خرید اینترنتی پستی مجموعه 3.300 کتاب تاریخی، مذهبی، فلسفی، عرفانی و سیاسی خرید انترنتی مجموعه فیلم های تاریخی و مذهبی - باستانی و ایران باستان
۹
این نگاره توسط انی کاظمی در تاریخ ۱۳م مرداد، ۱۳۸۸ و در دسته "تاریخ باستان + تاریخ تمدن بین النهرین باستان + تاریخ سومر باستان + زنان و دختران در عهد باستان" ارسال شده است.

نویسنده :
در متن اجتماع اما این اقوام سومری از کجا آمدند؟ از ی ویژگی های جسمی و ظاهری و بویژه زبانی و اجتماعی، می دانیم که قومی مهاجر بوده اند. از نظر ظاهری (مثل شکل جمجمه) با اقوام العبید تفاوت دارند، زبانشان به کلی با زبانی که در منطقه صحبت می شده متفاوت است. مثلا حتی نام شهرهای سومری از همان محلی پیش از آنهاست و نه از خود سومری. ولی از نظر اجتماعی معلوم است که مهاجر به کلی از نظر فن و تکنیک از محلی بوده و تغییراتی که در ساخت منطقه صورت گرفته با سرعتی بوده که محصول یک روند بسیار تدریجی محلی نیوده است. این اقوام از شرق منطقه و از کوههای زاگرس وارد سرزمینی که نام گرفته شدند. ملارت حتی از منطقه ای در آناتولی ترکیه امروز نام می برد به نام کتل هویوک که رابطه هایی با داشته است. می توان چنین گفت که کوچ شاید از این مسیر صورت گرفته است. بطور کلی این نظر پذیرفته شده که اقوام سومری بدلیل ازدیاد جمعیت و کافی نبودن زمین و محل مناسب برای مجبور به مهاجرت شده اند. ملارت داده است که ساکنان کتل هویوک در جوامع مادرمحور می کرده اند. از جمله آثاری که او ارائه می کند یکی روش دفن است. فرزندان همیشه با مادر به گور سپرده می شدند و آنهم در ایوان اصلی و خانه. دفن کردن فرزندان با مادر نشانه ی وجود زنجیره ی خویشاوندی از طرف مادر است و نه از طرف پدر. تصاویر و حکاکی های هویوک هم نشانه های دیگری از مادر محور بودن آن جوامع را می دهند. نقشه دولت-شهرهای کرامر معتقد است که ریشه ی سومری ها به حدود دریای خزر و کوهها و کوهپایه های آن بر می گردد. در های سومری نام دولت – شهری به نام آراتّا (Aratta) که به احتمال زیاد در منطقه دریای خزر بوده است آمده است. سومری هم نقاط اشتراک زیادی با زبانهای اوراسیایی دارد که اینهم نشانه ی دیگری می تواند باشد. آنچه که مورد اتفاق نظر است اینست که سومریان از نقاط کوهستانی به های صاف میانرودان مهاجرت کرده اند. سومری که با نام (Ziggurat) می شوند نشانه ای از ارتفاعات کوهستانی هستند که سومریان، به یاد گذشته ی خود و های مقدسشان در بلندی کوه ها، می کرده اند. بعدها حدود هزار و پانصد سال دیرتر در دادو ستدهای ، این ها الهام بخش شدند. اما وقتی که از نقش در اداره ی جوامع سومری می گوییم بد نیست ابتدا ببینیم جوامع سومری چگونه شکلی داشتند و چگونه اداره می شده اند. ونقش را در میان این بررسی معلوم می کنیم. سومریان مجموعا ۱۵ دولت- در کرانه های رودهای ایجاد کردند و یا شهرهای اولیه را به تصرف در آوردند. از معروفترین آنها به اور (Ur)، (Lagash)، (Kish)، اریدو (Eridu)، اروک (Uruk)، اومّا (Umma) و نیپّور (Nippur) اشاره می کنیم. ترین و قدرتمند ترین این شهرها اروک بوده است. لیست پایین سیر تحول سومری را نشان می دهد: العبید : ۵۰۰۰ سال تا ۴۰۰۰ سال پیش از اروک : سه دوره ، وسطی و جدید – ۴۰۰۰ تا ۳۱۰۰ پیش از جمدت نصر – ۳۱۰۰ تا ۲۹۰۰ پیش از ی شامل I و II و III – از ۲۹۰۰ تا ۲۳۵۰ پیش از میلاد اکدیان – از ۲۳۵۰ تا ۲۱۰۰ پیش از میلاد اور III از ۲۱۰۰ تا حدود ۲۰۲۵ پیش از میلاد و ظهور دولت- یا “هر واحد شهری شامل خود و اراضی زراعتی حومه آن بود. گاه چند کوچولو و چند قریه و روستا و آبادی را نیز در بر می گرفت. مرکز هر واحد خود بود شامل بندر، کانال، ، خانه، دکان، کارگاه و مرغزار.” جمعیت شهرهای سومری در با آن زمان بسیار زیاد بود. جمعیت را که تازه شهر هم نبود به حدود صد هزار نفر تخمین می زنند. لئونارد وولی از روی تعداد خانه های بقایای شهر اور، جمعیت آن را حدود پانصد هزار نفر برآورد می کند. بیشتر زمینهای زراعتی در مالکیت بود و کشاورزان در بذرافشانی و محصول زمین با شریک بودند ولی املاک شهری در مالکیت انفرادی بود. در باور سومریان، هر شهر سومری از آن - بانویی بود که حامی آن شهر بود. طبیعی است که در میان همه ی ارگانهای اداره کننده، که محل استقرار - بود نقش مرکزی داشته باشد. همین که بسیاری از ایزد-بانوهای سومری حامی شهرها و عناصر طبیعی و اجتماعی ماهیت زنانه داشتند، نشاندهنده ی زنان در جهانبینی سومری است. در هم مقدسین یا کاهنه ها نه تنها مذهبی که فدرت و اداری هم در اختیار داشته اند. لازم به یادآوری هست که بعدها با یکپارچه شدن شهرهای سومری این قدرت مرکزی بین معبد و سومری مورد رقابت و کشاکش بود. اقتصاد با ازدیاد جمعیت و نیاز به تولید بیشتر مواد غذایی و وسایل بزودی از حالت تولید خانوادگی بیرون آمد و تولید بیشتر و بیشتر خصلت اجتماعی بخودش گرفت. های متفاوتی درباره شکل تولید اجتماعی ارائه شده است. نشان می دهد که اثرات این اجتماعی شدن تولید، تاثیرات زیادی روی زندگی زنان گذاشته و تعداد بسیاری از زنان عملا بصورت نیروی کار اجتماعی فعال درآمده بودند. تقسیم کار اجتماعی و جدایی نقش اجتماعی و مرد هم بتدریج از همین جا آغاز می شود. شواهد بدست آمده از مناطق باستانشناسی نشان می دهند که زنان بیشتر در صنایع پشم ریسی، بارچه بافی و بعدا لباس دوزی شرکت داشته اند. با اینکه مردان هم در این صنایع مشغول به کار بوده اند، اما نشان داده شده که بیشترین نیروی کار را در این رشته ها زنان تشکیل می داده اند. همچنین زنان در امور انبار و ذخیره ی مواد غذایی شرکت فعال داشته اند. نکته ی دیگر اینکه زنان همپای می توانسته اند نقش رهبری و مدیریت گروه های کار را بعهده بگیرند و این نقش ریاست تنها موارد استثنایی نداشته است. می دانیم سومریان اولین تمدنی بودند که الفبایی را اختراع کردند و در تمامی امور اداری اجتماع فعالانه بکار گرفتند. قدم بعدی پس از اختراع ، آموزش آن به تعدادی از افراد است تا در کارهای اداری بکار گرفته شوند. آموزشگاه های سومری در داخل معابد برپا می شد که کودکان خواندن و نوشتن و را یاد می گرفتند. در سومری نام زنان هم بعنوان حسابداران معابد آمده است و تعدادی از زنان بعنوان محاسب کار می کردند کرامر در میان لیست ۵۰۰ نقری دبیران دیوان نام را ندیده است است ولی ادوارد شیرا در بررسی گلی سومر به حسابداران و “منشی” سومری برخورد کرده است. طبیعی ست که این زنان در سنین پایینتر در آموزشگاه های معبد خواندن و نوشتن را آموخته باشند. از دیگر اجتماعی، زنان دارای حق قضاوت بوده اند و برکرسی قضاوت می نشستند و یا حق طرح شکایت در دادگاه را داشته اند. زنان از حق مالکیت برخوردار بوده اند و می توانسته اند در خرید وفروش اجناس شرکت کنند. و البته از نقش های مهم اجتماعی آنان هم خدمت در مقامات بالای معبد بود که همانطور که در بالا آمد، توانسته است بدون قدرت و اداری بوده باشد. بعنوان مثال مقام اول (Ensi) معبد را زنان هم می توانسته اند در اختیار داشته باشند و تفاوتی در میان نبوده است. زنان طبقات ثروتمند در مالکیت و اداره ی آنچه در اختیار شان بود آزادی داشتند. شواهد و متن های سومری نشان از تک همسری بودن اکثریت مطلق دارد و نشانه های چند همسری فقط در کاخهای پادشاهان دیده می شود. مرد به سختی می توانست زن دوم اختیار کند. ومعمولا اگر زن رسمی صاحب بچه شد، مرد می توانست در این صورت زن دومی اختیار کند که البته از برابر با زن اول برخوردار نبود. در اینجا متن بند ۱۴۴ قانون را که معتفدند از سومری گرفته شده درباره دوم می آوریم: “اگر مردی با زن نازایی کند و آن زن نازا ای به شوهرش بدهد و آنها صاحب پسری بشوند، و بعد آن مرد تصمیم بگیرد که زن دیگری صیغه کند، آنها (زن قبلی) نباید موافقت کنند و آن مرد نمی تواند دیگر را صیغه کند. اگر مردی با زن نازایی کند و او پسری برای آن مرد نیاورد و آن مرد تصمیم بگیرد که زنی را صیغه کند، می تواند آن مرد زنی را به صیغه ی خود درآورد. مرد می تواند زن صیغه را به خانه بیاورد ولی آن زن با زن اول برابر نخواهد بود.” بطور کلی در مورد مردان شرایط آسانتری برای طلاق قائل است تا برای زنان. زنان در صورت اسیر شدن مرد در یا فرار مرد از خانه و کاشانه (شاید در اثر عدم توانایی برای پرداخت بدهی و نزول) می توانستند طلاق بگیرند. باید توجه کنیم که این مربوط به زمان افول و اوج تمدن است ولی بدون شک این ریشه در سومری دارند. حدود هزار سال بعد است که در زمان به مردان توصیه می کنند که “با زنان مانند دامهایتان رفتار کنید.” برای زنان بسیار سخت و کننده بود و حتی برای حجاب زنان قانون می گذارد و تنها روسپیان را از پوشاندن سر معاف می کند. متن چند قانون را در اینجا می آوریم تا ببینیم که محدودیت های زنان چگونه شکل قانونی و نهادینه بخودش گرفته است. محدودیت هایی که با شکل های مختلف هزاران سال است که دوام آورده اند: بند ۱٫۳۷ – اگر مردی زنش را طلاق بدهد، اگر خواست می تواند چیزی به او بدهد، اگر نخواست احتیاجی نیست که چیزی به او بدهد، او را می تواند دست خالی روانه کند. بند ۱٫۴۰ – اگر زنان یا مردی به کوچه بروند، موهای آنان باید پوشیده باشد. روسپی خودش را نباید بپوشاند. زنان خدمتکار خودشان را نمی پوشانند. پیراهن روسپیان و خدمتکارانی که پوشیده باشند توقیف خواهد شد و ۵۰ ضربه تازیانه خواهند خورد و روی سرشان قیر ریخته خواهد شد. تمدن سومری نفوذ و بویژه فرهنگی زیادی در اقوام های مجاور داشت. با اینکه قدرت و برتری نظامی می توانست تغییر کند، اما نفوذ فرهنگی سومریان بسیار پابرجا تر بوده است. از سرزمینهای مجاور، «» که در جنوب امروزی واقع بوده بخصوص از سومریان و بعد تاثیر پذیرفته است و طبیعی ست که جایگاه زنان هم از این تاثیرپذیری فرهنگی جدا نمانده باشد. والتر هینتس شناس برجسته نمونه هایی از حقوق و جایگاه زنان در تمدن عیلامی ذکر می کند که یادآور چنین جایگاهی در سومر است. طبق نوشته ی هینتس زنان از حق شهادت دادن در دادگاه برخوردار بودند و اثر ناخن آنها در لوحه های گلی در کنار انگشتان مردان باقی ست. دختران به مقدار مساوی با پسران ارث می بردند و گاه هم تنها وارث بودند. زنان همچنیم حق خرید و فروش داراییها و از جمله املاکشان را هم داشتند. ی با اینکه ای پدرسالار بود و لی شواهد بدست آمده نشان می دهند که زنان از جایگاه والایی برخوردار بوده اند . ولی روند رشد تضادهای درونی ی سومر مانند افزایش نزول خواری و بهره های سنگین که برای بسیاری موجب از دست دادن رشته های خانوادگی و سقوط به مرتبه بردگی و بیگاری می شد از یک طرف و افزایش های میان شهرهای سومری و تهاجم قبیله های بیابانگرد به شهرها از طرف دیگر، رفته رفته نقش اجتماعی زنان را دگرگونه کرد. دوران جنگها و های پهلوانی به مردانی نیرومند و جنگجو و نیاز داشت تا بتوانند ارتشهای تهاجمی را رهبری کنند. از طرفی رشد درونی جامعه ی سومری سبب می شد که نیاز به نیروی کار و وسایل تولید اجتماعی افزایش پیدا کند و از طرف دیگر در جریان افزایش جمعیت، گوناگونی بیشتر کارها و تخصصی شدن کارها در جامعه ی سومر، سهم زنان بیشتر در خانه ماندن و پرستاری از بچه ها می شد و زنان کمتر و کمتر در کارهای اجتماعی شرکت می کردند که این البته باید مربوط به اواخر موجودیت سومر بعنوان واحد باشد. کمرنگ شدن نقش اجتماعی زنان رابطه مستقیم با افزایش قید و بندهای شخصی و اجتماعی دارد. بطوری که در هزاره ی سوم که تعداد بسیاری اسناد و سومری در دست داریم با ای کاملا پدر محور روبه رو هستیم و زنجیره ی خانوادگی از طریق پدر منتقل می شود. اما هنوز زنان از حقوق بالایی در اجتماع برخوردار هستند. انگاره های دینی و ها اولیه سومر پیش از طوفان وسیل بزرگی که زیانهای سختی به آنها وارد کرد (طوفان و سیلی که بعدها در سامی الهام بخش “طوفان نوح” شد) ، در هاله ای از فرو رفته است. برای بهتر فهمیدن وضعیت آن زمان جامعه ی سومری باید بیشتر و بیشتر به انگاره های دینی و ها رجوع کنیم. از طرف دیگر برداشت های بسیار متفاوتی از ها حتی در میان استادان و وجود دارد که بیان همه ی آنها نه از عهده ی نگارنده ی این سطور بر می آید و نه قضاوت در درستی آنها کار ای ست. پس ما سعی می کنیم فقط خطوط کلی از جایگاه زنان را با تکیه بر اسطوره ها و انگاره های دینی ترسیم کنیم. فراموش نکنیم که اسطوره ها و انگاره های دینی هر قومی بازتابی از و مشترک آن است. اسطوره ها و انگاره ها می توانند تا مدتها دوام بیاورند بی آنکه آن پایه ی اجتماعی را هنوز داشته باشند. یک - می تواند در یک جامعه ی پدرسالار مانند جامعه ی سومر هم مدتها دوام بیاورد ولی هدف من طرح ریشه های شکل گیری چنین اسطوره ها و انگاره هایی است. سومریان سرچشمه ی هستی را اقیانوسی بی شکل از آب می دانستند که -بانویی با نام نامّو (Nammu) مظهر آن بود. “آسمان در مالکیت خدایی به نام «آن» بود و زمین را خدابانویی به نام «کی» هدایت می کرد. هر دو اینان فرزندان «نامّو» مادر اولیه بودند. از پیوستگی آنان «آنلیل» مرد-خدا ی هوا زاده شد که زمین و آسمان را از هم جدا کرد و خود در میانشان جا گرفت.” از دیگر های سومری، افسانه «اینانّا (Inanna) و ایزد خرد» است که در طی آن به باور شهر «اروک» که اینانّا حامی شهر آنهاست، تمامی قوانین آسمانی تمدن را از« انکی (Enki)» می گیرد. در یک ضیافت آسمانی، «انکی» قوانین آسمانی (Me) را به اینانّا هدیه می کند و البته این خود ایزد-بانوست که آنها را طلب می کند. به گوشه هایی از این سرود توجه کنیم: “(انکی) می گوید: به نام قدرتم! به نام آستان مقدسم! به دخترم اینانّا تقدیم می کنم. کاهنگی والا! خداوندگاری! دیهیم زادگی پردوام! اورنگ شاهی!” و بتدریج در طول ضیافت آسمانی این قوانین و عناصر (Me) در اختیار اینانّا قرار می گیرد: “راستی، فرود و فراز به زیرین، ورزیدن و بوسیدن اندام مردانگی، کاهنگی آسمان، برگزاری سوگواری، شاد کردن دلها، انجام داوری، گرفتن تصمیم، افزار سنجش، رک گویی، بدگویی، سخن گویی نکوهش بار، سخن گویی ستایش بار، میخانه ی ، ابزار ، هنر آوازه خوانی، هنر قهرمانی، هنر توانمندی، هنر خیانت، هنر درستکاری، یغماگری شهرها، نیرنگ، مهربانی، درودگری (نجاری)، مسگری، دبیری، آهنگری، چرمسازی، لکه گیری، بنایی، نی سازی، گوش شنوا، توان ژرف نگری، پاکیزه سازی، قلم، … ، توان تمرکز، شیر تیزدندان، برافروختن ، فرونشاندن ، بازوی خسته، خانواده ی گردآمده، زاد و رود و …” در افسانه ی بالا، انکی پدر خیلی زود از آنچه به اینانّا بخشیده پشیمان می شود و در برابر مقاومت ، جادوها را به چالش با او می فرستد اما اینّانا موفق می شود که تمام این قوانین را ازآن خود کند و به سومر پیشکش کند. آنچه در بحث ما مهم است جای والا و قدرتمند ایزد-بانوها است در جهانبینی سومری. مهم اینست که چنین جایگاهی نمی توانسته است بدون های عینی در زندگی واقعی اجتماعی باشد. در منظومه ی سومری حدود ۱۶۰ آیین یا قانون آسمانی (Me) را شناسایی کرده اند که حدود ۶۰ تای آنها شده اند. اینها در واقع اجزای سازنده ی تمدن سومری را تشکیل می دهند. در میان آنان «مقام والا و جاودانی زن» و «زن مقدس» هم وجود دارد. نمونه های بسیاری از جایگاهی که خدا-بانو ها در انگاره های دینی سومریان داشتند در دست است که یک نمونه ی آن را در اینجا می آوریم: “بانویی که سرچشمه سرفرازی این سرزمین است و تکیه گاه استوار سیاه سران (نامی که سومریان به خودشان می دادند) «اشنان» بانوی حامی سومر که نعمت ها را بر سرزمین ما جاری می سازد.” “«نانشه» بانویی که یتیمان را دلداری می دهد، بیوه زنان را از یاد نمی برد، گردنکشان را به ورطه ی هلاک می کشد.” جالب اینست که با ورود سومر به دوران پهلوانی و جنگجویی، بسیاری از این ایزد-بانوان به - تبدیل شدند. جایگاه زنانگی در اسطوره ها و باورهای دینی فقط مخصوص سومر نیست. بعنوان مثال تمدن عیلام هم که در بالا به آن اشاره کردیم چنین جایگاه والایی را برای زنان در خود دارد. یا ی آسمانها در انگاره های عیلامی «پینیکیر (Pinikir) » نام دارد که مادر ی همه ی خدایان عیلامی بود. باز هم طبق نوشته ی هینبس “در هزاره سوم پیش از میلاد، «مادر بزرگ خدایان» هنوز سلطه بی چون و چرایی بر مذهبی عیلام داشت، اما در طول دومین هزاره تغییری بوجود آمد. همچنانکه مادرسالاری قدیم الاعصار عیلام به جریان تدریجی ارتقا مقام مردان گردن نهاد به همین ترتیب هم ترکیب جدیدی در ترتیب خدایان بوجود آمد. مادرخدایان چه پینیکیر و چه کیریرشا، نه بی درگیری، سرانجام به برتری یک خدای مذکر گردن نهاندند، اما این الهه زن هرگز از گروه خدایان عیلامی حذف نشد، زیرا که در قلب افراد عامی جایگاهی داشت.” نام خدای مذکری که بعدها جای مادر-خدایان عیلامی را گرفت «هومبان» بود. من این بحث را در اینجا به پایان می برم، فقط با این امید که خواننده ی علاقمند، خود بدنبال اطلاعات بیشتر و دقیقتر برود. همین که دانسته باشیم تصویری که ما از نیمی از جامعه ی بشری یعنی زنان در ذهن داریم، الزاما تصویری مطلق و همیشگی نیست خود گام بزرگی برای شناخت واقعیت است. تصورات ما هر چقدر هم که مطلق و جاافتاده و قوی به نظر بیایند باز هم جز تابعی از موقعیت اجتماعی نیستند. آنچه سبب عقب افتادگی اجتماعی زنان بخصوص در جوامع روبه رشد مثل است، نبود امکانات برابر اجتماعی برای رشد فردی و اجتماعی ست. در طول هزاره ها و قرون شرکت زنان در های اجتماعی یا از اساس ممنوع و بشدت بوده و یا فقط در رشته ها و فضاهای امکان وجود داشته است. بدیهی ست که برای جامعه در چنین شرایط محدودی، “نیازی” به رشد توانایی ها و دانش فردی و گروهی زنان وجود نداشته باشد. و این دور باطل همچنان ادامه پیدا کند. —— ** متن زیر را از Sumerian Mythology اثر ساموئل کرامر آورده ام: سومری ها قومی غیر سامی و غیر و بودند که در اوایل هزاره چهارم پیش از میلاد احتمالا از شرق میانرودان به این سرزمین وارد شدند. هنگامی که سومریان سرزمین های میان دو ردودخانه ی را تصرف کردند بدون شک این سرزمینها در تصرف اقوام سامی بود و ورود آنها موجب کشمکش و درگیری میان دو قوم بر سر کنترل سرزمینهای میان دو رودخانه شد. کشمکش هایی که حدود دو هزار سال به طول انجامید. داده ها نشان می دهند که ابتدا از آن سومریان شد. می توان در نظر گرفت که سومریان برای مدتی کنترل بهترین قسمت های منطقه را در دست داشتند و حتی توانسته بودن رقیبانشان را برای مدتی به سرزمینهای دوردست برانند. بدون شک سومریان در دوره ی و قدرت در هزاره ی چهارم به پیشرفت های مهمی در عرصه ی سازمانهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دست پیدا کردند. این پیشرفت اقتصادی همراه با رشد و تکامل مفاهیم و موضوعات دینی و معنوی، باید اثرات ماندنی در مردم خاور نزدیک که با سومریان در هزاره چهارم در بوده اند گذاشته باشد. ولی شکست زودهنگام اقوام سامی نقطه ی پایانی بر کشمکش های میان دو قوم بر سر کنترل میانرودان نگذاشت. بدون شک با کمک گروههای مهاجمین تازه وارد از از شبه جزیره ، اقوام سامی تقویت شدند و حتی صورت تهاجمی بیشتری به خود گرفتند. بدین ترتیب از اوایل هزاره سوم شاهد عقب نشینی تدریجی سومریان به نقاط جنوبی تر میانرودان هستیم، از نیپّور به طرف خلیج . اقوام سامی در شمال نیپّور در موقعیت خوبی قرار داشتند. در میانه ی هزاره سوم رهبر بزرگ سامی به نام سارگون ظهور می کند که ی را پایه می گذارد. سارگون و پادشاهان بعد از او سومریان را بسختی به سوی جنوب عقب راندند که با اسارت بسیاری از سومریان و جایگزین کردنشان با سامیان همراه بود. این شکست آغاز افول سومریان بود. سومریان در اواخر هزاره ی سوم آخرین کوشش را برای بدست گرفتن کنترل میانرودان انجام دادند، و با استقرار سلسله اور سوم (Ur III) هایی هم کسب کردند. با اینحال سامیان نقش بزرگی حتی در این جدید سومری ایفا کردند بطوری که سه آخر این سلسله که بیشتر از یک قرن دوام نیاورد، نامهای سامی داشتند. با سقوط و از میان رفتن آخرین پاینخت Ur، در حدود ۲۰۵۰ پیش از میلاد، بتدریج سومر بعنوان یک واحد سیاسی از میان رفت. کمی بعد از سقوط قطعی سومر، قوم آموررو (Amurru) که از اواخر هزاره سوم بتدریج در جنوب میانرودان رخنه کرده و مستقر شده بودند، شهر را پایتخت خودشان قرار دادند و زیر فرمان رهبرانی مثل حمورابی موقتا میانرودان را به دست گرفتند. بدلیل سیطره ی بر منطقه در هزاره دوم و هزاره اول پیش از میلاد، کشوری که روزگاری سومر نامیده می شد، به نام خوانده شد. نامی که هنوز هم استفاده می شود.

نگاره های مرتبط:

۹ دیدگاه »

  1. danyal گفته است :
  2. الناز گفته است :
  3. زنان در عصر باستان – تالار های گفتمان ایران گفته است :

    [...] در عصر باستان مقام زن در تمدن سومر باستان زنان در متن اجتماع اما این اقوام سومری از کجا آمدند؟ از [...]

  4. نسیم گفته است :

    من سومری ها رو نمیشناسم ولی اگه اینطوره که میگید
    ………………زنده باد تمدن سومری…………..

    [پاسخ]

    کوپال پاسخ در تاريخ آبان ۱۵م, ۱۳۹۰ ۸:۲۰ ب.ظ:

    اکثر تاریخدانان سومری ها را از نژاد ترکها میدانند

    [پاسخ]

    نسیم پاسخ در تاريخ آبان ۱۸م, ۱۳۹۰ ۱۲:۵۷ ق.ظ:

    ممنون از اطلاعاتت.
    اصلا زنده باد نژاد خودم، ترک……!

    [پاسخ]

    نسیم پاسخ در تاريخ آبان ۱۸م, ۱۳۹۰ ۱:۰۵ ق.ظ:

    ممنون از شما و تاریخدانان!
    حالا زنده باد نژاد خودم، ترک……..

    [پاسخ]

    الهه پاسخ در تاريخ آبان ۲۰م, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۴ ب.ظ:

    سومر یه سرزمین و نژادی بوده در بین النهرین بین رود دجله و فرات (نزدیک خوزستان) که به قبل از میلاد مسیح برمیگرده شاید ۳۰۰۰ سال وترک ها که قدمت بوجود امدنشون به بعد از اسلام برمیگرده شاید به زور به ۱۰۰۰ سال برسه حاصل حمله و ازدواج و مخصوصا تجاوز مغول ها و اقوام اسیای مرکزی به زنان شمال و شمال غربی ایران و کشور ترکیه که قبلا ترک نبودند هستند پس اولا شما اول یه مطالعه ای کن بعد حرف بزن و دوما شک نکن که شاید از نژاد دختران کوروش باشی سوما کودوم تاریخ دان خری گفته سومری ها ترکن حداقل اسمشونو بگو من که انقدر مطالعه می کننم یه همچین حرف مزخرفی تا حالا از هیچ مورخی نخوندم

    [پاسخ]

    کوپال پاسخ در تاريخ آبان ۲۶م, ۱۳۹۰ ۳:۰۸ ب.ظ:

    پروفسور وولی محقق نامی تاریخ باستان که از سوی دانشگاه پنسیلوانیا و موزه ی بریتانیا به عنوان رییس هیات باستان شناسی در حفریات شهر اور حضور داشته :تمدن سومر در بین النهریبن ۳۵۰۰سال پیش از میلاد مراحل عالیه فرهنگ را پیموده اند وزبانشان از گروه زبانهای التصافی بوده است(منبع کتاب پاشا صالح: تاریخ پیشین ص ۹۱) درضمن بهتره با ادب باشی و اطلاعات خودتو بیشتر کنی مخصوصا در مورد زبانها. در خصوص اینکه میگی ترکاقدمتشون به بعد از اسلام ربط داره و حمله ی مغولها: اولا زیاد به کتابها کاری ندارم چون میخام برات راحتتر تفهیم بشه کافیه گوگل تایپ کنی تپه ی حسنلو یا بیای تبریز موزه ی عصر اهن و اجسادی که از زیرمسجد کبود(فیروزه ی اسلام) تبریز کشف شده را ببینی شاید اگه حس نژادپرستی بهت اجازه داد باور کنی این اجساد مربوط میشن به ۳۷۰۰ سال پیش یعنی ۴۰۰سال قبلتر از اینکه نژاد اریایی به این سرزمین برسن و در ضمن کرامر و گیرمیشن و اولجاس همگی در این باورن که ماد ها از نوادگان سومر میباشن و زبانشان التصافی است وشهر شیز(تخت سلیمان کنونی)که پایتخت آتروپاتن بوده است جایگاه زرتشت است که زبان ان هم التصافی است همون شخصی که دینش را کوروش به رسمیت شناخت و شد زرتشتی همان کوروشی که همه ی محققین گفتن از نژاد ماد بوده(مادر).

    [پاسخ]

اندیشه خود را به یادگار بگذارید

- لطفاً به صورت فارسی بنویسید
- برای تماس با مدیریت به "صفحه تماس" بروید
- برای طرح مباحثی که با نوشتار بالا مرتبط نیستند لطفاً به "انجمن گفتگو" رفته و بگو مگو کنید



کلمات کلیدی : " " + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + ""

جستجوهای ورودی:

زن در نظریات فرهنگی + تاریخ جیره + موقعیت زن در هند باستان + نقش زنان در تمدن بابل + جايگاه زن درتمدن ايران باستان + جایگاه زنپ در تمدن های باستانی + نقش عنصر اب درتمدن مایاها + نقش زنان درتمدن + نقش اجتماعی زنان ساسانی + زن در تمدن مصر + مقام زن در تمدن های مختلف + بنا درتمدن بابل + ایزدبانو نانشه + نقش اجتماعی مرد + نقش ازادي درتمدن مادها + میراث درتمدن مصر + نحوه دفن مردگان درهند + نقش زن در تمدن + نظریه آفرینش جهان + نظریه محدودیت های فرهنگی زنان در جهان + موقعیت زنان در هند باستان + موقعیت زنان در سومر + مقام زن در تمدن سومر + مقام زن در تمدن سومر باستان + مقام زن در جامعه ی امروزی توانایی زنان ومردان و مقایسه ی زنان در گذشته و حال + مقام زن در قوم سومر + مقام زن درسومر + مقام زن رومی در قرن 5 + مقام زن + مقایسه میراث فرهنگی سومر و آشور +
تمامی حقوق این تارنما - محتوا و پوسته - متعلق به "تاریخ ما" می باشد
استفاده از نگاره های "تاریخ ما" تنها با پیوست لینک، ذکر نام نگارنده و عنوان تارنما مجاز است. (پشتیبانی امنیتی : شرکت پارس پردازش حافظ شیراز)
All Rights Reserved 2006 - 2011