این نگاره توسط http://llleilaa.blogfa.com در تاریخ ۲۵م آبان، ۱۳۹۰ و در دسته "با ابهری ها" ارسال شده است.
نویسنده : http://llleilaa.blogfa.com
نویسنده : http://llleilaa.blogfa.com
برگرفته از وبلاگ : لیلا – http://llleilaa.blogfa.com
یک روز صبح از خواب بیدار شدم و همه شان را بخشیدم. نه به خاطر این که آدم بزرگواری هستم؛ از “دوست نداشتن” خسته شدم… – ادامه مطلب کلیک کنید+
کلمات کلیدی : " بخشیدم." + "بزرگواری" + "بیدار" + "خاطر" + "خواب" + "نداش" + "هستم؛" + "“دوست"
بدون دیدگاه »
اندیشه خود را به یادگار بگذارید
- لطفاً به صورت پارسی بنویسید- برای تماس با مدیریت به "صفحه تماس" بروید
- برای طرح مباحثی که با نوشتار بالا مرتبط نیستند لطفاً به "انجمن گفتگو" رفته و بگو مگو کنید




