نویسنده : انی کاظمی
برگرفته از وبلاگ : http://http://Abhar.WordPress.Com
یکی از کاربران فکسون در مورد این فیلم میگه:
اگر مثل انسانهای جو زده این دنیا که اسیر منطقهای از پایه پوچ هستند ، نیستید ! و می خواهید زندگی را دریده و به وهم زیبا میدان داده و دیدی جدید از رویاهای خود را در زندگی جاری کنید ، بهترین و کاراترین و زیباترین فرمول تفکر و الگوی لذت بردن حقیقی را این فیلم به شما نمایش می دهد. همه چیز را آنچنان که دوست دارید و در رویای خود تصور می کنید ببینید و زیبایی و خوشی را به زندگی خود هدیه کنید . کسی شما را احمق فرض نکرده و از وجود شما لذت خواهند برد .
اسم این فیلم باید زندگی در شکل دیگر می بود . زندگی زیبا که بنیان نهادن آن نیازی به افراد دیگر جامعه ندارد و انسان به تنهایی قادر به خلق آن است .
آفرین به این دید و صدها آفرین به این قدرتی که چنین فیلمی را به این شیوه زیبا به نمایش گذاشته
.
خلاصه فیلم با قلم فکسون:
ادوارد بلوم داستان های عجیب و غریبی می خواند و همیشه ذهنش درگیر این قصه ها بوده است به خصوص داستانی درباره ماهی قرمز که اگر در تنگ کوچک نگهداری شود همان قدر می ماند اما با بیشتر شدن این فضا می تواند دو یا سه حتی چند برابر شود. ده سال بعد ادوارد یکی از محبوبترین جوانان در آلاباما شده است. او فکر می کند برای این که مثل ماهی بزرگ شود باید خانه را ترک و دنیا راسیاحت کند. به این شکل سفر دور از ذهن و اسطوره ای ادوارد آغاز می شود . سالها می گذرد او اکنون مردی سالخورده است. همه ادواردئ را به عنوان راوی داستان های باور نکردنی از زندگی پر هیجان دوران جوانی خود می شناسند. داستان های ادوارد برای همه جذاب است غیر از پسرش ویلیام که مدتها پیش اورا ترک می کند. ادوارد بیمار می شود و همسرش می کوشد تا بار دیگر اعضای خانواده را گرد هم بیاورد.
نقد فیلم با قلم شهاب حبیبی:
داستان یه مرد میانسال که به ملاقات پدر رو به موتش میره تا برای آخرین بار اون رو ببینه ! پدری که از بچگی با داستانهای خیالی از جوانی خودش یه جورایی اعصاب پسرش رو خورد کرده ! داستان های عجیب و غریبی که همه میدونن یه جورایی خالی بندیه و کسی جدیشون نمیگیره و پدر با تکرار دائم اونها توی هر موقعیتی حوصله پسرش رو سربرده ! داستان به دنیا
اومدن فرزندش ، اینکه چه جوری عاشق همسرش شد و سالها توی یه سیرک کار کرد تا در ازای هر ماه از کارش صاحب سیرک یه اطلاعات مختصری از اون دختری که دوستش داره بهش بده ! مثلا یک ماه کار طاقت فرسا در مقابل اینکه بدونه دخترک از چه نوع گلی خوشش میاد ! داستان یه غول بلند قد ! داستان دو خواهر دوقلویی که از پهلو بهم چسبیده بودند و تو سیرک کار میکردند ، داستان شهری که مثل بهشت بود و توی اون کسی کفش به پا نمیکرد و دهها داستان عجیب و باور نکردنی دیگه ! تا اینکه پسر این مرد کم کم به حرف های پدرش علاقمند میشه و تازه دم مرگ ، رابطه عاطفی شدیدی با پدرش برقرار میکنه . لحظه مرگ که نزدیک میشه ، مرز واقعیت و رویا از بین میره و همه حیرت زده میشن . لحظه ای که پسر ، جنازه پدرش رو داخل دریاچه میبره ، به نظر من یکی از بی نظیرترین لحظات تاریخ سینماست ! هنوز هم هروقت این قسمت رو میبینم ، اشکهام بدجوری سرازیر میشه ! تشییع جنازه پدر که با اومدن همه اون شخصیتهای خیالی ، همه باورشون میشه که حرفهای پیرمرد ، دروغ نبود ! صحنه معاشق پیرمرد و همسرش هم از اون لحظات تکرار نشدنی تاریخ سینماست ! فیلمی محصول سال ۲۰۰۳ که آدم رو وادار میکنه در برابر نبوغ تیم برتون تعظیم کنه ! بازیها همه عالی ! به خصوص Albert Finney در نقش پیرمرد ! موزیک ( که کاندید اسکار هم شده بود ) فوق العاده ! فیلمبرداری و جلوه های ویژه عالی !
خلاصه این فیلم رو از دست ندید و حتما ببینید ! یک درام فانتزی که شاید هیچ کارگردان دیگه ای – حتی خود تیم برتون – قادر به تکرارش نباشه ! شاید این تگ لاین به بهترین شکل حق مطلب رو ادا کنه :
An adventure as big as life itself
( ماجرایی به بزرگی خود زندگی )
اینم لینک IMDB
کلمات کلیدی : " IT" + "word" + "آل" + "انی" + "ایران" + "باور" + "بدون" + "برد" + "بزرگ" + "بلاگ" + "بهترين" + "بيني" + "تری" + "جام" + "جذاب" + "جوانان" + "خانه" + "خلاصه" + "داستان" + "دختر" + "دوست" + "زن" + "زندگی" + "زيباترين" + "زيبايي" + "شهاب" + "شهر" + "شهری" + "صحنه" + "طلا" + "فانتزی" + "فیلم" + "لینک" + "ماهی" + "مرد" + "منطقه" + "نکردنی" + "هديه" + "هری" + "هست" + "همسر" + "وب" + "وبلاگ" + "چي" + "کفش"
بدون دیدگاه »
اندیشه خود را به یادگار بگذارید
- لطفاً به صورت پارسی بنویسید- برای تماس با مدیریت به "صفحه تماس" بروید
- برای طرح مباحثی که با نوشتار بالا مرتبط نیستند لطفاً به "انجمن گفتگو" رفته و بگو مگو کنید





–