نویسنده : انی کاظمی


نقشه شهر ابهر :

ابهر در گذر تاریخ
ابهر یکی از شهرهای دوران پادشاهی سلسله کیانیان است. در تعیین بانی اولیه این شهر باستانی میان مورخین اسلامی وحدت نظر وجود ندارد. بعضی از تاریخ نگاران مانند ذکریا بن محمود قزوینی ( متوفی ۶۷۵ هـ . ق. ) بینانگذار ابهر را را شاپور ذوالاکتاف می داند. عده ای از پژوهشگران مانند حمداله مستوفی متوفی ( ۷۵۰هـ . ق ) مورخ نامی در کتاب جغرافیایی نزهت القلوب احداث ابهر را به دست کیخسرو بن سیاوش کیانی دانستند و پاره ای هم مانند یاقوت حموی ( متوفی ۶۵۸ هـ . ق . ) در معجم البلدان بانی شهر ابهر را داراب بن داراب بن بهمن کیانی ( داریوش سوم هخامنشی ) معرفی کرده و نوشته که به دستور او قلعه ای در ابهر ساخته شده است. ( به این ترتیب از تاریخ احداث قلعه تپه ( تپه دارا ) و شهریت ابهر در روزگار داراب شاه کیانی آخرین پادشاه هخامنشی حدود ۲۷۶۸ سال سپری گردیده. ولی مطالعات باستانشناسی انجام شده در این منقطه بیانگر این واقعیت است که ( اوهر ) از پنجهزار سال قبل بصورت ( دهات ) بطور لاینقطع مورد استفاده انسانی قرار داشته است. – مؤلف آقاجان فخیمی در کتاب تاریخ ابهر )
آنچه که از مضامین گوناگون و روایات مختلف استنباط می شود. هر کدام از سلاطین نقشی و سهمی در آبادانی این شهر کهن داشته اند. لازم به یادآوری است که زمان زیستگاه شدن ابهر از دورانهای قبل از این سلسله بوده این شهر به دلایل طبیعی، وجود آبهای فراوان، هوای مناسب، زمین های حاصلخیز، لااقل از هزاره سوم پیش از میلاد محل نشو و نمای اقوام مختلف بوده از جمله مادها و نام اوهر که در حدود العالم بکاررفته به معنای تنگ کردن و بستن آبها برای مشروب نمودن مزارع و چرخاندن آسیابهای آبی کم و بیش چنین معانی را تداعی می کند. شاگرد اثیر الدین ابهری، ذکریا قزوینی در آثار البلاد می نویسد: ” ابهر شهری است تابع الجبال از بناهای شاپور ذوالاکتاف. گویند زمینی که شهر روی آن ساخته شده چشمه سارهایی بوده که از صدها سوراخ و سنبه آن آب می جوشیده این سوراخها را با پشم و چرم سد کردند و خانه ها را چشمه های پشم آلو بنا نهادند، منظر شهر از بیرون زیباتر از اندرون است. شهر ابهر هوای سازگار دارد آبش گوارا، باغات و میوه شهر ابهر شهرت جهانی دارد، از فرآورده های میوه و سردرختی انگور، گلابی و گردکان ممتاز که از انواع میوه جات دارای اکثریتند.
جغرافیای تاریخی شهر ابهر
در دوره ساسانیان هنگامی که خسرو اول انوشیروان ایران را به چهار قسمت تقسیم کرد ابهر در منطقه دوم یعنی استان جبال قرار داشت دراین دوره منطقه ابهر رود تحت تسلط خاندان مهران یکی از هفت خاندان مهم حکومت گر ایران قرار داشت این خاندان علاوه بر ابهر به مناطق وسیعی که از ناحیه خوار تا آوج و دشتبی امتداد داشت مالکیت داشتند ومعروفترین افرادی که از این خاندان شناخته شده اند شروین دشتبی، بهرام چوبینه، پیران گشسب، گریگوریوس و سیاوش رازی هستند. تاپیش از خلافت هارون الرشید، ابهر منطقه نسبتاً وسیعی را شامل بود. وی قسمتی از قاقازان و نیز ناحیه ابهر رود را از ابهر جدا کرد و به قزوین ملحق ساخت. در اوایل سده ۸ قمری ولایت ابهر ۲۵ پاره دیه داشت و حقوق دیوانی آن به یک تومان و چهار هزار دینار می رسید. از ابهر به عنوان بلوک معتبر از ولایت خمسه با باغات فراوان و آبهای جاری نام برده شده است.
شاردن می نویسد ابهر در دوره شاه عباس دوم صفوی دارای ۲۵۰۰ خانه و باغچه بوده است. چنانچه سواره نیم ساعت وقت لازم داشته تا از آن عبور کند. ابهر در این زمان دارای اماکن عمومی و سه مسجد بزرگ بوده و در وسط شهر بقایای گلین قلعه مخروبه ای مشاهده می شود. در سال ۱۱۰۰ هجری تاورنیه از ارامنه شهر ابهر خبر داده و ژوبر در زمان فتحعلیشاه قاجار باغهای ابهر و خانه های تمیز و راحت آنرا ستوده است. در سال ۱۲۴۷ هجری ابهر ۷۰۰ خانه و باغهای دانشین داشته و قبر شیخ قطب الدین از مشایخ سلسله شیخ صفی الدین اردبیلی در ابهر واقع شده بر طبق نوشته دوسرسی در سالهای ۱۲۵۰ هجری دوره محمد شاه قاجار ابهر دارای ۲۰۰ خانه و ۹۰۰ نفر جمعیت بوده و دو گنبد نیمه ویران از دو مسجد در آن دیده می شده است. در دوره ناصر الدینشاه قاجار ابهر تیول توپخانه بوده است چنانچه خرمدره در تیول فراشخانه بوده در همین دوره قلعه خرابه ای بنام دارا در ربع فرسخی شهر دیده می شده است و خانه های آن کمتر از ۱۱۰۰ نبوده. در سده ۱۰ قمری از مرقد پیر حسن بن اخی اوران نیز در ابهر یاد شده و سیدی علی کاتبی دریاسالار عثمانی در ۹۶۴ هـ. ق . آنرا زیارت کرده است
شهر هیدج از دیدگاه تاریخ
هیدج نیز از نظر تقسیمات کشوری در استان زنجان واقع شده و از شهرهای تابع ابهر است که ۰۰۰/۲۰ نفر جمعیت دارد. از نظر تاریخ جوان است مورخ نامی مغول حمداله مستوفی که در نیمه اول قرن هشتم کتب تاریخی خود را تألیف کرده با اینکه احاطه واشرافی که به منطقه داشته اسمی از هیدج نبرده است . در وجه تسمیه هیدج گفته شده که در اصل هودج بوده و در اثر استعمال عامیانه و او به یاء تبدیل و هیدج شده است. در تاریخ زنجان موسوی آمده است که یکی از خواتین که آثار سنگ قبرش در این شهر موجود است قبل از آبادی آنجا با کجاوه زرین ] هودج [ از این محل عبور می کرده کسالتی به خاتون عارض می شود ناچار از هودج نزول کرده و خیمه و سحرگاه می زنند تا بلکه کسالت بر طرف و عارضه بهبودی یابد. ولی نو عروس جهان خانم در این محل ] حی مردان هیدج [ فوت می نماید و از آن روی ایجا به هودج معروف و بعدها به هیدج تغییر می یابد. حکیم گرانمایه حاج ملا محمد هیدجی معروف به حاجی آخوند دردیوان خود به طرز بدیعی از زادگاهش یاد می کند.
مــرا جایگـــه صفحـــه هیـــدج است که بر نوع عروس جهان هودج است
دراین بیت حکیم هیدجی به موضوع آرمیدن نو عروس جهان خانم در خاک هیدج اشاره آشکاری کرده و می فرماید: زادگاه من جایی است که خاکش برای نو عروس جهان هودج شده است.هیدج دارای حوزه علمیه دینی است و در تاریخ جوان خود منشاء خیر و برکت بوده مردان فاضل و ادبای دانای زیادی را در دامن خود پرورده است. عباس میرزا آرا در سر راه خود به زنجان درهیدج اقامت کوتاهی داشته و از ملا علی هیدجی نامی که در حوزه آن شهر درس شوارق می گفته نام برده است و نیز به شکایت اهالی هیدج ازمزاحمتهای میر شکار اشاره کرده حق رابجانب هیدجیها داده ولی می گوید: " از رنجانیدن میرشکار که نزد شاه مقام ارجمندی دارد معذور است."شاردن سیاح فرانسوی نیز از محلی بنام هی هی که شاید منظورش هیدج بوده باشد یاد کرده است.
شهر صایین قلعه از دیدگاه تاریخ
این شهر هم از نظر تقسیمات کشوری در استان زنجان قرار گرفته و تابع ابهر بوده و دارای ۰۰۰/۲۰ نفر جمعیت است. تاریخ کهن دارد قبل از فتنه دیر پای مغول قهود نام داشته ومغولان آنرا صایین قلعه نام نهادند. حمداله مستوفی درنزهه القلوب می نویسد:" دیه قهود که مغولان آنرا صایین قلعه می خوانند، ام القری آنجاست. و اکنون به سبب همسایگی با سلطانیه آن موضع آبادانی می شود ولایت سردسیر است حاصلش غلّه و پالیز باشد. چون بر جاده عَلَم واقع شده اخراجات بسیار دارند. از حقوق دیوانی معاف است. در ذکر مسافات از سلطانیه دارالملک مغول تاری مسافت بین ابهر وصایین قلعه را چهار فرسنگ ذکر کرده و دراین زمان یعنی قرن هفتم از هیدج وخرمدره آثاری نبوده که مذکور افتد. از تاریخ احداث قلعه این شهر آگاهی درستی نداریم ولی در قرن سوم هجری این قلعه در امتداد قلعه ] سر جهان [ وسایر قلاع دیگر منطقه مورد استفاده کنگریان بوده که به این منطقه حاکم شده اند. بعدها که نفوذ اسماعیلیه ملاحده به این حدود تعمیم یافته از این قلاع ] شمیران طارم، یاستی انگوران، سرجهان، میموندز، صایین قلعه[ به مرکزیت قلعه بزرگ گازرخان الموت یک نوع بهره ارتباطی مخابراتی می برده اند. به این نحو که با تابانیدن نورخورشید به آئینه مخصوص و قطع و وصل نور یک نوع ارتباط مورس بوجود آورده بودند. و به این ترتیب رسانیدن پیام بصری از قلعه ای به قلعه دیگر درمدت کمی میسر می شده. جالب توجه است که برقراری این نوع ارتباط مکالمات بصری در آن عصر بویژه کشورهای متمدن جهان بوده است.
لسترنج در کتاب خود می نویسد:" سر راه ابهر پنج فرسخی مشرق سلطانیه قریه قهود واقع است که مغولها آنرا صایین قلعه می نامند و هنوز این محل بنام صاین وجود دارد و آنرا با توخان هم می گویند و با توخان اسم نواده چنگیز است. قلعه مرتفع سر جهان بر فراز قله کوهی درنیمه راه صایین قلعه و سلطانیه واقع و تا سلطانیه پنج فرسخ فاصله داشت. واز فراز آن کوه بر جلگه بزرگی که ازسمت مشرق تا ابهر وقزوین امتداد داشت مشرف بود. یاقوت حموی گفته سر جهان جزو ولایت طارم و یکی از مستحکم ترین دژهایی است که او دیده ] مشاهدات یاقوت حموی در قرن ششم بوده. مولف [ ولی در زمان حمد اله مستوفی آن دژ خراب بوده و آلات جنگی وساخلوان به صایین قلعه انتقال یافته است. نام صائین قلعه بصور گوناگون در تواریخ آمده از جمله: صاین، صاین قلعه، قهود، قهود رود، صاین دژ، باتوخان، حسن قلعه و سان قالا که اسم رایج فعلی محلی آن است.
در لغت نامه دهخدا آمده است :
ابهر. [ اَ هََ ] (اِخ ) شهری مشهور میان قزوین و زنجان و همدان ازنواحی جبل و اهل َمحَل ّآنرا ((اَوهر)) گویند. و یاقوت گوید: بعض ایرانیان بمن گفتند که ابهر مرکّبست از آب و هر بمعنی آسیا. ومیان ابهر و زنجان پانزده فرسنگ و میان آن و قزوین دوازده فرسنگ است و عده ٔ بسیاری از علما و فقهای مالکیه منسوب بدان شهرند و آنان بر رأی مالک بن انس بودند و از آنان است : ابوبکر محمدبن عبداﷲبن محمدبن صالح بن عمربن حفص بن عمربن مصعب بن الزبیر مالکی فقیه که از ابن عروبه ٔ حرانی و محمدبن عمر باغندی و محمدبن حسین اشنانی و عبداﷲبن زیدان کوفی و ابوبکربن ابی داودو دیگران روایت کند و او را تصانیفی است در مذهب مالک و مقدم اصحاب مالک است بزمان خویش . و هم یاقوت گوید: فتح ابهر در سال ۲۴ از هجرت به ایام عثمان بن عفان بود و در این وقت مغیرةبن شعبه والی کوفه بود و جریربن عبداﷲ بجلی حکومت همدان داشت و برأبن عازب ولایت ری داشت عثمان جیشی بمدد براء فرستاد و او بغزاء ابهر شد و حنظلةبن زید الخیل با او بود و او در پشت حصار منیع ابهر لشکرگاه کرد و گویند که این حصن را شاپور ذوالاکتاف کرده است چون براء بدانجا فرود آمد مردم حصار با وی بجنگ برخاستند و جنگ چندین روز بکشید سپس امان خواستند و براء آنان را به آن شروط که حذیقةبن الیمان به اهل نهاوند امان داده بود زنهار داد.
در نزهةالقلوب آمده است : در آنجا قلعه ای گلین است که دارای بن دارای کیانی ساخته و بر آن قلعه قلعه ای دیگربهاءالدین حیدر از نسل اتابک نوشتکین شیرگیر سلجوقی ساخت و به حیدریه موسوم گردید و باروی آن شهر ۵۵۰۰ گام است هوایش سرد است و آبش از رودخانه ای که بنام همان شهر موسوم است و از حدود سلطانیه برمیخیزد و در ولایت قزوین میریزد و میوه ٔ آنجا بسیار است و از میوه های آن امرود، سختیان ؟ و آلوی ابوعلی نیکوست مردم آنجا سفیدچهر و شافعی مذهب اند و بر ظاهر آن مزار شیخ ابوبکر طاهران ابهری است ولایتش بیست و پنج پاره دیه است حقوق دیوانی شهرهاء ولایتش یک تومان و چهارهزار دینار است . و صاحب مرآت البلدان گوید: ابهر در شصت هزارزرعی غربی قزوین و چهل هزار ذرعی شرقی سلطانیه واقعاست و در ربع فرسنگی شهر قلعه ٔ خرابه ای است موسوم به دارا و در بعض کتب نوشته اند خانه های ابهر از خانه های اغلب شهرها بهتر ساخته شده . باغات باصفا بسیار دارد ابهررود از وسط شهر عبور میکند از آثار قدیم مسجدی در ابهر باقی است . عرض شمالی ۳۶ درجه و ۲۰ دقیقه وطول شرقی ۴۵ درجه و ۴۲ دقیقه و در بعض جغرافیاهای کهن فرانسه آمده است که ابهر کمتر از ۱۱۰۰ خانه ٔ عالی ندارد. این شهر در زمان ساسانیان حصاری عظیم داشته است .
نشر الکترونیکی توسط اِنی کاظمی – حقوق برای نگارنده محفوظاست

کلمات کلیدی : " ابهر" + "ایران" + "زنجان" + "شهر" + "قزوین" + "یاقوت"
۵۱ دیدگاه »
اندیشه خود را به یادگار بگذارید
- لطفاً به صورت پارسی بنویسید- برای تماس با مدیریت به "صفحه تماس" بروید
- برای طرح مباحثی که با نوشتار بالا مرتبط نیستند لطفاً به "انجمن گفتگو" رفته و بگو مگو کنید




مدیر وبلاگ ابهر شهر خانه های سفید هستم خوشحال میشم به وبلگ من سر بزنید
[پاسخ]
اهنگری پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲م, ۱۳۸۹ ۹:۳۴ ق.ظ:
مدیر وبلاگ ابهر شهر خانه های سفید هستم خوشحال میشم به وبلاگ من سر بزنید
http://www.abhariha.parsiblog.com
[پاسخ]
محمد پاسخ در تاريخ خرداد ۱۱م, ۱۳۹۰ ۱۰:۳۸ ق.ظ:
برو بابا با اون وبلاگ پر از بخلت. حاض
[پاسخ]
محمد پاسخ در تاريخ خرداد ۱۱م, ۱۳۹۰ ۱۰:۴۰ ق.ظ:
حاضر نیستی حتی یک کلمه از وبلاگت تو برنامه ای مثل ورد برای خوندن در مکانی غیر از پشت کامپیوتر، کپی بشه. یاد «هارپاگون» مولیر افتادم
[پاسخ]
انی کاظمی پاسخ در تاريخ مرداد ۱۰م, ۱۳۹۰ ۱:۴۰ ب.ظ:
درود. دوست عزیز روی سخنتان با کیست ؟ اِنی یا آهنگی ؟
مراقب باشید که توهین و ناسزا به دیگران به هیچ روی شایسته نیست.
[پاسخ]
مدیر وبلاگ ابهر شهر خانه های سفید هستم خوشحال میشم به وبلگ من سر بزنید
http://abhariha.parsiblog.com
[پاسخ]
جناب یا سرکار خانم آهنگری
از اینکه این وبلاگ را دیدم خوشحال ولی بلافاصله نا امید شدم
توصیه میکنم یک بار اطلاعاتی را که در مورد ابهر به نقل از نلی کاظمی قرار داده اید مرور کنید اشتباهات فاحشی وجود دارد
مثلا: زبان فارسی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
جمعیت:!!!!!!!!!!!!
کد تلفن: ۰۲۴۲!!!!!!!!
[پاسخ]
انی کاظمی پاسخ در تاريخ مرداد ۱۰م, ۱۳۹۰ ۱:۴۴ ب.ظ:
محمد جان؛ این اشتباه ها رخ دادنی است، باید آرام تذکر داده شود نه اینکه تاخته شود.
[پاسخ]
س اهنگری پاسخ در تاريخ آبان ۲۸م, ۱۳۹۰ ۳:۴۲ ب.ظ:
سلام
برا ایراد گرفتن همیشه بهانه هست
اطلاعات من برا سال ۸۶ هست و اون سال در وبلاگ قرار گرفته
حالا چطوری من سال ۸۶ از رو وبسایتی که ۸۹ نوشته شده نقل کردم خبر ندارم
و اطلاعاتم هم برا امار اون ساله ۸۶ به قبل
که در وب سایتم به روز شده
[پاسخ]
از کی تا حالا زبان ابهر فارسی شده
بچه بودیم ترکی صحبت می کردیم
[پاسخ]
انی کاظمی پاسخ در تاريخ مرداد ۱۰م, ۱۳۹۰ ۲:۰۱ ب.ظ:
زبان ابهر
ترکی و فارسی”ست
[پاسخ]
علیرصا پاسخ در تاريخ شهریور ۱۱م, ۱۳۹۰ ۶:۵۱ ب.ظ:
من خودم یک ابهری هستم زبان ابهر وهمچنین تمام روستا های اطرا ف آن به کلی ترکی هستش حتی یک روستای کوچک هم به زبان فارسی یا زبان دیگری مانند تاتی ندارد اما باید بگم که متاسفانه درسالهای اخیر به دلیل آموزش زبان فارسی در مدارس پدر ومادر ها سعی مکنند که با پچه هاشون فارسی صحبت کنند تادرمدرسه مشکلی نداشته باشند همچنین این بچه ها که بازبان فارسی بزرگ میشوند باهم وحتی بادیگر بزرگترهای غریبه فارسی صحبت می کنند دراین شرایط وقتی یک غریبه وارد شهر میشود گمان میکند که بعضی از ابهریها فارسند درحالی که تمام آنها نژادشان ترک هست و با این شراط زبان ترکی ابهری که یکی از زیباترین وملایم ترین وآرام ترین لهجه های ترکی هست به احتمال قوی طی ۱۰تا۱۵ سال دیگه متاسفانه از بین میرود و مردم محترم این شهر بای به فکر حفظ این میراث بسیر گران بهای پدران ومادران خود باشند.
[پاسخ]
انی کاظمی پاسخ در تاريخ شهریور ۱۳م, ۱۳۹۰ ۳:۴۵ ب.ظ:
من هم ازین اتفاق ناراحتم. ولی جهانی شدن خیلی قوی تر از ما هاست . .
salam
گویش مردم ابهر فارسی پهلوی بوده که بعد از صفویان و فشار و قدرت آن سلسله مردم منطقه زنجان که پارسی گو بودند به زبان ترکی رو آوردند(تحمیل شد)
که نام روستا ها و مراکز تاریخی نیز بیانگر این مطلب است.
[پاسخ]
انی کاظمی ابهری پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴م, ۱۳۸۹ ۸:۱۶ ق.ظ:
مدرک این حرف چیست ؟
[پاسخ]
محمود پاسخ در تاريخ مرداد ۲۷م, ۱۳۸۹ ۷:۰۵ ق.ظ:
درود به هموندان
ریشه بیشتر لغتهای آذری از زبان پهلوی است ریشه زبان پهلوی از
اوستایی میباشد.حتی نام شهرها مثلا اردبیل در زبان اوستائی آرتا به معنی مقدس و ویل به معنی شهر میباشد. به مرور زمان آرتاویل به “ارتویل” و این کلمه نیز به “ارتبیل” و باز به مرور زمان به اردبیل تغییر پیدا کرده است .
[پاسخ]
علیرصا پاسخ در تاريخ شهریور ۱۱م, ۱۳۹۰ ۷:۳۵ ب.ظ:
باید بگم که زبان ترکی دراین منطقه قدمت چند هزار ساله دارد وافراد بی هویتی مانند شما هستند که میراث گرانبهای اجداد خود را به بیگانگان یعنی فارسها می فروشند خاک بر سرت که هویتت یعنی شرافت وناموست رو به بیگانه می فروشی .
علی مصطفوی پاسخ در تاريخ شهریور ۲۱م, ۱۳۸۹ ۴:۴۶ ق.ظ:
تاریخ زبان ترکی آذری در منطقه ای که از قزوین شروع و به آذربایجان غربی ختم می شود قدمت ۷ هزار ساله در ایران دارد و این ادعا ها که زبان ترکی را به پهلوی می چسبانند و ریشه پهلوی برای آن در نظر می گیرند اشتباه و زاده فکر احمد کسروی(جاسوس انگلیس در ایران) می باشد که خود در هنگام مرگ به کذب بودن آن اعتراف کرده
تنها زبانی که در محدوده آذری زبانها ریشه پهلوی دارد مربوط به شهر تاکستان و قسمتی کوچی از خلخال می باشد که از تاکستان مهاجرت کرده اند و زبان آنها تات می باشد و اصلا ربطی به زبان آذری ندارد و کسی هم آنها را ترک قلمداد نمی کند تعداد آنها نیز از چند ده هزار نفر تجاوز نمی کند اگر شما مدعی هستید که در زمان صفویه مردم این منطقه به اجبار ترک شده اند پس چرا مردم اصفهان که زیر حکومت مستقیم صفویه زندگی می کردن ترک نشده اند؟ اگر اینطور بود تاکنون منطقه ای فارس زبان در ایران نباید یافت می شد چون بغیر از صفویه حکومتهای ترک زبان زیادی در این منطقه حکومت کرده اند ازجمله تیمیوریان – سلجوقیان – صفویه – قاجاریان – مغول ها – مادها – ساسانیان و . . .
در آدرس زیر مقاله ای قرار دارد در مورد همین مطالب
http://forum.irpdf.com/group-39-discussion-140.html
[پاسخ]
ببخشید ساسانیان اشتباهی وارد لیست بالا شده
[پاسخ]
ابهر در وازه تمدن است . حالا تا به تمدن بررسه راه زیاده.
مردمان ابهر از صدقه سر دانشجویان هستند که زندگی میکنن . نصف شهر ابهر خالیست اگر دانشجویی انجا نباشد . با مردمانی دزد
[پاسخ]
بهلول جلفایی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳م, ۱۳۹۰ ۶:۰۵ ب.ظ:
خیلی متاسفم برایت ،خیلی متاثر از اینکه افرادی دانشجونماامثال شما ماهیت وهوویت دانشجویان عزیز را به بازی می گیرند،دانشجویان واقعی هم برای مردم عزیزندوهم خودسان دارای شخصیتی والا هستندوچون در جستجوی دانشندبهتر از هر کسی شهر ابهر ومردمان ابهر وتاریخ واقعی ابهر را می شناسند به همین خاطر ابهر برای آنان عزیزاست و دالشجویان برای ابهریان عزیزند، تو با نوشتن دوکلمه ماهیت خود را نسان دادی ،پس بفکر خود باش و…
[پاسخ]
بهلول جلفایی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳م, ۱۳۹۰ ۶:۱۴ ب.ظ:
بادوکلمه ماهیت خود را نشان دادی وبه نام دانشجو با آبرو وحیثیت دانشجویان واقعی که برای مردم عزیزندبازی کرده ای دانشجویان عزیزند برعکس تو،چون در پی دانشندخیلی خوب ابهر وابهریان وتاریخ ابهر را می شناسندوبه همین خاطر برای مردم عزیزند وابهر هم برای آنان عزیز است ،تو بفکر خود باش
[پاسخ]
انی کاظمی پاسخ در تاريخ مرداد ۱۰م, ۱۳۹۰ ۱:۴۶ ب.ظ:
ما به تاریخ ابهر پرداختیم، نه حال ابهر.
دیگر آنکه بله حال ابهر وضعیتش مشخص است، شما چه کار فرهنگی انجام داده اید ؟ یک مورد ذکر کنید. اگر ذکر نکردید پس نه بر وضع ابهر که باید بر وضع این مملکت گریست.
[پاسخ]
bebakhshida amma joghrafie shoma khili bade akhe farghe shargho gharbo namidunin
abhar darvaze shomale gharbe irane begin gharb baz 1 chizi amma dige shargh khili zayast
lotf konid eslah konid
[پاسخ]
آریا پاسخ در تاريخ مرداد ۴م, ۱۳۹۰ ۷:۱۷ ق.ظ:
البته من هم یه جورایی با شما موافقم اگه ابهر دروازه تمدن باشه ببینیم تمدن از کدوم طرف به کدوم طرف رفته ونقش ابهر در این میانه چیه ؟ وکلا این ادعا ها از کجا بروز میکنه مثلا اثیر الدین ابهری به گفته دهخدا متولد سامرا وتحصیل کرده نجف ومنسوب به ابهر اصفهانه یا پیر احمد زهر نوش حدود ۱۰۰سال پیش زندگی میکرد ولی پادزهر هارو میشناخت وبعد از خوردن به اصطلاح زهر پادزهرش میخورد میومد توکوچه ها عربده میکشید حالا شده مولا نا قطب الدین با قدمت ۷۰۰ساله واقعا قباحت داره در ضمن وقتی سلطانیه پایتخت بود ابهر به عنوان آب هرز شناخته میشد خلاصه این جور چیزا اینجا مده
[پاسخ]
انی کاظمی پاسخ در تاريخ مرداد ۱۰م, ۱۳۹۰ ۱:۴۹ ب.ظ:
ابهر با داشتن قدمت حداقل ۵ هزار سال – شهر زنده در طول تاریخ از دوره سارگن دوم اکدی تا به امروز و آثار مختلفی چون : معبد داش کسن، سلطانیه، امام زاده ها، خصوصاً مقبره ابوالخیر در قروه به سال ۶۳ هجری و . . دیگر آثار مشهور باز هم بخصوص آثار طبیعی شایسته داشتن لغت : دروازه فرهنگ و تمدن نیز هست. ابهر با داشتن ۱۳ یا ۱۱ دانشگاه نسبت به جمعیت رکوردار در کشور نیز به نسبت جمعیت هست.
نالیدن دیگر بس است، اگر می توانیم کاری کنیم ور نه سکوت.
[پاسخ]
amir پاسخ در تاريخ مرداد ۲۷م, ۱۳۹۰ ۹:۴۱ ب.ظ:
azizam soltaniye koja abhar koja age to mamlekt parti bazi nabod kheyli vaght pish soltaniye khodesh shahrestan boood
انی کاظمی پاسخ در تاريخ شهریور ۱۳م, ۱۳۹۰ ۳:۴۷ ب.ظ:
شما پیداست که نقشه استان زنجان را ندیده اید؛ سلطانیه با اینکه دور است ولی برای شهر ابهر می باشد.
اطلاعات رو بروزتر کنید.
heyhey
harfe dahanetuno befahmin agha saeed u ke tamaddon dari hame ro ba 1 cheshm mibini man ke alan tehran hastam az una che didam begzarim
haha hamin shomaha hastin ke shahre ma ro khrab kardin
khali bashe behtar az ine ke afradi tush bashan ke …..
[پاسخ]
انی کاظمی پاسخ در تاريخ مرداد ۱۰م, ۱۳۹۰ ۱:۵۱ ب.ظ:
با آرتمیس موافقم. ممنونم دوست.
[پاسخ]
درپاسخ اقاسعید باید بگویم که متاسفانه شما دانسجویان هستید که فرهنگ اصیل شهرها ازجمله ابهر رابااعمال ورفتارگندتان به لجن کشیدیدقبل ازهمه به فکر اصلاح خودباشید
[پاسخ]
انی کاظمی پاسخ در تاريخ مرداد ۱۰م, ۱۳۹۰ ۱:۵۵ ب.ظ:
فکر کنم سعید پاسخ هایی درخور گرفت!
[پاسخ]
bacheha dava nakonin
khodemoonim abhr darkol bi farhange hala hey too sare khodetoo bezanin man khodam shenatiam daneshjooam hastam ama ensafan raftare eyalatemoon aslan monaseb nist.
[پاسخ]
انی کاظمی پاسخ در تاريخ مرداد ۱۰م, ۱۳۹۰ ۱:۵۹ ب.ظ:
مرسی سپیده ؛ البته حق با توست ولی، ربطی به ابهر و غیرش ندارد، کل ایران و یا اصلاً به تعبیری بهتر کل خاورمیانه چنین است.
ولی اینکه دوستان گاهی در حق ابهر کاملاً کم لطفی می کنند شایسته نیست.
حداقل مزیت شهر ما به دیگر شهرهای مرکزی و جنوبی کشور این است که هر جمعه می توانیم در ابهر بگردیم، خصوصا در بهار و تابستان.
و اگر در عکس های عکاسان ابهری درنگی بیشتر کنیم، می بینم که ابهر شایسته تاملی درخور تر است.
[پاسخ]
نیکی کن،چون نکو نامان همیشه رنده اند،
[پاسخ]
انی کاظمی پاسخ در تاريخ مرداد ۱۰م, ۱۳۹۰ ۱:۵۶ ب.ظ:
سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز
مرده آنست که نامش به نکویی نبرند
[پاسخ]
قابل توجه دوستان : بهشت روی زمین است ابهر باید بهشتی باشی تا قدر بهشت را بدانی
[پاسخ]
آریا پاسخ در تاريخ مرداد ۴م, ۱۳۹۰ ۷:۱۹ ق.ظ:
بهشت روی زمین است خطه ابهر
اگر بجاش نشینند مردمان دگر * نقل از کتاب برگ سبز فخیمی ابهری شعر از ناصر الدین شاه
[پاسخ]
انی کاظمی پاسخ در تاريخ مرداد ۱۰م, ۱۳۹۰ ۱:۵۷ ب.ظ:
ممنون آریا : )
[پاسخ]
ابهر شهریه کی آدماش تحت تهاجم فرهنگی شدید دانشجوها قرار گرفته ،طوری که کم کم زبان ترکی که ریشه در این مناطق داره ،داره درش محو میشه .
[پاسخ]
بهشت روی زمین است خطه ابهر
[پاسخ]
با سلام وآرزوی موفقیت بیشتر برای شما، از دادن اطلاعات برای شناسایی بیشتر منطقه ابهر بی نهایت از شما تشکر می کنم ، شما رسالت خود را انجام می دهید واز راهنماییها وانتقاد های سازنده استفاده فرمایید واز نظریات مغرضانه بی تفاوت گذر نمایید ، با تشکر از شما – جلفایی
[پاسخ]
ابهر پیش خرمدره هیچ است بهتر بروی درباره ی خرمدره تحقیق کنی برادر ۸۰۰۰قدمت فقط داره
[پاسخ]
ابن حوقل در کتاب ارزشمند خود ( صوره العرض ) ازینکه در قرن چهارم هجری از منطقه ی ابهر عبور نموده و اونجارو منطقه ای دیده کرد نشین ( لابد کردها ترکی صحبت می کردند ؟ ) که مردمانش گندم را نیکو پرورش می داده اند . این سفرنامه ننویس حدود هزار سال قبل از این از ابهر عبور نموده و مردمی با زبانی که به ترکی تکلم می نموده اند ندیده ، دوستان بیاد داشته باشیم که تاکید بر قومیت آنهم بدون تعصب ملی مفهومش تفرقه و جدایی است . یادمان نرود که زبان فارسی مهم ترین رمز ماندگاری ایران است که ما ایرانیت خود را مدیون آن هستیم که بزرگمردانی همچون فردوسی ، حسن صباح و … در حفظ و نگهداری آن کوشیدند و جان شیرین را در راه آن فدا نمودند . والا مصر نبطی از لحاظ تاریخ نه کم از ما داشت و نه کمتر از ما بود ولی چون زبانشان را فراموش کردند تاریخ پر عظمت فراعنه را به زیر پا گذاشته و عرب شدند . پس توصیه می کنم مثل برادر بدور از تعصبات زرد با هم از تاریخ پر عظمت ایران و ابهر این کهن دیار اهورایی ما سخن بگویید . دانشجویی که حضور در دانشگاه تادب در کلامش را ایجاد ننکند همانند وسیله ی نقلیه ای است که چند سال زحمت حمل کتابهای دانشگاهی را متحمل شده بی آنکه از علم موجود در لابلای اون کتابها بهره ای برده باشه …برازنده ی دانشجوی ما روشنفکریست نه زیر پا گذاشتن ادب در کلام
[پاسخ]
ابن حوقل در کتاب ارزشمند خود ( صوره العرض ) ازینکه در قرن چهارم هجری از منطقه ی ابهر عبور نموده و اونجارو منطقه ای دیده کرد نشین ( لابد کردها ترکی صحبت می کردند ؟ ) که مردمانش گندم را نیکو پرورش می داده اند . این سفرنامه نویس حدود هزار سال قبل از این از ابهر عبور نموده و مردمی با زبانی که به ترکی تکلم می نموده اند ندیده ، دوستان بیاد داشته باشیم که تاکید بر قومیت آنهم بدون تعصب ملی مفهومش تفرقه و جدایی است . یادمان نرود که زبان فارسی مهم ترین رمز ماندگاری ایران است که ما ایرانیت خود را مدیون آن هستیم که بزرگمردانی همچون فردوسی ، حسن صباح و … در حفظ و نگهداری آن کوشیدند و جان شیرین را در راه آن فدا نمودند . والا مصر نبطی از لحاظ تاریخ نه کم از ما داشت و نه کمتر از ما بود ولی چون زبانشان را فراموش کردند تاریخ پر عظمت فراعنه را به زیر پا گذاشته و عرب شدند . پس توصیه می کنم مثل برادر بدور از تعصبات زرد با هم از تاریخ پر عظمت ایران و ابهر این کهن دیار اهورایی ما سخن بگویید . دانشجویی که حضور در دانشگاه تادب در کلامش را ایجاد نکند همانند وسیله ی نقلیه ای است که چند سال زحمت حمل کتابهای دانشگاهی را متحمل شده بی آنکه از علم موجود در لابلای اون کتابها بهره ای برده باشه …برازنده ی دانشجوی ما روشنفکریست نه زیر پا گذاشتن ادب در کلام…ضمنا در برخورد های تاریخی موجود در شاهنامه ی فردوسی وقتی تورانیان که ترک بوده اند با ایرانیان صحبت می نموده اند از مترجم استفاده نمی کردند . چرا ؟ چون هر دو پسر عموهای همخون بوده اند که زبانشان از یک خانواده بوده است.
[پاسخ]
باید چند سال خارج از ابهر زندگی کنی تابفهمی ابهر یعنی چی
[پاسخ]
هیفه این شهر که مردمانی داره که حروم زاده تر از خودشون خودشونن
پول پیش خونه ی اجاره ایه مارو که خوردن هر چند ناچیز البته خرم دره ای بوداااا ولی سرتا پا یه کرباسن
[پاسخ]
انی کاظمی پاسخ در تاريخ دی ۱۳م, ۱۳۹۰ ۶:۵۳ ق.ظ:
بدبت برو ادبیات یاد بگیر بعد بیا حرف بزن؛ با این غلط املایی هات و این فرهنگِ زیر سوالت.
[پاسخ]
چرا بایـد کـه مـن از عمـر ، شـراب تلــخ نـاکـامـی بنـوشــم ؟
چرا خواهی که من از ماتم عشق ، به پیکر جامه حسرت بپوشم؟
( جلفایی )
[پاسخ]
ﺑﺎ ﻧﻈﺮ ﻣﺤﻤﺪ ﺍﺻﻐﺮﯼ ﻣﻮﺍﻓﻘﻢ ﭼﻮﻥ ﻣﻦ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﯾﮏ ﻧﻈﺎﻣﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻧﻘﺎﻁ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩﻡ ﯾﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﻣﺎ ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﻫﺎﯼ ﺧﺎﺹ ﺧﻮﺩﺷﻮﻥ ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻫﯿﭽﮑﺪﻭﻣﺸﻮﻥ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﺴﺘﻦ ﻣﺜﻞ ﺍﺑﻬﺮ ﺑﺎﺷﻦ.
[پاسخ]
berin baba abhariya ham chizi az shomaliya kam nadaran man ye miyaneii daneshjuye abharam man tarikhe abharo kheyli az shomaha bishtar midunam aslan baraye ma mohem nis ke shoma fars bashin ya tork shoma aslan maniye tork budanro nemifahmin aslan shomaro che be masazetha lulueeha …. mage akhe in kurusho daryush chi kardan ke ingad behesh eftekhar mikonin joz ezdevajhaye famili mage kari kardan>harki harfi dare be imailam bege http://www.hesam_achachi@yahoo.com
[پاسخ]