خرید اینترنتی پستی مجموعه 3.300 کتاب تاریخی، مذهبی، فلسفی، عرفانی و سیاسی خرید انترنتی مجموعه فیلم های تاریخی و مذهبی - باستانی و ایران باستان
۱
این نگاره توسط انی کاظمی در تاریخ ۳م شهریور، ۱۳۸۸ و در دسته "ادبیات در عهد باستان + تاریخ باستان + تاریخ تمدن روم باستان + موضوعات باستانی" ارسال شده است.

نویسنده :
ادبیات از انتشار و گسترش , و ادبیات یونانی در میان رومیان پدید آمد. رومیان پیش از آشنایی با یونانیان, آشنایی چندانی با و ادبیات نداشتند و حتی واژه ای ویژه برای نامگذاری و ادبیات در آن ها موجود نبود. رومیان پیش و بیش از آن که اهل ذوق و ادب و باشند, مردان رزم و مبارزه و بودند و از فنون آوری و رقابت سیاسی بیشتر از فنون ادبی سر در می آوردند. به قول ویرژیل:
رومیان برای آفریده بودند, بلکه جهت سلطه و ساخته شده بودند.
از نظر آن ها هرگونه فعالیت فکری و ذوقی , تلف کردن وقت و هدر دادن عمر با ارزش بود. آن ها مردان کار و مکر و پیکار بودند و کسانی را که می گفتند, خیال می بافتند,یا به اندیشه های فلسفی و حکمت آمیز می پرداختند, افرادی بیکاره, لاابالی, مفتخور و ولگرد می شمردند.آن ها حتی خواندن و نوشتن را به معنای سر باز زدن از کار و تلاش و سازندگی و به عنوان نمودهایی از تن پروری و بیکارگی می دانستند, و به همین دلیل ارزش چندانی برای هنر و ادبیات قائل نبودند.

به عنوان نمونه ای تاریخی, می توان به این واقعه اشاره کرد:

هنگامی که در تماشاخانه ی , نمایشنامه ی  هکورا , اثر ترنتیوس( مشهور به ترانس) در حال اجرا بود, ناگهان خبر رسید که رقاص بندبازی همراه با یک خرس, در میدان مجاور سالن تئاتر, بساط بندبازی و رقصاندن خرس برپا کرده است. با شنیدن این خبر, تماشاگران به هیجان آمده, با شتاب زیاد, سالن نمایش را ترک کردند و مشتاقانه به تماشای بند بازی و رقص خرس رفتند. به این ترتیب نمایش نیمه کاره متوقف ماند و با شکست روبرو گردید.

نمونه ی تاریخی دیگر مربوط به دوران کنسولی  آنیسیوس است. آنیسیوس گروهی از مشهورترین خنیاگران و موسیقیدانان یونانی را به دعوت کرده بود تا برای رومیان هنرنمایی کنند و آن ها را با موسیقی دلنشین یونان زمین آشنا کنند. هنگامی که گروه نوازندگان , همسرایان و تک خوانان سرگرم سرایش و ترنم شدند, کنسول خیلی زود حوصله اش سر رفت و نوای موسیقی دلنواز یونانیان خسته و کسلش کرد. بنابراین دستور داد که به جای نواختن و سرودن, نوازندگان و خوانندگان با یکدیگر کشتی بگیرند و وانمود کنند دارند با هم می جنگند. وقتی آن ها دست از سرایش و نوازش برداشتند و به سر و کول هم پریدند, با هم دست به یقه شدند, وعربده و غریو وحشیانه سر دادند, تماشاگران و از جمله , کنسول سر ذوق آ مدند و چنان لذت بردند و به وجد آمدند که بی سابقه بود.

ادبیات در حدود سال ۲۷۲ پیش از میلاد به وسیله ی  لیویوس آندرونیکوس که در آن سال در جنگی در ناحیه ی  تارنتوم اسیر رومیان شده بود, به راه یافت. او های لاتینی و یونانی را به فرزندان مالک خود و گروهی دیگر آموخت, و برای رومیان  اودیسه را به نظم  ساتورنی لاتینی کرد و آن نظمی بود با بیت هایی که دارای وزن های نامنظم و گسسته بود و بر مبنای تکیه ی حروف تقطیع می شد.

آندرونیکوس, به پاس خودمات فرهنگی و ادبی اش از بندگی آزاد شد و در قبال این آزادی ماًموریت یافت که برای مسابقات جشنواره ی روم یک تراژدی و یک کمدی بنویسد و در جشنواره, آن ها را به نمایش بگذارد. او این نمایش ها را مطابق نمونه های اصیل یونانی ساخت و بر روی صحنه آورد و خودش در مقام بازیگر نقش اصلی به ایفای نقش پرداخت و شعر های نمایش را همراه با نوای فلوت به آواز خواند.

نمایش های ادبی آندرونیکوس مورد توجه فراوان مقامات دولتی قرار گرفت و سبب شد تا آن ها به او و سایر اجازه ی تشکیل انجمن های ادبی بدهند و به این ترتیب انجمن ادبی مهمی به وجود امد که نشست ها و همایش های ادبی خود را در مینروا بر پا می کرد و از آن پس رسم شد که از این گونه نمایش های صحنه ای در های همگانی اجرا شود.

چند سال پس از این نخستین نمایش تاریخی,  کنایوس نایویوس با نوشتن کمدی جالبی به سبک کمدی های آریستو فانس, دغلکاری های سیاسی متداول در پایتخت را بی پروا هجو کرد که خشم سنت پرستان را بر انگیخت و با شکایت از او, وی را به محاکمه کشیدند و به زندان انداختند. او پس از عذر خواهی رسمی و اعتراف به خطاکاری و طلب بخشش, آزاد شد, اما دیری نگذشت که با سرودن هجویه ی تند و تیزتر از اولی, از روم تبعید و طرد شد. در دوران تبعید, ای در تشریح چگونگی بنیان گذاری دولت روم سرود که بعدها الهام بخش ویرژیل, بزرگترین روم, در بخش های گوناگونی از آثارش شد. نایویوس, هم چنین , نمایشنامه ای به شعر, بر اساس روم نوشت. از او با نهایت بیش از چند قطعه ی ادبی کوتاه باقی نمانده که همین قطعات کوتاه دهنده ی طبع روان و ذوق سرشار و نبوغ آمیز اوست.

یکی از مهم ترین ادیبان این دوران روم,  کوینتوس انیوس بود که در یونان زاده شد و به وسیله ی  کاتو به روم آورده شد. او در تارنتوم درس بود و پر شورش از درام های یونانی که در تماشاخانه های تارنتوم دیده بود, اثری ژرف پذیرفته یود.هنگامی که او به روم آمد, از راه تدریس زبان های لاتینی و یونانی و خواندن سروده هایش برای دوستانش, به گذرانن روزگار پرداخت. سرانجام به عضویت در انجمن سکیپیوییان که حلقه ای بود از دوستداران   هلنیسم, پذیرفته شد. این انجمن, کانونی بود برای تشویق و گسترش ادبیات و ی ـ یونانی, تبدیل زبان لاتینی به زبانی ساخته و پرداخته و روان و رسا, رهنمون شدن رومی به سرچشمه های الهام بخش شعر یونانی, و فراهم آوردن خواننده و شنونده برای یا نویسندگان صاحب قریحه آما گمنام ودارای آینده ی درخشان.

انیوس بر این باور بود که جانشین بر حق است و روان پس از گذر کردن از کالبدهای بسیار, در مسیر تناسخ, و از جمله گذر کردن از کالبد فیثاغورس, و هم چنین از کالبد یک طاووس, به او رسیده و در بدن او حلول کرده است. او چندین کمدی و دست کم بیست تراژدی نوشت و هیچ شکلی از شعر و ادب نبود که انیوس در آن عرصه طبع آزمایی نکرده باشد.

انیوس حماسی روم را به گونه ای بسیار دلنشین و جذاب به نظم درآورد و سالنامه هایش تا زمان ویرژیل چکامه ی ملی روم به شمار می آمد, که از آن ها جز چند قطعه ی پراکنده به جا نمانده است. این کلام مشهور از اوست:

دولت روم بر پایه ی اخلاقیات و مردان بزرگش استوار است.

ی منظوم انیوس انقلابی عظیم در وزن شعر رومی پدید آورد و شعر روان و نرمش پذیر شش وتدی یونان را جانشین اسلوب سست ساتورنی نایویوس

انیوس زبان لاتینی را استحکام, جلا و صیقل بخشید و آن را خوش ساخت و نکوپرداخت کرد. برای شعر رومی قالب های نوین ایجاد کرد و برای شاعران آینده, چون  لوکرتیوس , هوراس, و  ویرژیل روش بیان و موضوع ادبی و ماده ی خام اندیشه فراهم کرد.

او در هفتاد سالگی پس از سرودن این بیت غرور آمیز برای سنگ مزارش, در گذشت:

برای من اشک مریز و به ماتم منشین

که من روی لبان مردمان, برای ابد, پاینده و زنده ام.

ادیب مشهور دیگر این دوره  تیتوس ماکیوس پلاوتوس ـ مشهور به دلقک بی چاک و دهن ـ بود. او مدتی به عنوان کارگر صحنه ی نمایش زندگی گذراند و پولی اندوخت, بعد پولش را وارد بازار سوداگری و معاملات تجاری کرد و چون همه ی آن را از دست داد, ناچار برای امرار معاش به نمایشنامه نویسی روی آورد و به اقتباس از نمایشی یونانی پرداخت. او این اقتباس ها را با و متداول روم و گوشه کنایه ها و اصطلاحات عامیانه و هجوآمیز این سرزمین در هم آمیخت و از این , نمایش های جذاب عامه پسندی خلق کرد که مورد استقبال شدید عوام کوچه و بازار قرار گرفت و از این راه دوباره توانست ثروت از دست داده اش در تجارت را از راه هنرش به دست آورد و ثروت کلانی بیندوزد.

او بیش از صد و سی نمایشنامه نوشت یا تصحیح و ویرایش کرد که از آن ها حدود بیست تا باقی مانده است.

در نمایشنامه ی  میلس گلوریوسوس یک نظامی خودستا را که مستخدمش برای این که امیدوارش نگه دارد,تا می تواند به او دروغ می گوید و او را می فریبد, به طرز مضحک و ریشخند آمیزی هجو کرد. در نمایشنامه ی  آمفیتروئون ژوپیتر را به مسخره گرفت و دست انداخت. نمایشنامه ی آولولاریا داستان ثروت اندوز خسیسی ست که حتی دلش نمی آید ریزه های ناخنش را بریزد دور و آن ها را جمع می کند, و هم چنین بر هدر رفتن اشک هایش افسوس می خورد. نمایشنامه ی منایکمی داستان دو برادر همزاد است که پس از سالها گم کردن یکدیگر و بی خبری از هم, سرانجام یکدیگر را باز می یابند و به هم می رسند. این نمایشنامه یکی از سرچشمه های الهام  کمدی اشتباهات شکسپیر بوده است.

راز توفیق کمدی های  پلاوتوس, وقوع پشت سر هم و بی وقفه ی وقایع مطایبه آمیز و مضحک, جناس های سبکسرانه, بازنمودن صحنه هایی از زندگی خصوصی کوچه و بازار روم با همه ی زشتی ها, وقاحت ها , قباحت ها و جنبه های زننده و هرزه اش, بازنمودن حال و روز بی پروا, و تشریح عواطف شگفت انگیز و لجام گسیخته ی آنان, و نمایش حوادت روزمره ی زندگی به طرزی خنده دار و مسخره بود.

نمایشنامه نویس و ادیب دیگر این دوره  پوبلیوس ترنتیوس آفر , مشهور به ترانس است که ای و از نژاد سامی بود. اربابش,  ترنتیوس لوکانوس, که سناتوری رومی بود, چون متوجه قریحه و استعداد شگفت انگیز این غلام نوجوان شد, او را به وجهی نیکو و شایسته تربیت کرد و سرانجام نیز آزادش کرد. جوانک به نشانه ی سپاس نسبت به صاحبش, نام او را بر خود گذاشت, و شروع به نوشتن نمایشنامه های دل انگیزی کرد که به زودی شهرت و محبوبیتی بی نظیر و استثنایی یافتند. از نخستین نمایشنامه هایش,  آندریا و

هکورا چیزی به جا نمانده است. فقط می دانیم که  هکورا توفیقی نیافت و در نخستین اجرا با شکست سنگینی مواجه شد که به آن پیش از این اشاره شد.

مشهورترین نمایشنامه اش  خویشتن آزار نام داشت و با نوشتن و اجرای آن بخت و اقبال به سراغش آمد و نمایش با استقبالی بی نظیر روبرو شد. این نمایش داستان پدری است که پسرش را از با محبوبش منع می کند و چون پسر با وجود منع اکید پدر , با محبوبه اش می کند, و از دستور پدر سر پیچی می کند, پدر خشمگین می شود و در اوج خشم و غضب , پسرش را از خانه می راند و او را طرد و از فرزندی خود محروم می کند. مدتی بعد, پدر از رفتار زشت خود پشیمان می شود و برای آن که خود را به خاطر این تصمیم عجولانه و نا بخردانه تنبیه و مجازات کند, تمام ثروت فراوان خود را به جا می گذارد و می رود در گوشه ای, بقیه ی عمر را به تنگدستی و مشقت می گذراند. چون یکی از همسایگانش به قصد شفاعت و وساطت نزد او می آید و می کوشد او را از تصمیم هایی که گرفته منصرف کند, پدر از او می پرسد, چرا این چنین در مورد مشکلات دیگران احساس مسئولیت و دلسوزی می کند؟ همسایه در پاسخ, این جمله ی مشهور را که بعد ها در طول تاریخ ادبیات و فرهنگ بارها به آن استناد شد و اندیشمندانی چون مارکس آن را بسیار دوست می داشتند و به مناسبت های گوناگون بر زبان می اوردند, بیان می کند:

انسانم, و به هیچ چیز انسانی بی اعتنا نمی توانم بود.

نمایشنامه ی بعدی او به نام خواجه چنان با اقبال و استقبال همگانی روبرو شد که در عرض یک روز دو بار روی صحنه رفت و در آن زمان چنین امری بی سابقه و استثنایی بود. نمایشنامه ی بعدی اش فورمیو نام داشت که داستان

ی زنده دلی بود که اربابش را از خشم پدرش نجات داد. این نمایشنامه الگویی شد برای فیگاروی  بومارشه. آخرین نمایشنامه اش به نام  آدلفی در مراسم خاکسپاری  آیمیلیوس پاولوس به اجرا در آمد. چند ماه بعد از آن , ترنتیوس, در بازگشت از سفر یونان, در سن ۲۵ سالگی در  آرکادیا درگذشت.

نمایشنامه های  ترنتیوس سرشار بودند از یونانی. اغلب این نمایشنامه ها عنوان یونانی داشتند و در آن ها زندگی یونانیان و و آن ها مورد توجه قرار گرفته و از اشاره ی مستقیم به زندگی رومیان به دلایل مختلف پرهیز شده بود.

  ترنتیوس سرزندگی و شوخ طبعی سرشار   پلاوتوس را نداشت و هرگز نشانی از توجه به زندگی رومیان در آن ها دیده نمی شود. در کمدی های او از اراذل سرزنده و روسپیان بی پروا نشانی نیست. قهرمانانش, حتی روسپی و مردان لا ابالی اش, انسان هایی با سرشتی پاک و عفیفند و روح سالمی دارند. جملات نغز و دلنشین و عبارات زیبای فراموش نشدنی در آثار او فراوانند, مانند:
بخت یار دلیران است. یا  به شماره ی آدمیان عقیده هست.

نمایشنامه هایش سرشار از اندیشه های بلند و عمیقند و فهم آن ها نیازمند به چنان هوش فلسفی و نکته سنجی ادبی است که نزد توده های عوام یافت نمی شد. به همین دلیل آثارش به درستی در زمان خودش درک نشدند.

کمدی هایش نیمه تراژیک بودند و ماجراهای خوش ساختی داشتند که اگر چه خیلی کند و آرام پیش می رفتند, اما نغز و پر مغز و عمیق بودند. سبکش بیش از اندازه هموار و گفتگوهایش به نهایت آرام و کند بودند و دنبال کردن آن ها حوصله و شکیبایی بسیار می طلبید که نزد رومیان آن زمان نادر و کمیاب بود.

سیسرون( کیکرو) او را بهترین عصر جمهوری روم می شناخت. ژولیوس سزار( قیصر) او را شیفته ی سخن ناب نامید و تنها ضعف آثارش را فقدان نیروی خنده و خنداندن دانست.

با این همه ترنتیوس, خدمتی بس بزرگ به ادبیات رومی کرد, و خدمت بزرگش این بود که با الهام از زبان و ادبیات یونان, سرانجام زبان لاتینی را به صورت چنان ابزار بیان ادبی پر و نرمش پذیری درآورد که یک قرن بعد, نثر سیسرون و نظم ویرژیل را امکان بروز و ظهور بخشید.

مارکوس پورکیوس کاتو را شاید بتوان نخستین نظریه پرداز و منتقد ادبی رومی . او از دلبستگان به سنت های اصیل رومی بود و هجوم ادبی, فلسفی, علمی, هنری و فرهنگی یونان به روم و ایجاد دگرگونی های عمیق و گسترده در آداب و سنن و روحیات و تلقیات و رومی در اثر این هجوم و نفوذ باعث نگرانی و تشویش خاطرش بود. کاتو در رشته ی تحصیل کرده بود و وکیل مدافعی زبر دست با بیانی گرم و پر شور و قانع کننده بود که با فصاحت و بلاغت بسیار سخن می گفت, و سخنانش هیجان و شور بسیار بر می انگیخت. در جوانی به رفت و در ۳۰ سالگی به مقام خزانه داری رسید, سپس مقامات عالیتر دولتی از شهربانی و پرایتوری تا کنسولی و در نهایت سنسوری را یکی پس از دیگری به دست آورد. او ۲۶ سال تمام در مقام سربازی سلحشور و سرداری لایق در جنگ ها شرکت کرد و در پیروزی ها و فتوحات بسیاری , پا به پای سربازانش شرکت کرد. در دوران های کوتاه صلح و آرامش به سخنوری و سخن پردازی می پرداخت و بزرگترین سخنور زمان خود بود, اگر چه در خطابه های خود هر جا فرصت یافته, سخنوران و سخن پردازان را نکوهیده و سرزنش کرده است. رومیان با شیفتگی شوق آمیزی دور او جمع می شدند و به خطابه های شورانگیز او گوش جان می سپردند, زیرا هیچ کسی تا آن زمان , چون او با چنان صداقت و لطفی, و با چنان جملات نیشدار و گزنده ای با ایشان سخن نگفته بود.

کاتو نخستین نثر نویس بزرگ زبان لاتین بود. رساله ی مشهوری در باره ی فن خطابه نوشت و شیوه ی ناهموار و پر دست انداز خطابت رومی را بر روانی سبک آموزگاران فن بلاغت یونانی ترجیح داد.

مهم ترین اثر کاتو ,   اصول اوست که اکنون در دست نیست و در آن نویسنده, به طور مفصل و با شهامت کم نظیری به شرح حوادث تاریخ ایتالیا از آغاز تا زمان خود پرداخته و در باره ی همه ی نهادهای سیاسی و حکومتی و اجتماعی و فرهنگی سرزمین خود, از آغاز تا دوران خود به بحث و توصیف پرداخته است. کاتو این اثر را به عنوان بخشی از دائره المعارفی نوشت که قصد داشت آن را به طور کامل در همه ی امور برای تربیت پسرش تدوین کند. او با نگارش این دائره المعارف به زبان لاتینی امیدوار بود که جانشین مناسبی برای یونانی بیافریند, زیرا بر این باور بود که آموختن ادب و ی یونانی, ذوق طبیعی و سالم جوانان رومی را به انحراف می کشد و آن ها را گمراه می کند. او به پسرش در این باره چنین نوشت:

یونانیان مردمی سرکش و تبهکارند. از من بپذیر که چون ادبیات خویش را بر روم ارزانی دارند, همه چیز را تباه خواهند کرد.

کاتو به سبب داشتن چنین عقایدی با حلقه ی سکیپیوییان که نشر فرهنگ و ادبیات یونانی را در روم, شرط رشد و نضج ادبیات لاتینی و اندیشه ی رومی می مخالف بود و با تمام قوا تلاش کرد که جلو چنین نفوذ و رسوخی را بگیرد.

کاتو را باید اصیل ترین نماینده ی فرهنگ و ادبیات خالص و ناب رومی دانست, اندیشه ها و نظریات ادبی او درباره ی معیارها و موازین درست شعر, نظم, نثر و خطابه و آموزشگاهی بزرگ شد برای آموزش و پرورش خطیبانی چون سیسرون و شاعرانی چون تاسیت و هوراس, که در دهه های پس از او به عنوان شاخه های بارور و شکوفای درخت اندیشه و پویش فکری و فرهنگی او سر بر کردند و پا به عرصه ی وجود گذاشتند.

نگاره های مرتبط:

۱ دیدگاه »

  1. فریدون زنگنه گفته است :

    درود بر شما
    شما گفتید بخش مدیریت خراب است و نمی توانید مرا لینک کنید
    اما حالا که بخش مدیریت درست شده یاد آور می شوم که من چند نشانی سایت شما را لینک کردم و حال نوبت شماست که مرا لینک کنید.با سپاس
    بدرود

    [پاسخ]

اندیشه خود را به یادگار بگذارید

- لطفاً به صورت فارسی بنویسید
- برای تماس با مدیریت به "صفحه تماس" بروید
- برای طرح مباحثی که با نوشتار بالا مرتبط نیستند لطفاً به "انجمن گفتگو" رفته و بگو مگو کنید



کلمات کلیدی : " " + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + ""

جستجوهای ورودی:

نقد ادبی + آثار تاریخی و مشهور رم + نقد ادبی در یونان باستان + تاريخچه پيدايش نقد هنر + يكي از آثار رو م باستان + تاریخچه ی رم + اثار روم باستان + اثار تاریخی مشهور یونان باستان + دانلود کتاب نقد ادبی + تاریخچه نقد ادبی + آثار باستانی روم و یونان + یکی از آثار تاریخی مشهور یونان + زنان فن خطابه تاريخ يونان و روم + زمان پیدایش رم باستان + دربارهي يكي از آثار تاريخي مشهور يونان يا روم باستان + نقد ادبی رم + نقد نمايشنامه خسيس -جمالزاده + پیدایش زبان روم + نقد نمايشنامه خسیس (نويسندگان ) + نقد ادبي در روم باستان + سابقه نقد ادبی + عکس هایی از صحنه های تراژدی در یونان باستان + ماده ی تاریخی ادبی + مطلب درباره ی تاریخ  هنر باستان روم + موسیقی در زمان رم باستان + نام بزرگترین شاعرروم باستان + شعرهایسیسرون + نقد آموزش و پرورش شریعتی + نقد ادبي + عناوین کتابهای نقدادبی +
تمامی حقوق این تارنما - محتوا و پوسته - متعلق به "تاریخ ما" می باشد
استفاده از نگاره های "تاریخ ما" تنها با پیوست لینک، ذکر نام نگارنده و عنوان تارنما مجاز است. (پشتیبانی امنیتی : شرکت پارس پردازش حافظ شیراز)
All Rights Reserved 2006 - 2011