبارتر و چرب زبان‌تر . . . . »۱۹</p>
<h3 style="text-align: justify;" dir="RTL" align="justify">از اندرز دانایان بمزدیسنا:</h3>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL" align="justify">«. . . . . به امید کرفه بزرگ گناه نکنید ، به جوانی گستاخ [۳۰] مباشید ، ای مردمان مرگمند ( هوشمند ) ، چه بسیار کسان بودند که بر برنائی از گیتی در گذشتند و نیست و ناپیدا شدند و بودند کسانی که تا دیر زمان پائیدند ولی نیز به فرجام کار باید درگذشتن و نیست و ناپیدا‌شدن. اما اکنون این دانم که کار آن جهانی باید کرد که دیر زمان بیاید و تباه شود. ای تن انگار کم کار گیتی گذرد و کالبد گرامی و نازک به جایگاه فراموشان برند و آنجا بنهند و یاد نکنند و روز‌به‌روز بیشتر فراموش و از یاد رفته شود. بازماندگان پیکار کنند و درون بستایند و من که روانم و ستایش را سزاوار ، از تو تن مستمند و گله‌مند باشم.»</p>
<h3 style="text-align: justify;" dir="RTL" align="justify">۸- شهرستان‌های ایران:</h3>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL" align="justify">نام ۱۳ شهر از شهرستانهای شاهنشاهی ایران و بانی آتها و قسمتی از داستانهای ملی شامل ۸۸۰ لغت می‌باشد و این رساله نخستین‌بار توسط ادگار بلوشه E. Blochet خاورشناس فرانسوی ترجمه و چاپ گردید و دو بار نیز در هندوستان و سپس مار کوارت Marquart آخرین ترجمه صحیح آن‌را کرد پس از مرگش مسینا Messina آن‌را چاپ نمود.</p>
<h3 style="text-align: justify;" dir="RTL" align="justify">۹- چتر نک نامک Tchatrang (شطرنج نامه):</h3>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL" align="justify">درباره فرستادن شطرنج توسط پادشاه هندوستان نزد خسرو انوشیروان و اختراع بازی نرد به وسیله بزرگمهر صحبت شده‌است در ۷۰۲ کلمه. این اثر نیز در ۱۸۸۵ به دست پشوتن دستور بهرام‌جی‌سنجانا چاپ شد. خلاصه این داستان چنین است که دیو سرم پادشاه هند به همراه ۱۲۰۰ شتر بارهای سیم و زر و ابریشم و جواهرات و نود فیل و شانزده تکه لعل قرمز و شانزده قطعه زمرد پیشکش برای انوشیروان می‌فرستد و کشف راز ۳۲ مهره پیشکشی را به دانشمندان ایرانی واگذار می‌نماید. بزرگمهر راز این بازی را کشف و با سفیر اعزامی هند ، سه بار شطرنج بازی می‌کند و او را مات می‌نماید ، سپس بزرگمهر بازی نرد را که خود اختراع کرده بود ( نیوار تخشیر ) عرضه می‌دارد. انوشیروان دستور می‌دهد تا دوازده‌هزار اسب که سرتابه‌پا جواهر‌نشان باشد با دوازده‌هزار غلام جوان به همراه بزرگمهر با یکدست تخته نرد روانه هندوستان گردد و پادشاه هند چهل روز مهلت می‌خواهد تا دانایان دربار راز بازی تخته نرد را کشف نمایند ولی کسی قادر به گشودن این راز نمی‌شود و بزرگمهر دوبرابر پیشکش‌هائی که پادشاه هند به ایران فرستاده بود دریافت می‌کند و برمی‌گردد!</p>
<h3 style="text-align: justify;" dir="RTL" align="justify">۱۰- کار نامک‌ی ارتخشتری پاپکان:</h3>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL" align="justify">« <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%b4%db%8c%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%da%a9%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کارنامه اردشیر بابکان">کارنامه اردشیر بابکان</a> »: داستان شیرین و تاریخی است از حالات اردشیر بنیانگزار شاهنشاهی ساسانی دارای ۵۶۰۰ کلمه پهلوی که آن را تئودور نلدکه Noldeke در ۱۸۷۸ به آلمانی ترجمه و در گتینگن Gottingen انتشار پیدا کرد و سال ۱۸۹۶ در بمبئی از طرف کیقباد آذرپاد دستور نوشیروان چاپ شد و بعد از کتاب یاتکار زریران دومین و گرانبهاترین کتاب به <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%be%d9%87%d9%84%d9%88%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زبان پهلوی">زبان پهلوی</a> است که برای ما باقی مانده و ترجمه آن در شاهنامه فردوسی منعکس گردیده است. تألیف این کتاب را بعضی به اواخر دوره ساسانی دانسته‌اند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL" align="justify">این قسمت از آن کتاب نقل می‌شود: « . . . سپس اردشیر بر گاه (تخت) اردوان نشست و دادگسترد و بزرگان و سپهسالار و موبد موبدان را پیش خواسته فرمود: من در این پادشاهی بزرگ که یزدان به من داده نیکوئی می‌کنم داد می‌ورزم دین بهی و پاک را می‌آرایم ، جهانیان را به آئین فرزندان می‌پرورم ، سپاس یزدان آفریدگار و برتر و افزاینده شما که خشنود هستید بر من به نیکی و بیگمانی بیاندیشید ، من هم نیکی شما را می‌خواهم و در دادگستری می‌کوشم. ساو و باج ، ده یک از شما گرفته از آن مال که خواسته ، سپاه می‌آرایم تا پاسبانی جهانیان بکنم. از هر یکصد درهم شش درهم و از هرگونه روغنها ، بدینسان داد می‌کنم از خرید و فروش بازرگانان هیچ نگیرم ، بر یزدان سپاسگزاری می‌کنم که این پادشاهی به من داد و کارهای خیر می‌کنم و از بداندیش و بدگوئی و بدکرداری بسیار می‌پرهیزم تا به آرامی. انوشه روان باد شاهنشاه اردشیر پاپکان که این اندرز گفته است.»۲۰</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL" align="justify">دیگر از کتابهای معروف و باقی‌مانده: داستان خسرو کواتان وریدگی (شرح حال انوشیروان و خدمتکارش) قوانین اجتماعی زرتشتیان در عهد ساسانی ، اسلوب نامه‌نگاری ، شگفتیهای سیستان ، قباله و پیمان زناشوئی ، فرهنگ پهلوی ، فرهنگ اویم ، و از کتابهای تاریخ: « رستم و اسفندیار » و « بهرام‌نامه » ، « گارنامه و نوشروان شهرزاد » و « بهرام و نرسی نامه » ، « نوشیروان نامه » و « سیرت نامه » ، « پرسش و پاسخ خسرو و مرزبان » و « نامه انوشیروان به سرداران سپاه » و « نامه‌های انوشیروان و جواسپ » و از کتابهای ادبی و داستانی و اخلاقی مانند « هزار افسانه » ، « ا لف لیله و لیله » ، « خرس و خرگوش » ، « روزبه » ، « مسک زنانه » ، « شاه <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زنان">زنان</a> » و « سرود نامه ».</p>
<h2 dir="RTL" align="justify"></h2>
<h3 dir="RTL" align="justify">“پاورقی‌ها“</h3>
<blockquote>
<p dir="RTL" align="justify">۱- الفهرست ابن الندیم.</p>
<p dir="RTL" align="justify">۲- علامه شبلی نعمانی ضمن مجموعه مقالات خود از تاریخ حمزه اصفهانی ۱۶ و ۱۷ (صفحه ۶۴ مقالات ترجمه دانشمند فقید سیذ محمد تقی فخرداعی).</p>
<p dir="RTL" align="justify">۳- تاریخ ادبی ایران جلد اول تألیف پرفسور ادوارد براون ترجمه آقای علی پاشا صالح صفحه ۱۸۷٫</p>
<p dir="RTL" align="justify">۴- درباره این کتاب و ترجمه‌های عربی که پس از ترجمه ابن مقفع توسط سایر مترجمان صورت گرفته در کتاب حماسه سرائی در ایران تألیف آقای دکتر ذبیح الله صفا بحث مبسوطی شده و علاقمندان میتوانند به صفحه ۵۸ آن کتاب مراجعه نمایند.</p>
<p dir="RTL" align="justify">۵- صفحه ۱۸۰ کتاب کریستن سن به نقل از مناندر تاریخ نویس بیزانسی.</p>
<p dir="RTL" align="justify">۶- کریستن سن به نفل از تئوفیلاکت.</p>
<p dir="RTL" align="justify">۷- قسمتی از این نامه در صفحه ۱۱ جلد دوم <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%aa%d9%85%d8%af%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with تمدن ساسانی">تمدن ساسانی</a> تألیف نویسنده درج گردیده است.</p>
<p dir="RTL" align="justify">۸- حماسه سرائی در ایران از قدیمترین عهد تاریخی تا قرن چهارم هجری تألیف آقای دکتر ذبیح الله صفا استاد دانشگاه تهران.</p>
<p dir="RTL" align="justify">۹- پاره ای از پژوهندگان برآنند که نگارش این کتاب در زمان خسرو انوشیروان بعمل آمده است.</p>
<p dir="RTL" align="justify">۱۰- صفحه ۱۶۴ کتاب <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with تاریخ ایران">تاریخ ایران</a> تألیف ادوارد براون ترجمه آقای علی پاشا صالح.</p>
<p dir="RTL" align="left">۱۱- Geiger: Das Yatkar-i-zariran und sein ver- haltnis zum Shah- nam.</p>
<p dir="RTL" align="left">12- NØldeke: Persisch studien,bd. Cxx, Wien 1892</p>
<p dir="RTL" align="left">13- A. Pagliaro, II Testo Pahlavico Ayatkari zareran Roma 1925.</p>
<p dir="RTL" align="left">14- E. Benveniste, le memorial de Zarer, journal Aziatique 1932.</p>
<p dir="RTL" align="justify">15- کتاب حماسه سرائی در ایران تألیف آقای دکتر ذبیح الله صفا صفحه ۱۲۷٫</p>
<p dir="RTL" align="justify">۱۶- ترجمه دکتر ماهیار نوابی استاد دانشگاه تهران در مجلدات دانشکده ادبیات تبریز.</p>
<p dir="RTL" align="justify">۱۷- استاد فقید ملک الشعراء بهار در جلد اول سبک شناسی صفحه ۱۲۵ این اسم را «فرجود کیشان» نوشته است.</p>
<p dir="RTL" align="justify">۱۸- این پند نامه که به بزرگمهر وزیر دانشمند انوشیروان منسوب است نخستین بار توسط پشوتن جی بسال ۱۸۸۵ بخط اوستائی و ترجمه گجراتی و انگلیسی ضمن مجموعه‌‌ای بنام گنج شایگان منتشر شد.</p>
<p dir="RTL" align="justify">۱۹- دکتر ماهیار نوابی مجله دانشکده ادبیات تبریز شماره پائیز سال یازدهم صفحه ۳۱۰</p>
<p dir="RTL" align="justify">۲۰- سال هشتم مجله ارمغان ترجمه دانشمند فقید کسروی.</p>
<p dir="RTL" align="justify"><span style="color: #800000;"><strong>منبع سخن : سامی، علی. &#8220;ادبیات و شعر و تاریخ‌نویسی درعصر ساسانی&#8221;. دوره۷و۸، ش۸۴ (مهر۴۸): ص ۲۶-۳۱٫</strong></span></p>
</blockquote>
<h2  class="related_post_title">نگاره های مرتبط:</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/7708/%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%a7%d8%ab-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%87%d8%b1-%db%8c%d8%a7-%d8%b4%da%a9%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d8%a7/" title="میراث ساسانیان: ایرانشهر یا شکست در برابر اعراب؟">میراث ساسانیان: ایرانشهر یا شکست در برابر اعراب؟</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6242/khosrau-1/" title="خسرو اول انوشیروان دادگر (خسراو انوشک ربان عادل)">خسرو اول انوشیروان دادگر (خسراو انوشک ربان عادل)</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6140/%d8%aa%d9%82%d8%b3%db%8c%d9%85-%d8%a8%d9%86%d8%af%db%8c-%d8%b7%d8%a8%d9%82%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86/" title="تقسیم بندی طبقات اجتماعی در دوره ساسانی">تقسیم بندی طبقات اجتماعی در دوره ساسانی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/4775/fire-temple-karian/" title="آتشکده آذرفرنبغ کاریان">آتشکده آذرفرنبغ کاریان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6988/women-in-the-sasanian-inscriptions/" title="زنان در سنگ نوشته های ساسانی">زنان در سنگ نوشته های ساسانی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6163/%d8%aa%d8%ac%d8%a7%d8%b1%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86/" title="تجارت در دوره ساسانیان">تجارت در دوره ساسانیان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/2982/%d8%a2%d8%aa%d8%b4%da%a9%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d9%88-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1-%d8%b7%d8%a7%d9%82%db%8c-%d9%87%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c/" title="آتشکده ها و چهار طاقی ها در دوره ساسانی">آتشکده ها و چهار طاقی ها در دوره ساسانی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6060/sassanid-defeat/" title="دلایل فروپاشی یا شکست ساسانیان از اعراب">دلایل فروپاشی یا شکست ساسانیان از اعراب</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/2004/%d9%81%d8%b1%d9%88%d9%be%d8%a7%d8%b4%d9%89-%d8%af%d9%88%d9%84%d8%aa-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%89%d8%a7%d9%86/" title="فروپاشى دولت ساسانى و گروش ايرانيان به اسلام">فروپاشى دولت ساسانى و گروش ايرانيان به اسلام</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/3478/marriage-in-ancient-iran/" title="ازدواج با محارم در ايران باستان، افسانه سرایی خاورشناسان">ازدواج با محارم در ايران باستان، افسانه سرایی خاورشناسان</a></li></ul><hr />

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/facebook.png">
<a href="http://www.facebook.com/Tarikhema.ir">«تاریخ ما» در فیس بوک</a>

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/feed.png">
<a href="http://feeds.feedburner.com/tarikhema">فید «تاریخ ما»</a>

<hr />
<p><small>© eni برای <a href="http://tarikhema.ir">تاریخ ما</a>, |
<a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6441/literature-and-poetry-in-the-sassanid-empire/">لینک نگاره</a> |
<br/>
</small></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6441/literature-and-poetry-in-the-sassanid-empire/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>جنگ نهاوند (فتح الفتوح مسلمین)</title>
		<link>http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6286/battle-of-nahavand/</link>
		<comments>http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6286/battle-of-nahavand/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 23 Jun 2011 18:47:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انی کاظمی</dc:creator>
				<category><![CDATA[دین و آیین اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[ساسانیان]]></category>
		<category><![CDATA[اعراب]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[جنگ]]></category>
		<category><![CDATA[جنگ نهاوند]]></category>
		<category><![CDATA[ساسانی]]></category>
		<category><![CDATA[فتح الفتوح]]></category>
		<category><![CDATA[فتح‌الفتوح]]></category>
		<category><![CDATA[نبرد نهاوند]]></category>
		<category><![CDATA[نهاوند]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarikhema.ir/?p=6286</guid>
		<description><![CDATA[در سال بیست ویکم هجری ( ۶۴۱) بین سپاه ایران و اعراب در حمله اعراب به ایران در نزدیکی نهاوند که در منطقهٔ کوهستانی واقع شده اتفاق افتاد. جنگ نهاوند که مسلمین آن را فتح‌الفتوح نامیدند یکی از مهم‌ترین جنگ‌هایی است که بین اعراب مسلمان و ایرانیان اتفاق افتاده‌است. ابن اثیر در خصوص علت این نام‌گذاری می‌نویسد: مسلمین فتح نهاوند را [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img class="aligncenter" src="http://tarikhema.ir/images/2011/06/DSCN02755.jpg" border="0" alt="DSCN02755 جنگ نهاوند (فتح الفتوح مسلمین)  | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="215" height="132" title="جنگ نهاوند (فتح الفتوح مسلمین)  | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: justify;">در سال بیست ویکم هجری ( ۶۴۱) بین سپاه <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران">ایران</a> و <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d8%a8/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اعراب">اعراب</a> در حمله <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d8%a8/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اعراب">اعراب</a> به  <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران">ایران</a> در نزدیکی نهاوند که در منطقهٔ کوهستانی واقع شده اتفاق افتاد. <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ac%d9%86%da%af/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with جنگ">جنگ</a>  نهاوند که مسلمین آن را<strong> فتح‌الفتوح</strong> نامیدند یکی از  مهم‌ترین <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ac%d9%86%da%af/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with جنگ">جنگ</a>‌هایی است که بین <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d8%a8/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اعراب">اعراب</a> مسلمان و ایرانیان اتفاق  افتاده‌است. ابن اثیر در خصوص علت این نام‌گذاری می‌نویسد: مسلمین فتح  نهاوند را «فتح‌الفتوح» نامیدند زیرا بعد از آن ایرانیان نتوانستند جمع شده  و در برابر <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d8%a8/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اعراب">اعراب</a> بایستند، و پس از این جنگ بود که مسلمین سراسر کشور  ایران را تصرف کردند، وامپراطوری <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ساسانی">ساسانی</a> فروپاشید.</p>
<p style="text-align: justify;">پس از پیروزی در جنگ قادسیه و ورود <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%d8%b1%d8%a8/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عرب">عرب</a>‌ها به مدائن (تیسفون) خبر رسید  که «مهران» در جلولاء (نزدیک حلوان) سپاهی گرد آورده‌است وبر حسب نامه  خلیفه «سعد» در تیسفون اقامت گزید وهاشم بن عتبه را با قعقاع بن عمرو  ودوازه هزار نفر به جانب جلولاء «نزدیک حلوان» گسیل ساخت و پس از جنگ سختی  که در آنحدود رخ داد فتح تصیب لشکر <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%d8%b1%d8%a8/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عرب">عرب</a> شد. «جلولاء» بدست اعراب افتاد  وخزاین اطراف بیغما رفت. در یکی از چادرها شتری یافتند از طلا باسواری  زرین.</p>
<h3 style="text-align: justify;"><strong>فتوحات پی در پی تازیان</strong></h3>
<p style="text-align: justify;">یزدگرد پس از جنگ «جلولاء» از حلوان بوی شتافت وخسرو سوم که مأمور دفاع  از حلوان بود در مقابل سپاه قعقاع رفته در قصر شیرین از <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%d8%b1%d8%a8/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عرب">عرب</a> شکست خورد  وتازیان داخل حلوان گردیدند، خلاصه تا انتهای سال ۱۶ هجری قمری تسلط <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%d8%b1%d8%a8/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عرب">عرب</a>  از نینوا تا حدود شوشتر رسید. أما «هرمزان» که رییس یکی از هفت خانوادهٔ  بزرگ ایرانی بود پس از جنگ قادسیه بجانب خوزستان شتافت و در ۱۷ هجری قمری  «عتبه» حکمران بصره لشکری به شوش فرستاد وتازیانی که در آنحدود اقامت  داشتند بالشکر <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%d8%b1%d8%a8/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عرب">عرب</a> همدست شدند و «هرمزان» در دو جنگ شکست خورده مجبور گردید  شهر اهواز ویک قسمت از زمین‌های خوزستان را از دست بدهد. با این فتوحات  وپیروزی پی در پی لشکر اعراب در جنگ‌های متعدد، باز عمر خلیفهٔ دوم، از جنگ  با ایرانیان اندیشناک بود و در دو مورد اظهار داشت، مایلم بین ما  وایرانیان کوهی از أتش باشد که نه دست ما به آنها رسد، ونه دست ایشان برما.  ولی ضعف دولت <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ساسانی">ساسانی</a> ، پریشانی اوضاع داخلی کشور، اتقال شهریار  ایران یزدگرد از محلی به محل دیگر، رقابت سرداران <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%d8%b1%d8%a8/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عرب">عرب</a> بایگدیگر که هر کدام  می‌خواستند لیاقت خود را ابراز داشته غنائم جدیدی بچنگ آورند، موجب جنگهای  دیگری شد. علاء الحضرمی که در بحرین اقامت داشت و خود را ازسعد پسر ابی  وقاص کمتر نمی‌دانست بدون اجازهٔ خلیفهٔ مسلمین عمر، از خلیج فارس عبور  کرده وارد خاک ایران شد. «شهرک» حکمران فارس در مقابل او شتافت و علاء  بازحمت زیاد ومساعدت «عتبه» که لشکری از بصره بکمک او فرستاد توانست جان  بسلامت بدر برده، حتی «شهرک» را شکست دهد. یزدگرد در مقابل این پیش آمدها و  برباد رفتن زمین‌های خود نمی‌توانست راحت نشیند. «هرمزان» و «شهرک» بدستور  او بر لشکر <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%d8%b1%d8%a8/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عرب">عرب</a> حمله آوردند ونزدیک دیوار شوشتر جنگی رخ داد، و چون براه  نمائی فردی که طلب أمان می‌کرد، لشکر <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%d8%b1%d8%a8/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عرب">عرب</a> وارد آن شهر گردید. «هرمزان» به  قلعهٔ آن پناهنده گشت وبه «ابوسیره» سردار <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%d8%b1%d8%a8/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عرب">عرب</a> چنین پیغام داد که تا یک تیر  در ترکش دارد خواهند جنگید، مگر آنکه اورا نزد خلیفهٔ مسلمین فرستند تا  هرچه حکم کند اجرا شود. «ابوسیره» این پیشنهاد را پذیرفت و هرمزان تسلیم  شد، و اورا باغل و زنجیر نزد عمر فرستاد. بعضی از تاریخ نویسان وقایع شوش  را در سال بیستم هجری قمری می‌دانند.</p>
<h3 style="text-align: justify;"><strong>عزل سعد</strong></h3>
<p style="text-align: justify;">در این احوال سعد پسر ابی وقاص در کوفه بنای عمارت عالی نهاد، و از آن  مکان متصرفات آنحدود را اداره می‌کرد. در همین هنگام شکایات متوالی از  «سعد» نزد عمر شد و بالآخره خلیفهٔ دوم امر داد قصر کوفه را ویران سازند  وسعد را احضار کرده عمّار پسر یاسر را بجای او گماشت. عزل سعد بن وقاص  یزدگرد را بأین خیال انداخت که متصرفات از دست رفتهٔ خود را مجدداً بچنگ  آورد، و همینطور سرداران عرب که همواره مایل بودند غنائم جدیدی بدست آورند  خلیفه دوم را متقاعد ساختند که مادام سلسلهٔ ساسانی منقرض نگردیده مستملکات  عرب در آنحدود در خطر خواهد بود. بدین جهت طرفین مایل جنگ بودند.</p>
<h3 style="text-align: justify;"><strong>نبرد نهاوند وفروپاشی <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d9%85%d9%be%d8%b1%d8%a7%d8%b7%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with امپراطوری ساسانی">امپراطوری ساسانی</a></strong></h3>
<p style="text-align: justify;">پیروزی در این جنگ می‌توانست راه ورود اعراب را به مناطق داخلی ایران  هموار کرده و غنایم زیادی نصیب مسلمانان سازد. نهاوند شهر بزرگی است که در  سمت قبله همدان واقع است و بین این شهر تا همدان ۱۴ فرسخ راه است. امروزه  این شهر میان چهار شهر خرم‌آباد ، همدان ، اراک و کرمانشاه قرار  دارد. یزدگرد در سال بیست ویکم هجری قمری گماشتگان خود را از ری به خراسان  ،گرگان ، طبرستان ، مرو ، سیستان ، کرمان و فارس فرستاده حکام را بجمع آوری  لشکر تشویق و ترغیب نمود، وقریب یکصد هزار نفر بریاست «فیروزان» یکی از  نجبای ایرانی که در جنگ قادسیهحضور داشت در <strong>نهاوند</strong> گرد  آمدند. نقشهٔ آن بود که حلوان و تیسفون را فتح کرده ، کوفه و بصره را که  مهمترین سنگرهای عرب در آنحدود بود تسخیر سازند. بفرمان عمر نعمان بن مقرن  سردار عرب در اهواز نیروی عراق ، خوزستان وسواد را گرد آورده بنزدیکی  «نهاوند» آمدند. فیروزان خود را در سنگر محکمی قرار داد وقصد داشت لشکر عرب  را خسته کند و چون دوماه بدینمنوال گذشت عربها تدبیری اندیشیدند تا  فیروزان را بجنگ وادارند. بنا براین خبر دروغینی منتشر ساختند که عمر در  گذشته‌است، وفوراً خیمه‌های خود را برداشته شروع به عقب نشینی کردند،  فیروزان از سنگر خارج شده آنانرا تعقیب کرد. روز سوم جنگ سختی واقع شد و در  بین کار زار «نعمان» سردار عرب کشته شد، أما در نهایت لشکر وی پیروز شد.  مؤرخین عرب این پیروزی را <strong>فتح الفتوح</strong> نامیدند. چون بعد از  این فتح ایرانیان قادر بجمع و هم‌گروه شدنی نبودند. غنائم بیشماری بدست  عرب افتاد واز آنجمله‌است دو صندوق بزرگ پر از مروارید (لؤلؤ) و زبرجد  و یاقوت که شخصی در مقابل طلبیدن امان آنرا بهسائب بن الأقرع نشان داد. عده  زیادی از لشکر فیروزان کشته شد، وخود فیروزان هم بدست «قعقاع» به قتل  رسید. پس از نهاوند همدان بدست عرب افتاد. <strong>جنگ نهاوند</strong> امید یزدگرد را مبدل بیأس کرد، ولی این پادشاه ساسانی دست از مطالبه تاج  و تخت خود برنداشت وتازنده بود کوشش نمود تاشاید کاری از پیش ببرد، پس از  اینکه خبر «جنگ نهاوند» بأو رسید، از ری به اصفهان و از آنجا بهکرمان رفت،  ودر آخر در مرو اقامت گزید، و از دولت‌های همجوار کمک خواست. «امیر سعد» در  ابتدا حاضر گردید به او مساعدت نماید، ولی بعد از یزدگرد رنجیده باماهوی  حکمران ایرانی مرو همدست گردید، وقراولان اورا نابود ساخت. یزدگرد چاره جز  ترک آنحدود ندید ودر همان نزدیکی بدست آسیابانی که طمع در جامهٔ زرین وفاخر  او نمود کشته شد. پسر یزدگرد فیروز سوم از امپراطور چین کمک طلبید، ولی  درخواست او باجابت مقرون نگردید، و در کوه‌های تخارستان در نزدیکی جیحون  پناهنده شد و بیهوده تاج وتخت خود را مطالبه می‌کرد. خلاصه اعقاب یزدگرد  کاری از پیش نبردند، و شهرهای ایران بتدریج بدست عرب افتاد، و دورهٔ جدید  آغاز شد.</p>
<h3 style="text-align: justify;"><strong>منابع</strong></h3>
<ul style="text-align: justify;">
<li>الطبری، أبی جعفر،بن جریر، محمد <em>(تاریخ الأمم والملوک)</em> ، مؤسسة عزالدین، چاپ سال ۱۹۸۵ میلادی به (عربی).</li>
<li>دکتر: زکریا، جمال ،قاسم <em>(سقوط الامبراطوریه الفارسیه)</em> ، دار الفکر العربی، چاپ سال ۱۹۹۱ میلادی .</li>
<li>دکتر: رازی، عبدالله،همدانی <em>(تاریخ کامل ایران)</em> ، چاپخانه اقبال سال ۱۳۶۳ خورشیدی.</li>
<li>لبیب، عبدالساتر، <em>(الحضارة الفارسیة)</em> ، دار المشرق ، بیروت، چاپ سال ۱۹۹۰ میلادی .</li>
<li>الحموی ، یاقوت ، ابوعبدالله ، <em>(مُعجَم اَلبُلدان)</em> ، دار الکتب العلمیة ، بیروت ، لبنان، چاپ سال ۱۹۹۰ مبلادی به (عربی).</li>
</ul>
<h2  class="related_post_title">نگاره های مرتبط:</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/3124/%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%a8%d8%b9-%d8%aa%d8%ad%d9%82%db%8c%d9%82%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%da%a9-%d8%ae%d8%b1%d9%85-%d8%af%db%8c%d9%86/" title="منابع تحقیقاتی درباب بابک خرم دین">منابع تحقیقاتی درباب بابک خرم دین</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1946/%d8%ac%d8%b4%d9%86-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%85%d8%a7/" title="بزرگترین جشن ملی ایران ">بزرگترین جشن ملی ایران </a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1848/%d8%b4%d8%a7%d9%be%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d9%88%d9%84-%d9%81%d8%b1%d8%b2%d9%86%d8%af-%d8%a7%d8%af%d8%b1%d8%b4%db%8c%d8%b1-%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86/" title="شاپور اول فرزند اردشیر دومین شاه ساسانی">شاپور اول فرزند اردشیر دومین شاه ساسانی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/1843/%d8%b4%d8%a7%d9%be%d9%88%d8%b1-%d8%b1%d8%a7%d8%b2%db%8c/" title="شاپور رازی">شاپور رازی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1817/%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3-%d9%82%d8%a7%d9%85%d9%88%d8%b3/" title="شهر بابل در کتاب مقدس قاموس">شهر بابل در کتاب مقدس قاموس</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1813/%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%a7%d8%b2-%d8%a2%d8%ba%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%a7-%d9%be%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86/" title="شهر بابل از آغاز تا پایان">شهر بابل از آغاز تا پایان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1754/%d8%b2%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c/" title="زن در دوره ساسانی">زن در دوره ساسانی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1710/%d8%ac%d8%b4%d9%86-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2/" title="جشن نوروز">جشن نوروز</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1118/%d8%a7%db%8c%d8%b2%d8%af-%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%85/" title="ایزد زرتشتی : بهرام">ایزد زرتشتی : بهرام</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/499/%d9%85%d9%88%d8%b3%db%8c%d9%82%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b9%d9%87%d8%af-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c-2/" title="موسیقی ایران در عهد ساسانی 2">موسیقی ایران در عهد ساسانی 2</a></li></ul><hr />

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/facebook.png">
<a href="http://www.facebook.com/Tarikhema.ir">«تاریخ ما» در فیس بوک</a>

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/feed.png">
<a href="http://feeds.feedburner.com/tarikhema">فید «تاریخ ما»</a>

<hr />
<p><small>© eni برای <a href="http://tarikhema.ir">تاریخ ما</a>, |
<a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6286/battle-of-nahavand/">لینک نگاره</a> |
<br/>
</small></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6286/battle-of-nahavand/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>111</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نبرد قادسیه &#8211; نبرد سپاه ساسانیان و اعراب</title>
		<link>http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6274/battle-of-al-qadesiyyeh/</link>
		<comments>http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6274/battle-of-al-qadesiyyeh/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 23 Jun 2011 18:38:29 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انی کاظمی</dc:creator>
				<category><![CDATA[دین و آیین اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[ساسانیان]]></category>
		<category><![CDATA[ایوان مدائن]]></category>
		<category><![CDATA[جنگ]]></category>
		<category><![CDATA[جنگ قادسیه]]></category>
		<category><![CDATA[ساسانی]]></category>
		<category><![CDATA[سپاه اعراب]]></category>
		<category><![CDATA[عرب]]></category>
		<category><![CDATA[قادسیه]]></category>
		<category><![CDATA[نبرد]]></category>
		<category><![CDATA[نبرد قادسیه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarikhema.ir/?p=6274</guid>
		<description><![CDATA[جنگ قادسیه، در ۱۴ هجری قمری (۶۳۵ میلادی) بین سپاه ایران و اعراب مسلمان در حمله اعراب به ایران در سرزمین قادسیه (کربلای کنونی) اتفاق افتاد. نقشهٔ جنگ‌های خالد بن ولید در سواد (عراق) پس از اینکه ابوبکر خلیفهٔ مسلمین فتنه‌های داخلی عربستان را فرونشاند و به حروب الردةجنگ های ارتداد پایان داد. در محرم سال دوازدهم هجری قمری خالد پسر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><strong><a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ac%d9%86%da%af/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with جنگ">جنگ</a> قادسیه</strong>، در ۱۴ هجری قمری (۶۳۵ میلادی) بین سپاه <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران">ایران</a> و <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d8%a8/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اعراب">اعراب</a> مسلمان در حمله <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d8%a8/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اعراب">اعراب</a> به <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران">ایران</a> در سرزمین قادسیه (کربلای کنونی) اتفاق افتاد.</p>
<p style="text-align: justify;"><img src="http://tarikhema.ir/images/2011/06/Mohammad_adil_rais-Khalid%27s_conquest_of_Iraq3.png" alt="Mohammad adil rais Khalid%27s conquest of Iraq3 نبرد قادسیه   نبرد سپاه ساسانیان و اعراب | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="نبرد قادسیه   نبرد سپاه ساسانیان و اعراب | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #888888;">نقشهٔ <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ac%d9%86%da%af/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with جنگ">جنگ</a>‌های خالد بن ولید در سواد (عراق)</span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">پس از اینکه ابوبکر خلیفهٔ مسلمین  فتنه‌های داخلی عربستان را فرونشاند و به حروب الردةجنگ های ارتداد پایان  داد. در محرم سال دوازدهم هجری قمری خالد پسر ولید را مأمور عراق ساخت. در  آن أوقات المثنی بن حارثه الشیبانی بأجازه خلیفه در آنحدود می‌گذرانید و با  «حرمله» و «سلمی» و «عیاض بن غنم» به خالد پیوستند. چون این اخبار به  «هرمز» فرمانده ایرانی آن اطراف رسید وقایع را بدربار اطلاع داده در مقابل  دشمن شتافت در حفیر که یکی از ثغور مهم <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران">ایران</a> نزدیک خلیج فارس بود جنگی  واقع شد که معروف به ذات السلاسل است. «هرمز» در مبارزه باخالد بسر ولید  کشته شد وبر لشکر او شکست وارد آمد. پس از آن در الیس (ساحل رود فرات) جنگ  دیگری رخ داد چون فتح نصیب خالد شد عدهٔ زیازی از سربازان ایرانی به اسارت  افتادند. سپس خالد متوجه حیره گشت. مرزبان آنحدود بدون اینکه اقدام بجنگ  کند در مقابل لشکر <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%d8%b1%d8%a8/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عرب">عرب</a> فرار اختیار کرد. وپیروزی از نصیب لشکر خالد بود. در  واقعهٔ <strong>انبار</strong> خالد بلشکر خود دستور داد چشم دشمنان را  هدف تیر قرار دهند وهزار چشم را یکمرتبه نابینا ساختند، وازهمین سبب این  جنگ را ذات العیون نامند ودر نتیجه شیرزاد مجبور بصلح شد. پس از فتح انبار  خالد به طرف عین التمر شتافت وهنگامی که «عقة بن أبی عقة» مشغول صف آرائی  بود شخصاً ویرا بغل کرده أسیر ساخت. لشکر عقة بدون جنگ رو بفرار نهاد وبه  حصار آنحدود پناهنده گشت. خالد بدون جنگ همه سربازان را اسیر نمود. سال بعد  (۱۳ هجری قمری) ابوبکر خالد را با نصف لشکرش مأمور شام ساخت و نصف دیگر  لشکر در عراق تحت فرماندهی المثنی بن حارثه الشیبانی باقی ماند.</p>
<p><img class="aligncenter" src="http://tarikhema.ir/images/2011/06/Wings-HKarimZadehCHN6.jpg" border="0" alt="Wings HKarimZadehCHN6 نبرد قادسیه   نبرد سپاه ساسانیان و اعراب | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="217" height="151" title="نبرد قادسیه   نبرد سپاه ساسانیان و اعراب | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: justify;">دراین سال هرمز جازویه از <strong>المثنی</strong> شکست خورد ، وابوبکر  هم در همین سال فوت کرد وعمر برجایش نشست. عمر مجدداً المثنی را که که موقع  بیماری ابوبکر بمدینه آمده بود با ابوعبیده ثقفى وعدهٔ دیگر به عراق باز  فرستاد. المثنی به حیره آمد و پس او یک ماه «ابوعبیده» به أو پیوست. رستم  فرخزاد دهقانان فرات را بر <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%d8%b1%d8%a8/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عرب">عرب</a> بشورانید و در واقعهٔ معروف به جسر یا  «مروحه» (در ساحل فرات) لشکر <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%d8%b1%d8%a8/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عرب">عرب</a> شکست فاحش خورد «ابوعبیده» زیر پای فیل  لگدمال شد و «مثنی» مجروح گردید وبا زحمت زیاد لشکر <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%d8%b1%d8%a8/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عرب">عرب</a> توانست با دادن  چهار هزار نفر تلفات به آن طرف جسر عبور نماید. بهمن جاذویه عزم تعقیب آنان  را داشت ولی اوضاع در ایران طوری بود که بهمن مجبور گردید از آن خیال  منصرف شود. در واقعهٔ <strong>بویب</strong> فتح نصیب عرب گردید و «مهران» سردار ایرانی کشته شد.</p>
<blockquote>
<h3 style="text-align: justify;">داستان جنگ</h3>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">در چهار دهمین سال هجری قمری برابر با ۶۳۵  میلادی یزدگرد سوم شهریار ایران لشکری بالغ بر هفتاد هزار نفر جمع‌آوری  کرده و سرداری این لشکر را به رستم فرخزاد واگذاشت ودر مقابل سپاه عرب  فرستاد. در همان احوال «المثنی» سردار عرب بواسطهٔ زخمی که در جنگ «جسر»  برداشته بود در گذشت، واز سوی خلیفه عمر بن خطاب سعد پسر ابی وقاص به جانب  عراق مأموریت یافت وبا زحمت زیاد سی هزار لشکر در «سواد» گرد آورد. سعد در <strong>قادسیه</strong> خیمه افراشت. «رستم» نهر (العتیق) را باخاک و خاشاک وچوب ونی پر کرده از  آن عبور نموده و در مقابل لشکر عرب صف آرائی نمود. این سردار از فرات عبور  کرده داخل سواد شده دنبال لشکریان عرب افتاد. جنگ قادسیه که مانند نبرد  ایسوس در شمار جنگهای قطعی دنیا بشمار می‌آید این هنگام رخ داد. این جنگ در  چهار روز متوالی دوام داشت. در آن روز به علت بیماری تب سعد قادر بر جنگ  نبود و خالد بن عرفطه را مأمور این کار ساخت.</p>
<ul style="text-align: justify;">
<li>در روز اول اسب‌های عرب از فیلان که آنها را جلو نگاهداشته بودند فرار  کردند. چنین به نظر می‌آمد که فتح با لشکر ایران است ، جناحین لشکر عرب در  مضیقه افتاده وبا اشاره سعد که ناظر اوضاع بود گروهی از تیر اندازان عرب  فیل سواران را هدف ساخته آنها را بزمین افکندند وبدین وسیله عرب توانست  حمله رستم را رد کند واز شکست حتمی نجات یابد، روی همرفته خسارت لشکر عرب  بیش از ایرنیان بود.</li>
</ul>
<ul style="text-align: justify;">
<li>در روز دوم لشکر امدادی عرب که از شام رسیده بود وارد میدان شد . و  نبردهای تن به تن بین پهلوانان دو سپاه صورت گرفت. هنگام مبارزه سه نفر از  سرداران ایرانی که از آن جمله «بهمن ذوالحاجب» و «بندوان» بودند کشته شدند.  ولی نتیجهٔ قطعی بدست نیامد. چند نفر از فراریان لشکر ایران بعربها  آموختند که هرگاه خواسته باشند دفع فیلان را نمایند بهترین تدبیر آنست که  خرطوم یا چشم آنهارا هدف گیرند.</li>
</ul>
<ul style="text-align: justify;">
<li>در روز سوم بار دیگر فیل‌ها در خط جنگ ظاهر شدند، عربها بهمان طریق  فیلانرا زخمی کرده آنها را از میدان کار زار بدر بردند. قعقاع بن عمرو رییس  نیروی امدادی که از شام آمده بود چشم فیل بزرگ سفیدی را با نیزه کور کرد،  دیگری با فیل دیگر نظیر این را معمول داشت. بالاخره فیلها برگشته در لشکر  ایران باعث اختلال شدند. دو لشکر بیگدیگر نزدیک شده تا زوال آفتاب با شمشیر  و نیزه جنگیدند وفتح نصیب هیچیک از طرفین نشد. پس از جنگ رستم برای آسایش  افراد لشکر خویش از (نهر العتیق) بدانطرف عبور کرد. این نکته قابل توجه‌است  که لشکر رستم اغلب از افراد تازه کار و جنگ نیازموده تشکیل شده بود ودر آن  چند روز سخت خسته گردیدند. <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d8%a8/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اعراب">اعراب</a> به سبب رسیدن قوای عمده‌ای از شام قویدل  شده و شب هنگام روحیهٔ مسلمانان بهتر از روحیهٔ لشکر ایران بود. چون عربها  خیال ایرانیان را دریافتند که شب مایل باستراحتند، دسته أی از سربازان عرب  همراه دو تن از سرداران لشکر مسلمان هر کدام جداگانه در تاریکی شب به لشکر  ایران شبیخون زده عده أی را بکشند، و جنگ در تمام شب جریان داشت. این شب را  «لیلة الهریر» می‌نامند ، چه صداهایی شبیه به صدای شغال وسگ از مجروحین  طرفین فضا را پر کرده بود. همچنین در برخی روایات «لیلة القادسیه» نیز  نامیده شده‌است.</li>
</ul>
<ul style="text-align: justify;">
<li>در روز چهارم یعنی روز آخر جنگ اعراب قلب لشکر ایران را متزلزل  ساختند،وکار لشکر ایران را یکسره وتقدیر بر جنگ قادسیه خاتمه دارد. هنگام  کار زار طوفانی سهمگین برخاست، گرد وغبار ، و شن زیاد به سر و روی سپاه  ایران می‌ریخت ولی اعراب که پشت به طوفان بودند چندان صدمه‌ای ندیدند .  طولی نکشید که «هرمزان» حکمران شوش و «فیروز» عقب نشستند.</li>
</ul>
<p style="text-align: justify;">رستم فرخزاد در کنار درفش کاویان ایستاده  بود و سپاه ایران را رهبری می‌کرد. در همان احوال تندباد عجیبی برخاست  وچادری که تخت رستم زیر آن قرار گرفته بود برکند. رستم بزیر بار قاطری  پناهنده گشت. هلال بن علقمه باضربت شمشیر بدون اینکه بداند زیر آن بار  کیست طناب آن را برید لنگه أی از بار قطع شده رستم را صدمه رساند. رستم  خودرا در (نهرالعتیق) انداخت و بنای شنا گذاشت.هلال بن علقمه پشت سر او در  آب جست پای وی بگرفت وبساحل آورد وبکشت. سپس بر روی سریر رستم رفته بصوت  بلند فریاد کرد «قتلت رستم و رب الکعبة» یعنی کشتم رستم را قسم بخدای کعبه.  این ندا تولید وحشتی در لشکر ایران کرد، و سربازان را به هراس انداخته  دل‌های خود را باختند و هزاران نفر خود را در آب انداخته غرق شدند، وبسیاری  از آنان هدف تیر دشمن گشتند. فتحی که در این جنگ نصیب اعراب شد آسیب سختی  به روحیهٔ ایرانیان وارد ساخت.</p>
<blockquote>
<h3 style="text-align: justify;">غنائم جنگی</h3>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">از جمله غنائمی که بدست اعراب افتاد درفش معروف کاویانی است که طبری قیمت آنرا هزار هزار ودویست هزار درهم نوشته‌است. پس از جنگ <strong>قادسیه</strong> ساحل یسار فرات بکلی بدست عرب افتاد. دربار ایران قصد تغییر پایتخت را  نمود ولی اقامت در استخر یا شهر دور دست دیگری را صلاح ندانستند، وبیم آن  می‌رفت که تغییر پایتخت دلالت برضعف دولت <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ساسانی">ساسانی</a> نماید وبرجسارت عرب  بیفزاید. عجب اینجاست که در مدت یکسال ونیم پس از <strong>جنگ قادسیه</strong> که عرب در جای دیگر اشتغال داشت یزد گرد اقدامات جدی برعلیه آنان نکرد.  حقیقت مسئله این است که یزد گرد بی تجربه بود. بروایتی پانزده سال و بروایت  دیگر بیش از بیست ویک سال نداشته. ایران در آنموقع پادشاهی می‌خواست تجربه  کرده و جنگ آزموده ویزد گرد از این دوصفت محروم بود.</p>
<blockquote>
<h3 style="text-align: justify;">سقوط مدائن</h3>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">در شانزدهمین سال هجری قمری «سعد» باشصت  هزار نفر به ساباط که یک روز راه تا مدائن است آمد. یزد گرد با کمال عجله  پایتخت را ترک گفته به جانب «حلوان» (سر پل ذهاب) بشتافت و آنجا را مقر خود  ساخت. سعد داخل در «مدائن» شد وخزاین <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ساسانیان">ساسانیان</a> را تصرف کرد، وزیبایی  آنشهر، شکوه عمارات، تجمل و زینت پایتخت <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ساسانیان">ساسانیان</a> عربهای بادیه نشین را  بحیرت انداخت. تخت طلای خسرو و دوازه ستون مرمر ، تالار عظیم ومخصوصاً سقف  آن که بروج آسمان را با ستاره‌های زرین مجسم ساخته بودند باعث تعجب عرب شد.  تالارهای پر از سیم وزر، احجار کریمه، لباسهای گرانبها، قالیهای زیبا،  کثرت عنبر، ادویه ومعطرات دیدهٔ آنها را خیره ساخت. در یکی از تالارهای  بساط کسری (بهارستان) را یافتند که ۱۴۰ متر طول و۲۸ متر عرض داشت وبا جواهر  گرانبها انواع گلها را در روی آن مجسم ساخته بودند. برگ گلها از زمرد  وغنچه‌ها از مروارید ویاقوت وجواهر دیگر ساخته شده بود. در خزینه اسبی  یافتند از طلا دارای زین ولجام نقره ومزین بأنواع جواهر، همچنین شتری دیده  از نقره باکرهٔ آن طلا. نزدیک نهر نهروان صندوقی بدست عرب افتاد پر از  لباسهای جواهر نشان و پارچه‌های زربفت باتاج وخاتمهای انوشیروان . همچنین  سلاح خاص خسرو أول که عبارت از خود ، زره واسلحه‌های زرین مروارید نشان بود  بدست تازیان افتاد. آثار صنعتی وخمس اموال را برای عمر در مدینه فرستادند  وبقیه بین افراد لشکر عرب تقسیم شد.</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #888888;">منبع ویکی پدیای فارسی</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #888888;">منبع تاریخ ما &#8211; دایره المعارف تاریخ جهان<br />
</span></p>
</blockquote>
<h2  class="related_post_title">نگاره های مرتبط:</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6286/battle-of-nahavand/" title="جنگ نهاوند (فتح الفتوح مسلمین) ">جنگ نهاوند (فتح الفتوح مسلمین) </a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6060/sassanid-defeat/" title="دلایل فروپاشی یا شکست ساسانیان از اعراب">دلایل فروپاشی یا شکست ساسانیان از اعراب</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/2004/%d9%81%d8%b1%d9%88%d9%be%d8%a7%d8%b4%d9%89-%d8%af%d9%88%d9%84%d8%aa-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%89%d8%a7%d9%86/" title="فروپاشى دولت ساسانى و گروش ايرانيان به اسلام">فروپاشى دولت ساسانى و گروش ايرانيان به اسلام</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/2986/arch-deficit/" title="طاق کسری (ایوان مدائن)">طاق کسری (ایوان مدائن)</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/3124/%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%a8%d8%b9-%d8%aa%d8%ad%d9%82%db%8c%d9%82%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%da%a9-%d8%ae%d8%b1%d9%85-%d8%af%db%8c%d9%86/" title="منابع تحقیقاتی درباب بابک خرم دین">منابع تحقیقاتی درباب بابک خرم دین</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1946/%d8%ac%d8%b4%d9%86-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%85%d8%a7/" title="بزرگترین جشن ملی ایران ">بزرگترین جشن ملی ایران </a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1848/%d8%b4%d8%a7%d9%be%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d9%88%d9%84-%d9%81%d8%b1%d8%b2%d9%86%d8%af-%d8%a7%d8%af%d8%b1%d8%b4%db%8c%d8%b1-%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86/" title="شاپور اول فرزند اردشیر دومین شاه ساسانی">شاپور اول فرزند اردشیر دومین شاه ساسانی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/1843/%d8%b4%d8%a7%d9%be%d9%88%d8%b1-%d8%b1%d8%a7%d8%b2%db%8c/" title="شاپور رازی">شاپور رازی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1817/%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3-%d9%82%d8%a7%d9%85%d9%88%d8%b3/" title="شهر بابل در کتاب مقدس قاموس">شهر بابل در کتاب مقدس قاموس</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1813/%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%a7%d8%b2-%d8%a2%d8%ba%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%a7-%d9%be%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86/" title="شهر بابل از آغاز تا پایان">شهر بابل از آغاز تا پایان</a></li></ul><hr />

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/facebook.png">
<a href="http://www.facebook.com/Tarikhema.ir">«تاریخ ما» در فیس بوک</a>

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/feed.png">
<a href="http://feeds.feedburner.com/tarikhema">فید «تاریخ ما»</a>

<hr />
<p><small>© eni برای <a href="http://tarikhema.ir">تاریخ ما</a>, |
<a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6274/battle-of-al-qadesiyyeh/">لینک نگاره</a> |
<br/>
</small></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6274/battle-of-al-qadesiyyeh/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>244</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

<!-- Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: http://www.w3-edge.com/wordpress-plugins/

Page Caching using memcached (User is logged in)
Database Caching using memcached
Object Caching 15984/16315 objects using memcached

Served from: tarikhema.ir @ 2012-02-13 02:52:31 -->
