<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>تاریخ ما &#187; زنان و دختران در عهد باستان</title>
	<atom:link href="http://tarikhema.ir/Subjects/subject/womans/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://tarikhema.ir</link>
	<description>گزیده ای از تاریخ تمدن ایران و دنیای باستان</description>
	<lastBuildDate>Sun, 12 Feb 2012 09:03:03 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<item>
		<title>«زنی به نام زمین» به مناسبت ولنتاین ایرانی ۲۹ بهمن</title>
		<link>http://tarikhema.ir/ancient/iran/7839/iranian-valentine/</link>
		<comments>http://tarikhema.ir/ancient/iran/7839/iranian-valentine/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 28 Jan 2012 21:20:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انی کاظمی</dc:creator>
				<category><![CDATA[تاریخ تمدن ایران باستان]]></category>
		<category><![CDATA[زنان و دختران در عهد باستان]]></category>
		<category><![CDATA[29 بهمن]]></category>
		<category><![CDATA[امید عطایی فرد]]></category>
		<category><![CDATA[بهمن]]></category>
		<category><![CDATA[روز زن]]></category>
		<category><![CDATA[روز عشق]]></category>
		<category><![CDATA[روز ولنتاین]]></category>
		<category><![CDATA[زن]]></category>
		<category><![CDATA[ولنتاین]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarikhema.ir/?p=7839</guid>
		<description><![CDATA[به مناسبت ۲۹ بهمن ( ۵ اسفند باستانی ) در گاهشمار باستانی ایرانیان ، هر یک از دوازده ماه سال دارای سی روز بود و هر روز به نام یکی از ایزدان خوانده می شد . در میان سی اسم روزها ، دوازده روز با یکی از ماههای سال هم نام بود . برای نمونه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote>
<p style="text-align: justify;"><strong>به مناسبت ۲۹ <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d9%87%d9%85%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with بهمن">بهمن</a> ( ۵ اسفند <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with باستانی">باستانی</a> )</strong></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">در گاهشمار <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with باستانی">باستانی</a> ایرانیان ، هر یک از دوازده ماه سال دارای سی روز بود و هر روز به نام یکی از ایزدان خوانده می شد . در میان سی اسم روزها ، دوازده روز با یکی از ماههای سال هم نام بود . برای نمونه هنگامی که روز تیر از ماه تیر یا روز مهر از ماه مهر فرا میرسید ، مردم به جشن می پرداختند . <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایرانیان باستان">ایرانیان باستان</a> به گونه ای نمادین هر پدیدار زمینی را دارای پاینده ای آسمانی به نام «ایزد» یا «امشاسپند» می دانستند که در این میان ، ایزد بانوی اسپندارمذ ( اسفند ) ، نگاهبان زمین به شمار می رفت .</p>
<p><img class=" aligncenter" src="http://tarikhema.ir/images/2012/01/20udd0l.jpg" alt="20udd0l «زنی به نام زمین» به مناسبت ولنتاین ایرانی 29 بهمن | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="«زنی به نام زمین» به مناسبت ولنتاین ایرانی 29 بهمن | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: justify;">پیش از پرداختن به این امشاسپند ، نخست به نمایه زنانه زمین می نگریم و اینکه چرا پنجم اسفند ( ۲۹ <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d9%87%d9%85%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with بهمن">بهمن</a> گاهشمار کنونی )   ( روز اسپندارمذ) در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران">ایران</a> <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with باستان">باستان</a> «روز <a href="http://tarikhema.ir/words/zan/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زن">زن</a>» خوانده می شد .<br />
در چند قسمت از <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اوستا">اوستا</a> ، همسازی و همنوایی <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زنان">زنان</a> و زمین را اینگونه میخوانیم : « آن <a href="http://tarikhema.ir/words/zan/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زن">زن</a> پرهیزکار و این زمین در برگیرنده ما را سرور <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زنان">زنان</a> می خوانیم »(یسنا ،۳۱:۱).« اینک زمین را می ستاییم ، زمینی که ما را در آغوش دارد .ای اهوره مزدا ، <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زنان">زنان</a> را می ستاییم ، زنانی که از آن تو به شمار می آیند و از بهترین راستی بر خوردارند » (یسنا،۳۸:۱).« زمینی که دیر زمانی کشت نشده بماند و بذری بر آن نیفشانند ، نا شادکام و خواهان بذر افشانی است ، همچون دوشیزه ای خوش اندام که دیر زمانی بی فرزند مانده باشد و همسری نیک آرزو کند . کسی که زمین را با دستهایش از چپ و راست بکارد ، زمین به او فراوانی می بخشد ، به سان باکره ای که به سرای همسر می رود و برایش فرزندانی می زاید ، زمین نیز میوه های فراوان به بار می آورد »(وندیداد،۲۵و۳:۲۴).در کتاب پهلوی «بن دهش» نیز زمین : ماده و آسمان : نر دانسته شده است . مولانا جلال الدین بلخی می گوید :</p>
<div style="text-align: center;">آسمان ، مرد و زمین ، زن در خرد                                 هر چه آن انداخت ، این می پرورد<br />
هست سرگردان فلک اندر زَمَن                                     همچو مردان گرد مکسب بهر زن<br />
وین زمین کدبانویی ها می کند                                     بر ولادت و رضاعش می تند<br />
پس زمین و چرخ را دان هوشمند                                   چون که کار هوشمندان می کنند</div>
<div style="text-align: center;"></div>
<p style="text-align: justify;">و زمانی که آدمیان نادان ، زمین هوشمند را می آزارند ، خروش روانش نت چرخ می رسد و به درگاه دادار ، این گونه گله می گذارد : « پیکره ساز من که بود ؟ آمدنم بهر چه بود ؟ خشم و چپاول و ستم ، مرا میان گرفته است . پشت و پناه من تویی ، یاور من کدام کس است ؟»(یسنا،۲۹:۱)« چه هنگام چنین کسی با دستان توانایش مرا یاری می دهد ؟»(۲۹:۹).زمین زیبا و نازکدل ، از دیدگاه درون بینا و عارفان ، در آغاز ، زاده ای آزاد از هر زیان و پالوده ای از همه پلیدیها بود و در فرگشت آفرینش است :</p>
<div style="text-align: center;">که از آتش و آب و از باد و خاک                                    شود تیره روی زمین تابناک</div>
<p style="text-align: justify;">در « زراتشت نامه » از زبان « سپندار مذ » آمده است :</p>
<div style="text-align: center;">چنین است فرمان داد آفرین              که پاکیزه دارند روی زمین<br />
ز خون و پلیدی و مردگان                نباید که آلوده باشد جهان<br />
به جایی که نبود بر او کشتزار           نه آب روان را بر او برگذار<br />
نسا و پلیدی بدانجا برند                   که مردم بر آن راه برنگذرند<br />
چو آباد باشد به کشت و به کار                  به مردم رسد سود از او بی شمار<br />
به گیتی بود آن کسی بهترین                       که کوشد به آباد کردن زمین<br />
چو بشنودی این پند را کار بند                   که پندی است شایسته و سودمند</div>
<p style="text-align: justify;">اسفندگان ، روز سپاس از <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زنان">زنان</a></p>
<p style="text-align: justify;">در گاهشمار کهن ، پنجم اسفند را که به نام ایزد <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d8%a7%d9%86%d9%88/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with بانو">بانو</a> اسپندارمذ بود ، جشن می گرفتند و روز «زن» به شمار می آوردند . در تقویم کنونی این روز به ۲۹ بهمن ماه افتاده است . از چگونگی این جشن ، آگاهی چندانی به جای نمانده است . ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه می نویسد : « اسفندارمذماه : روز پنجم آن ، روز اسفندارمذ است و برای اتفاق دو نام ، آن را چنین نامیده اند و معنای آن : عقل و حلم است . و اسفندارمذ فرشته موکل به زمین است و نیز بر زنهای درستکار ، عفیف ، شوهر دوست و خیرخواه موکل است . در زمان گذشته ، این ماه و به ویژه این روز ، عید زنان بوده و در این عید ، مردان به زنان بخشش می نمودند و هنوز این رسم در اصفهان ، ری و دیگر بلدان پهله ( سرزمین های پهلوی زبان ) باقی مانده و به فارسی مزدگیران می گویند » .<br />
در « برهان قاطع » نیز چنین آمده است : « در این روز ، جشن سازند و عید نمایند . نیک است رخت نو پوشیدن و درخت نشاندن در این روز به اعتقاد ایشان . و به معنی زمین هم گفته اند . و نام فرشته ای هم هست که موکل زمین و درخت ها و جنگل هاست و مصالح این ماه ، بدو تعلق دارد » .<br />
به نوشته « بن دهش » هر گلی از آن یکی از امشاسپندان می باشد و برای اسپندارمذ ، گل « پلنگ مشک » را نیاز می نمودند .<br />
اسپندارمذ ، ایزد نگاهبان زمین</p>
<p style="text-align: justify;">در کتاب پهلوی « گزیده های زاد سپرم » ایزد اسپندارمذ این گونه نموده شده است : دوشیزه ای با جامه تابناک و کمربند زرین که بر آن سی وسه بند به چشم می خورد . مادر همه زایشمندان روی زمین است و از برای سرشت مادری و نیک مهری ، همه آفریدگان را که فرزندان اویند ، می بخشاید . این امشاسپند افزون بخش ، هرگز خواهشی از اورمزد نمی خواهد ؛ زیرا به سبب درست اندیشی ، تا فرجام جهان ، بردبار و بدون شکایت است .<br />
کتاب « بن دهش » نیز درباره این مادر باکره می گوید : نیکویی وی در قناعت است . همه بدیهایی را که بر زمین می رسد ، فرو می خورد . او را کمال اندیشی اینکه همه بدی را که به او کنند ، به خرسندی بپذیرد . او را رادی (بخشندگی) اینکه همه آفریدگان از او زنده اند .<br />
در « روایت پهلوی » نخستین مرد گیتی ( کیومرد ، کیومرث ) از مام زمین ( اسپندارمذ ) زاده می شود : مردم از آن گل اند که گیومرث را از آن ساخت ؛ به سان نطفه در اسپندارمذ ( زمین ) جای داد و گیومرت را اسپندار مذ ، بیافرید و زاد .<br />
در گاتها ( سروده های <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زرتشت">زرتشت</a> ) می خوانیم که اسپندارمذ ، آدمی را پاکی می بخشد (۵۱:۲۱). پناهگاه نیک ماست و پایداری و توانایی را به ما ارزانی می دارد . اهوره مزدا در پرتو اشه ( عشق ، نظم ) از آغاز <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زندگی">زندگی</a> ، گیاهان را بر آن برویانید(۴۸:۶).نام سپندارمذ از ریشه « س پنت آرم ئیتی » می باشد . سپنت یا سپند را پاک و مقدس ، و نیز افزاینده ، معنی کرده اند . «آرم»+پسوند «ئیتی» می تواند به معنی رامش بخش باشد . بنابراین سپندارمذ می شود : « رامش بخش » یا « فزاینده پاک » .<br />
در گاتها بارها این ایزد به گونه « آرمئیتی » آمده و دور نیست که اسطوره « باغ ارم » با چشمداشت به زمین بهشتی ساخته و پرداخته شده باشد .<br />
« مسعود سعد سلمان » درباره این روز سروده :</p>
<div style="text-align: center;">سپندار مذ روز خیز ای نگار                                  سپندار  ما را و جام می آر<br />
می آر از پی آنکه بی می نشد                                  دلی شادمان و تنی شاد خوار<br />
سپندار بی آنکه چشم بدان                                     بگرداند ایزد از این روزگار</div>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;">منابع :<br />
-    فرهنگ نامهای <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اوستا">اوستا</a> / هاشم رضی<br />
-    گاتها / ترجمه ح . وحیدی<br />
-    اوستا / گزارش ج . دوستخواه<br />
-    بن دهش / ترجمه مهرداد بهار<br />
-    روایت پهلوی / ترجمه مهشید میرفخرایی<br />
-    گزیده های زادسپرم / ترجمه راشد محصل<br />
نویسنده : امید عطایی فرد</p>
</blockquote>
<h2  class="related_post_title">نگاره های مرتبط:</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/2016/%d8%a7%d9%85%d8%b4%d8%a7%d8%b3%d9%be%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86/" title="امشاسپندان">امشاسپندان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1889/%d9%85%d9%88%d8%b9%d9%88%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d9%8a%d9%8a%d9%86-%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa/" title="منجی موعود در آيين زرتشت">منجی موعود در آيين زرتشت</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1830/%d8%af%d9%8a%d9%86%e2%80%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86%e2%80%8c-%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%d9%8a/" title="دين‌ در زمان‌ هخامنشي">دين‌ در زمان‌ هخامنشي</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1813/%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%a7%d8%b2-%d8%a2%d8%ba%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%a7-%d9%be%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86/" title="شهر بابل از آغاز تا پایان">شهر بابل از آغاز تا پایان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1804/%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%8a%d8%b4%d9%87%e2%80%8c-%d8%a7%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%8a%e2%80%8c-%d9%82%d8%a8%d9%84%e2%80%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%e2%80%8c-%d8%a8%d9%87%e2%80%8c/" title="انديشه‌ ايراني‌ قبل‌ از اسلام‌ به‌ روايت‌ بوزاني‌">انديشه‌ ايراني‌ قبل‌ از اسلام‌ به‌ روايت‌ بوزاني‌</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1744/%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b8%d9%87%d9%88%d8%b1-%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa/" title="زمان ظهور زرتشت">زمان ظهور زرتشت</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1101/%d8%a8%d8%ae%d8%aa%d9%86%d8%b5%d8%b1-%d8%a8%d9%8f%d8%ae%d8%aa%d9%8f-%d9%86%d9%8e%d8%b5%d9%91%d9%8e%d8%b1/" title="بختنصر (بُختُ نَصَّر)">بختنصر (بُختُ نَصَّر)</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/613/%d9%8a%d8%a7%d8%af%d9%83%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7%d9%89-%d8%af%d9%8a%d9%86-%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%aa%d9%88%d9%86-%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%89/" title="یادکردهاى دین زرتشت در متون مانوى">یادکردهاى دین زرتشت در متون مانوى</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/499/%d9%85%d9%88%d8%b3%db%8c%d9%82%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b9%d9%87%d8%af-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c-2/" title="موسیقی ایران در عهد ساسانی 2">موسیقی ایران در عهد ساسانی 2</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/497/%d8%aa%d8%a7%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d9%85%d9%88%d8%b3%db%8c%d9%82%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%88%d8%b3%db%8c%d9%82%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c/" title="تاثیر موسیقی ایران در موسیقی اسلامی">تاثیر موسیقی ایران در موسیقی اسلامی</a></li></ul><hr />

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/facebook.png">
<a href="http://www.facebook.com/Tarikhema.ir">«تاریخ ما» در فیس بوک</a>

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/feed.png">
<a href="http://feeds.feedburner.com/tarikhema">فید «تاریخ ما»</a>

<hr />
<p><small>© eni برای <a href="http://tarikhema.ir">تاریخ ما</a>, |
<a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/7839/iranian-valentine/">لینک نگاره</a> |
<br/>
</small></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarikhema.ir/ancient/iran/7839/iranian-valentine/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>زنان سرباز در تاریخ؛ زنان ایران در شاهنامه فردوسی</title>
		<link>http://tarikhema.ir/ancient/iran/2308/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d9%87%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87/</link>
		<comments>http://tarikhema.ir/ancient/iran/2308/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d9%87%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 12 Dec 2011 14:46:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator>دکتر میر حسن عاطفی</dc:creator>
				<category><![CDATA[تاریخ تمدن ایران باستان]]></category>
		<category><![CDATA[زنان سرباز تاریخ]]></category>
		<category><![CDATA[آدمیرال]]></category>
		<category><![CDATA[آرتمیز]]></category>
		<category><![CDATA[آرتمیس]]></category>
		<category><![CDATA[افسانه]]></category>
		<category><![CDATA[الهه]]></category>
		<category><![CDATA[ایران باستان]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانیان باستان]]></category>
		<category><![CDATA[باستان]]></category>
		<category><![CDATA[باستانی]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ ایران]]></category>
		<category><![CDATA[تمدن]]></category>
		<category><![CDATA[تمدن ایران]]></category>
		<category><![CDATA[حماسه]]></category>
		<category><![CDATA[دختر]]></category>
		<category><![CDATA[دختران]]></category>
		<category><![CDATA[دختران ایران باستان]]></category>
		<category><![CDATA[دختران تاریخ]]></category>
		<category><![CDATA[زن]]></category>
		<category><![CDATA[زن ایران باستان]]></category>
		<category><![CDATA[زن در ایران]]></category>
		<category><![CDATA[زن گشتاسب]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>
		<category><![CDATA[زنان ایران باستان]]></category>
		<category><![CDATA[سرباز]]></category>
		<category><![CDATA[سین‌دخت]]></category>
		<category><![CDATA[شاهنامه فردوسی]]></category>
		<category><![CDATA[ملکه]]></category>
		<category><![CDATA[نامدار]]></category>
		<category><![CDATA[هالی کارناس]]></category>
		<category><![CDATA[هالیکارناس]]></category>
		<category><![CDATA[هردوت]]></category>
		<category><![CDATA[هرودوت]]></category>
		<category><![CDATA[کردیه]]></category>
		<category><![CDATA[گردآفرید]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarikhema.ir/?p=2308</guid>
		<description><![CDATA[زنان سرباز نامدار درشاهنامه حکیم فردوسی اگر شخصیت زن را در شاهنامه فردوسی مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم می‌بینیم زن نه تنها در هر گونه عملیات قهرمانی و لشکرکشی‌ها و موفقیت‌ها و عدم موفقیت‌های پادشاهان و پهلوانان به طور مستقیم و یا غیرمستقیم نقشی موثر داشته است که خود می‌تواند لااقل موضوع یک کتاب [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h2 style="text-align: justify;"><span style="color: #800000;"><a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زنان">زنان</a> <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b3%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b2/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with سرباز">سرباز</a> <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%af%d8%a7%d8%b1/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with نامدار">نامدار</a> درشاهنامه حکیم فردوسی</span></h2>
<div style="text-align: justify;">
</div>
<p style="text-align: justify;">اگر شخصیت <a href="http://tarikhema.ir/words/zan/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زن">زن</a> را در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b4%d8%a7%d9%87%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with شاهنامه">شاهنامه</a> فردوسی مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم می‌بینیم <a href="http://tarikhema.ir/words/zan/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زن">زن</a> نه تنها در هر گونه عملیات قهرمانی و لشکرکشی‌ها و موفقیت‌ها و عدم موفقیت‌های پادشاهان و پهلوانان به طور مستقیم و یا غیرمستقیم نقشی موثر داشته است که خود می‌تواند لااقل موضوع یک کتاب جداگانه گردد، بلکه <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زنان">زنان</a> <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b3%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b2/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with سرباز">سرباز</a> نامداری به‌چشم می‌خورند که خود رأساً در جنگ‌ها شرکت نموده و عده‌یی را رهبری کرده و یا با فداکاری و درایت و هوش بی‌نظیر خود مسیر وقایع تاریخی را غالباً تغییر داده‌اند که می‌تواند اثر بدیعی را بنام تجزیه و تحلیل <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ad%d9%85%d8%a7%d8%b3%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with حماسه">حماسه</a> زنان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b4%d8%a7%d9%87%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with شاهنامه">شاهنامه</a> به وجود آورد.<span id="more-2308"></span></p>
<p style="text-align: justify;">در این بررسی کوتاه سعی شده است بدون طولانی کردن کلام از میان تعداد زیادی زنان قهرمان شاهنامه به‌طور نمونه چند تن را معرفی نمائیم:</p>
<h2 style="text-align: justify;">۱-سین‌دخت</h2>
<p style="text-align: justify;">مهراب پادشاه کابلستان از خانواده ضحاک است. شاه از سام خواسته است که به کابلستان لشکرکشی کرده و آنجا را به خاک و خون بکشد.</p>
<p style="text-align: justify;">زال عاشق رودابه <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with دختر">دختر</a> مهراب است. سین‌دخت زن مهراب و مادر رودابه است و زنی با کفایت و درایت می‌باشد. وقتی می‌فهمد سام به کابلستان لشکر خواهد کشید شخصاً برای دیدن او حرکت کرده و به نزد سام می‌رود و با او به صحبت می‌پردازد و سین‌دخت می‌خواهد سام را از این لشکرکشی منصرف نماید.</p>
<table style="text-align: justify;" border="0" cellspacing="0" cellpadding="3" width="50%">
<tbody>
<tr>
<td align="right"><strong>دل بی‌گناهان کابل مسوز </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>که آن تیرگی اندر آید بروز</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>از آن ترس کو هوش و زور آفرید</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>درخشنده ناهید و هور آفرید</strong></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: justify;"><strong> </strong></p>
<p style="text-align: justify;">سام از هوش خرد سین دخت متعجب می‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;">
<table style="text-align: justify;" border="0" cellspacing="0" cellpadding="3" width="50%">
<tbody>
<tr>
<td align="right"><strong>زجائی کجا مایه چندین بود</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>فرستادن زن چه آیین بود</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>چو دید آن‌چنان پهلوان پر خرد </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>ستائید او را چنان چون سزد</strong></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">مجدداً سین دخت با بیان نغز و هوشمندانه خود می‌خواهد سام را بر سر آشتین آورد.</p>
<p style="text-align: justify;">
<table style="text-align: justify;" border="0" cellspacing="0" cellpadding="3" width="50%">
<tbody>
<tr>
<td align="right"><strong>چنین گفت سین دخت با پهلوان </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong> که بارای تو پیر گردد جوان</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>بزرگان زتو دانش آموخته </strong></td>
</tr>
<tr>
<td><strong> </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong> به تو تیره گیتی برافروخته</strong></td>
</tr>
<tr>
<td><strong>به داد تو شد بسته دست بدی</strong></td>
</tr>
<tr>
<td><strong>به       گر زت گشاده ر ه ایزدی</strong></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: justify;">به این ترتیب سام نرم می‌شود و به او قول مساعدت می‌دهد و سین دخت می‌گوید اگر کسی اشتباه و خطائی کرده است چرا مردم کابل بایستی نابود شوند:</p>
<table style="text-align: justify;" border="0" cellspacing="0" cellpadding="3" width="50%">
<tbody>
<tr>
<td align="right"><strong>اگر ما گنه کار وبد گوهریم </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong> بدین پادشاهی نه اندر   خوریم</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>گنه کار اگر بود سهراب بود</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong> ز خون دلش مژه بر آب بود</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>سر بی‌گناهان کابل چه کرد</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong> کجا اندر آورد آید بگرد</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>همه شهر زنده برای تواند </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>پرستنده‌ی خاک پای تواند</strong></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: justify;">سام از شاه اجازه می‌خواهد از گناه مردم کابل صرف‌نظر شود. بر اثر هوش و کفایت و سخن دانی سین دخت نتایج زیر حاصل می‌شود:</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>- شاه <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران">ایران</a> وساطت سام را می‌پذیرد.</strong></p>
<p style="text-align: justify;"><strong>- سام اجازه می‌دهد که زال با <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with دختر">دختر</a> سین دخت، رودابه ازدواج کند. </strong></p>
<p style="text-align: justify;"><strong>- از قتل و خونریزی جلوگیری می‌شود و کابل از خطر انهدام نجات می‌یابد.</strong></p>
<h2 style="text-align: justify;">۲- <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%af%d8%b1%d8%af%d8%a2%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%af/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with گردآفرید">گردآفرید</a></h2>
<div style="text-align: justify;">
<div id="attachment_2315" class="wp-caption alignleft" style="width: 190px"><a href="http://tarikhema.ir/wp-content/uploads/2010/03/4.jpg"><img class="size-full wp-image-2315" title="4" src="http://tarikhema.ir/wp-content/uploads/2010/03/4.jpg" alt="4 زنان سرباز در تاریخ؛ زنان ایران در شاهنامه فردوسی | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="180" height="210" /></a><p class="wp-caption-text">زنان دلیر <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران">ایران</a> <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with باستان">باستان</a>۲</p></div>
</div>
<p style="text-align: justify;">سهراب به تحریک افراسیاب به ایران حمله کرده و فرمانده ارتش ایران را از میان می‌برد <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%af%d8%b1%d8%af%d8%a2%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%af/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with گردآفرید">گردآفرید</a> خواهر کژدم زن شجاع و دلیریست که در جنگ‌آوری مشهور و بی پروا است و به قول فردوسی هرگز در جهان مردی نظیر او دیده نشده است. <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%af%d8%b1%d8%af%d8%a2%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%af/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with گردآفرید">گردآفرید</a> هنگامی که می‌فهمد هژیر فرمانده سپاه ایران به دست سهراب منکوب شده است بدون هیچ‌گونه تردیدی سلاح نبرد را می‌پوشد.</p>
<table style="text-align: justify;" border="0" cellspacing="0" cellpadding="3" width="50%">
<tbody>
<tr>
<td align="right"><strong>چو آگاه شد خواهر کژدهم </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>که سالار آن انجمن گشت گم</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>غمین گشت و برزد خروشی به درد</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong> برآورد از دل یکی باد سرد</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>که بدنام آن دخت گرد آفرید</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>زمانه زما در جهان ناورید</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>چنان ننگش آمد زکار هژیر </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong> که شد لاله رنگش به کردار قبر</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>بپوشید درع سواران به جنگ </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong> نکرد اندر آن کار جای درنگ</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>نهان کرد گیسو به زیر زره </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>برافکند بند زره را گره</strong></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: justify;"><strong> </strong></p>
<p style="text-align: justify;">گردآفرید از دژ پایین می‌آید و مانند شیری سوار بر باد پای می‌شود و مانند پهلوانی در مقابل سپاه دشمن قرار می‌گیرد و مانند رعد می‌غرد و مبارز می‌خواهد و می‌گوید کدام یک از شجاعان و جنگجویان و فرماندهان کار کشته که خود را در جنگجوئی و دلاوری همانند نهنگ می‌داند، پیش می‌آید که با من جنگ آزماید.</p>
<table style="text-align: justify;" border="0" cellspacing="0" cellpadding="3" width="50%">
<tbody>
<tr>
<td align="right"><strong>فرود آمد از دژ به کردار شیر</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>کمر بر میان باد پائی به زیر </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>به پیش سپاه اندر آمد چو گرد</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong> چو رعد خروشان یکی دید گرد</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>که گردان کدامند و نام آوران </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong> دلیران کار آزموده سران</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>که بر من یکی آزمون را به جنگ </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>بگردد به سان دلاور نهنگ</strong></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: justify;"><strong> </strong></p>
<h2 style="text-align: justify;">۳- زن گشتاسب</h2>
<p style="text-align: justify;">ترک‌ها به بلخ تاخته و آنجا را به غارت گرفته و مردم را قتل عام نموده‌اند. لهراسب با اینکه با آنها دلیرانه رزم کرده ولی کشته شده‌ است.</p>
<p style="text-align: justify;">گشتاسب در این موقع شاه سیستان است و زن او در نزد لهراسب می‌باشد. این زن دارای یک دنیا احساس و در عین حال محتاط و خیلی عاقل و هوشمند می‌باشد. برای نجات بلخ از دست ترکان به شیوه‌ی آنها <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%84%d8%a8%d8%a7%d8%b3/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with لباس">لباس</a> می‌پوشد و اسبی از اصطبل سوار شده و به سرعت راه سیستان را که شوهرش گشتاسب در آنجا بوده است، در پیش می‌گیرد. ناراحت و مضطرب برای آنچه در بلخ گذشته، بدون اینکه خواب به چشمش آید شب و روز راه می‌پیماید، به‌ طوریکه در هر روز راه دو روز را طی می‌کند تا به نزد گشتاسب می‌رسد و به او خبر می‌دهد که یک سپاه تورانی به بلخ آمده و لهراسب کشته شده و روز از این واقعه شب تاریک و پر از درد و رنج شده است.</p>
<table style="text-align: justify;" border="0" cellspacing="0" cellpadding="3" width="50%">
<tbody>
<tr>
<td align="right"><strong>زنی بود گشتاسب را هوشمند</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>خردمند و دانا و رایش بلند</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>از آخر چمان باره‌ای بر نشست</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong> به کردار ترکان میان را به       بست</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>از ایران ره سیستان بر   گرفت </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>وز آن کارها مانده اندر شگفت</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>نخفتی به منزل چو     برداشتی </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>دو روزه به یک روز بگذاشتی </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>چنین تا به نزدیک گشتاسب شد</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>به آگاهی درد لهراسب شد</strong></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: justify;"><strong> </strong></p>
<p style="text-align: justify;">گشتاسب ابتدا کار را سهل می‌پندارد و زنش به او می‌گوید که موضوع خیلی جدی‌تر از آنست که تصور می‌کنی:</p>
<div style="text-align: justify;">
<div id="attachment_2314" class="wp-caption alignright" style="width: 190px"><a href="http://tarikhema.ir/wp-content/uploads/2010/03/3.jpg"><img class="size-full wp-image-2314" title="3" src="http://tarikhema.ir/wp-content/uploads/2010/03/3.jpg" alt="3 زنان سرباز در تاریخ؛ زنان ایران در شاهنامه فردوسی | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="180" height="210" /></a><p class="wp-caption-text">زنان دلیر ایران <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with باستان">باستان</a>۳</p></div>
</div>
<p style="text-align: justify;">
<table style="text-align: justify;" border="0" cellspacing="0" cellpadding="3" width="50%">
<tbody>
<tr>
<td align="right"><strong>چنین داد پاسخ که یاوه مگوی</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong> که کاری بزرگی که آمدش روی</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>شهنشاه لهراسب را پیش بلخ </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong> بکشتند شد بلخ را روز تلخ</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>وز آنجا بنوش آذر اندر شدند </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong> ز دوهیر بد را همه سر زدند</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>زخون‌شان فروزنده آذر بمرد</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong> چنین بد کسی خوار نتوان شمرد</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>ببردند بس دخترانت اسیر </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong> چنین کار دشوار آسان   مگیر</strong></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: justify;"><strong> </strong></p>
<p style="text-align: justify;">و اضافه می‌کند که تمام <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with دختران">دختران</a> تو را اسیر کرده‌اند و به آفرید دختر تو را که وزش نسیم به او دسترسی نداشت، تاج از سرش برداشته‌اند و ظلم‌های ناگفتنی کرده‌اند و طوری با احساس صحبت می‌کند که اشک‌های خونین از چشم شوهرش جاری می‌شود و گشتاسب چنان تحت تاثیر قرار می‌گیرد که فوراً برای نجات بلخ لشکر می‌آ‌راید و حرکت می‌کند.</p>
<h2 style="text-align: justify;">۵- کردیه</h2>
<div style="text-align: justify;">
<div id="attachment_2313" class="wp-caption alignright" style="width: 190px"><a href="http://tarikhema.ir/wp-content/uploads/2010/03/2.jpg"><img class="size-full wp-image-2313" title="2" src="http://tarikhema.ir/wp-content/uploads/2010/03/2.jpg" alt="2 زنان سرباز در تاریخ؛ زنان ایران در شاهنامه فردوسی | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="180" height="210" /></a><p class="wp-caption-text">زنان دلیر <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران باستان">ایران باستان</a>۴</p></div>
</div>
<p style="text-align: justify;">هرمزشاه ایران بهرام چوبینه را به رزم ساوه شاه می‌فرستد.</p>
<p style="text-align: justify;">بهرام , ساوه شاه را می‌کشد و بعد بر پرموده فیروز می‌شود و پرموده را دستگیر و او را با غنائم جنگی به نزد هرمز می‌فرستد.</p>
<p style="text-align: justify;">هرمز و خاقان چنین پیمان می‌بندند و هرمز از ناراستی بهرام آگاه می‌شود و برای تحقیر او کدان و پنبه و جامه زنان می‌فرستد. بهرام سرداران خود را جمع می‌کند و در مقابل این اهانت، درباره‌ی پادشاهی خود با آنها صحبت می‌کند.</p>
<p style="text-align: justify;">بهرام دارای خواهری بنام کردیه است.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>کردیه یک زن میهن پرست، شاه دوست و یک پهلوان شجاع به تمام معنی می‌باشد که در مقابل میهن و برای خدمت به شاه عزیزترین کسان خود را فدا می‌نماید و در مقابل خیانت به شاهنشاه با دست خود به طوریکه بعداً صحبت خواهد شد، حتی شوهرش را می‌کشد.</strong></p>
<p style="text-align: justify;">
<table style="text-align: justify;" border="0" cellspacing="0" cellpadding="1" width="50%">
<tbody>
<tr>
<td align="right"><strong>پس پرده نامور پهلوان</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>یکی خواهری بود روشن روان</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>خردمند را کردیه نام بود </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong> پری رخ دلارام بهرام بود</strong></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: justify;"><strong> </strong></p>
<p style="text-align: justify;">کردیه وقتی صحبت برادر خود را درباره‌ی پادشاهیش می‌شنود:</p>
<p style="text-align: justify;">
<table style="text-align: justify;" border="0" cellspacing="0" cellpadding="1" width="50%">
<tbody>
<tr>
<td align="right"><strong>چو از پرده گفت برادر شنید</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>برآشفت واز کین دلش بردمید</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>بدان انجمن شد دلی پر سخن</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>زبان پر ز گفتارهای کهن</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>برادر چو آواز خواهر شنید</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong> ز گفتار و پاسخ فرو آرمید</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>چنین هم ز گفتارش   ایرانیان </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>بماندند یکسر ز بیم زیان</strong></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: justify;"><strong> </strong></p>
<p style="text-align: justify;">کردیه سرداران سپاه و بهرام را از فکر شورش و خیانت و غصب سلطنت ایران بر حذر می‌دارد:</p>
<p style="text-align: justify;">
<table style="text-align: justify;" border="0" cellspacing="0" cellpadding="1" width="50%">
<tbody>
<tr>
<td align="right"><strong>چنین گفت پس کردیه با       سپاه </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>که‌ای نامداران جوینده راه</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>کس از بندگان تخت شاهی نجست</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>و گر چند بودی نژادش درست</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>تو را آرزو کرد شاهنشهی </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong> چنان دان که گردی تو از جان تهی</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>شهنشاه گیتی تو را به   گزید </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>چنان کز ره نامداران سزید</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>تو پاداش این نیکوئی بد کنی </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>چنان دان که بد باتن خود کنی</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>نزن ای برادر تو این رای بد</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>گزین رای بد مرتو را بد رسد </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>مکن آز را بر خرد پادشاه </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>که دانا نخواهد تو را پارسا</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>اگر من زنم پند مردان دهم </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong> به بسیار سال از برادر کهم</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>مده کار کرد نیاکان به باد</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong> مبادا که پند من آیدت     یاد</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>همه انجمن ماند ازو در شگفت</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>سپهدار لب را بدندان گرفت</strong></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">در این اثنا هرمز شاه ایران بوسیله بندوی و گستهم کور می‌شود و خسرو که قبلاً بر اثر بدرفتاری پدر از نزد هرمز فرار کرده بود، از این خبر آگاهی یافته و به جای پدر به نام خسرو پرویز بر تخت می‌نشیند.</p>
<p style="text-align: justify;">بهرام برای جنگ با خسرو لشکر می‌کشد. موقعی که سپاهیان بهرام و خسرو در مقابل هم قرار گرفته‌اند، مجدداً کردیه بهرام را چنین پند می‌دهد:</p>
<p style="text-align: justify;">
<table style="text-align: justify;" border="0" cellspacing="0" cellpadding="1" width="50%">
<tbody>
<tr>
<td align="right"><strong>تو دانی که از تخمه‌ی   اردشیر </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>بجایند شاهان برنا و پیر</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>ابا گنج و با لشکر       بی‌شمار </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>به ایران که خواند تو را شهریار</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>اگر شهریاری به گنج و سپاه</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>توانست کردن به ایران نگاه</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>نبودی جز از ساوه سالار چین</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>که آورد لشکر به ایران زمین</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>ز تو سام دانم که بد       مردتر </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>نجست این شهر چون نبدبد گهر</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>چو دستان و چون رستم پیلتن </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong> نجستند شاهی بدان انجمن</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>ندانم که بر تو چه خواهد رسید </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong> که اندر دلت شد خرد   ناپدید</strong></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">جنگ بین بهرام و خسرو در می‌گیرد. خسرو پرویز شکست می‌خورد و به طرف روم می‌رود.</p>
<p style="text-align: justify;">بهرام چوبینه به رأی سرداران به تخت می‌نشیند. ولی خسرو پرویز با گرفتن نیروی کمکی مراجعت می‌کند و با بهرام به جنگ می‌پردازد و این بار بهرام شکست می‌خورد و به نزد خاقان چین می‌گریزد.</p>
<p style="text-align: justify;">خسرو پرویز برای اینکه غائله بهرام را ریشه کن کند خراد برزین را به نزد خاقان می‌فرستد که خرادبرزین به‌طور نهانی چاره کشتن بهرام را کند. بهرام به ضربه دشنه قلون بر اثر راهنمائی خرادبرزین کشته می‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;">کردیه می‌رسد و کشته برادر را که هنوز نیمه جانی داشته است در بر می‌گیرد و ضمن ندیه و زاری از صحبت‌ها و نصایحی که قبلاًٌ برادر را کرده است یادآوری نموده و چنین می‌گوید:</p>
<p style="text-align: justify;">
<table style="text-align: justify;" border="0" cellspacing="0" cellpadding="1" width="50%">
<tbody>
<tr>
<td align="right"><strong>همی گفتم ای مهتر انجمن</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>که شاخ وفا را زبن بر مکن</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>که از تخم ساسان اگر   دختری </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>بماند به سر بر نهد افسری</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>همه روی کشور شود بنده‌اش</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>به گردون رسد تاج فرخنده‌اش </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>سپهدار نشیند پند مرا </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>سخن گفتن سودمند مرا</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>برین کردها بر پشیمان‌تری</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong> کنه کار جان پیش یزدان   بری</strong></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: justify;"><strong> </strong></p>
<p style="text-align: justify;">در این هنگام که بهرام نیم جانی داشته صدای خواهر را می‌شنود و چشم می‌گشاید و به گناه خود اعتراف کرده و می‌گوید:</p>
<p style="text-align: justify;">
<table style="text-align: justify;" border="0" cellspacing="0" cellpadding="1" width="50%">
<tbody>
<tr>
<td align="right"><strong>همان پند بر من نشد کارگر</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>زهر گونه چون دیو به راهبر</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>مرا نیز هم دیو بی‌راه کرد</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>زخوبی همی دست کوتاه کرد</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>مرا گفت دیهیم شاهی‌تر است </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong> ز برج بره تا به ماهی تراست</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>پشیمانم از هر چه کردم زبد </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>کنون کز ببخشد زیزدان سزد</strong></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: justify;"><strong> </strong></p>
<p style="text-align: justify;">پس از کشته شدن بهرام، خاقان برادر خود را با نامه‌ای برای خواستگاری کرد به می‌فرستد.</p>
<p style="text-align: justify;">
<table style="text-align: justify;" border="0" cellspacing="0" cellpadding="1" width="50%">
<tbody>
<tr>
<td align="right"><strong>بفرمود تا شد برادرش پیش</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>سخن گفت با او زاندوه بیش</strong></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: justify;"><strong> </strong></p>
<p style="text-align: justify;">کردیه برای سرباز زدن از ازدواج با خاقان که مغایر احساسات عالی میهن‌پرستی او می‌باشد، پیام‌آورنده را به بهانه سوگواری به نزد خاقان بر می‌گرداند و با نامداران خویش رأی می‌زند. و می‌گوید با اینکه خاقان مرد بزرگیست ولی ازدواج ایرانی با بیگانه و ترک را جایز نیست:</p>
<p style="text-align: justify;">
<table style="text-align: justify;" border="0" cellspacing="0" cellpadding="1" width="50%">
<tbody>
<tr>
<td align="right"><strong>ولیکن چو با ترک و ایرانیان </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>بکوشد که خویش بود در میان</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>ز پیوند و زبند آن روزگار </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong> غم و رنج بیند به فرجام   کار</strong></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: justify;"><strong> </strong></p>
<p style="text-align: justify;">بعد خاطرات تجربیات تلخ گذشته را که بر اثر این پیوندهای نابجا باقی مانده است، مانند ازدواج سیاوش با فرنگیش (ترک) و پسر سیاوش، بیژن با منیژه (ترک) و غیره را به‌طور مثال ذکر می‌نماید و به سرداران سپاه می‌گوید که به کردوی وزیر خسرو پرویز نامهای نوشته که وضع و حال  آنها را به عرض شاه ایران برساند.</p>
<p style="text-align: justify;">کردیه با ایرانیان به طور مخفیانه از مرو فرار می‌کند. خاقان چین یکی از ورزیده‌ترین سرداران خود را به نام تبرک با سپاه برای دستگیری کردیه به دنبالش می‌فرستد. تبرک به آنها می‌رسد و طرفین برای جنگ صف آرائی می‌کنند و کردیه <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%84%d8%a8%d8%a7%d8%b3/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with لباس">لباس</a> رزم را بتن می‌کند.</p>
<table style="text-align: justify;" border="0" cellspacing="0" cellpadding="1" width="50%">
<tbody>
<tr>
<td align="right"><strong>سلیح برادر بپوشید زن </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>نشست از برباره‌ی گام زن </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>دو لشکر برابر کشیدند صف </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>همه جان‌ها بر نهاده به کف</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>به پیش سپاه اندر آمد تبرگ </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong> که خاقان ورا خواندی پیر گرگ</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>به ایرانیان گفت کان پاک زن </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>مگر نیست با این بزرگ انجمن</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>چو بد کردیه با سلیح گران </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong> میان بسته برسان جنگ آوران</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>دلاور تبرگش ندانست     باز </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>بزد پاشنه رفت پیشش فراز</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>بدو گفت آن خواهر کشته شاه </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong> کجا جویمش در میان سپاه</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>که با او مرا هست چندین سخن </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>چه از نوحه از روزگار کهن</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>بدو کردیه گفت اینک منم </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong> که بر شیر درنده اسب افکنم</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>چه بشنید آواز او را تبرگ </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong> بر آن اسب جنگی چو شیر سترگ</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>شگفت آمدش گفت خاقان چین</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong> تو را کرد ازین پادشاه   گزین</strong></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: justify;"><strong> </strong></p>
<p style="text-align: justify;">تبرگ شروع به پند دادن کردیه می‌نماید که شاید بتواند بنا به دستور خاقان او را بدون جنگ و خونریزی به نزد خاقان باز گرداند. کردیه به او می‌گوید که از رزم‌گاه خارج شویم و به‌جای خلوت‌تری رویم تا بتوانم پاسخی مناسب به تو دهم. ولی وقتی به محل مناسبی می‌رسند کردیه به جای گفتگو رزم را آغاز می‌کند:</p>
<p style="text-align: justify;">
<table style="text-align: justify;" border="0" cellspacing="0" cellpadding="1" width="50%">
<tbody>
<tr>
<td align="right"><strong>بگفت این وزان پس برانگیخت اسب </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong> پس او همیتافت ایزد گشسب</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>یکی نیزه زد بر کمربند اوی</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>که بگذشت خفتان و پیوند اوی</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>زرین اندر افتاد شد سرنگون </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>شد آن ریگ زیر اندرش جوی خون</strong></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">بدین ترتیب تبرگ بدست کردیه کشته می‌شود و سپاه تبرگ که بدون سردار شده بود شکست می‌خورد و کردیه با همراهان خود به طرف مازندران می‌رود. در این هنگام گستهم که از طاعت خسرو پرویز سرپیچی کرده و در ساری و آمل و گرگان است و به کردیه و سپاهیانش برخورد می‌کند. گستهم از کردیه خواستگاری می‌نماید و کردیه که از اوضاع داخلی ایران اطلاع نداشته با گستهم ازدواج می‌نماید. در این موقع خسرو پرویز سپاهی برای مطیع کردن گستهم می‌فرستد ولی گستهم سپاه مزبور را شکست می‌دهد. خسرو پرویز به گردوی می‌گوید که نامه‌ای به‌طور محرمانه برای کردیه بفرستد و خیانت گستهم را به او یاد آور شود. گردوی این نامه را بوسیله زن خود می‌فرستد و نامه به دست کردیه می‌رسد.</p>
<div style="text-align: justify;">
<div id="attachment_2312" class="wp-caption alignleft" style="width: 190px"><a href="http://tarikhema.ir/wp-content/uploads/2010/03/1.jpg"><img class="size-full wp-image-2312" title="1" src="http://tarikhema.ir/wp-content/uploads/2010/03/1.jpg" alt="1 زنان سرباز در تاریخ؛ زنان ایران در شاهنامه فردوسی | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="180" height="210" /></a><p class="wp-caption-text">زنان دلیر <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران باستان">ایران باستان</a></p></div>
</div>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">
<table style="text-align: justify;" border="0" cellspacing="0" cellpadding="1" width="50%">
<tbody>
<tr>
<td align="right"><strong>چون آن شیر زن نامه‌ی شاه دید</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong> تو گفتی به روی زمین ماه   دید</strong></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">با رسیدن نامه خسروپرویز کردیه فوراً پنج هزار نفر را انتخاب می‌کند و بدون درنگ امر شاه را به کمک آن پنج هزار نفر اجرا می‌کند و شوهر خود گستهم را که خائن به شاه بوده است می‌کشد و پس از کشتن گستهم نامه‌ی شاه را به همه نشان می‌دهد:</p>
<p style="text-align: justify;">
<table style="text-align: justify;" border="0" cellspacing="0" cellpadding="1" width="50%">
<tbody>
<tr>
<td align="right"><strong>پس آن نامه‌ی شاه بنمودشان</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>دلیری و تندی بیفزودشان</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>همه سرکشان آفرین خواندند</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>بر آن نامه بر گوهر افشاندند</strong></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">کردیه تمام سپاهیان و غنایم را به حضور خسروپرویز می‌برد و خسروپرویز که تحت تأثیر جاذبه و شجاعت او قرار گرفته، او را بزنی می‌گیرد.</p>
<p style="text-align: justify;">روزی که خسرو مجلسی آراسته بود و شیرین و کردیه هم در مجلس حضور داشتند، از کردیه می‌‌پرسد که با خاقانیان چگونه جنگیدی و چگونه تبرگ را کشتی؛ کردیه جواب می‌دهد:</p>
<p style="text-align: justify;">
<table style="text-align: justify;" border="0" cellspacing="0" cellpadding="1" width="50%">
<tbody>
<tr>
<td align="right"><strong>بدو گفت شاها انوشه بدی</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong> روان را به دیدار توشه       بدی</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>بفرمای تا اسب و زین آورند</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>کمان و کمند گزین آورند</strong></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: justify;"><strong> </strong></p>
<p style="text-align: justify;">وقتی اسب و سلاح رزم را می آورند کردیه برای هنرنمائی از جای خود بلند می‌شود:</p>
<p style="text-align: justify;">
<table style="text-align: justify;" border="0" cellspacing="0" cellpadding="1" width="50%">
<tbody>
<tr>
<td align="right"><strong>بیامد خرامان زجای  نشست </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>کمر برمیان بست و نیزه به دست</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>به شاه جهان گفت گنجور باش</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>یکی چشم بگشای و دستور باش</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>بدان پر هنر زن بفرمود شاه </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>زن آمد به نزدیک اسب سیاه</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>بن نیزه را بر زمین بر نهاد </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong> به بالای زین اندر آمد چو باد</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>به باغ اندر آورد گاهی گرفت</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>چپ و راست هر گونه راهی گرفت</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>همی هر زمان اسب بر گاشتی </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong> ز ابر سیه نعره بگذاشتی </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>بدو گفت هنگام رزم تبرگ</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>بدین‌گونه بودم چو ارغنده گرگ</strong></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: justify;"><strong> </strong></p>
<p style="text-align: justify;">شیرین که از دلاوری کردیه در حیرت شده و حسادتش برانگیخته شده بود، از راه صلاح اندیشی خسرو را از این زن بر حذر می‌دارد ولی خسرو به شیرین می‌گوید:</p>
<p style="text-align: justify;">
<table style="text-align: justify;" border="0" cellspacing="0" cellpadding="1" width="50%">
<tbody>
<tr>
<td align="right"><strong>بخنده بشیرین چنین گفت شاه</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>کزین زن به جز دوستداری مخواه</strong></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: justify;"><strong> </strong></p>
<p style="text-align: justify;">و بعد به کردیه چنین می‌گوید:</p>
<p style="text-align: justify;">
<table style="text-align: justify;" border="0" cellspacing="0" cellpadding="1" width="50%">
<tbody>
<tr>
<td align="right"><strong>چنین گفت با کردیه شهریار </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>که بی‌عیبی از گردش روزگار</strong></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">و بعد او را به فرماندهی سپاه منصوب می‌کند:</p>
<p style="text-align: justify;">
<table style="text-align: justify;" border="0" cellspacing="0" cellpadding="1" width="50%">
<tbody>
<tr>
<td align="right"><strong>سپهبد شگفتی بماند اندر او </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>بدو گفت کی ماه پیکار جو</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>به گرد جهان چار سالار من </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong> که هستند بر جان نگهدار من</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>ابا هر یکی زان ده و دو   هزار </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>از ایرانیانند جنگی سوار</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>چنان هم بمشکوی زرین من </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>چو در خانه‌ی گوهر آیین‌ من</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>پرستار باشد ده و دو هزار </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>همه پاک با طوف و با گوشوار</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>از این پس نگهبان ایشان   توئی </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong> که با رنج و تیمار خویشان توئی</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>نخواهم که گویند از ایشان سخن</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>کسی جز تو گر نو بود یا کهن</strong></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: justify;"><strong> </strong></p>
<p style="text-align: justify;">کردیه علاوه بر شجاعت و دلاوری و احساسات عالی و میهن‌پرستی و شاه دوستی که قبلاً نیز اشاره شد، زنی مدبر و کاردان بوده است که داستان زیرحسن تدبیر او را درباره‌ی رهانیدن اهالی ری از دست حاکم ستمکاری نشان می‌دهد.</p>
<p style="text-align: justify;">روزی خسرو پرویز در مجلس بزمی مشغول نوشیدن می‌بوده است، تصادفاً در هنگام نوشیدن می متوجه می‌شود که روی جام اسم بهرام نوشته شده است. خسرو از اسم بهرام خشمناک شده و برای اینکه خشم خود را فرو نشاند دستور می‌دهد که شهر ری را که موطن بهرام چوبینه بوده با خاک یکسان نمایند ولی بر اثر خواهش وزیر خود این تصمیم حاد را تعدیل نموده و به جای لگد کوب کردن ری مرزبانی ظالم و ستمکار به آنجا می‌فرستد و مردم آن سامان گرفتار ظلم و جور مرزبان مزبور می‌شوند. یکی از کارهای مرزبان ری این بوده است که دستور داده بود ناودان‌ها را از بام بکندند تا خانه‌ها بر اثر باران خراب شود و گربه‌ها را از خانه بیرون کنند و بکشند:</p>
<p style="text-align: justify;">
<table style="text-align: justify;" border="0" cellspacing="0" cellpadding="1" width="50%">
<tbody>
<tr>
<td align="right"><strong>وز آن زشت بدکامه‌ی شوم       پی </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>که آمد ز درگاه خسرو بری</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>وز آن شهر آباد یکسر خراب</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong> بسر برهمی تافتی آفتاب</strong></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: justify;"><strong> </strong></p>
<p style="text-align: justify;">کردیه برای اینکه با تدبیر خاصی چاره مرزبان را کند، روزی خسروپرویز را به باغ مصفائی دعوت می‌کند و در این هنگام نمایش گربه تربیت شده‌ای را که قبلاً آرایشش کرده و بروی اسبی نشانده بودند، به حضور شاه می‌آورند. گربه با اسب در باغ شروع به تاختن می‌نماید و شاه از دیدن این نمایش بسیار شاد می‌شود و به کردیه می‌گوید:</p>
<p style="text-align: justify;">
<table style="text-align: justify;" border="0" cellspacing="0" cellpadding="1" width="50%">
<tbody>
<tr>
<td align="right"><strong>لب شاه ایران پراز خنده گشت</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong> همه کهتر آن خنده را بنده گشت</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>ابا کردیه گفت کز آرزوی</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong> چه خواهی بگو ای زن     نیکخوی</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>زن چاره گر زود بردش نماز</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>چنین گفت کای شاه گردن فراز</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>بمن بخش ری را خرد یاد کن </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong> دل غمگنان از غم آزاد کن</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>ز ری مردک شوم را باز خوان</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong> ورا مردم شوم و بد ساز خوان</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>که او گربه از خاک بیرون کند </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong> یکایک همه ناودان بر کند</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>بخندید خسرو ز گفتار زن </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>بدو گفت کای شوخ لشکر شکن</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>بتو دادم آن شهر و آن روستا </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong>تو بفرست اکنون یکی پارسا</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>ز ری باز خوان آن بد اندیش را</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong> چو اهریمن آن زشت بد کیش را </strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="right"><strong>همی هر زمانش فزون بود بخت</strong></td>
</tr>
<tr>
<td align="left"><strong> از آن نامور خسروانی   درخت</strong></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">و به این ترتیب با تدبیر و سیاست خاص خود مردم ری را از جور و ظلم حاکم ستمکاری نجات می‌دهد.</p>
<h2  class="related_post_title">نگاره های مرتبط:</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/2296/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d8%b1-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d8%a2%d8%af%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%84-%d8%a2%d8%b1%d8%aa/" title="زنان سرباز در تاریخ: ایران، آدمیرال آرتمیز">زنان سرباز در تاریخ: ایران، آدمیرال آرتمیز</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/2285/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%a9%d9%84%d8%a6%d9%88-%d9%be%d8%a7%d8%aa%d8%b1%d8%a7-%d8%8c-%d9%85%d9%84%da%a9%d9%87-%d9%85%d8%b5%d8%b1/" title="زنان سرباز تاریخ:کلئو پاترا ، ملکه مصر">زنان سرباز تاریخ:کلئو پاترا ، ملکه مصر</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/2268/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d9%84%d9%85%d9%84%da%a9%d9%87-%d8%b3%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%b3/" title="زنان سرباز تاریخ در بابل:ملکه سمیرامیس">زنان سرباز تاریخ در بابل:ملکه سمیرامیس</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/2261/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%af%d8%a7%d8%b1-%db%8c%d9%88%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" title="زنان سرباز نامدار : یونان باستان">زنان سرباز نامدار : یونان باستان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/egypt/647/%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%db%80-%d9%85%d8%b5%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%85%d9%81%db%8c%d8%b3-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d9%84%d8%b7%d9%86%d8%aa-%d9%82%d8%af%db%8c%d9%85-1/" title="جامعۀ مصر در ممفیس در دوران سلطنت قدیم 1">جامعۀ مصر در ممفیس در دوران سلطنت قدیم 1</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/495/%d9%85%d9%88%d8%b3%db%8c%d9%82%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-%da%a9%d9%87%d9%86-%d9%88-%d8%b9%d9%87%d8%af-%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c/" title="موسیقی ایران از دوران کهن و عهد هخامنشی">موسیقی ایران از دوران کهن و عهد هخامنشی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/2256/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae/" title="زنان سرباز نامدار تاریخ">زنان سرباز نامدار تاریخ</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/2282/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d9%84%d9%85%d8%a7%d9%86/" title="زنان سرباز تاریخ در آلمان">زنان سرباز تاریخ در آلمان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/2280/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%db%8c%d8%aa%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7/" title="زنان سرباز تاریخ در بریتانیا">زنان سرباز تاریخ در بریتانیا</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/2277/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d8%b1-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d8%b1%d9%85/" title="زنان سرباز در تاریخ: رم">زنان سرباز در تاریخ: رم</a></li></ul><hr />

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/facebook.png">
<a href="http://www.facebook.com/Tarikhema.ir">«تاریخ ما» در فیس بوک</a>

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/feed.png">
<a href="http://feeds.feedburner.com/tarikhema">فید «تاریخ ما»</a>

<hr />
<p><small>© atefi برای <a href="http://tarikhema.ir">تاریخ ما</a>, |
<a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/2308/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d9%87%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87/">لینک نگاره</a> |
<br/>
</small></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarikhema.ir/ancient/iran/2308/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d9%87%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>13</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>از برگ درخت انجیر تا شلیته و تنبان (زیرجامه)</title>
		<link>http://tarikhema.ir/ancient/7585/fig-leaf-and-undies/</link>
		<comments>http://tarikhema.ir/ancient/7585/fig-leaf-and-undies/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 08 Nov 2011 08:45:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انی کاظمی</dc:creator>
				<category><![CDATA[تاریخ باستان]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ تمدن ایران باستان]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ تمدن روم باستان]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ تمدن یونان باستان]]></category>
		<category><![CDATA[زنان و دختران در عهد باستان]]></category>
		<category><![CDATA[علم، فرهنگ و هنر باستان]]></category>
		<category><![CDATA[عکس های مصر باستان]]></category>
		<category><![CDATA[آدم و حوا]]></category>
		<category><![CDATA[ایران باستان]]></category>
		<category><![CDATA[تونیکا]]></category>
		<category><![CDATA[جسین نوش آذر]]></category>
		<category><![CDATA[درخت انجیر]]></category>
		<category><![CDATA[زن]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>
		<category><![CDATA[زنان یونانی]]></category>
		<category><![CDATA[زنی زیبا]]></category>
		<category><![CDATA[زیر جامه]]></category>
		<category><![CDATA[زیرجامه]]></category>
		<category><![CDATA[سینه بند]]></category>
		<category><![CDATA[شرت]]></category>
		<category><![CDATA[عروس]]></category>
		<category><![CDATA[عورت]]></category>
		<category><![CDATA[لباس]]></category>
		<category><![CDATA[پستان بند]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarikhema.ir/?p=7585</guid>
		<description><![CDATA[داستان زیرجامه به اندازه‌ی تاریخ تمدن قدمت دارد. زیرجامه نزدیک‌ترین جامه به پوست تن و از برخی لحاظ برانگیزاننده‌ی خواهش تن است و با این حال در برخی موارد نفرت‌انگیز می‌تواند باشد. در سخن امروز به اتفاق به چگونگی تحول زیرجامه در غرب و در ایران نظری می‌افکنیم و خواهیم دید که چگونه از طریق [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">داستان زیرجامه به اندازه‌ی <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with تاریخ">تاریخ</a> <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%aa%d9%85%d8%af%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with تمدن">تمدن</a> قدمت دارد. زیرجامه نزدیک‌ترین جامه به پوست تن و از برخی لحاظ برانگیزاننده‌ی خواهش تن است و با این حال در برخی موارد نفرت‌انگیز می‌تواند باشد. در سخن امروز به اتفاق به چگونگی تحول زیرجامه در غرب و در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران">ایران</a> نظری می‌افکنیم و خواهیم دید که چگونه از طریق پوششی که در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زندگی">زندگی</a> روزانه گاهی چندان بدان فکر نمی‌کنند می‌توانیم به فراز و فرود <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%aa%d9%85%d8%af%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with تمدن">تمدن</a> بشری پی ببریم.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>داستانِ آدم و حوا و برگِ درخت انجیر</strong></p>
<p style="text-align: justify;">داستانِ زیر جامه با داستانِ آدم و حوا و با شرمِ انسان از عریانی‌اش در برابر خداوند آغاز می‌شود. در کتاب مقدس در باب دوم از سِفر پیدایش می‌خوانیم:</p>
<p style="text-align: justify;">«مار که از همه‌ی حیوانات صحرا هوشیارتر بود به حوا گفت از میوه‌ی درختی که وسط باغ است بخورَد تا چشمانش باز شود و مانند خداوند عارف نیک و بد باشد. درخت معرفت در نظر حوا خوش‌نما آمد، میوه‌اش را گرفت و خورد و به شوهر خود هم داد و او نیز از آن میوه خورد. آنگاه چشمان آنها باز شد و فهمیدند که عریان اند. پس برگ‌های انجیر به هم دوختند و سترها برای خودشان ساختند. خداوند در این لحظه آدم را صدا کرد. آدم که از عریانی‌اش شرم داشت خودش را از خداوند پنهان کرده بود. گفت: چون آواز تو را در باغ شنیدم ترسان گشتم، زیرا که عریانم. پس خودم را پنهان کردم.» (کتاب مقدس)</p>
<p style="text-align: justify;">با این حال مردم‌شناسان اعتقاد دارند انسان نه از روی شرم، بلکه بیشتر از روی عقل برای حفظ آلت تناسلی‌اش از گزندِ نور آفتاب و سرما و باد و بوران نخستین زیرجامه را از برگ و پوست درختان و پوست حیوانات برای خود فراهم آورد و ستر عورتش کرد.</p>
<p style="text-align: justify;">با این حال زیرجامه در آن زمان تنها پوشش انسان بود و با پیدایش <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%aa%d9%85%d8%af%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with تمدن">تمدن</a>، وقتی که انسان از پارچه جامه‌ای برای خود فراهم آورد، آنچه که زیرِ آن جامه می‌پوشید به زیرجامه در معنای مورد نظر ما بدل گشت.</p>
<p style="text-align: justify;">در تمدن مصر، کاهنان و شاهزادگان و اشرافزادگان و فراعنه دو پیش‌بند نخی روی هم می‌پوشیدند تا خود را از دیگران متمایز کنند. پیش‌بند نخی که به تن نزدیک بود، ساده بود اما پیش‌بند دوم که روی این پیش‌بند ساده تن می‌کردند نقش و نگار داشت.</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زنان">زنان</a> درباری مصری هم سینه و عورت‌شان را با پارچه می‌پوشاندند و به <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%84%d8%a8%d8%a7%d8%b3/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with لباس">لباس</a> اهمیت می‌دادند و تلاش می‌کردند با <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%84%d8%a8%d8%a7%d8%b3/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with لباس">لباس</a>‌های آراسته و پیرایه‌دار خود را ممتاز جلوه دهند.</p>
<p style="text-align: justify;"><img id="photow" src="http://tarikhema.ir/images/2011/11/adam111.jpg" alt="adam111 از برگ درخت انجیر تا شلیته و تنبان (زیرجامه) | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="از برگ درخت انجیر تا شلیته و تنبان (زیرجامه) | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: justify;"><strong>در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران">ایران</a> <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with باستان">باستان</a> زنی زیبا بود که بلندبالا و سفیدرو باشد</strong></p>
<p style="text-align: justify;"><a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%db%8c%d9%88%d9%86%d8%a7%d9%86%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زنان یونانی">زنان یونانی</a> به رخت زیر و بخصوص به سینه‌بند علاقه‌ی زیادی داشتند. <a href="http://tarikhema.ir/words/zan/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زن">زن</a> یونانی با پارچه یا چرم پستان‌هایش را می‌پوشاند. این سینه‌بند که آن را استروفیوم (Strophium) می‌خواندند نخی داشت که زیر سینه گره می‌زدند تا پستان برجسته‌تر و زیباتر به نظر آید.</p>
<p style="text-align: justify;">استاد جلال خالقی مطلق در مقاله‌ای به زیبایی کمال مطلوب در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with تاریخ">تاریخ</a> ایران می‌پردازد و در این مقاله نشان می‌دهد که در ایران <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with باستان">باستان</a> زنی زیبا بود که بلندبالا و سفیدرو و پستان‌هایش برجسته باشد.</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زنان">زنان</a> در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران باستان">ایران باستان</a> هم مانند <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%db%8c%d9%88%d9%86%d8%a7%d9%86%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زنان یونانی">زنان یونانی</a> پستان‌هایشان را با پارچه می‌پوشاندند و با نخ گره می‌زدند تا پستان‌هایشان برجسته‌تر و زیباتر جلوه کند و به یک معنا به زیبایی کمال مطلوب نزدیک‌تر شوند.</p>
<p style="text-align: justify;">متأسفانه نگارنده سندی مبنی بر زیبایی کمال مطلوب مردانه در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with تاریخ ایران">تاریخ ایران</a> به دست نیاوردم. اما باید در نظر داشته باشیم که اصولاً از تمدن یونانی به این سو این زنان بودند که به زیبایی و پوشش خود و از جمله به زیرجامه اهمیت می‌دادند.</p>
<p style="text-align: justify;">زنان رومی رسمِ سینه‌بند را از زنان یونانی و ایرانی گرفتند و اضافه بر آن پارچه‌ای به عورت‌شان می‌بستند و این تکه پارچه را از پس و پیش آن قدر بالا می‌کشیدند تا عورت‌ و باسن‌شان پوشانده شود و سرانجام آن را با لیفه به کمر گره می‌زدند. این پوشش را سوبلیگاکولوم (Subligaculum) می‌خواندند.</p>
<p style="text-align: justify;">این دو پوشش به بیکینی در روزگار ما شباهت داشت و وقتی که می‌خواستند ورزش کنند این دو تکه رخت زیر را عریان می‌کردند و در اوقات دیگر زیر دامن‌ می‌پوشیدند که به آن تونیکا (Tunika) می‌گفتند.</p>
<p style="text-align: justify;">تونیکا را هم مردان و هم زنان رومی می‌پوشیدند و مهم‌ترین جامه‌ی آنان بود. تونیکا در واقع ردایی بلند بود و پیش از آن که زیرجامه باب شود، تنها همین ردا را به تن می‌کردند.</p>
<p style="text-align: justify;">دامن ردای مردان چین‌دار بود و آن را توگا (Toga) می‌خواندند. به زودی مردان رومی هم بر گرته‌ی زیرجامه‌ی زنان زیرجامه‌ای برای خود فراهم آوردند. از آن پس بود که زیرجامه‌ی مردانه در غرب مرسوم شد.</p>
<p style="text-align: justify;"><img id="photow" src="http://tarikhema.ir/images/2011/11/Strophium1111.jpg" alt="Strophium1111 از برگ درخت انجیر تا شلیته و تنبان (زیرجامه) | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="از برگ درخت انجیر تا شلیته و تنبان (زیرجامه) | تاریخ ما Tarikhema.ir" /><br />
<small></small><small>استروفیوم، سینه‌بند زنان یونانی (<a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%da%a9%d8%b3/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عکس">عکس</a>:flavii)</small></p>
<p style="text-align: justify;"><strong>زنان و مردان ایرانی زیرجامه‌های نخی، پشمی و ابریشمی می‌پوشیدند</strong></p>
<p style="text-align: justify;">در این زمان صنعت پارچه‌بافی در ایران رونق داشت و بافندگان ایرانی پارچه‌‌ی ابریشمی و پشمی را با بهترین نقش و نگارها و زیباترین رنگ‌‌آمیزی‌ها به چینیان و هندیان و رومیان عرضه می‌داشتند. ابریشم‌بافی و ملیله‌دوزی را که از دیگران آموخته بودند به حد کمال اعلای زیبایی در هنر و صنعت رسانده بودند. پارچه‌ی ایرانی در بازارهای کرانه‌ی فرات و در ارتاکزاتا و در بازارهای روم عرضه می‌شد.</p>
<p style="text-align: justify;">اشراف ایرانی با <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%84%d8%a8%d8%a7%d8%b3/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with لباس">لباس</a> و مرکب و اسباب تجمل و زر و زیور خود را از دیگران ممتاز می‌کردند و زنان جامه‌های ابریشمین می‌پوشیدند.</p>
<p style="text-align: justify;">از این رو هرچند بدبختانه از فرهنگ زیرجامه در ایران نشانه‌ی درستی در دست نیست، اما به دلیل این داد و ستدهای بازرگانی و فرهنگی که ایرانیان با غرب برقرار کرده بودند می‌توانیم تصور کنیم که زنان و مردان ایرانی زیرجامه‌های نخی، پشمی و ابریشمی می‌پوشیدند و با بهترین نقش‌ها و رنگ‌های زیبا و با ملیله‌دوزی این زیرجامه‌‌ها را می‌آراستند و اگر این گونه آراستگی‌ها در نزد توده‌ی مردم رواج نداشت، دست‌کم اشراف ایرانی از آن برخوردار بودند.</p>
<p style="text-align: justify;"><img id="photow" src="http://tarikhema.ir/images/2011/11/Strophium2222.jpg" alt="Strophium2222 از برگ درخت انجیر تا شلیته و تنبان (زیرجامه) | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="از برگ درخت انجیر تا شلیته و تنبان (زیرجامه) | تاریخ ما Tarikhema.ir" /><br />
<small></small><small>استروفیوم (<a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b9%da%a9%d8%b3/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with عکس">عکس</a>:clarita)</small></p>
<p style="text-align: justify;"><strong>داماد دو پستان‌بند و یک زیرجامه به خانه‌ی پدر عروس می‌فرستاد</strong></p>
<p style="text-align: justify;">پس از زوال تمدن روم به دست بربرها و ژرمن‌ها و انشقاق امپراطوری روم به دو بخش شرقی و غربی، بربرها به لباس و مُد کاملاً بی‌اعتناء بودند. از میان فرهنگ پوشاک تنها ردای رومی یا توگا قبول عام یافت و از آن پس در غرب زیرجامه و فرهنگ زیر جامه کاملاً فراموش شد.</p>
<p style="text-align: justify;">در زمان خلیفه‌ی دوم، وقتی اعراب در دشت نهاوند به جنگ ایرانیان رفتند، فرمانده‌ی ارتش عرب که نعمان نام داشت، نماینده‌ای به نام مغیره به نزد ایرانیان فرستاد.</p>
<p style="text-align: justify;">در تاریخ طبری آمده است که افسران ایرانی لباس‌ و کلاه و کمربندهای زیبا به تن داشتند و در چادرهایی از پارچه‌ی استبرق به سر می‌بردند که با فرش‌های زیبا که یکی از آنها در تمام نجد و حجاز به چشم نمی‌خورد فرش شده بود.</p>
<p style="text-align: justify;">مغیره با پیرهن بلند که عرب‌ها آن را دشداشه می‌خوانند و عبای عادی که به تن داشت، در مقابل آن مردمی که در لباس‌های فاخر و درخشان قیمتی غرق بودند ناچیز جلوه می‌تمود.</p>
<p style="text-align: justify;">اما سرنوشت ایران از سرنوشت روم جدا نبود و همان‌گونه که بربرها امپراطوری روم را درنوردیدند، عرب‌ها هم دودمان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ساسانی">ساسانی</a> را برانداختند. با این حال سرنوشت ایران با سرنوشت امپراطوری اسلامی گره خورد و ایرانیان توانستند بخشی از زبان و فرهنگ خود و از جمله فرهنگ پوشاک را حفظ کنند. پوشاک زرتشتیان و روستائیان مناطق مختلف ایران بر درستی این نظر دلالت می‌کند.</p>
<p style="text-align: justify;">مردان ایرانی پیراهن آستین کوتاه با دامن کوتاه و کمربند پهن می‌پوشیدند و زنان کوهستان‌نشین بر روی شلیته بلند و لیفه‌دار پیراهن بلند یا نیمه بلند به تن می‌کردند. شلیته را از پارچه‌ی گلدار می‌دوختند و پرچین و شکن بود و لیفه داشت و پیراهن بلند روی آن می‌افتاد.</p>
<p style="text-align: justify;">از این رو حتی اگر به دلیل کمبود پارچه از زیرجامه صرف‌نظر می‌کردند، می‌توانیم تصور کنیم که شلیته حکم زیرجامه را داشت. در مناطق ساحلی گیلان زنان زیر شلیته شلوار مشکی می‌پوشیدند که تا ساق پا می‌رسید. این شلوار به منزله‌ی زیرجامه بود.</p>
<p style="text-align: justify;">در عروسی ایرانی رسم بود که داماد پس از خواستگاری از عروس یک قواره چادر، یک دست پیراهن، یک تنبان، یک جفت کفش، دو جفت جوراب، دو پستان‌بند، یک زیرجامه و میوه و شیرینی بر چندین مجمع می‌نهاد و روانه‌ی خانه‌ی پدر عروس می‌کرد. این رسم نشانگر این است که فرهنگ زیرجامه از دیرباز در میان ایرانیان وجود داشت و حمله‌ی اعراب نتوانست این رسم را براندازد.</p>
<p style="text-align: justify;"><img id="photow" src="http://tarikhema.ir/images/2011/11/Subligaculum111.jpg" alt="Subligaculum111 از برگ درخت انجیر تا شلیته و تنبان (زیرجامه) | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="از برگ درخت انجیر تا شلیته و تنبان (زیرجامه) | تاریخ ما Tarikhema.ir" /><br />
<small></small><small>سوبلیگاکولوم (عکس:vicus)</small></p>
<p style="text-align: justify;"><strong>برو که آزاد‌کرده‌ای عورت خویشی</strong></p>
<p style="text-align: justify;">سخن از جنگ‌های صدر اسلام شد. زین‌العابدین رهنما در کتاب «زندگانی امام حسین» گزارشی تاریخی از جنگ صفین به دست می‌دهد و می‌نویسد که در این جنگ یک روز عمروعاص که بر فلسطین حکومت می‌کرد و به طمع حکومت بر مصر با معاویه همدست شده بود به میدان آمد و مبارز طلبید.</p>
<p style="text-align: justify;">حضرت علی جلو او درآمد. عمروعاص که می‌دانست حریف حضرت علی نیست به پشت افتاد و برای این که خود را از دست علی نجات دهد عمداً پای خود را بالا برد و پیراهنش روی شکمش افتاد و عورتش نمایان شد. علی همان دم صورتش را برگرداند و گفت: لعنت خدا بر تو باد. برو که تو آزاد‌کرده‌ی عورت خویشی.</p>
<p style="text-align: justify;">از این داستان چنین برمی‌‌آید که در آن زمان اعراب به پوشیدن همان دشداشه و عبا قناعت می‌کردند و با وجود آن که با تمدن ایرانی و بیزانس آشنا شده بودند فرهنگ پوشاک‌شان دگرگون نشده بود.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>در قرون وسطی هیچکس زیرجامه نمی‌پوشید</strong></p>
<p style="text-align: justify;">در قرون وسطی در غرب نه مردان و نه زنان، هیچکس زیرجامه نمی‌پوشید. از قرن سیزدهم میلادی به بعد به تدریج نوعی ردای نخی در اروپا مرسوم شد که زنان و مردان زیر جامه‌هایشان به تن می‌کردند. ردای زنان بلند بود و تا قوزک پا را می‌پوشاند. ردای مردان کوتاه بود و به کمر می‌رسید.</p>
<p style="text-align: justify;">این ردا گرم بود و باعث می‌شد که پارچه‌ی ضخیم و نامرغوب لباس‌هایی که در آن زمان مرسوم بود پوست را نیازارد. این گونه زیرجامه‌ها را شب و روز از تن جدا نمی‌کردند. روزها حکم عرق‌گیر و زیرجامه را داشت و شب‌ها به جای پیرهن خواب از آن استفاده می‌کردند.</p>
<p style="text-align: justify;">اواخر قرون وسطی در اروپا نوعی شلوار کوتاه باب شد. برخی اشخاص متمول این شلوارک را زیر جامه‌ی خود به تن می‌کردند. به این دلیل که مردم کوچه و بازار هنگام قضای حاجت می‌توانستند آن ردای دراز را بالا بزنند و کارشان را بکنند، زیرجامه قبول عام نیافت.</p>
<p style="text-align: justify;"><img id="photow" src="http://tarikhema.ir/images/2011/11/Toga1111.jpg" alt="Toga1111 از برگ درخت انجیر تا شلیته و تنبان (زیرجامه) | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="از برگ درخت انجیر تا شلیته و تنبان (زیرجامه) | تاریخ ما Tarikhema.ir" /><br />
<small></small><small>توگا، دامن ردای مردان (عکس:wikimedia)</small></p>
<p style="text-align: justify;"><strong>از قرن هجدهم به بعد مردم به پوشاک و مد توجه بیشتری نشان دادند</strong></p>
<p style="text-align: justify;">با آغاز دوره‌ی روشنگری از طریق دربارِ اسپانیا فرهنگ مُد و پوشاک در میان اشرافیت اروپا فراگیر شد. در آن زمان سینه‌ی صاف را زیبایی کمال مطلوب می‌دانستند و به این جهت زنان تلاش می‌کردند با سینه‌بند برجستگی سینه‌هایشان را بپوشانند.</p>
<p style="text-align: justify;">با این حال کشاورزان و دیگر طبقات اجتماعی همان ردای بلند را که در قرون وسطی مرسوم بود به تن می‌کردند. برخی بازرگانان متمول چندین ردا داشتند که از آن میان برخی سوزن‌دوزی و ملیله‌دوزی بود.</p>
<p style="text-align: justify;">از اواسط قرن هجدهم میلادی به بعد مردم به پوشاک توجه بیشتری نشان دادند و از آن زمان بود که صنعت مد به تدریج شکل گرفت.</p>
<p style="text-align: justify;">زیرجامه به رنگ سفید بود و از کتان یا نخ تولید می‌شد. در آن زمان مردم متوسط به بهداشت‌شان بیشتر می‌رسیدند و زیرجامه را به دلایل بهداشتی به تن می‌کردند. از اواسط قرن نوزدهم به بعد زیرجامه به شکل امروزی طراحی و ابداع شد.</p>
<p style="text-align: justify;">در سال ۱۸۷۶ میلادی ارتش پروس نوعی زیرجامه‌ی پشمی را به پوشش سربازانش افزود. از آن پس صنعت تولید زیرجامه شکوفا شد و هم‌زمان درک مردم از زیبایی هم دگرگون گشت. مردم به زیرجامه به تدریج خو گرفتند و انواع زیرجامه‌ها با طرح‌ها و نقش‌ها و رنگ‌های گوناگون به بازار آمد.</p>
<p style="text-align: justify;">در این میان به زیرجامه‌ی زنان بیشتر توجه می‌شد و از این پوشش نمادی برای تن‌کامگی ساختند و پرداختند و به بازار آوردند، و با تأکید بر تن‌کامگی بود که بازار زیرجامه‌ی زنانه و مردانه را گسترش دادند.</p>
<p style="text-align: justify;"><img id="photow" src="http://tarikhema.ir/images/2011/11/shalite112.jpg" alt="shalite112 از برگ درخت انجیر تا شلیته و تنبان (زیرجامه) | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="از برگ درخت انجیر تا شلیته و تنبان (زیرجامه) | تاریخ ما Tarikhema.ir" /><br />
<small></small><small>زنان قاجار، پاهای‌شان را با دامن، شلوار یا شلیته می‌پوشاندند (عکس:تاریخ اقتصادی ایران به روایت اسناد)</small></p>
<p style="text-align: justify;"><strong>شلیته یا تنبان نوعی زیرجامه بود</strong></p>
<p style="text-align: justify;">پیش از مشروطه زنان در اندرونی پیراهن بلند می‌پوشیدند که تا روی زانو می‌رسید. پیراهن از پارچه‌ی قلمکار توری، ابریشمی، کرباس، مخمل، نخ و حریر به رنگ‌های نارنجی، آبی، سبز و سفید بود. زنان پاهای‌شان را با دامن، شلوار یا شلیته می‌پوشاندند.</p>
<p style="text-align: justify;">اگر می‌خواستند از اندرونی بیرون بروند، روی این پوشش چاقچور به تن می‌کردند که نوعی شلوار گشاد و بلند زنانه بود. در واقع تنبان نوعی زیرجامه بود که با لیفه یا بند به زیر شکم می‌بستند و اگر آن بند را می‌کشیدند تنبان از تن جدا می‌شد.</p>
<p style="text-align: justify;">چاقچور به رنگ‌های متنوع بود و پای زنان را از گزند گرد و خاک در امان نگاه می‌داشت. زنان شهری روبند هم می‌زدند و با سگک یا قزن‌قفلی به پشت سر می‌بستند.</p>
<p style="text-align: justify;">جنس سگک از طلا یا نقره یا برنج بود و جنس روبند از نوعی پارچه‌ی کتان بود که از موصل به ایران می‌آوردند. در سفرنامه‌ی ابراهیم بیک نویسنده گزارشی از وضع پوشش زنان پیش از مشروطیت به دست می‌دهد.</p>
<p style="text-align: justify;"><img id="photow" src="http://tarikhema.ir/images/2011/11/GHAJARRRR222.jpg" alt="GHAJARRRR222 از برگ درخت انجیر تا شلیته و تنبان (زیرجامه) | تاریخ ما Tarikhema.ir"  title="از برگ درخت انجیر تا شلیته و تنبان (زیرجامه) | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: justify;">او می‌نویسد که در آن زمان زنان بی‌بند و بار شلیته می‌پوشیدند و موی سر را با چادر می‌پوشاندند اما در همان حال که جلو در خانه نشسته بودند میان پای آنان عریان بود. نویسنده‌ی سیاحتنامه‌ی ابراهیم بیک با مقایسه‌ی پوشش زنان اروپایی و ایرانی از حجاب خرده می‌گیرد و حجاب را یکی از دلایل عقب‌ماندگی ایرانیان و مانع تجدد می‌پندارد.</p>
<p style="text-align: justify;">در زمان حکومت پهلوی به تدریج پوشش زنان و مردان غربی در ایران مرسوم شد و انواع زیرجامه‌های مردانه و زنانه به بازار آمد. زیرجامه‌ی کاپیتان و تریومف از مارک‌های معروف در آن دوره بود.</p>
<p style="text-align: justify;">پرداختن به فرهنگ زیرجامه و فروشگاه‌هایی که زیرجامه می‌فروختند و شرم و حیای مردم در خرید زیرجامه و در همان حال نمایش تجدد و آگاهی از مُد داستانی جدا و از برخی لحاظ خنده‌دار است که آن را به فرصتی دیگر وامی‌گذاریم.</p>
<ul>
<li>نگارنده : حسین نوش آذر</li>
<li>نشر : رادیو زمانه</li>
<li>بازنشر : تاریخ ما » <strong>مجید علی آتشی</strong></li>
</ul>
<h2  class="related_post_title">نگاره های مرتبط:</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/2308/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d9%87%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87/" title="زنان سرباز در تاریخ؛ زنان ایران در شاهنامه فردوسی">زنان سرباز در تاریخ؛ زنان ایران در شاهنامه فردوسی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6988/women-in-the-sasanian-inscriptions/" title="زنان در سنگ نوشته های ساسانی">زنان در سنگ نوشته های ساسانی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/2296/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d8%b1-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d8%a2%d8%af%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%84-%d8%a2%d8%b1%d8%aa/" title="زنان سرباز در تاریخ: ایران، آدمیرال آرتمیز">زنان سرباز در تاریخ: ایران، آدمیرال آرتمیز</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1853/%d8%a2%d8%af%d8%a7%d8%a8%e2%80%8c-%d9%88-%d8%b1%d8%b3%d9%88%d9%85%e2%80%8c-%d9%be%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d9%8a%d8%a7%d9%86%e2%80%8c/" title="آداب‌ و رسوم‌ پارسيان‌ ">آداب‌ و رسوم‌ پارسيان‌ </a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1840/%d9%85%d9%84%da%a9%d9%87-%d8%aa%d9%85%db%8c%d8%b1%db%8c%d8%b3-%d8%aa%d9%88%d9%85%db%8c%d8%b1%db%8c%d8%b3/" title="ملکه تمیریس (تومیریس)">ملکه تمیریس (تومیریس)</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1804/%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%8a%d8%b4%d9%87%e2%80%8c-%d8%a7%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%8a%e2%80%8c-%d9%82%d8%a8%d9%84%e2%80%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%e2%80%8c-%d8%a8%d9%87%e2%80%8c/" title="انديشه‌ ايراني‌ قبل‌ از اسلام‌ به‌ روايت‌ بوزاني‌">انديشه‌ ايراني‌ قبل‌ از اسلام‌ به‌ روايت‌ بوزاني‌</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1718/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%d8%a8%d8%ae%d8%b4%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%88%d8%b4-%d9%88-%d8%ae%d8%b4%d8%a7%db%8c%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c/" title="شاه بخشنده : داریوش و خشایار شاه هخامنشی">شاه بخشنده : داریوش و خشایار شاه هخامنشی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/238/%d8%b2%d9%86-%d9%88-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" title="زن و خانواده در ایران باستان">زن و خانواده در ایران باستان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/1041/%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4-%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%862/" title="دانش پزشکی در ایران باستان(2)">دانش پزشکی در ایران باستان(2)</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/592/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%8a%d8%ae-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%d9%8a-%d8%a7%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%ad%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%a8%db%8c/" title="تاریخ اجتماعی ایران باستان و حمورابی">تاریخ اجتماعی ایران باستان و حمورابی</a></li></ul><hr />

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/facebook.png">
<a href="http://www.facebook.com/Tarikhema.ir">«تاریخ ما» در فیس بوک</a>

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/feed.png">
<a href="http://feeds.feedburner.com/tarikhema">فید «تاریخ ما»</a>

<hr />
<p><small>© eni برای <a href="http://tarikhema.ir">تاریخ ما</a>, |
<a href="http://tarikhema.ir/ancient/7585/fig-leaf-and-undies/">لینک نگاره</a> |
<br/>
</small></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarikhema.ir/ancient/7585/fig-leaf-and-undies/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>زنان در سنگ نوشته های ساسانی</title>
		<link>http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6988/women-in-the-sasanian-inscriptions/</link>
		<comments>http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6988/women-in-the-sasanian-inscriptions/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 18 Aug 2011 13:13:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انی کاظمی</dc:creator>
				<category><![CDATA[زنان و دختران در عهد باستان]]></category>
		<category><![CDATA[ساسانیان]]></category>
		<category><![CDATA[اوستا]]></category>
		<category><![CDATA[ایران باستان]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ ایران]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ ساسانی]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ ساسانیان]]></category>
		<category><![CDATA[تبارشناسی ساسانیان]]></category>
		<category><![CDATA[زرتشت]]></category>
		<category><![CDATA[زن]]></category>
		<category><![CDATA[زن ها]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>
		<category><![CDATA[ساسانی]]></category>
		<category><![CDATA[سلسله ساسانی]]></category>
		<category><![CDATA[سنگ نبشته های کرتیر]]></category>
		<category><![CDATA[شاهنامه]]></category>
		<category><![CDATA[ناهید زندی]]></category>
		<category><![CDATA[پوران دخت]]></category>
		<category><![CDATA[پژوهش]]></category>
		<category><![CDATA[پژوهش های ساسانی]]></category>
		<category><![CDATA[کتیبه فارسی میانه]]></category>
		<category><![CDATA[کرتیر]]></category>
		<category><![CDATA[گردآفرید]]></category>
		<category><![CDATA[گشسب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarikhema.ir/?p=6988</guid>
		<description><![CDATA[ناهید زندی : برپایه نوشته‌های بازمانده از ایران کهن می توان تا اندازه‌ای به ارزش و جایگاه زن در جامعه پی برد، اگر چه اسناد بر جا مانده بیشتر بیانگر موقعیت زنان پادشاهان، درباریان و اشراف زادگان است و کمتر می‌توان با بهره‌گیری از آن از موقعیت اجتماعی زنان عادی آگاه شد ولی ازخلال آن [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="color: #800000;"><strong>ناهید زندی</strong></span> : برپایه نوشته‌های بازمانده از <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران">ایران</a> کهن می توان تا اندازه‌ای به ارزش و جایگاه <a href="http://tarikhema.ir/words/zan/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زن">زن</a> در جامعه پی برد، اگر چه اسناد بر جا مانده بیشتر بیانگر موقعیت <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زنان">زنان</a> پادشاهان، درباریان و اشراف زادگان است و کمتر می‌توان با بهره‌گیری از آن از موقعیت اجتماعی <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زنان">زنان</a> عادی آگاه شد ولی ازخلال آن تصویری هرچند مبهم از بانوان ایرانی هویدا می‌شود. اگر نگاهی به جوامع دیگر در همان روزگار بیفکنیم و  آن‌ها را با <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران">ایران</a> به مقایسه بنشینیم شاید بتوان به راحتی برای <a href="http://tarikhema.ir/words/zan/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زن">زن</a> در ایران کهن جایگاه نسبتا خوبی متصور شد.</p>
<p style="text-align: justify;">در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اوستا">اوستا</a> از زن و مرد در کنار هم سخن به میان می آید: &#8220;اینک فروشی همه ی اشَوَن مردان و اشَوَن <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زنان">زنان</a> را می‌ستاییم که روان‌هایشان سزاوار ستایش و فروشی هایشان شایسته‌ی دادخواهی است.</p>
<p style="text-align: justify;">اینک فروشی همۀ اشون مردان و اشون زنان را می‌ستاییم؛ فروشی آنان که اهوره مزدای ِ اشون، ستایشگرانشان را پاداش بخشد.</p>
<p style="text-align: justify;">ما از <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زرتشت">زرتشت</a> شنیدیم که اوخود نخستین و بهترین آموزگار دین اهورایی است. (فروردین یشت،کرده ۳۱،بند۱۴۸)</p>
<p style="text-align: justify;">درایران <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with باستان">باستان</a> بانوان ایزد ویژه‌ای به نام« اردوی سوراناهیتا» داشته‌اند که بخشی از <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اوستا">اوستا</a>( آبان یشت) به نام او سروده شده است.از دیگر ایزد بانوان می‌توان به« چیستا»، ایزد دانایی اشاره کرد که دین یشت برای او سروده شده است.</p>
<p style="text-align: justify;">در میان امشاسپندان سه تن از آنان شخصیت مردانه دارند و سه تن دیگر زن هستند:</p>
<p style="text-align: justify;">-         سپندارمذ، فرشته زن و زمین</p>
<p style="text-align: justify;">-         امرداد، ایزدبانوی جاودانگی و بی مرگی و نگهبان گیاهان</p>
<p style="text-align: justify;">-         خرداد، ایزدبانوی کمال و رسایی و نگهبان آب (حجازی،۱۳۸۵ :۵۶-۶۰)</p>
<p style="text-align: justify;">در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with تاریخ">تاریخ</a> اساطیری ایران زنانی چون <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%af%d8%b1%d8%af%d8%a2%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%af/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with گردآفرید">گردآفرید</a> و <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d8%a7%d9%86%d9%88/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with بانو">بانو</a> گشسب نماد دلیری و شجاعت زنان هستند.با نگاهی به گل نوشته‌های باروی تخت جمشید نقش ِ برجسته‌ی زنان در هم دوشی و همراهی با مردان به راحتی قابل تشخیص است.در دربار شاهان گاه حتی جایگاه اجتماعی فرزند وابسته به پاکی نژاد مادر او بوده است وپیشینه‌ی خانوادگی مادر در قدرت یافتن پسر تاثیر به سزایی داشته است.نمونه این مساله را در پذیرفته شدن کوروش دوم <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هخامنشی">هخامنشی</a> در میان مادها به سبب نسبت خانوادگی مادرش ماندانا با آنان، می توان مشاهده کرد. بابک پسر ساسان نیز کامیابی خود و خاندانش را بیش از شرایط پدر مدیون خانواده‌ی مادرش بود، چراکه او از خاندان بازرنگی فارس بود و اردشیر بابکان پیشرفت خود را از این خانواده آغاز کرد وبرپایه روایت‌های موجود پس از ازدواج با <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with دختر">دختر</a> اردوان پنجم-آخرین پادشاهاشکانی قدرت خود را استوار کرد. حتی اگر این روایت را نادرست و ساختگی بدانیم، نکته جالب کسب مشروعیت از راه <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with دختر">دختر</a> پادشاه پیشین است.</p>
<p style="text-align: justify;">ردپای زنان را در امور سیاسی نیز می توان دید،آنان گذشته از نقش رایزنی که بر عهده داشته اند گاه بر تخت پادشاهی تکیه زده‌اند.از میان زنانی که با تدبیرشان در اداره امور ایرانشهرو جلوگیری از درگیری‌های معمول درباری توانسته‌اند یکپارچگی ایران را هرچند برای روزگاری کوتاه حفظ کنند، می‌توان به مادر شاپور دوم اشاره کرد  که پیش از زاده شدن او،تا رسیدنش به سن قانونی برای سلطنت، عهده دار مقام نیابت او بوده است. &#8221; پس از مرگ یزدگرد دوم بین دو پسر او- هرمزسوم وپیروز- جنگ در گرفت و در مدت جنگ این دو شاهزاده مادرشان که« دینگ» نام داشت در تیسفون سلطنت می‌کرد.&#8221; (کریستینسن،۱۳۸۲: ۲۰۹)</p>
<p style="text-align: justify;">پادشاهی <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with دختران">دختران</a> خسروپرویز پوران دخت و آذرمیدخت نیز نمونه‌های روشنی از قدرت زن ایرانی است. بااین که برخی بر این باورند که به سبب نبود مردی از خاندان ساسان جامعه ناچار پادشاهی آنان را پذیرفته است، در مدت یک سال و چهار ماه پادشاهی پوران دخت و حکومت تقریبا شش ماهه آذرمیدخت تدبیر و کاردانی آنان به اثبات رسیده است.</p>
<p style="text-align: justify;"><img src="http://tarikhema.ir/images/2011/08/sekke-sasani-bano.jpg" alt="sekke sasani bano زنان در سنگ نوشته های ساسانی | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="336" height="375" border="0" title="زنان در سنگ نوشته های ساسانی | تاریخ ما Tarikhema.ir" /></p>
<p style="text-align: justify;">&#8220;پوران دخت در زمینه‌ی سیاست خارجی نیز میانه روی و واقع بینی بسیار از خود ابراز داشته و صلیبی که حضرت عیسی را بر آن کشیده بودند و برای به دست آوردن آن اختلاف ها در گرفته بود به بزرگ منشی و تدبیر به روم فرستاد&#8230;&#8221;(حجازی،۱۳۸۵: ۲۰۵)</p>
<p style="text-align: justify;">در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b4%d8%a7%d9%87%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with شاهنامه">شاهنامه</a> نیز ابیاتی مبنی بر تدبیر و دادگری وی آمده است:</p>
<p style="text-align: justify;">&#8220;چنین گفت پس دخت پوران که من      نخواهم پراکندن انجمن</p>
<p style="text-align: justify;">کسی را که درویش باشد به گنج          توانگر کنم، تا نماند به رنج</p>
<p style="text-align: justify;">مبادا ز گیتی کسی مستمند                  که از دردِ او برمن آید گزند</p>
<p style="text-align: justify;">زکشور کنم دور بدخواه را                 برآیین ِ شاهان کنم گاه را&#8221;</p>
<p style="text-align: justify;">(فردوسی،۱۳۸۷،جلد۵، ۴۷۳)</p>
<p style="text-align: justify;">در بررسی نقش و جایگاه زن در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with تاریخ">تاریخ</a> و فرهنگ ایران در دوران <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ساسانیان">ساسانیان</a> یکی از منابع مهم سنگ نوشته‌ها و سنگ نگاره‌های بازمانده از آن روزگار است و از آن میان شاید یکی از باارزش ترین‌ها سنگ نوشته‌ی شاپور باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">سنگ نوشته‌ی شاپور یکم در کعبه <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زرتشت">زرتشت</a>: (ŠKZ)</p>
<p style="text-align: justify;">به دستور شاپور اول سنگ نوشته‌ای در کعبه زرتشت در نقش رستم به نگارش در آمده است.&#8221; نگارش پهلوی کتیبه با۳۵سطر بر دیوار شرقی، نگارش پارتی با۳۰سطر بردیوار غربی و نگارش یونانی آن با۷۰سطر بردیوار جنوبی حک شده است.&#8221; (اکبرزاده،۱۳۸۵: ۱۶)</p>
<p style="text-align: justify;">ارزشمندی این نوشته گذشته از دیدگاه زبانشناختی به چند دلیل است:</p>
<p style="text-align: justify;">-         از دیدگاه نسب شناسی: این نوشته به معرفی شاپور و خانواده اش پرداخته است،از اعضای خاندان سلطنتی نام برده ولقب برخی از آنان را ذکر کرده است،نام های خاص ذکر شده در این نوشته نیز دارای اهمیت بسیار است.</p>
<p style="text-align: justify;">-         از دیدگاه تاریخی: این نوشته به بیان جنگ‌های ایران و روم می‌پردازد&#8221;شرح لشکرکشی شاپور علیه رومیان در زمان گردیانوس واز میان رفتن او وسپس جانشینی فلیپ و پذیرش باج ایرانیان، دومین لشکرکشی شاپور علیه رومیان و برشمردن سرزمین‌هایی که به تصرف در می‌آید و سومین لشکرکشی که به اسارت والریانوس امپراتور روم منجر شد.&#8221; (اکبرزاده،۱۳۸۵: ۱۶)</p>
<p style="text-align: justify;">-         از دیدگاه جغرافیایی: در این نوشته از استان‌هایی نام برده شده که به فرمان شاپور گردن نهاده بودند. بهره گیری از واژه ی «انیران» که نشان از گسترش قلمرو ایران در خارج از مرزها است،برای نخستین بار در این سنگ نوشته به چشم می خورد(نصرا&#8230;زاده، ۱۳۸۴: ۲۷) با واژه‌ی« ایرانشهر» نیز برای نخستین بار مواجه می شویم &#8220;<a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ساسانیان">ساسانیان</a> برای نخستین بار به جهت مشروعیت بخشیدن به خود به عنوان وارثان نیاکانشان و جانشین شاهان اسطوره ای و نیز پیروان دین زرتشت وارد ادبیات کتیبه‌ای کردند.&#8221;(نصرا&#8230;زاده، ۱۳۸۴: ۲۸)</p>
<p style="text-align: justify;">-         از دیدگاه سازمان‌های اداری و نهادها و برخی آیین‌ها از جمله وقف و نذر:شاپور از     آتشکده‌هایی سخن می گوید که برای شادی روان خود و خانواده اش بنا نهاده است.</p>
<p style="text-align: justify;">اما آن‌چه در این نوشتار به اهمیت آن پرداخته می‌شود نام بردن از زنان در این سنگ نوشته است.چرا که تنها سنگ نوشته‌ای است که از شانزده زن نام برده و&#8221;حضور شانزده زن در کتیبه‌ی شاپور نشانگر اهمیت و نقش مهم اینان در این دوره و در طول <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with تاریخ ساسانی">تاریخ ساسانی</a> است.&#8221; (نصرا&#8230;زاده،۱۳۸۴: ۳۰)</p>
<p style="text-align: justify;">زنانی که در این سنگ نوشته از آنان نام برده شده است همه از خاندان سلطنتی هستند و باالقابی چون شهبانوی کشور(šahr bāmbišn) ، شهبانوی شهبانوها(Bāmbišnan Bāmbišn)،شهبانو (Bāmbišn) و <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d8%a7%d9%86%d9%88/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with بانو">بانو</a> (Bānūg)به جایگاه اجتماعی آنان اشاره می‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;">در این فهرست تنها بانویی که به عنوان شهبانوی کشور معرفی می‌شود«خورانزیم» است،از آذراناهید و دینگ بابکان به عنوان شهبانوی شهبانوها یاد می‌شود، استخریاد، دینگ شهبانوی میشان و شاپور دختگ شهبانوی سکاها لقب شهبانو داشته‌اند. چشمگ بانو و مورود بانو لقب بانو را دارا بوده‌اند.شاید بهتر باشد به همان ترتیبی که در سنگ نوشته از این زنان نام برده می شود به معرفی کوتاهی از هر یک از آنان بسنده شود.</p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">ذر اناهید،شهبانوی شهبانوان،<a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with دختر">دختر</a> ما [شاپور یکم]</p>
<p style="text-align: justify;">Ādur-Anāhīd bāmbišnan bāmbišn Iamā duxt</p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">شاپور نام این دخترش را پس از نام خود وپیش از نام پسرانش آورده است و از آتشکده‌ای نام می برد که به نام او ساخته است&#8221; آتشی معروف به آذر-آناهید برای[آمرزش] روان و نیکنامی دخترمان آذر-آناهید&#8221; (اکبرزاده،۱۳۸۲: ۴۳)</p>
<p style="text-align: justify;">در فهرست کسانی که شاپور نذورات روزانه برای آنان در نظر گرفته است نیز به نام این بانوی بزرگ برمی خوریم. &#8220;عنوان شهبانوی شهبانوان باعث شده تا محققان او را همسر شاهپور اول نیز بدانند&#8230;&#8221; اما برخی بر این باورند که &#8220;چنین عنوان هایی در این فهرست بیشتر رتبه اجتماعی را نشان می دهند تا وابستگی خانوادگی. از این رو نمی‌تواند همسر پدرش باشد.&#8221; (نصرا&#8230;زاده، ۱۳۸۴: ۳۷و۳۸)</p>
<p style="text-align: justify;">کریستینسن معتقد است:&#8221; نام این <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d9%84%da%a9%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ملکه">ملکه</a> بستگی نزدیک و تعلق خاندان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ساسانی">ساسانی</a> را به معبد اناهید استخر به خاطر می آورد.&#8221; (کریستینسن،۱۳۸۲: ۱۶۶)</p>
<p style="text-align: justify;">پوران فرخزاد در معرفی او می نویسد: &#8221; نام این مهین بانوی ارجمند ایرانی نه تنها در کتیبه ی کعبه ی زرتشت که مدرکی تاریخی است آمده بلکه در روایت های کتبی و شفاهی دیگر نیز آمده است و در همه جا به آزرم و احترام از او یادآور شده است.&#8221; وی بر این باور است که شاپور شهر «بی شاپور» را  به نام و پاسداشت این <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d9%84%da%a9%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ملکه">ملکه</a> بزرگ برپای کرده است . (فرخزاد،۱۳۷۸،جلدیک : ۱۱۹)</p>
<p style="text-align: justify;">برخی بانویی را که در نقش برجسته ی تنگ قندیل در بیشاپور به تصویر کشیده شده است همان آذر اناهید دانسته اند.</p>
<p style="text-align: justify;">خورانزیم شهبانوی کشورxwaran zēm ī šahr bāmbišn</p>
<p style="text-align: justify;">خورانزیم تنها بانویی است که لقب « شهبانوی کشور » را داراست ، او احتمالا همسر شاپور و مادر « ورازدخت » است ، برخی چون هنینگ بر این باورند که لقب شهبانوی کشور را از آن رو به دست آورده است که مادر هرمز اردشیر است ( نصرالله زاده ، ۱۳۸۴ : ۱۷ )</p>
<p style="text-align: justify;">در دانشنامه زبان او را ملکه ی استخر معرفی کرده اند که &#8221; بانویی نژاده از دودمان فرمانروایان پیشین پارسی به دوران ساسانیان بود که به نام خانوادگی اش جلوه ای تازه بخشید . &#8220;( فرخزاد، ۱۳۷۸ ، ج ۱ : ۷۸۰ )</p>
<p style="text-align: justify;">دینگ شهبانو ēnag bām bišnِِِd</p>
<p style="text-align: justify;">این بانو که نامش پیش از بهرام گیلان شاه و جزء درباریان شاپورآمده است و از جمله-ی کسانی است که نذورات روزانه برای شادی روانشان تعلق می گرفته است .</p>
<p style="text-align: justify;">نام دینگ در این سنگ نوشته چهار بار آمده است : دو بار در میان درباریان اردشیر که یکی نام مادر بابک است ، دیگری دختر بابک که با فرنام « شهبانوی شهبانوها » از او یاد می شود و آخرین بار از دینگ شهبانوی میشان سخن به میان آمده است. از آن جا که مادر بابک هیچ لقبی ندارد و لقب دختر بابک شهبانوی شهبانوها است احتمالا این باید همسر شاپور میشان شاه باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">دینگ شهبانوی میشان[ صاحب ] دستگرد شاهپورdēnag ī mēšān bāmbišn dastgird šāhpuhr</p>
<p style="text-align: justify;">نصرالله زاده جایگاه او را نشانگر قدرت او می داند که با قدرت شاهان تابع شاهنشاه برابر است ( نصرالله زاده ، ۱۳۸۴ : ۱۲۰ )</p>
<p style="text-align: justify;">&#8220;او به سبب شایستگی بسیاری که از خود نشان داده بود ، پس از مرگ همسرش به نام ملکه ی میشان به حکومت نشست و منطقه ی میشان در دوران حکومت او از آرامش و رفاه چشم گیری بهره مند بود . پسر دینک نیز به نام « آذرفرنبغ » پس از او به فرمانروایی میشان رسید . &#8221; ( فرخزاد، ۱۳۷۸: ۸۹۲) اما نصرالله زاده معتقد است آذرفرنبغ فرزند دینک نمی تواند باشد. &#8221; به رسم جانشینی انتظار می رود که پس از شاهپور میشان شاه و همسرش دینک ، یکی از ۶ پسر او بر میشان شاه بشوند. اما چنین امری رخ نداده است . هویت و تبار آذرفرنبغ بر ما شناخته نیست . &#8221; ( نصرالله زاده ، ۱۳۸۴ : ۴۰ )</p>
<p style="text-align: justify;">شاپور دختک سکان شهبانو  šahpuhr duxtag ī  sagān bāmbišn</p>
<p style="text-align: justify;">شاپور دختک همسر نرسی شاه سکاها است که در ۲۶۲م بر سکستان حکومت می کرد. &#8220;در نقش برجسته نرسی در نقش رستم زنی است که همگان او را ایزدبانو آناهید می‌دانند. اما شهبازی که بیشتر نقش برجسته ها را صحنه ی طبیعی <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زندگی">زندگی</a> می داند ، این زن را همان شاهپور دختگ همسر نرسی    می داند . به نظر شهبازی این همسر نرسی بوده که بزرگان و اشراف را گرد آورده تا حمایت خود را از نرسی اعلام کنند و از آنجایی که یک تصویر منفرد از او در نقش برجسته پیروزی شاهپور اول در دارابگرد به پیدایی آمده نشان می دهد این زن صاحب موقعیت سیاسی خوب و نفوذ فراوان بوده است . از این رو، در نقش برجسته نقش رستم در حال اعطا  حلقه قدرت به نرسی است که در به قدرت رسانیدن او سهیم بوده است. &#8220;( نصرالله زاده ، ۱۳۸۴ : ۱۵۷ )</p>
<p style="text-align: justify;">نرسه دخت سکان بانو narseh duxt sagān bāmbišn</p>
<p style="text-align: justify;">نرسه دخت احتمالا همسر دیگر نرسی است .</p>
<p style="text-align: justify;">چشمگ بانو  udčašmag bānūg</p>
<p style="text-align: justify;">&#8221; ژینیو او را زنی از همراهان درباری اردشیر می داند . و شومون او را یکی از زنان دوم اردشیر اول می داند و او را هم ردیف مورود بانو می داند که هر دو عنوانی مشابه دارند.&#8221;  ( نصرالله زاده ، ۱۳۸۴ : ۱۱۳ )</p>
<p style="text-align: justify;">
مورود بانو، مادر شاهپور اول šahpuhr šahān šah mād  murrod bānūg ī ‌‌‌‌</p>
<p style="text-align: justify;">&#8221; نام مورودبانو نه فقط او را مادر شاهپور نشان می دهد بلکه غیر مستقیم او را همسر اردشیر نیز معرفی می کند.&#8221; ( نصرالله زاده ، ۱۳۸۴ : ۱۸۴ ) در ترجمه ای از پهلوی اشکانی نام او «مردودبانو» آمده است. ( اکبرزاده، ۱۳۸۲: ۴۳ )</p>
<p style="text-align: justify;">رود دخت ، دختر انوشگ  rōdduxt ī duxš/wisduxt ī anōšag duxt</p>
<p style="text-align: justify;">اوتنها بانویی است که لقب شاهزاده یا شاهدخت دارد. &#8221; به سبب جایگاهی که نام رود دخت آمده یعنی در کنار مورود مادر شاهپور اول و نرسی و پیروز ویسپوهر، که برادر شاهپور اول هستند، می توان احتمال داد که رود دخت دختر اردشیر اول و خواهر شاهپور اول باشد.&#8221; ( نصرالله زاده، ۱۳۸۴ : ۱۲۳ )</p>
<p style="text-align: justify;">در نسب شناسی دوره ی <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ساسانی">ساسانی</a> که معمولا فرزندان نسب از پدر می برند شاید کمی عجیب باشد که رود دخت از مادرش انوشگ و ورازدخت از مادرش خورانزیم نسب می‌برند!</p>
<p style="text-align: justify;">ورازدخت دختر خورانزیم warāz duxt ī xwara(r) ānzēm duxt</p>
<p style="text-align: justify;">تنها چیزی که درباره ی وی روشن است اینکه او نیز چون رود دخت نسب از مادر می‌برد و به سبب نداشتن لقب اشرافی وی از فرزندان شاهپور محسوب نمی شود و بحث درباره ی کیستی وی همواره ادامه دارد .</p>
<p style="text-align: justify;">استخر یاد شهبانو  staxryād bāmbišn</p>
<p style="text-align: justify;">این شهبانو احتمالا همسر شاپور اول است. &#8221; اهمیت شهبانو استخر یاد به خاستگاه اصلی ساسانیان یعنی شهر استخر برمی گردد . آن ها از زمان ساسان به سبب متولی گری معبد آناهید با این شهر وابسته بودند. &#8221; ( نصرالله زاده، ۱۳۸۴ : ۷۰ )</p>
<p style="text-align: justify;">شاهپور دختگ ، دختر شاهپور میشان شاه ud šahpuhr duxtag ī mēšanšah duxt</p>
<p style="text-align: justify;">شاهپور دختگ فرزند هفتم شاهپور میشان شاه و هشتمین نوه از ۹ نوه ی شاهپور اول است که نامشان در این سنگ نوشته آمده است و مادرش دینگ شهبانوی میشان دستگرد شاهپور است . ( نصرالله زاده، ۱۳۸۴: ۱۵۳)</p>
<p style="text-align: justify;">هرمزد دختگ، دختر شکان شاه ohrmizd (d)uxtag ī saganšah duxtar</p>
<p style="text-align: justify;">او دختر نرسی و نوه  شاپور اول است، &#8221; در زمان نوشته شدن کتیبه او تنها فرزند نرسی اول بوده است و هنوز هرمز ( هرمز دوم بعدی ) به دنیا نیامده بود. این که کدام یک از دو همسر نرسی، یعنی شاهپور دختگ، شهبانوی سکاها و نرسی دخت بانوی سکاها مادر اوست از کتیبه مشخص نمی شود.&#8221;   (نصرالله زاده، ۱۳۸۴ : ۷۷ )</p>
<p style="text-align: justify;">
دینگ مادر بابک شاه Dēnag Ī Pābag ŝah mad</p>
<p style="text-align: justify;">دینگ مادر بابک همسر ساسان از خاندان بازرنگی فارس بود اما در فهرست در باریان هیچ عنوان لقبی ندارد.</p>
<p style="text-align: justify;">فرخزاد معتقد است :&#8221;دینگ نزدیک به یک صد سال <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زندگی">زندگی</a> کرد و نامش در جشن های تاجگذاری   نواده اش اردشیر اول در صدر جای دارد.&#8221; (فرخزاد ،۱۳۷۸ :۸۹۸)</p>
<p style="text-align: justify;">برخی منابع اسلامی همسر ساسان &#8220;رام بهشت&#8221; از خاندان بازرنگی معرفی کرده اند.</p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">رودک مادر اردشیر شاهنشاه    rōdak</p>
<p style="text-align: justify;">همان گونه که از متن سنگ نوشته برمی آید او مادر اردشیر اول است بر این پایه باید همسر پاپک باشد . درباره ی او در کتاب نام تبارشناسی ساسانیان و دیگر منابع کمتر مطلبی یافت می شود تنها در دانشنامه زنان اشاره ای کوتاه به زندگی و شخصیت او می‌شود: &#8221; در تمامی حوادثی که به پیروزی اردشیر اول و سازمند شدن سلسله پارسی ساسانی انجامید ، دخالت مستقیم داشت . روتک عمر زیادی کرد و نامش در شمارگان مهمانان جشن پادشاهی پسرش اردشیر اول ساسانی دیده می شود.&#8221; ( ؟ )     ( فرخزاد، ۱۳۷۸ : ۹۳۸و ۹۳۹ )</p>
<p style="text-align: justify;">دینگ بابکان شهبانوی شهبانوها  dēnag bāmbišnān bāmbišn pabagan</p>
<p style="text-align: justify;">نام او در میان درباریان اردشیر اول آمده است . باتوجه به این که در متن سنگ نوشته او دختر بابک معرفی می شود باید خواهر اردشیر باشد ولی لقب « شهبانوی شهبانوها » سبب شده او را همسر اردشیر بدانند. &#8220;در نقش برجسته اردشیر در نقش رجب که در حال گرفتن حلقه ی قدرت از <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d9%87%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%af%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اهورامزدا">اهورامزدا</a> است دو زن وجود دارند ( سمت راست نقش برجسته ) هینتس معتقد است که زن انتهایی در سمت راست همین دینگ است.&#8221; ( نصرالله زاده، ۱۳۸۴ : ۱۲۰ )</p>
<p style="text-align: justify;">مهری که کریستینسن متعلق به دینگ همسریزدگرد دوم که برای مدت کوتاهی در تیسفون حکومت داشته است می داند (کریستینسن ،۱۳۸۲: ۲۰۹) نصرالله زاده مربوط به دینگ دختر بابک می داند. (نصرالله زاده،۱۳۸۴: ۲۴۵)</p>
<p style="text-align: justify;">آخرین بانوی ساسانی که درسنگ نوشته ی شاپور از او نام برده شده است ذینگ شهبانوی میشان شاه است که پیشتر به وی پرداخته شد.</p>
<p style="text-align: justify;">در سنگ نوشته های <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%b1%d8%aa%db%8c%d8%b1/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کرتیر">کرتیر</a> در سه سنگ نوشته ی سرمشهد (KSM)، کعبه زرتشت (KKZ ) و نقش رستم (KNRM) وی می‌گوید:&#8221; او مرا آئین بد و حاکم ( خلیفه ) آذر آناهید – اردشیر و بانو آناهید در استخر کرد.&#8221;  ( اکبرزاده، ۱۳۸۵: ۸۸ و ۱۰۴ )</p>
<p style="text-align: justify;">اکبرزاده از قول ژینیو آورده است : « این نام مرکب نمی تواند چندان به ایزدبانو آناهیتا برگردد&#8230; » وی او را با آذر – آناهید دختر شاپور اول یکی می پندارد . ( اکبرزاده ، ۱۳۸۵ : ۶۴ و ۱۶۵ )</p>
<p style="text-align: justify;">گذشته از آن در معراج <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%b1%d8%aa%db%8c%d8%b1/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کرتیر">کرتیر</a> به« زنی نجیب و با وجاهت » اشاره می شود. &#8220;زنی که به دیدار « <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%b1%d8%aa%db%8c%d8%b1/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کرتیر">کرتیر</a> جفت » می آید، بی گمان  « دین» اوست که نجابت بی همتای آن ( زن ) گواهی بر پارسایی    بی همتای <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%b1%d8%aa%db%8c%d8%b1/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کرتیر">کرتیر</a> دارد.&#8221; ( اکبرزاده، ۱۳۸۵ : ۱۹۱ به نقل از مکنزی ) به هر روی همراهی یک زن در معراج <a href="http://tarikhema.ir/words/%da%a9%d8%b1%d8%aa%db%8c%d8%b1/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with کرتیر">کرتیر</a> نشان از جایگاه زن  در دربار ساسانی دارد .</p>
<p style="text-align: justify;">در سنگ نوشته ی نرسی در پایکولی (NPI ) از ایزدبانو آناهیتا سخن به میان می آید که در کنار اورمزد و دیگر ایزدان قرار دارد . &#8220;[ و باشد که او نگهدارد ایران] شهر را درست ( ؟ ) تا فرجام و هنگامی که ما دیدیم آن پرورده ( نامه ) را، پس نام اورمزد و همه ی ایزدان و بانو آناهیتا،از ارمنستان بسوی ایران شهر آمدیم . &#8221; ( اکبرزاده و طاووسی ، ۱۳۸۵ : ۷۲ ) در این نوشته ایزدبانو آناهیتا از جایگاه بالایی برخوردار است چرا که تنها ایزدی است که از او نام برده شده است.</p>
<p style="text-align: justify;">علاوه بر اینها در سنگ مزارهایی که از اواخر دوره ی ساسانی و اوایل دوران اسلامی بر جای مانده است نیز به نام زنانی اشاره می شود که دیگران برای آن ها بنای یادبود ساخته اند.</p>
<p style="text-align: justify;">در جنوب کازرون، میان بالاده و دره ی میدانک سنگ نوشته ای به خط پهلوی متصل پیدا شده است    (KAZ.I) که بنای یادبود زنی به نام « آبان دخت » دختر رمک است.</p>
<p style="text-align: justify;">در جنوب شرقی کازرون سنگ نوشته ای متعلق به سال ۹۳ و ۹۴ یزگردی ( ۷۲۵ م ) پیدا شده است  (KAZ.II) که یادبودی برای بانویی به نام « نیک زاد » دختر مهرین شاد در گذشته به سپندارمذ ماه سال ۹۳ یزگردی و بانویی به نام « برزیدگ » دختر جمان گشنسب درگذشته به خردادماه ۹۴ یزگردی است. ( اکبرزاده، ۱۳۸۵ : ۴۸ تا ۵۳ )</p>
<p style="text-align: justify;">بر پایه ی سنگ نوشتۀ (KAZIV ) مردی دستور ساخت گوردخمه‌ای برای «آناهید پیروز»  (اپرویز آناهید) را داده است. (اکبرزاده – طاووسی /۱۳۸۵: ۱۷۴ )</p>
<p style="text-align: justify;">سنگ نوشته ای در ۶ سطر متعلق به سال ۷۷۹ م که در دهکده ی تومین استان شانسی کشور چین پیدا شده است . این کتیبه که یادبودی برای دختری به نام ماسیش که احتمالا از بزرگ زادگان روزگار ساسانی و از خاندان سورن بوده و پدرش در چین مقام نظامی داشته است به دو زبان پهلوی و چینی نوشته شده است . ( اکبرزاده ، ۱۳۸۵ : ۵۹ و ۶۰ )</p>
<p style="text-align: justify;">به هر روی زنان در روزگار ساسانی از چنان ارزش و جایگاهی برخوردار هستند که نامشان در سنگ نوشته های پادشاهان آورده می شود و برایشان سنگ مزار و بنای یادبود می سازند. این در نوشتار تنها به مرور نام چند تن از آنان پرداخته شده است .</p>
<blockquote><p>
<strong>منابع و ماخذ:</strong></p>
<p>-         نصرالله زاده ، سیروس. ۱۳۸۴ ، نام تبارشناسی ساسانیان از آغاز تا هرمزدوم،انتشارات پژوهشکده زبان و گویش</p>
<p>-         اکبرزاده، داریوش ، محمود طاووسی . ۱۳۸۵ ، کتیبه فارسی میانه ، نشرنقش هستی</p>
<p>-         اکبرزاده، داریوش. ۱۳۸۵، سنگ نبشته های کرتیر موبدان موبد ، نشر پازینه</p>
<p>-         اکبرزاده، داریوش. ۱۳۸۲ ، کتیبه های پهلوی اشکانی، نشر پازینه</p>
<p><span style="color: #800000;"><strong>پژوهشی از ناهید زندی</strong></span></p></blockquote>
<h2  class="related_post_title">نگاره های مرتبط:</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6060/sassanid-defeat/" title="دلایل فروپاشی یا شکست ساسانیان از اعراب">دلایل فروپاشی یا شکست ساسانیان از اعراب</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/2004/%d9%81%d8%b1%d9%88%d9%be%d8%a7%d8%b4%d9%89-%d8%af%d9%88%d9%84%d8%aa-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%89%d8%a7%d9%86/" title="فروپاشى دولت ساسانى و گروش ايرانيان به اسلام">فروپاشى دولت ساسانى و گروش ايرانيان به اسلام</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/241/%da%a9%d9%88%d8%aa%d8%a7%d9%87-%d8%b3%d9%84%d8%b3%d9%84%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c/" title="کوتاه سلسله ساسانی">کوتاه سلسله ساسانی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1848/%d8%b4%d8%a7%d9%be%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d9%88%d9%84-%d9%81%d8%b1%d8%b2%d9%86%d8%af-%d8%a7%d8%af%d8%b1%d8%b4%db%8c%d8%b1-%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86/" title="شاپور اول فرزند اردشیر دومین شاه ساسانی">شاپور اول فرزند اردشیر دومین شاه ساسانی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1118/%d8%a7%db%8c%d8%b2%d8%af-%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%85/" title="ایزد زرتشتی : بهرام">ایزد زرتشتی : بهرام</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/1041/%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4-%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%862/" title="دانش پزشکی در ایران باستان(2)">دانش پزشکی در ایران باستان(2)</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1946/%d8%ac%d8%b4%d9%86-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%85%d8%a7/" title="بزرگترین جشن ملی ایران ">بزرگترین جشن ملی ایران </a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1710/%d8%ac%d8%b4%d9%86-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2/" title="جشن نوروز">جشن نوروز</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/238/%d8%b2%d9%86-%d9%88-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" title="زن و خانواده در ایران باستان">زن و خانواده در ایران باستان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/492/%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9%db%8c-%d8%b3%d9%84%d8%b3%d9%84%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7/" title="پزشکی ایران در عهد ساسانی">پزشکی ایران در عهد ساسانی</a></li></ul><hr />

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/facebook.png">
<a href="http://www.facebook.com/Tarikhema.ir">«تاریخ ما» در فیس بوک</a>

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/feed.png">
<a href="http://feeds.feedburner.com/tarikhema">فید «تاریخ ما»</a>

<hr />
<p><small>© eni برای <a href="http://tarikhema.ir">تاریخ ما</a>, |
<a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6988/women-in-the-sasanian-inscriptions/">لینک نگاره</a> |
<br/>
</small></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6988/women-in-the-sasanian-inscriptions/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>زنان در بند ؟ خیالپردازى درباره حرم زنان هخامنشی.</title>
		<link>http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/1712/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d9%86%d8%af-%d8%9f-%d8%ae%d9%8a%d8%a7%d9%84%d9%be%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b2%d9%89-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%ad%d8%b1%d9%85-%d8%b2%d9%86%d8%a7/</link>
		<comments>http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/1712/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d9%86%d8%af-%d8%9f-%d8%ae%d9%8a%d8%a7%d9%84%d9%be%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b2%d9%89-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%ad%d8%b1%d9%85-%d8%b2%d9%86%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 19 Jun 2011 16:07:10 +0000</pubDate>
		<dc:creator>پی یر بریان (مورخ فرانسوی)</dc:creator>
				<category><![CDATA[زنان و دختران در عهد باستان]]></category>
		<category><![CDATA[هخامنشیان]]></category>
		<category><![CDATA[خیالپردازی]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>
		<category><![CDATA[زنان هخامنشی]]></category>
		<category><![CDATA[شاهان بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[شاهان بزرگ هخامنشی]]></category>
		<category><![CDATA[هخامنشی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarikhema.ir/?p=1712</guid>
		<description><![CDATA[اگر متن استر در مورد زنان همبستر شاه بزرگ را با متون کلاسیک مقایسه کنیم، درمى یابیم که این متن در ایجاد ایده حرم در دربار شاه بزرگ، که آن را مانند حرمسراهاى سلاطین عثمانى، آکنده از خواجه سرا و همبستر توصیف یا بیشتر تصور مى کنند، تأثیر بسزا داشته است. بر مبناى چنین پیشفرضهایى [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">اگر  متن استر در مورد <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زنان">زنان</a> <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d9%85%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d8%b1/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with همبستر">همبستر</a> شاه بزرگ را با متون کلاسیک مقایسه کنیم،  درمى یابیم که این متن در ایجاد ایده حرم در دربار شاه بزرگ، که آن را  مانند حرمسراهاى سلاطین عثمانى، آکنده از خواجه سرا و <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d9%85%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d8%b1/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with همبستر">همبستر</a> توصیف یا  بیشتر تصور مى کنند، تأثیر بسزا داشته است. بر مبناى چنین پیشفرضهایى بود  که در نخستین کاوشها این تصور پدید آمد که در تخت جمشید حرمسرایى کشف شده  است. یعنى بناى مجزایى که فرض مى شد <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زنان">زنان</a> در حجره هاى مجزاى آن زندگى مى  کردند.</p>
<div style="text-align: justify;">
<p>شک نیست که شهبانوان سلطنتى و شاه به طورکلى سراهاى خاص در اختیار داشتند. در شرح ماجراى قتل بردیا <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d8%b1%d9%88%d8%af%d9%88%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هرودوت">هرودوت</a> از سراى مردان ( andre n )  سخن مى گوید ( کتاب ۳ بند۷۸ – ۷۷ ) ، که از سراهاى اختصاص یافته به زنان  مجزاست ( کتاب ۳، بند ۶۸) . وجود سراهاى مجزا در داستانى که <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d8%b1%d9%88%d8%af%d9%88%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هرودوت">هرودوت</a> درباره  ورود دموکدس به دربار شرح داده است، به طور ضمنى وجود دارد: پزشک یونانى را  خواجه اى به نزد زنان شاه مى برد ( کتاب ۳، بند ۱۳۰ : para tas heatou gynaikas ) . به توضیح <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d8%b1%d9%88%d8%af%d9%88%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هرودوت">هرودوت</a> درباره دوران کودکى پارسیان نیز باید توجه کرد:« کودک پیش از پنجسالگى در برابر پدر ظاهر نمى شود، بلکه در اندرون، نزد زنان اقامت می گزیند » ( para tesi gynaixi ؛ کتاب ۱ و بند ۱۳۶ ) .</p>
<p>پلوتارک هنگام صحبت درباره۳۶۰ <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d9%85%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d8%b1/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with همبستر">همبستر</a> شاه این توضیح را ارائه مى دهد:</p>
<blockquote><p>بربرها  در مورد امورى که به بى عفتى مربوط مى شود، به شدت حساس اند تا آن حدکه نه  فقط اگرکسى به یکى از همبستران شاه نزدیک شود و یا او را لمس کند به مرگ  محکوم مى شود، بلکه حتى اگر از ارابه هاى سرپوشیده اى که آنان را حمل مى  کند جلو بزند و یا با آن تماس بیابد مرگ انتظارش را مى کشد (اردشیر، کتاب  ۲۷، بند ۱).</p></blockquote>
<p>این  عبارات ما را به یاد مکر تمیستوکلس، که پلوتارک آن را روایت کرده است، مى  اندازد. پلوتارک، پس از آنکه غیرت بربرها را ( که الیانوس نیز به آن اشاره  کرده است ) مجدداً خاطرنشان مى کند، شرح مى دهد که این مرد آتنى براى فرار  از بازرسى بر ارابه سرپوشیده ای نثسست ؛ همراهان او هماره به بازرسان جواب  مى دادند که داخل ارابه « دختری یونانى الاصل است که او را از ایونیا براى  یکى از اصیلزادگان درگاه شاهى مى برند »و پلوتارک تصریح مى کند:</p>
</div>
<p style="text-align: justify;">بربرها نه فقط از زنان خود ( hai gemetai ) بلکه از زنانى که به سیم خریده اند نیز به شدت مراقبت مى کنند. آنان در خانه ( oikoc ) در انزواى کامل به سر مى برند، و هنگام سفر، آنان را در ارابه های چهار چرخه اى ( harmamaxai ) که دورشان را از هر سو روکش گرفته اند، جا به جا مى کنند. ( تمبستوکس، کتاب ۲۶، بند ۵) .</p>
<p style="text-align: justify;">پلوتارک که بسیار به مسئله پا کدامنى زنان علاقه مند، است در زندگى اردشیر به آن مى پردازد</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;">و مى گوید که وى نخستین شاهى بود که به همسرش استاتیرا اجازه سفر در ارابه روباز را داد (اردشیر، کتاب ۵، بند ۶ ؛ ر. ک. اخلاق، f 173). همین پلوتارک است که تصریح کرده است که زنان عقدی شاه ، وقتى در ضیافتى شرکت مى کردند، هنگام میگسارى (symposion ) که وقت ورود همبستران و رامشگران بود، تالار را ترک مى گفتند (اخلاق،۱۴۰b ).</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">تفسیرهایى  که اطلاعات نویسندگان کلاسیک را مى آراید هر چه باشد (ر.ک. <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d8%b1%d9%88%d8%af%d9%88%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هرودوت">هرودوت</a>، کتاب  ۵، بند ۱۸) دلیلى براى رد خود اطلاعات وجود ندارد. اما در عین حال بایسته  است اصلاحات مهمى در آنها اعمال کنیم. تمام زنان کاخ را نباید در یک گروه  نامتمایز درآمیخت. ما چیز زیادی درباره زندگى همبستران شاه نمى دانیم.  نگارنده کتاب استر آنان را در خانه اى که آن را « خانه زنان » مى نامد، به  صحنه آورده است ؛ دو خانه این نوعى وجود دارد، یکى از آنها تحت نظر هیجاز  خواجه است. در این خانه <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with دختران">دختران</a> جوان را براى همبسترى با شاه آماده مى کنند.  دیگرى که « خانه دوم زنان » نامیده مى شود، تحت نظر شعشغاز « مستحفظ متعه  ها » است. زنان پس از آنکه شبى را در کنار شاه مى گذرانند، به آن باز مى  گردند ( باب دوم، آیه ۲ – ۱۷ ). این اصطلاحى است که پلوتارک نیز آن را در  مورد همبستران خشثرپاون ساردیس به کار مى برد ( تمیستوکلس ، کتاب ۳۱، بند ۲  ). الیانوس در مقایسه شاه بزرگ با یک نوع ماهى دریایى به چنین وضعى اشاره  مى کند: زنان او در اتاقهاى مجزا زندگى مى کنند ( طبیعت جانوران، کتاب ا،  بند۱۴).</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;">این  تصویرى است که از قطعه هاى متعدد نویسندگان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with باستان">باستان</a> بر مى آید. در این قطعه  ها از زنانه شدن خلق و خوى شهریاران شرقى، نظیر نینواس سخن رفته است « که  فقط زنان و خواجه سرایانش او را مى دیدند » یا حتى سارداناپالوس که با  همبستران خود زندگى مى کرد، مانند زنان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%84%d8%a8%d8%a7%d8%b3/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with لباس">لباس</a> مى پوشید و همراه آنان پشمریسى  مى کرد (athenee XII,528e-f ).</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">واژه gynaik – nitisواژه  اى است که معمولاً مفهوم حرم از آن استنباط مى شود. در ا ین مورد  همانندیهای خاورمیانه ای متضاد است. باید توجه داشته باشیم که در مصر دوران  فراعنه واژه هایى که معمولاً حرم ترجمه مى شد، در واقع به معناى چیز دیگرى  بود: یکى از آنها، به ویژه به گروههاى خنیاگران برمى گشت که <a href="http://tarikhema.ir/words/zan/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زن">زن</a> و مرد، هر  دو را، دربرمى گرفت. اما به نظر مى رسد که در مجموعه اسناد مارى ، واژه اى  وجود دارد که مفهوم « منزوى » ( سکرتوم ) را مى رساند و مى تواند به معناى  زنان منزوى در فضایى خاص ( توبغوم: « اندرونى » ) باشد. پس مى توان پذیرفت  که بعضى از عناصرى که درکتاب استر آمده است، اعتبار دارد. همبستران شاه در  سراهاى اختصاصى به سر مى بردند و اگر بخواهیم سخن هراکلیدس را تمام و کمال  بپذیریم، باید بگوییم که سراهاى آنان را حیاط سیبداران از سراهاى شاه مجزا  مى گرد ( athenee XIII,514b ) .</p>
<p style="text-align: justify;">اما  شهبانوان و شاهدختها بدون تردید در سراهاى خود محبوس نبودند. الواح تخت  جمشید گواه نقل مکان مکرر آنان است. آنان براى سفر جیره هایى دریافت مى  کنند که با جیره مردانى ( شوهر، پدر ) که گاهگاه با آنان سفر مى کنند،  تفاوتى ندارد. این زنان، ولو به دلیل فعالیت برای اداره امورخانه، که شامل  زمین و خدمتکاران است، استقلال بیشترى دارند. در میان آنان، باز باید از  آموتیس خواهر خشیارشا و <a href="http://tarikhema.ir/words/zan/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زن">زن</a> بغه بوخشه نام ببریم که به نوشته دینون «  زیبانترین <a href="http://tarikhema.ir/words/zan/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زن">زن</a> آسیا و نیز بى پرواترینشان بود » ( athenee XIII,609a ).  کتسیاس نیز ماجراجوییهای خارج از چارچوب زناشویى وى را که موجب شکایت  همسرش نزد خشیارشا شده بود، شرح داده است : « پس از مرگ بغه بوخشه وى نیز  مانند مادرش آمستریس طالب همنشینى با مردان شد » و با آپولونیدس پزشک رابطه  برقرار کرد. اگر قضاوت نویسندگان یونانى را درباره آنان به کنار بگذاریم،  این مثالها حداقل ثابت مى کنند که شهبانوان و شاهدختهاى ایرانى مانند راهبه  هایى زندگى نمى کردند که در حجره محبوس باشند.</p>
<p style="text-align: justify;">به  طور کلى زنان اشرافزاده بایست آمرزش و پرورش خاصى مى دیدند. کوئینتوس  کورسیوس روفوس در کوکبه داریوش سوم از وجود زنان « مسئول تعلیم کودکان  خاندان سلطنت » ( کتاب۳ ، فصل ۳، بند۲۳ ) ، بالاخص <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with دختران">دختران</a> جوان ( کتاب سوم،  فصل ۱۳، بند ۱۲ ) سخن گفته است. از آن گذشته، کتسیاس نام رکسان، خواهر  تریتوخمس، داماد اردشیر دوم را ذکر مى کند ؛ و در مورد او مى گوید که «  بسیار زیبا و درکمانکشى و زوبین افکنى در زمره ماهرترین کسان بود» . این  اشاره منحصر به فرد و بسیار جالب است و متضمن آن است که <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with دختران">دختران</a> نیز مانند  پسران از تعلیم و تربیت جسمانى برخوردار مى شدند و طى آن در هنرهاى رزمى  سنتى آموزش مى دیدند. باید توجه داشته باشیم که در موکب داریوش سوم،  شهبانوان و شاهدختها در معیت « زنان سوار بر اسب » اند ( کوئینتوس کورسیوس،  کتاب ۳، فصل ا، بند ۲۲) و به نوشته همین شخص ( کتاب ۵، فصل ۳، بند ۱۹) : «  زنان پارسى پشمریسى دستى را بدترین اهانت تلقى مى کنند» . اگر به این  سخنان این را نیز بیفزاییم که زن جنگجو جزوى از داستانهاى فولکلوریک ایرانى  است، وسوسه مى شویم که نتیجه گیرى کنیم کهدختران  جوان اشرافزاده هرچند در کاخ سلطنتى یا در خانه همسر خود سراهاى خاصى  دراختیار داشتند، اما به هیچ وجه مهیاى زندگى در انزوا نبودند، حتى اگر  اصطلاح حرمسرا را به سبب راحتى کار بتوان حفظ کرد، باز باید دانست که فقط  در مورد همبستران سلطنتى مصداق دارد.</p>
<p style="text-align: justify;">این  نتیجه گیریها لا اقل بعضاً در بازنماییهای تصویری شاهد مثالى مى یابد. به  دلایلى که قبلاً در مورد آنها تأکید ورزیده ایم، از غیبت بازنماییهاى زنانه  در هنر درباری نباید تعجبى به خود راه دهیم. این بازنماییها را بر چیزهاى  دیگر مى توان یافت. چندین مهر از تخت جمشید به دست آمده است که آنها را  متعلق به شهبانو ایردبمه دانسته اند. بازنماییهایى که بر آن دیده مى شود  آنها را از باز نماییهاى موجود بر مهرهاى متعلق به مردان متمایز نمى کند.  در یکى از آنها صحنه شکار بازنمایى شده است ( مهرهاى PFS 51 ). این صحنه بر مبناى مدلى ساخته و پرداخته شده است که ما را به یاد مهرکورش انشان مى اندازد ( PFS 93 ) .  بر روى مهر دیگرى ( که مأموران وابسته به ایردبمه آن را به کار برده اند )  صحنه بارعامى یافت مى شود که در آن فقط زنان وجود ندارند. البته این صحنه  آشکارا از مراسم رسمى دربار هخامنشى نسخه بردارى شده است: این صحنه یادآور  اجبار به تعظیم در دربار، احتمالاً حتى در داخل گروه شهبانوان و همبستران  است ( ر.ک. athenee XIII,556b ).  به مهرى متعلق به ایرتشدونه، بن مایه شناخته شده پهلوان سلطنتى یافت مى  شود. کاربرد مهر و مضامین تصویر شناختى آن یک بار دیگر گواه مقام و موقعیت  شهبانوان و شاهدختهاى سلطنتى در دربار هخامنشى است. لازم است اهمیت یکى از  این صحنه ها را یادآور شویم. این صحنه بر فرشى که از پازیریک به دست آمده (  و آشکارا از هنر هخامنشى ملهم است ) نقش شده است و دو زن را نشان مى دهد  که در برابر مجمرى پایه دار دعا مى خوانند .</p>
<p style="text-align: justify;">منبع : <a title="Posts tagged with امپراطوری" rel="tag" href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d9%85%d9%be%d8%b1%d8%a7%d8%b7%d9%88%d8%b1%db%8c/">امپراطوری</a> <a title="Posts tagged with هخامنشیان" rel="tag" href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c%d8%a7%d9%86/">هخامنشیان</a> اثر <strong><a title="Posts tagged with پی یر بریان" rel="tag" href="http://tarikhema.ir/words/%d9%be%db%8c-%db%8c%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%86/">پی یر بریان</a></strong></p>
<h2  class="related_post_title">نگاره های مرتبط:</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/1703/360-%d9%87%d9%85%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d8%b1-%d8%b4%d8%a7%d9%87%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c/" title="360 همبستر شاهان بزرگ هخامنشی">360 همبستر شاهان بزرگ هخامنشی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/1707/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%b3%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d9%87%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c-%d8%aa%d8%b5%d9%88%db%8c%d8%b1%d9%87%d8%a7/" title="زندگی جنسی شاهان بزرگ هخامنشی: تصویرها و واقعیتها">زندگی جنسی شاهان بزرگ هخامنشی: تصویرها و واقعیتها</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/6033/iran-dokht/" title="ایران دخت">ایران دخت</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/3316/%d8%a2%d8%af%d8%a7%d8%a8-%d9%88-%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82-%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" title="آداب و اخلاق هخامنشیان باستان">آداب و اخلاق هخامنشیان باستان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/2455/%d8%ad%d9%82%d9%88%d9%82-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%da%af%d8%a7%d9%873%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b1-%d9%85%d8%b1%d8%af%d8%a7%d9%86-%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c/" title="زنان هخامنشی، 3 برابر مردان حقوق می گرفتند!">زنان هخامنشی، 3 برابر مردان حقوق می گرفتند!</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1813/%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%a7%d8%b2-%d8%a2%d8%ba%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%a7-%d9%be%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86/" title="شهر بابل از آغاز تا پایان">شهر بابل از آغاز تا پایان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1718/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%d8%a8%d8%ae%d8%b4%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%88%d8%b4-%d9%88-%d8%ae%d8%b4%d8%a7%db%8c%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c/" title="شاه بخشنده : داریوش و خشایار شاه هخامنشی">شاه بخشنده : داریوش و خشایار شاه هخامنشی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/1041/%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4-%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%862/" title="دانش پزشکی در ایران باستان(2)">دانش پزشکی در ایران باستان(2)</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/495/%d9%85%d9%88%d8%b3%db%8c%d9%82%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-%da%a9%d9%87%d9%86-%d9%88-%d8%b9%d9%87%d8%af-%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c/" title="موسیقی ایران از دوران کهن و عهد هخامنشی">موسیقی ایران از دوران کهن و عهد هخامنشی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/241/%da%a9%d9%88%d8%aa%d8%a7%d9%87-%d8%b3%d9%84%d8%b3%d9%84%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c/" title="کوتاه سلسله ساسانی">کوتاه سلسله ساسانی</a></li></ul><hr />

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/facebook.png">
<a href="http://www.facebook.com/Tarikhema.ir">«تاریخ ما» در فیس بوک</a>

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/feed.png">
<a href="http://feeds.feedburner.com/tarikhema">فید «تاریخ ما»</a>

<hr />
<p><small>© sayeh برای <a href="http://tarikhema.ir">تاریخ ما</a>, |
<a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/1712/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d9%86%d8%af-%d8%9f-%d8%ae%d9%8a%d8%a7%d9%84%d9%be%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b2%d9%89-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%ad%d8%b1%d9%85-%d8%b2%d9%86%d8%a7/">لینک نگاره</a> |
<br/>
</small></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/1712/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d9%86%d8%af-%d8%9f-%d8%ae%d9%8a%d8%a7%d9%84%d9%be%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b2%d9%89-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%ad%d8%b1%d9%85-%d8%b2%d9%86%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>37</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>۳۶۰ همبستر شاهان بزرگ هخامنشی</title>
		<link>http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/1703/360-%d9%87%d9%85%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d8%b1-%d8%b4%d8%a7%d9%87%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c/</link>
		<comments>http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/1703/360-%d9%87%d9%85%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d8%b1-%d8%b4%d8%a7%d9%87%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 18 Jun 2011 11:43:01 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انی کاظمی</dc:creator>
				<category><![CDATA[زنان و دختران در عهد باستان]]></category>
		<category><![CDATA[هخامنشیان]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>
		<category><![CDATA[شاهان بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[شاهان بزرگ هخامنشی]]></category>
		<category><![CDATA[هخامنشی]]></category>
		<category><![CDATA[همبستر]]></category>
		<category><![CDATA[همبستران هخامنشی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarikhema.ir/?p=1703</guid>
		<description><![CDATA[۳۶۰ همبستر شاهان بزرگ هخامنشی مشکل واقعى از تفسیرى که باید از بعضى متون کلاسیک و یونانى مآب درباره شمار همبستران شاه به دست داد، ناشى مى شود. پلوتارک (اردشیر، کتاب ۲۷، بند ا )، دیودوروس ( کتاب ۱۷، فصل ۷۷، بند ۵ ) ، کوئینتوس کورسیوس روفوس ( کتاب ۳، فصل ۳، بند۲۴ ؛ [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img class=" aligncenter" title="زن-هخامنشی1" src="http://tarikhema.ir/images/2011/06/d8b2d986-d987d8aed8a7d985d986d8b4db8c17.jpg" alt="d8b2d986 d987d8aed8a7d985d986d8b4db8c17 360 همبستر شاهان بزرگ هخامنشی | تاریخ ما Tarikhema.ir" height="292" /></p>
<div style="text-align: center;">
<dl>
<dt> </dt>
<dd>۳۶۰ <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d9%85%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d8%b1/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with همبستر">همبستر</a> <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b4%d8%a7%d9%87%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with شاهان بزرگ">شاهان بزرگ</a> <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هخامنشی">هخامنشی</a></dd>
</dl>
</div>
<p><img class=" aligncenter" title="زن-هخامنشی2" src="http://tarikhema.ir/images/2011/06/d8b2d986-d987d8aed8a7d985d986d8b4db8c27.jpg" alt="d8b2d986 d987d8aed8a7d985d986d8b4db8c27 360 همبستر شاهان بزرگ هخامنشی | تاریخ ما Tarikhema.ir" width="300" /></p>
<p style="text-align: justify;">مشکل واقعى از تفسیرى که باید از بعضى  متون کلاسیک و یونانى مآب درباره شمار همبستران شاه به دست داد، ناشى مى  شود. پلوتارک (اردشیر، کتاب ۲۷، بند ا )، دیودوروس ( کتاب ۱۷، فصل ۷۷، بند ۵  ) ، کوئینتوس کورسیوس روفوس ( کتاب ۳، فصل ۳، بند۲۴ ؛ کتاب ۶، فصل۶ ، بند ۸  ) و دیکئارخوس ( athenee XIII,557b ) به وجود ۳۶۰ <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d9%85%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d8%b1/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with همبستر">همبستر</a> اردشیر دوم  وداریوش سوم اشاره کرده اند.اما در شرح <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d8%b1%d9%88%d8%af%d9%88%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هرودوت">هرودوت</a> درباره خراجهاى پرداختى ملل  تابع عدد ۳۶۰ به کرات مشاهده مى شود: نومه هاى ایالت سوم و دوازدهم ۳۶۰  تالان نقره ( کتاب ۳، بند ۹۰، ۹۲ ) ؛ و نومه بیستم ( هند ) سالیانه ۳۶۰  تالان خاک طلا ( کتاب سوم، بند ۹۴ ) مى پردازند: همین رقم در مورد نومه  کیلیکیا حتى دوبار تکرار مى شود: از ۵۵۰ تالان نقره تعیین شده، ۱۴۰ تالان  صرف نگهدارى سوار نظام مستقر در آن سرزمین مى شود، ۳۶۰ تالار دیگر را باید  به دربار شاه بفرستند ؛ علاوه بر آن این سرزمین بایست هر ساله ۳۶۰ اسب سفید  تدارک بیند. <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d8%b1%d9%88%d8%af%d9%88%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هرودوت">هرودوت</a> تصریح کرده است: « براى هر روز یکى ». این عبارت را در  متن دیودوروس سسیلى در مورد همبستران شاه باز مى یابیم. مقایسه متون هر  نوع تردیدى را درباره وجود مدل از میان مى برد، ولى این مدل یونانى است یا  پارسى؟ دقیقتر بگوییم آیا در محیط هخامنشى، عنایت خاصى به رقم ۳۶۰ وجود  دارد، وگرنه نه فقط شمار همبستران شاه، بلکه ارقامى را که <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d8%b1%d9%88%d8%af%d9%88%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هرودوت">هرودوت</a> درباره  خراج ارائه داده است باید به فراموشى سپرد و در عین حال، داستان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d8%b1%d9%88%d8%af%d9%88%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هرودوت">هرودوت</a> را  درباره کیفرى که کوروش براى رود گوندس تعیین کرد، نپذیرفت. در این داستان  اسب سفیدى که نذر خورشید شده بود در آب غرق مى شود. کوروش دستور مى دهد  رودخانه را به ۳۶۰ شاخه تقسیم کنند و از آن به سهولت رد مى شود ( کتاب ا،  بند ۱۸۹ – ۱۹۰ ) . افزون بر آن، حضور ۳۶۵ پسر جوان « به شمار روزهاى سال » (  کوئینتوس کورسیوس روفوس، کتاب ۳، فصل ۳، بند ا ) درکوکبه داریوش سوم نیز  باید مورد تردید قرارگیرد، یا حتى انواع مصارفى( ۳۶۰ ) که پارسیان براى نخل  در نظر مى گیرند ( استرابون، کتاب ۱۶، فصل ا، بند ۱۳).<br />
به یقین۳۶۰ رقم نمادینى است که در سنت یونانى نیز یافت مى شود. اما پیداست  که در سنن پارسى، این رقم به وجود تقویم شمسى ۳۶۰ روزه به علاوه خمسه منضمه  برمى گردد. این تقویم معمولاً در جنب تقویم اداری رسمى که از نوع تقویم  قمرى بابلى بود، مورد استفاده قرار مى گرفت. آن متونى که عدد۳۶۰ (یا ۳۶۵)  در آنها آمده است به طور مستقیم یا غیر مستقیم در چارچوب آیین پرستش خورشید  جاى مى گیرند، به ویژه اسبان مقدسى که هر ساله هنگام میثرکانه قربانى مى  شوند. پس باید پذیرفت که عدد ۳۶۰ همبستر شاه بزرگ به اطلاعاتى مربوط مى شود  که مستقیماً از دربار هخامنشى آمده است ( ر.ک.nomos persikos در دیودوروس  سیسیلى ). با دست چین کردن ۳۶۰ همبستر بار دیگر از شاه بزرگ تصویر مردى  برتر ارائه مى شد، زیرا بین این رقم و زمان آیینى تناسب کاملى وجود داشت.  بنابراین ۳۶۰ در درجه اول رقمى است که به خصلت مقدس پادشاهى هخامنشى مربوط  مى شود.مقام و موقعیت ممتاز این ۳۶۰ <a href="http://tarikhema.ir/words/zan/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زن">زن</a> را نویسندگان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with باستان">باستان</a> کاملاً روشن  کرده اند. دیودوروس سیسیلى مى گوید: رسم حکم مى کرد که هنگام جا به جاییهای  دربار، <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زنان">زنان</a> خانه شاه، همچنین <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زنان">زنان</a> نزدیکان و دوستان در معیت شاه باشند (  کتاب ۱۲، فصل ۳۵ بند ۵ )؛ کوئینتوس کورسیوس روفوس درکوکبه شاه نه تنها مادر  و <a href="http://tarikhema.ir/words/zan/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زن">زن</a> شاه که انبوهى از <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زنان">زنان</a> سوار بر اسب راکه در معیت آنان اند، قید کرده  است و حتى نوشته است که در پى آنان فرزندان شاه و دایگانشان و همچنین خیل  خواجگان مى آمدند: در پس آنان ۳۶۰ همبستر شاه حرکت مى کردند که جامه و  آرایششان به شهبانوان مانند بود ( کتاب ۳، کتاب ۴، بند ۲۴ ) . از طریق  هراکلیدس مى دانیم که این همبستران در شکار نیز در معیت شاه بزرگ بودند (  athenee XIII,514c ) . کوئینتوس کورسیوس روفوس ( کتاب ۸، فصل ا، بند ۲۸)  وجود این رسم را در دربار شاه ماوریا نیز تأیید کرده است ( استرابون نیز  گفته است که آنان در شکار نیز شرکت مى جویند: کتاب ۱۵، فصل ا، بند۵۵ ) . در  مرتبه اى پایین تر از شهبانوان واقعى، ۳۶۰ همبستر شاه جزو جدایى  ناپذیرکوکبه ملوکانه به شمار مى آمدند. پس شک نیست که در میان تمام کسانى  که نویسندگان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with باستان">باستان</a> آنان را همبستر مى نامند، ۳۶۰ همبستر شاه، گروهى را  تشکیل مى دادند که مقام و موقعیتشان آنان را به وضوح از خیل عظیم کنیزان  درباری جدا مى کرد. بى آنکه دلیل قاطعى در دست داشته باشیم مى توانیم فرض  کنیم که پس از مرگ شاه ۳۶۰ نفر دیگر از سراسر امپراتورى برگزیده مى شدند.  اما چه بر سر ۳۶۰ همبستر شاه پیشین مى آمد؟ مى دانیم که اردشیر دوم براى  تحقیر پسر خود، داریوش، آسپاسیا را « کاهنه <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a2%d8%b1%d8%aa%d9%85%db%8c%d8%b3/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with آرتمیس">آرتمیس</a> اکباتان که پارسیان آن  را آنائیتیس مى نامند »، کرد « تا زندگى را در پرهیزگارى بگذراند» (  پلوتارک،اردشیر، کتاب ۲۷، بند ۳ ) . اما مشکل بتوان این واقعه را نمونه  خاصى از یک راه و رسم عام تلقى کرد.</p>
<p style="text-align: justify;">ما نمى دانیم که معیارهاى انتخاب این ۳۶۰ همبستر چه بوده است. آنان را  همیشه داراى زیبایى فوق العاده اى وصف کرده اند. این را نگارنده کتاب استر،  که مى افزاید که استر باکره بود، قید کرده است. دیودوروس سیسیلى نیز  صراحتاً چنین مى گوید: « البته زیبایى آنان چشمگیر بود، زیرا از میان تمام  <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زنان">زنان</a> آسیا انتخاب مى شدند » ( کتاب ۷، فصل۷۷، بند۶). پلوتارک نیز شرح داده  است که زیبا یى آنان خارق العاده بود اردشیر، کتاب ۲۷، بند ۲) . اما این  ویژگى چندان خاص به شمار نمى آید: تیموسا یا آسپاسیا یا حتى آموتیس، خواهر  خشیارشا و همسر بغه بوخشه را نیز با همین عبارات وصف کرده اند: « او دلفریب  ترین زن آسیا بود» ( athenee XIII,609b ). نظر ستایشگر اسکندر درباره <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زنان">زنان</a>  ایرانى چنین است: « آنان مایه آزار دیدگان اند » ( پلوتارک، اسکندر، کتاب  ۲۱، بند ۱۰) !</p>
<p style="text-align: justify;">پاسخ به این پرسش از آنجا دشوارتر مى شود که  معمولاً از آنان دسته جمعى نام مى برند. ما فقط نام سه تن از همبستران  اردشیر اول را مى شناسیم. که براى او فرزندانى آوردند. کتسیاس این زنان را  مانند یکى از همبستران بردیا، بابلى مى خواند ، اما یکى از آنان نام ایرانى  دلپذیرى به نام آلوگونه « سرخگون » دارد. اگر آنان در زمره۳۶۰ همبستر شاه  باشند ( که معلوم نیست) باید فرض کنیم که، همان طور که دیودوروس سیسیلى و  نگارنده کتاب استر مى گویند، از میان اقوام و شهریاریهاى تابع شاهنشاهى  برگزیده شده اند. اگر بر مبنای واکنش اسپیتریداتس که روابطش را با فرناباذ  از آن روى قطع کرد که شخص اخیر « مى خواست دخترش را بدون ازدواج بگیرد »  اظهار نظرکنیم باید بگوییم که احتمال آنکه بعضى از آنان از خاندانهاى اشراف  بزرگ پارسى باشند ، ضعیف است ( گزنوفون، آگسیلائوس، کتاب ۳، بند ۱۳ ) .</p>
<p style="text-align: justify;">منبع : <a title="Posts tagged with امپراطوری" rel="tag" href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d9%85%d9%be%d8%b1%d8%a7%d8%b7%d9%88%d8%b1%db%8c/">امپراطوری</a> <a title="Posts tagged with هخامنشیان" rel="tag" href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c%d8%a7%d9%86/">هخامنشیان</a> اثر <strong><a title="Posts tagged with پی یر بریان" rel="tag" href="http://tarikhema.ir/words/%d9%be%db%8c-%db%8c%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%86/">پی یر بریان</a></strong></p>
<h2  class="related_post_title">نگاره های مرتبط:</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/1712/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d9%86%d8%af-%d8%9f-%d8%ae%d9%8a%d8%a7%d9%84%d9%be%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b2%d9%89-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%ad%d8%b1%d9%85-%d8%b2%d9%86%d8%a7/" title="زنان در بند ؟ خیالپردازى درباره حرم زنان هخامنشی.">زنان در بند ؟ خیالپردازى درباره حرم زنان هخامنشی.</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/1707/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%b3%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d9%87%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c-%d8%aa%d8%b5%d9%88%db%8c%d8%b1%d9%87%d8%a7/" title="زندگی جنسی شاهان بزرگ هخامنشی: تصویرها و واقعیتها">زندگی جنسی شاهان بزرگ هخامنشی: تصویرها و واقعیتها</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/3316/%d8%a2%d8%af%d8%a7%d8%a8-%d9%88-%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82-%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" title="آداب و اخلاق هخامنشیان باستان">آداب و اخلاق هخامنشیان باستان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1813/%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%a7%d8%b2-%d8%a2%d8%ba%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%a7-%d9%be%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86/" title="شهر بابل از آغاز تا پایان">شهر بابل از آغاز تا پایان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1718/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%d8%a8%d8%ae%d8%b4%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%88%d8%b4-%d9%88-%d8%ae%d8%b4%d8%a7%db%8c%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c/" title="شاه بخشنده : داریوش و خشایار شاه هخامنشی">شاه بخشنده : داریوش و خشایار شاه هخامنشی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1417/%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac%d8%8c-%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%85-%d8%b2%d9%86-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%b3%d9%be%d9%8a%da%af%d8%b1%d9%8a-%d8%af%d8%b1-%d9%8a%d9%88%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3/" title="ازدواج، مقام زن و روسپيگري در يونان باستان">ازدواج، مقام زن و روسپيگري در يونان باستان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/1041/%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4-%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%862/" title="دانش پزشکی در ایران باستان(2)">دانش پزشکی در ایران باستان(2)</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/greece/999/%d9%87%d9%85-%d8%ac%d9%86%d8%b3%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%8a%d9%8a-%da%af%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d9%8a%d9%88%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%87%d8%af/" title="هم جنسگرایی گسترده در یونان باستان مهد فرهنگ غرب">هم جنسگرایی گسترده در یونان باستان مهد فرهنگ غرب</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/495/%d9%85%d9%88%d8%b3%db%8c%d9%82%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-%da%a9%d9%87%d9%86-%d9%88-%d8%b9%d9%87%d8%af-%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c/" title="موسیقی ایران از دوران کهن و عهد هخامنشی">موسیقی ایران از دوران کهن و عهد هخامنشی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/241/%da%a9%d9%88%d8%aa%d8%a7%d9%87-%d8%b3%d9%84%d8%b3%d9%84%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c/" title="کوتاه سلسله ساسانی">کوتاه سلسله ساسانی</a></li></ul><hr />

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/facebook.png">
<a href="http://www.facebook.com/Tarikhema.ir">«تاریخ ما» در فیس بوک</a>

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/feed.png">
<a href="http://feeds.feedburner.com/tarikhema">فید «تاریخ ما»</a>

<hr />
<p><small>© eni برای <a href="http://tarikhema.ir">تاریخ ما</a>, |
<a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/1703/360-%d9%87%d9%85%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d8%b1-%d8%b4%d8%a7%d9%87%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c/">لینک نگاره</a> |
<br/>
</small></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/1703/360-%d9%87%d9%85%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d8%b1-%d8%b4%d8%a7%d9%87%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>44</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>زندگی جنسی شاهان بزرگ هخامنشی: تصویرها و واقعیتها</title>
		<link>http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/1707/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%b3%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d9%87%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c-%d8%aa%d8%b5%d9%88%db%8c%d8%b1%d9%87%d8%a7/</link>
		<comments>http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/1707/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%b3%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d9%87%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c-%d8%aa%d8%b5%d9%88%db%8c%d8%b1%d9%87%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 17 Jun 2011 12:30:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>پی یر بریان (مورخ فرانسوی)</dc:creator>
				<category><![CDATA[زنان و دختران در عهد باستان]]></category>
		<category><![CDATA[هخامنشیان]]></category>
		<category><![CDATA[زن]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>
		<category><![CDATA[زنان هخامنشی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[شاهان بزرگ هخامنشی]]></category>
		<category><![CDATA[شاهان هخامنشی]]></category>
		<category><![CDATA[عکس]]></category>
		<category><![CDATA[هخامنشی]]></category>
		<category><![CDATA[همبستر]]></category>
		<category><![CDATA[همسبتر شاهان هخامنشی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarikhema.ir/?p=1707</guid>
		<description><![CDATA[دیودوروس می نویسد : « این زنان هر شب پیرامون بستر شاه مى گشتند تا شاه سرانجام زنى راکه بایست با او همبستر شود، برگزیند » ( کتاب ۱۷، فصل ۷۷، بند ۷) . این متن به طور ضمنى مى رساند که شاه هر شب همبستر جدیدى براى خود بر مى گزیده است. توضیح دیودوروس [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div id="attachment_29"><img class="aligncenter" title="عکس" src="http://tarikhema.ir/images/2011/06/d8b9daa9d8b37.jpg" alt="d8b9daa9d8b37 زندگی جنسی شاهان بزرگ هخامنشی: تصویرها و واقعیتها | تاریخ ما Tarikhema.ir"  /></div>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;">دیودوروس  می نویسد : « این  <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زنان">زنان</a> هر شب پیرامون بستر شاه مى گشتند تا شاه سرانجام  زنى راکه بایست با او  <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d9%85%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d8%b1/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with همبستر">همبستر</a> شود، برگزیند » ( کتاب ۱۷، فصل ۷۷، بند ۷) .  این متن به طور ضمنى  مى رساند که شاه هر شب <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d9%85%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d8%b1/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with همبستر">همبستر</a> جدیدى براى خود بر مى  گزیده است.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">توضیح دیودوروس را مى توان با آنچه درکتاب استر آمده است، مقایسه کرد. پس   از آنکه استر به دربار اخشورش وارد شد، هیجاز خواجه سرا اسباب طهارت و تحفه   هایش را با هفت کنیزکه « از خانه پادشاه برگزیده شده » بودند به وى داد (   باب دوم، بند ۹). براى استر کارهایى انجام مى شود که « براى <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زنان">زنان</a> مرسوم  است  که در مدت دوازده ماه کرده شود »، یعنى شش ماه به روغن مر و شش ماه به   عطریات و « اسباب تطهیر <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زنان">زنان</a> » او را براى <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d9%85%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d8%b1/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with همبستر">همبستر</a> شدن با شاه آماده مى   کنند. وقتى شاه او را فرا مى خواند، شب مى رود و روز برمى گردد، ولى هنوز   در « خانه دوم زنان » زیردست شعشغاز « خواجه سراى پادشاه و مستحفظ متعه ها »   ى شاه است. معمولاً دیگر به نزد شاه باز نمى گردد تا آنکه باز احضار شود:   البته این امر به دلیل ضرورت داستان روی می دهد ، چون استر بر دیگران  مرحج  می شود !</p>
<p style="text-align: justify;">در هر حال ایام تطهیر تحمیلی به <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with دختران">دختران</a> جوان احتمالاً ناشی از ضرورت   داستانی نیست و واقعیت دارد . در کتاب یهودیه نیز قهرمان داستان خود را   برای رفتن به نزد هولوفرنز چنین مهیا می کند :</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;">جامه های عزا را از تن به در آورد ، در آب شستشو کرد ، با مر ناب بدن را   تدهین نمود . گیسوانش را بافت ، سر را با دستار بست ، جامه های بزم پوشید …   سندلها را به پا کرد و سر تا پای خود را با انگشتری ، النگو ، گوشواره و   حلقه های جواهر نشان و انواع زیورآلات آراست ( باب دهم ، آیه ۳ – ۴ ) .</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">شمار فراوان الزاماتی از این دست ، که به زنانی که بایست با شاه همبستر   شوند ، تحمیل می شد ، نباید موجب حیرت شود . به نوشته هراکلیدس جوانان   مسئول خدمت بر سر سفره شاه نیز بایست از پیش شستشو کنند و جامه سپید بپوشند   .</p>
<p style="text-align: justify;">پس بین سخنان نگارنده کتاب استر و سخنان دیودوروس سیسیلی هماهنگی نسبی وجود   دارد ، هر چند در کتاب استر به چرخ زدن شبانه زنان گرد بستر شاه ، که   دیودوروس سیسیلی آن را شرح داده است ، اشاره ای نشده است . اما آیا وجود   این تشابه ناگزیر باید مورخ را متقاعد کند ؟ برای اینکه به این پرسش پاسخ   دهیم ، بهتر است به طرف هراکلیدس برگردیم که در پرسیکای خود چنین می نویسد :</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;">سیصد <a href="http://tarikhema.ir/words/zan/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زن">زن</a> ( gynaikes ) به شاه بزرگ می رسند ( phyllatousin ) ؛ این زنان   تمام روز را می خوابند تا بتوانند شب بیدار بمانند ؛ آنان ، در پرتو   چراغهای روشن ، آواز می خوانند و چنگ می نوازند ؛ و شاه از طریق حیاط   سیبداران با آنان ( pallakides? ) مرتبط است (athenee XII,514b ) .</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">در نظر اول شباهت متن دیودوروس و هراکلیدس کاملاً مشخص است . اما باید خاطر   نشان کنیم که متن اخیر بعضاً بازسازی شده است و واژه pallakides در آن   قابل اطمینان ؛ در دستنوشته های دیگر اغلب ، pallakis آمده است ؛ تنها واژه   مسلم gynaikes است ؛ اصلاحاتی که معمولاً پیشنهاد می شود ( از جمله ۳۶۰  به  جای ۳۰۰ ) به دلیل شبیه سازی با دیودوروس سیسیلی است ، که البته موجب   ایجاد تردید های جدی درباره ارزش اثباتی مقایسه دو نویسنده می شود .   دیودوروس به توضیحات هراکلیدس ( زنان شب زنده داری که آواز می خوانند و چنگ   می نوازند ) اشاره ای نکرده است . این تفاوتها به خصوص بدان روی قابل  توجه  است که هراکلیدس رسوم دربار <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هخامنشی">هخامنشی</a> را خوب می شناخته است .</p>
<p style="text-align: justify;">تفسیری که از همه درست تر می نماید این است که هراکلیدس به ۳۶۰ همبستر شاه   اشاره نمى کند، بلکه منظور او پالاکایهاى آوازه خوان و نوازنده اند که  بعضى  از آنان، به طورى که از طریق هراکلیدس ( athenee IV,145c ) و  نویسندگان  دیگر مى دانیم، به شام سلطنتى با نواها و نغمه هایشان لطف و  زیبایى خاصى مى  بخشیدند. پارمنیون ۳۲۹ تن از این پالایهاى رامشگر (  pallakai basilikai  mousourgoi ) را در خزانه داریوش سوم در دمشق تصاحب  کرد ( XIII,608a ) .  اگر این تفسیر بى اساس نباشد به طرف این فرض کشیده مى  شویم که دیودوروس (  یا منبع او) توضیح غریب خود را به خاطر خوانندگانش  افزوده است یا آنکه (  آگاهانه یا نا آگاهانه ) با ذکر بعضى اطلاعات،  چنانکه در نوشته هراکلیدس  ارائه شده است، ابهام ایجاد کرده است. دیودوروس  سیسیلى مطلب را طوری نگاشته  است که با یکى از تصاویر مورد پسندی که  نویسندگان یونانى ارائه داده اند،  کاملا هماهنگى دارد. مثلاً پولوارخوس از  میان دلایل اثبات جلال و شکوه بى  بدیل <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b4%d8%a7%d9%87%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with شاهان بزرگ">شاهان بزرگ</a> علاقه آنان را به روابط  جنسى قید کرده است ( athenee  XII,545f ) . الیانوس آنان را با یک ماهى  دریایى « که همسران متعدد دارد »  مقایسه کرده و نوشته است که بربران مادى و  پارسی« تجمل ( tryphe ) شان را  در لذاید بستر ظاهر مى کنند » طبیعت  جانوران، کتاب ا، بند۱۴ ) .</p>
<p style="text-align: justify;">تمایز آنچه به اطلاعات مربوط مى شود از آنچه به تفسیر یونانیان از مسائل   برمى گردد، دشوار است. دیودوروس از شمار همبستران شاه ( که « برابر با   روزهاى سال » است ) نتیجه گرفته است که هر شب یکى از آنان برای سرگرم کردن   شاه بزرگ به نزد او مى آمده است. اما متونى که در اختیار داریم پذیرش تمام  و  کمال تفسیر دیودوروس را به ما تحمیل نمى کند.<br />
به خصوص وسوسه مى شویم   بیندیشیم که دیودوروس رقمى را « عقلانى کرده » است که نزد هخامنشیان ارزش   نمادین داشته است. شاید بینش دیودوروس سیسیلى حداقل بعضاً از توضیح  <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d8%b1%d9%88%d8%af%d9%88%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هرودوت">هرودوت</a>  درباره روابط شاه بزرگ و زنانش ناشى شده بإشد: « زنان ( gynaikes )  در پارس  با شوهران خود به نوبت مراوده دارند » ( کتاب ۳، بند ۶۹ ) ، روى  هم رفته،  اگر همان طور که در استر مورد تأیید قرار گرفته است، <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with دختران">دختران</a> جوان  گردآوری  شده بایست باکره بوده باشند، حتى به اینجا مى رسیم که از خود  بپرسیم که آیا  بسیارى از آنان- احتمالاً پیش از آنکه در پرستشگاه آناهیتا  باقى <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زندگی">زندگی</a> خود  را در طهارت بگذرانند- با کره نمى ماندند (  پلوتارک،اردشیر، کتاب ۲۷، بند ۳  – ۴ ) .</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;">منبع : <strong><a title="Posts tagged with امپراطوری" rel="tag" href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d9%85%d9%be%d8%b1%d8%a7%d8%b7%d9%88%d8%b1%db%8c/">امپراطوری</a> <a title="Posts tagged with هخامنشیان" rel="tag" href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c%d8%a7%d9%86/">هخامنشیان</a> اثر <a title="Posts tagged with پی یر بریان" rel="tag" href="http://tarikhema.ir/words/%d9%be%db%8c-%db%8c%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%86/">پی یر بریان</a></strong></p>
</blockquote>
<h2  class="related_post_title">نگاره های مرتبط:</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1813/%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%a7%d8%b2-%d8%a2%d8%ba%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%a7-%d9%be%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86/" title="شهر بابل از آغاز تا پایان">شهر بابل از آغاز تا پایان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1946/%d8%ac%d8%b4%d9%86-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%85%d8%a7/" title="بزرگترین جشن ملی ایران ">بزرگترین جشن ملی ایران </a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1710/%d8%ac%d8%b4%d9%86-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2/" title="جشن نوروز">جشن نوروز</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/754/%d8%ae%d8%b4%d8%a7%d9%8a%d8%a7%d8%b1%d8%b4%d8%a7%d9%87/" title="خشایارشاه">خشایارشاه</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/495/%d9%85%d9%88%d8%b3%db%8c%d9%82%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-%da%a9%d9%87%d9%86-%d9%88-%d8%b9%d9%87%d8%af-%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c/" title="موسیقی ایران از دوران کهن و عهد هخامنشی">موسیقی ایران از دوران کهن و عهد هخامنشی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/1712/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d9%86%d8%af-%d8%9f-%d8%ae%d9%8a%d8%a7%d9%84%d9%be%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b2%d9%89-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%ad%d8%b1%d9%85-%d8%b2%d9%86%d8%a7/" title="زنان در بند ؟ خیالپردازى درباره حرم زنان هخامنشی.">زنان در بند ؟ خیالپردازى درباره حرم زنان هخامنشی.</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/1703/360-%d9%87%d9%85%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d8%b1-%d8%b4%d8%a7%d9%87%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c/" title="360 همبستر شاهان بزرگ هخامنشی">360 همبستر شاهان بزرگ هخامنشی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1118/%d8%a7%db%8c%d8%b2%d8%af-%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%85/" title="ایزد زرتشتی : بهرام">ایزد زرتشتی : بهرام</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1107/%d9%82%d9%88%d9%85-%d8%ab%d9%85%d9%88%d8%af/" title="قوم ثمود">قوم ثمود</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/1041/%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4-%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%862/" title="دانش پزشکی در ایران باستان(2)">دانش پزشکی در ایران باستان(2)</a></li></ul><hr />

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/facebook.png">
<a href="http://www.facebook.com/Tarikhema.ir">«تاریخ ما» در فیس بوک</a>

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/feed.png">
<a href="http://feeds.feedburner.com/tarikhema">فید «تاریخ ما»</a>

<hr />
<p><small>© sayeh برای <a href="http://tarikhema.ir">تاریخ ما</a>, |
<a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/1707/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%b3%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d9%87%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c-%d8%aa%d8%b5%d9%88%db%8c%d8%b1%d9%87%d8%a7/">لینک نگاره</a> |
<br/>
</small></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/1707/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%b3%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d9%87%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c-%d8%aa%d8%b5%d9%88%db%8c%d8%b1%d9%87%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>305</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ایران دخت</title>
		<link>http://tarikhema.ir/ancient/iran/6033/iran-dokht/</link>
		<comments>http://tarikhema.ir/ancient/iran/6033/iran-dokht/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 04 Jun 2011 10:44:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انی کاظمی</dc:creator>
				<category><![CDATA[تاریخ تمدن ایران باستان]]></category>
		<category><![CDATA[زنان و دختران در عهد باستان]]></category>
		<category><![CDATA[آتوسا]]></category>
		<category><![CDATA[آتوسه]]></category>
		<category><![CDATA[آرتميس]]></category>
		<category><![CDATA[اهورامزدا]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[باستان]]></category>
		<category><![CDATA[بانو]]></category>
		<category><![CDATA[بانو گشنسب]]></category>
		<category><![CDATA[بانوان]]></category>
		<category><![CDATA[بانوان ایران باستان]]></category>
		<category><![CDATA[بانوان ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ]]></category>
		<category><![CDATA[تمدن]]></category>
		<category><![CDATA[تهمینه]]></category>
		<category><![CDATA[دختر]]></category>
		<category><![CDATA[دختران]]></category>
		<category><![CDATA[دختران ایران]]></category>
		<category><![CDATA[دختران ایران باستان]]></category>
		<category><![CDATA[دغدویه]]></category>
		<category><![CDATA[ركسانا]]></category>
		<category><![CDATA[رودابه]]></category>
		<category><![CDATA[زبان اوستایی]]></category>
		<category><![CDATA[زربانو]]></category>
		<category><![CDATA[زرتشت]]></category>
		<category><![CDATA[زن]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>
		<category><![CDATA[زنان اشکانی]]></category>
		<category><![CDATA[زنان ایران]]></category>
		<category><![CDATA[زنان ایران باستان]]></category>
		<category><![CDATA[زنان ساسانی]]></category>
		<category><![CDATA[زنان هخامنشي]]></category>
		<category><![CDATA[زنان هخامنشی]]></category>
		<category><![CDATA[سانسکریت]]></category>
		<category><![CDATA[سیندخت]]></category>
		<category><![CDATA[فرانك]]></category>
		<category><![CDATA[فرنگیس]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگ ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[كاساندان]]></category>
		<category><![CDATA[كتايون]]></category>
		<category><![CDATA[ماندانا]]></category>
		<category><![CDATA[منیژه]]></category>
		<category><![CDATA[وشتئي]]></category>
		<category><![CDATA[پانته‌آ]]></category>
		<category><![CDATA[پروساتيس]]></category>
		<category><![CDATA[پروشات]]></category>
		<category><![CDATA[پوروچیستا]]></category>
		<category><![CDATA[گردآفريد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarikhema.ir/?p=6033</guid>
		<description><![CDATA[فروهر زنان پاکدین سرزمینهای آریایی را می‌ستاییم &#8230; (فروردین‌ یشت-کرده۳۱-بند۱۴۳) زن در فرهنگ ایرانی شاهکار آفرینش است. و جستار(موضوع) حقوق و جایگاه زن در ایران باستان با ویژگیهای فرهنگی و سرشت نیک‌اندیش ایرانیان پیوند مستقیم دارد. از آنجا که هیچ‌گاه در ایران باستان رژیم برده‌داری فرمانروا نبوده، با هیچ‌کس به روشهای غیرانسانی رفتار نمی‌کردند و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote><p><strong>فروهر <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زنان">زنان</a> پاکدین سرزمینهای آریایی را می‌ستاییم &#8230;</strong></p>
<p style="text-align: right;"><strong>(فروردین‌ یشت-کرده۳۱-بند۱۴۳)</strong></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;"><strong><a href="http://tarikhema.ir/words/zan/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زن">زن</a> </strong>در فرهنگ ایرانی شاهکار آفرینش است. و جستار(موضوع) حقوق و جایگاه <a href="http://tarikhema.ir/words/zan/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زن">زن</a> در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران">ایران</a> <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with باستان">باستان</a> با ویژگیهای فرهنگی و سرشت نیک‌اندیش ایرانیان پیوند مستقیم دارد. از آنجا که هیچ‌گاه در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران">ایران</a> <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with باستان">باستان</a> رژیم برده‌داری فرمانروا نبوده، با هیچ‌کس به روشهای غیرانسانی رفتار نمی‌کردند و پیرو آن  زن نیز از جایگاه و حقوقی برابر با مرد برخوردار بوده است. اما در میان یونانیان و رومیان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with باستان">باستان</a>، از آنجا که رژیم برده‌داری حاکم بوده و کمینه‌ی مردم(اقلیت)، بیشترینه(اکثریت) آنان را از هرگونه حقوق انسانی به دور نگاه می‌داشتند، با <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زنان">زنان</a> نیز بر پایه‌ی این گفته‌ی ارستو که می‌گفت:&#8221;نسبت زن به مرد، همانند نسبت غلام به مولا و بدن به روح است&#8221; رفتار کرده و او را جنس دوم و وابسته به مرد می‌دانستند.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>این آزرم</strong>(احترام) به بانوان را به خوبی می‌توان در نوشتارهای کهن ایرانیان دید.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>زن </strong>در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7%db%8c%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زبان اوستایی">زبان اوستایی</a> و سانسکریت به گونه‌ای &#8220;ریتَه‌سیَه <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d8%a7%d9%86%d9%88/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with بانو">بانو</a>&#8221; یا &#8220;اَشَه <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d8%a7%d9%86%d9%88/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with بانو">بانو</a>&#8221; خوانده شده که به چم(معنی) فروغ راستی و پارسایی است؛ امروزه در زبان پارسی واژه ریته سیه حذف گشته و تنها <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d8%a7%d9%86%d9%88/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with بانو">بانو</a> که به چم فروغ و روشنایی است برای بانوان به کار ‌برده می‌شود. همچنین واژه‌ی مادر در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اوستا">اوستا</a> &#8220;ماتری&#8221; به چم پرورش‌دهنده آمده است؛ و خواهر &#8220;سْواسْری&#8221; خوانده می‌شود که به چم وجود مقدس و نیک‌خواه است. زنِ شوهردار نیز، &#8220;نمانوپتنی&#8221; نامیده می‌شد که به چم نگهبان خانه است .</p>
<p style="text-align: justify;">آری <strong><a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d9%87%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%af%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اهورامزدا">اهورامزدا</a> </strong>زن و مرد را از حقوق یکسان برخوردار ساخته و یکی را به عنوان کنیز و پیشکشی گرانمایه به دیگری نداده! بلکه هر دو را همسان و برای پیشرفت و پویایی جهان آفرینش و آماجهای انسانی، آفریده است .</p>
<p style="text-align: justify;">در درازنای <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with تاریخ">تاریخ</a> پر فراز و نشیب سرزمینمان، زنان نیک‌اندیش و نام‌آور پرشماری داشته‌ایم که افزون بر پاسداری از کیان خانوادگی، در بیرون از خانه نیز پا به پای مردانشان به کار و کوشش و مبارزه پرداخته و هر یک به گونه‌ای، برگه‌هایی زرین بر دفتر <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with تاریخ">تاریخ</a> <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران">ایران</a>‌زمین افزوده‌اند. در اینجا نگاهی کوتاه داریم به افتخارت برخی از این شیرزنان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ایران">ایران</a> باستان و امید بسیار داریم که راه آنان الگویی باشد برای دوشیزگان و بانوان امروز ما.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>دغدویه</strong>: مادر <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زرتشت">زرتشت</a> که اصلا از شهر ری بود و در آنجا با کوی ها و کرپن ها که مردم را گمراه می کردند و از آنها مرتب فدیه و قربانی می خواستند و دین را وسیله ای برای رسیدن به امیال و خواستهای ناروای خود کرده بودند به مبارزه پرداخت. پدر و مادرش چون جان او را در خطر دیدند او را نزد یکی از نزدیکان خود به آذربایجان فرستادند او در آنجا با پوروشسب ازدواج کرد و ثمره این پیوند همایون، <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زرتشت">زرتشت</a> پیامبر بزرگ ایرانیان است.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>پوروچیستا</strong>: پوروچیستا ششمین و کوچکترین فرزند <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زرتشت">زرتشت</a> و سومین <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with دختر">دختر</a> اوست. معنی پوروچیستا یعنی پردانش. در گفتار زرتشت که برای ما باقی مانده است از او با پوروچیستا بیش از فرزندان دیگرش سخن واندرز مانده است، یکی از مهمترین سخنان زرتشت با پوروچیستا درباره همسری با جاماسب حکیم، وزیر شاه گشتاسب و منجم و ستاره شناس معروف زمان است.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>زرتشت </strong>به دخترش می فرماید:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;">&#8220;پوروچیستا، جاماسب خواهان همسری با توست و تو را از من خواستگاری کرده است من او را برای همسری تو مناسب می دانم ولی تو با خرد مقدست مشورت کن ببین آیا او را شایسته همسری خود می دانی یا نه؟&#8221;</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">این گفتار زرتشت یک حقیقت مسلم را آشکار می سازد و آن این است که <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with دختر">دختر</a> در آئین زرتشت درانتخاب همسر آزاد است و عقیده پدر بر او تحمیل نمی گردد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>همای</strong>(همای چهرآزاد): دختر <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d9%87%d9%85%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with بهمن">بهمن</a>. از او به عنوان هفتمین پادشاه کیانی یاد شده. <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d9%87%d9%85%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with بهمن">بهمن</a> با آنکه پسری همچون ساسان داشت اما چون همای را از وی شایسته‌تر می‌دانست، در بستر بیماری دخترش را به جانشینی خویش برگزید. هما ۳۰ سال با نیکی و بخشایشگری بر ایران‌زمین پادشاهی کرد .</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>فرانک</strong>: با مهر مادری و بزرگی‌اش در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b4%d8%a7%d9%87%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with شاهنامه">شاهنامه</a> خودنمایی می‌کند و می‌درخشد. وی با مهر و وفاداری به همسرش آبتین، حتی پس از مرگ وی، رهاننده‌ی ایران –فریدون- را در آغوش خود می‌پروراند. از ترس ضحاکیان، همراه با فرزند، به هر سو می‌دود و می‌پوید؛ چرا که فرهنگ ایران می‌بایست پایدار بماند. فرانک همه چیز را برای فریدون می‌خواهد و فریدون را برای ایران..  او سراسر مهر و دانش است.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>گُردآفرید</strong>: شیرزنی دلیر و جنگاور؛ وی دختر گژدهم فرمانده‌ی دژ مرزی ایران(دژ سپید) بود. پس از آگاهی از دستگیری پدرش به دست تورانیان، به میدان نبرد می‌رود و به مبارزه با سهراب می‌پردازد. سهراب دلباخته او شده و پیشنهاد پیوند زناشویی می‌دهد اما این بانوی میهن‌پرست در پاسخ او می‌گوید که زنان ایرانی همسر تورانیان نخواهند شد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>کتایون</strong>: همسر گشتاسپ کیانی و مادر اسفندیار. وی دختر پادشاه کشمیر بود و با وجود ناخشنودی خانواده‌اش، از دارایی پدر چشم‌پوشی می‌کند و به همسری گشتاسپ درمی‌آید. هنگامیکه زرتشت دین خود را به گشتاسپ‌شاه عرضه می‌کند، نخست کتایون و سپس گشتاسپ، پیرو آیین بهی می‌شوند. کتایون سراسر دانش و خرد و وفاداریست.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>زربانو </strong>: سردار جنگجوی ایرانی. دختر رستم و خواهر <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d8%a7%d9%86%d9%88/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with بانو">بانو</a> گشنسب. او در سوارکاری بسیار زبده بوده و در نبردها دلاوریهای بسیاری از خود نشان داده است. تواریخ نام او را جنگجویی که آزاد کننده زال &#8211; آذربرزین و تخوار از زندان بوده است، ثبت کرده‌اند.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>بانو گشنسب</strong>: دختر دیگر رستم &#8211; خواهر زربانوی دلیر- ، همسر گیو و مادر بیژن است. نام بانو گشسب جنگجو در برزونامه و <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a8%d9%87%d9%85%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with بهمن">بهمن</a>‌نامه بسیار آمده است. یکی از نامدارترین داستانهای مربوط به او در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b4%d8%a7%d9%87%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with شاهنامه">شاهنامه</a>، نبرد سه‌گانه‌اش به همراه فرامرز و رستم است. او منظومه ای نیز به نام خود دارد که هم اکنون نسکی از آن در کتابخانه ملی پاریس و در کتابخانه ملی بریتانیا موجود است.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>فرنگیس </strong>:او در جنگ ایران و توران با زیرکی و هوشیاری بکمک مردان شتافت و با گیو و کیخسرو به رزمگاه رفت و دلیرانه در کنار آنها جنگید.  او توانست نقشه شبیخون دشمن را در هم دریده و کشور را از یورش آنان برهاند.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>سیندخت</strong>: همسر خردمند مهرآب کابلی و مادر رودابه و مادربزرگ رستم که در همسری زال و رودابه و جلب موافقت مهرآب پدر رودابه به این وصلت نقش مهمی داشت و نیز در موقع تولد رستم از مادر، سیندخت یار و مددکار دخترش رودابه بود. کوتاه سخن اینکه سیندخت یکی از خردمندترین چهره های شاهنامه است.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>رودابه</strong>: دختر مهرآب کابلی و همسر زال و مادر رستم که به روایت شاهنامه دلباختگی زال به او یکی از زیباترین صحنه های شاهنامه است. رودابه در موقع تولد رستم اولین سزارین را انجام داد. بنابراین، چنین زایمان ها را باید &#8220;رستمی&#8221; گفت نه سزارین. زیرا سزار قرن ها پس از تولد رستم به دنیا آمده است.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>تهمینه</strong>: دختر زیباروی پادشاه سمنگان که همسر رستم بود. فرزند وی سهراب است که داستان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زندگی">زندگی</a> و مرگ دردناکش به دست پدر در شاهنامه فردوسی به تفصیل آمده است. تهمینه برای آنکه تمام وقت خود را صرف پرورش سهراب کند، با وجود جوانی و زیبایی ازدواج نکرد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>منیژه</strong>: دختر افراسیاب که بیژن سردار معروف ایرانی دلباخته او گردید و به بند اسارت افراسیاب افتاد و به دستور افراسیاب او را به چاهی که به همین نام معروف است انداختند تا سرانجام رستم که خود را به صورت بازرگانی درآورده بود توانست او را نجات بخشد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>بانو ماندانا</strong>: دختر آستیاگ پادشاه ماد، همسر کمبوجیه پادشاه پارس، مادر و نخستین مربی کوروش بزرگ. وی مدرسه‌ی هم تیمها را در پارس به وجود آورد، که شمار بسیاری از پسران پارسی هم سن و سال کوروش بزرگ نیز در آن درس <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زندگی">زندگی</a> و تیراندازی و سواری و فنون نبرد می آموختند. ماندانا به پسرش کوروش، آیین دادگستری نیز می‌آموخت و از او آنچه را که در این زمینه فراگرفته بود، آزمون می‌گرفت. شاید آزرم بسیاری که کوروش هنگام رسیدن به اوج نیرو به مادر خود می‌گذاشت، به پاس دانش و دادی بود که از او آموخته و در سایه‌ی آن شاهنشاهی ایران را به نهایت بزرگی و نیرومندی خود تا به آن زمان رسانیده بود.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>پانته‌آ</strong>: همسر زیبای آبراداتات– یکی از یاران نزدیک کوروش- که پابه‌پای همسرش در میدان‌های جنگ حضور داشت.  هنگامیکه آبرادات در جریان نبردی کشته شد، پانته آ، همسر او، بر سر پیکر بی‌جانش آمد و پس از شیون و زاری از آنجا که جدایی و مرگ شوهرش را نمی‌توانست تاب بیاورد، همانجا با خنجر خودکشی کرد.. از این رویداد تاریخی می‌توان دریافت همانگونه که مورخین دیگر نیز گفته‌اند زنان آن دوره به همراه مردان به میدان جنگ می‌رفته‌اند؛ و نیز از گونه‌ی سوگواری پانته‌آ برای همسرش و خودکشی او از شدت اندوه، می‌توان از میزان وفاداری <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زنان هخامنشی">زنان هخامنشی</a> به همسرانشان آگاه شد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>کاساندان</strong>:وی زیر نام <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d9%84%da%a9%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ملکه">ملکه</a> ۲۸ کشور آسیایی در کنار همسرش کورش بزرگ، فرمانروایی می‌کرده است. پس از شاهنشاه ایران، او نخستین شخصیت نیرومند کشور بوده است. مورخین یونانی از جمله گزنفون از وی با نیکی و بزرگ‌منشی یاد کرده‌اند. <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d8%b1%d9%88%d8%af%d9%88%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هرودوت">هرودوت</a> می‌نویسد:&#8221;کوروش زن خود کاساندان را بسیار دوست می‌داشت، به گونه‌ای که پس از مرگ او بی‌نهایت اندوهگین گشته و به کارگزاران خود در سراسر دنیا فرمان داد برای او نشست سوگواری برپا کنند.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong><a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a2%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with آتوسا">آتوسا</a></strong>: <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%85%d9%84%da%a9%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ملکه">ملکه</a> بیش از ۲۸ کشور آسیایی در زمان امپراتوری داریوش بزرگ. مشیر سلیمی در کتاب &#8220;زنان سخنور&#8221; می‌نویسد :«نخستین زن شاعر و ادیب ایران، دختر کوروش کبیر بوده که به ازدواج داریوش بزرگ درآمده بود و نام وی را اتوسا گزارش کرده اند ».</p>
<p style="text-align: justify;">هنگامی‌که داریوش بزرگ به پادشاهی رسید با <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a2%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with آتوسا">آتوسا</a> دختر کوروش بزرگ ازدواج کرد و او را ملکه‌ی ایران خواند. <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a2%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with آتوسا">آتوسا</a> در میان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زنان ایران">زنان ایران</a> همان جایگاهی را داشت که مردان <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هخامنشی">هخامنشی</a> در میان جنگجویان ایرانی داشتند. فرزند او خشایارشا، نخستین پسر داریوش و نوه‌ی کوروش بزرگ از سوی مادری، زیر نظر این زن رشید و دانا به گونه‌ای بار آمد که توانست برای پدر تکیه‌گاهی استوار و جانشینی شایسته باشد. <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d8%b1%d9%88%d8%af%d9%88%d8%aa/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هرودوت">هرودوت</a> در لشکرکشی‌های داریوش، <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a2%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with آتوسا">آتوسا</a> را یاور فکری وی دانسته و آورده که چند نبرد و لشگرکشی تاریخی ایران به فرمان ملکه <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a2%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with آتوسا">آتوسا</a> صورت گرفته است.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>وشتئی</strong>: در تورات &#8211; کتاب دوازدهم- و نیز در &#8220;<a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with تاریخ ایران">تاریخ ایران</a>&#8221; نوشته‌ی پیرنیا آمده: خشایارشا(اخشوویروش) در کاخ ویژه‌ی خود در شوش، جشن باشکوهی برپا کرد که باشندگان آن تمامی بزرگان پارس و ماد و سرداران و سروران ساتراپ ها بودند. در روز هفتم، چون پادشاه جشن را در نهایت شکوه دید، بر آن شد که با فراخوانی ملکه در این مجلس و نشان دادن زیبایی و سراپای غرق در جواهر او ، مهمانان را در شگفتی بیشتری فرو ببرد.. وشتئی که دریافت فرنود پادشاه اینست که جامه‌های جواهر نشان و تاج گوهر زیب و زیبایی او را به رخ مهمانان بکشد، از پذیرش دستور پادشاه خودداری کرد و با اینکه می‌دانست به جای نیاوردن فرمان پادشاه آن هم در حضور تمام بزرگان سرزمین پهناور ایران، به معنای خودبرتر نمایی و سرپیچی از فرمان پادشاه است و به بهای از دست دادن مقام و جایگاه شهبانویی او تمام خواهد شد، با این همه نتوانست متانت و شخصیت و آزادمنشی خود را با نمایان شدن در برابر مردان به گونه‌ی عروسکی آراسته از دست بدهد. از این رویداد روشن می‌شود که در ان زمان، جایگاه اجتماعی و شرایط زندگی <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with زن در ایران">زن در ایران</a> تا چه اندازه بوده که یکی از آنان می توانست فرمان شاهنشاهی به آن بزرگی را ندیده بگیرد و جانش در امان باشد! گرچه پس از این رویداد بزرگان کشور در شورایی، پاژنام ملکه را از روی او برداشتند.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong><a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a2%d8%b1%d8%aa%d9%85%db%8c%d8%b3/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with آرتمیس">آرتمیس</a></strong>: نخستین و تنها زن دریاسالار جهان تا به امروز. او به سال ۴۸۰ ق.م به مقام دریاسالاری ارتش شاهنشاهی خشیارشا رسید . <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with تاریخ">تاریخ</a>‌نویسان یونان او را در زیبایی، برجستگی و متانت سرآمد همه زنان آن روزگار نامیده‌اند. دریاسالار <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a2%d8%b1%d8%aa%d9%85%db%8c%d8%b3/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with آرتمیس">آرتمیس</a>، در لشکرکشی خشایارشا به تنگه‌ی ترموپیل، که یکی از بزرگترین جنگهای تاریخ جهان است، فرماندهی بخش بزرگی از نیروی دریایی ایران را بر دوش خود داشت. هرودوت در تاریخ خود، دلاوریها و جنگها و نیروی فرماندهی <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a2%d8%b1%d8%aa%d9%85%db%8c%d8%b3/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with آرتمیس">آرتمیس</a> را ستوده و نوشته که «.. او کمال اعجاب مرا برانگیخته است، از آن جهت که او زنی بود تواناتر از تمام مردان عصر خود و توانست قبل از رسیدن خشایارشا در برابر یونان به تنهایی قیام کند.». در جنگ سالامیس که سرانجام پیکار نزدیک بود به زیان خشایارشا شود، <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a2%d8%b1%d8%aa%d9%85%db%8c%d8%b3/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with آرتمیس">آرتمیس</a> کاری کرد که بیشتر مورد ستایش و آزرم شاهنشاه قرار گرفت؛ او با مانورهای جنگی نخست در برابر یورش کشتی‌های دشمن پدافند(دفاع) کرده و سپس خود به حمله پرداخت. گویند هنگامیکه خشایارشا نگاهش به کشتی <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a2%d8%b1%d8%aa%d9%85%db%8c%d8%b3/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with آرتمیس">آرتمیس</a> افتاد و دلاوریهای او را دید گفت:&#8221;مردان من زن شده‌اند و زنان من مرد&#8221;! <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a2%d8%b1%d8%aa%d9%85%db%8c%d8%b3/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with آرتمیس">آرتمیس</a> افزون بر دلاوری دارای دانشی گسترده در امور جنگی به ویژه در جنگهای دریایی بود؛ یونانیها برای سر او جایزه گذاشته بودند. آن اندازه که تمیستوکلس(زمامدار یونانی)از او بیم داشت، از دیگر دریاسالاران ایران نمی‌ترسید.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>پروشات</strong>(پروساتیس): آنکس که سرآمد تمام زنان بزرگ دوران پادشاهی داریوش دوم به شمار می‌رفته و در گرداندن مهمترین امور سیاسی مملکت دست داشته &#8220;پروشات&#8221; همسر داریوش دوم شاهنشاه <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with هخامنشی">هخامنشی</a> است که ملکه‌ای سیاستمدار، توانا و بسیار متنفذ بود. آورده‌‌اند که او پا به پای همسر و دختر به جنگها می‌رفت و پیکار می‌کرد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>رکسانا</strong>: در دربار داریوش دوم، پادشاه هخامنشی، زنی بسیار زیبا بود به نام &#8220;رکسانا&#8221; که به مانند دلیرترین مردان زمان خود، مهارت شگفتی در تیراندازی و زوبین‌افکنی داشت و در کارزارها شرکت جسته و دلاوری و جسارت فراوانی از خود نشان می‌داد. در حقیقت وجود دلاورزنی چون رکسانا در دوران داریوش دوم، روشنگر آن است که زنان در آن زمان آزاد بوده و می‌توانسته‌اند در امور سپاهیگری وارد شده و همچون مردان در صحنه‌های پیکار و میدانهای جنگ با ابراز شجاعت از سرزمین مادری خود دفاع کنند.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>آتوسه</strong>: همسر اردشیر دوم که به نوبه‌ی خود در گره‌گشایی امور سیاسی کشور نقش موثری داشت. و ادشیر به قدری او را دوست می‌داشت که وقتی به مرض جذام که در آن دوران در ایران شیوع داشت، مبتلا گردید، او را از خود دور نکرد و همواره در معبد آناهیتا، در مقابل تندیس او به زانو درآمده و برای سلامتی همسر خود نیایش می‌کرد. از سوی دیگر والیان و بزرگان و دوستان شاه و موبدان برای نشان دادن آزرم و باور خود به شخصیت اتوسه به اندازه‌ای پیشکش برای او فرستادند که فضای گسترده‌ی بین کاخ و معبد ، پر از سیم و زر و اسبهای نژاده شد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>آریاتس</strong>: یکی از سرداران مبارز ایرانی در زمان هخامنشیان. مورخین یونانی در چند جا نامی کوتاه از وی به میان آورده‌اند.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>آپاما</strong>: دختر سپیتمن که خود از سرداران زمان هخامنشیان بود.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>آذرنوش</strong>: هم از شاه‌دختهای هخامنشی و هم سردار سپاه.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>آرتونیس</strong>: دختر ارته باز که او خود نیز سردار بزرگ داریوش بود.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>آسپاسیا</strong>: در چم گرد٬ دلیر و نیرومند٬ همسر کورش دوم که از سرداران او نیز بود.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>آمسترس</strong>: در چم هم اندیش و پشتیبان٬ دختر داریوش دوم که پا به پای پدر در نبردها می‌جنگید.</p>
<p style="text-align: justify;">همچنین در تواریخ اشاره‌ای گذرا به این بانوان شده که از سرداران هخامنشی بودند : ورزا ؛ وهومسه ؛ مهرمس و&#8230;.  .</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>یوتاب: </strong>سردار زن ایرانی که خواهر آریوبرزن سردار <a href="http://tarikhema.ir/words/%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%af%d8%a7%d8%b1/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with نامدار">نامدار</a> ارتش شاهنشاهی داریوش سوم بود. وی در نبرد با اسکندر مقدونی همراه آریوبرزن فرماندهی بخشی از ارتش را بر عهده داشت. وی در کوههای بختیاری راه را بر اسکندر بست. ولی یک روستایی راه را به اسکندر نشان داد و او از مسیر دیگری به ایران هجوم آورد. از او به عنوان شاه آتروپاتان (آذربایجان)  در سالهای ٢٠ قبل از میلاد تا ٢٠ پس از میلاد نیز یاد شده است. به هر روی هم آریوبرزن و هم یوتاب در راه پاسداری میهن کشته شدند و نامی جاوید از خود برجای گذاشتند.</p>
<p style="text-align: justify;">ملکه <strong>موزا</strong>: مادر فرهاد پنجم و همسر فرهاد چهارم پادشاهان اشکانی. این دوره برجسته‌ترین نمونه از هم‌پرسی و همکاری زن و مرد در اداره امور کشور است. ملکه موزا در نزد فرهاد چهارم دارای چنان جایگاه والایی شد که نام و چهره‌ی او را بر سکه‌ها زدند. همچنین گفته‌اند که وی در زمان پادشاهی پسرش با وی بر تخت پادشاهی می‌نشسته است.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>آرتادخت</strong>: وزیر خزانه‌داری و امور مالی دولت ایران در زمان شاهنشاهی اردوان چهارم اشکانی. او مالیاتها را سامان بخشید و بی آنکه فشاری بر مردم بیاورد٬ کشور را به توانگری رساند. چنانچه برآمده است٬ از کارهای بزرگ او در گردآوری دارایی کشور٬ یکی جلوگیری از هزینه های بیهوده به ویژه درباریان و دیگری گرفتن باج و خراج از درآمد توانگران بوده است.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>میترادخت</strong>: ‌از سرداران اشکانی.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>ارشیا</strong>: از زنان با کفایت دوران هخامنشی.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>آذرآناهید </strong>: ملکه ملکه‌های امپراتوری ایران در زمان شاهنشاهی شاپور یکم بنیانگذار <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b3%d9%84%d8%b3%d9%84%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with سلسله ساسانی">سلسله ساسانی</a> . نام این ملکه بزرگ و اقدامات دولتی او در سرزمین ایران در کتیبه های کعبه زرتشت در استان فارس بارها آمده و او را ستایش کرده است.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>دیناگ</strong>: پس از مرگ یزدگرد دوم <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ساسانی">ساسانی</a>، پسر ارشدش هرمزد سوم بر تخت نشست. برادر کوچکش &#8220;پیروز&#8221; نیز ادعای پادشاهی کرد.در درازنای جنگ میان این دو برادر (از سال ۴۴۷ تا ۴۵۹) مادرشان &#8220;دیناگ&#8221; در تیسفون فرمانروایی می‌کرد. مُُهری نیز به دست آمده که چهره‌ی این ملکه همراه با نام و لقبش-بامبیشنان بامبیشن(ملکه ملکه‌ها)- روی آن کنده شده است.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>پرین </strong>: بانوی دانشمند ایرانی . او دختر قباد <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with ساسانی">ساسانی</a> بود که هزاران برگ از نسخه های <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%a7%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with اوستا">اوستا</a> را به زبان پهلوی برای آیندگان از گوشه و کنار سرزمینهای آریایی گردآوری نمود و یک‌بار کامل آن‌را نوشت و نامش در <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with تاریخ ایران">تاریخ ایران</a>‌زمین برای همیشه ماندگار شد. از او چند کتاب دیگر گزارش شده که به گمان بسیار در آتش‌سوزیهای اعراب از میان رفته‌اند.</p>
<p style="text-align: justify;">&nbsp;</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>آزاد: </strong>در زمان قباد، یمن به دست پادشاه حبشه اشغال شد. انوشیروان پسر و جانشین وی، شماری از سپاهیان ایران را برای بازپس گیری یمن به آنجا فرستاد. در میانآنها زنی جنگاور به نام &#8220;آزاد&#8221; نیز بود که دوش به دوش ایرانیان در تار و مار کردن حبشیان مبارزه کرد. پس از آن به همسری &#8220;بازان&#8221; پسر شهریار یمن درآمد و این دو وزیران راست و چپ شهریار یمن گشتند. با بر تخت نشستن بازان، آزاد نیز در اداره‌ی امور یمن، با همسرش همراه شد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>گُردیه</strong>(کردیه):خواهر بهرام‌چوبین و از سرداران سرشناس و کارآمد دوران ساسانی که در دلاوری و جنگاوری بلند آوازه است. کردیه در نشستی که باشندگان آن بزرگان کشوری و لشکری بودند، برادر خود بهرام چوبینه را- که بر هرمزد چهارم شوریده و او را از پادشاهی برکنار و اکنون در اندیشه‌ی قدرت یافتن خویش بود- با سخنرانی گیرایی نکوهش کرد.سرانجام نیز پیش‌گوییهای وی درست از آب درآمد و بهرام از خسروپرویز شکست خورده و کشته شد. وی پس از برادر٬ فرماندهی سپاهش را به دست می‌گیرد و آنان را به پیوستن به سپاه خسرو پرویز فرامی‌خواند. در میدانهای نبرد٬ ‌آنچنان بی‌باکی و شایستگی از خود نشان می‌داد که همگان را به ستایش وامی‌داشت. او در جنگ تن به تن با &#8220;تور&#8221;، فرمانده سپاه خاقان چین٬ او را کشته و سپاهش را تار و مار کرد. سرانجام نیز از سوی خسروپرویز، شهریار ری شد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>شیرین </strong>: شاهزاده ارمنی که به همسری خسروپرویز درآمد. (ارمنستان یکی از ولایات سرزمین ایران بود.) خسرو و شیرن <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%ad%d9%85%d8%a7%d8%b3%d9%87/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with حماسه">حماسه</a>‌ای از خود برجای گذاشتند که برای همیشه در تاریخ ماندگار ماند و الهام بخش زیباترین آثار ادبی ایران شد. شیرین از خسرو ۴فرزند به نامهای نستور &#8211; شهریار &#8211; فرود و مردانشه به دنیا آورد که هر چهار فرزند وی به دستور شیرویه(پسر بزرگ خسروپرویز) در زندان کشته شدند .پس از کشته شدن خسرو پرویز، شیرین خود را بر بالین جسد بی جان خسرو رساند و با خوردن زهری عشقش به خسرو را جاودانه ساخت.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>پوران‌دخت</strong>: دختر خسرو پرویز شاهنشاه ساسانی. وی در دورانی پر آشوب و پس از اردشیر شیرویه به عنوان بیست و پنجمین پادشاه ساسانی بر اریکه شاهنشاهی ایران نشست  و یک سال و چهارماه بر ده کشور آسیایی فرمانروایی کرد. پوران‌دخت زنی خردمند و دادگر بود و هنگام به تخت نشستنش یک سال مالیات مردمان را بخشید. از دیگر کارهای وی، بستن پیمان صلح با هراکلیوس قیصر روم بود.</p>
<p style="text-align: justify;">&nbsp;</p>
<p style="text-align: justify;">آزرمی‌دخت :دختر دیگر خسرو پرویز که به گفته‌ای چهارماه پادشاهی کرد. وی زنی باهوش و زیرک بود که در زمان کوتاه پادشاهی‌اش توانست تا اندازه‌ای بر هرج و مرج‌ها پیروز شود اما کودتایی که از سوی سپاهیانش بر علیه او رخ داد بار دیگر آشوب را به این سرزمین بازگرداند و او نیز کشته شد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>فرخ </strong>رو : نام او به نوان نخستین بانوی وزیر در تاریخ ایران ثبت شده است . وی از طبقه عام کشوری به مقام وزیری امپراتوری ایران رسید.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>رام بهشت</strong>: نام مؤبدی است که در شهر استخربرای ناهید ، معبدی ساخته بود، رام بهشت مادر بابک و همسرساسان است که در کنار دریاچه بختگان حکومت می کرد وبرای فرزند دیگرش به نام اردشیر، نگهبان سالاری، شهر داراب را گرفت و این آغازی است برای بوجود آمدن <a href="http://tarikhema.ir/words/%d8%b3%d9%84%d8%b3%d9%84%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c/" class="st_tag internal_tag" rel="tag" title="Posts tagged with سلسله ساسانی">سلسله ساسانی</a> در ایران بود.</p>
<p style="text-align: justify;">نگان: در چم کامروا و پیروز٬ از سرداران ساسانی که با تازیان دلاورانه جنگید و دلیریهای بسیار شکوهمندانه از خود نشان داد.</p>
<p style="text-align: justify;">همچنین در نوشتارهایی پراکنده از این چند بانو به نام سرداران و جنگویان ایران ساسانی یاد شده :</p>
<p style="text-align: justify;">ابردخت ؛  ُبرزآفرید ؛ برزین دخت ؛ گلبویه ؛ ماه آذر ؛ مهر یار و &#8230;.</p>
<h2  class="related_post_title">نگاره های مرتبط:</h2><ul class="related_post"><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/497/%d8%aa%d8%a7%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d9%85%d9%88%d8%b3%db%8c%d9%82%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%88%d8%b3%db%8c%d9%82%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c/" title="تاثیر موسیقی ایران در موسیقی اسلامی">تاثیر موسیقی ایران در موسیقی اسلامی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/2308/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d9%87%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87/" title="زنان سرباز در تاریخ؛ زنان ایران در شاهنامه فردوسی">زنان سرباز در تاریخ؛ زنان ایران در شاهنامه فردوسی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/sasanians/6060/sassanid-defeat/" title="دلایل فروپاشی یا شکست ساسانیان از اعراب">دلایل فروپاشی یا شکست ساسانیان از اعراب</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/238/%d8%b2%d9%86-%d9%88-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" title="زن و خانواده در ایران باستان">زن و خانواده در ایران باستان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/1486/%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%85-%d8%b2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%aa%d9%85%d8%af%d9%86-%d8%b3%d9%88%d9%85%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" title="مقام زن در تمدن سومر باستان">مقام زن در تمدن سومر باستان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/592/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%8a%d8%ae-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%d9%8a-%d8%a7%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%ad%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%a8%db%8c/" title="تاریخ اجتماعی ایران باستان و حمورابی">تاریخ اجتماعی ایران باستان و حمورابی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/590/%d8%a2%db%8c%db%8c%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d8%b4%d9%88%db%8c%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" title="آیین زناشویی در ایران باستان">آیین زناشویی در ایران باستان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/542/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" title="دختران ایران باستان">دختران ایران باستان</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/achaemenid/495/%d9%85%d9%88%d8%b3%db%8c%d9%82%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-%da%a9%d9%87%d9%86-%d9%88-%d8%b9%d9%87%d8%af-%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c/" title="موسیقی ایران از دوران کهن و عهد هخامنشی">موسیقی ایران از دوران کهن و عهد هخامنشی</a></li><li><a href="http://tarikhema.ir/ancient/2256/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae/" title="زنان سرباز نامدار تاریخ">زنان سرباز نامدار تاریخ</a></li></ul><hr />

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/facebook.png">
<a href="http://www.facebook.com/Tarikhema.ir">«تاریخ ما» در فیس بوک</a>

<img src="http://tarikhema.ir/wp-content/themes/Ancient/images/feed.png">
<a href="http://feeds.feedburner.com/tarikhema">فید «تاریخ ما»</a>

<hr />
<p><small>© eni برای <a href="http://tarikhema.ir">تاریخ ما</a>, |
<a href="http://tarikhema.ir/ancient/iran/6033/iran-dokht/">لینک نگاره</a> |
<br/>
</small></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarikhema.ir/ancient/iran/6033/iran-dokht/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

<!-- Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: http://www.w3-edge.com/wordpress-plugins/

Page Caching using memcached (User is logged in)
Database Caching using memcached
Object Caching 21421/21649 objects using memcached

Served from: tarikhema.ir @ 2012-02-12 17:05:22 -->
