<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>تاریخ ما &#187; دین و آیین مسیحی</title>
	<atom:link href="http://tarikhema.ir/Subjects/ancient/religions/christian/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://tarikhema.ir</link>
	<description>گزیده ای از تاریخ تمدن ایران و دنیای باستان</description>
	<lastBuildDate>Sun, 12 Feb 2012 09:03:03 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<item>
		<title>طومارهای بحر المیت (دریای مرده)</title>
		<link>http://tarikhema.ir/religions/jewish-religion/7396/%d8%b7%d9%88%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%ad%d8%b1-%d8%a7%d9%84%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%87/</link>
		<comments>http://tarikhema.ir/religions/jewish-religion/7396/%d8%b7%d9%88%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%ad%d8%b1-%d8%a7%d9%84%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%87/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 04 Oct 2011 10:14:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انی کاظمی</dc:creator>
				<category><![CDATA[دین و آیین مسیحی]]></category>
		<category><![CDATA[دین و آیین یهود]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب های باستانی]]></category>
		<category><![CDATA[آرامی]]></category>
		<category><![CDATA[اسنی ها]]></category>
		<category><![CDATA[اسنی‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[انجیل]]></category>
		<category><![CDATA[خربت میرد]]></category>
		<category><![CDATA[زبور]]></category>
		<category><![CDATA[طومار بحرالمیت]]></category>
		<category><![CDATA[طومار دریای مرده]]></category>
		<category><![CDATA[طومار زبور]]></category>
		<category><![CDATA[طومار های بحرالمیت]]></category>
		<category><![CDATA[طومارهای بحر المیت]]></category>
		<category><![CDATA[طومارهای بحرالمیت]]></category>
		<category><![CDATA[طومارهای دریای مرده]]></category>
		<category><![CDATA[عبری]]></category>
		<category><![CDATA[عین قدی]]></category>
		<category><![CDATA[قمران]]></category>
		<category><![CDATA[مربعات]]></category>
		<category><![CDATA[مسده]]></category>
		<category><![CDATA[مسیحیت اولیه]]></category>
		<category><![CDATA[معلم رستگاری]]></category>
		<category><![CDATA[نبودینوس]]></category>
		<category><![CDATA[نخس خطی کتاب مقدس]]></category>
		<category><![CDATA[نسخ خطی تورات]]></category>
		<category><![CDATA[نسخ خطی قدیمی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarikhema.ir/?p=7396</guid>
		<description><![CDATA[تصویر طومار زبور به همراه رو نویسی از آن. در سال ۱۹۴۷ م در منطقه قمران [۱] در فلسطین و در کرانه دریای مرده، طومارهایی کشف شد که در پژوهش‏های مربوط به آئین یهودیت و مسیحیت اهمیت به سزائی داشت. چوپانی از قبائل بومی ساکن این منطقه بز گله‏اش را گم می‏کند. هنگام جستجو جهت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><a><img class="" src="http://tarikhema.ir/images/2011/10/Psalms_Scroll.jpg" alt="Psalms Scroll طومارهای بحر المیت (دریای مرده) | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="طومارهای بحر المیت (دریای مرده) | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></a><br />
تصویر طومار زبور به همراه رو نویسی از آن.</p>
<p style="text-align: justify;">در سال ۱۹۴۷ م در منطقه قمران <sup id="cite_ref-0">[۱]</sup> در فلسطین و در کرانه دریای مرده، طومارهایی کشف شد که در پژوهش‏های مربوط به آئین یهودیت و مسیحیت اهمیت به سزائی داشت.</p>
<p style="text-align: justify;">چوپانی از قبائل بومی ساکن این منطقه بز گله‏اش را گم می‏کند. هنگام جستجو جهت یافتن آن، به غاری می‏رسد. سنگی را در این غار می‏اندازد. در این هنگام صدای برخورد این سنگ با ظرفی سفالین، باعث کنجکاوی او می‏شود. پس از ورود به این غار، خمره‏ای سفالین در این غار می‏یابد که درون آن طومارهای قدیمی وجود داشت<sup id="cite_ref-1">[۲]</sup>.</p>
<p style="text-align: justify;">و این سرآغاز کشفیات طومارهای دریای مرده بود. پس از این که مسئولین محلی، پی به وجود این طومارها می‏برند، عملیات باستان‏شناسی را در این منطقه آغاز می‏کنند. تا سال ۱۹۵۸ کلّ طومارهایی که در یازده غار از غارهای این منطقه قرار داشت، کشف می‏شوند<sup id="cite_ref-2">[۳]</sup>.</p>
<h3 style="text-align: justify;">هویت نویسندگان این طومارها</h3>
<p style="text-align: justify;">نویسندگان این طومارها جمعی از یهودیان بودند که دارای نگرشی عرفانی بودند. این گروه به نام إسنی‏ها<sup id="cite_ref-3">[۴]</sup> شهرت یافتند. یهودیان اسنی به خاطر آن که با آموزه‏های یهودیان صدوقی (یهودیان معبد) مخالف بودند، ناچار شدند از شهرها خارج شوند و در منطقه قمران سکنی گزینند. این عرفای یهودی، در این منطقه آزادانه به عبادت و انجام اعمال عبادی خود مشغول شدند<sup id="cite_ref-4">[۵]</sup>. &#8220;پلینی کبیر&#8221; مورخ رومی به وجود این تجمعات در این منطقه اشاره کرده است<sup id="cite_ref-5">[۶]</sup>.</p>
<h3 style="text-align: justify;">محتوای این طومارها</h3>
<p style="text-align: justify;">یافته‌ها شامل بخش‌هایی از تقریباً تمامی کتاب‌های موجود در عهد عتیق (شاید به استثناء کتاب استر) می‌باشد. این موضوع اهمیت شایانی دارد زیرا نسخه‌های در دست پژوهندگان، پیش از این اکتشافات، قرن‌ها دیرتر نوشته شده بودند. این موضوع قابلیت مقایسه نسخه‌های کنونی عهد عتیق با نسخ قدیمی آن را فراهم می‌کند.</p>
<p style="text-align: justify;">در حالی که برخی از کتب مقدس یافت شده تفاوت ناچیزی با متن عهد عتیق سنتی (یا مسوره‌ای) دارد، برخی از دست‌نوشته‌های یافت شده از کتاب سفر خروج (یکی از کتب تورات)، و سموئیل که در غار شماره چهار یافت شده‌اند، تفاوت چشمگیری، هم در نحوه بیان و هم در محتوا، با متن امروزی شان دارند. وجود اختلافات متنی زیاد، کارشناسان را به سمت پذیرش این نظریه که متن عهد عتیق در دست ما بر پایه سه خانواده از منابع تدوین شده‌است:</p>
<p style="text-align: justify;">متن مسوره‌ای، متن عبری اصلی هفتادگانی و تورات سامری. به صورت فزاینده‌ای دانشوران بیشتری به این نتیجه رسیده‌اند که متن عهد عتیق پیش از استاندارد و قانونمند شدنش در سال ۱۰۰ میلادی بسیار روان بوده‌است.<sup id="cite_ref-6">[۷]</sup></p>
<h3 style="text-align: justify;">مطالعه و بررسی این طومارها</h3>
<p style="text-align: justify;">این طومارها در موزه‏ای در شهر قدس نگهداری می‏شد و تحقیقات علمی در مورد آن زیر نظر کمیسیونی هشت نفره و به ریاست کشیشی فرانسوی به نام رونالد دو وو<sup id="cite_ref-7">[۸]</sup> آغاز شد. پس از این که این شهر توسط اسرائیل در ژوئن سال ۱۹۶۷ اشغال شد، کلّ این طومارها (به جز طوماری مسی که در موزه‏ای در کشور اردن نگهداری می‏شد) در اختیار آنها قرار گرفت<sup id="cite_ref-8">[۹]</sup>.</p>
<p style="text-align: justify;">به تدریج این طومارها ترجمه و منتشر شد. ولی از همان ابتدا، انتشار این طومارها موجب بروز جدالی پایان‏ناپذیر شد.</p>
<p style="text-align: justify;">طبق اخباری که مسئولان ناظر بر نشر این طومارها منتشر کردند، تمام طومارهایی که در این منطقه کشف شد، انتشار یافت و در اختیار پژوهش گران قرار گرفت.</p>
<h3 style="text-align: justify;">انتشار این طومارها</h3>
<div style="text-align: justify;">
<div>
<p><img src="http://tarikhema.ir/images/2011/10/250px-Qumran.jpe" alt="250px Qumran طومارهای بحر المیت (دریای مرده) | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="250" height="188" title="طومارهای بحر المیت (دریای مرده) | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<div>
<p>غار هایی که دستنوشته‌ها در آنها یافت شد.</p>
</div>
</div>
</div>
<p style="text-align: justify;">انتشار این دستنوشته‌ها دهه‌های زیادی طول کشیده و این خود باعث مجادلاتی میان پژوهندگان شده‌است. تا سال ۲۰۰۷ میلادی، انتشارات دانشگاه آکسفورد هنوز دو جلد از مجموعه (در حال حاضر ۳۹ جلدی) «یافته‌ها در بیایان یهودیه»<sup id="cite_ref-9">[۱۰]</sup> را در دست تهیه دارد. مسئولان این پروژه رسما دلیل عدم انتشار قسمتهای باقی مانده را مسائل «دینی، سیاسی» عنوان کرده‌است.</p>
<div style="text-align: justify;">
<div>
<p><img src="http://tarikhema.ir/images/2011/10/250px-Deadseascrolls.jpg" alt="250px Deadseascrolls طومارهای بحر المیت (دریای مرده) | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="250" height="188" title="طومارهای بحر المیت (دریای مرده) | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<div>
<p>تکه هایی از دستنوشته‌ها در موزه باستان شناسی عمان</p>
</div>
</div>
</div>
<p>تردیدهایی در مورد ادعای انتشار تمامی متون کشف‏شده</p>
<p style="text-align: justify;">ولی بر اساس برخی گزارشها، تمام طومارهایی که از غار شماره‏ی چهار (که نسبت به سائر غارهای این منطقه، مهم‏ترین کشفیات در آن صورت گرفت) در قمران به دست آمد، منتشر نشد<sup id="cite_ref-10">[۱۱]</sup>.</p>
<p style="text-align: justify;">در سال ۱۹۹۱ در لندن کتابی تحت عنوان &#8220;نیرنگ طومارهای دریای مرده&#8221;<sup id="cite_ref-11">[۱۲]</sup> منتشر شد. این کتاب توسط مایکل بایجنتس و ریچارد لایت نوشته شد. این دو محقق در این کتاب به طور صریح، واتیکان را به دخالت در کار ترجمه و نشر طومارهای قمران متهم کردند و ادعا نمودند که کلیسای واتیکان در تلاش است آن دسته مطالبی که در این طومارها آمده است و در تضادّ با آموزه‏های کاتولیکی است، منتشر نشود.</p>
<p style="text-align: justify;">با نگاه به اهداف آشکار و پنهان دولت مردان اسرائیل و سیر حوادثی که طی این سالها در حاشیه این طومارها به وقوع پیوست، می‏توان این احتمال را مد نظر قرار داد که &#8220;یهودیان اسرائیل&#8221; و &#8220;جهان مسیحیت&#8221;، معامله‏ی دو جانبه‏ای در مورد این طومارها انجام داده باشند. به این معنی که در قبال عدم انتشار برخی طومارها مسئولان اسرائیلی، بتوانند از این طومارها بهره‏برداری تبلیغی بکنند<sup id="cite_ref-12">[۱۳]</sup>.</p>
<p style="text-align: justify;">با بررسی تمام اتفاقاتی که پیرامون انتشار این نسخه‏ها افتاد می‏توان گفت که پس از گذشت بیش از شصت سال از اکتشاف طومارهای دریای مرده هنوز اطلاعات ما از این طومارها و اسرار آن بسیار مبهم و اندک است.</p>
<h3 style="text-align: justify;">اهمیت این طومارها در شناخت مسیحیت</h3>
<p style="text-align: justify;">این طومارها از چند بُعد در مسیحیت‏شناسی، حائز اهمیت است.</p>
<p style="text-align: justify;">این طومارها در زمانی بین قرن دوم پیش از میلاد تا نیمه‏ی دوم قرن اول میلادی، نگاشته شده است. و این همزمان با زندگی عیسی مسیح در منطقه بیت‏لحم و ناصره و اورشلیم است. و این سه منطقه در فاصله بسیار نزدیکی از قمران واقع شده است. هنگامی که خبر کشف این طومارها در قمران به دست آمد، محققان امید داشتند که اطلاعات جدیدی از زندگی حضرت عیسی به دست بیاورند. ولی نکته عجیب این جا بود که این طومارها هیچ اشاره‏ای به عیسی مسیح و زندگی وی نکرده بود<sup id="cite_ref-13">[۱۴]</sup>.</p>
<p style="text-align: justify;">نکتة حائز اهمیت آن بود که این طومارها حاوی ۲۰۰ نسخه خطی از عهد قدیم بود. از آنجا که قدیمی‏ترین نسخه خطی عهد قدیم به قرن دهم میلادی بر می‏گردد، اکتشاف این نسخه‏ها در مستندسازی عهد عتیق و رفع اختلاف نسخه‏های آن اهمیت بسزائی داشت<sup id="cite_ref-14">[۱۵]</sup>.</p>
<p style="text-align: justify;">در سال ۱۹۹۲ نشریه ایندیپندنت، قسمتی از طومار مکاشفه‏ای آرامی به شماره ۴Q246 که در غار شماره ۴ کشف شده بود را منتشر نمود. در این طومار در مورد آخرالزمان می‏گوید که فرزند خدا در آخرالزمان ظهور می‏کند و اوصافی که برای او بر می‏شمارد با اوصاف حضرت عیسی (که مسیحیان او را تنها فرزند خدا می‏دانند که در آخر الزمان ظهور می‏کند) مطابقت ندارد<sup id="cite_ref-15">[۱۶]</sup></p>
<p style="text-align: justify;">این نکته بر خلاف آموزه‏های مسیحی است که مسیح را تنهافرزند خدا می‏داند که در آخر الزمان ظهور می‏کند.</p>
<h3 style="text-align: justify;">کتابهای نوشته شده</h3>
<p style="text-align: justify;">در این زمینه کتاب های متعددی نوشته شده است. آقای محمد مهدی کاظمی در این زمینه کتاب مخطوطات البحر المیت آقای احمد عثمان را به فارسی ترجمه کرده است.</p>
<h2 style="text-align: justify;">پانویس</h2>
<div style="text-align: justify;">
<ol>
<li id="cite_note-0">↑ Qumran</li>
<li id="cite_note-1">↑ ورمز، گزا، النصوص الکامله لمخطوطات البحر المیت، ترجمه دکتر سهیل زکّار، دار قتیبه، چاپ اول، سال ۲۰۰۶، ص۲۹</li>
<li id="cite_note-2">↑ سومر، دوبون؛ مخطوطات قمران، البحر المیت؛ ترجمه موسی دیب الخوری، دار الطلیعه الجدیده، چاپ اول، ۱۹۹۸، ج۱، ص۲۳</li>
<li id="cite_note-3">↑ Essins</li>
<li id="cite_note-4">↑ F.F. Bruce, Second Thoughts On The Dead Sea Scrolls. Paternoster Press, 1956 p.112</li>
<li id="cite_note-5">↑ بنتلی، جیمز؛ اکتشاف الکتاب المقدس، قیام المسیح فی سیناء؛ ترجمه آسیا محمد الطریحی، سینا للنشر، ص۱۴۹</li>
<li id="cite_note-6">↑ Brian M. Fagan, Charlotte Beck, <em>The Oxford Companion to Archeology</em>, entry on the «Dead sea scrolls», Oxford University Press, ۱۹۹۶</li>
<li id="cite_note-7">↑ Roland de Vaux</li>
<li id="cite_note-8">↑ ورمز، گزا، پیشین، ص۳۵</li>
<li id="cite_note-9">↑ Discoveries in the Judaean Desert</li>
<li id="cite_note-10">↑ مراجعه کنید: The People of the Dead Sea Scrolls, p27</li>
<li id="cite_note-11">↑ The Dead Sea Scrolls Deception</li>
<li id="cite_note-12">↑ عثمان، احمد، مخطوطات البحر المیت، دار الشروق قاهره، مصر، سال ۱۹۹۶، ص۹۴</li>
<li id="cite_note-13">↑ پیشین، ص۱۱۵</li>
<li id="cite_note-14">↑ ورمز، گزا، پیشین، ص۴۰و ۴۱</li>
<li id="cite_note-15">↑ The Independent, Tuesday, 1 September 1992</li>
<li id="cite_note-15">ویکی پدیا؛ دانشنامه آزاد</li>
</ol>
</div>
<h2  class="related_post_title">نگاره های مرتبط:</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/jewish-religion/7395/about-dead-sea-scrolls/" title="طومارهای بحرالمیت » تاریخچه و منتخبی از دیدگاه ها">طومارهای بحرالمیت » تاریخچه و منتخبی از دیدگاه ها</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/christian/3732/%d8%b3%d9%87-%d9%85%d8%ba-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%86-%d9%85%db%8c%d9%84%d8%a7%d8%af-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/" title="رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح">رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/3060/%d8%b3%d9%84%d9%8a%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%88%d8%ac-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d9%8a%d8%b4/" title="سليمان در اوج افتخار خويش ">سليمان در اوج افتخار خويش </a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1937/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3-%d8%b9%d9%87%d8%af-%d9%82%d8%af%db%8c%d9%85-%d9%88-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-bible/" title="کتاب مقدس عهد قدیم و جدید Bible">کتاب مقدس عهد قدیم و جدید Bible</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/508/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c/" title="تاریخ باستان شناسی">تاریخ باستان شناسی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/china/423/%d9%85%d8%b0%d8%a7%d9%87%d8%a8-%d8%b9%d9%85%d8%af%d9%87-%da%86%db%8c%d9%86/" title="مذاهب عمده چین">مذاهب عمده چین</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/264/%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d8%af/" title="پاسارگاد">پاسارگاد</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/subject/191/%d8%af%d8%a7%db%8c%d8%b1%d9%87-%d9%88-%da%af%d8%b1%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%b5%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" title="ارتباط دایره و گربه در مصر باستان">ارتباط دایره و گربه در مصر باستان</a></li></ul><hr />

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/facebook.png">
<a href="http://www.facebook.com/Tarikhema.ir">«تاریخ ما» در فیس بوک</a>

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/feed.png">
<a href="http://feeds.feedburner.com/tarikhema">فید «تاریخ ما»</a>

<hr />
<p><small>© eni برای <a href="http://tarikhema.ir">تاریخ ما</a>, |
<a href="http://tarikhema.ir/religions/jewish-religion/7396/%d8%b7%d9%88%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%ad%d8%b1-%d8%a7%d9%84%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%87/">لینک نگاره</a> |
<br/>
</small></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarikhema.ir/religions/jewish-religion/7396/%d8%b7%d9%88%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%ad%d8%b1-%d8%a7%d9%84%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>طومارهای بحرالمیت » تاریخچه و منتخبی از دیدگاه ها</title>
		<link>http://tarikhema.ir/religions/jewish-religion/7395/about-dead-sea-scrolls/</link>
		<comments>http://tarikhema.ir/religions/jewish-religion/7395/about-dead-sea-scrolls/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 04 Oct 2011 09:32:16 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انی کاظمی</dc:creator>
				<category><![CDATA[دین و آیین مسیحی]]></category>
		<category><![CDATA[دین و آیین یهود]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب های باستانی]]></category>
		<category><![CDATA[آرامی]]></category>
		<category><![CDATA[اسنی ها]]></category>
		<category><![CDATA[اسنی‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[انجیل]]></category>
		<category><![CDATA[خربت میرد]]></category>
		<category><![CDATA[طومار بحرالمیت]]></category>
		<category><![CDATA[طومار دریای مرده]]></category>
		<category><![CDATA[طومار های بحرالمیت]]></category>
		<category><![CDATA[طومارهای بحر المیت]]></category>
		<category><![CDATA[طومارهای بحرالمیت]]></category>
		<category><![CDATA[طومارهای دریای مرده]]></category>
		<category><![CDATA[عبری]]></category>
		<category><![CDATA[عین قدی]]></category>
		<category><![CDATA[قمران]]></category>
		<category><![CDATA[مربعات]]></category>
		<category><![CDATA[مسده]]></category>
		<category><![CDATA[مسیحیت اولیه]]></category>
		<category><![CDATA[معلم رستگاری]]></category>
		<category><![CDATA[نبودینوس]]></category>
		<category><![CDATA[نخس خطی کتاب مقدس]]></category>
		<category><![CDATA[نسخ خطی تورات]]></category>
		<category><![CDATA[نسخ خطی قدیمی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarikhema.ir/?p=7395</guid>
		<description><![CDATA[اشاره طومار‌های بحرالمیت به مجموعه مدارک دست‌نویسی اطلاق می‌شود که بین سال‌های ۱۹۴۷ تا ۱۹۵۶ بعد از گذشت دو هزار سال از زیر تلی از خاک در یازده غار در طول ساحل شمال‌غربی بحرالمیت کشف شدند. این طومارها از مسیحیت اولیه‌ای سخن می‌گویند که از اواسط قرن اول میلادی در اطراف اورشلیم در حال شکل‌گیری [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #800000;"><strong>اشاره</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">طومار‌های بحرالمیت به مجموعه مدارک دست‌نویسی اطلاق می‌شود که بین سال‌های ۱۹۴۷ تا ۱۹۵۶ بعد از گذشت دو هزار سال از زیر تلی از خاک در یازده غار در طول ساحل شمال‌غربی بحرالمیت کشف شدند. این طومارها از <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیحیت">مسیحیت</a> اولیه‌ای سخن می‌گویند که از اواسط قرن اول میلادی در اطراف اورشلیم در حال شکل‌گیری بود. این مدارک نشان می‌دهند که پیروان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیحیت">مسیحیت</a> اولیه در کنار اعتقاد به <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%db%8c%d8%b3%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عیسی">عیسی</a>، خود را ملزم به رعایت قانون تورات نیز می‌دانستند؛ از این‌رو این طومارها در زمرة مدارک مستندی محسوب می‌شوند که دانشمندان را قادر ساخته است نظرات جدیدی دربارۀ خاستگاه <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیحیت">مسیحیت</a> ارائه کنند. این مقاله در ابتدا به معرفی طومارها و محتویات آنها پرداخته است. به علت اهمیت این طومارها، از زمان کشف آنها تحقیقات بسیاری بر روی آنها انجام شده است و نظریات گوناگونی دربارة اصالت و همچنین محتویات آنها ابراز شده است. از بین فهرست‌های مختلفی که از فرایند کشف و مباحث پیرامون طومارها تهیه شده است، فهرست دکتر مالن اسمیت یکی از جامع‌ترین آنهاست که در این مقاله به تفصیل به اطلاع خوانندگان رسیده است.</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #800000;"><strong>مقدمه</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">طومار‌های بحرالمیت به مجموعه مدارکِ دست‌نویسی (٩٠٠ نسخه خطی) اطلاق می‌شود که بین سال‌های ١٩۴۷ تا ١٩۵۶، بعد از گذشت دو هزار سال از زیر تلی از خاک‌ در یازده غار در طول ساحل شمال‌غربی بحرالمیت به‌ویژه در مناطق</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%82%d9%85%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with قمران">قمران</a>(Qumran)، <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b1%d8%a8%d8%b9%d8%a7%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مربعات">مربعات</a>(Morabbaat)، <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ae%d8%b1%d8%a8%d8%aa-%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%af/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with خربت میرد">خربت میرد</a>(Khirbat Mird)، <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%db%8c%d9%86-%d9%82%d8%af%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عین قدی">عین قدی</a>(En-Gedi) و <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%d8%af%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسده">مسده</a>(Masada) کشف شدند. وادی <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%82%d9%85%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with قمران">قمران</a> در ۲۱ کیلومتری شرق اورشلیم قرار دارد (Licht &amp; Bruce, 1971: 5/1396).</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"> این طومارها شامل <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%86%d8%b3%d8%ae-%d8%ae%d8%b7%db%8c-%d9%82%d8%af%db%8c%d9%85%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with نسخ خطی قدیمی">نسخ خطی قدیمی</a> یهودی به زبان‌های <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%d8%a8%d8%b1%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عبری">عبری</a>، <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a2%d8%b1%d8%a7%d9%85%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with آرامی">آرامی</a> و یونانی هستند و دریافت دانشمندان از <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d9%86%d8%ac%db%8c%d9%84/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with انجیل">انجیل</a>، یهودیتِ زمان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%db%8c%d8%b3%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عیسی">عیسی</a> و طلوع <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیحیت">مسیحیت</a> را دگرگون و متحول ساخته‌اند. <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%ad%d9%82%d9%82%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with محققان">محققان</a> شباهت‌هایی بین باورهای ساکنان قمران و <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیحیت">مسیحیت</a> اولیه ﭘیدا کرده‌اند؛ از این رو بسیاری از <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%ad%d9%82%d9%82%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with محققان">محققان</a> بر این باورند که هم تعالیم کلیسای اولیه و هم نوشته‌های قمران از یک خاستگاه «مشترک» در بطن یهودیت تغذیه شده‌اند. ظاهراً مدارک قمرانْ فرقة <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d8%b3%d9%86%db%8c%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اسنی‌ها">اسنی‌ها</a> را کالبد کلیسای اولیه و یا به عبارتی دیگر کلیسای اولیه را نوزاد فرقة <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d8%b3%d9%86%db%8c%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اسنی‌ها">اسنی‌ها</a> معرفی می‌کنند. این مدارک همچنین میزان تأثیر فرقۀ قمران بر <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیحیت">مسیحیت</a> را تعیین کرده، از رهبر این فرقه با عنوان معلم ﭘرهیزگاری سخن می‌گویند و ما را با امیدها و آرزوهای او و ﭘیروانش آشنا می‌کنند. طومارهای مکشوف در بحرالمیت نه تنها چراغی برای فهم بهتر عهد جدید هستند؛ بلکه دانشمندان را هدایت می‌کنند تا دورنمای یهودیت را فقط در آثار ربّی‌ها و سنت‌های فریسی جست‌وجو نکرده، آن را در مدارک، باورها و اعتقادات فرقۀ قمران نیز جست‌وجو کنند. (Black, 1969: 97-99; Rowley, 1964: 30-32).</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">این طومارها از <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیحیت اولیه">مسیحیت اولیه</a>‌ای سخن می‌گویند که در اواسط قرن اول میلادی در اطراف اورشلیم در حال شکل‌گیری بود. این مدارک نشان می‌دهند که پیروان مسیحیتِ اولیه در کنار اعتقاد به عیسی، در عمل به احکام سبّت کوشا بودند و خود را ملزم به رعایت قانون تورات می‌دانستند. در این مدارک به عبادات متمایز و خاصی که سبب افتراق اصولی آنان از یهودیت شود، اشاره‌ای نشده است؛ از این رو کلیسای کاتولیک سال‌ها از انتشار گستردۀ طومارها اجتناب می‌کرد. در سال ۱۹۹۱ دو خبرنگار به نام‌های مایکل بیِْجنت و ریچارد لیق (Michael Baigent and Richard Leigh) مقاله‌ای با عنوان «نیرنگ <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b7%d9%88%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%ad%d8%b1%d8%a7%d9%84%d9%85%db%8c%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with طومارهای بحرالمیت">طومارهای بحرالمیت</a>» (The Dead Sea Scrolls Deception) منتشر کردند که موجب برانگیختن احساسات مردم شد. آنان مدعی بودند تأخیر در انتشار مدارک غار شمارۀ ۴ و محدودیت دسترسی به طومارها تا قبل از سال ۱۹۹۱، نتیجۀ دخالت‌های کلیسای کاتولیک بوده است. آنان دلایلی اقامه کردند که ثابت می‌کرد کلیۀ تحقیقات و مطالعات بر روی طومارها تحت نظارت واتیکان در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b1%d9%85/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with رم">رم</a> صورت گرفته و <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d9%84%db%8c%d8%b3%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کلیسا">کلیسا</a> هر گونه مطالعه بر روی طومارها را تحت کنترل داشته است تا به ایمان و اعتقاد <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیحی">مسیحی</a> لطمه‌ای وارد نگردد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">داستان کشف طومارها با چوپان بیابانگردی به نام محمد احمد الحامد، با نام مستعار محمد گرگی، گره می‌خورد. او اولین کسی است که به راز غارها پی برد. وی روزی در جست‌وجوی برۀ گمشده‌اش، سنگی به داخل گودالی پرتاب کرد، صدای برخورد سنگ به چیزی کنجکاوی وی را تحریک کرد. او به داخل غار رفت و در آنجا کوزه‌هایی قدیمی پیدا کرد که طومارهایی در آنها جاسازی شده بودند. وی طومارها را به نزدیک‌ترین شهر، یعنی بیت‌لحم، نزد یک دلال عتیقه به نام خلیل اسکندر شاهین برد و آنها را به او فروخت. از آنجا که دلال عتیقه دربارۀ قدمت و ارزش طومارها تردید داشت، آنها را به آتاناسیوس سموئیل (Athanasisus Samuel)، اسقف مسیحیان جامعة سریانی در اورشلیم، نشان داد (Sommer, 1952: 9-11; Schiffman, 2005: 249; Moore Cross, 1958: 1-3). آتاناسیوس تصمیم به خریداری طومارها گرفت. آن طومارها شامل نسخۀ تقریباً کاملی از اشعیا، نوعی از کتاب قانون دینی که ناشناخته بود، تفسیر متفاوتی از حبقوق و نسخه‌هایی از سفر پیدایش که بسیار بد نگهداری شده بودند، می‌شد (Campebell, 1998: 3). او نیز برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر و دقیق‌تر طومارها را در اختیار شرق‌شناسان دانشگاه آمریکایی اورشلیم قرار داد. در این دانشگاه، دکتر تِرور (John C. Trever) از آن طومارها <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%da%a9%d8%b3/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عکس">عکس</a>‌برداری کرد و گروهی تحقیقی برای بررسی و مطالعه بر روی آنها تشکیل داد. بدین ترتیب مطالعات بر روی طومارها توسط تعدادی از دانشمندان آغاز شد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"> طومارها در یازده غار و در طول نه سال از ۱۹۴۷ تا ۱۹۵۶ کشف شدند. شماره‌گذاری غارها بر اساس کشف گنجینۀ نسخ خطی در غارها صورت گرفته است. غارهای ۳، ۵، ۷، ۸، ۹، ۱۰ توسط باستان‌شناسان و پنج غار دیگر توسط قبیلة بدوی تعامرکشف شدند. احتمالاً طومارها در یک زمان در یازده غار قرار نگرفته‌اند. طومارهایی که در غار ۱ پیدا شدند، به دقت در کوزه‌هایی استوانه‌ای قرار داده شده بودند؛ در حالی که ظاهراً طومارهای سایر غارها، به‌ویژه غار شمارۀ ۴ که بیشترین طومارها در آن کشف شده است، با عجله جاسازی شده بودند.</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"> طومارها آشکارا نمایانگر کتابخانه‌ای قابل‌ملاحظه‌اند که در طول چندین نسل نسخه‌برداری شده‌اند. تاریخ تخمین زده شده برای طومارها، هر چه که باشد، بیانگر این حقیقت است که آنها چندین قرن قدمت دارند (Licht &amp; Bruce, 1971: 5/1397-98). آنها حاوی دعاها، اشعار و سرودهایی هستند که تا پیش از این ناشناخته بودند: سرودها و دعا‌های کوتاه صبح و شب در ایام گوناگون و دعا‌های اعمال روز سبّت که بسیاری از آنها با سپاسگزاری از خداوند شروع می‌شوند، اشعاری برای بیرون راندن شیاطین از مراسم سالانة دعا، نماز تابوت عهد، دعاهای شکرگزاری و مراسم آئینی تشرف و ایام خاص دیگر، دعا به مناسبت جنگ آخرالزمان و طلب بخشش به هنگام ظهور ﭘادشاه آخرالزمان و اشعار ادبی دیگری که هر کدام قابل بحث و بررسی هستند (Collin, 1997:29-30).</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">بیشتر طومارها بر روی کاغذهای پوستی و برخی بر روی پاپیروس از سمت چپ بدون نقطه‌گذاری نوشته شده‌اند. جوهر استفاده‌شده در تمام طومارها کربنی است، اما جوهری که برای طومار سفر پیدایش استفاده شده از فلز گرفته شده است که سبب شده این طومار شرایط مناسبی نداشته باشد؛ زیرا جوهرْ کاغذ پوستی را خورده و به درون آن نفوذ کرده است. در برخی از طومارها لایه‌ای از قارچ و پوسیدگی روی نوشته را پوشانده و باعث شده است طومار فقط در نور مادون قرمز قابل خواندن باشد. طومارهای چندی در پارچة کتانی پیچیده شده بودند که بقایای آن ﭘارچه‌ها کشف شده‌اند. این طومارها در کوزه‌هایی قرار داده شده بودند که حداقل دو تای آنها کاملاً سالم مانده‌اند (Licht &amp; Bruce, 1971: 5/1404-6).</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"> در میان نسخ خطی یافت‌شده در غارهای قمران، بیش از صد نسخة <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کتاب مقدس">کتاب مقدس</a> <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%d8%a8%d8%b1%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عبری">عبری</a> مورد شناسایی قرار گرفته‌اند که تنها بخش‌هایی از آنها سالم مانده‌اند. همة کتاب‌ها به استثنای استر (که نمی‌توان به نحو قطعی، اظهار نمود که فقدان آن تصادفی بوده، یا دارای مفهوم خاصی است) شناسایی شده‌اند. غیر از نسخ خطی <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%d8%a8%d8%b1%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عبری">عبری</a>، نسخ خطی دیگری به زبان یونانی نیز کشف شده‌اند. مهم‌ترین نسخة هفتادیِ یافت‌شده در منطقة بحرالمیت در نحل هور (Nahl Hever) کشف شده است که نسخه‌ای متشکل از تکه‌های کوچک ناپیوسته از ترجمۀ یونانیِ دوازده پیامبر کوچک است و متن آن با کتابی که ژوستین شهید (تقریباً ١۵٠ میلادی) مورد استفاده قرار داده است همانند انگاشته می‌شود (Licht &amp; Bruce, 1971: 5/140). برخی از نسخه‌های کشف‌شده ویژگی سوداپوکریفا دارند که تا پیش از کشف این طومارها ناشناخته بودند؛ مانند گفته‌های موسی، مکاشفۀ عمران، زبور یوشع نبی، بخش‌هایی از ادعیه دانیال و آثار مربوط به دعای <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%86%d8%a8%d9%88%d8%af%db%8c%d9%86%d9%88%d8%b3/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with نبودینوس">نبودینوس</a> (Nabonidus) و کتاب اسرار(Graystone, 1956:5-9).</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"> در کل، طومارهایی که در غارهای قمران کشف شدند انواع مختلفی از متون نوشتاری را منعکس می‌کنند؛ مثلاً متون به دست‌آمده از غارهایی که در محدودۀ تصرفات دوران شورش بارکوخبا واقع شده بودند، از نوع ﭘیش‌مأثوری (Proto Masoretic) هستند و یا برخی از متن‌ها بیانگر گونه‌ای ترکیبی‌اند؛ نسخة خطی سفر اعداد از غار ۴ دارای خطی بین خط سامری و نوع خط ترجمة هفتادی است و متن آن با ارزش‌تر از ترجمه هفتادی و مأثوری محسوب می‌گردد (Licht &amp; Bruce, 1971, 5:1400-1). ناگفته نماند که بیشتر طومارها به زبان عبری و تنها بخش‌هایی از آنها به زبان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a2%d8%b1%d8%a7%d9%85%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with آرامی">آرامی</a> و یونانی‌اند. علاوه بر بخش یونانی رسالة‌ ارمیای نبی از غار ٧، کتاب‌های سفر تثنیه (آنهایی که در ترجمۀ هفتادی موجودند، اما در <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کتاب مقدس">کتاب مقدس</a> عبری وجود ندارند) در طومارهای قمران در بخش‌هایی از طوبیت و کتاب جامعه (Bin Sirach) (سه تا به زبان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a2%d8%b1%d8%a7%d9%85%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with آرامی">آرامی</a> و یکی به زبان عبری) ارائه شده‌اند. قطعاتی از این اثر نیز در مسّده پیدا شده است. تعدادی از کتاب‌های سوداپوکریفا نیز شناسایی شده‌اند. کتاب جشن‌ها به‌عنوان یک اثر قابل‌اطمینان و تصدیق‌شده در مدارک دمشق تحت عنوان کتاب تقسیم‌بندی زمان در جشن‌ها و هفته‌ها (The Book of the Divisions of Times into their Jubilees and Weeks) در ده نسخۀ خطی عبری از غارهای ۱ و ۲ و ۴ یافت شده است. این کتاب تا حد زیادی با کتابِ حنوخ نبی ــ که هشت نسخۀ خطی <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a2%d8%b1%d8%a7%d9%85%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with آرامی">آرامی</a> مربوط به آن در غارها شناسایی شده‌اند ــ هماهنگ است (فقدان بخشی از این قسمت به‌ویژه به دلیل مقدمۀ درخور توجه آن در باب شکل پسر انسان ــ ظهور کسی که شبیه پسر انسان است ــ ممکن است تصادفی یا عمدی باشد). همچنین برخی از عهد دوازده ﭘیامبر نیز شناسایی شده‌اند: تکه‌هایی از عهد لاوی از غار شمارۀ ۱ و تکه‌هایی از سه طومار از غار شمارۀ ۴ به زبان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a2%d8%b1%d8%a7%d9%85%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with آرامی">آرامی</a> و نیز متنی شبیه به متون مکشوف در جنیزه (Genizah) در قاهره و همچنین عهد نفتالی (Naphtali) به زبان عبری از غار شمارۀ ۴ تأثیر مسیحیت در متون اصلاح‌شدۀ این نوشته‌ها به زبان یونانی بسیار مشهود است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">برای نام‌گذاری طومارها از شیوه‌ای استفاده شده که از شمارۀ غار، محل کشف آن و حرف اول عنوانِ عبریِ نوشته‌شده در طومار، تشکیل شده است؛ مانند ۱Qs که بدین ترتیب خوانده می‌شود:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱= شمارة غار</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">Q= اول حرف قمران (Qumran) محل کشف طومار</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">S= حرف اولی‌که طومار با آن شروع شده است؛ یعنی‌سیراخ‌(Licht &amp; Bruce, 1971: 1398).</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #800000;"><strong>فهرست خلاصه‌ای از طومارهای کشف‌شده در غارها به قرار زیر است:</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">غار ۱: دست‌نوشته‌های کشف‌شده در این غار هفت عدد بودند که به‌دقت در کوزه‌های استوانه‌ای جاسازی شده بودند. ظاهراً زمان کافی برای مخفی‌کردن آنها وجود داشته است. طومارهای کشف‌شده در این غار عبارت‌اند از:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">نسخه خطی کامل اشعیا به زبان عبری که تقریباً سالم است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">نسخة خطی ناقص اشعیا که بسیار قدیمی‌تر از نسخة اشعیای شناخته‌شده است (برای اطلاع بیشتر رک: Burrows, 1951: Chapter 2)).</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">پشر (تفسیر) حبقوق (۱QpHab)(P = pesher, ‘interpretation’) که بهترین تفسیر باقی‌مانده از کتاب حبقوق، هشتمین کتاب از کتاب‌های دوازده پیامبر کوچک، است. این پشر تنها دو فصل از سه فصل کتاب حبقوق را تفسیر کرده است و به فصل سوم نپرداخته است. علت این امر در ویژگی فصل سوم نهفته است؛ زیرا این فصل حاوی اشعار روحانی است و نویسنده تفسیر آن را ضروری ندیده است. در این تفسیر به صورت برجسته از <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%85-%d8%b1%d8%b3%d8%aa%da%af%d8%a7%d8%b1%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with معلم رستگاری">معلم رستگاری</a> و رهبر جامعه صحبت شده است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">سفر پیدایش (۱QapGen)(‘ap’ = apocryphon)؛ این طومار به‌عنوان قدیمی‌ترین اسفار ﭘنج‌گانه مکتوب فلسطینی به زبان آرامی شناخته شده است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">سرودهای شکرگزاری، که شامل سرودها و دعاهایی جهت استفادة فردی و گروهی است و ماهیت عبادی این سرودها بیانگر دیدگاه روحانی فرقۀ قمران است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">نسخة ناقصِ طومار بلند اشعار (H = bodayot, ‘hymns’) (lQH) که حاوی اشعار و سرودهای شکرگزاری از خداوند برای علم و نجاتی است که به جامعه بخشیده است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"> طومار جنگ (۱QM) (M = Milchamab, ‘War’). این طومار خبر از وقوع جنگی چهل‌ساله در آخر زمان می‌دهد که در آن، ﭘسران نور بر ضد ﭘسران تاریکی می‌جنگند و در نهایت خوبی و خیر بر نیروی شرّ غالب شده، دنیا را فتح می‌کند؛ آنگاه مردم به شادی و ستایش خداوند می‌پردازند و معبد اورشلیم را بازسازی کرده، عبادت خالصانه را دوباره در آنجا احیا می‌کنند. البته ظاهراً آینده‌ای که به تصویر کشیده شده است نمی‌تواند کاملاً با واقعیت هم‌خوانی داشته باشد؛ چراکه بدیهی است آینده‌ای که بعد از چهل‌سال جنگ و خونریزی توسط سربازها ساخته شود، نمی‌تواند چندان خوشایند باشد، مگر اینکه این چهل سال مبارزه را بیشتر پیکاری معنوی بدانیم تا تسلیحاتی. این طومار به لحاظ اطلاعات مربوط به شیوة جنگ در دوران یونانی‌ـ‌رومی دارای اهمیت است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">قانون جامعه، یا دستورالعمل انضباطی (۱QS) (S= serekh, ‘Rule’) که علاوه بر بیان اهداف اصلی جامعۀ قمران، نشان می‌دهد این جامعه بر اساس چه قوانینی اداره می‌شده است. باستان‌شناسان بر این عقیده‌اند که این طومارها در اوایل قرن اول قبل از میلاد <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیح">مسیح</a> نوشته شده‌اند؛ اما بقایای نسخه‌های مکشوف از غار شمارۀ ۴ ثابت می‌کند که بخشی از آن آثار به طور جداگانه در گذشته وجود داشته و مربوط به روزهای اولیة شکل‌گیری فرقه در قرن دوم قبل از میلاد است. این طومار شامل قوانین انضباطی و نیز <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a2%db%8c%db%8c%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with آیین">آیین</a>‌نامه‌ای برای اعضای جدید و دارایی‌های آنان است؛ مانند:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">کسی که به همنشین‌اش تهمت بزند، باید از غذای پاک جامعه به مدت یک سال محروم گردد و طلب بخشش و توبه نماید و کسی که به جامعه تهمت بزند باید از جامعه اخراج شود و هرگز باز نگردد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">غار ۲: سی طومار توسط چوپان‌های بدوی در این غار کشف شدند: بن‌سیراخ (Bensirach) و یوبیل (کتاب جامعه / حکمت) به زبان عبری.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">غار ۳: برخی از <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b7%d9%88%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%ad%d8%b1%d8%a7%d9%84%d9%85%db%8c%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with طومارهای بحرالمیت">طومارهای بحرالمیت</a> نوشتارهایی بی‌مفهوم و نامنظم بر روی کاغذهای پاپیروس هستند. ظاهراً این طومارها از اطراف <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b1%d8%a8%d8%b9%d8%a7%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مربعات">مربعات</a> یا نحل هور کشف شده‌اند و سپس توسط فروشندگان طومارها به دیگر مدارک بحرالمیت اضافه گشته‌اند (A. J. T. Jull and others, 1995: 14). یکی از عجیب‌ترین آنها، طومار مسی است که در غار شمارة ۳ کشف شد. این طومار ارتباطی با مسائل دینی ندارد؛ اما حس کنجکاوی باستان‌شناسان را بسیار تحریک کرده است. از آنجا که فلز طومار به‌سختی آسیب دیده و اکسیده شده بود، آن را برای مرمت نزد پروفسور رایت بیکر (Wright Baker) در انستیتوی علوم و تکنولوژی منچستر فرستادند. او طومار را در سال ١٩۵۶ با دقت به نوارهای طولی تقسیم کرد و به اردن بازگرداند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">اولین ترجمه از این طومار توسط میلیک (J.T. Milik) صورت گرفت. الگرو (John Allegro) این طومار را در سال ۱۹۶۰ در کتاب گنج طومار مسی به همراه ترجمة آن چاپ کرد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">طومار از ۶۴ مکان مخفی در سرزمین اسرائیل خبر می‌داد که گنجینه‌هایی از طلا، نقره و اشیای گرانبها در آنجا پنهان شده بود. گنجینه تقریباً شامل ۱۳۰۰ سکة طلا، ۵۶ جام طلا، ۶۰۸ کوزة پر از نقره و ۶۹۰ کوزة طلا و ظروف نقره می‌شد. شاید ارزش این گنج به ۶۵ تن نقره یا ۲۶ تن طلا می‌رسید.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">تصور چنین گنجی بسیار حیرت‌انگیزاست. پروفسور میلیک معتقد است که این گنج افسانه‌ای بیش نیست و رقم اغراق‌آمیز آن حکایت از افسانه بودن آن دارد، در حالی که دانشمندان دیگری چون دوپنت سامر(Andre Dupont Sommer) عقیده دارند که این گنج واقعی است و به فرقة <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d8%b3%d9%86%db%8c%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اسنی‌ها">اسنی‌ها</a> تعلق داشته است. رابین (Chaim Rabin) و الگرو آن را متعلق به معبد اورشلیم می‌دانند. علاوه بر این الگرو، زیلوت‌ها را که در آن زمان قمران را تحت سلطه داشتند، مسئول نگهداری طلا، نقره و طومارها می‌داند. هنوز پاسخی به این سؤال داده نشده است که چرا باید غارت معبد و شهر از قبل پیش‌بینی می‌شد و یا چطور گروه کوچکی همچون <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d8%b3%d9%86%db%8c%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اسنی‌ها">اسنی‌ها</a> صاحب چنین دارایی عظیمی بودند. تنها چیزی که شاید بتوان با اطمینان دربارۀ طومار مسی اظهار داشت، دسترسی دانشمندان به مدارک گرانبهایی است که منجر به ارتقای دانش آنان دربارۀ کتابت نسخ قدیمی شد (Vermes, 1965: 250-51; Baigent, 1997: 209-11).</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">غار۴: بیشترین تکه‌های طومار یعنی بالغ بر چهل درصد آنها در این غار کشف شدند. متأسفانه چهارصد طومار موجود در این غار در طول قرن‌ها تکه‌تکه شده و به ده‌ها هزار قطعه تقسیم شده بودند که می‌باید با نهایت صبر و حوصله کنار یکدیگر گذارده می‌شدند. در این غار بخش‌هایی از دو نسخه از ترجمة هفتادی سفر لاویان و سفر اعداد، بخش‌هایی از ترجمة آرامی سفر لاویان، و چهار نسخة خطی از سفر اعداد (که نوشتار آنها چیزی بین سامری و ترجمة هفتادی است) کشف شد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">یکی از مکشوفات بسیار مهم در این غار، مدرک دمشق است. پیش از این در سال ۱۸۹۶، نسخه‌ای دیگر از این مدارک در کنیسه‌ای قدیمی واقع در قاهره کشف شده بود که معمولاً آن را با علامت اختصاری CD(Cairo and Damascus) نشان می‌دهند. امروزه نسخ مهم مدرک دمشق مکشوف از بحرالمیت نیز با عنوان ۴QD در اختیار همگان قرار گرفته است. مدرک دمشق شامل یک سلسه قوانین است که فرقه اسنی را به‌عنوان اسرائیل واقعی شناسایی می‌کند و افراد خارج از این فرقه را در زمرة گروه شیاطین و اشرار می‌شمارد. چندین اسم رازآمیز نیز در آن آمده است، مانند: معلم پرهیزگاری، تمسخرکننده و دروغگو. بیشتر دانشمندان بر این باورند که معلم پرهیزکاری بنیان‌گذار جامعة اسنی بوده است و تمسخرکننده و دروغگو اسامی مستعاری هستند برای اشاره به فردی که با پیروی از رأی و نظر خود درصدد نابودی جامعه بوده است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">علی‌رغم تشابهات بسیار میان مدرک دمشق مکشوف از قاهره با مدرک دمشق مکشوف از قمران، تفاوت‌هایی نیز در برخی از جزئیات دیده می‌شود؛ به‌عنوان مثال، طومارهای بحرالمیت از اسنی‌هایی خبر می‌دهند که در مرکز قمران مستقر بودند و با توجه به تفسیر رادیکالی فرقه از شریف، ازدواج نمی‌کردند، به هیچ وجه با اعضای خارج از فرقه معاشرت نداشتند و از شرکت نمودن در عبادات معبد اورشلیم به‌شدت خودداری می‌کردند؛ در حالی که مدرک دمشق مکشوف از قاهره از اسنی‌هایی سخن می‌گوید که ازدواج می‌کردند، بچه‌دار می‌شدند و حتی با <a href="http://tarikhema.ir/words/%db%8c%d9%87%d9%88%d8%af%db%8c%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with یهودیان">یهودیان</a> خارج از فرقه داد و ستد داشتند و گاه‌گاه به‌طور بسیار محدود در عبادات معبد اورشلیم شرکت می‌کردند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">مدرک مهم دیگری که در این غار کشف شد دربارة بعضی از احکام شریعت است. این طومار با عنوان ۴QMMT (Miqsat Ma&#8217;ase haTorah) مشخص شده و شامل قوانین متعددی دربارة <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a2%db%8c%db%8c%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with آیین">آیین</a> طهارت و محاسبات صحیح تقویم است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">غار ۵و ۶: کمی بعد از کشف غار شماره ۴، این دو غار کشف شدند. طومارهایی که در این غارها کشف شدند، حاوی نسخی از کتاب مقدس حداقل متعلق به ۲۰۰ ق.م بودند. از آن جمله می‌توان از سفر پیدایش، سفر خروج، سفر لاویان، سفر اعداد، سفر تثنیه، یوشع، اشعار، سموئیل اول و دوم، پادشاهان اول و دوم، اشعیا، ارمیا، حزقیال، دوازده پیامبر کوچک، کتاب جامعه، استر، دانیال، عزرا، تواریخ اول و دوم نام برد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">غار ۷ الی ۱۰: در سال ۱۹۵۷ غارهای ۷ تا ۱۰ کشف شدند؛ اما مدارک بسیاری در آنها پیدا نشد. در غار ۷ یک طومار، در غار ۸ پنج طومار، در غار ۹ یک طومار کشف شد. در غار ۱۰ طوماری کشف نشد؛ ولی ارزش ملی خود را حفظ کرد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">غار ۱۱: بلندترین طومار، معروف به طومار معبد (Temple Scroll) که طول آن به ۱۴۸/۸ متر می‌رسد، در این غار کشف شد. وضعیت طومارهای این غار نسبت به طومارهای کشف‌شده در غارهای دیگر به‌جز غار شمارة ۱ بسیار بهتر بود.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">این دست‌نوشته‌ها شامل مزامیر، ترجمة آرامی کتاب ایوب، بخشی از سفر لاویان که با الفبای سامی باستانی (paleo-Hebrew) نوشته شده است که شبیه الفبای فنیقی و متعلق به ۱۰ ق.م. است (اسرائیلی‌ها از این الفبا تا قرن ۵ق.م. و رایج شدن الفبای آرامی به‌عنوان الفبای زبان عبری استفاده می‌کردند)، اصل طومار حزقیال، و قسمت‌هایی از مکاشفات اورشلیم جدید (The Apocalypse of the New Jerusalem) بود (Licht &amp; Bruce, 5/1401-2; Baigent, 1997: 215-16).</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">فهرست زمانی عملیات انجام‌شده بر روی طومارها</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">از بین فهرست‌های مختلفی که از فرایند کشف و مباحث ﭘیرامون طومارها تهیه شده است، فهرست دکتر مالن اسمیث (Dr. Mahlon H. Smith) از دانشگاه روتْگِرز (Rotgers University) یکی از جامع‌ترین آنهاست که در ادامه به اطلاع خواننده محترم می‌رسد:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۴۷</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ پیدا شدن هفت طومار در کوزه‌های داخل غار قمران توسط چوﭘانی بیابانگرد در ماه فوریه؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ساکن‌شدن <a href="http://tarikhema.ir/words/%db%8c%d9%87%d9%88%d8%af%db%8c%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with یهودیان">یهودیان</a> در اورشلیم با کمک انگلیسی‌ها و برانگیخته شدن خشم مسلمانان؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ارائة چهار طومار توسط چوﭘانی از قبیلۀ تعمیره (Ta΄amireh)، به دلال عتیقه در ماه آوریل؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ خریداری طومارهای اشعیا، بشر حبقوق، اﭘوکریفای ﭘیدایش و طومار جنگ توسط آتاناسیوس، اسقف کلیسای اورشلیم از دلال عتیقه، به قیمت ٢۵٠ دلار؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ارائه دو طومار دیگر به ﭘروفسور اِلیزر سوکنیک (Eliezer Sukenik) در دانشگاه عبری توسط فروشنده دیگری به نام فیدی صلاحی (Feidi Salahi) در ماه نوامبر؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اعلام تقسیم <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%81%d9%84%d8%b3%d8%b7%db%8c%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with فلسطین">فلسطین</a> به دو بخش عربی و یهودی در ۲۹ ماه نوامبر؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ خریداری سه طومار جنگ و طومار دیگر اشعیا و هدایوت (Hodayot) توسط سوکنیک در ماه دسامبر.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۴۸</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ دیدار سوکنیک با اسقف سموئیل و عدم‌موفقیت وی در خریداری طومارها از وی در ماه ژانویه؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ نشان‌دادن طومار اشعیا به جان ترور (John C. Trevor) در مرکز شرق‌شناسی اورشلیم (ASOR) توسط اسقف سموئیل؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ تصویربرداری و شناسایی طومار اشعیا توسط ترور و همکارش ویلیام برونلی (William Brownlee) در ماه فوریه؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ تأیید هویت طومار اشعیا توسط ویلیام آلبرایت (William F. Albright)، باستان‌شناس آمریکایی به‌عنوان قدیمی‌ترین نسخة خطی به عبری در ماه مارس؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ دادن اجازة انتشار طومارها به میلار باروس (Millar Burrows)، رئیس مرکز مطالعات شرق‌شناسی اورشلیم از سوی اسقف سموئیل؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اعلام کشف طومارها توسط باروس در ماه آوریل؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ رفتن انگلیسی‌ها از <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%81%d9%84%d8%b3%d8%b7%db%8c%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with فلسطین">فلسطین</a> و ﭘایه‌گذاری اسرائیل توسط یهودیان و مقابله با حملات اعراب در ماه می؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ شرح جزئیات «کشف طومارها» توسط ترور در مجلۀباستان‌شناسان</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">شمارة ۱۱؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار بخشی از طومارها توسط ﭘروفسور سوکنیک و شناسایی اسنی‌ها به‌عنوان نویسندگان طومارها؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ شروع جست‌وجو و حفاری توسط هاردینگ (G.L. Harding)، رئیس مرکز باستان‌شناسی اردن.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۴۹</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ دادن اجازة حفاری از سوی هاردینگ به پدر رولان دِوو (Roland Gu′erin de Vaux)، <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%b4%db%8c%d8%b4/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کشیش">کشیش</a> دومینیکن فرانسوی و رئیس مدرسة الاهیاتی کاتولیک فرانسوی در اورشلیم، جهت جست‌وجو در غار۱، جایی که هفت طومار اولیه ﭘیدا شده بودند؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ کشف طومارهای دیگر به‌خصوص نسخة اصلی یوئیل و عهد لاوی در ماه فوریه؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ آوردن چهار طومار به آمریکا توسط اسقف سموئیل برای فروختن آنها جهت کمک به ﭘناهندگان فلسطینی و اعلام فروش آنها در مجلة باستان‌شناسان شماره ۱۲.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۵۰</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار دیدگاه دانشمند فرانسوی آندره دوﭘونت سامر (Andre Dupont-Sommer) دربارۀ طومارهای بحرالمیت، مبنی بر اینکه آنها متعلق به فرقه اسنی‌ها بوده و احتمالاً در قسمتی از خرابه‌های قمران که هنوز تا آن زمان حفاری نشده بودند، نوشته شده‌اند؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ تاریخ‌شناس شک‌گرا، سولومون سَیْت‌لین (Solomon Zeitlin)، در فصلنامۀ یهودیان ادعای قدمت طومارها را رد کرد و آنها را جعلی خواند؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ دعوت آلبرایت از سیت‌لین در یک مجمع عمومی به منظور بحث دربارۀ صحت طومارها بر ﭘایۀ اسناد و مدارک؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار تصاویری از طومار اشعیا توسط ترور و ارائه تفسیری از طومار حبقوق (۱QpHab).</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۵۱</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشارمدرک ۱QS به‌عنوان دستورالعمل قوانین توسط باروس و برون‌لی(Burrows &amp; Brownlee)؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ فروش کلیه طومارهایی که فروشندة عتیقه از چوﭘان بدوی گرفته بود به هاردینگ؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ شروع حفاری در خربت قمران توسط دوو در ماه نوامبر؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ نمایش طومارهای کشف‌شده در موزۀ آمریکا.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۵۲</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"> ▪ کشف سی تکه طومار از غار شمارة ۲ توسط یک چوﭘان بیابانگرد شامل طومار بن‌سیراخ و یوئیل به عبری اصلی در ماه فوریه؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ عملیات حفاری توسط گروه ASOR در غارها و کشف طومار مسی در ماه مارس؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ فروش تکه‌های بسیاری از طومارهای غارهای دیگر توسط فروشندة عتیقه به دوو در ماه سپتامبر؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ تلاش اتحادیۀ اردن برای کسب سرمایه از دانشگاه‌ها و موزه‌‌های خارجی جهت خرید طومارهای بیشتر؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ کشف غار شمارۀ ۴ توسط دوو در ۱۸۰ متر دورتر از خرابه‌های قمران؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ کشف نسخه‌های مدرک دمشق از غارهای شمارۀ ۵ و ۶.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۵۳</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ گزارش دوو به دانشگاه بریتانیا دربارۀ کشفیات قمران و تأیید نظریات دوﭘونت سامر مبنی بر اینکه طومارها توسط اسنی‌ها نوشته شده‌اند؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ گردآوری گروهی متشکل از هشت دانشمند توسط هاردینگ در شرق اورشلیم به منظور بررسی و مطالعه بر روی طومارها تحت سرﭘرستی دوو: فرانک مور کراس و ﭘاتریک زِهان (Frank Moore Cross &amp; Patrick Skehan) از آمریکا، جان الگرو و جان اِستراگنل (John Allegro &amp; John Strugnell) از انگستان، دومینیک بارتلمی و ژان استارکی (Dominique Barthelemy &amp; Jean Starcky) از فرانسه، کِلاوس هونوهونسیگر (Claus Hunno Hunziger) از آلمان، جوزف میلیک (Josef T. Milik) از لهستان.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۵۴</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ خرید ﭘنهانی چهار طومار از اسقف سموئیل توسط ییگائیل یَ<a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%af%db%8c%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with دین">دین</a> (Yigael Yadin)، ﭘسر سوکنیک در آمریکا به مبلغ ٢۵٠٠٠٠ دلار؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ بازنگری و تصحیح تکه‌های مدارک صدوقیان توسط چیم رابین (Chaim Rabin) از دانشگاه آکسفورد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۵۵</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ بازگشت یدین به اسرائیل جهت یکی‌کردن هفت طومار در ماه فوریه؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار مقاله‌ای توسط ادموند ویلسون (Edmund Wilson) منتقد ادبی در مجلۀ نیویورک ﭘیرامون مطالعات دوﭘونت سامر و ادعای اینکه مسیحیان شخصیت عیسی را از <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%85-%d8%b1%d8%b3%d8%aa%da%af%d8%a7%d8%b1%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with معلم رستگاری">معلم رستگاری</a> برداشت کرده‌اند؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار طومارهای کشف‌شده از غار شمارۀ یک توسط بارتلمنی و میلیک؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ کشف غارهای ۷ تا ١٠ در جنوب قمران؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ کمک گرفتن الگرو از دوستانش در دانشگاه منچستر انگستان برای بازکردن طومار مسی و ارسال رونوشت‌های بسیار از گنجینۀ دوو.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۵۶</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اعلام عمومی کشف طومار مسی و فهرست گنجینه‌های‌گرانبهای آن توسط الگرو؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اعلام افسانه‌بودن گنج طومار مسی توسط دوو و هاردینگ به دانشگاه فرانسه به دلیل عدم‌هماهنگی آن با اقتصاد اشتراکی فرقه اسنی‌ها؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار مقاله‌ای توسط رابین و اعلام اینکه طومار مسی به وسیله زیلوت‌ها نوشته شده است؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اعلام کشف طومارها توسط الگرو در BBC و این ادعا که فرقۀ قمران صاحب مسیحایی بودند که بر صلیب دوخته شده است و مسیحیان این داستان را از آنان به امانت گرفته‌اند؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ارسال نامه توسط دوو، میلیک، استارکی، زِهان و استراگنل به مجلۀ تایمز لندن و دعوت از الگرو به مباحثه؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ عقب نشینی الگرو از ادعای خویش و اعلام اینکه اظهاراتش بیشتر مبتنی بر فرضیات بوده است تا مدارک به دست‌آمده؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ گشوده‌شدن اﭘوکریفای ﭘیدایش (Genesis Apocryphon) در دانشگاه عبری و انتشار آن توسط یدین؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اتمام تصویربرداری و تکمیل بازسازی تکه‌های طومارها از غار شمارۀ ۴ توسط گروه دوو؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ فروش هفت طومار توسط چوﭘان بدوی به دلال عتیقه از غار شمارۀ ۱۱ و فروش شش تای آن به موزۀ باستان‌شناسی فلسطین و فروش آنها توسط این موزه به مؤسسات آمریکایی و اروﭘایی.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۵۷</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اعلام نظریۀ دانشمند یهودی، سیسیل راث (Cecil Roth) تحت عنوان «حل راز طومارها» مبنی بر اینکه نویسندگان طومارها ﭘیروان مناخیم (Menahem)، رهبر زیلوت‌ها بودند که در اورشلیم توسط دیگر شورشیان در ۶٨ق.م. کشته شده بود؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار ترجمۀ انگلیسی از سیزده نسخۀ مکشوف از غار شمارۀ ۱ توسط تئودور گستر (Theodor H. Gaster) از دانشگاه کلمبیا و اعلام اینکه طومارها نشان‌دهندۀ فضای دینی و فرهنگی زمانی است که یوحنای معمدان رسالت خویش را انجام می‌داد و عیسی در آن فضا ﭘرورش یافته است و اینکه عقاید دینی آن فضا بستر بسیار مناسبی برای رشد و نمو عهد جدید بوده است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۵۶</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ترک گروه تحقیق توسط هونسیگر و تحویل طومارها به موریس بایه (Maurice Baillet) از جانب دوو؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ﭘایان یافتن حفاری‌های دوو در خربت قمران.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۵۹</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ بازگشت الگرو به فلسطین و آغاز تحقیقات خویش برای ﭘیدا کردن گنجینه طومار مسی بدون موفقیت؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ارائۀ مدارک مستند باستان‌شناسی و تاریخی مبتنی بر علم شناسایی خطوط باستانی توسط دوﭘونت سامر که نظریۀ قدیمی خاستگاه طومارها را تأیید می‌نمود (فرقۀ قمران = فرقۀ اسنی‌ها)؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اعلام نظریۀ میلیک پس از ده سال مطالعه بر روی کشفیات قمران در بیابان‌های اردن، مبنی بر اینکه آخرین بازماندگان فرقۀ اسنی‌ها ویژگی‌های جنگ‌طلبانة زیلوت‌ها را داشتند؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار ترجمۀ طومار مسی توسط میلیک بدون اشاره به استفادۀ وی از ترجمۀ الگرو.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۶۰</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ چاﭖ کتاب الگرو با عنوان گنج طومار مسی با تصاویر غیرمجاز؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ درگذشت دکتر جان راکفلر، رئیس موزۀ باستان‌شناسی و ﭘایان حمایت‌های مالی از مطالعه بر روی طومارها؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اتمام رونویسی از طومارهای غار ۴ در ماه ژوئن؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتقال طومارها به مکان امن؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ تقسیم تصاویر ۵۷۴ نسخه در بین دانشمندان؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ به عهده گرفتن مسئولیت تصحیح طومار انجیلی از سوی کِراس و زِهان؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ تقبل مسئولیت بقیۀ طومارها از سوی میلیک و ِاستراگنل.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۶۱</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ بررسی کتاب الگرو دربارۀ طومار مسی توسط دوو و نادرست و مبهم خواندن آن؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ آگاه‌شدن یدین از اینکه دلال عتیقه هنوز بزرگ‌ترین طومار، کشف‌شده از غار شمارۀ ۱۱، را در دست دارد، اما عدم توافق در خرید آن.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۶۲</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ترجمۀ جدید انگلیسی از طومارهای بحرالمیت توسط گِزا وِرمز (Geza Vermes) و معرفی قمران به‌عنوان مرکز فرقۀ اسنی‌ها.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۶۳</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ادعای رِنگستورف (K.H. Rengstorf) از دانشگاه مونستر (Münster) مبنی بر اینکه خاستگاه طومارها کتابخانه معبد اورشلیم است؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ آغاز حفاری در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%d8%af%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسده">مسده</a> توسط یدین و کشف رونوشت‌هایی از بن‌سیراخ به عبری و سرودهای آیین قربانی سبّت در کنیسۀ مسّده که توسط زیلوت‌ها بنا شده بود. قبلاً نسخه‌هایی از این نوشته‌ها در غار شمارۀ ۴ قمران کشف شده بود.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۶۵</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"> ▪ انتشار نظریۀ دانشمند انگلیسی جی.آر. درایور (G.R. Driver) که صحت و درستی تفاسیر دوو و دوﭘونت را بر ﭘایۀ مدارک تاریخی و علم شناسایی خطوط باستانی تغییر می‌داد و از نظریۀ راث حمایت می‌کرد که خاستگاه فرقۀ اسنی‌ها را زیلوت‌ها متعلق، به یک قرن قبل از میلاد، <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیح">مسیح</a> می‌دانست؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ به نمایش‌گذاردن طومارهای غار شمارۀ ۱ و مدارک شورش بارکوخبا در موزۀ اورشلیم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۶۶</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار «داستان‌های ناگفته از طومارهای بحرالمیت» (The Untold Story of the Dead Sea Scrolls) در مجلۀ هارﭘرز (Harpers Magazine) توسط الگرو مبنی بر اجتناب عمدی دِوو از چاﭖ طومارها به علت ناسازگاری آنها با تعالیم مسیحیت؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اعتراض درایور و دیگر دانشمندان گروه عهد قدیم‌شناسی در مجلۀ تایمز لندن بر علیه الگرو؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ترغیب دولت اردن به ملی اعلام نمودن موزۀ باستان‌شناسی فلسطین از جانب الگرو.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۶۷</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ عدم همکاری دانشمندانی چون دوو، زهان، استارکی و میلیک با دولت اسرائیل، و در نتیجه متوقف‌شدن انتشار طومارها.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۷۰</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ سؤال گولب (Norman Golb) از دانشگاه شیکاگو، از مؤسسۀ ASOR که اگر همۀ طومارهای بحرالمیت به دست فرقۀ اسنی‌ها نوشته شده است، چرا مجوز بررسی طومارهای منتشرنشده صادر نمی‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۷۱</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ درگذشت آلبرایت و دوو.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۷۲</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ﭘیر بنوا (Pierre Benoit) از مدرسة دومینیکن‌های فرانسه رهبری گروه تحقیق را به عهده گرفت و قول همکاری با مسئولان اسرائیلی را جهت انتشار طومارها داد؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار مقاله‌ای توسط جو کالاگان (Jose O. Callaghan) اسپانیایی مبنی بر اینکه طومارهای یونانی به دست‌آمده از غار شمارۀ ۷ ملحقات کتاب‌های عهد جدید هستند که شامل مرقس ۶: ۵۲ـ۵۳ تیموتائوس ۳: ۱۶ـ۴: ۱ و یعقوب ۱: ۲۳ـ۲۴ می‌شود؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ توافق برای انتشار طومارها تحت عنوان اصلاح‌شدة «کشفیات در بیابان‌های یهودیه» (Discoveries in the Judean Desert) بدون توجه به قوانین قضایی‌سیاسی جدید.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۷۵</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار طومار حبقوق قمران بر ﭘایۀ آیین‌نامۀ عهد دمشق و قانون جامعه توسط متخصص شریعت یهودی، لاورنس شیفمان (Lawrence Schiffman).</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">1976</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار تکه‌های فراوانی از نسخة عبری کتاب خنوخ توسط میلیک و ادعای اینکه به دلیل عدم شباهت متون طومارها به بخش‌هایی از نسخۀ حبشی معلوم می‌گردد که عبارت «پسر انسان» (Son of Man) در متون حبشی بعدها به متون مسیحیان اضافه شده است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۷۷</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اخطار وِرمز دربارة رسوایی علمی در سی‌امین سالگرد کشف طومارهای بحرالمیت و درخواست تسریع در روند انتشار طومارها؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اعتراض اخلاقی دیوید نوئل فریدمن (David Noel Freedman)، نویسندۀ باستان‌شناس، به انحصاری‌بودن مطالعات در یک گروه کوچک و انتشار تفاسیر شخصی آنان.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۷۹</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار کتاب الگرو تحت عنوان طومارهای بحرالمیت و افسانۀ مسیحیت</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">(The Dead Sea Scrolls and the Christian Myth) و ادعای اینکه اناجیل دربردارندۀ داستان‌هایی افسانه‌ای دربارۀ عیسی، قهرمانی افسانه‌ای، است که بر ﭘایۀ «معلم رستگاری» ساخته شده‌اند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۸۰</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ درگذشت باروس و زهان؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">آغاز مطالعات اِمانوئل تاو و اِلیشا کیمرون (Emanuel Tov &amp; Elisha Qimron) اولین دانشمندان اسرائیلی‌ای که موفق به بررسی طومارها شدند؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ حمایت مالی الزابت بچتل (Elizabeth Bechtel) برای عکسبرداری مجدد از طومارها و تهیه یک مایکروفیلم از آن برای کتابخانۀ شخصی خودش.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۸۳</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار طومار معبد، کشف شده در غار شمارۀ ١١ توسط یدین؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار طلوع قمران: تورات فرقه‌ای و معلم ﭘرهیزگاری (The Dawn of Qumran: The Sectarian Torah and the Teacher of Righteousness) از سوی بِن‌زیون واچولدر (Ben Zion Wacholder) و اعلام اینکه طومارها توسط مخالفان صدوقیان اورشلیم نوشته شده‌اند؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار کتاب مکابیان، صدوقیان، مسیحیان و فرقه قمران توسط روبرت اَیزِنمان (Robert Eisenman) که ادعا می‌کرد طومارها را گروه کوچکی از بازماندگان صدوقیان نوشته‌اند و جنبش زیلوت‌ها، یوحنای معمدان و <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیحیت اولیه">مسیحیت اولیه</a> از این گروه به وجود آمده‌اند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۸۴</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"> ▪ دعوت از گولب برای ایراد سخنرانی در موزۀ راکفلر و بحث دربارۀ اینکه عدم‌وجود نامه‌های دستنویس و مدارک قانونی در طومارهای بحرالمیت نشان می‌دهد که آنها در قمران تألیف نشده‌اند؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اعلام خبر کشف نامۀ «معلم رستگاری به کاهن بدکار» در بین طومارهای غار شمارۀ چهار(۴QMMT) توسط استراگنل و کیمرون در خبرگزاری اورشلیم؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ درگذشت یدین و برونلی.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۸۶</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ دعوت استراگنل از شیفمان برای روشن‌کردن دستورالعمل آیینی (Ritual laws) در اعمال شریعت (Acts of Torah) (4QMMT) و ارسال <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%da%a9%d8%b3/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عکس">عکس</a> و نسخ خطی برای او؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار کتاب یعقوب عادل در تفسیر حبقوق (James the Just in the Habakkuk Pesher) توسط ایزنمان و این ادعا که معلم رستگاری عنوانی بوده است که به برادر عیسی که مخالف او بوده اطلاق می‌شده است؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ این ادعا که «مرد دروغگو» (The man of the Lie) عنوانی برای اشاره به پولس و «کاهن بدکار» (The Wicked Priest) عنوانی برای اشاره حنّان دوم بوده‌اند؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ دانشمند آلمانی، کارستن تید (Carsten Thiede) در مبحث نسخه‌های <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d9%86%d8%ac%db%8c%d9%84/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with انجیل">انجیل</a> اولیه مطرح می‌کند که شناسایی ۷Q5 به‌عنوان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d9%86%d8%ac%db%8c%d9%84/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with انجیل">انجیل</a> مرقس از سوی کالاگان مستلزم بررسی کامل گمانه‌زنی‌های جدید دربارۀ انشای اناجیل است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۸۷</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ درگذشت بنوئیت؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ الزابت بچتل اندکی قبل از مرگش مایکروفیلم شخصی خود از طومارها را به کتابخانۀ هانتینگتن (Huntington) اعطا می‌کند؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ برگزاری کنفرانس لندن توسط وِرمز در چهلمین سالگرد کشف طومارها و درخواست وی برای انتشار فوری کلیه نسخ خطی مکشوفه در قمران بدون هرگونه تفسیر، ترجمه و یا اضافات دیگری.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۸۸</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ درگذشت الگرو و استارکی؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ شناسایی دو تکه طومار از غار شمارۀ ۷ توسط دانشمند آلمانی ویلهلم نب (Wilhelm Nebe) به‌عنوان بخش‌هایی ازرسالۀ خنوخ به یونانی.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۸۹</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ موافقت آکادمی رویال هلند با انتشار دومین نسخۀ طومار معبد توسط واچولدر؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ارسال تصاویر طومارها و فهرستی از طومارهای چاﭖ‌نشده از جانب استراگنل برای واچولدر؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ٣۵٠٠٠٠ دلار کمک مالی آکسفورد برای تسریع در چاﭖ طومارها؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ درخواست ایزنمان از استراگنل برای دسترسی به تصاویر طومار عهد دمشق در غار ۴ و رد درخواست وی؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ درخواست هِرشِل شَنکس (Hreschel Shanks) نویسندۀ کتاب دیدگاه تاریخی انجیل (Biblical of Archaeological Review)، برای انتشار فهرست زمانی عملیات مطالعه بر روی طومارها و فریبکارانه‌خواندن ﭘاسخ استراگنل؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار نامه‌نگاری‌های استراگنل و ایزنمان توسط شنکس و بحث و جدل میان دانشمندان برای دسترسی به طومارها در روزنامۀ NY و روزنامه‌های دیگر در ماه سپتامبر؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ارسال تصاویر طومارها به طور غیرقانونی از طرف اسرائیل برای ایزنمان در ماه اکتبر.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۹۰</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار «نامه‌های هلاخایی جدید و خاستگاه فرقه بحرالمیت» (The New Halakhic Letter &amp; the Origins of the Dead Sea Sect) توسط شیفمان که ریشه و خاستگاه اسنی‌ها را فرقۀ تفرقه‌جوی صدوقی معرفی می‌کند. این فرقه زمانی که رهبر صدوقیان حکمرانی هسمونیان را پذیرفت، از اورشلیم دوری گزیدند؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار مقالۀ استراگنل در روزنامۀ اسرائیلی هاآرتص در ٩ نوامبر؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ایزنمان تصویر١۷٠٠ طومار را به مایکل وایز (Michael Wise)، متخصص طومارشناس در دانشگاه شیکاگو نشان داد، و او فوراً شروع به ترجمۀ آنها نمود؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ گماردن استارگنل به سرﭘرستی گروه مطالعه طومارها از جانب امانوئل تاو (Emanuel Tov) در ٣٠ دسامبر.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۹۱</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ رد درخواست واچولدر برای داشتن تصاویر بیشتری از طومارها.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ استفاده از فهرست منتشرنشدۀ استراگنل توسط مارتین ابگ (Martin Abegg)، دستیار واچولدر جهت ترجمۀ دوبارۀ طومارها از متون اصلی؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ آغاز کار گولب و وایز در مؤسسۀ شرق‌شناسی دانشگاه شیکاگو به منظور رمزگشایی از طومارهای غار شمارۀ ۴؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اعلامیۀ دانشگاه آکسفورد مبنی بر تهیۀ مجموعۀ کاملی از تصاویر طومارها و تشکیل همایش قمران تحت مدیریت ورمز در ماه ژوئن؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اعلام انتشار ترجمۀ کامپیوتری طومارها توسط واچولدر و ابگ با استفاده از فهرست منتشرنشدۀ استراگنل از سوی هرشل در ماه سپتامبر؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ صدور مجوز دانشگاه هانتیگتن برای تمامی دانشمندان دارای صلاحیت برای دسترسی به مایکروفیلم بچتل در ٢٢ سپتامبر؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اعلامیۀ صدور مجوز ادارۀ اشیای باستانی اسرائیل در ٢٢ اکتبر برای دسترسی به تصاویر اصلی طومارها برای دانشمندانی که متعهد شوند، یافته‌های خود را منتشر نکنند؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار تصاویر طومارهای بحرالمیت که توسط ایزنمان ویرایش و به وسیلة جیمز رابینسون (James M. Robinson) دوباره تصحیح شده بودند در ماه نوامبر؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ برگزاری همایش سالانۀ جمعیت ادبی کتاب مقدس (Society of Biblical Literature) در کانزاس‌سیتی در ٢۵ نوامبر و اعلام ﭘایان هرگونه ممنوعیت برای مطالعۀ طومارها از سوی تاو، مدیر گروه تحقیق طومارها به طوری که هر دانشمندی بتواند به تصاویر طومارها دسترسی داشته باشد و نتایج مطالعات خود را منتشر نماید.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۹۲</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ باربارا تیرینگ (Barbara Thiering) از دانشگاه سیدنی در مقالۀ «عیسی و راز طومارهای بحرالمیت» (Jesus &amp; the Riddle of the Dead Sea Scrolls) مطرح نمود که طومارها حاصل رقابت میان یوحنای معمدان (معلم ﭘرهیزگاری) و عیسی (مرد دروغگو) است؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار مقالۀ «طومارهای کشف‌نشدۀ بحرالمیت» (The Dead Sea Scrolls Uncovered) توسط ایزنمان و وایز که شامل رونوشت و ترجمۀ پنجاه تکه طومار بود.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۹۳</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ افتتاح نمایشگاه طومارهای بحرالمیت در کتابخانۀ کنگره (Library of Congress) توسط بنیان‌گذار ﭘروژۀ جودایکا.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۹۴</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار طومار اعمال شریعت (۴QMMT) توسط استراگنل و ادعای اینکه توسط معلم ﭘرهیزگاری نوشته شده است؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ارائۀ نظریۀ جدید شیفمان دربارة طومارهای بحرالمیت مبنی بر اینکه فرقۀ قمران گروهی از صدوقیان تندرو بودند؛ اما همانند گولب بر این مطلب تکیه داشت که بسیاری از طومارهای بحرالمیت گلچینی از منابعی هستند که در قمران تألیف نشده‌اند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اعلام کشف چهار غار در نزدیکی غار ۴ از جانب هنان اِشل (Hanan Eshel)، باستان‌شناس اسرائیلی؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ گزارش بروس سوکِرمان (Bruce Zuckerman) از عکس‌برداری با نور مادون قرمز و تهیه تصاویر دیجیتالی جهت بازسازی نسخ خطی و رفع نقاط ابهام در آنها و استفاده از تکنولوژی برای بازسازی متون طومارهای پوسیده.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۹۶</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ تأیید نظریۀ نب در تعیین تکه‌های یونانی طومارها از غار شماره ۷ به‌عنوان بخش‌هایی از خنوخ اول.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۹۷</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ استفادۀ اِرنست مور از اسکن کامپیوتری برای بازسازی تکه‌های طومار غار ۷ و تأیید نظریۀ نب در تعیین آن به‌عنوان خنوخ اول.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۹۸</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ارائة نظریه‌ای جدید که طومارهایی در قمران کشف شده بودند را از آثاری که از مناطق دیگر به دست آمده بودند، تفکیک می‌کرد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">گابریل بوکاچینی (Gabriele Boccaccini) حتی فراتر از نظریۀ فرقۀ اسنی‌ها رفت و قمران را نه تنها مرکز اسنی‌ها ندانسته؛ بلکه آنجا را گریزگاهی برای شاخۀ افراطی گروه اصلی اسنی‌ها، خنوخی معرفی کرد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۲۰۰۰</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"> ▪ ِاستیو ماسِن (Steve Mason) مطرح می‌کند که تعیین اسنی‌ها به‌عنوان نویسندگان طومارها رسمیت ندارد؛ زیرا تعاریف یوسفوس (مورخ یهوی‌باستان) را تحریف می‌کند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">فهرست فوق به‌وضوح اهمیت و ارزش طومارها را در مطالعة تاریخ مسیحیت و یهودیت نشان می‌دهد. در طول سالیان طولانی تفحص و تحقیق بر روی طومارها، نظریه‌های گونه‌گونی دربارة اینکه این طومارها متعلق به چه زمان و چه فرقه‌ای بوده‌اند ارائه شده است؛ ولی هنوز مباحثات و مطالعات بر روی آنها ادامه دارد و معماهای بسیاری حل‌نشده باقی مانده‌اند؛ به طوری که نمی‌توان با قطعیت دربارۀ خاستگاه طومارها سخن گفت. طومارهای مکشوف باورها و عملکردهای فرقه و ساختار جامعه‌ای را منعکس می‌کنند که به آن تعلق داشته‌اند. در این جامعه با قوانین و احکام شرعی‌ای روبه‌رو می‌شویم که منحصر به این فرقه بوده است، فرقه‌ای از جامعۀ یهودیان که در دورة معبد دوم روشی سخت و جدی برای زندگی انتخاب کرده بودند و به دیدگاه دینی اصول‌گرایانه‌ای اعتقاد داشتند که در نوع خود عجیب بود. اگرچه ظاهراً این اجتماع در مکان‌های مختلفی زندگی می‌کردند، اما به دلیل اینکه منبع اصلی اطلاعات دربارة آنها از کشفیات خرابه‌های قمران در نزدیکی ساحل شمال غربی بحرالمیت به دست آمده است، آنان را «فرقة قمران» خوانده‌اند. معرفی و بررسی اعتقادات و شیوۀ زندگی آنان نیازمند مقاله‌ای جداگانه است.</p>
<blockquote>
<p dir="rtl" align="right"><strong><span style="color: #800000;"> کتاب‌نامه</span></strong></p>
<p style="text-align: left;" dir="rtl" align="right">Baigent, Michael &amp; Leigh Richard (1997), The Dead Sea Scrolls Deception, Great Britain: CoRG Books Publ.</p>
<p style="text-align: left;" dir="rtl" align="right">Black, Matthew (1969), The Scrolls and Christianity, London: S.P.C.K.</p>
<p style="text-align: left;" dir="rtl" align="right">Burrows, Millar (1951), The Dead Sea scrolls, American School of Oriental Research.</p>
<p style="text-align: left;" dir="rtl" align="right">Campebell, Johnathan (1998), Dead Sea Scrolls, the Complete Story, Ulysses Press Berke.</p>
<p style="text-align: left;" dir="rtl" align="right">Collin, John Josef (1997), Seers, Sibyls and sages in Hellenistic-Roman Judaism, Leiden: The Netherlands.</p>
<p style="text-align: left;" dir="rtl" align="right">Graystone, Geoffrey (1956), The Dead Sea Scrolls and the originality of Christ, New York: Sheed &amp; ward.</p>
<p style="text-align: left;" dir="rtl" align="right">Jull, A. J. T. and others (1995), &#8220;Radiocarbon Dating of scrolls and Linen Fragments from the Judean Desert&#8221;, Radiocarbon 37.</p>
<p style="text-align: left;" dir="rtl" align="right">Licht, Jacob &amp; Feredrick Fyvie Bruce (1971), “Dead Sea Scrolls”, in: The Encyclopedia Judaica, vol. 5.</p>
<p style="text-align: left;" dir="rtl" align="right">Moore Cross Jr., Frank (1958), The Ancient Library of Qumran and Modern Biblical Studies, Doubleday, Garden City.</p>
<p style="text-align: left;" dir="rtl" align="right">Rowley, H. H. (1964), The Dead Sea Scrolls and The New Testament, London: S.P.C.K.</p>
<p style="text-align: left;" dir="rtl" align="right">Schiffman, Lawrence H. (2005), “Dead Sea Scrolls”, in: The Encyclopedia of Religion, Mirca Eliade (ed.) second edition, MacMillan Publ, vol. 4.</p>
<p style="text-align: left;" dir="rtl" align="right">Sommer, A. Dupont (1952), The Dead Sea Scrolls, tr. E. Margaret Rowley, Basil Blackwell Publ.</p>
<p style="text-align: left;" dir="rtl" align="right">Vermes, Geza (1965), The Dead Sea Scrolls in English, PenguinBooks Ltd.</p>
<p dir="rtl">
</blockquote>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #800000;"><strong>منبع : دانشگاه <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d8%af%db%8c%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%85%d8%b0%d8%a7%d9%87%d8%a8/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ادیان و مذاهب">ادیان و مذاهب</a> » طومارهای بحرالمیت » تاریخچه و منتخبی از نظریات » فاطمه هشترودی » کارشناس ارشد <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d8%af%db%8c%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ادیان">ادیان</a> و <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%d8%b1%d9%81%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عرفان">عرفان</a> تطبیقی.</strong></span></p>
<h2  class="related_post_title">نگاره های مرتبط:</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/jewish-religion/7396/%d8%b7%d9%88%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%ad%d8%b1-%d8%a7%d9%84%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%87/" title="طومارهای بحر المیت (دریای مرده)">طومارهای بحر المیت (دریای مرده)</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/christian/3732/%d8%b3%d9%87-%d9%85%d8%ba-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%86-%d9%85%db%8c%d9%84%d8%a7%d8%af-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/" title="رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح">رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/3060/%d8%b3%d9%84%d9%8a%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%88%d8%ac-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d9%8a%d8%b4/" title="سليمان در اوج افتخار خويش ">سليمان در اوج افتخار خويش </a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1937/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3-%d8%b9%d9%87%d8%af-%d9%82%d8%af%db%8c%d9%85-%d9%88-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-bible/" title="کتاب مقدس عهد قدیم و جدید Bible">کتاب مقدس عهد قدیم و جدید Bible</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/508/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c/" title="تاریخ باستان شناسی">تاریخ باستان شناسی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/china/423/%d9%85%d8%b0%d8%a7%d9%87%d8%a8-%d8%b9%d9%85%d8%af%d9%87-%da%86%db%8c%d9%86/" title="مذاهب عمده چین">مذاهب عمده چین</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/264/%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d8%af/" title="پاسارگاد">پاسارگاد</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/subject/191/%d8%af%d8%a7%db%8c%d8%b1%d9%87-%d9%88-%da%af%d8%b1%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%b5%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" title="ارتباط دایره و گربه در مصر باستان">ارتباط دایره و گربه در مصر باستان</a></li></ul><hr />

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/facebook.png">
<a href="http://www.facebook.com/Tarikhema.ir">«تاریخ ما» در فیس بوک</a>

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/feed.png">
<a href="http://feeds.feedburner.com/tarikhema">فید «تاریخ ما»</a>

<hr />
<p><small>© eni برای <a href="http://tarikhema.ir">تاریخ ما</a>, |
<a href="http://tarikhema.ir/religions/jewish-religion/7395/about-dead-sea-scrolls/">لینک نگاره</a> |
<br/>
</small></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarikhema.ir/religions/jewish-religion/7395/about-dead-sea-scrolls/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مجسمه زیبای حضرت مسیح در برزیل</title>
		<link>http://tarikhema.ir/subject/photos/6141/statue-of-christ-of-rio-de-janeiro-of-brazil/</link>
		<comments>http://tarikhema.ir/subject/photos/6141/statue-of-christ-of-rio-de-janeiro-of-brazil/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 17 Jun 2011 06:34:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انی کاظمی</dc:creator>
				<category><![CDATA[دین و آیین مسیحی]]></category>
		<category><![CDATA[عکس های باستان]]></category>
		<category><![CDATA[برزیل]]></category>
		<category><![CDATA[حضرت مسیح]]></category>
		<category><![CDATA[عکس]]></category>
		<category><![CDATA[عیسی مسیح]]></category>
		<category><![CDATA[مجسمه]]></category>
		<category><![CDATA[مجسمه حضرت مسیح]]></category>
		<category><![CDATA[مجسمه مسیح]]></category>
		<category><![CDATA[مجسمه مسیح در برزیل]]></category>
		<category><![CDATA[مسیح]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarikhema.ir/?p=6141</guid>
		<description><![CDATA[مجسمه مشهوری که در برزیل در شهر Rio de Janeiro قرار دارد و بسیاری از مردم آن را در تلویزیون دیده اند در حقیقت مجسمه مسیح منجی است. این مجسمه با ۱۲۵ فوت ارتفاع در سال ۱۹۲۶ و در ارتفاع ۷۱۰ متری نوک کوه Corcovado ساخته شده است. مجسمه مذکور حالت ایستاده عیسی مسیح را [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><img src="http://tarikhema.ir/images/2011/06/brazil-recovering-christ-statue-2009-04-071.jpg" alt="brazil recovering christ statue 2009 04 071 مجسمه زیبای حضرت مسیح در برزیل | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="مجسمه زیبای حضرت مسیح در برزیل | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<div style="text-align: justify;">
<div><a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%ac%d8%b3%d9%85%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مجسمه">مجسمه</a> مشهوری که در برزیل در شهر Rio de Janeiro قرار  دارد و بسیاری  از مردم آن را در تلویزیون دیده اند در حقیقت <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%ac%d8%b3%d9%85%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مجسمه">مجسمه</a> <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیح">مسیح</a>  منجی است. این  <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%ac%d8%b3%d9%85%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مجسمه">مجسمه</a> با ۱۲۵ فوت ارتفاع در سال ۱۹۲۶ و در ارتفاع ۷۱۰ متری  نوک کوه  Corcovado ساخته شده است. <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%ac%d8%b3%d9%85%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مجسمه">مجسمه</a> مذکور حالت ایستاده <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عیسی مسیح">عیسی مسیح</a> را  در  حالیکه دستان خود را کاملاً باز کرده است نشان می دهد که این حالت نشان   دهنده پذیرش همه انسانها در آغوشش است. <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%ac%d8%b3%d9%85%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مجسمه">مجسمه</a> <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عیسی مسیح">عیسی مسیح</a> نشانه برزیل است که   امروزه شهرتی جهانی پیدا کرده است.</div>
<div>
<p><img src="http://tarikhema.ir/images/2011/06/g2r43axnqmdrwip3ilb4.jpg" border="0" alt="g2r43axnqmdrwip3ilb4 مجسمه زیبای حضرت مسیح در برزیل | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="مجسمه زیبای حضرت مسیح در برزیل | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
</div>
<div>توریستهایی که از برزیل دیدن می کنند حتماً به دیدن این  مجسمه نیز می  روند. دست چپ این مجسمه به سمت شمال شهر Rio de Janeiro و  دست راست آن به  سمت جنوب شهر اشاره می کند. مناظر بسیار جذابی را می توان  از آنجا مشاهده  کرد که نفس را در سینه تماشاچی حبس می کند. این مناظر شامل  شهر Rio،  خلیج، کوه Sugarloaf و ساحل رودخانه های Copacabana و Ipanema می  شود.  علاقمندان به فوتبال نیز می توانند منظره ای از استادیوم را مشاهده   نمایند.</div>
<div><img src="http://tarikhema.ir/images/2011/06/christ-the-redeemer-world-perspective1.jpg" alt="christ the redeemer world perspective1 مجسمه زیبای حضرت مسیح در برزیل | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="مجسمه زیبای حضرت مسیح در برزیل | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></div>
<div><img src="http://tarikhema.ir/images/2011/06/christ-the-redeemer-21.jpg" alt="christ the redeemer 21 مجسمه زیبای حضرت مسیح در برزیل | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="مجسمه زیبای حضرت مسیح در برزیل | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></div>
<div><img src="http://tarikhema.ir/images/2011/06/brazil_christ-the-redeemer_011.jpg" alt="brazil christ the redeemer 011 مجسمه زیبای حضرت مسیح در برزیل | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="مجسمه زیبای حضرت مسیح در برزیل | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></div>
</div>
<p style="text-align: justify;"><img src="http://tarikhema.ir/images/2011/06/9yrgiho5xnsmy8vgdr444.jpg" border="0" alt="9yrgiho5xnsmy8vgdr444 مجسمه زیبای حضرت مسیح در برزیل | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="مجسمه زیبای حضرت مسیح در برزیل | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: justify;"><img src="http://tarikhema.ir/images/2011/06/9ow9sltnvivu88fccyay4.jpg" border="0" alt="9ow9sltnvivu88fccyay4 مجسمه زیبای حضرت مسیح در برزیل | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="مجسمه زیبای حضرت مسیح در برزیل | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: justify;"><img src="http://tarikhema.ir/images/2011/06/lh5eigrt7xp3duror8o4.jpg" border="0" alt="lh5eigrt7xp3duror8o4 مجسمه زیبای حضرت مسیح در برزیل | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="مجسمه زیبای حضرت مسیح در برزیل | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: justify;">&nbsp;</p>
<h2  class="related_post_title">نگاره های مرتبط:</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/2473/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%88-%d8%b3%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/" title="زندگی و سیره حضرت مسیح">زندگی و سیره حضرت مسیح</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1813/%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%a7%d8%b2-%d8%a2%d8%ba%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%a7-%d9%be%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86/" title="شهر بابل از آغاز تا پایان">شهر بابل از آغاز تا پایان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/mexico/mayan/1636/street-dead/" title="خیابان مردگان و هرم ماه در مکزیک">خیابان مردگان و هرم ماه در مکزیک</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/christian/3732/%d8%b3%d9%87-%d9%85%d8%ba-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%86-%d9%85%db%8c%d9%84%d8%a7%d8%af-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/" title="رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح">رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/subject/shrine-palace/1071/angkor-watt-temple/" title="عکس های باشکوه معبد آنگکور &#8211; تمدن خمرها">عکس های باشکوه معبد آنگکور &#8211; تمدن خمرها</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/2482/%d8%aa%d8%b5%d9%88%db%8c%d8%b1-%d9%85%d8%ac%d8%b3%d9%85%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%db%8c%d9%88%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-3/" title="تصویر مجسمه های یونان باستان 3">تصویر مجسمه های یونان باستان 3</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/2470/%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%a2%d8%a8%d8%a7%d8%a1-%d9%83%d9%84%d9%8a%d8%b3%d8%a7/" title="فلسفه آباء كليسا">فلسفه آباء كليسا</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/2468/%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82-%d8%b9%d8%b1%d9%81%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c%d8%aa/" title="اخلاق عرفانی درمسیحیت">اخلاق عرفانی درمسیحیت</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/2240/%da%a9%d9%81%d9%86-%d8%aa%d9%88%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%88-%d8%aa%d8%b5%d9%88%db%8c%d8%b1-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad-%d8%9f/" title="کفن تورین و تصویر مسیح ؟">کفن تورین و تصویر مسیح ؟</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1672/%d8%b9%da%a9%d8%b3-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d9%86%d9%88-%d9%86%d9%81%d8%b1%d8%aa%db%8c%d8%aa%db%8c/" title="بانو نفرتیتی">بانو نفرتیتی</a></li></ul><hr />

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/facebook.png">
<a href="http://www.facebook.com/Tarikhema.ir">«تاریخ ما» در فیس بوک</a>

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/feed.png">
<a href="http://feeds.feedburner.com/tarikhema">فید «تاریخ ما»</a>

<hr />
<p><small>© eni برای <a href="http://tarikhema.ir">تاریخ ما</a>, |
<a href="http://tarikhema.ir/subject/photos/6141/statue-of-christ-of-rio-de-janeiro-of-brazil/">لینک نگاره</a> |
<br/>
</small></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarikhema.ir/subject/photos/6141/statue-of-christ-of-rio-de-janeiro-of-brazil/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح</title>
		<link>http://tarikhema.ir/religions/christian/3732/%d8%b3%d9%87-%d9%85%d8%ba-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%86-%d9%85%db%8c%d9%84%d8%a7%d8%af-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/</link>
		<comments>http://tarikhema.ir/religions/christian/3732/%d8%b3%d9%87-%d9%85%d8%ba-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%86-%d9%85%db%8c%d9%84%d8%a7%d8%af-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 12 Mar 2011 20:31:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آیدین پور مسلمی</dc:creator>
				<category><![CDATA[دین و آیین مسیحی]]></category>
		<category><![CDATA[آیین مسیح]]></category>
		<category><![CDATA[آیین مسیحی]]></category>
		<category><![CDATA[آیین مسیحیان]]></category>
		<category><![CDATA[ادیان]]></category>
		<category><![CDATA[ادیان و مذاهب]]></category>
		<category><![CDATA[انجیل]]></category>
		<category><![CDATA[انجیلهای چهارگانه]]></category>
		<category><![CDATA[بیزانس]]></category>
		<category><![CDATA[تولد مسیح]]></category>
		<category><![CDATA[داوینچی]]></category>
		<category><![CDATA[دخمه های پریسیلا]]></category>
		<category><![CDATA[دین]]></category>
		<category><![CDATA[رم]]></category>
		<category><![CDATA[روایت انجیل]]></category>
		<category><![CDATA[روم]]></category>
		<category><![CDATA[زرتشت]]></category>
		<category><![CDATA[زمان ظهور زرتشت]]></category>
		<category><![CDATA[سارکوفاگوس]]></category>
		<category><![CDATA[شعر پارسی]]></category>
		<category><![CDATA[ظهور زرتشت]]></category>
		<category><![CDATA[عیسی]]></category>
		<category><![CDATA[عیسی مسیح]]></category>
		<category><![CDATA[فلسطین]]></category>
		<category><![CDATA[مارسیلیانوس]]></category>
		<category><![CDATA[مارکوس]]></category>
		<category><![CDATA[مذاهب]]></category>
		<category><![CDATA[مذهب]]></category>
		<category><![CDATA[مسیح]]></category>
		<category><![CDATA[مسیحی]]></category>
		<category><![CDATA[مسیحیان]]></category>
		<category><![CDATA[مسیحیت]]></category>
		<category><![CDATA[مغ]]></category>
		<category><![CDATA[مغان]]></category>
		<category><![CDATA[موزه بریتانیا]]></category>
		<category><![CDATA[موزه واتیکان]]></category>
		<category><![CDATA[میلاد مسیح]]></category>
		<category><![CDATA[پارسی]]></category>
		<category><![CDATA[کتیبه بیستون]]></category>
		<category><![CDATA[یهود]]></category>
		<category><![CDATA[یهودیان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarikhema.ir/?p=3732</guid>
		<description><![CDATA[یکی از داستانهای بسیار معروف شناخته شده در ارتباط با تولد مسیح، روایت انجیل متی از “سه مرد دانا” ی شرقی Three wise men/ Three Magi است که ستاره تولد مسیح نجات دهنده و پادشاه یهودیان را در آسمان دیدند و راهی طولانی را از شرق تا اورشلیم پیمودند تا مسیح تازه متولد شده را [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">یکی از داستانهای بسیار معروف شناخته شده  در ارتباط با تولد <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیح">مسیح</a>، روایت <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d9%86%d8%ac%db%8c%d9%84/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with انجیل">انجیل</a> متی از “سه مرد دانا” ی شرقی Three  wise men/ Three Magi است که ستاره تولد <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیح">مسیح</a> نجات دهنده و پادشاه <a href="http://tarikhema.ir/words/%db%8c%d9%87%d9%88%d8%af%db%8c%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with یهودیان">یهودیان</a>  را در آسمان دیدند و راهی طولانی را از شرق تا اورشلیم پیمودند تا <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیح">مسیح</a>  تازه متولد شده را بیابند و هدایای خود را تقدیم او دارند. آنها با  هرودحاکم رومی اورشلیم ملاقات می کنند و پیشگویی خود را بر او بازگو می  کنند و از او می خواهند تا بگوید این پادشاه <a href="http://tarikhema.ir/words/%db%8c%d9%87%d9%88%d8%af%db%8c%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with یهودیان">یهودیان</a> کجا زندگی می کند.  هرود با شنیدن داستان شگفت انگیز آنها کاهنان <a href="http://tarikhema.ir/words/%db%8c%d9%87%d9%88%d8%af/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with یهود">یهود</a> را احضار می کند و از  آنها می پرسد <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیح">مسیح</a> شما در کجای این سرزمین ظهور خواهد کرد و آنها می گویند  مطابق پیشگویی ها این نقطه بیت اللحم Bethlehem  خواهد بود. هرود از ماگی  ها (آن سه مرد دانا) می خواهد که به سوی بیت اللحم حرکت کنند و اگر کودک را  یافتند به او اطلاع دهند تا او نیز به کودک ایمان آورده و او را گرامی  دارد. آن سه ماگی به بیت اللحم می روند و <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیح">مسیح</a> را می یابند و هدایای خود را  تقدیم او می دارند ولی مطابق یک شهود محل تولد و کودک را به هرود معرفی  نمی کنند و از راهی که آمده اند به سوی شرق باز می گردند.</p>
<p style="text-align: justify;">این ملاقات که آن را با عنوان ستایش و یا  حتی پرستش مسیح توسط ماگی ها Adoration of the magi می شناسند، ملاقاتی  بسیار مهم و یکی از نشانگان برگزیده شدن مسیح نزد مسیحیان است و  لئوناردو داوینچی نیز اثری به همین نام دارد که خود داستان بسیار جالبی  دارذ که به دلیل پرهیز از انحراف از موضوع تنها به صورت خیلی خلاصه بدان  اشاره می کنم.<br />
این اثر یکی از آثار اولیه داوینچی است که  به سفارش انجام شده و ناتمام می ماند و نقاشان دیگری نیز در نقاشی آن آن  دخیل بوده اند. بین سالهای ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۶ مطالعاتی که برای بررسی بازسازی  تابلو بدون آسیب رساندن به آن به وسیله بررسی های تشخیصی با استفاده از  امواج مادون قرمز، ماورا بنفش و ترموگرافی انجام می پذیرد آشکار می سازد که  زیر این اثر طرحهای دیگری زیر رنگها پنهان است که اثر داوینچی است و طرحی  اولیه بوده که تغییر یافته است و به دلیل عناصر پیرامون تولد مسیح در این  اثر و صحنه یک جنگ در پشت تصویر بحثهای بسیاری را بر می انگیزد. گروهی  معتقدند که اثر اولیه به دلیل استفاده از عناصری مرتبط با پاگانیسم  (میتراییسم) در بخشهایی از این طرح اولیه، این تصاویر که مورد پسند <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیحیت">مسیحیت</a>  سنتی نبوده حذف شده و روی آنها نقاشی دیگری کشیده شده و گروهی نیز معتقدند  که نقاشی نیمه تمام و آسیب دیده بایگانی شده و تنها سالها بعد به دلیل به  امکان فروش رساندن بازنقاشی شده است.  در هر صورت منظور این است که روایت  این ملاقات یکی از داستانهای بسیار مهم در منابع <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیحی">مسیحی</a> در رابطه با تولد  مسیح است که یک فرهنگ پیرامون خود شکل داده و آثار هنری بسیار و جشنها و  مراسم مرتبط با این داستان در دنیای <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیحیت">مسیحیت</a> اهمیت ویژه ای دارد و کم و بیش  ارتباط پاگانیسم با این افسانه به ویژه در منابع قدیمی تر وجود داشته است.</p>
<p style="text-align: center;"><img title="drawing-1024" src="http://tarikhema.ir/images/8a1b98c52266d52a38871302490937d3.jpg" alt="8a1b98c52266d52a38871302490937d3 رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="324" height="173" /></p>
<p style="text-align: center;"><img title="Leonardo_da_Vinci_Adoration_of_the_Magi" src="http://tarikhema.ir/images/072459127761490f3c804a23f345848a.jpg" alt="072459127761490f3c804a23f345848a رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="321" height="215" /></p>
<p style="text-align: justify;">لازم به ذکر است که <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d9%86%d8%ac%db%8c%d9%84/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with انجیل">انجیل</a> متی Gospel of  Mattew در میان انجیلهای چهارگانه شناخته شده  Canonical gospels تنها  انجیلی است که به نقل این روایت می پردازد و البته در کل نیز تنها انجیلی  است که به جزئیات تولد، تعمید، مرگ و رستاخیز <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%db%8c%d8%b3%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عیسی">عیسی</a> مسیح پرداخته است. توافق  عمومی بر این است که این انجیل که تقریبا در اواخر قرن اول میلادی جمع  آوری شده است قدیمی ترین انجیل بین چهار انجیل است اگرچه در این که براستی  متیو Mattew یکی از حواریون مسیح آن را نوشته باشد تردیدهایی وجود دارد.  این انجیل به دلیل حالت شعرگونه و روانی متن و داستانهای آن بسیار در میان  مسیحیان محبوب است.<br />
داستان این سه نفر در انجیل متی با نام The  Magi ماگی ها روایت گردیده است ولی بعدها به دلایلی شاید به عمد و یا به  دلیل بی معنا و غریبه بودن واژه “ماگی” برای خواننده عام، داستان “ماگی ها”  نام های دیگری یافت از جمله معروفترین این نامها همین عبارت استفاده شده  در بخش ابتدایی مقاله “سه دانای شرقی ” Three wise men و یا همچنین عنوان  “سه پادشاه از شرق”  Three kings from east است که عنوان نخست شایع ترین  عنوان برای روایت داستان در دنیای امروز <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیحی">مسیحی</a> است. امروزه در جشنهای  کریسمس و تولد <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%db%8c%d8%b3%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عیسی">عیسی</a> مسیح این داستان نیز به عنوان بخشی از سنتهای مرتبط با  تولد مسیح جشن گرفته می شود. که در زیر می توانید تصاویری از مراسم مرتبط  با این داستان را ببینید.</p>
<p style="text-align: justify;"><img title="article-0-0C93692A000005DC-355_636x411" src="http://tarikhema.ir/images/f59061a7109ebc948a16a9afa60c7489.jpg" alt="f59061a7109ebc948a16a9afa60c7489 رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="278" height="179" /></p>
<p style="text-align: justify;"><img title="untitled" src="http://www.theiraniandream.net/wp-content/uploads/2010/12/untitled.bmp" alt="untitled رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="279" height="146" /></p>
<p style="text-align: justify;"><img title="National1-AmyLeang-2" src="http://tarikhema.ir/images/8e876eb6e3586d9b37bffa7137671f15.jpg" alt="8e876eb6e3586d9b37bffa7137671f15 رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="280" height="160" /><br />
و این هم <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%ac%d8%b3%d9%85%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مجسمه">مجسمه</a> های سه مرد دانا در کلیسایی که نزدیک منزل من در سیدنی واقع است:<br />
<img class="alignnone" title="IMG_1436" src="http://tarikhema.ir/images/377f407dd98b2cfdf56e97cf28eb0b4f.jpg" alt="377f407dd98b2cfdf56e97cf28eb0b4f رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="281" height="192" /><br />
همانطور که دیده می شود در اغلب این  بازسازی ها این سه نفر به صورت سه مرد در لباس عربی، سه پادشاه و یا سه نفر  در پوششی که شرقی بودن آنها را تداعی کند تصویر می شوند ولی آیا در گذشته  های دور نیز تصویر این سه نفر این گونه بوده است؟ پیش از پاسخ به این سوال  شاید مناسب باشد اگر نخست توضیح کوچکی در رابطه با کلمه به کار رفته برای  این سه نفر در انجیل متی یعنی “ماگی”  بدهیم که بدلیل نامانوس بودن واژه  برای مخاطبان غربی حذف گردیده و عبارت “سه مرد دانا” جایگزین گشته است. این  هم ترجمه متن اصلی از انجیل متا باب دوم بند یکم:<br />
چون  عیسی در ایام هیرودیس پادشاه در بیت لحم یهودیه تولد یافت ناگاه مجوسی چند  از مشرق به اورشلیم آمده گفتند: کجاست آن مولود که پادشاه <a href="http://tarikhema.ir/words/%db%8c%d9%87%d9%88%d8%af/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with یهود">یهود</a> است زیرا  که ستاره او را در مشرق دیده‌ایم و برای پرستش او آمده‏ایم.<br />
و این هم متن اصلی انگلیسی:<br />
:Matthew 2:1-12<br />
After  Jesus was born in Bethlehem in Judea, during the time of King Herod,  Magi from the east came to Jerusalem and asked, “Where is the one who  has been born king of the Jews? We saw his star when it rose and have  come to worship him .”<br />
جالب اینجاست که تعداد این مردان  در منابع میحی ذکر نشده است ولی تقریبا حتی در قدیمی ترین تصاویر آنها سه  نفر ترسیم شده اند که امروزه به نامهای گاسپر، ملچیور و بالتازار مشهورند. و  اما این کلمه “ماگی” که در ترجمه های انجیل متی به فارسی “مجوس” ترجمه شده  است از کجا ریشه گرفته است؟ در خارج از سرزمین ایران برای نخستین بار با  کلمه “ماگوس” و جمع آن “ماگی” در آثار هرودت تاریخ نگار یونانی می بینیم.  (تاریخ نگاری که اگرچه غرب پدر تاریخش می داند ولی نگاه سرشار از تعصب و  عدم بی طرفی او در روایت تاریخ، روایتهای او را در رابطه با ایران زمین به  دلیل جنگهای ایران و یونان با تردید جدی مواجه می سازد.) هرودت ۵۲۰ سال پیش  از <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%db%8c%d9%84%d8%a7%d8%af-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with میلاد مسیح">میلاد مسیح</a> و شش قرن قبل از نوشته شدن انجیل متی واژه “ماگوس” را با دو  معنا به کار می برد نخست آن را به عنوان تیره ای از مردم ماد مطرح می سازد  و سپس از ماگی ها به عنوان طبقه ای مقدس در ایران زمین نام می برد ولی  دیگر اشاره ای به قومیت آنها نمی کند. (کتاب تواریخ صفحات ۱۰۱ و ۱۳۲).<br />
تقریبا امروز این توافق وجود  دارد که این  واژه برگردان یونانی کلمه “<a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%ba/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مغ">مغ</a>” <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%be%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with پارسی">پارسی</a> است که بعدها در زبان  لاتین نیز همان شکل یونانی خود یعنی ماگوس را حفظ کرده و در زبان عربی نیز  “مجوس” تلفظ گردیده است. اعراب نخست این واژه را برای طبقه روحانیان در  ایران و سپس آن را برای تحقیر و متفاوت دانستن ایرانیان برای همه آنها به  کار بردند. فارغ از آن که دانش ورزی و خرد یک تاریخ با این واژه همراه بوده  است. به نظر می رسد کلمه “<a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%ba/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مغ">مغ</a>” نخستین بار در متون ایرانی در بند ۷ فرگرد  ۳۳ یسنا از زبان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زرتشت">زرتشت</a> ذکر گردیده باشد که:<br />
“ای‌مزدا  – ای بهتر از همه – در اندیشه‌ام راه‌ یاب تا به درک تو نایل شوم، زیرا  آرزومندم در پرتو راستی و پاک منشی بتوانم شنوندگان و پیروانی را خارج از  انجمن <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%ba%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مغان">مغان</a> به دست آورم. بشود که همه ما به وظایف و تکالیف خود درباره خدا و  مردمان آشنا و روشن شویم.”<br />
این عبارت و نیایش نه تنها می  تواند به قدمت و امکان وجود “<a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%ba%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مغان">مغان</a>” و <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a2%db%8c%db%8c%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with آیین">آیین</a> آنها حتی پیش از <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a2%db%8c%db%8c%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with آیین">آیین</a> <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زرتشت">زرتشت</a>  اشاره داشته باشد بلکه حتی در صورت اشاره به یک قوم خاص به جای روحانیان یک  <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a2%db%8c%db%8c%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with آیین">آیین</a> نشان می دهد این واژه حداقل تا زمان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b8%d9%87%d9%88%d8%b1-%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ظهور زرتشت">ظهور زرتشت</a> و پیش از استفاده این  کلمه در یونان در ایران کاربرد داشته است و در نوشتاری آیینی مورد آشاره  قرار گرفته است. گزنفون دیگر تاریخ نگار یونانی که تنها ۵۰ سال پس از هرودت  می زیسته و کتاب سایروپدیا یا کورش نامه اثر اوست نیز “ماگی” را به عنوان  طبقه ای مذهبی که حتی وظیف تربیت شاه را به عهده داشته اند ترسیم نموده  است. در اکثر واژه نامه های انگلیسی کلمه ماگی معادل با طبقه ای روحانی در  میان ایرانیان معنا شده است. دیکشنری وبستر این گونه ماگی را معنا کرده  است:<br />
Magi.1 : a caste of priests, philosophers, and magicians, among the persians; hence, any holy men or sages of the East<br />
به نظر می رسد به صورت تاریخی  “مغان” با یک آیین، خرد و نیروهایی معنوی پیوند خورده اند. کلمات زیر در  زبان انگلیسی همه از ریشه “<a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%ba/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مغ">مغ</a>”= “ماگوس” استخراج گردیده اند که خود نشان از  نقش اسرارآمیز و نیرومند اسطوره <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%ba/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مغ">مغ</a> در جهان باستان دارد:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;">جادوگر  Magician ،جادو Magic ، جذب کننده Magnet<br />
عالی و باشکوه Magnificent<br />
بزرگی Magnitude  ،بلندمرتبگی ذهن Magnanimity</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
<p style="text-align: justify;">و اما نگاهی داشته باشیم به  نخستین تصاویر “سه ماگی” یا “سه مغ” در هنر مسیحی و ببینیم آیا تصویری که  امروزه به عنوان سه خردمند شرقی به صورت پادشاه یا مرد عرب نمایش داده می  شود تا چه اندازه با روایت نخستین این افسانه همساز است؟  نکته مهم در این  بازشناسی می تواند دانستن یکی از مهمترین شناسه های مغان که بسیاری امروزه  آنان را پیروان میتراییسم یا آیین مهر می دانند باشد و این شناسه کلاه مغان  و یا آنگونه که امروز معروف است کلاه میتراست. این کلاه امروز در غرب به  عنوان کلاه فریژی phrygian cap شناخته می شود و آن را لیبرتی کپ liberty  cap یا کلاه آزادی نیز می نامند که به دلیل استفاده از این کلاه سرخ رنگ  توسط گروهی از آزادی خواهان و هنرمندان در جریان انقلاب فرانسه بود.</p>
<blockquote>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><img class="aligncenter" title="liberte2" src="http://tarikhema.ir/images/b7d7ad45c098d4adf205ad6487daad50.jpg" alt="b7d7ad45c098d4adf205ad6487daad50 رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="150" height="200" /></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">تقریبا در غالب تصاویر به جا  مانده از آیین میتراییسم این کلاه سرخ رنگ بر سر میترا خود نمایی می کند.  به تصاویر زیر یافت شده از معبدی مهری در دورا- اوروپوس Dura-Europos در  سوریه فعلی که حدود یک قرن قبل از میلاد در منطقه مرزی ایران و <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b1%d9%88%d9%85/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with روم">روم</a> قرار  داشت توجه فرمایید.</p>
<blockquote>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><img class="aligncenter" title="dura_europos1" src="http://tarikhema.ir/images/a424fef5c25c517af3da5d5cc0ffbb74.gif" alt="a424fef5c25c517af3da5d5cc0ffbb74 رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="284" height="191" /></p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><img class="aligncenter" title="Mithra" src="http://tarikhema.ir/images/39f0019b732cd879663d966974cd1f16.jpg" alt="39f0019b732cd879663d966974cd1f16 رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="267" height="207" /></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
<p style="text-align: justify;">در رابطه با پیشینه این کلاه سخن  زیاد گفته شده است. ولی شاید یکی از قدیمیترین شکل یافت آن در رابطه با  سکاهای آریایی تبار باشد. قومی جنگجو که در مقاطع مختلف تاریخ هم با  پادشاهان ایران جنگیده و هم هم پیمان با آنان شمشیر زده اند. به تصاویر زیر  از پارسه و همچنین <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%aa%db%8c%d8%a8%d9%87-%d8%a8%db%8c%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کتیبه بیستون">کتیبه بیستون</a> در ایران که سکاها به تصویر کشیده شده اند  توجه کنید.</p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><img class="aligncenter" title="v5f7a014_f12_300" src="http://tarikhema.ir/images/30886baf7f4bf31dd6ec60bf4497fecb.jpg" alt="30886baf7f4bf31dd6ec60bf4497fecb رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="332" height="239" /> <img class="aligncenter" title="200px-Behistun_Inscript_Skunkha" src="http://tarikhema.ir/images/3f39528f192d4b4064da873f51d80759.jpg" alt="3f39528f192d4b4064da873f51d80759 رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="112" height="209" /></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><img class="aligncenter" title="11_scythians_2" src="http://tarikhema.ir/images/abd7cf15b4108ae500314735dc00b627.jpg" alt="abd7cf15b4108ae500314735dc00b627 رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="195" height="208" /></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><img class="aligncenter" title="The-Sakas-at-Persepolis" src="http://tarikhema.ir/images/d00fba959700f88caddbe1e6255b1a3d.jpg" alt="d00fba959700f88caddbe1e6255b1a3d رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="299" height="207" /></p>
<p style="text-align: justify;">در رابطه با <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%af%db%8c%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with دین">دین</a> سکاها این را  می دانیم که آنها “خویتوسورو” یا خورشید- جنگاور مهر و “آپی” یا آب ایزد  آناهیت را می پرستیدند و عناصر مشترکی با سایر اقوام آریایی به ویژه مادها  داشته اند و همین موضوع و ارتباط تاریخی آنها سبب ایجاد نظریه پردازیهایی  در رابطه با نقش آنها در شکل گیری دولت ماد نیز شده است. مطابق یک باور که  در فرهنگ معین نیز بدان اشاره شده است آیین مادها پیش از زرتشت میتراییسم  بوده و زرتشت از میان قوم ماد برخواست تا <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%af%db%8c%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with دین">دین</a> مغان را اصلاح سازد و بر اثر  مخالفت آنها ناچار به هجرت شد که این روایت با روایت هرودت که مغان را  طایفه ای از مادها می دانسته و همچنین کلام خود زرتشت در اوستا که خواستار  شنیده شدن پیامش خارج از حلقه مغان بوده همسان می نماید.<br />
هر چه که هست منابع تاریخی مربوط  به این عصر بسیار مغشوش و نظریه ها بسیار متنوع و غیر قابل نتیجه گیری  قطعی است. درک دقیق از مغان به دلیل اسرار همراه با نام آنان در فرهنگ  ایرانی و مغشوش بودن گزارشات مورخین خارج از تمدن ایرانی از هرودت تا  زنفون، استرابو و پلوتارخ منجر به ایجاد فرضیات بسیار متنوعی شده تا آنجا  که کتر تیمور قادری در مقاله خود مغان و مستشرقان اشاره می کند که مولتون،  دیاکونوف و کریستن سن هریک به شکل متفاوتی به بازسازی تاریخ مغان پرداخته  اند. از غیر آریایی و غیر سامی دانستن آنان توسط مولتون که آنها را به  انحراف برنده آیین زرتست می داند تا دیاکونوف که آنها را پیروان معتقد  زرتشت می شمارد و کریستن سن که معتقد است اصولا مادها و پارسها تعالیم  زرتشت را از آنان آموخته و سپس گسترش داده اند.<br />
ارتباط میان سکاها و مادها و  پوشش سکاهای غرب که بعدها بر فرهنگ کلتیک اروپا موثر واقع شدند و همچنین  ارتباط مغان با <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%af%db%8c%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with دین">دین</a> پیش از زرتشت ایران موضوعی است که نیاز به تحقیق بیشتر  دارد ولی آنچه که آشکار است وجود کلمه مغ “ماگوس” در ایران و تاثیر آن بر  فرهنگ <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%be%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with پارسی">پارسی</a> است. کلمه کلاه گبرگی که اشاره به همین کلاه مهری است در ش<a title="شعر فارسی پارسی" href="http://siminsagh.com">عر  پارسی</a> واژه ای شناخته شده است. این بیت از عطار نیشابوری در منطق الطیر :<br />
هم کلاه گبرگی انداخته                  هم ز ترسایی دلش پرداخته<br />
یا این عبارت از الرساله العلّیه تالیف کمال الدین حسین کاشفی سبزواری از متکلمین قرن ۹ و ۱۰، ص ۶۳:<br />
«آورده‌اند  که مجوسی به مسجد الحرام درآمد [زُنّار برمیان بسته] کلاه گبرکی بر سر، به  تفرج گِرد خانه کعبه می‌گشت. قدری آب دهن دید که بر دیوار کعبه افکنده  بودند، آن را محو کرد و از مسجد بیرون آمد. باد رحمت از مَهَب عنایت بوزید و  کلاه از سرش برِبُود، چندان که از عقب بدوید بدان رسید. متعجب بماند که  ناگاه‌هاتفی آواز داد که: تو قدری آبِ دهن بر دیوار خانه ما نپسندیدی، ما  نیز علامت کفر بر سر تو نپسندیدیم؛ آن گبر که این حال دریافت زُنّار ببرید و  به شرف <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اسلام">اسلام</a> رسید».<br />
یا ابیات بسیار جالبی از حافظ که  شناخت حافظ از کلاه سرکج و شکسته مهری “گبرکی” و تعلق خاطر وی به بعد  <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%d8%b1%d9%81%d8%a7%d9%86%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عرفانی">عرفانی</a> آیین مغان را آشکار می سازد:<br />
به باد ده سر و دستار عالمی، یعنی       کلاه گوشه به آیین دلبری بشکن<br />
یاد باد آنکه نگارم چو کله بشکستی         در رکابش مه نو پیک جهان پیما بود<br />
نه آنکه طرف کله کج نهاد و تند نشست      کلاهداری و آیین سروری داند<br />
صوفی سرخوش از این دست که کج کرد کلاه        به دو جام دگر آشفته شود دستارش<br />
یغمای عقل و دین را بیرون خرام سرمست         بر سر کلاه بشکن، در بر قبا بگردان<br />
گوشه گیران انتظار جلوه خوش می کنند        بر شکن طرف کلاه و برقع از رخ برفکن<br />
بند برقع بگشای ای مه خورشید کلاه       تا چو زلفت سر سودا زده در پا فکنم<br />
و در رابطه با حافظ و مغان چنان ابیات زیاد است که خود نوشتاری دیگر می طلبد ولی تنها به این بیت بسنده می کنم که:<br />
بنده پیر مغانم که ز جهلم برهاند       پیر ما هرچه کند عین عنایت باشد<br />
مخلص کلام آن که کلاه کج مهری در ادبیات پارسی شناخته شده است و ارتباط آن با آیین مغان و کیش مهر قابل بررسی است.<br />
و اما بررسی تصویر سه ماگی “سه  مغ” در قدیمیترین آثار هنری از قرون اولیه تولد مسیح پیش از تغییر شکل این  تصاویر به صورت سه پادشاه و یا سه مرد با پوشش عربی :نخستین تصویر، یکی از  نخستین ترسیم های به جا مانده شناخته شده از قرون ابتدایی مسیحیت “قرن دوم  تا سوم میلادی” است که به صورت یک تندیس در موزه واتیکان (<a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b1%d9%85/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with رم">رم</a>) نگهداری می  شود که تصویر آن را در زیر می توانید مشاهده کنید.</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" title="220px-Early_Christian_Magi" src="http://tarikhema.ir/images/383e407cfe1a6696d405c22b70c006dd.jpg" alt="383e407cfe1a6696d405c22b70c006dd رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="383" height="234" /><br />
هدایای سه ماگی کلیسای Ayacalti قرن سوم میلادی – گرجستان<br />
<img class="aligncenter" title="imagesCA8941LE" src="http://tarikhema.ir/images/c61871eb3334bd22f7fa1ec34f767801.jpg" alt="c61871eb3334bd22f7fa1ec34f767801 رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="277" height="223" /><br />
سارکوفاگوس sarcophagus تولد مسیح و تقدیم هدایای سه ماگی <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b1%d9%85/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with رم">رم</a> -قرن چهارم میلادی:<br />
<img class="aligncenter" title="220px-Adoration_magi_Pio_Christiano_Inv31459" src="http://tarikhema.ir/images/dd9079f3e390ddebb621f5195ce57a7d.jpg" alt="dd9079f3e390ddebb621f5195ce57a7d رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="333" height="168" /><br />
و همچنین این اثر در همان قرن و رم -ایتالیا:<br />
<img title="witnessing-divine-10" src="http://tarikhema.ir/images/ff1d931ae82c920e15ad0d6ed436482e.jpg" alt="ff1d931ae82c920e15ad0d6ed436482e رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="290" height="137" /><br />
دیوارخارجی سن لورن- رم – قرن چهارم میلادی<br />
<img title="IMG_4577p" src="http://tarikhema.ir/images/329f62d4c03c73b5e93b0ac3b40d3fc0.jpg" alt="329f62d4c03c73b5e93b0ac3b40d3fc0 رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="344" height="227" /><br />
رم- موزه واتیکان – قرن چهارم هجری – ستایش سه ماگی از مسیح:<br />
<img class="aligncenter" title="image063" src="http://tarikhema.ir/images/f31ce6a52340a67f6a2d1d778d50a625.jpg" alt="f31ce6a52340a67f6a2d1d778d50a625 رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="297" height="163" /><br />
<a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%81%d9%84%d8%b3%d8%b7%db%8c%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with فلسطین">فلسطین</a>- بیت شان- قرن ۶ و ۷ میلادی<br />
<img class="aligncenter" title="aydin" src="http://tarikhema.ir/images/93f21df7434bde56ecc58ff6cdb4b7a0.gif" alt="93f21df7434bde56ecc58ff6cdb4b7a0 رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="243" height="219" /><br />
<img class="aligncenter" title="p3_magi3" src="http://tarikhema.ir/images/2125cc01113645eaca65c455b042fa02.jpg" alt="2125cc01113645eaca65c455b042fa02 رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="222" height="226" /><br />
کلیسای سن آپولینار Sant’Apollinare شهر راون  Ravenna ایتالیا- قرن ششم میلادی<br />
<img class="aligncenter" title="imagesCABAJEVR" src="http://tarikhema.ir/images/2f1a3b52b1193a1281cc6b898a235598.jpg" alt="2f1a3b52b1193a1281cc6b898a235598 رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="285" height="242" /><br />
<a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d9%88%d8%b2%d9%87-%d8%a8%d8%b1%db%8c%d8%aa%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with موزه بریتانیا">موزه بریتانیا</a> – اثری یافت شده از <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%db%8c%d8%b2%d8%a7%d9%86%d8%b3/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with بیزانس">بیزانس</a> – <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b1%d9%88%d9%85/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with روم">روم</a> شرقی – قرن ششم میلادی<br />
<img class="aligncenter" title="30-01-01/43" src="http://tarikhema.ir/images/7a4b0d12ca4cbc950c14987005d265c4.jpg" alt="7a4b0d12ca4cbc950c14987005d265c4 رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="230" height="312" /><br />
دخمه های مارکوس و مارسیلیانوس Marcus and Marcellianus رم- ایتالیا – قرن چهارم میلادی:<br />
<img class="aligncenter" title="witnessing-divine-06" src="http://tarikhema.ir/images/4942ac467fd351be242115ceaaccceb3.jpg" alt="4942ac467fd351be242115ceaaccceb3 رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="261" height="206" /><br />
و اما قدیمیترین تصویر یافت شده  تا به امروز مربوط به دخمه های پریسیلا  Priscilla در شهر رم و مربوط به  کمتر از دوقرن پس از <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%db%8c%d9%84%d8%a7%d8%af-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with میلاد مسیح">میلاد مسیح</a> است:<br />
<img class="aligncenter" title="witnessing-divine-02" src="http://tarikhema.ir/images/1a47f8c44be6a12938f4fd5bcb373ecb.jpg" alt="1a47f8c44be6a12938f4fd5bcb373ecb رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="306" height="247" /></p>
<p style="text-align: justify;">همان طور که دیده می شود در  تمامی این تصاویر کلاه مهری بر سر این سه مغ وجود داشته است و تنها پس از  قرن هفتم میلادی است که اندک اندک این ایده رونق می یابد که انها می بایست  پادشاهانی از نقاط مختلف دنیا باشند که یکی از آسیا و دیگری از افریقا و  یکی از غرب به دیدار مسیح آمده اند تا او را گرامی دارند و تصاویر سه مغ  پارسی به سه پادشاه و این اواخر با در نظر گرفتن منشا شرقی آنها سه مرد  دانا از شرق و اغلب با لباس عربی ترسیم شده اند و البته دشمنی <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d9%84%db%8c%d8%b3%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کلیسا">کلیسا</a> با  میتراییسم و کلیه نمادهای آن نیز در محو منشا راستین سه مغ بی تاثیر نبوده  است. ولی در منابع تاریخی نیز علاوه بر تصاویر روشن گر فوق و ارتباط معنایی  روشن کلمه ماگی و مغ به صراحت از پارسی بودن این سه مغ سخن به میان امده  که مهمترین این اشارات در نوشته های  پرودنتئوس  Aurelius Prudentius  Clemens شاعر رومی در قرن سوم و چهارم میلادی، کلمنت اسکندریه Clement of  Alexandria <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%b4%db%8c%d8%b4/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کشیش">کشیش</a> و فیلسوف قرن دوم و سوم رومی و جان کریسوستوم John  Chrystostom از مهمترین بنیانگزاران <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d9%84%db%8c%d8%b3%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کلیسا">کلیسا</a> در قرن ۳ و ۴ میلادی است که  تمامی آنها به وضوح از پارسی بودن سه ماگی سخن گفته اند. ( Witnessing the  Divine: The Magi in Art and Literature by <a href="http://www.bib-arch.org/e-features/witnessing-divine.asp#author">Robin M. Jensen</a>)<br />
به نظر می  رسد داستان مغان ایرانی و مهر کیشی که ستاره تولد مسیح را دیدند و به سفری  طولانی مبادرت ورزیدند به مرور زمان و به دلایل بسیار از جمله دشمنی <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d9%84%db%8c%d8%b3%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کلیسا">کلیسا</a>  با آیین مهر که عناصر مشترک بسیاری داشتند و بسیاری از سنتهای <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d9%84%db%8c%d8%b3%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کلیسا">کلیسا</a> از این  آیین به عاریت گرفته شد سبب تغییر هویت بازیگران واقعی داستان در تاریخ و  سنتهای مسیحی گردید.<br />
مارکوپولو جهانگرد مشهور ونیزی  نیز در سفرنامه خود مدعی شده است که قبر این سه مغ ایرانی در نزدیکی ساوه  در جنوب تهران واقع است. او می نویسد:<br />
In  Persia is the city of Saba, from which the Three Magi set out and in  this city they are buried, in three very large and beautiful monuments,  side by side. And above them there is a square building, beautifully  kept. The bodies are still entire, with hair and beard remaining<br />
در  پارس شهری به نام سبا وجود دارد که سه ماگی در کنار یکدیگر در قبرهایی  بزرگ با بنای یادبودی زیبا مدفونند. بر بالای قبر آنان بنایی چهارگوش قرار  دارد که به خوبی حفظ و نگهداری شده است. بدنهای آنان کاملا سالم حفظ گردیده  به گونه ای که ریش و موهای آنان سالم مانده است.”<br />
و البته او تنها کسی نیست که  مدعی است مقبره این سه ماگی را مورد شناسایی قرار داده است. امروزه دنیای  مسیحیت باور دارد که معبدی که استخوانهای سه ماگی را در خود حفظ کرده است  در آلمان و در کلیسای شهر کلن Cologne واقع است. این استخوانها نخست توسط  سنت استراگیوس اول Saint Eustorgius I از کنستانتینوپولیس به میلان آورده  شد و سپس توسط فردریک بارباروسا Frederick I Barbarossa امپراتور روم به  اسقف شهر کلن آلمان پیشکش شد و از آن روز در کلیسای این شهر نگهداری می  شود. که در زیر تصویر بنای یادبود این سه مغ ایرانی را در این کلیسا می  بینید:<br />
<img title="Cologne_Cathedral_Shrine_of_Magi" src="http://tarikhema.ir/images/4959f557f4af9bef98e471bf518b6e00.jpg" alt="4959f557f4af9bef98e471bf518b6e00 رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="314" height="255" /><br />
<strong> </strong><br />
در پایان این نوشتار تنها ذکر  این نکته را لازم می دانم که در رابطه با تصاویر یافت شده در قرون اولیه  مسیحی و در دخمه هایی که آنها را مهرابه های میترایی می دانند یک نظریه نیز  وجود دارد که معتقد است اصولا این تصاویر منشایی مهری دارند و بر تولد  میترا و یا پیامبری به نام مهر دلالت می کنند. و برخی داستانهای تولد مسیح  در سنتهای مسیحیت اصولا از منابع مهری و میترایی که رقیب مسیحیت در آن  دوران بوده اقتباس گردیده است. ارنست رنان مستشرق با اشاره به این رقابت می  نویسد چه بسا اگر مسیحیت در این رقابت پیروز نمی شد نیمی از جهان امروز  میتراییست بود. این نظریه در حال حاضر تنها در حد یک نظریه است و طبیعتا  مخالفان سرسختی در دنیای مسیحی دارد.<br />
یکی از مهمترین اختلافات بین  میترا پژوهان همواره این مسئله بوده است که آیا اصولا ارتباطی بین  میتراییسم رومی و آیین مهر در ایران باستان وجود دارد یا خیر و پاسخ دو  کنگره بزرگ میتراییسم در ۳۰ سال اخیر به این پاسخ منفی بوده و دلیل آن نیز  یافت نشدن نشانه ها و سمبل هاییمشابه در دو سرزمین تا کنون است. مهمترین  مدافع این ارتباط فرانس کومون Franz-Valéry-Marie Cumont از نظریه پردازان  نخستین میتراییسم است که معتقد بود میتراییسم رومی منشا ایرانی دارد ولی  نظریه او بعدها مخالفینی جدی در آکادمی غرب یافت که اصولا بیشتر متمایل است  منشا چنین آیینی را یونانی- رومی بداند به ویژه آن که ارتباط مناقشه آمیز  این آیین و مسیحیت بر حساسیت موضوع می افزاید. آنچه در این جستار مطرح  گردید از این رو در پژوهشهای میتراییسم حائز اهمیت می تواند باشد که سه  ماگی با کلاه و لباس شناخته شده میترایی پیوندی میان کلمه مغ و میترا پدید  می آورد که جالب توجه است و افزون بر آن ادعای پارسی بودن این سه مغ نگاهی  دوباره را به ارتباط میتراییسم رومی و آیین مهر ایرانی طلب می کند.</p>
<p style="text-align: justify;">نگاره &#8211; با کسیبِ اِجازه انتشار &#8211; بر چیده از :</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;">وب سایت » <a href="http://www.theiraniandream.net">فرزانش ایرانی</a> » <a title="http://www.theiraniandream.net/archives/1197" href="http://www.theiraniandream.net/archives/1197">رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح</a> » <strong>دکتر آیدین پورمسلمی</strong></p>
</blockquote>
<h2  class="related_post_title">نگاره های مرتبط:</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1126/%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%b1-%d9%88-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa/" title="بخور و بخوردان در دین زرتشت">بخور و بخوردان در دین زرتشت</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/egypt/185/%d9%85%d9%86%d8%b4%d8%a7%d8%a1-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%85%d8%a7%d8%b3%d9%88%d9%86%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d9%85%d8%b5%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b9%d9%86%d9%87/" title="منشاء فراماسونری و مصر باستان و فراعنه">منشاء فراماسونری و مصر باستان و فراعنه</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/2473/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%88-%d8%b3%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/" title="زندگی و سیره حضرت مسیح">زندگی و سیره حضرت مسیح</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/2470/%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%a2%d8%a8%d8%a7%d8%a1-%d9%83%d9%84%d9%8a%d8%b3%d8%a7/" title="فلسفه آباء كليسا">فلسفه آباء كليسا</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1946/%d8%ac%d8%b4%d9%86-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%85%d8%a7/" title="بزرگترین جشن ملی ایران ">بزرگترین جشن ملی ایران </a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1813/%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%a7%d8%b2-%d8%a2%d8%ba%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%a7-%d9%be%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86/" title="شهر بابل از آغاز تا پایان">شهر بابل از آغاز تا پایان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1710/%d8%ac%d8%b4%d9%86-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2/" title="جشن نوروز">جشن نوروز</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1118/%d8%a7%db%8c%d8%b2%d8%af-%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%85/" title="ایزد زرتشتی : بهرام">ایزد زرتشتی : بهرام</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/487/%d8%ad%da%a9%d9%85%d8%aa-%d9%88-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" title="حکمت و فلسفه در ایران باستان">حکمت و فلسفه در ایران باستان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/2468/%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82-%d8%b9%d8%b1%d9%81%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c%d8%aa/" title="اخلاق عرفانی درمسیحیت">اخلاق عرفانی درمسیحیت</a></li></ul><hr />

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/facebook.png">
<a href="http://www.facebook.com/Tarikhema.ir">«تاریخ ما» در فیس بوک</a>

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/feed.png">
<a href="http://feeds.feedburner.com/tarikhema">فید «تاریخ ما»</a>

<hr />
<p><small>© aydin برای <a href="http://tarikhema.ir">تاریخ ما</a>, |
<a href="http://tarikhema.ir/religions/christian/3732/%d8%b3%d9%87-%d9%85%d8%ba-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%86-%d9%85%db%8c%d9%84%d8%a7%d8%af-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/">لینک نگاره</a> |
<br/>
</small></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarikhema.ir/religions/christian/3732/%d8%b3%d9%87-%d9%85%d8%ba-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%86-%d9%85%db%8c%d9%84%d8%a7%d8%af-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>18</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>زندگی و سیره حضرت مسیح</title>
		<link>http://tarikhema.ir/religions/2473/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%88-%d8%b3%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/</link>
		<comments>http://tarikhema.ir/religions/2473/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%88-%d8%b3%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 04 May 2010 17:55:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انی کاظمی</dc:creator>
				<category><![CDATA[دین و آیین اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[دین و آیین مسیحی]]></category>
		<category><![CDATA[مذاهب و ادیان جهان باستان]]></category>
		<category><![CDATA[آیین مسیح]]></category>
		<category><![CDATA[آیین مسیحی]]></category>
		<category><![CDATA[آیین مسیحیت]]></category>
		<category><![CDATA[ادیان]]></category>
		<category><![CDATA[اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[حضرت مریم]]></category>
		<category><![CDATA[حضرت مسیح]]></category>
		<category><![CDATA[دین]]></category>
		<category><![CDATA[دین اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[دین مسیح]]></category>
		<category><![CDATA[دین مسیحی]]></category>
		<category><![CDATA[دین مسیحیت]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی مسیح]]></category>
		<category><![CDATA[سیره مسیح]]></category>
		<category><![CDATA[عیسی]]></category>
		<category><![CDATA[عیسی فرزند مریم]]></category>
		<category><![CDATA[عیسی مسیح]]></category>
		<category><![CDATA[مذاهب]]></category>
		<category><![CDATA[مذهب]]></category>
		<category><![CDATA[مریم]]></category>
		<category><![CDATA[مریم مقدس]]></category>
		<category><![CDATA[مسیح]]></category>
		<category><![CDATA[مسیحیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarikhema.ir/?p=2473</guid>
		<description><![CDATA[برگرفته از :سیره پیامبران در قرآن، به قلم آیة الله جوادى آملى قرآن کریم، پیامبران الهى را عموماً و حضرت مسیح را خصوصاً به عنوان شاهد بر اعمال امتهایشان، و رسول اکرم (صلی الله علیه واله) را شهید شاهدان معرفى مى‏کند: (فکیف إذا جئنا من کل امةٍ بشهید وجئنا بک على هؤلاء شهیداً) (۱) . [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #800000;"><strong>برگرفته از :سیره پیامبران در قرآن، به قلم آیة الله جوادى آملى</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #800000;"><strong>قرآن کریم،</strong></span> پیامبران الهى را عموماً و <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with حضرت مسیح">حضرت مسیح</a> را خصوصاً به عنوان شاهد بر اعمال امتهایشان، و رسول اکرم (صلی الله علیه واله) را شهید شاهدان معرفى مى‏کند: (فکیف إذا جئنا من کل امةٍ بشهید وجئنا بک على هؤلاء شهیداً) (۱) .<br />
در سوره نساء اصل شهادت <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with حضرت مسیح">حضرت مسیح</a> چنین بیان شده است: (وان من اهل الکتاب الّا لیؤمنّن به قبل موته و یوم القیمة یکون علیهم شهید) (۲) . عیسى(علیه‏السلام) نه تنها به اعمال ظاهرى آگاه است، بلکه بر <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اخلاق">اخلاق</a> و عقاید امتش هم احاطه وجودى و علمى دارد.<span id="more-2473"></span><br />
براى اثبات شهادت دنیایى انبیا و به خصوص شهادت عیساى <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیح">مسیح</a> راههایى وجود دارد: یکى از راهها تلازم است؛ یعنى وقتى خداى سبحان انبیا را شاهدان محکمه عدل الهى مى‏داند و جزو گواهان راستین مى‏شمارد، صدق شهادت ملازم با حضور شاهد در صحنه حادثه و مسبوق به تحمّل شهادت در دنیاست، پس انبیا هنگام انجام اعمال امت حضور علمى دارند. یعنى در هنگام عمل مى‏بینند امت چه مى‏کند تا در محکمه عدل شهادت دهند.<br />
راه دیگر بر اساس استنتاج قیاس است. بدین معنا که قرآن کریم بعضى از پیامبران، مانند <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیح">مسیح</a>(علیه‏السلام) را از مقرّبان مى‏داند و در سوره مطفّفین مى‏فرماید: مقرّبان شاهد اعمال ابرارند. بر این اساس قهراً شاهد اعمال دیگران هم خواهند بود. خلاصه آن که انبیا از مقربانند و مقربان شاهد اعمال ابرارند، پس انبیا شاهد اعمال ابرارند و چون ابرار فوق فجّارند، کسى که بر ابرار و اعمال آنان احاطه وجودى داشت بر فجار و اعمال آنان نیز احاطه وجودى خواهد داشت. زیرا انسان تبهکار از نظر درجه وجودى نازلتر از انسان پارسا و متقّى است.<br />
توضیح استنتاج مزبور این است که، بشارتى که فرشتگان به مریم(علیهاالسلام) داده‏اند این بود که خداى سبحان به تو فرزندى به نام مسیح مى‏دهد که از مقربان است: (إذ قالت الملائکة یا مریم إنّ اللّه یبشّرک بکلمةٍ منه اسمه المسیح عیسى‏ ابن مریم وجیهاً فى الدنیا و الاخرة من المقرّبین) (۳)<br />
مقرّب در فرهنگ قرآن کریم از برجسته‏ترین اوصافى است که نصیب مؤمنان پیشگام مى‏شود. مقربان از ابرار و اصحاب یمین برترند. قرآن کریم گاهى مردم را به فجّار، ابرار و مقربان تقسیم مى‏کند و گاه به اصحاب شمال، اصحاب یمین و مقربان. در هر دو تقسیم، عیساى مسیح از گروه مقرّبان است که قرآن کریم از آنان به عظمت یاد مى‏کند: (فامّا ان کان من المقرّبین* فروحٌ و ریحانٌ و جنّت نعیمٍ) (۴) . ظاهر این آیه آن است که اینها خود روح و ریحان و بهشتند.<br />
قرآن کریم درباره صحیفه اعمال ابرار که برابر آیه۱۷۷ سوره مبارکه بقره به اصول سه گانه مبدأ، معاد و وحى معتقد، و به انجام اعمال عبادى نیز مقید مى‏باشند، مى‏فرماید: کتاب ابرار در علیین است، چه چیز تو را آگاه کرد که علیین چیست؟ (این تبیین، تبیینى است همراه با تکریم). علیین کتاب مهّمى است که محیط بر کتاب ابرار است. علیون کتاب است مرقوم که نگارنده‏اش یا کاتبان کریم الهى‏اند، یا ابرار آن را نگاشته‏اند و مقربان شاهد این کتابند: (کلّا إنّ کتاب الأبرار لفى علّیین* و ما ادریک ما علّیون* کتابٌ مرقوم* یشهده المقرّبون) (۵) .<br />
اگر نگارنده آن صحیفه نفوس ابرار باشد، مربان به آن نفوس مستحضرند و اگر مراد از کاتبان کریم الهى، فرشتگان باشند که به اذن خدا قلم و رقم مى‏زنند، باز مقربان به آن مستحضرند، زیرا اگر کسى برتر از علیّین نباشد، نمى‏تواند صحیفه علیین را مشاهده کند. پس کسى که به مقام قرب رسیده است باید در اعلى علیین باشد تا بر علیین احاطه وجودى داشته باشد. حاصل آن که بر اساس قیاس مزبور، عیساى مسیح شاهد علّیین و شاهد اعمال و کتاب ابرار است.همچنین مقربان، احاطه وجودى بر کتاب فجّار خواهند داشت، زیرا کتاب فجار در سجّین است و سجّین در برابر علیین مرحله نازل است: (کلاّ انّ کتاب الفجار لفى سجّین* وما ادریک ما سجّین* کتابٌ مرقوم* ویلٌ یومئذٍ للمکذّبین) (۶) . انسانهاى کامل که بر علیین احاطه دارند یقیناً بر سجّین نیز احاطه خواهند داشت، مگر اسرارى که خداى سبحان براى حفظ حرمت انسانى اجازه اطلاع از آنها را به کسى ندهد، چنانکه امیرالمؤمنین(علیه‏السلام) در دعاى کمیل مى‏فرماید: خدایا تو همه اعمال مرا مى‏دانى اما به سبب رحمت خویش اجازه نمى‏دهى که بعضى از حقایق را دیگران بفهمند: «وکنت انت الرّقیب علىّ والشّاهد لما خفى عنهم و برحمتک اخفیته و بفضلک سترته» (۷) ، زیرا خداوند بر هر چیزى شاهد است و شهادتهاى دیگران زیر پوشش شهادت حق است. بنابراین شهادت مقربان بر علّیین و سجّین و نیز بر اعمال ابرار و فجّار* بالعرض است و شهادت خداى سبحان بالذات.<br />
عیساى مسیح درباره شهادت خویش بر امتش، به خداى سبحان عرض کرد: من مادامى که در بین آنها بودم رقیبانه ، و نه به عنوان ناظر و تماشاچى، شاهد اعمالشان بودم ؛ اگر صراط مستقیم را طى مى‏کردند تشویقشان مى‏کردم و در صورت انحراف از آن، آنان را تعدیل و به راه راست هدایتشان مى‏کردم. وقتى مرا متوفّا کردى و به سوى خود بردى این رقابت از آن توست: (وکنت علیهم شهیداً ما دمت فیهم فلمّا توّفیتنى کنت انت الرقیب علیهم و انت على کل شى‏ءٍ شهید) (۸) .گرچه انبیا (علیهم السلام) بعد از وفات نیز شاهد اعمال دیگران هستند، امّا شهادت آنها آمیخته با رقابت نیست. یعنى حضور آنها حضور تکلیفىِ آمیخته با رسالت نیست، که اگر دیدند کسى بیراهه مى‏رود او را نهى کنند. شهادت آمیخته با رقابت مخصوص زمان حیات است.<br />
باید توجه داشت این که حضرت مسیح عرض کرد: «تو رقیب بودى»، بدین معنا نیست که بعد از من، تنها رقیب تو خواهى بود، و نه به این معنا که رقابت تو بعد از من بود، زیرا وى خود به آمدن پیامبر دیگرى پس از خود بشارت داد: (ومبشّراً برسولٍ یأتى من بعدى اسمه احمد) (۹) ، و هر پیامبرى هم شاهد اعمال امّت است. وى همچنین تأکید مى‏کند: (و أنت على کلّ شى‏ء شهید). شهادت و مراقبت خدا مطلق است و او قبل از حیات مسیح، در زمان حیات او و بعد از توفّى آن حضرت شهید است. خداى سبحان نه تنها بر امّتها، که بر انبیا هم شهید است. پس بر شاهد و مشهود شهید است، اگر چه خداوند شهادت را به دیگران هم نسبت مى‏دهد اما شهادت راستین، مطلقه و بالاستقلال از آن خداى سبحان است. بنابراین شهادت مقربان و از جمله حضرت مسیح ، شأنى از شئون شهادت خداى سبحان است: (وقل اعملوا فسیرى اللّه عملکم و رسوله والمؤمنون و ستردوّن الى عالم الغیب و الشهادة) (۱۰) ؛ هر عملى کنید (نیک یا بد)، خدا شاهد کار شماست، و پیامبر و مؤمنان شاهد کار شمایند.<br />
پس شهادت بر اعمال، مخصوص انبیا و مرسلین(علیهم‏السلام) نیست، بلکه از شئون اولیاى الهى است و آنان از عقاید، <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اخلاق">اخلاق</a> و اعمال انسانها آگاهند. البته راه ولایت همواره باز است و انسان به مقدار تقرّب، از ولایت سهمى دارد و به مقدار ولایت، بر اعمال دیگران هم شاهد است. آنگاه کسى که بر اعمال دیگران شاهد است، از خویشتن خویش غافل نیست، زیرا کسى که مصداق (نسوا اللّه فأنسیهم انفسهم) (۱۱) است و شاهد خویشتن خویش نیست و در صحنه قلبش تباهى و غفلت راه پیدا کرده است، هرگز توان مشاهده دلهاى دیگران را ندارد.بنابراین اصل شهادت براى انسان میسور است و قرآن هم راه شهادت را تقرّب معرفى کرده است و این راه براى همگان باز است، چون کلمه مؤمنون در آیه یاد شده اختصاص به اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) ندارد، گرچه آنان نمونه کامل مؤمنان هستند و درجه شهود دیگران به پایه شهود آنان نمى‏رسد، امّا ممتنع نیست که ولیّى از اولیاى الهى به مقام شهادت اعمال برسد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>شفاعت حضرت مسیح</strong></p>
<p style="text-align: justify;">عیساى مسیح(علیه‏السلام) هم در دنیا شهید مردم بود، یعنى به آنچه رخ مى‏داد آگاه بود و هم در قیامت در محکمه عدل الهى به عنوان گواه امین و صادق گواهى مى‏دهد، پس شاهد بالحق است و قرآن کریم شفاعت را از آنِ شاهدان به حق دانسته است: (ولا یملک الذین یدعون من دونه الشّفاعة الّا من شهد بالحقّ) (۱۲) . شفاعت به معناى فدا شدن نیست، چنانکه گروهى پنداشتند که عیساى مسیح فدا شده است تا خداى سبحان گناهان امتش را ببخشد.شفاعت در روز قیامت به اذن خداست و تا خداى سبحان اذن ندهد کسى حق شفاعت ندارد: (من ذا الّذى یشفع عنده الّا باذنه) (۱۳) . خداوند، هم به شافع باید اذن بدهد، هم درباره کسى که براى او شفاعت مى‏شود و او کسى است که دینش مرضىّ خداى سبحان باشد: (ولا یشفعون الّا لمن ارتضى) (۱۴) . بنابراین کافران و منافقان از قلمرو شفاعت بیرونند، نه تنها حق شفاعت ندارند بلکه شفاعت هم نخواهند شد، زیرا خطوط کلى شفاعت مشخص شده است: کسى مى‏تواند شفاعت کند که مأذون و شاهد بالحق باشد و کسى مى‏تواند شفاعت شود که دینش مرضى باشد و کفر و نفاق مرضىّ حق نیست: (ولا یرضى لعباده الکفر وان تشکروا یرضه لکم) (۱۵) . بنابراین شفاعت در اختیار خداى سبحان است و اگر مسیح(علیه‏السلام) بخواهد شفاعت کند، خداوند باید اذن بدهد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>آگهى مسیح از نبوّت پیامبر <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اسلام">اسلام</a></strong></p>
<p style="text-align: justify;">عیساى مسیح همان گونه که از انبیاى گذشته آگاهى داشت و نیز به چیزهایى که در حجابِ جدار و حصار محجوب بود، عالم بود و گزارش مى‏داد: (و انبئکم بما تأکلون و ما تدخرون فى بیوتکم) (۱۶) ، از وقایع تاریخى آینده نیز آگاه بود که جریان رسالت پیامبر اکرم(صلی الله علیه واله) از این قبیل است: (واذ قال عیسى ابن مریم یا بنى اسرائیل انّى رسول اللّه الیکم مصدّقاً لما بین یدىّ من التّوریة و مبشّراً برسول یأتى من بعدى اسمه احمد) (۱۷) ؛ من شما را به آمدن پیامبرى که پس از من خواهد آمد و نام مبارکش احمد(صلی الله علیه واله) است بشارت مى‏دهم. این علم غیب است.<br />
نکته شایان توجه این است که اگر قرار بود غیر از خاتم انبیا، انبیاى دیگرى هم بیایند، بشارت دادن به خصوص آمدن وى وجهى نداشت. همچنین کلمه تبشیر گذشته از آن که علم غیب به آینده را در بر دارد، تفّوق آینده نسبت به حال را هم تبیین مى‏کند، زیرا اگر آینده مادون، یا هم سطح حال باشد دیگر بشارت نیست، زیرا بشارت مژده دادن به امر مسرّت بخشى است که انسان فاقد آن است، پس باید کمالى در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%af%db%8c%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with دین">دین</a> پیامبر خاتم باشد که <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%af%db%8c%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with دین">دین</a> مسیح فاقد آن است. البته اگر کسى از وقوع حادثه‏اى در آینده خبر دهد آن حادثه هرچه باشد، پیش بینى آن، علم غیب محسوب مى‏شود.<br />
غرض آن که آیه مزبور دو مطلب را دربر دارد: یکى علم قطعى عیساى مسیح به غیب، و دیگرى تفّوق قطعى <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with دین اسلام">دین اسلام</a> بر <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیحی">مسیحی</a>ّت وگرنه بشارت صادق نبود. بر این اساس قرآن کریم گذشته از این که ره آورد انبیاى پیشین(علیهم السلام) را تصدیق مى‏کند، بر کتب آنان هیمنه و سلطه و نظارت دارد. بنابراین دیگر کتابها را با این کتاب مهیمن باید سنجید. چنانکه دیگر انبیا را نیز با میزان اعمال خاتم انبیا(صلی الله علیه واله) باید سنجید. چنانکه خود آن حضرت فرمود: «آدم و من دونه تحت لوائى یوم القیامة» (۱۸) .<br />
به استناد آیه (الّذین یتّبعون الرّسول النّبى الامىّ الّذى یجدونه مکتوباً عندهم فى التّوریة والانجیل یأمرهم بالمعروف و ینهیهم عن المنکر و یحلّ لهم الطّیبات و یحرّم علیهم الخبائث و یضع عنهم اصرهم والاغلال الّتى کانت علیهم فالّذین امنوا به و عزّروه و نصروه واتّبعوا النّور الذّى انزل معه أولئک هم المفلحون) (۱۹) ، موساى کلیم (علیه‏السلام) نیز مانند عیساى مسیح ظهور <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%af%db%8c%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with دین">دین</a> خاتم انبیا را از باب علم غیب به مردم گوشزد کرد.<br />
بنابراین رئوس برنامه‏هاى پیامبر گرامى <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اسلام">اسلام</a>(صلی الله علیه واله) و ابعاد گوناگون عبادى، فرهنگى و سیاسى <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اسلام">اسلام</a>، و نیز حرّیت و برخى دیگر از اوصاف مسلمانان را، هم موساى کلیم و هم عیساى مسیح(علیهما السلام) به طور گسترده در تورات و <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d9%86%d8%ac%db%8c%d9%84/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with انجیل">انجیل</a> بیان کرده‏اند: (ذلک مثلهم فى التّوریة و مثلهم فى الانجیل کزرعٍ اخرج شطئه) (۲۰) . این نشانه آن است که هم موساى کلیم و هم عیساى مسیح(علیهما السلام) به وجود مبارک خاتم (صلی الله علیه واله) و خصوصیات دین او علم غیب داشتند و عیساى مسیح بر اثر قرب عهدى که داشت بشارت بیشترى داد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>طهارت روح ، عامل پیروزى</strong></p>
<p style="text-align: justify;">قرآن مجید بیش از بیست صفت از اوصاف برجسته ولایت و اوصاف اولیاى خدا را براى عیسى (علیه‏السلام) برشمرده است که راه نیل به آنها طهارت روح است کسى که راه طهارت را طى کرده است مى‏تواند از این اوصاف برخوردار باشد. همان طور که درباره تطهیر مریم(علیها السلام) مى‏فرماید: (انّ اللّه اصطفیک وطهرک و اصطفیک على‏ نساء العالمین) (۲۱) ، درباره تطهیر حضرت مسیح از کفّار هم مى‏فرماید: (اذ قال اللّه یا عیسى‏ انّى متوفّیک ورافعک الىّ و مطهّرک من الّذین کفروا و جاعل الّذین اتّبعوک فوق الّذین کفروا الى یوم القیمة ثمّ إلىّ مرجعکم فأحکم بینکم فیما کنتم فیه تختلفون) (۲۲) .<br />
از این که به عنوان بشارت فرمود: «پیروان عیساى مسیح همواره بر کفار پیروزند»، استفاده مى‏شود که پیروان او نیز صاحبان کمال طهارت خواهند بود. هر کس طاهر بود، راه عیسوى را طى کرده است و بر دیگران پیروز است. این وعده خداست، که قبل از ظهور اسلام حواریین و دیگران مشمول آن بودند و بعد از ظهور اسلام مسلمانان واقعى راه حضرت عیسى را طى کرده‏اند، زیرا آن‏چه را که عیساى مسیح آورده بود اسلام آورد و مسلمین هم همان راه را طى کرده‏اند. از آیه (الّذین اتّبعوک فوق الذّین کفروا الى یوم القیمة) (۲۳) مى‏توان استفاده کرد که همواره نظام جهان بر این است که پیمودن راه طهارت عامل پیروزى بر کفار است و این وعده خداست.<br />
باید توجه داشت که منظور از این ظفر پیروزى سیاسى و غلبه حکومت است نه پیروزى علمى و استدلال، زیرا اگر مقصود، پیروزى حجت مسیح و پیروان او بر دلیل کفّار بود دیگر نمى‏فرمود: من تو را متوّفى‏ مى‏کنم و تو را به سمت خودم بالا مى‏برم و آنگاه دلیل پیروانت را بر دلیل کفار پیروز مى‏کنم، چون دلیل پیروان عیسى غیر از دلیل خود عیسى نبود و دلیل پیروان که همان دلیل مسیح است همواره بر دلیل کفر پیروز است. معلوم مى‏شود مراد از پیروزى، پیروزىِ حکومت و نظام سیاسى است.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>توفّى حضرت مسیح</strong></p>
<p style="text-align: justify;">یکى از جمله‏هاى آیه تطهیر عیساى مسیح، درباره توفى آن حضرت است: (إذ قال اللّه یا عیسى إنّى متوفیک) (۲۴) . توّفى هم درباره مرگ استعمال شده است و هم درباره خواب؛ خداى سبحان در پاسخ کفّار که مرگ را گم شدن در زمین مى‏دانستند: (ءاذا ضللنا فى‏الارض ءانّا لفى خلق جدید) (۲۵) ، مى‏فرماید: مرگ توّفى است نه گم شدن در زمین: (قل یتوفیکم ملک الموت الذى و کلّ بکم) (۲۶) ؛ مرگ وفات است، نه فوت و هنگام مرگ مأموران الهى ایشان را توّفى مى‏کنند و او وفات مى‏کند، نه فوت.<br />
قرآن کریم درباره خواب نیز مى‏فرماید: (یتوفیکم بالّیل و یعلم ما جرحتم بالنّهار) (۲۷) ؛ خدا هر شب شما را توفى مى‏کند و آنچه را در روز کسب کردید مى‏داند. همچنین مى‏فرماید: (اللّه یتوفّى الانفس حین موتها والتّى لم تمت فى منامها) (۲۸) ؛ خداى سبحان آنها را که مى‏میرند، در هنگام مرگ توفى مى‏کند و دیگران را در هنگام خواب توفّى مى‏کند. توّفى همان اخذ تام است که اختصاص به موت ندارد. پس چون توفّى در غیر مرگ نیز استعمال مى‏شود، از این آیه نمى‏توان موت عیساى مسیح را استنباط کرد گرچه اصل موت براى آن حضرت نیز امرى است قطعى. درباره این که حضرت عیسى داراى مرگ است مجموعاً چهار دلیل وجود دارد؛ بعضى از ادّله عام است، مانند: (کلّ نفسٍ ذائقة الموت) (۲۹) ، یا (وما جعلنا لبشرٍ من قبلک الخلد) (۳۰) که عیساى مسیح(علیه السلام) را مانند دیگران شامل مى‏شود. بعضى از ادله نیز خاص است، مانند آنچه خود عیساى مسیح فرمود: (والسّلام علىّ یوم ولدت و یوم اموت) (۳۱) ، یا قرآن کریم مى‏فرماید: (وان من اهل الکتاب الّا لیؤمننّ به قبل موته ویوم القیمة یکون علیهم شهیداً) (۳۲) .<br />
اما سؤال این است که آیا عیساى مسیح اکنون زنده است و هنگام رجعت ظهور مى‏کند و به شهادت مى‏رسید یا ارتحال مى‏کند، یا هم اکنون رحلت کرده است؟ رأى استاد علامه طباطبایى(رضوان اللّه علیه) این است که چون توفّى هم در خواب استعمال شده است و هم در موت، بنابراین ظهورى در موت ندارد (۳۳) .<br />
باید توجه داشت که کلمه «متوفّى» مشتق است و مشتقْ ظهور در متلبّس دارد و نسبت به کسى که قبلاً داراى وصف بود و هم اکنون متلبس به آن نیست محل اختلاف است که استعمال مشتق در آن مجاز است و بدون قرینه به کار نمى‏رود یا حقیقت است و نیازى به قرینه ندارد. ظاهر آیه نسبت به گذشته نیست، براى این که با عیساى زنده سخن مى‏گوید، ولى گویا زمان حال است. یعنى در این زمانِ متّصلِ به حالِ سخن، من تو را تَوّفى مى‏کنم. بنابراین شاید ظهورش در موت به اندازه استدلال و استظهار کافى باشد. (إنّى متوفّیک)، یعنى روحت را قبض مى‏کنم، همانند قبض ارواح دیگر انسانها: (اللّه یتوفّىّ الانفس حین موتها) (۳۴) .<br />
با شواهدى که پیش از این بیان شد، به یقین حضرت مسیح همانند دیگر انسانها داراى مرگ است، اما درباره این که کانون مرده است یا نه، شاید بتوان از آیه (إنّى متوفّیک) مرگ آن حضرت را استظهار کرد، زیرا نمى‏توان گفت: چون توفّى درباره خواب هم استعمال شده، محتمل است در این جا مراد خواب باشد نه مرگ، چون توفّى در هنگام خواب، اختصاص به حضرت عیسى ندارد. همچنین توفّى عیساى مسیح (علیه‏السلام) به معناى عروج نیست، زیرا توفى در چنین معنایى به کار نرفته است.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>رفع حضرت مسیح</strong></p>
<p style="text-align: justify;">در آیه تطهیر عیساى مسیح که پیش از این گذشت، رفع آن حضرت نیز مطرح است: (إذ قال اللّه یا عیسى‏ إنّى متوفّیک و رافعک إلىّ) (۳۵) .<br />
از آن جا که ذات أقدس إله، زمان و مکان ندارد، رفع به سوى او هم رفع مکانى نخواهد بود، چنانکه درباره ادریس(علیه‏السلام) هم که آمده است (ورفعناه مکاناً علیّاً) (۳۶) ، مراد مکانت عالیه است نه مکان عالى، همان گونه که قرب به خداوند قرب معنوى است نه مکانى. گرچه خداوند با همه است: (هو معکم این ما کنتم) (۳۷) ، ولى عدّه‏اى از خدا دورند: (ینادون من مکان بعید) (۳۸) و عدّه‏اى از طریق اعمال قربى خود، همچون نماز، به خدا نزدیکند: «الصّلوة قربان کلّ تقی» (۳۹) . و این رفع به سوى خدا رفع مکانت است که از درجات شامخه ولایت است در نتیجه آن حضرت رفیع عنداللّه خواهد بود.خداى سبحان که (رفیع الدرجات ذوالعرش) (۴۰) است گاه به طور عام به مؤمنان و عالمان وعده رفعت داده است: (یرفع اللّه الذین امنوا منکم والذّین اوتوا العلم درجات) (۴۱) ، و گاهى از ترفیع خاص بعضى از اولیاى خود سخن گفته است، مانند ادریس: (ورفعناه مکاناً علّیاً) (۴۲) و عیساى مسیح:(رافعک إلىّ) (۴۳) . تفاوت این دو ترفیع آن است که درباره گروه نخست فقط رفعت درجه است، گرچه رفع درجه به سوى خداست، اما کلمه «إلىّ» در جمله (رافعک الىّ)، بدین معناست که تو را از همه درجات بالا برده، به خودم نزدیک مى‏کنم، که این نشانه قرب کامل است و از خصایص حضرت مسیح بشمار مى‏رود. البته اگر کسى راه تطهیر و ولایت را طى کند مشمول رفعت درجه و مکانت عالیه خواهد بود.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>مسیح مظهر جمال و جلال حق</strong></p>
<p style="text-align: justify;">خداى سبحان عیساى مسیح را انسانى پر برکت معرفى کرده، مى‏فرماید: نقصى در حرم امن زندگى این انسان کامل نیست و وى در همه ادوار از سلامت برخوردار است. او مظهر جمال و جلال حق است، از این رو نه مى‏توان به او آسیبى رساند تا از سعادتش محروم گردد و نه او به کسى آسیبى مى‏رساند تا دیگران را از سعادت محروم کند. بلکه آنچه از او به دیگران مى‏رسد خیر، رحمت و برکت است و آنچه او برداشت مى‏کند نیز خیر و رحمت و برکت است.انسان کامل از گزند حوادث چنان مصون است که حادثه‏اى نمى‏تواند به سعادت او آسیب برساند و چنان نسبت به دیگران خیرخواه است که از او آسیبى به کسى نمى‏رسد. قرآن کریم این دو صفت ممتاز و برجسته را از زبان عیساى مسیح درباره خود او بیان کرده و مى‏فرماید: وى بنده خداست که از کتاب الهى و نبوت برخوردار است. و موجود پربرکتى است که دائم با نماز و زکات در ارتباط است. نسبت به مادرش رئوف و مهربان است. نسبت به کسى جبّار و شقىّ نیست. درود بر عیساى مسیح، روزى که وارد عالم طبیعت شد و روزى که به عالم برزخ مى‏رود و روزى که از برزخ وارد قیامت کبرا مى‏شود: (&#8230; وجعلنى مبارکاً أینما کنت&#8230; و برّاً بوالدتى و لم یجعلنى جبّاراً شقیّاً&#8230;) (۴۴) . آنگاه خداى سبحان در تأیید و تثبیت این سخنان و حالات، و در تکذیب پندار کفر آلود دیگران درباره حضرت مسیح، مى‏فرماید: (ذلک عیسى ابن مریم) (۴۵) ؛ این است عیسى.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>تکلّم و کلام مسیح در گهواره</strong></p>
<p style="text-align: justify;">وقتى حضرت مسیح به دنیا آمد، اهل تفریط به مریم گفتند: تو خواهرِ برادرى وارسته و فرزند پدرى شایسته‏اى. مادرت نیز خوشنام و داراى سابقه طهارت بود، پس این فرزند را چگونه به بار آوردى؟ (یا اخت هرون ما کان ابوک امرء سوءٍ و ما کانت امّک بغیاً) (۴۶) . حضرت مریم به اذن خداى سبحان ملهم شد تا به کودک اشاره کند و کودک پاسخ بدهد، زیرا پیش از این خداوند به وسیله فرشتگان به مریم بشارت داد که ما به تو فرزندى خواهیم داد که در گهواره سخن مى‏گوید، پس مریم یقین داشت که کودک او در گهواره سخن مى‏گوید. از این رو به کودک اشاره کرد تا او پاسخ دهد. کسانى که تهمت زده بودند گفتند: چگونه کودک در گهواره سخن مى‏گوید؟ (قالوا کیف نکم من کان فى المهد صبیاً) (۴۷) .در این حال حضرت مسیح چند جمله سخن گفت که هم جلو تفریط مفتریان را گرفت و هم راه را بر غلوّ افراطیها بست. چون جاهل یا اهل افراط است و یا اهل تفریط. گروهى از بنى اسرائیل بر اثر جهل، تفریطى بودند و مریم عذراء را به ناپاکى متهم کردند و عده‏اى دیگر بر اثر جهل، افراطى شده، عیسى (علیه‏السلام) را فرزند خدا دانستند. امّا عیسى در گهواره با اصل تکلم جلوى تهمت تفریطیان را گرفته، تهمت موجود را رفع کرد و با محتواى کلام جلوى غلوّ افراطیها را گرفت. توضیح این که تکلمش در گهواره معجزه بود، و انسان ناپاک هرگز معجزه و آیت خدا را ندارد. پس آن حضرت با اصل تکلم ثابت کردن که من طاهرم و از مادرى پاک به دنیا آمده‏ام و در محتواى کلام جلو هرگونه غلو اهل افراط را بست و براى این که کسى نگوید: عیسى فرزند خداست، گفت: من بنده خدایم و به عبودیّت که ریشه هر کمالى است، افتخار کرد: (قال انى عبداللّه اتانى الکتاب و جعلنى نبیّاً* وجعلنى مبارکاً این ما کنت) (۴۸) .<br />
عبودیت پیوندى است بین انسان و خداى او و انسان به هر کمالى برسد بر اثر این پیوند است. زیرا بر اثر پیوند با کمال نامحدود، انسان، کامل مى‏شود. قرآن کریم که علوم و معارفى را نصیب حضرت مسیح مى‏داند، طلیعه این تکامل را عبودیت او مى‏شمارد.آنگاه فرمود: خداى سبحان به من کتاب مجموعه قوانین و مشتمل بر احکام و حِکَم است. نظیر آنچه جبرئیل امین(علیه‏السلام) بر قلب مطّهر رسول خدا(صلی الله علیه واله) نازل کرد. در ادامه فرمود: خداوند مرا به مقام شامخ نبوت رساند. من گزارشگر و گزارشیاب خداى سبحانم و مى‏دانیم در جهان غیب چه مى‏گذرد و سرنوشت جهان طبیعت چه خواهد شد. حضرت مسیح در گهواره گرچه رسول نبود، یعنى مأمور نبود پیام خدا را به دیگران برساند، ولى نبوت را یافت یعنى گزارش به او رسید و این خبر را دریافت کرد.آنگاه فرمود: من موجودى پربرکتم؛ من در هر شرایطى که باشم، هر برکتهاى ظاهرى دارم هم برکتهاى باطنى، هم شما را به حیات ظاهرى احیا مى‏کنم، چون مرده را به اذن خدا زنده مى‏کنم، هم به حیات معنوى احیا مى‏کنم. چون با تعلیم حکمت و کتاب، مردگانِ بر اثر جهل را عالم مى‏کنم. هم بیمارانى که جسمشان رنجور است و هم آنها که دلهایشان بیمار است: (فى قلوبهم مرض) (۴۹) را درمان مى‏کنم. هم آنها که چشم ظاهرشان نابیناست بینا مى‏کنم، هم آنها را که چشم دلشان بر اثر جهل و تعصب بسته است با تعلیم حکمت، باز و بصیر مى‏کنم. بینایى دل، برکت معنوى و بینایى بصر، برکت ظاهرى است. پس برکت ظاهرى و باطنى از من به شما مى‏رسد. همچنین بعضى از چیزها که بر شما حرام بود حلال مى‏کنم نیز اختلافات علمى شما را حل مى‏کنم و اینها همه از برکات الهى است.<br />
بعضى انسانها به قدرى کاملند که در همه شئون زندگى برکت آنها به دیگران مى‏رسد، ولى برخى دیگر به قدرى ناقصند که به هر جا و در پى هر مأموریتى اعزام شوند بى‏برکت بر مى‏گردند: (اینما یوجّهه لا یأت بخیر) (۵۰) و سودمند به حال خود یا دیگران نیستند. خلاصه آن که عیساى مسیح یکى از مجارى اِسباغ نعمت ظاهر و باطنه بود: (أسبغ علیکم نعمه ظاهرةً و باطنةً) (۵۱) .<br />
سپس فرمود: تا زنده‏ام و در عالَمِ تکلیف به سر مى‏برم مکلّف به نماز و زکاتم: (واوصانى بالصلوة والزکوة ما دمت حیّاً) (۵۲) . نماز و زکات پیوندى است بین انسان و خدا. تنها پیوندى که انسانها را به م مرتبط مى‏کند امتثال فرمان الهى است. زکات، خواه مستحب و خواه واجب، براى تحکیم ارتباط خلق با خداست و اگر مایه پیوند خلق با یکدیگر نیز مى‏شود، در پناه ارتباط با خداست. در ادامه فرمود: خداوند مرا نسبت به مادرم رئوف و مهربان قرار داد: (وبراّ بوالدتى) (۵۳) ، چنانکه یحیاى شهید را نسبت به پدر و مادر خویش نیکوکار قرار داد: (وبرّاً بوالدیه). سپس فرمود: من نسبت به احدى جبّار نیستم تا با شقاوت رفتار کنم: (ولم یجعلنى جباراً شقیاً) (۵۴) ، زیرا این گونه از امور جزو صفات سلیبه و آن اوصاف کمالى یاد شده جزو صفات ثبوتیه یک ولى خداست. بر این اساس کسانى که علیه دین حضرت مسیح به مبارزه پرداختند و خداى سبحان مسیح و حواریین را بر آنها پیروز کرد، آنها با دست خود بر خود ستم کرده‏اند و مسیح هرگز ستمى را بر کسى تحمیل نکرد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>سلامت مسیح در دنیا، برزخ و قیامت</strong></p>
<p style="text-align: justify;">حضرت مسیح تببین سیره خود را با تأکید بر سلامت در حیات دنیوى، برزخى و اخروى، این چنین به پایان برد، سلام بر من روزى که به دنیا آمدم و روزى که مى‏میرم و روزى که زنده مبعوث مى‏شوم: (والسلام علىّ یوم ولدت و یوم اموت و یوم ابعث حیّاً) (۵۵) . این سخن که به اعجاز و اذن خداوند بر زبان عیساى مسیح جارى شد، پاسخى است در برابر تهمت تفریطیان، زیرا جمله (والسلام علىّ یوم ولدت) بدین معناست که من با سلامت و از راه صحیح و طاهر به عالم طبیعت وارد شدم. مسیح (علیه‏السلام) مى‏فرماید: من در هر سه نشئه عالم سالمم. انسان تا به سلامت به برزخ و قیامت برسد سخت است.<br />
در قیامت کبرا هم که عده‏اى گرفتار فزع اکبرند، آنان که مراحل قبل را به طهارت و سلامت گذرانده‏اند از فزع مصونند. در بیانات امیرالمؤمنین (علیه‏السلام) هم آمده است که خداى سبحان گوش برخى انسانها را مکرّم قرار داد تا صداى رعب آور جهنم را نشنود: «وأکرم أسماعهم أن تسمع حسیس نار ابداً» (۵۶) .حضرت امام رضا(علیه‏السلام) مى‏فرماید: انسان سه مقطع حساس دارد: روز میلاد، روز مرگ و روز ورود به قیامت کبرا: «إنّ أوحش ما یکون هذا الخلق فی ثلاثة مواطن یوم یُولَد و یخرج من بطن امّه فیرى الدنیا و یوم یموت فیعاین الآخرة و أهلها و یوم یُبعث فیرى أحکاماً لم یَرَها فی الدنیا» (۵۷) . انسان آنگاه که از عالم بسته زهدان به این جهان وسیع قدم مى‏گذارد، با سرنوشت مجهولى وارد مى‏شود و اگر به سلامت و طیب مولد در جهان طبیعتِ پا بنهد، راحت است. ورود به عالم برزخ هم اولین لحظه وحشت اوست که اگر با سلامت وارد شود در امان است. هنگام ورود به قیامت کبرا هم اگر با سلامت باشد از فزع قیامت کبرا براى همیشه محفوظ است. این سه مقطع بسیار مهم است و عیساى مسیح در این سه مقطع در کمال سلامت بود.<br />
نکته‏اى که باید بدان توجه داشت این که سلامت غیر از رفاه و آسایش است. گرچه در نشئه طبیعت رنجها و دشواریهاى توانفرسا براى حضرت مسیح پیش آمد، چنانکه بخشى از مبارزات و درگیریهاى آن حضرت با کفران از آیه (فلمّا احسّ عیسى منهم الکفر قال من انصارى الى اللّه قال الحواریّون نحن انصار اللّه) (۵۸) به خوبى قابل استفاده است، امّا از همه این بلایا به سلامت به مقصد رسید. یعنى هیچ حادثه‏اى نتوانست قلب مطهر عیسى را به خود مشغول کند و به دیانت او آسیب برساند. پس سلامت روح غیر از رفاه و سلامت تن است.شاهد بر نکته اخیر، سخن خدا درباره یحیاى شهید است: (وسلام علیه یوم ولد و یوم یموت و یوم یبعث حیّاً) (۵۹) . معناى سلام بر یحیى این است که او در دنیا به سلامت به سر مى‏برد، با این که آن حضرت به شهادت رسیده و سر مطهر او را یک ناپاک اسرائیلى از بدن جدا کرده و به عنوان هدیه براى یک ناپاک اسرائیلى دیگر برده است. اما یحیاى شهید در عین شهادت، به سلامت به مقصد رسیده است.درباره نوح نیز خداى سبحان، با تعبیرى ویژه که در سراسر قرآن، تنها آن حضرت به آن ممتاز است، مى‏فرماید: (سلامٌ على نوحٍ فى العالمین) (۶۰) ؛ در همه عوالم آفرینش درود بر نوح؛ با این که نوح رنجهاى فراوان برده است. بنابراین سالم ماندن یعنى با قلب سلیم از این جهان رخت بربستن و با ایمان و جان سالم از دنیا وارد عالم برزخ شدن. منظور از سلام در این گونه موارد، سلامت دل است، نه سلامت جسم و بدن یا سلامت به معناى آسایش. همان طور که درباره حضرت ابراهیم(علیه‏السلام) آمده است(اذ جاء ربّه بقلبٍ سلیم) (۶۱) . کسى که با قلب سالم با خداى خود در ارتباط است، با قلب سالم هم به پیشگاه خداى سبحان مى‏رود و سلام خدا بر او رواست، گرچه در دنیا آسیبها ببیند و تهمتها بشنود و او را به سوختن تهدید کنند. سلام خدا بر کسى است که دین و قلب او به سلامت به مقصد مى‏رسد. حضرت مسیح چنین انسانى است و سیره او نیز آموزنده سلامت روح در همه ادوار سه گانه حسّاس سیر بشرى است.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>مسیح مظهر خداى خالق و محیى</strong></p>
<p style="text-align: justify;">صفات فعلیه خداى سبحان مظاهر فعلى مى‏طلبد و عیساى مسیح نیز جزو مظاهر فعلى خداى سبحان است. عالم الغیب، خالق، محیى و شافى، از اسماى حسناى خداى سبحان است و عیساى مسیح در محدوده خاصّى مظهر این اسماء است.<br />
امّا وقتى مى‏گوید: (أخلق لکم من الطین کهیئة الطّیر فانفخ فیه فیکون طیراً بإذن اللّه) (۶۲) ، چنین نیست که خداى سبحان برخى از امور را خلق کند و عیساى مسیح برخى دیگر را، بدین معنا که خداى سبحان این بخش از کار را به مسیح تفویض کرده باشد، زیرا تفویض در نظام آفرینش محال است. بلکه حضرت مسیح در خالقیت مظهر اسمى از اسماى حق بود. در عین حال که مسیح مجاز بود به اذن اللّه پرنده‏اى را بیافریند، تنها خدا بود که خالق هر چیز بود. همان طور که درباره رسول خدا آمده است: (وما رمیت اذ رمیت ولکن اللّه رمى) (۶۳) ، درباره دیگر انبیا و مظاهر اسماى حسناى حق نیز چنین است و به عیساى مسیح نیز مى‏توان گفت: «وما خلقتَ اِذ خلقتَ ولکن اللّه خَلَق، و ما أحییتَ الموتى اِذا اَحْیَیتَ ولکن اللّه اَحیى الموتى، و ما أبرئتَ الاکمه و الاَبرص اذ أبرئْتَ ولکن اللّه اَبْرء، و ما اَنبَأتهم بما یدّخرونَ فى بیوتِهِم ولکنّ اللّه اَنْبأهم». چنین نیست که آن حضرت در بخشى از این امور، مستقل باشد و بقیه کارها را خدا انجام دهد، زیرا همه امور به دست خداست: «وللّه جنود السّموات والارض) (۶۴) .حال اگر کسى بخواهد کارى مسیحایى کرده، لااقل امراض روحى خود را تشخیص داده، درمان کند و خود را اِحیا کرده، با سلامت به مقصد برساند باید راهى را که او رفت بپیماید و آن راه را خداى سبحان در پیدایش و پرورش حضرت مسیح براى ما بازگو کرده است.<br />
به یقین، رابطه عبادى مریم(علیهاالسلام) با خداى سبحان سهم اساسى در پیدایش و پرورش عیساى مسیح داشته است. خداوند در این باره مى‏فرماید: ما به مریم در حال عبادت بشارت دادیم که مادرخواهى شد، چنانکه به زکریا در محراب بشارت دادیم که فرزند صالحى به نام یحیى نصیب تو خواهد شد. بر این اساس آنچه انسان را به خدا نزدیک مى‏کند تا بر اثر قرب، تحت ولایت خدا قرار گرفته، علوم و معارف و مواهب الهى نصیب او شود، عبادت است.<br />
قرآن کریم بشارت فرشتگان را چنین نقل مى‏کند: «واذ قالت الملائکه یا مریم ان اللّه اصطفیک و طهّرک و اصطفیک على نساء العالمین) (۶۵) . و چون مصطفا و مطهره و صفوةاللّه شدن این بانو را در پرتو نماز و اطاعت و عبادت خدا مى‏داند، مى‏فرماید: اى مریم! اهل قنوت، تواضع، عبادت و خشوع در پیشگاه حق باش: (یا مریم اقنتى لربک واسجدى وارکعى مع الرّاکعین) (۶۶) . راه طهارت، عبادت است و تو از این راه صفوةاللّه خواهى شد. نظیر (واعبد ربک حتّى یأتیک الیقین) (۶۷) ؛ اگر خواستى به مرز یقین برسى عبادت کن، که این منفعت و بهره است. بنابراین اگر کسى خواست مطهّر و مصطفى شود، راهش رکوع و سجود و قنوت و خضوع در پیشگاه خداى سبحان است.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>نزول فرشته بر انسانهاى پاک</strong></p>
<p style="text-align: justify;">درباره تنزّل ملائکه، توجه به چند نکته سودمند است؛ اولاً: نزول آنان اختصاص به انبیا و مرسلین ندارد بلکه بر مؤمنان با استقامت نیز تنزل مى‏کنند: (انّ الذین قالوا ربّنا اللّه ثم استقاموا تتنزّل علیهم الملائکة الا تخافوا ولا تحرنوا) (۶۸) ، چنانکه تنزل شیاطین بر انسان خبیث است: (هل انبّئکم على من تنزّل الشّیاطین* تنزل على کل افّاک اثیم) (۶۹) . انسانى که تحت ولایت شیطان است ، شیطان بر وهم و خیال او مسلّط است و کسى که تحت ولایت اللّه است، فرشتگان الهى، هم عقل او را تأمین و هم وَهْم و خیال او را تعدیل مى‏کنند.<br />
ثانیاً: نزول ملائکه، اختصاص به مردان ندارد، زیرا کمال انسانى به جان اوست و روح و جان آدمى نه مذکر است و نه مؤنث. آن پیکر است که یا مذکر است یا مؤنث، و فرشتگان بر روح نازل مى‏شوند نه بر بدن. روح انسان اگر طاهر باشد توان تحمل نزول فرشتگان را دارد. زن و مرد و پیغمبر و غیر پیغمبر از این جهت یکسانند. مریى نه مرد بود و نه پیغمبر، امّا فرشته همان طور که بر زکریاى پیغمبر نازل شد، بر مریم نیز نازل شد.<br />
ثالثاً: محل نزول ملائکه، ضمیر صاف و راه نزول فرشته عبادت است. قلب انسان تا گرفتار وسوسه است مهبط فرشته نیست. اگر دیو وسوسه و شیطان از صحنه ضمیر بیرون رفت، آنگاه ملائکه نازل مى‏شوند و مادامى که این اهرمنان هستند، نازل نمى‏شوند. از این رو گناهکار دلش همواره در اضطراب است. او از بامداد تا شامگاه و از شامگاه تا بامداد سرگردان است و هرگز نمى‏آرمد و طعم آرامش و اطمینان را نمى‏چشد، و این بر اثر تنزل شیاطین است که بر وهم و خیال وى ولایت دارند او مصداق (فهم فى ریبهم یتردّدون) (۷۰) است. همواره سرگرم تردد در میان ریبهاى خویش و دچار سرگردانى و اضطراب است، اما ضمیر مصفّا جایگاه نزول فرشته‏هاست و بهترین راه براى تطهیر، تحکیم پیوند عبد و مولاست.<br />
رابعاً: فرشتگان، پیک حقّند. از این رو، نزول و عروج آنها بدون ره آورد نخواهد بود. اصولاً آنان سِمَتى جز رسالت ندارند: (الحمدللّه فاطر السموات والارض جاعل الملائکه رسلاً) (۷۱) ؛ فرشتگان، رسول خدا و مأموران الهى هستند. هنگام نزول، حامل پیام و رسالتى هستند و آنگاه که مى‏روند خبرى مى‏برند. الهامهایى که در جان انسان ظهور مى‏کند و نیز آرامشى که انسان در خود احساس مى‏کند ره آورد فرشته و اثر رسالت اوست. همچنین طهارت و صفاى ضمیرى که انسان در خود مشاهده مى‏کند از برکت نزول ملائکه است.خامساً: نزول فرشتگان و مژده دادن آنها تنها در حال احتضار و ورود به عالم برزخ نیست، بلکه در همه نشئه‏ها، فرشته بر انسان طیّب نازل مى‏شود.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>بشارت پیدایش عیسى به مریم</strong></p>
<p style="text-align: justify;">درباره نحوه پیدایش حضرت مسیح آمده است که مریم(علیها السلام) بین خود و دیگران حجابى قرار داد. وى بخش شرقى همان مسجدى را که خدمتگزارى آن را بر عهده داشت، انتخاب کرد تا از سایر عبادت کنندگان جدا بوده، گرفتار کثرت نشود: (واذکر فى الکتاب مریم اذ انتبذت من اهلها مکاناً شرقیاً* فاتخذت من دونهم حجاباً) (۷۲) . این فاصله گرفتن از جمع‏و رابطه دایم با خدا داشتن، زمینه صفاى ضمیر است.اگرچه کسى که به ولایت مطلقه رسیده و به آن حضور تام نایل آمده، جلوت و خلوت براى او یکسان است. چنانکه از حضرت امام کاظم(علیه‏السلام) سؤال کردند: چگونه در مکان ازدحام انبوه مردم نماز خواندید؟ آن حضرت در جواب فرمود: من کسى را عبادت مى‏کردم که او از دیگران که در کنار منند نزدیکتر است. البته براى همگان و در همه حالات چنین توجه و حضورى میسور نیست، از این رو قرآن کریم درباره نماز شب مى‏فرماید: (ان ناشئة الّیل هى اشد وطأ واقوم قیلا انّ لک فى النهار سبحاً طویلاً) (۷۳) . در روز، انسان گرفتار مشاغل و سرگرم رفت و آمدهاى فراوان است. اشتغالات گوناگون قلبى و بدنى مانع تجمع حواس است اما در شب این موانع و صوارف یا وجود ندارد یا کم است.<br />
پیدایش عیسى و مادر شدن مریم از رهگذر غیب، جمعاً یک آیت است: (وجعلنا ابن مریم وامه ایة) (۷۴) . گرچه در جهان کثرت این دو از هم جدایند، ولى در حقیقت یک آیت است که به صورت عیسى و مریم ظهور کرده است.<br />
خداى سبحان مسیح را موهبت الهى و رحمت خاصّ حق شمرده، مى‏فرماید: در آن حال که آن حضرت بدور از مزاحمت دیگران به عبادت حق مشغول بوده، ما روح خود را فرستادیم و او براى مریم به صورت بشرى مستوى الخلقة متمثل شده، بشارت پیدایش عیسى را به او داد. این بشارت همان و مادر شدنش همان: (فارسلنا الیها روحنا فتمثل لها بشراً سویاً) (۷۵) .<br />
اوّلین نکته در باره آیه مزبور این است که قرآن کریم از جبرئیل(علیه‏السلام) با تعبیر «روح»، یعنى موجود مجرد عقلى یاد کرده است. بنابراین مستفاد از جمله «ما روح خود را به سوى او فرستادیم» آن است که روح خدا در دید تمثلى مریم به صورت بشر تجلى کرده است. تمثل، انقلاب حقیقت نیست، آن گونه که فرشته انسان شود و دوباره آن انسان فرشته گردد، بلکه تمثل آن است که روح، در مثال و در حیطه ادراکى مریم، به صورت انسانى مشاهده شد. باطنش جبرئیل بود و ظاهر و صورتش انسان.<br />
نکته دیگر آن که در سوره آل عمران آمده است که فرشتگان به مریم بشارت دادند، و آن‏چه در سوره مریم آمده، این است که خود روح امین متمثل شد.<br />
سومین نکته آن که نسبت دادن کار یک فرد به جمع: (فأرسلنا إلیها روحنا)، از آن روست که جبرئیل از ملائکه است. وقتى جبرئیل این بشارت را به مریم مى‏دهد، مى‏توان این سخن را به همه ملائکه نسبت داد، و یا بدان جهت است که چون فرشتگان، تحت ولیت جبرئیل هستند پس با اطاعت از او بشارت داده‏اند. آن فرشتگان، مأموران جزئند. پس آن جا که سخن از بشارت ملائکه است مرحله نازله جبرئیل است و آن جا که تمثل است وجود مثالى خود جبرئیل است، منتها در مثال متصل نه مثال منفصل.<br />
حضرت مریم(علیهاالسلام) که صفوة اللّه و مطهره و برگزیده خدا بود و بخش شرقى مشجد را براى اعتکاف و عبادت خود برگزیده بود، آنگاه که ناگهان انسانى را در برابر خود دید، احساس خطر کرده همانند همه موحدان در چنین مواقعى، به خدا پناه برد: (قالت انى اعوذ بالرحمن منک ان کنت تقیاً) (۷۶) . سرّ هراس وى آن بود که این مشاهده بى‏سابقه و طلیعه امر بود. طلیعه امر براى اولیاى الهى شفاف نیست، ولى در ادامه سلوک، آنگاه که به وادى ایمن رسیدند، دیگر سخن از استعاذه نیست، چون مى‏دانند که مشهودشان پیک وحى و رسول اللّه است.<br />
آن فرشته متمثل به حضرت مریم گفت: من پیک خداى تو هستم آمده‏ام تا به تو فرزندى طاهر عطا کنم: (قال انما انا رسول ربک لأهب لک غلاماً زکیّا)، مریم فرمود: چگونه من داراى فرزند خواهم شد در حالى که بشرى با من تماس نداشته و من نیز فردى بزهکار نبوده و نیستم: (قالت أنّى یکون لى غلام ولم یمسسنى بشر ولم اک بغیّاً). جبرئیل فرمود: آرى چنین است تو با بشرى برخورد نداشتى، نه حلال، نه حرام:(قال کذلک). اما سخن خدا این است: (قال ربک هو علىّ هیّن) (۷۷) . تحلیل سخن جبرئیل(علیه‏السلام) این است که تو به لحاظ قابلیتِ قابل سخن مى‏گویى، ولى من پیک فاعلیتِ فاعلم. تو مى‏گویى: زن اگر بخواهد مادر شود، تماس حلال یا حرام لازم دارد. دامن عفت تو مطهرتر از آن است که برخورد حرام داشته باشى، و حلال هم که واقع نشد. اما من از قدرت خدا سخن مى‏گویم. او بدون تماس بشرى، زن را مادر مى‏کند. خداى سبحان که اشیاء را از کتم عدم و بى‏سابقه وجود مى‏آفریند به شئ موجود هم فیض پیش بینى نشده مى‏بخشد.<br />
بنابراین همان جوابى که به زکریا داده شد به مریم هم داده مى‏شود. آنگاه که زکریا عرض کرد: خدایا! من کهنسالم و همسرم در جوانى عقیم بود، هم اکنون که او هم فرتوت و سالمند است چگونه براى من فرزند به دنیا مى‏آید: (قال ربّ أنّى یکون لى غلام و کانت امرأتى عاقراً بلغتُ من الکبر عتیّاً). جبرئیل امین در آن جا نیز فرمود: قابلیت قابل تنها در امور عادى مطرح است، اما در امور خارق عادت کاربا (کن فیکون) انجام مى‏پذیرد و فقط به فاعلیت فاعل استناد دارد و آن کاربر خداوند آسان است: (قال ربّک هو علىّ هیّن).<br />
در قصه زکریا(علیه‏السلام) علاوه بر بیان اصل مطلب، براى آن استدلال نیز شده است: (وقد خلقتک من قبل ولم تک شیئاً) (۷۸) ؛ تو را آنگاه که چیزى نبودى موجود کردم (کان تامّه) و هم اکنون تنها وصفى بر اوصاف تو مى‏افزایم (کان ناقصه).<br />
نکته: سوره مریم سوره هبه و بخشش است. در این سوره خداى سبحان بخششهاى خود را یادآور شده، مى‏فرماید ما به زکریا یحیى را، به مریم عیسى را و به ابراهیم اسحق را و به موساى کلیم هارون را هبه کردیم.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>حضرت مسیح و احیاى مردگان</strong></p>
<p style="text-align: justify;">بر اساس نقل قرآن کریم، حضرت عیساى مسیح مظهر اسماى حسناى خداوند، از جمله «مُحیى الموتى‏» و «مُخرج الموتى‏» بود. مرده‏هایى که عیساى مسیح زنده مى‏کرد، تنها افرادى نبودند که تازه جان خود را از دست داده باشند، بلکه مردگانى را هم که مدت مدیدى از مرگشان گذشته بود، مى‏توانست احیا کند. کلام خداى سبحان درباره احیاى عیسى‏(علیه‏السلام) این است: (واذ تجرخ الموتى باذنى إذ ایّدتک بروح القدس) (۷۹) ؛ تو مرده‏ها را به اذن من اخراج مى‏کنى. یعنى تو مظهر نام منى؛ همان گونه که من مرده‏ها را از قبر خارج مى‏کنم، تو نیز همین کار را به اذن خدا و تأیید روح قدسى انجام مى‏دهى.<br />
خداوند درباره خود مى‏فرماید: ما افراد را از خاک خلق کردیم، دوباره آنان را به خاک مى‏بریم و بار دیگر آنها را از خاک خارج مى‏کنیم: (منها خلقناکم وفیها نعیدکم ومنها نخرجکم تارةً اخرى‏) (۸۰) . خداوند با همین نام که اثر او اخراج مقبورهاست، در عیساى مسیح تجلى کرده، مى‏فرماید: (واذ تخرج الموتى باذنى) (۸۱) ، سخن از اخراج مردگان است نه احیاى آنان. چنانکه در بعضى از روایات هم آمده است که مسیح (علیه السلام) مردگان قبور را زنده کرده است‏ (۸۲) .<br />
نظیر آنچه درباره حضرت مسیح بیان شد در سیره ابراهیم خلیل (علیه السلام) هم آمده است؛ ابراهیم خلیل درباره مرده‏هایى را که در قبر بودند عرض کرد: (ربّ ارنى کیف تحیى الموتى) (۸۳) . خداى سبحان در اجابت آن فرمود: بعد از این که چهار مرغ را گرفتى و کُشتى و اجزاى آنها را پراکنده کردى آنها را بخوان آنها زنده مى‏شوند. در آن حال حضرت خلیل مظهر نامى شد که اثر آن نام، احیاى مرده‏هاست.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>مبارزه حضرت مسیح با طاغیان</strong></p>
<p style="text-align: justify;">مبارزه عیساى مسیح با طغیانگران بنى‏اسرائیل، بخشى از رسالت الهى آن حضرت بوده است و چنین نبوده که مسیح فقط به موعظه بسنده کند. قرآن کریم در بیان این قسمت از سیره نورانى حضرت عیسى مى‏فرماید: برخى از افراد عصر مسیح (علیه السلام) کفر ورزیدند و کفر آنان آشکار و محسوس شد: (فلمّا احسّ عیسى منهم الکفر) (۸۴) ؛ یعنى کفر آنها چنان روشن شد که به مرحله حس رسیده، علنى شد. تنها در ضمیر و نهانشان نبود که عیساى مسیح ار درونشان باخبر شود، از این رو آن حضرت به مبارزه با آنان برخاست و براى دعوت دیگران به همراهى، فرمود: کیست که ما را در این سیر به سوى خدا نصرت کند: (من انصارى الى اللّه).<br />
تعهدگیرى مسیح (علیه السلام) از حواریان، عهدى مجدد و میثاقى اکید است. سخن از اسلام ابتدایى آنها نیست، زیرا آنان از دیرزمان به رسالت مسیح ایمان آورده، آن را پذیرفته بودند و به عنوان شاگردان ممتاز به او تأسّى مى‏کردند. سخن حواریان این بود: (ربّنا امنّا بما انزلت واتّبعنا الرّسول فاکتبنا مع الشّاهدین) (۸۵) ؛ پروردگارا ما ایمان آوردیم به آنچه که بر پیامبرت نازل کردى و از رسولت هم پیروى کردیم، نام ما را با شاهدان ثبت کن (هنوز به آن مقام نرسیده‏اند که بگویند: مِنَ الشّاهدین).<br />
خداى سبحان مى‏فرماید: ما با وحى به حواریین گفتیم از عیسى حمایت کنید. حواریان، شاگردان مخصوص عیسى (علیه السلام) بودند و توفیق آنان در تبعیت از رسول خدا در وحى الهى بود: (واذ اوحیتُ الى الحواریّین ان امنوا بى وبرسولى قالوا امنّا واشهد بأنّنا مسلمون) (۸۶) .<br />
از آیه مزبور به خوبى استفاده مى‏شود که وحى گرفتن و استمداد از روح القدس مخصوص پیامبران اوالواالعزم نیست، گرچه مرحله عالیه‏اش ویژه انبیا و مرسلین است اما مراحل وسطى و نازله‏اش، نصیب شاگردان آنها هم مى‏شود.<br />
قرآن کریم، پاسخ مثبت حواریان به دعوت حضرت مسیح براى نبرد با کافران، و نیز برخوردارى آنان از امداد و تأیید الهى در مبارزه پیروزمندانه شان را چنین بازگو مى‏کند: (یا ایّها الّذین امنوا کونواانصار اللّه کمإ؛ّّ قال عیسى ابن مریم للحواریّین من انصارى الى اللّه قال الحواریّون نحن انصار اللّه فامنت طائفةٌ من بنى اسرائیل و کفرت طائفةٌ فأیّدنا الّذین امنوا على‏ عدوّهم فاصبحوا ظاهرین) (۸۷) ، این آیه بیانگر آن است که اصل نبرد در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%af%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with دین مسیحی">دین مسیحی</a>ّت یک اصل مسلّم بود، زیرا خداى سبحان به مسلمانان مى‏گوید: اى مؤمنان! در یارى دین خدا و مبارزه با کفر، مانند حواریان عیسى باشید. بنابراین <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیحی">مسیحی</a>ّت در رهبانیّت خلاصه نمى‏شد و آنان اگر به شرایط رهبانیت عمل مى‏کردند مَرضىّ خدا بود اما به شرایطش عمل نکردند. اساس <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%af%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with دین مسیح">دین مسیح</a>، همانند دین کلیم و خلیل (علیهم السلام)، اسلام است که در متن قوانین خود جهاد با طاغیان و ایثار و نثار در راه دین را دارد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>عیساى مسیح سالک صراط مستقیم</strong></p>
<p style="text-align: justify;">خداى سبحان حضرت مسیح را از سالکان صراط مستقیم و از واصلان این حرم امن قرار داد و تفصیل این اجمال آن است که تنها راه بین مبدأ و منتهى که سبب وصول به مقصد است صراط مستقیم است و این صراط را خداوند صراط انبیا و مرسلین دانسته، آنها را اصحاب این صراط مى‏شمارد.<br />
استناد این راه به سالک براى آن است که در طریقهاى عادى و معمولى، راه، غیر از رونده است، ولى در مسیرهاى متعالى راه همان رونده است. انسان در بیرون از خود سیر نمى‏کند، تا سالک از مسلک جدا باشد، زیرا انسان در عقیده و خُلق و عمل سیر مى‏کند که هر کدام از اینها مربوط به مرحله‏اى از مراحل سه گانه هستى انسان است. کمال انسان به عقیده و خُلق و عمل است، و این سه از او جدا نیست، زیرا (و ان لیس للانسان الاّ ما سعى‏) (۸۸) . رابطه عمل و عامل چنان قوى است که نه عمل عامل را رها مى‏کند و نه عامل از عمل مى‏تواند گریزان باشد: (ان احسنتم احسنتم لأنفسکم و ان اسأتم فلها) (۸۹) . عمل مخصوص عامل است و عامل در رهن عمل است و این اختصاص هم وجودى است؛ قهراً سیر انسان سالک،در عقیده و خُلق و عمل از حیطه هستى او بیرون نیست، و راه عین رونده است.<br />
از طرفى خداوند دین را صراط مستقیم معرّفى کرده است: (قل انّنى هدانى ربّى إلى‏ صراطٍ مستقیم دیناً قیّماً ملّة ابراهیم حنیفاً) (۹۰) ، ولى پیمودن این صراط مستقیم مستلزم این است که انسان به اصول اعتقادى آن معتقد و به فضایل اخلاقى آن متخّلق شود و به احکام آن عمل کند. پس صراط مستقیم چیزى جدا از حیطه نفس انسان نخواهد بود. قهراً انبیا که حقایق اعتقادى و اخلاقى و عملى را به خوبى شناخته و به آن معتقد و متخلّق و به آنها عامل بودند، «اصحابُ الصّراط» هستند.<br />
عیساى مسیح از برجسته‏ترین چهره‏هایى است که این راه را طى کرده و به مقام قرب نایل شده است و خداى سبحان قرب او را تأیید کرده است: (اسمه المسیح عیسى ابن مریم وجیهاً فى الدّنیا والاخرة من المقرّبین) (۹۱) .<br />
پیمودن این راه محال نیست، از این رو به همه مؤمنان تعلیم داده شد که در نماز از خداوند مسئلت کنند که آنان را به راه راست که راه نعمت داده شدگان است هدایت کند: (اهدنا الصراط الذین أنعمت علیهم)، و نعمت داده شدگان نیز در قرآن، پیامبران، صدّیقیان، شاهدان و صالحان معرفى شده‏اند: (الذین أنعم اللّه علیهم من النبیین والصدّیقین والشهداء والصالحین) (۹۲) . بر این اساس است که هم یک زن عادى در سایه تهذیب و تربیت مى‏تواند «فضّه» شده، در برخى از فضایل اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) که در سوره «هل أتى‏» آمده سهیم شود، و هم یک مرد عادى در سایه تهذیب و تزکیه مى‏تواند «سلمان» شده، به مقام «سلمان منّا أهل البیت» (۹۳) نایل گردد. بنابراین خداى سبحان سیره انبیا را بازگو مى‏کند تا دیگران با تأسى به آنان، اصحاب صراط مستقیم و اصحاب الجنّة شوند.<br />
ادامه دارد &#8230;&#8230;..</p>
<p style="text-align: justify;">پی نوشت:</p>
<p style="text-align: justify;">(۱) سوره نساء، آیه .۴۱<br />
(۲) سوره نساء، آیه .۱۵۹<br />
(۳) سوره آل عمران، آیه .۴۵<br />
(۴) سوره واقعه، آیات .۸۹-۸۸<br />
(۵) سوره مطففین، آیات ۲۱-۱۸<br />
(۶) سوره مطففین، آیات ۱۰-۷<br />
(۷) مفاتیح الجنان، دعاى کمیل.<br />
(۸) سوره مائده، آیه ۱۱۷<br />
(۹) سوره صف، آیه ۶<br />
(۱۰) سوره توبه، آیه ۱۰۵<br />
(۱۱) سوره حشر، آیه ۱۹<br />
(۱۲) سوره زخرف، آیه ۸۶<br />
(۱۳) سوره بقره، آیه ۲۵۵<br />
(۱۴) سوره انبیاء، آیه ۲۸<br />
(۱۵) سوره زمر، آیه ۷<br />
(۱۶) سوره صف، آیه ۶<br />
(۱۷) بحا، ج‏.۳۹ ص‏ ۲۱۳<br />
(۱۸) سوره اعراف، آیه ۱۵۷<br />
(۱۹) سوره فتح، آیه ۲۹<br />
(۲۰) سوره آل عمران، آیه ۴۲<br />
(۲۱) سوره آل عمران، آیه ۵۵<br />
(۲۲) سوره آل عمران، آیه ۵۵<br />
(۲۳) همان.<br />
(۲۴) سوره سجده، آیه ۱۰<br />
(۲۵) سوره سجده، آیه ۱۱<br />
(۲۶) سوره انعام، آیه ۶۰<br />
(۲۷) سوره زمر، آیه ۴۲<br />
(۲۸) سوره انبیاء، آیه ۳۵<br />
(۲۹) سوره انبیاء، آیه ۳۴<br />
(۳۰) سوره مریم، آیه ۳۳<br />
(۳۱) سوره نساء، آیه ۱۵۹<br />
(۳۲) المیزان، ج‏۳، ص‏ ۲۳۹<br />
(۳۳) سوره زمر، آیه ۴۲<br />
(۳۴) سوره آل عمران، آیه ۵۵<br />
(۳۵) سوره مریم، آیه ۵۷<br />
(۳۶) سوره حدید، آیه ۴<br />
(۳۷) سوره فصلت، آیه ۴۴<br />
(۳۸) من لا یحضر، ج‏۱، ص‏ ۲۰۶<br />
(۳۹) سوره غافر، آیه ۱۵<br />
(۴۰) سوره مجادله، آیه ۱۱<br />
(۴۱) سوره مریم، آیه ۵۷<br />
(۴۲) سوره آل عمران، آیه ۵۵<br />
(۴۳) سوره مریم، آیات ۳۲-۳۱<br />
(۴۴) سوره مریم، آیه ۳۴<br />
(۴۵) سوره مریم، آیه ۲۸<br />
(۴۶) سوره مریم، آیه ۲۹<br />
(۴۷) سوره مریم، آیات ۳۱-۳۰<br />
(۴۸) سوره بقره، آیه ۱۰<br />
(۴۹) سوره نحل، آیه ۷۶<br />
(۵۰) سوره لقمان، آیه ۲۰<br />
(۵۱) سوره مریم، آیه ۳۱<br />
(۵۲) سوره مریم، آیه ۳۲<br />
(۵۳) همان.<br />
(۵۴) سوره مریم، آیه ۳۳<br />
(۵۵) نهج البلاغه، خطبه ۱۸۳<br />
(۵۶) نورالثقلین، ج‏۳، ص‏ ۳۲۷<br />
(۵۷) سوره آل عمران، آیه ۵۲<br />
(۵۸) سوره مریم، آیه ۱۵<br />
(۵۹) سوره صافات، آیه ۷۹<br />
(۶۰) سوره صافات، ایه ۸۴<br />
(۶۱) سوره آل عمران، آیه ۴۹<br />
(۶۲) سوره انفال، آیه ۱۷<br />
(۶۳) سوره فتح، آیه ۴<br />
(۶۴) سوره آل عمران، آیه ۴۲<br />
(۶۵) سوره آل عمران، آیه ۴۳<br />
(۶۶) سوره حجر، آیه ۹۹<br />
(۶۷) سوره فصلت، آیه ۳۰<br />
(۶۸) سوره شعراء، آیات ۲۲۲-۲۲۱<br />
(۶۹) سوره توبه، آیه ۴۵<br />
(۷۰) سوره فاطر، آیه ۱<br />
(۷۱) سوره مریم، آیات ۱۷-۱۶<br />
(۷۲) سوره مزمل، آیات ۷-۶<br />
(۷۳) سوره مؤمنون، آیه ۵۰<br />
(۷۴) سوره مریم، آیه ۱۷<br />
(۷۵) سوره مریم، آیه ۱۸<br />
(۷۶) سوره مریم، آیات ۲۱-۱۹<br />
(۷۷) سوره مریم، آیات ۹-۸<br />
(۷۸) سوره مائده، آیه ۱۱۰<br />
(۷۹) سوره طه، آیه ۵۵<br />
(۸۰) سوره مائده، آیه ۱۱۰<br />
(۸۱) تفسیر برهان، ج.۱ ص ۵۱۰<br />
(۸۲) سوره بقره، آیه ۲۶۰<br />
(۸۳) سوره آل عمران، آیه ۵۲<br />
(۸۴) سوره آل عمران، آیه ۵۴<br />
(۸۵) سوره مائده، آیه ۱۱۱<br />
(۸۶) سوره صف، آیه ۱۴<br />
(۸۷) سوره نجم، آیه ۳۹<br />
(۸۸) سوره إسراء، آیه ۷<br />
(۸۹) سوره انعام، آیه ۱۶۱<br />
(۹۰) سوره آل عمران، آیه ۴۵<br />
(۹۱) سوره نساء، آیه ۶۹<br />
(۹۲) بحار، ج.۲۲ ص ۳۲۶<br />
(۹۳) سوره آل عمران، آیه ۴۲</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #800000;"><strong>برگرفته از :سیره پیامبران در قرآن، به قلم آیة الله جوادى آملى</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #800000;"><strong>ادامه این مطلب را می خوانیم :<br />
</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;"><strong>برخى از ویژگیهاى حضرت مریم</strong></p>
<p style="text-align: justify;">تنها بانویى که در قرآن کریم به نام خاص او تصریح شده و با کمال تجلیل از وى سخن به میان آمده است، حضرت مریم (علیها السلام) است: (واذ قالت الملائکة یا مریم انّ اللّه اصطفیک و طهّرک واصطفیک على نساء العالمین) (۱) . اولین نکته شایان ذکر درباره آیه مزبور آن است که اصطفاى اوّل چون بدون حرف جرّ استعمال شده، اِصطفاى نفسى است و اصطفاى دوم که با «على‏» استعمال شده، اِصطفاى قیاسى است. بنابراین (انّ اللّه اصطفیک) یعنى تو صفوه و برگزیده و مختار و برچیده شده خدایى، و (واصطفیک على‏ نساء العالمین) یعنى نه تنها تو صفوه و برجسته‏اى، بلکه بر همه زنان عالم برترى، و چون کلمه (على نساء العالمین) مطلق است، نمى‏توان گفت که مریم (علیها السلام) نسبت به زنهاى عصر خود مصطفى و برجسته بود. اطلاق آیه آن است که نسبت به همه زنان جهان برجستگى دارد، لیکن در زمینه خاص، یعنى از این جهت در بین زنان عالم مورد اصطفاى خاص است که بتواند بدون داشتن همسر، مادر شود.<br />
نکته دیگر آن که فرق بین اِذهابِ رجس و تطهیر آمده: (إنّما یریداللّه لیُذهِب عنکم الرجس اهل البیت ویطهّرکم تطهیراً) (۲) آن است که اذهاب رجس ناظر به ازاله اصل پلیدى است و تطهیر از بین بردن آثار آن مى‏باشد، از این رو این گونه تطهیر همراه با عصمت نیز هست.<br />
پس تطهیر همیشه بعد از اذهاب خواهد بود، گرچه اذهاب رجس ممکن است با تطهیر آن همراه نباشد، امّا درباره مریم (علیهاالسلام) سخن از تطهیر است. خداوند او را از هر آلودگى دور داشت و مطّهر و طاهره کرد، از این رو مى‏تواند مادر انسان کاملى چون مسیح شود.<br />
سوّمین نکته آن که، کسانى که کلام ملائکه را بشنوند و تردید نکنند که این کلام ملائکه است، مُحَدّثند و به تصریح بعضى از روایات، حضرت صدّیقه طاهره، فاطمه زهرا (علیها السلام) مُحَدّثه‏ (۳) بود، چنانکه از آیه مزبور به خوبى برمى آید که مریم (علیها السلام) هم مُحَدّثه است.<br />
بین رسول، نبى، امام و مُحَدّث فرق است. ممکن است کسى رسول، نبى و امام نباشد ولى مُحَدّث یا مُحَدّثه باشد. چنانکه بین مُحَدّثات نیز تفاوت فراوان است؛ تا آن کلام چه باشد و آن فرشته‏اى که متکلّم است کدامین فرشته باشد. بنابراین قرآن کریم اصل این که یک زن مى‏تواند کلام فرشتگان را بشنود و مُحَدّثه باشد را تأیید کرده است.<br />
در هیچ یک از کلمات انسانى نه مذکّر بودن شرط است و نه مؤنث بودن مانِع، زیرا کمال از آن روح است و روح که مجّرد است و جرم و ماده ندارد، نه مرد است و نه زن. بنابراین زنان با مردان در امکان نیل به همه کمالات، یکسانند. البته کمالات اجرایى نظیر نبوت و رسالت را قرآن استثنا کرده است: (ما ارسلنا من قبلک الاّ رجالاّ نوحى الیهم) (۴) . رسالت و نبوت، کارى اجرایى و مخصوص مردان است امّا ولایت که یک کمال روحى بین خداى سبحان و بین انسان اختصاصى به مرد نداشته، زن و مرد هر دو در آن سهیمند، و محدّث بودن نیز چنین است.<br />
نکته دیگر آن که با توجه به آیه (یا مریم اقنتى لرّبک واسبجدى و ارکعى مع الرّاکعین) (۵) که پس از آیه مزبور آمده است، شاید بتوان گفت: آن برجستگیهاى سه گانه، یعنى برگزیدگى، مطهّره بودن و برترى بر زنان عالم، محصول این بندگیهاى سه گانه باشد.<br />
بنابراین خداى سبحان به حضرت مریم مى‏فرماید: اگر مى‏خواهى این فضایل مستدام بماند علل و اسباب آن را استمرار ببخش؛ از پروردگارت اطاعت کن و سجده کن و با نمازگزاران نماز بخوان.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>حضرت مسیح، کلمة اللّه</strong></p>
<p style="text-align: justify;">فرشتگان این پیام را به مریم (علیها السلام) رساندند که خداوند تو را به کلمه خود بشارت مى‏دهد؛ کلمه‏اى که اسم او مسیح، عیسى بن مریم است، و در دنیا و آخرت وجیه و آبرومند بوده، از مقرّبان است. در دوران نوزادى سخن مى‏گوید و از صالحان است: (اذ قالت الملائکة یا مریم انّ اللّه یبشّرک بکلمةٍ منه اسمه المسیح عیسى ابن مریم وجیهاً فى الدّنیا والاخرة ومن المقرّبین* ویکلّم النّاس فى المهد وکهلاً ومن الصّالحین) (۶) . در این بشارت اوصاف برجسته حضرت مسیح (علیه السلام) تبیین شده است، از جمله این که او «کلمه»اى است از سوى خدا.<br />
قرآن کریم همه موجودات را «کلمات» الهى مى‏داند. راز آن این است که چیزى که اسرار نهانى و درون را آشکار کند و خبر از درون بدهد کلمه است. الفاظ را هم بدان جهت کلمات مى‏گویند که فاش کننده راز درونند، یعنى معانى پوشیده به وسیله این روزنه‏ها بیان مى‏شود و چون همه موجودات عالمِ شهادت آیات و راز گوى جهان غیبند پس کلمات غیبند. خداى سبحان هم از همه موجودات به کلمات یاد مى‏کند: (قل لو کان البحر مداداً لکلمات ربّى لنفد البحر قبل ان تنفد کلمات ربّى ولو جئنا بمثّله مدداً) (۷) ؛ اگر دریا مرکب بشود و بخواهد کلمات الهى را بنویسد، دریا پایان مى‏پذیرد ولى کلمات الهى تمام نخواهد شد.<br />
خداى سبحان از باب تشبیه معقول به محسوس بسیارى از مسایل را با تمثیل، بیان کرده، مى‏فرماید: (وتلک الامثال نضربها وما یعقلها الاّ العالمون) (۸) ؛ اگر دریا براى نوشتن کلمات الهى مرکب شود دریا تمام مى‏شود اما کلمات الهى تمام شدنى نیست، زیرا هر قطره از آب دریا، شنا مى‏کند، ساحل دریا، عمق دریا، مَصّب دریا و رودخانه‏هاى که به دریا مى‏ریزد همه و همه کلمات اللّه است. از این رو در آیه دیگر مى‏فرماید: (والبحر یمدّه من بعده سبعة أبحر) (۹) ؛ اگر دریاهاى هفتگانه نیز به دریاى اول افزوده شود تا کلمات الهى را بنویسند کلمات الهى تمام نمى‏شود، زیرا این اجرامْ محدود، ولى ارادات الهى نامحدود است. کلمات الهى به ارادات الهى است و اراده‏هاى وى به آن اراده ازلى متکى است که نامحدود است. هرگز امرى محدود توان نوشتن ارقامى نامحدود را نخواهد داشت.<br />
پس کلمات الهى عبارت از موجودات جهان عینى است که آن غیب را نشان مى‏دهد و هر کدام که آن غیب را بهتر نشان داد کلمه تامّه خواهد بود. از این رو از ائمه معصومین (علیهم السلام) روایات شده است: «نحن الکلمات» (۱۰) : سراسر عالم کلمه حقند امّا ما کلمه تامه‏ایم، اگر دیگران گوشه‏اى از جهان غیب را به شما نشان مى‏دهند ما بسیارى از اسرار غیب را مى‏شناسیم و شما را از آن باخبر مى‏کنیم. بنابراین انبیا و اولیاى الهى کلماتند. البته در برابر کلام نیست، بلکه منظور از آن سخن است، و سخن خدا، نشانه خداست. عیسى (علیه السلام)، چنانکه اسم او اسمى از اسماى حسناى خداوند است. عیساى مسیح کلمه حقى است که از خداوند نشئت گرفته، در جهان امکان تنزّل و ظهور کرده و تجلّى یافته است: «الحمدللّه المتجلّی لخلقه بخلقه» (۱۱) . اگر معناى تجلى و ظهور براى انسانها حل مى‏شد دیگر هیچ ترسا و مسیحى تن به ذلت تثلیث نمى‏داد، تا قرآن بگوید: (لقد کفر الذین قالوا انّ اللّه ثالث ثلثة) (۱۲) .<br />
مسیح، آیت خداست و آیه و صاحب آیه را نباید در عرض هم قرار داد چنانکه کلمه با متکلّم در عرض هم نیست. روح قدسى و عیساى مسیح هر دو آیتند و خداى سبحان عیساى مسیح را با روح قدسى مُؤیّد و متنّعم کرده است: (یا عیسى ابن مریم اذکر نعمتى علیک و على‏ والدتک اذ ایّدتک بروح القدس) (۱۳) . چنانکه حضرت مسیح و مریم (علیهما السلام) را معجزه جهانى شمرده، هر دو را یک آیه مى‏داند: (وجعلنا ابن مریم و أُمّه آیة) (۱۴) .<br />
غرض آن که حضرت مسیح هم سخن خدا را به مردم رساند چون پیامبر الهى بود و هم با اعجاز در گهواره سخن گفت وهم سخن خاص و کلمه مخصوص خدا بود.<br />
قرآن کریم تأکید مى‏کند که مسیح فرزند مریم است تا آن شبهه را برطرف کند وگرنه جز در مناسبتهایى خاص، پیامبرى را به پدرش نیز نسبت نمى‏دهد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>توبیخ قائلان به تثلیث</strong></p>
<p style="text-align: justify;">خداى سبحان براى توبیخ قائلان به تثلیث که پندارى کفر آلود و گونه‏اى از شرک و در ردیف وثنیت و ثنویت است: (لقد کفر الذّین قالوا انّ اللّه ثالث ثلثة) (۱۵) ، (لقد کفر الذین قالوا إن اللّه هو المسیح ابن مریم) (۱۶) ، به عیساى مسیح مى‏فرماید: آیا تو به مردم گفته‏اى که من و مادرم را به عنوان «اله» برگزینید و ما را شریک خداییم؟: (اذ قال اللّه یا عیسى ابن مریم انت للناس اتخذونى و امّى الهین من دون اللّه) (۱۷) . مسیح عرض مى‏کند: از شریک منزّهى زیرا شرکت نشانه نقص است و موجودى که قدیر و علیم محض است کمبود و جهلى ندارد تا دیگرى آن را برطرف کند. براى من نسزد آنچه را که حق ندارم و ناحق بوده و شایسته آن نیستم بگویم. زیرا اگر گفته بودم تومى دانستى، چون آنچه را من مى‏دانم تو نیز مى‏دانى اما آنچه را تو مى‏دانى من نمى‏دانم، زیرا من محاط، مقیّد و عبدم، و تو محیط، مطلق و مولا، و ممکن نیست عبد به کنه علم مولا احاطه داشته باشد. آنچه را غیب است تو مى‏دانى: (سبحانک مایکون لى أن أقول ما لیس لى بحق إن کنت قلته فقد علمته تعلم ما فى نفسى ولا أعلم ما فى نفسک إنّک أنت علاّم الغیوب) (۱۸) .<br />
علم با غیب سازگار نیست، زیرا علم به معناى شهود و غیب به معناى غفلت و عدم شهود است. تقسیم عالَم به غیب و شهادت یک تقسیم نسبى و قیاسى است. امّا نسبت به خداى سبحان که سنجیده شود همه جهان مشهود اوست، البته اشیاء چند قسمند بعضى از امور اصلاً با حواس درک نمى‏شوند، مانند مجردات عالیه. بعضى از امور نیز جزو مجرّدات عالیه نیستند و با حواس درک مى‏شوند اما محجوبند، مانند آنچه پشت دیوار است و یا آنچه به زمان و تاریخ محجوب است، نظیر حوادثى که در قرون گذشته بوده و یا در اعصار آینده خواهد آمد، که گرچه مى‏توان آن را با حواس درک کرد امّا چون اکنون وجود ندارد غایب است. غرض آن که همه اشیا مشهود خداست، خواه غیبى که اصلاً با حسّ ظاهر درک نمى‏شود و خواه غیبى که گرچه با حسّ درک مى‏شود امّا محجوب به زمان و زمین است.<br />
آنگاه عرض کرد: من چیزى به امت خویش نگفتم مگر این که پیام تو را رساندم؛ کار من ایفاى رسالت بود:(ما قلت لهم الّا ما امرتنى به) (۱۹) .<br />
در همان بشارتى که فرشتگان درباره حضرت مسیح به مریم(علیهما السلام) دادند آمده بود که عیساى مسیح کسى است که مردم را به صراط مستقیم دعوت مى‏کند: (إن اللّه ربّى و ربّکم فاعبدوه هذا صراط مستقیم) (۲۰) . پیام او این است که من و شما مربوبیم و خدا رب ماست. رب ما همان رب العالمین است و صراط مستقیم، تنها اتخاذ ربوبیت خداست، و چون خدا رب است و احدى حق ربوبیت ندارد، پس عبودیتِ محض وظیفه ماست و ربوبیت مطلق از آن خداست. چنانکه سخن آن حضرت در گهواره نیز این بود که: (إنّى عبداللّه) (۲۱) .<br />
بنابراین اساس پیام مسیح(علیه‏السلام) در گهواره و در متن جامعه و قیامت، توحید ربوبى است.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>نکاتى درباره سیره حضرت مسیح</strong></p>
<p style="text-align: justify;">یکم: نام بعضى از انبیا به وسیله فرشتگان الهى که بدون دستور خدا سخن نمى‏گویند معین شد، مانند حضرت عیسى: (انّ اللّه یبشّرک بکلمة من اسمه المسیح عیسى ابن مریم) (۲۲) و حضرت یحیى:(یا زکریا انّا نبشّرک بغلام اسمه یحیى لم نجعل له من قبل سمیّا) (۲۳) . البته تفاوت عیسى و یحیى (علیهما السلام) این است که درباره یحیى(علیه‏السلام) تصریح به عدم سابقه این نام شد، ولى درباره عیسى (علیه‏السلام) چنین بیانى وارد نشد.<br />
نامى که با وحى تعیین شود از خصوصیتى برخوردار است که دیگر نامها فاقد آن است، از این رو در سوره انسان ضمن بیان برخى از اوصاف چشمه خاصى در بهشت آمده است: (عیناً فیها تسمّى سلسبیلاً) (۲۴) ، زیرا آب آن چشمه گوارا، روان و با سَلاسَت در گلو فرو مى‏رود و آمیزش زنجیل و امتزاج با آن که در سوره مزبور (۲۵) یاد شد اثر سوئى ندارد.<br />
دوم: حضرت مسیح(علیه‏السلام) از فیض مضاعف برخوردار بود از این رو هیچ گونه هراسى از او نقل نشد، بر خلاف آنچه از حضرت کلیم(علیه‏السلام) آمده است، گرچه صحنه‏هاى اعجازآمیز این دو پیامبر با هم متفاوت بود.<br />
دلیل تراکم فیض حضرت مسیح این است که هم اصل هستى او (کان تامه) با روح الهى تأمین شد، چنانکه از آیه (فارسلنا الیها روحنا فتمثّل لها بشراً سوّیاً) (۲۶) چنین بر مى‏آید، و نیز از آیه (والتى احصنت فرجها فنفخنا فیها من روحنا) (۲۷) استنباط مى‏شود و هم کمال زاید بر اصل هستى وى (کان ناقصه) با روح الهى تأیید شد، چنانکه از آیه (وایدّناه بروح القدس) (۲۸) استفاده مى‏شود، و این فیض نعمت خاصّى است که خداوند آن حضرت را به تذکر و قدرشناسى از آن هدایت مى‏کند: (اذکر نعمتى علیک وعلى والدتک اذ ایدّتک بروح القدس) (۲۹) .<br />
خاصیت روح قدسى نزاهت از هر نقص، و قداست از هر عیبى است که در انسانهاى دیگر پدید مى‏آید. از آیه۲۵۳ سوره بقره چنین برمى‏آید که روح قدسى، غیر از بیّناتى است که همه مرسلین واجد آنند و عیسى هم از آنها برخوردار بود. پس حضرت مسیح (علیه السلام) خصوصیتى دارد که بسیارى از انبیا ندارند.<br />
سوم: همان طور که حیات هر موجود با افاضه روح مربوط به آن موجودِ زنده تأمین مى‏شود و مبدأ افاضه حیات باید توان احیا را داشته باشد و قدرت فقط در اختیار خداست، هرگاه خداوند شأنى از شئون حیات بخش خود را در موجود کاملى اظهار کند آن موجود مى‏تواند خلیفه خدا در اِحیا باشد و خداوند با افاضه روح مضاعف، شأن اعطاى حیات را به حضرت مسیح (علیه السلام) مرحمت فرمود، از این رو همان طور که خداوند با نفخ الهى، موجودى را حیات داده و انسان را زنده مى‏کند، حضرت عیسى (علیه السلام) نیز با نفخ عیسوى که مظهر نفخ الهى است حیات را به پرنده مى‏داده و مرده را زنده مى‏کرده است و از این جا سرّ تعبیر به نفخ در هنگام احیاى پرنده روشن خواهد شد، زیرا خود مسیح (علیه السلام) نفخ ممثّل است.<br />
چهارم: آنچه از تفسیر عارف نامدار ابن عربى برمى‏آید این است که مسیح، کسى را مى‏گویند که زمین محیط زیست خود را بپیماید و اطراف آن را سیاحت و گذر و نظر کند تا آثار پروردگار خود را ببیند (۳۰) . این در صورتى است که «فعیل» به معناى «فاعل» باشد، ولى اگر به معناى مفعول بود ماسحِ آن، فیض خاص الهى است که حضرت عیسى (علیه السلام) در این حال ممسوح آن لطف مخصوص مى‏گردد، چنانکه درباره حضرت على بن ابیطالب (علیه السلام) گفته شد که آن حضرت ممسوس در حق تعالى است‏ (۳۱) .<br />
پنجم: گرچه هر کدام از مسیح و مریم (علیهما السلام) واجد کمال انسانى بوده، داراى مقام ولایتند، لیکن به لحاظ دیگر هر دوى آنها یک آیت بشمار مى‏آیند، چنانکه از آیه: (وجعلنا ابن مریم وامّه ایةً) (۳۲) استفاده مى‏شود. بنابراین کمال هر کدام را مى‏توان به حساب دیگرى محسوب داشت. بر این اساس تکلم با خدا و شنیدن وحى خدا در همه انبیا بوده است، لیکن شنیدن کلمه «کن» و مشاهده «مُکَوّن» به صورت روشن در سیره همه آنان نیامده است. اما هنگامى که مریم به خدا عرض کرد: چگونه بدون تماس بشر مادر مى‏شوم و فرزند پیدا مى‏کنم، خداوند فرمود: هنگامى که قضا حاصل شد کار به صورت «کن فیکون» پدید مى‏آید.<br />
از این محاضره استنباط مى‏شود که همه علل و اسباب پیدایش حضرت مسیح (علیه السلام) که جنبه وساطت داشته و در عین حال حجابِ آن سبب حقیقى را در پشت پرده حجابهاى نظام علّى و معلولى مشاهده کرد و فرمان ایجادى ذات اقدس خداوندى را شنید. البته انسانهاى عادى بر اثر مشاهده علل و اسباب عادى، از شهود سبب حقیقى عافلند و انسانهاى فانى در توحید بر اثر شُهود سبب واقعى از مشاهده علل و اسباب عادى محجوبند و انسان کامل واصل که فانى در فنا و باقى به بقاى الهى است هیچ گونه حجابى براى او نیست. نه شهود حق حجاب مشاهده خلق است و نه مشاهده خلق مایه حجاب حق، بلکه همه اسباب و علل را مى‏نگرد و مُسّبب اسباب را نیز مشاهده مى‏کند و همه آنها را شئون ایجادى وى مى‏بیند.<br />
ششم: همان طور که پیدایش حضرت عیسى از روح مضاعف، تأثیر اِحیاى موتى‏ را به نفع عیسوى داد، از این رو دمیدن وى مایه حیات بَدْئى یا عَودى مى‏شد، پیدایش آن حضرت بدون پدر و بدون شهوت طبیعى نیز، مایه نزاهت وى از مسایل غریزى شده، بدون همسر به صر مى‏بُرد و اگر یحیى (علیه السلام) حَصُور شد و در باره وى هم چنین نقل کرده‏اند که بدون همسر زندگى را به پایان برد، براى این بود که در مکتب مسیح رشد کرد و از دین او حمایت و از کتاب وى پیروى مى‏کرد، زیرا حضرت مسیح (علیه السلام) از انبیاى اولوالعزم بوده و حضرت یحیى (علیه السلام) را زیر پوشش رسالت جامع خود داشت.<br />
هفتم: عارف نامور، جناب ابن عربى، حَوارى را به جامع بین برهان و شمشیر براى یارى دین معنا کرد و فرمود: حوارى از علم و حجت و از شمشیر و مقاومت و شجاعت و اقدام و تحدّى براى صحت دین و شرع برخوردار است‏ (۳۳) . در تأیید این مطلب مى‏توان از آیه۱۴ سوره صف که شرح آن در متن تفسیر موضوعى آمده است کمک گرفت.<br />
هشتم: حضرت مسیح (علیه السلام) مظهر بسیارى از نامهاى مبارک الهى بود که به استناد آن مظهریّتها کارهاى خارق عادت فراوان مى‏کرد؛ چون مظهر «خالق» بود پرنده مى‏آفرید به اذن خدا؛ چون مظهر «شافى» بود اکمَه و اَبرصَ را درمان مى‏کرد به اذن خدا؛ چون مظهر «عالم الغیب» بود از ذخیره‏هاى منازل خبر مى‏داد به اذن خدا؛ چون مظهر «مُحیى» بود مرده‏ها را زنده مى‏کرد به اذن خدا و&#8230;، لیکن هیچ یک از کمالهاى وجودى و مظهریتهاى الهى مایه استکبار، استنکاف و مانند آن نشد، بلکه چونان انبیاى الهى دیگر بنده خاضع، خاشع و متذلل خداوند بود. قرآن کریم مى‏فرماید: (لن یستنکف المسیح ان یکون عبداً للّه ولا الملائکة المقّربون) (۳۴) چنانکه از زبان خود آن حضرت نقل مى‏کند: «ماقلت لهم الاّ ما امرتنى به ان اعبدوا اللّه ربّى و ربکم) (۳۵) . و همچنین خود را از شرک قائلان به تثلیث و مانند آن تبرئه کرده، خداوند را از هرگونه شریک داشتن تنزیه مى‏کند.<br />
نهم: لطافت هستى مسیح (علیه السلام) و اختصاص آن حضرت به وصف ممتاز «روح اللّه» را مى‏توان از آیه (انّ مثل عیسى عنداللّه کمثل ادم خلقه من تراب ثم قال له کن فیکون) (۳۶) ، و مانند آن استنباط کرد و مستفاد از این آیه آن است که عیسى و آدم شبیه همند و محور تشابه فقط جنبه (کن فیکون) است نه اعم از آن، چون آدم (علیه السلام) جنبه خاکى دارد که مخصوص خود اوست و در مسیح (علیه السلام) این جنبه ملحوظ نشد، زیرا در آیه مزبور ضمیر مفرد آورده شد نه تثنیه. یعنى خداوند فرمود: «خَلَقَهُ&#8230;» و نفرمود: خَلَقَهما من تراب، و ظاهر ضمیر مزبور رجوع به آدم است نه عیسى (علیهما السلام). بنابراین آنچه محور اصلى آفرینش حضرت مسیح را تشکیل مى‏دهد جنبه روح الهى است.<br />
دهم: روحانیت حضرت مسیح (علیه السلام) در نحوه آفرینش که با تمثل روح الهى و بدون تماس بشرى از مریم به دنیا آمد، و در پرستش حق که روزها به روزه مى‏گذراند و شبها را به نماز سپرى مى‏کرد، و در ظهور معجزاتى غیبى همانند خلقت پرنده و زنده کردن مرده‏ها و نظایر آن، زمینه اِلحاد جاهلان مُفْرط را فراهم کرده، قایل به الوهیت وى شدند و این پندار باطل درباره هیچ یک از انبیا و اولیا و صلحا پدید نیامد که گروهى از جاهلان مُفْرط تصریح به خدایى مسیح کرده و گفتند: خدا در او حلول کرده است: (لقد کفر الذین قالوا انّ اللّه هو المسیح ابن مریم&#8230;) (۳۷) ، جهل آنها حجاب دیدن میلاد او از مریم (علیها السلام) شد، با این که هنگام نامبردى وى، از او به «فرزند مریم» یاد مى‏کردند.<br />
البته گروهى که او را فرزند خدا مى‏پنداشتند، همانند عدّه‏اى از <a href="http://tarikhema.ir/words/%db%8c%d9%87%d9%88%d8%af%db%8c%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with یهودیان">یهودیان</a> که عُزَیْر را پسر خدا مى‏دانستند، به آن غلّو اِلحادى نرسیدند: (وقالت الیهود عزیر ابن اللّه وقالت النصارى المسیح ابن اللّه) (۳۸) .<br />
فرق بین قائلان به الوهیت مسیح (علیه السلام) و مشرکان این است که وَثَنیّون ضمن اعتقاد به خدا و اعتراف به خالقیت جهانى او، درباره ربوبیت شرک مى‏ورزیدند و بتها را شفیع خدا مى‏پنداشتند بدون آن که به الوهیت، یعنى به اللّه بودن آنها عقیده داشته باشند. البته آلهه به معناى بتهایى که به گمان آنها در تدبیر، موضع مهمى داشتند، مورد اعتقاد آنان بود، ولى هرگز بت را «اللّه» نمى‏دانستند گرچه «اِله» مى‏پنداشتند، ولى ترسایان مُفْرِ، حضرت مسیح (علیه السلام) را «اللّه» مى‏پنداشتند و شاید همین تفاوت باعث شد که در قرآن راجع به قائلان به الوهیت مسیح تعبیر به کافر شد و تعبیر به مشرک نشد گرچه در دوزخ باهمند: «من دان بالصلیب لحق بأهل القلیب» (۳۹ .<br />
یازدهم: همان طور که پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله) مأمور بود همه شئون زندگى و مرگ خود را براى خدا بداند و به آن سمت حرکت کند: (قل ان صلاتى ونسکى ومحیاى ومماتى للّه رب العالمین) (۴۰) ، حضرت مسیح (علیه السلام) نیز چنین بود، البته به حفظ تفاوت بین مسیح (علیه السلام) و حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه واله). از این رو همه حرکتهاى آن حضرت براى خداوند بوده، هرگز بدون اذن خدا کارى نمى‏کرد و چون همه شئون آن حضرت به اذن خدا بود، قهراً صبغه عبادى خواهد داشت، درنتیجه زندگى و مرگ او براى خداست.<br />
از این رهگذر مى‏توان چنین استنباط کرد که نه تنها طَیَران پرنده‏هاى عیسوى به اذن خدا بود، بلکه اصل تفخ و دمیدن هم به اذن خدا بود، از این رو با کمک آیه (واذ تخلق من الطین کهیئة الطیر بإذنى فتنفح فیهإ؛ّّ فتکون طیراً بإذنى&#8230;) (۴۱) مى‏توان از آیه (انّى اخلق لکم من الطین کهیئة الطیر فانفح فیه فیکون طیراً بإذن اللّه&#8230;) (۴۲) استنباط کرد که قید (باذن اللّه) به همه مطالب قبلى بر مى‏گردد. یعنى اصل خلقت صورت طیر و هیئت آن مخلوق به صورت طایر به اذن خدا بوده است. از این جا مى‏توان استظهار کرد که اصلاً طَیْرى که مخلوق شد طایر حقیقى بود نه صورى، گرچه کلمه (کهیئة الطیر) موهم آن است، زیرا با کلمه (فیکون طیراً بإذن اللّه) مى‏توان هر گونه توهمى را برطرف ساخت و ثانیاً بسیار فرق است بین صورتگرى <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%ac%d8%b3%d9%85%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مجسمه">مجسمه</a> پردازان که در بعضى از نصوص با نهى و تهدید به عذاب یاد شد و بین آفرینش راستین عیسوى که عبادت، معجزت و کرامت بوده است.<br />
دوازدهم: گرچه همه نعمتها از آنِ خداست: (ومابکم من نعمةٍ اللّه) (۴۳) و در قبال هر نعمتى شکرى لازم است و شکرگزارى نکردن زمینه زوال آن را فراهم مى‏کند، لیکن اگر پدید آمدن نعمتى به درخواست و پیشنهاد فرد یا گروهى باشد شکرگزارى آن لازمتر و خطر زوال آن در صورت کفران، بیشتر خواهد بود. این معنا را مى‏توان از پیشنهاد نزول مائده و پاسخ خداوند به حضرت مسیح(علیه‏السلام) استنباط کرد. در سوره مائده درخواست حواریان و پیشنهاد آنان به صورت دعاى مسیح(علیه‏السلام) در ساحت قدس خداوندى بازگو شد (۴۴) و پاسخ خداوند در همین سوره با تهدید چنین است: (قال اللّه انىّ منزّلها علیکم فمن یکفر بعد منکم فإنّى اعذّبه عذاباً لا اعذّبه احداً من العالمین) (۴۵) . شاید سرّ این تهدید بلیغ آن است که حُرمت رسالت و پاس استجابت دعا و&#8230; ملحوظ نشد.<br />
سیزدهم: حضرت مسیح(علیه‏السلام) از تأیید به روح قدسى برخوردار بود (۴۶) و کسانى که از روح خاص الهى برخوردار باشند، هرگز با کسانى که با خداوند و پیامبرش به عناد و دشمنى برخیزند دوست نبوده و علاقمند نیستند (۴۷) . نتیجه آن که حضرت مسیح(علیه‏السلام) هرگز با کسانى که بر اثر گرایش به تثلیث و نیز پرستش آن حضرت و مادرش مریم راه شرک را پیش گرفته، بدترین دشمنى را با خداوند و رسول او اظهار کرده‏اند دوست نبوده، روش ناپسند آنها را امضا نمى‏کردند. از این رو در قیامت هنگامى که خداوند براى توبیخ ترسایان افراطى به حضرت مسیح(علیه‏السلام) مى‏فرماید: آیا تو به مردم گفتى که من و مادرم را به عنوان اِله و معبود اتخاذ کنید آن حضرت مى‏گوید: تو منزّه از نقص شرک هستى، مرا نمى‏رسید که ناحق سخن بگویم: (قال سبحانک ما یکون لى ان اقول ما لیس لى بحقٍ) (۴۸) .<br />
چهاردهم: آنچه در <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d9%84%db%8c%d8%b3%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کلیسا">کلیسا</a> و مراکز عبادى ترسایان بیش از هرچیز به چشم مى‏خورد هنر صورتگرى و تمثال سازى و <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%ac%d8%b3%d9%85%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مجسمه">مجسمه</a>‏پردازى است. راز این گرایش شدید به هنر تصویر را جناب محى الدین چنین ترسیم مى‏فرماید: چون پیدایش عیسى(علیه‏السلام) بر اساس تمثّل فرشته در صورت بشر بود از این جهت حسّ گرایش هنرى و تصویر، بر امت مسیح(علیه‏السلام) غالب آمده و در امتهاى دیگر چنین نیست. یعنى آنچه در تحقق پیامبرشان نقش داشت در پیروان آن پیامبر که همان ترسایانند سرایت کرده است‏ (۴۹) .<br />
البته اصل تصویر مثال و صنعت تمثال در امتهاى گذشته سابقه داشت، چنانکه حضرت ابراهیم(علیه‏السلام) به آزر و قوم خود مى‏گوید: (ما هذه التماثیل التى انتم لها عاکفون) (۵۰) و خداوند هنگام شمارش آثار هنرى و معمارى و صنعتى حکومت سلیمان (علیه‏السلام) مى‏فرماید: (یعملون له ما یشاء من محاریب و تماثیل و جفال کالجواب) (۵۱) . شاید منظور جناب ابن عربى همان باشد که در آغاز این نکته اشاره شد و آن شیوع هنر تصویر و تجسم و تمثیل در بین ترسایان و گرایش آنان به صفت صورتگى در مراکز عبادى است.<br />
پانزدهم: مریم(علیهاالسلام) با دریافت کلام پیک مُتَمَثّل الهى، به وعده خداوند مطمئن و به نزاهت خویش معتقد بود و آنچه در آیه (یا لیتنى متّ قبل هذا و کنت نسیاً منسیا) (۵۲) از آن حضرت نقل شد، به لحاظ تهمت <a href="http://tarikhema.ir/words/%db%8c%d9%87%d9%88%d8%af%db%8c%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with یهودیان">یهودیان</a> تندرو و تفریطى بود نه به لحاظ خود، و آنچه از آیه۳۴-۲۴ سوره مریم استنباط مى‏شود کرامت و اعجاز مسیح و مادرش بوده و شهادت مسیح به برائت مریم و معرفى حضرت مسیح به اوصاف کمالى وى و&#8230; مى‏باشد.<br />
نکته‏اى که بعضى از بزرگان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%d8%b1%d9%81%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عرفان">عرفان</a> گفته‏اند این است که براى طهارت مریم (علیهاالسلام) دو شاهد شهادت داده‏اند: یکى مسیح در گهواره، که شرح آن در متن تفسیر گذشت و دیگرى ثمر دادن درخت خرماى خشکیده، زیرا خرما بدون تلقیح نر و ماده میوه نمى‏دهد، ولى در این جا به صرف تکان دادن و اهتزاز آن بدون تماس با نرینه‏اى از جنس خود، به بار نشست و شهادت این درخت مشابه بارورى خود مریم بدون تماس مُذَکّر بود. (۵۳)<br />
در کلمات حضرت مسیح شواهد متعددى بر قداست مریم(علیهاالسلام) و طهارت مولد خودش وجود دارد، زیرا کسى که از نبوت و کتاب آسمانى برخوردار بوده، وجودش در همه شئون و حالات منشاء برکت است، هرگز از دامن آلوده به دنیا نمى‏آید. آن حضرت در خلال شمارش اوصاف خود گفت: (برّاً بوالدتى)، یعنى تنها کسى که از او به دنیا آمده‏ام مادر است و هیچ مردى پدر من نیست، برخلاف حضرت یحیى که خداوند درباره او فرمود: (و برّاً بوالدیه)، زیرا یحیى (علیه‏السلام) داراى پدر و مادر بود و چون <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%db%8c%d9%84%d8%a7%d8%af-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with میلاد مسیح">میلاد مسیح</a>(علیه‏السلام) با طهارت همراه بود مأمور شد از طرف خدا بگوید: (والسلام علّى یوم ولدت&#8230;)، زیرا عنصر ناپاک، میلاد سالم نخواهد داشت و هرگز به سلامت الهى به دنیا نمى‏آید.<br />
شانزدهم: شاید بتوان از کلمه (ویوم اموت) استشمام کرد که حضرت مسیح(علیه‏السلام) قصد تکذیب یهودیان مدّعى قتل او را داشت چون اگر وى را شهید کرده بودند، براساس فرهنگ قرآن که شهید را مرده نمى‏نامد، و آن حضرت مى‏فرمود: «ویَوْمَ اُقْتَلُ» و چون فرمود: «روزى که مى‏میرم»، معلوم مى‏شود که آن حضرت را شهید نکرده‏اند. البته قرآن کریم در این زمینه به صورت صریح قتل آن حضرت را نفى فرموده است.<br />
هفدهم: رَهْبَت از خداوند چون رَغْبَت به سوى او مرغوب بوده و آیاتى از قبیل: (انما هو إله واحد فإیّاى فارهبون) (۵۴) و (یدعوننا رغباً و رهباً) (۵۵) مُشوّق آن است که به فرد یا گروهى که از خلق منزوى شود و با حق ارتباط تام برقرار کند راهب مى‏گویند و کار او را رهبانیت مى‏شمارند.<br />
رَهّبانیت در اسلام به معناى انزواى از دنیا، نه از جامعه، ممدوح بوده و بهترین راه براى تحقق آن جهاد در راه خداست. گروهى از پیروان مسیح(علیه‏السلام) رَهْبانیّت را به طور ابتداع نه اتّباع پدید آورده‏اند و اندکى از آنان پاس آن را نگه داشتند و بسیارى از آنها حق رهبانیت مبتدعه را رعایت نکرده‏اند. رعایت کنندگان حریم رهبانیت مأجور شده‏اند و قرآن کریم اصل تأسیس مرام رهبانیت ترسایان را تحریم نکرده و از آن نکوهش ننمود، بلکه به طور ضمنى آن را تأیید و رعایت کنندگان حق آن را پاداش نیک داده است و این عمل خود نشانه اجتهاد ترسایان بنیانگذار مرام مزبور است.<br />
مطلب مهم در صحت تأسیس مرامى در محدوده یک مکتب لزوم رعایت اصولى است که به بعضى از آنها اشاره مى‏شود:<br />
-۱ مطابقت با خطوط جامع و کلى آن مکتب یا عدم مخالفت با آن.<br />
-۲ رجوع به منابع اصلى و محورهاى ریشه‏اى آن براى اطلاع به ورود نص خاص در این باره.<br />
-۳ عدم استناد خصوصیت مرام مزبور به صاحب مکتب بعد از آن که دلیل مخصوصى در این زمینه از وى نرسیده است.<br />
رهبانیّت ترسایان که اصل آن ابتداع بود نه اتّباع، واجد شرایط یاد شده بود، از این رو نکوهش نشد و رعایت کنندگان آداب آن بى‏پاداش نماندند.<br />
توجه به مطالب یاد شده توهم جواز اجتهاد در مقابل نصّ را از بین مى‏برد، زیرا چنین اجتهادى بدعت مذموم است نه ابتداع ممدوح، چون ورود نص از منبع آن مکتب، مجالى براى تأسیس مرام از طرف دیگران را نخواهد داد و از این جا معلوم مى‏شود معناى حدیث «من سنّ سنّةً حسنةً فله أجرها و أجر من عمل بها إلى‏ یوم القیامة من غیر أن ینقص من أجورهم شی‏ء» (۵۶) چیست؟ زیرا اگر اصل عمل حُسن فعلى نداشته باشد سنت حسنه نخواهد بود و یا اگر بنیانگذار آن قبل از فحص و رجوع به منابع اصلى مکتب به طرح آن اقدام کرده باشد و یا بعد از رجوع و اطلاع بر عدم منع و خصوصیت آن را با این که دلیل مخصوصى در این باره نیافت به صاحب مکتب اسناد بدهد حُسن فاعلى نداشته، از اَجر محروم است.<br />
بنابراین اجتهادِ مجاز آن است که درباره استنباط معارف و احکام از منابع دینى به کار رود، یا درباره ابتکار آداب و سنن با حفظ اصول یاد شده اعمال گردد، ولى اگر در مقابل نص بود یا قبل از رجوع به منابع دینى بود یا خود مجتهد را منبع دینى پنداشتن مایه چنین پایه شد هرگز ماذون نیست و برگزارى نماز نافله شبهاى ماه مبارک رمضان به جماعت، از قبیل اجتهاد مذموم و ابتداع مشئوم است نه اجتهاد محدود و ابتداع ممدوح، و از سنخ بدعت است نه سنّت، و آنچه در تفسیر عارف نامور جناب ابن عربى آمده است‏ (۵۷) اگر مدسوس نباشد مَطْمُوس و باطل است، گرچه احتمال دَسّ، در آن چونان سایر نوشتارهاى این بزرگ مرد <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%d8%b1%d9%81%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عرفان">عرفان</a> و شهود، قوى است و شواهد آن نیز کم نیست.<br />
سرّ ابتکار رهبانیت در بین ترسایان غلبه روحانیت حضرت مسیح(علیه‏السلام) بوده و سیره راهبانه آن حضرت زمینه را فراهم کرده است، لیکن همان طور که پیش از این اشاره شد بین انزواى از دنیا که ممدوح است و انزواى از جامعه انسانى و خدمت به خلق خدا که مذموم است فرق خواهد بود و حضرت عیسى (علیه‏السلام) در عین زندگى راهبانه و زاهدانه، مبارزه با کافران را در برنامه داشت و حواریان نیز به یارى او برخاستند و پیروز شدند، چنانکه آیه پایانى سوره «صف» شاهد بر آن است.</p>
<p style="text-align: justify;">پی نوشت:</p>
<p style="text-align: justify;">(۱) سوره احزاب، آیه ۳۳<br />
(۲) بحار، ج.۱۴ ص ۲۰۶<br />
(۳) سوره یوسف، آیه ۱۰۹<br />
(۴) سوره آل عمران، آیه ۴۳<br />
(۵) سوره آل عمران، آیات ۴۶-۴۵<br />
(۶) سوره کهف، آیه ۱۰۹<br />
(۷) سوره عنکبوت، آیه ۴۳<br />
(۸) سوره لقمان، آیه ۲۷<br />
(۹) بحار، ج.۴ ص.۱۵۱ تحف العقول، ص ۴۷۹<br />
(۱۰) نهج التلاغه، خطبه ۱۰۸<br />
(۱۱) سوره مائده، آیه ۷۳<br />
(۱۲) سوره مائده، آیه ۱۱۰<br />
(۱۳) سوره مؤمنون، آیه ۵۰<br />
(۱۴) سوره مائده، آیه ۷۳<br />
(۱۵) سوره مائده، آیات۱۷ و ۷۲<br />
(۱۶) سوره مائده، آیه ۱۱۶<br />
(۱۷) همان.<br />
(۱۸) سوره مائده، آیه ۱۱۷<br />
(۱۹) سوره مریم، آیه۳۶ و سوره آل عمران، آیه ۵۱<br />
(۲۰) سوره مریم، آیه ۳۰<br />
(۲۱) سوره آل عمران، آیه ۴۵<br />
(۲۲) سوره مریم، آیه ۷<br />
(۲۳) سوره انسان، آیه ۱۸<br />
(۲۴) سوره انسان، آیه ۱۷<br />
(۲۵) سوره مریم، آیه ۱۷<br />
(۲۶) سوره انبیاء، آیه ۹۱<br />
(۲۷) سوره بقره، آیات۸۷ و ۲۳۵<br />
(۲۸) سوره مائده، آیه ۱۱۰<br />
(۲۹) تفسیر ابن عربى، ج.۱ ص ۴۴۱<br />
(۳۰) بحار، ج،.۳۹ ص ۳۱۳<br />
(۳۱) سوره مؤمنون، آیه ۵۰<br />
(۳۲) تفسیر ابن عربى، ج.۱ ص ۴۴۲<br />
(۳۳) سوره نساء، آیه ۱۷۲<br />
(۳۴) سوره مائده، آیه ۱۱۷<br />
(۳۵) سوره آل عمران، آیه ۵۹<br />
(۳۶) سوره مائده، آیات۱۷ و ۷۲<br />
(۳۷) سوره توبه، آیه ۳۰<br />
(۳۸) تفسیر ابن عربى، ج.۲ ص ۱۳<br />
(۳۹) سوره انعام، آیه ۱۶۲<br />
(۴۰) سوره مائده، آیه ۱۱۰<br />
(۴۱) سوره آل عمران، آیه ۴۹<br />
(۴۲) سوره نحل، آیه ۵۳<br />
(۴۳) سوره مائده، آیات ۱۱۴-۱۱۲<br />
(۴۴) سوره مائده، آیه ۱۱۵<br />
(۴۵) سوره بقره، آیات۷۸ و ۲۵۳<br />
(۴۶) سوره مجادله، آیه ۲۲<br />
(۴۷) سوره مائده، آیه ۱۱۶<br />
(۴۸) تفسیر ابن عربى، ج‏۳، ص‏ ۴۴<br />
(۴۹) سوره انبیاء، آیه ۵۲<br />
(۵۰) سوره سبأ، آیه ۱۳<br />
(۵۱) سوره مریم، آیه ۲۳<br />
(۵۲) تفسیر ابن عربى، ج‏۳، ص‏ ۴۶<br />
(۵۳) سوره نحل، آیه ۵۱<br />
(۵۴) سوره انبیاء، آیه ۹۰<br />
(۵۵) کافى، ج‏۵، ص‏۹؛ تهذیب، ج‏۶، ص‏ ۱۲۴<br />
(۵۶) تفسیر ابن عربى، ج‏۴، ص‏ ۲۸۸</p>
<p style="text-align: justify;">منبع:سیره پیامبران (علیهم السلام) در قرآن</p>
<h2  class="related_post_title">نگاره های مرتبط:</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/2470/%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%a2%d8%a8%d8%a7%d8%a1-%d9%83%d9%84%d9%8a%d8%b3%d8%a7/" title="فلسفه آباء كليسا">فلسفه آباء كليسا</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/2468/%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82-%d8%b9%d8%b1%d9%81%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c%d8%aa/" title="اخلاق عرفانی درمسیحیت">اخلاق عرفانی درمسیحیت</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/christian/3732/%d8%b3%d9%87-%d9%85%d8%ba-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%86-%d9%85%db%8c%d9%84%d8%a7%d8%af-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/" title="رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح">رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1126/%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%b1-%d9%88-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa/" title="بخور و بخوردان در دین زرتشت">بخور و بخوردان در دین زرتشت</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/china/423/%d9%85%d8%b0%d8%a7%d9%87%d8%a8-%d8%b9%d9%85%d8%af%d9%87-%da%86%db%8c%d9%86/" title="مذاهب عمده چین">مذاهب عمده چین</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1813/%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%a7%d8%b2-%d8%a2%d8%ba%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%a7-%d9%be%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86/" title="شهر بابل از آغاز تا پایان">شهر بابل از آغاز تا پایان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/buddah/258/%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%a7/" title="بودا">بودا</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/241/%da%a9%d9%88%d8%aa%d8%a7%d9%87-%d8%b3%d9%84%d8%b3%d9%84%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c/" title="کوتاه سلسله ساسانی">کوتاه سلسله ساسانی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/egypt/185/%d9%85%d9%86%d8%b4%d8%a7%d8%a1-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%85%d8%a7%d8%b3%d9%88%d9%86%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d9%85%d8%b5%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b9%d9%86%d9%87/" title="منشاء فراماسونری و مصر باستان و فراعنه">منشاء فراماسونری و مصر باستان و فراعنه</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/islamian/6379/civilizations-of-islam/" title="گذری بر تمدن اسلامی">گذری بر تمدن اسلامی</a></li></ul><hr />

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/facebook.png">
<a href="http://www.facebook.com/Tarikhema.ir">«تاریخ ما» در فیس بوک</a>

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/feed.png">
<a href="http://feeds.feedburner.com/tarikhema">فید «تاریخ ما»</a>

<hr />
<p><small>© eni برای <a href="http://tarikhema.ir">تاریخ ما</a>, |
<a href="http://tarikhema.ir/religions/2473/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%88-%d8%b3%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/">لینک نگاره</a> |
<br/>
</small></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarikhema.ir/religions/2473/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%88-%d8%b3%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فلسفه آباء کلیسا</title>
		<link>http://tarikhema.ir/religions/2470/%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%a2%d8%a8%d8%a7%d8%a1-%d9%83%d9%84%d9%8a%d8%b3%d8%a7/</link>
		<comments>http://tarikhema.ir/religions/2470/%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%a2%d8%a8%d8%a7%d8%a1-%d9%83%d9%84%d9%8a%d8%b3%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 04 May 2010 17:36:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انی کاظمی</dc:creator>
				<category><![CDATA[دین و آیین مسیحی]]></category>
		<category><![CDATA[مذاهب و ادیان جهان باستان]]></category>
		<category><![CDATA[آیین مسیح]]></category>
		<category><![CDATA[آیین مسیحی]]></category>
		<category><![CDATA[ادیان]]></category>
		<category><![CDATA[اسپینوزا]]></category>
		<category><![CDATA[دین]]></category>
		<category><![CDATA[دین مسیح]]></category>
		<category><![CDATA[دین مسیحی]]></category>
		<category><![CDATA[عیسی]]></category>
		<category><![CDATA[عیسی مسیح]]></category>
		<category><![CDATA[فلسفه آبا]]></category>
		<category><![CDATA[مذاهب]]></category>
		<category><![CDATA[مذهب]]></category>
		<category><![CDATA[مسیح]]></category>
		<category><![CDATA[مسیحیت]]></category>
		<category><![CDATA[کشک]]></category>
		<category><![CDATA[کلیسا]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarikhema.ir/?p=2470</guid>
		<description><![CDATA[هری اوسترین ولفسن را، اگر نگوییم بی‌نظیر، به جرئت می‌توان یکی از مهم‌ترین محققان تاریخ فلسفه دانست. او که بیش از نیم قرن عمر علمی خود را در دانشگاه هاروارد گذراند استاد برجستة‌ تاریخ فلسفة قرون وسطی، فلسفة اسلامی، یهودی و مسیحی بود. ولفسن بر اساس دیدگاه و رویکرد اصلی‌اش که هر فیلسوف یا مکتب [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="color: #800000;"><strong>هری اوسترین ولفسن </strong></span>را، اگر نگوییم بی‌نظیر، به جرئت می‌توان یکی از مهم‌ترین <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%ad%d9%82%d9%82%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with محققان">محققان</a> تاریخ فلسفه دانست. او که بیش از نیم قرن عمر علمی خود را در دانشگاه هاروارد گذراند استاد برجستة‌ تاریخ فلسفة قرون وسطی، فلسفة اسلامی، یهودی و <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیحی">مسیحی</a> بود. ولفسن بر اساس دیدگاه و رویکرد اصلی‌اش که هر فیلسوف یا مکتب فلسفی را وام‌دار و وارث گذشته و منبع و منشأ تحولات آینده می‌داند، می‌کوشد با کاوش در هزارتوی آرا و اندیشه‌ها، در بررسی هر نظام فکری یا حتی یک باور خاص ردپای گذشته را در آن و نفوذ آن را در باور یا باورهای بعدی آفتابی کند. به همین سبب است که او اولاً واکاوی و تحلیل متون را وظیفة اصلی خود می‌داند و ثانیاً روش مطالعة‌ تلمودی و روش فرضی‌ـ‌استنتاجی را بر دیگر روش‌های متداول ترجیح می‌دهد. او از نگاه اتمی به مکاتب و اندیشه‌ها سخت بیزار است؛ از این رو مرزهای ساختگی‌ای که اندیشه‌ها یا نظا‌م‌‌های فلسفی، مثلاً یهودی، <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیحی">مسیحی</a> و اسلامی، را از هم جدا می‌سازد از میان برمی‌دارد و گسترة وسیع داد و ستد میان آنها را به‌خوبی نشان می‌دهد.<span id="more-2470"></span></p>
<p style="text-align: justify;">کتاب فلسفة آباء <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d9%84%db%8c%d8%b3%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کلیسا">کلیسا</a>، سومین پژوهش از سلسله پژوهش‌های استاد ولفسن با عنوان ساختار و رشد نظام‌های فلسفی از افلاطون تا اسپینوزا (Structure and growth of philosophical systens from Plato to Spinoza) است. این کتاب در چهار بخش و مجموعاً هیجده فصل تنظیم شده و شامل ۶۳۵ صفحه است. بخش اول به مبحث ایمان و عقل؛ بخش دوم به مسئلة تثلیث، لوگوس و مُثل افلاطونی؛ بخش سوم به سرّهای سه‌گانه (سرّ پیدایش، سرّ تثلیث و سرّ تجسد)؛ و بخش چهارم به بدعت‌ها اختصاص دارد.</p>
<p style="text-align: justify;">بخش اول</p>
<p style="text-align: justify;">ولفسن در مبحث ایمان و عقل و نسبت این دو با یکدیگر به پشت صحنة این بحث سر می‌کشد و خاستگاه اولین باورهای نخستین اجتماعات <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیحی">مسیحی</a> در اورشلیم را می‌جوید تا بلکه بتواند صورت‌‌های <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیحی">مسیحی</a>ِ پوشانده شده بر باورهای <a href="http://tarikhema.ir/words/%db%8c%d9%87%d9%88%d8%af%db%8c%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with یهودیان">یهودیان</a>ِ <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیحی">مسیحی</a>‌شده را نشان دهد. در این مورد، و به‌طور کلی در تمام بحث‌های مربوط به «فلسفة دینی»، فیلون دارای اهمیت فراوان است. برای ولفسن، پس از فیلون مهم‌ترین حلقة ارتباطی <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیحیت">مسیحیت</a> با گذشتة خود، به‌ویژه با <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a2%db%8c%db%8c%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with آیین">آیین</a> <a href="http://tarikhema.ir/words/%db%8c%d9%87%d9%88%d8%af/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with یهود">یهود</a>، پولس است. او برای مشخص‌تر کردن تأثیر باورهای غیرمسیحیان بر اولین جماعت‌های <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیحی">مسیحی</a>، فرقه‌هایی از <a href="http://tarikhema.ir/words/%db%8c%d9%87%d9%88%d8%af%db%8c%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with یهودیان">یهودیان</a> را به نقل از فیلون و یوسفوس نام می‌برد که ساکن <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%81%d9%84%d8%b3%d8%b7%db%8c%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with فلسطین">فلسطین</a> بودند و هنگامی که <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیحی">مسیحی</a> شدند به پاره‌ای از عقاید خود رنگ و لعاب <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیحی">مسیحی</a> بخشیدند. وی در این مورد، به‌ویژه بر پولس قدیس تأکید می‌کند که او نیز مانند فیلون یهودی با بررسی جهان امت‌های پیرامون خود دریافت که حقیقت تنها نزد او و هم‌کیشان او نیست بلکه بهره‌هایی از آن‌ را می‌توان در مجموعه‌ باورهای امت‌های دیگر نیز پیدا کرد. نسبت میان شریعت و ایمان، معنای ظاهری شریعت و معنای باطنی آن از دغدغه‌ها و دلمشغولی‌های مهم پولس بود. اگر کسی بتواند به مدد قوة عقل خود پرده از معنای باطنی و نهان شریعت بردارد، آیا آن معنا، یا معانی، باطل‌کنندة کلام ظاهری خواهد بود؟ تا کجا می‌توان بر دامن شریعت آویخت و بدان تمسک جست؟ اگر روزی شریعت تمامی امکان‌ها و اهداف خود را تحقق بخشد آیا این به معنای از میان رفتن آن است؟</p>
<p style="text-align: justify;">پولس هنگامی که مسیحی شد عیسای مصلوب را همان مسیحای موعود خواند. از نظر او زندگی <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%db%8c%d8%b3%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عیسی">عیسی</a> با تولد زمینی‌اش آغاز نشد بلکه او موجودی روحانی بود که پیش از آفرینش جهان وجود داشت و برای رهایی آدمیان در هیئت یک انسان از زنی باکره زاده شد. پولس به دو حکمت قائل است: حکمت ازلی که از سوی خدا به آدمیان وحی می‌شود و حکمت انسانی و این جهانی که آدمی با کوشش خود آن را کسب می‌کند. او انکشاف حکمت ازلی در شریعت موسی را امری گذرا می‌داند و معتقد است انکشاف حقیقی و واپسینِ آن در شخص <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%db%8c%d8%b3%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عیسی">عیسی</a> است. وی اولی را حکمت خدا و دومی را حکمت جهان می‌خواند. حکمت جهان همان فلسفه است که یونانیان با عقل خود به کسب آن مبادرت کردند. حکمت خدا که ابتدا در شریعت موسی و سپس از طریق <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%db%8c%d8%b3%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عیسی">عیسی</a> منکشف گشت «معرفت» نام دارد. پولس این دو حکمت را در تقابل با یکدیگر می‌داند.</p>
<p style="text-align: justify;">با آغاز نیمة‌ دوم قرن دوم و ظهور دسته‌ای دیگر از آباء <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d9%84%db%8c%d8%b3%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کلیسا">کلیسا</a> (علاوه بر آباء رسولی) که به دفاعیه‌نویسان معروف شدند، <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیحیت">مسیحیت</a>، به پیروی از فیلون، به‌گونه‌ای سازگار با فلسفه معرفی شد. در اینجا بود که <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیحیت">مسیحیت</a> در اندیشة کلمنت اسکندرانی به همان نقطه‌ای رسید که یهودیت در اندیشة فیلون رسیده بود. پیدایش <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیحیت">مسیحیت</a>ِ فلسفی‌شده، یعنی مسیحیتی که با فلسفه سازگار و استوار بر آن باشد، معلول عواملی بود: ۱٫ مشرکانی که با فلسفه تعلیم‌ یافته بودند مسیحی شدند؛ ۲٫ مسیحیان هنگام دفاع در مقابل ادعاهای مطرح علیه خود از فلسفه استفاده می‌کردند؛ ۳٫ فلسفه علاوه بر اینکه وسیله‌ای دفاعی بود نوعی مصونیت یا پادزهر در مقابل بدعت‌های <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b0%d9%87%d8%a8/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مذهب">مذهب</a> گنوسی نیز محسوب می‌شد؛ لذا برخی از آبا <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d9%84%db%8c%d8%b3%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کلیسا">کلیسا</a> کوشیدند در مقابل فلسفة گنوسی، یک فلسفة جدید مسیحی را پدید آورند، یعنی فلسفه‌ای که هم بر اصول درست فیلسوفان یونانی استوار باشد و هم بر باورهای سنتی <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d9%84%db%8c%d8%b3%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کلیسا">کلیسا</a>.</p>
<p style="text-align: justify;">هم‌زمان با تلاش برای سازگار کردن <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کتاب مقدس">کتاب مقدس</a> با فلسفه، حرکتی نیز از سوی پاره‌ای دیگر از آباء در نقد فلسفه و بیهودگی آن آغاز گردید. این گروه در توجیه حرکت خود بر کذب‌بودن بسیاری از نظریه‌ها و آموزه‌های فلسفی و اختلافات موجود میان خود فلاسفه و در نتیجه بی‌فایدگی فلسفه به‌عنوان راهنمای رسیدن به حقیقت تأکید می‌کردند.</p>
<p style="text-align: justify;">عموم آباء کلیسا معتقد بودند <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کتاب مقدس">کتاب مقدس</a> به سبب منشأ الاهی‌اش، همواره درست و حقیقی است؛ اما دیدگاه‌های مندرج در فلسفه چون منشأ بشری دارند درست بودنشان همیشگی و قطعی نیست. آنان همچنین بر آن بودند که <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کتاب مقدس">کتاب مقدس</a> در طرح حقایق موجود در فلسفه پیشگام فلسفه بوده است. در این مورد سه پرسش مهم مطرح است: ۱٫ آیا دلیل یا دلایلی برای صدق تعالیم <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کتاب مقدس">کتاب مقدس</a> وجود دارد؟ ۲٫ فیلسوفان چگونه توانستند بدون استفاده از وحی حقایقی را کشف کنند که پیامبران صرفاً به مدد وحی کشف کردند؟ ۳٫ چگونه می‌توان حقایقی را که بدون وحی کشف و به زبان فلسفه بیان می‌شود با حقایقی که از طریق وحی کشف و به زبان <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کتاب مقدس">کتاب مقدس</a> بیان می‌شود یکی دانست؟ پاسخ این سه پرسش را ابتدا فیلون در یهودیت و سپس چهر‌ه‌های برجسته‌ای از آباء نظیر یوستین شهید، کلمنت اسکندرانی و ائوسبیوس تدارک دیدند. آنان در این مورد به‌ویژه بر روش تفسیر تمثیلی، در مقابل روش تفسیر ظاهری‌ـ‌لفظی، تأکید می‌کردند. ولفسن در اینجا با طرح خاستگاه و سابقة تاریخی استفاده از تمثیل و تفسیر غیرلفظی، مجموعة تفسیرهای غیرلفظی عهد جدید را در چهار گونة ظهوری (مربوط به ظهور <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیح">مسیح</a>)، فرجام‌شناختی، ازلی (مربوط به وجود ازلی <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیح">مسیح</a>)، و اخلاقی می‌گنجانَد و معتقد است هر چهار نوع تفسیر از نوع تفسیر میدراشی حاخام‌های یهودی و متأثر از آن هستند. آباء کلیسا، مانند فیلون یهودی، با دو گروه مواجه بودند: ۱٫تمثیل‌گرایان افراطی؛ ۲٫مخالفان تمثیل. تمثیل‌گرایان یهودی با تأکید افراطی بر روش تمثیلیِ تفسیر، به جایی رسیدند که مراعات شعائر و مناسک شریعت را نفی و تمثیل‌گرایان مسیحی (گنوسی‌ها) به قدری به تفسیر تمثیلی عهد جدید اهمیت دادند که واقعیت تاریخی تولد، زندگی و مرگ <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%db%8c%d8%b3%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عیسی">عیسی</a> را انکار کردند. مخالفان تمثیل که فیلون با آنها درگیر بود به صورتی مطلق و تمام عیار ظاهرگرا و قائل به اصالت لفظ نبودند؛ آنان تنها مخالف تمثیل‌سازی فلسفیِ کتاب مقدس بودند و در حد خود نوعی روش تمثیلی خاص داشتند که دستشان را برای تفسیر کتاب مقدس باز می‌گذاشت. قائلین به اصالت لفظ در مسیحیت نیز مخالفان تمام‌عیار استفاده از تمثیل نبودند، بلکه از جهاتی مخالف تمثیل و از جهاتی دیگر موافق چنان روشی بودند. اما در اینجا پرسشی مطرح می‌شود و آن اینکه با توجه به چه معیار و ضابطه‌ای می‌توان گفت که فلان سخن از کتاب مقدس را نباید حمل بر معنای لفظی و فلان سخن را باید حمل بر معنای ظاهری و لفظی کرد؟ فیلون در این مورد به تقلید از رواقیون می‌گوید هر سخنی از کتاب مقدس که پذیرش لفظی و ظاهری آن، شأن و منزلت آن را به‌عنوان کلام خدا تنزل می‌دهد و یا بر خلاف حکم عقل است، نباید حمل بر معنای ظاهری گردد. آبا کلیسا نیز از این قاعده پیروی کردند؛ اما آنان دریافتند که اگر عقل را به تنهایی حجت و مرجع چنین تشخیصی قرار دهیم یکی از اولین مشکلاتی که پدید می‌آید مشاجرات بی‌پایان است. در این صورت مرجعیت عقل را باید در چه نقطه‌ای متوقف کرد؟ فیلون پیش‌فرض‌هایی مبتنی بر کتاب مقدس به میان می‌کشد که مقوم اصول و مبانی <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%af%db%8c%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with دین">دین</a> مبتنی بر کتاب مقدس‌اند. این اصول ریشه در وحی دارند نه عقل و مبنای پذیرش آنها مرجعیت کتاب مقدس است نه عقل.</p>
<p style="text-align: justify;">آباء کلیسا نیز در این مورد به پیش‌فرض‌هایی چون «قاعدة حقیقت» یا «حقیقت اعلام شده از سوی کلیسا» یا «قاعدة ایمان» اشاره می‌کنند و معتقدند که این پیش‌فرض‌ها همان فصل‌الخطاب‌های مشاجرات احتمالی عقلی‌اند و عقل در چنین مواردی باید بر سخن کتاب مقدس اعتماد کند. مسلمات و قواعد ایمانی مانند تثلیث، تجسد، رستاخیز، و ظهور دوباره یا باورهایی نظیر باور به وجود و وحدانیت خدا، آفرینش جهان و کیفر و پاداش الاهی&#8230; از این جمله‌اند. لازم به ذکر است که اگر فیلون و آباء کلیسا پیش‌فرض‌های کتاب مقدسی را مقدمه و مقوم اصول ایمانی می‌دانند، این بدان معنا نیست که آن پیش‌فرض‌ها را نمی‌توان اثبات عقلانی کرد؛ بلکه خود فیلون و آباء کلیسا بر این اعتقاد بودند که صدق چنان پیش‌فرض‌هایی را می‌توان به مدد عقل بشری اثبات کرد. نکتة شایان ذکر دیگر اینکه گرچه فیلون و آباء کلیسا هر دو در مورد تبعیت فلسفه از کتاب مقدس (تبعیت عقل از ایمان) هم‌عقیده‌اند، میان آنها به اقتضای اوضاع و احوال زمانی و مکانی اختلاف‌هایی در باب معنا و گسترة تبعیت عقل از ایمان وجود دارد. در یهودیت در روزگار فیلون گرچه مرتدهایی وجود داشتند، بدعت‌گذار وجود نداشت و گرچه در مورد تمثیلی‌کردن فلسفی کتاب مقدس اختلاف نظر وجود داشت، این اختلاف‌ها هیچ‌گاه به فرقه‌سازی در درون یهودیت منجر نشد؛ اما مسیحیت را فرقه‌ها و بدعت‌ها پاره‌پاره کردند و هر گروهی که در اقلیت بودند تکفیر شدند. در این میان فلسفه مسئول پاره‌ای از مهم‌ترین بدعت‌ها شناخته ‌شد. برخی چارة کار را در حذف کلی فلسفه از مسیحیت یا جلوگیری از مطالعة آن دانستند. برخی دیگر گفتند می‌توان با بدعت‌ها مبارزه کرد اما نه با حذف و طرد فلسفه بلکه با تبدیل آن به فلسفة راستین مسیحی.</p>
<p style="text-align: justify;">آباء کلیسا ــ که مبنای مشترک همة آنان اصل تبعیت فلسفه از کتاب مقدس بود ــ در مورد چیستی چنان تبعیتی به سه گروه تقسیم شدند: به نظر یک گروه، ایمانِ بسیط و ساده به تعالیم کتاب مقدس کافی است؛ به نظر گروه دوم، عالی‌ترین نوع ایمان، ایمان عقلانی است؛ به نظر گروه سوم، ایمان ساده و عقلانی دارای ارزش و مزایای یکسانی‌اند. اختلاف این سه گروه در واقع به اختلاف آنان در باب معنای ایمان بر‌می‌گردد؛ از این‌رو، می‌توان آن سه دیدگاه را تحت دو عنوان کلیِ نظریة ایمان یگانه و نظریة ایمان دوگانه ذکر کرد.</p>
<p style="text-align: justify;">ترتولیان نماینده و شخصیت برجستة نظریة ایمان یگانه است. به نظر او ایمان پیراسته از عقل و فلسفه، حتی پیراسته از فلسفه‌ای که با تعالیم مسیحی همخوانی دارد، بهترین نوع ایمان است. او می‌گوید: «آتن را با اورشلیم چه کار؟ چه سازگاری بین آکادمی و کلیسا هست؟ تعالیم ما از رواق سلیمان می‌آید، که خود سلیمان به ما آموخته است که خداوند را با صفای دل بجویید». به نظر ترتولیان ایمان به معنای پذیرش تعبدی تعالیم کتاب مقدس است. اوریگن نیز به گروه نظریة ایمان یگانه تعلق دارد، اما با ترتولیان اختلاف نظر دارد. از نظر او میان معرفت متصل به ایمان و ایمان تنها تفاوت هست و اولی برتر از دومی است. به اعتقاد او پذیرش آموزه‌ها بر پایة دلایل‌ حاصل از عقل و حکمت بسیار مهم‌تر از پذیرش آنها بر مبنای ایمان صرف است. ترتولیان و اوریگن هر دو ایمان را مفهومی برگرفته از کتاب مقدس می‌دانند با این اختلاف که از نظر ترتولیان ایمان به‌کار رفته در کتاب مقدس تنها به معنای پذیرش تعالیم کتاب مقدس است و چنین ایمانی برای نجات و رستگاری همة آدمیان کفایت می‌کند، اما از نظر اوریگن ایمان به‌کار رفته در کتاب مقدس گرچه به معنای پذیرش تعالیم آن است، چنین ایمانی تنها برای افراد ساده کفایت می‌کند و کسانی که توانایی مطالعات فلسفی را دارند باید فلسفه بیاموزند و ایمان خود را به مدد براهین فلسفی تقویت کنند.</p>
<p style="text-align: justify;">نماینده و نظریه‌پرداز نظریة ایمان دوگانه کلمنت اسکندرانی است. به اعتقاد او: ۱٫ در فلسفه لفظ «ایمان»، متناظر با همان لفظ موجود در کتاب مقدس، وجود دارد؛ ۲٫ اصطلاح فلسفی ایمان با اصطلاح فلسفی تصدیق یکی است؛ ۳٫ اصطلاح فلسفی ایمان (تصدیق) دارای معنایی دوگانه است: پذیرش آموزه‌ای بدون برهان عقلی و پذیرش آموزه‌ای در نتیجة اثبات برهانی آن؛ ۴٫ لفظ ایمان که در کتاب مقدس آمده نیز دارای معنایی دووجهی است؛ ۵٫ با توجه به پذیرش تعالیم کتاب مقدس، دو نوع ایمان وجود دارد؛ ۶٫ این دو نوع ایمان ارزش و مزیت یکسانی دارند.</p>
<p style="text-align: justify;">بخش دوم</p>
<p style="text-align: justify;">بخش دوم کتاب به مسئلة تثلیث و بحث لوگوس، که می‌توان آن را مهم‌ترین و البته بحث‌انگیزترین آموزة مسیحی دانست، می‌پردازد. در اینجا نیز چنان که عادت نویسنده است، به سرچشمه‌ها و منشأ عبارت‌های رسمی و قالب‌های اعتقادی (Formula) مسیحی و چگونگی شکل‌گیری آنها به‌عنوان قواعدی اعتقادی می‌پردازد.</p>
<p style="text-align: justify;">صور ابتدایی قالب‌های تثلیثی به‌طور پراکنده و به صورت شهادت‌های ایمانی، پیش‌ از تدوین رسمی اعتقادنامه‌ها، در عهد جدید وجود داشت و همین پاره‌شهادت‌های ایمانی بودند که در نهایت به شکلی منسجم صورت‌ رسمی و اعتقادی به خود گرفتند. این شهادت‌ها یا همان اظهار ایمان‌های پراکنده را به‌طور کلی می‌توان در سه گروه دسته‌بندی کرد: برخی از آنها تنها از یک جزء تشکیل شده‌اند و متضمن ابراز اعتقاد به عیسی به‌عنوان مسیحای موعودند؛ برخی دیگر دوجزئی و حاوی ابراز اعتقاد به وحدانیت خدا و اعتقاد به عیسی <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیح">مسیح</a> هستند؛ و بالاخره برخی دیگر سه‌جزئی‌اند و در آنها نه تنها به اعتقاد به خدا و عیسی <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیح">مسیح</a> بلکه به روح‌القدس نیز گواهی داده می‌شود. در مورد گروه اول و دوم مشکلی به لحاظ چگونگی شکل‌گیری و منشأ آنها وجود ندارد، چرا‌که اعتقاد به خدا و عیسی <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیح">مسیح</a> از اعتقادات اصلی مسیحی هستند؛ اما در مورد گروه سوم باید گفت که منشأ آنها به عبارت‌های قالبی و اعتقادی یهودی برمی‌گردد. به‌تدریج ذکر آن عبارت‌های رسمی سه‌جزئی در فرآیندی قرار گرفتند که نهایت آن طرح روح‌القدس به‌عنوان یکی از اجزای تثلیث مقدس بود. روح‌القدس به واسطة پولس معنای جدیدی، معنایی اختصاصاً مسیحی، یافت که در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a2%db%8c%db%8c%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with آیین">آیین</a> <a href="http://tarikhema.ir/words/%db%8c%d9%87%d9%88%d8%af/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with یهود">یهود</a> فاقد چنان معنایی بود. به سبب همین معنای جدید و مسیحی بود که پولس روح‌القدس را در کنار خدا و مسیح به‌عنوان سومین متعلق اعتقاد و ایمان محسوب کرد. اینکه آن معنای جدید که مایة آن عبارت رسمی یا قالب تثلیثی شد چه معنایی بود، اینکه مراد پولس از‌ آن قالب تثلیثی چه بود، اینکه مقصود دیگر نویسندگان کتاب‌های عهد جدید که از او پیروی کردند چه بود، و بالاخره اینکه آن عبارت قالبی بعدها چه معنایی در منظر آباء کلیسا پیدا کرد موضوعاتی‌اند که نویسنده به تفصیل در فصول بعدی (پنجم به بعد) به آنها می‌پردازد.</p>
<p style="text-align: justify;">پیش از مسیحیت در آیین یهود سخن از وجود ازلی مسیحا و وجود ازلی حکمت در میان بود. وجود ازلی مسیحا در ادبیات آخرالزمانی و وجود ازلی حکمت در یهودیت فلسطینی و یونانی‌مآب، و وجود ازلی هر دو در ادبیات حاخامی مطرح بود. پس در آیین یهود، حکمت موجودی ازلی بود و مسیحا نیز موجودی ازلی بود؛ اما پولس هنگام مسیحی‌شدنش تغییر مهمی در آن اعتقاد به وجود آورد. حکمت ازلی و مسیحای ازلی در آیین یهود دو موجود ازلی متمایز بودند: حکمت همان شریعت ازلی بود که به حضرت موسی وحی شد و مسیحا همان منجی ازلی بود که بنا بود از نسل داود متولد شود. اما تغییری که پولس ایجاد کرد این بود که حکمت (شریعت) ازلی را با مسیحای ازلی یکی کرد. از نظر او حکمت یا شریعت ازلی همان مسیحای ازلی است؛ وحی شدن شریعت موسی و تولد عیسی دو مرحلة متوالی در انکشاف زمینی حکمت ازلی‌اند. پولس انکشاف زمینی حکمت ازلی را در دومین مرحلة تاریخی خود (تولد عیسی) با تعبیر «پسر خدا» بیان می‌کند. پس عیسی پسر خداست و این بدان سبب است که روح‌القدس در او ساکن است. بدین ترتیب پولس ابتدا با یکسان انگاشتن حکمت یا شریعت ازلی با مسیحای ازلی و سپس یکسان انگاشتن مسیحای ازلی با روح‌القدس، ویژگی و کارکردی اختصاصاً مسیحی برای روح‌القدس قائل شد. نکتة شایان ذکر این است که در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d9%86%d8%ac%db%8c%d9%84/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with انجیل">انجیل</a> چهارم (<a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d9%86%d8%ac%db%8c%d9%84/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with انجیل">انجیل</a> یوحنا) مسیحای ازلی با لوگوسِ موجود در فلسفة فیلون یکی می‌شود. فیلون حکمت ازلی را لوگوس می‌خواند و برای آن سه مرحلة وجودی قائل است: دو مرحله پیش از آفرینش جهان و یک مرحله پس از آفرینش آن. یوحنا همین لوگوس فیلون را جایگزین حکمت یا روح‌القدس پولس کرد. از این‌رو در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d9%86%d8%ac%db%8c%d9%84/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with انجیل">انجیل</a> چهارم نیز شاهد تثلیثی متشکل از خدا، مسیح و روح‌القدس (لوگوس / کلمه) هستیم.</p>
<p style="text-align: justify;">اما آنچه آوردیم تثلیثی بود مربوط به پس از تولد <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عیسی مسیح">عیسی مسیح</a>. آیا پیش از تولد عیسی، به عبارت دیگر، از ازل نیز تثلیثی بدین صورت داریم؟ در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d9%86%d8%ac%db%8c%d9%84/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with انجیل">انجیل</a>‌ها و نامه‌های پولس اشارة روشنی به وجود چنین تثلیثی نیست. از نظر آباء رسولی نیز تثلیثِ «خدا، مسیح و روح‌القدس» با تولد عیسی آغاز می‌شود و پس از رستاخیز و عروج او تداوم می‌یابد. پیش از تولد او تنها دو موجود ازلی، خدا و روح‌القدس، وجود دارند؛ از نظر آنها روح‌القدس همان مسیح ازلی تلقی می‌شود و اگر سخنی از لوگوس به میان می‌آید آن نیز با روح‌القدس یکی دانسته می‌شود. اما با آباء دفاعیه‌نویس، میان لوگوس ازلی و روح‌القدس ازلی تمایزی پدید می‌آید؛ لوگوس با مسیح ازلی یکی می‌شود و روح‌القدس به‌عنوان موجود سومی که ازلی و غیرمادی است تلقی می‌گردد. در نتیجه، تثلیث که اینک به صورت تثلیث خدا، لوگوس و روح‌القدس درآمده بود، با تولد عیسی آغاز نمی‌شود؛ بلکه پیش‌ از تولد او، حتی پیش‌ از آفرینش جهان، وجود داشته است. آباء کلیسا ابتدا به پیروی از فیلون دو مرحلة وجودی برای لوگوس و روح‌القدس، پیش‌ از آفرینش جهان، قائل شدند؛ اما سپس از فیلون فاصله گرفته، برای آن دو تنها یک مرحلة وجودی قائل شدند. به‌تدریج در نیمة نخست قرن سوم دو نظریه در باب لوگوس در کنار هم مطرح شد: نظریة دومرحله‌ای بودن لوگوس و نظریة یک‌مرحله‌ای بودن آن. نظریة دومرحله‌ای به‌تدریج از میان رفت و نظریة یک‌مرحله‌ای رواج یافت. به نظر می‌رسد سبب اینکه آباء متأخر نظریة دومرحله‌ای را وانهادند، امری صرفاً روان‌شناختی بود؛ مثلاً ایرنایوس به سبب مخالفتش با <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b0%d9%87%d8%a8/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مذهب">مذهب</a> گنوسی و دیگر آباء متأخر به سبب ضدیتشان با <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b0%d9%87%d8%a8/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مذهب">مذهب</a> آریوسی، که پسر را موجودی حادث و دارای آغاز زمانی می‌دانست، با نظریة دومرحله‌ای بودن لوگوس مخالفت می‌کردند.</p>
<p style="text-align: justify;">پس از تثبیت نظریة یک‌مرحله‌ای بودن لوگوس، مسئلة تمایز یا وحدت جوهری اعضای سه‌گانة تثلیث مطرح شد. بنا بر دیدگاه آریوس، که در مسیحیت نوعی بدعت تلقی شد، پدر و پسر و روح‌القدس به لحاظ جوهری اموری متمایز و بیگانه از هم‌اند و هیچ مشارکت و جنبة وحدتی میان آنها وجود ندارد. از طرف دیگر آباء راست‌کیش در مقابل این بدعت آریوسی بر وحدت جوهری پدر و پسر و روح‌القدس تأکید و نام «خدا» را بر هر سه عضو اطلاق کردند. این امر در واقع به لحاظ تاریخی تداوم یا احیای همان سنتی است که ابتدا روح‌القدس را با مسیح ازلی یکی و سپس آن را با خدا برابر ‌دانست. در این صورت اگر هر سه عضو تثلیث از یک طرف دارای عنوان «خدا» و از طرف دیگر دارای کارکردی یکسان‌اند، مسئلة تمایز میان آنها را چگونه می‌توان مطرح یا حل کرد؟ تمایز میان پدر و دو عضو دیگر را آباء از قبل مشخص کرده بودند: وجود پدر معلول علل و اسبابی نیست، اما لوگوس و روح‌القدس معلول پدر هستند. اما مسئلة تمایز میان لوگوس و روح‌القدس، که هر دو معلول پدر و با او برابر و شایستة عنوان خدا تلقی می‌شدند، محل بحث و مناقشه شد و در نهایت دو نوع تمایز مطرح گردید: ۱٫ تمایز لفظی. در عهد جدید و نزد آباء کلیسا، در وصف پدید‌آمدن روح‌القدس و لوگوس از اوصاف و اصطلاحات متمایزی استفاده شده است؛ ۲٫ تمایز علّی. در عهد جدید، مسیح ازلی که آباء آن را با لوگوس یکی گرفتند، پدید آمده از پدر قلمداد می‌شود؛ اما دربارة روح‌القدس گاهی گفته می‌شود که روح‌القدس از پدر صادر گردید و گاهی از زبان مسیح گفته می‌شود که روح‌القدس «از آنچه از آنِ من است خواهد گرفت». آباء کلیسا، از جمله ترتولیان، معتقدند که روح‌القدس از پدر به واسطة پسر (لوگوس) آفریده شد، پس پسر بر روح‌القدس تقدم دارد. اما هنگامی که مسیحیت به تدوین اعتقادنامه‌های خود اقدام کرد ابتدا در دومین شورای جهانی کلیساها در قسطنطنیه (۳۸۱) روح‌القدس را «صادر از پدر» و پسر را «پدید آمده از پدر» قلمداد کرد، که بدینسان تمایز میان آنها تمایزی صرفاً لفظی است. این مطلب به‌عنوان اعتقادنامة شرق باقی ماند. در سومین شورای کلیسایی در طلیطله، روح‌القدس را «صادر از پدر و پسر» و پسر را «پدید آمده از پدر» تلقی کردند؛ این تمایز هم لفظی است و هم علّی. این مطلب به اعتقادنامة غرب تبدیل شد.</p>
<p style="text-align: justify;">بخش سوم</p>
<p style="text-align: justify;">ولفسن در بخش سوم این کتاب به سرّهای سه‌گانة مسیحیت می‌پردازد. آباء کلیسا از باورهای مربوط به خدا، کلمه (لوگوس) و روح‌القدس با عنوان راز و سرّ یاد می‌کنند: سرّ پیدایش، سرّ تثلیث و سرّ تجسد.</p>
<p style="text-align: justify;">آباء پیدایش لوگوس را حقیقتاً یک راز می‌دانستند؛ اما بسیار کوشیدند تا با استفاده از تمثیل‌های گوناگون، آن را تبیین کنند. به‌رغم همة آن کوشش‌ها احساس کردند که این امر را نمی‌توان تبیین کرد. پدید ‌آمدن لوگوس رویدادی یگانه و بی‌نظیر، یعنی یک سرّ، است و با دیگر آفرینش‌ها و پیدایش‌ها تفاوت اساسی دارد. حتی در جهانی پر از اعجازها که همه چیز را خدا آفریده، پیدایش لوگوس معجزه‌ای یگانه و بی‌نظیر است؛ زیرا خدا همه‌ چیز را از عدم آفرید اما لوگوس از ذات خدا پدید آمد. آنچه دربارة لوگوس گفته می‌شود دربارة روح‌القدس نیز صدق می‌کند. از این‌روست که مثلاً ایرنایوس می‌گوید اگر کسی از ما دربارة چگونگی صدور پسر از پدر بپرسد، می‌گوییم هیچ انسانی نمی‌تواند آن فیضان (صدور) یا پیدایش یا آشکارشدگی یا هر نام دیگری که می‌توان در وصف پیدایش او به‌کار برد را، که در واقع توصیف‌ناپذیر است، درک کند. آنان که می‌کوشند آن را با تمثیل‌هایی مانند صدور نور یا ادای کلمه یا اموری از این قبیل توضیح دهند او را به کلمة گفتار بشری تشبیه کرده‌اند. برخی دیگر از آباء، مانند باسیل، نارسایی تمثیل‌ها، به‌ویژه تمثیل‌های برگرفته از پدیده‌های طبیعی را گوشزد می‌کنند و می‌گویند پسر به طریق جریان یافتن، یا شکوفا شدن جوانه‌ها، از جوهر پدر پدید‌ نیامد بلکه روش پیدایش الاهی او امری توصیف‌ناپذیر و درک‌ناشدنی برای اذهان بشری است.</p>
<p style="text-align: justify;">تثلیث نیز نوعی راز و سرّ است. آباء کلیسا، به پیروی از فیلون یهودی، به توحید قائل بودند؛ اما بر خلاف او، وحدت مطلق خدا را به نوعی وحدت نسبی تغییر دادند. از اینجا بود که تثلیث برای آنان به‌عنوان یک مسئلة مطرح گردید و ناگریز شدند از هر تمثیل یا قیاسی که به طریقی بتواند همراهی اعتقاد به توحید و اعتقاد به خدای متجلی در تثلیث (خدای سه‌گانه) را توجیه کند استفاده کنند. شرح مفصل این تمثیل‌ها و نوع استفادة آباء از آنها، طرح مسائل گریبان‌گیر آباء و راه‌حل‌های ارائه‌شده از سوی آنان، و مسئلة تمایز میان اعضای تثلیث، مطالبی عبرت‌آموز و خواندنی و نشان‌دهندة تسلط نویسنده بر آثار و اندیشه‌های آباء کلیساست. به هر حال مسئلة تثلیث به‌عنوان یک سرّ زمانی مطرح گردید که افرادی سخن پولس قدیس دربارة‌ مسیح ازلی ــ که او را «برابر با خدا» می‌دانست ــ و سخن یوحنا دربارة لوگوس (کلمه) ــ که آن را «خدا» نامید ــ را حمل بر معنای ظاهری و لفظی کردند. و همان‌طور که گفتیم نقطة آغاز بحث‌های مربوط به مسئلة تثلیث آن بود که آباء کلیسا وحدت مطلق خدا را، آن‌گونه که تلقی فیلون اسکندرانی به نمایندگی از آیین یهود بود، نفی کردند. آنان در همة مطالبی که در دفاع از تثلیث ایراد کردند آگاهانه با تلقی فیلون از وحدت مطلق خدا مخالفت کردند؛ اما نکته این است که آباء کلیسا در همان حال با شرک و چند خدایی مشرکان نیز مخالفت و بر این مطلب تأکید نمودند که اعتقاد به تثلیث مستلزم عدم اعتقاد به توحید نیست. راست‌کیشی در میان آباء به معنای برداشتی دربارة خدای سه‌گانه بود که از یک طرف با توحید مطرح در آیین یهود تفاوت داشت و از طرف دیگر با کثرت خدایان در آیین‌های شرک‌آلود. هر گونه انحرافی از این راست‌کیشی متهم به این می‌شد که یا رنگ یهودیت دارد یا رنگ کفر و بی‌دینی یا آمیزه‌ای از هر دو؛ مثلاً مذهب آریوسی (آریانیسم) متهم گردید که آمیزه‌ای است از توحید یهودی و شرک مشرکان.</p>
<p style="text-align: justify;">اما در واقع خود آباء کلیسا تلقی راست‌کیشی را آمیزه‌ای از توحید یهودی و چندگانه‌پرستی غیرمسیحیان می‌دانستند. با این تفاوت که این آمیزه‌، آمیزه‌ای مبارک تلقی می‌شد؛ آمیزه‌ای آرمانی و مطلوب از بهترین چیز در توحید یهودی و بهترین چیز در چند‌گانه‌پرستی امت‌‌ها.</p>
<p style="text-align: justify;">تجسد نیز یک راز و سرّ است. قبلاً گفتیم که فیلون برای لوگوس سه مرحلة وجودی قائل بود: دو مرحله پیش از آفرینش جهان و یک مرحله پس از آفرینش آن: ۱٫ به‌عنوان اندیشة خدا؛ ۲٫ به‌عنوان موجودی غیرجسمانی که خدا آن را پیش از آفرینش جهان آفرید؛ ۳٫ به‌عنوان موجودی که پس از آفریده شدنش در جهان حلول کرد. این سه مرحلة وجودی را می‌توان دربارة لوگوس (کلمة) مسیحی نیز مشاهده کرد. اما در مسیحیت مرحلة وجودی تازه‌ای برای لوگوس معرفی شد، و آن هنگام تولد عیسی بود. با تولد او لوگوس وارد مرحلة جدیدی از وجود خود گردید: «کلمه جسم گردید» یا «کلمه در جسم ظاهر گشت». این دو آیة عهد جدید گویای آن‌اند که لوگوس در مرحلة جدید خود «جسم» یا «جسد» یا به تعبیر رایج دیگری «انسان» خوانده شد. بدین ترتیب عیسی متشکل از لوگوس و انسان است و چون متشکل از لوگوس و انسان است دارای نفس ناطقه و توأم با آن دارای نفس غیرناطق است. در باب رابطة لوگوس ازلی با جهان و رابطة آن با عیسی و چگونگی وحدت این دو، مباحث دامنه‌دار و گسترده‌ای در میان آباء مطرح شد. گرچه آباء این ارتباط یا وحدت، که از آن با عنوان تجسد یاد می‌شود، را نیز یک سرّ می‌دانستند،‌ کوشش فراوان کردند تا چگونگی آن را، آن هم با استفاده از اقسام تمثیل‌ها، تبیین کنند.</p>
<p style="text-align: justify;">در به‌کارگیری تمثیل‌ها، که عموماً برگرفته از پدیده‌های طبیعی‌اند، ناگزیر پای «ترکیب» یا «امتزاج» یا واژه‌هایی از این قبیل به میان آمد. شرح معانی خاصِ چنان اصطلاحاتی و معنای درست آنها در مورد اتحاد لوگوس با عیسی، مانند تبیین سرّهای گذشته، سرّ پیدایش و سرّ تثلیث، صحنه‌هایی تماشایی از به‌کارگیری معانی و اندیشه‌های فلسفی در توجیه یا تبیین مسئله‌ای الاهیاتی به وجود آورده است. آباء کلیسا با ملاحظة انواع اتحادهای جسمانی که ارسطو و نیز رواقیون برای بیان ترکیب دو جسم به‌کار می‌بردند، با اعتقاد به اینکه شخص واحد در عیسی همان شخص لوگوس بود، از اصطلاح «اختلاط» استفاده کردند. البته آنها «اختلاط» را به معنای ترکیب خاصی به‌کار بردند و آن ترکیب یا اتحاد «دارای عنصر غالب» بود. استفادة آنان از چنین تمثیلی بدین معنا نیست که از نظر آنان پیش از اتحاد، دو شخص وجود داشت، لوگوس و انسان، و سپس شخص انسان با این اتحاد از میان رفت و تنها شخص لوگوس باقی ماند؛ بلکه آن تمثیل تنها بدین معناست که در تجسد، که در رحم مریم عذرا روی داد، بدنی ایجاد شد که، همچون اتحاد دو جسم، با لوگوس اتحاد یافت. آباء کلیسا با همة کوششی که برای تبیین اتحاد لوگوس و انسان در عیسی به عمل ‌آوردند و به‌رغم استفاده از تمثیل‌های جسمانی گوناگون برای بیان چگونگی وجود دو طبیعت در یک شخص در عیسی، همواره معتقد بودند که تجسد امری یگانه و بی‌نظیر و در واقع نوعی سرّ است.</p>
<p style="text-align: justify;">بحث بر سر چگونگی اتحاد لوگوس و انسان در عیسی به‌تدریج به مسئلة «دو طبیعت» یا «یک طبیعت» انجامید. از نظر قائلان به دو طبیعت (دوذات‌انگاران)، وحدت شخص در عیسی به‌رغم دوگانگی طبیعت‌ها به معنای آن است که لوگوسِ متجسد، به سبب تفوق کاملش بر جنبة بشری، امکان هر‌گونه تعارض و کشمکشی میان آن طبیعت‌ها را از بین برده است؛ به همین جهت است که رابطة میان لوگوس و بدن در عیسی با رابطة میان نفس و بدن در انسان تفاوت دارد. طرح مسئلة یک طبیعت یا دو طبیعت، مسئلة یک اراده و عمل یا دو اراده و عمل را در پی داشت. دوذات‌انگاران از دو اراده و عمل در عیسی و تک‌ذات‌انگاران از یک اراده و عمل در او سخن به میان آوردند و بدین ترتیب دو مذهب در مقابل هم پدیدار گشت.</p>
<p style="text-align: justify;">بخش چهارم</p>
<p style="text-align: justify;">کتاب فلسفة آباء کلیسا با بخش چهارم وارد مبحث بدعت‌ها و تکفیرها در عالم مسیحیت می‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;">دو باور اصلیْ مقوم کلیسای جامع (کاتولیک) در مسیحیت به شمار می‌رفت: ۱٫ اعتقاد به مسیح ازلی، که لوگوس خوانده می‌شود، و همراه با آن اعتقاد به روح‌القدس ازلی؛ ۲٫ اعتقاد به تجسد مسیح ازلی در عیسی، بدان معنا که در عیسی که یک انسان واقعی بود، دو طبیعت وجود داشت: طبیعت الاهی و طبیعت بشری؛ اما از این دو طبیعت تنها طبیعت الاهی بود که علاوه بر طبیعت بودن شخص نیز بود. لذا این دو طبیعت در عیسی یک شخص را تشکیل می‌دادند.</p>
<p style="text-align: justify;">اما در آن زمان که مسیحیت از یهودیت فلسطینی برآمد و فلسفة فیلونی در یهودیت اسکندریه در حال شکل‌گیری بود تلفیق‌هایی از گونه‌های مختلف شرک و بی‌دینی شکل گرفته بود. همة اشکال شرک و چندخدایی، یعنی چند‌خدایی مصری، یونانی، فروگیایی، بابلی و ایرانی خود را با اشکال <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%af%db%8c%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with دین">دین</a> جدید تلفیق کردند. برخی از این تلفیق‌ها را مشرکانِ تعلیم‌دیده در فلسفه صورت فلسفی بخشیدند و بخشی دیگر تحت تأثیر آیین یهود رنگ یهودی گرفتند. پیروان چنین تلفیق‌هایی زمانی که به مسیحیت گرویدند، اعتقاد مسیحی به مسیح ازلی و تجسد آن را پذیرفتند و این دو اعتقاد را بر تلفیق‌های شکل‌گرفتة پیشین افزودند و یا بر آن شدند که تلفیق جدیدی را با رنگ و لعاب مسیحی به وجود آورند. نتیجه آن شد که در میانة قرن دوم، هنگامی که صورت‌بندی کاتولیکی آن دو اعتقاد مسیحی به کمال خود رسید، صورت‌بندی‌های دیگری از آنها از سوی پیروان این <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b0%d8%a7%d9%87%d8%a8/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مذاهب">مذاهب</a> تلفیقی پدیدار گشت.</p>
<p style="text-align: justify;">پیروان این تلفیق‌های مسیحی‌شدة‌ جدید به گنوسیان معروف شدند. مذهب گنوسی را به «دنیوی‌سازی شدید یا یونانی‌سازیِ مسیحیت» توصیف کرده‌اند، اما دقیق‌تر آن است که در وصف مذهب گنوسی بگوییم که این مذهب توانست بر آیین شرک از لحاظ لفظی، صورتی مسیحی بپوشاند: مسیحی‌سازی‌ِ لفظیِ آیین شرک. بنابراین هرگاه می‌خواهیم نظامی از نظام‌های گوناگون گنوسی را بررسی و مطالعه کنیم باید دو کار انجام دهیم: ۱٫ مطالعه و بررسی منشأ و شکل‌گیری آن شرک و بی‌دینی خاص یا همان تلفیق مشرکانة خاص که آن نظام گنوسی با آن آغاز شده است؛ ۲٫ مطالعه و بررسی شیوه‌ای که آن نظام گنوسی آن تلفیق مشرکانة خاص را صورتی مسیحی بخشیده است.</p>
<p style="text-align: justify;">نویسنده در این فصل نظام‌های مختلف گنوسی را، به‌ویژه با تأکید بر وظیفة دوم از دو وظیفة فوق، مطرح و بررسی می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه هر یک از آن نظام‌ها آرا و اندیشه‌های مشرکانة خود را رنگ و لعاب مسیحی دادند. واکنش آباء کلیسا در برابر موج نظام‌های گنوسی در دو اقدام اساسی و تأثیر‌گذار خلاصه می‌شود. به عبارت دیگر، آباء برای رد کردن مذهب گنوسی در پی اثبات این مطلب برآمدند که: اولاً آموزه‌های این مذهب از کتاب مقدس گرفته نشده است، و ثانیاً دیدگاه‌های مطرح در نظام‌های گنوسی دیدگاه‌های بدیع و تازه‌ای نیستند. آباء کلیسا برای نشان ‌دادن منبع و سرچشمة اندیشه‌های گنوسی منابعی را ذکر کرد‌ه‌اند که به‌طور کلی تحت دو عنوان ‌اصلی دسته‌بندی می‌شوند: ۱٫ اعتقادات <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d8%af%db%8c%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ادیان">ادیان</a> کفرآمیز؛ ۲٫ آرا و اندیشه‌های فیلسوفان یونانی.</p>
<p style="text-align: justify;">نویسنده : علی شهبازی</p>
<h2  class="related_post_title">نگاره های مرتبط:</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/2473/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%88-%d8%b3%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/" title="زندگی و سیره حضرت مسیح">زندگی و سیره حضرت مسیح</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/christian/3732/%d8%b3%d9%87-%d9%85%d8%ba-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%86-%d9%85%db%8c%d9%84%d8%a7%d8%af-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/" title="رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح">رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/2468/%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82-%d8%b9%d8%b1%d9%81%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c%d8%aa/" title="اخلاق عرفانی درمسیحیت">اخلاق عرفانی درمسیحیت</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1126/%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%b1-%d9%88-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa/" title="بخور و بخوردان در دین زرتشت">بخور و بخوردان در دین زرتشت</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/china/423/%d9%85%d8%b0%d8%a7%d9%87%d8%a8-%d8%b9%d9%85%d8%af%d9%87-%da%86%db%8c%d9%86/" title="مذاهب عمده چین">مذاهب عمده چین</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/buddah/258/%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%a7/" title="بودا">بودا</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/egypt/185/%d9%85%d9%86%d8%b4%d8%a7%d8%a1-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%85%d8%a7%d8%b3%d9%88%d9%86%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d9%85%d8%b5%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b9%d9%86%d9%87/" title="منشاء فراماسونری و مصر باستان و فراعنه">منشاء فراماسونری و مصر باستان و فراعنه</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/3154/%d9%86%d8%ae%d8%b3%d8%aa%d9%8a%d9%86-%d8%a7%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b7%d9%8a%d8%a7%d9%86-%db%8c%d9%87%d9%88%d8%af%db%8c/" title="نخستین افراطیان یهودی">نخستین افراطیان یهودی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/2028/%d9%85%d9%81%d9%87%d9%88%d9%85-%d9%83%d8%b4%d9%8a%d8%b4-%da%a9%d9%84%db%8c%d8%b3%d8%a7/" title="مفهوم كشيش کلیسا">مفهوم كشيش کلیسا</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1813/%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%a7%d8%b2-%d8%a2%d8%ba%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%a7-%d9%be%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86/" title="شهر بابل از آغاز تا پایان">شهر بابل از آغاز تا پایان</a></li></ul><hr />

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/facebook.png">
<a href="http://www.facebook.com/Tarikhema.ir">«تاریخ ما» در فیس بوک</a>

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/feed.png">
<a href="http://feeds.feedburner.com/tarikhema">فید «تاریخ ما»</a>

<hr />
<p><small>© eni برای <a href="http://tarikhema.ir">تاریخ ما</a>, |
<a href="http://tarikhema.ir/religions/2470/%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%a2%d8%a8%d8%a7%d8%a1-%d9%83%d9%84%d9%8a%d8%b3%d8%a7/">لینک نگاره</a> |
<br/>
</small></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarikhema.ir/religions/2470/%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%a2%d8%a8%d8%a7%d8%a1-%d9%83%d9%84%d9%8a%d8%b3%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اخلاق عرفانی درمسیحیت</title>
		<link>http://tarikhema.ir/religions/2468/%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82-%d8%b9%d8%b1%d9%81%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c%d8%aa/</link>
		<comments>http://tarikhema.ir/religions/2468/%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82-%d8%b9%d8%b1%d9%81%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c%d8%aa/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 04 May 2010 17:15:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انی کاظمی</dc:creator>
				<category><![CDATA[دین و آیین مسیحی]]></category>
		<category><![CDATA[مذاهب و ادیان جهان باستان]]></category>
		<category><![CDATA[آیین]]></category>
		<category><![CDATA[آیین مسیح]]></category>
		<category><![CDATA[آیین مسیحیت]]></category>
		<category><![CDATA[اخلاق]]></category>
		<category><![CDATA[اخلاق عرفانی]]></category>
		<category><![CDATA[ادیان]]></category>
		<category><![CDATA[الاهیات مسیحی]]></category>
		<category><![CDATA[دین]]></category>
		<category><![CDATA[دین مسیح]]></category>
		<category><![CDATA[راهب]]></category>
		<category><![CDATA[عرفان]]></category>
		<category><![CDATA[عرفان مسیحی]]></category>
		<category><![CDATA[عرفانی]]></category>
		<category><![CDATA[عیسی]]></category>
		<category><![CDATA[عیسی مسیح]]></category>
		<category><![CDATA[مذاهب]]></category>
		<category><![CDATA[مذهب]]></category>
		<category><![CDATA[مسیح]]></category>
		<category><![CDATA[مسیحیت]]></category>
		<category><![CDATA[کشیش]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarikhema.ir/?p=2468</guid>
		<description><![CDATA[هرچند «عرفان» نوعاً مستلزم تجربه ای است که در آن عارف به بصیرت یا فهم خاصی دست می یابد (خواه از طریق مراقبه، خواه از طریقدعا و خواه از طریق اشراق بی واسطه)، اما هیچ توصیف جامع قابل قبولی از ماهیت آن وجود ندارد. ● مناسبات میان اخلاق و عرفان مسیحی حتی اگر تجربهٔ دینی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: justify;" dir="rtl">هرچند «<span style="color: #800000;"><strong><a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%d8%b1%d9%81%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عرفان">عرفان</a></strong></span>» نوعاً مستلزم تجربه ای است که در آن عارف به بصیرت یا فهم خاصی دست می یابد (خواه از طریق مراقبه، خواه از طریقدعا و خواه از طریق اشراق بی واسطه)، اما هیچ توصیف جامع قابل قبولی از ماهیت آن وجود ندارد.<span id="more-2468"></span></div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl">●<strong> مناسبات میان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اخلاق">اخلاق</a> و <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%d8%b1%d9%81%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عرفان">عرفان</a> <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیحی">مسیحی</a></strong><br />
حتی اگر تجربهٔ دینی را از سنخ تجربهٔ <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%d8%b1%d9%81%d8%a7%d9%86%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عرفانی">عرفانی</a> ندانیم، باز عرفان به لحاظ داشتن ابعاد متعدد، همانند <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%af%db%8c%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with دین">دین</a> است. و یکی از ابعاد عرفان ــ در کنار بُعد شعائری، بُعدعقیدتی، بُعد نهادی و … ــ بُعد اخلاقی آن است. همچنین همانند <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%af%db%8c%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with دین">دین</a>، این بُعد ازعرفان ــ همچون سایر ابعاد آن ــ در عرفانهای مختلف، دارای تفاوتهایی است. ایننوشتار، با پذیرش وجود چیزی به اسم «عرفان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیحی">مسیحی</a>»، به بررسی تاریخی بُعد اخلاقی آنمی پردازد و سنتهای مختلف اخلاقی پدیدآمده در آن را برمی شمارد.<br />
هرچند «عرفان» نوعاً مستلزم تجربه ای است که در آن عارف به بصیرت یا فهم خاصی دست می یابد (خواهاز طریق مراقبه، خواه از طریق دعا و خواه از طریق اشراق بی واسطه)، اما هیچ توصیفجامع قابل قبولی از ماهیت آن وجود ندارد. این نوشتار عمدتاً به انواعی از عرفان کهمورد قبول عموم است و مباحث اخلاقی ای که در شرح و بسط و نقد آن انواع پدید آمده،خواهد پرداخت. روابط بین <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اخلاق">اخلاق</a> و عرفان در طی ازمنه، امکنه و سنن متفاوت است. هرچند که این نوشتار در وهله اول به روابط بین فلسفه غربی و سنتهای <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%d8%b1%d9%81%d8%a7%d9%86%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عرفانی">عرفانی</a> مختلفمسیحی می پردازد، در به کارگیری{واژهٔ}‌ «عرفان» هیچ نظریه خاصی را دربارهٔ ماهیتعارفان، تجربه شان یا متعلق آن تجربه پیش فرض نمی گیرد.<br />
آمیزه ای بی نهایت مؤثراز عرفان، اخلاق و متافیزیک از نوشته های فیلسوف نوافلاطونی سدهٔ سوم، فلوطین (۲۰۵ـ۲۷۰) پدید‌ آمد. فلوطین بر این باور بود که هر وجودی از واحد فیضان می یابد و هدففردی که اشراق فلسفی یافته{۴}، این است که به بازگشتی حضوری{۵} به واحد دست یابد. دست یافتن به این مراقبه و حضور مستلزم آزاد ساختن نفس از قید و بندها و انگیزه هایمادی است. اخلاق از این منظر، وظیفه اش استقرار نظمی در فرد و جامعه است با محوریتحیات فضیلت مند انسان حکیم.<br />
فضایل حد و اندازه ای بر زندگی انسان می نهند، مانعشهوت می شوند و نظمی را مستقر می سازند که نظم اخلاقی وجود را، هر چند به نحویمحدود باز می تاباند. هر چند زندگی با فضیلت ذاتاً خوب است اما غایت قصوای انساننیست. هنگامی که فیلسوف در مراقبه و حضور ورزیدن متبحرتر گردید، خودش را از قیدزندگی عمومی آزاد می سازد و «با زیر پا نهادن این زندگی، زندگی ای دیگر، یعنی زندگیخدایان را در پیش می گیرد» (انئادها، الف، ۲). فلوطین با استفاده از کتاب دهم اخلاقنیکوماخوس ارسطو (۳۲۲ ـ ۳۸۴ ق. م.) این زندگی الهی را، آزاد از شهوات و متعالی ازهمه الزامات مادی تصویر می کند.<br />
استنباط فردی و عقلی فلوطین از مراقبه و حضوردر نوشته های اولیهٔ قدیس اگوستین (۳۵۴ ـ۴۳۰) رنگ و بوی مسیحی به خود می گیرد. امامتعلق مراقبه در اینجا واحد غیر شخصی فلوطین نیست، بلکه خدای با محبت <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیحیت">مسیحیت</a> است. با این حال، زندگی در انزوا و وقف مراقبه ای که آگوستین در کتاب نهم اعترافات خود،توصیف می کند، استمرار وارستگی و تجرّد نوافلاطونی فلوطین است. اما مهمترین ناقلسنّت فلوطینی، مسیحی اهل سوریه در قرن پنجم بود که امروزه او را دیونوسیوس کاذب{۶} می نامند. در{کتاب} الهیات عرفانی و در جاهای دیگر از مجموعه آثار دیونوسیوس کاذب،خداوند مختفی و متعالی دانسته شده است. هیچ زبانی برای درک ذات او کفایت نمی کند؛راهیابی به ساحت امر متعالی ورای رؤیت{۷} و معرفت بودن است. این الهیات سلبی از قرندوازدهم به بعد، در بسیاری از تفسیرها و کاربردها از جمله تفسیرهای توماس آکویناس (۱۲۲۵ـ ۱۲۷۴) و مایستر اکهارت (۱۲۶۰ـ ۱۳۲۷) شرح و بسط یافت. اکهارت جنبه های عملیعرفان فلوطین را در مجموعه ای جامع از مواعظ بسط داد.<br />
دومین سنّت را می توانسلسله های راهبانه اوایل قرون وسطی دانست. قدیس بندیکتوس{۸} (حدود ۴۸۰ ـ ۵۴۷) در Regula Monachorum{= آداب رهبانی} (۵۱۵) خود، بر تواضع و فرمانبرداری به عنوانفضایل اولیه راهب تأکید می کند. در نهضت اصلاحی سیسترسیان{۹} در قرن دوازدهم، اینسنّت موجب پدید آمدن مجموعه ای غنی از آثاری شد که عشق عرفانی را با انضباط راهبانهمرتبط می سازند. کمال یافتن در فضایل راهبانه، به راهب این امکان را می دهد که ازنردبان احسان{۱۰} که در آن قلب به دریافت عشق کامل <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیح">مسیح</a> نائل می آید، بالا رود. اینسنّت از چندین جهت قابل توجه، با سنّت نوافلاطونی تفاوت دارد.<br />
تأکید بر جماعت وعشق،‌ در نسبت با فلوطین، مجال بیشتری را به فضایل عمومی می دهد. علاوه بر این،گروش درونی نفس، به جای انقطاع از عالم مادی، شرط لازم توفیق عرفانی است. در نتیجه،محل تأکید در آثاری چون رساله در باب مراتب فروتنی و عجب قدیس برنار کلرووئی{۱۱} (۹۱یا ۱۰۹۰ ـ ۱۱۵۳) تغییر می کند. از نظر برنار، عجب،‌ قالب اصلی شرّ اخلاقی و درواقع علت هبوط شیطان است، شخص باید کاری کند تا عجب را از نفس ریشه کن سازد. ازطریق لطف، ثالوث، عقل و اراده را در نفس مهیا می کند تا به بوسهٔ عشق الهی که غایت عرفانی است، نایل آیند، برنار به تفضیل در مواعظ متنفذ خود در باب غزل غزلها{منسوب به سلیمان} از این غایت سخن می گوید. در همین سنت، ایلرد ریولوئی{۱۲} (۱۱۰۹ ـ۱۱۶۷) دو کتاب آینه احسان و دوستی معنوی را می نویسد. کتاب اخیر پاسخی مسیحی بهکتابDe amicita{= در باب دوستی} سیسرون{۱۳} (۴۳ ـ ۱۰۶ ق. م.) است. پیتر لسلی (وفات۱۱۸۲) سیسترسی دیگر در رساله اش، در باب وجدان، رابطه میان حیات طیّبه را با وجدانمهذّب راهبانه شرح و بسط می دهد.<br />
قرن دوازدهم، نشان از پیداش سنّت عرفانی دیگرینیز دارد که بر حیات مسیحانه و یکی شدن با <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیح">مسیح</a> تکیه داشت. در این سنّت، بانفوذترین چهره قدّیس فرانسیس آسیزی{۱۴}(۲/۱۱۸۱ـ ۱۲۲۶) است. فرانسیس و پیروان اولیهاش، با طرد متاع دنیوی و در پیش گرفتن فقر مطلق، خود را تجسم بخش آن شکلی از زندگیمی دانستند که <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%db%8c%d8%b3%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عیسی">عیسی</a> در{<a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d9%86%d8%ac%db%8c%d9%84/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with انجیل">انجیل</a>} متی ۲۲ ـ ۱۶ : ۱۹ بدان توصیه کرده است. از نظرفرانسیسیان اولیه این زندگی مستلزم دوره گردی برای وعظ کردن و گذران زندگی تنها ازطریق صدقات بود. فرانسیس همچنین احساس یکی بودن بارزی با تمامی موجودات داشت. ایناحساس یکی بودن، آنقدر کامل بود که گفته می شد وی به طرز معجزه آسایی جراحات مسیح،یا زخمهای میخ{۱۵} را به عنوان نقطهٔ اوج تجربهٔ عرفانی اش پذیرا گشته است.<br />
انواعی از این گرایشها در عرفان اواخر قرون وسطی، با یکدیگر ترکیب یافتند،بویژه در آلمان که سنّت عرفانی غنی ای در راینلند{۱۶} پدید آمد که از الهیات عرفانیمایستر اکهارت که پیرو سنّت دیونوسیوس کاذب بود تا ریاضت نفس هانیریش سوسو{۱۷} (۱۲۹۵ـ ۱۳۶۶) امتداد یافته و وارد نهضت اصلاحی اولیه گردید. تلاقی مشابهی ازسنّتها کمک کرد تا عرفان اسپانیایی در قرن شانزدهم شکوفا گردد. مشهورترین چهره دراین سنّت قدیسه ترزا آویلایی{۱۸} (۱۵۱۵ ـ ۱۵۸۲) و قدیس یوحنای صلیبی{۱۹} (۱۵۴۲ ـ۱۵۹۱) بودند، که هر دو بر تجربهٔ وجد{۲۰} به عنوان نقطهٔ اوج انضباط شدید تأکیدداشتند. این جذبه{۲۱} در تمثیلات جنسی شعرهای قدیس یوحنا بیان مناسبی یافت، هرچندکه این اشعار را نمی توان خارج از سیاق تفاسیر معنوی همراهشان، بدرستی فهمید.<br />
نهضت اصلاحی پروتستان و تجزیه نهایی سنت مسیحی، از قرن شانزدهم به بعد موجبپدید آمدن بحثهایی در باب «شور و شوق»{۲۲} گردید. در مواجهه با تفاسیر رقیب ازخواسته های خدا، از امتش، پرسشی که طرح شد این بود که ملاک قاطع مرجعیت چیست؟ اگرمرجعیت در نظام دینی سنّتی یا استدلالات پیچیده الهیدانان نیست، در این صورت به نظرمی رسد تنها می تواند در شخص الهام شده وجود داشته باشد. انجمن دوستان{۲۳} که حدود۱۶۵۰تأسیس گردید و به طعنه به «لرزانها»{۲۴} معروف شدند . صرفاً نمونه ای است ازگروهی که نظام کلیسای سنتی و اتکا به الهیات را به نفع نور باطن{۲۵} طرد کردند. نوری که به واسطهٔ آن اعضای این انجمن، این رسالت را در خود احساس کردند که بایددربارهٔ مسائل مهم با امت رک و بی پروا سخن خود را بگویند.{کتاب} عقلانیت <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیحیت">مسیحیت</a> (۱۶۹۵) جان لاک{۲۶} (۱۶۳۲ ـ ۱۷۰۴) شناخته شده ترین پاسخ به مسائل اخلاقی و عقلی ایبود که شور و شوق طرح کرد.<br />
در بحث از شور و شوق مجموعه ای از مسائل به همپیوسته در خصوص معرفت، مرجعیت و تجربه ای که تأثیر مستقیم بر اخلاق دارند، متبلورمی شود. یک تجربهٔ عرفانی، مکرراً عارف را به شیوه ای خاص از زندگی هدایت می کند. ویا به مجموعه‎‎ ای از احکام که باید در تقابل با مجموعه ای دیگر صادر شود، اشارهدارد. اما آیا هیچ قید و قیودی برای عارف به عنوان فاعل اخلاقی وجود دارد؟ آیاملاکهایی برای تمایز نهادن بین تجربهٔ عرفانی حقیقی و فریبنده وجود دارد؟ اهمیتاخلاقی این پرسشها زمانی افزایش می یابد که فرد یا گروه از مرجعیت یک جماعت رسمیدورتر می شود. بدین سان مرجعیت تجربهٔ عرفانی در زندگی عملی، مسأله ای حیاتی دررابطه بین اخلاق و همه انواع عرفان شد.<br />
در قرن بیستم، سرمشق رهیافتهای فلسفیانگلیسی ـ آمریکایی به این مسأله،{کتاب} انواع تجربهٔ دینی (۱۹۰۲) ویلیام جیمز{۲۷} (۱۸۴۲ـ ۱۹۱۰) بوده است، متأسفانه، نتیجهٔ جیمز دایر بر اینکه تجربهٔ عرفانی فقطبرای خود عارف به لحاظ معرفتی خود ـ توجیه گر است، این مسأله را بدون اینکه حل کند،تکرار کرد. زیرا اشاره ای به این ندارد که چگونه این تجربهٔ بنا بر ادعا مرجع، واردزندگی اخلاقی عارف و جامعه اش می شود. سخنان مرسومی که تجربهٔ عرفانی را به عنوانتجربه ای واحد و بیان ناپذیر معرفی می کنند که صرفاً‌ پوشیده در زبان یک سنّت است،هیچ کمکی به حل مسائل اخلاقی خاص نمی کنند. ار. سی. زنیر{۲۸} محقق کاتولیک عرفان وادیان تطبیقی،‌ به سود برتری عرفان خدا باورانه که رو به سوی یک خدای مهربان دارد ودر تقابل با صور به لحاظ اخلاقی بی تفاوت یا بالقوه منحط عرفان است، استدلال کرد. رابرت اتیکن{۲۹} آمریکایی، استاد ذن، طرفدار اخلاق «بوم شناسی عمیق»{۳۰} که مبتنیبر آرمان بودیساتوای{۳۱} بودیسم است می باشد، در حالی که آرتور دانتو{۳۲} که موضعیاجمالاً کانتی دارد بر این باور است که بیشتر اشکال تفکر دینی غیر غربی، دیدگاههایمابعدالطبیعی ای را که مستلزم زوال اخلاقند، مسلّم فرض می کنند. مناسبات میان اخلاقو عرفان پیوسته در حال تغییرند.</div>
<div style="text-align: justify;" dir="rtl">نویسنده: اسکات &#8211; دیویس<br />
مترجم: مسعود &#8211; صادقی علی آبادی<br />
منبع: سایت &#8211; باشگاه اندیشه &#8211; به نقل از فصلنامه متین، شماره۱۵و۱۶<br />
منابع<br />
- The Age of Reform, ۱۲۵۰ _ ۱۵۵۰. New Haven: yale university Press. ۱۹۸۰.<br />
- Aitken, Robert. The Mind of Clover: Essay in Zen Buddhist Ethics. San Francisco. Calif: North Point Press. ۱۹۸۴.<br />
- Butler, Cuthbert. Western Mysticism. London: Con. stable. ۱۹۲۲.<br />
- Cousins, Ewert (ed.). World Sprituality: An Encyclopedic History of the Religious Quest. ۲۵. Vols. New york: Crossroad Press. ۱۹۸۵.<br />
- Danto, Arthur. Mysticism and Morality: Oriental Thought and Moral Philosophy. New york: Harper &amp; Row. ۱۹۷۲.<br />
- James, William. Varieties of Religious Experience. New york: Longmans, Green. ۱۹۰۲.<br />
- Katz, Steven T. (ed.). Mysticism and Philosophical Anatysis. Oxford: Oxford University Press. ۱۹۷۸.<br />
- Knox, R.A. Enthusiasm: A Chapter in the History of Religion. Oxford: Oxford University Press. ۱۹۵۰.<br />
- Mysticism and Religious Traditions. Oxford: Oxford University Press, ۱۹۵۰.<br />
- Otto, Rudolph. Mysticism East and West. New york: Macmillan. ۱۹۵۷.<br />
- Ozment, Steven E. Mysticism and Dissent. New Haven:yale University Press. ۱۹۸۰.<br />
- Payner, Richard J. (ed.). Classics of Western Sprituality. Ramsey, N.J.: Paulist Press. ۱۹۷۸.<br />
- Proud foot, wayne. Religious Experience. Berkeley. University of Califonia Press. ۱۹۸۵.<br />
- Scharfstein, Ben-Ami. Mistical Experience. Oxford Basil Black well. ۱۹۷۳.<br />
- Stace. W.T. Mysticism and Philosophy. Philadelphia: Lippincott. ۱۹۶۰.<br />
- The Teachings of the Mystics. New york. ۱۹۶۰.<br />
- Underhill, Evelyn. Mysticism. London: Methuen. ۱۹۱۱.<br />
- Zaehner, R.C.Mysticism Sacred and Profane. Oxford: Oxford University Press. ۱۹۵۷.<br />
پی نوشت:<br />
{۱}. مشخصات کتابشناختی اصل این نوشته چنین است:<br />
Scott Davis, Mysticism in Encydopedia of Ethics, Lawrance C. Becker (ed.), New york and London: Garland Publishing, Inc. ۱۹۹۲. Vol. II, PP. ۸۴۶-۸.<br />
{۲}. استادیار بخش مطالعات ادیاندانشگاه کالیفرنیای جنوبی، نویسندهٔ آثاری در زمینهٔ اندیشه های اوایل قرون وسطی،فلسفه <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%af%db%8c%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with دین">دین</a> و نظریهٔ اخلاقی.<br />
{۳}. عضو هیأت علمی گروه عرفان اسلامی پژوهشکده امامخمینی(س) و انقلاب اسلامی.<br />
{۴}. the philosophically enlightened indiuidual.<br />
{۵} . contemplative return<br />
{۶}. Pseudo – Dionysius . قدیس آریوپاگوسی کاذب (pseudo – Areopagite). این نام به نویسندهٔ مجموعه ای از آثار الهیاتیداده شد؛ تا پایان قرن نوزدهم عموماً تصور بر این بود که نویسندهٔ این آثار همانقدیس دیونوسیوس آریوپاگوسی است که به وسیلهٔ پولس حواری به مسیحیت گروید؛ اما مشخصشد که این آثار (به زبان یونانی) در اواخر قرن پنجم یا اوایل قرن ششم نوشته شده استو نویسندهٔ آنها امروز دیونوسیوس کاذب خوانده می شود. چهار اثر:<br />
(The Celestial Hierarchy, The Ecclesiastical Hierarchy, The Divine Names, Mystical (Theology وده نامه از وی باقی است. مشخصه محوری این آثار این است که تألیفی از اندیشهٔنوافلاطونی و مسیحی است.<br />
{۷} . Sight<br />
{۸}. .St. Benedict راهب ایتالیایی مؤسسفرقه بندیکتیان.<br />
{۹}. Cistercians (منسوب به نام لاتینی Citeaux). فرقه ای ازراهبان کاتولیک رومی که در ۱۰۹۸ به وسیلهٔ قدیس روبر (Robert) رئیس دیرمولم (Molesme) در ستیوتأسیس گردید.<br />
{۱۰} . the ladder of charity<br />
{۱۱}. . St. Bernard of Clairvauy <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%b4%db%8c%d8%b4/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کشیش">کشیش</a> فرانسوی و عالم الاهیات مسیحی. در ۱۱۱۵ در کلروو دیریبرای راهبان سیسترسی تأسیس کرد، و باقی عمر را به اداره آن گذرانید. شهرت او مرهونمقالات و مواعظ و رسالات پرمغز و شیوایی است که در الاهیات، عرفان و جنبه های مختلفزندگی مسیحی نوشته است از جمله آثار او: مدارج فروتنی و عجب، در عشق به خدا، در فیضو اختیار.<br />
{۱۲}. Ailred of Rievaulx راهب سیسترسی که بر عشق الهی به عنوانبازگردانندهٔ انسانهای هبوط کرده به صورت حقیقی شان، تأکید می کرد.<br />
{۱۳}. Cicero ، نام لاتینی وی مارکوس تولیوس کیکرو، فیلسوف، سیاسمتدار و بزرگترین خطیب رومی. معروفترین آثار سیسرون خطابه های اوست که از آنها ۵۷ خطابه و قطعاتی از ۲۵ خطابهدیگر در دست است. وی استاد مسلم نثر لاتینی است. به افکار رواقیون گرایش داشت واهمیت او از این جهت است که فلسفه و (مقدار کمی) علوم یونان را در دسترس خوانندگانلاتینی زبان قرار داد.<br />
{۱۴}. Francis of Assisi مؤسس فرقه فرانسیسیان و یکی ازبزرگترین قدسین مسیحی. وی در بیست و دو سالگی از دنیا اعراض کرد و در پی دین رفت. از ۱۲۰۹ به موعظه پرداخت و از آغاز کار با فروتنی و استغنا و فداکاری دل مردم را بهدست آورد. برای دسته کوچک پیروانش قواعد رهبانیت نوینی وضع کرد و از پاپ کسب اجازهکرد. هنگامی که در فرقه اش تفرقه افتاد با کمال از خودگذشتگی از ریاست فرقه استعفاکرد ولی موعظه و تدوین قوانین فرقه را ادامه داد.<br />
{۱۵}. stigmate<br />
{۱۶} . Rhineland<br />
{۱۷}. Heinnich Suso عارف آلمانی، شاگرد اکهارت که خودش را خادم حکمتخالده می نامید.<br />
{۱۸}. St. Teresa of Avila یا قدیسه ترسای آویلایی، راهبه ونویسندهٔ اسپانیایی. در ۱۵۳۴ به فرقهٔ کرملی پیوست. در ۱۵۶۲ به اصلاح کلیسای کرملیپرداخت. نوشته های سادهٔ او برجسته ترین آثار ادبیات عرفانی مسیحیت است. از آثارشراه کمال و کاخ روح را می توان نام برد.<br />
{۱۹}. St. John of the Crossly ناماسپانیایی وی خوان دلاکروس عارف و شاعر اسپانیایی و مؤسس کرملیان پابرهنه و ازدوستان نزدیک قدیسه ترسای آویلایی بود و همین قدیسه او را به زندگی عرفانی اش رهبریکرد. از آثارش در الهیات عرفانی، شب تاریک روح و صعود کوه کرمل است.<br />
{۲۰}. The experience of rapture<br />
{۲۱}. ecstasy<br />
{۲۲} . enthusiasm<br />
{۲۳}. the Society of Friends گروهی مذهبی که در قرن ۱۷ م. به رهبری جورج فاکس در انگلستان پیدایشیافت. فاکس معتقد بود که انسان بدون واسطه و به هدایت «نور درونی» که روح القدس بهاو اعطا می کند، قادر است با خدا رابطهٔ شخصی و مستقیم برقرار کند. پیروان او بهنام انجمن مذهبی دوستان معروف شدند و معمولاً کویکرز{= لرزانها} خوانده می شدندزیرا هنگام عبادت از هیجان می لرزیدند. از عبادت در کلیسای رسمی، ادای سوگند و حملاسلحه در جنگ امتناع می کردند. القاب اجتماعی و رسمی نزد آنان مطرود بود.<br />
{۲۴} . quakers<br />
{۲۵} . an inner light<br />
{۲۶}. John lock فیلسوف بزرگ انگلیسی در قرن۱۷م.<br />
{۲۷}. William James فیلسوف و روانشناس آمریکایی.<br />
{۲۸} . R.C.Zaehner<br />
{۲۹} . Robert Aitken<br />
{۳۰} . deep ecology<br />
{۳۱} . Bodhisatva<br />
{۳۲} . Arthur Danto</div>
<h2  class="related_post_title">نگاره های مرتبط:</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/2473/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%88-%d8%b3%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/" title="زندگی و سیره حضرت مسیح">زندگی و سیره حضرت مسیح</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/2470/%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%a2%d8%a8%d8%a7%d8%a1-%d9%83%d9%84%d9%8a%d8%b3%d8%a7/" title="فلسفه آباء كليسا">فلسفه آباء كليسا</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/christian/3732/%d8%b3%d9%87-%d9%85%d8%ba-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%86-%d9%85%db%8c%d9%84%d8%a7%d8%af-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/" title="رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح">رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/buddah/258/%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%a7/" title="بودا">بودا</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1960/%d9%86%d8%aa%db%8c%d8%ac%d9%87-%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c%d8%8c-%d9%86%d8%ac%d8%a7%d8%aa-%da%af%db%8c%d8%aa%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%db%8c%db%8c%d9%86-%d9%87%d9%86%d8%af%d9%88%d8%a6%db%8c%d9%85/" title="نتیجه گیری، نجات گیتی در آیین هندوئیم">نتیجه گیری، نجات گیتی در آیین هندوئیم</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1744/%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b8%d9%87%d9%88%d8%b1-%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa/" title="زمان ظهور زرتشت">زمان ظهور زرتشت</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1126/%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%b1-%d9%88-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa/" title="بخور و بخوردان در دین زرتشت">بخور و بخوردان در دین زرتشت</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/764/%d9%85%d9%81%d8%b1%d9%88%d8%b6%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d8%aa%d8%ba%d9%8a%d8%b1/" title="مفروضات متغیر">مفروضات متغیر</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/578/%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d8%9f/" title="بودا کیست ؟">بودا کیست ؟</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/241/%da%a9%d9%88%d8%aa%d8%a7%d9%87-%d8%b3%d9%84%d8%b3%d9%84%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c/" title="کوتاه سلسله ساسانی">کوتاه سلسله ساسانی</a></li></ul><hr />

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/facebook.png">
<a href="http://www.facebook.com/Tarikhema.ir">«تاریخ ما» در فیس بوک</a>

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/feed.png">
<a href="http://feeds.feedburner.com/tarikhema">فید «تاریخ ما»</a>

<hr />
<p><small>© eni برای <a href="http://tarikhema.ir">تاریخ ما</a>, |
<a href="http://tarikhema.ir/religions/2468/%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82-%d8%b9%d8%b1%d9%81%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c%d8%aa/">لینک نگاره</a> |
<br/>
</small></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarikhema.ir/religions/2468/%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82-%d8%b9%d8%b1%d9%81%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کفن تورین و تصویر مسیح ؟</title>
		<link>http://tarikhema.ir/religions/2240/%da%a9%d9%81%d9%86-%d8%aa%d9%88%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%88-%d8%aa%d8%b5%d9%88%db%8c%d8%b1-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad-%d8%9f/</link>
		<comments>http://tarikhema.ir/religions/2240/%da%a9%d9%81%d9%86-%d8%aa%d9%88%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%88-%d8%aa%d8%b5%d9%88%db%8c%d8%b1-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad-%d8%9f/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 09 Mar 2010 17:46:15 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انی کاظمی</dc:creator>
				<category><![CDATA[دین و آیین مسیحی]]></category>
		<category><![CDATA[مذاهب و ادیان جهان باستان]]></category>
		<category><![CDATA[تدفین]]></category>
		<category><![CDATA[توریت ایتالیا]]></category>
		<category><![CDATA[تورین]]></category>
		<category><![CDATA[حضرت مسیح]]></category>
		<category><![CDATA[سنت جان]]></category>
		<category><![CDATA[قسطنطنیه]]></category>
		<category><![CDATA[محققان]]></category>
		<category><![CDATA[مسیح]]></category>
		<category><![CDATA[مسیحی]]></category>
		<category><![CDATA[مسیحیت]]></category>
		<category><![CDATA[مصلوب]]></category>
		<category><![CDATA[واتیکان]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب مقدس]]></category>
		<category><![CDATA[کفن]]></category>
		<category><![CDATA[کفن تورین]]></category>
		<category><![CDATA[کلیسا]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarikhema.ir/?p=2240</guid>
		<description><![CDATA[کفن تورین، تکه پارچه کتانی منقوش به تصویر چهره ایست که حضرت مسیح انگاشته می شود و در این تصویر صورتی زخمی و رنج کشیده دیده می شود که بنظر مصلوب شده است. این پارچه در کلیسای سلطنتی سنت جان تعمیددهنده در تورین ایتالیا نگهداری می شود. خیلی ها بر این باورند این پارچه در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">کفن تورین، تکه پارچه کتانی منقوش به تصویر چهره ایست که <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with حضرت مسیح">حضرت مسیح</a> انگاشته می شود و در این تصویر صورتی زخمی و رنج کشیده دیده می شود که بنظر مصلوب شده است. این پارچه در کلیسای سلطنتی سنت جان تعمیددهنده در تورین ایتالیا نگهداری می شود. خیلی ها بر این باورند این پارچه در هنگام <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%aa%d8%af%d9%81%db%8c%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with تدفین">تدفین</a> <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیح">مسیح</a> بروی او قرار داده شده.<span id="more-2240"></span></p>
<div id="attachment_2241" class="wp-caption alignleft" style="width: 210px"><a href="http://tarikhema.ir/wp-content/uploads/2010/03/turin200.jpg"><img class="size-full wp-image-2241" title="turin200" src="http://tarikhema.ir/wp-content/uploads/2010/03/turin200.jpg" alt="turin200 کفن تورین و تصویر مسیح ؟ | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="200" height="134" /></a><p class="wp-caption-text">کفن تورین - <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیح">مسیح</a></p></div>
<p style="text-align: justify;">تصویر این کفن همانطور که در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%da%a9%d8%b3/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عکس">عکس</a> می بینید، در حالت نگاتیو سیاه و سفید واضح تراز حالت طبیعی سپیای آن است. این نگاتیو قابل توجه اولین بار در ۲۸ می ۱۸۹۸ توسط یک عکاس آماتور به حالت نگاتیو در آمد. عکاس سکوندو پیا بود که وقتی پارچه در کلیسای تورین به نمایش درآمد مجوز عکسبرداری از آن را داشت و وقتی نقش چهره را بر نگاتیو آن مشاهده کرد، شیشه عکاسی از شدت شوک از دستش افتاد.</p>
<p style="text-align: justify;">کفن باعث ایجاد بحث های بسیار زیادی میان دانشمندان، مردم با ایمان، مورخان و نویسندگان شد که کجا و چه زمانی و چگونه این کفن ساخته شده است؟ از یک دیدگاه مذهبی، پاپ پیوس یازدهم، تصویر را با توافق کلیسای کاتولیک <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b1%d9%88%d9%85/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with روم">روم</a> به عنوان چهره مقدس مسیح پذیرفت و آن را وقف مراسم چهره مقدس مسیح کرد که در سه شنبه قبل از چهارشنبه توبه جشن گرفته شود.</p>
<p style="text-align: justify;">بعضی بر این باورند که این پارچه بر صورت مسیح در مدفنش گذاشته شده، شکاکان آن را سند جعلی مربوط به قرون وسطی می دانند و دیگران آن را تاثیر واکنش های شیمیایی طبیعت بر پارچه می دانند.</p>
<p style="text-align: justify;">در سال ۱۹۸۸ با استفاده از روش علمی تاریخ گذاری رادیو کربن دانشمندان کفن را متعلق به ۱۳۰۰ سال بعد از مسیح نسبت دادند و سپس بحث و ادعاهای زیادی مبنی بر اشتباه بودن این آزمایش بوجود آمد. بعد از آزمایشهای متنوع توسط افراد مختلف، سرانجام در سال ۲۰۰۸ <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%ad%d9%82%d9%82%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with محققان">محققان</a> در دانشگاه آکسفورد با رادیوکربن پارچه را دقیق تر آزمایش کردند و احتمال تاریخ آن را که متعلق به زمان زندگی مسیح باشد تایید و آزمایشهای سال ۱۹۸۸ را تکذیب کردند.</p>
<p style="text-align: justify;">این کفن پارچه ای مربعی در اندازه ۴٫۴ متر در ۱٫۱ متر است. در آن تصویر کم رنگ و زرد مرد برهنه ای از جلو و پشت مردی است که دستانش در کنار پاهایش قرار دارد. تصویر مرد کفن، دارای ریش و سبیل است. بدنی ماهیچه ای و قدی بلند دارد و البته برای مردی در زمان زندگی مسیح قدی متوسط محسوب می شود و بدنش دارای جراحت و زخم زیادی ناشی از مصلوب شدن است که مطابق گفته های <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کتاب مقدس">کتاب مقدس</a> درباره مرگ مسیح است.</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%ad%d9%82%d9%82%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with محققان">محققان</a> واتیکان می گویند این کفن از زمان محاصره قسطنطنیه در ۱۲۰۴ توسط صلیبیون نگهداری می شده است و اینکار جزئی از <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a2%db%8c%db%8c%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with آیین">آیین</a> مذهبی بوده است و این احتمال هست که سرکوب صلیبیون در قرن ۱۴ به دلیل وجود مراسم پرستش «چهره ریش دار» مربوط به همین کفن باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">با تمام این اوصاف کفن تورین هنوز جزو معماهای حل نشده بشریت است و تحقیقات همچنان درباره آن ادامه دارد.</p>
<p style="text-align: justify;">en.wikipedia.org</p>
<h2  class="related_post_title">نگاره های مرتبط:</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/2028/%d9%85%d9%81%d9%87%d9%88%d9%85-%d9%83%d8%b4%d9%8a%d8%b4-%da%a9%d9%84%db%8c%d8%b3%d8%a7/" title="مفهوم كشيش کلیسا">مفهوم كشيش کلیسا</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1126/%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%b1-%d9%88-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa/" title="بخور و بخوردان در دین زرتشت">بخور و بخوردان در دین زرتشت</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1107/%d9%82%d9%88%d9%85-%d8%ab%d9%85%d9%88%d8%af/" title="قوم ثمود">قوم ثمود</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/487/%d8%ad%da%a9%d9%85%d8%aa-%d9%88-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" title="حکمت و فلسفه در ایران باستان">حکمت و فلسفه در ایران باستان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/christian/3732/%d8%b3%d9%87-%d9%85%d8%ba-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%86-%d9%85%db%8c%d9%84%d8%a7%d8%af-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/" title="رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح">رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/2473/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%88-%d8%b3%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/" title="زندگی و سیره حضرت مسیح">زندگی و سیره حضرت مسیح</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/2470/%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%a2%d8%a8%d8%a7%d8%a1-%d9%83%d9%84%d9%8a%d8%b3%d8%a7/" title="فلسفه آباء كليسا">فلسفه آباء كليسا</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1969/%d8%a7%d8%af%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b1%d9%88%d9%be%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" title="ادیان اروپای باستان">ادیان اروپای باستان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1937/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3-%d8%b9%d9%87%d8%af-%d9%82%d8%af%db%8c%d9%85-%d9%88-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-bible/" title="کتاب مقدس عهد قدیم و جدید Bible">کتاب مقدس عهد قدیم و جدید Bible</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1523/%d8%a2%d8%b4%d9%88%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%be%d8%a7%d9%84-%d9%be%d8%a7%d8%af%d8%b4%d8%a7%d9%87-%d8%a2%d8%b4%d9%88%d8%b1/" title="جنگ و اخلاق نزد آشوربانیپال پادشاه آشور">جنگ و اخلاق نزد آشوربانیپال پادشاه آشور</a></li></ul><hr />

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/facebook.png">
<a href="http://www.facebook.com/Tarikhema.ir">«تاریخ ما» در فیس بوک</a>

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/feed.png">
<a href="http://feeds.feedburner.com/tarikhema">فید «تاریخ ما»</a>

<hr />
<p><small>© eni برای <a href="http://tarikhema.ir">تاریخ ما</a>, |
<a href="http://tarikhema.ir/religions/2240/%da%a9%d9%81%d9%86-%d8%aa%d9%88%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%88-%d8%aa%d8%b5%d9%88%db%8c%d8%b1-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad-%d8%9f/">لینک نگاره</a> |
<br/>
</small></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarikhema.ir/religions/2240/%da%a9%d9%81%d9%86-%d8%aa%d9%88%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%88-%d8%aa%d8%b5%d9%88%db%8c%d8%b1-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad-%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

<!-- Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: http://www.w3-edge.com/wordpress-plugins/

Page Caching using memcached (User is logged in)
Database Caching using memcached
Object Caching 19940/20118 objects using memcached

Served from: tarikhema.ir @ 2012-02-13 09:28:56 -->
