<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>تاریخ ما &#187; مذاهب و ادیان جهان باستان</title>
	<atom:link href="http://tarikhema.ir/Subjects/ancient/religions/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://tarikhema.ir</link>
	<description>گزیده ای از تاریخ تمدن ایران و دنیای باستان</description>
	<lastBuildDate>Sat, 12 May 2012 17:39:34 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.2</generator>
		<item>
		<title>هنر پیکره‌تراشی بودایی: گندهارا</title>
		<link>http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/8101/%d9%87%d9%86%d8%b1-%d9%be%db%8c%da%a9%d8%b1%d9%87%e2%80%8c%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b4%db%8c-%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87%d8%a7%d8%b1%d8%a7/</link>
		<comments>http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/8101/%d9%87%d9%86%d8%b1-%d9%be%db%8c%da%a9%d8%b1%d9%87%e2%80%8c%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b4%db%8c-%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87%d8%a7%d8%b1%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 04 May 2012 20:57:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انی کاظمی</dc:creator>
				<category><![CDATA[دین و آیین بودا]]></category>
		<category><![CDATA[هخامنشیان]]></category>
		<category><![CDATA[بودا]]></category>
		<category><![CDATA[بودایی]]></category>
		<category><![CDATA[سلسله]]></category>
		<category><![CDATA[قرن ششم]]></category>
		<category><![CDATA[قرن یازدهم میلادی]]></category>
		<category><![CDATA[پادشاهی گندهارا]]></category>
		<category><![CDATA[کوشان]]></category>
		<category><![CDATA[گندهارا]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarikhema.ir/?p=8101</guid>
		<description><![CDATA[پادشاهی گندهارا از قرن ششم پیش از میلاد تا قرن یازدهم میلادی دوام داشت. ما‌بین قرن یکم تا قرن پنجم میلادی، اوج عظمت این سرزمین به‌نمایش در‌آمد که سلسله‌ی پادشاهان «کوشان» (Kushan) در راه این تعالی کوشیدند. پس از فتح گندهارا به‌دست مسلمانان در سال ۱۰۲۱ میلادی (به‌دست محمود)، نام این سرزمین مشهور باستانی، به‌مرور [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL"><a title=" " href="http://tarikhema.ir/images/2012/05/2012042-daricheyshargh-101.jpg"> <img class=" aligncenter" title="2012042-daricheyshargh-101" src="http://tarikhema.ir/images/2012/05/2012042-daricheyshargh-101.jpg" alt="achaemenid buddah  2012042 daricheyshargh 101 هنر پیکره‌تراشی بودایی: گندهارا | تاریخ ما Tarikhema.ir"  /></a></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">پادشاهی گندهارا از قرن ششم پیش از میلاد تا قرن یازدهم میلادی دوام داشت. ما‌بین قرن یکم تا قرن پنجم میلادی، اوج عظمت این سرزمین به‌نمایش در‌آمد که <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b3%d9%84%d8%b3%d9%84%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with سلسله">سلسله</a>‌ی پادشاهان «<a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d9%88%d8%b4%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کوشان">کوشان</a>» (Kushan) در راه این تعالی کوشیدند. پس از فتح گندهارا به‌دست مسلمانان در سال ۱۰۲۱ میلادی (به‌دست محمود)، نام این سرزمین مشهور باستانی، به‌مرور زمان، به فراموشی سپرده شد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">طایفه‌ی <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d9%88%d8%b4%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کوشان">کوشان</a>‌ها که در آغاز در چین سکنا داشتند و به «یوئه چیه» (Yueh Chih) معروف بودند، به‌سوی آسیای مرکزی و به سمت «باکتریا» (Bactria) مهاجرت کردند، سرزمینی که برای قرن‌ها در آن سکنا گزیدند. در حدود سال ۷۵ میلادی، یکی از قبایل آن‌ها به رهبری «کوجولا» (Kujula) موفق شد بر سرزمین گندهارا تسلط یابد. دوره‌ی حکومت این طایفه که به <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b3%d9%84%d8%b3%d9%84%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with سلسله">سلسله</a>‌ی «<a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d9%88%d8%b4%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کوشان">کوشان</a>» مشهور بود، به عصر طلایی گندهارا شهرت یافت. در این دوره، هنر گندهارا به پیش‌رفت‌های بسیار چشم‌گیری نایل آمد و به‌خصوص، هنر پیکره‌تراشی این سرزمین در سراسر <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d9%86%d8%af/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هند">هند</a>، به هنری بی‌نظیر بدل شد و آثار بسیار ارزش‌مندی از هنرمندان پیکره‌تراش به‌یادگار ماند.</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">هنر پیکره‌تراشی گندهارا از هنرهای منحصر‌به‌فرد دوره‌ی باستان محسوب می‌شود که امروزه تعدادی از تمثال‌های به‌یادگار مانده از آن در موزه‌های بعضی کشورها حفاظت شده و نیز پیکره‌های عظیمی که در دامنه‌ی کوه‌ها هنوز هم قابل رویت می‌باشند.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">در زمان پادشاهی شاه «کانیشکا» (Kanishka) ( 128تا ۱۵۱ میلادی) که به بزرگ‌ترین پادشاه کوشان شهرت یافت، تمدن گندهارا به اوج شکوفایی خود رسید. شهرهای بزرگی ساخته شد و شهر «پیشاور» به‌عنوان پایتخت پادشاهی، بسیار سامان یافت. کانیشکا، پادشاهی بود حامی آیین <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with بودایی">بودایی</a> و برای گسترش و تجلی آن بسیار کوشید. در آن زمان، آیین <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with بودایی">بودایی</a> به آسیای مرکزی و بسیاری از نقاط دور دست راه یافت. و نیز هنر <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with بودایی">بودایی</a> از گندهارا به بسیاری از سرزمین‌های مجاور عزیمت کرد. در گندهارا و در زمان پادشاهی کانیشکا، آیین <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with بودایی">بودایی</a> به چنان عظمتی دست یافت که این منطقه به «سرزمین مقدس <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with بودایی">بودایی</a>» شهرت پیدا کرد و توانست سیل فراوانی از زایران چینی را به‌سوی خود جلب کند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">گروهی از محققان و صاحب‌نظران <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with بودایی">بودایی</a> بر این باورند که ساخت تمثال‌های «<a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with بودا">بودا</a>» به‌شکل پیکره‌ی انسانی، از همین زمان آغاز شد. پیش از این تاریخ، بوداییان، «<a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with بودا">بودا</a>» را فقط به‌صورت نمادین به تصویر می‌کشیدند، نمادهایی نظیر نیلوفر، چتر، رد پا و غیره.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">در این دوره بود که تمثال‌ها و پیکره‌های منحصر‌به‌فردی از <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with بودا">بودا</a>، زندگی و تعالیم او ساخته شد و هنر پیکره‌تراشی گندهارا به سرزمین‌های دیگر نیز نفوذ کرد. هرچند که خود این هنر در گندرهارا، تحت نفوذ سبک‌های پیکره‌تراشی سرزمین‌هایی چون ایران، <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d9%86%d8%af/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هند">هند</a> و به‌خصوص یونان بود، اما توانست سبک خاصی از هنر را در پیکره‌تراشی پدید آورد که به «هنر گندهارا» شهرت یافت.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">تمثال‌های عظیم بودا در معابد و دامنه‌ی کوه‌ها ساخته شد. کانیشکا، هم‌چنین یک برج بلند به ارتفاع ۱۲۲ متر را در پیشاور برپا ساخت که در گزارشات «فا هسین» (Fa Hsien)، «سون یون» (Sun Yun) و «هسوان تسانگ» (Hsuan Tsang)، ذکر شده‌است. این برج عظیم، در قرن یازدهم میلادی تخریب شد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">پس از دوران پادشاهی کانیشکا، سرزمین گندهارا به‌مرور دچار تغییرات و چالش‌هایی شد و رو به‌زوال رفت‌، هرچند هنر گندهارا تا حدودی موقعیت خود را حفظ نمود.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">پس از قرن پنجم میلادی، حمله‌ی اقوام مختلف به این سرزمین، باعث تخریب بسیاری از آثار تاریخی آن شد و هنر گندهارا در این میان محو گردید، البته در ره‌گذار تاریخ، به بخش عظیمی از هنر بودایی بدل یافت و تاثیرات فراوانی در تجلی این هنر و نیز آیین بودایی داشت.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">هنر پیکره‌تراشی گندهارا از هنرهای منحصر‌به‌فرد دوره‌ی باستان محسوب می‌شود که امروزه تعدادی از تمثال‌های به‌یادگار مانده از آن در موزه‌های بعضی کشورها حفاظت شده و نیز پیکره‌های عظیمی که در دامنه‌ی کوه‌ها هنوز هم قابل رویت می‌باشند.</p>
<p dir="RTL"><img class="aligncenter" title="20120427-Daricheie be shargh-3-Ali Farahbakhsh- Main Picture" src="http://tarikhema.ir/images/2012/05/20120427-Daricheie-be-shargh-3-Ali-Farahbakhsh-Main-Picture.jpg" alt="achaemenid buddah  20120427 Daricheie be shargh 3 Ali Farahbakhsh Main Picture هنر پیکره‌تراشی بودایی: گندهارا | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="500" height="730" /></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">هر چند هنر گندهارا را عمومن به‌عنوان هنری بودایی قلمداد می‌کنند، اما به باور بسیاری، این هنر نه تنها یک هنر بودایی، بلکه میراثی‌ست از تمدنی باستانی، که میراث جهانی محسوب می‌شود. از همین روست که تخریب تمثال‌های عظیم بودا در شهر بامیان افغانستان به‌دست گروه طالبان، سیل اعتراضات جهانی را به‌همراه داشت، زیرا هنر، تنها متعلق به‌یک فرقه یا کیش خاص نیست، بلکه تجلی روح انسانی، در بیان اندیشه‌ها و عقاید در نظرگاه‌های گوناگون بوده، و ارزش و یادگاری جهانی‌ست.</p>
<p style="text-align: center;" dir="RTL">در پایان لازم به ذکر است که هنر پیکره‌تراشی گندهارا، تنها معطوف به تمثال‌های بودا نیست و ابعاد گسترده‌ای دارد. لذا در این نوشتار فقط به‌صورت متمرکز بر روی هنر بودایی آن، مختصر شرحی به‌میان آمد.</p>
<p style="text-align: center;"><a title=" " href="http://tarikhema.ir/images/2012/05/2012042-daricheyshargh-101.jpg">  </a><br />
<a title=" " href="http://tarikhema.ir/images/2012/05/2012042-daricheyshargh-102.jpg"> <img title="2012042-daricheyshargh-102" src="http://tarikhema.ir/images/2012/05/2012042-daricheyshargh-102.jpg" alt="achaemenid buddah  2012042 daricheyshargh 102 هنر پیکره‌تراشی بودایی: گندهارا | تاریخ ما Tarikhema.ir"  /> </a><br />
<a title=" " href="http://tarikhema.ir/images/2012/05/2012042-daricheyshargh-103.jpg"> <img title="2012042-daricheyshargh-103" src="http://tarikhema.ir/images/2012/05/2012042-daricheyshargh-103.jpg" alt="achaemenid buddah  2012042 daricheyshargh 103 هنر پیکره‌تراشی بودایی: گندهارا | تاریخ ما Tarikhema.ir"  /> </a><br />
<a title=" " href="http://tarikhema.ir/images/2012/05/2012042-daricheyshargh-104.jpg"> <img title="2012042-daricheyshargh-104" src="http://tarikhema.ir/images/2012/05/2012042-daricheyshargh-104.jpg" alt="achaemenid buddah  2012042 daricheyshargh 104 هنر پیکره‌تراشی بودایی: گندهارا | تاریخ ما Tarikhema.ir"  /> </a><br />
<a title=" " href="http://tarikhema.ir/images/2012/05/2012042-daricheyshargh-105.jpg"> <img title="2012042-daricheyshargh-105" src="http://tarikhema.ir/images/2012/05/2012042-daricheyshargh-105.jpg" alt="achaemenid buddah  2012042 daricheyshargh 105 هنر پیکره‌تراشی بودایی: گندهارا | تاریخ ما Tarikhema.ir"  /> </a><br />
<a title=" " href="http://tarikhema.ir/images/2012/05/2012042-daricheyshargh-107.jpg"> <img title="2012042-daricheyshargh-107" src="http://tarikhema.ir/images/2012/05/2012042-daricheyshargh-107.jpg" alt="achaemenid buddah  2012042 daricheyshargh 107 هنر پیکره‌تراشی بودایی: گندهارا | تاریخ ما Tarikhema.ir"  /> </a><br />
<a title=" " href="http://tarikhema.ir/images/2012/05/2012042-daricheyshargh-108.jpg"> <img title="2012042-daricheyshargh-108" src="http://tarikhema.ir/images/2012/05/2012042-daricheyshargh-108.jpg" alt="achaemenid buddah  2012042 daricheyshargh 108 هنر پیکره‌تراشی بودایی: گندهارا | تاریخ ما Tarikhema.ir"  /> </a><br />
<a title=" " href="http://tarikhema.ir/images/2012/05/2012042-daricheyshargh-109.jpg"> <img title="2012042-daricheyshargh-109" src="http://tarikhema.ir/images/2012/05/2012042-daricheyshargh-109.jpg" alt="achaemenid buddah  2012042 daricheyshargh 109 هنر پیکره‌تراشی بودایی: گندهارا | تاریخ ما Tarikhema.ir"  /> </a><br />
<a title=" " href="http://tarikhema.ir/images/2012/05/2012042-daricheyshargh-110.jpg"> <img title="2012042-daricheyshargh-110" src="http://tarikhema.ir/images/2012/05/2012042-daricheyshargh-110.jpg" alt="achaemenid buddah  2012042 daricheyshargh 110 هنر پیکره‌تراشی بودایی: گندهارا | تاریخ ما Tarikhema.ir"  /> </a><br />
<a title=" " href="http://tarikhema.ir/images/2012/05/2012042-daricheyshargh-111.jpg"> <img title="2012042-daricheyshargh-111" src="http://tarikhema.ir/images/2012/05/2012042-daricheyshargh-111.jpg" alt="achaemenid buddah  2012042 daricheyshargh 111 هنر پیکره‌تراشی بودایی: گندهارا | تاریخ ما Tarikhema.ir"  /> </a><br />
<a title=" " href="http://tarikhema.ir/images/2012/05/2012042-daricheyshargh-112.jpg"> <img title="2012042-daricheyshargh-112" src="http://tarikhema.ir/images/2012/05/2012042-daricheyshargh-112.jpg" alt="achaemenid buddah  2012042 daricheyshargh 112 هنر پیکره‌تراشی بودایی: گندهارا | تاریخ ما Tarikhema.ir"  /> </a><br />
<a title=" " href="http://tarikhema.ir/images/2012/05/gandhara-2012042-daricheyshargh-106.jpg"> <img title="gandhara-2012042-daricheyshargh-106" src="http://tarikhema.ir/images/2012/05/gandhara-2012042-daricheyshargh-106.jpg" alt="achaemenid buddah  gandhara 2012042 daricheyshargh 106 هنر پیکره‌تراشی بودایی: گندهارا | تاریخ ما Tarikhema.ir"  /></a></p>
<p>منبع : رادیو کوچه</p>
<h2  class="related_post_title">نگاره های مرتبط:</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1848/%d8%b4%d8%a7%d9%be%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d9%88%d9%84-%d9%81%d8%b1%d8%b2%d9%86%d8%af-%d8%a7%d8%af%d8%b1%d8%b4%db%8c%d8%b1-%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86/" title="شاپور اول فرزند اردشیر دومین شاه ساسانی">شاپور اول فرزند اردشیر دومین شاه ساسانی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/buddah/608/%d8%b8%d9%87%d9%88%d8%b1-%d9%85%d8%b0%d9%87%d8%a8%e2%80%8c-%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c%e2%80%8c-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d9%83%d8%aa%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c%e2%80%8c-%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%a7%db%8c/" title="ظهور مذهب‌ بودایی‌ و باکتریای‌ بودایی">ظهور مذهب‌ بودایی‌ و باکتریای‌ بودایی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/599/%d9%85%d9%83%d8%a7%d8%aa%d8%a8%e2%80%8c-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%8a%e2%80%8c-%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c/" title="مکاتب‌ فلسفی‌ بودایی">مکاتب‌ فلسفی‌ بودایی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/china/448/%d8%ad%d9%81%d8%b1%d9%87-%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%d9%85%d8%ac%d8%b3%d9%85%d9%87-%d8%a8%d9%88%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%aa%d8%a8%d8%aa/" title="حفره هزار مجسمه بوایی در تبت">حفره هزار مجسمه بوایی در تبت</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/china/408/%da%a9%d8%a7%d8%ae-%d9%be%d9%88%d8%af%d8%a7%d9%84%d8%a7/" title="کاخ پودالا">کاخ پودالا</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/241/%da%a9%d9%88%d8%aa%d8%a7%d9%87-%d8%b3%d9%84%d8%b3%d9%84%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c/" title="کوتاه سلسله ساسانی">کوتاه سلسله ساسانی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/india/3562/%d8%ac%d8%af%d9%88%d9%84-%da%af%d8%a7%d9%87%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d9%87%d9%86%d8%af/" title="جدول گاهشماری تاریخ هند از آغاز تا سال 1931">جدول گاهشماری تاریخ هند از آغاز تا سال 1931</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/2673/%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c/" title="دین بودایی">دین بودایی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/2355/%d8%aa%d9%87%d9%8a%da%af%d9%89%d8%8c-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d9%87-%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c/" title="تهيگى، آموزه بودایی">تهيگى، آموزه بودایی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/2352/%d9%85%d8%ac%d8%b3%d9%85%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%a7%d9%89-%d8%a8%d9%88%d9%8f%d8%aa%d8%b3%d9%88%d9%8f-%d8%8c-%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af/" title="مجسمه های داى بوُتسوُ ، بودای بزرگ">مجسمه های داى بوُتسوُ ، بودای بزرگ</a></li></ul><hr />

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/facebook.png">
<a href="http://www.facebook.com/Tarikhema.ir">«تاریخ ما» در فیس بوک</a>

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/feed.png">
<a href="http://feeds.feedburner.com/tarikhema">فید «تاریخ ما»</a>

<hr />
<p><small>© eni برای <a href="http://tarikhema.ir">تاریخ ما</a>, |
<a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/8101/%d9%87%d9%86%d8%b1-%d9%be%db%8c%da%a9%d8%b1%d9%87%e2%80%8c%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b4%db%8c-%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87%d8%a7%d8%b1%d8%a7/">لینک نگاره</a> |
<br/>
</small></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/8101/%d9%87%d9%86%d8%b1-%d9%be%db%8c%da%a9%d8%b1%d9%87%e2%80%8c%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b4%db%8c-%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87%d8%a7%d8%b1%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خط و کتابت مانوی</title>
		<link>http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/8063/%d8%ae%d8%b7-%d9%88-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d8%aa-%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%88%db%8c/</link>
		<comments>http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/8063/%d8%ae%d8%b7-%d9%88-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d8%aa-%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%88%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 09 Apr 2012 10:46:13 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انی کاظمی</dc:creator>
				<category><![CDATA[دین و آیین مانوی]]></category>
		<category><![CDATA[ساسانیان]]></category>
		<category><![CDATA[آثار مانی]]></category>
		<category><![CDATA[آیین مانی]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات مانوی]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات مانویان]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات مانی]]></category>
		<category><![CDATA[اشعار مانویان]]></category>
		<category><![CDATA[حسن تقی‏زاده]]></category>
		<category><![CDATA[خط مانی]]></category>
		<category><![CDATA[دین مانی]]></category>
		<category><![CDATA[سنت آگوستین]]></category>
		<category><![CDATA[مانویان]]></category>
		<category><![CDATA[مانی]]></category>
		<category><![CDATA[مذهب مانی]]></category>
		<category><![CDATA[پیروان مانی]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب مانی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarikhema.ir/?p=8063</guid>
		<description><![CDATA[چکیده خط و کتابت یکی از افتخارات ایران زمین است که از دیرباز تاکنون پیوسته مورد عنایت هنروران و صاحب‏نظران قرار گرفته است. نگارنده در این مقاله سعی بر این دارد تا برگی از شاهکارهای هنر کتاب آرایی ایران عهد باستان را به روی‏ آورده،مورد تفحص و بررسی قرار دهد. انتخاب مانویان ازین روست که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h5 style="text-align: justify;">چکیده</h5>
<p style="text-align: justify;">خط و کتابت یکی از افتخارات ایران زمین است که از دیرباز تاکنون پیوسته مورد عنایت هنروران و صاحب‏نظران قرار گرفته است.</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;">نگارنده در این مقاله سعی بر این دارد تا برگی از شاهکارهای هنر کتاب آرایی ایران عهد باستان را به روی‏ آورده،مورد تفحص و بررسی قرار دهد.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">انتخاب <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%88%db%8c%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مانویان">مانویان</a> ازین روست که مانویت یکی از پایه‏گذاران هنر کتابت و تذهیب است.نگارگر نور ایران‏ باستان،ازین اعجاز برای بیان دیدگاه عرفانی بهره گرفته است.در حقیقت اهمیت مانویت در هنر ایران ازین روست که به هنر نقاشی و کتاب‏آرایی نوعی اصل اخلاقی بخشیده،آن را زنده نگه داشته و شیوه‏ای سنتی و قراردادی در آن پدید آورده است.</p>
<blockquote>
<h5 style="text-align: justify;">مقدمه</h5>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">یکی از عمده‏ترین آیین‏های قدیمی در ایران باستان،مانویت است که در زمان ساسانیان،توسط <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مانی">مانی</a>‏ پایه‏گذاری شد.</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مانی">مانی</a>،بنیان‏گذار و مروج آیین روشنی،برای آنکه آیین خود را جهانی کند،عناصر بومی ملیت مختلف‏ را به عاریت گرفته و در آیین خود گماشته بود.همچنین برای درک بهتر مردمان هر نقطه،به زبان آن‏ منطقه به تبلیغ و تشریح آیین‏اش می‏پرداخت.</p>
<p style="text-align: justify;">برخلاف سنت شفاهی رایج ساسانیان در ایران،<a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%88%db%8c%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مانویان">مانویان</a> یکی از ابزار مهم تبلیغی خود را کتابت‏ می‏دانستند،زیرا از این طریق بهتر می‏توانستند آموزه‏های خویش را گسترش دهند و مروجان نیز ناگزیر سنجیده‏تر سخن می‏گفتند.</p>
<p style="text-align: justify;">جالب‏ توجه اینکه،پیروان مانی به آثار نوشتاری بسیار اهمیت می‏داده‏اند.هیچ آیینی نیست که این‏ همه آثار از آن باقی‏مانده باشد.به هر زبانی از آنها آثاری به جاست.از جمله:دست‏نوشته‏های قبطی‏ -فارسی میانه و پارتی-سغدی-چینی-ترکی(اویغوری)و نظایر آنها.و این دال بر وفور نویسندگان‏ و روشنفکران توانا در این کیش است.</p>
<p style="text-align: justify;">مانی هنر را در خدمت مذهب به کار بسته بود.در حقیقت،پیام‏آور روشنی دنیای باستان دریافته بود که چگونه کلمه و تصویر را به هم آمیزد و در جهت تبلیغ آیین‏اش،به کار گیرد.مانی ذوق هنری خود را در تعالیم آیینی‏اش سازماندهی کرده و از هنر در راستای تزئینات خط و کتابت برای اشاعه تفکرات‏ مذهبی خود بهره گرفته بود.</p>
<blockquote>
<h5 style="text-align: justify;">خط و مکتب مانویان</h5>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">برخلاف سنت شفاهی رایج زمان ساسانیان در ایران،کتابت یکی از ابزار مهم تبلیغی مانویان در طول‏ حیاتشان بود.زیرا از این طریق بهتر می‏توانستند آموزه‏های آیینی خود را گسترش دهند و مروجان نیز ناگزیر سنجیده‏تر سخن می‏گفتند.آثار اصیل و مجموعه آیینی مانوی شامل هفت کتاب است که به‏ زبان بومی مانی-سریانی آمیخته به گویش ادسایی-از شاخه‏های <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a2%d8%b1%d8%a7%d9%85%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with آرامی">آرامی</a> شرقی نوشته شده‏اند.شاید علت انتخاب این زبان بدین سبب بوده است که در آن زمان،زبان سریانی زبان مهم بین النهرین بود و اهمیتی به سزا داشت و چون مانی آیین خود را جهان شمول می‏دانست،با این مهم،سعی بر اثبات</p>
<p style="text-align: justify;">خود داشته است.</p>
<p style="text-align: justify;">البته سید حسن تقی‏زاده درباره مانی و آیین او معتقد است:</p>
<p style="text-align: justify;">«مانی مخترع خط جدیدی هم بوده دارای حروف مصومه که کتب مانویان پارتی زبان و پارسیک زبان‏ و سغدی زبان و غیره به آن خط(که سابقا آن را استرنجلو نامیده‏اند)و مشتق از سریانی و ساده‏تر است‏ نوشته شده است»(تقی‏زاده،۱۳۲۸:۱۷).</p>
<p style="text-align: justify;">لازم به ذکر است که این خط کمک زیادی در درک خط پهلوی ما کرده است،زیرا که چه بسیاری از کلمات ایرانی که در خط پهلوی معروف غامض و مشکوک بود،وقتی که در آن خط دیده می‏شود که‏ خالی از هزاروش و روشن و غیرقابل اشتباه است،صحیح خوانده می‏شود،(تقی‏زاده،۱۳۲۸:۱۷).</p>
<p style="text-align: justify;">به‏ هرحال،تنها کتابی که به زبان فارسی میانه نگاشته شده،کتابی است که به نام«شاپورگان»که در آن‏ چکیده اندیشه‏های خود را برای شاپور اول ساسانی بیان کرده و آن را به شاپور اول اهدا کرده است. علت تألیف شاپورگان به زبان فارسی میانه این بوده است که سخنور با ذکاوت روحانی قصد داشته‏ برای پیشبرد تعالیم خود،با به کار بردن زبان امپراتوری جدید که همان زبان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b3%d9%84%d8%b3%d9%84%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with سلسله">سلسله</a> ساسانی بوده‏ احترام خویش را به فرمانروای جدید(شاهپور اول)ثابت کند(ویدن‏گرن،۱۳۷۶:۱۰۲).</p>
<p style="text-align: justify;">طبق گفته ابن ندیم در الفهرست کتاب‏های مانی به شرح زیر است:</p>
<p style="text-align: justify;">سفر الاسرار-سفر الجباره-فرائض نیوشایان فرائض گزیدگان شاپورگان سفر الاحیا-فرتماطیا۱ مشهورترین کتاب مانی آردهنگ‏۲است که در فارسی ارتنگ و ارژنگ خوانده می‏شود و سراسر تصویری است و شامل تصاویر عجیب و غریب و افسانه‏ای و درهم و برهم و پرشاخ و برگ با جزئیات و پیچیدگی‏های خاص بود و در آن نگاره‏هایی به قلم مانی درباره کیهان شناخت و تغییر آن‏ آمده بود.</p>
<p style="text-align: justify;">مانی تمام اساطیر مانوی،داستان آفرینش و اصول اعتقادی آیین خود را در این کتاب به تصویر کشیده‏ است.وی بر این باور بود که سخنانش باید به‏گونه‏ای بیان شود که برای همه مردم قابل فهم باشد. کتاب ارژنگ را می‏توان ابتکار مانی برای تکمیل آموزش آیین خود به توده مردم به‏ویژه کم‏سوادان و کم دانشان دانست.در فرهنگ فارسی دکتر معین آمده است:</p>
<p style="text-align: justify;">«وی برای اینکه اصول آیین خود را به بی‏سوادان بیاموزد،آنها را با تصاویر زیبا در کتاب‏های خود جلوه‏گر می‏ساخته است و به همین سبب وی را مانی نقاش می‏گفتند.»</p>
<p style="text-align: justify;">جالب‏توجه اینکه،پیروان مانی به آثار نوشتاری بسیار اهمیت می‏داده‏اند.هیچ آیینی نیست که این‏ همه آثار از آن باقی‏مانده باشد.به هر زبانی از آنها آثاری به جاست.از جمله:دست‏نوشته‏های قبطی‏ -فارسی میانه و پارتی-سغدی‏۳-چینی-ترکی(اویغوری)و نظایر آنها.و این دال بر وفور نویسندگان‏ و روشنفکران توانا در این کیش است.</p>
<p style="text-align: justify;">در آغاز سده ۲۰ بسیاری از نوشته‏های چینی در ترکستان چین،پیدا شد.در میان دست‏نوشته‏ها آثار مانوی نیز به چشم می‏خورد و نشان می‏داد که مانویان تا سده‏های میانه در ترکستان به نوشتن آثار خود ادامه می‏داده‏اند.</p>
<h5 style="text-align: justify;">تزئینات کتاب‏های مانوی</h5>
<p style="text-align: justify;">تزئینات و نوشته‏ها در کتاب‏های مانوی،آنها را منحصر به فرد نموده است.وجه بارز و مختص‏ مانوی‏ها در ارائه کتاب‏هایشان ارتباط بسیار نزدیک بین نوشته و تصویر است.آنها برای نقطه‏گذاری‏ یک لکه سیاه می‏گذاشتند و دور آن را یک بیضی با رنگ صورتی یا نارنجی می‏کشیدند و گاهی هم به‏ جای لکه،گل زیبای رنگارنگی می‏گذاشتند.به دلیل این ویژگی یگانه در نقطه‏گذاری، دست‏نوشته‏های مانوی فورا با یک نگاه شناخته می‏شود.</p>
<p style="text-align: justify;">در کتب خطی مانوی تزئینات گلدار بعضی اوقات از عنوان فراتر رفته و همه حاشیه صفحه را فرا می‏گیرد و این طرحی است که برای سنت هلنی که حاکم بر تزئینات اروپایی و آسیای غربی است، بیگانه است(پوپ،بی‏تا:۱۴)حروف آغازین نوشته‏ها بزرگ‏تر و بالاخص با یک شکل هنری یا تزئین‏ خاص نوشته می‏شد،مثلا اطراف آنها گل و بته یا شاخ و برگ می‏کشیدند.</p>
<p style="text-align: justify;">از طریق جوامع بین النهرین بود که مانویان ارتباطات خود را با همه آسیای غربی و شاید آفریقا حفظ کردند و از طریق تعدادی اشیاء که در تورفان پیدا شده ارتباط با قیطون هم معلوم شده است.بنابراین هنر مانوی یک هنر منزوی نبوده و تا دشت‏های آسیایی پیش رفته،اما تعیین جایگاه واقعی آن به خاطر پیچیدگی مراحل و انتقال‏های هنری که از ویژگی‏های قرون وسطی است،ممکن نیست؛ضمنا ویژگی‏هایی در هنر مانوی یافت شده که در قرون بعد مجددا در دیگر هنرها و در کشورهای دورتر از منطقه اویغور ظاهر می‏شود.برای مثال،عنوان یک دست‏نوشته برای اولین بار با حروفی بسیار بزرگ‏تر از حد معمول و با رنگ‏های روشن،اکثر مطلا و همیشه با مرز و فاصله زیاد که تشکیل نوارهای در</p>
<p style="text-align: justify;">اهتزاز،شاخه‏هایی با انارهای بزرگ و انواع گل،از آن گل‏هایی که سنت آگوستین،مانویان را برای بد به‏ کار گرفتن مفاهیم عالم خلقت سرزنش می‏کند،نمایش داده شده است.نمونه‏های گلدار دیگر به‏عنوان‏ زمینه دست خط با گل‏هایی که در نوشته فرو نمی‏رود،یا آنها را نمی‏پوشاند،دیده می‏شود.از این نمونه‏ها در دست خطهای کوفی خراسان در مسجد خرگرد یا مقبره سنگ بست در عصر محمود غزنوی یا در قبر شاهزاده دیده می‏شود.همان مفاهیم تزئینی گرچه در فرم‏های محدودتر در دست خطهای قبطی قرن‏ هشتم یا نهم یافت شده و در تضاد کامل با سبک میناتور غرب است.چون تحت‏تأثیر ژرمن‏ها که قصد تبدیل حروف به شکل حیوان یا درهم پیچیدن استادانه آن را داشتند،است(پوپ،بی‏تا:۱۴).</p>
<p style="text-align: justify;">۱-بخشی از نوشته‏های طلاکاری شده به همراه‏ دورگیری‏های چند رنگ‏ smpk ،موزه ایندیش کانتس،برلین،و sbpk ، برلین-برندنبورگیش آکادمیک ویزنشافتن،تورفان، برلین</p>
<h5 style="text-align: justify;">کتاب کلز</h5>
<p style="text-align: justify;">از نسخ خطی غربی می‏توان به«کتاب کلز»اشاره کرد که وجه بارز این کتاب،طرز صفحه‏بندی با حروف سرآغاز است.بدین معنا که در اکثر صفحات،اولین حرف از اولین کلمات یک بند [پاراگراف‏]بسیار درشت‏تر نگاشته شده و شکل حیوان یا انسان در آن گنجانده شده است.نزدیکی‏ این حروف سرآغاز با دست‏نوشته‏های مانوی موجود کاملا هویداست.</p>
<p style="text-align: justify;">۲-نمونه‏هایی از کتاب آرایی کتاب کلز</p>
<h5 style="text-align: justify;">شیوه رومانسک</h5>
<p style="text-align: justify;">در قرن یازدهم میلادی در اروپا شیوه‏های محلی متنوعی در مصورسازی کتب پدید آمد که همه را تحت عنوان رومی‏وار(رومانسک)می‏نامند.شیوه‏های رومانسک متداول در انگلستان را«نورمان» می‏خوانند.یکی از نمونه‏های برجسته آن در زمینه مصورسازی«کتاب مقدس وین چستر»است که‏ از مشخصات عمده این کتاب وجود حروف سرآغاز بسیار درشت است،تا آن حد که گاهی یک‏ صفحه را اشغال می‏کند،و همچنین مملو از عناصر تزئینی است‏۵٫</p>
<p style="text-align: justify;">همچنین در اواخر قرن ۱۲ در نسخه‏های خطی قرون وسطی بیشتر از ورق طلا استفاده می‏شد.</p>
<h5 style="text-align: justify;">مطلا کاری کتب مانویان</h5>
<p style="text-align: justify;">شایان ذکر است،از مشخصات بارز کتاب آرایی مانوی استفاده از فلز طلا در تزئینات و حاشیه‏ها و جلد کتاب بوده است،به‏طوری که در برخی روایات نقل می‏کنند:«وقتی که چهارده کیسه بزرگ از این کتب سوخت از میان آتش طلا و نقره جاری شد»(پوپ،بی‏تا:۹).</p>
<p style="text-align: justify;">به این ترتیب مانوی‏ها سنت خوشنویسی را ادامه دادند،به‏طوری که بعدها مشرق زمین به خاطر آن‏ مشهور شد.با این حال آنها مانند خوشنویسان اسلامی اجازه نمی‏دادند نوشته آن‏قدر تزئین شود که‏ اصل با عنصر تزئینی مخلوط شود.نوشته‏ها و از جمله عنوان‏ها همیشه خوانا باقی می‏ماند،مقایسه‏ یک صفحه دست‏نوشته مانوی با یک صفحه دست‏نوشته زینتی کوفی این نکته را روشن می‏سازد. گاهی اوقات عنوان یک فصل به نظر می‏رسد که از تحولات بعدی حکایت می‏کند(ویدن‏گرن، ۱۳۷۶:۱۴۶).در واقع تصویر و متن از نظر محتوایی هم خوانند و این بدان سبب است که نقاشی در خدمت کتاب آرایی است.</p>
<p style="text-align: justify;">به‏هرحال آنچه مسلم است آنکه،تصاویر و خط خوب در میان کتب مانویان معمول بوده است. نقاشی صفحات کتاب مانویان تنها نمونه قدیمی نقاشی ایران است.</p>
<p style="text-align: justify;">«تذهیب کاری‏های کتاب‏های مذهبی نزد مانویان رواج بسیار داشته و در حقیقت صحنه‏ای از نمایش‏ آزاد کردن نور و روشنایی به شمار می‏رفته است.در این راه مانویان برای نمایش روشنایی در آثار خود از فلزات گران‏بها بهره جویی می‏کردند»(تجویدی،۱۳۷۵:۳۲).</p>
<p style="text-align: justify;">کسلر درمانی ذکر کرده است:کتاب‏های مانوی نه تنها با دقت نوشته و به زیبایی مصور می‏شد،بلکه</p>
<p style="text-align: justify;">در سایر موارد نیز به شکلی ممتاز تهیه می‏شد.نویسنده دانشمند و عالم،جاحظ(فوت ۸۵۹ م) می‏گوید که یک بار ابراهیم سندی به او گفت:ای کاش زندیق‏ها این همه به صرف هزینه روی اوراق‏ تمیز و سفید و مصرف مرکب براق و اهمیت قائل شدن برای خوشنویسی و زحمت دادن به کاتبین‏ متمایل نبودند.چون حقیقتا هرگز ورقه‏ای که بتواند با برگی از کتاب آنها و خطی که با خط کتاب‏های‏ آنها رقابت کند ندیده‏ام(ویدن گرن،۱۳۷۶:۱۴۷).</p>
<p style="text-align: justify;">الجحیز نویسنده‏ای کثیر التألیف و مسلمان است که به بیشترین نمونه فعالیت هوشمندانه علاقه‏مند است(وفات ۸۶۹ م،۲۵۵ هجری)و یک مباحث خود با ابراهیم ابن السندی را ضبط کرده،او می‏گوید: باعث خرسندی است که زنادقه‏[مانویان‏]در صرف پول برای کاغذ مرغوب و مرکب سیاه-درخشان‏ به منظور تهیه بهترین دست‏نوشته به وسیله بهترین خطاطان اشتیاق دارند،من تاکنون کاغذی‏ مرغوب‏تر یا دست خطی زیباتر از آنچه آنها در کتاب‏هایشان به کار برده‏اند،ندیده‏ام.باوجود علاقه‏ای که به پول دارم و از صرف آن بیزارم،به منظور نشان دادن علاقه‏ام به یادگیری هرچه بیشتر که دلیلی بر اصالت روح و آزادی آن از مسومیت دیوانگی است،حاضرم برای کتاب سخاوتمندانه‏ خرج کنم.اما جحیز بیشتر به محتوای کتب علاقه داشت تا کارهای هنری‏شان و می‏گوید که به‏ ابراهیم چنین پاسخ داده:«صرف هزینه گزاف جهت کتب زندیقیان با مخارج مسیحیان در کلیساهایشان قابل مقایسه است و ما می‏توانیم این امتیاز را به زندیقیان به خاطر ادبیات خوب و شوق‏ ایشان به پراکندن آن بدهیم.اما ای کاش کتاب‏هایشان شامل گفتارهای اخلاقی یا فلسفه و منطق یا دستورات پیامبران بود،یا به مردم هنرهای مختلف و کارهای دستی و راه حصول معاش یا تجارب یاد می‏داد و یا مقالاتی درباره کارهای عملی یا علوم اجتماعی یا هر موضوع فرهنگی یا معنوی برای بشر حتی باوجود ایراد و خطا می‏بود.</p>
<p style="text-align: justify;">اما به عوض اینها کتاب‏هایشان فقط از امور مذهبی صحبت می‏کند و هدفی جز تمجید از مرام خود ندارند،بنابراین مخارج گزاف با مخارج مجوسان برای آتشکده‏هایشان یا مسیحیان برای‏ صلیب‏های طلایی‏شان یا هندوان برای نگهبانان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with بودایی">بودایی</a>‏شان قابل مقایسه است.اگر آنها واقعا مشتاق‏ دانش بودند،مانعی در راهشان نبود،چون کتاب‏هایی در مورد خرد فراوان است و مسیر دانش راحت‏ و مشهود است.پس چرا آنها درست مثل مسیحیان که مخارج هنگفتی صرف پرستشگاه‏های خود می‏کنند،پولشان را صرف کتاب‏های مذهبی‏شان می‏کنند؟»(پوپ،بی‏تا:۸)</p>
<p style="text-align: justify;">آگوستین نیز در کتاب خود(در رد فاوست،فصل ۱۳ بند ۶ و ۱۸)از نسخ دست‏نوشته عالی و ممتاز مانوی در قطع‏های بزرگ صحبت می‏کند(ویدن گرن،۱۳۷۶:۱۴۷)و در آن از صحافی محکم و تزئینات آن سخن می‏گوید(پوپ،بی‏تا،۸)ارزش این قبیل نوشته‏ها و کتاب‏ها به خاطر قشر طلای‏ ضخیمی که در مینیاتورهای گرداگرد صفحات به کار می‏رفت افزون‏تر می‏شد(ویدن گرن، ۱۳۷۶:۱۴۷).</p>
<p style="text-align: justify;">دست‏نوشته‏های مانوی کهن مانوی نمونه ممتاز و راستین هنر کتاب‏نگاری است(کلیم کایت،۱۳۸۴:۳۳). جنس ورقی که بر روی آن می‏نوشتند،ابریشم،چرم و کاغذ بود.برای نوشتن بر روی چرم بیشتر از چرم گوساله و گاهی هم از چرم معمولی استفاده می‏شد.ابریشم به نظر می‏رسد که در دوران‏ اشکانی‏ها و ساسانی‏ها و تنها در میان طبقات بالا به کار می‏رفته و در نتیجه اسناد رسمی دربار بر روی‏ ابریشم بوده،اما گویا آگوستین در مغرب زمین تنها به دست‏نوشته‏های روی پوست گوساله برخورد کرده است.زیرا در این‏باره می‏گوید:«همه آن پوست‏های زیبا را»کاغذ از بروسونتیا یا علف چینی‏ [برگ خیزران‏]و به ندرت از کنف تهیه می‏شد.مسلما تا آن زمان هنوز کاغذ از پنبه تهیه نشده بود. تولید زیاد کاغذ به احتمال قوی از ملزومات کار تبلیغات <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with بودایی">بودایی</a> در شرق ایران و آسیای مرکزی بوده‏ است.همچنین عقیده بر این است که سغدی‏ها اولین قومی بودند که کاغذ را در مقدارهای زیاد در سغد و شرق ترکستان تهیه می‏کردند(کلیم کایت،۱۳۸۴:۱۴۹).</p>
<p style="text-align: justify;">نوشته‏ها معمولا با مرکب سیاه‏۶که قطعا کیفیت مرغوبی داشت و قرن‏ها در برابر رطوبت و شرایط اقلیمی مقاومت کرده،نوشته می‏شد.نی و قلم مو وسیله کتابت بوده،خصوصا قلم‏مو که نزد سغدی‏ها و اویغوری‏ها به وفور برای کتابت به کار گرفته می‏شد.</p>
<p style="text-align: justify;">ترتیب نوشتن متون نیز در نهایت دقت انجام می‏شد،یک صفحه کتاب با تمامی سطح آن از نوشته‏ پوشیده می‏شد،یا به دو ستون و یا بیشتر تقسیم‏بندی می‏گردید.</p>
<p style="text-align: justify;">عنوان‏ها احتمالا درشت و رنگی و در هر طرف مقاله که شرح آن می‏رفت گذاشته می‏شد.گل‏ها و تزئینات اطراف آن از همان رنگ نوشته بود،اما نقطه‏گذاری‏ها با رنگ‏های متضاد و به صورت خط و نقطه انجام می‏گرفت.</p>
<p style="text-align: justify;">برای اجتناب از یکنواختی گاهی سطرهایی به رنگ دیگر که معمولا ارغوانی بود،بین دو سطر سیاه‏ رنگ معمولی نوشته می‏شد.همچنین برگ‏های دست‏نوشته رنگارنگی وجود داشت که روی هریک</p>
<p style="text-align: justify;">از آنها دوازده سطر را به دو ستون شش سطری با رنگ‏های متناسب تقسیم می‏کردند.جلد کتاب‏ها بنابر الگوی اروپایی غالبا بخش ذی قیمت کتاب بود.گوشه‏های جلد،اغلب با عاج و یا چرم لعاب داده‏ و یا با پوست گوساله پوشیده می‏شد،جلد عبارت بود از صفحه‏ای مقوایی که با قابی از یک ورقه‏ ضخیم طلا و یا صدف لاک‏پشت تزئین می‏شد(کلیم کایت،۱۳۸۴:۱۵۰).</p>
<p style="text-align: justify;">لوکک نیز درباره متون مانوی می‏نویسد:متن به‏گونه‏ای مرتب شده که فضای کامل صفحه را با سطور کامل پر می‏کند،یا آن را به دو ستون موازی یا بیشتر تقسیم می‏کند که اغلب به سطرهای قرمز پر رنگ‏ یا قرمز مایل به زرد محصور می‏شده است.سطرها گاه به رنگ خاکستری روشن و از مرکب هندی‏ رقیقی بوده&#8230;عنوان،تقریبا در همه‏جا شامل یک جمله طویل به رنگ روشن در چندین صفحه‏ پی‏درپی بوده است&#8230;گل‏ها یاچین و شکن‏هایی که اغلب گرد عنوان می‏آمد،همیشه هم رنگ‏اند،اما گاهی با نقطه‏ها و خطوط ممیز به رنگ متمایز دیگری تغییر می‏کرده است.آنها[کاتبان‏]برای رفع‏ یکنواختی سطرهایی که با مرکب مشکی نوشته می‏شده‏اند،بسیار راغب بودند که با آوردن چند سطر رنگی،بیشتر به رنگ سرخ ارغوانی،آن را دل‏انگیزتر کنند(کلیم کایت،۱۳۸۴:۷۲).</p>
<p style="text-align: justify;">یوگومونره دوویلار درباره جنس کاغذهای مورد استفاده مانویه می‏نویسد:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;">مرغوب‏ترین کاغذ ترکستان از boehmeria nivea (سفید چون برف)و brussonetia ساخته‏ می‏شد که با کنف و اغلب با الیاف پنبه آمیخته بود.از ابریشم و کاغذ پوستی نیز برای تحریر استفاده‏ می‏شد.مانویان از بهترین مرکبی که غیرقابل محو شدن بود،استفاده می‏کردند،ولی آنها را به تنهایی‏ به کار نمی‏بردند،بلکه در هر صفحه‏ای عنوان و یا بخشی از متن را با مرکب رنگی می‏نوشتند،مثل‏ رنگ‏های قهوه‏ای،نارنجی،آبی‏تیره،آبی‏روشن،قرمز و سبز.شکل کتاب‏ها هم فرق می‏کرد؛بعضی‏ از متون را بر روی تومارهای بلند vellum کهن‏۷می‏نوشتند.برخی دیگر نیز مثل پوتی( poti )هندی‏ بود و در یک یا دو سر کاغذ میله چوبی قرار داشت و کاغذ بر روی آن میله،لوله می‏شد.بالاخره کتبی‏ نیز بودند که همسان غربی به کار می‏رفتند و این نوع کتب معمولا کاربرد عمومی داشتند.جلدآرایی‏ آنها،عالی و طراز اول بود&#8230;(پوپ،۲۸-۱۳۷۸:۲۹).از بازمانده کتاب‏های مکشوف در آسیای مرکزی‏ پیداست که پوشش بیرونی کتاب‏ها از برگ زر و مزین به مینیاتورهای بسیار بوده است(پوپ، ۱۳۷۸:۳۳).</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">این جلد به لحاظ فن و نقش مایه‏های تزئینی شبیه جلدهای همزمان مصری بود(پوپ،۱۳۷۸:۲۹).</p>
<h5 style="text-align: justify;">اشعار و ادبیات مانویان</h5>
<p style="text-align: justify;">آثار مانوی یعنی آثاری که پیروانش نوشته‏اند بسیار زیاد است و از جمله این آثار شعرهایی به زبان پهلوی‏ اشکانی است،مانند دو مجموعه شعر که مضمون آنها،هبوط روح است.مانوی‏ها خیلی پیش از سنایی و با یزید بسطامی چنین مضامینی را پرورانده‏اند،و این اشعار در قرن دوم هجری کشف شده است؛زمانی که‏ مانوی‏ها از طریق تاجیکستان و آسیای مرکزی به چین می‏روند و پناهنده می‏شوند.آنها تا قرن نهم میلادی‏ در شهر تورفان کتابخانه‏های عظیم داشته‏اند و همین متون یاد شده و متون بسیار دیگری روی چرم در کتابخانه‏های آنان به دست آمده است.از این گذشته،در آن زمان به‏ویژه در خاورمیانه،هنر شفابخشی و معجزه از درجه بالایی برخوردار بود؛هنری که مانی از آن بی‏بهره نبود.او پزشک و حکیمی توانا بود.</p>
<p style="text-align: justify;">استعدادهای هنری و ادبی مانی به طرز شگفت‏آوری متنوع بود.او در همه رشته‏های مختلف ادبیات‏ شرق تسلط کامل داشت.نه تنها در غزل و حماسه بلکه در توصیفاتش از جدال بین دنیای نور و ظلمت.اگر دنیای خاورمیانه به طبقه‏بندی ادبیات آشنا بود می‏بایست او را یک درام‏نویس بنامد. موعظه‏های او به شکل ستایش‏انگیزی طرح شده بود و به زبانی ساده و بی‏تکلف برای اشخاص عادی‏ کیفیت دنیای ماده را روشن می‏ساخت.وی برای رنگ و روح دادن به مواعظ خود تمام نمادها، تمثیل‏ها و تشبیه‏های عرفانی را به کار می‏برد و برای القای کلامی که می‏خواست در ذهن شنونده نقش‏ بندد،از طریق ارائه مثال‏های غم‏انگیز،خنده‏آور،و حتی مثال‏های تا اندازه‏ای زشت،از داستان‏های‏ مربوط به حیوانات،جنایات،حکایات وحشتناک و یا روایات زندگی روزمره یا درباری،عمل می‏کرد. او قدرتی خارق العاده در جذب شنونده داشت.او که خود در واقع مجذوب و مسحور اساطیر بود، بارها برای به وجود آوردن محیط مطلوبش به آنها رجوع می‏کرد(ویدگرن،۱۳۷۶:۱۸۴).</p>
<p style="text-align: justify;">ادبیات مانوی را به دو بخش تقسیم می‏توان کرد:ادبیات دینی و ادبیات ناب،مانند شعر و داستان و دیگر انواع ادبیات آفرینشی.وقتی در ادب فارسی از نخستین شاعران سخن به میان می‏آید،از ابو حفض‏ سغدی و ابو سلیک گرگانی یاد می‏کنند،در حالی که ادبیات فارسی از ادبیات ایرانی جدا نیست و نخستین‏ شاعر باید«وهمن <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%b4%db%8c%d8%af/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with خورشید">خورشید</a>»را به حساب آورد که دو مجموعه شعر از او باقی‏مانده که از اشعار عرفانی‏ ایرانی است.سابقه شعر سپید و نمونه‏های ادبیات داستانی را نیز در ادبیات مانوی می‏توان یافت.</p>
<p style="text-align: justify;">در متون مانوی،چهار نوع ادبی می‏توان یافت:</p>
<p style="text-align: justify;">-ادبیات آموزشی با قطعات زیبا که گاه به گلستان پهلو می‏زند.</p>
<p style="text-align: justify;">-ادبیات غنایی که هم در شعر و هم در نثر مانوی نمونه‏هایی از آن می‏توان یافت.</p>
<p style="text-align: justify;">-ادبیات روایی که از این نوع،داستان‏های بسیاری در نوشته‏های مانوی داریم.نوشته‏هایی که در واقع هم داستان است و هم تمثیل.</p>
<p style="text-align: justify;">تمثیلات سغدی مانوی آن‏قدر زیاد است که«زندرمان»توانسته از آنها یک جلد کتاب چاپ کند.اینها همان داستان‏های خیلی کوتاه یا داستانک است.</p>
<p style="text-align: justify;">-زندگینامه‏نویسی که شاخه‏ای جدید در ادبیات ایجاد کرد.</p>
<p style="text-align: justify;">مانی خود زندگینامه نوشته است.او اولین کسی است که حدود ۱۷۰۰ سال پیش زیست‏نامه خود را نوشته و در آن خود و خانواده‏اش را معرفی می‏کند(۲۷/۱۱/۱۳۸۵ http://fa.wikipedia.org کتابی که‏ زندگینامه مانی در آن آمده،خردترین کتابی که از روزگار باستان سراغ داریم.اندازه برگ‏های‏ پوستی آن،تنها ۵/۳ در ۵/۴ سانتی‏متر است که به آسانی در قوطی کبریت جا می‏شود.هرکدام از این‏ برگ‏های کوچک،۲۳ سطر دارد که بسیار نازک نوشته شده است.زبان و دبیره آن یونانی است‏ (۶/۲/۱۳۸۸، http://akrane.persianblog.ir )</p>
<p style="text-align: justify;">چون کتاب دربر گیرنده همه زندگی مانی بوده،باید بسیار پر برگ بوده باشد و شاید هم چند جلد بوده‏ است.تنها ۱۹۲ برگ از این زندگینامه تا روزگار ما بر جای مانده.مانی در نخستین برگ در دست‏ کنونی،چهار ساله است،پس از آغاز زندگینامه‏اش در دست نیست(همان،۶/۲/۱۳۸۸).</p>
<p style="text-align: justify;">این کتاب باید در سده پنجم ترسایی در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b5%d8%b1/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مصر">مصر</a>،جایی که در آن زمان هنوز مانی گرایانی در آن بوده‏اند، نوشته شده باشد.</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;">۳-بخشی از کتاب زندگینامه مانوی</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">شایان ذکر است که به اشتباه اولین اتوبیوگرافی را مربوط به سنت آگوستین می‏دانند.</p>
<h5 style="text-align: justify;">سنت آگوستین</h5>
<p style="text-align: justify;">سنت آگوستین فیلسوف و حکیم کلامی ایتالیا است که در سال ۳۵۴ م متولد شد و در سال ۴۳۵ م‏ درگذشت.</p>
<p style="text-align: justify;">وی از علمای تراز اول مسیحیت محسوب می‏شود که آرا و اندیشه‏های او تأثیری جدی بر الاهیات‏ و کلام مسیحی بر جای گذاشت.</p>
<p style="text-align: justify;">از او پدری کافر کیش و مادری مسیحی در شهر تاگاشته در شمال آفریقا به دنیا آمد.وی به تحصیل در علوم و کلام مسیحی پرداخت.ابتدا گرایش‏هایی به آیین مانوی پیدا کرد،او به مدت ۹ سال به‏عنوان‏ مبلغ مانوی به تبلیغ آن کیش پرداخت.اما بعدها با تعابیر و راهنمایی‏های اسقف«سنت اندروز»به‏ مسیحیت گرایید و به دست وی تعمید یافت.</p>
<p style="text-align: justify;">دیدگاه آگوستین درباره فلسفه و کلام مسیحیت تا قرن هفدهم همچنان به‏عنوان یکی از منابع اصلی‏ فقه مسیحیت تدریس می‏شد.وی پس از گرایش به مسیحیت،شیوه زندگی راهبانه و زاهدانه‏ای را در پیش گرفت تا اینکه از سال ۳۹۶ م به سمت اسقفی شهر هیپو در شمال آفریقا برگزیده شد.دوران اسقفی‏ وی مصادف بود با مخالفت‏ها و رویاوریی‏های فکری و فلسفی متعدد،به‏طوری که وی در این ایام به‏ مخالفت و مقابله با آرای مخالفان پرداخت.او شرح این برخوردها را در کتاب شهر <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ae%d8%af%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with خدا">خدا</a> توضیح داده‏ است و پیش از آن نیز دیدگاه‏ها و نقطه‏نظرات متفاوتی را در خصوص دیدگاه‏های فکری و تلاطم‏های‏ روحی خود در کتاب اعترافات به ثبت رسانید،که آن را اولین اتوبیوگرافی دنیا می‏دانند.در مجموع، آرای کلامی و فلسفی وی بر دستگاه فلسفی و کلامی مغرب زمین تأثیر به سزایی گذاشته است.</p>
<p style="text-align: justify;">شاید ذهنیت ۹ ساله سنت آگوستین در پیروی از آیین مانوی بر مصورسازی کتب قرون وسطی‏ بی‏تأثیر نبوده است!</p>
<h5 style="text-align: justify;">ذکر مانویان در کتاب‏های سایر مذاهب</h5>
<p style="text-align: justify;">غیراز آثار و نوشته‏های مانوی،آثار دیگری نیز وجود دارد که افرادی به غیراز مانوی‏ها از جمله‏ مسلمان‏ها درباره آنان نوشته‏اند.در کتاب‏های فارسی از سده چهارم تا قرن سیزدهم هجری درباره‏ مانویت آگاهی‏های زیادی می‏توان کسب کرد.مهم‏ترنی این کتاب‏ها در زبان فارسی بیان الادیان‏ ابو المعالی و همچنین فارس‏نامه ابن بلخی است.در زبان عربی نوشته‏ها زیادتر است و نزدیک یکصد</p>
<p style="text-align: justify;">و هفتاد کتاب و رساله درباره مانویه وجود دارد.آثار الباقیه بیرونی و الملل و النحل شهرستانی و الفهرست ابن ندیم جزء بهترین نوشته‏های عربی در این زمینه‏اند.الفهرست نام کتاب‏هایی را می‏برد که اصل آنها از بین رفته است،ولی در دست نوشته‏های مانوی گاهی نام‏هایی که در الفهرست ذکر شده،به چشم می‏خورد.در متون سریانی و یونانی هم در این زمینه آثاری وجود دارد.از مشهورترین‏ این کتب که امروزه بحث روز دنیا در زمینه مانی‏شناسی است،کتابی است با نام آکتا آرخل آی.</p>
<p style="text-align: justify;">آکتا آرخل آی که به زبان یونانی است،منبع گران سنگ امور پژوهشی در اکثر کشورها،به‏ویژه در آمریکا محسوب می‏شود؛چرا که بر پایه باورهای آنها،این کتاب که در قرن چهارم میلادی نوشته شده از این جهت‏ اهمیت دارد که بسیاری از مسائل عرفان مسیحی را هم حل می‏کند(۲۷/۱۱/۱۳۸۵ http://fa.wikipedia.org</p>
<h5 style="text-align: justify;">نتیجه‏ گیری</h5>
<p style="text-align: justify;">مانی،پیام‏آور نور و روشنی،بنیانگذار نوعی کنوسیسم است.هیأت مجموعه تعلیمات و گفتارهای مانی‏ معجونی است حاصل از ترکیب طریقه‏های گنوسی مسیحی رایج در شرق(سوریه)،بین النهرین و عقاید قدیمی بابل و فلسفه هلنی یا یونانی جدید و عقاید ایرانی زردشتی و غیر زردشتی.بنابراین <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a2%db%8c%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with آیین مانی">آیین مانی</a> اندیشه‏ مسیحیت گنوسی،رازورزی زرتشتی و عرفان بودایی را در بطن خود دارد،کثرت است اما بر اصل وحدت، متکی.که همه و همه ناشی از آن است که مانی آیین خود را دنیایی و جهان شمول می‏دانسته است.او برای‏ آنکه پیام خود را به گوش تمامی جهانیان برساند،از هنر کتابت و نقاشی بهره گرفته است.</p>
<p style="text-align: justify;">مانی کتاب‏های بی‏شماری دارد.به‏هرحال،تنها کتابی که به زبان فارسی میانه نگاشته است،کتابی‏ است به نام«شاپورگان»که در آن چکیده اندیشه‏های خود را برای شاپور اول ساسانی بیان کرده و آن‏ را به شاپور اول اهدا کرده است.</p>
<p style="text-align: justify;">وی یک بدعت گذار و مروج آیینی عرفانی بود و برای معرفی آیین خود،از هنر جذاب نقاشی و خوشنویسی بهره گرفت.دشواری درک کیش مانوی،با اسطوره‏های پیچیده‏اش باعث شده که مانی‏ حرف‏های خود را در قالب کتاب مصوری به نام ارژنگ،ارائه کند تا در بین عامه مردم(کم سوادان و بی‏سوادان)نفوذ کند و در این کار موفق هم بود.چون ظرف مدت کوتاهی پیروان بسیاری گرد خود جمع کرد و آیین خود را تا آسیای صغیر و بیزانس و از سمت شرق تا آسیای مرکزی و سر حدات‏ غربی چین گسترش داد.ارژنگ چندین قرن کارکرد آیینی داشت تا اینکه در قرن پنجم هجری به</p>
<p style="text-align: justify;">دست متعصبان غزنوی از بین رفت.مانی کتاب‏های دیگری نیز دارد.</p>
<p style="text-align: justify;">تذهیب کاری و تزئینات کتاب‏های مذهبی نزد مانویان رواج بسیار داشته و در حقیقت صحنه‏ای از نمایش آزادسازی نور به شمار می‏رفته است.از مشخصات بارز کتاب‏آرایی مانوی استفاده از فلز طلا در تزئینات و حاشیه‏ها و جلد کتاب برای نمایش روشنایی بوده است.همچنین،تزئین و نوشته‏ها در کتب مانوی،آنها را خاص و منحصر به فرد نموده است.وجه بارز و مختص مانوی‏ها در ارائه‏ کتاب‏هایشان ارتباط بسیار نزدیک بین نوشته و تصویر است؛چرا که مانی فراتر از زمان خود دریافته‏ بود که چگونه کلمه و تصویر را به هم آمیزد و آن را در جهت تبلیغ آیین‏اش به کار گیرد.</p>
<p style="text-align: justify;">به‏طور اجمالی از مشخصات کتاب‏آرایی مانویان می‏توان به موارد زیر اشاره کرد:</p>
<p style="text-align: justify;">-تنوع آثار و دست‏نوشته‏های مانوی به زبان‏های مختلف از جمله:دست‏نوشته‏های قبطی-فارسی‏ میانه و پارتی-سغدی-چینی-ترکی(اویغوری)و نظایر آنها.</p>
<p style="text-align: justify;">-انتشار نور به سبب بیان نور الاهی بر تمامی کائنات.</p>
<p style="text-align: justify;">-ارتباط مرتبط بین متن و نگاره و ترکیب منسجم نوشته و تصویر به منظور بیان پیامی واحد در ذهن بیننده</p>
<p style="text-align: justify;">-قطع‏های بزرگ نسخ دست‏نوشته‏ها و صحافی محکم و تزئینات</p>
<p style="text-align: justify;">-جلد کتاب‏ها به‏عنوان بخش ذی قیمت کتاب نشان داده می‏شد.گوشه‏های جلد،اغلب با عاج یا چرم لعاب داده و یا پوست گوساله پوشیده می‏شد.</p>
<p style="text-align: justify;">-استفاده از فلز طلا در تزئینات و حاشیه‏ها و جلد کتاب</p>
<p style="text-align: justify;">-جنس ورقی که بر روی آن می‏نوشتند،ابریشم،چرم و کاغذ بود.</p>
<p style="text-align: justify;">-استفاده از نی و قلم‏مو به‏عنوان وسیله کتابت</p>
<p style="text-align: justify;">-بزرگ‏تر نوشته شدن و بالأخص مزین نمودن حروف آغازین نوشته‏ها با یک شکل هنری یا تزئین خاص</p>
<p style="text-align: justify;">-عنوان درشت و رنگی با گل‏ها و تزئینات اطراف آن و نقطه‏گذاری‏ها با رنگ‏های متضاد و به‏ صورت خط و نقطه</p>
<p style="text-align: justify;">-دل‏انگیزتر نمودن نوشته‏ها با آوردن چند سطر رنگی،بیشتر به رنگ سرخ ارغوانی</p>
<p style="text-align: justify;">-خوانایی نوشته‏ها و عنوان‏ها</p>
<p style="text-align: justify;">-همخوانی تصویر و متن از نظر محتوایی</p>
<p style="text-align: justify;">-دقت در تقسیم‏بندی و ترتیب نوشتن متون به منظور بیان نمودن اعتقاد به نظم و انسان کامل و عارف</p>
<blockquote>
<h5 style="text-align: justify;">پی‏نوشت‏ها:</h5>
<p style="text-align: justify;">(۱).در بعضی منابع از کتاب‏های مانوی با عنوان:اونجیلون زیندگ‏[<a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d9%86%d8%ac%db%8c%d9%84/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with انجیل">انجیل</a> زنده‏]،نیان زینده‏گان‏[گنج زندگی‏]،رسالات رازان(اسرار)،کوان‏ (غولان)،دیبان(دیوان،نامه‏ها)،مزامیر و نیایش‏ها،نام برده شده است(۲۷/۱۱/۱۳۸۵ http://fa.wikipedia.org )</p>
<p style="text-align: justify;">(2).مانی کتابی دارد به نام ایتون(به زبان یونانی)و در زبان پارتی اردهنگ و در پارسیک ارتنگ و در قبطی ایقونس و در کتب مانوی چینی«تصویر دو اصل بزرگ»نامیده می‏شود(تقی‏زاده،۱۳۲۹:۲۳).</p>
<p style="text-align: justify;">(۳).زبان سغدی در میان مانویان آسیای میانه رواج داشته است.پس آشکار است که بخشی از منابع مانوی را دست‏نوشته‏های سغدی تشکیل می‏دهد.</p>
<p style="text-align: justify;">(۴). book of kells</p>
<p style="text-align: justify;">(5).البته چون حروف این کتاب‏ها لاتین است و در لاتین هر حرف با کاپیتال(حروف capital )آغاز می‏شود،این قضیه مأخوذ از آن است.</p>
<p style="text-align: justify;">(۶). lndia ink</p>
<p style="text-align: justify;">(7).به ترکی:تاقزیچ tagzich .که همان کاغذ پوستی(کاغذی که از پوست آهو ساخته‏شده باشد)یا رق و یا به اصطلاح چرم ساغری است.</p>
<h5 style="text-align: justify;">منابع: کتب فارسی:</h5>
<p style="text-align: justify;">-آموزگار،ژاله(۱۳۷۶)،تاریخ اساطیری ایران،تهران،انتشارات سمت.</p>
<p style="text-align: justify;">-ابن ندیم،محمد بن اسحاق(۱۳۸۱)،مانی(به روایت ابن ندیم)،ترجمه:دکتر محسن ابو القاسمی،تهران:طهوری.</p>
<p style="text-align: justify;">-اسماعیل‏پور،ابو القاسم.(۱۳۷۳)،آیین گنوسی و مانوی.تهران.فکر روز.</p>
<p style="text-align: justify;">-اسماعیل‏پور،ابو القاسم.(۱۳۷۵)،اسطوره آفرینش در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a2%db%8c%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with آیین مانی">آیین مانی</a>.تهران.فکر روز.</p>
<p style="text-align: justify;">-اسماعیل‏پور،ابو القاسم.(۱۳۸۱)،اسطوره آفرینش در آیین مانی در گفتاری در عرفان مانوی،تهران کاروان.</p>
<p style="text-align: justify;">-افشار شیرازی،احمد(۱۳۳۵)،مانی و مانویت،تهران،انجمن ایران‏شناسی.</p>
<p style="text-align: justify;">-اولانسی دیوید(۱۳۸۰)،پژوهشی نو در میترا پرستی(کیهان‏شناسی و نجات و رستگاری در دنیای باستان)،ترجمه و تحقیق:مریم امینی،تهران،چشمه.</p>
<p style="text-align: justify;">-پوپ،آرتور،(بی‏تا)،آشنایی با مینیاتور ایران،ترجمه:حسین نیر،تهران،بهار.</p>
<p style="text-align: justify;">-پوپ،آرتور،(۱۳۷۸)سیر و صور نقاشی ایران،ترجمه:یعقوب آژند،تهران،مولی.</p>
<p style="text-align: justify;">-تجویدی،اکبر(۱۳۷۵)،نگاهی به هنر نقاشی ایران،تهران.سازمان چاپ و انتشارات،چاپ دوم.</p>
<p style="text-align: justify;">-تفضلی،احمد(۱۳۶۴)،مینوی خرد،تهران،نشر توس،چاپ دوم.</p>
<p style="text-align: justify;">-تقی‏زاده،سید حسن(۱۳۷۹)،مانی و دین او.تهران.فردوس.تنهایی،حسین ابو الحسن(۱۳۸۱).جامعه‏شناسی دینی در شرق باستان،تهران.بهمن برنا.</p>
<p style="text-align: justify;">-دوشن گیمن،ژاک،(۱۳۷۸)،اورمزد و اهریمن:ماجرای دوگانه باوری در عهد باستان،ترجمه:عباس باقری.تهران.فرزان روز.</p>
<p style="text-align: justify;">-دو کره،فرانسوا.(۱۳۸۰)،مانی و سنت مانوی.ترجمه:عباس باقری.تهران.فرزان روز.</p>
<p style="text-align: justify;">-کلیم کایت،هانس یواخیم،(۱۳۸۴)،هنر مانی.ترجمه:ابو القاسم اسماعیل‏پور،تهران.اسطوره.</p>
<p style="text-align: justify;">-ویدن‏گرن،گئو(۱۳۷۶)،مانی و تعلیمات او،ترجمه:دکتر نزهت اصفهانی،تهران،مرکز.</p>
<p style="text-align: justify;">-هامبی،لوئی-ویلار،مونره‏دو-ویدن‏گرن.گئو.(۱۳۸۲).هنر مانوی و زرتشتی،تهران،مولی.</p>
<h5 style="text-align: justify;">منابع لاتین:</h5>
<p style="text-align: justify;">۱٫boyce,mari.(1975),word-list of manchaen middle persian and parthian,acta iranica 9,leiden, tehran lige</p>
<h5 style="text-align: justify;">دایرة المعارف و فرهنگ‏ها:</h5>
<p style="text-align: justify;">-پاکباز،رویین(۱۳۷۸)،دایرة المعارف هنر،تهران،انتشارات فرهنگ و ارشاد اسلامی،چاپ اول</p>
<p style="text-align: justify;">-دهخدا،(۱۳۲۵ خورشیدی)،لغتنامه،تهران.مجلس</p>
<p style="text-align: justify;">-عمید،حسن(۱۳۷۹)،فرهنگ فارسی عمید،تهران.امیر کبیر،چاپ نوزدهم</p>
<p style="text-align: justify;">-یاحقی،محمد جعفر(۱۳۶۹)،فرهنگ اساطیر و اشارات داستانی در ادبیات فارسی،تهران.سروش،چاپ اول</p>
<h5 style="text-align: justify;">نشریات:</h5>
<p style="text-align: justify;">-اسماعیل‏پور،ابو القاسم(۱۳۷۷)،«بازسازی ارژنگ مانی»مجله باستان‏شناسی و تاریخ،تهران،ش ۲۳،۲۴</p>
<p style="text-align: justify;">-دبیری،بهرام(۱۳۷۳)،«از مانی تا مکتب شیراز و ماتیس»،مجله آدینه،ش ۹۶</p>
<h5 style="text-align: justify;">: internet surveys</h5>
<p style="text-align: justify;">-http://fa.wikipedia.org/wiki/</p>
<p style="text-align: justify;">-http://www.theopedia.com/manicheanism</p>
<p style="text-align: justify;">( -http://en.wikipedia.org/wiki/mani-(prophet</p>
<p style="text-align: justify;">http://depts.washington.edu/silkroad/exhibht/religion/nestorians/fig-115.html</p>
<p style="text-align: justify;">-http://books.google.com/books?id infnwtpbnyqcdp mediaeval-manichaean-book-art-pg- pp1ots-nvtdqskhk-sig keiymk shpphagzaainv juv2d5yy prav</p>
<p style="text-align: justify;">-http://akrane.persianblog.ir/post/6449</p>
</blockquote>
<p>&nbsp;</p>
<blockquote><p><span style="color: #800000;"><strong> مجله هنر » یگانه بهادر » هنر » زمستان ۱۳۸۸ &#8211; شماره ۸۲ »</strong> باز نش اِنی <a href="Http://blog.Tarikhema.ir"><span style="color: #800000;"><strong>کاظمی</strong></span></a>، تاریخ ما</span></p></blockquote>
<h2  class="related_post_title">نگاره های مرتبط:</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/3265/%d8%aa%d8%a7%d9%85%d9%84%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%88-%d8%a2%d8%b1%d8%a7%d9%8a-%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%86%d9%82%d8%a7%d8%b4/" title="تاملی در شخصیت و آراي مانی نقاش">تاملی در شخصیت و آراي مانی نقاش</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/2999/%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%86%d9%82%d8%a7%d8%b4/" title="مانی نقاش">مانی نقاش</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1867/%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%88%db%8c%d8%a7%d9%86/" title="مانویان">مانویان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/3039/%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86-%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c/" title="جهان بینی مانی">جهان بینی مانی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1875/%d9%86%d8%b8%d8%a7%d9%85-%d8%b7%d8%a8%d9%82%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d8%a7%d9%85%d9%84-%d8%a7%d8%b5%d9%84%db%8c-%d8%b8%d9%87%d9%88%d8%b1-%d9%85%d8%b2/" title="نظام طبقاتی زرتشتیان عامل اصلی ظهور مزدکیان و مانویان ">نظام طبقاتی زرتشتیان عامل اصلی ظهور مزدکیان و مانویان </a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/8098/%d8%a8%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%85-%db%8c%da%a9%d9%85-%d9%88-%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%88/" title="بهرام یکم و رویدادهای زمان او">بهرام یکم و رویدادهای زمان او</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/mexico/mayan/1636/street-dead/" title="خیابان مردگان و هرم ماه در مکزیک">خیابان مردگان و هرم ماه در مکزیک</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/mazdakian/3107/%d9%82%db%8c%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%b2%d8%af%da%a9/" title="قیام مزدک">قیام مزدک</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1969/%d8%a7%d8%af%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b1%d9%88%d9%be%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" title="ادیان اروپای باستان">ادیان اروپای باستان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1948/%d8%a7%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7/" title="اوستا">اوستا</a></li></ul><hr />

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/facebook.png">
<a href="http://www.facebook.com/Tarikhema.ir">«تاریخ ما» در فیس بوک</a>

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/feed.png">
<a href="http://feeds.feedburner.com/tarikhema">فید «تاریخ ما»</a>

<hr />
<p><small>© eni برای <a href="http://tarikhema.ir">تاریخ ما</a>, |
<a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/8063/%d8%ae%d8%b7-%d9%88-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d8%aa-%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%88%db%8c/">لینک نگاره</a> |
<br/>
</small></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/8063/%d8%ae%d8%b7-%d9%88-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d8%aa-%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%88%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پاسخ سوالاتی در باره ی آیین زرتشتی</title>
		<link>http://tarikhema.ir/religions/zoroastrian/7990/%d9%8fpasokh-soalat/</link>
		<comments>http://tarikhema.ir/religions/zoroastrian/7990/%d9%8fpasokh-soalat/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 31 Mar 2012 12:10:34 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مسعود اکبری</dc:creator>
				<category><![CDATA[دین و آیین زرتشتی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarikhema.ir/?p=7990</guid>
		<description><![CDATA[اصول دین زرتشت برچه چیزهایی است ؟ بنیاد دین زرتشت بر هفت پایه استوار است : یکتایی اهورامزدا ـــ پیامبری اشوزرتشت ــ پیروی از اَشاـ داشتن اندیشه ، گفتار ، کردار نیک ــ آزادی گزینش راه ــ پاداش کار نیک و پادافراه (کیفر) کار زشت ــ جاودانی روان ــ رستاخیز . خداوند در دینِ زرتشت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote>
<p style="text-align: justify;">اصول دین <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زرتشت">زرتشت</a> برچه چیزهایی است ؟</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">بنیاد دین <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زرتشت">زرتشت</a> بر هفت پایه استوار است : یکتایی اهورامزدا ـــ پیامبری اشوزرتشت ــ پیروی از اَشاـ داشتن اندیشه ، گفتار ، کردار نیک ــ آزادی گزینش راه ــ پاداش کار نیک و پادافراه (کیفر) کار زشت ــ جاودانی روان ــ رستاخیز .</p>
<blockquote><p>خداوند در دینِ زرتشت چگونه معرفی شده است ؟</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;">در بینش اشوزرتشت ،خداوند با نام اهورامزدا معرفی شده است اهورا یعنی «هستی بخش» مز یعنی «بزرگ» و دا از «دانش و دانایی» آمده است بنابراین خداوند ، دانای بزرگ هستی بخش است که انسان را برده و بندة خویش نمی داند بلکه با خردی که به او هدیه کرده است جایگاه ارزشمند انسانی را به او پیشنهاد کرده است .</p>
<blockquote><p>آیا مراحل عرفان در دین زرتشت وجود دارد ؟</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;">پاسخ : آری ، شناخت خداوند ، پرورش و پویایی ویژگی های اخلاقی و نزدیک شدن به اهورامزدا، مهمترین هدف سفارش شده اَشوزرتشت در زندگی انسان است . پیام آور ایرانی باور داردکه اگر انسان رفتار خود را به شش فروزه یی که از خداوند سرچشمه گرفته هماهنگ سازد ، گذری به هفتمین مرحله نیز خواهد داشت و به جایی خواهد رسید که به جز <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ae%d8%af%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with خدا">خدا</a> نخواهد دید . نخستین گام در راه نزدیک شدن به اهورا ، وَهومن یا منش نیک است ، این واژه در زبان فارسی به بهمن تبدیل شده است . نیک اندیشی یکی از فروزه های ذاتی خداوند است که انسان نیز بایستی در نخستین گام آن را در خود پرورش دهد . گام دوم ، گزینش اَشَه وَهیشْتَه یا بهترین اشویی است که در زبان فارسی به اردیبهشت تبدیل شده است . اشویی در ذات خداوند ، هنجار مطلق و توانایی نظم بخشیدن است ، این فروزه در انسان نیز کوششی برای هماهنگی در رفتار بر پایة اشویی ، یعنی پیوستن به راستی است . خْشَترَه وَئیریَه که در زبان فارسی به شهریور تبدیل شده است توانایی مینوی و پادشاهی بر خود معنی می دهد توانایی گذشت و مهربانی ، توانایی کنترل رفتار ناهنجار اشا، توانایی دفاع از حق و مبارزه با دروغ ، توانایی رسیدن به آزادی و آزاد منشی و &#8230;.. که گام سوم در راه شناخت است . گام چهارم ، فروزة «مهرورزی» است که در گات ها به گونه سپنتَه آرَمئی تی بیان شده و در فارسی به سپندارمذ یا اسفند تبدیل شده است . در بینش اشوزرتشت رابطة بین انسان وخدا بر مبنای دوستی و محبت است نه از روی ترس و بیداد ، پس انسان باید فروزة «مهرورزی» را در خود افزایش دهد ، خویشتنداری ، گذشت ، فروتنی ، مهربانی ، بخشندگی و دهشمندی از پرتوهای این فروزه هستند . گام پنجم به صورت هَه اوروَتات ودر فارسی به گونه خورداد بیان شده در این مرحله رسایی وکمال در انسان پدیدار خواهد شد و او را به تدریج به انسان آرمانی نزدیک خواهد کرد. در بینش اشوزرتشت رسایی و جاودانگی که ششمین مرحله است بهم پیوسته هستند . یعنی اگر انسان به رسایی برسد خود به خود به «بی مرگی» نیز خواهد رسید. اَمِرَه تات که در فارسی به صورت امرداد آمده ، جاودانگی معنی می دهد ، بی گمان این فروزه از ویژگی ذاتی خداوند است ولی انسان نیز بر پایة نظامی که در آفرینش او پیش بینی شده به گونه ای دیگر و به طور نسبی جاودانه خواهد شد . هفتمین گام ، در راه عرفان و شناخت اهورا ، سرَئوشَه است این واژه در فارسی به گونه «سروش» بیان شده ، نور حقیقت و ندای اهورایی است که چون مشعلی ، نهاد انسان و دیدة دل عارف را روشن خواهد کرد ، بنابراین در کنار کار و کوشش ، مراحل عرفان نیز در انسان سپری می شود ، فروزه هایی چون پاکی و راستی ، توانایی سازنده و مهرورزی پویا خواهد شد تا رسایی و پایندگی در نهاد او فزونی یابد .</p>
<blockquote>
<p style="text-align: right;">آیا دین زرتشت در باره تناسخ صحبتی می کند ؟</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">در هات ۴۹ بند ۱۱ از گاتها اشوزرتشت می فرماید : روان بد اندیش &#8211; بد گفتار- بدکردار برخواهد گشت . ولى به چگونگی آن اشاره یی نشده است بیگمان تناسخ و برگشت روح به کالبدهای غیر انسانی مورد نظر پیامبر ایران نبوده است.</p>
<blockquote><p>درباره مبارزه نیکی و بدی آیا در مقابل بدیها و بدکاران می باید ساکت نشست یا باید مبارزه کرد ؟ این مبارزه میتواند قهر آمیز باشد؟</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;">اشوزرتشت در پیام خود به ویژه در هات ۳۲ بند ۱۶ از گات ها &#8211; مبارزه با بدی و دروغکار را به کمک ابزار دانایی یعنی سخن درست ، قاطع و دلایل منطقی می داند در هات ۳۰ بند ۹ و ۱۰ وجود همازوری راستکاران و تازه کردن جهان را ابزاری برای مبارزه با زور دروغکاران می داند و در هات ۳۱ بند ۱۸- پیشنهاد می دهد که چنانچه بدکاران به راه راست نیامدند باید با قدرت در برابر آنها ایستادگی کرد .</p>
<blockquote><p>در گاتها از عدالت چگونه صحبت می شود ؟ اگر ممکن است چند مثال بیاورید.</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;">اگر پرسش از عدالت خداوندی است ، در گاتها از آزادی واختیار کامل برای زن و مرد سخن به میان می آید و این آزادی مربوط به قوم ، نژاد و افراد ویژه ای نیست و برای همگان است . خداوند در گاتها سراسر نیکی و داد است که نقش یاوری وهمکاری با انسان را دارد . اهورامزدا هیچگاه بین انسانها تفاوتی نمی شناسند مگر در انتخاب راه راست و نادرست &#8211; شخص گمراه ، اگر در عذاب وجدان بسر می برد از روی آزادی خود ، راه خویش را برگزیده و مسئول کردار خویش است . بازتاب کردار نیک و بد هر فرد که برگرفته از خرد رسا و یا بی تفاوتی نسبت به اندیشه است به شخص باز خواهد گشت .</p>
<blockquote><p>آیا در آیین زرتشت ، کشتن انسان در شرایطی مانند &#8220;مجازات اعدام&#8221; یا شرایط دیگر آزاد است ؟</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;">در دین زرتشت سفارش شده تا هرفرد با یاری خرد خویش به سوی یگانه هنجار هستی یعنی راستی ، درستی و ارزش های نیک انسانی روی آورد و آرمان پیامبر این است که ظلم ، بیداد ، ستم ، جنایت و هرگونه کرداری که از کژاندیشی سرچشمه گرفته باشد در بین مردم وجود نداشته باشد . بنابراین چنانچه فردی از هنجار اشا پیروی نکرد از فرهنگ زرتشتی جدا گشته است و مجازات او بر اساس قوانین موجود در زمان و مکان خواهد بود.</p>
<blockquote><p>آیا از نظر آیین زرتشت ، فرضیه داروین که اجداد بشر میمون بوده اند پذیرفتنی است ؟</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;">یین زرتشت راهکارهایی برای درست زیستن انسانها است و اخلاق ویژه ای را به هر فرد سفارش می کند تا راه خوشبختی را دریابند و بکار گیرند و در باره آفرینش و اینگونه فرضیه ها به پیروی از دانش زمان اشاره دارد .</p>
<blockquote><p>آیا « چینود پل » می تواند دلیلی بر مادی بودن دنیای دیگر باشد ؟</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;">این پل در گات ها به نام چینَوَت پِِرِتو آمده است که چین یعنی چگونه چینَوَت یعنی چگونه زیستی و پِرِتو یعنی گذرگاه است . چون روان در گذشته حالت مادی ندارد بنابراین این گذرگاه نمی تواند به صورت پلی که از چوب و سنگ و غیره ساخته شده تعبیر شود چینوت گذرگاهی است مینوی که روان نیکوکاران از آن به شادمانی عبور خواهند کرد .</p>
<blockquote><p>در باور زرتشتی اعتقاد به دو گوهر همزاد و متضاد که هر یک بسته به موقعیت در اندیشه آدمی به شکل خوب یا بد بروز می کند وجود دارد پس هیچ عمل یا فکری مطلقا بد یا خوب نیست بنابراین چرا در آیین زرتشتی دروغ کلا ناپسند شمرده شده و مثلا دروغ مصلحت آمیز ، جایز نمی باشد ؟</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;">سرچشمه دروغ ، برخورد دو گوهر همزاد است که در اندیشه انسانٍ بی دانش ونادان به وجود می آید . انسانٍ دانا دراندیشه و باور خود ، از دو گوهر همزاد نیکی وراستی را پویا می سازد زیرا در بینش اشوزرتشت هنجار هستی تنها بر راستی ( اَشا) استوار است و هیچگاه به دنبال دروغ که آزار دهنده و آسیب رسان است نخواهد رفت . از آنجا که هنجار هستی ، راستی است پس زرتشتیان از دروغ مصلحت آمیز نیز پرهیز می کنند زیرا مصلحت انسان در برقراری و گسترش راستی و همراه شدن با اَشا است .</p>
<blockquote><p>آیا مزدای زرتشت به عاشقانی چون من امکان آن را می دهد تا راه اشویی را برای خود و برای همیشه انتخاب کنم ؟</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;">اگر منظور از راه اشویی که مزدا سفارش کرده است ، پیوستن به اندیشه ، گفتار و کردار نیک باشد بیگمان هر شخص <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ae%d8%af%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with خدا">خدا</a> دوست و اندیشمندی آرزو دارد تا با انجام کار نیک که برگرفته از وجدان آگاه و خرد رسا می باشد ، انسان بودن خود را در هستی به نمایش بگذارد . در این بینش راه اَشا یعنی ویژگی های پسندیده ، آگاهانه و از روی دانایی که در رفتار انسان شکل می گیرد و این حق هر شخص آزاد اندیشی است تا برای هر لحظه و همیشه از آن بهره مند گردد.</p>
<blockquote><p>از دو ترجمه گات های دکتر على اکبر جعفرى و موبد فیروز آذرگشسب، کدامیک را شما درست تر میدانید ؟</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;">هر دو ترجمه ها از پیام اشوزرتشت است ولی ترجمه موبد فیروز آذرگشسب به بررسی واژگان پرداخته و با آوردن متن دین دبیره به تفسیر هر بند هم پرداخته شده و کامل تر است .</p>
<blockquote><p>آیا درست است که تا قبل از ساسانیان در دین زرتشت دو خدای خیر و شر وجود داشت و در زمان ساسانیان تکامل یافت و خدا واحد شد؟</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;">خیر ، از زمانی که اشوزرتشت پیام خود را به مردم زمان خود رساند یکتاپرستی را سفارش کرد و خدای اندیشه او اهورامزدا نام گرفت باور به دوخدایی در هیچ زمانی مربوط به دین زرتشت نبوده است .</p>
<blockquote><p>روز رستاخیز در گات ها در زمان ساسانیان در این دوره چگونه تعریف می شود؟</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;">برداشتی که از واژه رستاخیز در پیام زرتشت می شود زمانی است که تمام روان ها که زمانی در جهان مادی به سر برده اند از پس گذراندن زمانی متفاوت و شاید در شرایطی گوناگون به فروغ و روشنایی خواهند پیوست در زمان ساسانی برخی از باورها در بینش پیامبر دستخوش آمیخته شدن با فرهنگ های آن زمان قرار گرفت و به شکلی دیگر به ثبت رسید که اندکی نیز با پیام اشوزرتشت هماهنگی ندارند هم اکنون نیز واژه رستاخیز به همان شکلی که در پیام اشوزرتشت آمده بررسی می شود و در باور پیروان راستین اشوزرتشت جاری است .</p>
<blockquote><p>آیا از نظر آئین زرتشت ، دیو و جن و پرى وجود دارد ؟</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;">اشوزرتشت در پیام خود اشاره یی به موجوداتی به نام جن ندارد . پری یک واژه پارسی و بر مبنای زیبا روی است که زیبایی از خواسته های ایرانیان بوده و دیو نیز <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ae%d8%af%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with خدایان">خدایان</a> پنداری پیش از زرتشت بوده اند که ایرانیان باستان به آن باور داشته اند و با شروع یکتاپرستی ایرانیان از زمان اشوزرتشت از باور مردم گرفته شده است .</p>
<p style="text-align: justify;">آیا یک نفر زرتشتى چون من که نماز نمیخواند گناهکار حساب میشود و به دوزخ میرود ؟</p>
<p style="text-align: justify;">فلسفه نماز و نیایش در بینش اشوزرتشت ، پیروی از هنجار اشا و برقراری آرامش در انسان است و یکی از شیوه هایی می باشد که انسان برای داده های نیک اهورایی از آفریدگار سپاسگزاری می کند . گناهکار کسی است که کردارش بر مبنای نیک اندیشی نباشد و به روان هستی و مردم آسیب وارد سازد. نماز نخواندن در واقع از دست دادن امتیازهای فردی است که او را از ارزش های نیک انسانی همانند مهربانی ، فروتنی ، پارسایی و عشق دور می سازد .</p>
<blockquote><p>آیا میتوان اهورامزدا را آفریننده بیماری ها و خشکسالی ها دانست ؟</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;">بیماری ها و پدیده های طبیعی مانند زلزله ، آتش فشان و خشکسالی از فرآیندهای طبیعی در هستی بوده که نباید آن ها را جلوه بد آفرینش به حساب بیاوریم .</p>
<p style="text-align: justify;">مگر در گاتها گاههای نماز ۳ بار مشخص نشده است؟ پس چرا در ۵ نوبت نماز است؟</p>
<p style="text-align: justify;">درگاتها نیایش کردن با دستهای برافراشته، با تنی پاک، روانی آرام، دلی شاد و برای خشنودی اهورامزدا به انگیزه همراهی با هنجارهستی اشا و با کردارنیک برای آباد ساختن جهان هستی پیشنهاد شده و چند بار هم در شبانه روز نیامده بلکه پیوسته است. خوشا آنان که دایم درنمازند بهشت جاودان ماوایش بید در زمان ساسانیان به ابتکار ماراسپند و با توجه به شرایط زندگی مردم آن زمان بخش هایی از خرده <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اوستا">اوستا</a> تنظیم شد و در شبانه روز ۵ بار سفارش به نمازخواندن گردیده است.</p>
<blockquote><p>بهشت ودوزخ در دین زرتشت چگونه است ؟</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;">در بینش اشوزرتشت ، اهورامزدا جهان هستی را بر مبنای نظم وهنجاری درست و نیک آفریده که اَشا نام دارد . در هنجار راستی ، اصل کنش و واکنش پیوسته وجود دارد . به عبارتی قانون عکس العمل بخشی از هنجار اَشا است که در مورد نیک اندیشی و بد اندیشی انسان نیز نتیجه میدهد . رفتار انسان ، هماهنگ با اندیشه او می تواند خوب و سازنده و یا عکس آن ویران کننده و بد باشد . بر پایة قانون اشا ، رفتار انسان در همین جهان به خودش باز میگردد و بهشت و دوزخ را برای او بوجود می آورد . پس بهشت یا دوزخ ، بازتاب طبیعی کردار انسان است . بهشت بـرگرفته از واژه « وَهیشتـم منـو » در اوستـا اسـت ، یعنی «بهترین منش» و دوزخ از واژة اوستـایـی « دروجو دِمانِه » آمده یعنی جایگاه دروغ و مکان تیره گون که در برخی سرودها نیز به صورت « اَچیشتم مَنُو » آمده یعنی « بدترین منش» بنابراین اهورامزدا بهشت و دوزخ را برای پاداش و یا آزار انسان در دنیای پس از مرگ نیافریده است بلکه واکنشی طبیعی برای رفتار انسان است که بر وجدان و روان او اثر میگذارد از این دیدگاه انسان که با اندیشه و رفتار خود توانایی ساختن دوزخ و بهشت را دارد توانایی کاهش دادن آنان را نیز خواهد داشت یعنی دوزخ برای انسان ، همیشگی نیست بلکه دیرپا و زمان داراست .</p>
<blockquote><p>قـانـون اَشـا را کـه زرتشت به آن اشاره کرده با چه چیزی در ادیان دیگر برابر می دانید ؟</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;">بیگمـان هـر دیـن بـه نـوعی جهـان بینی اشـاره می کند که با فرهنگ و تمدن مردم زمان پیامبر و با منطقه یی ویژه هماهنگی دارد و در این راه هر یک به نظم در زندگی اشاره کرده اند . بهر روی نگرش دین زرتشت به جهان هستی ، پیروی و پیوستن به قانون اَشا است در بینش او خداوند جان و خرد ، جهان را براساس هنجاری آفریده که بر تمام هستی حاکم است و هیچ پدیده یی از اتم تا کهکشان وجود نداردکه بر پایة این هنجار هماهنگ ، استوار نباشد پس انسان نیز باید خود را با هنجار هستی ، همگام و همراه سازد ، راستی ودرستی ، مهر و فروتنی و فروزة های نیک انسانی را در خود پرورش دهد .</p>
<h2  class="related_post_title">نگاره های مرتبط:</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://tarikhema.ir/subject/345/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d9%85%d8%b9%d8%ac%d8%b2%d9%87-%db%8c%d9%88%d9%86%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%d8%a7-%d8%b1%d8%ae-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/" title="آیا معجزه یونانی واقعا رخ داده است؟">آیا معجزه یونانی واقعا رخ داده است؟</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1860/%d9%85%d8%ba%d9%87%d8%a7-%d9%83%d9%87%e2%80%8c-%d8%a8%d9%88%d8%af%d9%86%d8%af%d8%9f/" title="مغها كه‌ بودند؟ ">مغها كه‌ بودند؟ </a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/2256/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae/" title="زنان سرباز نامدار تاریخ">زنان سرباز نامدار تاریخ</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/egypt/824/%d9%81%d8%b1%d9%8a%d8%a7%d8%af%d9%8a-%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d8%a7%d9%85%d8%b3%d8%b3-%d8%af%d9%88%d9%85/" title="فریادی از رامسس دوم">فریادی از رامسس دوم</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/476/%d9%85%d8%ac%d8%b3%d9%85%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%db%8c%d9%88%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" title="مجسمه های یونان باستان 1">مجسمه های یونان باستان 1</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/greece/7961/safu/" title="سافو و شعر زنانه در ۲۶۰۰ سال پیش">سافو و شعر زنانه در ۲۶۰۰ سال پیش</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/241/%da%a9%d9%88%d8%aa%d8%a7%d9%87-%d8%b3%d9%84%d8%b3%d9%84%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c/" title="کوتاه سلسله ساسانی">کوتاه سلسله ساسانی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/subject/photos/2347/%d8%b9%da%a9%d8%b3-%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%ae%d8%aa-%d8%ac%d9%85%d8%b4%db%8c%d8%af/" title="عکس هایی از تخت جمشید">عکس هایی از تخت جمشید</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/greece/1089/%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af%db%8c-%d9%86%d9%82%d8%a7%d8%b4%db%8c-%d8%af%d8%b1-%db%8c%d9%88%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" title="فرهنگی نقاشی در یونان باستان">فرهنگی نقاشی در یونان باستان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/2352/%d9%85%d8%ac%d8%b3%d9%85%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%a7%d9%89-%d8%a8%d9%88%d9%8f%d8%aa%d8%b3%d9%88%d9%8f-%d8%8c-%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af/" title="مجسمه های داى بوُتسوُ ، بودای بزرگ">مجسمه های داى بوُتسوُ ، بودای بزرگ</a></li></ul><hr />

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/facebook.png">
<a href="http://www.facebook.com/Tarikhema.ir">«تاریخ ما» در فیس بوک</a>

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/feed.png">
<a href="http://feeds.feedburner.com/tarikhema">فید «تاریخ ما»</a>

<hr />
<p><small>© masoud برای <a href="http://tarikhema.ir">تاریخ ما</a>, |
<a href="http://tarikhema.ir/religions/zoroastrian/7990/%d9%8fpasokh-soalat/">لینک نگاره</a> |
<br/>
</small></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarikhema.ir/religions/zoroastrian/7990/%d9%8fpasokh-soalat/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خدایان و مقدسات مردم هند</title>
		<link>http://tarikhema.ir/ancient/india/7834/%d8%ae%d8%af%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85-%d9%87%d9%86%d8%af/</link>
		<comments>http://tarikhema.ir/ancient/india/7834/%d8%ae%d8%af%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85-%d9%87%d9%86%d8%af/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 28 Jan 2012 09:17:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انی کاظمی</dc:creator>
				<category><![CDATA[تاریخ تمدن هند باستان]]></category>
		<category><![CDATA[دین و آیین هندو]]></category>
		<category><![CDATA[آثار هندی]]></category>
		<category><![CDATA[آرنیک]]></category>
		<category><![CDATA[آگم ها]]></category>
		<category><![CDATA[آیودیا]]></category>
		<category><![CDATA[ادیان هند]]></category>
		<category><![CDATA[اوانتی]]></category>
		<category><![CDATA[اوپانیشاد]]></category>
		<category><![CDATA[اگنی]]></category>
		<category><![CDATA[ایندرا]]></category>
		<category><![CDATA[براهمن]]></category>
		<category><![CDATA[بهگودگیتا]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ هند]]></category>
		<category><![CDATA[تمدن هند]]></category>
		<category><![CDATA[تناسخ در هندو]]></category>
		<category><![CDATA[تنتره]]></category>
		<category><![CDATA[خدایان]]></category>
		<category><![CDATA[خدایان هند]]></category>
		<category><![CDATA[خدایان هندو]]></category>
		<category><![CDATA[خورشید]]></category>
		<category><![CDATA[دوارکا]]></category>
		<category><![CDATA[راتره]]></category>
		<category><![CDATA[رام چندر]]></category>
		<category><![CDATA[راماینه]]></category>
		<category><![CDATA[شکتی]]></category>
		<category><![CDATA[شیوا]]></category>
		<category><![CDATA[لکشمی]]></category>
		<category><![CDATA[متهورا]]></category>
		<category><![CDATA[مذاهب هند]]></category>
		<category><![CDATA[مذهب هندو]]></category>
		<category><![CDATA[معابد هندو]]></category>
		<category><![CDATA[مهابهارت]]></category>
		<category><![CDATA[هردوار]]></category>
		<category><![CDATA[هند]]></category>
		<category><![CDATA[هندو]]></category>
		<category><![CDATA[هندو و تناسخ]]></category>
		<category><![CDATA[هندوئیست]]></category>
		<category><![CDATA[هندوستان]]></category>
		<category><![CDATA[هندوییسم]]></category>
		<category><![CDATA[ودا]]></category>
		<category><![CDATA[وینو]]></category>
		<category><![CDATA[پوران]]></category>
		<category><![CDATA[پوشکر]]></category>
		<category><![CDATA[کاشی]]></category>
		<category><![CDATA[کالی]]></category>
		<category><![CDATA[کانچی]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب ودا]]></category>
		<category><![CDATA[کتب ودا]]></category>
		<category><![CDATA[کریشنا]]></category>
		<category><![CDATA[گانشا]]></category>
		<category><![CDATA[گایا]]></category>
		<category><![CDATA[گروده]]></category>
		<category><![CDATA[گیاه های مقدس]]></category>
		<category><![CDATA[یوگا]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarikhema.ir/?p=7834</guid>
		<description><![CDATA[معبد اسوامینایاران آکشاردهام در دهلی بزرگترین معبد هندو در جهان هندوستان از گذشته های دور سرزمین عجایب جهان بوده است و در چند دهه ی اخیر بسیار مورد توجه جهان غرب قرار گرفته است به طوریکه امروزه تمام اطلاعات مربوط به تمدن و ادیان و افسانه های هند در سایتهای اینترنتی بسیاری قرار گرفته و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img class="aligncenter" src="http://tarikhema.ir/images/2012/01/New_Delhi_Temple.jpg" alt="hindu india  New Delhi Temple خدایان و مقدسات مردم هند | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="hindu india  | خدایان و مقدسات مردم هند | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #999999;">معبد اسوامینایاران آکشاردهام در دهلی بزرگترین معبد <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d9%86%d8%af%d9%88/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هندو">هندو</a> در جهان</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #800000;"><strong>هندوستان</strong></span> از گذشته های دور سرزمین عجایب جهان بوده است و در چند دهه ی اخیر بسیار مورد توجه جهان غرب قرار گرفته است به طوریکه امروزه تمام اطلاعات مربوط به تمدن و ادیان و افسانه های <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d9%86%d8%af/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هند">هند</a> در سایتهای اینترنتی بسیاری قرار گرفته و کتابهای مذهبی و تاریخی آن به زبانهای گوناگونی ترجمه شده است.در چنین شرایطی باعث تاسف است که ما ایرانیان با وجود داشتن تمدنی مشترک با هندوستان, اطلاعات اندکی از این سرزمین در اختیار داریم. هندوستان با بیش از ۱ میلیارد جمعیت, دموکراسی ترین کشور جهان سوم است و مردمی خونگرم و مهربان دارد.۹۹% از جمعیت <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d9%86%d8%af/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هند">هند</a> را هندوان( پیروان هندوییسم) تشکیل می دهند.از آنجا که آیین <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d9%86%d8%af%d9%88/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هندو">هندو</a> غالبترین مذهب هندوستان است و آشنایی ما با این آیین چندان زیاد نیست, در این مقاله به بررسی مختصری از مقدسات <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d9%86%d8%af%d9%88/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هندو">هندو</a> و قوانین آن می پردازیم.</p>
<p><img class=" aligncenter" src="http://tarikhema.ir/images/2012/01/TibetianGanpati.jpg" alt="hindu india  TibetianGanpati خدایان و مقدسات مردم هند | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="hindu india  | خدایان و مقدسات مردم هند | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<blockquote><p><strong><a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d9%86%d8%af/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هند">هند</a>: سرزمین رودها</strong></p></blockquote>
<p style="text-align: justify;">در حیات هندو, رودخانه ها نقش بسیار مهمی بازی می کنند.زیرا رودها برای هندوان مقدس هستند اما این تقدس و پرستش به معنی کفر ابتدایی و یا شرک آنان نیست, بلکه ریشه در فرهنگ و تمدن کهن تری دارد که پیرو احترام به طبیعت است, همانگونه که در نزد زرتشتیان باستان بوده است.</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;"><strong>رودخانه های مقدس برای هندوان:</strong></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">۱- گنگ: مقدس ترین رود هند است .الهه گانگا این رود را نگهبانی می کند.گنگ از هیمالیا سرچشمه می گیرد و از شهرهایی مثل بنارس, هردوار , الله آباد, وراندابن و…می گذرد. بر طبق افسانه ها گنگ از پای ویشنوVishnu( خدای نگهدارنده زندگی در زمین) جاری شده و پس از گذشتن از گیسوان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b4%db%8c%d9%88%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with شیوا">شیوا</a> Shiva(خدای فنا و نابودی) به زمین می رسد. هندوان معتقدند که غسل در گنگ, گناهان کبیره را می شوید و اصولاً غسل در رودهای مقدس به هنگام کسوف و خسوف واجب است.آنها همچنین خاکستر و استخوانهای نیم سوخته ی مردگان خود را با مراسمی خاص در آب گنگ می ریزند.</p>
<p><img class=" aligncenter" src="http://tarikhema.ir/images/2012/01/Valmiki_Ramayana.jpg" alt="hindu india  Valmiki Ramayana خدایان و مقدسات مردم هند | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="hindu india  | خدایان و مقدسات مردم هند | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #999999;">والماکی رامایانا</span></p>
<p style="text-align: justify;">۲- سند: دومین رود مقدس هندوان است و نام هندوستان نیز از همین رودخانه گرفته شده است. نام قدیم سند, سندو , بوده است و ایرانیان باستان آن را ,هندو, نام نهادند و در اثر گذر زمان هندو به نامی برای این سرزمین تبدیل شد و هندوستان یعنی “سرزمین رودها”. شاید جالب باشد بدانید که نام لاتین هند, یعنی ایندیا Indiaنیز از همین رود سند برداشته شده است.یونانیان باستان در زبان خود سند را ایندوسIndus می نامیدند و ایندیا با کمی تغییر از ایندوس برداشته شده است.البته لازم به ذکر است که نام قدیم هند در زبان سانسکریت ” بهارات” (Bharat)می باشد. رود سند نیز از هیمالیا سرچشمه می گیرد و به دریای عرب می ریزد.<br />
۳- برهماپوترا(Brahmaputra): از کوههای هیمالیا واقع در تبت سرچشمه می گیرد و رودخانه ای طوفانی است.<br />
۴- جمنا (yamuna): از پنج آب (پنجاب) به سمت جنوب جاری می شود و دهلی را مشروب می کند و شکوه تاج محل در آگره را در آبهای خود منعکس می کند.جمنا با افسانه های مربوط به کریشنه وابسته است.<br />
۵- سرسوتی(Saraswati): رودخانه ای مقدس که در دوران باستان , در کنار آن قربانی های ودایی انجام می دادند و عالمان ودایی در حوزه این رود زندگی می کردند. سرسوتی نام الهه علم و دانش است.<br />
سایر رودهای مقدس هندوستان در جنوب هستند و شامل رودهای گوداوری, کاوری , نرمدا و تاپی می باشند.</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;"><strong>گیاهان مقدس :</strong></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">درختان و گیاهان نیز به عنوان یکی از مظاهر طبیعت , مورد احترام هندوان هستند به طوریکه آنها پیش از قطع یک درخت او را ستایش کرده و عذر خواهی می کنند که این نوع احترام به طبیعت با فرهنگ سرخپوستان بسیار مشابهت دارد. مقدس ترین گیاه هند , انجیر مقدس(Pippala) است که نماینده ویشنو است.این درخت حتی مورد احترام بوداییان نیز هست زیرا معتقدند که <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with بودا">بودا</a> زمانیکه زیر سایه این درخت نشسته بود, به حقیقت دست یافت. از دیگر درختان مقدس می توان از درخت پنبه ابریشم نما, درخن تمالا , درخت ویلوا و درخت شمی نام برد.<br />
گل ها نیز بسیار مورد توجه و علاقه هندوان هستند.آنها تقریبا در اکثر مراسم خود از گل به اشکال مختلف استفاده می کنند. گل سرخ چینی برای <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b4%db%8c%d9%88%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with شیوا">شیوا</a>, گل سفید برای ویشنو , گل نیلوفر برای لکشمی(Laxmi) (الهه ثروت و خوشبختی) , گل زرد برای سرسوتی, گل انبه به خدای کام وگل نیلوفر سرخ برای <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%b4%db%8c%d8%af/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with خورشید">خورشید</a> , نمونه هایی از تقدیم گل به <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ae%d8%af%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with خدایان">خدایان</a> هستند.</p>
<p><img class="aligncenter" src="http://tarikhema.ir/images/2012/01/Vishnuvishvarupa.jpg" alt="hindu india  Vishnuvishvarupa خدایان و مقدسات مردم هند | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="hindu india  | خدایان و مقدسات مردم هند | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #999999;"><a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%b1%db%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کریشنا">کریشنا</a></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;"><strong>کوههای مقدس:</strong></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">مقدس ترین کوه هندوستان هیمالیا است.( هیمالیا در لغت از دو جزء تشکیل شده است.یکی هیما-به معنی برف و سرما و دیگری لیا- به معنی خانه و انبار و هیمالیا در کل به معنی “خانه برف” است)هیمالیا از این جهت مقدس است که در گذشته محل زندگی <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ae%d8%af%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with خدایان">خدایان</a> بوده است. در مقابل کوههای بلند هیمالیا در جنوب, چند رشته کوه و تپه نیز در جنوب هند وجود دارند که ویندهیا (Vindhia)نامیده می شوند.ویندهیا در زبان هندی به معنی کوه جنوبی می باشد و افسانه های زیادی در مورد این کوه وجود دارد.</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;"><strong>نوشته های مقدس:</strong></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">مهمترین و معتبرترین نوشته های مقدس هندوان که بین تمام فرق هندو مورد قبول است, عبارت است از: -کتب <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%88%d8%af%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ودا">ودا</a> (Veda) – براهمن (Brahmana) – آرنیک (Aranyaka) -اوپانیشاد(Upanishad) – پوران(Purana) – راماینه (Ramayana) -مهابهارت( هند بزرگ) (Mahabharat) -آگم ها (Agamas) -پنج راتره (pancara tras) -تنتره(Tantras)<br />
این نوشته ها در یک زمان فراهم نیامده و متعلق به ازمنه متوالی است</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;"><strong>خدایان(شخصیت های مقدس):</strong></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">شاید با شنیدن نام خدایان, این تصور پیش آید که هندوان بت پرست هستند و از وجود خدای یکتا بی خبرند.اگرچه هندوان در ظاهر بت می پرستند اما حقیقت این است که دانایان,حکیمان و هندوان با سواد, خدای یکتا را می پرستند و معتقدند که ذات مطلق الهی یگانه است ولی قشر فقیر و کم سواد هندوستان تا حدود زیادی به همان مظهر مادی توجه دارند و آن را می پرستند اما این نیز به معنی کفر آنان نیست.هندوان معتقدند که این خدایان, مظاهر گوناگون همان خدای یکتا هستند در این باره در ریگ <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%88%d8%af%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ودا">ودا</a>(یکی از چهار ودای موجود)آمده است :<br />
” بر هر ثابت و جنبنده و نیز بر هر آنچه را ه می رود وبر هر آنچه می پرد و بر تمام این آفرینش رنگارنگ,تنها یک <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ae%d8%af%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with خدا">خدا</a> فرمانروایی می کند.”<br />
در واقع باید گفت که حقیقت یکی بیشتر نیست اما به نامها و شیوه های گوناگون توصیف می شود.<br />
آفریدگار در این آیین , برهما (Brahma)نامیده می شود که مظهر آفرینش است.سایر خدایان مهم هندو عبارتند از:<br />
-ویشنوVishnu(خدای مظهر بقا و زندگی روی زمین)<br />
- شیوا Shiva(خدای فنا و نابودکننده و وحشت آور اما نام او در سنسکریت به معنی مهربان نیز هست.)<br />
-سرسوتیSaraswati(الهه ی علم و دانش و همسر برهما.سرسوتی دختر شیوا از همسرش پاروتی است)<br />
-لکشمی Laxmi(الهه ی ثروت و خوشبختی و همسر ویشنو. و خواهر سرسوتی)<br />
-شکتیShakti( الهه قهر و نابودی و همسر شیوا)<br />
-گانشا Gnesha( خدای علم و دانایی که سری همچون سر فیل دارد و پسر شیوا است.)<br />
-کالیKali (الهه مرگ)<br />
-رام چندر Ram chandar(رام ماه مانند که یکی از مظاهر ویشنو روی زمین است.)<br />
-کریشناKrishna(هشتمین مظهر ویشنو است.)<br />
-ایندرا Indra(خدای باستانی اقوام آریایی که خدای رعد و برق است)<br />
-اگنی Agni(خدای آتش و تجسم آتش مقدس است.ِاگنی از دیر باز توسط آریاییان باستان پرستش می شده است و هنوز هم آثار تقدس آتش میان هندیان و زرتشتیان وجود دارد.اگرچه زرتشتیان آتش پرست نیستند اما تقدس آتش متعلق به فرهنگ پیش از <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زرتشت">زرتشت</a> است و تا کنون نیز باقی مانده است.)<br />
-گرودهGaruda(رئیس پرندگان که نیمی از بدنش انسان و نیم دیگر پرنده است و مرکب ویشنو است.)<br />
-<a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%b4%db%8c%d8%af/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with خورشید">خورشید</a> Suryaو ماهSoma وبسیاری خدایان دیگر</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;"><strong>شهرهای مقدس:</strong></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">شهرهای مقدس و زیارتگاههای هندو عبارتنداز:<br />
۱-اجودهیا یا آیودیا(Ayodhya): این شهر در شمال هند واقع است و بنابر داستانهای هندو،این شهر پایتخت سلاطین <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b3%d9%84%d8%b3%d9%84%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with سلسله">سلسله</a> ماه و از آن جمله رام چندر بوده است.<br />
۲-اوانتی(Avanti): از شهرهای قدیمی هند است و امروزه اوجین(Ujjayina) نامیده می شود.گویند کریشنه در این شهر بزرگ شده است.<br />
۳-گایا(Gaya):شهر گایا واقع در ایالت بیهار در شمال هند است.<br />
۴- <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%a7%d8%b4%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کاشی">کاشی</a>(Kashi): مقدس ترین شهر هندوان است.نام قدیم آن “بنارس” است و پس ازآن <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%a7%d8%b4%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کاشی">کاشی</a> و بعد هم وارانسی نامیده شده است.شهر بنارس در ساحل شمالی رود گنگ احداث شده است.<br />
۵-کانچی(Kanchi): این شهر در نزدیکی چنای یا مدرس قرار دارد.<br />
۶- متهورا(Mathura):نام یک شهر قدیمی است که اکنون شهر جدیدی روی آن ساخته شده است.بنابر روایات هندو این شهر زادگاه کریشنه است.شهر متهورا در کنار رودخانه مقدس جمنا در شهر آگره واقع شده است و هر سال هنگام عید هولی زایران کثیری به این شهر می روند.<br />
۷-دوارکا(Dvaraka):این شهر در ساحل رود کاتهیاور است و گویند که پایتخت کریشته بوده است.<br />
۸-هردوار: این شهر در مجاورت رود گنگ است.و در آن کشتن حیوانات و حشرات ممنوع است و حتی خوردن تخم مرغ هم ممنوع است<br />
۹-پوشکر(Pushkar): نام این شهر به معنی نیلوفرآبی است و در ایالت راجستان قرار دارد.</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;"><strong>روزهای مقدس(اعیاد):</strong></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">در آیین هندو روزهای مقدس بسیار زیاد است و به مناسبت هر روز جشن مخصوصی بر پا می شود.این جشن ها به منظور نزدیکی به معبود از طریق ستایش و شادی و امید است و سبب پاک شدن گناهان می شود.چند عید مهم عبارت اند از:<br />
-دیوالیDiwali: جشن سال نو در شمال و غرب هند<br />
-ویشوVishu:جشن سال نو در ایالت کرالا در جنوب<br />
-عید هولیHoli: جشن رنگ که مردم پودرهای رنگی و آبهای رنگی به یکدیگر می پاشند.<br />
-دورگا پوجاDurgapuja: جشن پیروزی رام بر دیو پلید راونا که شرح آ، در راماینه آمده است.<br />
-جانمشتامیJanmashtami: جشن تولد کریشنه<br />
-گانش چاتورتهیGanesh chatuthi: جشن ستایش گانشا<br />
-ماها شیوراتریMahaShivratri: جشن ستایش شیوا<br />
هر یک از این جشن ها دارای چندین افسانه و داستان هستند که هر کدام در نوع خود شنیدنی است.<br />
<strong></strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;"><strong>سرزمین یوگا:</strong></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">بسیاری از ما کلمه یوگا را به عنوان شناسهای از هندوستان شنیده ایم و کتابهای بسیاری در این زمینه به فارسی موجود است.<br />
یوگا(جوگ) Yogaبه معنی انضباط فکری است و در مفاهیم متعددی استفاده می شود مثل تمرکز فکر،مکاشفه،اتحاد روح با ماده،استغراق،اتصال و هر عملی که موجب انضباط فکری شود.کلمه یوگ از فعل یوج(Yuj) مشتق شده است و به معنی بستن و مهار کردن حیوان سرکش است (وشاید از این نظر با کلمه یوغ در فارسی مشابهت داشته باشد اگرچه یوغ در حال حاضر در فارسی فعل نیست.)پس یوگا یعنی اینکه انسان نفس سرکش خود را مهار کند تا بتواند در نهایت به روح کیهانی و اعلی متصل شود.یوگا بر خلاف تصور،از آیین <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with بودا">بودا</a> برنخاسته بلکه متعلق به آیین هندو است و شامل تمرینها و مراحل بسیاری می باشد که برخی از آنها در یوگا سوتره آمده است.</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;"><strong><a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b0%d9%87%d8%a8-%d9%87%d9%86%d8%af%d9%88/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مذهب هندو">مذهب هندو</a>:</strong></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">آیین هندو،قدیمی ترین و کهن ترین مذهب زنده جهان است و اکنون بالغ بر ۹۰۰ میلیون هندو از آن پیروی می کنند.<a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b0%d9%87%d8%a8-%d9%87%d9%86%d8%af%d9%88/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مذهب هندو">مذهب هندو</a>،مکتبی ماورای طبیعی است و اجازه نمی دهد که پیروانش فقط به دنیا یا آخرت دلخوش کنند.زیرا <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b0%d9%87%d8%a8-%d9%87%d9%86%d8%af%d9%88/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مذهب هندو">مذهب هندو</a> هدف بزرگتری را دنبال می کند و آن دست یابی به حقیقت زندگی است.منظور اصلی آیین هندو آن است که هر هندوی واقعی بتواند به حقیقت مطلق که برهمن نام دارد ،متصل شود.این حقیقت عبارت است از روحی ابدی که برتر و بالاتر از هرگونه علت و معلول و زمان و مکان است.<br />
در مذهب هندو تمام کارها و اعمال مثل کارهای هنری،علمی،سنتی،سیاسی و اجتماعی،وسیله ای هستند برای رسیدن به رستگاری و به همین دلیل یک هندوی کامل،کارهای خود را با نیتی پاک و والا به درست ترین شکل ممکن انجام می دهد.<br />
رقص نیز جزئی از آیین هندو است و جایگاه بسیار بالایی در فرهنگ آن دارد.زیرا رقص کاری مقدس است که از خدایان به انسان رسیده است.شیوا معتقد بوده است که تمامی کائنات همواره در حال رقص جاودانه ای هستند و او این رقص را ایجاد کرد و خودش به انجام آن می پرداخت.رقص هندی که بسیاری ازحرکات یوگا را در خود دارد،فقط برای سرگرمی یا تفریح نیست بلکه یک رقصنده با ایمان هنگام انجام این حرکات به حالت خلسه رفته و به آرامش دست می یابد.این رقص موجب نشاط و شادی روح وروان نیز می شود.<br />
رقصها نیز انواع متنوع و مختلفی دارند.<br />
مذهب هندو دستوراتی خاص در مورد غذای هندوان دارد.هندوان معتقدند که افراط در غذا سبب تنبلی جسم و انحطاط فکر می شود.اغلب هندوان در تمام طول عمر خود، لب به گوشت قرمز نمی زنند وعده ای نیز فقط گوشت مرغ و جوجه یا ماهی مصرف می کنند.<br />
غذای هندوان غالباً شیر گاو و گاومیش و فراورده های شیر است اما شیر گاو زلئو و شتر را نمی خورند.برنج، جو،گندم،لوبیا،خردل،نارگیل،دانه های نباتی، انواع میوه و آجیل از غذاهای عمده هندوان است.همچنین مصرف سیر،پیاز،تربچه و قارچ برای هندوان و مخصوصا براهمن ها ممنوع است.اگرچه این قوانین، کمی عجیب به نظر می رسد، اما نرم خویی و آرامش و قناعت مردم این سرزمین، ناشی از همین تغذیه است.اهمیت ندادن به خوراک و توجه به روح و روان ، مهمترین دلیل پرورش عارفان و ریشیانRishi بزرگ در هند است.<br />
از دیگر معتقدات هندوییسم، تناسخ است. اعتقاد به تناسخ روح به این دلیل است که هندوان می گویند، انسان در طول یک عمر کوتاه، نمی تواند به رستگاری و شعور الهی دست یابد و برای همین هر کسی <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b3%d9%84%d8%b3%d9%84%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with سلسله">سلسله</a> ای از چند زندگانی دارد و در هر زندگی بر حسب کارهای زندگی قبلی به قالبی در می آید،گاهی در غالب انسان و خدایان و گاهی در قالب حیوان و گیاه و آنقدر به این تناسخ ادامه می دهد تا به حقیقت مطلق الهی پی برده و رستگار شود.<br />
مذهب هندو،هم مذهبی ساده و ابتدایی است و هم مذهبی پیچیده و فلسفی است.بر همین اساس هر فردی از هر طبقه جامعه می تواند به آن بگرود و از آن استفاده کند.به همین دلیل نیز در جامعه هندو،هم عارفانی هستند که به مقصد عالی رسیده اند و هم عامیانی هستند که هنوز قدمی در راه مذهب برنداشته اند.<br />
اخلاق اساسی هندوییسم، بر پایه طهارت،ضبط نفس،آزادی، راستی و بی آزاری است.بسیاری تصور می کنند که هندوییسم یعنی ریاضت،اما چنین نیست.هندوییسم از زهد و ریاضت طرفداری نمی کند و اصرار هم ندارد که پیروانش امیال نفسانی را به کلی سرکوب کنند.این تفکر مورد تایید پیروان مذاهب جینJain و بودا Buddhaاست اما هندوییسم برعکس، پیروانش را به ازدواج و تشکیل خانواده ترغیب می کند و یکی از مراحل برهمنی نیز ازدواج می باشد.<br />
در هر صورت هندوییسم مذهبی است که اگر عمیقاً به آن نگاه کنیم، دستورات خوب و اخلاقی در خود دارد و معتقد به افراط و تفریط در هیچ کاری نیست بلکه میانه روی را توصیه می کند.با این حال هر فرد هندو آزاد است که بر حسب توان و خواست خویش، از این مذهب بهره برداری کند.<br />
و سرانجام آنکه، هندوییسم می گوید،بشر ناآگاه است و نمی داند که ذات مطلق چگونه روح خود را در آفریدگان دمیده است.آغاز و پایان جهان، ماورای زمان است و زمان همانند پلی است میان ازل و ابد و چون انسان مادی ،اسیر در حصار زمان و مکان است، نمی تواند از ازل و ابد آگاهی داشته باشد.<br />
جمله ای زیبا در بهگودگیتا (Bhagavad gita)هست که می گوید:<br />
“آغاز هستی مخفی و وسط آن آشکار و پایانش ناپیدا است.”</p>
<blockquote><p><strong>منابع:</strong></p></blockquote>
<ul style="text-align: justify;">
<li>هند در یک نگاه نوشته دکتر سید محمدرضا جلالی نائینی</li>
</ul>
<ul style="text-align: justify;">
<li>مشرق زمین گاهواره تمدن نوشته ویل دورانت فصل چهاردهم</li>
</ul>
<ul style="text-align: justify;">
<li>سایت: نصور.نت و hindunet.org</li>
</ul>
<h2  class="related_post_title">نگاره های مرتبط:</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/2632/%d8%ae%d8%af%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3-%d8%a2%db%8c%db%8c%d9%86-%d9%87%d9%86%d8%af%d9%88/" title="خدایان مقدس آیین هندو">خدایان مقدس آیین هندو</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/2063/%d8%a7%d8%af%d9%8a%d8%a7%d9%86-%d9%87%d9%86%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" title="اديان هند باستان">اديان هند باستان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/2327/%d8%a2%d8%b4%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%db%8c%db%8c%d9%86-%d9%87%d9%86%d8%af%d9%88/" title="آشنایی با آیین هندو">آشنایی با آیین هندو</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/2034/%d8%a2%d9%81%d8%b1%d9%8a%d9%86%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d9%8a%d9%8a%d9%86-%d9%87%d9%86%d8%af%d9%88-%d8%a8%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%8a%d8%aa-%d9%85%d9%86%d9%88%d8%b3%d9%85%d8%b1%d8%aa%d9%89/" title="آفرينش در آيين هندو به روايت منوسمرتى">آفرينش در آيين هندو به روايت منوسمرتى</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1946/%d8%ac%d8%b4%d9%86-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%85%d8%a7/" title="بزرگترین جشن ملی ایران ">بزرگترین جشن ملی ایران </a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1710/%d8%ac%d8%b4%d9%86-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2/" title="جشن نوروز">جشن نوروز</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/2329/%d8%b2%d9%85%d9%8a%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%d9%89-%d8%a8%d8%ad%d8%ab-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%89-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d9%8a%d9%8a%d9%86-%d9%87%d9%86%d8%af%d9%88/" title="زمينه هاى بحث فلسفى در آيين هندو">زمينه هاى بحث فلسفى در آيين هندو</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/2019/%d8%aa%d9%87%d9%8a%da%af%d9%89-void-emptiness/" title="تهيگى void / emptiness ">تهيگى void / emptiness </a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1960/%d9%86%d8%aa%db%8c%d8%ac%d9%87-%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c%d8%8c-%d9%86%d8%ac%d8%a7%d8%aa-%da%af%db%8c%d8%aa%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%db%8c%db%8c%d9%86-%d9%87%d9%86%d8%af%d9%88%d8%a6%db%8c%d9%85/" title="نتیجه گیری، نجات گیتی در آیین هندوئیم">نتیجه گیری، نجات گیتی در آیین هندوئیم</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1957/%d9%86%d8%ac%d8%a7%d8%aa-%da%af%db%8c%d8%aa%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b7%d8%b1%d9%8a%d9%82-%d8%b9%d9%84%d9%85-3/" title="نجات گیتی از طريق علم 3">نجات گیتی از طريق علم 3</a></li></ul><hr />

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/facebook.png">
<a href="http://www.facebook.com/Tarikhema.ir">«تاریخ ما» در فیس بوک</a>

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/feed.png">
<a href="http://feeds.feedburner.com/tarikhema">فید «تاریخ ما»</a>

<hr />
<p><small>© eni برای <a href="http://tarikhema.ir">تاریخ ما</a>, |
<a href="http://tarikhema.ir/ancient/india/7834/%d8%ae%d8%af%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85-%d9%87%d9%86%d8%af/">لینک نگاره</a> |
<br/>
</small></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarikhema.ir/ancient/india/7834/%d8%ae%d8%af%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85-%d9%87%d9%86%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پیوند میان نام خدای مصری: «رع» با بخش دوم نام‌های «اهوره» و «میثره»</title>
		<link>http://tarikhema.ir/ancient/iran/7667/ra/</link>
		<comments>http://tarikhema.ir/ancient/iran/7667/ra/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 13 Nov 2011 18:57:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator>یزدان صفایی</dc:creator>
				<category><![CDATA[تاریخ تمدن ایران باستان]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ تمدن مصر باستان]]></category>
		<category><![CDATA[دین و آیین زرتشتی]]></category>
		<category><![CDATA[اهوره]]></category>
		<category><![CDATA[اوستا]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ مصر]]></category>
		<category><![CDATA[تمدن مصر]]></category>
		<category><![CDATA[خدا]]></category>
		<category><![CDATA[خدایان]]></category>
		<category><![CDATA[خدایان مصری]]></category>
		<category><![CDATA[رع]]></category>
		<category><![CDATA[مصر]]></category>
		<category><![CDATA[مصریان]]></category>
		<category><![CDATA[میتر]]></category>
		<category><![CDATA[میتره]]></category>
		<category><![CDATA[میثره]]></category>
		<category><![CDATA[میهر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarikhema.ir/?p=7667</guid>
		<description><![CDATA[دین و ایزدان، معمولاً در گستره‌ای پهناور پراکنده می‌شوند. ‌گاه میان نام ایزدان مردمانی بس متفاوت و دور از هم، نزدیکی و یکسانی دیده می‌شود. این نوشتار درباره‌ی چرایی این موضوع گفتگو نخواهد کرد بلکه نمونه‌ای از این نزدیکی نام سه ایزد را که دو تای آن‌ها ایرانی، و دیگری مصری است، بررسی خواهد کرد. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><strong></strong>دین و ایزدان، معمولاً در گستره‌ای پهناور پراکنده می‌شوند. ‌گاه میان نام ایزدان مردمانی بس متفاوت و دور از هم، نزدیکی و یکسانی دیده می‌شود. این نوشتار درباره‌ی چرایی این موضوع گفتگو نخواهد کرد بلکه نمونه‌ای از این نزدیکی نام سه ایزد را که دو تای آن‌ها ایرانی، و دیگری مصری است، بررسی خواهد کرد.<br />
موضوع نوشتار درباره‌ی فرضیه‌ی یکسانی بخش دوم واژه‌های «اهوره» و «میثره» با نام خدای باستانی مصری «<a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b1%d8%b9/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with رع">رع</a>» و یا «را» خواهد بود. بدین منظور در سه بخش به بررسی ریشه‌شناختی هر سه واژه خواهیم پرداخت.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong><a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b1%d8%b9/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with رع">رع</a></strong><br />
مهم‌ترین <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ae%d8%af%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with خدا">خدا</a> در دوره‌ی‌ سلطنت قدیم <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b5%d8%b1/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مصر">مصر</a> خداوند <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%b4%db%8c%d8%af/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with خورشید">خورشید</a> با سرِ باز به نام «رع» بود. مصری‌ها معتقد بودند که او هر روز در شرق متولد می‌شود، در طی روز در آسمان سیر می‌کند و مثل پیرمردان هر شب در مغرب می‌میرد. طی شب، او در زیر زمین، منطقه‌ای که مرده‌ها در آنجای گرفته‌اند، سفر می‌کرد تا دوباره به شرق برسد. (اسمیت، ۱۳۸۰: رویه ۲۷-۲۸) ارتباط او با <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%b4%db%8c%d8%af/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with خورشید">خورشید</a> از سندی مصری معلوم می‌شود:<br />
«بر فراز گنبد آسمان برمی‌آید، تا هر روز به <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%b4%db%8c%d8%af/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with خورشید">خورشید</a> زندگی بدهد.» (Paul William Roberts:1993)<br />
با گذشت زمان، با افزایش پرستش خدای خورشید، تعداد و قدرت کاهنان خداوند رع افزایش یافت.(اسمیت، ۱۳۸۰: رویه ۶۵)<br />
افزایش قدرت رع، تا جایی ادامه داشت که فرعون‌ها برای به دست آوردن مشروعیت بیشتر، خود را به هر نحوی به او مرتبط کنند. در سندی مصری در این باره می‌خوانیم:<br />
«چیست که تو ندانی؟ کیست که از تو خردمند‌تر باشد؟ کجاست که تو ندیده باشی؟… اگر تو به آب بگویی «بر فراز کوه‌ها بالا برو»، نهر مطابق فرمان تو جریان می‌یابد، چرا که تو «رع» هستی… توانایی و اقتدار در دهان تو و درک و دریافت در قلب توست، کلام تو کلامِ مات[Maat=] (خداوند حقیقت) است و خداوند روی لب‌های تو نشسته است… برای تو ابدیت تقدیر شده است. همه چیز مطابق خواست تو انجام می‌شود و هر آن‌چه بگویی، مطاع است» (Ceroge Stiendorff and Keith C. Seele:1947)<br />
در دوران سلطنت جدید، آمنحوتپ به این باور رسید که خداوند بر‌تر آتون Aten است که خودِ خورشید است نه خدای خورشید، رع. (اسمیت، ۱۳۸۰: رویه ۹۷) نگارنده احتمال می‌دهد که «خداوند خورشید» بودنِ «رع» به خاطر معنای نام این <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ae%d8%af%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with خدا">خدا</a> باشد. احتمالاً می‌بایست نام این <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ae%d8%af%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with خدا">خدا</a> را به «روشنایی» ترجمه کنیم. در واقع «روشنایی» یا «رع=را» خودِ خورشید نیست بلکه خدای خورشید است. <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d8%b1%d9%88%d8%af%d9%88%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هرودوت">هرودوت</a> به معروف بودن کاهنان هلیوپولیس اشاره کرده است. (<a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d8%b1%d9%88%d8%af%d9%88%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هرودوت">هرودوت</a>، کتاب دوم، بند ۳) هلیوپولیس که در لغت، به معنی «شهر خورشید» است، شهر خدای را ra بوده است. (<a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d8%b1%d9%88%d8%af%d9%88%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هرودوت">هرودوت</a>، کتاب دوم، بند ۳، زیرنویس از مترجم)<br />
تا اینجا مشخص شد که رع خدایی باستانی در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b5%d8%b1/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مصر">مصر</a> بوده به معنی روشنایی که به عنوان خدای خورشید پرستیده می‌شده است و بعد‌ها جای خود را به خودِ خورشید [=آتون] داده است.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>میثره</strong><br />
میتره (در اوستایی «میثرَ» و در پهلوی «میتر» یا «میهر») در اوستای نو ایزد فروغ و روشنایی و پیمان‌شناسی و یکی از بزرگ‌ترین ایزدان و مینُویان در اساطیر کهن <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d9%86%d8%af/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هند">هند</a> و ایرانی است که در بخش‌های پسین <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اوستا">اوستا</a> دگرباره اهمیت ویژه‌ای می‌یابد. (دوستخواه، ۱۳۸۹: ۱۰۵۷.) میترَ نیز خدای روشنی آسمانی است (دوستخواه، وندیداد، فرگرد ۲۲، بخش یکم، زیرنویس، ص ۸۸۵)<br />
درباره‌ی نام این ایزد، نگارنده بر این باور است که از دو جزء ساخته شده:<br />
بخش اول: «میث» که به معنی اسطوره و افسانه است و در زبان‌های هم‌ریشه با فارسی مانند انگلیسی (Myth) در آلمانی (Mythos)، فرانسوی (mythe) یونانی (μύθος) سوئدی (myt) به همین معنی به کار می‌رود. (مترجم گوگل)<br />
بخش دومِ این نام: «رَه» یا «را» است که به معنی روز و روشنایی است که با «روز» در فارسی هم‌ریشه است. بنابراین «میثره» را می‌توان اسطوره یا افسانه‌ی روشنایی ترجمه کرد که نزدیکی فراوان به معنای نام خدای مصری دارد.<br />
«مهر» با خورشید ارتباط ندارد، بلکه رابطه‌ی بین زمین با خورشید در واقع عهد و پیمان محسوب می‌شود، ولی بعد‌ها آن را با خورشید یکی گرفته‌اند. در واقع مهر یا میتره نیز در آغاز مانند رع خدای خورشید بوده است. در مورد رع گفتیم که بعد‌تر جای خود را به آتون [=خدای خورشید] داد. مهر نیز در ادامه، نزد پارتی‌ها و سغدی‌ها به عنوان خورشید برکشیده شد. (Sundermannm , Werner:1979)</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>اهوره</strong><br />
اهوره‌مزدا از دو جزء «اَهوره» و «مَزدا» (مزداه) ترکیب یافته است. جزء نخست‌‌‌ همان است که در سنسکریت «اَسورَه» گویند. اهوره در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اوستا">اوستا</a> به معنی بزرگ و سرور، به عنوان صفتی برای ایزدان مهر و اپام‌نپات هم به کار رفته است. (دوستخواه، ۱۳۸۹: ۹۳۶.) «اهوره» از دو جزء تشکیل شده، بخش اول «اهو» است.<br />
اَهو (=جان) در پهلوی آن را اَخو (axw) گویند. (دوستخواه، ۱۳۸۹: ۹۳۵.) بخش دوم نیز مانند بخش دوم «میتره» به معنای روشنایی است و از‌‌‌ همان ریشه است. هرگاه این ریشه‌شناسی پذیرفته شود، معنای اهورا با «روشنایی جان‌بخش» برابر خواهد بود.</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;"><strong>نتیجه‌گیری</strong><br />
براین اساس، نگارنده، نام خدای مصری: «رع» را که به لحاظ معنایی نیز با «ره» که جزء دوم واژه‌های «اهوره» و «میثره» باشد، نزدیک و حتی یکسان می‌داند اما در اینکه این واژه از فرهنگ ایرانی به مصری رفته است و یا از فرهنگ مصری به ایرانی، داوری نمی‌کند چرا که در این‌باره، شواهد و مدارکی وجود ندارد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>کتاب‌نامه</strong><br />
برندا اسمیت، ۱۳۸۰. مصر باستان، ترجمه‌ی آزیتا یاسائی. تهران: ققنوس.<br />
دوستخواه، جلیل. ۱۳۸۹. اوستا کهن‌ترین سروده‌ها و متن‌های ایرانی. تهران: مروارید.<br />
<a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d8%b1%d9%88%d8%af%d9%88%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هرودوت">هرودوت</a>، ۱۳۸۳. تاریخ <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d8%b1%d9%88%d8%af%d9%88%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هرودوت">هرودوت</a>، جلد دوم. ترجمه‌ی هادی هدایتی تهران: انتشارات دانشگاه تهران.<br />
مترجم گوگل.<br />
The Pyramid Texts، ca. ۲۳۰۰ B. C.، quoted in Paul William Roberts، River in the Desert: Modern Travels in Ancient Egypt. New York. Random House، ۱۹۹۳.<br />
Ceroge Stiendorff and Keith C. Seele، When Egypt Ruled the East. Chicago: University of Chicago Press، ۱۹۵۷.<br />
Sundermann، Werner (۱۹۷۹)، Bianchi، Ugo، ed.، The Five Sons of the Manichaean God Mithra، Leiden: Brill</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;"><strong>چاپ شده در دوهفته‌ نامه‌ی «امرداد»، شنبه: ۱۴/۸/۱۳۹۰ به شماره‌ی پیاپی ۲۶۵</strong></p>
<h2  class="related_post_title">نگاره های مرتبط:</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/7431/egyptian-religion-and-gods/" title="دیانت مصریان و منزلت و مقام خدایان در میان آنها">دیانت مصریان و منزلت و مقام خدایان در میان آنها</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/egypt/4790/new-kingdom-of-egypt-in-the-works-of-historians/" title="دوران پادشاهی جدید و امپراطوران این دوره مصر در آثار مورخان">دوران پادشاهی جدید و امپراطوران این دوره مصر در آثار مورخان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/subject/191/%d8%af%d8%a7%db%8c%d8%b1%d9%87-%d9%88-%da%af%d8%b1%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%b5%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" title="ارتباط دایره و گربه در مصر باستان">ارتباط دایره و گربه در مصر باستان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/egypt/7954/aghaze-tarikhe-mesr/" title="آغاز تاریخ مصر باستان">آغاز تاریخ مصر باستان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/egypt/7766/architecture-of-ancient-egyptian-temples/" title="هنر معماری معابد مصریان باستان">هنر معماری معابد مصریان باستان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/egypt/7724/%d9%87%d9%86%d8%b1-%d9%85%d8%b9%d9%85%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%85%d9%82%d8%a7%d8%a8%d8%b1-%d9%85%d8%b5%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%86/" title="هنر معماری مقابر مصریان">هنر معماری مقابر مصریان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/egypt/7683/%d8%a7%d8%af%d8%a8%db%8c%d8%a7%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%b5%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" title="ادبیات در مصریان باستان">ادبیات در مصریان باستان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/egypt/7402/egyptian-civilization/" title="کلیات تمدن و فرهنگ مصر">کلیات تمدن و فرهنگ مصر</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/subject/photos/egypt-photos/7380/twentieth-dynasty-of-egypt/" title="فرجام کار سلسلۀ بیستم مصر باستان">فرجام کار سلسلۀ بیستم مصر باستان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/egypt/7364/consequences-of-religious-reform-akhenaten/" title="تبعات رفرم مذهبی آخناتون به صورت مبارزات اجتماعی و سیاسی">تبعات رفرم مذهبی آخناتون به صورت مبارزات اجتماعی و سیاسی</a></li></ul><hr />

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/facebook.png">
<a href="http://www.facebook.com/Tarikhema.ir">«تاریخ ما» در فیس بوک</a>

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/feed.png">
<a href="http://feeds.feedburner.com/tarikhema">فید «تاریخ ما»</a>

<hr />
<p><small>© yazdan برای <a href="http://tarikhema.ir">تاریخ ما</a>, |
<a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/7667/ra/">لینک نگاره</a> |
<br/>
</small></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarikhema.ir/ancient/iran/7667/ra/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>زرتشت پیامبر اجتماعی جهانشمول</title>
		<link>http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/7420/%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa-%d9%be%db%8c%d8%a7%d9%85%d8%a8%d8%b1-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%85%d9%88%d9%84/</link>
		<comments>http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/7420/%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa-%d9%be%db%8c%d8%a7%d9%85%d8%a8%d8%b1-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%85%d9%88%d9%84/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 11 Oct 2011 07:24:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انی کاظمی</dc:creator>
				<category><![CDATA[دین و آیین زرتشتی]]></category>
		<category><![CDATA[هخامنشیان]]></category>
		<category><![CDATA[دیاکونوف]]></category>
		<category><![CDATA[زرتشت]]></category>
		<category><![CDATA[سپیتاک]]></category>
		<category><![CDATA[مگابرن]]></category>
		<category><![CDATA[هرتسفلد]]></category>
		<category><![CDATA[هرودوت]]></category>
		<category><![CDATA[کتسیاس]]></category>
		<category><![CDATA[گئوماتای مغ]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarikhema.ir/?p=7420</guid>
		<description><![CDATA[گائوماته ، گئوتمه بودا ، هومان و ایّوب و لقمان نامها و وجوه متفاوت زرتشت سپیتمان هستند: « زرتشت همان گئوماتای مغ،مصلح اجتماعی بزرگ عهد نخستین پادشاهان هخامنشی است» این عنوان که برای نخستین باراز طرف این جانب جواد مفرد کهلان، نگارندهً کتابهای &#8220;گزارش زادگاه زرتشت و تاریخ اساطیری ایران&#8221; و &#8220;نیاکان باستانی کُرد&#8221; مطرح [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">گائوماته ، گئوتمه <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with بودا">بودا</a> ، هومان و ایّوب و لقمان نامها و وجوه متفاوت <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زرتشت">زرتشت</a> سپیتمان هستند:</p>
<p style="text-align: justify;">« <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زرتشت">زرتشت</a> همان گئوماتای مغ،مصلح اجتماعی بزرگ عهد نخستین پادشاهان هخامنشی است»</p>
<p style="text-align: justify;"><img src="http://tarikhema.ir/images/2011/10/fd47730f82086a55a4b8f260cf4947da.jpg" alt="achaemenid zoroastrian  fd47730f82086a55a4b8f260cf4947da زرتشت پیامبر اجتماعی جهانشمول | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="achaemenid zoroastrian  | زرتشت پیامبر اجتماعی جهانشمول | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: justify;">این عنوان که برای نخستین باراز طرف این جانب جواد مفرد کهلان، نگارندهً کتابهای &#8220;گزارش زادگاه زرتشت و تاریخ اساطیری ایران&#8221; و &#8220;نیاکان باستانی کُرد&#8221; مطرح می شود، در وهلهً اول بسیارتعجب آوربه نظرخواهد رسید، ولی مطمئن هستم که بعد از ارائهً دلایل آن، استبعاد آن ازبین رفته و این امرتاریخی مهم جلب رضایت خواهد نمود. ابتدا باید بگویم که ا.م.دیاکونوف، مؤلف تاریخ ماد در بحثی که از سقوط دولت ماد به دست کورش هخامنش و هم چنین اصلاحات اجتماعی و اقتصادی گائوماته وموضوع قتل وی به عمل آورده، به نقل از مورخین باستانی یونان یعنی <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d8%b1%d9%88%d8%af%d9%88%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هرودوت">هرودوت</a> و <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%aa%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کتسیاس">کتسیاس</a> و با استعانت از <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d8%b1%d8%aa%d8%b3%d9%81%d9%84%d8%af/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هرتسفلد">هرتسفلد</a> ایرانشناس آلمانی می گوید که سپیتمه(پدرزرتشت) با آمیتی دا (&#8220;دانا منش&#8221;) دختر آستیاگ ازدواج کرد و از این ازدواج صاحب دو پسر گردید که موسوم بودند به سپیتاک (به معنی لفظی &#8220;فردسفید ومقّدس&#8221;،همان زرتشت) و مگابرن(&#8220;دارندهً ثروت بسیار&#8221;) که بعد از۵۴۶ سال پیش ازمیلاد از طرف کورش هخامنشی والی ولایات دربیکان در سمت باختر(بلخ) و هیرکانیه (وهرکانه، گرگان) گردیدند این مطلب حاوی اسناد تاریخیِ بسیار مهّمی است، چه این هر دو ولایت درآن زمان تحتِ نظر ویشتاسپ (گشتاسب، پدر داریوش) ساتراپ ولایت بزرگ پارت اداره می شدند. مطالب مذکور را تاریخِ اساطیریِ ایران و منابعِ یونانی هر دو تأیید میکنند: خارس میتیلنی مّورخ ورئیس تشریفاتِ دربار اسکندرمقدونی در ایران نشان می دهد که کورش حّداقّل تا سال۵۴۶ پیش از میلا د خویشاوند و حامی خویش یعنی ویشتاسپ (گشتاسب) را به حاکمیت ولایات ماد سفلی و ماد کوچک(آذربایجان) برگزیده بود و وی به همراهِ برادرش زریادر(زریر) وزرتشت، فرمانروایِ شهر رغهً آذربایجان براین مناطق حکمرانی می کرد: شهر رغهً آذربایجان در کوهپایهً جنوب غربی کوه سهند قرار داشت و همان شهری بوده که بعدها با نامهای گنجک، کزنا، هروم، برزه و بردع نامیده می شد و مکانش درحدود ۸ کیلومتری جنوب شرقی شهر مراغه ( رغهً بزرگ یا شهرمتمایزاز رغه) قرار دارد.طبق مندرجات <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اوستا">اوستا</a> کورش (فریدون) بعد ازسال۵۴۶ پیش ازمیلاد زریادر(زریربرادر گشتاسب ) را به حاکمیت این نواحی بر گمارده و ویشتاسپ (گشتاسب) و پسران سپیتمه (یعنی سپیتاک و مگابرن) را به حاکمیت نواحی پارت وباختر و گرگان منسوب نموده است. <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d8%b1%d8%aa%d8%b3%d9%81%d9%84%d8%af/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هرتسفلد">هرتسفلد</a> ایرانشناس بزرگ و تیزبین آلمانی تا اینجا کُنه وقایع را به درستی پیگیری کرده ، ولی در ادامه سرنخ وقایع را گم می کند.</p>
<p style="text-align: justify;">چون همین برادران سپیتاک و مگابرن همان کسانی هستند که در تواریخ یونانی به اسم برادران مغ معروف گردیده اند و اسامی و القابشان به صور سمردیس (تنومند، یا دارای دههای فراوان) و اُروپاست (دارای انبارهای گسترده) وپاتی زیت (نگهبان سرودهای دینی ) ذکر شده است. به قول <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d8%b1%d9%88%d8%af%d9%88%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هرودوت">هرودوت</a>، کمبوجیه وقتی که به سمت <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b5%d8%b1/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مصر">مصر</a> لشکرکشی می نمود پاتی زیت (موبد نگهبان سرودهای دینی) را به نیابت سلطنت خویش بر گزید و ادارهً امور کشور را در غیاب خود بر وی محّول نمود. امّا چون بعد از گذشت سه سال و اندی شایعات فوت کمبوجیه در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b5%d8%b1/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مصر">مصر</a>، بر وی رسید حکومت خویش را رسمی اعلام نمود. هرودوت می گوید که برادران مغ مشترکاً حکومت می رانده اند. امّا <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%aa%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کتسیاس">کتسیاس</a> فقط از حکومت یک مغ که همان گئوماتای (یعنی«دانایِ سرودهای دینی») باشد،سخن می راند. به هر حال این مغ برادری به نام مگابرن (ثروتمند) داشت که مفهوم لغوی نامش که به صور مرگید (دارای زمینهای فراوان)، پرومیس(دارای ثروت بسیار) و سمردیس (ثروتمند) نیز آمده ، وی را از القاب و اسامی برادرش گائوماته متمایز می سازد؛ لذا این القاب دیگر گائوماته بوده که با نامهای فرزند پسر کوچک کورش یعنی وه یزداته بردیه (&#8220;بلندقامت&#8221;) و تنائوکسار(&#8220;تنومند&#8221;) یکی بوده است. نام بردیه (بردیس) یک شباهت لفظی هم با نام دیگر وی سمردیس(مردیس) داشته است.</p>
<p style="text-align: justify;">بنابراین دروغی عمدی درپدید آمدن نام بردیهً داماد درکار نبوده است و سپیتاک بردیه بلند قامت وتنومند مغ خود بردیه واقعی دیگری بوده است که لابد پیش پارسیان هخامنشی به بردیه دروغین معروف گردیده ست. گفتنی است که قامت تصویر گئوماتای مغ دردخمهً وی به نزدیکی روستای سکاوند شهرستان هرسین کرمانشاه در سمت نهاوند(نیسایهً باستان) همان سیکایااواوتی کتیبهً بیستون به معنی لفظی جایگاه نیک که بر دیوارهً غارکندی کاری شده است، حدود۱۸۷ سانتیمتر است. مردم عامی ایران آرامگاههای بی نام و نشانی را در سرتا سر ایران پرستش کرده و نیازمی گزارند که از خود منشأ هیچ اثر مهمی نبوده اند و تنها بزرگیشان انساب احتمالی آنان به امامان شیعه می باشد، در حالی که آرامگاه دخمه ای شکل این رهبر و پیغامبربزرگ عدالت اجتماعی خاورمیانه و جهان در کنجِ روستای سکاوند شهرستان هرسین قرنهای متمادی است که به فراموشی سپرده شده است. کشندهً افسانه ای بردیه پسر کورش نیز در تواریخ یونانی و تاریخ اساطیری ایران یاد گردیده است: وی پرکساسپَ (به معانی کشنده فرد برازنده ونیرومند، دارای اسب سرکش=ویشتاسپ یا بسیار پرده پوش) نام داشته است، همان که در کتب پهلوی تحت نام توری براتروخریش(تورانی مضروب کننده رخ برادر) در واقع همان ویشتاسپ پدر داریوش یا جاماسپ (یعنی کشندهً مغان ، داریوش) آمده و دامادِ زرتشت معرفی شده است. بنابراین برخلاف گفتهً تروگ پمپه، گئومات قاتل بردیه (تنائوکسار یعنی بزرگ تن، پسر یا پسرخواندهً کورش سوم) نبوده بلکه خود وی می باشد. مطلب بسیارمهم وکلیدی که درمنابح یونانی دررابطه با بردیه ها آمده همانا محلهای حکمرانی بردیه (دراصل بردیهً مغ) می باشد که دریک جا ماد و ارمنستان (بنا به گفتهً گزنفون) و درجای دیگر باختر (بلخ، نزد کتسیاس) عنوان گشته است. میدانیم این هردو جا طبق منابع کهن یونانی و ایرانی محلهای فرمانروایی زرتشت سپیتمان نیز بوده اند که درست در همان مقطع زمانی می زیسته است. بنابراین زرتشت لفظاً یعنی دارندهً عصای حکومتی زرین، لقب سپیتاک (نورانی) یا همان گائوماته (دانای سرودهای دینی) بوده است؛ چه این هردونیزساتراپ باختربه شماررفته اند. کتسیاس نام اصلی گائوماته را سپندات آورده که به معنی مخلوق مقدّس است.</p>
<p style="text-align: justify;">طبق <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اوستا">اوستا</a> و کتب پهلوی این اسم در متعلق به قاتل وی یعنی داریوش نیز بوده است. دلیل این امر باید صلاح دیدهای سیاسی بوده باشد که سپیتاک (سپید و نورانی) یا سپندات (مخلوق مقدّس) را نام داریوش گرفته است. این مخلوط سازی اسامی باعث مغشوش شدن اسامی و سرنوشت آنان در اساطیر ملّی ایران نیز گردیده است؛ چه درآن جا مبلغ دین زرتشتی، سپندات (اسفندیار) نامیده شده که از سوی دیگرهمان داریوش پسر ویشتاسپ (گشتاسب) است.وی درآغاز حکومتش به دست رستم (یعنی پهلوان) که در این جا هم یادآورگائوماته بلندقامت و هم خود داریوش است، کشته میشود. بی جهت نیست که شکل ظاهری نام قاتل زرتشت یعنی براتروش(زخمی کنندهً روی برادر) داریوش (همان آنتاریوش مصریها ) شباهت پیدا می کند. به نظر می رسد این استتار عمدی بوده است. بنابراین زرتشت تنها یک مغ سادهً درباری دربارساتراپ ماد و پارت یعنی گشتاسب، نبوده است؛ بلکه خود حکومت عاجل چهارساله ای در ایران داشته است که رعایای ایرانی درتاریخ خود هر گزشاهد عدالت اجتماعی این چنینی، که وی به وجود آورد، نه بوده اند. بی جهت نیست که هرودوت، پدرتاریخ در باب مقتول شدن وی می گوید: « همه درآسیا به خاطرقتل وی افسوس خوردند و به سوگ نشستند.» قسمتی ازگفتارمحمدجوادمشکور را در باب وی ازکتاب خلاصهً ادیان، بدون دخل و تصرف به عینه در این جا بیان می شود: « گئوماتای مغ روش اشتراکی داشت و مانند لیکورگ یونانی اراضی وسیع و گله های بی شمار و بردگان بسیار از اشراف و ثروتمندان بگرفت و اراضی و گله ها را تقسیم و بردگان راآزاد کرده به کشاورزی گماشت. او بیش از هفت ماه نتوانست پادشاهی کند ، ولی در این مدّت کوتاه به اصلاحات اجتماعی بزرگی دست زد.» در این جا مهمترین دلایل و قرائن یکی بودن گئوماتای مغ با سپیتاک و سپیتمان زرتشت را به اختصار ذکر می کنیم:</p>
<p style="text-align: justify;">۱) سپیتاک و زرتشت (زراتوشترا) هر دو از خاندان سپیتمه یاد شده اند. به وضوح به نظر می رسد نام یا لقب اساطیری پدر زرتشت یعنی پوروشسپ (دارندهً اسبان فراوان یا اسبان پیر)، درمعنی اخیر به قرائن از ترجمهً نادرست خود نام زرتشت (زرتوشترا) که در اصل به معنی دارندهً تن زرین است به دارندهً شتر پیر حادث شده است. این نام را به معنی دارندهً اسب خاکستری نیزآورده اند که آذریها حالا مفهوم آن را به ابوالفضل العباس اختصاص داده اند. یعنی ظاهراً یک سنّت زرتشتی در این جا صورت شیعی گرفته است. نام مگابرن ، برادر گئومات را هرودوت به مفهوم عامیانهً آن &#8220;مغ گوش بریده&#8221; آورده است.</p>
<p style="text-align: justify;">۲) برادران مغ یعنی سپیتاک (زریادر) و مگابرن (ویشتاسپ کیانی) ظاهراًهر دو زیر نظر وحمایت ویشتاسپ (گشتاسب) پدر داریوش بودند، چه آن وقتیکه ایشان در سمت ماد حکومت رانده اند، چه آن هنگام که به سمت باختر(بلخ) وهیرکانیه (گرگان) نقل مکان کردند. چنانکه گفته شد روایات تاریخی اساطیری ملّی ایران نیز از حکومت گشتاسب و زرتشت در دو مقطع زمانی مختلف هم در سوی ماد و هم در سوی پارت و باختر سخن گقته اند. ا. م. دیاکونوف موًلف تاریخ ماد می گوید که&#8221; ممکن است بردیه (مرد بلند قامت) پسر آمی تیدا(دختر آستیاگ) و کورش به شمار رفته باشد.&#8221; در این صورت از بردیه در این جا خود همان گائوماته سپیتاک (زرتشت سپیتمان) منظور شده است؛ چه نام کورش در این جا به سبب همنامی پسرواقعی مفروضش بردیه با پسر خوانده اش بردیهً مادی (گائوماته مغ) وارد روایت این رابطهً فامیلی شده است. بنابراین ازدواج کورش هخامنشی با آمی تیدا، دختر آستیاگ صوری بوده و نوادهً آستیاگ و پسر ماندانا بودن وی نیز افسانه می نماید: مسلماً نامهای ماندانا (دانای خانه) وآمی تیدا (دارای بینش) نامهای تاریخی دختران فرائورت و آستیاگ را ارائه می کنند. مطابق اوستا و شاهنامه، فریدون (کورش) با دو تن از همسران آستیاگ مغلوب شده به اسامی سنگهواک (دانای سخن و آواز) و ارنواک (آواز خوان) ازدواج می نماید، ولی سخنی از نوادهً آستیاگ (ضحاک) بودن وی یا ازدواج او با دختر آستیاگ در میان نیست.قابل توجه است که نام فرنگیس اساطیرسکایی مادی پارسی که در رابطه با همین خاندان است، مترادف با بلقیس وزلیخای اساطیر اسلامی به معنی پرگیسو می باشد. سنگهواک (هومایه) و ارنواک (واریذکنا یعنی دارای باغهای معلق) نامهای اوستایی آمیتی دا و آموخه ، دختران آستیاگ و دومی همچنین یادآور نام همسر لیدیای آستیاگ یعنی شاهدخت آریونه دختر آلیاتس میباشند.</p>
<p style="text-align: justify;">۳) زمان کشته شدن زرتشت دقیقاً در همان دورهً مقتول گردیدن گئوماتای مغ رخ داده است، چه به طوری که می دانیم روایات اوستایی بعد از این واقعه به خاموشی می گرایند و از تواریخ بعدی سخن نمی گویند. دلیل اصلی یکی بودن زرتشت (سپیتاک) پسر سپیتمه (نورانی) یکی همین معاصربودن و حکمران بودن آنان و همچنین القاب مغ (دانای دانش سحرانگیز) و زوتر (سرور روحانی) ایشان است، دیگری این که این تنها گائوماته (دانای سرودهای روحانی) بوده که در شرایطی قرار داشته که عملاً می توانست با انگیزه به جمع آوری سرودهای حماسی نیاکان کیانی مادری خود یعنی اوستا (اشعار ستایش) بپردازد، نه یک زرتشت فرضی به عنوان روحانی و شاعر دربار ساتراپ ماد و پارت و باختر یعنی گشتاسب نوذری (هخامنشی) که خود از خاندانی بود که حکومت کیانیان پیشین (فرتریان ، مادها) را بر افکنده بودند. ثالثاً چنان که گفته شد یکی بودن مکانهای حکومت بردیه (مرد بلند قامت) که در اصل منظور به اصطلاح بردیه دروغین پارسیان وزرتشت سپیتمان می باشد؛ چه به طوری که ذکر گردید ماد کوچک (آذربایجان) و باختر(بلخ) همزمان، هم محلهای فرمانروایی این بردیهً مغ و هم نواحی فرمانروایی زرتشت سپیتمان به شمار رفته است. که این خود این همانی زرتشت پسر سپیتمه (سفید رخسار، نورانی) با گئومات سپیتاک را به وضوح ثابت می کند. بنابراین اگر به دنبال قبله ای زرتشتی برآئیم این قبله بی شک همان دخمهً گائوماته زرتشت در سمت قصبهً سکاوند شهرستان هرسین استان کرمانشاهان خواهد بود.</p>
<p style="text-align: justify;">۴) ممکن نبود که یک شاعرو روحانی درباری دربار یک ساتراپ همانند گشتاسپ بدون هیچ اقدام مهم سیاسی بتواند قلب تمام ملّتهای امپراطوری بزرگ هخامنشی، حتّی ماورائ آن را به راحتی اشغال کند.امّا یک روحانی انقلابی در مقام گئومات که هم یک مصلح بزرگ اجتماعی بود و هم از طرف مادر به خاندان وجیه المله کیانی (مادی) تعلق داشت، در موقعیتی قرارداشت که به سادگی می توانست بدین امر مهم نائل گردد؛ لذا وی همان سپیتاک پسرسپیتمه بوده که در تواریخ، بیشتر تحت القاب گئوماتای مغ و زرتشت سپیتمان معروف گردیده است. داریوش روز قتل گائوماته را دهم بغیادیش (مهر ماه) آورده است: این واقعه به دست داریوش و شش تن از همدستان وی که نجبای پارس بودند به سال ۵۲۲ پیش از میلاد در سیکایا آواوتی ایالت نیسایه یعنی همان قصبهً سکاوند شهرستان هرسین که دخمهً منقوش به عکس جالب زرتشت در آن قرار دارد، روی داد.</p>
<p style="text-align: justify;">۵) فرض وجود دو مغ بزرگ مادی که تحت نظر گشتاسب، پدر داریوش همزمان با هم ، در مقام رئیس ایالت در هر دو ایالت جداگانهً شهر رغهً آذربایجان (پایتخت ماد کوچک) و باختر (بلخ) حکومت کرده باشند، تناقض گویی آشکاری است. بنابراین، این دو قهرمان بزرگ سیاسی و فرهنگی تاریخ ایران فرد واحدی بوده اند و بس. در اوستا نام برادر سپیتاک (زرتشت) یعنی مگابرن(ثروتمند)، حاکم هیرکانی (گرگان)، ثری میثونت (دارندهً ثروت سه برابر) آمده است. کتسیاس خود سپیتاک را تحت سه نام زرتشت، تنائوکسار،سپندات (سپیتاک) حاکم باختر (بلخ) آورده است.</p>
<p style="text-align: justify;">۶) تعلق داشتن خانوادهً مادری زرتشت سپیتمان (سپیتاک) به کیانیان (پادشاهان ماد) طبیعتاً وی را محبوبتر از دیگر روحانیون مغ می نموده است. خصوصاً که قدرت جسمانی و روحانی وی نیز آن را تکمیل مینموده است : پدر بزرگ مادری وی یعنی فراهیم ُروان(یعنی دارندهً ثروت و روغن وسیع) به وضوح همان آستیاگ آخرین پادشاه ماد است که نامش به همان معنی ثروتمند می باشد و دوغدو (دانای سخن) مادرزرتشت، همان آمی تیدا (دانای آشیانه ) است که دختر آستیاگ بوده است. بی جهت نیست که در اساطیر مربوط به زرتشت بیشتر روی خانوادهً مادری وی تاًکید شده است. در اوستا همچنین نام دخترکوچک زرتشت (زرتشت کیانی) یعنی پوروچیستا به معنی پردانش وجه تسمیهً مشابهی دارد.</p>
<p style="text-align: justify;">۷) چنان که گفته شد، بنا به نوشتهً هرودوت گائوماته (سپیتاک، زرتشت سپیتمان) محبوب مردم آسیا بوده است و بعد از کشته شدن وی همهً مردم آسیا، به جز اشراف پارسی از مرگ اومتاًثر بودند و برای وی گریه می کردند. از اینجا می توان نتیجه گرفت که نام ودائی معادل و مشابهً وی یعنی گئوتمه ازعهد او به بعد در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d9%86%d8%af/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هند">هند</a> معروف گردیده است که از آن جمله است نام گئوتمه <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with بودا">بودا</a> موًسس مکتب بودیسم که نامش پیش آریائیان هندوایرانی می توانست دانای قوم و دانای سرودهای دینی معنی شود از همین مقوله بوده و خواهیم دید که وی خود همان گائوماته زرتشت است. گفتنی است خود اوستا به معنی اشعار شگرف دانش دینی بوده و نام مغان (بنا به نظر مستشرقین) به معانی انجمنی و دانای نیروی دانش سحرانگیز می باشد. به طوری که گفته شد خود نام زرتشت (زرتوشترا) به معنی لفظی دارندهً پیکر نورانی وزرین است. در خبر یک مورخ یونان باستان، به نام هرمی پوس لقب نیای خاندان پادشاهی ماد یعنی فرائورت و نیز لقب چهارمین فرد این خاندان یعنی کیکاووس(خشثریتی) به شکل اصلی آن یعنی زَرَت اَشترا آمده که به همان معنی دارندهً عصای زرین ( نشانهً حکومت سیاسی و روحانی) است. چنان که گفته شد زرتشت (زرتوشترا) از سوی مادر بدین خاندان تعلق داشت. نتیجهً گفتار این است که هرودوت و کتسیاس، مورخین یونان باستان، ساتراپ باختر(بلخ) را در فاصلهً زمانی بین سالهای ۵۴۶ تا۵۲۶ پیش ازمیلاد که عهد کورش و پسرش کمبوجیه بوده است با اسامی سپیتاک(سفید و مقدّس) پسرسپیتمه(داماد آستیاگ)، سپندات (مخلوق مقدّس)، تنائوکسار (تنومند)، بردیه (بلند قامت) و زراتوشترا(زرتشت، دارندهً عصای حکومتی زرین) معرفی می نمایند.از این جا معلوم میشود که این ها اسامی فرد واحدی بوده اند یعنی زرتشت سپیتمان همان بردیهً مغ یعنی گئومات (دانای سرودهای دینی) بوده است که در تاریخ به خطا به بردیهً دروغین معروف شده است. خارس میتیلنی، گزنفون، موسی خورنی و منابع ملّی ایران خاستگاه و محّل فرمانروایی اوّلیّهً زرتشت (بردیه) را شهر رغهً آذربایجان یعنی برزه (بلند)،هروم (بلند) و کزن(مقّرو پایتخت) نشان میدهند که در کنار شهرمراغهً کنونی، به سمت کوه سهند قرار داشته است. قابل است که علی القاعده نام برزه(بردع) با بردیه یکی است، یعنی این شهر به نام یکی ازا لقاب زرتشت نامیده شده است. به هر حال به گواهی تاریخ وی به همراه برادر وحامی خویش ویشتاسپ (گشتاسب کیانی) به ساتراپی نواحی شرقی فلات ایران یعنی بلخ و گرگان فرستاده شد و ظاهراً سرنوشتی نظیر خلف خویش مزدک پیدا کرد که حکمرانی، در مقام پدر قاتلش (ویشتاسپ نوذری)، حامی وی شد. بنابر این گائوماته زرتشت در عهد کمبوجیه سه سال واندی نایب السلطنهً امپراطوری بزرگ هخامنشی بوده و هفت ماه هم حکومت عادلانهً خویش را داشت تا این که توسط داریوش و همراهانش به قتل رسید، درحالی که بنا به گفتهً موسی خورنی: &#8220;آن مغ تصمیم گرفته بود بر همه حکمفرماشود.&#8221;</p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">● گئوتمه بودا همان گائوماته زرتشت بوده است</p>
<p style="text-align: justify;">چنان که دیدیم بنا به خبر یونانیان باستان از جمله هرودوت و پورفیریوس، گائوماته زرتشت در قرن ششم پیش از میلاد که به قرن تشکیل ادیان باستانی معروف است شهرهً آفاق بوده است. به ویژه مردم آسیا وی را بسیار دوست داشته و او را می پرستیده اند. بنابراین، در اینجا این سؤال منطقی پیش می آید که بپرسیم که مردمان سمت آسیای میانه و هندوستان و چین وی را تحت چه نام و نشانی می شناخته اند؛ خصوصاً با علم بر این که وی مّدتی در آن سمت و سوی ، در باختر (بلخ) سکونت داشته و در آنجا هم رهبر سیاسی و هم رهبر دینی بوده است. همانجا که بعداً مرکز اصلی بودائیگری شده بود و معبد معروف نوبهار بلخ در آن قرار گرفته بوده است ؛ همان معبد <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with بودایی">بودایی</a> زرتشتی که نظامی در اسکندر نامهً خود در مورد آن چنین سروده است:</p>
<p style="text-align: justify;">به بلخ آمد وآذر زردهشت به طوفان شمشیر چون آب کشت</p>
<p style="text-align: justify;">بهاردل افروز در بلخ بود کز و تازه گل را دهن تلخ بود</p>
<p style="text-align: justify;">پری پیکرانی در او چون بهار صمنخانه هایی چو خّرم بهار</p>
<p style="text-align: justify;">شواهد و دلایل لغوی و تاریخی روشنی معلوم می دارند که خود گئوتمه بودای تاریخی کسی جز گائوماته زرتشت نبوده است که بعداً آیینهایشان در شرق و غرب فلات ایران به صورت دو مکتب جداگانه ای درآمده و درهر دو حالت آن از فلات ایران به تبعید رفته و در شکل <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with بودایی">بودایی</a> آن در شرق آسیا شکوفا شده است. در ای جا دلایل خود را در باب یکی بودن بودا و زرتشت به اختصار ارائه میدهیم:</p>
<p style="text-align: justify;">۱) بودا به معنی منّور و روشن است و اسم اصلی زرتشت یعنی سپیتاک نیز به معنی سفید و روشن می باشد. افزون بر این لقب مهّم ایشان یعنی گئوتمه (دانای&#8221;گاتها&#8221;، یعنی دانای سرودهای دینی) و گائوماته (دانای سرودهای دینی) یا همان پاتی زیت (نگهبان سرودهای دینی) هم یکسان است. می دانیم که گاتها (گاثاها) از سوی دیگر سرودهای دینی خود زرتشت به شمار می آیند.</p>
<p style="text-align: justify;">۲) نام والدین بودا یعنی سود دهودانا (مخلوق دانا و پاک تن) و مهامایا (دانای بزرگ) به وضوح با اسامی والدین زرتشت یعنی سپیتمه (دانای سفید رخسار) و آمیتی دا (دارای بینش نیرومند) مطابقت دارد. ماه تولد هردو فروردین وروستاهای زادگاهی آنان رومبینی و دارجه زبره به لغت ایرانی مترادف بوده، به معنی واقع در پیچ رودخانه می باشند.</p>
<p style="text-align: justify;">۳) هر دو در قرن ششم پیش از میلاد در سمت شمال هندوستان و شرق فلات ایران فعالیّت روحانی سیاسی داشته و معبودشان یعنی برهما (خالق دانا) و اهورمزدا (سرور دانا) اسامی یکسانی داشته اند.</p>
<p style="text-align: justify;">۴) مطابق اخبار منابع بودایی و ایرانی شهر زادگاهی این هردو رهبردینی در محل تجمع جنگجویان قرار داشته که در نزدیکی آن کوه مرتفع و پربرفی(= هیمالیا، سهند) واقع شده بود. منظور از هیمالیا یعنی کوه پر برف در اینجا همان کوه سهند آذربایجان است. ولایت زادگاهی بودا یعنی بهار نزدیک نپال به جای نوبهار (دیرمرکزی) بلخ قرار گرفته است.</p>
<p style="text-align: justify;">۵) محّل فعالیّت سیاسی و فرهنگی گئوتمه بودا با قبیلهً سکیا و شهر کاپیلاویستو (خاک سرخ) پیوسته است؛ متقابلاً مطابق منابع کهن یونانی و ایرانی ناحیه ساتراپی گائوماته زرتشت ، سرزمین سکاییان دربیکی (سکاییان برگ هئومه، دریها) و شهر سوروگانه (شبورگان، یعنی جایگاه شاه یا سرخ رنگ) در نزدیکی بلخ(سمت غرب آن) و خود بلخ (= محل تقسیم آبها) بود ه است. افزون بر این می دانیم رودی به نام سرخاب در سمت شرق شهر بلخ جاری است.</p>
<p style="text-align: justify;">۶) محّل مدفن بودا یعنی کوسینا گارا (کوهستان مردم نیک بخت) به وضوح یادآور محّل دخمهً گائوماته زرتشت یعنی سیکایا اواوتی ( یعنی آبادی خوشبختی، روستای سکاوند شهرستان هرسین باختران) در ناحیهً کاسیان باستانی و مادهای سگارتی(سنگ کن) می باشد. قابل تذکر است که نام کاسیان (اسلاف لران) به صورت کوسیان نیز ذکر گردیده است: ترجمهً نام کاسیان در نام لران بختیاری و نام شاهنامه ای ارمائیل (یعنی مردم آسوده) برجای مانده است.</p>
<p style="text-align: justify;">۷) فرقهً بودایی ماهایانای ژاپنی ها گئوتمه بودا را نظیر گائوماته زرتشت دارای افکار و آمال سوسیالیستی معرفی می نماید. افزون بر این که این هردو تعلیمات اخلاقی اساسی خود را بر روی سه اصل پندارنیک ، گفتارنیک و کردارنیک بنیاد نهاده اند. علاوه براین که هردو مخالف ایجاد معابدخرافه پرستی و مردم فریبی بوده اند. گفتنی است که بودا برای طبقهً برهمنان یک بیگانه محسوب می شد. معهذا گائوماته زرتشت تحت نام گئوتمهً دیگری نزد برهمنان بومی شده است. چون گئوتمه نامی که به عنوان سرایندهً قسمتی از وداها معرفی شده باید همان گائوماته زرتشت باشد چه عنوان مناسب فرمانروایی خانوادگی وی یعنی راهوگنه (کشندهً دشمن، بهرام) و همچنین لقبش یعنی انگیراس (فرد باشکوه و تنومند) به وضوح یادآور لقب گائوماته زرتشت بلند قامت یعنی تنائوکسار (یعنی دارای تن بزرگ) است. سرودهای ودایی وی از جمله درباب آگنی (آذر، ایزد آتش) و برهما ( اهورامزدا، در مقام ایزد دانایی و آتش) می باشد. تحت این نام و القاب وی در رزمنامهً بزرگ هندوان یعنی مهابهاراته نیز یاد شده است ناگفته نماند گئوتمه بودا در اساطیر به هیئت برهمنی جوان به نام َمگه (مغ) پدیدار میشود که این به وضوح تعلق وی را به طبقهً روحانیان ماد یعنی مغان آشکار میگرداند.</p>
<p style="text-align: justify;">۸) سرانجام گفتنی است دوست وخویشاوند و نخستین حّواری بودا یعنی آناندا (ناندا, دانا به طرق مختلف) و زنش یشودهارا (دارندهً پاکی) به ترتیب مطابق با همان مدیوماه (دانای بزرگ و شایسته) پسر عم و نخستین مرید زرتشت و هووی (نیک نژاد) زن زرتشت می باشند. در خبرمولوی که زادهً بلخ بود زرتشت بودا تحت عنوان صوفی فرزانه ای به نام ابراهیم ادهم (یعنی ابراهیم بور یا بخشایشگر) ظاهر گردیده است. ابراهیم خلیل درواقع نام <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%d8%a8%d8%b1%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عبری">عبری</a> و عربی خود زرتشت و همچنین در هیئت ابراهیم نامی بر خشثریتی (کاووس) یعنی جدّ جدّ مادرزرتشت بوده است.</p>
<p style="text-align: justify;">۹) نام پسربودا یعنی راهوله (= روی هوره یا گرگ) با نام خورشیدچهر (تیگران) پسر زرتشت مترادف است. جالب است که در گرشاسبنامه نام پسر جمشید (موبد درخشان، منظور گائوماته زرتشت) تور یعنی گرگ آمده که که مترادف نام راهوله پسر گوتمه بوداست.</p>
<p style="text-align: justify;">۱۰) نام ایرانی بودا یعنی بوذاسف به معنی بت شکن نشانگر گائوماته زرتشت ویرانگر معابد بت پرستی است.</p>
<p style="text-align: justify;">۱۱) منظور از نپال زادگاه بودا که به تپتی به معنی سرزمین مقدس است در اصل همان شهر آیینی مقدس معروف غرب فلات ایران یعنی بلخ بامیان یعنی بلخ نورانی مقر حکومتی گائوماته زرتشت بوده است.</p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">● صالح قرآن وهامان تورات در اصل همان سپیتمه و زرتشت سپیتمان می باشند</p>
<p style="text-align: justify;">در زمانی که ادیان باستانی مهّم جهان شکل می گرفت یعنی تقریباًحدود بین سالهای ۳۳۰ ۶۰۰ پیش از میلاد ایران ابرقدرت شناخته شدهً جهان بود و بدین سبب تورات و قرآن نیزنظیر تاریخ هرودوت حاوی اخبار زیادی در باب ایرانیان می باشند:میدانیم در قرآن از قومی بائده یعنی معدوم شده ای به نام عاد سخن رفته که رهبر دینی سیاسی اصلی ایشان هود نام داشته است. نگارنده را قبلاً عقیده براین بود که هود در اصل همان هوتها یعنی ایزد باران و رعد کاسیان (اسلاف لُران) بوده است؛ ولی اخیراً دلیل منطقی تری یافته ام که نظر قبلی را منتفی مینماید چه کاسیان حکمرانان بین النهرین در اواسط هزارهً دوم پیش از میلاد بوده اند و این نسبت به زمان محمّد و قرآن بسیار دوراست. ثانیاً خود نام عاد ارتباط و ترادفی با نامهای کاسی (آرمانی و خوشبخت) و لُر(نوازنده) نداشته است. ثالثاً از هود به عنوان رهبر دینی مردم عاد یاد شده، نه خدای قبیله ای ایشان؛ بنابراین بنابه دلایل آشکاری که ذیلاً شرح داده خواهد شد قوم بلند قامت عاد باید همان قوم فراموش شدهً مغان سئورومتی باشد که به همراه مادهای حکومتی یعنی آریزانتیان در اتحادیه مادها (به سانسکریت یعنی نجبای مملکت) در حاکمیت بوده اند. زیرا هم نام قوم و هم نام رهبر نامی ایشان مناسبتی تامّ با قوم عاد و رهبرشان هود(=هوم اوستا، موبد دانای نیک) دارد: چه نام قوم مغان یعنی واژهً مغ دقیقاً به لغت اوستایی به معنی انجمنی است که این از سوی دیگر معنی لفظی نام <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%d8%a8%d8%b1%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عبری">عبری</a> عاد نیز می باشد. درکنار آن کلمات سامی هد عربی (از ریشه هدایت) و هود زبان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%d8%a8%d8%b1%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عبری">عبری</a> را داریم که به معنی دعا و تمجید است. بنابراین به سمت سپیتمه جمشید مغ پدر گائوماته زرتشت بلندقامت کشیده می شویم که هم منابع یونانی و هم اساطیر زرتشتی صریحاً به قامت بلند وی اشاره کرده اند. اما دو نام اساطیری لندهور (پسر <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%b4%db%8c%d8%af/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with خورشید">خورشید</a>) و عوج ابن عُنق (غولی که سرش زیر سقف آسمان خم شده) متعلق به اولیکومی غول خدای آسیای است و حتی در معنی لفظی مرد بلندقامت فرزند مرد درخشان متعلق به گائوماته زرتشت (سپیتاک، بودای بامیان) نبوده است؛ گر چه همانطوری که ذکرشد نام پدرزرتشت (سپیتاک) یعنی سپیتمه را می توان سفید رخسار و نورانی معنی نمود. درباب مورد غضب ایزدی قرارگرفتن قبیلهً مغان (عاد) باید بگوییم، چنان که هرودوت خاطرنشان میکند در روز قتل گئومات (پاتی زیت) قتل عام بزرگی از مغان به راه افتاد. این واقعه در تورات به صورت اسطورهً قتل هامان (نیک اندیش، یا پسرهوم، گائوماته زرتشت) به دسیسهً استر(ستاره) و مردوخای (شاهکُش) وجشن دشمن کشی یهود یعنی پوریم (به معنی لفظی بخت و قرعه) متجّلی شده است: هرودوت نیز ازقرعه کشی داریوش وشش تن همدستان وی سرپادشاهی ایران سخن می راند که بعد ازقتل گئوماتای مغ و مغ کشان صورت گرفته است.قابل توجه است عنوان خانوادگی هامان یعنی همداتای(مجری قانون) مترادف با از آن گئوتمهً وداها میبا شد. مطالب اساطیر اسلامی نیز در رابطه با هود و قومش عاد بسیار قابل توّجه می باشند چه ضمن آنهایی که در قصص الانبیاء گردآوری شده اند، درباب هود و قومش عاد از اسامی زئورا (زرین، به عنوان نیای قوم بلند قامت عاد) و زینا (ذانا، دانا، به عنوان مادر هود و دخترنوح) یاد گردیده که به وضوح یادآور نامهای زرتشت (دارندهً پیکرزرین) رهبربلندقامت مغان و آمیتی دا به معنی لفظی دارای بینش نیرومند است که مادرسپیتمان زرتشت و دخترآستیاگ (لمک) بوده یعنی همان کسی که در تورات پدرنوح به شمار رفته است. از سوی دیگر از بررسی عمیق تر اسطورهً قرآنی هود معلوم میگردد که آن هودی که عامل مغضوب شدن وکشتارگردیدن قوم عاد میشود نه خود گائوماته زرتشت &#8220;سپیتاک&#8221; بلکه خود همان داریوش قاتل گائوماته زرتشت بوده که مگافونی یعنی مغ کشی (عادکشی) به راه انداخت؛ طبق منابع یونانی و ایرانی این قاتل ومقتول در لقب ونام سپندات (مخلوق مقدّس) مشترک بوده اند وسپندات پسر ویشتاسپ (حامی زرتشت)، نام داریوش را که به معنی نگهدارندهً خوبی است بعدازقتل گائوماته زرتشت سپیتاک برای جلب رضایت و اعتماد همدستان پارسی خویش برای خود انتخاب نمود. طبق مندرجات قرآن خدای بزرگ (اهورامزدا،انلیل بابلیان) به حمایت از هود (در این جا منظور داریوش، سپندات پسرویشتاسپ) قوم عاد، ملّت هود(منظورمغان تحت فرمان گائوماته مغ| زرتشت سپیتاک پسرسپیتمه|) را منقرض نمود. طبق مندرجات قرآن خداوند بزرگ به حمایت از هود (منظور هوم عابد ) قوم عاد، ملّت هود را منقرض نمود. متقابلاً طبق اوستا ایرانیان عقیده داشتند که که در توفان و کولاک بزرگ نچات هوم (جمشید، سپیتمه، گودرز دستگیرکنندهً افراسیاب) و یاران وی به یاریاهورا مزدا (سرور بزرگ و دانا) صورت گرفته است. از آن جاییکه گفته شده قوم عاد به وسیلهً طوفان شدید نابودشد(یعنی همان اسطورهً پناه گرفتن آریاییان در ور جمکرد جمشید در توفان و کولاک بزرگ)، پس در اینجا اهورامزدا درمقام قرینه های بابلی و ودایی خویش یعنی انلیل و وارونا ظاهرگشته است که ایزد آسمان معرفی شده اند و آمده است که دم آنها باد و طوفان است. به نظر می رسد که نام خدای کاسی رعد وبرق و باران یعنی هودها نیز دراینجا درپدید آمدن وشکل گرفتن نام هود نقشی ایفاء کرده است. به هر حال قرآن حقّ مطلب را درمورد زرتشت بلندقامت و پدروی هوم (هود) ادا کرده وتنها تحت همین اسامی صالح دارندهً شتر زرین (که نامش در قرآن همواره با نام هود همراه می باشد) و هود از او و پدر وی بیش از بسیاری از انبیای دیگراسم برده است.</p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">● ایّوب وزکریای تورات و لقمان وصالح قرآن(دارندهً شترزرین) نیز همان زرتشت سپیتمان می باشند</p>
<p style="text-align: justify;">نام لقمان حکیم قرآن به معنی فرزانهً درشت اندام به وضوح حاکی ازیکی بودن وی با گائوماته زرتشت( بودای بامیان) می باشد. ضمن این مقاله سند این موضوع ارائه گردیده و اثبات یکسانی زرتشت با زکریا وصالح به مقالهً دیگری موکول میشود. ابتدا این سؤال پیش می آید که آیا در تورات نیز نام و نشانی از زرتشت به میان آمده است یا نه. به نظر من جواب آری است چه ایّوب (به معنی لفظی مورد خصومت قرار گرفته) پسر عوص(واعظ) ابن رغویل (خداوند رغه) به وضوح، همان زرتشت سپیتمان است که این با داستانهایی که مربوط به دوران کودکی و خصوصاً نو جوانی وی می باشد کاملاً جور در می آید چه داستانهای زندگیش سرشار ازخصومتهایی است که بر وی روا شده است. این نام توراتی و قرآنی د ر خود تورات به معنی &#8221; فرد مورد خصومت و امتحان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ae%d8%af%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with خدا">خدا</a> قرار گرفته&#8221; مفهوم شده است. بسیار جالب است که در کتاب تاریخی کهن فضایل بلخ نام زرتشت با همین صورت عبری آن یعنی ایّوب بیان شده است. سامی نبودن و بیگانه بودن این نبی توراتی و قرآنی از آن جا مشّخص می گردد که برای وی شجره نامه ای ذکر نمی گردد. چنان که اشاره شد قرآن این نام توراتی زرتشت را نیز می شناسد، ولی در آن وی بیشتر تحت همان عنوان صالح (نیکوکار) و پدرش هود (موبد دانای نیک) معرفی گشته و سورهً یازدهم آن به نام آنها هود خوانده شده است. در تورات نیز که در آن نام هود ذکر نمی شود نامی ازعاد به میان آمده که در رابطه با لمک (آستیاگ، آخرین پادشاه ماد) است؛ امّا در این جا آن نام زن اسطوره ای لمک به شمار رفته است که در واقع اشاره به نام قبیلهً مادی مغان ( قوم عاد) می باشد. قابل تّوجه است که ازاین طوفان خانمان بر انداز و قتل عام در اسطورهً توراتی ایّوب نیز یاد می شود که در این وقایع اسفناک وی خانواده و کسان و ثروت خویش را از دست می دهد.</p>
<p style="text-align: justify;">تورات مطابق اوستا تعداد دختران ایّوب زرتشت را سه تن آورده است، ولی تعداد پسران ایّوب هفت تن و تعداد پسران زرتشت سه تن ذکر شده اند. اساطیر اسلامی مذکور در قصص الانبیاء که ایّوب را مانند گائوماته/ زرتشت حامی فقرا معرفی می نمایند تعداد دختران ایّوب را همان سه تن و تعداد پسران وی را چهارتن ذکر می کنند که به رقم اوستایی و پهلوی فرزندان زرتشت سپیتمان یعنی سه پسر و سه دختر بسیار نزدیک است. درتکمیل اثبات یکی بودن ایّوب وزرتشت گفتنی است که طبق روایات اسلامی وکلیمی وزرتشتی دایهً دوران مباحث موفقیّت آمیزو مصائبشان زنی است که تصّورمیکند زرتشت ایّوب توّسط گرگ دریده شده است. باید خبر یکی بودن ایّوب و زرتشت توّسط یهودیان بومی سمت بلخ به نویسندهً کتاب فضایل بلخ رسیده باشد چه دردورهً مسلمین یهودیان درنواحی بلخ وشهرمیمند(یهودیهً افغانستان) بومی بوده و از عهدباستان در این نواحی به امر تجارت اشتغال داشته اند چون منابع کهن آشوری و یونانی ازاعرابی شرقی صحبت می دارند که بین بلخ و گرگان می زیسته اند. پیداست که منظور از اعراب شرقی در اینجا همچنین خویشاوندان کلیمی ایشان نیزبوده است: گفتنی است که نام تاتها و تاجیکان (دادیکان خبر هرودوت) که آنها را نام اولاد یهود و اعرابی به شمار آورده اند که در میان ایرانیان بزرگ شده اند باید متعّلق به همین یهودیان شرقی باشند. براین اساس نامهای دادیک (عادل)، تات(به عبری یعنی بخشندهً متمّول)،تاجیک، تازی،ذت و سرت را می توان صاحبان عادل کالا و تاجرامین گرفت چه یونانیان باستان این مردم را خیّرنامیده اند. زبان ایرانی اینان بی تردید از دربیکها(پارسیان دروسی،سکاییان برگ هئومه،دروپیکیان، دریها) گرفته شده است. خود دربیکها و دادیکان در هم آمیخته و ملّت تاجیک را تشکیل داده اند و اکنون دری تنها به زبان ایشان اطلاق میشود.</p>
<p style="text-align: justify;">جالب است که تاتهای آذربایجان به دین کلیمی خویش باقی مانده اند، گرچه از لحاظ زبان ایرانی شده اند. نام هندواروپایی کهن چین و آسیای میانی یعنی سریکا باید در اصل متعّلق بدینها بوده باشد چه همانطوریکه اشاره شد تاجیکان ماوراءالنهر را سارت (سرها، صاحبان کالاها) نیزخوانده اند. براین اساس گائوماته زرتشت به هنگام فرمانروایی باختر (بلخ) با این مردم تجارت پیشهً یهودی ایرانی تماس نزدیک داشته است. دلایل قاطعی که جای هیچگونه شّک وشبهه ای در یکی بودن زرتشت و ایّوب باقی نمی گذارند یکی همانا مشترک بودن نام دختران ایشان است چه نام ایشان که به ترتیب فرنی(فزونی)، ثریتی (نهایی) وپوروچیستا(جوان پردانش) بوده در تورات به جمیمه (فزونی)، قصیه (آخری) وقرن هپوک (جوان زیبا) ترجمه شده است. و دیگری مشترک بودن نام زادگاه ایشان است:ایّوب تورات اهل ناحیهً غریبه ای به نام عوص به شمار رفته است. این کلمه در زبان اوستایی به معنی شهر واقع دربلندی است. بنابراین معلوم میشود که مراد از آن همان شهررغهً آذربایجان بوده که بیشترتحت نامهای قسمت میانی آن به برزه و هروم بوده که این هردوبه معنی شهر واقع دربلندی می باشند.</p>
<p style="text-align: justify;">چنان که گفتیم این شهر، خاستگاه و محّل فرمانروایی اوّلیّهً زرتشت بوده است. چنانکه گفته شد ایّوب تورات اهل ناحیه ای به نام عوص به شمار رفته است. این کلمه در زبانهای ایرانی از ریشهً همان کلمهً اوس اوستایی بوده و به معنی مرتفع می باشد. این معنی وقتی بسیار قابل توّجه میگردد که در می یابیم خود نام شهر زرتشت یعنی برزه (رغه) نیز به همین است.هود (هدایت کننده یا ایزد تهدیدگر رعد؛ هوتهای کاسیان) قرآن را می توان در زبانهای سانسکریت و سئورومتی از ریشه هوتر (موبد آئینی) و مترادف با القاب زرتشت یعنی گائوماته و گئوتمه وپاتی زیت به معنی دانای سرود دینی گرفت. بنابراین به طور قطع و یقین می توان گفت که نام هود قرآن از خود همین القاب سپیتاک زرتشت (درخشان و دانای سرود دینی) و نام پدر وی هوم (دانای نیک) حادث شده است. به طوری که گفته شد خود نام زرتشت در مجموع به معنی دارندهً تن زرین و نورانی می باشد و جزء اول نام زرتشت نیز به شکل ایرانی آن درنام زئورای اساطیر اسلامی، به معنی زرین باقی مانده است. به طوریکه بیان کردیم این، نام نیای ا سطوره ای قوم عاد (مغان) به شمارآمده است. چنانکه اشاره شد تورات واقعهً کشته شدن گائوماته زرتشت را در داستان استر و مُردوخای بیان می کند: در اصل این اسطوره هدسا(استر) همان آتوسا دختر معروف کورش می باشد که به عقد گئوماتای مغ یعنی بردیه در آمده بود و مُردوخای (در اصل مردیو کای، &#8220;حاکم روستاهای بسیار&#8221; یا شاهکش) از سویی همان مردیس (دارای روستاهای فراوان، برادر گئومات)،از سوی دیگر خود بردیه پسر خواندهً کورش و از سوی دیگرخود داریوش است و شخص وزیر شاه یعنی هامان(حافظ سرودهای دینی، به عبری یعنی فراوان زمزمه کننده) نیز خود گائوماته زرتشت است که به قول داریوش معابدی را که وجودشان با آیین مغان سازگاری نداشت ویران میکرد و پادشاه عامل قتل هامان (گائوماته زرتشت) نه خشایارشا بلکه پدر وی داریوش میباشد. دشمنان ادّعایی مورد کشتار یهود هم در اصل همان مغان بوده اند که در آغاز حکومت داریوش، روز قتل گئومات، به تعدادی (شاید نه چندان زیاد) کشتار شدند. به هر حال شایع بوده که پارسیان روز قتل گئومات مغ کشی (به قول یونانیها ماگوفونی) وسیعی راه انداختند و این روز را بعدها به طور مفّصل جشن می گرفته اند. در تورات این مغ کشی را یهود با جشن پوریم خویش مطابقت داده اند. کتسیاس مورّخ یونانی نیز نظیرتورات از شکایت گئومات (سپندات، سپیتاک وپاتی زیت خبر هرودوت ، هامان تورات) از بردیه در حضور شاه (در این جا منظور کمبوجیه) و به قتل رسیدن بردیه سخن گفته است.</p>
<p style="text-align: justify;">در اساطیر دورهً اسلامی زرتشت تحت عناوین عُلوان (بلند قامت) و شّداد (قّوی) نیز آورده شده است که در این اسامی مفهوم لقب زرتشت یعنی تنائوکسار (بزرگ تن) بهتر بر جای مانده است. گفتنی است شّداد فرزند عاد (مغ) به شمار رفته و عُلوان نام سردار وی تصّورگردیده است. نام سرزمین شّداد یعنی ارم که در تورات با نام اسطوره ای ظّله ( یعنی دلخوشی) مشخّص گردیده است باید همان سرزمین لران بختیاری باشد چه نام اوستایی فرذاخشتی (=بختیار ) نیز نیای اسطوره ای مردم همین سرزمین را نشان می دهد. می دانیم که گائوماته زرتشت در جوار سرزمین لُران و کُردان به قتل رسیده است و نامهای اساطیری ارماییل و کُرماییل در شاهنامه نشانگر لُرها (اعقاب کاسیها) و کُردها (اعقاب کوتیها = کورتیها) می باشند. گفتنی است مفهومی مشابه با ارم (سرزمین آرامش و آسایش) در کنار رود کورای قفقاز نیزوجود داشته است چه منابع کهن ارمنی و یونانی نامهای آنجا را گاردمان (بهشت) و کامبیسن (سرزمین کامروایی) آورده اند.</p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">● شهر و روستای زادگاهی زرتشت</p>
<p style="text-align: justify;">نگارنده براساس تحقیقات اساسی دکترجمشید جی مودی بر این نتیجه رسیده است که روستای مغانجیق شهرستان مراغه همان روستای زادگاهی زرتشت سپیتمان از نظر موبدان عهد ساسانی می باشد: در سفر اخیر خود به مراغه، برادرزاده ام خبری را ازیکی از اهالی همین روستای مغانجیق شهرستان مراغه (روستای واقع درپیچ رود دارجهً کتب پهلوی) نقل کرد که جای تردیدی در روستای زادگاهی بودن این روستا باقی نمی گذارد: این فرد ساکن روستای مغانجیق که نام روستایشان در پهلوی به معنی جالب توجّه جایگاه مغان است بعد از شنیدن خبر وجود غار زیرزمینی هیدای نیش (کاخ زیرزمینی) که در کتب پهلوی غارگرگان نیز نامیده شده ودرکنار روستای زادگاهی زرتشت قرارداشته ، گفته بود که &#8220;این غار باید همان غار باستانی گیرک کُهل روستای مغانجیک ما باشد.&#8221; پیداست که نام ترکی گیرک (به معنی چهل) از تحریف واژهً گرگ پهلوی حادث شده است. نگارنده خود در دوران کودکی از کودکی اهل این روستا بود خبر وجود این غارعجیب باستانی را شنیده بود، ولی آن هنگام نام محلّی این غار ناگفته مانده بود.دراین ناحیه نام رود مقدّس اوستایی دائیتی (رود شایسته یا خرفسترغان) که شعبهً رود گوتستین (پرآب) بوده به راحتی قابل شناسایی است، چه این همان موردی چای شهرستان مراغه است که شعبهً رود بزرگ جئغاتی (زرینه رود) است. آن سوی میاندوآب، جنوب جئغاتی، رود تاتائو (سیمینه رود) هیئت اوستایی نام خود را که به معنی رودخانهً کوچک است، حفظ نموده است. رود اوستایی دارجه (دراز) که شعبهً رود دائیتی به شمار رفته، همان رودخانهً مغانجیق است که روستای زادگاهی رزتشت یعنی مغانجیق شهرستان مراغه درپیچ آن قرار دارد.در اوستا و کتب پهلوی در این ناحیه ، که در اوستا ایرانویج (ایران اصلی) نامیده شده، ازکوهی به نام کوئیریس (یعنی رشته کوه یا کوهی که به شکل گردنبند است) سخن رفته، که بی شک همان کوهستان شرق مراغه یعنی کیلگزی (کوئیرگاسی) می باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">در اساطیر اسلامی نام زرتشت در مقام وزیر دانا وخیرخواه سلیمان (کورش سوم) و گشتاسپ (پدر داریوش) آصف ابن برخیا (برگزیده پسر فرد مقدّس) آمده است. پیداست این نام از ترجمهً عربی نام سپیتاک پسر سپیتمه (زرتشت سپیتمان) پدید آمده است.</p>
<p style="text-align: justify;">در باب هیئات کهن یونانی خود نام زرتشت باید گفت که هیئت زُرُآسترا به همان معنی دارندهً تن زرین و نورانی است. امّا دو نام یونانی دیگر زرتشت که به صور زابراتاس (زاوراتاس) و آسروسوتس آمده اند باید به معنی نورانی یا درشت اندام و مؤبدسودمند آتش گرفته شوند چه همانطوری که گفته شد اینها خصال برجستهً ویژهً زرتشت سپیتمان بوده اند. یونانیهای باستان به درستی زرتشت را اهل ماد (در اصل مادکوچک، آذربایجان) به شمار آورده اند. چنانکه گفته شد ماندانا (دختر آستیاگ/فرائورت ) دراصل نه مادر کورش سوم یا بردیه زرتشت بلکه مادر کورش دوم بوده است.نام مادرکورش (فریدون) بنابرشاهنامه، فرانک (سیاه گوش) نام داشته است و این با خبر هرودوت که دایهً کورش را تحت نام سپاکو (سگسان) معرفی کرده همخوانی کامل دارد.</p>
<p style="text-align: justify;">سرانجام درمورد ریشهً نامهای رغه و مراغهً آذربایجان،بدین نتیجهً اصولی رسیده ام که هردو این نامها را باید براساس فرهنگنامه های فارسی به معنی مرغزار و چمنزار گرفت چه اشارات صریح کتب پهلوی مبنی براین که شهر رغهً آذربایجان (رغهً زرتشت) از سه بخش آسرون نشین(مؤبدنشین) وارتشتارنشین(جنگجونشین) وواستریوش نشین(کشاورز و دامدارنشین) تشکیل شده بود، معلوم می دارد که هر دوی نامهای رغه و مراغه مترادف هم به معنی مرغزار وآن در اصل اسم همین قسمت شرقی یعنی بخش کشاورز وباغدارشهررغهً آذربایجان(مراغه) بوده است وخود این سه بخش بیشتر تحت نام بخش میانی آن، برزه و هروم (یعنی شهرمرتفع) خوانده می شده است. چون دو بخش دیگراین شهرمرکزی آذربایجان قدیم نیز نامهای خود را در اسامی روستاهای چیکان (محّل داوران دینی) مغانجیق(جایگاه مغان) وناحیهً کاراجیق(جای جنگجویان= آرسیانشی کتیبه های آشوری) علمدار(واقع در ۸ کیلومتری جنوب شرقی مراغه) حفظ کرده اند. این دو بخش ماتوستانا (جای کتابخانه) وکزکا (کزنا، یعنی شهرمرکزی) نیز نامیده شده اند. گفتنی است اسامی قدیمی دیگر شهرمراغه یعنی افرازیهارود، افراهرود، امدادهارود واندادهه رود به وضوح اشاره به ویژگی موقعیّت رودصافی درمشروبسازی اراضی این شهر باستانی دارند. نام اوستایی رود صافی &#8220;ویتنگوهئیتی&#8221; است که به معنی لفظی دارندهً آب خطرناک وسیلابی می باشد. در اوستا وکتب پهلوی همچنین نام کوههای بزرگ آذربایجان یعنی سهند و سبلان به صور اسنونت (کوه دارندهً ارتفاع زیاد) و هوگرواوسیند (کوه سودمند پاک و روشن) آمده اند.</p>
<p style="text-align: justify;">کتیبه های آشوری و اورارتویی نام کوه سهند را به صور آوائوش و آواوسئی آورده اند که اینها را نیزمی توان بسیار بلند معنی نمود. این اسامی کوه سهند به وضوح یادآورعوص تورات یعنی زادگاه ایّوب زرتشت است.طبق کتب پهلوی نیز کوه سهند در جوار زادگاه زرتشت یعنی رغه (مراغه) قرار گرفته بود وآتشکدهً آن یعنی آذرگشنسب که اکنون ویرانه اش قایین دگبه (آتشکده شاهی) نامیده میشود منزلت مشهد کنونی خراسان را داشت. درباب کتاب دینی منسوب به زرتشت یعنی اوستا گفتنی است که نظر به کلمهً اوستایی &#8220;آویستی&#8221; (دانش و آگاهی) می توان آن را مترادف با وداهای آریاییان هندی به معنی &#8220;دانش دینی&#8221; گرفت. خود نام قوم ودیار زرتشت یعنی ماد در سانسکریت مترادف با آریا به معنی پاک و نجیب و درزبانهای ایرانی به معانی دانا و میانی و نجیب بوده است.</p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">● نامهای کهن زرتشت در اساطیر کهن آذری ده ده قورقود</p>
<p style="text-align: justify;">سر انجام در این رابطه لازم می آید که به نامهای کهن زرتشت در اساطیر آذری ده ده قورقود پرداخته شود: در اساطیر کهن خود مردم آذربایجان که در نزد ترک زبانان باستانی آذربایجان شمالی (اران یعنی کشور ایرج= کورش/ زرتشت) در مجموعهً اساطیری ده ده قورقود (یعنی پدر آتش مقدس یا تجربه ها=دانشها، یا ایزد حامی حیوانات وحشی= ترک) در واقع اوستا و شاهنامهً ترکی زبانان جنوب قفقاز به یادگار مانده است، نام زرتشت به سه صورت ذکر گردیده است: یکی در شکل خود ده ده قورقود یعنی پدر تجارب ( همان اران خردمند خبر موسی خورنی) که در اصل متعلق به زرتشت یا ایزد حامی حیوانات وحشی (ترک، تورک) بوده ودیگری به شکل ایمران (بی مرگ) پسر بکیل (مرد خداگونه) و سومی در نقش بامسی بئیرک (روشن اندام، نژاده) پسر بای بورا (یعنی خان زرین)؛ که از این میان ده ده قورقود اندرزگوی سرود خوان کتاب است و به نظر می رسد نام دومی یعنی ایمران از اساطیر گرجی مربوط به ایزد مهر و زرتشت به آذربایجان شمالی یعنی اران رسیده است؛ چه در اسطورهً گرجی معروف امیران؛ زرتشت و کورش پارسی در رابطه با هم تحت اسامی امیران یعنی شاهزادهً بی مرگ و کورشای پلنگ مانند ذکر شده اند. اما از این میان زرتشت در نقش بامسی بئیرک (زرین تن یا نجیب)، که آن به وضوح مترادف القاب معروف وی یعنی زریادر (زرین پیکر) ، زئیری وئیری اوستا(زریر شاهنامه، به معنی لفظی زرین مو) وخود نامهای سپیتاک (فرد سفید) و زرتشت (زرتوشترا، یعنی زرین اندام) و بودا (مّنور)می باشد، بیشتر به اصل زرتشت تاریخی یعنی سپیتاک پسر سپیتمه شبیه مانده است، چه اسطورهً زندگی وی حتی اصیل تر از زرتشت اوستا بر جای مانده است: اسطورهً بامسی بئیرک در کتاب ده ده قورقود در قالب دو روایت ذکر گردیده است، یکی داستان تولد وی و احقاق حق مردم از راهزنان و ازدواج با چیچک بانو (یعنی گل اندام) دختربای بیجین که منظور همان آتوسا دختر معروف کورش است که در این رابطه به مدت ۱۶ سال به سرزمین دوردستی (منظور بلخ) به تبعید می رود که می دانیم آن همچنین اساس اسطورهً معروف ایرانی بهرام (وهران ، اران نیک ،آرای زیبا، زرتشت) و گل اندام (آتوسا) و حیدر (تیگران، یعنی پهلوان پلنگ مانند پسر زرتشت) می باشد. در اسطوره چنانکه واقعیت داشته وی ازآن سرزمین دور دست (بلخ) پیروز مندانه به سوی وطن باز می گردد. اسطورهً دیگربامسی بئیرک مربوط به فاجعهً ترور وی به دست اوروز(اعلیحضرت، منظور داریوش) و شش تن همدستانش است که روایت دیگری از همان ترور شدن گائوماته زرتشت به دست داریوش و شش تن اشراف پارسی همدست وی می باشد که کتیبهً بیستون داریوش و تاریخ هرودوت به صراحت از آن یاد کرده اند. در جمهوری آذربایجان عهد اتحاد جماهیر شوروی فیلم جالب ده ده قورقود را بر اساس همین اسطورهً بامسی بئیرک ساخته اند، بدون آن که بدانند شخص ده ده قورقود و بامسی بئیرک در اصل همان سپیتاک زرتشت تاریخی می باشند. مسلم به نظر میرسد در اران نام اوستا را با اواستی (حامی حیوانات وحشی آلانها) یکی گرفته و نام ده ده قورقود (پدر مجرب حامی حیوانات وحشی) را برای این اوستای محلی ترکی خود پدید آورده اند.</p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">● نتیجهً گفتار</p>
<p style="text-align: justify;">بودا ، ایّوب و هود و ابراهیم خلیل الله (شاهزاده ابراهیم ادهم اسطوره ای) هرکدام یک جنبهً خصال و تقدیرات برجستهً گائوماته زرتشت را معرفی مینمایند: بودا نمایانگر پارسایی او و ایّوب بیانگر مشّقات و مباحثات عالمانهً وی و هود درمقام رئیس خیرخواه قوم عاد (مغان) و ابراهیم خلیل جنبه مخالف معابدبت پرستی وی بوده است.مطابق منابع سّنتی زرتشتی، زرتشت جامع این خصال بود. امّا زرتشت اوستا همانند فردوسی شاهنامه بیشتر جنبهً حماسی انقلاب کبیرتشکیل امپراطوری مادها(کیانیان) پارسیها(نوذریان) به نظم کشیده است، امپراطوریی که برای مادها و پارسیها آزادی و امنیّت آورده بود ، امّا خود در نابودی امپراطوری وحشتناک آشورفاجعه آفریده بود. زرتشت اندکی بعد از این واقعه که حدود سال ۶۱۲ پیش از میلاد به دست کیاخسار(کیخسرو) صورت گرفت زاده شده بود. براساس این که بوداییان، برهمنان، زرتشتیان، یهودیان، مسیحیان ومسلمین گائوماته زرتشت را تحت عناوین مختلف به عنوان رهبر والای دینی و پیغمبر خود پذیرفته اند، بنابراین باید گفت که زرتشت جهانشمولترین رهبر دینی قرون و اعصار کرهً زمین است. سبب این امراز سویی مردمگرایی و انساندوستی وفلسفهً اخلاقی والای شخص زرتشت، از سوی دیگر موقعیّت جغرافیایی مناسب قلمرو وسیع وی یعنی خونیرث اوستا(لفظاً یعنی راه درخشان، یا ارابه درخشان= واشوکانی پایتخت میتانیها) بوده است. گفتنی است نامهای پارت وآریانا نیزبه ترتیب درزبانهای ایرانی وسومری به معنی سرزمین راه میباشند. مطابق اوستا و منابع یونانی خونیرث در اصل اسم ماد یعنی سرزمین میانی بوده وآریانا یا همان آراتتای سومریها به معنی لفظی سرزمین راه کناری(= پرتوَ) نام قدیمی خراسان بزرگ بوده است.</p>
<p style="text-align: justify;">در باب نژاد زرتشت گفتنی است که با توجه به معانی غالب نامهای وی وپدرش از جمله سپیتاک زرتوشترا (زرتشت) هامان سپیتمان و هومه سپیتمه که دراصل به معانی شخص سفید زرین ودرخشان سفید دانا می باشند و همچنین قامت بلند زرتشت، وی باید از اصل سکا اسلاوهای سئورومتی (زرین موهای مادرسالار) بوده باشد که اسلاف کرواتها بوده اند؛چه کتب پهلوی نیای دور دست زرتشت را دوراسرو یعنی صرب دوردستها (= بوسنی) نامیده اند. سرانجام راجع به شخصیت والای اشو زرتشت سپیتمان (گائوماته زرتشت، بودای ایّوب) باید با نظرنویسندهً پروسایی اهل بیتینیهً آسیای صغیر در حدود سال صد میلادی یعنی دیوخری کوستوم هم آواز شد که می گوید: &#8221; زرتشت عاشق عدالت و دانش بود.&#8221; نا گفته نماند که تورات و قرآن برخلاف نام زرتشت نامی از فیلسوفان بزرگ یونان و روم به میان نیاورده اند. از این میان حتی نام قرآنی لقمان (لکمان ، به افغانی یعنی مرد سترگ دانا) که سوره ای به وی اختصاص داده شده است همان زرتشت است که در مقام حکیمی بزرگ است در صورتی که در جای دیگر زرتشت تحت عناوین ایّوب و صالح در تورات و قرآن پیغامبری بزرگ معرفی شده و آیهً های مفصّلی به وی اختصاص یافته است. القاب اسلامی زرتشت یعنی ادهم (بور، سیاه) و لقمان (فرزانهً سترگ، بندهً ستبر) نشان میدهند چرا در روایات مسلمین لقمان حکیم بنده ای سیه چرده پنداشته شده است. در روایات اسلامی لقمان نظیر اصلش زرتشت، آدمی معمر و از قوم عاد (مغان) به شمار آمده و ایوب هم نظیر اصلش گائوماته زرتشت (سپیتاک) از نسل ابراهیم (آرباک، کاوس، خشثریتی سومین پادشاه ماد) ذکر گردیده است. ناگفته نماند درخت طوبی (شادی بخش) در قرآن نه مشابهه همان درخت ون جوت بیش کتب پهلوی(در اصل درخت رنجزدای= کورش) بلکه یادآور سپیتمه هوم پدر گائوماته زرتشت (بودا= مّنور) است. پس بی جهت نیست که سرو اساطیری کاشمر (به معنی لفظی بسیار درخشان) به زرتشت منسوب میشده است. ظاهراً در اوستا و کتب پهلوی و تورات زرتشت تحت سه نام انتزاعی مهم دیگر یعنی نئیریوسنگ (نرسی، پیامبردلیر)، رشن چین (برقرارکنندهً عدالت) و عزرا (ائثره، یعنی معلم، نبی) هم ظاهرگردیده است.</p>
<p style="text-align: justify;">در تاریخ طبری روایتی در باب صالح موجود هست که به وضوع واقعهً ترور شدن گائوماته زرتشت به دست داریوش و هفت تن همراهانش را بازگویی می کند:&#8221;ابوجعفر گوید: اکنون به حدیث پیغمبر خدای صلی الله و سلم باز میرویم که فرمود:&#8221; و آن هشت کس خواستند صالح را از پای درآورند و بر راه وی در دخمه ای کمین کردند و گفتند چون بیاید خونش را بریزیم و شبانه به کسانش هجوم بریم و خدای عزوجل دخمه را بر آنها فرود آورد. و قوم فراهم آمدند و به سوی شتر صالح (منظور خود گائوماته زرتشت) رفتند که بر حوض ایستاده بود و آن سیاهروز(داریوش، جاماسپ) به یکی گفت«برو آن را پی کن» و او بیامد اما کار را بزرگ دید و تن نداد و دیگری را فرستاد. او نیز کار را بزرگ دید و تن نداد و هرکس را فرستاد کار را بزرگ دید و خود او (داریوش، پشوتن) دو پاشنهً شتر صالح را بزد&#8230;&#8221; القاب پشوتن و جاماسپ داریوش قاتل گائوماته زرتشت به ترتیب در زبانهای کهن ایرانی از جمله زبان اوستایی به معنی تن به سزا ارزانی ( به سبب ترور زرتشت/ ابراهیم خلیل الله) و &#8220;مغ کش&#8221; می باشند.</p>
<h2  class="related_post_title">نگاره های مرتبط:</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/3316/%d8%a2%d8%af%d8%a7%d8%a8-%d9%88-%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82-%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" title="آداب و اخلاق هخامنشیان باستان">آداب و اخلاق هخامنشیان باستان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/2012/%d9%87%d9%81%d8%aa-%d8%a7%d9%82%d9%84%d9%8a%d9%85-%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa%d9%89/" title="هفت اقليم زرتشتى">هفت اقليم زرتشتى</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1858/%d8%b9%d9%84%d9%84%e2%80%8c-%d8%aa%d8%ac%d8%af%d9%8a%d8%af-%d8%ad%d9%8a%d8%a7%d8%aa%e2%80%8c-%d9%85%d9%87%d8%b1%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d9%8a%e2%80%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86%e2%80%8c/" title="علل‌ تجديد حيات‌ مهرپرستي‌ در زمان‌ هخامنشيان‌ ">علل‌ تجديد حيات‌ مهرپرستي‌ در زمان‌ هخامنشيان‌ </a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1830/%d8%af%d9%8a%d9%86%e2%80%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86%e2%80%8c-%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%d9%8a/" title="دين‌ در زمان‌ هخامنشي">دين‌ در زمان‌ هخامنشي</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1807/%d9%be%d9%8a%d8%b4%d8%a7-%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa%d9%8a%d8%a7%d9%86%e2%80%8c-%d8%a8%d9%87%e2%80%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%8a%d8%aa%e2%80%8c-%d9%88%d9%86%d8%af%d9%8a%d8%af%d8%a7%d8%af/" title="پيشا زرتشتيان‌ به‌ روايت‌ ونديداد ">پيشا زرتشتيان‌ به‌ روايت‌ ونديداد </a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/487/%d8%ad%da%a9%d9%85%d8%aa-%d9%88-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" title="حکمت و فلسفه در ایران باستان">حکمت و فلسفه در ایران باستان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/264/%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d8%af/" title="پاسارگاد">پاسارگاد</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/2308/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d9%87%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87/" title="زنان سرباز در تاریخ؛ زنان ایران در شاهنامه فردوسی">زنان سرباز در تاریخ؛ زنان ایران در شاهنامه فردوسی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/7702/magi-magan/" title="بررسی معنی نامهای مُغ و ماگان">بررسی معنی نامهای مُغ و ماگان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/7688/%d8%b3%d8%ae%d9%86%d9%90-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%86%d9%90-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%da%a9%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af/" title="سخنِ بزرگانِ جهان درباره کوروش بزرگ">سخنِ بزرگانِ جهان درباره کوروش بزرگ</a></li></ul><hr />

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/facebook.png">
<a href="http://www.facebook.com/Tarikhema.ir">«تاریخ ما» در فیس بوک</a>

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/feed.png">
<a href="http://feeds.feedburner.com/tarikhema">فید «تاریخ ما»</a>

<hr />
<p><small>© eni برای <a href="http://tarikhema.ir">تاریخ ما</a>, |
<a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/7420/%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa-%d9%be%db%8c%d8%a7%d9%85%d8%a8%d8%b1-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%85%d9%88%d9%84/">لینک نگاره</a> |
<br/>
</small></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/7420/%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa-%d9%be%db%8c%d8%a7%d9%85%d8%a8%d8%b1-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%85%d9%88%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>12</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>طومارهای بحر المیت (دریای مرده)</title>
		<link>http://tarikhema.ir/religions/jewish-religion/7396/%d8%b7%d9%88%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%ad%d8%b1-%d8%a7%d9%84%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%87/</link>
		<comments>http://tarikhema.ir/religions/jewish-religion/7396/%d8%b7%d9%88%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%ad%d8%b1-%d8%a7%d9%84%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%87/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 04 Oct 2011 10:14:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انی کاظمی</dc:creator>
				<category><![CDATA[دین و آیین مسیحی]]></category>
		<category><![CDATA[دین و آیین یهود]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب های باستانی]]></category>
		<category><![CDATA[آرامی]]></category>
		<category><![CDATA[اسنی ها]]></category>
		<category><![CDATA[اسنی‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[انجیل]]></category>
		<category><![CDATA[خربت میرد]]></category>
		<category><![CDATA[زبور]]></category>
		<category><![CDATA[طومار بحرالمیت]]></category>
		<category><![CDATA[طومار دریای مرده]]></category>
		<category><![CDATA[طومار زبور]]></category>
		<category><![CDATA[طومار های بحرالمیت]]></category>
		<category><![CDATA[طومارهای بحر المیت]]></category>
		<category><![CDATA[طومارهای بحرالمیت]]></category>
		<category><![CDATA[طومارهای دریای مرده]]></category>
		<category><![CDATA[عبری]]></category>
		<category><![CDATA[عین قدی]]></category>
		<category><![CDATA[قمران]]></category>
		<category><![CDATA[مربعات]]></category>
		<category><![CDATA[مسده]]></category>
		<category><![CDATA[مسیحیت اولیه]]></category>
		<category><![CDATA[معلم رستگاری]]></category>
		<category><![CDATA[نبودینوس]]></category>
		<category><![CDATA[نخس خطی کتاب مقدس]]></category>
		<category><![CDATA[نسخ خطی تورات]]></category>
		<category><![CDATA[نسخ خطی قدیمی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarikhema.ir/?p=7396</guid>
		<description><![CDATA[تصویر طومار زبور به همراه رو نویسی از آن. در سال ۱۹۴۷ م در منطقه قمران [۱] در فلسطین و در کرانه دریای مرده، طومارهایی کشف شد که در پژوهش‏های مربوط به آئین یهودیت و مسیحیت اهمیت به سزائی داشت. چوپانی از قبائل بومی ساکن این منطقه بز گله‏اش را گم می‏کند. هنگام جستجو جهت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><a><img class="" src="http://tarikhema.ir/images/2011/10/Psalms_Scroll.jpg" alt="%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8 %d9%87%d8%a7%db%8c %d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%db%8c jewish religion christian  Psalms Scroll طومارهای بحر المیت (دریای مرده) | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8 %d9%87%d8%a7%db%8c %d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%db%8c jewish religion christian  | طومارهای بحر المیت (دریای مرده) | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></a><br />
تصویر طومار زبور به همراه رو نویسی از آن.</p>
<p style="text-align: justify;">در سال ۱۹۴۷ م در منطقه قمران <sup id="cite_ref-0">[۱]</sup> در فلسطین و در کرانه دریای مرده، طومارهایی کشف شد که در پژوهش‏های مربوط به آئین یهودیت و مسیحیت اهمیت به سزائی داشت.</p>
<p style="text-align: justify;">چوپانی از قبائل بومی ساکن این منطقه بز گله‏اش را گم می‏کند. هنگام جستجو جهت یافتن آن، به غاری می‏رسد. سنگی را در این غار می‏اندازد. در این هنگام صدای برخورد این سنگ با ظرفی سفالین، باعث کنجکاوی او می‏شود. پس از ورود به این غار، خمره‏ای سفالین در این غار می‏یابد که درون آن طومارهای قدیمی وجود داشت<sup id="cite_ref-1">[۲]</sup>.</p>
<p style="text-align: justify;">و این سرآغاز کشفیات طومارهای دریای مرده بود. پس از این که مسئولین محلی، پی به وجود این طومارها می‏برند، عملیات باستان‏شناسی را در این منطقه آغاز می‏کنند. تا سال ۱۹۵۸ کلّ طومارهایی که در یازده غار از غارهای این منطقه قرار داشت، کشف می‏شوند<sup id="cite_ref-2">[۳]</sup>.</p>
<h3 style="text-align: justify;">هویت نویسندگان این طومارها</h3>
<p style="text-align: justify;">نویسندگان این طومارها جمعی از یهودیان بودند که دارای نگرشی عرفانی بودند. این گروه به نام إسنی‏ها<sup id="cite_ref-3">[۴]</sup> شهرت یافتند. یهودیان اسنی به خاطر آن که با آموزه‏های یهودیان صدوقی (یهودیان معبد) مخالف بودند، ناچار شدند از شهرها خارج شوند و در منطقه قمران سکنی گزینند. این عرفای یهودی، در این منطقه آزادانه به عبادت و انجام اعمال عبادی خود مشغول شدند<sup id="cite_ref-4">[۵]</sup>. &#8220;پلینی کبیر&#8221; مورخ رومی به وجود این تجمعات در این منطقه اشاره کرده است<sup id="cite_ref-5">[۶]</sup>.</p>
<h3 style="text-align: justify;">محتوای این طومارها</h3>
<p style="text-align: justify;">یافته‌ها شامل بخش‌هایی از تقریباً تمامی کتاب‌های موجود در عهد عتیق (شاید به استثناء کتاب استر) می‌باشد. این موضوع اهمیت شایانی دارد زیرا نسخه‌های در دست پژوهندگان، پیش از این اکتشافات، قرن‌ها دیرتر نوشته شده بودند. این موضوع قابلیت مقایسه نسخه‌های کنونی عهد عتیق با نسخ قدیمی آن را فراهم می‌کند.</p>
<p style="text-align: justify;">در حالی که برخی از کتب مقدس یافت شده تفاوت ناچیزی با متن عهد عتیق سنتی (یا مسوره‌ای) دارد، برخی از دست‌نوشته‌های یافت شده از کتاب سفر خروج (یکی از کتب تورات)، و سموئیل که در غار شماره چهار یافت شده‌اند، تفاوت چشمگیری، هم در نحوه بیان و هم در محتوا، با متن امروزی شان دارند. وجود اختلافات متنی زیاد، کارشناسان را به سمت پذیرش این نظریه که متن عهد عتیق در دست ما بر پایه سه خانواده از منابع تدوین شده‌است:</p>
<p style="text-align: justify;">متن مسوره‌ای، متن عبری اصلی هفتادگانی و تورات سامری. به صورت فزاینده‌ای دانشوران بیشتری به این نتیجه رسیده‌اند که متن عهد عتیق پیش از استاندارد و قانونمند شدنش در سال ۱۰۰ میلادی بسیار روان بوده‌است.<sup id="cite_ref-6">[۷]</sup></p>
<h3 style="text-align: justify;">مطالعه و بررسی این طومارها</h3>
<p style="text-align: justify;">این طومارها در موزه‏ای در شهر قدس نگهداری می‏شد و تحقیقات علمی در مورد آن زیر نظر کمیسیونی هشت نفره و به ریاست کشیشی فرانسوی به نام رونالد دو وو<sup id="cite_ref-7">[۸]</sup> آغاز شد. پس از این که این شهر توسط اسرائیل در ژوئن سال ۱۹۶۷ اشغال شد، کلّ این طومارها (به جز طوماری مسی که در موزه‏ای در کشور اردن نگهداری می‏شد) در اختیار آنها قرار گرفت<sup id="cite_ref-8">[۹]</sup>.</p>
<p style="text-align: justify;">به تدریج این طومارها ترجمه و منتشر شد. ولی از همان ابتدا، انتشار این طومارها موجب بروز جدالی پایان‏ناپذیر شد.</p>
<p style="text-align: justify;">طبق اخباری که مسئولان ناظر بر نشر این طومارها منتشر کردند، تمام طومارهایی که در این منطقه کشف شد، انتشار یافت و در اختیار پژوهش گران قرار گرفت.</p>
<h3 style="text-align: justify;">انتشار این طومارها</h3>
<div style="text-align: justify;">
<div>
<p><img src="http://tarikhema.ir/images/2011/10/250px-Qumran.jpe" alt="%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8 %d9%87%d8%a7%db%8c %d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%db%8c jewish religion christian  250px Qumran طومارهای بحر المیت (دریای مرده) | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="250" height="188" title="%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8 %d9%87%d8%a7%db%8c %d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%db%8c jewish religion christian  | طومارهای بحر المیت (دریای مرده) | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<div>
<p>غار هایی که دستنوشته‌ها در آنها یافت شد.</p>
</div>
</div>
</div>
<p style="text-align: justify;">انتشار این دستنوشته‌ها دهه‌های زیادی طول کشیده و این خود باعث مجادلاتی میان پژوهندگان شده‌است. تا سال ۲۰۰۷ میلادی، انتشارات دانشگاه آکسفورد هنوز دو جلد از مجموعه (در حال حاضر ۳۹ جلدی) «یافته‌ها در بیایان یهودیه»<sup id="cite_ref-9">[۱۰]</sup> را در دست تهیه دارد. مسئولان این پروژه رسما دلیل عدم انتشار قسمتهای باقی مانده را مسائل «دینی، سیاسی» عنوان کرده‌است.</p>
<div style="text-align: justify;">
<div>
<p><img src="http://tarikhema.ir/images/2011/10/250px-Deadseascrolls.jpg" alt="%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8 %d9%87%d8%a7%db%8c %d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%db%8c jewish religion christian  250px Deadseascrolls طومارهای بحر المیت (دریای مرده) | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="250" height="188" title="%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8 %d9%87%d8%a7%db%8c %d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%db%8c jewish religion christian  | طومارهای بحر المیت (دریای مرده) | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<div>
<p>تکه هایی از دستنوشته‌ها در موزه باستان شناسی عمان</p>
</div>
</div>
</div>
<p>تردیدهایی در مورد ادعای انتشار تمامی متون کشف‏شده</p>
<p style="text-align: justify;">ولی بر اساس برخی گزارشها، تمام طومارهایی که از غار شماره‏ی چهار (که نسبت به سائر غارهای این منطقه، مهم‏ترین کشفیات در آن صورت گرفت) در قمران به دست آمد، منتشر نشد<sup id="cite_ref-10">[۱۱]</sup>.</p>
<p style="text-align: justify;">در سال ۱۹۹۱ در لندن کتابی تحت عنوان &#8220;نیرنگ طومارهای دریای مرده&#8221;<sup id="cite_ref-11">[۱۲]</sup> منتشر شد. این کتاب توسط مایکل بایجنتس و ریچارد لایت نوشته شد. این دو محقق در این کتاب به طور صریح، واتیکان را به دخالت در کار ترجمه و نشر طومارهای قمران متهم کردند و ادعا نمودند که کلیسای واتیکان در تلاش است آن دسته مطالبی که در این طومارها آمده است و در تضادّ با آموزه‏های کاتولیکی است، منتشر نشود.</p>
<p style="text-align: justify;">با نگاه به اهداف آشکار و پنهان دولت مردان اسرائیل و سیر حوادثی که طی این سالها در حاشیه این طومارها به وقوع پیوست، می‏توان این احتمال را مد نظر قرار داد که &#8220;یهودیان اسرائیل&#8221; و &#8220;جهان مسیحیت&#8221;، معامله‏ی دو جانبه‏ای در مورد این طومارها انجام داده باشند. به این معنی که در قبال عدم انتشار برخی طومارها مسئولان اسرائیلی، بتوانند از این طومارها بهره‏برداری تبلیغی بکنند<sup id="cite_ref-12">[۱۳]</sup>.</p>
<p style="text-align: justify;">با بررسی تمام اتفاقاتی که پیرامون انتشار این نسخه‏ها افتاد می‏توان گفت که پس از گذشت بیش از شصت سال از اکتشاف طومارهای دریای مرده هنوز اطلاعات ما از این طومارها و اسرار آن بسیار مبهم و اندک است.</p>
<h3 style="text-align: justify;">اهمیت این طومارها در شناخت مسیحیت</h3>
<p style="text-align: justify;">این طومارها از چند بُعد در مسیحیت‏شناسی، حائز اهمیت است.</p>
<p style="text-align: justify;">این طومارها در زمانی بین قرن دوم پیش از میلاد تا نیمه‏ی دوم قرن اول میلادی، نگاشته شده است. و این همزمان با زندگی عیسی مسیح در منطقه بیت‏لحم و ناصره و اورشلیم است. و این سه منطقه در فاصله بسیار نزدیکی از قمران واقع شده است. هنگامی که خبر کشف این طومارها در قمران به دست آمد، محققان امید داشتند که اطلاعات جدیدی از زندگی حضرت عیسی به دست بیاورند. ولی نکته عجیب این جا بود که این طومارها هیچ اشاره‏ای به عیسی مسیح و زندگی وی نکرده بود<sup id="cite_ref-13">[۱۴]</sup>.</p>
<p style="text-align: justify;">نکتة حائز اهمیت آن بود که این طومارها حاوی ۲۰۰ نسخه خطی از عهد قدیم بود. از آنجا که قدیمی‏ترین نسخه خطی عهد قدیم به قرن دهم میلادی بر می‏گردد، اکتشاف این نسخه‏ها در مستندسازی عهد عتیق و رفع اختلاف نسخه‏های آن اهمیت بسزائی داشت<sup id="cite_ref-14">[۱۵]</sup>.</p>
<p style="text-align: justify;">در سال ۱۹۹۲ نشریه ایندیپندنت، قسمتی از طومار مکاشفه‏ای آرامی به شماره ۴Q246 که در غار شماره ۴ کشف شده بود را منتشر نمود. در این طومار در مورد آخرالزمان می‏گوید که فرزند خدا در آخرالزمان ظهور می‏کند و اوصافی که برای او بر می‏شمارد با اوصاف حضرت عیسی (که مسیحیان او را تنها فرزند خدا می‏دانند که در آخر الزمان ظهور می‏کند) مطابقت ندارد<sup id="cite_ref-15">[۱۶]</sup></p>
<p style="text-align: justify;">این نکته بر خلاف آموزه‏های مسیحی است که مسیح را تنهافرزند خدا می‏داند که در آخر الزمان ظهور می‏کند.</p>
<h3 style="text-align: justify;">کتابهای نوشته شده</h3>
<p style="text-align: justify;">در این زمینه کتاب های متعددی نوشته شده است. آقای محمد مهدی کاظمی در این زمینه کتاب مخطوطات البحر المیت آقای احمد عثمان را به فارسی ترجمه کرده است.</p>
<h2 style="text-align: justify;">پانویس</h2>
<div style="text-align: justify;">
<ol>
<li id="cite_note-0">↑ Qumran</li>
<li id="cite_note-1">↑ ورمز، گزا، النصوص الکامله لمخطوطات البحر المیت، ترجمه دکتر سهیل زکّار، دار قتیبه، چاپ اول، سال ۲۰۰۶، ص۲۹</li>
<li id="cite_note-2">↑ سومر، دوبون؛ مخطوطات قمران، البحر المیت؛ ترجمه موسی دیب الخوری، دار الطلیعه الجدیده، چاپ اول، ۱۹۹۸، ج۱، ص۲۳</li>
<li id="cite_note-3">↑ Essins</li>
<li id="cite_note-4">↑ F.F. Bruce, Second Thoughts On The Dead Sea Scrolls. Paternoster Press, 1956 p.112</li>
<li id="cite_note-5">↑ بنتلی، جیمز؛ اکتشاف الکتاب المقدس، قیام المسیح فی سیناء؛ ترجمه آسیا محمد الطریحی، سینا للنشر، ص۱۴۹</li>
<li id="cite_note-6">↑ Brian M. Fagan, Charlotte Beck, <em>The Oxford Companion to Archeology</em>, entry on the «Dead sea scrolls», Oxford University Press, ۱۹۹۶</li>
<li id="cite_note-7">↑ Roland de Vaux</li>
<li id="cite_note-8">↑ ورمز، گزا، پیشین، ص۳۵</li>
<li id="cite_note-9">↑ Discoveries in the Judaean Desert</li>
<li id="cite_note-10">↑ مراجعه کنید: The People of the Dead Sea Scrolls, p27</li>
<li id="cite_note-11">↑ The Dead Sea Scrolls Deception</li>
<li id="cite_note-12">↑ عثمان، احمد، مخطوطات البحر المیت، دار الشروق قاهره، مصر، سال ۱۹۹۶، ص۹۴</li>
<li id="cite_note-13">↑ پیشین، ص۱۱۵</li>
<li id="cite_note-14">↑ ورمز، گزا، پیشین، ص۴۰و ۴۱</li>
<li id="cite_note-15">↑ The Independent, Tuesday, 1 September 1992</li>
<li id="cite_note-15">ویکی پدیا؛ دانشنامه آزاد</li>
</ol>
</div>
<h2  class="related_post_title">نگاره های مرتبط:</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/jewish-religion/7395/about-dead-sea-scrolls/" title="طومارهای بحرالمیت » تاریخچه و منتخبی از دیدگاه ها">طومارهای بحرالمیت » تاریخچه و منتخبی از دیدگاه ها</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/christian/3732/%d8%b3%d9%87-%d9%85%d8%ba-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%86-%d9%85%db%8c%d9%84%d8%a7%d8%af-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/" title="رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح">رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/3060/%d8%b3%d9%84%d9%8a%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%88%d8%ac-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d9%8a%d8%b4/" title="سليمان در اوج افتخار خويش ">سليمان در اوج افتخار خويش </a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1937/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3-%d8%b9%d9%87%d8%af-%d9%82%d8%af%db%8c%d9%85-%d9%88-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-bible/" title="کتاب مقدس عهد قدیم و جدید Bible">کتاب مقدس عهد قدیم و جدید Bible</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/508/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c/" title="تاریخ باستان شناسی">تاریخ باستان شناسی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/china/423/%d9%85%d8%b0%d8%a7%d9%87%d8%a8-%d8%b9%d9%85%d8%af%d9%87-%da%86%db%8c%d9%86/" title="مذاهب عمده چین">مذاهب عمده چین</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/264/%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d8%af/" title="پاسارگاد">پاسارگاد</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/subject/191/%d8%af%d8%a7%db%8c%d8%b1%d9%87-%d9%88-%da%af%d8%b1%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%b5%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" title="ارتباط دایره و گربه در مصر باستان">ارتباط دایره و گربه در مصر باستان</a></li></ul><hr />

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/facebook.png">
<a href="http://www.facebook.com/Tarikhema.ir">«تاریخ ما» در فیس بوک</a>

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/feed.png">
<a href="http://feeds.feedburner.com/tarikhema">فید «تاریخ ما»</a>

<hr />
<p><small>© eni برای <a href="http://tarikhema.ir">تاریخ ما</a>, |
<a href="http://tarikhema.ir/religions/jewish-religion/7396/%d8%b7%d9%88%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%ad%d8%b1-%d8%a7%d9%84%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%87/">لینک نگاره</a> |
<br/>
</small></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarikhema.ir/religions/jewish-religion/7396/%d8%b7%d9%88%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%ad%d8%b1-%d8%a7%d9%84%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>طومارهای بحرالمیت » تاریخچه و منتخبی از دیدگاه ها</title>
		<link>http://tarikhema.ir/religions/jewish-religion/7395/about-dead-sea-scrolls/</link>
		<comments>http://tarikhema.ir/religions/jewish-religion/7395/about-dead-sea-scrolls/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 04 Oct 2011 09:32:16 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انی کاظمی</dc:creator>
				<category><![CDATA[دین و آیین مسیحی]]></category>
		<category><![CDATA[دین و آیین یهود]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب های باستانی]]></category>
		<category><![CDATA[آرامی]]></category>
		<category><![CDATA[اسنی ها]]></category>
		<category><![CDATA[اسنی‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[انجیل]]></category>
		<category><![CDATA[خربت میرد]]></category>
		<category><![CDATA[طومار بحرالمیت]]></category>
		<category><![CDATA[طومار دریای مرده]]></category>
		<category><![CDATA[طومار های بحرالمیت]]></category>
		<category><![CDATA[طومارهای بحر المیت]]></category>
		<category><![CDATA[طومارهای بحرالمیت]]></category>
		<category><![CDATA[طومارهای دریای مرده]]></category>
		<category><![CDATA[عبری]]></category>
		<category><![CDATA[عین قدی]]></category>
		<category><![CDATA[قمران]]></category>
		<category><![CDATA[مربعات]]></category>
		<category><![CDATA[مسده]]></category>
		<category><![CDATA[مسیحیت اولیه]]></category>
		<category><![CDATA[معلم رستگاری]]></category>
		<category><![CDATA[نبودینوس]]></category>
		<category><![CDATA[نخس خطی کتاب مقدس]]></category>
		<category><![CDATA[نسخ خطی تورات]]></category>
		<category><![CDATA[نسخ خطی قدیمی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarikhema.ir/?p=7395</guid>
		<description><![CDATA[اشاره طومار‌های بحرالمیت به مجموعه مدارک دست‌نویسی اطلاق می‌شود که بین سال‌های ۱۹۴۷ تا ۱۹۵۶ بعد از گذشت دو هزار سال از زیر تلی از خاک در یازده غار در طول ساحل شمال‌غربی بحرالمیت کشف شدند. این طومارها از مسیحیت اولیه‌ای سخن می‌گویند که از اواسط قرن اول میلادی در اطراف اورشلیم در حال شکل‌گیری [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #800000;"><strong>اشاره</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">طومار‌های بحرالمیت به مجموعه مدارک دست‌نویسی اطلاق می‌شود که بین سال‌های ۱۹۴۷ تا ۱۹۵۶ بعد از گذشت دو هزار سال از زیر تلی از خاک در یازده غار در طول ساحل شمال‌غربی بحرالمیت کشف شدند. این طومارها از <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیحیت اولیه">مسیحیت اولیه</a>‌ای سخن می‌گویند که از اواسط قرن اول میلادی در اطراف اورشلیم در حال شکل‌گیری بود. این مدارک نشان می‌دهند که پیروان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیحیت اولیه">مسیحیت اولیه</a> در کنار اعتقاد به عیسی، خود را ملزم به رعایت قانون تورات نیز می‌دانستند؛ از این‌رو این طومارها در زمرة مدارک مستندی محسوب می‌شوند که دانشمندان را قادر ساخته است نظرات جدیدی دربارۀ خاستگاه مسیحیت ارائه کنند. این مقاله در ابتدا به معرفی طومارها و محتویات آنها پرداخته است. به علت اهمیت این طومارها، از زمان کشف آنها تحقیقات بسیاری بر روی آنها انجام شده است و نظریات گوناگونی دربارة اصالت و همچنین محتویات آنها ابراز شده است. از بین فهرست‌های مختلفی که از فرایند کشف و مباحث پیرامون طومارها تهیه شده است، فهرست دکتر مالن اسمیت یکی از جامع‌ترین آنهاست که در این مقاله به تفصیل به اطلاع خوانندگان رسیده است.</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #800000;"><strong>مقدمه</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">طومار‌های بحرالمیت به مجموعه مدارکِ دست‌نویسی (٩٠٠ نسخه خطی) اطلاق می‌شود که بین سال‌های ١٩۴۷ تا ١٩۵۶، بعد از گذشت دو هزار سال از زیر تلی از خاک‌ در یازده غار در طول ساحل شمال‌غربی بحرالمیت به‌ویژه در مناطق</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%82%d9%85%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with قمران">قمران</a>(Qumran)، <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b1%d8%a8%d8%b9%d8%a7%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مربعات">مربعات</a>(Morabbaat)، <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ae%d8%b1%d8%a8%d8%aa-%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%af/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with خربت میرد">خربت میرد</a>(Khirbat Mird)، <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%db%8c%d9%86-%d9%82%d8%af%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عین قدی">عین قدی</a>(En-Gedi) و <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%d8%af%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسده">مسده</a>(Masada) کشف شدند. وادی <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%82%d9%85%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with قمران">قمران</a> در ۲۱ کیلومتری شرق اورشلیم قرار دارد (Licht &amp; Bruce, 1971: 5/1396).</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"> این طومارها شامل <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%86%d8%b3%d8%ae-%d8%ae%d8%b7%db%8c-%d9%82%d8%af%db%8c%d9%85%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with نسخ خطی قدیمی">نسخ خطی قدیمی</a> یهودی به زبان‌های <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%d8%a8%d8%b1%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عبری">عبری</a>، <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a2%d8%b1%d8%a7%d9%85%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with آرامی">آرامی</a> و یونانی هستند و دریافت دانشمندان از <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d9%86%d8%ac%db%8c%d9%84/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with انجیل">انجیل</a>، یهودیتِ زمان عیسی و طلوع مسیحیت را دگرگون و متحول ساخته‌اند. محققان شباهت‌هایی بین باورهای ساکنان قمران و <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیحیت اولیه">مسیحیت اولیه</a> ﭘیدا کرده‌اند؛ از این رو بسیاری از محققان بر این باورند که هم تعالیم کلیسای اولیه و هم نوشته‌های قمران از یک خاستگاه «مشترک» در بطن یهودیت تغذیه شده‌اند. ظاهراً مدارک قمرانْ فرقة <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d8%b3%d9%86%db%8c%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اسنی‌ها">اسنی‌ها</a> را کالبد کلیسای اولیه و یا به عبارتی دیگر کلیسای اولیه را نوزاد فرقة <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d8%b3%d9%86%db%8c%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اسنی‌ها">اسنی‌ها</a> معرفی می‌کنند. این مدارک همچنین میزان تأثیر فرقۀ قمران بر مسیحیت را تعیین کرده، از رهبر این فرقه با عنوان معلم ﭘرهیزگاری سخن می‌گویند و ما را با امیدها و آرزوهای او و ﭘیروانش آشنا می‌کنند. طومارهای مکشوف در بحرالمیت نه تنها چراغی برای فهم بهتر عهد جدید هستند؛ بلکه دانشمندان را هدایت می‌کنند تا دورنمای یهودیت را فقط در آثار ربّی‌ها و سنت‌های فریسی جست‌وجو نکرده، آن را در مدارک، باورها و اعتقادات فرقۀ قمران نیز جست‌وجو کنند. (Black, 1969: 97-99; Rowley, 1964: 30-32).</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">این طومارها از مسیحیت اولیه‌ای سخن می‌گویند که در اواسط قرن اول میلادی در اطراف اورشلیم در حال شکل‌گیری بود. این مدارک نشان می‌دهند که پیروان مسیحیتِ اولیه در کنار اعتقاد به عیسی، در عمل به احکام سبّت کوشا بودند و خود را ملزم به رعایت قانون تورات می‌دانستند. در این مدارک به عبادات متمایز و خاصی که سبب افتراق اصولی آنان از یهودیت شود، اشاره‌ای نشده است؛ از این رو کلیسای کاتولیک سال‌ها از انتشار گستردۀ طومارها اجتناب می‌کرد. در سال ۱۹۹۱ دو خبرنگار به نام‌های مایکل بیِْجنت و ریچارد لیق (Michael Baigent and Richard Leigh) مقاله‌ای با عنوان «نیرنگ <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b7%d9%88%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%ad%d8%b1%d8%a7%d9%84%d9%85%db%8c%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with طومارهای بحرالمیت">طومارهای بحرالمیت</a>» (The Dead Sea Scrolls Deception) منتشر کردند که موجب برانگیختن احساسات مردم شد. آنان مدعی بودند تأخیر در انتشار مدارک غار شمارۀ ۴ و محدودیت دسترسی به طومارها تا قبل از سال ۱۹۹۱، نتیجۀ دخالت‌های کلیسای کاتولیک بوده است. آنان دلایلی اقامه کردند که ثابت می‌کرد کلیۀ تحقیقات و مطالعات بر روی طومارها تحت نظارت واتیکان در رم صورت گرفته و کلیسا هر گونه مطالعه بر روی طومارها را تحت کنترل داشته است تا به ایمان و اعتقاد مسیحی لطمه‌ای وارد نگردد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">داستان کشف طومارها با چوپان بیابانگردی به نام محمد احمد الحامد، با نام مستعار محمد گرگی، گره می‌خورد. او اولین کسی است که به راز غارها پی برد. وی روزی در جست‌وجوی برۀ گمشده‌اش، سنگی به داخل گودالی پرتاب کرد، صدای برخورد سنگ به چیزی کنجکاوی وی را تحریک کرد. او به داخل غار رفت و در آنجا کوزه‌هایی قدیمی پیدا کرد که طومارهایی در آنها جاسازی شده بودند. وی طومارها را به نزدیک‌ترین شهر، یعنی بیت‌لحم، نزد یک دلال عتیقه به نام خلیل اسکندر شاهین برد و آنها را به او فروخت. از آنجا که دلال عتیقه دربارۀ قدمت و ارزش طومارها تردید داشت، آنها را به آتاناسیوس سموئیل (Athanasisus Samuel)، اسقف مسیحیان جامعة سریانی در اورشلیم، نشان داد (Sommer, 1952: 9-11; Schiffman, 2005: 249; Moore Cross, 1958: 1-3). آتاناسیوس تصمیم به خریداری طومارها گرفت. آن طومارها شامل نسخۀ تقریباً کاملی از اشعیا، نوعی از کتاب قانون دینی که ناشناخته بود، تفسیر متفاوتی از حبقوق و نسخه‌هایی از سفر پیدایش که بسیار بد نگهداری شده بودند، می‌شد (Campebell, 1998: 3). او نیز برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر و دقیق‌تر طومارها را در اختیار شرق‌شناسان دانشگاه آمریکایی اورشلیم قرار داد. در این دانشگاه، دکتر تِرور (John C. Trever) از آن طومارها عکس‌برداری کرد و گروهی تحقیقی برای بررسی و مطالعه بر روی آنها تشکیل داد. بدین ترتیب مطالعات بر روی طومارها توسط تعدادی از دانشمندان آغاز شد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"> طومارها در یازده غار و در طول نه سال از ۱۹۴۷ تا ۱۹۵۶ کشف شدند. شماره‌گذاری غارها بر اساس کشف گنجینۀ نسخ خطی در غارها صورت گرفته است. غارهای ۳، ۵، ۷، ۸، ۹، ۱۰ توسط باستان‌شناسان و پنج غار دیگر توسط قبیلة بدوی تعامرکشف شدند. احتمالاً طومارها در یک زمان در یازده غار قرار نگرفته‌اند. طومارهایی که در غار ۱ پیدا شدند، به دقت در کوزه‌هایی استوانه‌ای قرار داده شده بودند؛ در حالی که ظاهراً طومارهای سایر غارها، به‌ویژه غار شمارۀ ۴ که بیشترین طومارها در آن کشف شده است، با عجله جاسازی شده بودند.</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"> طومارها آشکارا نمایانگر کتابخانه‌ای قابل‌ملاحظه‌اند که در طول چندین نسل نسخه‌برداری شده‌اند. تاریخ تخمین زده شده برای طومارها، هر چه که باشد، بیانگر این حقیقت است که آنها چندین قرن قدمت دارند (Licht &amp; Bruce, 1971: 5/1397-98). آنها حاوی دعاها، اشعار و سرودهایی هستند که تا پیش از این ناشناخته بودند: سرودها و دعا‌های کوتاه صبح و شب در ایام گوناگون و دعا‌های اعمال روز سبّت که بسیاری از آنها با سپاسگزاری از خداوند شروع می‌شوند، اشعاری برای بیرون راندن شیاطین از مراسم سالانة دعا، نماز تابوت عهد، دعاهای شکرگزاری و مراسم آئینی تشرف و ایام خاص دیگر، دعا به مناسبت جنگ آخرالزمان و طلب بخشش به هنگام ظهور ﭘادشاه آخرالزمان و اشعار ادبی دیگری که هر کدام قابل بحث و بررسی هستند (Collin, 1997:29-30).</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">بیشتر طومارها بر روی کاغذهای پوستی و برخی بر روی پاپیروس از سمت چپ بدون نقطه‌گذاری نوشته شده‌اند. جوهر استفاده‌شده در تمام طومارها کربنی است، اما جوهری که برای طومار سفر پیدایش استفاده شده از فلز گرفته شده است که سبب شده این طومار شرایط مناسبی نداشته باشد؛ زیرا جوهرْ کاغذ پوستی را خورده و به درون آن نفوذ کرده است. در برخی از طومارها لایه‌ای از قارچ و پوسیدگی روی نوشته را پوشانده و باعث شده است طومار فقط در نور مادون قرمز قابل خواندن باشد. طومارهای چندی در پارچة کتانی پیچیده شده بودند که بقایای آن ﭘارچه‌ها کشف شده‌اند. این طومارها در کوزه‌هایی قرار داده شده بودند که حداقل دو تای آنها کاملاً سالم مانده‌اند (Licht &amp; Bruce, 1971: 5/1404-6).</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"> در میان نسخ خطی یافت‌شده در غارهای قمران، بیش از صد نسخة کتاب مقدس <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%d8%a8%d8%b1%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عبری">عبری</a> مورد شناسایی قرار گرفته‌اند که تنها بخش‌هایی از آنها سالم مانده‌اند. همة کتاب‌ها به استثنای استر (که نمی‌توان به نحو قطعی، اظهار نمود که فقدان آن تصادفی بوده، یا دارای مفهوم خاصی است) شناسایی شده‌اند. غیر از نسخ خطی <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%d8%a8%d8%b1%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عبری">عبری</a>، نسخ خطی دیگری به زبان یونانی نیز کشف شده‌اند. مهم‌ترین نسخة هفتادیِ یافت‌شده در منطقة بحرالمیت در نحل هور (Nahl Hever) کشف شده است که نسخه‌ای متشکل از تکه‌های کوچک ناپیوسته از ترجمۀ یونانیِ دوازده پیامبر کوچک است و متن آن با کتابی که ژوستین شهید (تقریباً ١۵٠ میلادی) مورد استفاده قرار داده است همانند انگاشته می‌شود (Licht &amp; Bruce, 1971: 5/140). برخی از نسخه‌های کشف‌شده ویژگی سوداپوکریفا دارند که تا پیش از کشف این طومارها ناشناخته بودند؛ مانند گفته‌های موسی، مکاشفۀ عمران، زبور یوشع نبی، بخش‌هایی از ادعیه دانیال و آثار مربوط به دعای <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%86%d8%a8%d9%88%d8%af%db%8c%d9%86%d9%88%d8%b3/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with نبودینوس">نبودینوس</a> (Nabonidus) و کتاب اسرار(Graystone, 1956:5-9).</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"> در کل، طومارهایی که در غارهای قمران کشف شدند انواع مختلفی از متون نوشتاری را منعکس می‌کنند؛ مثلاً متون به دست‌آمده از غارهایی که در محدودۀ تصرفات دوران شورش بارکوخبا واقع شده بودند، از نوع ﭘیش‌مأثوری (Proto Masoretic) هستند و یا برخی از متن‌ها بیانگر گونه‌ای ترکیبی‌اند؛ نسخة خطی سفر اعداد از غار ۴ دارای خطی بین خط سامری و نوع خط ترجمة هفتادی است و متن آن با ارزش‌تر از ترجمه هفتادی و مأثوری محسوب می‌گردد (Licht &amp; Bruce, 1971, 5:1400-1). ناگفته نماند که بیشتر طومارها به زبان عبری و تنها بخش‌هایی از آنها به زبان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a2%d8%b1%d8%a7%d9%85%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with آرامی">آرامی</a> و یونانی‌اند. علاوه بر بخش یونانی رسالة‌ ارمیای نبی از غار ٧، کتاب‌های سفر تثنیه (آنهایی که در ترجمۀ هفتادی موجودند، اما در کتاب مقدس عبری وجود ندارند) در طومارهای قمران در بخش‌هایی از طوبیت و کتاب جامعه (Bin Sirach) (سه تا به زبان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a2%d8%b1%d8%a7%d9%85%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with آرامی">آرامی</a> و یکی به زبان عبری) ارائه شده‌اند. قطعاتی از این اثر نیز در مسّده پیدا شده است. تعدادی از کتاب‌های سوداپوکریفا نیز شناسایی شده‌اند. کتاب جشن‌ها به‌عنوان یک اثر قابل‌اطمینان و تصدیق‌شده در مدارک دمشق تحت عنوان کتاب تقسیم‌بندی زمان در جشن‌ها و هفته‌ها (The Book of the Divisions of Times into their Jubilees and Weeks) در ده نسخۀ خطی عبری از غارهای ۱ و ۲ و ۴ یافت شده است. این کتاب تا حد زیادی با کتابِ حنوخ نبی ــ که هشت نسخۀ خطی <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a2%d8%b1%d8%a7%d9%85%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with آرامی">آرامی</a> مربوط به آن در غارها شناسایی شده‌اند ــ هماهنگ است (فقدان بخشی از این قسمت به‌ویژه به دلیل مقدمۀ درخور توجه آن در باب شکل پسر انسان ــ ظهور کسی که شبیه پسر انسان است ــ ممکن است تصادفی یا عمدی باشد). همچنین برخی از عهد دوازده ﭘیامبر نیز شناسایی شده‌اند: تکه‌هایی از عهد لاوی از غار شمارۀ ۱ و تکه‌هایی از سه طومار از غار شمارۀ ۴ به زبان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a2%d8%b1%d8%a7%d9%85%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with آرامی">آرامی</a> و نیز متنی شبیه به متون مکشوف در جنیزه (Genizah) در قاهره و همچنین عهد نفتالی (Naphtali) به زبان عبری از غار شمارۀ ۴ تأثیر مسیحیت در متون اصلاح‌شدۀ این نوشته‌ها به زبان یونانی بسیار مشهود است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">برای نام‌گذاری طومارها از شیوه‌ای استفاده شده که از شمارۀ غار، محل کشف آن و حرف اول عنوانِ عبریِ نوشته‌شده در طومار، تشکیل شده است؛ مانند ۱Qs که بدین ترتیب خوانده می‌شود:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱= شمارة غار</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">Q= اول حرف قمران (Qumran) محل کشف طومار</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">S= حرف اولی‌که طومار با آن شروع شده است؛ یعنی‌سیراخ‌(Licht &amp; Bruce, 1971: 1398).</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #800000;"><strong>فهرست خلاصه‌ای از طومارهای کشف‌شده در غارها به قرار زیر است:</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">غار ۱: دست‌نوشته‌های کشف‌شده در این غار هفت عدد بودند که به‌دقت در کوزه‌های استوانه‌ای جاسازی شده بودند. ظاهراً زمان کافی برای مخفی‌کردن آنها وجود داشته است. طومارهای کشف‌شده در این غار عبارت‌اند از:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">نسخه خطی کامل اشعیا به زبان عبری که تقریباً سالم است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">نسخة خطی ناقص اشعیا که بسیار قدیمی‌تر از نسخة اشعیای شناخته‌شده است (برای اطلاع بیشتر رک: Burrows, 1951: Chapter 2)).</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">پشر (تفسیر) حبقوق (۱QpHab)(P = pesher, ‘interpretation’) که بهترین تفسیر باقی‌مانده از کتاب حبقوق، هشتمین کتاب از کتاب‌های دوازده پیامبر کوچک، است. این پشر تنها دو فصل از سه فصل کتاب حبقوق را تفسیر کرده است و به فصل سوم نپرداخته است. علت این امر در ویژگی فصل سوم نهفته است؛ زیرا این فصل حاوی اشعار روحانی است و نویسنده تفسیر آن را ضروری ندیده است. در این تفسیر به صورت برجسته از <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%85-%d8%b1%d8%b3%d8%aa%da%af%d8%a7%d8%b1%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with معلم رستگاری">معلم رستگاری</a> و رهبر جامعه صحبت شده است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">سفر پیدایش (۱QapGen)(‘ap’ = apocryphon)؛ این طومار به‌عنوان قدیمی‌ترین اسفار ﭘنج‌گانه مکتوب فلسطینی به زبان آرامی شناخته شده است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">سرودهای شکرگزاری، که شامل سرودها و دعاهایی جهت استفادة فردی و گروهی است و ماهیت عبادی این سرودها بیانگر دیدگاه روحانی فرقۀ قمران است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">نسخة ناقصِ طومار بلند اشعار (H = bodayot, ‘hymns’) (lQH) که حاوی اشعار و سرودهای شکرگزاری از خداوند برای علم و نجاتی است که به جامعه بخشیده است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"> طومار جنگ (۱QM) (M = Milchamab, ‘War’). این طومار خبر از وقوع جنگی چهل‌ساله در آخر زمان می‌دهد که در آن، ﭘسران نور بر ضد ﭘسران تاریکی می‌جنگند و در نهایت خوبی و خیر بر نیروی شرّ غالب شده، دنیا را فتح می‌کند؛ آنگاه مردم به شادی و ستایش خداوند می‌پردازند و معبد اورشلیم را بازسازی کرده، عبادت خالصانه را دوباره در آنجا احیا می‌کنند. البته ظاهراً آینده‌ای که به تصویر کشیده شده است نمی‌تواند کاملاً با واقعیت هم‌خوانی داشته باشد؛ چراکه بدیهی است آینده‌ای که بعد از چهل‌سال جنگ و خونریزی توسط سربازها ساخته شود، نمی‌تواند چندان خوشایند باشد، مگر اینکه این چهل سال مبارزه را بیشتر پیکاری معنوی بدانیم تا تسلیحاتی. این طومار به لحاظ اطلاعات مربوط به شیوة جنگ در دوران یونانی‌ـ‌رومی دارای اهمیت است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">قانون جامعه، یا دستورالعمل انضباطی (۱QS) (S= serekh, ‘Rule’) که علاوه بر بیان اهداف اصلی جامعۀ قمران، نشان می‌دهد این جامعه بر اساس چه قوانینی اداره می‌شده است. باستان‌شناسان بر این عقیده‌اند که این طومارها در اوایل قرن اول قبل از میلاد مسیح نوشته شده‌اند؛ اما بقایای نسخه‌های مکشوف از غار شمارۀ ۴ ثابت می‌کند که بخشی از آن آثار به طور جداگانه در گذشته وجود داشته و مربوط به روزهای اولیة شکل‌گیری فرقه در قرن دوم قبل از میلاد است. این طومار شامل قوانین انضباطی و نیز آیین‌نامه‌ای برای اعضای جدید و دارایی‌های آنان است؛ مانند:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">کسی که به همنشین‌اش تهمت بزند، باید از غذای پاک جامعه به مدت یک سال محروم گردد و طلب بخشش و توبه نماید و کسی که به جامعه تهمت بزند باید از جامعه اخراج شود و هرگز باز نگردد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">غار ۲: سی طومار توسط چوپان‌های بدوی در این غار کشف شدند: بن‌سیراخ (Bensirach) و یوبیل (کتاب جامعه / حکمت) به زبان عبری.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">غار ۳: برخی از <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b7%d9%88%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%ad%d8%b1%d8%a7%d9%84%d9%85%db%8c%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with طومارهای بحرالمیت">طومارهای بحرالمیت</a> نوشتارهایی بی‌مفهوم و نامنظم بر روی کاغذهای پاپیروس هستند. ظاهراً این طومارها از اطراف <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b1%d8%a8%d8%b9%d8%a7%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مربعات">مربعات</a> یا نحل هور کشف شده‌اند و سپس توسط فروشندگان طومارها به دیگر مدارک بحرالمیت اضافه گشته‌اند (A. J. T. Jull and others, 1995: 14). یکی از عجیب‌ترین آنها، طومار مسی است که در غار شمارة ۳ کشف شد. این طومار ارتباطی با مسائل دینی ندارد؛ اما حس کنجکاوی باستان‌شناسان را بسیار تحریک کرده است. از آنجا که فلز طومار به‌سختی آسیب دیده و اکسیده شده بود، آن را برای مرمت نزد پروفسور رایت بیکر (Wright Baker) در انستیتوی علوم و تکنولوژی منچستر فرستادند. او طومار را در سال ١٩۵۶ با دقت به نوارهای طولی تقسیم کرد و به اردن بازگرداند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">اولین ترجمه از این طومار توسط میلیک (J.T. Milik) صورت گرفت. الگرو (John Allegro) این طومار را در سال ۱۹۶۰ در کتاب گنج طومار مسی به همراه ترجمة آن چاپ کرد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">طومار از ۶۴ مکان مخفی در سرزمین اسرائیل خبر می‌داد که گنجینه‌هایی از طلا، نقره و اشیای گرانبها در آنجا پنهان شده بود. گنجینه تقریباً شامل ۱۳۰۰ سکة طلا، ۵۶ جام طلا، ۶۰۸ کوزة پر از نقره و ۶۹۰ کوزة طلا و ظروف نقره می‌شد. شاید ارزش این گنج به ۶۵ تن نقره یا ۲۶ تن طلا می‌رسید.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">تصور چنین گنجی بسیار حیرت‌انگیزاست. پروفسور میلیک معتقد است که این گنج افسانه‌ای بیش نیست و رقم اغراق‌آمیز آن حکایت از افسانه بودن آن دارد، در حالی که دانشمندان دیگری چون دوپنت سامر(Andre Dupont Sommer) عقیده دارند که این گنج واقعی است و به فرقة <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d8%b3%d9%86%db%8c%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اسنی‌ها">اسنی‌ها</a> تعلق داشته است. رابین (Chaim Rabin) و الگرو آن را متعلق به معبد اورشلیم می‌دانند. علاوه بر این الگرو، زیلوت‌ها را که در آن زمان قمران را تحت سلطه داشتند، مسئول نگهداری طلا، نقره و طومارها می‌داند. هنوز پاسخی به این سؤال داده نشده است که چرا باید غارت معبد و شهر از قبل پیش‌بینی می‌شد و یا چطور گروه کوچکی همچون <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d8%b3%d9%86%db%8c%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اسنی‌ها">اسنی‌ها</a> صاحب چنین دارایی عظیمی بودند. تنها چیزی که شاید بتوان با اطمینان دربارۀ طومار مسی اظهار داشت، دسترسی دانشمندان به مدارک گرانبهایی است که منجر به ارتقای دانش آنان دربارۀ کتابت نسخ قدیمی شد (Vermes, 1965: 250-51; Baigent, 1997: 209-11).</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">غار۴: بیشترین تکه‌های طومار یعنی بالغ بر چهل درصد آنها در این غار کشف شدند. متأسفانه چهارصد طومار موجود در این غار در طول قرن‌ها تکه‌تکه شده و به ده‌ها هزار قطعه تقسیم شده بودند که می‌باید با نهایت صبر و حوصله کنار یکدیگر گذارده می‌شدند. در این غار بخش‌هایی از دو نسخه از ترجمة هفتادی سفر لاویان و سفر اعداد، بخش‌هایی از ترجمة آرامی سفر لاویان، و چهار نسخة خطی از سفر اعداد (که نوشتار آنها چیزی بین سامری و ترجمة هفتادی است) کشف شد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">یکی از مکشوفات بسیار مهم در این غار، مدرک دمشق است. پیش از این در سال ۱۸۹۶، نسخه‌ای دیگر از این مدارک در کنیسه‌ای قدیمی واقع در قاهره کشف شده بود که معمولاً آن را با علامت اختصاری CD(Cairo and Damascus) نشان می‌دهند. امروزه نسخ مهم مدرک دمشق مکشوف از بحرالمیت نیز با عنوان ۴QD در اختیار همگان قرار گرفته است. مدرک دمشق شامل یک سلسه قوانین است که فرقه اسنی را به‌عنوان اسرائیل واقعی شناسایی می‌کند و افراد خارج از این فرقه را در زمرة گروه شیاطین و اشرار می‌شمارد. چندین اسم رازآمیز نیز در آن آمده است، مانند: معلم پرهیزگاری، تمسخرکننده و دروغگو. بیشتر دانشمندان بر این باورند که معلم پرهیزکاری بنیان‌گذار جامعة اسنی بوده است و تمسخرکننده و دروغگو اسامی مستعاری هستند برای اشاره به فردی که با پیروی از رأی و نظر خود درصدد نابودی جامعه بوده است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">علی‌رغم تشابهات بسیار میان مدرک دمشق مکشوف از قاهره با مدرک دمشق مکشوف از قمران، تفاوت‌هایی نیز در برخی از جزئیات دیده می‌شود؛ به‌عنوان مثال، طومارهای بحرالمیت از اسنی‌هایی خبر می‌دهند که در مرکز قمران مستقر بودند و با توجه به تفسیر رادیکالی فرقه از شریف، ازدواج نمی‌کردند، به هیچ وجه با اعضای خارج از فرقه معاشرت نداشتند و از شرکت نمودن در عبادات معبد اورشلیم به‌شدت خودداری می‌کردند؛ در حالی که مدرک دمشق مکشوف از قاهره از اسنی‌هایی سخن می‌گوید که ازدواج می‌کردند، بچه‌دار می‌شدند و حتی با یهودیان خارج از فرقه داد و ستد داشتند و گاه‌گاه به‌طور بسیار محدود در عبادات معبد اورشلیم شرکت می‌کردند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">مدرک مهم دیگری که در این غار کشف شد دربارة بعضی از احکام شریعت است. این طومار با عنوان ۴QMMT (Miqsat Ma&#8217;ase haTorah) مشخص شده و شامل قوانین متعددی دربارة آیین طهارت و محاسبات صحیح تقویم است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">غار ۵و ۶: کمی بعد از کشف غار شماره ۴، این دو غار کشف شدند. طومارهایی که در این غارها کشف شدند، حاوی نسخی از کتاب مقدس حداقل متعلق به ۲۰۰ ق.م بودند. از آن جمله می‌توان از سفر پیدایش، سفر خروج، سفر لاویان، سفر اعداد، سفر تثنیه، یوشع، اشعار، سموئیل اول و دوم، پادشاهان اول و دوم، اشعیا، ارمیا، حزقیال، دوازده پیامبر کوچک، کتاب جامعه، استر، دانیال، عزرا، تواریخ اول و دوم نام برد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">غار ۷ الی ۱۰: در سال ۱۹۵۷ غارهای ۷ تا ۱۰ کشف شدند؛ اما مدارک بسیاری در آنها پیدا نشد. در غار ۷ یک طومار، در غار ۸ پنج طومار، در غار ۹ یک طومار کشف شد. در غار ۱۰ طوماری کشف نشد؛ ولی ارزش ملی خود را حفظ کرد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">غار ۱۱: بلندترین طومار، معروف به طومار معبد (Temple Scroll) که طول آن به ۱۴۸/۸ متر می‌رسد، در این غار کشف شد. وضعیت طومارهای این غار نسبت به طومارهای کشف‌شده در غارهای دیگر به‌جز غار شمارة ۱ بسیار بهتر بود.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">این دست‌نوشته‌ها شامل مزامیر، ترجمة آرامی کتاب ایوب، بخشی از سفر لاویان که با الفبای سامی باستانی (paleo-Hebrew) نوشته شده است که شبیه الفبای فنیقی و متعلق به ۱۰ ق.م. است (اسرائیلی‌ها از این الفبا تا قرن ۵ق.م. و رایج شدن الفبای آرامی به‌عنوان الفبای زبان عبری استفاده می‌کردند)، اصل طومار حزقیال، و قسمت‌هایی از مکاشفات اورشلیم جدید (The Apocalypse of the New Jerusalem) بود (Licht &amp; Bruce, 5/1401-2; Baigent, 1997: 215-16).</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">فهرست زمانی عملیات انجام‌شده بر روی طومارها</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">از بین فهرست‌های مختلفی که از فرایند کشف و مباحث ﭘیرامون طومارها تهیه شده است، فهرست دکتر مالن اسمیث (Dr. Mahlon H. Smith) از دانشگاه روتْگِرز (Rotgers University) یکی از جامع‌ترین آنهاست که در ادامه به اطلاع خواننده محترم می‌رسد:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۴۷</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ پیدا شدن هفت طومار در کوزه‌های داخل غار قمران توسط چوﭘانی بیابانگرد در ماه فوریه؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ساکن‌شدن یهودیان در اورشلیم با کمک انگلیسی‌ها و برانگیخته شدن خشم مسلمانان؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ارائة چهار طومار توسط چوﭘانی از قبیلۀ تعمیره (Ta΄amireh)، به دلال عتیقه در ماه آوریل؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ خریداری طومارهای اشعیا، بشر حبقوق، اﭘوکریفای ﭘیدایش و طومار جنگ توسط آتاناسیوس، اسقف کلیسای اورشلیم از دلال عتیقه، به قیمت ٢۵٠ دلار؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ارائه دو طومار دیگر به ﭘروفسور اِلیزر سوکنیک (Eliezer Sukenik) در دانشگاه عبری توسط فروشنده دیگری به نام فیدی صلاحی (Feidi Salahi) در ماه نوامبر؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اعلام تقسیم فلسطین به دو بخش عربی و یهودی در ۲۹ ماه نوامبر؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ خریداری سه طومار جنگ و طومار دیگر اشعیا و هدایوت (Hodayot) توسط سوکنیک در ماه دسامبر.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۴۸</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ دیدار سوکنیک با اسقف سموئیل و عدم‌موفقیت وی در خریداری طومارها از وی در ماه ژانویه؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ نشان‌دادن طومار اشعیا به جان ترور (John C. Trevor) در مرکز شرق‌شناسی اورشلیم (ASOR) توسط اسقف سموئیل؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ تصویربرداری و شناسایی طومار اشعیا توسط ترور و همکارش ویلیام برونلی (William Brownlee) در ماه فوریه؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ تأیید هویت طومار اشعیا توسط ویلیام آلبرایت (William F. Albright)، باستان‌شناس آمریکایی به‌عنوان قدیمی‌ترین نسخة خطی به عبری در ماه مارس؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ دادن اجازة انتشار طومارها به میلار باروس (Millar Burrows)، رئیس مرکز مطالعات شرق‌شناسی اورشلیم از سوی اسقف سموئیل؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اعلام کشف طومارها توسط باروس در ماه آوریل؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ رفتن انگلیسی‌ها از فلسطین و ﭘایه‌گذاری اسرائیل توسط یهودیان و مقابله با حملات اعراب در ماه می؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ شرح جزئیات «کشف طومارها» توسط ترور در مجلۀباستان‌شناسان</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">شمارة ۱۱؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار بخشی از طومارها توسط ﭘروفسور سوکنیک و شناسایی اسنی‌ها به‌عنوان نویسندگان طومارها؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ شروع جست‌وجو و حفاری توسط هاردینگ (G.L. Harding)، رئیس مرکز باستان‌شناسی اردن.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۴۹</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ دادن اجازة حفاری از سوی هاردینگ به پدر رولان دِوو (Roland Gu′erin de Vaux)، کشیش دومینیکن فرانسوی و رئیس مدرسة الاهیاتی کاتولیک فرانسوی در اورشلیم، جهت جست‌وجو در غار۱، جایی که هفت طومار اولیه ﭘیدا شده بودند؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ کشف طومارهای دیگر به‌خصوص نسخة اصلی یوئیل و عهد لاوی در ماه فوریه؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ آوردن چهار طومار به آمریکا توسط اسقف سموئیل برای فروختن آنها جهت کمک به ﭘناهندگان فلسطینی و اعلام فروش آنها در مجلة باستان‌شناسان شماره ۱۲.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۵۰</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار دیدگاه دانشمند فرانسوی آندره دوﭘونت سامر (Andre Dupont-Sommer) دربارۀ طومارهای بحرالمیت، مبنی بر اینکه آنها متعلق به فرقه اسنی‌ها بوده و احتمالاً در قسمتی از خرابه‌های قمران که هنوز تا آن زمان حفاری نشده بودند، نوشته شده‌اند؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ تاریخ‌شناس شک‌گرا، سولومون سَیْت‌لین (Solomon Zeitlin)، در فصلنامۀ یهودیان ادعای قدمت طومارها را رد کرد و آنها را جعلی خواند؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ دعوت آلبرایت از سیت‌لین در یک مجمع عمومی به منظور بحث دربارۀ صحت طومارها بر ﭘایۀ اسناد و مدارک؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار تصاویری از طومار اشعیا توسط ترور و ارائه تفسیری از طومار حبقوق (۱QpHab).</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۵۱</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشارمدرک ۱QS به‌عنوان دستورالعمل قوانین توسط باروس و برون‌لی(Burrows &amp; Brownlee)؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ فروش کلیه طومارهایی که فروشندة عتیقه از چوﭘان بدوی گرفته بود به هاردینگ؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ شروع حفاری در خربت قمران توسط دوو در ماه نوامبر؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ نمایش طومارهای کشف‌شده در موزۀ آمریکا.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۵۲</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"> ▪ کشف سی تکه طومار از غار شمارة ۲ توسط یک چوﭘان بیابانگرد شامل طومار بن‌سیراخ و یوئیل به عبری اصلی در ماه فوریه؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ عملیات حفاری توسط گروه ASOR در غارها و کشف طومار مسی در ماه مارس؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ فروش تکه‌های بسیاری از طومارهای غارهای دیگر توسط فروشندة عتیقه به دوو در ماه سپتامبر؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ تلاش اتحادیۀ اردن برای کسب سرمایه از دانشگاه‌ها و موزه‌‌های خارجی جهت خرید طومارهای بیشتر؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ کشف غار شمارۀ ۴ توسط دوو در ۱۸۰ متر دورتر از خرابه‌های قمران؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ کشف نسخه‌های مدرک دمشق از غارهای شمارۀ ۵ و ۶.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۵۳</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ گزارش دوو به دانشگاه بریتانیا دربارۀ کشفیات قمران و تأیید نظریات دوﭘونت سامر مبنی بر اینکه طومارها توسط اسنی‌ها نوشته شده‌اند؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ گردآوری گروهی متشکل از هشت دانشمند توسط هاردینگ در شرق اورشلیم به منظور بررسی و مطالعه بر روی طومارها تحت سرﭘرستی دوو: فرانک مور کراس و ﭘاتریک زِهان (Frank Moore Cross &amp; Patrick Skehan) از آمریکا، جان الگرو و جان اِستراگنل (John Allegro &amp; John Strugnell) از انگستان، دومینیک بارتلمی و ژان استارکی (Dominique Barthelemy &amp; Jean Starcky) از فرانسه، کِلاوس هونوهونسیگر (Claus Hunno Hunziger) از آلمان، جوزف میلیک (Josef T. Milik) از لهستان.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۵۴</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ خرید ﭘنهانی چهار طومار از اسقف سموئیل توسط ییگائیل یَدین (Yigael Yadin)، ﭘسر سوکنیک در آمریکا به مبلغ ٢۵٠٠٠٠ دلار؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ بازنگری و تصحیح تکه‌های مدارک صدوقیان توسط چیم رابین (Chaim Rabin) از دانشگاه آکسفورد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۵۵</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ بازگشت یدین به اسرائیل جهت یکی‌کردن هفت طومار در ماه فوریه؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار مقاله‌ای توسط ادموند ویلسون (Edmund Wilson) منتقد ادبی در مجلۀ نیویورک ﭘیرامون مطالعات دوﭘونت سامر و ادعای اینکه مسیحیان شخصیت عیسی را از <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%85-%d8%b1%d8%b3%d8%aa%da%af%d8%a7%d8%b1%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with معلم رستگاری">معلم رستگاری</a> برداشت کرده‌اند؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار طومارهای کشف‌شده از غار شمارۀ یک توسط بارتلمنی و میلیک؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ کشف غارهای ۷ تا ١٠ در جنوب قمران؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ کمک گرفتن الگرو از دوستانش در دانشگاه منچستر انگستان برای بازکردن طومار مسی و ارسال رونوشت‌های بسیار از گنجینۀ دوو.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۵۶</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اعلام عمومی کشف طومار مسی و فهرست گنجینه‌های‌گرانبهای آن توسط الگرو؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اعلام افسانه‌بودن گنج طومار مسی توسط دوو و هاردینگ به دانشگاه فرانسه به دلیل عدم‌هماهنگی آن با اقتصاد اشتراکی فرقه اسنی‌ها؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار مقاله‌ای توسط رابین و اعلام اینکه طومار مسی به وسیله زیلوت‌ها نوشته شده است؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اعلام کشف طومارها توسط الگرو در BBC و این ادعا که فرقۀ قمران صاحب مسیحایی بودند که بر صلیب دوخته شده است و مسیحیان این داستان را از آنان به امانت گرفته‌اند؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ارسال نامه توسط دوو، میلیک، استارکی، زِهان و استراگنل به مجلۀ تایمز لندن و دعوت از الگرو به مباحثه؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ عقب نشینی الگرو از ادعای خویش و اعلام اینکه اظهاراتش بیشتر مبتنی بر فرضیات بوده است تا مدارک به دست‌آمده؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ گشوده‌شدن اﭘوکریفای ﭘیدایش (Genesis Apocryphon) در دانشگاه عبری و انتشار آن توسط یدین؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اتمام تصویربرداری و تکمیل بازسازی تکه‌های طومارها از غار شمارۀ ۴ توسط گروه دوو؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ فروش هفت طومار توسط چوﭘان بدوی به دلال عتیقه از غار شمارۀ ۱۱ و فروش شش تای آن به موزۀ باستان‌شناسی فلسطین و فروش آنها توسط این موزه به مؤسسات آمریکایی و اروﭘایی.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۵۷</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اعلام نظریۀ دانشمند یهودی، سیسیل راث (Cecil Roth) تحت عنوان «حل راز طومارها» مبنی بر اینکه نویسندگان طومارها ﭘیروان مناخیم (Menahem)، رهبر زیلوت‌ها بودند که در اورشلیم توسط دیگر شورشیان در ۶٨ق.م. کشته شده بود؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار ترجمۀ انگلیسی از سیزده نسخۀ مکشوف از غار شمارۀ ۱ توسط تئودور گستر (Theodor H. Gaster) از دانشگاه کلمبیا و اعلام اینکه طومارها نشان‌دهندۀ فضای دینی و فرهنگی زمانی است که یوحنای معمدان رسالت خویش را انجام می‌داد و عیسی در آن فضا ﭘرورش یافته است و اینکه عقاید دینی آن فضا بستر بسیار مناسبی برای رشد و نمو عهد جدید بوده است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۵۶</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ترک گروه تحقیق توسط هونسیگر و تحویل طومارها به موریس بایه (Maurice Baillet) از جانب دوو؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ﭘایان یافتن حفاری‌های دوو در خربت قمران.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۵۹</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ بازگشت الگرو به فلسطین و آغاز تحقیقات خویش برای ﭘیدا کردن گنجینه طومار مسی بدون موفقیت؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ارائۀ مدارک مستند باستان‌شناسی و تاریخی مبتنی بر علم شناسایی خطوط باستانی توسط دوﭘونت سامر که نظریۀ قدیمی خاستگاه طومارها را تأیید می‌نمود (فرقۀ قمران = فرقۀ اسنی‌ها)؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اعلام نظریۀ میلیک پس از ده سال مطالعه بر روی کشفیات قمران در بیابان‌های اردن، مبنی بر اینکه آخرین بازماندگان فرقۀ اسنی‌ها ویژگی‌های جنگ‌طلبانة زیلوت‌ها را داشتند؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار ترجمۀ طومار مسی توسط میلیک بدون اشاره به استفادۀ وی از ترجمۀ الگرو.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۶۰</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ چاﭖ کتاب الگرو با عنوان گنج طومار مسی با تصاویر غیرمجاز؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ درگذشت دکتر جان راکفلر، رئیس موزۀ باستان‌شناسی و ﭘایان حمایت‌های مالی از مطالعه بر روی طومارها؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اتمام رونویسی از طومارهای غار ۴ در ماه ژوئن؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتقال طومارها به مکان امن؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ تقسیم تصاویر ۵۷۴ نسخه در بین دانشمندان؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ به عهده گرفتن مسئولیت تصحیح طومار انجیلی از سوی کِراس و زِهان؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ تقبل مسئولیت بقیۀ طومارها از سوی میلیک و ِاستراگنل.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۶۱</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ بررسی کتاب الگرو دربارۀ طومار مسی توسط دوو و نادرست و مبهم خواندن آن؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ آگاه‌شدن یدین از اینکه دلال عتیقه هنوز بزرگ‌ترین طومار، کشف‌شده از غار شمارۀ ۱۱، را در دست دارد، اما عدم توافق در خرید آن.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۶۲</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ترجمۀ جدید انگلیسی از طومارهای بحرالمیت توسط گِزا وِرمز (Geza Vermes) و معرفی قمران به‌عنوان مرکز فرقۀ اسنی‌ها.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۶۳</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ادعای رِنگستورف (K.H. Rengstorf) از دانشگاه مونستر (Münster) مبنی بر اینکه خاستگاه طومارها کتابخانه معبد اورشلیم است؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ آغاز حفاری در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%d8%af%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسده">مسده</a> توسط یدین و کشف رونوشت‌هایی از بن‌سیراخ به عبری و سرودهای آیین قربانی سبّت در کنیسۀ مسّده که توسط زیلوت‌ها بنا شده بود. قبلاً نسخه‌هایی از این نوشته‌ها در غار شمارۀ ۴ قمران کشف شده بود.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۶۵</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"> ▪ انتشار نظریۀ دانشمند انگلیسی جی.آر. درایور (G.R. Driver) که صحت و درستی تفاسیر دوو و دوﭘونت را بر ﭘایۀ مدارک تاریخی و علم شناسایی خطوط باستانی تغییر می‌داد و از نظریۀ راث حمایت می‌کرد که خاستگاه فرقۀ اسنی‌ها را زیلوت‌ها متعلق، به یک قرن قبل از میلاد، مسیح می‌دانست؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ به نمایش‌گذاردن طومارهای غار شمارۀ ۱ و مدارک شورش بارکوخبا در موزۀ اورشلیم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۶۶</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار «داستان‌های ناگفته از طومارهای بحرالمیت» (The Untold Story of the Dead Sea Scrolls) در مجلۀ هارﭘرز (Harpers Magazine) توسط الگرو مبنی بر اجتناب عمدی دِوو از چاﭖ طومارها به علت ناسازگاری آنها با تعالیم مسیحیت؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اعتراض درایور و دیگر دانشمندان گروه عهد قدیم‌شناسی در مجلۀ تایمز لندن بر علیه الگرو؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ترغیب دولت اردن به ملی اعلام نمودن موزۀ باستان‌شناسی فلسطین از جانب الگرو.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۶۷</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ عدم همکاری دانشمندانی چون دوو، زهان، استارکی و میلیک با دولت اسرائیل، و در نتیجه متوقف‌شدن انتشار طومارها.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۷۰</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ سؤال گولب (Norman Golb) از دانشگاه شیکاگو، از مؤسسۀ ASOR که اگر همۀ طومارهای بحرالمیت به دست فرقۀ اسنی‌ها نوشته شده است، چرا مجوز بررسی طومارهای منتشرنشده صادر نمی‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۷۱</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ درگذشت آلبرایت و دوو.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۷۲</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ﭘیر بنوا (Pierre Benoit) از مدرسة دومینیکن‌های فرانسه رهبری گروه تحقیق را به عهده گرفت و قول همکاری با مسئولان اسرائیلی را جهت انتشار طومارها داد؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار مقاله‌ای توسط جو کالاگان (Jose O. Callaghan) اسپانیایی مبنی بر اینکه طومارهای یونانی به دست‌آمده از غار شمارۀ ۷ ملحقات کتاب‌های عهد جدید هستند که شامل مرقس ۶: ۵۲ـ۵۳ تیموتائوس ۳: ۱۶ـ۴: ۱ و یعقوب ۱: ۲۳ـ۲۴ می‌شود؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ توافق برای انتشار طومارها تحت عنوان اصلاح‌شدة «کشفیات در بیابان‌های یهودیه» (Discoveries in the Judean Desert) بدون توجه به قوانین قضایی‌سیاسی جدید.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۷۵</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار طومار حبقوق قمران بر ﭘایۀ آیین‌نامۀ عهد دمشق و قانون جامعه توسط متخصص شریعت یهودی، لاورنس شیفمان (Lawrence Schiffman).</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">1976</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار تکه‌های فراوانی از نسخة عبری کتاب خنوخ توسط میلیک و ادعای اینکه به دلیل عدم شباهت متون طومارها به بخش‌هایی از نسخۀ حبشی معلوم می‌گردد که عبارت «پسر انسان» (Son of Man) در متون حبشی بعدها به متون مسیحیان اضافه شده است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۷۷</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اخطار وِرمز دربارة رسوایی علمی در سی‌امین سالگرد کشف طومارهای بحرالمیت و درخواست تسریع در روند انتشار طومارها؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اعتراض اخلاقی دیوید نوئل فریدمن (David Noel Freedman)، نویسندۀ باستان‌شناس، به انحصاری‌بودن مطالعات در یک گروه کوچک و انتشار تفاسیر شخصی آنان.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۷۹</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار کتاب الگرو تحت عنوان طومارهای بحرالمیت و افسانۀ مسیحیت</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">(The Dead Sea Scrolls and the Christian Myth) و ادعای اینکه اناجیل دربردارندۀ داستان‌هایی افسانه‌ای دربارۀ عیسی، قهرمانی افسانه‌ای، است که بر ﭘایۀ «معلم رستگاری» ساخته شده‌اند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۸۰</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ درگذشت باروس و زهان؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">آغاز مطالعات اِمانوئل تاو و اِلیشا کیمرون (Emanuel Tov &amp; Elisha Qimron) اولین دانشمندان اسرائیلی‌ای که موفق به بررسی طومارها شدند؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ حمایت مالی الزابت بچتل (Elizabeth Bechtel) برای عکسبرداری مجدد از طومارها و تهیه یک مایکروفیلم از آن برای کتابخانۀ شخصی خودش.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۸۳</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار طومار معبد، کشف شده در غار شمارۀ ١١ توسط یدین؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار طلوع قمران: تورات فرقه‌ای و معلم ﭘرهیزگاری (The Dawn of Qumran: The Sectarian Torah and the Teacher of Righteousness) از سوی بِن‌زیون واچولدر (Ben Zion Wacholder) و اعلام اینکه طومارها توسط مخالفان صدوقیان اورشلیم نوشته شده‌اند؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار کتاب مکابیان، صدوقیان، مسیحیان و فرقه قمران توسط روبرت اَیزِنمان (Robert Eisenman) که ادعا می‌کرد طومارها را گروه کوچکی از بازماندگان صدوقیان نوشته‌اند و جنبش زیلوت‌ها، یوحنای معمدان و مسیحیت اولیه از این گروه به وجود آمده‌اند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۸۴</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"> ▪ دعوت از گولب برای ایراد سخنرانی در موزۀ راکفلر و بحث دربارۀ اینکه عدم‌وجود نامه‌های دستنویس و مدارک قانونی در طومارهای بحرالمیت نشان می‌دهد که آنها در قمران تألیف نشده‌اند؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اعلام خبر کشف نامۀ «معلم رستگاری به کاهن بدکار» در بین طومارهای غار شمارۀ چهار(۴QMMT) توسط استراگنل و کیمرون در خبرگزاری اورشلیم؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ درگذشت یدین و برونلی.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۸۶</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ دعوت استراگنل از شیفمان برای روشن‌کردن دستورالعمل آیینی (Ritual laws) در اعمال شریعت (Acts of Torah) (4QMMT) و ارسال عکس و نسخ خطی برای او؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار کتاب یعقوب عادل در تفسیر حبقوق (James the Just in the Habakkuk Pesher) توسط ایزنمان و این ادعا که معلم رستگاری عنوانی بوده است که به برادر عیسی که مخالف او بوده اطلاق می‌شده است؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ این ادعا که «مرد دروغگو» (The man of the Lie) عنوانی برای اشاره به پولس و «کاهن بدکار» (The Wicked Priest) عنوانی برای اشاره حنّان دوم بوده‌اند؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ دانشمند آلمانی، کارستن تید (Carsten Thiede) در مبحث نسخه‌های <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d9%86%d8%ac%db%8c%d9%84/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with انجیل">انجیل</a> اولیه مطرح می‌کند که شناسایی ۷Q5 به‌عنوان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d9%86%d8%ac%db%8c%d9%84/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with انجیل">انجیل</a> مرقس از سوی کالاگان مستلزم بررسی کامل گمانه‌زنی‌های جدید دربارۀ انشای اناجیل است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۸۷</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ درگذشت بنوئیت؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ الزابت بچتل اندکی قبل از مرگش مایکروفیلم شخصی خود از طومارها را به کتابخانۀ هانتینگتن (Huntington) اعطا می‌کند؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ برگزاری کنفرانس لندن توسط وِرمز در چهلمین سالگرد کشف طومارها و درخواست وی برای انتشار فوری کلیه نسخ خطی مکشوفه در قمران بدون هرگونه تفسیر، ترجمه و یا اضافات دیگری.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۸۸</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ درگذشت الگرو و استارکی؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ شناسایی دو تکه طومار از غار شمارۀ ۷ توسط دانشمند آلمانی ویلهلم نب (Wilhelm Nebe) به‌عنوان بخش‌هایی ازرسالۀ خنوخ به یونانی.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۸۹</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ موافقت آکادمی رویال هلند با انتشار دومین نسخۀ طومار معبد توسط واچولدر؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ارسال تصاویر طومارها و فهرستی از طومارهای چاﭖ‌نشده از جانب استراگنل برای واچولدر؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ٣۵٠٠٠٠ دلار کمک مالی آکسفورد برای تسریع در چاﭖ طومارها؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ درخواست ایزنمان از استراگنل برای دسترسی به تصاویر طومار عهد دمشق در غار ۴ و رد درخواست وی؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ درخواست هِرشِل شَنکس (Hreschel Shanks) نویسندۀ کتاب دیدگاه تاریخی انجیل (Biblical of Archaeological Review)، برای انتشار فهرست زمانی عملیات مطالعه بر روی طومارها و فریبکارانه‌خواندن ﭘاسخ استراگنل؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار نامه‌نگاری‌های استراگنل و ایزنمان توسط شنکس و بحث و جدل میان دانشمندان برای دسترسی به طومارها در روزنامۀ NY و روزنامه‌های دیگر در ماه سپتامبر؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ارسال تصاویر طومارها به طور غیرقانونی از طرف اسرائیل برای ایزنمان در ماه اکتبر.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۹۰</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار «نامه‌های هلاخایی جدید و خاستگاه فرقه بحرالمیت» (The New Halakhic Letter &amp; the Origins of the Dead Sea Sect) توسط شیفمان که ریشه و خاستگاه اسنی‌ها را فرقۀ تفرقه‌جوی صدوقی معرفی می‌کند. این فرقه زمانی که رهبر صدوقیان حکمرانی هسمونیان را پذیرفت، از اورشلیم دوری گزیدند؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار مقالۀ استراگنل در روزنامۀ اسرائیلی هاآرتص در ٩ نوامبر؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ایزنمان تصویر١۷٠٠ طومار را به مایکل وایز (Michael Wise)، متخصص طومارشناس در دانشگاه شیکاگو نشان داد، و او فوراً شروع به ترجمۀ آنها نمود؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ گماردن استارگنل به سرﭘرستی گروه مطالعه طومارها از جانب امانوئل تاو (Emanuel Tov) در ٣٠ دسامبر.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۹۱</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ رد درخواست واچولدر برای داشتن تصاویر بیشتری از طومارها.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ استفاده از فهرست منتشرنشدۀ استراگنل توسط مارتین ابگ (Martin Abegg)، دستیار واچولدر جهت ترجمۀ دوبارۀ طومارها از متون اصلی؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ آغاز کار گولب و وایز در مؤسسۀ شرق‌شناسی دانشگاه شیکاگو به منظور رمزگشایی از طومارهای غار شمارۀ ۴؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اعلامیۀ دانشگاه آکسفورد مبنی بر تهیۀ مجموعۀ کاملی از تصاویر طومارها و تشکیل همایش قمران تحت مدیریت ورمز در ماه ژوئن؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اعلام انتشار ترجمۀ کامپیوتری طومارها توسط واچولدر و ابگ با استفاده از فهرست منتشرنشدۀ استراگنل از سوی هرشل در ماه سپتامبر؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ صدور مجوز دانشگاه هانتیگتن برای تمامی دانشمندان دارای صلاحیت برای دسترسی به مایکروفیلم بچتل در ٢٢ سپتامبر؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اعلامیۀ صدور مجوز ادارۀ اشیای باستانی اسرائیل در ٢٢ اکتبر برای دسترسی به تصاویر اصلی طومارها برای دانشمندانی که متعهد شوند، یافته‌های خود را منتشر نکنند؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار تصاویر طومارهای بحرالمیت که توسط ایزنمان ویرایش و به وسیلة جیمز رابینسون (James M. Robinson) دوباره تصحیح شده بودند در ماه نوامبر؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ برگزاری همایش سالانۀ جمعیت ادبی کتاب مقدس (Society of Biblical Literature) در کانزاس‌سیتی در ٢۵ نوامبر و اعلام ﭘایان هرگونه ممنوعیت برای مطالعۀ طومارها از سوی تاو، مدیر گروه تحقیق طومارها به طوری که هر دانشمندی بتواند به تصاویر طومارها دسترسی داشته باشد و نتایج مطالعات خود را منتشر نماید.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۹۲</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ باربارا تیرینگ (Barbara Thiering) از دانشگاه سیدنی در مقالۀ «عیسی و راز طومارهای بحرالمیت» (Jesus &amp; the Riddle of the Dead Sea Scrolls) مطرح نمود که طومارها حاصل رقابت میان یوحنای معمدان (معلم ﭘرهیزگاری) و عیسی (مرد دروغگو) است؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار مقالۀ «طومارهای کشف‌نشدۀ بحرالمیت» (The Dead Sea Scrolls Uncovered) توسط ایزنمان و وایز که شامل رونوشت و ترجمۀ پنجاه تکه طومار بود.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۹۳</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ افتتاح نمایشگاه طومارهای بحرالمیت در کتابخانۀ کنگره (Library of Congress) توسط بنیان‌گذار ﭘروژۀ جودایکا.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۹۴</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار طومار اعمال شریعت (۴QMMT) توسط استراگنل و ادعای اینکه توسط معلم ﭘرهیزگاری نوشته شده است؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ارائۀ نظریۀ جدید شیفمان دربارة طومارهای بحرالمیت مبنی بر اینکه فرقۀ قمران گروهی از صدوقیان تندرو بودند؛ اما همانند گولب بر این مطلب تکیه داشت که بسیاری از طومارهای بحرالمیت گلچینی از منابعی هستند که در قمران تألیف نشده‌اند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اعلام کشف چهار غار در نزدیکی غار ۴ از جانب هنان اِشل (Hanan Eshel)، باستان‌شناس اسرائیلی؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ گزارش بروس سوکِرمان (Bruce Zuckerman) از عکس‌برداری با نور مادون قرمز و تهیه تصاویر دیجیتالی جهت بازسازی نسخ خطی و رفع نقاط ابهام در آنها و استفاده از تکنولوژی برای بازسازی متون طومارهای پوسیده.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۹۶</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ تأیید نظریۀ نب در تعیین تکه‌های یونانی طومارها از غار شماره ۷ به‌عنوان بخش‌هایی از خنوخ اول.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۹۷</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ استفادۀ اِرنست مور از اسکن کامپیوتری برای بازسازی تکه‌های طومار غار ۷ و تأیید نظریۀ نب در تعیین آن به‌عنوان خنوخ اول.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۹۸</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ارائة نظریه‌ای جدید که طومارهایی در قمران کشف شده بودند را از آثاری که از مناطق دیگر به دست آمده بودند، تفکیک می‌کرد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">گابریل بوکاچینی (Gabriele Boccaccini) حتی فراتر از نظریۀ فرقۀ اسنی‌ها رفت و قمران را نه تنها مرکز اسنی‌ها ندانسته؛ بلکه آنجا را گریزگاهی برای شاخۀ افراطی گروه اصلی اسنی‌ها، خنوخی معرفی کرد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۲۰۰۰</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"> ▪ ِاستیو ماسِن (Steve Mason) مطرح می‌کند که تعیین اسنی‌ها به‌عنوان نویسندگان طومارها رسمیت ندارد؛ زیرا تعاریف یوسفوس (مورخ یهوی‌باستان) را تحریف می‌کند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">فهرست فوق به‌وضوح اهمیت و ارزش طومارها را در مطالعة تاریخ مسیحیت و یهودیت نشان می‌دهد. در طول سالیان طولانی تفحص و تحقیق بر روی طومارها، نظریه‌های گونه‌گونی دربارة اینکه این طومارها متعلق به چه زمان و چه فرقه‌ای بوده‌اند ارائه شده است؛ ولی هنوز مباحثات و مطالعات بر روی آنها ادامه دارد و معماهای بسیاری حل‌نشده باقی مانده‌اند؛ به طوری که نمی‌توان با قطعیت دربارۀ خاستگاه طومارها سخن گفت. طومارهای مکشوف باورها و عملکردهای فرقه و ساختار جامعه‌ای را منعکس می‌کنند که به آن تعلق داشته‌اند. در این جامعه با قوانین و احکام شرعی‌ای روبه‌رو می‌شویم که منحصر به این فرقه بوده است، فرقه‌ای از جامعۀ یهودیان که در دورة معبد دوم روشی سخت و جدی برای زندگی انتخاب کرده بودند و به دیدگاه دینی اصول‌گرایانه‌ای اعتقاد داشتند که در نوع خود عجیب بود. اگرچه ظاهراً این اجتماع در مکان‌های مختلفی زندگی می‌کردند، اما به دلیل اینکه منبع اصلی اطلاعات دربارة آنها از کشفیات خرابه‌های قمران در نزدیکی ساحل شمال غربی بحرالمیت به دست آمده است، آنان را «فرقة قمران» خوانده‌اند. معرفی و بررسی اعتقادات و شیوۀ زندگی آنان نیازمند مقاله‌ای جداگانه است.</p>
<blockquote>
<p dir="rtl" align="right"><strong><span style="color: #800000;"> کتاب‌نامه</span></strong></p>
<p style="text-align: left;" dir="rtl" align="right">Baigent, Michael &amp; Leigh Richard (1997), The Dead Sea Scrolls Deception, Great Britain: CoRG Books Publ.</p>
<p style="text-align: left;" dir="rtl" align="right">Black, Matthew (1969), The Scrolls and Christianity, London: S.P.C.K.</p>
<p style="text-align: left;" dir="rtl" align="right">Burrows, Millar (1951), The Dead Sea scrolls, American School of Oriental Research.</p>
<p style="text-align: left;" dir="rtl" align="right">Campebell, Johnathan (1998), Dead Sea Scrolls, the Complete Story, Ulysses Press Berke.</p>
<p style="text-align: left;" dir="rtl" align="right">Collin, John Josef (1997), Seers, Sibyls and sages in Hellenistic-Roman Judaism, Leiden: The Netherlands.</p>
<p style="text-align: left;" dir="rtl" align="right">Graystone, Geoffrey (1956), The Dead Sea Scrolls and the originality of Christ, New York: Sheed &amp; ward.</p>
<p style="text-align: left;" dir="rtl" align="right">Jull, A. J. T. and others (1995), &#8220;Radiocarbon Dating of scrolls and Linen Fragments from the Judean Desert&#8221;, Radiocarbon 37.</p>
<p style="text-align: left;" dir="rtl" align="right">Licht, Jacob &amp; Feredrick Fyvie Bruce (1971), “Dead Sea Scrolls”, in: The Encyclopedia Judaica, vol. 5.</p>
<p style="text-align: left;" dir="rtl" align="right">Moore Cross Jr., Frank (1958), The Ancient Library of Qumran and Modern Biblical Studies, Doubleday, Garden City.</p>
<p style="text-align: left;" dir="rtl" align="right">Rowley, H. H. (1964), The Dead Sea Scrolls and The New Testament, London: S.P.C.K.</p>
<p style="text-align: left;" dir="rtl" align="right">Schiffman, Lawrence H. (2005), “Dead Sea Scrolls”, in: The Encyclopedia of Religion, Mirca Eliade (ed.) second edition, MacMillan Publ, vol. 4.</p>
<p style="text-align: left;" dir="rtl" align="right">Sommer, A. Dupont (1952), The Dead Sea Scrolls, tr. E. Margaret Rowley, Basil Blackwell Publ.</p>
<p style="text-align: left;" dir="rtl" align="right">Vermes, Geza (1965), The Dead Sea Scrolls in English, PenguinBooks Ltd.</p>
<p dir="rtl">
</blockquote>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #800000;"><strong>منبع : دانشگاه ادیان و مذاهب » طومارهای بحرالمیت » تاریخچه و منتخبی از نظریات » فاطمه هشترودی » کارشناس ارشد ادیان و عرفان تطبیقی.</strong></span></p>
<h2  class="related_post_title">نگاره های مرتبط:</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/jewish-religion/7396/%d8%b7%d9%88%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%ad%d8%b1-%d8%a7%d9%84%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%87/" title="طومارهای بحر المیت (دریای مرده)">طومارهای بحر المیت (دریای مرده)</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/christian/3732/%d8%b3%d9%87-%d9%85%d8%ba-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%86-%d9%85%db%8c%d9%84%d8%a7%d8%af-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/" title="رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح">رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/3060/%d8%b3%d9%84%d9%8a%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%88%d8%ac-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d9%8a%d8%b4/" title="سليمان در اوج افتخار خويش ">سليمان در اوج افتخار خويش </a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1937/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3-%d8%b9%d9%87%d8%af-%d9%82%d8%af%db%8c%d9%85-%d9%88-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-bible/" title="کتاب مقدس عهد قدیم و جدید Bible">کتاب مقدس عهد قدیم و جدید Bible</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/508/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c/" title="تاریخ باستان شناسی">تاریخ باستان شناسی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/china/423/%d9%85%d8%b0%d8%a7%d9%87%d8%a8-%d8%b9%d9%85%d8%af%d9%87-%da%86%db%8c%d9%86/" title="مذاهب عمده چین">مذاهب عمده چین</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/264/%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d8%af/" title="پاسارگاد">پاسارگاد</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/subject/191/%d8%af%d8%a7%db%8c%d8%b1%d9%87-%d9%88-%da%af%d8%b1%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%b5%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" title="ارتباط دایره و گربه در مصر باستان">ارتباط دایره و گربه در مصر باستان</a></li></ul><hr />

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/facebook.png">
<a href="http://www.facebook.com/Tarikhema.ir">«تاریخ ما» در فیس بوک</a>

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/feed.png">
<a href="http://feeds.feedburner.com/tarikhema">فید «تاریخ ما»</a>

<hr />
<p><small>© eni برای <a href="http://tarikhema.ir">تاریخ ما</a>, |
<a href="http://tarikhema.ir/religions/jewish-religion/7395/about-dead-sea-scrolls/">لینک نگاره</a> |
<br/>
</small></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarikhema.ir/religions/jewish-religion/7395/about-dead-sea-scrolls/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

<!-- Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: http://www.w3-edge.com/wordpress-plugins/

Page Caching using memcached (User is logged in)
Database Caching using memcached
Object Caching 17945/18306 objects using memcached

Served from: tarikhema.ir @ 2012-05-17 03:18:21 -->
