<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>تاریخ ما &#187; کتیبه ها و متون باستان</title>
	<atom:link href="http://tarikhema.ir/Subjects/subject/epigraph/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://tarikhema.ir</link>
	<description>گزیده ای از تاریخ تمدن ایران و دنیای باستان</description>
	<lastBuildDate>Sun, 12 Feb 2012 09:03:03 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<item>
		<title>کتیبه تاریخی بیستون، یادگار بزرگ داریوش</title>
		<link>http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/7745/behistun-inscription/</link>
		<comments>http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/7745/behistun-inscription/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 25 Dec 2011 09:46:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انی کاظمی</dc:creator>
				<category><![CDATA[هخامنشیان]]></category>
		<category><![CDATA[کتیبه ها و متون باستان]]></category>
		<category><![CDATA[آثار تاریخی کرمانشاه]]></category>
		<category><![CDATA[امپراطوری هخامنشی]]></category>
		<category><![CDATA[امپراطوری هخامنشیان]]></category>
		<category><![CDATA[بیستون]]></category>
		<category><![CDATA[بیستون کرمانشاه]]></category>
		<category><![CDATA[ترجمه بیستون]]></category>
		<category><![CDATA[ترجمه کتیبه بیستون]]></category>
		<category><![CDATA[سلسله هخامنشی]]></category>
		<category><![CDATA[هخامنشی]]></category>
		<category><![CDATA[هخامنشی ها]]></category>
		<category><![CDATA[پايگاه دائمي پژوهشي بيستون]]></category>
		<category><![CDATA[کتیبه]]></category>
		<category><![CDATA[کتیبه بزرگ داریوش]]></category>
		<category><![CDATA[کتیبه بیستون کرمانشاه]]></category>
		<category><![CDATA[کتیبه داریوش]]></category>
		<category><![CDATA[کرمان شاه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarikhema.ir/?p=7745</guid>
		<description><![CDATA[در ۳۰ کیلومتری شرق کرمانشاه و در ارتفاع صد متری بر روی صخره ای داریوش کتیبه مشهور خود را حک کرده است که تا سال ۱۸۳۵ کسی از راز آن آگاه نبود . چشمه بیستون محل اطراق کاروانها در دورانهای مختلف بوده است برای همین کسان زیادی کتیبه داریوش را دیده اند و شرحی از [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img class=" aligncenter" title="داریوش در کتیبه بیستون" src="http://tarikhema.ir/images/2011/12/DARIUSH_THE_GREAT_KERMANSHAH_BISETOON.jpg" alt="DARIUSH THE GREAT KERMANSHAH BISETOON کتیبه تاریخی بیستون، یادگار بزرگ داریوش | تاریخ ما Tarikhema.ir"  /></p>
<p style="text-align: justify;">در ۳۰ کیلومتری شرق کرمانشاه و در ارتفاع صد متری بر روی صخره ای داریوش <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%aa%db%8c%d8%a8%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کتیبه">کتیبه</a> مشهور خود را حک کرده است که تا سال ۱۸۳۵ کسی از راز آن آگاه نبود . چشمه <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%db%8c%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with بیستون">بیستون</a> محل اطراق کاروانها در دورانهای مختلف بوده است برای همین کسان زیادی <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%aa%db%8c%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%88%d8%b4/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کتیبه داریوش">کتیبه داریوش</a> را دیده اند و شرحی از آن را در سفرنامه ها یا خاطراتشان گفته اند . از <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%82%d8%af%db%8c%d9%85%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with قدیمی">قدیمی</a> ترین آثار درباره این نوشته ، گفته های دیودورسس سیسیلی است که در قرن اول پیش از میلاد این حجاری را به الهه سمیرامیس و صد نیزه داری که اطرافش را گرفته اند نسبت داده و گفته است بدستور سمیرامیس در زیر نقش برجسته نوشته ای با حروف سریانی نقل کرده اند دیودور با تکیه بر نوشته کتزیاس چنین آورده است که صخره مکان مقدسی بوده و به زئوس خدای بزرگ یونانیان تعلق داشته است .</p>
<p><img class=" aligncenter" src="http://www2.sso.ir/image/image_gallery?img_id=4764" alt=" کتیبه تاریخی بیستون، یادگار بزرگ داریوش | تاریخ ما Tarikhema.ir" img_id=4764" title="کتیبه تاریخی بیستون، یادگار بزرگ داریوش | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: justify;">ایزیدور خاراکسی جغرافی نویس <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with باستان">باستان</a> درباره راه کاروان رویی که از شرق <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d9%84/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with بابل">بابل</a> تا مرزهای خاوری امپراطوری روم کشیده شده شرحی نوشته و در آن <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%db%8c%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with بیستون">بیستون</a> را باپتانا در ناحیه ، کامبادنا نامیده است و می نویسد در باپتانا نوشته و تصویری از سمیرامیس است . و با وجود اختلاف نام <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%db%8c%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with بیستون">بیستون</a> با باپتانا که ایزیدور از آن یاد کرده در یکی بودن آنها کمتر می توان تردید داشت چون در <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%aa%db%8c%d8%a8%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کتیبه">کتیبه</a> ، داریوش از ناحیه کامپادنا در سرزمین ماد در محل <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%aa%db%8c%d8%a8%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کتیبه">کتیبه</a> نام برده شده است .</p>
<p style="text-align: justify;">ابن حقول آنرا نقش مکتب خانه ای می داند که معلم برای تنبیه شاگردانش تسمه ای در دست دارد . گاردان جهانگرد فرانسوی در سال ۱۷۹۴ این نقش را پیکره دوازده حواری مسیح دانست ، و تصویر فروهر را به مسیح نسبت داد . پورتر در سال ۱۸۱۸ حدس زد که این نقش ها پیکره شلم نصر و دو سردار و ده سبط ( قبیله ) اسرائیل است که به اسارت افتاده اند . خطر صعود از کوه مانع از آن می شد که کسی به کتیبه نزدیک شود . پورتر تا نیمه راه صعود کرد و طرحی از پیکره ها کشید . او درباره خطر بالا رفتن از کوه می گوید &#8221; هیچ زمانی بدون بیم مرگ از آنجا نمی توان بالا رفت &#8221; . بالاخره در سال ۱۸۳۵ اولین کسی که این صخره را در نوردید راولینسون انگلیسی بود که از ستون اول متن فارسی <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with باستان">باستان</a> نسخه برداری کرد . او افسر انگلیسی مأمور تربیت سربازان شاهی در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران">ایران</a> بود ولی به علت اختلافی که بین دولت <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران">ایران</a> و انگلیس پیش آمده بود راولینسون مجبور شد <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران">ایران</a> را ترک کند . اما در سال ۱۸۴۴ بعد از شرکت در جنگ افغانها (جنگ افغانستان ) مجدد به <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران">ایران</a> آمد و بقیه متن فارسی باستان را رونویسی کرد و از ترجمه ایلامی آن که سکایی ، مادی و شوشی جدید نیز خوانده شده نسخه برداری کرد . مطالعات وی در سال ۱۸۵۷ مورد توجه انجمن آسیایی پادشاهی لندن واقع گردید و به این ترتیب راز کتیبه بیستون گشوده شده . کار راولینسون سبب شد تا این کتیبه مورد توجه دانشمندان زیادی قرار گیرد از جمله پروفسور ویلیام جکسن از دانشگاه کلمبیا که در سال ۱۹۰۳ از آنجا دیدن کرد و مطالعاتی بر روی کتیبه انجام داد که بیشتر تصحیح کار راولینسون بود .</p>
<p><img class=" aligncenter" src="http://tarikhema.ir/images/2011/12/kdaryoosh_2s.jpg" alt="kdaryoosh 2s کتیبه تاریخی بیستون، یادگار بزرگ داریوش | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="کتیبه تاریخی بیستون، یادگار بزرگ داریوش | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: justify;">در سال ۱۹۰۴ اولین عکسها توسط لینگ و تامپسون برای موزه بریتانیا گرفته شد و مطالعات مفصل تری در ادامه کار راولینسون انجام شد . سپس در سال ۴۹-۱۹۴۸ ژرژکامرون کتیبه را مجدداً و به طور کامل مورد مطالعه قرار داد . کامرون راه کوچکی را که سابقاً برای رسیدن به نقوش و کتیبه ها در سنگ تراشیده بودند پیدا کرد و کتیبه دیگری را که در طرف راست واقع است و تا آن زمان نسخه برداری نشده بود نسخه برداری کرد که معلوم شد ادامه کتیبه ایلامی است ضمناً کامرون یک قالب تهیه کرد که هم اکنون در دانشگاه میشیگان است . نتیجه مطالعات این دانشمند در مورد کتیبه بیستون این بود که دارای سه نوع <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ae%d8%b7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with خط">خط</a> فارسی باستان ، ایلامی نو ، بابلی نو یا اکدی می باشد و پس از رمزگشایی فارسی باستان فهمیده شد که تصاویر به داریوش و دو سردارش و ده شورشگر که در اوایل سلطنت او قیام کرده بودند تعلق دارد و شرح سرکوب این یاغیان می باشد .</p>
<p><img class=" aligncenter" src="http://tarikhema.ir/images/2011/12/kdaryoosh_3s.jpg" alt="kdaryoosh 3s کتیبه تاریخی بیستون، یادگار بزرگ داریوش | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="کتیبه تاریخی بیستون، یادگار بزرگ داریوش | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<blockquote>
<ul>
<li><span style="color: #800000;"><strong>مشخصات ظاهری کتیبه بیستون : </strong></span></li>
</ul>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">این کتیبه یکی از معتبرترین و مشهورترین سندهای تاریخی جهان است . زیرا مهمترین نوشته میخی زمان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هخامنشی">هخامنشی</a> است . مجموعاً سطحی که این کتیبه در برگرفته به طول ۵/۲۰ ( بیست متر و پنجاه سانتیمتر ) و عرض ۸۰/۷ ( هفت متر و هشتاد سانتیمتر ) می باشد . برای آسان شدن توضیحات ، کتیبه را در دو بخش مورد بررسی قرار می دهیم .</p>
<blockquote>
<ul>
<li><span style="color: #800000;"><strong>بخش اول : نقوش </strong></span></li>
</ul>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">نقش های این اثر تاریخی بر سطحی به طول ۶ متر و عرض یا ارتفاع ۳ متر و ۲۰ سانتی متر حجاری شده است و شامل تصویر داریوش و کماندار و نیزه دار شاهی و ۱۰ تن شورشگر است که یک تن در زیر پای داریوش و ۹ تن دست بسته در مقابل او قرار دارند و سرهایشان بجز نفر اول بوسیله طنابی بهم وصل شده است و هرکدام لباس مخصوص کشور خود را بر تن دارند که آنها را از دیگری متمایز می سازد و بر بالای سر هرکدام نوشته ای است که نام شورشگر و محل شورش را معلوم می کند . اندازه قد هشت تن از اینان ۱۲۶ سانتیمتر و آخرین نفر که سکونخا نام دارد با کلاهش ۱۷۸ سانتیمتر می باشد . در این مجموعه شاه با چهره اصلی و با اندازه حقیقی یعنی ۱۸۱ سانتیمتر نشان داده شده ، پای چپ و کمان او که در دست چپش قرار دارد بر بدن گئوماتا که زیر پای او به حال تضرع افتاده ، نهاده شده و دست راست پادشاه به نشانه پرستش به سوی فروهر بلند شده است . فروهر که نماد اهورامزدا است روبروی پادشاه قرار دارد و حلقه ای در دست چپ گرفته و دست راست خود را مانند پادشاه بلند کرده است این حرکت ظاهراً علامت دعای خیر است . یک ستاره هشت پر درون دایره بالای کلاه تقریباً استوانه ای شکل فروهر دیده می شود که همین نقش هم در تاج کنگره دار زیبایی که بر سر داریوش است ، دیده می شود . شاید بدین وسیله داریوش اهورائی بودن خود را نشان می دهد . پشت سر داریوش کماندار و نیزه دار شاهی ایستاده اند . شاه و افسرانش همگی یکنوع لباس بلند پارسی در بر و کفش سه بندی مشابهی به پا دارند . ولی سربندی که بر سر افسران است از لحاظ تزئین با تاج داریوش تفاوت دارد . ریش مستطیل شکل شاه نیز طبق معمول از ریش کوتاه سایرین متمایز است و همین بخش مستطیل ریش ، الحاقی است یعنی از تکه سنگ جداگانه ای ساخته شده و سپس با مهارت بسیار به چهره داریوش متصل شده است . در تصاویر فروهر و شاه و دو افسرش ، در هر دو مچ دستبند وجود دارد . این دقت و ظرافت در تیردان و بند آن و منگوله های متصل به نیزه و ریش و سربند افسران شاهی هم بکار رفته است . گئوماتا تنها اسیری است که کفش بندی به پا دارد و بقیه اسیران پابرهنه هستند . بر سطح حجاری شده ۱۱ کتیبه کوچک هست .</p>
<p><img src="http://tarikhema.ir/images/2011/12/52549-13320.jpg" alt="52549 13320 کتیبه تاریخی بیستون، یادگار بزرگ داریوش | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="کتیبه تاریخی بیستون، یادگار بزرگ داریوش | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<blockquote>
<ul>
<li><span style="color: #800000;"><strong>بخش دوم : خطوط </strong></span></li>
</ul>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">موقعیت این خطوط نسبت به نقوش چنین است . در زیر نقش ها خطوط فارسی باستان در ۵ ستون به طول ۲۳/۹ ( نه متر و بیست و سه سانتیمتر ) و عرض یا ارتفاع ۶۳/۳ متر ( سه متر و شصت سانتیمتر ) و ۴۱۴ سطر قرار دارد .</p>
<p style="text-align: justify;">در دست راست کنار نقوش یک بخش کتیبه ایلامی به طول ۶۰/۵ ( پنج متر و شصت سانتیمتر ) و عرض یا ارتفاع ۷۰/۳ قرار دارد و بقیه این کتیبه در سمت چپ در امتداد خطوط فارسی باستان به طول ۶۷/۵ و عرض ۶۳/۳ متر و کلاً ۵۹۳ سطر در هشت ستون قرار دارد .</p>
<p style="text-align: justify;">کتیبه اکدی ( بابلی ) در قسمت بالای کتیبه سمت چپ ایلامی قرار دارد با طول یا ارتفاع چهار متر (۴) و عرض از قسمت بالا ۵۲/۲ و در قسمت پایین ۳۱/۲ این کتیبه به شکل ذوزنقه می باشد و در ۱۱۲ سطر می باشد .</p>
<p style="text-align: justify;">مجموع خطوط و نقوش برابر با ۱۲۰ متر مربع است .</p>
<p><img class=" aligncenter" src="http://tarikhema.ir/images/2011/12/kdaryoosh_9s.jpg" alt="kdaryoosh 9s کتیبه تاریخی بیستون، یادگار بزرگ داریوش | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="کتیبه تاریخی بیستون، یادگار بزرگ داریوش | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<blockquote>
<ul>
<li><span style="color: #800000;"><strong>مطالب موجود در <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%aa%db%8c%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%88%d8%b4/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کتیبه داریوش">کتیبه داریوش</a> : </strong></span></li>
</ul>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;"><a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b4/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کوروش">کوروش</a> در خیال لشکرکشی به مصر بود که کشته شد و پسرش کمبوجیه بر تخت سلطنت نشست و برای تحقق بخشیدن به آرزوی پدر رهسپار مصر شد . اما قبل از عزیمت برادر و رقیب خود بردیا را از بیم آنکه مبادا در غیاب او به تخت سلطنت بنشیند ، مخفیانه کشت . او با حمله به مصر قلمرو امپراطوری خویش را گسترش داد . از شواهد چنین بر می آید که او بر خلاف <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b4/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کوروش">کوروش</a> برای عقاید ملتها و کسانی که تحت سلطه اش بودند ، ارجی قائل نبود و از فرزانگی و درایت پدر بهره چندانی نبرده بود . چنانکه پس از شکست قرطاجنه ( از مستعمرات فینیقی ها ) که علت آن سر باز زدن ناویان ناوگانهای <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران">ایران</a> ( که همه از مردم فینیقیه بودند ) بود . کمبوجیه گذشت و سیاست پدر را فراموش کرد و در برابر همه ، مصریان را ریشخند کرد با خنجرش گوساله مقدس مصریان آپبس راکه می پرستیدند از پای در آورد و جسدهای مومیایی شده پادشاهان را از گورها بیرون کشید . معابد را با پلیدی آلود و فرمان داد تا بتهایی را که در آنها بودند بسوزانند و این شامل خارجیها نبود چنانکه در زمان بیماری های خود که شاید نوبه های صرعی بوده خواهر و همسر خود رکسانا را کشت. پسر خود پراک اسپیس را به تیر زد و دوازده تن از بزرگان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران">ایران</a> را زنده بگور کرد .</p>
<p><img class=" aligncenter" src="http://tarikhema.ir/images/2011/12/kdaryoosh_8s.jpg" alt="kdaryoosh 8s کتیبه تاریخی بیستون، یادگار بزرگ داریوش | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="کتیبه تاریخی بیستون، یادگار بزرگ داریوش | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: justify;">شاید بدلیل جو خفقان و ایجاد حکومت مطلقه بود که میزان نارضایتی مردم و سران کشور زیاد شده بود و دشمنانی که در زمان <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b4/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کوروش">کوروش</a> به علت اقتدار و سیاستش ناچار سکوت کرده بودند اکنون با دوگانگی و ضعفی که در حکومت وجود داشت سر به شورش برداشتند . گئومات مغ که از روحانیون دربار بود و از راز کشته شدن بردیا نیز اطلاع داشت فرصت را غنیمت شمرد و در غیاب کمبوجیه که حدود سه سال در مصر بود ، علم این قیامها را برافراشت . گئومات از نژاد ماد بود و کشورداری و شاهنشاهی این نژاد بدست <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b4/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کوروش">کوروش</a> انقراض یافته بود . گئومات از زمان به تخت نشستن تا زمان سرکوبیش حدود ۷ ماه بر ایران حکومت راند . او مالیات سه سال را به مردم بخشید و در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%af%db%8c%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with دین">دین</a> اصلاحاتی بوجود آورد ، برای همین معابد موجود را ویران کرد .</p>
<p style="text-align: justify;">بر طبق کتیبه بیستون خبر شورش گئومات که به کمبوجیه رسید . قصد بازگشت به ایران کرد ولی در بین راه خود را کشت و داریوش که از نوادگان هخامنش و همچنین از سرداران محافظ کمبوجیه بود حکومت را بدست گرفت . ده یاغی که بر کتیبه بیستون حجاری شده اند نشان دهنده ده شورش است که توسط داریوش تا یکسال و نیم – دو سال پس از شاهیش سرکوب شده اند .</p>
<blockquote>
<ul>
<li><span style="color: #800000;"><strong>متن کتیبه داریوش بزرگ شاهنشاه <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هخامنشی">هخامنشی</a> </strong></span></li>
</ul>
</blockquote>
<p>چون برای احراز شاهی در زمان قدیم شاهزاده بودن امتیاز بزرگی محسوب می شود ، داریوش کتیبه اش را با معرفی خود آغاز می کند و اصالت نژادیش و اینکه شایستگی شاهی را دارد اثبات می کند و می گوید :</p>
<blockquote><p><strong>ستون ۱ </strong></p></blockquote>
<p style="text-align: justify;">بند ۱ – من داریوش ، شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه در پارس ، شاه کشورها ، پسر ویشتاسب ، نوه ارشام هخامنشی .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۲ &#8211; داریوش شاه گوید : پدر من ویشتاسب ، پدر ویشتاسب ارشام ، پدر ارشام آریامن ، پدر آریامن چیش پیش ، پدر چیش پیش هخامنش .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۳ &#8211; داریوش شاه گوید : بدین جهت ما هخامنشی خوانده می شویم [ که ] از دیرگاهان اصیل هستیم . از دیرگاهان تخمه ما شاهان بودند .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۴ – داریوش شاه گوید: ۸ [ تن ] از تخمه من شاه بودند . من نهمین [ هستم ] ما ۹ [ تن ] پشت اندر پشت ( در دو شاخه ) شاه هستیم .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۵ – داریوش شاه گوید : به خواست اهورا مزدا من شاه هستم . اهورا مزدا شاهی را به من داد .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۶ – داریوش شاه گوید : این [ است ] که از آن من شدند به خواست اهورا مزدا من شاه آنها بودم . پارس ، عیلام ، <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d9%84/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with بابل">بابل</a> ، آشور ، عرب ، مودرای ( مصر ) ، اهل دریا ( فینیقیها ) ، سارد ( لیدی ) ، یونان ( یونانی های ساکن آسیای صغیر ) ، ماد ، ارمنستان ، کپدوکیه ، پرثو ، زرنگ ( سیستان ) ، هرئی و( هرات ) ، باختر ( بلخ ) ، سغد ، گندار ( دره کابل ) سک ( طوایف بین دریاچه آرال و دریای مازندران ) ، ثت گوش ( دره رود هیرمند ) ، رخج ( قندهار ) ، مک ( مکران و عمان ) جمعاً ۳۲ کشور .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۷ – داریوش شاه گوید : این [ است ] کشورهایی که از آن من شدند . به خواست اهورامزدا بندگان من بودند . به من باج دادند . آنچه از طرف من به آنها گفته شد ، چه شب ، چه روز همان کرده شد .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۸ – داریوش شاه گوید : در این کشورها مردی که موافق بود او را پاداش خوب دادم آنکه مخالف بود اورا سخت کیفر دادم . به خواست اهورا مزدا این کشورهایی [ است ] که بر قانون من احترام گذاشتند . آن طوری که به آنها از طرف من گفته شد همانطور کرده شد .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۹ – داریوش شاه گوید : اهورا مزدا مرا این پادشاهی داد . اهورا مزدا مرا یاری کرد تا این شاهی بدست آورم . به یاری اهورا مزدا این شاهی را دارم .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۱۰ – داریوش شاه گوید : این [ است ] آنچه به وسیله من کرده شد پس از اینکه شاه شدم . کمبوجیه نام پسر کوروش از تخمه ما او اینجا شاه بود . همان کمبوجیه را برادری بود بردی نام هم مادر [ و ] هم پدر با کمبوجیه . پس از آن کمبوجیه آن بردی را بکشت ، به مردم معلوم نشد که بردی کشته شده . پس از آن کمبوجیه رهسپار مصر شد ، مردم نا فرمان شدند . پس از آن دروغ در کشور بسیار شد هم در پارس ، هم در ماد ، هم در سایر کشورها .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۱۱ – داریوش شاه گوید : پس از آن مردی مغ بود گئومات نام . او از پ ئیشی یا وودا ( پی شیاووادا ) برخاست . کوهی [ است ] ارکدیش ( ارکادری ) نام . چون از آنجا برخاست از ماه وی یخن <strong>۱ </strong> چهارده روز گذشته بود . او به مردم چنان دروغ گفت [ که ] : من بردی پسر کوروش برادر کمبوجیه هستم . پس از آن مردم همه از کمبوجیه برگشته به سوی او شدند هم پارس ، هم ماد ، هم سایر کشورها . شاهی را برای خود گرفت . از ماه گرم پد <strong>۲ </strong>۹ روز گذشته بود آنگاه شاهی را برای خود گرفت . پس از آن کمبوجیه به دست خود مرد .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۱۲- داریوش شاه گوید : نبود مردی ، نه پارسی ، نه مادی ، نه هیچ کس از تخمه ما که شاهی را گئومات مغ باز ستاند . مردم شدیداً از او میترسیدند که مبادا مردم بسیاری را که پیش از آن بردی را شناخته بودند بکشت . بدان جهت مردم را می کشت که مبادا مرا بشناسند که من بردی پسر کوروش نیستم . هیچ کس یارای گفتن چیزی درباره گئومات مغ نداشت تا من رسیدم . پس از آن من از اهورا مزدا مدد خواستم . اهورا مزدا به من یاری ارزانی فرمود . از ماه باگادیش <strong>۳ </strong> ۱۰ روز گذشته بود . آنگاه من با چند مرد آن گئومات مغ و آنهایی را که برترین مردان دستیار [ او ] بودند کشتم . دژی سیک ی ووتیش <strong>۴ </strong> ، نام سرزمینی نی سای نام در ماد آنجا او را کشتم . شاهی را از او ستاندم . به خواست اهورا مزدا من شاه شدم . اهورا مزدا شاهی را به من داد .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۱۴ – داریوش شاه گوید : شاهی را که از تخمه ما برداشته شده بود آن را من برپا کردم . من آن را در جایش استوار نمودم . چنانکه پیش از این [ بود ] همان طور من کردم . من پرستشگاه هایی را که گئومات مغ ویران کرده بود مرمت نمودم . به مردم چراگاه ها و رمه ها و غلامان و خانه هایی را که گئومات مغ ستانده بود بازگرداندم . من مردم را در جایش استوار نمودم ، هم پارس ، هم ماد و سایر کشورها را . چنان که پیش از این [ بود ] آنچه را گرفته شده [ بود ] برگرداندم . به خواست اهورا مزدا من این را کردم . من کوشیدم تا خاندان ما را در جایش استوار نمایم چنان که پیش از این [ بود ] آن طور من کوشیدم به خواست اهورا مزدا تا گئومات مغ خاندان ما را برنگیرد .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۱۵ – داریوش شاه گوید : این [ است ] آنچه من کردم پس از آنکه شاه شدم .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۱۶ – داریوش شاه گوید : چون من گئومات مغ را کشتم پس از آن مردی آثرین ( آثرینا ) نام پسر او در خوزستان ( اووج ) برخاست . به مردم چنین گفت : من در خوزستان شاه هستم . پس از آن خوزیان نافرمان شدند . به طرف آن آثرین گرویدند . او در خوزستان شاه شد . و مردی بابلی ندئیت ب ئیر ( نیدنیتوبل ) نام پسر ائین ئیر او در بابل برخاست . چنین مردم را بفریفت [ که ] : من نبوکدرچرپسر نبتون ئیت هستم . پس از آن همه مردم بابلی به طرف آن ندئیت ب ئیر گرویدند . بابل نافرمان شد . او شاهی را در بابل گرفت .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۱۷ – داریوش شاه گوید : پس از آن من رهسپار بابل شدم به سوی آن ندئیت ب ئیر که خود را نبوکدرچر می خواند . سپاه ندئیت ب ئیر دجله را در دست داشت . آنجا ایستاد . و آب عمیق بود . پس از آن من سپاه را بر مشکها قرار دادم . پاره ای بر شتر سوار کردم . برای عده ای اسب تهیه کردم . اهورا مزدا به من یاری ارزانی فرمود به خواست اهورا مزدا دجله را گذشتیم . آنجا آن سپاه ندئیت ب ئیر را بسیار زدم . از ماه اثری یادی ی <strong>۵ </strong> ، ۲۶ روز گذشته بود .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۱۹ – داریوش شاه گوید : پس از آن من رهسپار بابل شدم . هنوز به بابل نرسیده بودم شهری زازان نام کنار فرات آنجا این ندئیت ب ئیر که خود را نبوکدرچر می خواند با سپاه بر ضد من به جنگ کردن آمد . پس از آن جنگ کردیم . اهورا مزدا به من یاری ارزانی فرمود . به خواست اهورا مزدا من سپاه ندئیت ب ئیر را بسیار زدم . بقیه به آب انداخته شد . آب آن را برد . از ماه انامک <strong>۶ </strong> ، ۲ روز گذشته بود که چنین جنگ کردیم .</p>
<p><img class=" aligncenter" src="http://tarikhema.ir/images/2011/12/kdaryoosh_1s.jpg" alt="kdaryoosh 1s کتیبه تاریخی بیستون، یادگار بزرگ داریوش | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="کتیبه تاریخی بیستون، یادگار بزرگ داریوش | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<blockquote><p><strong>ستون ۲ </strong></p></blockquote>
<p style="text-align: justify;">بند ۱ – داریوش شاه گوید : پس از آن ندئیت ب ئیر با سواران کم گریخت رهسپار بابل شد . پس از آن من رهسپار بابل شدم . به خواست اهورا مزدا هم بابل گرفتم هم ندئیت ب ئیر راگرفتم . پس از آن من ندئیت ب ئیر را در بابل کشتم .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۲ – داریوش شاه گوید : مادامی که من در بابل بودم این [ است ] کشورهایی که نسبت به من نافرمان شدند . پارس ، خوزستان ، ماد ، آشور ، مصر ، <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%be%d8%a7%d8%b1%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with پارت">پارت</a> ، مرو ، ثت گوش ، سکاییه .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۳ – داریوش شاه گوید : مردی ، مرتی ی نام پسر چین چی خری شهری گوگن کا نام در پارس آنجا ساکن بود . او در خوزستان برخاست . به مردم چنین گفت که من ایمنیش شاه در خوزستان هستم .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۴ – داریوش شاه گوید : آن وقت من نزدیک خوزستان بودم . پس از آن خوزیها از من ترسیدند . مرتی ی را که سرکرده آنان بود گرفتند و او را کشتند .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۵ – داریوش شاه گوید : مردی مادی فرورتیش نام در ماد برخاست . چنین به مردم گفت که : من خش ثرئیت از تخمه هوخشتر هستم . پس از آن سپاه ماد که در کاخ او [ بود ] نسبت به من نا فرمان شد به سوی آن فرورتیش رفت ( گرویدند ) او در ماد شاه شد .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۶ – داریوش شاه گوید : سپاه پارسی و مادی که تحت فرمان من بود آن کم بود . پس از آن من سپاه فرستادم . ویدرن نام پارسی بنده من او را سرکرده آنان کردم . چنان به آنها گفتم : فرا روید آن سپاه مادی را که خود را از آن من نمی خواند بزنید . پس از آن ، آن ویدرن با سپاه روانه شد ، چون به ماد رسید شهری ماروش نام در ماد آنجا با مادیها جنگ کرد . آن که سرکرده مادیها بود او آن وقت آنجا نبود اهورا مزدا مرا یاری کرد . به خواست اهورا مزدا سپاه من آن سپاه نافرمان را بسیار بزد . از ماه انامک ۲۷ روز گذشته بود . آنگاه جنگ ایشان در گرفت . پس از آن ، سرزمینی کمپند نام در ماد آنجا برای من بماند تا من به ماد رسیدم .</p>
<p><img class=" aligncenter" src="http://tarikhema.ir/images/2011/12/kdaryoosh_5s.jpg" alt="kdaryoosh 5s کتیبه تاریخی بیستون، یادگار بزرگ داریوش | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="کتیبه تاریخی بیستون، یادگار بزرگ داریوش | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: justify;">بند ۷ – داریوش شاه گوید : دادرشی نام ارمنی بنده من ، من او را فرستادم به ارمنستان ، چنین به او گفتم : پیش رو [ و ] آن سپاه نافرمان را که خود را از آن من نمی خواند بزن . پس از آن دادرشی رهسپار شد . چون به ارمنستان رسید پس از آن نافرمان گرد آمده به جنگ کردن علیه دادرشی فرارسیدند . دهی زوزهی نام در ارمنستان آنجا جنگ کردند . اهورا مزدا مرا یاری کرد . به خواست اهورا مزدا سپاه من آن سپاه نافرمان را بسیار بزد . از ماه ثورواهر <strong>۷ </strong>۸ روز گذشته بود چنین جنگ کرده شد .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۸ &#8211; داریوش شاه گوید : باز دومین بار نافرمانان گرد آمده به جنگ کردن علیه دادرشی فرا رسیدند . دژی تیگر نام در ارمنستان آنجا جنگ کردند . اهورا مزدا مرا یاری کرد . به خواست اهورا مزدا سپاه من آن سپاه نافرمان را بسیار بزد . از ماه ثورواهر ۱۸ روز گذشته بود آنگاه جنگ ایشان در گرفت .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۹ &#8211; داریوش شاه گوید : باز سومین بار نافرمانان گرد آمده به جنگ کردن علیه دادرشی فرا رسیدند . دژی اویما نام در ارمنستان آنجا جنگ کردند . اهورا مزدا مرا یاری کرد . به خواست اهورا مزدا سپاه من آن سپاه نافرمان را بسیار بزد .</p>
<p style="text-align: justify;">از ماه ثائیگرچی <strong>۸ </strong> ، ۹ روز گذشته بود آنگاه جنگ ایشان در گرفت . پس از آن دادرشی به خاطر من در ارمنستان ماند تا من به ماد رسیدم .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۱۰ &#8211; داریوش شاه گوید : پس از آن وامیس نام پارسی بنده من او را فرستادم ارمنستان و چنین به او گفتم : پیش رو [ و ] سپاه نافرمان که خود را از آن من نمی خواند آن را بزن . پس از آن وامیس رهسپار شد . چون به ارمنستان رسید پس از آن نافرمان گرد آمده به جنگ کردن علیه وامیس فرا رسیدند . سرزمینی ایزلا <strong>۹ </strong> نام در آشور آنجا جنگ کردند . اهورا مزدا مرا یاری کرد . به خواست اهورا مزدا سپاه من آن سپاه نافرمان را بسیار زد . از ماه انامک ۱۵ روز گذشته بود . آنگاه جنگ ایشان در گرفت .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۱۱ &#8211; داریوش شاه گوید : باز دومین بار نا فرمانان گرد آمده به جنگ کردن علیه وامیس فرا رسیدند . سرزمینی ااتی یار نام در ارمنستان آنجا جنگ کردند . اهورا مزدا مرا یاری کرد . به خواست اهورا مزدا سپاه من آن سپاه نافرمان را بسیار بزد . نزدیک پایان ماه ثورواهر آنگاه جنگ ایشان در گرفت . پس از آن وامیش برای من ( منتظر من ) در ارمنستان بماند تا من به ماد رسیدم .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۱۲- داریوش شاه گوید : پس از آن من از بابل بدر آمدم . رهسپار ماد شدم چون به ماد رسیدم شهری کوندروش نام در ماد آنجا فرورتیش که خود را شاه در ماد میخواند با سپاهی به جنگ کردن علیه من آمد پس از آن جنگ کردیم . اهورا مزدا مرا یاری کرد . به خواست اهورا مزدا سپاه آن فرورتیش را بسیار زدم . از ماه ادوکن ئیش <strong>۱۰ </strong> ۲۵ روز گذشته بود که چنین جنگ کرده شد .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۱۳ &#8211; داریوش شاه گوید : پس از آن ، فرورتیش با سواران کم گریخت . سرزمینی ری نام در ماد از آن سو روانه شد . پس از آن من سپاهی دنبال [ او ] فرستادم . فرورتیش گرفته شده به سوی من آورده شد . من هم بینی هم دو گوش هم زبان [ او ] را بریدم . و یک چشم [ او ] را کندم . بسته بر دروازه [ کاخ ] من نگاشته شد . همه او را دیدند . پس از آن او را در همدان دار زدم و مردانی که یاران برجسته [ او ] بودند آنها را در همدان در درون دژ آویزان کردم .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۱۴ &#8211; داریوش شاه گوید : مردی چی ثرتخم نام سگارتی او نسبت به من نافرمان شد . چنین به مردم گفت : من شاه در سگارتیه از تخمه هووخشتر هستم . پس از آن من سپاه پارسی و مادی را فرستادم تخمس پاد نام مادی بنده من او را سردار آنان کردم. چنین به ایشان گفتم : پیش روید سپاه نافرمان را که خود را از آن من نمی خواند آن را بزنید . پس از آن تخمیس پاد با سپاه رهسپار شد . با چی ثرتخم جنگ کرد . اهورا مزدا مرا یاری کرد . به خواست اهورا مزدا سپاه من آن سپاه نافرمان را بزد و چی ثرتخم را گرفت . [ و ] به سوی من آورد . پس از آن من هم بینی هم دو گوش [ او ] را بریدم و یک چشم [ او ] را کندم . بسته بر دروازه [کاخ ] من نگاهداشته شد . همه مردم اورا دیدند . پس از آن او را در اربل دار زدم .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۱۵- داریوش شاه گوید : این [ است ] آنچه به وسیله من در ماد کرده شد .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۱۶- داریوش شاه گوید : <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%be%d8%a7%d8%b1%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with پارت">پارت</a> و گرگان نسبت به من نافرمان شدند . خودشان را از آن فرورتیش خواندند . ویشتاسپ پدر من او در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%be%d8%a7%d8%b1%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with پارت">پارت</a> بود او را مردم رها کردند [ و ] نافرمان شدند . پس از آن ویشتاسپ با سپاهی که پیرو او بود رهسپار شد . شهری ویشپ ازاتی نام در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%be%d8%a7%d8%b1%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with پارت">پارت</a> آنجا با پارتیها جنگ کرد . اهورا مزدا مرا یاری کرد . به خواست اهورا مزدا ، ویشتاسپ آن سپاه نافرمان را بسیار بزد . از ماه وی یخن ۲۴ روز گذشته بود آنگاه جنگ ایشان درگرفت .</p>
<p><img class=" aligncenter" src="http://tarikhema.ir/images/2011/12/kdaryoosh_4s.jpg" alt="kdaryoosh 4s کتیبه تاریخی بیستون، یادگار بزرگ داریوش | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="کتیبه تاریخی بیستون، یادگار بزرگ داریوش | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<blockquote><p><strong>ستون ۳ : </strong></p></blockquote>
<p style="text-align: justify;">بند ۱- داریوش شاه گوید : پس از آن من سپاه پارسی را از ری نزد ویشتاسپ فرستادم چون آن سپاه نزد ویشتاسپ رسید پس از آن ویشتاسپ آن سپاه را گرفت . [ و ] رهسپار شد . شهری پتی گرب نا نام در پارت آنجا با نافرمان جنگ کرد .</p>
<p style="text-align: justify;">اهورا مزدا مرا یاری کرد . به خواست اهورا مزدا ، ویشتاسپ آن سپاه نافرمان را بسیار بزد . از ماه گرم پد ۱ روز گذشته بود آنگاه جنگ ایشان در گرفت .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۲- داریوش شاه گوید : پس از آن کشور از آن من شد . این [ است ] آنچه به وسیله من در پارت کرده شد .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۳- داریوش شاه گوید : کشوری مرو نام به من نافرمان شد . مردی فراد نام مروزی اورا سردار کردند . پس از آن من دادرشی نام پارسی بنده من شهربان در باختر نزد او فرستادم . چنین به او گفتم : پیش رو آن سپاهی را که خود را از آن من نمیخواند بزن . پس از آن دادرشی با سپاه رهسپار شد . با مروزیها جنگ کرد . اهورا مزدا مرا یاری کرد . به خواست اهورا مزدا سپاه من آن سپاه نافرمان را بسیار بزد . از ماه آثری یادی ی ۲۳ روز گذشته بود . آنگاه جنگ ایشان در گرفت .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۴- داریوش شاه گوید : پس از آن کشور از من شد . این [ است ] آنچه به وسیله من در باختر کرده شد .</p>
<p><img class=" aligncenter" src="http://tarikhema.ir/images/2011/12/kdaryoosh_18s.jpg" alt="kdaryoosh 18s کتیبه تاریخی بیستون، یادگار بزرگ داریوش | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="کتیبه تاریخی بیستون، یادگار بزرگ داریوش | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: justify;">بند ۵- داریوش شاه گوید : مردی وهیزدات نام شهری تاروا نام [در ] سرزمینی ی اوتی یا نام در پارس آنجا ساکن بود . او برای بار دوم در پارس برخاست . چنین به مردم گفت : من بردی ی پسر کوروش هستم . پس از آن سپاه پارسی در کاخ [ که ] پیش از این از انشن [ آمده بود ] آن نسبت به من نافرمان شد . به سوی آن وهیزدات رفت ( گروید ) او در پارس شاه شد .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۶- داریوش شاه گوید : پس از آن من سپاه پارسی و مادی را که تحت فرمان من بودند فرستادم . ارت وردی ی نام پارسی بنده من او را سردار آنان کردم . سپاه دیگر پارسی از عقب من رهسپار ماد شد . پس از آن ارت وردی ی با سپاه رهسپار پارس شد . چون به پارس رسید شهری رخا نام در پارس در آنجا آن وهیزدات که خود را بردی ی می خواند با سپاه به جنگ کردن علیه ارتوردی ی آمد . پس از آن جنگ کردند . اهورا مزدا مرا یاری کرد . به خواست اهورا مزدا سپاه من آن سپاه وهیزدات را بسیار بزد . از ماه ثورواهر ۱۲ روز گذشته بود آنگاه جنگ ایشان درگرفت .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۷- داریوش شاه گوید : پس از آن ، آن وهیزدات با سواران کم گریخت . رهسپار پ ئی شی یا اوادا شد . از آنجا سپاهی به دست آورد . از آن پس به جنگ کردن علیه ارت وردی ی آمد . کوهی پرگ نام در آنجا جنگ کردند . اهورا مزدا مرا یاری کرد . به خواست اهورا مزدا سپاه من وهیزدات را بسیار بزد . از ماه گرم پد ۵ روز گذشته بود . آنگاه جنگ ایشان در گرفت و آن وهیزدات را گرفتند و مردانی که نزدیک ترین پیروان او بودند گرفتند .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۸- داریوش شاه گوید : پس از آن ، وهیزدات را و مردانی که پیروان نزدیک او بودند [ در ] شهری اووادئیچ ی نام در پارس در آنجا آنها را دار زدم .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۹- داریوش شاه گوید : این [ است ] آنچه به وسیله من در پارس کرده شد .</p>
<p><img class=" aligncenter" src="http://tarikhema.ir/images/2011/12/kdaryoosh_7s.jpg" alt="kdaryoosh 7s کتیبه تاریخی بیستون، یادگار بزرگ داریوش | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="کتیبه تاریخی بیستون، یادگار بزرگ داریوش | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: justify;">بند ۱۰- داریوش شاه گوید : آن وهیزدات که خود را بردی ی می خواند او سپاه رخج فرستاده بود . برعلیه وی وان نام پارسی بنده من شهربان رخج و مردی را سردار آنها کرده بود . و چنین به ایشان گفت : پیش روید وی وان را و آن سپاهی را که خود را از آن داریوش شاه می خواند بزنید .</p>
<p style="text-align: justify;">پس از آن ، آن سپاهی که وهیزدات فرستاده بود به جنگ کردن علیه وی وان رهسپار شد . دژی کاپیش کانی نام در آنجا جنگ کردند . اهورا مزدا مرا یاری کرد . به خواست اهورا مزدا سپاه من آن سپاه نافرمان را بسیار بزد . از ماه انامک ۱۳ روز گذشته بود آنگاه جنگ ایشان در گرفت .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۱۱- داریوش شاه گوید : باز از آن پس نافرمانان گرد آمده به جنگ کردن علیه وی وان فرا رسیدند . سرزمینی گندوتو نام در آنجا جنگ کردند . اهورا مزدا مرا یاری کرد . به خواست اهورا مزدا سپاه من آن سپاه نافرمان را بسیار بزد . از ماه وی یخن ۷ روز گذشته بود آنگاه جنگ ایشان در گرفت .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۱۲- داریوش شاه گوید : پس از آن ، آن مردی که سردار آن سپاه بود که وهیزدات علیه وی وان فرستاده بود با سواران کم گریخت . به راه افتاد . دژی ارشادا نام در رخج از کنار آن برفت . پس از آن وی وان با سپاهی دنبال آنها رهسپار شد . در آنجا او مردانی که نزدیک ترین پیروانش بودند گرفت [ و ] کشت .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۱۳- داریوش شاه گوید : پس از آن کشور از آن من شد . این [ است ] آنچه در رخج به وسیله من کرده شد .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۱۴- داریوش شاه گوید : چون در پارس و ماد بودم باز دومین بار بابلیان نسبت به من نافرمان شدند . مردی ارخ نام ارمنی پسر هلدیت او در بابل برخاست . سرزمینی دبال نام در آنجا به مردم دروغ گفت [ که ] من نبوکدرچر پسر نبون هستم . پس از آن بابلیان نسبت به من نافرمان شدند . به سوی آن ارخ رفتند ( گرویدند ) . او بابل را گرفت . او در بابل شاه شد .</p>
<div align="justify">
<p style="text-align: justify;">بند ۱۵- داریوش شاه گوید : پس از آن من سپاهی به بابل فرستادم . ویندفرنا نام پارسی بنده من او را سردار کردم . چنین به آنها گفتم : پیش روید آن سپاه بابلی را که خود را از آن من نمی خواند بزنید . پس از آن ویندفرنا با سپاهی رهسپار بابل شد . اهورا مزدا مرا یاری کرد . به خواست اهورا مزدا ، ویندفرنا بابلیان را بزد و اسیر آورد . از ماه ورکزن <strong>۱۱ </strong>۲۲ روز گذشته بود . آنگاه آن ارخ را که به دروغ خود را نبوکدرچر می خواند و مردانی که نزدیک ترین پیروان او بودند گرفت . فرمان دادم آن ارخ و مردانی که نزدیک ترین یاران او بودند در بابل به دار آویخته شدند .</p>
</div>
<p><img class=" aligncenter" src="http://tarikhema.ir/images/2011/12/kdaryoosh_6s.jpg" alt="kdaryoosh 6s کتیبه تاریخی بیستون، یادگار بزرگ داریوش | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="کتیبه تاریخی بیستون، یادگار بزرگ داریوش | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<blockquote><p><strong>ستون ۴ </strong></p></blockquote>
<p style="text-align: justify;">بند ۱- داریوش شاه گوید : این [ است ] آنچه به وسیله من در بابل کرده شد .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۲- داریوش شاه گوید : این [ است ] آنچه من به خواست اهورا مزدا در همان یک سال پس از آن که شاه شدم کردم . ۱۹ جنگ کردم . به خواست اهورا مزدا من آنها را زدم و ۹ شاه گرفتم . یکی گئومات مغ بود . او دروغ گفت چنین گفت : من بردی ی پسر کوروش هستم . او پارس را نافرمان کرد . یکی آثرین نام خوزی . او دروغ گفت چنین گفت : من در خوزستان شاه هستم او خوزستان را نسبت به من نافرمان کرد .</p>
<p style="text-align: justify;">یکی ندئیت ب ئیر نام بابلی . او دروغ گفت چنین گفت من نبوکدرچر پسر نبون ئیت هستم او بابل را نافرمان کرد .</p>
<p style="text-align: justify;">یکی مرتی ی نام پارسی . او دروغ گفت چنین گفت: من ایمنیش در خوزستان شاه هستم . او خوزستان را نافرمان کرد .</p>
<p style="text-align: justify;">یکی فرورتیش نام مادی . او دروغ گفت چنین گفت : من خش ثرئیت » از دودمان هوخشتر هستم . او ماد را نافرمان کرد .</p>
<p style="text-align: justify;">یکی چی ثرتخم نام اس گرتی او دروغ گفت چنین گفت : من در اس گرت <strong>۱۲ </strong>شاه هستم از دودمان هوخشتر او اس گرت را نافرمان کرد .</p>
<p style="text-align: justify;">یکی فراد نام مروزی . او دروغ گفت چنین گفت : من در مرو شاه هستم . او مرو را نافرمان کرد .</p>
<p><img class=" aligncenter" src="http://tarikhema.ir/images/2011/12/kdaryoosh_17s.jpg" alt="kdaryoosh 17s کتیبه تاریخی بیستون، یادگار بزرگ داریوش | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="کتیبه تاریخی بیستون، یادگار بزرگ داریوش | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: justify;">یکی وهیزدات نام پارسی . او دروغ گفت چنین گفت : من بردی ی پسر کوروش هستم . او پارس را نافرمان کرد .</p>
<p style="text-align: justify;">یکی ارخ نام ارمنی . او دروغ گفت چنین گفت : من نبوکدرچر پسر نبون ئیت هستم . او بابل را نافرمان کرد .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۳- داریوش شاه گوید : این ۹ شاه را من در این جنگها گرفتم .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۴- داریوش شاه گوید : این [ است ] کشورهایی که نافرمان شدند . دروغ آنها را نافرمان کرد که اینها به مردم دروغ گفتند . پس از آن اهورامزدا آنها را بدست من داد .هرطورمیل من [ بود ] همانطور با آنها کردم .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۵- داریوش شاه گوید : تو که از این پس شاه خواهی بود خود را قویاً از دروغ بپای . اگر چنان فکر کنی [ که ] کشور من در امان باشد مردی که دروغ زن باشد او را سخت کیفر بده .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۶- داریوش شاه گوید : این [ است ] آنچه من کردم . به خواست اهورا مزدا در همان یک سال کردم . تو که از این پس این نبشته را خواهی خواند آنچه به وسیله من کرده شده ترا باور شود . مبادا آن را دروغ بپنداری .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۷- داریوش شاه گوید : اهورا مزدا را گواه می گیرم که آنچه من در همان یک سال کردم این راست [ است ] نه دروغ .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۸- داریوش شاه گوید : به خواست اهورا مزدا و خودم بسیار [ کارهای ] دیگر کرده شد [ که ] آن در این نپشته نوشته شده است به آن جهت</p>
<p><img class=" aligncenter" src="http://tarikhema.ir/images/2011/12/kdaryoosh_11s.jpg" alt="kdaryoosh 11s کتیبه تاریخی بیستون، یادگار بزرگ داریوش | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="کتیبه تاریخی بیستون، یادگار بزرگ داریوش | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: justify;">بند ۹- داریوش شاه گوید : شاهان پیشین را مادامی که بودند چنان کرده هایی نیست که به وسیله من به خواست اهورا مزدا در همان یک سال کرده شد .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۱۰- داریوش شاه گوید : اکنون آنچه به وسیله من کرده شد آن را باور آید . همچنین به مردم بگو ، پنهان مدار . اگر این گفته را پنهان نداری به مردم بگویی اهورا مزدا دوست تو باد و دودمان تو بسیار و زندگیت دراز باد .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۱۱- داریوش شاه گوید : اگر این گفته را پنهان بداری ، به مردم نگویی اهورا مزدا دشمن تو باشد و ترا دودمان مباد .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۱۲- داریوش شاه گوید : این [ است ] آنچه من کردم . در همان یک سال به خواست اهورا مزدا کردم . اهورا مزدا مرا یاری کرد و خدایان دیگری که هستند .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۱۳- داریوش شاه گوید : از آن جهت اهورا مزدا مرا یاری کرد و خدایان دیگری که هستند که پلید نبودم . دروغگو نبودم . تبهکار نبودم . نه من نه دودمانم . به راستی رفتار کردم . نه به ضعیف نه به توانا زور نورزیدم . مردی که دودمان من همراهی کرد او را نیک نواختم . آن که زیان رسانید اورا سخت کیفر دادم .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۱۴- داریوش شاه گوید : تو که از این پس شاه خواهی بود . مردی که دروغگو باشد یا آن که تبهکار باشد دوست آنها مباش . به سختی آنها را کیفر ده .</p>
<p><img class=" aligncenter" src="http://tarikhema.ir/images/2011/12/kdaryoosh_10s.jpg" alt="kdaryoosh 10s کتیبه تاریخی بیستون، یادگار بزرگ داریوش | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="کتیبه تاریخی بیستون، یادگار بزرگ داریوش | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: justify;">بند ۱۵- داریوش شاه گوید : تو که از این پس این نپشته را که من نوشتم یا این پیکرها را ببینی مبادا [ آنها را ] تباه سازی . تا هنگامی که توانا هستی آنها را نگاه دار.</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۱۶- داریوش شاه گوید : اگر این نپشته یا این پیکرها را ببینی [ و ] تباهشان نسازی و تا هنگامی که ترا توانایی است نگاهشان داری ، اهورا مزدا ترا دوست باد و دودمان بسیار و زندگیت دراز باد و آنچه کنی آن را به تو اهورا مزدا خوب کناد .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۱۷- داریوش شاه گوید : اگر این نپشته یا این پیکرها را ببینی [ و ] تباهشان سازی و تا هنگامی که ترا توانایی است نگاهشان نداری اهورا مزدا ترا زننده باد و ترا دودمان مباد و آنچه کنی اهورا مزدا آن را براندازد .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۱۸- داریوش شاه گوید : اینها [ هستند ] مردانی که وقتی من گئومات مغ را که خود را بردی ی می خواند کشتم در آنجا بودند . در آن موقع این مردان همکاری کردند پیروان من [ بودند ] ویدفرنا پسر وایسپار پارسی ، اوتان نام پسر ثوخر پارسی ، گئوبروو نام پسر مردونی ی پارسی ، ویدرن نام پسر بگابیگ ن پارسی ، بگ بوخش نام پسر داتووهی پارسی ، اردمنیش نام پسر وهاگ پارسی .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۱۹- داریوش شاه گوید : تو که از این پس شاه خواهی بود دودمان این مردان را نیک نگهداری کن .</p>
<p style="text-align: justify;">بند ۲۰- داریوش شاه گوید : به خواست اهورا مزدا این نپشته را من [ به طریق ] دیگر [ نیز ] کردم . بعلاوه به [ زبان ] آریایی بود هم روی لوح هم روی چرم تصنیف شد . این نپشته به مهر تأیید شد . پیش من هم نوشته هم خوانده شد . پس از آن من این نپشته را همه جا در میان کشورها فرستادم مردم پذیرا شدند .</p>
<p><img class=" aligncenter" src="http://tarikhema.ir/images/2011/12/kdaryoosh_13s.jpg" alt="kdaryoosh 13s کتیبه تاریخی بیستون، یادگار بزرگ داریوش | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="کتیبه تاریخی بیستون، یادگار بزرگ داریوش | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<blockquote><p><strong>پاورقی: </strong></p></blockquote>
<ul>
<li>تحقیق و پژوهش و ترجمه از پایگاه دائمی بیستون در کرمانشاه (کرمانشاه.بیستون.سراب بیستون.جنب پاسگاه حفاظتی)</li>
<li>www.bisotun.ir/txt_katibeh_daryoosh.htm</li>
<li>باز نشر الکترونیکی : <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with تاریخ">تاریخ</a> ما، <a href="http://enik.ir">اِنی کاظمی</a></li>
</ul>
<h2  class="related_post_title">نگاره های مرتبط:</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/3204/%d8%a8%db%8c%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%da%a9%d8%aa%db%8c%d8%a8%d9%87-%d8%b3%d9%86%da%af%db%8c-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86/" title="بیستون، بزرگترین کتیبه سنگی جهان">بیستون، بزرگترین کتیبه سنگی جهان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/5700/%d8%af%d9%84%d8%a7%db%8c%d9%84-%d8%b4%da%a9%d8%b3%d8%aa-%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d8%b3%da%a9%d9%86%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%82%d8%af%d9%88%d9%86%db%8c/" title="دلایل شکست هخامنشیان از اسکندر مقدونی">دلایل شکست هخامنشیان از اسکندر مقدونی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/7562/cyrus-the-great-2/" title="عکس هایی مربوط به کوروش بزرگ">عکس هایی مربوط به کوروش بزرگ</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/3613/tomb-of-cyrus-the-achaemenid/" title="قدیمی ترین عکس های مقبره کوروش هخامنشی">قدیمی ترین عکس های مقبره کوروش هخامنشی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/3253/%d8%b4%d8%a7%d9%87%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c/" title="شاهان بزرگ هخامنشی">شاهان بزرگ هخامنشی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/2112/%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%b4%db%8c%d8%b1-%d8%af%d9%88%d9%85-%d9%be%d8%a7%d8%af%d8%b4%d8%a7%d9%87-%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c/" title="اردشیر دوم پادشاه هخامنشی">اردشیر دوم پادشاه هخامنشی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1781/%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%88%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%b9%d8%a8%d8%af-%d9%87%d9%8a%d8%a8%d9%8a%d8%b3-%d8%a7%d9%84%d8%ae%d8%b1%d9%82%d9%87/" title="داریوش در معبد هيبيس الخرقه">داریوش در معبد هيبيس الخرقه</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/175/%d8%a8%d9%86%d8%a7%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c/" title="بناهای هخامنشی">بناهای هخامنشی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/subject/photos/persian-photos/7599/pictures-of-darius-the-great-in-bistons-inscription-kermanshah/" title="تصاویر کیتبه بیستون &#8211; کتیبه بزرگ داریوش">تصاویر کیتبه بیستون &#8211; کتیبه بزرگ داریوش</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/persepolis/7067/wonders-of-persepolis/" title="شگفتی های تخت جمشید">شگفتی های تخت جمشید</a></li></ul><hr />

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/facebook.png">
<a href="http://www.facebook.com/Tarikhema.ir">«تاریخ ما» در فیس بوک</a>

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/feed.png">
<a href="http://feeds.feedburner.com/tarikhema">فید «تاریخ ما»</a>

<hr />
<p><small>© eni برای <a href="http://tarikhema.ir">تاریخ ما</a>, |
<a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/7745/behistun-inscription/">لینک نگاره</a> |
<br/>
</small></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/7745/behistun-inscription/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نگاهی به چند سنگ نبشه تاریخی در نزدیکی پارسه</title>
		<link>http://tarikhema.ir/ancient/iran/7414/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%da%86%d9%86%d8%af-%d8%b3%d9%86%da%af-%d9%86%d8%a8%d8%b4%d9%87-%d9%86%d8%b2%d8%af%db%8c%da%a9%db%8c-%d9%be%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d9%87/</link>
		<comments>http://tarikhema.ir/ancient/iran/7414/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%da%86%d9%86%d8%af-%d8%b3%d9%86%da%af-%d9%86%d8%a8%d8%b4%d9%87-%d9%86%d8%b2%d8%af%db%8c%da%a9%db%8c-%d9%be%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d9%87/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 11 Oct 2011 07:10:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انی کاظمی</dc:creator>
				<category><![CDATA[تاریخ تمدن ایران باستان]]></category>
		<category><![CDATA[کتیبه ها و متون باستان]]></category>
		<category><![CDATA[آیین زرتشتی]]></category>
		<category><![CDATA[اشکانی]]></category>
		<category><![CDATA[اشکانیان]]></category>
		<category><![CDATA[ساسانی]]></category>
		<category><![CDATA[سنگ نبشه]]></category>
		<category><![CDATA[سنگ نبشه ایران باستان]]></category>
		<category><![CDATA[سنگ نبشه ها]]></category>
		<category><![CDATA[سنگ نبشه های ایران]]></category>
		<category><![CDATA[سنگ نبشه های ایران باستان]]></category>
		<category><![CDATA[شاهپور ساسانی]]></category>
		<category><![CDATA[نقش رجب]]></category>
		<category><![CDATA[نقش رستم]]></category>
		<category><![CDATA[هامنشی]]></category>
		<category><![CDATA[کرتیر]]></category>
		<category><![CDATA[کعبه زرتشت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarikhema.ir/?p=7414</guid>
		<description><![CDATA[سنگ نبشته های دوران ایران باستان، زبان گویا و مستند گذشته این سرزمین هستند. برای پژوهش پیرامون فرهنگ و باورهای مردم این سرزمین و آنچه به گذشته تاریخی ایران تعلق دارد، این سنگ نبشته ها دربرگیرنده آموزه هایی ارزشمندند. بدون شک نقطه آغاز میراث کهن ایران، ریشه در این اسناد دارد. در تمامی نقوش برجسته [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><img src="http://tarikhema.ir/images/2011/10/Naghshe_Rostam_ZPan.jpg" alt="Naghshe Rostam ZPan نگاهی به چند سنگ نبشه تاریخی در نزدیکی پارسه | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="نگاهی به چند سنگ نبشه تاریخی در نزدیکی پارسه | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: justify;">سنگ نبشته های دوران <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران">ایران</a> <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with باستان">باستان</a>، زبان گویا و مستند گذشته این سرزمین هستند. برای پژوهش پیرامون فرهنگ و باورهای مردم این سرزمین و آنچه به گذشته تاریخی <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران">ایران</a> تعلق دارد، این سنگ نبشته ها دربرگیرنده آموزه هایی ارزشمندند. بدون شک نقطه آغاز میراث <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d9%87%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کهن">کهن</a> <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران">ایران</a>، ریشه در این اسناد دارد.</p>
<p style="text-align: justify;">در تمامی نقوش برجسته و کنده کاری های ایران <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with باستان">باستان</a> صرف نظر از ارزش والای هنری و میزان دقت و مهارتی که در خلق این آثار به کار رفته، نام ایزدان آریایی ها همانند اهورامزدا، آناهیتا، مهر، ناهید و&#8230; به چشم می خورند.</p>
<p style="text-align: justify;">این وجه فرهنگی سنگ نبشته ها در عهد <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هخامنشی">هخامنشی</a> پررنگ تر است و در دوران <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d8%b4%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اشکانی">اشکانی</a> و <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ساسانی">ساسانی</a> با اندکی تفاوت به چشم می خورد.</p>
<p style="text-align: justify;">سنگ نبشته های باقیمانده از عهد <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d8%b4%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اشکانیان">اشکانیان</a> بیانگر تنوع باورهای دینی ایرانیان آن دوران است. در این آثار، پادشاه در برابر مکانی که برای اهدای قربانی و نذورات تعبیه شده بود و در بالای آن مشعل و نماد بالدار فروهر حک شده، خودنمایی می کند که در دستانش چیزی به عنوان نذر و نیاز قرار دارد.</p>
<p style="text-align: justify;">در سنگ نبشته های باقیمانده از دوران <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هخامنشی">هخامنشی</a>، شهریاران این سلسله که به باورهای آسمانی، آیین های ملی و دینی و بویژه فرهنگ ایران بسیار اهمیت می دادند، پس از ستایش اهورا مزدا مردم را هم به پیروی از فرامین او سفارش می کردند. این موضوع در منشور کورش، سنگ نبشته های داریوش در نقش رستم، <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%db%8c%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with بیستون">بیستون</a>، شوش و تخت جمشید و خشایارشاه و اردشیر در تخت جمشید دیده می شود.</p>
<p style="text-align: justify;">در واقع شهریاران ایران، در این سنگ نبشته ها باورهای آسمانی و فرهنگی اقوام آریایی ایرانی را متناسب با زمان به آیندگان منتقل کرده اند.</p>
<p style="text-align: justify;">به هر حال هنر ایران عهدباستان مانند ریشه سرسبزی، خرمی و جاودانگی درخت میراث فرهنگی و <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%aa%d9%85%d8%af%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with تمدن">تمدن</a> ایران است و باورها و آداب و رسوم اقوام ایرانی هم شاخ و برگ آن است.</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;"><strong>● نقش رستم</strong></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">این اثر در دل کوه از دوران <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هخامنشیان">هخامنشیان</a> که در نزدیکی تخت جمشید واقع شده، بر جای مانده است. برخی آثار هنری و پیکره ها و آرامگاه های شهریاران عهد هخامنشی، <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d8%b4%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اشکانی">اشکانی</a> و <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ساسانی">ساسانی</a>، آتشگاه ها، پرستشگاه ها و بنایی معروف به کعبه زرتشت در روبه روی کوهی که نقش رستم بر آن خودنمایی می کند به چشم می خورند.</p>
<p style="text-align: justify;"><img src="http://tarikhema.ir/images/2011/10/300px-Naqsh-e_rostam.jpg" alt="300px Naqsh e rostam نگاهی به چند سنگ نبشه تاریخی در نزدیکی پارسه | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="نگاهی به چند سنگ نبشه تاریخی در نزدیکی پارسه | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: justify;">نقش رستم نمایانگر علامت ها و نشانه هایی است که پادشاهان، خاندان ها، نجیب زادگان، بزرگان اشراف ایران و شخصیت های بزرگ دینی و سیاسی آن دوران با آن نشانه ها، قابل شناسایی هستند.</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%82%d8%af%db%8c%d9%85%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with قدیمی">قدیمی</a> ترین نقش هایی که در نقش رستم کنده شده به نخستین پادشاهان هخامنشی از جمله کورش، کمبوجیه، داریوش و خشایارشاه تعلق دارد. الگوی معماری آنچه در نقش رستم و سایر آثار تاریخی <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d9%87%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کهن">کهن</a> در تخت جمشید، استخر و بیشاپور بنا شدند در جنوب کازرون و نقاط دیگر را می توان در پاسارگاد پیدا کرد.</p>
<p style="text-align: justify;">به بیان دیگر، آثار باستانی پاسارگاد، الهام بخش معماری های بعدی ایرانیان از جمله نقش رستم، نقش رجب، سر مشهد (در جنوب کازرون)، استخر، تخت جمشید و مناطق دیگر بوده است.</p>
<p style="text-align: justify;">نکته: آثار باستانی پاسارگاد، الهام بخش معماری های بعدی ایرانیان از جمله نقش رستم، نقش رجب، سر مشهد (در جنوب کازرون)، استخر، تخت جمشید و مناطق دیگر بوده است</p>
<p><img src="http://tarikhema.ir/images/2011/10/2009-07-02_02.57.21_%25D9%2586%25D9%2582%25D8%25B4%2520%25D8%25B1%25D8%25B3%25D8%25AA%25D9%2585.jpg" alt="2009 07 02 02.57.21 %25D9%2586%25D9%2582%25D8%25B4%2520%25D8%25B1%25D8%25B3%25D8%25AA%25D9%2585 نگاهی به چند سنگ نبشه تاریخی در نزدیکی پارسه | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="نگاهی به چند سنگ نبشه تاریخی در نزدیکی پارسه | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: justify;"><a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%aa%db%8c%d8%a8%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کتیبه">کتیبه</a> ای از داریوش کبیر در نقش رستم وجود دارد که در آن از مطیع ساختن «سکا های آن سوی دریا» که احتمالا در جنوب غرب روسیه سکونت داشته اند نام برده می شود.</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%aa%db%8c%d8%a8%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کتیبه">کتیبه</a> ای هم به <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ae%d8%b7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with خط">خط</a> <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a2%d8%b1%d8%a7%d9%85%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with آرامی">آرامی</a> در این آرامگاه وجود دارد که تقریبا تمامی قسمت های آن ناخوانا و از بین رفته است که به ظن قوی این کتیبه را سلوکیان از خود به جا گذاشته اند.</p>
<p style="text-align: justify;">اردشیر و پسرش شاهپور ساسانی نیز در نقش رستم و کعبه زرتشت آثار فراوانی که حاوی شرح جنگ ها، فتوحات و باورهای فرهنگی و دینی شان است، خلق کرده اند. شرح درهم شکستن امپراتور روم توسط شاهپور در یک نقش برجسته که در آن والریانوس در پای او افتاده از دیگر آثار مهم نقش رستم است.</p>
<p style="text-align: justify;">شاهپور کتیبه ای بر دیوار آتشگاه موجود در نقش رستم نوشته که در آن شرح کامل اقدامات حکومتی، سیاسی، نظامی و پیروزی ها و اعتقاداتش را توضیح می دهد.</p>
<p style="text-align: justify;">آثاری از اقوام عیلامی نیز در نقش رستم به چشم می خورد. زبان و <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ae%d8%b7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with خط">خط</a> عیلامی یکی از مواردی است که کتیبه های عهدباستان در کنار الفبا و زبان یونانی و بابلی مورد استفاده قرار می گرفت و این دلیل نفوذ و اهمیت اقوام عیلامی و <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%aa%d9%85%d8%af%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with تمدن">تمدن</a> آنها در دوره هخامنشی است. بعلاوه اطلاعاتی در زمینه فرهنگ <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%aa%d9%85%d8%af%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with تمدن">تمدن</a> آنشان در آثار عیلامی نقش رستم دیده می شود.</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;"><strong>● کعبه زرتشت</strong></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">کعبه زرتشت، عمارتی مکعبی شکل است که در مقابل ارتفاع نقش رستم قد برافراشته است. از جنبه معماری، کعبه زرتشت بسیار دقیق و ظریف ساخته شده به طوری که در مقاطعی از عهد باستان برای تعیین ساعت روزانه از آن بهره برداری می شده است.</p>
<p style="text-align: justify;"><img src="http://tarikhema.ir/images/2011/10/m7x4as.jpg" alt="m7x4as نگاهی به چند سنگ نبشه تاریخی در نزدیکی پارسه | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="نگاهی به چند سنگ نبشه تاریخی در نزدیکی پارسه | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: justify;">تابش آفتاب بر این عمارت و سایه آن روی زمین موجب تعیین دقیق ساعت در طول روز می شد. در کعبه زرتشت، آتش مقدس برای برگزاری آیین های تاج گذاری، اعیاد و جشن های ملی و دینی همانند نوروز و مهرگان نگهداری می شد و در آن، مکانی هم برای نذورات و قربانی کردن حیوانات در مراسم تعبیه شده بود.</p>
<p style="text-align: justify;">چنین مکانی در دیگر بناهای موجود در اطراف تخت جمشید از جمله نقش رجب و استخر هم وجود دارد.</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;"><strong>● نقش رجب</strong></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">این اثر نیز در نزدیکی تخت جمشید قرار دارد. آثاری از پیکره های دوران باستانی را در نقش رجب شاهدیم که علائم بازشناسی خاندان های ایرانی را به ما نشان می دهد. در نقش رجب، <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%b1%d8%aa%db%8c%d8%b1/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کرتیر">کرتیر</a>، موبد موبدان ساسانی، کتیبه ای از خودش بر جای گذاشته که در آن انگشت خود را به نشانه احترام بلند کرده است.</p>
<p style="text-align: justify;"><img src="http://tarikhema.ir/images/2011/10/dirp5qbb8twtxudg0w3.jpg" alt="dirp5qbb8twtxudg0w3 نگاهی به چند سنگ نبشه تاریخی در نزدیکی پارسه | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="نگاهی به چند سنگ نبشه تاریخی در نزدیکی پارسه | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: justify;"><a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%b1%d8%aa%db%8c%d8%b1/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کرتیر">کرتیر</a> به تنهایی <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a2%db%8c%db%8c%d9%86-%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with آیین زرتشتی">آیین زرتشتی</a> را تدوین، احیا و تفسیر و حتی حکم تکفیر و ارتداد برای پیروان آیین صادر می کرد. شاهپور، بزرگ ترین پادشاهی بود که از <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%b1%d8%aa%db%8c%d8%b1/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کرتیر">کرتیر</a> و آموزه ها و برداشت های دینی او حمایت کرد. پیکره و سنگ نبشته <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%b1%d8%aa%db%8c%d8%b1/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کرتیر">کرتیر</a> پشت سر شاهپور در نقش رجب، نشان از توجه شاهپور و دادن اجازه به او برای کندن این سنگ نبشته است، زیرا مجوز ایجاد تندیس یا سنگ نبشته (کتیبه) در انحصار و اختیار شاه بود. <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%b1%d8%aa%db%8c%d8%b1/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کرتیر">کرتیر</a> در سنگ نبشته ای در نقش رجب منشوری دینی در باب <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a2%db%8c%db%8c%d9%86-%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with آیین زرتشتی">آیین زرتشتی</a> ارائه داده است.</p>
<p style="text-align: justify;">سنگ نبشته ای دیگر پشت نقش برجسته <strong>شاهپور ساسانی</strong> از کرتیر وجود دارد که ۸۱ سطر است و تمام آن پیرامون آیین زرتشتی سخن گفته است. سنگ نبشته ای مشتمل بر ۵۹ سطر که ۲۵ سطر آن با آنچه در نقش رجب هست، در عمارت باستانی سر مشهد واقع در جنوب کازرون پیدا شده است.</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;">قاسم آخته &#8211; روزنامه جام جم ( www.jamejamonline.ir )</p>
</blockquote>
<h2  class="related_post_title">نگاره های مرتبط:</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1948/%d8%a7%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7/" title="اوستا">اوستا</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1118/%d8%a7%db%8c%d8%b2%d8%af-%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%85/" title="ایزد زرتشتی : بهرام">ایزد زرتشتی : بهرام</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/1045/%d8%a7%d8%af%d8%a8%db%8c%d8%a7%d8%aa-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" title="ادبیات فارسی باستان">ادبیات فارسی باستان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/251/%da%a9%d8%a7%d8%ae-%d9%87%d8%aa%d8%b1%d8%a7/" title="کاخ هترا">کاخ هترا</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/241/%da%a9%d9%88%d8%aa%d8%a7%d9%87-%d8%b3%d9%84%d8%b3%d9%84%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c/" title="کوتاه سلسله ساسانی">کوتاه سلسله ساسانی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6988/women-in-the-sasanian-inscriptions/" title="زنان در سنگ نوشته های ساسانی">زنان در سنگ نوشته های ساسانی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/ashkanian/4839/ashkanian-or-partian-battery/" title="باتری اشکانیان / پارتیان">باتری اشکانیان / پارتیان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/ashkanian/4838/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d8%a7%d8%b4%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%b9-%d8%a8%d8%a7%d8%aa%d8%b1%db%8c/" title="دانلود مستند کوتاه اشکانیان مخترع باتری">دانلود مستند کوتاه اشکانیان مخترع باتری</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/mazdakian/3107/%d9%82%db%8c%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%b2%d8%af%da%a9/" title="قیام مزدک">قیام مزدک</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/2678/%d8%b3%d9%84%d8%b3%d9%84%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%b9%d8%b4%d9%82/" title="سلسله ساسانیان و عشق">سلسله ساسانیان و عشق</a></li></ul><hr />

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/facebook.png">
<a href="http://www.facebook.com/Tarikhema.ir">«تاریخ ما» در فیس بوک</a>

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/feed.png">
<a href="http://feeds.feedburner.com/tarikhema">فید «تاریخ ما»</a>

<hr />
<p><small>© eni برای <a href="http://tarikhema.ir">تاریخ ما</a>, |
<a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/7414/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%da%86%d9%86%d8%af-%d8%b3%d9%86%da%af-%d9%86%d8%a8%d8%b4%d9%87-%d9%86%d8%b2%d8%af%db%8c%da%a9%db%8c-%d9%be%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d9%87/">لینک نگاره</a> |
<br/>
</small></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarikhema.ir/ancient/iran/7414/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%da%86%d9%86%d8%af-%d8%b3%d9%86%da%af-%d9%86%d8%a8%d8%b4%d9%87-%d9%86%d8%b2%d8%af%db%8c%da%a9%db%8c-%d9%be%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>طومارهای بحر المیت (دریای مرده)</title>
		<link>http://tarikhema.ir/religions/jewish-religion/7396/%d8%b7%d9%88%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%ad%d8%b1-%d8%a7%d9%84%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%87/</link>
		<comments>http://tarikhema.ir/religions/jewish-religion/7396/%d8%b7%d9%88%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%ad%d8%b1-%d8%a7%d9%84%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%87/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 04 Oct 2011 10:14:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انی کاظمی</dc:creator>
				<category><![CDATA[دین و آیین مسیحی]]></category>
		<category><![CDATA[دین و آیین یهود]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب های باستانی]]></category>
		<category><![CDATA[آرامی]]></category>
		<category><![CDATA[اسنی ها]]></category>
		<category><![CDATA[اسنی‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[انجیل]]></category>
		<category><![CDATA[خربت میرد]]></category>
		<category><![CDATA[زبور]]></category>
		<category><![CDATA[طومار بحرالمیت]]></category>
		<category><![CDATA[طومار دریای مرده]]></category>
		<category><![CDATA[طومار زبور]]></category>
		<category><![CDATA[طومار های بحرالمیت]]></category>
		<category><![CDATA[طومارهای بحر المیت]]></category>
		<category><![CDATA[طومارهای بحرالمیت]]></category>
		<category><![CDATA[طومارهای دریای مرده]]></category>
		<category><![CDATA[عبری]]></category>
		<category><![CDATA[عین قدی]]></category>
		<category><![CDATA[قمران]]></category>
		<category><![CDATA[مربعات]]></category>
		<category><![CDATA[مسده]]></category>
		<category><![CDATA[مسیحیت اولیه]]></category>
		<category><![CDATA[معلم رستگاری]]></category>
		<category><![CDATA[نبودینوس]]></category>
		<category><![CDATA[نخس خطی کتاب مقدس]]></category>
		<category><![CDATA[نسخ خطی تورات]]></category>
		<category><![CDATA[نسخ خطی قدیمی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarikhema.ir/?p=7396</guid>
		<description><![CDATA[تصویر طومار زبور به همراه رو نویسی از آن. در سال ۱۹۴۷ م در منطقه قمران [۱] در فلسطین و در کرانه دریای مرده، طومارهایی کشف شد که در پژوهش‏های مربوط به آئین یهودیت و مسیحیت اهمیت به سزائی داشت. چوپانی از قبائل بومی ساکن این منطقه بز گله‏اش را گم می‏کند. هنگام جستجو جهت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><a><img class="" src="http://tarikhema.ir/images/2011/10/Psalms_Scroll.jpg" alt="Psalms Scroll طومارهای بحر المیت (دریای مرده) | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="طومارهای بحر المیت (دریای مرده) | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></a><br />
تصویر طومار زبور به همراه رو نویسی از آن.</p>
<p style="text-align: justify;">در سال ۱۹۴۷ م در منطقه قمران <sup id="cite_ref-0">[۱]</sup> در فلسطین و در کرانه دریای مرده، طومارهایی کشف شد که در پژوهش‏های مربوط به آئین یهودیت و مسیحیت اهمیت به سزائی داشت.</p>
<p style="text-align: justify;">چوپانی از قبائل بومی ساکن این منطقه بز گله‏اش را گم می‏کند. هنگام جستجو جهت یافتن آن، به غاری می‏رسد. سنگی را در این غار می‏اندازد. در این هنگام صدای برخورد این سنگ با ظرفی سفالین، باعث کنجکاوی او می‏شود. پس از ورود به این غار، خمره‏ای سفالین در این غار می‏یابد که درون آن طومارهای قدیمی وجود داشت<sup id="cite_ref-1">[۲]</sup>.</p>
<p style="text-align: justify;">و این سرآغاز کشفیات طومارهای دریای مرده بود. پس از این که مسئولین محلی، پی به وجود این طومارها می‏برند، عملیات باستان‏شناسی را در این منطقه آغاز می‏کنند. تا سال ۱۹۵۸ کلّ طومارهایی که در یازده غار از غارهای این منطقه قرار داشت، کشف می‏شوند<sup id="cite_ref-2">[۳]</sup>.</p>
<h3 style="text-align: justify;">هویت نویسندگان این طومارها</h3>
<p style="text-align: justify;">نویسندگان این طومارها جمعی از یهودیان بودند که دارای نگرشی عرفانی بودند. این گروه به نام إسنی‏ها<sup id="cite_ref-3">[۴]</sup> شهرت یافتند. یهودیان اسنی به خاطر آن که با آموزه‏های یهودیان صدوقی (یهودیان معبد) مخالف بودند، ناچار شدند از شهرها خارج شوند و در منطقه قمران سکنی گزینند. این عرفای یهودی، در این منطقه آزادانه به عبادت و انجام اعمال عبادی خود مشغول شدند<sup id="cite_ref-4">[۵]</sup>. &#8220;پلینی کبیر&#8221; مورخ رومی به وجود این تجمعات در این منطقه اشاره کرده است<sup id="cite_ref-5">[۶]</sup>.</p>
<h3 style="text-align: justify;">محتوای این طومارها</h3>
<p style="text-align: justify;">یافته‌ها شامل بخش‌هایی از تقریباً تمامی کتاب‌های موجود در عهد عتیق (شاید به استثناء کتاب استر) می‌باشد. این موضوع اهمیت شایانی دارد زیرا نسخه‌های در دست پژوهندگان، پیش از این اکتشافات، قرن‌ها دیرتر نوشته شده بودند. این موضوع قابلیت مقایسه نسخه‌های کنونی عهد عتیق با نسخ قدیمی آن را فراهم می‌کند.</p>
<p style="text-align: justify;">در حالی که برخی از کتب مقدس یافت شده تفاوت ناچیزی با متن عهد عتیق سنتی (یا مسوره‌ای) دارد، برخی از دست‌نوشته‌های یافت شده از کتاب سفر خروج (یکی از کتب تورات)، و سموئیل که در غار شماره چهار یافت شده‌اند، تفاوت چشمگیری، هم در نحوه بیان و هم در محتوا، با متن امروزی شان دارند. وجود اختلافات متنی زیاد، کارشناسان را به سمت پذیرش این نظریه که متن عهد عتیق در دست ما بر پایه سه خانواده از منابع تدوین شده‌است:</p>
<p style="text-align: justify;">متن مسوره‌ای، متن عبری اصلی هفتادگانی و تورات سامری. به صورت فزاینده‌ای دانشوران بیشتری به این نتیجه رسیده‌اند که متن عهد عتیق پیش از استاندارد و قانونمند شدنش در سال ۱۰۰ میلادی بسیار روان بوده‌است.<sup id="cite_ref-6">[۷]</sup></p>
<h3 style="text-align: justify;">مطالعه و بررسی این طومارها</h3>
<p style="text-align: justify;">این طومارها در موزه‏ای در شهر قدس نگهداری می‏شد و تحقیقات علمی در مورد آن زیر نظر کمیسیونی هشت نفره و به ریاست کشیشی فرانسوی به نام رونالد دو وو<sup id="cite_ref-7">[۸]</sup> آغاز شد. پس از این که این شهر توسط اسرائیل در ژوئن سال ۱۹۶۷ اشغال شد، کلّ این طومارها (به جز طوماری مسی که در موزه‏ای در کشور اردن نگهداری می‏شد) در اختیار آنها قرار گرفت<sup id="cite_ref-8">[۹]</sup>.</p>
<p style="text-align: justify;">به تدریج این طومارها ترجمه و منتشر شد. ولی از همان ابتدا، انتشار این طومارها موجب بروز جدالی پایان‏ناپذیر شد.</p>
<p style="text-align: justify;">طبق اخباری که مسئولان ناظر بر نشر این طومارها منتشر کردند، تمام طومارهایی که در این منطقه کشف شد، انتشار یافت و در اختیار پژوهش گران قرار گرفت.</p>
<h3 style="text-align: justify;">انتشار این طومارها</h3>
<div style="text-align: justify;">
<div>
<p><img src="http://tarikhema.ir/images/2011/10/250px-Qumran.jpe" alt="250px Qumran طومارهای بحر المیت (دریای مرده) | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="250" height="188" title="طومارهای بحر المیت (دریای مرده) | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<div>
<p>غار هایی که دستنوشته‌ها در آنها یافت شد.</p>
</div>
</div>
</div>
<p style="text-align: justify;">انتشار این دستنوشته‌ها دهه‌های زیادی طول کشیده و این خود باعث مجادلاتی میان پژوهندگان شده‌است. تا سال ۲۰۰۷ میلادی، انتشارات دانشگاه آکسفورد هنوز دو جلد از مجموعه (در حال حاضر ۳۹ جلدی) «یافته‌ها در بیایان یهودیه»<sup id="cite_ref-9">[۱۰]</sup> را در دست تهیه دارد. مسئولان این پروژه رسما دلیل عدم انتشار قسمتهای باقی مانده را مسائل «دینی، سیاسی» عنوان کرده‌است.</p>
<div style="text-align: justify;">
<div>
<p><img src="http://tarikhema.ir/images/2011/10/250px-Deadseascrolls.jpg" alt="250px Deadseascrolls طومارهای بحر المیت (دریای مرده) | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="250" height="188" title="طومارهای بحر المیت (دریای مرده) | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<div>
<p>تکه هایی از دستنوشته‌ها در موزه باستان شناسی عمان</p>
</div>
</div>
</div>
<p>تردیدهایی در مورد ادعای انتشار تمامی متون کشف‏شده</p>
<p style="text-align: justify;">ولی بر اساس برخی گزارشها، تمام طومارهایی که از غار شماره‏ی چهار (که نسبت به سائر غارهای این منطقه، مهم‏ترین کشفیات در آن صورت گرفت) در قمران به دست آمد، منتشر نشد<sup id="cite_ref-10">[۱۱]</sup>.</p>
<p style="text-align: justify;">در سال ۱۹۹۱ در لندن کتابی تحت عنوان &#8220;نیرنگ طومارهای دریای مرده&#8221;<sup id="cite_ref-11">[۱۲]</sup> منتشر شد. این کتاب توسط مایکل بایجنتس و ریچارد لایت نوشته شد. این دو محقق در این کتاب به طور صریح، واتیکان را به دخالت در کار ترجمه و نشر طومارهای قمران متهم کردند و ادعا نمودند که کلیسای واتیکان در تلاش است آن دسته مطالبی که در این طومارها آمده است و در تضادّ با آموزه‏های کاتولیکی است، منتشر نشود.</p>
<p style="text-align: justify;">با نگاه به اهداف آشکار و پنهان دولت مردان اسرائیل و سیر حوادثی که طی این سالها در حاشیه این طومارها به وقوع پیوست، می‏توان این احتمال را مد نظر قرار داد که &#8220;یهودیان اسرائیل&#8221; و &#8220;جهان مسیحیت&#8221;، معامله‏ی دو جانبه‏ای در مورد این طومارها انجام داده باشند. به این معنی که در قبال عدم انتشار برخی طومارها مسئولان اسرائیلی، بتوانند از این طومارها بهره‏برداری تبلیغی بکنند<sup id="cite_ref-12">[۱۳]</sup>.</p>
<p style="text-align: justify;">با بررسی تمام اتفاقاتی که پیرامون انتشار این نسخه‏ها افتاد می‏توان گفت که پس از گذشت بیش از شصت سال از اکتشاف طومارهای دریای مرده هنوز اطلاعات ما از این طومارها و اسرار آن بسیار مبهم و اندک است.</p>
<h3 style="text-align: justify;">اهمیت این طومارها در شناخت مسیحیت</h3>
<p style="text-align: justify;">این طومارها از چند بُعد در مسیحیت‏شناسی، حائز اهمیت است.</p>
<p style="text-align: justify;">این طومارها در زمانی بین قرن دوم پیش از میلاد تا نیمه‏ی دوم قرن اول میلادی، نگاشته شده است. و این همزمان با زندگی عیسی مسیح در منطقه بیت‏لحم و ناصره و اورشلیم است. و این سه منطقه در فاصله بسیار نزدیکی از قمران واقع شده است. هنگامی که خبر کشف این طومارها در قمران به دست آمد، محققان امید داشتند که اطلاعات جدیدی از زندگی حضرت عیسی به دست بیاورند. ولی نکته عجیب این جا بود که این طومارها هیچ اشاره‏ای به عیسی مسیح و زندگی وی نکرده بود<sup id="cite_ref-13">[۱۴]</sup>.</p>
<p style="text-align: justify;">نکتة حائز اهمیت آن بود که این طومارها حاوی ۲۰۰ نسخه خطی از عهد قدیم بود. از آنجا که قدیمی‏ترین نسخه خطی عهد قدیم به قرن دهم میلادی بر می‏گردد، اکتشاف این نسخه‏ها در مستندسازی عهد عتیق و رفع اختلاف نسخه‏های آن اهمیت بسزائی داشت<sup id="cite_ref-14">[۱۵]</sup>.</p>
<p style="text-align: justify;">در سال ۱۹۹۲ نشریه ایندیپندنت، قسمتی از طومار مکاشفه‏ای آرامی به شماره ۴Q246 که در غار شماره ۴ کشف شده بود را منتشر نمود. در این طومار در مورد آخرالزمان می‏گوید که فرزند خدا در آخرالزمان ظهور می‏کند و اوصافی که برای او بر می‏شمارد با اوصاف حضرت عیسی (که مسیحیان او را تنها فرزند خدا می‏دانند که در آخر الزمان ظهور می‏کند) مطابقت ندارد<sup id="cite_ref-15">[۱۶]</sup></p>
<p style="text-align: justify;">این نکته بر خلاف آموزه‏های مسیحی است که مسیح را تنهافرزند خدا می‏داند که در آخر الزمان ظهور می‏کند.</p>
<h3 style="text-align: justify;">کتابهای نوشته شده</h3>
<p style="text-align: justify;">در این زمینه کتاب های متعددی نوشته شده است. آقای محمد مهدی کاظمی در این زمینه کتاب مخطوطات البحر المیت آقای احمد عثمان را به فارسی ترجمه کرده است.</p>
<h2 style="text-align: justify;">پانویس</h2>
<div style="text-align: justify;">
<ol>
<li id="cite_note-0">↑ Qumran</li>
<li id="cite_note-1">↑ ورمز، گزا، النصوص الکامله لمخطوطات البحر المیت، ترجمه دکتر سهیل زکّار، دار قتیبه، چاپ اول، سال ۲۰۰۶، ص۲۹</li>
<li id="cite_note-2">↑ سومر، دوبون؛ مخطوطات قمران، البحر المیت؛ ترجمه موسی دیب الخوری، دار الطلیعه الجدیده، چاپ اول، ۱۹۹۸، ج۱، ص۲۳</li>
<li id="cite_note-3">↑ Essins</li>
<li id="cite_note-4">↑ F.F. Bruce, Second Thoughts On The Dead Sea Scrolls. Paternoster Press, 1956 p.112</li>
<li id="cite_note-5">↑ بنتلی، جیمز؛ اکتشاف الکتاب المقدس، قیام المسیح فی سیناء؛ ترجمه آسیا محمد الطریحی، سینا للنشر، ص۱۴۹</li>
<li id="cite_note-6">↑ Brian M. Fagan, Charlotte Beck, <em>The Oxford Companion to Archeology</em>, entry on the «Dead sea scrolls», Oxford University Press, ۱۹۹۶</li>
<li id="cite_note-7">↑ Roland de Vaux</li>
<li id="cite_note-8">↑ ورمز، گزا، پیشین، ص۳۵</li>
<li id="cite_note-9">↑ Discoveries in the Judaean Desert</li>
<li id="cite_note-10">↑ مراجعه کنید: The People of the Dead Sea Scrolls, p27</li>
<li id="cite_note-11">↑ The Dead Sea Scrolls Deception</li>
<li id="cite_note-12">↑ عثمان، احمد، مخطوطات البحر المیت، دار الشروق قاهره، مصر، سال ۱۹۹۶، ص۹۴</li>
<li id="cite_note-13">↑ پیشین، ص۱۱۵</li>
<li id="cite_note-14">↑ ورمز، گزا، پیشین، ص۴۰و ۴۱</li>
<li id="cite_note-15">↑ The Independent, Tuesday, 1 September 1992</li>
<li id="cite_note-15">ویکی پدیا؛ دانشنامه آزاد</li>
</ol>
</div>
<h2  class="related_post_title">نگاره های مرتبط:</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/jewish-religion/7395/about-dead-sea-scrolls/" title="طومارهای بحرالمیت » تاریخچه و منتخبی از دیدگاه ها">طومارهای بحرالمیت » تاریخچه و منتخبی از دیدگاه ها</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/christian/3732/%d8%b3%d9%87-%d9%85%d8%ba-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%86-%d9%85%db%8c%d9%84%d8%a7%d8%af-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/" title="رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح">رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/3060/%d8%b3%d9%84%d9%8a%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%88%d8%ac-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d9%8a%d8%b4/" title="سليمان در اوج افتخار خويش ">سليمان در اوج افتخار خويش </a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1937/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3-%d8%b9%d9%87%d8%af-%d9%82%d8%af%db%8c%d9%85-%d9%88-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-bible/" title="کتاب مقدس عهد قدیم و جدید Bible">کتاب مقدس عهد قدیم و جدید Bible</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/508/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c/" title="تاریخ باستان شناسی">تاریخ باستان شناسی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/china/423/%d9%85%d8%b0%d8%a7%d9%87%d8%a8-%d8%b9%d9%85%d8%af%d9%87-%da%86%db%8c%d9%86/" title="مذاهب عمده چین">مذاهب عمده چین</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/264/%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d8%af/" title="پاسارگاد">پاسارگاد</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/subject/191/%d8%af%d8%a7%db%8c%d8%b1%d9%87-%d9%88-%da%af%d8%b1%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%b5%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" title="ارتباط دایره و گربه در مصر باستان">ارتباط دایره و گربه در مصر باستان</a></li></ul><hr />

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/facebook.png">
<a href="http://www.facebook.com/Tarikhema.ir">«تاریخ ما» در فیس بوک</a>

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/feed.png">
<a href="http://feeds.feedburner.com/tarikhema">فید «تاریخ ما»</a>

<hr />
<p><small>© eni برای <a href="http://tarikhema.ir">تاریخ ما</a>, |
<a href="http://tarikhema.ir/religions/jewish-religion/7396/%d8%b7%d9%88%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%ad%d8%b1-%d8%a7%d9%84%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%87/">لینک نگاره</a> |
<br/>
</small></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarikhema.ir/religions/jewish-religion/7396/%d8%b7%d9%88%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%ad%d8%b1-%d8%a7%d9%84%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>طومارهای بحرالمیت » تاریخچه و منتخبی از دیدگاه ها</title>
		<link>http://tarikhema.ir/religions/jewish-religion/7395/about-dead-sea-scrolls/</link>
		<comments>http://tarikhema.ir/religions/jewish-religion/7395/about-dead-sea-scrolls/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 04 Oct 2011 09:32:16 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انی کاظمی</dc:creator>
				<category><![CDATA[دین و آیین مسیحی]]></category>
		<category><![CDATA[دین و آیین یهود]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب های باستانی]]></category>
		<category><![CDATA[آرامی]]></category>
		<category><![CDATA[اسنی ها]]></category>
		<category><![CDATA[اسنی‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[انجیل]]></category>
		<category><![CDATA[خربت میرد]]></category>
		<category><![CDATA[طومار بحرالمیت]]></category>
		<category><![CDATA[طومار دریای مرده]]></category>
		<category><![CDATA[طومار های بحرالمیت]]></category>
		<category><![CDATA[طومارهای بحر المیت]]></category>
		<category><![CDATA[طومارهای بحرالمیت]]></category>
		<category><![CDATA[طومارهای دریای مرده]]></category>
		<category><![CDATA[عبری]]></category>
		<category><![CDATA[عین قدی]]></category>
		<category><![CDATA[قمران]]></category>
		<category><![CDATA[مربعات]]></category>
		<category><![CDATA[مسده]]></category>
		<category><![CDATA[مسیحیت اولیه]]></category>
		<category><![CDATA[معلم رستگاری]]></category>
		<category><![CDATA[نبودینوس]]></category>
		<category><![CDATA[نخس خطی کتاب مقدس]]></category>
		<category><![CDATA[نسخ خطی تورات]]></category>
		<category><![CDATA[نسخ خطی قدیمی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarikhema.ir/?p=7395</guid>
		<description><![CDATA[اشاره طومار‌های بحرالمیت به مجموعه مدارک دست‌نویسی اطلاق می‌شود که بین سال‌های ۱۹۴۷ تا ۱۹۵۶ بعد از گذشت دو هزار سال از زیر تلی از خاک در یازده غار در طول ساحل شمال‌غربی بحرالمیت کشف شدند. این طومارها از مسیحیت اولیه‌ای سخن می‌گویند که از اواسط قرن اول میلادی در اطراف اورشلیم در حال شکل‌گیری [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #800000;"><strong>اشاره</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">طومار‌های بحرالمیت به مجموعه مدارک دست‌نویسی اطلاق می‌شود که بین سال‌های ۱۹۴۷ تا ۱۹۵۶ بعد از گذشت دو هزار سال از زیر تلی از خاک در یازده غار در طول ساحل شمال‌غربی بحرالمیت کشف شدند. این طومارها از <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیحیت اولیه">مسیحیت اولیه</a>‌ای سخن می‌گویند که از اواسط قرن اول میلادی در اطراف اورشلیم در حال شکل‌گیری بود. این مدارک نشان می‌دهند که پیروان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیحیت اولیه">مسیحیت اولیه</a> در کنار اعتقاد به عیسی، خود را ملزم به رعایت قانون تورات نیز می‌دانستند؛ از این‌رو این طومارها در زمرة مدارک مستندی محسوب می‌شوند که دانشمندان را قادر ساخته است نظرات جدیدی دربارۀ خاستگاه مسیحیت ارائه کنند. این مقاله در ابتدا به معرفی طومارها و محتویات آنها پرداخته است. به علت اهمیت این طومارها، از زمان کشف آنها تحقیقات بسیاری بر روی آنها انجام شده است و نظریات گوناگونی دربارة اصالت و همچنین محتویات آنها ابراز شده است. از بین فهرست‌های مختلفی که از فرایند کشف و مباحث پیرامون طومارها تهیه شده است، فهرست دکتر مالن اسمیت یکی از جامع‌ترین آنهاست که در این مقاله به تفصیل به اطلاع خوانندگان رسیده است.</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #800000;"><strong>مقدمه</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">طومار‌های بحرالمیت به مجموعه مدارکِ دست‌نویسی (٩٠٠ نسخه خطی) اطلاق می‌شود که بین سال‌های ١٩۴۷ تا ١٩۵۶، بعد از گذشت دو هزار سال از زیر تلی از خاک‌ در یازده غار در طول ساحل شمال‌غربی بحرالمیت به‌ویژه در مناطق</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%82%d9%85%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with قمران">قمران</a>(Qumran)، <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b1%d8%a8%d8%b9%d8%a7%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مربعات">مربعات</a>(Morabbaat)، <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ae%d8%b1%d8%a8%d8%aa-%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%af/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with خربت میرد">خربت میرد</a>(Khirbat Mird)، <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%db%8c%d9%86-%d9%82%d8%af%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عین قدی">عین قدی</a>(En-Gedi) و <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%d8%af%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسده">مسده</a>(Masada) کشف شدند. وادی <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%82%d9%85%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with قمران">قمران</a> در ۲۱ کیلومتری شرق اورشلیم قرار دارد (Licht &amp; Bruce, 1971: 5/1396).</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"> این طومارها شامل <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%86%d8%b3%d8%ae-%d8%ae%d8%b7%db%8c-%d9%82%d8%af%db%8c%d9%85%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with نسخ خطی قدیمی">نسخ خطی قدیمی</a> <a href="http://tarikhema.ir/words/%db%8c%d9%87%d9%88%d8%af%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with یهودی">یهودی</a> به زبان‌های <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%d8%a8%d8%b1%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عبری">عبری</a>، <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a2%d8%b1%d8%a7%d9%85%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with آرامی">آرامی</a> و یونانی هستند و دریافت دانشمندان از <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d9%86%d8%ac%db%8c%d9%84/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with انجیل">انجیل</a>، <a href="http://tarikhema.ir/words/%db%8c%d9%87%d9%88%d8%af%db%8c%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with یهودیت">یهودیت</a>ِ زمان عیسی و طلوع مسیحیت را دگرگون و متحول ساخته‌اند. محققان شباهت‌هایی بین باورهای ساکنان قمران و <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسیحیت اولیه">مسیحیت اولیه</a> ﭘیدا کرده‌اند؛ از این رو بسیاری از محققان بر این باورند که هم تعالیم کلیسای اولیه و هم نوشته‌های قمران از یک خاستگاه «مشترک» در بطن <a href="http://tarikhema.ir/words/%db%8c%d9%87%d9%88%d8%af%db%8c%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with یهودیت">یهودیت</a> تغذیه شده‌اند. ظاهراً مدارک قمرانْ فرقة <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d8%b3%d9%86%db%8c%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اسنی‌ها">اسنی‌ها</a> را کالبد کلیسای اولیه و یا به عبارتی دیگر کلیسای اولیه را نوزاد فرقة <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d8%b3%d9%86%db%8c%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اسنی‌ها">اسنی‌ها</a> معرفی می‌کنند. این مدارک همچنین میزان تأثیر فرقۀ قمران بر مسیحیت را تعیین کرده، از رهبر این فرقه با عنوان معلم ﭘرهیزگاری سخن می‌گویند و ما را با امیدها و آرزوهای او و ﭘیروانش آشنا می‌کنند. طومارهای مکشوف در بحرالمیت نه تنها چراغی برای فهم بهتر عهد جدید هستند؛ بلکه دانشمندان را هدایت می‌کنند تا دورنمای یهودیت را فقط در آثار ربّی‌ها و سنت‌های فریسی جست‌وجو نکرده، آن را در مدارک، باورها و اعتقادات فرقۀ قمران نیز جست‌وجو کنند. (Black, 1969: 97-99; Rowley, 1964: 30-32).</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">این طومارها از مسیحیت اولیه‌ای سخن می‌گویند که در اواسط قرن اول میلادی در اطراف اورشلیم در حال شکل‌گیری بود. این مدارک نشان می‌دهند که پیروان مسیحیتِ اولیه در کنار اعتقاد به عیسی، در عمل به احکام سبّت کوشا بودند و خود را ملزم به رعایت قانون تورات می‌دانستند. در این مدارک به عبادات متمایز و خاصی که سبب افتراق اصولی آنان از یهودیت شود، اشاره‌ای نشده است؛ از این رو کلیسای کاتولیک سال‌ها از انتشار گستردۀ طومارها اجتناب می‌کرد. در سال ۱۹۹۱ دو خبرنگار به نام‌های مایکل بیِْجنت و ریچارد لیق (Michael Baigent and Richard Leigh) مقاله‌ای با عنوان «نیرنگ <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b7%d9%88%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%ad%d8%b1%d8%a7%d9%84%d9%85%db%8c%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with طومارهای بحرالمیت">طومارهای بحرالمیت</a>» (The Dead Sea Scrolls Deception) منتشر کردند که موجب برانگیختن احساسات مردم شد. آنان مدعی بودند تأخیر در انتشار مدارک غار شمارۀ ۴ و محدودیت دسترسی به طومارها تا قبل از سال ۱۹۹۱، نتیجۀ دخالت‌های کلیسای کاتولیک بوده است. آنان دلایلی اقامه کردند که ثابت می‌کرد کلیۀ تحقیقات و مطالعات بر روی طومارها تحت نظارت واتیکان در رم صورت گرفته و کلیسا هر گونه مطالعه بر روی طومارها را تحت کنترل داشته است تا به ایمان و اعتقاد مسیحی لطمه‌ای وارد نگردد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">داستان کشف طومارها با چوپان بیابانگردی به نام محمد احمد الحامد، با نام مستعار محمد گرگی، گره می‌خورد. او اولین کسی است که به راز غارها پی برد. وی روزی در جست‌وجوی برۀ گمشده‌اش، سنگی به داخل گودالی پرتاب کرد، صدای برخورد سنگ به چیزی کنجکاوی وی را تحریک کرد. او به داخل غار رفت و در آنجا کوزه‌هایی <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%82%d8%af%db%8c%d9%85%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with قدیمی">قدیمی</a> پیدا کرد که طومارهایی در آنها جاسازی شده بودند. وی طومارها را به نزدیک‌ترین شهر، یعنی بیت‌لحم، نزد یک دلال عتیقه به نام خلیل اسکندر شاهین برد و آنها را به او فروخت. از آنجا که دلال عتیقه دربارۀ قدمت و ارزش طومارها تردید داشت، آنها را به آتاناسیوس سموئیل (Athanasisus Samuel)، اسقف مسیحیان جامعة سریانی در اورشلیم، نشان داد (Sommer, 1952: 9-11; Schiffman, 2005: 249; Moore Cross, 1958: 1-3). آتاناسیوس تصمیم به خریداری طومارها گرفت. آن طومارها شامل نسخۀ تقریباً کاملی از اشعیا، نوعی از کتاب قانون دینی که ناشناخته بود، تفسیر متفاوتی از حبقوق و نسخه‌هایی از سفر پیدایش که بسیار بد نگهداری شده بودند، می‌شد (Campebell, 1998: 3). او نیز برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر و دقیق‌تر طومارها را در اختیار شرق‌شناسان دانشگاه آمریکایی اورشلیم قرار داد. در این دانشگاه، دکتر تِرور (John C. Trever) از آن طومارها عکس‌برداری کرد و گروهی تحقیقی برای بررسی و مطالعه بر روی آنها تشکیل داد. بدین ترتیب مطالعات بر روی طومارها توسط تعدادی از دانشمندان آغاز شد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"> طومارها در یازده غار و در طول نه سال از ۱۹۴۷ تا ۱۹۵۶ کشف شدند. شماره‌گذاری غارها بر اساس کشف گنجینۀ نسخ خطی در غارها صورت گرفته است. غارهای ۳، ۵، ۷، ۸، ۹، ۱۰ توسط <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with باستان">باستان</a>‌شناسان و پنج غار دیگر توسط قبیلة بدوی تعامرکشف شدند. احتمالاً طومارها در یک زمان در یازده غار قرار نگرفته‌اند. طومارهایی که در غار ۱ پیدا شدند، به دقت در کوزه‌هایی استوانه‌ای قرار داده شده بودند؛ در حالی که ظاهراً طومارهای سایر غارها، به‌ویژه غار شمارۀ ۴ که بیشترین طومارها در آن کشف شده است، با عجله جاسازی شده بودند.</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"> طومارها آشکارا نمایانگر کتابخانه‌ای قابل‌ملاحظه‌اند که در طول چندین نسل نسخه‌برداری شده‌اند. <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with تاریخ">تاریخ</a> تخمین زده شده برای طومارها، هر چه که باشد، بیانگر این حقیقت است که آنها چندین قرن قدمت دارند (Licht &amp; Bruce, 1971: 5/1397-98). آنها حاوی دعاها، اشعار و سرودهایی هستند که تا پیش از این ناشناخته بودند: سرودها و دعا‌های کوتاه صبح و شب در ایام گوناگون و دعا‌های اعمال روز سبّت که بسیاری از آنها با سپاسگزاری از خداوند شروع می‌شوند، اشعاری برای بیرون راندن شیاطین از مراسم سالانة دعا، نماز تابوت عهد، دعاهای شکرگزاری و مراسم آئینی تشرف و ایام خاص دیگر، دعا به مناسبت جنگ آخرالزمان و طلب بخشش به هنگام ظهور ﭘادشاه آخرالزمان و اشعار ادبی دیگری که هر کدام قابل بحث و بررسی هستند (Collin, 1997:29-30).</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">بیشتر طومارها بر روی کاغذهای پوستی و برخی بر روی پاپیروس از سمت چپ بدون نقطه‌گذاری نوشته شده‌اند. جوهر استفاده‌شده در تمام طومارها کربنی است، اما جوهری که برای طومار سفر پیدایش استفاده شده از فلز گرفته شده است که سبب شده این طومار شرایط مناسبی نداشته باشد؛ زیرا جوهرْ کاغذ پوستی را خورده و به درون آن نفوذ کرده است. در برخی از طومارها لایه‌ای از قارچ و پوسیدگی روی نوشته را پوشانده و باعث شده است طومار فقط در نور مادون قرمز قابل خواندن باشد. طومارهای چندی در پارچة کتانی پیچیده شده بودند که بقایای آن ﭘارچه‌ها کشف شده‌اند. این طومارها در کوزه‌هایی قرار داده شده بودند که حداقل دو تای آنها کاملاً سالم مانده‌اند (Licht &amp; Bruce, 1971: 5/1404-6).</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"> در میان نسخ خطی یافت‌شده در غارهای قمران، بیش از صد نسخة <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کتاب مقدس">کتاب مقدس</a> <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%d8%a8%d8%b1%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عبری">عبری</a> مورد شناسایی قرار گرفته‌اند که تنها بخش‌هایی از آنها سالم مانده‌اند. همة کتاب‌ها به استثنای <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with استر">استر</a> (که نمی‌توان به نحو قطعی، اظهار نمود که فقدان آن تصادفی بوده، یا دارای مفهوم خاصی است) شناسایی شده‌اند. غیر از نسخ خطی عبری، نسخ خطی دیگری به زبان یونانی نیز کشف شده‌اند. مهم‌ترین نسخة هفتادیِ یافت‌شده در منطقة بحرالمیت در نحل هور (Nahl Hever) کشف شده است که نسخه‌ای متشکل از تکه‌های کوچک ناپیوسته از ترجمۀ یونانیِ دوازده پیامبر کوچک است و متن آن با کتابی که ژوستین شهید (تقریباً ١۵٠ میلادی) مورد استفاده قرار داده است همانند انگاشته می‌شود (Licht &amp; Bruce, 1971: 5/140). برخی از نسخه‌های کشف‌شده ویژگی سوداپوکریفا دارند که تا پیش از کشف این طومارها ناشناخته بودند؛ مانند گفته‌های موسی، مکاشفۀ عمران، زبور یوشع نبی، بخش‌هایی از ادعیه دانیال و آثار مربوط به دعای <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%86%d8%a8%d9%88%d8%af%db%8c%d9%86%d9%88%d8%b3/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with نبودینوس">نبودینوس</a> (Nabonidus) و کتاب اسرار(Graystone, 1956:5-9).</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"> در کل، طومارهایی که در غارهای قمران کشف شدند انواع مختلفی از متون نوشتاری را منعکس می‌کنند؛ مثلاً متون به دست‌آمده از غارهایی که در محدودۀ تصرفات دوران شورش بارکوخبا واقع شده بودند، از نوع ﭘیش‌مأثوری (Proto Masoretic) هستند و یا برخی از متن‌ها بیانگر گونه‌ای ترکیبی‌اند؛ نسخة خطی سفر اعداد از غار ۴ دارای خطی بین <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ae%d8%b7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with خط">خط</a> سامری و نوع <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ae%d8%b7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with خط">خط</a> ترجمة هفتادی است و متن آن با ارزش‌تر از ترجمه هفتادی و مأثوری محسوب می‌گردد (Licht &amp; Bruce, 1971, 5:1400-1). ناگفته نماند که بیشتر طومارها به زبان عبری و تنها بخش‌هایی از آنها به زبان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a2%d8%b1%d8%a7%d9%85%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with آرامی">آرامی</a> و یونانی‌اند. علاوه بر بخش یونانی رسالة‌ ارمیای نبی از غار ٧، کتاب‌های سفر تثنیه (آنهایی که در ترجمۀ هفتادی موجودند، اما در <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کتاب مقدس">کتاب مقدس</a> عبری وجود ندارند) در طومارهای قمران در بخش‌هایی از طوبیت و کتاب جامعه (Bin Sirach) (سه تا به زبان آرامی و یکی به زبان عبری) ارائه شده‌اند. قطعاتی از این اثر نیز در مسّده پیدا شده است. تعدادی از کتاب‌های سوداپوکریفا نیز شناسایی شده‌اند. کتاب جشن‌ها به‌عنوان یک اثر قابل‌اطمینان و تصدیق‌شده در مدارک دمشق تحت عنوان کتاب تقسیم‌بندی زمان در جشن‌ها و هفته‌ها (The Book of the Divisions of Times into their Jubilees and Weeks) در ده نسخۀ خطی عبری از غارهای ۱ و ۲ و ۴ یافت شده است. این کتاب تا حد زیادی با کتابِ حنوخ نبی ــ که هشت نسخۀ خطی آرامی مربوط به آن در غارها شناسایی شده‌اند ــ هماهنگ است (فقدان بخشی از این قسمت به‌ویژه به دلیل مقدمۀ درخور توجه آن در باب شکل پسر انسان ــ ظهور کسی که شبیه پسر انسان است ــ ممکن است تصادفی یا عمدی باشد). همچنین برخی از عهد دوازده ﭘیامبر نیز شناسایی شده‌اند: تکه‌هایی از عهد لاوی از غار شمارۀ ۱ و تکه‌هایی از سه طومار از غار شمارۀ ۴ به زبان آرامی و نیز متنی شبیه به متون مکشوف در جنیزه (Genizah) در قاهره و همچنین عهد نفتالی (Naphtali) به زبان عبری از غار شمارۀ ۴ تأثیر مسیحیت در متون اصلاح‌شدۀ این نوشته‌ها به زبان یونانی بسیار مشهود است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">برای نام‌گذاری طومارها از شیوه‌ای استفاده شده که از شمارۀ غار، محل کشف آن و حرف اول عنوانِ عبریِ نوشته‌شده در طومار، تشکیل شده است؛ مانند ۱Qs که بدین ترتیب خوانده می‌شود:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱= شمارة غار</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">Q= اول حرف قمران (Qumran) محل کشف طومار</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">S= حرف اولی‌که طومار با آن شروع شده است؛ یعنی‌سیراخ‌(Licht &amp; Bruce, 1971: 1398).</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #800000;"><strong>فهرست خلاصه‌ای از طومارهای کشف‌شده در غارها به قرار زیر است:</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">غار ۱: دست‌نوشته‌های کشف‌شده در این غار هفت عدد بودند که به‌دقت در کوزه‌های استوانه‌ای جاسازی شده بودند. ظاهراً زمان کافی برای مخفی‌کردن آنها وجود داشته است. طومارهای کشف‌شده در این غار عبارت‌اند از:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">نسخه خطی کامل اشعیا به زبان عبری که تقریباً سالم است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">نسخة خطی ناقص اشعیا که بسیار <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%82%d8%af%db%8c%d9%85%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with قدیمی">قدیمی</a>‌تر از نسخة اشعیای شناخته‌شده است (برای اطلاع بیشتر رک: Burrows, 1951: Chapter 2)).</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">پشر (تفسیر) حبقوق (۱QpHab)(P = pesher, ‘interpretation’) که بهترین تفسیر باقی‌مانده از کتاب حبقوق، هشتمین کتاب از کتاب‌های دوازده پیامبر کوچک، است. این پشر تنها دو فصل از سه فصل کتاب حبقوق را تفسیر کرده است و به فصل سوم نپرداخته است. علت این امر در ویژگی فصل سوم نهفته است؛ زیرا این فصل حاوی اشعار روحانی است و نویسنده تفسیر آن را ضروری ندیده است. در این تفسیر به صورت برجسته از <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%85-%d8%b1%d8%b3%d8%aa%da%af%d8%a7%d8%b1%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with معلم رستگاری">معلم رستگاری</a> و رهبر جامعه صحبت شده است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">سفر پیدایش (۱QapGen)(‘ap’ = apocryphon)؛ این طومار به‌عنوان قدیمی‌ترین اسفار ﭘنج‌گانه مکتوب فلسطینی به زبان آرامی شناخته شده است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">سرودهای شکرگزاری، که شامل سرودها و دعاهایی جهت استفادة فردی و گروهی است و ماهیت عبادی این سرودها بیانگر دیدگاه روحانی فرقۀ قمران است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">نسخة ناقصِ طومار بلند اشعار (H = bodayot, ‘hymns’) (lQH) که حاوی اشعار و سرودهای شکرگزاری از خداوند برای علم و نجاتی است که به جامعه بخشیده است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"> طومار جنگ (۱QM) (M = Milchamab, ‘War’). این طومار خبر از وقوع جنگی چهل‌ساله در آخر زمان می‌دهد که در آن، ﭘسران نور بر ضد ﭘسران تاریکی می‌جنگند و در نهایت خوبی و خیر بر نیروی شرّ غالب شده، دنیا را فتح می‌کند؛ آنگاه مردم به شادی و ستایش خداوند می‌پردازند و معبد اورشلیم را بازسازی کرده، عبادت خالصانه را دوباره در آنجا احیا می‌کنند. البته ظاهراً آینده‌ای که به تصویر کشیده شده است نمی‌تواند کاملاً با واقعیت هم‌خوانی داشته باشد؛ چراکه بدیهی است آینده‌ای که بعد از چهل‌سال جنگ و خونریزی توسط سربازها ساخته شود، نمی‌تواند چندان خوشایند باشد، مگر اینکه این چهل سال مبارزه را بیشتر پیکاری معنوی بدانیم تا تسلیحاتی. این طومار به لحاظ اطلاعات مربوط به شیوة جنگ در دوران یونانی‌ـ‌رومی دارای اهمیت است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">قانون جامعه، یا دستورالعمل انضباطی (۱QS) (S= serekh, ‘Rule’) که علاوه بر بیان اهداف اصلی جامعۀ قمران، نشان می‌دهد این جامعه بر اساس چه قوانینی اداره می‌شده است. <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with باستان">باستان</a>‌شناسان بر این عقیده‌اند که این طومارها در اوایل قرن اول قبل از میلاد مسیح نوشته شده‌اند؛ اما بقایای نسخه‌های مکشوف از غار شمارۀ ۴ ثابت می‌کند که بخشی از آن آثار به طور جداگانه در گذشته وجود داشته و مربوط به روزهای اولیة شکل‌گیری فرقه در قرن دوم قبل از میلاد است. این طومار شامل قوانین انضباطی و نیز آیین‌نامه‌ای برای اعضای جدید و دارایی‌های آنان است؛ مانند:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">کسی که به همنشین‌اش تهمت بزند، باید از غذای پاک جامعه به مدت یک سال محروم گردد و طلب بخشش و توبه نماید و کسی که به جامعه تهمت بزند باید از جامعه اخراج شود و هرگز باز نگردد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">غار ۲: سی طومار توسط چوپان‌های بدوی در این غار کشف شدند: بن‌سیراخ (Bensirach) و یوبیل (کتاب جامعه / حکمت) به زبان عبری.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">غار ۳: برخی از <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b7%d9%88%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%ad%d8%b1%d8%a7%d9%84%d9%85%db%8c%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with طومارهای بحرالمیت">طومارهای بحرالمیت</a> نوشتارهایی بی‌مفهوم و نامنظم بر روی کاغذهای پاپیروس هستند. ظاهراً این طومارها از اطراف <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b1%d8%a8%d8%b9%d8%a7%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مربعات">مربعات</a> یا نحل هور کشف شده‌اند و سپس توسط فروشندگان طومارها به دیگر مدارک بحرالمیت اضافه گشته‌اند (A. J. T. Jull and others, 1995: 14). یکی از عجیب‌ترین آنها، طومار مسی است که در غار شمارة ۳ کشف شد. این طومار ارتباطی با مسائل دینی ندارد؛ اما حس کنجکاوی باستان‌شناسان را بسیار تحریک کرده است. از آنجا که فلز طومار به‌سختی آسیب دیده و اکسیده شده بود، آن را برای مرمت نزد پروفسور رایت بیکر (Wright Baker) در انستیتوی علوم و تکنولوژی منچستر فرستادند. او طومار را در سال ١٩۵۶ با دقت به نوارهای طولی تقسیم کرد و به اردن بازگرداند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">اولین ترجمه از این طومار توسط میلیک (J.T. Milik) صورت گرفت. الگرو (John Allegro) این طومار را در سال ۱۹۶۰ در کتاب گنج طومار مسی به همراه ترجمة آن چاپ کرد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">طومار از ۶۴ مکان مخفی در سرزمین اسرائیل خبر می‌داد که گنجینه‌هایی از طلا، نقره و اشیای گرانبها در آنجا پنهان شده بود. گنجینه تقریباً شامل ۱۳۰۰ سکة طلا، ۵۶ جام طلا، ۶۰۸ کوزة پر از نقره و ۶۹۰ کوزة طلا و ظروف نقره می‌شد. شاید ارزش این گنج به ۶۵ تن نقره یا ۲۶ تن طلا می‌رسید.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">تصور چنین گنجی بسیار حیرت‌انگیزاست. پروفسور میلیک معتقد است که این گنج افسانه‌ای بیش نیست و رقم اغراق‌آمیز آن حکایت از افسانه بودن آن دارد، در حالی که دانشمندان دیگری چون دوپنت سامر(Andre Dupont Sommer) عقیده دارند که این گنج واقعی است و به فرقة <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d8%b3%d9%86%db%8c%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اسنی‌ها">اسنی‌ها</a> تعلق داشته است. رابین (Chaim Rabin) و الگرو آن را متعلق به معبد اورشلیم می‌دانند. علاوه بر این الگرو، زیلوت‌ها را که در آن زمان قمران را تحت سلطه داشتند، مسئول نگهداری طلا، نقره و طومارها می‌داند. هنوز پاسخی به این سؤال داده نشده است که چرا باید غارت معبد و شهر از قبل پیش‌بینی می‌شد و یا چطور گروه کوچکی همچون <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d8%b3%d9%86%db%8c%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اسنی‌ها">اسنی‌ها</a> صاحب چنین دارایی عظیمی بودند. تنها چیزی که شاید بتوان با اطمینان دربارۀ طومار مسی اظهار داشت، دسترسی دانشمندان به مدارک گرانبهایی است که منجر به ارتقای دانش آنان دربارۀ کتابت نسخ قدیمی شد (Vermes, 1965: 250-51; Baigent, 1997: 209-11).</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">غار۴: بیشترین تکه‌های طومار یعنی بالغ بر چهل درصد آنها در این غار کشف شدند. متأسفانه چهارصد طومار موجود در این غار در طول قرن‌ها تکه‌تکه شده و به ده‌ها هزار قطعه تقسیم شده بودند که می‌باید با نهایت صبر و حوصله کنار یکدیگر گذارده می‌شدند. در این غار بخش‌هایی از دو نسخه از ترجمة هفتادی سفر لاویان و سفر اعداد، بخش‌هایی از ترجمة آرامی سفر لاویان، و چهار نسخة خطی از سفر اعداد (که نوشتار آنها چیزی بین سامری و ترجمة هفتادی است) کشف شد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">یکی از مکشوفات بسیار مهم در این غار، مدرک دمشق است. پیش از این در سال ۱۸۹۶، نسخه‌ای دیگر از این مدارک در کنیسه‌ای قدیمی واقع در قاهره کشف شده بود که معمولاً آن را با علامت اختصاری CD(Cairo and Damascus) نشان می‌دهند. امروزه نسخ مهم مدرک دمشق مکشوف از بحرالمیت نیز با عنوان ۴QD در اختیار همگان قرار گرفته است. مدرک دمشق شامل یک سلسه قوانین است که فرقه اسنی را به‌عنوان اسرائیل واقعی شناسایی می‌کند و افراد خارج از این فرقه را در زمرة گروه شیاطین و اشرار می‌شمارد. چندین اسم رازآمیز نیز در آن آمده است، مانند: معلم پرهیزگاری، تمسخرکننده و دروغگو. بیشتر دانشمندان بر این باورند که معلم پرهیزکاری بنیان‌گذار جامعة اسنی بوده است و تمسخرکننده و دروغگو اسامی مستعاری هستند برای اشاره به فردی که با پیروی از رأی و نظر خود درصدد نابودی جامعه بوده است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">علی‌رغم تشابهات بسیار میان مدرک دمشق مکشوف از قاهره با مدرک دمشق مکشوف از قمران، تفاوت‌هایی نیز در برخی از جزئیات دیده می‌شود؛ به‌عنوان مثال، طومارهای بحرالمیت از اسنی‌هایی خبر می‌دهند که در مرکز قمران مستقر بودند و با توجه به تفسیر رادیکالی فرقه از شریف، ازدواج نمی‌کردند، به هیچ وجه با اعضای خارج از فرقه معاشرت نداشتند و از شرکت نمودن در عبادات معبد اورشلیم به‌شدت خودداری می‌کردند؛ در حالی که مدرک دمشق مکشوف از قاهره از اسنی‌هایی سخن می‌گوید که ازدواج می‌کردند، بچه‌دار می‌شدند و حتی با یهودیان خارج از فرقه داد و ستد داشتند و گاه‌گاه به‌طور بسیار محدود در عبادات معبد اورشلیم شرکت می‌کردند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">مدرک مهم دیگری که در این غار کشف شد دربارة بعضی از احکام شریعت است. این طومار با عنوان ۴QMMT (Miqsat Ma&#8217;ase haTorah) مشخص شده و شامل قوانین متعددی دربارة آیین طهارت و محاسبات صحیح تقویم است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">غار ۵و ۶: کمی بعد از کشف غار شماره ۴، این دو غار کشف شدند. طومارهایی که در این غارها کشف شدند، حاوی نسخی از کتاب مقدس حداقل متعلق به ۲۰۰ ق.م بودند. از آن جمله می‌توان از سفر پیدایش، سفر خروج، سفر لاویان، سفر اعداد، سفر تثنیه، یوشع، اشعار، سموئیل اول و دوم، پادشاهان اول و دوم، اشعیا، ارمیا، حزقیال، دوازده پیامبر کوچک، کتاب جامعه، <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with استر">استر</a>، دانیال، عزرا، تواریخ اول و دوم نام برد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">غار ۷ الی ۱۰: در سال ۱۹۵۷ غارهای ۷ تا ۱۰ کشف شدند؛ اما مدارک بسیاری در آنها پیدا نشد. در غار ۷ یک طومار، در غار ۸ پنج طومار، در غار ۹ یک طومار کشف شد. در غار ۱۰ طوماری کشف نشد؛ ولی ارزش ملی خود را حفظ کرد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">غار ۱۱: بلندترین طومار، معروف به طومار معبد (Temple Scroll) که طول آن به ۱۴۸/۸ متر می‌رسد، در این غار کشف شد. وضعیت طومارهای این غار نسبت به طومارهای کشف‌شده در غارهای دیگر به‌جز غار شمارة ۱ بسیار بهتر بود.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">این دست‌نوشته‌ها شامل مزامیر، ترجمة آرامی کتاب ایوب، بخشی از سفر لاویان که با الفبای سامی باستانی (paleo-Hebrew) نوشته شده است که شبیه الفبای فنیقی و متعلق به ۱۰ ق.م. است (اسرائیلی‌ها از این الفبا تا قرن ۵ق.م. و رایج شدن الفبای آرامی به‌عنوان الفبای زبان عبری استفاده می‌کردند)، اصل طومار حزقیال، و قسمت‌هایی از مکاشفات اورشلیم جدید (The Apocalypse of the New Jerusalem) بود (Licht &amp; Bruce, 5/1401-2; Baigent, 1997: 215-16).</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">فهرست زمانی عملیات انجام‌شده بر روی طومارها</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">از بین فهرست‌های مختلفی که از فرایند کشف و مباحث ﭘیرامون طومارها تهیه شده است، فهرست دکتر مالن اسمیث (Dr. Mahlon H. Smith) از دانشگاه روتْگِرز (Rotgers University) یکی از جامع‌ترین آنهاست که در ادامه به اطلاع خواننده محترم می‌رسد:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۴۷</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ پیدا شدن هفت طومار در کوزه‌های داخل غار قمران توسط چوﭘانی بیابانگرد در ماه فوریه؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ساکن‌شدن یهودیان در اورشلیم با کمک انگلیسی‌ها و برانگیخته شدن خشم مسلمانان؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ارائة چهار طومار توسط چوﭘانی از قبیلۀ تعمیره (Ta΄amireh)، به دلال عتیقه در ماه آوریل؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ خریداری طومارهای اشعیا، بشر حبقوق، اﭘوکریفای ﭘیدایش و طومار جنگ توسط آتاناسیوس، اسقف کلیسای اورشلیم از دلال عتیقه، به قیمت ٢۵٠ دلار؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ارائه دو طومار دیگر به ﭘروفسور اِلیزر سوکنیک (Eliezer Sukenik) در دانشگاه عبری توسط فروشنده دیگری به نام فیدی صلاحی (Feidi Salahi) در ماه نوامبر؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اعلام تقسیم فلسطین به دو بخش عربی و <a href="http://tarikhema.ir/words/%db%8c%d9%87%d9%88%d8%af%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with یهودی">یهودی</a> در ۲۹ ماه نوامبر؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ خریداری سه طومار جنگ و طومار دیگر اشعیا و هدایوت (Hodayot) توسط سوکنیک در ماه دسامبر.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۴۸</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ دیدار سوکنیک با اسقف سموئیل و عدم‌موفقیت وی در خریداری طومارها از وی در ماه ژانویه؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ نشان‌دادن طومار اشعیا به جان ترور (John C. Trevor) در مرکز شرق‌شناسی اورشلیم (ASOR) توسط اسقف سموئیل؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ تصویربرداری و شناسایی طومار اشعیا توسط ترور و همکارش ویلیام برونلی (William Brownlee) در ماه فوریه؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ تأیید هویت طومار اشعیا توسط ویلیام آلبرایت (William F. Albright)، باستان‌شناس آمریکایی به‌عنوان قدیمی‌ترین نسخة خطی به عبری در ماه مارس؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ دادن اجازة انتشار طومارها به میلار باروس (Millar Burrows)، رئیس مرکز مطالعات شرق‌شناسی اورشلیم از سوی اسقف سموئیل؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اعلام کشف طومارها توسط باروس در ماه آوریل؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ رفتن انگلیسی‌ها از فلسطین و ﭘایه‌گذاری اسرائیل توسط یهودیان و مقابله با حملات اعراب در ماه می؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ شرح جزئیات «کشف طومارها» توسط ترور در مجلۀباستان‌شناسان</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">شمارة ۱۱؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار بخشی از طومارها توسط ﭘروفسور سوکنیک و شناسایی اسنی‌ها به‌عنوان نویسندگان طومارها؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ شروع جست‌وجو و حفاری توسط هاردینگ (G.L. Harding)، رئیس مرکز باستان‌شناسی اردن.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۴۹</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ دادن اجازة حفاری از سوی هاردینگ به پدر رولان دِوو (Roland Gu′erin de Vaux)، کشیش دومینیکن فرانسوی و رئیس مدرسة الاهیاتی کاتولیک فرانسوی در اورشلیم، جهت جست‌وجو در غار۱، جایی که هفت طومار اولیه ﭘیدا شده بودند؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ کشف طومارهای دیگر به‌خصوص نسخة اصلی یوئیل و عهد لاوی در ماه فوریه؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ آوردن چهار طومار به آمریکا توسط اسقف سموئیل برای فروختن آنها جهت کمک به ﭘناهندگان فلسطینی و اعلام فروش آنها در مجلة باستان‌شناسان شماره ۱۲.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۵۰</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار دیدگاه دانشمند فرانسوی آندره دوﭘونت سامر (Andre Dupont-Sommer) دربارۀ طومارهای بحرالمیت، مبنی بر اینکه آنها متعلق به فرقه اسنی‌ها بوده و احتمالاً در قسمتی از خرابه‌های قمران که هنوز تا آن زمان حفاری نشده بودند، نوشته شده‌اند؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with تاریخ">تاریخ</a>‌شناس شک‌گرا، سولومون سَیْت‌لین (Solomon Zeitlin)، در فصلنامۀ یهودیان ادعای قدمت طومارها را رد کرد و آنها را جعلی خواند؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ دعوت آلبرایت از سیت‌لین در یک مجمع عمومی به منظور بحث دربارۀ صحت طومارها بر ﭘایۀ اسناد و مدارک؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار تصاویری از طومار اشعیا توسط ترور و ارائه تفسیری از طومار حبقوق (۱QpHab).</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۵۱</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشارمدرک ۱QS به‌عنوان دستورالعمل قوانین توسط باروس و برون‌لی(Burrows &amp; Brownlee)؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ فروش کلیه طومارهایی که فروشندة عتیقه از چوﭘان بدوی گرفته بود به هاردینگ؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ شروع حفاری در خربت قمران توسط دوو در ماه نوامبر؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ نمایش طومارهای کشف‌شده در موزۀ آمریکا.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۵۲</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"> ▪ کشف سی تکه طومار از غار شمارة ۲ توسط یک چوﭘان بیابانگرد شامل طومار بن‌سیراخ و یوئیل به عبری اصلی در ماه فوریه؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ عملیات حفاری توسط گروه ASOR در غارها و کشف طومار مسی در ماه مارس؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ فروش تکه‌های بسیاری از طومارهای غارهای دیگر توسط فروشندة عتیقه به دوو در ماه سپتامبر؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ تلاش اتحادیۀ اردن برای کسب سرمایه از دانشگاه‌ها و موزه‌‌های خارجی جهت خرید طومارهای بیشتر؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ کشف غار شمارۀ ۴ توسط دوو در ۱۸۰ متر دورتر از خرابه‌های قمران؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ کشف نسخه‌های مدرک دمشق از غارهای شمارۀ ۵ و ۶.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۵۳</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ گزارش دوو به دانشگاه بریتانیا دربارۀ کشفیات قمران و تأیید نظریات دوﭘونت سامر مبنی بر اینکه طومارها توسط اسنی‌ها نوشته شده‌اند؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ گردآوری گروهی متشکل از هشت دانشمند توسط هاردینگ در شرق اورشلیم به منظور بررسی و مطالعه بر روی طومارها تحت سرﭘرستی دوو: فرانک مور کراس و ﭘاتریک زِهان (Frank Moore Cross &amp; Patrick Skehan) از آمریکا، جان الگرو و جان اِستراگنل (John Allegro &amp; John Strugnell) از انگستان، دومینیک بارتلمی و ژان استارکی (Dominique Barthelemy &amp; Jean Starcky) از فرانسه، کِلاوس هونوهونسیگر (Claus Hunno Hunziger) از آلمان، جوزف میلیک (Josef T. Milik) از لهستان.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۵۴</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ خرید ﭘنهانی چهار طومار از اسقف سموئیل توسط ییگائیل یَ<a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%af%db%8c%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with دین">دین</a> (Yigael Yadin)، ﭘسر سوکنیک در آمریکا به مبلغ ٢۵٠٠٠٠ دلار؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ بازنگری و تصحیح تکه‌های مدارک صدوقیان توسط چیم رابین (Chaim Rabin) از دانشگاه آکسفورد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۵۵</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ بازگشت یدین به اسرائیل جهت یکی‌کردن هفت طومار در ماه فوریه؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار مقاله‌ای توسط ادموند ویلسون (Edmund Wilson) منتقد ادبی در مجلۀ نیویورک ﭘیرامون مطالعات دوﭘونت سامر و ادعای اینکه مسیحیان شخصیت عیسی را از <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%85-%d8%b1%d8%b3%d8%aa%da%af%d8%a7%d8%b1%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with معلم رستگاری">معلم رستگاری</a> برداشت کرده‌اند؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار طومارهای کشف‌شده از غار شمارۀ یک توسط بارتلمنی و میلیک؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ کشف غارهای ۷ تا ١٠ در جنوب قمران؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ کمک گرفتن الگرو از دوستانش در دانشگاه منچستر انگستان برای بازکردن طومار مسی و ارسال رونوشت‌های بسیار از گنجینۀ دوو.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۵۶</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اعلام عمومی کشف طومار مسی و فهرست گنجینه‌های‌گرانبهای آن توسط الگرو؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اعلام افسانه‌بودن گنج طومار مسی توسط دوو و هاردینگ به دانشگاه فرانسه به دلیل عدم‌هماهنگی آن با اقتصاد اشتراکی فرقه اسنی‌ها؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار مقاله‌ای توسط رابین و اعلام اینکه طومار مسی به وسیله زیلوت‌ها نوشته شده است؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اعلام کشف طومارها توسط الگرو در BBC و این ادعا که فرقۀ قمران صاحب مسیحایی بودند که بر صلیب دوخته شده است و مسیحیان این داستان را از آنان به امانت گرفته‌اند؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ارسال نامه توسط دوو، میلیک، استارکی، زِهان و استراگنل به مجلۀ تایمز لندن و دعوت از الگرو به مباحثه؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ عقب نشینی الگرو از ادعای خویش و اعلام اینکه اظهاراتش بیشتر مبتنی بر فرضیات بوده است تا مدارک به دست‌آمده؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ گشوده‌شدن اﭘوکریفای ﭘیدایش (Genesis Apocryphon) در دانشگاه عبری و انتشار آن توسط یدین؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اتمام تصویربرداری و تکمیل بازسازی تکه‌های طومارها از غار شمارۀ ۴ توسط گروه دوو؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ فروش هفت طومار توسط چوﭘان بدوی به دلال عتیقه از غار شمارۀ ۱۱ و فروش شش تای آن به موزۀ باستان‌شناسی فلسطین و فروش آنها توسط این موزه به مؤسسات آمریکایی و اروﭘایی.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۵۷</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اعلام نظریۀ دانشمند یهودی، سیسیل راث (Cecil Roth) تحت عنوان «حل راز طومارها» مبنی بر اینکه نویسندگان طومارها ﭘیروان مناخیم (Menahem)، رهبر زیلوت‌ها بودند که در اورشلیم توسط دیگر شورشیان در ۶٨ق.م. کشته شده بود؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار ترجمۀ انگلیسی از سیزده نسخۀ مکشوف از غار شمارۀ ۱ توسط تئودور گستر (Theodor H. Gaster) از دانشگاه کلمبیا و اعلام اینکه طومارها نشان‌دهندۀ فضای دینی و فرهنگی زمانی است که یوحنای معمدان رسالت خویش را انجام می‌داد و عیسی در آن فضا ﭘرورش یافته است و اینکه عقاید دینی آن فضا بستر بسیار مناسبی برای رشد و نمو عهد جدید بوده است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۵۶</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ترک گروه تحقیق توسط هونسیگر و تحویل طومارها به موریس بایه (Maurice Baillet) از جانب دوو؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ﭘایان یافتن حفاری‌های دوو در خربت قمران.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۵۹</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ بازگشت الگرو به فلسطین و آغاز تحقیقات خویش برای ﭘیدا کردن گنجینه طومار مسی بدون موفقیت؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ارائۀ مدارک مستند باستان‌شناسی و تاریخی مبتنی بر علم شناسایی خطوط باستانی توسط دوﭘونت سامر که نظریۀ قدیمی خاستگاه طومارها را تأیید می‌نمود (فرقۀ قمران = فرقۀ اسنی‌ها)؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اعلام نظریۀ میلیک پس از ده سال مطالعه بر روی کشفیات قمران در بیابان‌های اردن، مبنی بر اینکه آخرین بازماندگان فرقۀ اسنی‌ها ویژگی‌های جنگ‌طلبانة زیلوت‌ها را داشتند؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار ترجمۀ طومار مسی توسط میلیک بدون اشاره به استفادۀ وی از ترجمۀ الگرو.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۶۰</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ چاﭖ کتاب الگرو با عنوان گنج طومار مسی با تصاویر غیرمجاز؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ درگذشت دکتر جان راکفلر، رئیس موزۀ باستان‌شناسی و ﭘایان حمایت‌های مالی از مطالعه بر روی طومارها؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اتمام رونویسی از طومارهای غار ۴ در ماه ژوئن؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتقال طومارها به مکان امن؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ تقسیم تصاویر ۵۷۴ نسخه در بین دانشمندان؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ به عهده گرفتن مسئولیت تصحیح طومار انجیلی از سوی کِراس و زِهان؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ تقبل مسئولیت بقیۀ طومارها از سوی میلیک و ِاستراگنل.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۶۱</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ بررسی کتاب الگرو دربارۀ طومار مسی توسط دوو و نادرست و مبهم خواندن آن؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ آگاه‌شدن یدین از اینکه دلال عتیقه هنوز بزرگ‌ترین طومار، کشف‌شده از غار شمارۀ ۱۱، را در دست دارد، اما عدم توافق در خرید آن.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۶۲</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ترجمۀ جدید انگلیسی از طومارهای بحرالمیت توسط گِزا وِرمز (Geza Vermes) و معرفی قمران به‌عنوان مرکز فرقۀ اسنی‌ها.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۶۳</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ادعای رِنگستورف (K.H. Rengstorf) از دانشگاه مونستر (Münster) مبنی بر اینکه خاستگاه طومارها کتابخانه معبد اورشلیم است؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ آغاز حفاری در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b3%d8%af%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مسده">مسده</a> توسط یدین و کشف رونوشت‌هایی از بن‌سیراخ به عبری و سرودهای آیین قربانی سبّت در کنیسۀ مسّده که توسط زیلوت‌ها بنا شده بود. قبلاً نسخه‌هایی از این نوشته‌ها در غار شمارۀ ۴ قمران کشف شده بود.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۶۵</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"> ▪ انتشار نظریۀ دانشمند انگلیسی جی.آر. درایور (G.R. Driver) که صحت و درستی تفاسیر دوو و دوﭘونت را بر ﭘایۀ مدارک تاریخی و علم شناسایی خطوط باستانی تغییر می‌داد و از نظریۀ راث حمایت می‌کرد که خاستگاه فرقۀ اسنی‌ها را زیلوت‌ها متعلق، به یک قرن قبل از میلاد، مسیح می‌دانست؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ به نمایش‌گذاردن طومارهای غار شمارۀ ۱ و مدارک شورش بارکوخبا در موزۀ اورشلیم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۶۶</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار «داستان‌های ناگفته از طومارهای بحرالمیت» (The Untold Story of the Dead Sea Scrolls) در مجلۀ هارﭘرز (Harpers Magazine) توسط الگرو مبنی بر اجتناب عمدی دِوو از چاﭖ طومارها به علت ناسازگاری آنها با تعالیم مسیحیت؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اعتراض درایور و دیگر دانشمندان گروه <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%d9%87%d8%af-%d9%82%d8%af%db%8c%d9%85/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عهد قدیم">عهد قدیم</a>‌شناسی در مجلۀ تایمز لندن بر علیه الگرو؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ترغیب دولت اردن به ملی اعلام نمودن موزۀ باستان‌شناسی فلسطین از جانب الگرو.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۶۷</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ عدم همکاری دانشمندانی چون دوو، زهان، استارکی و میلیک با دولت اسرائیل، و در نتیجه متوقف‌شدن انتشار طومارها.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۷۰</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ سؤال گولب (Norman Golb) از دانشگاه شیکاگو، از مؤسسۀ ASOR که اگر همۀ طومارهای بحرالمیت به دست فرقۀ اسنی‌ها نوشته شده است، چرا مجوز بررسی طومارهای منتشرنشده صادر نمی‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۷۱</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ درگذشت آلبرایت و دوو.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۷۲</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ﭘیر بنوا (Pierre Benoit) از مدرسة دومینیکن‌های فرانسه رهبری گروه تحقیق را به عهده گرفت و قول همکاری با مسئولان اسرائیلی را جهت انتشار طومارها داد؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار مقاله‌ای توسط جو کالاگان (Jose O. Callaghan) اسپانیایی مبنی بر اینکه طومارهای یونانی به دست‌آمده از غار شمارۀ ۷ ملحقات کتاب‌های عهد جدید هستند که شامل مرقس ۶: ۵۲ـ۵۳ تیموتائوس ۳: ۱۶ـ۴: ۱ و یعقوب ۱: ۲۳ـ۲۴ می‌شود؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ توافق برای انتشار طومارها تحت عنوان اصلاح‌شدة «کشفیات در بیابان‌های یهودیه» (Discoveries in the Judean Desert) بدون توجه به قوانین قضایی‌سیاسی جدید.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۷۵</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار طومار حبقوق قمران بر ﭘایۀ آیین‌نامۀ عهد دمشق و قانون جامعه توسط متخصص شریعت یهودی، لاورنس شیفمان (Lawrence Schiffman).</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">1976</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار تکه‌های فراوانی از نسخة عبری کتاب خنوخ توسط میلیک و ادعای اینکه به دلیل عدم شباهت متون طومارها به بخش‌هایی از نسخۀ حبشی معلوم می‌گردد که عبارت «پسر انسان» (Son of Man) در متون حبشی بعدها به متون مسیحیان اضافه شده است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۷۷</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اخطار وِرمز دربارة رسوایی علمی در سی‌امین سالگرد کشف طومارهای بحرالمیت و درخواست تسریع در روند انتشار طومارها؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اعتراض اخلاقی دیوید نوئل فریدمن (David Noel Freedman)، نویسندۀ باستان‌شناس، به انحصاری‌بودن مطالعات در یک گروه کوچک و انتشار تفاسیر شخصی آنان.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۷۹</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار کتاب الگرو تحت عنوان طومارهای بحرالمیت و افسانۀ مسیحیت</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">(The Dead Sea Scrolls and the Christian Myth) و ادعای اینکه اناجیل دربردارندۀ داستان‌هایی افسانه‌ای دربارۀ عیسی، قهرمانی افسانه‌ای، است که بر ﭘایۀ «معلم رستگاری» ساخته شده‌اند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۸۰</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ درگذشت باروس و زهان؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">آغاز مطالعات اِمانوئل تاو و اِلیشا کیمرون (Emanuel Tov &amp; Elisha Qimron) اولین دانشمندان اسرائیلی‌ای که موفق به بررسی طومارها شدند؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ حمایت مالی الزابت بچتل (Elizabeth Bechtel) برای عکسبرداری مجدد از طومارها و تهیه یک مایکروفیلم از آن برای کتابخانۀ شخصی خودش.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۸۳</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار طومار معبد، کشف شده در غار شمارۀ ١١ توسط یدین؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار طلوع قمران: تورات فرقه‌ای و معلم ﭘرهیزگاری (The Dawn of Qumran: The Sectarian Torah and the Teacher of Righteousness) از سوی بِن‌زیون واچولدر (Ben Zion Wacholder) و اعلام اینکه طومارها توسط مخالفان صدوقیان اورشلیم نوشته شده‌اند؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار کتاب مکابیان، صدوقیان، مسیحیان و فرقه قمران توسط روبرت اَیزِنمان (Robert Eisenman) که ادعا می‌کرد طومارها را گروه کوچکی از بازماندگان صدوقیان نوشته‌اند و جنبش زیلوت‌ها، یوحنای معمدان و مسیحیت اولیه از این گروه به وجود آمده‌اند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۸۴</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"> ▪ دعوت از گولب برای ایراد سخنرانی در موزۀ راکفلر و بحث دربارۀ اینکه عدم‌وجود نامه‌های دستنویس و مدارک قانونی در طومارهای بحرالمیت نشان می‌دهد که آنها در قمران تألیف نشده‌اند؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اعلام خبر کشف نامۀ «معلم رستگاری به کاهن بدکار» در بین طومارهای غار شمارۀ چهار(۴QMMT) توسط استراگنل و کیمرون در خبرگزاری اورشلیم؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ درگذشت یدین و برونلی.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۸۶</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ دعوت استراگنل از شیفمان برای روشن‌کردن دستورالعمل آیینی (Ritual laws) در اعمال شریعت (Acts of Torah) (4QMMT) و ارسال عکس و نسخ خطی برای او؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار کتاب یعقوب عادل در تفسیر حبقوق (James the Just in the Habakkuk Pesher) توسط ایزنمان و این ادعا که معلم رستگاری عنوانی بوده است که به برادر عیسی که مخالف او بوده اطلاق می‌شده است؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ این ادعا که «مرد دروغگو» (The man of the Lie) عنوانی برای اشاره به پولس و «کاهن بدکار» (The Wicked Priest) عنوانی برای اشاره حنّان دوم بوده‌اند؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ دانشمند آلمانی، کارستن تید (Carsten Thiede) در مبحث نسخه‌های <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d9%86%d8%ac%db%8c%d9%84/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with انجیل">انجیل</a> اولیه مطرح می‌کند که شناسایی ۷Q5 به‌عنوان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d9%86%d8%ac%db%8c%d9%84/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with انجیل">انجیل</a> مرقس از سوی کالاگان مستلزم بررسی کامل گمانه‌زنی‌های جدید دربارۀ انشای اناجیل است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۸۷</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ درگذشت بنوئیت؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ الزابت بچتل اندکی قبل از مرگش مایکروفیلم شخصی خود از طومارها را به کتابخانۀ هانتینگتن (Huntington) اعطا می‌کند؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ برگزاری کنفرانس لندن توسط وِرمز در چهلمین سالگرد کشف طومارها و درخواست وی برای انتشار فوری کلیه نسخ خطی مکشوفه در قمران بدون هرگونه تفسیر، ترجمه و یا اضافات دیگری.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۸۸</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ درگذشت الگرو و استارکی؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ شناسایی دو تکه طومار از غار شمارۀ ۷ توسط دانشمند آلمانی ویلهلم نب (Wilhelm Nebe) به‌عنوان بخش‌هایی ازرسالۀ خنوخ به یونانی.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۸۹</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ موافقت آکادمی رویال هلند با انتشار دومین نسخۀ طومار معبد توسط واچولدر؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ارسال تصاویر طومارها و فهرستی از طومارهای چاﭖ‌نشده از جانب استراگنل برای واچولدر؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ٣۵٠٠٠٠ دلار کمک مالی آکسفورد برای تسریع در چاﭖ طومارها؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ درخواست ایزنمان از استراگنل برای دسترسی به تصاویر طومار عهد دمشق در غار ۴ و رد درخواست وی؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ درخواست هِرشِل شَنکس (Hreschel Shanks) نویسندۀ کتاب دیدگاه تاریخی انجیل (Biblical of Archaeological Review)، برای انتشار فهرست زمانی عملیات مطالعه بر روی طومارها و فریبکارانه‌خواندن ﭘاسخ استراگنل؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار نامه‌نگاری‌های استراگنل و ایزنمان توسط شنکس و بحث و جدل میان دانشمندان برای دسترسی به طومارها در روزنامۀ NY و روزنامه‌های دیگر در ماه سپتامبر؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ارسال تصاویر طومارها به طور غیرقانونی از طرف اسرائیل برای ایزنمان در ماه اکتبر.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۹۰</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار «نامه‌های هلاخایی جدید و خاستگاه فرقه بحرالمیت» (The New Halakhic Letter &amp; the Origins of the Dead Sea Sect) توسط شیفمان که ریشه و خاستگاه اسنی‌ها را فرقۀ تفرقه‌جوی صدوقی معرفی می‌کند. این فرقه زمانی که رهبر صدوقیان حکمرانی هسمونیان را پذیرفت، از اورشلیم دوری گزیدند؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار مقالۀ استراگنل در روزنامۀ اسرائیلی هاآرتص در ٩ نوامبر؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ایزنمان تصویر١۷٠٠ طومار را به مایکل وایز (Michael Wise)، متخصص طومارشناس در دانشگاه شیکاگو نشان داد، و او فوراً شروع به ترجمۀ آنها نمود؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ گماردن استارگنل به سرﭘرستی گروه مطالعه طومارها از جانب امانوئل تاو (Emanuel Tov) در ٣٠ دسامبر.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۹۱</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ رد درخواست واچولدر برای داشتن تصاویر بیشتری از طومارها.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ استفاده از فهرست منتشرنشدۀ استراگنل توسط مارتین ابگ (Martin Abegg)، دستیار واچولدر جهت ترجمۀ دوبارۀ طومارها از متون اصلی؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ آغاز کار گولب و وایز در مؤسسۀ شرق‌شناسی دانشگاه شیکاگو به منظور رمزگشایی از طومارهای غار شمارۀ ۴؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اعلامیۀ دانشگاه آکسفورد مبنی بر تهیۀ مجموعۀ کاملی از تصاویر طومارها و تشکیل همایش قمران تحت مدیریت ورمز در ماه ژوئن؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اعلام انتشار ترجمۀ کامپیوتری طومارها توسط واچولدر و ابگ با استفاده از فهرست منتشرنشدۀ استراگنل از سوی هرشل در ماه سپتامبر؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ صدور مجوز دانشگاه هانتیگتن برای تمامی دانشمندان دارای صلاحیت برای دسترسی به مایکروفیلم بچتل در ٢٢ سپتامبر؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اعلامیۀ صدور مجوز ادارۀ اشیای باستانی اسرائیل در ٢٢ اکتبر برای دسترسی به تصاویر اصلی طومارها برای دانشمندانی که متعهد شوند، یافته‌های خود را منتشر نکنند؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار تصاویر طومارهای بحرالمیت که توسط ایزنمان ویرایش و به وسیلة جیمز رابینسون (James M. Robinson) دوباره تصحیح شده بودند در ماه نوامبر؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ برگزاری همایش سالانۀ جمعیت ادبی کتاب مقدس (Society of Biblical Literature) در کانزاس‌سیتی در ٢۵ نوامبر و اعلام ﭘایان هرگونه ممنوعیت برای مطالعۀ طومارها از سوی تاو، مدیر گروه تحقیق طومارها به طوری که هر دانشمندی بتواند به تصاویر طومارها دسترسی داشته باشد و نتایج مطالعات خود را منتشر نماید.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۹۲</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ باربارا تیرینگ (Barbara Thiering) از دانشگاه سیدنی در مقالۀ «عیسی و راز طومارهای بحرالمیت» (Jesus &amp; the Riddle of the Dead Sea Scrolls) مطرح نمود که طومارها حاصل رقابت میان یوحنای معمدان (معلم ﭘرهیزگاری) و عیسی (مرد دروغگو) است؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار مقالۀ «طومارهای کشف‌نشدۀ بحرالمیت» (The Dead Sea Scrolls Uncovered) توسط ایزنمان و وایز که شامل رونوشت و ترجمۀ پنجاه تکه طومار بود.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۹۳</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ افتتاح نمایشگاه طومارهای بحرالمیت در کتابخانۀ کنگره (Library of Congress) توسط بنیان‌گذار ﭘروژۀ جودایکا.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۹۴</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ انتشار طومار اعمال شریعت (۴QMMT) توسط استراگنل و ادعای اینکه توسط معلم ﭘرهیزگاری نوشته شده است؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ارائۀ نظریۀ جدید شیفمان دربارة طومارهای بحرالمیت مبنی بر اینکه فرقۀ قمران گروهی از صدوقیان تندرو بودند؛ اما همانند گولب بر این مطلب تکیه داشت که بسیاری از طومارهای بحرالمیت گلچینی از منابعی هستند که در قمران تألیف نشده‌اند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ اعلام کشف چهار غار در نزدیکی غار ۴ از جانب هنان اِشل (Hanan Eshel)، باستان‌شناس اسرائیلی؛</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ گزارش بروس سوکِرمان (Bruce Zuckerman) از عکس‌برداری با نور مادون قرمز و تهیه تصاویر دیجیتالی جهت بازسازی نسخ خطی و رفع نقاط ابهام در آنها و استفاده از تکنولوژی برای بازسازی متون طومارهای پوسیده.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۹۶</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ تأیید نظریۀ نب در تعیین تکه‌های یونانی طومارها از غار شماره ۷ به‌عنوان بخش‌هایی از خنوخ اول.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۹۷</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ استفادۀ اِرنست مور از اسکن کامپیوتری برای بازسازی تکه‌های طومار غار ۷ و تأیید نظریۀ نب در تعیین آن به‌عنوان خنوخ اول.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱۹۹۸</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">▪ ارائة نظریه‌ای جدید که طومارهایی در قمران کشف شده بودند را از آثاری که از مناطق دیگر به دست آمده بودند، تفکیک می‌کرد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">گابریل بوکاچینی (Gabriele Boccaccini) حتی فراتر از نظریۀ فرقۀ اسنی‌ها رفت و قمران را نه تنها مرکز اسنی‌ها ندانسته؛ بلکه آنجا را گریزگاهی برای شاخۀ افراطی گروه اصلی اسنی‌ها، خنوخی معرفی کرد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۲۰۰۰</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"> ▪ ِاستیو ماسِن (Steve Mason) مطرح می‌کند که تعیین اسنی‌ها به‌عنوان نویسندگان طومارها رسمیت ندارد؛ زیرا تعاریف یوسفوس (مورخ یهوی‌باستان) را تحریف می‌کند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">فهرست فوق به‌وضوح اهمیت و ارزش طومارها را در مطالعة تاریخ مسیحیت و یهودیت نشان می‌دهد. در طول سالیان طولانی تفحص و تحقیق بر روی طومارها، نظریه‌های گونه‌گونی دربارة اینکه این طومارها متعلق به چه زمان و چه فرقه‌ای بوده‌اند ارائه شده است؛ ولی هنوز مباحثات و مطالعات بر روی آنها ادامه دارد و معماهای بسیاری حل‌نشده باقی مانده‌اند؛ به طوری که نمی‌توان با قطعیت دربارۀ خاستگاه طومارها سخن گفت. طومارهای مکشوف باورها و عملکردهای فرقه و ساختار جامعه‌ای را منعکس می‌کنند که به آن تعلق داشته‌اند. در این جامعه با قوانین و احکام شرعی‌ای روبه‌رو می‌شویم که منحصر به این فرقه بوده است، فرقه‌ای از جامعۀ یهودیان که در دورة معبد دوم روشی سخت و جدی برای زندگی انتخاب کرده بودند و به دیدگاه دینی اصول‌گرایانه‌ای اعتقاد داشتند که در نوع خود عجیب بود. اگرچه ظاهراً این اجتماع در مکان‌های مختلفی زندگی می‌کردند، اما به دلیل اینکه منبع اصلی اطلاعات دربارة آنها از کشفیات خرابه‌های قمران در نزدیکی ساحل شمال غربی بحرالمیت به دست آمده است، آنان را «فرقة قمران» خوانده‌اند. معرفی و بررسی اعتقادات و شیوۀ زندگی آنان نیازمند مقاله‌ای جداگانه است.</p>
<blockquote>
<p dir="rtl" align="right"><strong><span style="color: #800000;"> کتاب‌نامه</span></strong></p>
<p style="text-align: left;" dir="rtl" align="right">Baigent, Michael &amp; Leigh Richard (1997), The Dead Sea Scrolls Deception, Great Britain: CoRG Books Publ.</p>
<p style="text-align: left;" dir="rtl" align="right">Black, Matthew (1969), The Scrolls and Christianity, London: S.P.C.K.</p>
<p style="text-align: left;" dir="rtl" align="right">Burrows, Millar (1951), The Dead Sea scrolls, American School of Oriental Research.</p>
<p style="text-align: left;" dir="rtl" align="right">Campebell, Johnathan (1998), Dead Sea Scrolls, the Complete Story, Ulysses Press Berke.</p>
<p style="text-align: left;" dir="rtl" align="right">Collin, John Josef (1997), Seers, Sibyls and sages in Hellenistic-Roman Judaism, Leiden: The Netherlands.</p>
<p style="text-align: left;" dir="rtl" align="right">Graystone, Geoffrey (1956), The Dead Sea Scrolls and the originality of Christ, New York: Sheed &amp; ward.</p>
<p style="text-align: left;" dir="rtl" align="right">Jull, A. J. T. and others (1995), &#8220;Radiocarbon Dating of scrolls and Linen Fragments from the Judean Desert&#8221;, Radiocarbon 37.</p>
<p style="text-align: left;" dir="rtl" align="right">Licht, Jacob &amp; Feredrick Fyvie Bruce (1971), “Dead Sea Scrolls”, in: The Encyclopedia Judaica, vol. 5.</p>
<p style="text-align: left;" dir="rtl" align="right">Moore Cross Jr., Frank (1958), The Ancient Library of Qumran and Modern Biblical Studies, Doubleday, Garden City.</p>
<p style="text-align: left;" dir="rtl" align="right">Rowley, H. H. (1964), The Dead Sea Scrolls and The New Testament, London: S.P.C.K.</p>
<p style="text-align: left;" dir="rtl" align="right">Schiffman, Lawrence H. (2005), “Dead Sea Scrolls”, in: The Encyclopedia of Religion, Mirca Eliade (ed.) second edition, MacMillan Publ, vol. 4.</p>
<p style="text-align: left;" dir="rtl" align="right">Sommer, A. Dupont (1952), The Dead Sea Scrolls, tr. E. Margaret Rowley, Basil Blackwell Publ.</p>
<p style="text-align: left;" dir="rtl" align="right">Vermes, Geza (1965), The Dead Sea Scrolls in English, PenguinBooks Ltd.</p>
<p dir="rtl">
</blockquote>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #800000;"><strong>منبع : دانشگاه <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d8%af%db%8c%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ادیان">ادیان</a> و <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d8%b0%d8%a7%d9%87%d8%a8/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with مذاهب">مذاهب</a> » طومارهای بحرالمیت » تاریخچه و منتخبی از نظریات » فاطمه هشترودی » کارشناس ارشد <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d8%af%db%8c%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ادیان">ادیان</a> و عرفان تطبیقی.</strong></span></p>
<h2  class="related_post_title">نگاره های مرتبط:</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/jewish-religion/7396/%d8%b7%d9%88%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%ad%d8%b1-%d8%a7%d9%84%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%87/" title="طومارهای بحر المیت (دریای مرده)">طومارهای بحر المیت (دریای مرده)</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/christian/3732/%d8%b3%d9%87-%d9%85%d8%ba-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%86-%d9%85%db%8c%d9%84%d8%a7%d8%af-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad/" title="رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح">رازهای تاریخی حضور سه مغ ایرانی بر بالین میلاد مسیح</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/3060/%d8%b3%d9%84%d9%8a%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%88%d8%ac-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d9%8a%d8%b4/" title="سليمان در اوج افتخار خويش ">سليمان در اوج افتخار خويش </a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1937/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3-%d8%b9%d9%87%d8%af-%d9%82%d8%af%db%8c%d9%85-%d9%88-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-bible/" title="کتاب مقدس عهد قدیم و جدید Bible">کتاب مقدس عهد قدیم و جدید Bible</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/508/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c/" title="تاریخ باستان شناسی">تاریخ باستان شناسی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/china/423/%d9%85%d8%b0%d8%a7%d9%87%d8%a8-%d8%b9%d9%85%d8%af%d9%87-%da%86%db%8c%d9%86/" title="مذاهب عمده چین">مذاهب عمده چین</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/264/%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d8%af/" title="پاسارگاد">پاسارگاد</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/subject/191/%d8%af%d8%a7%db%8c%d8%b1%d9%87-%d9%88-%da%af%d8%b1%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%b5%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" title="ارتباط دایره و گربه در مصر باستان">ارتباط دایره و گربه در مصر باستان</a></li></ul><hr />

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/facebook.png">
<a href="http://www.facebook.com/Tarikhema.ir">«تاریخ ما» در فیس بوک</a>

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/feed.png">
<a href="http://feeds.feedburner.com/tarikhema">فید «تاریخ ما»</a>

<hr />
<p><small>© eni برای <a href="http://tarikhema.ir">تاریخ ما</a>, |
<a href="http://tarikhema.ir/religions/jewish-religion/7395/about-dead-sea-scrolls/">لینک نگاره</a> |
<br/>
</small></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarikhema.ir/religions/jewish-religion/7395/about-dead-sea-scrolls/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دربارهٔ کتاب استر</title>
		<link>http://tarikhema.ir/religions/jewish-religion/7388/about-book-of-esther/</link>
		<comments>http://tarikhema.ir/religions/jewish-religion/7388/about-book-of-esther/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 04 Oct 2011 09:03:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انی کاظمی</dc:creator>
				<category><![CDATA[دین و آیین یهود]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب های باستانی]]></category>
		<category><![CDATA[آیین یهود]]></category>
		<category><![CDATA[ادیان]]></category>
		<category><![CDATA[استر]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ]]></category>
		<category><![CDATA[خشایارشا]]></category>
		<category><![CDATA[دین]]></category>
		<category><![CDATA[عهد عتیق]]></category>
		<category><![CDATA[عهد قدیم]]></category>
		<category><![CDATA[مذاهب]]></category>
		<category><![CDATA[مذهب]]></category>
		<category><![CDATA[مردخای]]></category>
		<category><![CDATA[همسر خشایارشا]]></category>
		<category><![CDATA[همسر خشایارشاه]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب مقدس]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب های یهود]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب های یهودی]]></category>
		<category><![CDATA[کتب یهود]]></category>
		<category><![CDATA[یهود]]></category>
		<category><![CDATA[یهودی]]></category>
		<category><![CDATA[یهودیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarikhema.ir/?p=7388</guid>
		<description><![CDATA[کتاب استر یکی از بخش‌های عهد عتیق و تنخ یهودی است. شخصیت‌های محوری کتاب استر، اخشورش، ملکه استر، مردخای وهامان هستند. کتاب استر به ملکه شدن یک دختر یهودی و تلاش او برای جلوگیری از کشتار یهودیان به دستور هامان وزیر اخشورش اشاره دارد. با لغو شدن حکم اعدام یهودیان، هامان وزیر به دار آویخته [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><img src="http://tarikhema.ir/images/2011/10/Aleppo_Codex_%2528Deut%2529.jpg" alt="Aleppo Codex %2528Deut%2529 دربارهٔ کتاب استر | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="دربارهٔ کتاب استر | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: justify;">کتاب <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with استر">استر</a> یکی از بخش‌های عهد عتیق و تنخ <a href="http://tarikhema.ir/words/%db%8c%d9%87%d9%88%d8%af%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with یهودی">یهودی</a> است. شخصیت‌های محوری کتاب <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with استر">استر</a>، اخشورش، ملکه <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with استر">استر</a>، مردخای وهامان هستند. کتاب <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with استر">استر</a> به ملکه شدن یک دختر <a href="http://tarikhema.ir/words/%db%8c%d9%87%d9%88%d8%af%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with یهودی">یهودی</a> و تلاش او برای جلوگیری از کشتار یهودیان به دستور هامان وزیر اخشورش اشاره دارد. با لغو شدن حکم اعدام یهودیان، هامان وزیر به دار آویخته شد، که هر ساله عید پوریم به یادآوری این رهایی برگزار می‌شود. بر خلاف آنچه که این روزها جا افتاده است، جشن پوریم به جشن سیزده به در ایرانیان ربطی ندارد.</p>
<p style="text-align: justify;">آرامگاه <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with استر">استر</a> و مردخای (البته این آرامگاه منسوب به <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with استر">استر</a> و مردخای می باشد) در همدان جزء مهم‌ترین زیارتگاه های یهودیان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران">ایران</a> و جهان است.</p>
<p style="text-align: justify;"><img src="http://tarikhema.ir/images/2011/10/Esther_Mordechai_Purim1.jpg" alt="Esther Mordechai Purim1 دربارهٔ کتاب استر | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="دربارهٔ کتاب استر | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: center;">تصویر خیالی <strong>استر</strong> و <strong>مردخای</strong> مشهور</p>
<blockquote><p><span style="color: #800000;"><strong>ماجرای کتاب :</strong></span></p></blockquote>
<p style="text-align: justify;">اخشورش پادشاه در سال سوم پادشاهی خود میهمانی با شکوهی در کاخ شوش برگزار می کند و پس از آنکه مستی بر وی چیره می شود، فرمان می دهد که ملکه اش ( وشتی) را با تاج ملوکانه به حضور پادشاه بیاورند تا زیبائیش را به بزرگان و سایر مردم نشان دهد چون زنی نیکو منظر بود، اما ملکه از این کار خود داری می کند . شاه بسیار خشمگین می شود و پس از مشورت با بزرگان کشور ملکه را بر کنار می کند.[۱] همچنین اخشورش تصمیم می گیرد در همه ولایتها، نمایندگانی قرار می دهد تا دختران شایسته را به دار السلطنه شوش بیاورند و دختری که در دیدگاه پادشاه پسند آید به عنوان شهبانو برگزیده شود. در این میان پادشاه دختری به نام « هدسه » را می پسندد و به شهبانویی بر می گزیند که این شخص بعداً اِستر نام میگیرد. استرعموئی به نام مُردخای دارد که وی را تربیت کرده است(مردخای از قبل در دارالسلطنه شوش بوده است). استر یهودی بوده است اما این موضوع را به درخواست عمویش مردخای پنهان می کرده است.در این داستان ذکر می شود که مردخای توطئه ای را که دو تن از خواجه سرایان بر ضد شاه ترتیب داده بوده اند کشف می کند [۲] و همین موضوع بعد ها باعث ترفیع وی می شود. [۳]</p>
<p style="text-align: justify;">یکی از بزرگان کشور به نام هامان بن همداتای اجاجی که از بی حرمتی مردخای و تعظیم نکردن او دل آزرده است، کینه ی یهودیان را به دل گرفته و با دلایلی مانند اینکه شرایع قوم <a href="http://tarikhema.ir/words/%db%8c%d9%87%d9%88%d8%af/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with یهود">یهود</a> مخالف همه قومها است؛ از شاه اجازه می خواهد تا تمام آنان را به هلاکت رساند . [۴] ولی مردخای از جریان آگاه شده و بسیار غمگین می شود. مردخای از استر می خواهد که جلوی این کار را بگیرد. [۵] استر پادشاه راه به همراه هامان به دو میهانی دعوت می کند [۶] استر در میهمانی دوم به پادشاه می گوید که یهودی است و هامان قصد نابودی قوم <a href="http://tarikhema.ir/words/%db%8c%d9%87%d9%88%d8%af/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with یهود">یهود</a> را دارد [۷] و در ادامه استر حکمی از شاه می گیرد که به موجب آن یهودیان از انهدام رهایی می یابند و دشمنان <a href="http://tarikhema.ir/words/%db%8c%d9%87%d9%88%d8%af/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with یهود">یهود</a> به ویژه هامان به دار آویخته می شوند . [۸]</p>
<p style="text-align: justify;">بر طبق گفته کتاب استر یهودیان هفتاد و هفت هزار نفر از مبغضان خویش را کشتند و از دشمنان خود <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a2%d8%b1%d8%a7%d9%85%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with آرامی">آرامی</a> یافتند اما دست خود را به تاراج نگشادند. [۹]</p>
<p style="text-align: justify;"><img src="hhttp://tarikhema.ir/images/2011/10/Relief_of_Xerxes_at_Doorway_of_his_Palace%252C_Persepolis%252C_Iran1.jpg" alt="Relief of Xerxes at Doorway of his Palace%252C Persepolis%252C Iran1 دربارهٔ کتاب استر | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="دربارهٔ کتاب استر | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: justify;">تصویر احتمالی <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ae%d8%b4%d8%a7%db%8c%d8%a7%d8%b1%d8%b4%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with خشایارشا">خشایارشا</a> در تخت چمشید</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #800000;"><strong>نگارنده اثر :</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">نویسنده و <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with تاریخ">تاریخ</a> نگارش این کتاب معلوم نیست اما از تأکید نویسنده بر منشأ اعیاد یهودی و از نفوذ احساسات ملی یهودی می‌توان دریافت که او یک یهودی بوده‌است. وقوع داستان در تختگاه شوش و اشاره نکردن به یهودیه یا اورشلیم بیانگر این است که او ساکن یکی از شهرهای <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران">ایران</a> بوده‌است.</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #800000;"><strong>زمان نگارش اثر :</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">زودترین <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with تاریخ">تاریخ</a> پیشنهاد شده برای کتاب کمی پس از مرگ <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ae%d8%b4%d8%a7%db%8c%d8%a7%d8%b1%d8%b4%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with خشایارشا">خشایارشا</a>(«شا» بخشی از نام این پادشاه است و «خشایارشاه» به اشتباه بیان می شود) است که آن را ۴۶۰ قبل از میلاد دانسته‌اند. برخی نیز تاریخ نگارش کتاب را به پیش از بازگشت عزرا به اورشلیم و بازسازی آن توسط نحمیا دانسته‌اند.[۱۰] کتاب استر بیانگر این است که عید پوریم مدتی پیش از نگارش کتاب نیز برگزار می‌شد.[۱۱] بعضی محققین <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کتاب مقدس">کتاب مقدس</a> تاریخ نگارش کتاب را به دوران سلوکی‌ها مربوط می‌سازند ولی عدم وجود کلمات یونانی و شیوه زبان محلی <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%d8%a8%d8%b1%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عبری">عبری</a> نویسنده بیانگر این است که کتاب قبل از شکست ایران از سپاه اسکندر نوشته شده‌است. در این کتاب نویسنده به دعا و قربانی و عقاید یهودی به طور آشکار نپرداخته‌است.<br />
ابهامات و تصادهای تاریخی:<br />
بعضی محققین داستان استر را با وقایع تاریخی در تضاد دانسته‌اند و در صحت آن تردید کرده‌اند. این داستان تنها در منابع یهودی بیان شده است و نشانی از آن در گفته مورخان یونانی و آثار به جا مانده از <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هخامنشیان">هخامنشیان</a> نیست .</p>
<p style="text-align: justify;">به درستی مشخص نیست که اخشوروش دقیقا کدام یک از پادشاهان ایران است . سابقا آن را مربوط به اردشیر درازدست می دانستند اما نام اردشیر در قسمت های دیگر تورات به صورت «اَرتَه خشثتا» آمده است و اگر این حکایت راجع به اردشیر دراز دست بود همین نام را می نوشتند.[۱۲] همچنین ویژگی های شخصیتی اخشورش با توجه به تواریخ یونانی به خشایارشای <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هخامنشی">هخامنشی</a> نزدیک می باشد .[۱۳] این در حالی است که در <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%aa%db%8c%d8%a8%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کتیبه">کتیبه</a> های به جا مانده از دوران خشایارشا چهره ای دیگر از وی ترسیم می شود.</p>
<p style="text-align: justify;">برخی از مورخان یونانی تأکید دارند که خشایارشا تنها یک ملکه به نام آمستریس داشته است که به سن پیری رسیده است و بر اساس این روایات تغییر ملکه در زمان خشایارشا رخ نداده است. [۱۴] تأکید نویسنده کتاب استر بر صد و بیست و هفت ایالت شاهنشاهی ایران[۱۵] با واقعیت تاریخی بیست ساتراپی در تضاد است. بیشتر نام‌هایی که در این کتاب به کار رفته‌است، نام‌های سامی و <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%d8%a8%d8%b1%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عبری">عبری</a> و نه نام‌های ایرانی است. این تضادها احتمالاً به دلیل ناآگاهی نویسنده از تاریخ ایران بوده‌است.</p>
<p style="text-align: justify;">در کتاب استر ادعا می شود که چگونگی معظم ساخته شدن مردخای توسط پادشاه در کتاب تواریخ مادی و پارسی مکتوب است . [۱۶] شاید نام این شخص در کتب مادی و پارسی بوده است و این کتاب ها در طول زمان از بین رفته اند . اما با منابع کنونی که در دست است نامی از مردخای دیده نمی شود .</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #800000;"><strong>ابهامات داستانی :</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;"><strong>دانشنامه بریتانیکا</strong> در نوشتار مربوط به عید پوریم می‌نویسد: حقیقت تاریخی این واقعه <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کتاب مقدس">کتاب مقدس</a>، معمولاً مورد سوال می‌باشد. در مورد جشن پوریم، نیز هرچند مشخص است که عید پوریم تا حدود قرن دوم میلادی به سنتی تثبیت شده در میان یهودیان تبدیل شده بوده، ریشه تاریخی این جشن ناشناخته‌است.[۱۷] در این دانشنامه در هنگام بررسی تاثیرات <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%aa%d9%85%d8%af%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with تمدن">تمدن</a> ایران زمین بر <a href="http://tarikhema.ir/words/%db%8c%d9%87%d9%88%d8%af%db%8c%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with یهودیت">یهودیت</a> چنین آمده‌است که ماجرای پوریم از کتاب استر در واقع، یکی از قصه‌های ایرانی در مورد زیرکی و خدعه‌های شهبانوهای ایرانی در درون اندرونی‌های پادشاهان می‌باشد و خود عید پوریم نیز به نوعی اقتباس یهودیان از عید نوروز می‌باشد.[۱۸]</p>
<p style="text-align: justify;">بگفته تاریخچه دنیای کتاب مقدس چاپ دانشگاه آکسفورد، اگر چه برخی بنیادگرایان کتاب استر را تاریخی می‌پندارند ولی ژانر ادبی کتاب استر، همانند اکثر کتاب دانیال از نوع رمان بوده‌است. نه نویسندگان این کتاب قصد بازگو کردن حوادث گذشته را داشتند، و نه انتظار داشتند که خوانندگان آن را به عنوان تاریخ قلمداد کنند؛ شخصیتی به نام استر وجود خارجی نداشته است. با توجه به ژانر ادبی کتاب چند سؤال مربوطه اینها است که «چه کسی این کتاب را نوشته؟ قصد آن‌ها از نوشتن این کتاب چه بوده و تا چه حدی به آن رسیده‌اند؟ مخاطبان این کتاب چه کسی بوده؟ از مقایسه این کتاب و مخاطبان آن با موارد مشابه در دنیای یونانی-رومی چه نتایجی حاصل می‌شود؟»[۱۹]</p>
<p style="text-align: justify;">بگفته شائول شاکد، استاد ارشد دانشگاه عبری اورشلیم و پژوهش‌گر نامدار تاریخ <a href="http://tarikhema.ir/words/%db%8c%d9%87%d9%88%d8%af%db%8c%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with یهودیت">یهودیت</a>، در نوشتار مربوط به پوریم در دانشنامه ایرانیکا، گواهی بر صحت این داستان از دیدگاه تاریخی وجود ندارد و معمولاً در مورد واقعیت تاریخی داستان با شک و تردید نگریسته می‌شود. نظریه‌هایی وجود دارد که داستان بر مبنای اساطیر ایلامی و یا بابلی است. هرچند چنین نظری را نمی‌توان با اطمینان پذیرفت. این کتاب را بیشتر می‌توان نمونه‌ای از تم (theme) معروف دسیسه‌های درون دربار و نجات یافتن‌های معجزه آمیز نامید. [۲۰]</p>
<p style="text-align: justify;">تاریخ نگارش کتاب استر نامشخص است اما معمولاً بین محققین اتفاق‌نظر وجود دارد که نگارش کتاب کمی بعد از سقوط <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هخامنشیان">هخامنشیان</a>، احتمالا در دوره <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d8%b4%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اشکانیان">اشکانیان</a> و حدود قرن دو یا سه قبل از میلاد بوده‌است. نویسنده کتاب نیز ناشناخته‌است. اما معمولاً چنین پنداشته می‌شود که توسط فردی از میان اقلیت یهودی ایران و <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d9%84/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with بابل">بابل</a> نوشته شده‌است. [۲۰]</p>
<p style="text-align: justify;">بگفته تاریخچه یهودیت چاپ دانشگاه کمبریج نویسنده کتاب استر ممکن است نام‌های ایرانی یا ایلامی برای کتابش را می‌دانسته، اما نشان داده نشده که نویسنده اطلاعات دست اولی راجع به وضعیت جغرافیایی قصر در شوش و یا فضای حاکم در دربار ایران داشته‌است. اگر چه تاریخی بودن کتاب به دلیل وجود غیر محتملات [۲۱] و خطاها [۲۲] زیر سؤال می‌رود، اما افسانه بودن داستان به معنی این نیست که از داخل خلأ زاده شده‌است. بدون شک داستان بر پایه اتفاقی تاریخی که در شوش افتاده بنا شده‌است، هرچند تشخیص ماهیت این اتفاق سخت می‌باشد. همچنین عید پوریم قبل از نوشتن شدن کتاب استر جشن گرفته می‌شده و این داستان سعی در توجیه این جشن کرده‌است.[۲۳]</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #800000;"><strong>فرهنگ بابلی:</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">نام هیچیک از نام‌های ذکر شده در داستان استر یهودی نیست. به استثنای شاه اخشورش، بقیه، نام خدایان بابلی و ایلامی دارند. نام استر معادل نام ایشتار است. بانوی قهرمان داستان حتا «هدسه» و عروس خوانده می‌شود که از القاب خاص ایزد بابلست. استر و مردخای بابلیانی هستند که نقاب یهودی به چهره زده‌اند. دشمن آنها‌هامان را می‌توان بر مبنای زبانشناسی با هومان یک خدای ایلامی، یگانه دانست. وشتی مکلهٔ پارس را نیز که استر جای او را می‌گیرد، بر همان ترتیب می‌توان با مشتی ایزد ایلامی تطبیق داد. بر روی هم، همانندی‌ها آنقدر زیاد است که نمی‌توان آنرا تصادفی دانست بلکه تشابه نام‌ها با نام خدایان نشان می‌دهد که مأخذ و منبعی که در ورای این کتاب قرار دارد، دربارهٔ ستیز اساتیری خدایان مشرکان است. از آنجا که مردوک (مردخای) و ایشتار (استر) پیروزی می‌یابند پس این افسانه در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d9%84/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with بابل">بابل</a> پرداخته شده و شواهد تاریخی و زبانی آشکار می‌دارد که عید پوریم به احتمال قوی از <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d9%84/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with بابل">بابل</a> سرچشمه گرفته‌است. به نظر می‌رسد غرض ظاهری این افسانه آن بوده‌است که برای جشن گرفتن عید پوریم یک حقانیت و واقعیت تاریخی ذکر شود.در واقع کتاب استر همه چیز می‌تواند باشد جز تاریخ[۲۴]</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #800000;">داستان استر نمونه بارز حماسه و افسانه</span></strong></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">می دانیم افسانه ها بازگو کننده ی اندیشه و بینش های یک ملت هستند و شاید ارزش افسانه ها بیشتر از تاریخ یک ملت باشد. وقتی به درون مایه ی داستان کتاب استر نگاهی می اندازیم می فهمیم که این داستان حرف دل قوم کهنه ی <a href="http://tarikhema.ir/words/%db%8c%d9%87%d9%88%d8%af/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with یهود">یهود</a> را می زند . قومی که چندین بار در طول تاریخ در معرض نابودی قرار گرفته است و رنج های زیادی دیده است . در این داستان بیشترین چیزی که مورد توجه است قوم <a href="http://tarikhema.ir/words/%db%8c%d9%87%d9%88%d8%af/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with یهود">یهود</a> می باشد و نظر چندان مهمی نسبت به پادشاه ایران ندارد و از وی یک چهره ی بی مسئولیت ترسیم می کند. یهودیان در برابر هامان که نمادی از دشمنی با خداوند و قوم <a href="http://tarikhema.ir/words/%db%8c%d9%87%d9%88%d8%af/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with یهود">یهود</a> است، پیروز می شوند و هامان و تمام مبغضان <a href="http://tarikhema.ir/words/%db%8c%d9%87%d9%88%d8%af/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with یهود">یهود</a> را به سزای اعمالشان می رسانند . شاید بتوان گفت که این داستان نمونه بارز یک افسانه است تا یک رویداد تاریخی . این داستان با نماد های گوناگون آرمان ها و درد های این قوم <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d9%87%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کهن">کهن</a> را بیان می کند.</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #800000;"><strong>داستان جعلی از کتاب استر</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">مدتی است که بیان داستان های جعلی از داستان استر رواج پیدا کرده است . به نظر می رسد ناصر پورپیرار و به تازگی علی اکبر رائفی پور نقش مهمی در ترویج این داستان ها داشته اند .[۲۵] [۲۶]</p>
<p style="text-align: justify;">البته تمام این داستان های جعلی یکسان نیستند اما در اکثر آنها مواردی واژگون نسبت به گفته های کتاب استر بیان می شود. معمولا در این داستان ها بیان می شود که مردخای باعث ملکه شدن استر می شود؛ در حالی که در کتاب استر نقل می شود که خود پادشاه استر را می پسندد. [۲۷]</p>
<p style="text-align: justify;">همچنین در داستان های جعلی هامان به عنوان وزیر کاردان پادشاه معرفی می شود در صورتی که در کتاب استر از وی چهره ای خبیث ارائه شده است که قصد نابودی یهود را دارد . [۲۸]</p>
<p style="text-align: justify;">در داستان های جعلی، هفتاد و هفت هزار نفری که توسط یهودیان کشته شدند، ایرانی و معمولا بی گناه خوانده می شوند، در حالی که در کتاب استر بیان می شود که این هفتاد و هفت هزار نفر از دشمنان یهود در سراسر قلمروی اخشورش بودند و یهودیان برای جلوگیری از نابودی خودشان این اشخاص را کشته اند. [۲۹] موارد چالش برانگیز دیگری هم در داستان های جعلی به چشم می خورد .</p>
<p style="text-align: justify;">از آنجایی که این داستان فقط در منابع یهودی نقل شده است و دیگر منابع مهم در این باره خاموشند باید دید افرادی که بر این داستان جعلی تأکید دارند به چه منابعی استناد می کنند. معتقدان به داستان جعلی در حالی این داستان را یک حقیقت تاریخی می نامند که وجود اشخاصی با نام های استر، مردخای و هامان، در تاریخ <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هخامنشی">هخامنشی</a> در حاله ای از ابهام قرار دارد و شاید اصلا چنین اشخاصی در دربار ایران وجود نداشته اند.</p>
<p style="text-align: justify;">آنچه در هنگام نقل این داستان های جعلی بیان می شود و از همه جالب تر است ربط دادن، سیزده به در به داستان استر و مردخای می باشد که بدون داشتن منابع دست اول بیان می شود.</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #800000;"><strong>بی ربط بودن سیزده به در به داستان استر</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">به طور کلی در میان جشن های به جا مانده از دوره ی <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with باستان">باستان</a> جشن سیزده به در کمی مبهم است، زیرا مبنا و اساس دیگر جشن ها را ندارد.[۳۰]</p>
<p style="text-align: justify;">در کتاب‌های تاریخی اشاره‌ی مستقیمی به وجود چنین مراسمی نشده‌است اما در منابع <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d9%87%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کهن">کهن</a> اشاره هایی به روز سیزدهم فروردین داریم.[۳۱] اما در هیچ کدام از آنها اشاره نشده است که سیزدهم فروردین (تیر روز از فروردین) با جشن پوریم ارتباط دارد. همانطور که اشاره شد، نمی توان وجود افرادی مانند استر، مردخای، هامان و&#8230; را در تاریخ ایران و دوره هخامنشی اثبات کرد.</p>
<p style="text-align: justify;">این در حالی است که تا کنون هیچ دانشمندی ذکر نکرده که سیزده نوروز نحس است بلکه قریب به اتفاق روز سیزده نوروز را بسیار سعد و فرخنده دانسته اند.[۳۲] برای مثال در آثار الباقیه ابوریحان بیرونی، جدولی برای سعد و نحس بودن روز ها قرار دارد که در آن برای سیزدهم نوروز که تیر روز نام دارد، کلمه ی سعد &#8211; به معنی نیک و فرخنده &#8211; آمده است. [۳۳]</p>
<p style="text-align: justify;">بنا بر گفته کتاب استر در عهد عتیق اتفاقات پوریم در سیزدهم و چهاردهم ماه اذار می افتد .[۳۴] باید توجه داشت که این ماه بیشتر نزدیک اسفند ماه است و ماه نیسان یهودیان نزدیک فروردین می باشد.</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #800000;"><strong>لینک های کمکی :</strong></span></p>
</blockquote>
<ul style="text-align: justify;">
<li><a href="http://pdf.tarikhema.ir/PDF/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%82%D8%AF%D8%B3-%D8%B9%D9%87%D8%AF-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%88-%D8%B9%D8%AA%DB%8C%D9%82-%D8%AA%D9%88/">متن کامل کتاب مقدس</a></li>
<li><a href="http://pdf.tarikhema.ir/PDF/2-8/">متن کامل کتاب استر</a></li>
</ul>
<blockquote><p><span style="color: #800000;"><strong>پانویس ها :</strong></span></p></blockquote>
<div style="text-align: justify;">
<ol>
<li id="cite_note-0">استر &#8211; باب ۱</li>
<li id="cite_note-1">استر &#8211; باب ۲</li>
<li id="cite_note-2">استر &#8211; باب ۶</li>
<li id="cite_note-3">استر &#8211; باب ۳</li>
<li id="cite_note-4">استر &#8211; باب ۴</li>
<li id="cite_note-5">استر &#8211; باب ۵</li>
<li id="cite_note-6">استر &#8211; باب ۷</li>
<li id="cite_note-7">استر &#8211; باب ۷ و ۸</li>
<li id="cite_note-8">استر &#8211; باب ۹</li>
<li id="cite_note-9">استر ۱۲:۸</li>
<li id="cite_note-10">استر ۱۹:۹</li>
<li id="cite_note-11">دهخدا &#8211; استر</li>
<li id="cite_note-12">عبدالعظیم رضایی &#8211; ص ۲۸۳</li>
<li id="cite_note-13">هرودوت و اشیل در نمایش حزن انگیز پارسی ها</li>
<li id="cite_note-14">استر ۲:۱</li>
<li id="cite_note-15">استر &#8211; باب ۱۰</li>
<li id="cite_note-16">:: Purim. (۲۰۰۹). In <em>Encyclopædia Britannica</em>. Retrieved March 11, 2009 from Encyclopædia Britannica Online</li>
<li id="cite_note-Persian_Source-17"><a href="http://www.britannica.com/EBchecked/topic/307197/Judaism/35340/Sources-and-development#ref=ref299743::" rel="nofollow">The Judaic tradition» Jewish myth and legend» Sources and development» Myth and legend in the Persian period</a>. (2009). In <em>Encyclopædia Britannica</em>. Retrieved March 11, 2009, from Encyclopædia Britannica Online</li>
<li id="cite_note-18">Greenspoon, ‎Leonard J.. Ed: Micheal D. Coogan. <em>The Oxford History of the Biblical World</em>. Oxford University Press, 2001, 322-323.</li>
<li id="cite_note-Shaul-19"><sup>۲۰٫۰</sup> <sup>۲۰٫۱</sup> Shaul Shaked, “ESTHER,BOOK OF” Encyclopaedia Iranica Online, Access March 15, 2009, available at www.iranica.com</li>
<li id="cite_note-20">بگفته تاریخچه یهودیت چاپ دانشگاه کمبریج از جمله غیر محتملاتی که تاریخی بودن کتاب را زیر سؤال می‌برند، می‌توان از جشنی که پادشاه برای افسران اجرایی اش گرفت که صد و هشتاد روز به طول انجامید (۱:۱-۴)؛ نافرمانی ملکه وشتی از پادشاه؛ مکاتبه پادشاه به ملت‌های مختلف در زبان خودشان و فرمان دادن به اینکه هر مردی در خانه خودش ارباب است (زبان رسمی <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a2%d8%b1%d8%a7%d9%85%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with آرامی">آرامی</a> شاهنشاهی بود)، اعطای مقام‌های بالا به غیر ایرانیان نام برد.</li>
<li id="cite_note-21">بگفته تاریخچه یهودیت چاپ دانشگاه کمبریج برخی از خطاهای معروف کتاب عبارتند از: ذکر ۱۲۷ ساتراپ (استان) در امپراطوری ایران در حالی که هرودوت ۲۰ ساتراپ را ذکر می‌کند. بگفته هرودوت ملکه خشایار شاه آمستریس بود اگر چه در کتاب استر، استر این عنوان را بین سال‌های هفتم و بیستم پادشاه داشت. قصه مصنوعی کتاب که صحبت از تضادها می‌کند: یهودیان و بت پرستان، وشتی و استر، به دار آویختن‌هامان و قرار دادن مردخای به عنوان وزیر، قتل عام غیر یهودیان و کشتارهای ضد یهودی نیز یک افسانه را پیشنهاد می‌کنند.</li>
<li id="cite_note-22">Davies, ‎William David. Louis Finkelstein. <em>The Cambridge history of Judaism</em>. William Horbury, John Sturdy, Steven T. Katz. Cambridge University Press, 1990, ISBN 0-521-21929-9 9780521219297, ‏۳۶۶-۳۶۷٫</li>
<li id="cite_note-23">پیامبر آریایی به نقل از کتاب آئین شهریاری در شرق، ص ۲۹۲</li>
<li id="cite_note-24"><a href="http://www.youtube.com/watch?v=5pnbM61C7Eo" rel="nofollow">سخنان علی اکبر رائفی پور درباره داستان استر &#8211; بخش نخست</a></li>
<li id="cite_note-25"><a href="http://www.youtube.com/watch?v=mVmExy3YmQM&amp;feature=related" rel="nofollow">سخنان علی اکبر رائفی پور درباره داستان استر &#8211; بخش دوم</a></li>
<li id="cite_note-26">استر ۱۶:۲</li>
<li id="cite_note-27">استر ۶:۳</li>
<li id="cite_note-28">استر باب های ۷ و ۸</li>
<li id="cite_note-29">رجوع شود به زروان نوشته فریدون جنیدی</li>
<li id="cite_note-30">برای اطلاعات بیشتر رجوع شود به : سیزده به در</li>
<li id="cite_note-31">اصل و نسب و <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%af%db%8c%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with دین">دین</a> های ایرانیان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with باستان">باستان</a>، تالیف استاد عبدالعظیم رضایی، ص۴۸۳</li>
<li id="cite_note-32">آثار الباقیه ابوریحان بیرونی، ص ۲۲۶</li>
<li id="cite_note-33">استر، باب نهم</li>
</ol>
</div>
<h2  class="related_post_title">نگاره های مرتبط:</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/3225/%d8%a7%d9%87%d9%84%d9%90-%d9%83%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d9%90-%c2%ab%d8%b4%d8%b1%db%8c%d8%b9%d8%aa-%d9%85%d9%88%d8%b3%db%8c%c2%bb/" title="اهلِ كتابِ «شریعت موسی»">اهلِ كتابِ «شریعت موسی»</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/3154/%d9%86%d8%ae%d8%b3%d8%aa%d9%8a%d9%86-%d8%a7%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b7%d9%8a%d8%a7%d9%86-%db%8c%d9%87%d9%88%d8%af%db%8c/" title="نخستین افراطیان یهودی">نخستین افراطیان یهودی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/2997/%d8%a7%d8%b1%d8%b6-%d9%85%d9%88%d8%b9%d9%88%d8%af%d9%90-%d9%82%d9%88%d9%85-%db%8c%d9%87%d9%88%d8%af/" title="ارض موعودِ قوم یهود">ارض موعودِ قوم یهود</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1126/%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%b1-%d9%88-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa/" title="بخور و بخوردان در دین زرتشت">بخور و بخوردان در دین زرتشت</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/3060/%d8%b3%d9%84%d9%8a%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%88%d8%ac-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d9%8a%d8%b4/" title="سليمان در اوج افتخار خويش ">سليمان در اوج افتخار خويش </a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/2066/%d8%a7%d8%ad%d9%83%d8%a7%d9%85-613%da%af%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%aa%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%aa/" title="احكام 613گانه تورات ">احكام 613گانه تورات </a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1813/%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%a7%d8%b2-%d8%a2%d8%ba%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%a7-%d9%be%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86/" title="شهر بابل از آغاز تا پایان">شهر بابل از آغاز تا پایان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/egypt/185/%d9%85%d9%86%d8%b4%d8%a7%d8%a1-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%85%d8%a7%d8%b3%d9%88%d9%86%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d9%85%d8%b5%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b9%d9%86%d9%87/" title="منشاء فراماسونری و مصر باستان و فراعنه">منشاء فراماسونری و مصر باستان و فراعنه</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/religions/3234/%d8%a7%d8%af%d8%a8%d9%8a%d8%a7%d8%aa-%d9%88-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a9-%d8%aa%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%aa/" title="ادبيات و فلسلة تورات ">ادبيات و فلسلة تورات </a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1946/%d8%ac%d8%b4%d9%86-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%85%d8%a7/" title="بزرگترین جشن ملی ایران ">بزرگترین جشن ملی ایران </a></li></ul><hr />

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/facebook.png">
<a href="http://www.facebook.com/Tarikhema.ir">«تاریخ ما» در فیس بوک</a>

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/feed.png">
<a href="http://feeds.feedburner.com/tarikhema">فید «تاریخ ما»</a>

<hr />
<p><small>© eni برای <a href="http://tarikhema.ir">تاریخ ما</a>, |
<a href="http://tarikhema.ir/religions/jewish-religion/7388/about-book-of-esther/">لینک نگاره</a> |
<br/>
</small></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarikhema.ir/religions/jewish-religion/7388/about-book-of-esther/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>10</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>یادگار زریزان » کهن ‏ترین تعزیه‏ نامه ایرانی</title>
		<link>http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6831/yadegar-e-zariran/</link>
		<comments>http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6831/yadegar-e-zariran/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 03 Aug 2011 10:25:03 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انی کاظمی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اشکانیان (پارتیان)]]></category>
		<category><![CDATA[ساسانیان]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب های باستانی]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات اشکانی]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات ساسانی]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات ساسانیان]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات پارت]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات پارتی]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات پارتیان]]></category>
		<category><![CDATA[ارجاسپ]]></category>
		<category><![CDATA[ارجاسپ تورانی]]></category>
		<category><![CDATA[ایاتگار]]></category>
		<category><![CDATA[ایاتگار زریران]]></category>
		<category><![CDATA[تعزیه]]></category>
		<category><![CDATA[تعزیه نامه]]></category>
		<category><![CDATA[داستان زریر]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر ذبیح‌الله صفا]]></category>
		<category><![CDATA[زبان پهلوی]]></category>
		<category><![CDATA[زریر]]></category>
		<category><![CDATA[زریران]]></category>
		<category><![CDATA[ساسانی]]></category>
		<category><![CDATA[صادق هدایت]]></category>
		<category><![CDATA[قدیمی]]></category>
		<category><![CDATA[قدیمی ترینن]]></category>
		<category><![CDATA[لرهاسپ]]></category>
		<category><![CDATA[لهراسب]]></category>
		<category><![CDATA[لورته‌اسپ]]></category>
		<category><![CDATA[ملک الشعرای بهار]]></category>
		<category><![CDATA[نوحه]]></category>
		<category><![CDATA[نوحه سرایان]]></category>
		<category><![CDATA[پارت]]></category>
		<category><![CDATA[پارتی]]></category>
		<category><![CDATA[پارتیان]]></category>
		<category><![CDATA[پارسی میانه]]></category>
		<category><![CDATA[کهن]]></category>
		<category><![CDATA[کهن ترین]]></category>
		<category><![CDATA[گشتاسپ‌]]></category>
		<category><![CDATA[یادگار]]></category>
		<category><![CDATA[یادگار زریران]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarikhema.ir/?p=6831</guid>
		<description><![CDATA[«یادگار زریران کهن‏ترین تعزیه‏نامه ایرانی است که به ما رسیده است. بخشی از این نمایشنامه گفتگوی بازیگران و به سخن دیگر آنچه شنیدنی است و بخشی دیگر، یعنی شرح کارهای آنان که باید به نمایش گذارده شود (آنچه دیدنی است) به نثر. یادگار زریران حماسه و یلنامه غم انگیزی است که از روزگار ساسانیان بجا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">«یادگار زریران <strong><a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d9%87%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کهن">کهن</a>‏ترین تعزیه‏نامه ایرانی</strong> است که به ما رسیده است. بخشی از این نمایشنامه گفتگوی بازیگران و به سخن دیگر آنچه شنیدنی است و بخشی دیگر، یعنی شرح کارهای آنان که باید به نمایش گذارده شود (آنچه دیدنی است) به نثر.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>یادگار زریران</strong> حماسه و یلنامه غم انگیزی است که از روزگار <strong><a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ساسانیان">ساسانیان</a></strong> بجا مانده و بر پایه نوشته‌ای <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d9%87%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کهن">کهن</a> و اصیل از روزگار <strong><a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%be%d8%a7%d8%b1%d8%aa%db%8c%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with پارتیان">پارتیان</a></strong> است. بنابر این ریشه‌های تاریخی نمایش سنتی سوگناک که امروزه به ما رسیده در پیش از اسلام وجود داشته‌است. با گذشت زمان و دگرگونی‌هایی که از سوی نوحه‌سرایان و شبیه‌سازان هر عصر در نمایش، شبیه‌خوانی پدید آمده و با رویداد تاریخی و آیینی <strong>عاشورا</strong>، این گونه نمایش در روزگار <strong>صفوی</strong> به اوج خود رسیده‌است. یعنی سیر و پویه تکاملی شبیه خوانی از سوگواری‌هایی که بر <strong>سیاوش</strong> و <strong>پهلوان</strong>-<strong>نامه</strong> یادگار زریران می‌شده، آغاز شده و با کشته شدن <strong>امام حسین</strong> (از پیشوایان شیعه‌ها) و رویداد <strong>عاشورا</strong> ادامه یافته‌است. داستان <strong>زریر</strong> قهرمان یادگار زریران همانندی شگرفی دارد با داستان <strong>عباس</strong> برادر امام <strong>حسین</strong> در دشت <strong>کربلا</strong>. این کتاب یکی از منابع و آبشخورهای <a title="شاهنامه فردوسی" href="http://siminsagh.com/ferdowsi/shahnameh"><strong>شاهنامه فردوسی</strong> </a>بوده‌است.</p>
<blockquote><p><span style="color: #800000;"><strong>ملک الشعرای بهار و صادق هدایت نیز در زمینه برگردان این متن به فارسی امروزی کار کرده‌اند.</strong></span></p></blockquote>
<p style="text-align: justify;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #800000;"><strong>و اما متن زریران :</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">این یادگار را که زریران خوانند، بدان گاه نوشته شد که گشتاسپ‌شاه با پسران و برادران و شاهزادگان و ملازمان خویش این <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%af%db%8c%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with دین">دین</a> پاک مَزدیَسنان را از هرمزد پذیرفت.</p>
<p style="text-align: justify;">سپس ارجاسپ، سرور هیونان، آگاه شد که گشتاسپ‌شاه با پسران، برادران و شاهزادگان و ملازمان خویش این <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%af%db%8c%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with دین">دین</a> پاک مزدیسنان رااز هرمزد پذیرفت. آن‌گاه ایشان را گران دشواری بود و بیدرفش جادوگر و نامخواست هزاران را با بیست هزار سپاه گزیده و به پیغامبری به ایرانشهر فرستادند. پس جاماسپ، پیشینیان‌سالار، زود اندرون اندرشد و به گشتاسپ‌شاه گفت که «از ارجاسپ، سرور هیونان، دو فرستاده آمد که اندر همه کشور هیونان از ایشان نژاده‌تر نیست. یکی بیدرفش جادوگر و دیگری نامخواست هزاران است. بیست‌هزار سپاه گزیده با خود دارند و نامه به دست دارند و گویند که &#8220;ما را اندر پیش گشتاسپ‌شاه هلید&#8221;».</p>
<p style="text-align: justify;">گشتاسپ‌شاه گفت که «ایشان را اندر پیش هلید». اندر شدند و به گشتاسپ‌شاه نماز بردند و نامه بدادند. ابراهیم، بزرگ دبیران، بر پای ایستاد و نامه را بلند خواند. اندر نامه این‌گونه نوشته شده بود که «شنیدم که شما خدایگان این دین پاک مزدیسنان را از هرمزد پذیرفتید و اگر که آن را بازننهید، نزد ما گران زیان و دشواری از آن شاید بودن. اما اگر شما خدایگان را پسند افتد و این دین پاک را بهلید و با ما همکیش شوید، آن‌گاه شما را به سروری پرستیم، آن‌گاه شما را سال به سال بس زر، بس سیم و بس اسب نیکو و بس تختگاه شهریاری دهیم؛ و اگر این دین را نهلید و با ما همکیش نشوید، آن‌گاه بر شما رسیم، غله تر را خوریم و خشک‌ها را بسوزانیم و چهارپای و دوپای از کشور شما بَرده کنیم و شما را به بندِ گران و دشواری کار فرمائیم.»</p>
<p style="text-align: justify;">پس گشتاسپ‌شاه را -چون آن سخن ایشان شنوده شد &#8211; گران دشواری بود. پس آن تهمِ سپاه دلیر، زریر، چون دید که گشتاسپ‌شاه ترسان شد، زود اندرون اندر شد و به گشتاسپ‌شاه گفت که «اگر شما خدایگان را پسند افتد، من این نامه را پاسخ فرمایم کردن». گشتاسپ‌شاه فرمان داد که «نامه را پاسخ کن». آن تهم سپاهبد دلیر، زریر، نامه را پاسخ چنان فرمود کردن که «از گشتاسپ‌شاه، شاه <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران">ایران</a>، به ارجاسپ، هیونان‌شاه، درود. نخست، ما این دین پاک را نهلیم و با شما همکیش نشویم و این دین پاک را از هرمزد پذیرفتیم و بـِنَهلیم و با شما دیگرماه انوش خوریم. آنجا به بیشه هوتُس و مَرغِ زردشتان که نه کوه بلند و نه دریای ژرف دارد، بدان دشت هامون نتیجه کار با اسبان تیزپی است. شما از آن سوی آیید تا ما از ایدر آییم و شما مارا ببینید. ما شما را ببینیم و به شما نشان دهیم که چگونه دیو به دست ایزدان نابود می‌شود».</p>
<p style="text-align: justify;">ابراهیم دبیران‌مِهِست نامه را مهر کرد و بیدرفش جادوگر و نامخواست هزاران نامه را بپذیرفتند و به گشتاسپ‌شاه نماز بردند و برفتند.</p>
<p style="text-align: justify;">&#8230; ناتمام.</p>
<p style="text-align: justify;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #800000;"><strong>توضیحات :</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">یکی از آثار به جا مانده از زمان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ساسانیان">ساسانیان</a> کتابی است به نام «یادگار زریر» یا در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%be%d9%87%d9%84%d9%88%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زبان پهلوی">زبان پهلوی</a> (پارسی میانه): «ایاتگار زریران». این کتاب درباره‌ی جنگ میان گشتاسپ و ارجاسپ تورانی و بیان دلاوری‌ها و جنگاوری‌های زریر و پسرش بَستور در این نبردها است.</p>
<p style="text-align: justify;">زریر نام برادر گشتاسپ بود و هر دو پسر لُهراسپ بودند. لهراسپ در اصل به صورت «اَئووَرتَه‌اسپه» بوده به معنای دارنده‌ی اسپ تندرو. ائوورته همان است که به صورت اروند (رود تندرو) و الوند درآمده است. ائوورته‌اسپه به صورت لورته‌اسپ و لرهاسپ و سپس لهراسپ درآمده است. لهراسپ چون به سن پیری رسید خود را بازنشسته کرد و کشورداری را به پسران خود سپرد. گشتاسپ شاه شد و زریر فرمانده ارتش. در شاهنامه چنین آمده است:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: center;">چو گشتاسپ را داد لهراسپ تخت &#8212;&#8212;&#8212; فروآمد از تخت و بربست رخت</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">در زمان شاهی گشتاسپ، زرتشت پیامبر بر او درمی‌آید و او را به دین خود می‌خواند. که در واقع دین زرتشت اصلاحاتی در دین آریایی مزداپرستی بود. گشتاسپ دین او را می‌پذیرد و دیگران را نیز به دین زرتشت دعوت می‌کند از جمله ارجاسپ تورانی را. اما ارجاسپ از پذیرش دین زرتشت سرباز می‌زند و چنین پاسخ می‌دهد:</p>
<p style="text-align: center;">که ای نامور شهریار جهان &#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211; فروزنده‌ی تاج شاهنشه</p>
<p style="text-align: center;">ان سرت سبز باد و تن و جان درست &#8212;&#8212;&#8212;&#8212;- مبادت کیانی کمرگاه سست</p>
<p style="text-align: center;">شنیدم که راهی گرفتی تباه &#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212; مرا روز روشن بکردی سیاه</p>
<p style="text-align: center;">بیامد یکی پیر مهتر فریب &#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;- ترا دل پر از بیم کرد و نهیب سخن</p>
<p style="text-align: center;">گفتنش از دوزخ و از بهشت &#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212; به دلت اندرون هیچ شادی نهشت</p>
<p style="text-align: center;">تو او را پذیرفتی و دینش را &#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211; بیاراستی راه و آیینش را</p>
<p style="text-align: center;">برافگندی آیین شاهان خویش &#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211; بزرگان گیتی که بودند پیش</p>
<p style="text-align: center;">رها کردی آن پهلوی کیش را &#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211; چرا ننگریدی پس و پیش را</p>
<p style="text-align: justify;">سپس جنگی درمی‌گیرد و زریر در این جنگ به دست یک تورانی به نام «بیدرفش جادو» کشته می‌شود. بخش گشتاسپ‌نامه در شاهنامه که سروده‌ی دقیقی توسی است در واقع بر پایه‌ی نسخه‌ای از «یادگار زریران» است و فردوسی آن را بر اثر خوابی که دید و در آن خواب دقیقی از وی درخواست کرد، در شاهنامه‌ی خود گنجاند. البته دکتر ذبیح‌الله صفا معتقد است که دقیقی از شاهنامه‌ی منثور ابومنصوری استفاده کرده نه یادگار زریران اما آن شاهنامه‌ی منثور خود بر پایه‌ی یادگار زریران بوده است.</p>
<p style="text-align: justify;">صورت فعلی یادگار زریران به زمان ساسانیان برمی‌گردد و کتابی است به نثر. در سال ۱۹۳۲ م. / ۱۳۱۱ خ. امیل بنونیست (Emile Benveniste)، استاد فرانسوی زبان‌های ایرانی کهن، ثابت کرد که این کتاب در اصل به صورت نظم حماسی و متعلق به دوران <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d8%b4%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اشکانیان">اشکانیان</a> بوده و در زمان ساسانیان پس از افزوده شدن توضیح و تفسیرهایی به صورت نثر درآمده است. سپس خود به بازیابی و بازسازی صورت اصلی آن پرداخت و موفق شد پس از چند سال کوشش شکل اصل آن به صورت شعرهای شش هجایی را بازسازی کند. گویا خود این شکل <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d8%b4%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اشکانی">اشکانی</a> نیز از روی منظومه‌ی دیگری در زمان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هخامنشیان">هخامنشیان</a> سروده شده است.</p>
<p style="text-align: justify;">به نوشته‌ی <strong>دکتر ذبیح‌الله صفا</strong>، اهمیت یادگار زریران در این است که واسطه‌ی میان منظومه‌های حماسی پشت‌ها و حماسه‌های پارسی است و نشان می‌دهد که اندیشه‌ی ایجاد منظومه‌های پهلوانی از دوره‌ی یشت‌ها همواره در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران">ایران</a> وجود داشته است. دکتر صفا متن حماسی یادگار زریران را در شماره‌های ۶ تا ۱۰ سال اول مجله‌ی سخن منتشر کرد. این هم نمونه‌ای از این برگردان:</p>
<p style="text-align: justify;">بَستور، پسر خردسال زریر، به کین‌خواهی پدر به رزم می‌رود و چنین می‌گوید: رزم ایران بینم / و این که آن سپهبد دلیر / پدر من زریر / زنده است یا مرده / پیش خدایگان بازگویم / پس ویشتاسپ شاه / گفت تو مشو! / چه تو اَپورناکی [=نابالغ] / و پرهیز رزم [=روش دفاع] ندانی / و تیر ندانی افکند / و خیونان [=تورانیان] ترا کُشند / آنگاه خیونان دو از من برند [=زریر و بستور] / &#8230;</p>
<p style="text-align: justify;">اما بستور به پنهانی / به آخور سردار گفت / ویشتاسپ فرمان داد / آن اسپ که زریر را بود / به بستور دهید / آخورسردار اسپ زین فرمود کردن / و بستور برنشست / و اسب فراز هِلید / و دشمن بکشت / تا بدان جایگه رسید / که پدر مرده را بدید / و گفت ای پدر نامور! / خون تو که ریخت؟ /&#8230; / کام تو همه آن بود / که کارزار کنی / اما اینک کشته افتاده‌ای / چون مردم بی‌تخت / و این موی و ریش تو / از باد بیاشفته است / تن پاکت خسته و خاک بر گردنت نشسته است / من اکنون چه می‌توانم کرد؟ / اگر فرود آیم / و سر تو بر کنار گیرم / و خاک از سرت بسترم / از آن پس، بر اسپ / نشستن نتوانم /&#8230;</p>
<ul>
<li>(نقل از کتاب کیانیان ترجمه‌ی ذبیح‌الله صفا)</li>
</ul>
<ul style="text-align: justify;">
<li>درباره یادگار زریران: سعید عریان، یادگار زریران: متون پهلوی، ۱۳۷۱.</li>
</ul>
<ul style="text-align: justify;">
<li>متن از: بهار، مهرداد: پژِوهشی در اساطیر ایران، پاره نخست و دویم، چاپ سوم، نشر آگه، تهران ۱۳۷۸.</li>
</ul>
<ul>
<li>انی کاظمی</li>
<li><a title="محمد تقی بهار" href="http://siminsagh.com/bahar"><strong>ملک الشعرای بهار</strong></a></li>
</ul>
<h2  class="related_post_title">نگاره های مرتبط:</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1948/%d8%a7%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7/" title="اوستا">اوستا</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/2556/%d8%a7%d8%af%d8%a8%d9%8a%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%be%d9%8a%d8%b4%e2%80%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%e2%80%8c/" title="ادبيات ايران پيش‌ از اسلام‌">ادبيات ايران پيش‌ از اسلام‌</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/499/%d9%85%d9%88%d8%b3%db%8c%d9%82%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b9%d9%87%d8%af-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c-2/" title="موسیقی ایران در عهد ساسانی 2">موسیقی ایران در عهد ساسانی 2</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/487/%d8%ad%da%a9%d9%85%d8%aa-%d9%88-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" title="حکمت و فلسفه در ایران باستان">حکمت و فلسفه در ایران باستان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6441/literature-and-poetry-in-the-sassanid-empire/" title="ادبيات و شعر و تاریخ‌نویسی در عصر ساسانی">ادبيات و شعر و تاریخ‌نویسی در عصر ساسانی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/ashkanian/4839/ashkanian-or-partian-battery/" title="باتری اشکانیان / پارتیان">باتری اشکانیان / پارتیان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1946/%d8%ac%d8%b4%d9%86-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%85%d8%a7/" title="بزرگترین جشن ملی ایران ">بزرگترین جشن ملی ایران </a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1813/%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%a7%d8%b2-%d8%a2%d8%ba%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%a7-%d9%be%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86/" title="شهر بابل از آغاز تا پایان">شهر بابل از آغاز تا پایان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1710/%d8%ac%d8%b4%d9%86-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2/" title="جشن نوروز">جشن نوروز</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1508/%d8%b9%d8%b5%d8%b1-%d9%be%d8%a7%d8%af%d8%b4%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b7%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d9%88%d9%85%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%86/" title="عصر پادشاهان اساطیری سومریان">عصر پادشاهان اساطیری سومریان</a></li></ul><hr />

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/facebook.png">
<a href="http://www.facebook.com/Tarikhema.ir">«تاریخ ما» در فیس بوک</a>

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/feed.png">
<a href="http://feeds.feedburner.com/tarikhema">فید «تاریخ ما»</a>

<hr />
<p><small>© eni برای <a href="http://tarikhema.ir">تاریخ ما</a>, |
<a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6831/yadegar-e-zariran/">لینک نگاره</a> |
<br/>
</small></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6831/yadegar-e-zariran/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نگاهی در پیدایش، تحویل و تکامل خط</title>
		<link>http://tarikhema.ir/subject/epigraph/6354/the-alphabet/</link>
		<comments>http://tarikhema.ir/subject/epigraph/6354/the-alphabet/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 08 Jul 2011 05:51:34 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انی کاظمی</dc:creator>
				<category><![CDATA[کتیبه ها و متون باستان]]></category>
		<category><![CDATA[تحول خط]]></category>
		<category><![CDATA[تکامل خط]]></category>
		<category><![CDATA[خط]]></category>
		<category><![CDATA[خط میخی]]></category>
		<category><![CDATA[خط هیروگلیف]]></category>
		<category><![CDATA[خط پارسی]]></category>
		<category><![CDATA[خط چینی]]></category>
		<category><![CDATA[خطوط]]></category>
		<category><![CDATA[خطوط باستان]]></category>
		<category><![CDATA[خطوط باستانی]]></category>
		<category><![CDATA[نوشتن]]></category>
		<category><![CDATA[نوشته]]></category>
		<category><![CDATA[نگاره]]></category>
		<category><![CDATA[هیروگلیف]]></category>
		<category><![CDATA[هیروگلیف مصر]]></category>
		<category><![CDATA[هیروگلیف مصری]]></category>
		<category><![CDATA[هیروگلیف هیتیتی]]></category>
		<category><![CDATA[پیدایش خط]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarikhema.ir/?p=6354</guid>
		<description><![CDATA[فهرست خطوط باستان الف: خط چینى ب: خط میخى ج: خط هیروگلیف مصری د: هیروکلیف هیتیتى تاریخ خط در ایران ورود اسلام به ایران و تحول خط خطوط اصلی و متداول عصر حاضر در ایران ۱- کوفی ۲- خط محقق ۳- خط ریحان ۴- خط ثلث ۵- خط نسخ ۶- خط تعلیق ۷- خط دیوانی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #888888;">فهرست</span></strong></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #888888;">خطوط <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with باستان">باستان</a></span></strong></p>
<blockquote><p><strong><span style="color: #888888;">الف: <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ae%d8%b7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with خط">خط</a> چینى</span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #888888;">ب: <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ae%d8%b7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with خط">خط</a> میخى</span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #888888;">ج: خط <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%db%8c%d8%b1%d9%88%da%af%d9%84%db%8c%d9%81-%d9%85%d8%b5%d8%b1%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هیروگلیف مصری">هیروگلیف مصری</a></span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #888888;">د: هیروکلیف هیتیتى</span></strong></p></blockquote>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #888888;"><a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with تاریخ">تاریخ</a> خط در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران">ایران</a></span></strong></p>
<blockquote><p><strong><span style="color: #888888;">ورود اسلام به <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران">ایران</a> و تحول خط</span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #888888;">خطوط اصلی و متداول عصر حاضر در ایران</span></strong></p>
<blockquote><p><strong><span style="color: #888888;">۱- کوفی</span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #888888;">۲- خط محقق</span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #888888;">۳- خط ریحان</span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #888888;">۴- خط ثلث</span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #888888;">۵- خط نسخ</span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #888888;">۶- خط تعلیق</span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #888888;">۷- خط دیوانی</span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #888888;">۸- خط رقعه</span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #888888;">۹- خط نستعلیق</span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #888888;">۱۰- خط شکستۀ نستعلیق</span></strong></p></blockquote>
<p><strong><span style="color: #888888;">تحول و نوآوری در دنیای معاصر</span></strong></p>
<blockquote><p><strong><span style="color: #888888;">الف ـ دوره اول ـ قاجاریه ـ (‌دوره نوآوری در جامعه سنتی )</span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #888888;">ب- دوره دوم – پهلوی (دوره‌ نوسازی)</span></strong></p></blockquote>
<p><strong><span style="color: #888888;">خط و تبلیغات</span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #888888;">سنت ‌شکنی در ارتباط شکل و محتوی</span></strong></p>
<p><strong><span style="color: #888888;">مدرنیستها و اقلام قدیم</span></strong></p></blockquote>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #888888;">فهرست منابع</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;">به نام خدا</p>
<p style="text-align: justify;">خط، هنر تثبیت ذهنیات است با علایم معهود چشم. احتیاج به حفظ خاطره‌ها نخستین محرک پیدایى خط در بین اقوام عالم بود. چه انسان اولیه براى حفظ امورى که مى‌خواست سالهاى مدید باقى بماند، ابتدا به رسم صور آنها پرداخت و از این تصویرپردازی روش تصویرنگارى را بوجود آورد. روش تصویرنگارى</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>تصویرنگاره و اندیشه <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with نگاره">نگاره</a></strong></p>
<p style="text-align: justify;">که به ابتدا ناظر به رسم صور اشیاء بود، بعدها توانست با تصویر اشیایى شبیه به اندیشه‌ها به نمایش اندیشه نیز اقدام کند. این طریق نمایش اندیشه همانست که نام اندیشه‌نگارى را در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with تاریخ">تاریخ</a> خطوط دارد. روش اندیشه‌نگارى، گرچه تا حدى رافع نقص تصویرنگارى شد ولى باز کافى نبود چه در این روش اندیشه‌ها با علایمى نمایش داده می شدند که بکلى فارغ و مستقل از زبان بودند. در قدیم یک سلسله اعمال و علایمى وجود داشت که تا حدى به حفظ خاطره‌ها و امورى که باید حفظ شوند، کمک مى‌کرد، نظیر: چوب‌خط‌هاى کوچک آلمانیهاى قدیم و یا ریسمانهاى گره‌خورده ی مردمان پرو از زمان اینکاها و یا گردن بندهاى صدفى قوم ایروکوا به نام وامپون و بالاخره چوب‌خط‌هاى استرالیایی ها. نارسایى روش اندیشه‌نگارى موجب شد که در کار نگارش طریق دیگرى پیش آید که بستگى بیشتر با زبان داشته باشد، یعنى بستگى با اصواتى که چون گوش آنها را شنید، معانى آنها را درک کند. در این روش، اسم ها با علایمى نمایش داده می شوند که ربطى با اصوات مزبور ندارند، ولى در عوض آن خاصیت را دارند که چون چشم آنها را دید (بوقت قرائت) الفاظى قرین این علامات کند. با بکار بستن علایمى که شکل کلمات آن جناس لفظى با کلمات مبین معانى آنها دارد خط به مرحله ی سیلابى کشانیده شد. در این مرحله، هر سیلاب با علامتى خاص همراه است که با پیشرفت نمایش سیلابى خط کم‌کم روش الفبایى خط بوجود آمد. در روش سیلابى، با تجزیه ی سیلاب ها و نمایش مجزاى هر یک از آنها مطلب شکل تحریرى به خود می گیرد. در دنیاى قدیم ما به چهار نوع خط اندیشه‌ نگار بر مى‌خوریم به شرح زیر:</p>
<blockquote><p><strong>الف: خط چینى</strong><br />
<strong> ب: خط میخى</strong><br />
<strong> ج: خط هیروکلیف مصرى</strong><br />
<strong> د: خط هیروکلیف هیتیتى</strong><br />
<strong> الف: خط چینى</strong></p></blockquote>
<p style="text-align: justify;">چینى‌ها ابتدا با رسم اشکالى آغاز به نگارش کردند، ولى علامات آنها به علت نارسایى موجب شد که بعدها ترکیباتى بسازند و با آن ترکیبات به بیان اندیشه‌هاى خود بپردازند. این ترکیبات گرچه از یک سو مصور اندیشه‌هاى آنان بود، ولى از طرف دیگر در انتقال مقاصد آنها نقش صحیح بازى نمى‌کرد و سرانجام به آنجا کشید تا چینى‌ها با تکوین علاماتى که بیشتر تکیه بر اصوات مى‌کرد، به نوعى خط صوت‌نگار دست یابند. این خط صوت‌نگار گرچه از حیث آنکه با زبان بستگى داشت؛ در مرحله‌اى جلوتر از خط قدیم بود، ولى از آنجا که هر حرف مى‌توانست نمایشگر اصوات مختلف چندى باشد واجد نقص بسیار بود. چینى‌ها براى رهایى از این نقص، یعنى نمایش معنى حقیقى هر علامت از علائمى اندیشه‌نگار به نام کلید استفاده کردند و هر کلید مبین یک نوع اندیشه بود. دانشوران چینى بعدها به یک قسم خط تندنویسى دست یافتند که نمونه ی خط ژاپونى شد.</p>
<p style="text-align: justify;">خوشنویسی نیز از <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d9%87%d9%86-%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کهن ترین">کهن ترین</a> هنرهای چین است. چینی ها خوشنویسی را جوهر نقاشی های تصویری می شمردند و از این رو در چین بین خطاطی و نقاشی پیوند های خاصی برقرار بوده است. هنر خط در سنت هنری چین والاترین جایگاه را دارد. خط و خوشنویسی در چین از حدود ۲۵۰۰ سال پیش (احتمالا در زمان کنفوسیوس) به عنوان یک هنر معتبر رواج یافت و به مرور زمان ۵ شیوه ی خوشنویسی در چین پدید آمد و با اندک تغییراتی تاکنون پابرجا مانده است. این ۵ شیوه عبارتند از:<br />
مهرگونه &#8211; تحریری &#8211; منتظم &#8211; غیر منتظم &#8211; روان.</p>
<p style="text-align: justify;"><img src="http://tarikhema.ir/images/2011/07/ms_t1_91.gif" alt="ms t1 91 نگاهی در پیدایش، تحویل و تکامل خط | تاریخ ما Tarikhema.ir" border="0" title="نگاهی در پیدایش، تحویل و تکامل خط | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;"><strong>ب: خط میخى</strong><br />
این خط که اصلى اندیشه‌نگار داشت در همه کشورهاى آسیاى غربى بکار می رفت. محققین سومریان را ابداع کننده ی <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ae%d8%b7-%d9%85%db%8c%d8%ae%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with خط میخی">خط میخی</a> می دانند. سومریان (حدود ۳۰۰۰ تا ۲۵۰۰ سال قبل از میلاد) با ابداع <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ae%d8%b7-%d9%85%db%8c%d8%ae%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with خط میخی">خط میخی</a> دوره ای را آغاز کردند که به عنوان آغاز خط نویسی شهرت دارد و همچنین اولین مدارک نگارشی بشر که به صورت الواح گلین برجای مانده متعلق به <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%aa%d9%85%d8%af%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with تمدن">تمدن</a> های بین النهرین است.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">در سال ۱۶۲۱م. سیاح ایتالیایى به نام پیترودلاواله از <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%aa%db%8c%d8%a8%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کتیبه">کتیبه</a>‌هاى تخت‌جمشید چند علامت میخى نقاشى کرد و با خود به اروپا برد و به حدس خود گفت که این خط باید از چپ به راست خوانده شود. شاردن سیاح فرانسوى در سال ۱۶۷۴م. یکى از <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%aa%db%8c%d8%a8%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کتیبه">کتیبه</a>‌هاى ایرانى را در سیاحتنامه خود ترسیم کرد و کنت کاى لوس در ۱۷۶۲ م. تصویر گلدانى از مرمر را که بر روى خود <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%aa%db%8c%d8%a8%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کتیبه">کتیبه</a>‌هایى از سه خط میخى و یک خط مصرى داشت انتشار داد و زمینه را براى تحقیق باز کرد. در سال ۱۷۶۵م. کارس تنس نى‌بور دانمارکى <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%aa%db%8c%d8%a8%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کتیبه">کتیبه</a>‌هایى از پاسارگاد کپی برداشت و معلوم کرد که خطوط این <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%aa%db%8c%d8%a8%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کتیبه">کتیبه</a>‌ها از سه نوع است و ساده‌ترین آنها مرکب از چهل و دو علامت می باشد. عالم دانمارکى دیگر به نام مون‌تر نوع دوم خط میخى را در سال ۱۸۰۲م. خط سیلابى یا هجایى اعلام کرد و گفت هر علامت آن نماینده ی یک هجاست و خط سوم نیز ایدئوگرامى است یعنى هر علامت نماینده ی یک مفهوم یا کلمه است. بعدها عالم مزبور گفت در جاهایى که <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%aa%db%8c%d8%a8%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کتیبه">کتیبه</a> به سه نوع خط نوشته شده هر سه از حیث مضمون راجع به یک مطلب‌اند و هرکدام از خط‌ها متعلق به یک زبان است. به عقیده ی او خط اول باید متعلق به زبانى باشد که متن در ابتدا به آن زبان نوشته شده و بعد آن را به دو زبان دیگر ترجمه کرده‌اند و چون زبان اهالى پارس، که تخت‌جمشید در آن واقع است، زبان پارسى بوده پس جاى اول را باید به زبان پارسى داد. پس از آن او بخواندن خط اول که ساده‌تر بود پرداخت. او با این مجاهدت ها توانست دو حرف را که عبارت از «آ» و «ب» باشند معلوم کند و نیز متوجه شد که چند علامت</p>
<p style="text-align: justify;"><img src="http://tarikhema.ir/images/2011/07/0.203595001281633768_9CuneiformTablet1.jpg" alt="0.203595001281633768 9CuneiformTablet1 نگاهی در پیدایش، تحویل و تکامل خط | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="نگاهی در پیدایش، تحویل و تکامل خط | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #888888;"><a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ae%d8%b7-%d9%85%db%8c%d8%ae%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with خط میخی">خط میخی</a> در ایران <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with باستان">باستان</a></span></strong></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">همیشه با هم و به یک ترتیب تکرار می شوند ولى گاه گاه آخر این چند علامت تغییر می کند. در ادامه ی تلاش های مون تر محقق دیگری به نام گروت فند به این نتیجه رسید که این چند علامت که به یک ترتیب و با هم تکرار مى‌شوند باید کلمه شاه باشد و کلمه‌اى که قبل از آن آمده و در دو <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%aa%db%8c%d8%a8%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کتیبه">کتیبه</a> مختلف است اسم شاه. بالا خره بعد از مجاهدت و تلاشهای فراوان محققین راولین سن موفق شد راز <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%aa%db%8c%d8%a8%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کتیبه">کتیبه</a> ی <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%db%8c%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with بیستون">بیستون</a> داریوش اول را که با سه زبان نوشته شده بود (پارسی قدیم، ایلامی، آسوری) فاش کند. و این باعث شد تا الفبای زبان پارسی قدیم معلوم شود و چهارصد کلمه از این زبان بدست آمد. علامات خط میخی دوم نیز به کوشش راولین سن در سال ۱۸۵۵ م. کاملا معلوم شد و محقق شد که زبان آن زبان ایلامى یا زبان شوش جدید است. بعد از این به خواندن خط سوم پرداختند در اینجا کار با اشکالات بسیار همراه بود زیرا این خط کمتر از دو خط دیگر جا گرفته بود. «مون تر» در ۱۸۰۲ م. گفت که بعضی علامات خط سوم شبیه علاماتى است که بر آجرهاى <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d9%84/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with بابل">بابل</a> نوشته شده و از خرابه‌هاى این شهر قدیم بدست آمده است. بر اثر اکتشافات الیاردا و ابت تاا در نینوا ثابت گردید که خط سوم کتیبه‌هاى هخامنشى همان خط آسورى و بابلى است و دیگر شکى نماند که شاهان هخامنشى بعد از زبان پارسى قدیم و زبان ایلامى به خط و زبان آسور و <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d9%84/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with بابل">بابل</a>، که زبان و خط نخستین مردم متمدن آسیاى پیشین بود توجه داشته و آنرا بکار می برده‌اند.</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;"><strong>خط میخی مربوط به اکدیان</strong></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">بر اثر کوشش صد و پنجاه ساله ی این محققین ما امروزه از هر جهت به زبان و خط رایج زمان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هخامنشیان">هخامنشیان</a> آگاهیم.</p>
<p style="text-align: justify;"><img src="http://tarikhema.ir/images/2011/07/File1512.jpg" alt="File1512 نگاهی در پیدایش، تحویل و تکامل خط | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="نگاهی در پیدایش، تحویل و تکامل خط | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: justify;"><img src="http://tarikhema.ir/images/2011/07/hammurabi1.jpg" alt="hammurabi1 نگاهی در پیدایش، تحویل و تکامل خط | تاریخ ما Tarikhema.ir" border="0" title="نگاهی در پیدایش، تحویل و تکامل خط | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #888888;"><strong>نمونه ی خط میخی لوح همورابی</strong></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;"><strong>ج: خط <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%db%8c%d8%b1%d9%88%da%af%d9%84%db%8c%d9%81-%d9%85%d8%b5%d8%b1%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هیروگلیف مصری">هیروگلیف مصری</a></strong><br />
این خط، در حدود ۵ هزار سال قبل از تصویر نگاری مشتق شد.نزدیک به ۵۰۰ علامت تصویری در خط <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%db%8c%d8%b1%d9%88%da%af%d9%84%db%8c%d9%81/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هیروگلیف">هیروگلیف</a> جود داشت. و طرز نگارش آن به دو صورت عمودی و افقی بود که ابتدا <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%db%8c%d8%b1%d9%88%da%af%d9%84%db%8c%d9%81/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هیروگلیف">هیروگلیف</a> عمودی و سپس افقی پدید آمد.<br />
این خط را مصریان اولین بار جهت نوشتن مطالب خود اختراع کردند و آن را <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%db%8c%d8%b1%d9%88%da%af%d9%84%db%8c%d9%81/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هیروگلیف">هیروگلیف</a> نامیدند. <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%db%8c%d8%b1%d9%88%da%af%d9%84%db%8c%d9%81/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هیروگلیف">هیروگلیف</a> به معنی کنده کاری مقدس و خط مقدس است که حجاران و صنعتگران آن را در دیوار مقابر، ستون ها، تندیس ها مهر ها و &#8230; به کار می بردند. بعدها با پیدایى پاپیروس از این خط نوع دیگرى بوجود آمد بنام هیراتیک (مذهبى، با صلابت) و سپس با بهم ‌ریختگى آن نوعى خط تندنویسى ایجاد گردید به نام خط عامیانه.</p>
<p><strong>د: هیروکلیف هیتیتى:</strong></p></blockquote>
<p style="text-align: justify;">این خط خیلى درست‌تر از <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ae%d8%b7-%d9%87%db%8c%d8%b1%d9%88%da%af%d9%84%db%8c%d9%81/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with خط هیروگلیف">خط هیروگلیف</a> مصریست. فنیقى‌ها (چهارده قرن پیش از میلاد مسیح) به احتمال اقرب به یقین، نخستین کسانى بودند که افتخار کشف الفباى حقیقى را دارند؛ کشفى که تحول عظیمى در خط بوجود آورد چه الفباى یونانى و ایتالیایى منتج از الفباى فنیقى است و از آنجا که الفباى سایر کشورهاى اروپایى مشتق از این دو الفبا مى‌باشد، مى‌توان گفت که مبدأ خطوط ملل اروپایى فنیقى است. علاوه بر این، از طریق قوم آرامى الفباى فنیقى در مصر و عرب و بین‌النهرین تا هند بسط یافت و اصول آن بعدها با اختراع علایمى براى نشان دادن حروف مصوت بوسیله ی یونانی ها کامل شد.</p>
<p style="text-align: justify;">خط فنیقى چون بوجود آمد، سایر خطوط جز خط چینى را از قلمرو نویسندگى خارج کرد؛ چون کتابت با این خط بسیار آسان بود، بکار بستن آن توسعه زیاد یافت. در جنب پیشرفت خط سعى دیگرى نیز به عمل آمد و آن توسعه ی محل و مواد نویسندگى بود چه قبل از پیدایى کاغذ از سنگ و فلزات استفاده مى‌کردند و غیر از سنگ و فلزات از پوست درختان و جانوران نیز استفاده می شد، ولى گرانى قیمت این دو پوست موجب شد که در مصرف آن اقتصاد بورزند و طریق اقتصادورزى، یکى فشردگى در نوشته و دیگر استفاده از علائم اختصارى و سدیگر تراش پوست و استفاده ی مجدد از آن بود.</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%82%d8%af%db%8c%d9%85%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with قدیمی">قدیمی</a> ترین نمونه های این الفبای فینیقی در شهر کوچک بولوس لبنان پیدا شده که امروزه جبیل خوانده می شود. یونانی ها الفبای فینیقی را پذیرفتند و در آن تغییراتی دادند. که الفبای یونانی (۱۰۰۰ سال پیش از میلاد) بوجود آمد. عقیده بر آن است که الفبای مذکور از خط اقوام سامی شمالی سرچشمه گرفته است.</p>
<p style="text-align: justify;">سرچشمه ی خط لاتین نیز بنا به عقیده ی محققان به خط اقوام اتروسک که ساکنان اولیه ی ایتالیا بودند مربوط می شود. پس از قرن اول ق.م. در الفبای لاتین قواعد زیبایی شناسی خاصی پدیدار گشت. این امر نخست در کتیبه ها و سپس با تغییرات جزیی در کتب تحقق یافت.</p>
<p style="text-align: justify;">امروز انواع اصلى خطوط عبارتند از: چینى، عربى (خط جمیع ملل مسلمان جز ترکیه)، هندى، یونانى، روسى، آلمانى، لاتین (خط لاتین بوسیله ی آمریکاییها و استرالیاییها نیز اخذ شده است).</p>
<p style="text-align: justify;">جهت نگارش خط: خط مصریها، سانسکریت، یونانى، لاتینى و خطوط مشتق از آن، ارمنى، اتیوپى، گرجى و اسلاوى همه از چپ براست نوشته می شود. عبرى، عربى، کلدانى، آسورى، فارسى، ترک، تاتار، از راست به چپ؛ چینى، ژاپونى سطور از بالا به پایین و حروف از راست به چپ تحریر مى‌گردد. مکزیکى‌ها از پایین به بالا مى‌نویسند. در یونان قدیم، نوعى نگارش بوده که ابتدا از راست به چپ مى‌نوشتند و چون به انتهاى سطر مى‌رسیدند از چپ به راست مى‌نوشتند و با همین ترتیب تا آخر پیش مى‌رفتند.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>تاریخ خط در ایران</strong></p>
<p style="text-align: justify;">با آمدن اسلام به ایران و گسلیدن فرهنگ بعد از اسلام ایران از قبل از اسلام، مبحث خط نیز به دو قسمت می شود؛ قسمتى از آن مربوط به خطوط ماقبل اسلام در ایران قسمت دیگر مربوط به خط بعد از اسلام است.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>ورود اسلام به ایران و تحول خط:</strong><br />
در این قسمت تاریخ خط فارسى همان تاریخ خط عربى است. که ابتدا اما تاریخ خط عربى به اجمال ذکر می کنیم.<br />
بنابر گفته ی جرجى زیدان چنین است. اعراب حجاز مدرکى دال بر خط و سواد داشتن خود ندارند، ولى از اعراب شمال و جنوب حجاز آثار کتابت بسیار بدست است که معروفترین این مردمان مردم یمنى‌اند که با حروف مسند مى‌نوشتند و دیگر نبطى‌هاى شمال‌اند که خطشان نبطى است. مردم حجاز که بر اثر صحرانشینى از کتابت خط بى‌بهره ماندند، کمى پیش از اسلام بعراق و شام مى‌رفتند و بطور عاریت از نوشتن عراقیان و شامیان استفاده مى‌کردند و چون به حجاز مى‌آمدند، عربى خود را با حروف نبطى یا سریانى و عبرانى مى‌نوشتند. خط سریانى و نبطى بعد از فتوحات اسلام نیز میان اعراب باقى ماند و تدریجاً از نبطى، خط نسخ پدید آمد و از سریانى، خط کوفى. خط کوفى در ابتدا به خط حیرى مشهور بود و بعدها که مسلمانان کوفه را در نزدیکی حیره ساختند، این خط نام کوفى گرفت. سریانیهاى مقیم عراق خط خود را با چند قلم مى‌نوشتند که از آن جمله، خط مشهور به سطرنجیلى مخصوص کتابت تورات و <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d9%86%d8%ac%db%8c%d9%84/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with انجیل">انجیل</a> بوده است. عربها در قرن اول پس از اسلام این خط (سطرنجیلى) را از سریانى اقتباس کردند و یکى از وسائل نهضت آنان همین خط بوده است. بعدها خط کوفى از همان خط پدید آمد و هر دو خط از هر جهت بهم شبیه هستند. مورخین درباره ی شهرى که خط از آنجا به حجاز آمده، اختلاف نظر دارند و به قول مشهور خط سریانى از شهر قدیمى انبار به حجاز آمده است. و مى‌گویند مردى به نام بشربن عبدالملک کندى برادر اکیدربن عبدالملک فرمانرواى دومة‌الجندل، آن خط را در شهر انبار آموخت و از آنجا به مکه آمده صهباء دختر حرب‌بن امیه، یعنى خواهر ابوسفیان را تزویج کرد و عده‌اى از مردم قریش نوشتن خط سریانى را از داماد خودِ بشربن عبدالملک آموختند و چون اسلام پدید آمد، بسیارى از مردم قریش مقیم مکه خواندن و نوشتن می دانستند تا آنجا که پاره‌اى گمان کردند سفیان‌بن امیه اول کسى بود که خط سریانى را به حجاز آورد. بارى عربها در سفرهاى بازرگانى که به شام مى‌رفتند خط نبطى را از مردم حوران و از عراق خط کوفى را آورده‌اند و همانطور که تورات به خط «سطرنجیلى» تحریر مى‌یافت، آنها قرآن را با «خط کوفى» نوشتند در «خط کوفى» و خط «سطرنجیلى» چنین رسم است که اگر الف ممدود در وسط کلمه واقع می شد، در کتابت مى‌افتاد چنانکه در اوابل اسلام مخصوصاً در تحریر قرآن این قاعده کاملا مراعات می شد و به جاى «کتاب» «کتب» و به جاى «ظالمین» «ظلمین» مى‌نوشتند. پس از آمدن اسلام، عربهاى حجاز با نوشتن آشنا بودند، ولى عده ی کمى از آنها نوشتن مى‌توانستند و آنان از بزرگان صحابه شدند که بعضى از آنها «على‌بن ابیطالب» و «عمربن خطاب» و «طلحة‌بن عبیدالله» بودند. در زمان خلفاى راشدین و بنى‌امیه، قرآن را به خط کوفى مى‌نوشتند و مشهورترین قرآن‌نویس بنى‌امیه، مردى بود قطبه‌نام و خیلى خوشخط بود و به علاوه خط کوفى را با چهار قلم مى‌نگاشت. در اوائل دولت عباسى دوازده قلم خط به شرح زیر معمول بود:</p>
<blockquote><p>۱- قلم جلیل ۲- قلم سجلات ۳- قلم دیباج ۴- قلم اسطور مار کبیر ۵- ثلاثین ۶- قلم زنبد ۷- قلم مفتح ۸- قلم حرم ۹- قلم مد مرات ۱۰- قلم عمود ۱۱- قلم قصص ۱۲- قلم حرفاج.</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;">در زمان مأمون نویسندگى اهمیت پیدا کرد و نویسندگان در نیکو ساختن خط به مسابقه پرداختند و چندین قلم دیگر به نام قلم مرصع، قلم نساخ، قلم رقاع، قلم غبارالحلیه، قلم ریاسى. و درنتیجه، خط کوفى به بیست شکل درآمد. اما خط نبطى یا نسخ، بهمان شکل سابق در میان مردم و براى تحریرات غیررسمى معمول بود تا آنکه ابن مقله خطاط مشهور متوفى به سال ۳۲۸ ه‍ . ق. با نبوغ خود خط نسخ را بصورت نیکویى درآورد و آنرا جزء خطوط رسمى دولتى قرار داد و خطى که امروز معمول است، همان خط اصلى ابن مقله مى‌باشد. مشهور است که ابن مقله خط نسخ را از خط کوفى استخراج کرده است، ولى واقع آنست که خط کوفى و نبطى هر دو از اوائل اسلام معمول بوده و چنانکه گفته شد، کوفى را براى کتابت قرآن و امثال آن بکار مى‌بردند و نبطى در مکاتبات رسمى استعمال می شد. و ابن مقله اصلاحاتى در خط نسخ نمود و آنرا براى نوشتن قرآن شایسته و مناسب ساخت. سپس به مرور زمان، خط نسخ فروعى پیدا کرد و به طور کلى دو خط نسخ و کوفى در کتابت عربى معمول گشت و هر کدام از آن شاخه‌هایى داشت که در قرن هفتم هجرى مشهورترین آن به قرار زیر بوده است:</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>ثلث، نسخ، ریحانى، تعلیقى و رقاع</strong></p>
<p style="text-align: justify;">همین قسم خطاطان بسیارى بوجود آمدند و کتابها و رساله‌هایى درباره خط و خطاطى پرداختند.</p>
<p style="text-align: justify;">درباره ی تاریخ خط فارسى در تذکره ی مرآت‌الخیال آمده است که انواع خطوط فارسى شامل: ثلث، رقاع، نسخ، توقیع، محقق و ریحان است و باز در آنجا آمده که خط هفتم تعلیق است که از رقاع و توقیع برآمده. پس از ذکر انواع خطوط مزبور نویسنده ی مرآت‌الخیال مى‌آورد: «گویند که از متقدمین خواجه تاج‌سلمان این خطها را خوب مى‌نوشت و خط هفتم که تعلیق باشد میر على تبریزى در زمان امیر تیمور صاحبقران از نسخ و تعلیق استنباط نمود». خط فارسى رافع اقلامى است از جمله:</p>
<blockquote><p>اجازت، تعلیق، توقیع، ثلث، جلى، جلى دیوانى، دیوانى، رقاع(رقعه)، ریحانى، سنبلى، سیاقت، شجرى، شکسته، شکسته ی نستعلیق و کوفى یا نسخ</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;"><strong>خطوط اصلی و متداول عصر حاضر در ایران</strong></p>
<p style="text-align: justify;">ترتیب زمانی و پیدایش خطوط اصلی چنین است:<br />
۱ـ کوفی ۲ـ محقق ۳ـ ریحان ۴ـ ثلث ۵ـ نسخ ۶ـ تعلیق ۷ـ دیوانی ۸ـ رقعه ۹ـ نستعلیق ۱۰ـ شکسته نستعلیق</p>
<p style="text-align: justify;">۱- کوفی :</p>
<p style="text-align: justify;">در صدر اسلام با انتخاب خط کوفی به عنوان خط کتابت قرآن دوران ترقی و تکامل آن آغاز گردید. این خط اصل و ریشه تمام خطوط اسلامی است.<br />
معروف است نخستین کسی که نقطه را برای کوفی وضع کرد شخصی به نام ابوالاسود دوئلی بود که از یاران و شاگردان حضرت علی علیه السلام به شمار می رفت بعد از مدتی که خط کوفی در ایران رایج شد در حدود قرن چهارم ایرانیان خط کوفی نوع خط تلفیقی به نام پیرآموز ابداع کردند که به کوفی ایرانی ‌موسوم است.<br />
بطور کلی خط کوفی به دو دسته بزرگ تقسیم می شود۱ـ کوفی مغربی</p>
<blockquote><p>۲ـ کوفی مشرقی</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;">خط کوفی مشرقی مشتمل بر انواع زیر می باشد:</p>
<blockquote><p>الف ـ‌کوفی ساده</p>
<p>ب ـ کوفی تزئینی</p>
<p>ج‌- کوفی بنایی (‌معقلی )</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;">الف- کوفی ساده</p>
<p style="text-align: justify;">این خطوط یا کاملاً ساده و بدون تزئین هستند و یا تزئینات بسیار مختصری دارند.<br />
ب ـ‌کوفی تزئینی :<br />
این خط برای تزئین استفاده می شد و به شیوه هایی چون مشجر ، مورق، مزهر ، موشح نوشته میشد که کوفی تزئینی که شامل موارد فوق می باشد از همان قرن دوم هجری به عناصر مهم اسلامی تبدیل شد و بر صفحه های قرآن سکه ها و کتیبه ها خودنمایی کرد.<br />
از دیدگاه کتیبه نویسی اوج خط کوفی تزئینی در طی قرن پنجم ‌یعنی در عصر پادشاهان سلجوقی است و تحول شکلهای تزئینی آن تا اواخر قرن ششم ادامه پیدا کرد. بطور کلی می توان گفت که خطوط کوفی اعم از ساده و تزئینی آن بسیار باشکوه هستند و خطوط عمودی آنها حالتی معنوی را تداعی می کند.</p>
<p style="text-align: justify;">ج ـ کوفی بنایی (‌معقلی) :<br />
این خط در بسیاری از بناها و مساجد به ویژه بعد از دوره سلجوقی ‌دیده می شود و در زیبایی بنا و القای روحیه معنوی به آن سهمی بسزا دارند اساس کوفی بنایی امتدادهای افقی و عمودی و گردش خط با ضخامتی یکنواخت در راستای افقی یا عمودی است به گونه ای که تمام سطوح هندسی شکل با این نوشته های افقی و عمودی پر می شود. در بعضی انواع کوفی بنایی به نمونه هایی برخورد می کنیم که هم سیاهی و هم سفیدی بین آنها از کلماتی تشکیل شده اند که دارای معناست و اصطلاحاً به آن سواد و بیاض گفته می شود امروزه به سبب اینکه جنبه های تزئینی در انواع کوفی بسیار فراوان است می توان به عنوان پایه ای برای طراحی جدید حروف الفبا در رشتة گرافیک مورد استفاده قرار گیرد. بعضی از هنرمندان در سالهای اخیر با استفاده از خط کوفی و تغییر و تلفیق آن با دیگر انواع خوشنویسی ، برای طراحی پوستر ، نشانه، سربرگ کاغذ و دیگر کارهای مربوط به این رشته استفاده کرده اند.</p>
<p style="text-align: justify;">۲- خط محقق :</p>
<p style="text-align: justify;">خطاطان خط محقق را پدر خطوط گفته اند. این خط از خطوط اصیل اسلامی می باشد. خط محقق نزدیکترین خط به کوفی ساده است. در این خط اشکال حروف یکدست، یکنواخت و درشت اندام است که با فواصل منظم و بدون تداخل حروف می باشد.<br />
۳- خط ریحان :<br />
خط ریحان مشتق از محقق می باشد و خطی است ظریف و کوچک اندام و تمام ویژگیهای خط محقق را دارد ولی ظریفتر است و به همین جهت آن به گل و برگ و ریحان تشبیه کرده اند. این خط برای سهولت در نگارش ابداع شده است و خواسته اند سبک و روش ‌محقق را در خلاصه نویسی بکار برده باشند.</p>
<p style="text-align: justify;">۴- خط ثلث :<br />
خطاطان خط « ثلث » را مادر خطوط گفته اند. ثلث نوعی خوشنویسی است که از کوفی استخراج شده است. ابداع آن را به ‌ابوعلی بن مقله بیضاوی شیرازی ‌که در قرن سوم هجری می زیسته است نسبت داده اند.<br />
یکی از دلایلی که برای گذاشتن نام ثلث بر این نوع خوشنویسی آورده شده است داشتن ۳/۱ سطح ( خطوط مستقیم ) و ۳/۲ دور ( خطوط انتهایی ) در داخل کلمات آن می باشد.<br />
از هنرمندان ثلث نویس معاصر می توان افراد زیر را نام برد.<br />
۱ـ حامد آلامدی در ترکیه ۲- هاشم محمد بغدای در عراق ۳- احمد نجفی زنجانی و ۴- طاهر در ایران</p>
<p style="text-align: justify;">‌الفبای کشیده و بلند و دوایر نسبتاً کم عمق و باز از خصوصیات این نوع خوشنویسی است. در خط ثلث کلمات خیلی تو در تو و سوار بر یکدیگر نوشته می شوند به همین علت درجه خوانایی آن کم میشود. این خط از لحاظ ظاهری بی شباهت به محقق نیست با این تفاوت که در این خط برخلاف محقق دور حروف بیشتر و اندازه آنها کوچکتر است.<br />
ریتمی که در اثر تکرار ضربه های عمودی و بلند حروف در این خط ایجاد می شود القاء کننده قدرت عظمت و بزرگی است. مهمترین کاربرد خط ثلث در کتیبه نویسی است خط ثلث دارای بار مذهبی نیرومندی می باشد و به همین لحاظ در دورة پس از انقلاب اسلامی در آثار گرافیکی برای نوشتن آیات قرآن و ادعیه بکار می رود. همچنین در عناوین برخی مجله ها پشت جلد کتاب و طرح تمبر و … نیز بکار برده می شود.</p>
<p style="text-align: justify;">۵- خط نسخ :<br />
خط نسخ تحت تاثیر خطوط محقق و ریحان ثلث و توقیع بدست آمده است. در قرن هفتم هجری خط نسخ بوسیله یاقوت مستعصمی ‌که به شیوه یاقوتی ( عربی ) معروف است تکامل یافت و در حدود قرن یازدهم میرزا احمد نیریزی ‌با تغییراتی که در آن بوجود آورد به شیوة جدیدی دست یافت که به نسخ ایرانی مشهور شد. وی بزرگترین هنرمند نسخ نویس ایرانی به شمار می رود و شیوه او تا به امروز در کشور اما رایج است.</p>
<p style="text-align: justify;">در مورد سابقه و پیدایش این نوع خوشنویسی نظریه های مختلفی وجود دارد. عده ای آن را یکی از شش نوع خطی می داند که ابن مقله در قرن سوم هجری ابداع کرد. نظر عده ای دیگر بر آن است که سالها قبل از ابن مقله ابتدا ثلث از کوفی استخراج شد وسپس با گذشت زمان و احساس نیاز به داشتن نوعی خوشنویسی ساده برای خواندن و نوشتن قرآن رفته رفته نسخ را از ثلث استخراج کردند. به هر حال این مقاله در تدوین و تکامل نسخ نقش اساسی داشته است به طوری که وی را ابداع کننده و مروج آن می دانند.</p>
<p style="text-align: justify;">خط نسخ خطی کامل معتدل منظم و فوق العاده روشن و واضح می باشد. خط نسخ از لحاظ سهولت درخواندن ، وضوح و رسائی در درجة اول خطوط قرار دارد. این خط که به آن خط قرآنی نیز می گویند در کتابت قرآن و ادعیه با اعراب و درکتب و نشریات و … بدون اعراب بکار می رود. حروف و کلمات در نسخ هیچ گاه به صورت پس و پیش و سوار بر یکدیگر نوشته نمی شوند. همین مشخصة بارز نسخ یعنی خوانایی و بعضی مسائل فنی دیگر باعث شده است که تنها از این خط سنتی برای ‌ماشین چاپ و ‌ماشین تحریر استفاده نمایند.<br />
خطی که امروزه به ‌روزنامه ای ‌معروف است از خط نسخ گرفته شده است و خطی است خشک و نازیبا ولی فقط به علت بالا بودن درجه خوانایی ومنطبق شدن صنعت چاپ کشور با این رسم الخط همواره از آن استفاده می شود. این شیوه مانند ثلث در دورة پس از انقلاب اسلامی بوفور در آثار گرافیکی استفاده می شود و برای نوشتن متون گوناگون عنوان ها، پوسترها، نشانه ها و غیره مورد استفاده قرار می گیرد.</p>
<p style="text-align: justify;">۶- خط تعلیق :<br />
خط تعلیق اولین خط از خطوط خاص ایرانیا است که در اواسط قرن هفتم از ترکیب دو خط توقیع و رقاع بوجود آمد . تعلیق اولین نوع خوشنویسی بود که برای <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ae%d8%b7-%d9%be%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with خط پارسی">خط پارسی</a> ابداع شد و در آن علامتهای زیر و زبر و پیش بکار نمی رفت. عده ای وضع آن را به ‌خواجه تاج سلمانی اصفهانی نسبت می دهند. خط تعلیق تا ‌قرن دهم هـ‌ .ق در ایران متداول بود ولی با پیدایش خطوط نستعلیق و شکسته نستعلیق از رونق و رواج آن کاسته شد. خط تعلیق یکی از پایه های مهم “‌خط نستعلیق و شکسته نستعلیق می باشد. تعلیق خطی تو در تو و متصل بهم بوده کلمات و حروف آن یکنواخت نمی باشند. یعنی گاهی درشت و گاهی ریز و لاغر نوشته می شود.</p>
<p style="text-align: justify;">۷- خط دیوانی<br />
خط دیوانی در حال حاضر صورتی از خط تعلیق است که تصرفاتی در آن شده و در ممالک عربی رواج کامل دارد. خط دیوانی اگر بدون حرکات و تزیینات باشد آن را خفی و اگر دارای تزیینات نقطه و حرکات باشد آن را جلی گویند. نوشتن این نوع خط مستلزم صرف وقت زیاد می باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">۸- خط رقعه<br />
خط رقعه از خطوط بسیار رایج در ممالک عربی است خطی است بین نسخ و دیوانی در ایران نیز پس از پیروزی انقلاب اسلامی این خط در آثار گرافیکی از جمله پوستر هایی که در رابطه با رویداد های جهان اسلام تهیه می شوند نظیر هفته ی وحدت بکار می رود.</p>
<p style="text-align: justify;">۹- خط نستعلیق<br />
در اواخر قرن هشتم و اوایل قرن نهم هجری یعنی در عهد تیموری از درآمیختن دو خط نسخ و تعلیق خوشنویسی جدیدی برای خط فارسی در ایران بوجود آمد. که «نسخ تعلیق» نامیده شد. و بعدها به نام « نستعلیق » شهرت یافت.</p>
<p style="text-align: justify;">این خط دومین خط خاص ایرانیان می باشد. خط نستعلیق فاقد علایم زیر و زبر و پیش است و با توجه به ظرافت ها و گردش های لطیفی که در حرکت ها و شکل حروف دارد کم کم جایگاه خود را به عنوان زیباترین نوع خوشنویسی جهان باز کرد و در بین کشور های اسلامی به « عروس خطوط اسلامی » معروف شد. عده ای ابداء خط نستعلیق را به هنرمندی به نام میر علی تبریزی نسبت داده اند. وی در اوایل قرن نهم هجری می زیسته است. نقش میر علی تبریزی در تدوین نستعلیق آنچنان مهم و اساسی بود که استادان بعدی از وی به عنوان ابداء کننده نام برده اند.</p>
<p style="text-align: justify;">از کسانی که در تکامل خط نستعلیق نقش داشته اند می توان از «سلطان علی مشهدی» و «میر علی هروی» نام برد. اما هنرمندی که نستعلیق را به اوج تکامل و زیبایی رساند « عماد الحسنی قزوینی» معروف به « میر عماد » بود که در قرن یازدهم و در دوره ی صفویه زندگی می کرد. میر عماد با ابتکار و خلاقیت خود و مهارت بالایی که در نستعلیق بدست آورد دارای سبک و مکتبی شد که هنر مندان خوشنویس سالیان بسیار پس از او از سبک وی پیروی کردند.</p>
<p style="text-align: justify;">در قرن سیزدهم سبک و شیوه ی جدیدی در نستعلیق بوجود آمد. این کار بوسیله ی هنرمندی به نام « محمدرضا کلهر » صورت گرفت. در زمان کلهر صنعت چاپ به صورت اولیه ی خود به ایران آورده شد. و همین امر سبب گردید که کلهر بتواند با پشتوانه ی تحقیقی و مهارتی خود در نستعلیق با بوجود آوردن تغییراتی در سبک و روش میر عماد شیوه ی تازه ای را برای نستعلیق بوجود اورد که مناسب برای صنعت چاپ باشد.<br />
بارز ترین مشخصه ی نستعلیق « زیبایی» آن است و میتوان گفت که نستعلیق بهترین و زیبا ترین نوع خوشنویسی است که می توان برای نوشتن متن های فارسی به صورت های مختلف مورد استفاده قرار داد.</p>
<p style="text-align: justify;">۱۰- خط شکستۀ نستعلیق<br />
در اوایل قرن یازدهم سومین خط خاص ایرانیان بوجود آمد. و چون بیشتر شکل های آن از نستعلیق گرفته شده بود به نام شکسته ی نستعلیق شهرت یافت. عده ای « مرتصی قلی خان شاملو » و برخی دیگر « محمد شفیع هروی » معروف به شفیعا را ابداع کننده ی این خط دانسته اند. در نیمه ی دون قرن دوازدهم هنرمندی به نام « درویش عبد المجید طالقانی» شکسته ی نستعلیق را به اوج تکامل رسانید.</p>
<p style="text-align: justify;">تحول و نوآوری در دنیای معاصر<br />
چنانچه بررسی گردید خط و خوشنویسی در ایام گذشته و دنیای سنتی، پیوسته با تحول و نوآوری همراه بوده است اما در جهان سنتی، به دلیل عدم نیاز عامه مردم به طور مستمر و روزمره به خط و فقدان نیازهای تجاری و انتشاراتی و تبلیغاتی ، اهداف خوشنویسی ترکیبی بوده است از زیبایی بصری ـ آسانی ، سرعت و سهولت نگارش و خوانایی تا درنهایت، بتواند روند مراسالات و مکاتبات و امور دیوانی و تا حدودی نیز انتقال دانش و اطلاعات را سرعت و سهولت بخشد. از طرف دیگر، هم در نظام سنتی و هم در دنیای معاصر و مدرن، انگیزه های کارکردی عاملی مهم و درجه اول، ‌در تحولات خط محسوب می شود. اگر چه زیبایی بصری نیز بدون شک مورد نظر خطاطان قرار گرفته اما امروز، صنعت چاپ و یک دستی و متحدالشکلی مکاتبات، این بعد عملکردی خطاطی را به حداقل رسانده و در کنار آن جنبه های دیگر خطاطی اهمیت یافته است. لهذا نوآوری، مهمترین خاستگاه تحولات خط در یکصدو پنجاه سال اخیر می باشد.<br />
تحولات فرهنگی ـ هنری و سیاسی ـ اجتماعی و فناوری که زمینه ساز نوآوری متفاوتی در خط شده اند در ایران، طی دو حرکت در دوره های قاجار و پهلوی خطاطی و خوشنویسی را تحت تاثیر قرار داده اند که اینک بدان اشاره می شود.</p>
<p style="text-align: justify;">الف ـ دوره اول ـ قاجاریه ـ (‌دوره نوآوری در جامعه سنتی )<br />
جامعه قاجاری جامعه ای سنتی بود اما در این دوران از عهد عباس میرزا پسر فتحعلی شاه و پس از جنگ های ایران و روس و شکست های ایران با جمع بندی از دلایل شکست و با حرکتی عبرت گیرانه توسط عباس میرزا تحولاتی در روند نوآوری انجام گرفت که حاصل آن نوسازی قشون ـ ‌ورود صنعت چاپ و ورود برخی کارخانجات و تاسیس مدارس سبک جدید و فرستادن دانشجو به خارج از کشور برای کسب علم و هنر بوده است. اما شاه بیت این نوآوری بعدها در ظهور و روزنامه ها و نشریاتی تحقق یافت که به نحوی اطلاع رسانی و آگهی های جدید را به عهده گرفتند. خط و خوشنویسی نیز در پرتو این تحولات وارد عرصه شد اما با ضرب آهنگی بسیار کند حرکت نمود تا بتواند نشریات تازه بر عرصه رسانده را بسنده نماید به عنوان نمونه نخستین نشریاتی که خوشنویسی جدیدی را می طلبیدند عبارت بودند از:</p>
<blockquote><p>• کاغذ اخبار در ۱۲۵۳ به سردبیری میرزا صالح شیرازی<br />
• وقایع اتفاقیه ۱۲۶۷ –۱۲۶۴ به سردبیری امیرکبیر<br />
• قانون ۱۲۹۵-۱۲۹۰ به سردبیری میرزاملکم خان</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;">به طور تفصیلی تر و جهت تشریح نوآوری و تاثیر ‌آن بر خطاطی یکصد و پنجاه ساله آخر سرنوشت نخستین روزنامه های ایران قابل بررسی است.</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;">کاغذ اخبار<br />
نخستین روزنامه که حاکی از سرآغاز نوآوری در جامعه سنتی است حدود ۷۲ سال قبل از مشروطه منتشر شد اگر چه درباره روز تولد و تاریخچه دقیق اولین روزنامه فوق که با سردبیری میرزا صالح شیرازی کازرونی منتشر شده اطلاع زیادی در دست نیست جز این که به تقریباً در طی چند جمله گفته شود که نخستین روزنامه ایران تحت عنوان کاغذ اخبار و به فرمان محمد شاه منتشر شده است و نخستین شماره در ۲۵ محرم ۱۲۵۳ انتشارات یافته است.</p>
<p style="text-align: justify;">روزنامه وقایع اتفاقیه<br />
تاثیر پذیری خط و خوشنویسی از نوآوری های دوره قاجار، در روزنامه وقایع اتفاقیه نیز به نحو چشمگیرتری ظاهر می شود این روزنامه از زمان ناصرالدین شاه و به سردبیری وزیرنظر امیرکبیر منتشر شد و بعدها با تغییراتی به اسم های ایران سلطانی و ایران مواجه شد و اکنون نیز ادامه دارد. نخستین شماره آن با تصویر شیر و خورشید و با جمله ‌یا اسدالله الغائب به نحو خاص طراحی شده که الله بالای اسد قرار گیرد اسدالغالب و همچنین جمله روزنامه اخباردارالخلافه ‌طهران را در فضای گرافیکی ویژه ای به صورت غیر متداول خطاطی و خوشنویسی رایج سامان داده است.</p>
<p>روزنامه قانون</p>
<p style="text-align: justify;">اما روزنامه قانون به سردبیری میرزاملکم خان ناظم الدوله از دیگر نشریات نوگرا و نوپرداز دوران قاجاریست. البته بررسی نوآوری و تاثیر‌آن بر خطاطی که در رابطه با روزنامه قانون انجام می گیرد جدای از وجوه و گرایش های فراماسونری میرزاملکم می باشد نوآوری این نشریه با شعاری که بر سر نشریه چاپ خودنمایی می کند شعار مذکور چنین است: اتفاق ـ عدالت ـ‌ ترقی ‌این شعار به نحو خاصی بین دو گرایش نو و سنتی مشاهده می شود ـ در سرلوح نقطه گذاری واژه قانون به نحوی متفاوت از نقطه گذاری های رایج بر سر یکدیگر نه در کنار یکدیگر قرار دارد و درآغاز واژه قانون واژه آدمیت به نحو خاصی طراحی شده و به صورت « ا د م ی ت» نوشته شده. سپس در پایین، سرلوح به سه قسمت تفکیک گردیده که گویای سنت و تجدد در کنار یکدیگر است. نمونه‌های فوق، نخستین تکاپو‌های نوآورانه در عصر قاجار است که خوشنویسی در مطبوعات را از خود متاثر نموده، اما در عصر پهلوی یعنی دوره دوم تحولات نوآوری روند تکاپو بسیار سریع‌تر است.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">ب- دوره دوم – پهلوی (دوره‌ نوسازی)<br />
در سراسر قرن چهارده شمسی تاریخ خط و خوشنویسی در ایران مواجه با سرعت و نوآوری شگفتی است تا بتواند نیازهای معاصر تجارت و تبلیغات و فناوری را پاسخگو باشد. از سوی دیگر در سراسر قرن بیستم مکاتب بین‌المللی که پس از تولید در خاستگاه خود به سرعت جهانی می‌شدند، هنرمندان نوآور جهان به دو دسته تقسیم گردند: نخستین دسته هنرمندانی بودند که در هماهنگی کامل با سبک‌های بین‌المللی قرار گرفتند و دسته دوم از هنرمندانی تشکیل می‌شد که گرایش‌های بومی و ملی را در فضایی جهانی جستجو می‌کردند. نقش این هنرمندان بر تولد خطاطی نوین از چنان اهمیتی برخوردار است که جایگزینی برای آن نمی‌توان یافت. شاید بتوان گفت مکتب سقاخانه خاستگاه اصلی زیبا‌شناسی و نوآوری معاصر، در خوشنویسی خط بوده است.</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;">مکتب سقاخانه و تاثیر آن بر نوآوری در خطاطی<br />
در دهه چهل در ایران – در بهبوهه مدرانیزاسیون و درگیری‌های سنت گرایان و مدرنیست‌ها در حالی که مکتب رایج در سپهر بین‌المللی، هنر مردمی یا پاپ آرت در حال عبور و انقضای دوره خود بود عده‌ای از هنرمندان نوآور ایرانی، مکتب جدیدی را بنیان نهادند که تاثیر شگرفی بر تحولات خط، از خود باقی گذاشت، این مکتب بعدها، سقاخانه ، نام گرفت.<br />
در رأس این هنرمندان – پرونیزتناولی، ژازه طباطبایی و حسین زنده رودی در جستجوی تعریف درباره‌ای از زیبایی‌های ملی و سنتی برآمدند. و یا به بیانی دیگر این هنرمندان با عشق به زوایای فرهنگ ملی و نگاهی گسترده به فرهنگ جهانی به فکر افتادند که مکتبی ملی- بین‌المللی تاسیس نمایند و حتی شاید بدون تمهیدی اولیه و به صورتی طبیعی به سوی تاسیس مکتب فوق کشانده شدند رویکرد اینان به اشیاء و عناصر بصری محیط اطراف زندگی مردم که در سقاخانه و زیارتگاه‌ها و اماکن مذهبی وجود داشت، باعث شد که از این اشیاء در فضای معاصر تعریف مجددی به عمل آید و در سامانی دهی تازه و بدیعی، به مکتبی جدید و قابل قبول و سرشار از نوآوری تبدیل شود …<br />
عناصر مورد علاقه این هنرمندان در نماز، قفل‌ها و کلیدها &#8211; ضریح ‌های اماکن متبرکه و سقاخانه‌ها، نگین‌های انگشتری و حرزها و کاسه‌ها و الواح شمایل‌‌هایی بود که در مجموع از دیرباز مورد استفاده مردم جامعه سنتی بوده است بدون اینکه مردم یا هنرمندان با جنبه‌های بصری و زیبا‌شناختی آن توجه خاصی مبذول نموده باشند. در حقیقت زیبایی با گوشت و پوشت و خون جامعه سنتی عجین شده و مصرف‌کنندگان غرق در آن بودند. در این میان خط، هم به عنوان عنصری مستقل که در این اماکن پیوسته وجود داشته و هم به صورت حکاکی‌هایی، بر روی ظروف و نگین‌های انگشتری، مورد توجه هنرمندان قرار گرفت. آنان همان طور که ساخت و ساز و ترکیب‌بندی مجددی بر روی همه اشیاء و تصاویر مذکور انجام دادند با نگاه مجدد خلاقانه بر خط نیز، آن را تعریف جدیدی نموده و طراحی مجدد، ترکیب‌بندی و ساخت و ساز نوینی بدان بخشیدند و بدین ترتیب نگاه بصری تازه‌ای به خط، در قلب سقاخانه متولد شد و خط کوفی این بار، پس از تحویل و تحولاتی هزار و چهارصد ساله، به سوی زبان و بیان جدیدی حرکت نمود.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">خط و تبلیغات<br />
نیازهای جامعه، در مقطع زمانی مذکور نیز خود محل بررسی است. رقابت‌های تجاری، تبلیغات ، اعم از آگهی‌ها و پوستر‌ها و همچنین، روزنامه‌ها و کتب و سایر نشریات به هنرمندان فرصتی بخشیدند که با هوشیاری خاص خود این هنر تازه پا به عرصه گذاشته را در روندی جدید به کار گیرند، نیازهای تبلیغاتی تجاری، سینماها، کتاب‌ها، روزنامه‌ها و مسابقات، بیان جدید بصری را طلب می‌کردند. خط و خوشنویسی می‌توانست این نیازها را برآورده نماید. این بار وظیفه بصری خط بر وظیفه مراسلاتی و مکاتباتی رجحان یافت و به معنای دیگر در روند رقابت زیبایی و سودمندی (در زمینه مراسلات) زیبایی گوی سبقت را ربود.</p>
<p style="text-align: justify;">سنت ‌شکنی در ارتباط شکل و محتوی<br />
در روند خلاقیت‌های نوآورانه ، هنرمندان به چنان ابداعاتی در خط دست یافتند که می‌توان آن را مجموعه‌ای از سنت شکنی ها ، نام نهاد ، شاید بتوان گفت مهمترین سنت شکنی در رابطه، فرم و محتوا صورت گرفت. در دنیای سنتی، خط وظیفه داشت که مفهوم را به آسان ترین، سهل ترین، سریعترین و خواناترین وجهی بیان نماید تا در نگاه اول فرم و محتوی و شکل و مفهوم یک جا به بیننده و خواننده القاء ‌شود. اما اینک وظیفه مهم خط زیبایی و تبلیغ است. لهذا، هنرمندان در حالی که بدیع بودن و شگفتی را همراه زیبایی از اهداف مهم بصری تعیین نمودند با سه اقدام مهم عرصه نوآوری یعنی، تغییر شکل (‌دفرماسیون) در حروف اغراق در حروف (اگزجریشن) و ساده سازی (‌استیلزیشن) آن چنان تحولاتی در حروف ایجاد نمودند تا بتوانند زیبایی و قدرت ارایه و روح تبلیغ گرای آن را بالا ببرند. از این روی، خط در نگاه اول نه می توانست و نه می خواست که در روند این تغییرات مفاهیم را همراه با شکل، یکجا القا نماید. در نقاشی، از این هم، پا فراتر نهاده شد و به تمامی رابطه مفهوم و شکل از هم گسیخته گردید و خط در کنار رنگ و سایر اشکال به جزیی از ترکیب بندی تبدیل گردید و تغییر شکل و تکرار حروف فقط به قصد زیبایی از اهداف مهم هنر خط تلقی گردید.</p>
<p style="text-align: justify;">هنرمندانی چون زنده رودی خط را در مرز جنبشی پیش بردند و تناولی خط را در مجسمه های هیچ ‌یا نقاشی « هیچ» بر روی کاسه بشقاب ها، متحول نمود و به دنبال آ‌نان پی آرام آ‌نچنان تغییر شکل هایی در حروف به وجود آورد که به کلی رابطه فرم و محتوی را از هم گسست و خط در آثار او به مجموعه ای از حرکت حروف در بطن سطوح رنگی تبدیل گردید. مافی نیاز با سیاه مشق های خود این سنت شکنی را ادامه داد تا نوبت به احصایی رسیدکه در آخرین تحولات هنری خود فقط به یک مجموعه ای از حرکت حروف دست یافت و نام آن را بسم ا… نهاد…</p>
<p style="text-align: justify;">پس از آن افجه ای با خط، نقاشی کرد و بالاخره جلیل رسولی از خط و چسباندنی ها ‌به یکدیگر سعی نمود ضمن احترام به رابطه فرم و محتوی در خط، از طریق چسباندن ترمه ها و نمدها و نظایر آن به تابلوی خط، غنای ملی و زیبایی سنتی ببخشد&#8230; و این روند ادامه داشته است تا آخرین دست آورد خط به نام مُعَلی توسط عجمی پا به صحنه نهاد. این خط نیز تلاش می کند رابطه فرم و محتوا را حفظ نماید. توسل به نام علی علیه السلام الهام بخش هنرمند، در تحول حروف و ترکیب بندی بوده است.</p>
<p style="text-align: justify;">اینک که خطاطی، در روند تحولات جدید، وظیفه خود را خوانایی و سهولت نگارش و سرعت مراودات و مراسلات نمی داند کم یا بیش به فرمی زیبا تبدیل شده است که در درجه اول معنای خود را نه فقط القا نمی کند بلکه ادعایی نیز دارد در دوره های معاصر، در نقاشی ارایه فرم محض، نه تنها جرم نیست بلکه مطلوب نیز هست زیرا مخاطب مختار است که هر چه می خواهد ببیند و هر طور دوست دارد.قرائت کند اما در گرافیک، به ویژه در روند کاربردهای زندگی روزمره هنرمند ناچار است زیبایی را با سودمندی و گویایی ترکیب کند انبوه مخاطبان خود را که اغلب عامه مردمند ، نه نخبگان، راضی نماید…</p>
<p style="text-align: justify;">لهذا ، تمهیدات نوینی، به یاری خطاطی جدید آمده است. این تمهیدات جدید، عبارتند از: ترکیب بندی، رنگ عناصر خیال و رمزهای تصویری که به حوزه و قلمرو مربوطه نزدیکند (‌مثلاً سینما یا تبلیغ قالی). اما همه شگردهای بالا، هنگام مفید می افتد که بینده و مخاطب با مشارکت فعال خود در فهم و خواند خط جدید تلاش نماید…. و این یکی از مهمترین ویژگی های تحول خوشنویسی در خط معاصر است.</p>
<p style="text-align: justify;">مدرنیستها و اقلام قدیم<br />
از آنجایی که مدرنیست ها از دشواری خط و ناخوانایی آن واهمه نداشته اند جسورانه و بی دریغ درروند این نوآوری از اقلام قدیم استفاده نمودند. ظرفیت بالای نوآوری خط کوفی که از ثلث قرن دوم و سوم تا « معلی» در قرن پانزدهم هجری ادامه داشته و حتی گسترش یافته است به هنرمندان فرصت داد که تمامی اقلام خط توجه نمایند نه تنها تعلیق و نستعلیق و شکسته، که خط های خوانایی هستند بلکه شکل های قدیم تر و گمنام تر خط را نیز چون رقاع و محقق و ریحان و در شکل های هندسی، کوفی را چون خط بنایی ( معقلی ) و حتی کوفی گیاهی را نیز به عنوان مواد خام آثار خود تلقی نمایند. نکته مهم اینست که از تکنیک های ساده با قلم نی و مرکب، تا قلم و مو و رنگ روغن و حتی امروزه کامپیوتر دیجیتال آرت، هیچیک از اقلام خط سنتی با خطوط مدرن در تضاد قرار نگرفته اند چرا که ظرفیت بالای خط کوفی، با همه تحولاتش توانسته است فرصت همزیستی خط و فناوری و هنر معاصر را به بهترین وجهی ایجاد نماید.</p>
<p style="text-align: justify;">فهرست منابع</p>
<p style="text-align: justify;">۱- لغت نامه ی دهخدا<br />
۲- نشریه ی علمی پزوهشی دانشکده ی هنر های زیبا<br />
۳- سایت های اینترنتی www.moala.net و www.qoqnoos.com</p>
<h2  class="related_post_title">نگاره های مرتبط:</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/egypt/7486/writing-in-ancient-egypt/" title="خط و نگارش در مصر باستان">خط و نگارش در مصر باستان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/2159/%d8%ae%d8%b7-%d9%85%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d9%87%db%8c%d8%b1%d9%88%da%af%d9%84%db%8c%d9%81/" title="خط مصری : هیروگلیف">خط مصری : هیروگلیف</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/egypt/4790/new-kingdom-of-egypt-in-the-works-of-historians/" title="دوران پادشاهی جدید و امپراطوران این دوره مصر در آثار مورخان">دوران پادشاهی جدید و امپراطوران این دوره مصر در آثار مورخان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/2158/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b9-%d8%ae%d8%b7-%d9%88-%d9%be%db%8c%d8%af%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%ae%d8%b7-%d9%be%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" title="اختراع خط و پیدایش خط پارسی باستان">اختراع خط و پیدایش خط پارسی باستان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/6230/%d9%be%d9%88%d8%b1%d9%be%db%8c%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d9%88%d8%a7%da%98%d9%87-%c2%ab%d8%a7%d9%87%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%af%d8%a7%c2%bb-%d9%88-%d8%ae%d8%b7-%d9%be%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%a8/" title="پورپیرار واژه «اهورامزدا» و خط پارسی باستان 1">پورپیرار واژه «اهورامزدا» و خط پارسی باستان 1</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/egypt/3707/%d8%b9%d9%87%d8%af-%d9%82%d8%af%db%8c%d9%85-%d8%a7%d9%85%d9%be%d8%b1%d8%a7%d8%b7%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%85%d8%b5%d8%b1/" title="عهد قدیم و امپراطوری باستانی مصر">عهد قدیم و امپراطوری باستانی مصر</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/2139/%d8%b3%d9%86%da%af-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%88%d9%83-%d8%a2%d9%be%d8%a7%d9%84-%d8%a7%d9%8a%d8%af%d9%8a%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d8%b1-%d9%be%d9%84-%d8%b0%d9%87%d8%a7%d8%a8/" title="سنگ نوشته مردوك آپال ايدين در سر پل ذهاب">سنگ نوشته مردوك آپال ايدين در سر پل ذهاب</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1887/%d8%af%d9%88%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%8a%d9%8a%e2%80%8c-%d8%a7%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%8a%e2%80%8c-%d8%a8%d9%87%e2%80%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%8a%d8%aa%e2%80%8c-%d8%a7%d9%82%d8%a8%d8%a7%d9%84%e2%80%8c/" title="دوگرايي‌ ايراني‌ به‌ روايت‌ اقبال‌ لاهوري‌">دوگرايي‌ ايراني‌ به‌ روايت‌ اقبال‌ لاهوري‌</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1817/%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3-%d9%82%d8%a7%d9%85%d9%88%d8%b3/" title="شهر بابل در کتاب مقدس قاموس">شهر بابل در کتاب مقدس قاموس</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1813/%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%a7%d8%b2-%d8%a2%d8%ba%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%a7-%d9%be%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86/" title="شهر بابل از آغاز تا پایان">شهر بابل از آغاز تا پایان</a></li></ul><hr />

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/facebook.png">
<a href="http://www.facebook.com/Tarikhema.ir">«تاریخ ما» در فیس بوک</a>

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/feed.png">
<a href="http://feeds.feedburner.com/tarikhema">فید «تاریخ ما»</a>

<hr />
<p><small>© eni برای <a href="http://tarikhema.ir">تاریخ ما</a>, |
<a href="http://tarikhema.ir/subject/epigraph/6354/the-alphabet/">لینک نگاره</a> |
<br/>
</small></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarikhema.ir/subject/epigraph/6354/the-alphabet/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>از منشور کوروش</title>
		<link>http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/5967/about-cyrus-cylinder/</link>
		<comments>http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/5967/about-cyrus-cylinder/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 25 May 2011 14:58:07 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انی کاظمی</dc:creator>
				<category><![CDATA[هخامنشیان]]></category>
		<category><![CDATA[کتیبه ها و متون باستان]]></category>
		<category><![CDATA[انی کاظمی]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[بابل]]></category>
		<category><![CDATA[باستان]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ]]></category>
		<category><![CDATA[تمدن]]></category>
		<category><![CDATA[منشور کوروش]]></category>
		<category><![CDATA[منشور کوروش هخامنشی]]></category>
		<category><![CDATA[هخامنشی]]></category>
		<category><![CDATA[پرویز خانلری]]></category>
		<category><![CDATA[کوروش]]></category>
		<category><![CDATA[کوروش بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[کوروش هخامنشی]]></category>
		<category><![CDATA[کوروش کبیر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarikhema.ir/?p=5967</guid>
		<description><![CDATA[سه دقیقه زمان کوتاهی بود در برابر تاریخ، ما ۱۸۰ ثانیه فرصت داشتیم در برابر منشوری بایستیم که آلان  ۲۵۴۹ ساله است و زمان هم که می دود. بلیت را که گرفته بودیم کیف و موبایل را که تحویل داده بودیم از ورودی که رد شدیم وارد موزه ملی که شدیم، اِ اول سراغ منشور [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img class=" aligncenter" src="http://tarikhema.ir/images/2011/05/2949222494_3b53721556_b.jpg" alt="2949222494 3b53721556 b از منشور کوروش | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="از منشور کوروش | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: justify;">سه دقیقه  زمان کوتاهی بود در برابر <strong><a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with تاریخ">تاریخ</a></strong>، ما ۱۸۰ ثانیه فرصت داشتیم در برابر  منشوری بایستیم که آلان  ۲۵۴۹ ساله است و زمان هم که می دود. بلیت  را که گرفته بودیم کیف و موبایل را که تحویل داده بودیم از ورودی که رد شدیم وارد  موزه ملی که شدیم، اِ اول سراغ منشور را نگیریم! حتی اگر بار پنجم است که برای  بازدید از موزه ملی می آییم و اگر نه که همه چیز معلوم است برویم جلوی پله  های خروجی تخت جمشید بایستیم. برویم و مرد نمکی را ببینیم، مجسمه داریوش  را ببینیم و متن آن را بخوانیم که</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;"><strong>« سپاس می گوید خداوند را که این زمین را  آفرید که آن آسمان را آفرید که مردم را آفرید که شادی را آفرید….»</strong></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">این متن ها، معجزه اند! بعد اشیای  تاریخی را می ببینیم تا قلبمان از زمان بگیرد و اگر پنجره ای باز بود و کبوتر  چاهی آمد و روی سر ستون تخت جمشید نشست به این تخته سنگ تاریخی دست نزنیم  که کبوتر بپرد و آن قدر محو موزه نشویم که یادتان برود برای چه آمده ایم…  تا یکی از دو هزار نفری باشیم که پس از ورود منشور <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b4/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کوروش">کوروش</a> به <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران">ایران</a> ، هر روز  از موزه ملی بازدید می کنیم، تا رکورد بازدید از موزه ملی را بزنیم و وقتی  منشور از <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران">ایران</a> رفت، باز هم دلتنک موزه بشویم. بعد بالا برویم در میان ماکت های تخت جمشید دیوار نوشته ها را بخوانیم.<br />
بعد پشت آن نوار زرد بایستیم و مستند  ورود منشور به <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران">ایران</a> را ببینیم. نوبت ماست! در میان سکوت بازدید کننده ها و  صدای پخش شده در اتاق، این صدا را بشنویم که بالاخره ما این منشور را  دیدیم. اگر با گروهی جوان و نوجوان همراه شده ایم اشک را در چشمانشان  ببینیم و باز به منشور کوچک خیره بمانیم و از ریختگی پشت آن غمگین شویم…</p>
<p style="text-align: justify;">سه  دقیقه شما تمام شد. اتاق را ترک کنید! به  هر حال اگر دوباره خواستید این سه دقیقه  را تجربه کنید بین ساعت ۹ صبح تا  ۹ شب به موزه ملی ایران در خیابان امام خمینی ابتدای خیابان سی تیر بروید.. <strong>ولی</strong>.. از وقتی که منشور در کشورش بود روزهای بسیاری گذشته است، منشورِ حاصلِ فرهنگِ ایرانی پدران ما، دوباره به زادگاه قریب&#8221;ش بازگشت. این جای هر چند غریب است ولی برای زنده ماندنش بهتر از خاک فعلی وطنش خواهد بود.<strong> &#8211; اِنی کاظمی<br />
</strong></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>ترجمه دقیق منظور از پرویز خانلری</strong> :<br />
۱٫ &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.. [ بنا کرد ] (؟)</p>
<p style="text-align: justify;">۲٫ &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.. گوشه ی جهان.</p>
<p style="text-align: justify;">۳٫ &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.. ناشایستی شگرف بر سروری [۱] کشورش چیره شده بود [۲]</p>
<p style="text-align: justify;">۴٫ &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230; (فرمود تا به زور) باج گندم و دهش رمه بر آنان بنهند [۳]</p>
<p style="text-align: justify;">۵٫ (پرستشگاهی) همانند اَسنگیل Esangila [ بنا کر]د &#8230; از برای او ur و دیگر جای های مقدس</p>
<p style="text-align: justify;">۶٫ با آیین هایی نه در خور ایشان، آیین پیش کشی قربانی ای نهاد که (پیش از آن) نبود. هر روز به گونه ای گستاخانه و خوار کننده سخن می گفت، و نیز با بدکرداری از بهر خوار کردن (خدایان)[۴]</p>
<p style="text-align: justify;">۷٫ بردن نذورات را (به پرستشگاه ها) برانداخت. [ او (همچنین) در آیین ها (به گونه هایی ناروا) دست برد. اندوه و ناشادمانی ] را به (= در) شهرهای مقدس بپیوست. او پرستش مردوک Marduk پادشاه خدایان را از دل خویش بشست.</p>
<p style="text-align: justify;">۸٫ کسی که همواره به شهر وی (= شهر مردوک = <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d9%84/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with بابل">بابل</a> Bābilion) تباهکاری روا می داشت (و) هر روز [ به آزردن (آن) سرزمین دست (می یازید)، مردمانش ] را با یوغی بی آرام به نابودی می کشانید، همه ی آن ها را.</p>
<p style="text-align: justify;">۹٫ از شکوه های ایشان انلیل Enlil خدایان (= سرور خدایان = مردوک) سخت به خشم آمد. [ جای های مقدس رها شدند و یادنمای (آن) پرستشگاه ها (= آثار) به فراموشی سپرده شد ]. دیگر خدایان باشنده در میان ایشان (نیز) پرستشگاه های خویش را ترک کردند.</p>
<p style="text-align: justify;">۱۰٫ در (برابر) خشم وی (= مردوک) او (= نبونئید Nabūna&#8217;id) آنان (= پیکره های خدایان) را به <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d9%84/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with بابل">بابل</a> فرا برد. لیک مردوک، [ آن بلند پایه که آهنگ جنگ کرده بود ]، از بهر همه ی باشندگان روی زمین که جای های زندگیشان ویرانه گشته بود،</p>
<p style="text-align: justify;">۱۱٫ و (از بهر) مردم سرزمین های سومر Šumer و اکد Akkadî که (بسان) [ کالبد ] مردگان (بیجان) گشته بودند، او (= مردوک) از روی اراده و خواست خویش روی به سوی آنان باز گردانید و بر آنان رحمت آورد و آنان را ببخشود.</p>
<p style="text-align: justify;">۱۲٫ (مردوک) در میان همه ی سرزمین ها، به جستجو و کاوش پرداخت، به جستن شاهی دادگر،[۵] آنگونه که خواسته ی وی (= مردوک) باشد، ‌شاهی که (برای در پذیرفتن او) دستان او به دست خویش گرفت.[۶]</p>
<p style="text-align: justify;">۱۳٫ او (= مردوک) کورش، پادشاه شهر انشان Anšan را به نام بخواند (برای آشکار کردن دعوت وی) و او را به نام بخواند (از بهر) پادشاهی بر همه ی جهان.</p>
<p style="text-align: justify;">۱۳٫ او (= مردوک) سرزمین گوتیان Qutî و تمامی سپاهیان مندَ Manda (= مادها)، [۷] را به فرمانبرداری از او (= کورش) واداشت.[۸] او (مردوک) &#8211; (واداشت تا) &#8211; مردم، سیاه سران،[۹] به دست کورش شکست داده شوند.</p>
<p style="text-align: justify;">۱۴٫ (در حالی که) او (= کورش) با راستی و داد پیوسته آنان را شبانی می کرد،‌ خدای بزرگ، نگاهبان مردم خویش، با شادی به کردارهای نیک و دل (پر از) داد او ( = کورش) نگریست.</p>
<p style="text-align: justify;">۱۵٫ (پس) او را فرمود که به سوی شهر وی، بابل، پیش رود. (مردوک) او (= کورش) را برانگیخت تا راه بابل را در سپرد (و خود) همانند دوست و همراهی در کنار وی همواره گام برداشت.</p>
<p style="text-align: justify;">۱۶٫ (در حالی که) سپاهیان بی شمار او [۱۰] که همانند (قطره های) آب یک رود به شمارش درنمی آمدند،[۱۱]  پوشیده در ساز و برگ جنگ،[۱۲] در کنار وی گام برمی داشتند.</p>
<p style="text-align: justify;">۱۷٫ او (= مردوک) بی هیچ کارزاری وی (= کورش) را به شهر خویش، بابل، فرا برد. (مردوک) بابل را از هر بدبختی برهانید (و) نبونئید را &#8211; پادشاهی که وی (= مردوک) را پرستش نمی کرد &#8211; به دست او (= کورش) سپرد.[۱۳]</p>
<p style="text-align: justify;">۱۸٫ همه ی مردم بابل،‌ همگی (مردم) سومر و اکد، (همه ی) شاهزادگان و فرمانروایان [۱۴] به وی (= کورش) نماز بردند و بر دو پای او بوسه دادند (و) از پادشاهی اش شادمان گردیده، <strong>چهره ها درخشان کردند.</strong></p>
<p style="text-align: justify;">۱۹٫ سروری که به یاری وی خدایان ِ(؟) در خطر مرگ (قرار گرفته) زندگی دوباره یافتند و از گزند و آسیب رها شدند، (و) همه ی خدایان (؟) به شادی او را همی ستودند و <strong>نامش را گرامی داشتند.</strong></p>
<p style="text-align: justify;">۲۰٫ من، کورش، پادشاه جهان، شاه بزرگ، شاه نیرومند، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار گوشه ی جهان،</p>
<p style="text-align: justify;">۲۱٫ پسر کمبوجه، شاه بزرگ، شاه (شهر) انشان، نوه ی [۱۵] کورش، شاه بزرگ، شاه (شهر) انشان، نبیره ی چیش پیش، شاه بزرگ، شاه (شهر) انشان،</p>
<p style="text-align: justify;">۲۲٫ از تخمه ی پادشاهی ای جاودانه، آن که پادشاهیش را خداوند [۱۶] (= مردوک) و نبو Nabû دوست می دارند و از بهر شادی دل خویش پادشاهی او را خواهانند.</p>
<p style="text-align: justify;">آنگاه که من (= کورش)‌ آشتی خواهان به بابل اندر شدم،[۱۷]</p>
<p style="text-align: justify;">۲۳٫ با شادی و شادمانی در کاخ شهریاری خویش، اورنگ سروری خویش بنهادم، مردوک، سرور بزرگ، مهر دل گشاده ام را که د[وستدار ] بابل است به خواست خود به [ خویشتن گروانید ] (پس) هر روز پیوسته در پرستش او کوشیدم.[۱۸]</p>
<p style="text-align: justify;">۲۴٫ (و آنگاه که) سربازان بسیار [۱۹] من دوستانه اندر بابل گام برمی داشتند، من نگذاشتم کسی (در جایی) در تمامی سرزمین های سومر و اکد ترساننده باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">۲۵٫ من (شهر) بابل و همه ی (دیگر) شهرهای مقدس را در فراوانی نعمت پاس داشتم. درماندگان باشنده در بابل را که (نبونئید) ایشان را به رغم خواست خدایان یوغی [۲۰] داده بود (؟) نه در خور ایشان،</p>
<p style="text-align: justify;">۲۶٫ درماندگی هاشان را چاره کردم و ایشان را از بیگاری برهانیدم.[۲۱]</p>
<p style="text-align: justify;">مردوک، خدای بزرگ از کردارهای من شاد شد و</p>
<p style="text-align: justify;">۲۷٫ (آنگاه) مرا، کورش، پادشاهی که پرستنده ی وی است و کمبوجیه، فرزند ِزاده شده ی من و همگی سپاهیانم را</p>
<p style="text-align: justify;">۲۸٫ با بزرگواری، افزونی داد و ما به شادمانی، در آشتی تمام، کردارهایمان به چشم او زیبا جلوه کرد و والاترین پایه ی [۲۲] [ خدائیش ] را ستودیم. به فرمان او (= مردوک) همه ی شاهان بر اورنگ شاهی برنشسته</p>
<p style="text-align: justify;">۲۹٫ و همگی (شاهان) جهان [۲۳] از زبرین دریا (= دریای مدیترانه) تا زیرین دریا (= دریای پارس)، (همه ی) باشندگان سرزمین های دور دست، همه ی شاهان آموری شاهان Amurrû آموری،[۲۴] باشندگان در چادرها همه ی آن ها</p>
<p style="text-align: justify;">۳۰٫ باج و ساو بسیارشان [۲۵] را از بهر من؛ (= کورش) به بابل اندر آوردند و بر دو پای من بوسه دادند.</p>
<p style="text-align: justify;">از &#8230; تا (شهر) آشور Aššur و شوش MŬŠ. ERIN = Šusan</p>
<p style="text-align: justify;">31. آگاده Agade، سرزمین اشنونا Ešnunna، (شهر) زمین مه &#8211; تورنو Mê &#8211; Turnu، دیر Dēr تا (پایان) نواحی سرزمین گوتیان و نیز (همه ی) شهرهای مقدس آن سوی دجله که از دیرباز ویرانه گشته بود،[۲۶] (از نو باز ساختم).</p>
<p style="text-align: justify;">۳۲٫ (و نیز پیکره ی) خدایانی را که در میانه ی آن شهرها (= جای ها) به جای های نخستین بازگردانیدم و (همه ی آن پیکره ها را) تا به جاودان در جای (نخستین شان) بنشاندم (و) همگی آن مردم را (که پراکنده بودند)، فراهم آوردم و آنان را به جایگاه های خویش بازگردانیم.</p>
<p style="text-align: justify;">۳۳٫ (و نیز پیکره ی) خدایان سومر و اکد را که نبونئید (بی بیم) از خشم سرور خدایان (= مردوک) با بابل اندر آورده بود، به فرمان مردوک، خدای بزرگ به شادی و خوشی</p>
<p style="text-align: justify;">۳۴٫ در نیایشگاه هایشان بنشاندم &#8211; جای هایی که دل آن ها شاد گردد &#8211; باشد که خدایانی که من به جای های مقدس (نخستین شان) باز گردانیدم،</p>
<p style="text-align: justify;">۳۵٫ هر روز در برابر خداوند (= مردوک) و نبو زندگی دیریازی از بهر من بخواهند [۲۷] و هماره در پایمردی من سخن ها گویند، با واژه هایی نیک خواهانه باشد که به مردوک، خدای من، گویند که «به کورش، پادشاهی که (با بیم) تو را پرستنده است و کمبوجیه پسرش،</p>
<p style="text-align: justify;">۳۶٫ بی گمان باش، بهل تا آن زمان باز سازنده باشند &#8230; با روزهایی بی هیچ گسستگی.» همگی مردم بابل پادشاهی را گرامی داشتند و من همه ی (مردم) سرزمین ها را در زیستگاهی آرام بنشانیدم.</p>
<p style="text-align: justify;">۳۷٫ [ ......................... یک ؟ غا]ز، دو اردک و ده قمری (فربه) بیش از (رسم ِمعمول ِدادن ِ) غازها، اردک ها و قمریان (معین کردم)</p>
<p style="text-align: justify;">۳۸٫ [...............بل]ند و بر آن ها بیفزودم. در استوار گردانیدن ب[نای ] باروی «ایمگور &#8211; انلیل Imgur &#8211; Enlil» باروی بزرگ شهر بابل کوشیدم [۲۸] و</p>
<p style="text-align: justify;">۳۹٫ [................] دیوار کناره ای (ساخته از) آجر  را بر کنار خندق شهر که (یکی از) شاهان پیشین [ ساخته و (بنایش را) به انجام نرسانیده ] بود،</p>
<p style="text-align: justify;">۴۰٫ [ بدانسان که ] بر پیرامون [ شهر (به تمامی) برنیامده بود ]،[۲۹] آنچه را که هیچ از یک شاهان پیشین (با وجود) افراد به بیگاری گرفته شده ی [ کشورش ] در بابل نساخته بودند،</p>
<p style="text-align: justify;">۴۱٫ [ ..... از قیر ] و آجر از نو بار دیگر بساختم و [ بنایشا]ن [۳۰] [ را به انجام رسانیدم. ]</p>
<p style="text-align: justify;">۴۲٫ [ دروازه های بزرگ وسیع مر آن ها را بنهادم ....... و درهایی از چوب سدر ] با پوششی از مفرغ، با آستانه ها و پاشنه [هایی از مس ریخته شده ...... هر آن جایی که دروازه ها]یشان (یافت می شد)،</p>
<p style="text-align: justify;">۴۳٫ [ استوار گردانیدم ................................................... نو]شته ای لوحه ای (در بردارنده ی) نام آشور بانی پال Aššur &#8211; bāni &#8211; apli شاهی پیش [۳۱] از من [ در میان آن (= بنا) بدید]م.</p>
<p style="text-align: justify;">۴۴٫ &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.</p>
<p style="text-align: justify;">۴۵٫ &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;. تا به روز جاودان.</p>
<p style="text-align: justify;"><img src="http://tarikhema.ir/images/2011/05/cyrus_cylinder_011.jpg" border="0" alt="cyrus cylinder 011 از منشور کوروش | تاریخ ما Tarikhema.ir" hspace="0" title="از منشور کوروش | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p>&nbsp;</p>
<h2  class="related_post_title">نگاره های مرتبط:</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/5990/all-about-cyrus-the-great-cylinder/" title="درباره منشور کوروش هخامنشی">درباره منشور کوروش هخامنشی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/3613/tomb-of-cyrus-the-achaemenid/" title="قدیمی ترین عکس های مقبره کوروش هخامنشی">قدیمی ترین عکس های مقبره کوروش هخامنشی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/3085/%d9%85%d9%86%d8%b4%d9%88%d8%b1-%da%a9%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%8c-%d8%ad%d9%82%d9%88%d9%82-%d8%a8%d8%b4%d8%b1/" title="استوانه کوروش بزرگ، منشور حقوق بشر">استوانه کوروش بزرگ، منشور حقوق بشر</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/264/%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d8%af/" title="پاسارگاد">پاسارگاد</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/5724/cyrus-the-great/" title="چرا و چگونه کوروش بزرگ به این پایه از شهرت رسید؟">چرا و چگونه کوروش بزرگ به این پایه از شهرت رسید؟</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/3253/%d8%b4%d8%a7%d9%87%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c/" title="شاهان بزرگ هخامنشی">شاهان بزرگ هخامنشی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1813/%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%a7%d8%b2-%d8%a2%d8%ba%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%a7-%d9%be%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86/" title="شهر بابل از آغاز تا پایان">شهر بابل از آغاز تا پایان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/495/%d9%85%d9%88%d8%b3%db%8c%d9%82%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-%da%a9%d9%87%d9%86-%d9%88-%d8%b9%d9%87%d8%af-%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c/" title="موسیقی ایران از دوران کهن و عهد هخامنشی">موسیقی ایران از دوران کهن و عهد هخامنشی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/3067/%d8%af%d8%b1%d9%88%d8%ba%d9%8a-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%85%d9%84%d8%aa%d9%8a-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af/" title="دروغي بزرگ درباره ملتي  بزرگ">دروغي بزرگ درباره ملتي  بزرگ</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/487/%d8%ad%da%a9%d9%85%d8%aa-%d9%88-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" title="حکمت و فلسفه در ایران باستان">حکمت و فلسفه در ایران باستان</a></li></ul><hr />

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/facebook.png">
<a href="http://www.facebook.com/Tarikhema.ir">«تاریخ ما» در فیس بوک</a>

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/feed.png">
<a href="http://feeds.feedburner.com/tarikhema">فید «تاریخ ما»</a>

<hr />
<p><small>© eni برای <a href="http://tarikhema.ir">تاریخ ما</a>, |
<a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/5967/about-cyrus-cylinder/">لینک نگاره</a> |
<br/>
</small></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/5967/about-cyrus-cylinder/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

<!-- Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: http://www.w3-edge.com/wordpress-plugins/

Page Caching using memcached (User is logged in)
Database Caching using memcached
Object Caching 22870/23168 objects using memcached

Served from: tarikhema.ir @ 2012-02-12 17:57:29 -->
