نویسنده : انی کاظمی

تا سده های اخیر اطلاعات موجود راجع اعصار اولیه و نخستین فرهنگ ها و تمدنها در بین النهرین ، منحصر به روایات عتیق و قصص قدیمی می شد و هنوز کسی از نام سومر نشنیده بود و از وجود قومی چنین هیچ اطلاعی در دست نبود ؛ قدمت فرهنگ و تمدن آنان به حدی است که حتی یونانیان و کلیمیان نیز از آن بی اطلاع بودند هرودوت پر گو و نادان نیز بی اطلاع بود واینجاست که زمان به صفر می رسد در حالی که ما از دولت هخامنشی ومصر باستان چیزی نمیداستیم– آنان نیز از سومریان خبر نداشتند . وفقط تنها بروسوس . مورخ بابلی ۲۵۰ سال پ. م در کتاب خود افسانه ای را عنوان کرده که شاید اشاره ای به این قوم باشد . وی می گوید که انسانهای غول آسایی به رهبری « اوآنس » نامی از خلیج فارس بر آمدند و هنرهای کشاورزی و فلز کاری و نوشتن را با خود به ارمغان آورد و سپس اضافه می کند آنها آنچه برای رفاه و بهبود زندگی آدمی ضرورت داشت به انسان سپردند و از آن زمان تا به حال اختراع تازه ای به ظهور نرسیده است . نخستین بار در قرن هفدهم بود که غربیها به تمدن باستانی مشرق زمین و بین النهرین علاقه مند شدند یعنی هنگامی که پپترودلاواله – شرح جذابی از مسافرت خود و آنچه دیده و یافته بود ارائه کرد و خشت های بابل و اور را که حروفی ناشناخته بر آن حک شده بود به معرفی تماشا گذاشت و محافل علمی و فرهنگی و دربارها متوجه اهمیت جست و جو در مشرق زمین و بین النهرین شدند و سفرهای تحقیقی مختلفی آغاز شد . اما در آن زمان این سفرها و تحقیقات منحصر به مشاهده و بازدید از آثار و بقایایی بود که در سطح خاک قرار داشتند یا ویرانه هایی که در دسترس قرار می گرفتند و کسی به فکر حفر تپه ها و تلهای بر جای مانده نبود . تا اینکه در ۱۸۴۳ برای نخستین بار، پل امیل بوتا ، کنسول فرانسه در موصول که ایتالیایی تبار بود نخستین کاوش را در خرساباد شروع کرد و شهر آشور را کشف کرد و دوران جدید آغاز شد و حدودا در همان زمان ۱۸۴۵ یک انگلیسی به نام «سر هنری لایارد» به اقتباس از بوتا در نمرود ونینوا به حفاری پرداخت . به موازات این اقدامات ، تحقیقات زبان شناسی و خط شناسی بر روی کتیبه سه زبانه تخت جمشید ( پارسه) که از آغاز قرن نوزدهم شروع شده بود ادامه داشت . دو زبان اول که فارس باستان و عیلامی بوده خوانده شده بود . وزبان سوم نیز در نیمه قرن نوزدهم رمز گشایی شد و مشخص شد که سومین زبان سامی که امروزه به آکادی شهرت شهرت دارد و راه برای شناخت دورانهای باستانی بین النهرین هموار شد . بوتا و لایارد ، علاوه بر تعداد زیادی مجسمه های سنگی که به اندازه طبیعی ساخته شده بود ، قطعاتی از نقوش بر جسته در اندازه های مختلف و بسیاری اشیای ارزنده و نفیس دیگر که از کاخ ها و معابد و محل های باستان بین النهرین بدست آورده بودند با خود به اروپا بردند و موزه هایی چون لوور را مزین کردند و گزارش های مفصل و شگفت انگیزی از کارها خود را نیز به ارمغان آوردند که یکی از آنها کتابخانه آشو بنی پال (۶۶۹-۶۲۷ ق. م) آخرین امپراطور با قدرت آشور بود که از شهر باستانی نینوا بدست آمد و شامل نوشته های مذهبی ، ادبی و علمی و به خط بابلی و آشوری بود در بین این نوشته ها لوحه های دیگری بدست آمد که به خط و زبان دیگری بودند که بعد ها معلوم شد سومری هستند و زبان و خط سومری ۱۵۰۰ سال قبل از آشور مورد استفاده قرار می گرفت و قبل از زبان آکادی است .
>در فاصله سالهای ۱۸۳۵ تا۱۸۴۴ « راولینسون » نوشته های سه زبانی داریوش کبیر را در ارتفاعات بیستون در غرب ایران را خواند وترجمه کرد این کتیبه که به سه زبان فارسی کهن ، بابلی و عیلامی گل سر سبد آشور شناسی نامیده می شود ، در همین دوره «هینکس» خاور شناس ایرلندی که در کشف و شناسایی سیستم حروف صدادار خطوط میخی به راولیسون کمک می کرد ، دریافت که خط میخی به کار رفته در زبانهای سامی خاور نزدیک ، از قومی کهن تر به رعایت گرفته شده که زبا آنها غیر سامی بوده و این همان قوم متمدن سومر است و اما نام سومر را ژول اوپرت خاور شناس آلمانی مقیم فرانسه و همکار دیگر آن دو به آن قوم داد . وی اولین کتاب درباره سومری ها را به سال ۱۸۸۱ تحت عنوان مطالعاتی سومری به زبان فرانسه انتشار داد ونام راولینسون ، ادوارد هینکس و ژول اوپرت به عنوان قدیسین سه گانه مطالعات میخی مشهور شد
در ادامه کشفیات در سال ۱۸۵۴ دو نفر باستان شناس انگلیسی محل سه شهر سومری اور ، اریدو ، اوروک را پیدا کردند و در اولین کاوشها که سرپرستی آن را ارنست دوسارزاک به عهده داشت اشیای نفیسی مانند مجسمه گودآ و دو مهر استوانه با خط نوشته سومری بود .
گودآ:فرمانروای شهر تلو یا همان گیر سو است که در حدود ۲۱۴۳ تا ۲۱۲۴ق. م بوده است .
در اواخر قرن نوزدهم آثار بیشتری از تمدن سومری بدست آمد و از جمله آنها ، فرانسوی ها خرابه های شهر لاگاش را پیدا کردند که الواح بسیاری داشت و همچنین در سال ۱۸۸۹ غنی ترین کتابخانه از اسناد خط و زبان توسط باستان شناسان آمریکایی از شهر مذهبی بدست آمد که بیش از پنجاه هزار لوح یا کتیبه با نوشته بود و کم کم تمدنی که می تواند به اندازه مصر و یونان گنجینه داشته باشد البته یونان بی تمدن ترین کشورها در میان کشودهای خاورمیانه ، هند و چین والبته اکثر این محققان و خاور شناسان هدفی جزء تزیین موزه ها ی خودشان و کشورشان نداشتند بهمین علت آثار غیر زیبار را غیر مهم نمی پنداشتند و به همین علت بسیاری را ازبین بردند و تعدا کمی را حفظ کردند تا موقعی که آلمانی های بافرهنگ وارد عراق شدند در اوایل قرن بیستم « روبرت کولدوی » در بابان و والتره آندره در آشور تکنیک های جدیدی پیش گرفتند که خیلی موثر بود در فاصله بیست ساله بین دو جنگ جهانی که شاید درخشانترین و پر ثمرترین ادوار تاریخ باستان شناسی بین النهرین بنامیم . در این دوره لئونارد وولی حفاری شهر باستانی اور را به عهده گرفت شهری که در تورات به عنوان زادگاه ابراهیم نبی نام برده شده است . سر کئنارد ولی موفق به کشف قبرستان سلاطین سلسله اول (۲۴۵۰ ق م) شد . همچنین هیاتی از دانشگاه شرق شیکاگو و با همکاری هنری فرانکفورت در منطقه ماری در کنار رودخانه دجله فرات در سوریه مدارک زیادی از سلسله اول به دست آورد و قصر باشکوه مربوط به قرن ۱۸ ق .م در بایگانی و اسناد و مدارکی متعلق به زمان حمورابی را کشف کرد .همچنین ستون لوید و حله باقر و فؤاد صفر در مجموع سه محل بکر را برای موزه عراق حفاری کردند. اریدو یکی از قدیمی ترین شهرهای مقدس بین النهرین ؛ حرمل یک تپه بی اهمیت که به نحو غیر منتظره ای سر شار از کتیبه بود و هاترا ، پایتخت شگفت انگیز یک کشور پادشاهی عربی قبل از اسلام بدین ترتیب رنل و اتلال ودمن و تپه های بزرگ و کوچک یکی پس از دیگری گشوده شدند و اسرارشان عرضه گردید و تکه های اصلی بین النهرین کشف گردید و این چنین بود شناخت بین النهرین که در نتیجه آن تمدن بابل – آشور و اکد و سومریان بزرگ و بافرهنگ آشکار شد بین النهرین که طی این حوادث قدیمی ترین تمدن را دارا گشت البته تا سال ۲۰۰۷ با وجود این امروزه بوهایی از جیرفت به مشام می رسد که دارای تمدنی ۴۵۰۰ سال قبل از میلاد می باشد یعنی با سومر حداقل حداقل هزار سال سال تفاوت دارد ولی افسوس که فقط یک شهر است و آثار آن توسط مردم بی فرهنگ منطقه به سرعت نابود و قاچاق شد ولی بازهم هرگز به درجه سومر نخواهد رسید ونیم میلیون لوح نشانه ی بی رقیب بودن در دنیا را دارد enifk
پس تا به امروز سومریان قدیمی ترین تمدن جهان را داشته اند و حدود ۳۶ قرن ق . م می زیسته اند که ۲۰قرن ق .م ناپدید گشتند . و اموریان ، کاسیان ، آشوریان ، کلوانیان ، آشور ، بابل همه باز مانده شاید سومریان باشند که بعد از سومر پیوسته از بین النهرین حکومت کرده اند و تا زمانی هخامنشیان بابل را نیز با عدالت از صحنه محو کردند آخرین تمدن بین النهرین محو گشت
همانطور که آشوریان نیز مقابل ماد و بابل شکست خوردند و بعد از سقوط هخامنشی به دست اسکندر ، هخامنشی بدست اسکندر کبیر یا بزرگ تمدن خاور میانه در نزاع فرو رفت که با آمدن عربها و دین اسلام دیگر چراغ تمدن های بزرگ خاموش شد و تا به امروز تمام کشورهایی که اسلام در آنجا وجود دارد هیچ تمدنی ندارند و نخواهند داشت . به نظر من ، سومریان از جیرفت به بین النهرین رفتند چرا که ناگهان خانه های جیرفت خالی از سکنه شده و سالها یی بعد سومر ظهور کرد
با تشکر از : اکرم و بهروز فرنو
نگاره های مرتبط:
۱۸ دیدگاه »
اندیشه خود را به یادگار بگذارید
- لطفاً به صورت فارسی بنویسید- برای تماس با مدیریت به "صفحه تماس" بروید
- برای طرح مباحثی که با نوشتار بالا مرتبط نیستند لطفاً به "انجمن گفتگو" رفته و بگو مگو کنید
کلمات کلیدی : " آثار" + "آشور" + "اروپا" + "اسرار" + "اسلام" + "اسکندر" + "افسانه" + "افسوس" + "الواح" + "ايران" + "اکد" + "بابل" + "باستان" + "باستان شناس" + "باستان شناسان" + "باشکوه" + "برده" + "بزرگ" + "بنا" + "بین النهرین" + "تاريخ" + "تاریخ" + "ترجمه" + "تمدن" + "تمدن بابل" + "تمدن سومر" + "تورات" + "تپه" + "جنگ" + "جهان" + "حکومت" + "خط" + "خوانده" + "دين" + "رم" + "زبان" + "زن" + "ستون" + "سلسله" + "سلسله اول" + "سومر" + "سومر باستان" + "سومریان" + "سومریان باستان" + "شاه" + "شهر" + "عدالت" + "عراق" + "علم" + "عهد" + "عيلام" + "فارس" + "فرهنگ" + "فکر" + "قبل از اسلام" + "قدرت" + "قصر" + "قوم" + "لاگاش" + "لوح" + "مادیان" + "مجسمه" + "محققان" + "مذهب" + "مردم" + "مصر" + "مصر باستان" + "معابد" + "مغان" + "مقدس" + "نشان" + "نمرود" + "هخامنش" + "هرودوت" + "هند" + "هنر" + "پادشاه" + "پارس" + "پارسه" + "چين" + "کاخ" + "کاخ ها" + "کتاب" + "کتابخانه" + "کشف" + "کهن"




نخست بر شما درود
دوم این که اگر می خواهید داستان بنوسید بحث دیگری است ولی اگر می خواهید تاریخ بنویسید لطفا همیشه مستند بنویسید.
سوم :از این که این بار تخفیف دادید واصرار نفرمودید که سومری ها ترک هستند از شما سپاس گزارم.اگر روزی دانشمندان خبره و متخصص به این نتیجه یا هر نتیجه ی دیگری برسند ما هم خوشحال می شویم ولی خوش تر است که تا آن روز ما دست به خیال بافی نزنیم.
چهارم آن که دکتر یوسف مجید زاده که اهل خاک پاک تبریز هستند(همشهری شما)و بهترین میانرودان شناس و از طرفی مهمترین شخصیتی که شخصا جیرفت را حفاری کردند به خود اجازه نداند که همانند شما نظریه پردازی کنند و بگویند که سومری ها از جیرفت به بین النهرین رفتند بلکه بر عکس آن را تمدنی مستقل و مربوط به حوزه ی تمدنی هلیل رود می دانند که دارای خط منحصر به فردی است و کهن تر از خط و تمدن سومری که تمدن سومری تحت تاثیر آن بود و به نظر ایشان ظن قریب بر این است که آن تمدن ناشناخته که در اسناد سومری با نام” آراتا” آمده همانا تمدن جیرفت است.(برای اطلاع بیشتر به تنها کتاب ایشان درباره ی جیرفت که وزارت ارشاد چاپ کرده و گزارش های مفصل ایشان و همکارانشان که در همایش دانشگاه شهید با هنر کرمان به سال۸۷ ارائه شده رجوع فرمایید.)
پنجم :اگر اندکی در مطالعه ی تاریخ ایران با حوصله تر و دقیق تر باشید ملاحظه می کنید که میان رودان پس از ورود صلح جویانه کوروش به آن همچنان پایا و زنده بود و به هیچ وجه محو نشد ولی البته با کمرنگ شدن نقش تبار سامی ونقش افرینی ایرانیان.میان رودان از زمان باستان (به جز دوره ی فتوحات عرب )تا حمله ی مغول و سقوط بغداد یکسره و همیشه زنده بود.شما کافی است برای نمونه فقط تاریخ فکر در میان رودان را از کوروش تاهولاکوخان مغول پی گیری نمایید تا متوجه و آگاه شوید که این سرزمین چه قدر زنده بود.از یک سرزمین محو شده چگونه این همه” ملل ونحل ” تولید شده است آقای کاظمی؟
لطفا برای احترام به خود وخواننده “مستند” بنویسید و صد البته
اسناد را همان گونه که هست استفاده نمایید و مصادره به مطلوب نفرمایید.
با احترام
[پاسخ]
احمد پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱م, ۱۳۸۹ ۱۱:۵۲ ب.ظ:
منشاء نژادی، قدامت تاریخی و وجه تسمیه اَزرَه ها
عباس دلجو
abbasdeljo@yahoo.com.au
بخش پنجم
خوشبختانه آثار بجا مانده از تمدنهای باستانی در افغانستان کنونی تا اندازه ای به تائید این نظریه کمک کرده است . آثاری به دست آمده از غار قره کمر در ایبک مرکز ولایت سمنگان، هزار سم سمنگان، آق کپرگ در مزار شریف، غار چهل ستون در مرکز بامیان، دشت ناور غزنی و… ثابت کرده است که هزاران سال قبل از هجوم آریائی ها درین سرزمین، انسانهای بومی در این مناطق زندگی میکرده و مدنیت اولیه بشری را پایه گذاری کرده اند . موجودیت این آثار باستانی ثابت میسازد که قبل از ظهور آریائی ها و مهاجرت ایشان به ایران، افغانستان و هندوستان، درین مناطق انسانهای بومی از نژاد ترک که خالق مدنیت های شگفتی در حوزه های محل زیست شان بودند، میزیستند . بنا بگفته جناب احمد علی کهزاد مورخ و باستان شناس مشهور کشور :”این نتیجه روشن است که قبل از ظهور آریاها و مهاجرت ایشان از آریانا به هندوستان، چه در حوزهً هیرمند، چه در حوزهً سند، چه در حوزهً گنگا و چه در حوزهً آمو دریا یک مدنیت دامنه داری وجود داشت که در اساسات کلی ساخت منازل، ساخت ظروف گلی، ساخت هیکل های ارباب انواع و حیوانات و غیره از هم مغایرت نداشت”{۲۸}.
در سال ۱۹۵۴میلادی آقای کارلتن کوون آمریکایی، جهت پیدا کردن ردپای انسانهای اولیه و نشانه های از تمدن های باستانی درین کشور به کاوش های علمی در منطقه «قرهکمر» واقع هشت کیلومتری شمال سمنگان پرداخت . که از آنجا تعداد زیادی افزار سنگی و استخوانی را از قبیل سنگ چقماق، وسایلی ساخته شده از استخوان حیوانات، ذغال و خاکستر بدست آورد . آثاری که در اثر حفاری از منطقه ایبک سمنگان از غار «قره کمر» بدست آمده است، نشانه تمدن انسانی حتی قبل از سومری ها است که به دوره قدیم حجر متعلق بوده که طبق تقسیم بندی باستان شناسان، دوره پارینه سنگی به بیست تا چهل هزار سال قبل از میلاد مسیح برمیگردد . این بدین معنی است که در آن دوره قدیم سنگ، قسمت های شمال هندوکش، محل زیست انسانهای بوده که در دوره حجر زیست داشته اند . طبق تحقیقات باستان شناسان، سایت های باستانی مختلف از عصر پارینه سنگی در حوزه تمدنی آمو دریا و سند کشف شده که من بصورت نمونه تعدادی از ان سایت ها را ذیلا نام میبرم :
“کارا اوتو، لاخوتی، کول بولاک در تاجیکستان – پارینه سنگی تحتانی
دره سوات در پاکستان – پارینه سنگی تحتانی
اولالینکا، جبال یارخ در مغولستان – پارینه سنگی تحتانی
پناهگاه سنگی بهیمتکا در هند – پارینه سنگی میانی
دره کور در افغانستان – پارینه سنگی میانی
غار تشیک تاش، غار امیر تمیر، غار اُگزی کیچیک در تاجیکستان – پارینه سنگی میانی
اوتسونمانیت در مغولستان – پارینه سنگی میانی
آق کوپروک در افغانستان – پارینه سنگی فوقانی
غار خویست تسنگر آگوی در مغولستان – پارینه سنگی فوقانی”{۲۹}
بعدا ابزارسازی بشر در دوره میانه سنگی پیشرفت قابل محسوسی کرده شامل تله، تیر و کمان، تور و قلاب و نیزه میگردد . تا آنکه این انسانها بمرور زمان از نگاه فکری تکامل یافته و باالتبع تغیراتی در شرایط و چگونگی زیست شان بوجود آورده و داخل عصر نوسنگی و بعدا کشاورزی شده اند .
در سال ۱۹۵۶ حفاری دیگری توسط داکتر لوئی دوبری محقق و باستان شناس مشهور امریکائی در منطقه «آق کپرک» مزار شریف صورت گرفت که از آنجا آثاری با ارزشی قدیمی متعلق به دور جدید سنگ (نه هزار سال قبل از میلاد) از قبیل آئینه برنجی، انگشتر با نگین های لاجوردی، قیزه اسپ و… بدست آمده است که این خود نشانی از جای پای تمدنهای اولیه بشری است که خالق آن مردمان ترک بوده اند و به همین لحاظ تا هنوز این مناطق نامهای ترکی خود را حفظ کرده است . باید خاطر نشان ساخت که عصر «نوسنگی» یک مرحله پیشرفته ای در زندگی انسان بدوی به حساب آمده و منجر به انقلاب و تحولی در سیر حیات آدمیان آن عصر گردیده است . در این دوره (عصر نوسنگی) در فاصله زمانی ۷۰۰۰ تا ۹۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح انسان های این ساحه در روند تکامل، گامهای بزرگی برداشته و به پیشرفت های بسیاری در زمینه های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی نائل شده اند . در طی این دوره، بشر به کشفیات مهمی نایل آمد. انسان این دوره، با کشف کشاورزی و کشت گندم و جو و اهلی کردن حیوانات و پرورش گاو و گوسفند، به زندگی ده نشینی پرداخته و در نتیجه دهکده ها بوجود آمده و زندگی جمعی شکل نوینی بخود اختیار کرد . انسانها شیوه صیقل زدن سنگ ها، طرز ساختن ظروف سفالی، شیوه بافندگی پارچه را بمرور زمان کشف و آموختند . طبعا اسکان در دهکده ها، شیوه ی زندگی انسان های عصر نوسنگی را به کلی دیگرگون کرد. اسکان در دهکده ها باعث شد که بشر بتواند مازاد بر احتیاجش، غذا تولید کرده و از اوقات فراغتش به کسب مهارت های جدید برای رفع مایحتاج زندگی اش نائل گردند . چنانچه موجودیت ستوپه بزرگ در سمنگان شاهد روشن بر موجودیت انسانهای پیشرفته و متمدن آن زمان است . باستان شناسانى که از آبده تخت رستم دیدن نموده اند به این باور اند که این آثار اگرچه مربوط به دوران بودایى ها بوده اما قدامت تاریخى حدود ٢۵٠٠ ساله قبل از میلاد دارد . که یکی از معابد بسیار مهم باختر قدیم و از جمله شاهکار معماری عصر بودائی در أفغانستان قدیم است .
در شمال هندوکش با افزایش جمعیت انسانی، بشر از عصر جمعآوری غذا یا (شکار) وارد مرحله تولید غذا یا (کشاورزی) شده و برای ادامه حیات شان نسل هایی از حیوانات را اهلی کرده و گونه های از گیاهان را کشت نموده و به خدمت گرفته اند . این انسانهای بومی این سرزمین بعد از آنکه وارد مرحله زراعت و دامداری گردیدند شروع به ساختن قریه ها و دهکده ها کرده و آ ثار چندین دهکده بسیار قدیمی که در نقاط مختلف کشور کشف شده است دال بر این نظریه میباشند . برای تثبیت این نظریه در انسیکلوپدیا آمریکانا ۱۹۸۲ آمده است که “دامنه های شمالی کوههای هندوکش که رو به سوی ترکمنستان دارد، بعنوان یکی از نخستین محل زیست انسان هایی که به کار کشاورزی اشتغال داشته اند پذیرفته شده است”{۳۰}. باستانشناسان شوروی نیز به این باور اند که گندم در ۱۶ تا ۴ هزار سال پیش از میلاد، در کناره های دریای آمو در شمال کوه هندوکش کشت می شده است و بعدا دانش و روش کشت گندم از آن جا به مندیگگ رفته است . در حدود ۲۵۰۰ تا ۲۲۵۰ پیش از میلاد در روستای مندیگک، یک شهر باستانی با دو بارو گرداگرد آن که باروی بیرونی چهارگوش با محیطی در حدود یک کیلومتر بوده که در وسط این بارو ها کاخی با دیواری آجری که فقط ۳۵ متر آن باقی مانده، کشف گردید که این کاخ با ستونها و نقشهای برجسته تزئین گردیده است. نمونه از سفالهای گوی مانند بانقش یک چارپای شاخدار باچشمانی گرد و درشت که از مخروبه مندیگک بدست آمده است را در عکس پائین که در موزیم کابل قرار دارد، مشاهده مینمائید.
در این دوره، صنعت سفالگری و هنر معماری بوجود آمده و آدمیان عصر نوسنگی درکنار چشمه ها و امتداد رودخانه ها و مناطق امن، خانه های گلی با پوشش چوب و حصیر برای شان ساخته و دهکدههای اولیه را بوجود آورده و با استقرار درین دهکده ها زمینه آغاز مرحله شهر نشینی را فراهم ساختند .
هم زمان ۹۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح که در قسمت شمال هندوکش جای پای تمدن اولیه بشری آنهم چنان پیشرفته به مشاهده میرسد که شامل کشاورزی و کشت انواع گندم بوده و مس و طلا و برنز را مورد استفاده قرار داده است در جنوب هندوکش نیز مردمانی متاثر ازین تمدن زندگی میکرده اند . به همین دلیل پروفیسر «اسکو پرپولا» Asko Parpola معتقد است که وحدت و همگرایی هر دو سوی کوه های «هندو کش» راه را برای تبادله فرهنگی گسترده در هر دو سو باز کرده است . به همین دلیل باستان شناسان در اثر کاوشهای باستانی از مغاره چهل ستون در مرکز بامیان بعضی آلات و ابزار سنگی و استخوانی بدست آورده که پیدایش این قبیل آثار بیانگر آن است که این دوره متعلق به عصر پارینه سنگی بوده و انسانهای آن زمان از آلات و ادوات یاد شده برای شکار و دفاع از خویش استفاده میکردند . با توجه به ارتباط مردمان حوزه تمدنی شمال و جنوب هندوکش، در بخشی از تحقیقات دانشمند شوروی سابق آقای یو. و. کانکوفسکی که در دشت ناور غزنی صورت گرفته آمده است که :”افغانستان یک کشور باستانی است . اگرچه تاریخ دقیق نخستین اسکان انسان در این سرزمین تا کنون تعیین نگردیده است، اما تحقیقات و تحلیل های باستان شناسان بر پایة آلات و ابزار بدست آمده از دشت ناور ولایت غزنی نشان میدهد که حداقل در حدود ۱۰۰- ۲۰۰ هزار سال قبل در سرزمین امروزی افغانستان، انسانهایی که به شکار مشغول بودند، زندگی داشتند”{۳۱}. اما درینجا باید متذکر شوم که اگر تاکنون در هزارستان، کاوشهای باستان شناسی صورت نپذیرفته عوامل زیادی درین قضیه دخیل بوده است اما این بدین معنی نیست که در هزارستان سایت های باستانی و نشانه های از انسانها و تمدن های قدیم موجود نباشد . من از کتاب پژوهشی در تاریخ هزاره ها از صص ۱۹۶- ۱۹۸ بصورت اختصار چند منطقه هزارستان را نام میبرم که آثار مخروبه های قدیمی در آن جا ها وجود دارد که اگر مورد کاوش باستان شناسان قرار گیرد بسیاری از ابهامات موجود، روشن خواهد گردید.
۱- منطقه نوبزک در دشت کرمان لعل، مخروبه ای باستانی با خشت های بزرگ .
۲- شهرک ، در دامنه کوه بابا از مربوطات ولسوالی حصه اول بهسود.
۳- شار خوات، که مملو از آثار باستانی و تاریخی است .
۴- تَی حصار، در کجاب از مربوطات ولسوالی حصه اول بهسود
۵- شیرقلا، در اجرستان به مساحت حدودا نود هزار متر مربع .
۶- تپه های رَشَک و خاک بتک، در منطقه آق زات ولسوالی پنجاب .
۷ – قلعه دره جودان، در منطقه نَیَک ولسوالی یکاولنگ .
۸- چهل برجه، در منطقه نَیَک ولسوالی یکاولنگ .
۹- تپه کرگس کورگه، در ۲۰ مایلی شرق مرکز دایکندی .
۱۰ – غار باستانی تگاو غار، در منطقه دایزنگی .
و…
این مناطق نمونه های کوچکی است از اثار بجا مانده باستانی در مناطق هزارستان که اگر مورد کاوشهای علمی باستان شناسان قرارگیرد نه تنها بخش عمده ای از تاریخ هزاره ها بل زوایای تاریک تاریخ کشور مان افغانستان نیز روشن خواهد شد. چنانچه کاوش های که در سال ۱۹۵۱م در مندیگک واقع در پنجاه و پنج کیلومتری شمال قندهار صورت گرفت، ثابت ساخت که قبل از هجوم اریائی ها، مردمان این منطقه از سه هزار سال پیش از میلاد، دهنشین بوده و خانه هایی از خشت و گِل میساختند و به زراعت و دامداری نیز آشنا بودند که جزء ساکنان بومی افغانستان امروزی بوده اند . استاد کاظم یزدانی نیز مانند بسیاری از مورخین معتقد است که اجداد اولیه هزاره های امروزی از مردمان بومی افغانستان بوده اند که قبل از مهاجرت آریائی ها درین کشور، میزیستند وی در قسمتی از مصاحبه اش در رابطه با بومی بودن و ترک بودن هزاره ها چنین استدلال کرده است : ” چند تن از مورخین جمهوری ترکیه موفق شده اند، تعداد قابل توجهی از واژه های سومری را با واژه های ترکی – مغولی تطبیق دهند. از جمله پروفیسر دکتر عثمان ندیم تونا در کتاب ” روابط تاریخی زبان های سومری و ترکی”بیشتر از دو صد واژه سومری را با زبان ترکی مطابقت داده است. همچنین پروفیسور محمد تقی زهستانی در کتاب “تاریخ دیرین ترکان “حدود ۳۰ واژه سومری را با واژه های ترکی مطابقت داده است . کار این دو تن محقق گران مایه، اینجانب را وادار ساخت که من نیز به سهم خویش درباره زبان سومری اطلاعاتی به دست آورم و یک فرهنگنامه مختصری از واژه های سومری و ایلامی برای خود ترتیب دادم، در نتیجه واژه های زیادی از زبان ترکی – مغولی را شناسایی کرده ام که با زبانهای بین النهرین قدیم و کلا با زبان اقوام قبل از آریا مطابقت دارد. برای من مسلم شده است که اقوام سومری، ایلامی، کاسیان، هوریان، ارار تومیی ها ، میتانی ها و تمام ساکنین ماقبل آریا که در بخشهایی از عراق کنونی و مناطق جنوب غربی ایران زندگی می کردند، با زبانی سخن می گفتند که آن زبان امروز به نام زبان ترکی – مغولی و یا زبان اورال – التایی یاد می شود . نتیجه ای که از این تحقیق به دست می آید این است که وقتی اقوام سومری – ایلامی که در غرب فلات ایران سکونت داشتند، هویت ترکی – مغولی داشته اند، پس احتمال قریب به یقین آن است که ساکنان مناطق شرقی ایران و همچنین ساکنان افغانستان کنونی و ساکنان موهنجو دارو و هاراپا نیز از حیث نژاد و هویت، اصالت ترکی– مغولی داشته اند”{۳۲}. این نظریه استاد یزدانی را نظریه آقای روث وایت هاوس به حقیقت نزدیک می سازد که “شواهد تاریخی فراوانی وجود دارد که افغانستان قبل از آریا، مسکن اقوام ترک- مغول بوده است “{۳۳}. هنری کارلوس یکی از مورخین غربی مینویسد که حتی: ” ساکنین مسیر رود سند (موهنجودارو و هاراپا) از نژاد های مختلف از جمله نژاد مغولی بوده اند”{۳۴}. در کتاب تاریخ جامع ادیان از آغاز تا امروز نوشته است که “قبل از آریا در شمال شرقی هند قبایلی از نژاد مغول زندگی میکردند”{۳۵}. به همین لحاظ “واژه های دراویدی در زبان های اورال آلتائی (ترکی-مغولی) و حتی آثار آن در زبان فنلاندی دیده میشود”{۳۶}. گیرشمن، مورخ فرانسوی در کتاب خود “ایران از آغاز تا اسلام »، در مورد منشأ تمدن اقوام التصاقی چنین می نویسد : “به نظر می رسد که فرهنگ مذکور ” آسیانیک ” از نواحی مجاور سیحون و جیحون از دشت های ترکستان روس یا شاید از نواحی دورتر، قلب آسیای مرکزی {افغانستان} آمده باشند”.
ادامه دارد
۲۸- افغانستان و هند در روشنی تحقیقات باستان شناسی، احمد علی کهزاد،منبع بنیاد فرهنگی کهزاد، اصل نسخه مورخ ۱۲ قوس ۱۳۴۲
۲۹- http://iran-archaeology.persianblog.ir/post/11
30- https://www.sharemation.com/Araz44/turkman.-sumer.htm?uniq=-yoeq84
31- یو. و. کانکوفسکی، تاریخ افغانستان، مسکو – ۱٩٨٢، ص ٢
۳۲- مصاحبه با استاد حاجی کاظم یزدانی مورخ مشهور افغانستان-
http://kelkin-mag.blogfa.com/page/mag17.aspx
33- نخستین شهر ها، روث وایت هاوس، ترجمه مهدی سحابی، ص ۱۵۴ تهران ۱۳۶۹
۳۴- تاریخ تمدن، جلد اول، ص ۵۰ . ترجمه عبدالحسین آذرنگ، تهران ۱۳۶۶
۳۵- تاریخ جامع ادیان از آغاز تا امروز. چاپ سوم صص ۹۰ – ۹۱ ترجمه علی اصغر حکمت، تهران ۱۳۵۴
۳۶- موسوی، سید عسکر، هزاره های افغانستان، ص ۶۷
[پاسخ]
http://www.junbesh.net/deljoo-5.htm
منشاء نژادی، قدامت تاریخی و وجه تسمیه اَزرَه ها
عباس دلجو
abbasdeljo@yahoo.com.au
بخش پنجم
خوشبختانه آثار بجا مانده از تمدنهای باستانی در افغانستان کنونی تا اندازه ای به تائید این نظریه کمک کرده است . آثاری به دست آمده از غار قره کمر در ایبک مرکز ولایت سمنگان، هزار سم سمنگان، آق کپرگ در مزار شریف، غار چهل ستون در مرکز بامیان، دشت ناور غزنی و… ثابت کرده است که هزاران سال قبل از هجوم آریائی ها درین سرزمین، انسانهای بومی در این مناطق زندگی میکرده و مدنیت اولیه بشری را پایه گذاری کرده اند . موجودیت این آثار باستانی ثابت میسازد که قبل از ظهور آریائی ها و مهاجرت ایشان به ایران، افغانستان و هندوستان، درین مناطق انسانهای بومی از نژاد ترک که خالق مدنیت های شگفتی در حوزه های محل زیست شان بودند، میزیستند . بنا بگفته جناب احمد علی کهزاد مورخ و باستان شناس مشهور کشور :”این نتیجه روشن است که قبل از ظهور آریاها و مهاجرت ایشان از آریانا به هندوستان، چه در حوزهً هیرمند، چه در حوزهً سند، چه در حوزهً گنگا و چه در حوزهً آمو دریا یک مدنیت دامنه داری وجود داشت که در اساسات کلی ساخت منازل، ساخت ظروف گلی، ساخت هیکل های ارباب انواع و حیوانات و غیره از هم مغایرت نداشت”{۲۸}.
در سال ۱۹۵۴میلادی آقای کارلتن کوون آمریکایی، جهت پیدا کردن ردپای انسانهای اولیه و نشانه های از تمدن های باستانی درین کشور به کاوش های علمی در منطقه «قرهکمر» واقع هشت کیلومتری شمال سمنگان پرداخت . که از آنجا تعداد زیادی افزار سنگی و استخوانی را از قبیل سنگ چقماق، وسایلی ساخته شده از استخوان حیوانات، ذغال و خاکستر بدست آورد . آثاری که در اثر حفاری از منطقه ایبک سمنگان از غار «قره کمر» بدست آمده است، نشانه تمدن انسانی حتی قبل از سومری ها است که به دوره قدیم حجر متعلق بوده که طبق تقسیم بندی باستان شناسان، دوره پارینه سنگی به بیست تا چهل هزار سال قبل از میلاد مسیح برمیگردد . این بدین معنی است که در آن دوره قدیم سنگ، قسمت های شمال هندوکش، محل زیست انسانهای بوده که در دوره حجر زیست داشته اند . طبق تحقیقات باستان شناسان، سایت های باستانی مختلف از عصر پارینه سنگی در حوزه تمدنی آمو دریا و سند کشف شده که من بصورت نمونه تعدادی از ان سایت ها را ذیلا نام میبرم :
“کارا اوتو، لاخوتی، کول بولاک در تاجیکستان – پارینه سنگی تحتانی
دره سوات در پاکستان – پارینه سنگی تحتانی
اولالینکا، جبال یارخ در مغولستان – پارینه سنگی تحتانی
پناهگاه سنگی بهیمتکا در هند – پارینه سنگی میانی
دره کور در افغانستان – پارینه سنگی میانی
غار تشیک تاش، غار امیر تمیر، غار اُگزی کیچیک در تاجیکستان – پارینه سنگی میانی
اوتسونمانیت در مغولستان – پارینه سنگی میانی
آق کوپروک در افغانستان – پارینه سنگی فوقانی
غار خویست تسنگر آگوی در مغولستان – پارینه سنگی فوقانی”{۲۹}
بعدا ابزارسازی بشر در دوره میانه سنگی پیشرفت قابل محسوسی کرده شامل تله، تیر و کمان، تور و قلاب و نیزه میگردد . تا آنکه این انسانها بمرور زمان از نگاه فکری تکامل یافته و باالتبع تغیراتی در شرایط و چگونگی زیست شان بوجود آورده و داخل عصر نوسنگی و بعدا کشاورزی شده اند .
در سال ۱۹۵۶ حفاری دیگری توسط داکتر لوئی دوبری محقق و باستان شناس مشهور امریکائی در منطقه «آق کپرک» مزار شریف صورت گرفت که از آنجا آثاری با ارزشی قدیمی متعلق به دور جدید سنگ (نه هزار سال قبل از میلاد) از قبیل آئینه برنجی، انگشتر با نگین های لاجوردی، قیزه اسپ و… بدست آمده است که این خود نشانی از جای پای تمدنهای اولیه بشری است که خالق آن مردمان ترک بوده اند و به همین لحاظ تا هنوز این مناطق نامهای ترکی خود را حفظ کرده است . باید خاطر نشان ساخت که عصر «نوسنگی» یک مرحله پیشرفته ای در زندگی انسان بدوی به حساب آمده و منجر به انقلاب و تحولی در سیر حیات آدمیان آن عصر گردیده است . در این دوره (عصر نوسنگی) در فاصله زمانی ۷۰۰۰ تا ۹۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح انسان های این ساحه در روند تکامل، گامهای بزرگی برداشته و به پیشرفت های بسیاری در زمینه های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی نائل شده اند . در طی این دوره، بشر به کشفیات مهمی نایل آمد. انسان این دوره، با کشف کشاورزی و کشت گندم و جو و اهلی کردن حیوانات و پرورش گاو و گوسفند، به زندگی ده نشینی پرداخته و در نتیجه دهکده ها بوجود آمده و زندگی جمعی شکل نوینی بخود اختیار کرد . انسانها شیوه صیقل زدن سنگ ها، طرز ساختن ظروف سفالی، شیوه بافندگی پارچه را بمرور زمان کشف و آموختند . طبعا اسکان در دهکده ها، شیوه ی زندگی انسان های عصر نوسنگی را به کلی دیگرگون کرد. اسکان در دهکده ها باعث شد که بشر بتواند مازاد بر احتیاجش، غذا تولید کرده و از اوقات فراغتش به کسب مهارت های جدید برای رفع مایحتاج زندگی اش نائل گردند . چنانچه موجودیت ستوپه بزرگ در سمنگان شاهد روشن بر موجودیت انسانهای پیشرفته و متمدن آن زمان است . باستان شناسانى که از آبده تخت رستم دیدن نموده اند به این باور اند که این آثار اگرچه مربوط به دوران بودایى ها بوده اما قدامت تاریخى حدود ٢۵٠٠ ساله قبل از میلاد دارد . که یکی از معابد بسیار مهم باختر قدیم و از جمله شاهکار معماری عصر بودائی در أفغانستان قدیم است .
در شمال هندوکش با افزایش جمعیت انسانی، بشر از عصر جمعآوری غذا یا (شکار) وارد مرحله تولید غذا یا (کشاورزی) شده و برای ادامه حیات شان نسل هایی از حیوانات را اهلی کرده و گونه های از گیاهان را کشت نموده و به خدمت گرفته اند . این انسانهای بومی این سرزمین بعد از آنکه وارد مرحله زراعت و دامداری گردیدند شروع به ساختن قریه ها و دهکده ها کرده و آ ثار چندین دهکده بسیار قدیمی که در نقاط مختلف کشور کشف شده است دال بر این نظریه میباشند . برای تثبیت این نظریه در انسیکلوپدیا آمریکانا ۱۹۸۲ آمده است که “دامنه های شمالی کوههای هندوکش که رو به سوی ترکمنستان دارد، بعنوان یکی از نخستین محل زیست انسان هایی که به کار کشاورزی اشتغال داشته اند پذیرفته شده است”{۳۰}. باستانشناسان شوروی نیز به این باور اند که گندم در ۱۶ تا ۴ هزار سال پیش از میلاد، در کناره های دریای آمو در شمال کوه هندوکش کشت می شده است و بعدا دانش و روش کشت گندم از آن جا به مندیگگ رفته است . در حدود ۲۵۰۰ تا ۲۲۵۰ پیش از میلاد در روستای مندیگک، یک شهر باستانی با دو بارو گرداگرد آن که باروی بیرونی چهارگوش با محیطی در حدود یک کیلومتر بوده که در وسط این بارو ها کاخی با دیواری آجری که فقط ۳۵ متر آن باقی مانده، کشف گردید که این کاخ با ستونها و نقشهای برجسته تزئین گردیده است. نمونه از سفالهای گوی مانند بانقش یک چارپای شاخدار باچشمانی گرد و درشت که از مخروبه مندیگک بدست آمده است را در عکس پائین که در موزیم کابل قرار دارد، مشاهده مینمائید.
در این دوره، صنعت سفالگری و هنر معماری بوجود آمده و آدمیان عصر نوسنگی درکنار چشمه ها و امتداد رودخانه ها و مناطق امن، خانه های گلی با پوشش چوب و حصیر برای شان ساخته و دهکدههای اولیه را بوجود آورده و با استقرار درین دهکده ها زمینه آغاز مرحله شهر نشینی را فراهم ساختند .
هم زمان ۹۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح که در قسمت شمال هندوکش جای پای تمدن اولیه بشری آنهم چنان پیشرفته به مشاهده میرسد که شامل کشاورزی و کشت انواع گندم بوده و مس و طلا و برنز را مورد استفاده قرار داده است در جنوب هندوکش نیز مردمانی متاثر ازین تمدن زندگی میکرده اند . به همین دلیل پروفیسر «اسکو پرپولا» Asko Parpola معتقد است که وحدت و همگرایی هر دو سوی کوه های «هندو کش» راه را برای تبادله فرهنگی گسترده در هر دو سو باز کرده است . به همین دلیل باستان شناسان در اثر کاوشهای باستانی از مغاره چهل ستون در مرکز بامیان بعضی آلات و ابزار سنگی و استخوانی بدست آورده که پیدایش این قبیل آثار بیانگر آن است که این دوره متعلق به عصر پارینه سنگی بوده و انسانهای آن زمان از آلات و ادوات یاد شده برای شکار و دفاع از خویش استفاده میکردند . با توجه به ارتباط مردمان حوزه تمدنی شمال و جنوب هندوکش، در بخشی از تحقیقات دانشمند شوروی سابق آقای یو. و. کانکوفسکی که در دشت ناور غزنی صورت گرفته آمده است که :”افغانستان یک کشور باستانی است . اگرچه تاریخ دقیق نخستین اسکان انسان در این سرزمین تا کنون تعیین نگردیده است، اما تحقیقات و تحلیل های باستان شناسان بر پایة آلات و ابزار بدست آمده از دشت ناور ولایت غزنی نشان میدهد که حداقل در حدود ۱۰۰- ۲۰۰ هزار سال قبل در سرزمین امروزی افغانستان، انسانهایی که به شکار مشغول بودند، زندگی داشتند”{۳۱}. اما درینجا باید متذکر شوم که اگر تاکنون در هزارستان، کاوشهای باستان شناسی صورت نپذیرفته عوامل زیادی درین قضیه دخیل بوده است اما این بدین معنی نیست که در هزارستان سایت های باستانی و نشانه های از انسانها و تمدن های قدیم موجود نباشد . من از کتاب پژوهشی در تاریخ هزاره ها از صص ۱۹۶- ۱۹۸ بصورت اختصار چند منطقه هزارستان را نام میبرم که آثار مخروبه های قدیمی در آن جا ها وجود دارد که اگر مورد کاوش باستان شناسان قرار گیرد بسیاری از ابهامات موجود، روشن خواهد گردید.
۱- منطقه نوبزک در دشت کرمان لعل، مخروبه ای باستانی با خشت های بزرگ .
۲- شهرک ، در دامنه کوه بابا از مربوطات ولسوالی حصه اول بهسود.
۳- شار خوات، که مملو از آثار باستانی و تاریخی است .
۴- تَی حصار، در کجاب از مربوطات ولسوالی حصه اول بهسود
۵- شیرقلا، در اجرستان به مساحت حدودا نود هزار متر مربع .
۶- تپه های رَشَک و خاک بتک، در منطقه آق زات ولسوالی پنجاب .
۷ – قلعه دره جودان، در منطقه نَیَک ولسوالی یکاولنگ .
۸- چهل برجه، در منطقه نَیَک ولسوالی یکاولنگ .
۹- تپه کرگس کورگه، در ۲۰ مایلی شرق مرکز دایکندی .
۱۰ – غار باستانی تگاو غار، در منطقه دایزنگی .
و…
این مناطق نمونه های کوچکی است از اثار بجا مانده باستانی در مناطق هزارستان که اگر مورد کاوشهای علمی باستان شناسان قرارگیرد نه تنها بخش عمده ای از تاریخ هزاره ها بل زوایای تاریک تاریخ کشور مان افغانستان نیز روشن خواهد شد. چنانچه کاوش های که در سال ۱۹۵۱م در مندیگک واقع در پنجاه و پنج کیلومتری شمال قندهار صورت گرفت، ثابت ساخت که قبل از هجوم اریائی ها، مردمان این منطقه از سه هزار سال پیش از میلاد، دهنشین بوده و خانه هایی از خشت و گِل میساختند و به زراعت و دامداری نیز آشنا بودند که جزء ساکنان بومی افغانستان امروزی بوده اند . استاد کاظم یزدانی نیز مانند بسیاری از مورخین معتقد است که اجداد اولیه هزاره های امروزی از مردمان بومی افغانستان بوده اند که قبل از مهاجرت آریائی ها درین کشور، میزیستند وی در قسمتی از مصاحبه اش در رابطه با بومی بودن و ترک بودن هزاره ها چنین استدلال کرده است : ” چند تن از مورخین جمهوری ترکیه موفق شده اند، تعداد قابل توجهی از واژه های سومری را با واژه های ترکی – مغولی تطبیق دهند. از جمله پروفیسر دکتر عثمان ندیم تونا در کتاب ” روابط تاریخی زبان های سومری و ترکی”بیشتر از دو صد واژه سومری را با زبان ترکی مطابقت داده است. همچنین پروفیسور محمد تقی زهستانی در کتاب “تاریخ دیرین ترکان “حدود ۳۰ واژه سومری را با واژه های ترکی مطابقت داده است . کار این دو تن محقق گران مایه، اینجانب را وادار ساخت که من نیز به سهم خویش درباره زبان سومری اطلاعاتی به دست آورم و یک فرهنگنامه مختصری از واژه های سومری و ایلامی برای خود ترتیب دادم، در نتیجه واژه های زیادی از زبان ترکی – مغولی را شناسایی کرده ام که با زبانهای بین النهرین قدیم و کلا با زبان اقوام قبل از آریا مطابقت دارد. برای من مسلم شده است که اقوام سومری، ایلامی، کاسیان، هوریان، ارار تومیی ها ، میتانی ها و تمام ساکنین ماقبل آریا که در بخشهایی از عراق کنونی و مناطق جنوب غربی ایران زندگی می کردند، با زبانی سخن می گفتند که آن زبان امروز به نام زبان ترکی – مغولی و یا زبان اورال – التایی یاد می شود . نتیجه ای که از این تحقیق به دست می آید این است که وقتی اقوام سومری – ایلامی که در غرب فلات ایران سکونت داشتند، هویت ترکی – مغولی داشته اند، پس احتمال قریب به یقین آن است که ساکنان مناطق شرقی ایران و همچنین ساکنان افغانستان کنونی و ساکنان موهنجو دارو و هاراپا نیز از حیث نژاد و هویت، اصالت ترکی– مغولی داشته اند”{۳۲}. این نظریه استاد یزدانی را نظریه آقای روث وایت هاوس به حقیقت نزدیک می سازد که “شواهد تاریخی فراوانی وجود دارد که افغانستان قبل از آریا، مسکن اقوام ترک- مغول بوده است “{۳۳}. هنری کارلوس یکی از مورخین غربی مینویسد که حتی: ” ساکنین مسیر رود سند (موهنجودارو و هاراپا) از نژاد های مختلف از جمله نژاد مغولی بوده اند”{۳۴}. در کتاب تاریخ جامع ادیان از آغاز تا امروز نوشته است که “قبل از آریا در شمال شرقی هند قبایلی از نژاد مغول زندگی میکردند”{۳۵}. به همین لحاظ “واژه های دراویدی در زبان های اورال آلتائی (ترکی-مغولی) و حتی آثار آن در زبان فنلاندی دیده میشود”{۳۶}. گیرشمن، مورخ فرانسوی در کتاب خود “ایران از آغاز تا اسلام »، در مورد منشأ تمدن اقوام التصاقی چنین می نویسد : “به نظر می رسد که فرهنگ مذکور ” آسیانیک ” از نواحی مجاور سیحون و جیحون از دشت های ترکستان روس یا شاید از نواحی دورتر، قلب آسیای مرکزی {افغانستان} آمده باشند”.
ادامه دارد
۲۸- افغانستان و هند در روشنی تحقیقات باستان شناسی، احمد علی کهزاد،منبع بنیاد فرهنگی کهزاد، اصل نسخه مورخ ۱۲ قوس ۱۳۴۲
۲۹- http://iran-archaeology.persianblog.ir/post/11
30- https://www.sharemation.com/Araz44/turkman.-sumer.htm?uniq=-yoeq84
31- یو. و. کانکوفسکی، تاریخ افغانستان، مسکو – ۱٩٨٢، ص ٢
۳۲- مصاحبه با استاد حاجی کاظم یزدانی مورخ مشهور افغانستان-
http://kelkin-mag.blogfa.com/page/mag17.aspx
33- نخستین شهر ها، روث وایت هاوس، ترجمه مهدی سحابی، ص ۱۵۴ تهران ۱۳۶۹
۳۴- تاریخ تمدن، جلد اول، ص ۵۰ . ترجمه عبدالحسین آذرنگ، تهران ۱۳۶۶
۳۵- تاریخ جامع ادیان از آغاز تا امروز. چاپ سوم صص ۹۰ – ۹۱ ترجمه علی اصغر حکمت، تهران ۱۳۵۴
۳۶- موسوی، سید عسکر، هزاره های افغانستان، ص ۶۷
[پاسخ]
اشکان پاسخ در تاريخ بهمن ۷م, ۱۳۹۰ ۳:۴۷ ب.ظ:
“هنری کارلوس یکی از مورخین غربی مینویسد” این هنری کارلوس رو از کجات در آوردی که هیچ سابقه ای ازش هیچ جا نیست؟؟؟؟؟؟ خوب شد نگفتی روبرتو کارلوس!!!!! ذهتابی و اون یکی تو ترکیه که معلومه باید همچین چرندی رو بگن. از طرف گریشمن حرف نزدن: فرانسوی ها می خورنتا….(دیدی که تازه گیا ) خوبه دیگه مگر فقط تو اینترنت یاوه پراکنی کنید در جامعه های جهانی که حرفی برای گفتن ندارید. به امید روزی که ایران و ایرانی از شر دشمن و گرگهای خاکستری(بوز قورتها) نجات پیدا کنند.
[پاسخ]
tt پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۷م, ۱۳۹۱ (2 weeks ago) ۵:۴۷ ب.ظ:
agha ashkan age subute mohkami nadari va ya aslan etelaate tarikhi nadari mane nasho.
[پاسخ]
اینم سند!!!! کافی بود؟؟!!
بهتر بدونید بیشتر اسم هایی که میخونید در این مقاله ترکی هست.
[پاسخ]
به سایتتون زیاد سر می زنم و از مطالب تاریخی که در اون درج کردید استفاده می کنم . ممنون از زحمات شما . ولی در اینجا باید به نکته ای اشاره کنم ، اینکه اکثرن تاریخ را فاتحان می نویسند و با توجه به این مهم نمی شود به متون تاریخی بدون هیچ دید انتقادی ، اکتفا کرد. سخت ترین قسمت تاریخ قوم شناسی و مردم شناسی آن است. اینکه در فلان منطقه نشانه های تمدن یافت شده دلیل بر این نکته نیست که ساکنان آن منطقه این آثار را از خود بجا گذاشته اند! به عنوان مثال فرض کنیددوهزار سال دیگر در ایران دلار آمریکا کشف شود.آیا این بدان معناست که اکنون آمریکایی ها ساکنان ایران هستند!؟ همچنین ،خوب می دانیم که زبان ها ریشه های مشخص دارند و چنانچه بر روی لوحی مکشوف، واژگان شبیه به عربی یافت شود این امکان وجود دارد که آن زبان هم ریشه با زبان عربی و ازشاخه های زبان های سامی و هم خانواده با زبان های افروآسیایی باشد و نمی توان به صراحت گفت که ساکنان آن منطقه عرب بوده اند .ضمنن با توجه به این نکته که پیشینیان مدام در حال سفر و تجارت و بدنبال مراتع از جایی به جای دیگر منتقل می شدند، امروزه کشف و درک خاستگاه دقیق اقوام رو به دشواری گذاشته . راجع به اشاره ی شما به اسکندر کبیر نیز باید بگویم جای شبهه وجود دارد . اینکه منظور شما همان اسکندر پارتی خودمان است که بر علیه هخامنشیان قیام کرد یا اینکه به دروغ بزرگ تاریخ ، یعنی همان اسکندر مقدونی مهر پرست، اشاره کرده اید که هنوز معلوم نیست توسط کدام پرواز ، چنان مسیر صعب العبوری را از شمال آفریقا طی نموده و بدون گذر از راه های مشخص آنزمان در گذرگاه های تخت جمشید به آسودگی قدم بر داشته و علیرغم وجود لشگری جنگاورتر از سپاه جاویدان توانسته است ، چنان ضربه ی مهلکی بر سازوبرگ دویست ساله ی هخامنشیان وارد آورد که تاریخ به حالشان بگرید!؟درحالیکه اگر ظریف بنگرید خواهید دانست که تمام فروپاشی های اساسی ملت ها ریشه در انقلاب ها و طغیان درون همان جوامع دارد. دولت آمریکا با آنهمه تجهیزات و ادعا در افغانستان و عراق کم آورد و جای سوال است که فروپاشی دولت عظیم هخامنشی چگونه آنقدر ساده اتفاق افتاد !؟ اگر پاسخ صحیح را می دانید از بیان آن ممنون خواهم بود . با آرزوی موفقیت و شادکامی…..
[پاسخ]
انی کاظمی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۵م, ۱۳۸۹ ۳:۳۴ ب.ظ:
درود : )
ممنون به خاطر پاسخی که گذتشته اید، دوست عزیز
من گمان نمی کنیم آمریکا در عراق و افغانستان کم آورده باشد، چرا چنین گمانی دارید؟ آنان به سیاساتی که داشته اند به گمان من رسیده اند.
هیچ امپراطوری بزرگی به سادگی شکست نمی خورد، هزاران دست در یک پیروزی سهیم اند، در برانداختن یک امپراطوری نیز هزاران دست خارجی، هزاران دستِ مخالفِ داخلی به عوامل خارجی در ارتباط بوده اَند، زیرا آنان را پشتیبان خود می دانستند.
ما همه می دانیم، بزرگترین عامل هر شکستی را باید در داخل آن قوم، آن مرز، آن کشور، آن فرهنگ و دیگر عوامل داخلی جستجو کرد.
دشمن نمی تواند مفهومی را تحریف کند، هرگز. مگر به دست خودِ شخصیت های داخلی. تشیع به انحراف نمی گرایید، تا آنکه ما منحرفش کردیم، کیش زرتشت همچنین، کیش مسیح همچنین، کیش بودا نیز همچین.
[پاسخ]
درود برشما دوست عزیز! چیزی به نوروز نمانده و امیدوارم که نوروز بهترین لحظه ها رو براتون به ارمغان بیاره و سال نو پر از سلامتی و موفقیت باشه براتون .از پاسخ شما سپاسگزارم اما از جاییکه مهارت چندانی در تحریر ندارم احتمالن نتونستم سؤالم رو به خوبی بیان کنم و بابت این عذر می خوام . راستش جریان امریکا و عراق یک مثل بود و در مثل مناقشه نیست . سؤال من در واقع حول محور تاریخی ست نه سیاسی. اینکه می خوام بدونم آیا به استناد محل کشف آثار تمدن بشر می توان به نژاد اصلی ِ اون قوم پی برد؟ ضمنن اگر با کشف بقایای جسد این تشخیص داده شود آیا می توان اطمینان داشت که آنها ساکنان اصلی آن منطقه بوده اند نه مهاجر؟ مثل داستان آریایی ها و مهاجرت اونها که موجب ورود تمدن به ایران شد و به نظر من این اطلاعات درست نیست . چرا که با وجود آثاری کشف شده در شمال ایران می توان آثار تمدن را پیش از شناخت آریایی ها تخمین زد و اگر مهاجرت آریایی ها صحت داشته باشه . نمی توان گفت که اینها تمدن را به ایران وارد کردند. خوب میدانید که تاخت و تاز برای به دست آوردن غذا و مرتع همیشه دقدقه ی بشر بوده و بی شک برای تفریح یا تبادل فرهنگ به مهاجرت دست نمیزده . می خوام بگم این رفت و آمد ها جنبه ی حیاتی داشتند.من نمیدانم چرا تاریخ نویسان سعی در این دارند که ریشه های فرهنگ و تمدن ایران را با ظرافت تمام به سرزمین های بیرون از ایران نسبت دهند . پائولو کوئیلو رو که میشناسید . تمام شهرتش رو مدیون داستان های مولوی ست که با مطالعه ی آنها دست به برداشت آزاد زد و به شهرت رسید و هیچ نامی از مولوی نمیبره! رستمینه یا زایش رستم که در فرهنگ کهن ایران ریشه داره شده سزارین و هیچ اشاره ای به تاریخ پیش از آن نمیشه . یا افسانه ی گیل گمش که شد داستان نوح و چیزهای بسار دیگر . من فکر می کنم در تاریخ القا شده توسط تاریخ نویسان سیاستمدار باید تجدید نظر کنیم . ممنونم که نوشته ها رو می خونید . با آرزوی سرافرازی
[پاسخ]
من با الهام کاملا موافقم!
کوروش که قتل عام پوریم رو انجام داد و مردم منطقه رو قتل عام کرد همچنین کارگرهایی مشغول ساخت بنای بی اساس تخت جمشید رو بودند کشت و این باعث که ساخت تخت جمشید ناقص بمونه
حکومت خاخام منشیان (که اشتباها میگن هخامنشیان!) فقط یه دلیل مساعل سیاسی میشه توجیه اش کردd
[پاسخ]
ای بابا با این اوصاف که می کنند حتما خدا هم ترک بوده من نمی دونم چرا هر چی کشور دور رو بر ایران هست می خواد بگه همه تمدن مال ماست یا بگه ایران تمدن نداره قبول شما تمدن دارین از افغانستان تا ترکیه همه تمدن از شماست
[پاسخ]
بنام خدا
نزاد بشر:
زرد پوستان : چین تبت مغول مانچو ترک تتار” تمامی مردمان آسیا بجز هندو اروپاییان(پارسیان و هندوان) و سامی ها (عرب …)سرخ پوستان و بومیان آمریکا در گروه زردپوستانند
سفید پوستان:آریایی(هندواروپا)سامی(عرب کلدانی آشوری عبرانی “یهود” فینقی ..(فرزندان سام و یافث بن نوح بن شیس بن آدم(آتام).
سیاه پوستان:فرزندان حام بن نوح :لیباین کوشاین قبطاین (مصراین)فودای(کنعان)
تمامی بومیان ایران قبل از اینکه شاخه هندی از هندواروپاییان در این سرزمین پراکنده شوند همه زردپوست و ملتصق زبان بودندشامل : آرر(آس ار) ارآتاییان(آرتابیل اردبیل کنونی) اوراتو – هیت – خزر – تتار-سومر-شنار-کنگر-آنناشان(ایلامیان)-ماننا – ارشک(پارتاکن-اشکانیان)ماد-مغان-بوز-آسترارت-اریانزی-لولوبی-گوتیان-تپور………
مردمان جهان در دو گروه زبانی تکلم می کنند : التصاقی (حضرت آدم تا حضرت نوح ملتصق زبان بودن زبان نخستین که خداوند به آدم آموخت)
دوم تحلیلی
سومریان ترک نبودن ملثصق زبان بودند ترک ها هم ملتصق زبانند
نمیشه گفت فارس ها آلمانی هستند چون هر دو تحلیلی و آریایی هست ولی در اینکه مشترکات زیادی در لغات سومر و ترکی وجود دارد شکی نیست .
یادتون باشه اتحاد رمز موفقیت هست با تکیه بر دستورات خداوندیکتا
تقدیم به همه یکتاپرستان راست گویان و حقیقت جویان عالم.
[پاسخ]
salam bacheha va drod bar hamegi
ma nasle irania yad gereftim ke khodeman ra balatar az hame chi bebinim
tarikhe somer marbot be 3000 sal ghabl az milad bar migarde ke monazamtarin neveshtehaye tarikhi ra daras ta an zaman.
tarikhe somer marbot be beinoalnaheine helale haselkhiz ke ma beine dejle va forat ast
alaki bi khodi nazar nadid.someriyan avalin kasani bodand ke keshavarzi va damdari kashf kardand va hata felez kari ke ta be emroz tasbit gardide ast.
az lahaze ekhterae zaban va nojom shenasi ham ta be emroz taiid gardide ke nokhestin kasani bodand va tosie mikonam be ketabe ( az dovlate kahenie somer be soye tamadone demokratik) motale konid na ketabhaie irani azizam .irania joz khial bafi chizi nadarad albate ejazeie ino nadaran
[پاسخ]
سلام و درود.
اول از همه چی میخوام بگم که ایرانیها دارای تاریخ هستند.اما ماها یاد گرتیم بگیم که ایران کله تاریخه.نه عزیزان ایران دارای ترک نبوده و ترکها به هزار سال نمی رسه که در ایران زندگی می کنند .در حالی که الان ترکها اعلام می کنند که ما تاریخ ایران هستیم.
در اردبیل امروزی که ادعا میشه که شهر ترکهاست یک عدد بیل پیدا شده است که مربوط به ۴۹۰۰ سال است که با عکس اینانا یا همان ایشتار ( خدای که زن بود )که اینانا مربوط به ۵۰۰۰سال است و ریشه اصلی ان به مردمان زازاک زبان کردستان ترکیه دارد که در انجا بیل ۵۰۰۰ ساله پیدا کردند که عکس اینانا روش هست
لطفا از روی تعصب و نداشتن علم باستان شناسی معتبر نظر ندهید
با تشکر و به درود
[پاسخ]
مهران عزیز شما هم ایرانی هستی و باید به ایرانی بودنت افتخار کنی . متاسفانه بعضی از ماها اصلا از زبانهای ایرانی مطلع نیستیم و فقط چیزایی شنیدیم بعضی ها اصلا فرق ترکی و آذری رو نمیدونن. نمیدونن که آذری یکی از شاخه های فارسی بایتان هستش و در دسته زبانهای اصیل ایرانی قرار داره.ضمنا من به این داستان خیالی کوچ آریاییها به هیچ وجه اعتقاد ندارم این مهملات ساخته جهت دار بعضی دول هستش به نظر من در این مورد برید و هفته نامه امرداد رو بخونید که چیزای واقعا خوندنی تدش نوشته میسه…
[پاسخ]
tt پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۷م, ۱۳۹۱ (2 weeks ago) ۶:۱۲ ب.ظ:
chon farg nadaran har 2 eltesagi hastan(hazrate adam ta hazrate nooh moltaseg zaban budan) sumeri ham moltaseg zaban budan.
[پاسخ]
be har soorat ghabl az parsha mardomane motemadene eltesaghi zaban dar iran boodand ke chador neshinane ariaee az anha tamadon ra fara gereftand.
[پاسخ]
دروود بر همگی
اگه منظور از سامریان قمی به اسم یهوده که باید بگم تاریخِ ذکر شده در بالا کاملا دروغ میباشد ولی اگر غیر از اونه جای تحقیق بیشتر داره
بدرود
پایان
[پاسخ]