نویسنده : http://abhar.mihanblog.com
شاردن مینویسد: ابهر در دوره شاه عباس دوم صفوی دارای ۲۵۰۰ خانه و باغچه بودهاست. چنانچه سواره نیم ساعت وقت لازم داشته تا از آن عبور کند. ابهر در این زمان دارای اماکن عمومی بسیار و سه مسجد بزرگ بوده و در وسط شهر بقایای گلین قلعه مخروبهای مشاهده میشود
برگرفته از وبلاگ : نیم نگاهی از شهر لبخندها – http://abhar.mihanblog.com
در پی اهانت امیر عاملی به استاد شجریان توسط انتشار شعری در خبرگزاری فارس ، توجه شما را به متن این شعر و همچنین جواب استاد شجریان به این شعر جلب می نماییم :
خبرگزاری فارس، سروده امیرعاملی علیه محمدرضا شجریان را منتشر کرد.
در مقدمه این شعر آمده است: « در پاسخ به منافقانی که میخواهند با صدای سوخته شجریان ، مردم ایران را تحقیر کنند؛ مردمی که سرافراز و عاشقند مردمی که از جنس شقایقند.»
گم شدی آوازه خوان پیر ما گم شدی آخر به زیر دست و پا
کرد بیگانه تو را ابزار خویش خود شدی تا نور حق دیوار خویش
ربنایت چون خودت از یاد رفت خیل شاگردان، هلا! استاد رفت
رفتهای از پیش ماها دور حیف در سر پیری شدی مغرور حیف
مطرب عهد شبابم بودهای مزه نان و کبابم بودهای
خوب میخواندی صدایت خوب بود بعد تاج اصفهان مطلوب بود
میزدی چه چه برای شیخ و شاب با نوای تار و تنبور و رباب
هست ساز اینک ولی آواز نیست یک در گوشی به سویت باز نیست
تا نپیوندی عزیزم بر زوال کاشکی بودی مرید اعتدال
مکر آمریکا تو را منفور کرد زرق و برق غرب چشمت کور کرد
چونکه پیراهن دو تا شد بد شدی مثل آن مطرب که بد میزد شدی
«سایه»ات فرموده بود آوازهخوان که مرید پیردل باش و بمان
لیک ای مطرب دریغا که غرور کرد از مردم تو را صد سال دور
وقت پیری ناز کردی با همه ناز را آغاز کردی با همه
ناز کم کن سوی ملت باز گرد کم بگو از یأس ای استاد زرد»
جوابیه استاد شجریان :
مطلع گردیدم که این بنده را مور خطاب قرار دادید .
با اینکه از فن شعر سرایی بهره چندانی ندارم لیکن چند بیتی فی البداهه و بی ویرایش در جوابتان نگاشته شد ، باشد که قضاوت بین ما واگذار شود به ملت بزرگ ایران .
خاک پای ملت ایران – محمد رضا شجریان
گم نخواهد شد صدای ِ ناز من چونکه از دل می رسد آواز من
این نه آواز من و ساز من است این صدای سالهای میهن است
ربنا خواندم که ملت روزه بود روزه ی دل بود و غمها می فزود
من صدای شادی این مردمم من خود آزادی این مردمم
حیف عمری را که جهل آمد پدید حیف ملت رنگ آزادی ندید
من نه پیرم آنچه را گفتی حسود پیر راهم دان به هر بود و نبود
مطربم خواندی عزیزا ، جاهلی جاهلی؟ نه ،نه ،بلکه عاملی
تاج را قدرش شناسی بی خرد ای که خواندی ملتی را رنگ زرد؟
ملتی را گر ندیدی . مرده ای چوب رب را بی صدا تو خورده ای
این نشان است تا روی رو به زوال هرکه شد خارج ز مرز اهتدال
قدر “سایه” می شناسی ای عدو؟ او که هجرت کرد از رفته بر او
سایه خورشید است در این آسمان گرچه گفته است او مرا آوازه خوان
خانه ی من شد دل پیر و جوان معبد عشاق دل شد آستان
من غرور خود ز ملت یافتم نی به زر یا زور قدری یافتم
ناز را بازار ملت می خرد ملتی نامم به عزت می برد
من اگر خاشاک باشم بهتر است بهتر از آنکس که مخدوم زر است
خادمش افسوس نادان است و بس کی شناسد فرق زر با جمله خس
من اگر پیرم ولی مستغنیم بی نیاز احترامم ،دون نیم
گوشه گوشه ،نام من آواز شد آگهی شعرت به کین ،همساز شد
جاهلا! زین بیش تو یاوه مگو رو ره عشق مرا ای دل بپو
انصافی شعر ها رو مقایسه کنید!!!!!! با اینکه بویی از هنر و شعر نبردم با خوندن شعر استاد ادم خیلی حال می کنه
کلمات کلیدی : " Blog" + "ابهر" + "استاد" + "امیر" + "انی" + "ایران" + "برد" + "بلاگ" + "جوابیه" + "خانه" + "خنده" + "رضا" + "روز" + "زیر" + "شادی" + "شجریان" + "شقایق" + "شهر" + "عاملی" + "لینک" + "محمد" + "محمدرضا" + "مرد" + "مسجد" + "مو" + "نور" + "هست" + "هنر" + "وب" + "وبلاگ" + "پیوند" + "گوشی"
۱ دیدگاه »
اندیشه خود را به یادگار بگذارید
- لطفاً به صورت پارسی بنویسید- برای تماس با مدیریت به "صفحه تماس" بروید
- برای طرح مباحثی که با نوشتار بالا مرتبط نیستند لطفاً به "انجمن گفتگو" رفته و بگو مگو کنید





استاد شجریان در قلب انسانهای هنر آشناست و نیازی به اظهار نظر بی هنران دیکتاتور پرست ندارد.
[پاسخ]