۶۶
این نوشتار توسط انی کاظمی در تاریخ ۹م دی، ۱۳۸۹ و در دسته "تاریخ باستان + تاریخ تمدن ایران باستان + ساسانیان" ارسال شده است.

نگارنده :انی کاظمی

  • پیرامون کتابسوزی اعراب در ایران کتاب “دو قرن سکوت” مفید است

بی شک، از آسیبهای معنوی حمله اعراب هرچه نوشته و گفته شود کم است. پیرامون کشتار و چپاول ایرانیان در زمان حمله اعراب تاریخ نگاران معروف اعراب و ایرانی مانند : ابن خلدون ، البلاذری ، مسعودی ، ابن هشام ، ابن حزم ، بلعمی ، ثعالبی ، شویس عدوی و… در کتابهای تاریخ نگاشته اند. یکی از اثر گذارترین این آسیبها به زبان و فرهنگ ایران بود. ایرانیان به سبب عظمت کشورشان کوله بار چندین قرن تسلط بر جهان را در برداشتند و تمدنی کهن را در خود جای داده بودند و بدین سبب علوم عقلی نزدشان بسیار بزرگ و دامنه اش گسترده بود.

ابن خلدون که دقیق ترین و بزرگ ترین جامعه شناس و مورخ عرب است درباره کتاب سوزی به دست اعراب چنین میگوید:

« وقتی سعد ابن ابی وقاص به مداین دست یافت در آنجا کتابهای بسیار دید. نامه به عمر ابن خطاب نوشت و در باب این کتابها خواست. عمر در پاسخ نوشت که آنهمه را به آب افکن که اگر آنچه در این کتابهاست سبب راهنمایی است خدا برای ما راهنمایی فرستاده است و اگر در آن کتابها جر مایه گمراهی نیست خداوند ما را از شر آنها در امان داشته است. از این سبب آنهمه کتاب ها را در آب یا در اتش افکندند.» ( دو قرن سکوت ص ۹۸ )

همچنین ابوریحان بیرونی در کتاب آثارالباقیه عن القرون الخالیه چنین می نویسد:

« وقتی قتیبه ابن مسلم سردار حجاج بار دوم به خوارزم رفت و آن را باز گشود هرکس را که خط خوارزمی می نوشت و از تاریخ و علوم و اخبار گذشته آگاهی داشت از دم تیغ بی دریغ گذراند و موبدان و هیربدان قوم را یکسره هلاک نمود و کتابهاشان همه بسوزانید و تباه کرد.» (صفحه ۳۵،۳۶،۴۸ )

زنده یاد دکتر زرینکوب در کتاب دو قرن سکوت با تحلیلی منطقی به بررسی کتاب سوزی اعراب می پردازد:

« شک نیست که در هجوم تازیان ، بسیاری از کتاب ها و کتابخانه های ایران دستخوش آسیب فنا گشته است .این دعوی را از تاریخ ها می توان حجّت آورد و قرائن بسیار نیز از خارج آن را تأیید می کند . با این همه بعضی از اهل تحقیق در این باب تردید دارند و این تردید چه لازم است؟! برای عرب که جز قرآن هیچ سخن را قدر نمی دانست کتابهایی که از آن مجوس بود و البته نزد وی دست کم مایه ضلال بود چه فایده داشت که به حفظ آنها عنایت کند؟ در آیین مسلمانان آن روزگار آشنایی به خط و کتابت بسیار نادر بود و پیداست که چنین قومی تا چه حد می توانست به کتاب و کتابخانه علاقه داشته باشد. تمام قراین و شواهد نشان می دهد که عرب از کتابهایی نظیر آنچه امروز از ادب پهلوی باقی مانده است فایده ای نمی برده در این صورت جای شک نیست که در آن گونه کتابها به دیده حرمت و تکریم نمی دیده است…نام بسیاری از کتاب های عهد ساسانی در کتاب ها مانده است که نام ونشانی از آنها باقی نیست…پیداست که محیط مسلمانی برای وجود و بقای چنین کتابها مناسب نبوده است و سبب نابودی آن کتابها نیز همین است. باری از همه ی قراین پیداست که در حمله اعراب بسیاری از کتاب های ایرانیان، از میان رفته است.» (انتشارت امیرکبیر ص ۹۶،۹۷)

مرتضی راوندی در کتاب تاریخ اجتماعی ایران می‌نویسد

«یکی از آثار شوم و زیان‌بخش حملهٔ اعراب به ایران، محو آثار علمی و ادبی این مرز و بوم بود. آنها کلیهٔ کتب علمی و ادبی را به عنوان آثار و یادگارهای کفر و زندقه از میان بردند.» وی در دنباله می‌افزاید:«…سعد وقاص و دیگران حاصل صدها سال مطالعه و تحقیق ملل شرق نزدیک را به دست آب و آتش سپردند.» سپس این گفته جلال‌الدین همایی را می‌آورد که: «همان کاری را که قبل از اسلام، اسکندر با کتابخانهٔ استخر، و عمرو عاص به امر عمر با کتابخانهٔ اسکندریه و فرنگی‌ها بعد از فتح طرابلس شام با کتابخانهٔ مسلمین و هلاکو با دارالعلم بغداد کردند، سعد بن ابی‌وقاص با کتابخانهٔ عجم کرد.» (جلد دوم،صفحهٔ ۵۰ )

دولتشاه سمرقندی در کتاب تذکرة الشعرا (صفحهٔ ۲۶) به یکی دیگر از ماجراهای کتاب سوزی توسط اعراب در دوره خلافت عباسیان، می پردازد:

“عبدالله بن طاهر به روزگار خلفای عباسی، امیر خراسان بود. روزی در نیشابور( به مسند) نشسته بود. شخصی کتابی آورد و به تحفه پیش او بنهاد. (امیر) پرسید: این چه کتاب است؟ (مرد) گفت: این قصه وامق و عذرا است و خوب حکایتی است که حکما بنام شاه انوشیروان جمع کرده اند. امیر فرمود: ما مردم، قرآن خوانیم و به غیر از قرآن و حدیث پیغمبر چیزی نمی خوانیم و ما را از این نوع کتاب، در کار نیست. این کتاب، تألیف مُغان(زرتشتی ها) است و پیش ما مردود است. (پس فرمود) تا آن کتاب را در آب انداختند و حکم کرد که در قلمرو او بهر جا از تصانیف عجم و مغان کتابی باشد جمله را بسوزانند”

باری، بدین گونه بود که کتابهایی که در زمان خود در زمینه های پزشکی، ستاره شناسی، اجتماعی و دینی بی همتا بودند به دست این سبک مغزان افتاد که از جهنم هولناک صحرای عرب پا به بهشت ایران گذارده بودند و آنها نیز آنچه کردند که در اندازه فهم و شعورشان بود.

روانشاد دکتر زرینکوب در کتابش(انتشارت امیرکبیر ص۹۵،۹۶) این بار به بررسی رفتار اعراب با زبان و خط ایران می‌پردازد و میگوید:« عربان شاید برای آنکه از آسیب زبانی ایرانیان در امان بمانند در صدد برآمدند زبانها و لهجه های رایج در ایران را از میان ببرند. آخراین بیم هم بود که همین زبانها خلقی را بر آنها بشوراند و ملک و حکومت آنان را در بلاد دور افتاده ایران به خطر اندازد. به همین سبب هر جا که در شهر های ایران، به خط و زبان و کتاب و کتابخانه برخوردند با آنها سخت به مخالفت برخاستند…شاید بهانه ی دیگری که عرب برای مبارزه با زبان و خط ایران داشت این نکته بود که خط و زبان مجوس را مانع نشر و رواج قرآن می شمرد.»

در واقع از ایرانیان حتی آنها که آیین مسلمانی پذیرفته بودند زبان تازی را نمی آموختند و از این رو بسا که نماز و قرآن را نیز نمی توانستند به تازی بخوانند. در کتاب تاریخ بخارا (صفحه ۷۵ چاپ تهران) آمده است:

« مردم بخارا به اول اسلام، در نماز قرآن به تازی خواندندی و عربی نتوانستندی آموختن و چون وقت رکوع شدی مردی بود که در پس ایشان بانگ زدی: بکنیتا نکنیت، و چون سجده خواستندی کردن بانگ کردی: نگونیا نگونی کنیت.»

با چنین علاقه ای که مردم در ایران به زبان خویش داشتند شگفت نیست که سرداران عرب زبان ایران را تا اندازه ای با دین و حکومت خویش معارض دیده باشند و در هر دیاری برای از بین بردن و محو کردن خط و زبان فارسی کوششی ورزیده باشند.

در پایان به ذکر سخنی در کتاب عقدالفرید چاپ قاهره (جلد ۲ صفحه ۵) از زبان خسرو پرویز میپردازم که می گوید:

«اعراب را نه در کار دین هیچ خصلت نیکو یافتم و نه در کار دنیا. آنها را نه صاحب عزم و تدبیر دیدم و نه اهل قوت و قدرت. آنگاه گواه فرومایگی و پستی همت آنها همین بس که آنها با جانوران گزنده و مرغان آواره در جای و مقام برابرند .فرزندان خود را از راه بینوایی و نیازمندی می کشند و یکدیگر را بر اثر گرسنگی و درماندگی می خورند.از خوردنیها و پوشیدنیها و لذتها و کامروانیهای این جهان یکسره بی بهره اند….»

منابع :

کتاب ۲ قرن سکوت(انتشارت امیرکبیر ص ۹۵،۹۶،۹۷- انتشارت سخن ص ۱۱۵،۱۱۶،۱۱۷،۱۱۸)

کتاب تاریخ طبری چاپ مصر (صفحه ۲۸۵،۲۸۶)

کتاب آثارالباقیه (صفحه ۳۵،۳۶،۴۸)

کتاب تاریخ بخارا چاپ تهران(صفحه ۷۵)

کتاب عقدالفرید چاپ قاهره (جلد ۲ صفحه ۵)

کتاب تاریخ اجتماعی ایران (جلد دوم،صفحهٔ ۵۰ )

کتاب تذکرة الشعرا (صفحهٔ ۲۶)

نگارنده ها : فرشید.ه – اِنی کاظمی

آخرین ویرایش در تاریخ : ۱۳۸۹٫۱۰٫۱۰ توسط اِنی کاظمی

۶۶ دیدگاه

  1. ابراهیم رحیمی می‌گه:

    ممنون از زحماتتون.خیلی جالب بود.لطفا”اگه ممکنه کتاب سرزمین جاوید رو برام ایمیل کنید.ممنون

    [پاسخ]

  2. نوروزی می‌گه:

    از اینکه با تجهیزات روز ما را از جهل اعراب آگاه نمودید بسیار خوشحالم امید آن دارم روزی برسد تا دولتهای این کشور به اعراب اعتماد نکنند

    [پاسخ]

    انی کاظمی پاسخ در تاريخ دی ۱۱م, ۱۳۸۹ ۲:۱۵ ب.ظ:

    ان شا الله.

    [پاسخ]

  3. amin می‌گه:

    با درود و سپاس فراوان …

    [پاسخ]

  4. محمد می‌گه:

    درود بر شما.

    [پاسخ]

  5. محمد می‌گه:

    به نگر من نوشته بالا موضوعی تاریخی است که همه مردم ما باید بدانند (اینکه نمیدانند البته دلیل واضحی دارد) ولی این ربطی به تازیان امروز ندارد. آنها همسایگان ما هستند و بدون خوشبختی آنها ما هم خوشبخت نخواهیم شد. همینکه همسایه هستیم دلیلی بسنده برای نیاز به سازگاری است. ایران با جنگ و دعوا راه انداختن با همسایگان به جایی نمیرسد. البته این به معنی فدا کردن منافع ملی نیست. باید ضمن حفظ منافع ملی، در منطقه هم دوست دست و پا کنیم بجای دشمن سازی. کلا مشکل آن کتاب سوزی از جای دیگری است و ربطی به عرب امروز ندارد.

    [پاسخ]

  6. کورش می‌گه:

    اقا محمد خواهشن برای اعراب دلسوزی نکن حتما هم به اسم عربی خودت افنخارمیکنی اینوبدون حیوان وحشی همیشه خوی وحشیگریشو داره وتازیان قدیم با حالا هیچ فرقی ندارن وتوهم اگرازتخمه انهاهستی لطف کن ونظرنده

    [پاسخ]

    هندی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۲م, ۱۳۹۰ ۸:۳۲ ق.ظ:

    سلام داداش کورش آیا ما ایرانی هم خوی و خودمون رو از دست ندادیم. از انجا که می دانیم کورش با خواهر و مادر خود همخوابه می شد پس شما برخی از ایرانیانی که هنوز پایمردانه خوی خود را از دست نداده اند هنوز به این عمل دست می زنند ؟؟

    [پاسخ]

    داریوش پاسخ در تاريخ شهریور ۲۴م, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۰ ق.ظ:

    آقا یا خانم هندی شما دچار اشتباه بزرگی شدی ایرانیان هم با حرف های آدم های خشک مغزی مثل تو نام و نشانشون بد نمی شه. در ضمن خیلی غلط کردی به کورش هخامنشی توهین کردی او مردی هستش که تورات و قران به نیکی ازش یاد کردن حالا تو گاو پرست که با ادرار گاو غسل می کنی راجب یکتا پرستان نظر نده

    [پاسخ]

  7. ali می‌گه:

    قصد دفاع از اعرابی که به دستور خلیفه دوم به ایران حمله کردند که عمدتا تازه مسلمانان تربیت نشده ای بودند که جلب غنایم بسیاری از آنان را تحریک کرده بود باید بگویم قدیمی ترین سندی که شما به صورت مستقیم برای کتاب سوزی در اول بحث آوردهاید مربوط به نهصد سال بعد از حمله است لطفا در این مورد به کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران شهید مطهری رجوع کنید

    [پاسخ]

  8. نادر می‌گه:

    اولا از شما برای مطلبی که به اون اشاره کردید سپاسگزازم
    بعد از اون هم می خوام بگم با نظر آقا محمد موافقم ,خوب اینم یک طرف قضیه است که ما نباید دور مرز خودمون آشوب درست کنیم چون به هر حال با کوچکترین وزشی شعله های اون دامن خودمون روهم می گیره.
    بهتره کمی از سیاستهای انگلیس یاد بگیریم که همیشه جنگهاش رو به دور از مرز خودش منتقل میکنه.
    اما اصلا با این موافق نیستم که ما جلوی اعراب کوتاه بیایم وبه خاطر اینکه حکومتمون اسلامیه دست برادری با اونها بفشاریم ,
    ومن شخصا تا آخرین لحظه عمرم از اعراب اونم از هر نوعش متنفر خواهم بود (اشاره کنم که تجربه بسیاری در برخورد با اونها دارم)

    [پاسخ]

  9. ایرانی می‌گه:

    سلام
    ممن خودم با تمام وجود به تاریخ و تمدن ایران عشق می ورزم و به نظر من تمدن ایرانی با تمدن اسلامی هیچ منافاتی ندارد از دوستان عاجزانه درخواست می کنم که کتاب (بازشناسی هویت ایرانی اسلامی ) از دکتر علی شریعتی را بخوانند تا بیشتر برایشان روشن شود همچنین من از دوستان می خوام که حساب اسلام رو از حساب خلفای فاسدی که دو قرن بر ایران حکومت کردند جدا کنند ببینید دوستان بعد از رحلت حضرت محمد (ص) این خلفای فاسد چقدر امامان ما را ازار و اذیت کردند بدون استثنا همه امامان را شهید کردند و اگر امام زمان در پرده غیبت نبود امام زمان را هم شهید می کردند . این مطلب را از این نظز بیان کردم که در مدت دو قرن اشغال ایران توسط اعراب امامان ما خودشان مورد ازار اذیت خلفای فاسد بودند و اختیاری برای اداره جامعه نداشتند فقط حضرت علی (ع) مدت بسیار کوتاهی زمام داری جامعه را بر عهده گرفت که در این مدت اخر تاب عدل حضرت علی را نیاوردند و این امام بزرگوار را به شهادت رساندند .پس کتابسوزی هم هیچ ارتباطی به اسلام ندارد .
    خلاصه کلام اینکه :
    زنده باد ایران زنده باد اسلام

    [پاسخ]

  10. محمد می‌گه:

    به آقای کوروش که بذر کینه رو می خواهد بکارد می گویم من به اسم خودم افتخار میکنم اولا اینکه ۱۴۰۰ سال پیش یک عد ه ای که هنوز هم معلوم نیست کتاب سوزی کردند خوب بر میگردد به آن دوران و ۱۰۰ در صد کار اشتباهی بوده حالا این اینکه من بخواهم به هر چی دور و ور خودم مثل شما که ادعای تمدن هم به اصطلاح میکنی فحش و ناسازا بدم اشتباه کردی این کشور مورد هجوم یونانیها عثمانیها و انگلیسیها هم بوده پس چرا مثلا به انگلیسیها ناسازا نمیگی … ایرانی بودن به این نیست که من حتما باید طرفدار تاریخ هخامنشیها باشم و بگم دین من همان دین پادشهانی که اصلا نمیدانم چکار کردند باشم کما اینکه الان کسی در اروپا نمیگه چوم دین مسیح هم از فلسطین آمده من باید بندازمش دور و به اونها فحش بدم .. امثال تو با این طرز تفکرت جز جنگ و نفرت چیزی به جهان اضافه نخواهی کرد

    [پاسخ]

    داریوش پاسخ در تاريخ شهریور ۲۴م, ۱۳۹۰ ۱۱:۴۴ ق.ظ:

    با سلام
    محمد جان نمی دونم کی هستی و هدفت چیه ولی من با کورش موافقم کتابخانه هامان سوزانده شد فرش مهستانمان تیکه تیکه شد دخترانمان به کنیزی برده شدند و در یک کلام
    چو بخت عرب بر عجم چیره گشت
    همه روز ایرانیان تیره گشت

    [پاسخ]

    امیرخان پاسخ در تاريخ بهمن ۱۳م, ۱۳۹۰ ۲:۳۸ ب.ظ:

    جناب محمد! درسته به کشور ها یونانیان و مغول ها و روس های حمله کرده اند! اما هیچ منبع تاریخی نشون نمیده که انگلیسی ها به ایران حمله کرده باشند! پس بیجا تاریخ رو به نفع خودت تحریف نکن!….در ثانی افرادی که هم فکر با کوروش هستند اصلا فکر نمیکنم که فرضا قصدشون ایجاد دشمنی و کینه باشه! من نمیدونم شما با چه طرف تفکری اینو داری! ثالثا موضوع بحث تاریخه! شمایی که مرتد شده ای بیجا پای اسلام پاک رو وسط نکش!….و اما و اما….ما بایدم پیرو حکومت هخامنشیان باشیم! چون اگر قانون هایی که اون زمان بود الان بودند کشور ما میشد اروپا!!!….و یه سوال….چرا وقتی از کورش طرفداری میکنیم شمایی که از نسل اعراب برگفته شده اید فورا اعتراض میکنید! بایدم بهش افتخار کنیم! اصلا به کل تاریخ ایران! تاریخ یه میراث فرهنگی و عمومیه! در ضمن برو کمی املاتو تقویت کن! چون با توجه به غلط های املایت زیر میشی! و کمی مطالعه تاریخی داشته باش تا بدونی که انگلیس تا کنون به ایران حمله نظامی نداشته!

    [پاسخ]

    احسان پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹م, ۱۳۹۰ ۱:۲۷ ب.ظ:

    خطاب به اقای امیرخان :
    یکی ازحملات و اشغال ایران در طول تاریخ در جنگ جهانی اول توسط انگلیس است که بنابه قرارداد ۱۹۰۷ انگلیس به اشغال مناطق جنوبی ایران پرداخت به فرماندهی سرپرسی سایکس

    [پاسخ]

    احسان پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹م, ۱۳۹۰ ۱:۲۹ ب.ظ:

    پس اقا امیر بی زحمت شما برو مطالعات تاریخی ات رو بیشتر کن

    [پاسخ]

    امیرخان پاسخ در تاريخ بهمن ۳۰م, ۱۳۹۰ ۲:۳۲ ب.ظ:

    احسان اصلا موضوع بحث در مورد انگلیس نیست…..اگه شما چشاتون قوی میبینه اونجا نوشته:کتابسوزی اعراب مسلمان در ایران ساسانی…..در ثانی من خودمم میدونم که در جنگ جهانی انگلیسی ها وارد ایران شدند اما نمیشه گفت که ورود آنها به ایران جنگ «تن به تن» محسوب میشود حرف اینست و بس!!!!….انگیسی ها آنزمان به ایران اومدند چون قصدشون خاموش کردن شورش هایی بود که با استفاده از فرصت جنگ جهانی در ایران برپا شده بود و از نظر نه تنها من بلکه بسیاری از افراد این اصلا معنی جنگ تن به تن رو نمیده!!!! در ثانی شما نیز نیاز دارید که اطلاعات تاریخیتون رو تقویت کنید! چون اشغال ایران توسط انگلیس در جنگ جهانی دوم بود نه اول! به به ببین کی داره درس اخلاق میده!!!

    [پاسخ]

    احسان پاسخ در تاريخ اسفند ۲م, ۱۳۹۰ ۱:۰۷ ب.ظ:

    شما ببین قرارداد ۱۹۰۷ در چه تاریخی بوده ؟
    معلومه دیگه سال ۱۹۰۷ بین روسیه و انگلیس منعقد شد
    و بعد از چند سال یعنی حول و حوش جنگ جهانی اول توشط روسیه و انگلیس اجرایی شد
    در شمن باید به خدمتتون عرض کنم که منظور از جنگ فقط نمیتونه جنگ تن به تن و حمله نظامی باشه
    از نظر شما هجوم به کشوری مستقل که حالا در جنگ جهانی اول هرچی میخواد توش اتفاق افتاده باشه کاری بسیار مصلحانه است
    توی ایران در هر تاریخی هر اتفاقی بیفته ربطی به انگلیس نداره که بخواد به ایران هجوم بیاره و قسمت جنوبی ایران رو اشغال کنه

    بعدش هم من خودم میدونم بحث در مورد چیه لازم به یادآوری شما نیست من فقط خواستم جواب نظر اشتباه شمارو بدم

    اگه هم تو معتقدی که مسلمانان در ایران کتابسوزی کردند و کتابخانه ها رو آتیش زدند اگر آدمی منطقی باشی شهید مطهری رو قبول داری پس برو کتاب ” خدمات متقابل اسلام و ایران ” این بزرگوار رو بخون تا بفهمی جریان از چه قراره

    امیدوارم جوابی داشته باشی

    امیرخان پاسخ در تاريخ اسفند ۹م, ۱۳۹۰ ۳:۰۰ ب.ظ:

    مطهری یه مرد زیان کاری بیش نبود….اون یه مرد عوام فریب بود و بس! من نیازی ندارم واسه یافت پاسخم به کتب چنین شخصی مراجعه کنم!….اصلا برای یافتن پاسخ سوالات تاریخی مبهم نباید به کتب علمای دینی مراجعه کرد چون که ۱۰۰ در ۱۰۰ تاریخ رو به شکلی تحریف شده بیان خواهند کرد….ثانیا شهید مطهری فقط یه عالم دینی بود که مدتی در دانشگاه تحصیل میکنه اونم در زمینه دین اسلام…مگه چنین شخصی سوادش میرسه که بیاد از تاریخ بگه؟! شخصی چون مطهری وقتی میگه سخن گفتن از لغات و زبان پارسی قبل از اسلام توهین به قرآن و دین اسلام هست مطمئن باش دیگر کتبش نیز هیچی نیستند!….منم به شما پیشنهاد میکنم کتاب دو قرن سکوت اثر زرین کوب رو بخونید تا با یه عده حقایقی که تا الان شاید هیچکی صحبتی از اونا نداشته رو بدونید….بله من با کمال اطمیمان به کتاب سوزی این قوم وحشی اعتقاد دارم! چون اعرابی که ایران رو فتح کرده بودند مسلمانانی تازه نفس بودند و البته هنوز عقاید پست دوران جاهلیت رو در ذهن داشتند و بعید نیست که عرب دارای عقیده ی جاهلیت چنین کارایی رو نکرده باشد…..

    [پاسخ]

    احسان پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۶م, ۱۳۹۱ ۲:۳۷ ق.ظ:

    ببین کی داره شهید مطهری رو نقد میکنه ؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    البته که من کاری ندارم شما نظرتون درباره شهید مطهری

    فقط برو ببین تو این کتاب چطوری منابع آتشسوزی از جمله متنی که زرین کوب نوشته رو رد میکنه بعدش بیا اظهار نظر کن

    در ضمن جواب قسمت اول سوالم رو نگرفتم
    این ایمیلمه به خاطر ارتباط بهتر میتونی بهم ایمل بزنی تا بیشتر باهم در ارتباط باشیم در این رابطه
    ehsanfx.66616@yahoo.com
    اینم وبلاگم :
    ehsan1995.mihanblof.com

    امیرخان پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۶م, ۱۳۹۱ ۹:۰۰ ب.ظ:

    خب مغول اومد ایران کتاب خونه ها رو آتیش زد.اسکندر اومد ایران کتابخانه تخت جمشید رو آتیش زد. پس این احمق ها دسته گل که نیاوردن که…ما نمیگیم همه کتب رو آتیش زدن تعداد کثیری از اونا رو به باد دادن…چون آنزمان مرسوم بود وقتی یه دولتی سقوط میکرد برای اینکه هرگونه اثر آن از بین بره فورا میرفتن سراغ کتاب خانه ها….در ثانی منابع اینترنتی اصلا منابع خوبی خصوصا در زمینه تحقیق نیستن که بخوای اون منابع رو مورد مطالعه قرار بدی…چون افرادی چون شما میتونند در اینترنت هرچی رو که خواستن بنویسند اما کتاب نوشتن و البته خریدن کتاب و خوندن آن یه چیز دیگس و خیلی فرق میکنه با منابع اینترنتی…در ثانی جناب مطهری گفته وقتی ایرانیان صدای اذان رو شنیدن اونقدر(اغراق!!!) تحت تاثیر زبان شیرین عربی قرار گرفتن که دیگه زبان پهلوی فراموش شد….اگه یه بچه ۵ ساله نیز این نوشته رو بخواند خنده اش میگیرد….من یه آذریم هر روز مدام صدای اذان رو میشنوم که با صوت بسیار خوبی میخونه اما آیا من باید از این به بعد عربی حرف بزنم؟!!!!….نه!…این نوشته همش پوشش دادن وقایع دوران پس از نابودی ساسانیان هست اما نمیتوانند روی حقیقت رو پوشش بدن حتی اگر تلخ باشد!

    احسان پاسخ در تاريخ خرداد ۱۵م, ۱۳۹۱ ۲:۰۳ ب.ظ:

    آقا امیر اولا من کی اسم اینترنت اوردم که شما میگی منابع اینترنتی خوب نیست
    من گفتم کتاب تاریخ متقابل اسلام و ایران
    بعدشم شهید مطهری مورد قبول کلیه ی مراجع و عالمان اسلامه
    شما لازم نکرده به ایشون اشکال بگیرین
    چرا الکی بحث ها رو عوض میکنید
    در ضمن شما هنوز جواب مسئله انگلیس رو هم به من ندادین

  11. میلاد می‌گه:

    سلام
    آقا محمد درود بر شما… متاسفانه امروز کسانی رو داریم که در حقیقت فکرشان در هزاره های دور منجمد شده !منکر کتابسوزی ایران بدست اعراب نیستم و من به ایرانی بودنم و فرهنگش افتخار میکنم ولی نباید کورکورانه سخن گفت!دوستان عزیز برید تاریخ رو بخونید و ببینید اگر گذشتگان اعمال نیک داشته اند فجایع هم به بار آورده اند! نژاد پرست نباشید که باید شخصی مثل هیتلر باشید! بیایید به جای ناسزا گفتن به ملتهای دیگر به آبادی میهن خودمون مشغول بشیم.تخت جمشید ساخته فقط قوم پارس نبود و از همه ملتها گرد هم جمع شدند و این شاهکارو ساختند :یونانیها مصریها بابلیها ایرانیهای شرقی و…این موضوع رو خود داریوش در مورد کاخ شوش گفته و در حقیقت از تمام ملتها نام برده تا نقششان در ایجاد امپراطوری نادیده گرفته نشه!

    [پاسخ]

  12. امین می‌گه:

    سلام
    نظر دوستان را به چند نکته جلب می کنم:
    ۱-در زمان این حمله امام علی (ع) به همراه چهار پسر بزرگوار شان که از آنها رشادتهای بسیار خصوصا در واقعه کربلا در تاریخ ضبط است زنده بوده اند؛ اما هیچ یک برای این جنگ ؛ که به نظر مسلمانان آن زمان جهاد فی سبیل الله بوده و به یکی از دو پاداش یعنی پیروزی یا شهادت می رسیدند شرکت نکرده اند(۳امام و حضرت ابوالفضل(ع) و محمد حنفیه)
    ۲- پیامبر به بسیاری از مسایل سفارش کردند اما هرگز دستور کشور گشایی ندادند.حتی پس از تشکیل حکومت به سلاطین جهان نامه نوشتند و آنها را با اسلام دعوت کردند.
    ۳- از عرب که به قومیت گرایی شهره است و با این حال با فرزندان و اولاد پیامبر خود اینگونه رفتار می کند انتظار رفتار بهتری با ملت مغلوب نمی رود.
    ۴- در موارد بسیاری خود رسول الله(ص) به ایرانیان ارج بسیار نهاده اند از جمله حدیث : سلمان منا اهل البیت که امام صادق(ع) هم به طریق دیگر تکرار فرموده اند؛ یا حدیثی که پشت اسکناسهای ۵۰۰۰۰ریالی تو جیب همه ی ما هست.
    ۵- با عنایت به موارد فوق می باید تکلیف اسلام محمدی(ص) را از اسلام خلفای سه گانه جدا کرد.
    ۶- و بالاخره آنکه ” تاریخ تکرار مکررات است؛ خوشا به حال کسی که با توجه به اعمال گذشتگان؛ تکلیف خود را شناخته و به آن عمل کند”.

    [پاسخ]

  13. سجاد می‌گه:

    سلام.باید به دوستان بگویم عربی که دیروز دخترهای خودرا زنده بگور میکرد ،عربی که دیروز پسران خود را جلوی بت ها قربانی میکرد ،عرب جا هل دیروزی باامروز هیچ تفاوتی ندارد.

    [پاسخ]

    داریوش پاسخ در تاريخ شهریور ۲۴م, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۶ ق.ظ:

    دررود بر تو سجاد من هم یه چیزی بگم که هرکی با حرفات مخالفه بره تو اینترنت و از گوگل سوسمار خوردن اعراب رو جست جو کنه تا شیر فهم بشه که حق با کیه
    اهورا مزدا نگهدارت باد

    [پاسخ]

  14. سجاد می‌گه:

    در ادامه باید بگویم که من به کشوری که درآن هیچگونه بت پرستی نبوده افتخار میکنم.سرزمین زرتشت سرزمین کورش سرزمین داریوش و…

    [پاسخ]

  15. اسکندر نظری می‌گه:

    دین زرتشت دین دوگانه چرستی و کشتی خدایان و از این چرت و پرت ها است افتخاری ندارد اعتقاد به آن

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۸م, ۱۳۹۰ ۶:۲۸ ب.ظ:

    دین زرتشت براساس آئین یکتاپرستی بانام اهورامزدایعنی خدای یکتا درکشورایران زمین ظهورکردکه حتی باعث گردیدتمامی مکتب های بت پرستی مثل اعراب وحشی پیش ازاسلام درمقابل این مذهب توحیدی فاقد هرگونه پاسخوگویی باشندالبته لازم به ذکراست که این مذهب الهی براساس پندارنیک.کفتارنیک.کردارنیک ازابتداتشکیل گردیدودردنیای عقب مانده آنزمان که تمامی مذاهب کشورهابصورت بت پرستی ویا بصورت خدایان پرستی بوده است درمقابل همه این مذاهب دروغین نوعی اعجاز به حساب می آمده است ونیزآتش رااین مذهب اهورایی نمادچهار عنصر آفرینش ومقدسات دینی وپاک کننده پلیدیها بوده است ودر قرنهای بعدی که این مذهب طی طریقت یکتاپرستی مینمایدفردی منحرف از این دین بنام مزدک آیین انحرافی آتش پرستی را پایه گذاری نموده که متاسفانه درزمان حماه اعراب وحشی این مسئله بانام مجوس موردسؤاستفاده آنان قرارمیگیرد.البته این کلام تاریخ است که زرتشت پیامبرواقعی ایرانی درکتاب مقدس اوستا ظهور پیامبراسلام را به پیروان خودنویدداده است که این مطلب درزمان قبل از حمله اعراب تازی به ایران توسط مؤبدان زرتشتی جهت حفظ منافع شخصی نابودمیشودلازم به یادآوری است که علت شکست سپاهیان ایران درمقابل عرب بخاطرهمین عقیده وتکمیل دین یکتاپرستی خودبوده است وبازهم به گفته تاریخ نگاران آنزمان این کلام بسیارغلط است که ایرانی بازورشمشیر عرب جماعت وحشی مسلمان شده است.بلکه آیین روح بخش اسلام تکمیل کننده دین زرتشت حساب میشود.پس آقای…..اگریک ایرانی آریامنش هستی به دین وآیین پدران واجدادمان که دراین سرزمین مقدس جاویدان زندگی کرده اند بدون اطلاعات تاریخی مناسب توهین نکن.باتشکر.م.م@

    [پاسخ]

    ارغوان پاسخ در تاريخ بهمن ۱۵م, ۱۳۹۰ ۷:۰۲ ب.ظ:

    خدا شفات بده
    درود بر ایران آریایی

    [پاسخ]

  16. ali می‌گه:

    حقیقت چیست؟

    تاریخ در باره قضاوت سراسر اشتباه ما چه خواهد گفت؟

    آنچه مسلم است راجع به کتاب سوزی مسلمانان در مدارک تاریخی قرون اول اسلامی چیزی نیامده است موضوع سوختن کتابخانه اسکندریه به وسیله مسلمانان{هم} برای اولین بار در اوائل قرن هفتم هجری در کتابهای تاریخی مطرح شده و نخستین کسانی که این جریان را نقل کرده اند عبداللطیف بغدادی(متوفای ۶۲۹ هجری) در کتاب الافاده و الاعتبار و معاصر او قاضی علی بن یوسف قفطی(متوفای ۶۴۷ هجری) در کتاب تراجم الحکماء می باشند و اینکه آیا قاضی این جریان را از…{چه کسی گرفته} روشن نیست ولی به طور مسلم مورخین بعدی این مطلب را از این دو مدرک نقل کرده و احیانا چیزی برآن افزوده اند. اما راجع به نابودشدن کتابخانه های ایران به دست مسلمانان، این مطلب را هم برای اولین بار ابن خلدون ( ۶۵۰-۸۰۸هـ) در مقدمه، و حاجی خلیفه در کشف الظنون نقل کرده اند.
    …کوتاه سخن آنکه: این واقعه با تمام اهمیتی که دارد در هیچ یک از مدارک تاریخی قرنهای اول اسلام نقل نشده است و تنها در کتابهای تاریخی قرن هفتم اسلامی نوشته شده است. به طور مسلم با این وضع هیچ محقق منصفی نمی تواند این نسبت را به مسلمانان بدهد، واین مدارک مسلما نمی تواند سند قطعی و معتبری برای اثبات این موضوع باشد، زیرا برای اهل تحقیق جای سوال باقی است که اگر این مطلب صحت دارد چرا در کتابهای متقدمین نقل نشده است؟ به قول یکی از محققین به نام سدیو در کتاب خلاصه تاریخ عرب دلیل برساختگی{بودن} این مطلب این است که در تواریخ متقدمین از قبیل: طبری، یعقوبی، کندی، مسعودی، ابن عبدالحکیم و بلاذری ذکری از آن به میان نیامده است. بالاخره معلوم نیست مورخینی که در قرنهای هفتم و هشتم می زیستند روی چه مدرکی این نسبت ناروا را به سربازان اسلام داده اند و مدارکشان در این باره بوده است؟
    وهمچنین راجع به کتابخانه های ایران که به پندار گروهی، مسلمانان آنها را نابود کرده اند{ به قول معروف این گوری که این همه برایش گریه و ناله می کنید هیچ جنازه ای درون اش وجود ندارد} در هیچ یک از مصادر تاریخی قرنهای اول اسلامی سخن نرفته فقط مدرک این موضوع مقدمه ابن خلدون(۷۵۰-۸۰۸هـ) و کتاب کشف الظنون(۱۰۰۴-۶۸۱ هـ) است.
    البته از آنجائی که فاصله بین وقوع حادثه و ثبت آن در این کتابها بیش از شش و هفت قرن می باشد از این نظر باید این جمله های تاریخی را به عنوان یک نقل بی اعتبار تلقی کرد.
    پیداست، مورخ یا باید خود در زمان وقوع حادثه جریان را بلافاصله نقل کند و یا اینکه ٱن را از منابع و مدارک دست اول ذکر کند. ولی در اینجا معلوم نیست، مورخینی که در قرنهای هفتم و هشتم می زیسته اند، روی چه اصل و مدرکی این نسبت ناروا را به مسلمانان داده و مدرکشان در این باره چیست؟!…
    منبع: کتاب اسلام و ایران نوشته داوود الهامی، ص۲۱۱ الی ۲۱۳

    [پاسخ]

    انی کاظمی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۱م, ۱۳۹۰ ۱۲:۳۷ ق.ظ:

    درود.
    این نوشته از کتاب “کتاب سوزی” شهید مطهری نقل شده است.

    گویند به این سوال پاسخ دهد : چرا کلیه کتب باستانی ما نابود شده اند؟ کتب مربوط به دوره های ساسانی، اشکانی و قبل از آن؟

    [پاسخ]

    ali پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲م, ۱۳۹۰ ۲:۱۰ ق.ظ:

    باسلام
    دوست عزیز از اینکه توانسته ام خدمتی هر چند کوچک در جهت روشن شدن گوشه هایی از زوایای مبهم و تاریک تاریخ این مرز و بوم در این آشفته بازار اقوال و اظهار نظرهای بی پایه و اساس (که به قول معروف هر دم از این باغ بری می رسد ) انجام دهم مایه خرسندی است. اما منبعی که از آن مطالب را نقل کرده ام همان کتاب “ایران و اسلام ” مرحوم الهامی است که در بعضی قسمتها به مطالب کتاب “خدمات متقابل اسلام و ایران” استاد مطهری استناد کرده اند درعین حال درمقدمه همین کتاب به قلم حضرت آیت الله سبحانی نقل قولی از شهید مطهری شده که با شناختی که استاد مطهری نسبت به وی داشته نشان می دهد نویسنده از جایگاه علمی ارجمندی در نظر استاد مطهری داشته ،که متاسفانه بنا به دلایلی که هنوز برای بنده هم روشن نیست آثار وی مورد بی توجهی و بی مهری قرار گرفته. فرازهایی از مقدمه کتاب آیت الله سبحانی:…در میان آثار گرانبهای او { مرحوم الهامی}_ایران و اسلام_ از ارزش فوق العاده ای برخوردار است تا آنجا که می توانم بگویم: این کتاب در مطبوعات معاصر کم نظیر است و از نظر تتبع و چشم انداز وسیع، از برتری خاصی برخوردارمی باشد… به همین خاطر به همه دوستان توصیه می کنم حتما این کتاب را تهیه و مطالعه فرمایند چرا که بنده خودم نیز جواب بسیاری از شبهات و ایرادات تاریخی و عقیدتی و …را در رابطه با اسلام و ایران در این کتاب یافته ام.
    اما در رابطه با سوال شما!
    در همین کتاب ص ۲۴۶ به بعد می خوانیم: …ایرانیها همین که با آئین نوخواسته اسلام آشنا شدند، آنچنان شورو شوق نسبت به اسلام در خود احساس کردند{ البته آشنایی بیشتر مربوط به آموزه های اسلام ناب یعنی قرآن و سیره اهل بیت است نه سیره و روش خلفا و فاتحان، چرا در اینصورت ما باید اکنون سنی می بودیم تاشیعه} چنان از خود بی خود شدند که گروه وگروه از آئین زردشت خارج می شدندو با اشتیاق و علاقه فراوان اسلام را می پذیرفتند. به همان نسبت آئین زرتشتی از رونق می افتاد و از پیروانش کاسته می شد.
    ایرانیهای تازه مسلمان به خوبی احساس می کردند که از زیربار گران اوهام و خرافاتی که در طی سالها در شریعت زرتشت پیدا شده بود و با منطق و عقل سازگار نبود، بیرون آمده اند…
    هانری ماسه مستشرق معروف در این باره می نویسد:
    کسانی که به تازگی به دین اسلام گرویده بودند کتابهای مقدس اوستا را به کلی کنار می گذاشتند و تلاوت آیات قرآن را یاد می گرفتند و به این ترتیب در مطالعه و به کار بردن زبان خود سهل انگاری می کردند و نوشته های پهلوی را ترک می نمودند و مشغول فرا گرفتن خط عربی می گشتند.
    …البته اجتناب ایرانیان تازه مسلمانان از مذهب رسمی ایران، به همین جا خاتمه نمی پذیرد، بلکه حتی از نابود کردن آنها هم بنام اینکه از آثار گبر و مجوس است، دریغ نداشتند.
    چناکه در تاریخ نقل شده، بسیاری از پارسیان معروف صدر اسلام مانند: احمدبن ابی الخواری، سفیان ثوری و ابو عمر بن العلاء کتابخانه مفصلی داشت که با دست خود آن را سوزاند.(کشف الظنون، ج۱، ص۴۰)
    ونیز می نویسد:
    امیرعبدالله طاهر که در دوران خلفای عباسی امیر خراسان بود روزی در نیشابور نشسته بود، شخصی کتابی آورد و به تحفه پیش او نهاد پرسید که این کتاب پیست؟ گفت این قصه وامق و عذرا است! و خوب حکایتی است که حکما به نام انوشیروان جمع کرده اند.
    امیرعبدالله گفت که ما مردم قرآن خوانیم و به غیر قرآن و حدیث پیغمبر چیزی نمی خواهیم ما را از این نوع کتاب نیست و این کتاب تالیف مغان است. وپیش ما مردود. و فرمود تا آن کتاب را در آب انداختند.

    زرتشتیان قسمتی از اثار دینی خود را نابود کردند…

    از کتاب ایران و اسلام۲۴۶ تا ۲۴۸

    [پاسخ]

    اشنا پاسخ در تاريخ شهریور ۱۰م, ۱۳۹۱ ۱:۲۷ ق.ظ:

    دوست عزیز شما اکر برید تاریخ مطالعه کنید متوجه میشوید که قبل از صفویه اکثریت ایرانیها سنی بوده و بیشتر سلسله ها هم سنی بوده اند

    [پاسخ]

    میلاد پاسخ در تاريخ مرداد ۱۶م, ۱۳۹۰ ۲:۵۸ ق.ظ:

    با عرض سلام
    در مورد اینکه فرمودید کتابهای مربوط به اشکانیان و پیش از آنها کجاست باید عرض کنم که با آمدن هر سلسله جدید بسیاری از آثار گذشتگان توسط آنان نابود میشدو این ربطی به اسلام واعراب ندارد.مثلا اشکانیان بعد از روی آوردن به هلنیسم وفرهنگ یونانی کمتر به آثار ماقبل توجه داشتند(همانطوری که میدانید فردوسی بزرگ جز چند بیت یادی از اشکانیان نکرده)و ساسانیان پس از تثبیت خود آثار مربوط به اشکانیان را نابود کردند.بنابراین بیهوده سعی نکنیم همه امور را به اعراب نسبت دهیم.
    موفق باشید

    [پاسخ]

    انی کاظمی پاسخ در تاريخ مرداد ۱۷م, ۱۳۹۰ ۹:۲۸ ق.ظ:

    بله.

    [پاسخ]

  17. خوارزمی می‌گه:

    نویسنده داره سند از ابوریحان بیرونی میاره اونوقت این الاغ ها ما رو به استاد شهید مطهری حواله می دن.. بابا چقدر داغونین شما آخه چققققدر؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

  18. کیوان می‌گه:

    بنظر من نمیتونیم از باقی نموندن کتابهای دوره ی قبل از اسلام بگیم
    عربها همه کتابها رو سوزوندن . شهید مطهری از استاد جلال الدین همایی نقل کردن که کتابای کتابای کتابخونه ی علامه مجلسی رو با ترازو میکشیدن و به مردم میفروختن. کتابی که اینطوری فروخته بشه انتظار نمیره باقی بمونه.

    [پاسخ]

  19. kazemita می‌گه:

    دکتر فرانز رزنتال، استاد دانشگاه ییل در ذیل جمله نقل شده توسط ابن خلدون در پاورقی این کتاب می‌‌نویسد[۱]:

    This is a variant of the famous legend according to which, Umar ordered the destruction of the
    celebrated library in Alexandria

    به دیگر سخن، او این گفته ابن خلدون را که خلیفه دوم دستور به سوزاندن کتاب‌های ایرانیان داد، را کپی‌ برداری از “افسانه مشهور” سوزاندن کتابخانه اسکندریه توسط مسلمانان می‌‌داند.

    کلی ترامبل، نویسنده کتاب “کتابخانه اسکندریه” بر این باور است که اکثر دانشوران امروزی داستان تخریب کتابخانه اسکندریه به دست مسلمانان را نا معتبر می‌‌دانند[۲]:

    Today most scholars have discredited the story of the destruction of the Library by the Muslims

    دکتر برنارد لوییس، استاد دانشگاه پرینستون، در مقاله‌ای دلایل خود را بر جعلی بودن کتابسوزی اسکندریه مصر توسط اعراب ارائه می‌‌کند و به ریشه یابی‌ به وجود آمدن چنین ادعائی می‌‌پردازد. او با اشاره به شباهت روایت ابن خلدون در دستور عمر به سوزاندن کتاب‌های ایرانیان با دستوری که از وی در سوزاندن کتابخانه اسکندریه نقل می‌‌شود نتیجه می‌‌گیرد که این هر دو ادعا از جنس باور‌های عامیانه هستند[۳]:

    The 14th century historian Ibn Khaldun tells an almost identical story concerning the destruction of a library in Persia, also by order of the Caliph ‘Umar, thus demonstrating its folkloric character

    متیو بتلز، استاد دانشگاه هاروارد در کتاب “کتابخانه: تاریخی‌ پر سرو صدا” ریشه افسانه کتابسوزی اسکندریه را چنین می‌‌نگارد[۴]:

    the story as we know it may have been invented by one Ibn al-Qifti, a twelfth century Sunni chronicler. According to the Egyptian classicist, Mostafa el-Abbadi, al-Qifti may have invented the story to justify the sale of books by the twelfth-cntury Sunni ruler Sladin, who sold off whole libraries to pay off his fight against the Crusaders.

    منابع

    ۱٫ The Muqaddimah, an introduction to history By Ibn Khaldun, translated by Franz Rosenthal, p. 373 قابل دسترسی‌ در اینجا
    http://books.google.com/books?id=FlNZ5wmo5LAC&printsec=frontcover&dq=ibn+khaldun&hl=en&ei=m-SaTuvjK4TfiALJmP2jDg&sa=X&oi=book_result&ct=result&resnum=1&ved=0CDQQ6AEwAA#v=onepage&q=variant&f=false
    2. Kelly Trumble, The Library of Alexandria, Robina MacIntyre Marshall, p. 51, قابل دسترسی‌ در اینجا
    http://books.google.com/books?id=-qvIyvAJDy8C&q=discredited#v=snippet&q=discredited&f=false
    3. Lewis, Bernard. “The Vanished Library”. The New York Review of Books. 37(14). 27 September 1990قابل دسترسی‌ در اینجا
    http://www.nybooks.com/articles/3517

    4. Library: an Unquite History By Matthew Battles, قابل دسترسی‌ در اینجا
    http://books.google.com/books?id=L5O-v2V1ryYC&q=colorful#v=snippet&q=al-Qifti&f=false

    [پاسخ]

  20. 2kazemita می‌گه:

    دکتر فرانز رزنتال، استاد دانشگاه ییل در ذیل جمله نقل شده توسط ابن خلدون در پاورقی این کتاب می‌‌نویسد[۱]:

    This is a variant of the famous legend according to which, Umar ordered the destruction of the
    celebrated library in Alexandria

    به دیگر سخن، او این گفته ابن خلدون را که خلیفه دوم دستور به سوزاندن کتاب‌های ایرانیان داد، را کپی‌ برداری از “افسانه مشهور” سوزاندن کتابخانه اسکندریه توسط مسلمانان می‌‌داند.

    کلی ترامبل، نویسنده کتاب “کتابخانه اسکندریه” بر این باور است که اکثر دانشوران امروزی داستان تخریب کتابخانه اسکندریه به دست مسلمانان را نا معتبر می‌‌دانند[۲]:

    Today most scholars have discredited the story of the destruction of the Library by the Muslims

    دکتر برنارد لوییس، استاد دانشگاه پرینستون، در مقاله‌ای دلایل خود را بر جعلی بودن کتابسوزی اسکندریه مصر توسط اعراب ارائه می‌‌کند و به ریشه یابی‌ به وجود آمدن چنین ادعائی می‌‌پردازد. او با اشاره به شباهت روایت ابن خلدون در دستور عمر به سوزاندن کتاب‌های ایرانیان با دستوری که از وی در سوزاندن کتابخانه اسکندریه نقل می‌‌شود نتیجه می‌‌گیرد که این هر دو ادعا از جنس باور‌های عامیانه هستند[۳]:

    The 14th century historian Ibn Khaldun tells an almost identical story concerning the destruction of a library in Persia, also by order of the Caliph ‘Umar, thus demonstrating its folkloric character

    متیو بتلز، استاد دانشگاه هاروارد در کتاب “کتابخانه: تاریخی‌ پر سرو صدا” ریشه افسانه کتابسوزی اسکندریه را چنین می‌‌نگارد[۴]:

    the story as we know it may have been invented by one Ibn al-Qifti, a twelfth century Sunni chronicler. According to the Egyptian classicist, Mostafa el-Abbadi, al-Qifti may have invented the story to justify the sale of books by the twelfth-cntury Sunni ruler Sladin, who sold off whole libraries to pay off his fight against the Crusaders.

    منابع

    ۱٫ The Muqaddimah, an introduction to history By Ibn Khaldun, translated by Franz Rosenthal, p. 373 قابل دسترسی‌ در اینجا
    http://books.google.com/books?id=FlNZ5wmo5LAC&printsec=frontcover&dq=ibn+khaldun&hl=en&ei=m-SaTuvjK4TfiALJmP2jDg&sa=X&oi=book_result&ct=result&resnum=1&ved=0CDQQ6AEwAA#v=onepage&q=variant&f=false

    2. Kelly Trumble, The Library of Alexandria, Robina MacIntyre Marshall, p. 51, قابل دسترسی‌ در اینجا
    http://books.google.com/books?id=-qvIyvAJDy8C&q=discredited#v=snippet&q=discredited&f=false

    3. Lewis, Bernard. “The Vanished Library”. The New York Review of Books. 37(14). 27 September 1990قابل دسترسی‌ در اینجا
    http://www.nybooks.com/articles/3517

    4. Library: an Unquite History By Matthew Battles, قابل دسترسی‌ در اینجا
    http://books.google.com/books?id=L5O-v2V1ryYC&q=colorful#v=snippet&q=al-Qifti&f=false

    [پاسخ]

    2kazemita پاسخ در تاريخ مهر ۲۸م, ۱۳۹۰ ۹:۵۷ ق.ظ:

    دکتر فرانز رزنتال، استاد دانشگاه ییل در ذیل جمله نقل شده توسط ابن خلدون در پاورقی این کتاب می‌‌نویسد[۱]:

    This is a variant of the famous legend according to which, Umar ordered the destruction of the
    celebrated library in Alexandria

    به دیگر سخن، او این گفته ابن خلدون را که خلیفه دوم دستور به سوزاندن کتاب‌های ایرانیان داد، را کپی‌ برداری از “افسانه مشهور” سوزاندن کتابخانه اسکندریه توسط مسلمانان می‌‌داند.

    کلی ترامبل، نویسنده کتاب “کتابخانه اسکندریه” بر این باور است که اکثر دانشوران امروزی داستان تخریب کتابخانه اسکندریه به دست مسلمانان را نا معتبر می‌‌دانند[۲]:

    Today most scholars have discredited the story of the destruction of the Library by the Muslims

    دکتر برنارد لوییس، استاد دانشگاه پرینستون، در مقاله‌ای دلایل خود را بر جعلی بودن کتابسوزی اسکندریه مصر توسط اعراب ارائه می‌‌کند و به ریشه یابی‌ به وجود آمدن چنین ادعائی می‌‌پردازد. او با اشاره به شباهت روایت ابن خلدون در دستور عمر به سوزاندن کتاب‌های ایرانیان با دستوری که از وی در سوزاندن کتابخانه اسکندریه نقل می‌‌شود نتیجه می‌‌گیرد که این هر دو ادعا از جنس باور‌های عامیانه هستند[۳]:

    The 14th century historian Ibn Khaldun tells an almost identical story concerning the destruction of a library in Persia, also by order of the Caliph ‘Umar, thus demonstrating its folkloric character

    متیو بتلز، استاد دانشگاه هاروارد در کتاب “کتابخانه: تاریخی‌ پر سرو صدا” ریشه افسانه کتابسوزی اسکندریه را چنین می‌‌نگارد[۴]:

    the story as we know it may have been invented by one Ibn al-Qifti, a twelfth century Sunni chronicler. According to the Egyptian classicist, Mostafa el-Abbadi, al-Qifti may have invented the story to justify the sale of books by the twelfth-cntury Sunni ruler Sladin, who sold off whole libraries to pay off his fight against the Crusaders.

    منابع

    ۱٫ The Muqaddimah, an introduction to history By Ibn Khaldun, translated by Franz Rosenthal, p. 373 قابل دسترسی‌ در اینجا
    http://books.google.com/books?id=FlNZ5wmo5LAC&printsec=frontcover&dq=ibn+khaldun&hl=en&ei=m-SaTuvjK4TfiALJmP2jDg&sa=X&oi=book_result&ct=result&resnum=1&ved=0CDQQ6AEwAA#v=onepage&q=variant&f=false
    2. Kelly Trumble, The Library of Alexandria, Robina MacIntyre Marshall, p. 51, قابل دسترسی‌ در اینجا
    http://books.google.com/books?id=-qvIyvAJDy8C&q=discredited#v=snippet&q=discredited&f=false
    3. Lewis, Bernard. “The Vanished Library”. The New York Review of Books. 37(14). 27 September 1990قابل دسترسی‌ در اینجا
    http://www.nybooks.com/articles/3517

    4. Library: an Unquite History By Matthew Battles, قابل دسترسی‌ در اینجا
    http://books.google.com/books?id=L5O-v2V1ryYC&q=colorful#v=snippet&q=al-Qifti&f=false

    [پاسخ]

  21. ایرانی مدیون اعراب مسلمان می‌گه:

    مثل اینکه یادت رفته قبل از حمله مسلمانان به ایران آتش پرست بودی یعنی تو سبک مغزی نه مسلمانان.بعد هم برو کتاب استاد مطهری رو بخون تا یه چیزهایی حالیت بشه و بر اساس تنفر و حسدی که نسبت به اعراب داری حرف نزن انی حسسووود

    [پاسخ]

    امیرخان پاسخ در تاريخ بهمن ۲۰م, ۱۳۹۰ ۸:۳۵ ب.ظ:

    جناب مدیون اعراب حروم لقمه! اولا وقتی وارد یه بحث جدی میشی باید ذهنیت دموکراسی داشته باشی! ثانیا! ابله کم فهم! ما ایرانیان آتش پرست نبودیم! یعنی شناخت تو از آتش پرستی ناقص هست! اما ایرانیان قبل از اسلام آتش رو نشانی از وجود خدا میدونستیم و اونو یه ماده ی مقدس میدونستیم و البته نماد گرمی وجود خدا! و در واقع پرستش آتش به این معنی نبوده که ما فرضا آتش رو خدا میپنداشتیم! نخیر! ما آتش رو وسیله ای برای ابراز سخنانمان به خدا میدونستیم! اونوقت منم میتونم بگم که شمایی که اسمتو گذاشتی مسلمون پس چرا داری هفت بار به دور کعبه میگردی؟! کعبه هم ساخته دست بشر هست! پس تو میشی بت پرست!…..اما البته که چنین نیست! چون ما مسلمانان کعبه رو یه مکان بسیار مقدس و پاک میدونیم و واسه همینه که داریم دوره کعبه میگردیم….ثانیا بچه مسلمون حروم لقمه ما بایدم از این اعراب تنفر ورزیم! اینا دیگه کیند! که اومدند و صاحب کشور ما شدند؟!…..اصلا تویی که مدیون اعرابی بگو ببینم چرا شعوبیه مطرح شد؟! چرا پس از اسلام افرادی چون مازیار و ابومسلم خراسانی و بابک علیه اعراب قیام میکنند؟! اینا همش دلیل داشته! ثانیا اکثر اعرابی که تو احمق سنگشو به سینه میزنی همشون سنی هستند جناب پر مدعا! میگند اعراب وقتی شهر های ایران رو با نام الله اکبر(آنهم از روی ریا) فتح میکردند به طور وحشیانه شهر ها رو غارت میکردند و میگفتند:یا باید جزیه بدی!!! یا اسلام بیاری!(ضرر رساندن به ناموس مردم و فرهنگ اون و البته ضرر مالی و اجبار دین اسلام با زور شمشیر! مگه پیامبر خودش نگفته که:اسلام با ضرر دیدن و ضرر رساندن مخالف هست؟! هان؟! پس چی شد؟! این اعرابی که طرفدار بنی هاشم بودن چرا به سخنان پیامبر عمل نمیکنند؟! مگه تو قرآن نیومده که هیچ اجباری در دین نیست! پس چرا اینا به زور شمشیر هم اومدن کشور یه ملت رو گرفتند و هم به دنبالش خواهان جزیه شدند؟!)…..به هر حال ظلم های اعراب عین روز روشنه و شما جناب بچه بسیجی احمق هرچندهم که قبول نکنی! اینو بدون که خورشید هیچوقت پشت ابر نمیماند!

    [پاسخ]

    امیرخان پاسخ در تاريخ اسفند ۲۲م, ۱۳۹۰ ۸:۱۵ ب.ظ:

    در ضمن تو هم بجای خوندن کتاب مطهری که یه بیسواد احمق بود برو کتاب دکتر عبد الحسین زرکین کوب«دو قرن سکوت» رو بخون تا شاید با یه عده حقایق رو در رو شی! البته گنان میکنم بازم قبول نکنی! چون حقیقت هایی رو نوشته که شاید به زورت بیاد! سعی کن یه حقیقتی که مربوط میشه به دین و مذهب از زبان یه روحانی نشنوی!

    [پاسخ]

    اشنا پاسخ در تاريخ شهریور ۱۰م, ۱۳۹۱ ۲:۰۲ ق.ظ:

    دوست عزیز در بحث کردن کسی دیکری را با القاب بد خطاب نمیکنه. این از اخلاق جاهلان است جاهل فقط نادان نیست بلکه کسی است که در مورد یک مسله ذهن خود را بسته وهیج سخن مخالفی را نمیبزیرد. دوست عزیز وقتی میکویند بت برست بدین معنا نیست که انها بت ها را به عنوان خدا قبول دارند بلکه ان را برای رسیدن به خدای یکتا قرار میدادند و خدای واحد را قبول داشتند .شما وجود جزیه را جه طور توجیه میکنید مکر برای غیر مسلمان نبود. در تاریخ به اسناد رجوع میشود نه به کفت و کو های عوام الناس . شما سندی در این مورد بین قرن اول تا اوایل قرن هفتم هجری بیدا کن مبنی بر اتش سوزی!! مشکل ما این است که نمیخواهیم قبول کنیم که از اعراب شکست خوردیم از واقعیت نمیشود فرار کرد. دستاورد علمی ایران باستان نسبت به یونان هیج است جرا? ایا ما در مورد تاریخ خودمان نویسنده ای از دوره باستان داریم یا اسمی از او در کتاب یونانی ها امده باشد? البته در بحث معماری بسیار عالی کار کرده ایم . این جه تمدنی است که دستاوردهای علمی ان با حمله اقوام بیکانه به کلی نابود شده!! جرا در دوره مغول این اتفاق با وجود جنایات هولناک رخ ندادو به ما رسیده است و بسیاری از مغولان مسلمان و ایلخانان مستقل شدند جرا جنین جیزی در حمله اعراب رخ نداد! علت در عدم وجود اثار علمی تاثیر کذار است برعکس تمدن اسلامی خودتان هم خوب میدانید نمی خواهید ببزیرید البته مهم نیست.وجود این همه دانشمند اسلامی را جکونه توجیه میکنید. خداوند به انسان عقل داده . ضمنا اقای زرین کوب فردی برجسته انداما دلیل نمیشود که هر جه ایشان کفته از جان ودل ببزیریم ابتدا باید اندیشید. مسلمانان هیج احتیاجی به کتاب های دین مزدا و زرتشت ندارند جون متعلق به دینی دیکه ایست و کاربردی ندارد و فقط به درد جامعه بسیار کوجکی زرتشتیان می خورد که یک دین اشرافیست که بسیار جامعه کوجکسیت در مقابل بودایی که همزمان بوده اند و اسلام و مسیحیت .

    [پاسخ]

  22. یک ایرانی می‌گه:

    درباب اتش سوزی کتابخانه ها قبل از هرچیز باید چند نکته را در نظر داشت اول اینکه در اینباره هیچ یک از مورخان اولیه اسلامی و هیچ روایی تا اوایل قرن ششم در اینباره چیزی نگفته و نه نقل کرده اند یعنی تورایخ کهنی چون تاریخ طبری فتوح البلدان بلاذری فتوح اشام واقدی مروج الذهب مسعودی کامل ابن اثیر و… ضمن بحث در مورد جزییات و چگونگی حوادث فتح ایران ، کمترین اشاره ای به این موضوع نداشته اند . و این ادعا که چندین قرن بعد[قرن هفتم به بعد] ، از سوی برخی به میان آمده فاقد هرگونه سند تاریخی است
    از اینرو برخی خاورشناسان نیز این مساله را رد کرده اند و نادرست شمرده اند : « چنانکه گیبون اظهار می دارد کتابخانۀ گرانبهای اسکندریه سه قرن پیش از حمله مسلمین به مصر، به دست مسیحیان متعصب سوخته شد» (ن.ک: ادوارد براون-ß نقد اثار خاورشناسان)
    افزون براین مارا عقیده براینست که اسلام از انرو که با فرمان خواندن (علق۳-۶) اغاز شد و خدای محمد(ص) به مصداق ایه “ن والقلم و مایسطرون ” به قلم و نگارش سگوند یاد فرمود ، و پیامبر مسلمانان رابارها به فراگیری خواندن و نوشتن تشویق مینمود ، چنانکه در جنگ بدر مقرر فرمود اسیرانی که نوشتن میدانند شرط ازادیشان را اموزش و اموختن ۱۰ کودک مقرر داشت و در خلال سخنان هدایت بخشش بار می فرمود که « دانش را بوسیله نگارش دربند کنید(تا از بین نرود) » از اینرو دلیلی نداشت که مسلمانان صدر اسلام دشمن کتابت و نگارش باشند و هر اثر مکتوبی را یافتند به شعله های اتش سپارند!چنانکه پیامبر مسلمانان را هماره به جستجوی دانش فرمان میداد چنانکه میفمود « علم را بجویید حتی اگر در چین باشد (چین نماد دوری از شبه جزیره)»

    با اینهمه اینکه برخی معاصرین دراینباره نظراتی بیان داشته اند تنها بر قرائنی استوارند که هرگز نتیجه کلی مورد نظر از پی نخواهد داشت بلکه بقول شهید مطهری نام شاهد یا قرینه تاریخی نیز بران نمیتوان گذاشت .

    شهید مطهری در کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران این مساله را بطور مبسوط مطرح میکند و به بحث و بررسی میگذارد.

    خدمات متقابل اسلام و ایران ص ۳۰۸-۳۵۴

    [پاسخ]

  23. یک ایرانی می‌گه:

    از جمله مسائلی که لازم است در روابط اسلام و ایران مطرح شود مسئله‏ کتابسوزی در ایران وسیله مسلمین فاتح ایران است . در حدود نیم قرن است‏ که بطور جدی روی این مسئله تبلیغ می‏شود تا آنجا که آنچنان مسلم فرض‏ میشود که در کتب دبستانی و دبیرستانی و دانشگاهی و بالاخره در کتب درسی‏ که جز مسائل قطعی در آنها نباید مطرح گردد و از وارد کردن مسائل مشکوک‏ در اذهان ساده دانش آموزان و دانشجویان باید خودداری شود ، نیز مرتب از آن یاد میشود . اگر این حادثه ، واقعیت تاریخی داشته باشد و مسلمین‏ کتابخانه یا کتابخانه‏های ایران یا مصر را به آتش کشیده باشند جای این‏ هست که گفته شود اسلام ماهیتی ویرانگر داشته نه سازنده ، حداقل باید گفته‏ شود که اسلام هر چند سازنده تمدن و فرهنگی بوده است اما ویرانگر تمدنها و فرهنگهایی هم بوده است . پس در برابر خدماتی که به ایران کرده زیانهائی‏ هم وارد کرده است و اگر از نظری ” موهبت ” بوده از نظر دیگر ” فاجعه‏ ” بوده است.
    در اطراف این مسئله که واقعا در ایران کتابخانه‏ها بوده و تاسیسات‏ علمی از قبیل دبستان و دبیرستان و دانشگاه وجود داشته و همه بدست‏ مسلمانان فاتح به باد رفته است ، آن اندازه گفته و نوشته‏اند که برای‏ برخی از افراد ایرانی که خود اجتهادی در این باب ندارند کم کم به صورت‏ یک اصل مسلم در آمده است . چند سال پیش یک شماره ازمجله ” تندرست ” که صرفا یک مجله پزشکی‏ است به دستم رسید . در آنجا خلاصه سخنرانی یکی از پزشکان بنام ایران در یکی از دانشگاههای غرب درج شده بود . در آن سخنرانی ، پس از آنکه به مضمون اشعار معروف سعدی ” بنی آدم اعضای یک پیکرند ” اشاره‏ کرده و اظهار داشته بود که برای اولین مرتبه این شاعر ایرانی اندیشه‏ جامعه ملل را پرورانده است به سخنان خود اینچنین ادامه داده بود :
    ” یونان قدیم مهد تمدن بوده است ، فلاسفه و دانشمندان بزرگ مانند سقراط . . . داشته ولی آنچه بتوان به دانشگاه امروز تشبیه کرد در واقع‏ همان است که خسرو پادشاه ساسانی تاسیس کرد . و در شوش پایتخت ایران‏ آنروز دارالعلم بزرگی به نام ” گندی شاپور ” . . . این دانشگاه سالها دوام داشت تا اینکه در زمان حمله اعراب به ایران مانند سایر مؤسسات ما از میان رفت . و با آنکه دین مقدس اسلام صراحتا تاکید کرده است که علم‏ را ، حتی اگر در چین باشد ، باید بدست آورد ، فاتحین عرب بر خلاف دستور صریح پیامبر اسلام حتی کتابخانه ملی ایران را آتش زدند و تمام تاسیسات‏ علمی ما را بر باد دادند و از آن تاریخ تا مدت دو قرن ایران تحت نفوذ اعراب باقی ماند”[۱].
    از این نمونه و از این دست که بدون ذکر هیچگونه سند و مدرکی مطالبی‏ اینچنین گفته و نوشته میشود فراوان است . ما پیش از آنکه به تحقیق‏ تاریخی درباره این مطلب بپردازیم و سخن افرادی را که به اصطلاح یک سلسله‏ ادله نیز ردیف کرده اند نقد علمی نمائیم ، در پاسخ این پزشک محترم که‏ چنین قاطعانه در یک مجمع پزشکی جهانی که علی القاعده اطلاعات تاریخی‏ آنها هم از ایشان بیشتر نبوده ، اظهار داشته است عرض میکنیم : اولا بعد از دوره یونان و قبل از تاسیس دانشگاه جندی شاپور در ایران ، دانشگاه عظیم اسکندریه بوده که با دانشگاه جندی شاپور طرف قیاس نبوده‏ است.
    مسلمین که از قرن دوم هجری و بلکه اندکی هم در قرن اول هجری به نقل علوم‏ خارجی به زبان عربی پرداختند به مقیاس زیادی از آثار اسکندرانی استفاده‏ کردند ، تفصیل آنرا از کتب مربوط میتوان به دست آورد.
    ثانیا دانشگاه جندی شاپور که بیشتر یک مرکز پزشکی بوده کوچکترین آسیبی‏ از ناحیه اعراب فاتح ندید و به حیات خود تا قرن سوم و چهارم هجری ادامه‏ داد ، پس از آنکه حوزه عظیم بغداد تاسیس شد دانشگاه جندی شاپور تحت‏ الشعاع واقع گشت و تدریجا از بین رفت ، خلفای عباسی پیش از آنکه بغداد دارالعلم بشود ، از وجود منجمین و پزشکان همین جندی شاپور در دربار خود استفاده میکردند ، ابن ماسویه‏ها و بختیشوع‏ها در قرن دوم و سوم هجری فارغ‏ التحصیل همین دانشگاه بودند . پس ادعای اینکه دانشگاه جندی شاپور بدست اعراب فاتح از میان رفت از کمال بی اطلاعی است .
    ثالثا دانشگاه جندی شاپور را علمای مسیحی که از لحاظ مذهب و نژاد به‏ حوزه روم ( انطاکیه ) وابستگی داشتند اداره میکردند ، روح این دانشگاه‏ مسیحی رومی بود نه زردشتی ایرانی ، البته این دانشگاه از نظر جغرافیایی و از نظر سیاسی و مدنی جزء ایران و وابسته به ایران بود ولی روحی که این‏ دانشگاه را به وجود آورده بود روح دیگری بود که از وابستگی اولیاء این‏ دانشگاه به حوزه‏های غیر زردشتی و خارج از ایران سرچشمه می‏گرفت ، همچنانکه برخی مراکز علمی دیگر در ماوراء النهر بوده که تحت تاثیر و نفوذ بودائیان ایجاد شده بود . البته روح ملت ایران یک روح علمی بوده‏ است . ولی رژیم موبدی حاکم بر ایران در دوره ساسانی ، رژیمی ضد علمی‏ بوده و تا هر جا که این روح حاکم بوده مانع رشد علوم بوده است . به همین‏ دلیل در جنوب غربی و شمال شرقی ایران که از نفوذ روح مذهبی موبدی به دور بوده ، مدرسه و انواع علوم وجود داشته است و در سایر جاها که این روح‏ حاکم بوده درخت علم رشدی نداشته است .
    در میان نویسندگان کتب ادبی و تاریخی و جغرافیائی درسی برای دبیرستانها که غالبا بخشنامه وار مطالب بالا را تکرار می‏کنند مرحوم دکتر رضا زاده شفق که هم مردی عالم بود و هم از انصاف بدور نبود تا حدی‏ رعایت انصاف کرده است . مشارالیه در تاریخ ادبیات سال چهارم ادبی در این زمینه چنین می‏نویسد : ” در دوره ساسانی آثار دینی و ادبی و علمی و تاریخی از تالیفات و ترجمه بسیار بوده ، نیز از اخباری که راجع به شعرا و آواز خوانهای درباری‏ به ما رسیده است استنباط میشود که کلام منظوم ( شعر ) وجود داشته است .
    با وجود این از فحوای تاریخ میتوان فهمید که آثار ادبی در ادوار قدیم‏ دامنه بسیار وسیع نداشته بلکه تا حدی مخصوص درباریان و روحانیان بوده‏ است ، و چون در اواخر دوره ساسانی اخلاق و زندگانی این دو طبقه یعنی‏ درباریان و روحانیان با وفور فتنه و فساد دربار و ظهور مذاهب گوناگون در دین فاسد شده بود ، لهذا میتوان گفت اوضاع ادبی ایران نیز در هنگام ظهور اسلام درخشان نبوده و بواسطه فساد این دو طبقه ، ادبیات نیز رو به سوی‏ انحطاط میرفته است ” .

    [پاسخ]

  24. یک ایرانی می‌گه:

    او مدعی است که پیروان پیامبر عربی شهرهای ایران را با خاک یکسان‏ کردند ( دروغی که در قوطی هیچ عطاری پیدا نمی‏شود ) عجب است که مرحوم‏ دکتر معین گفتار سراسر نامربوط سرجان ملکم را بعنوان یک دلیل ذکر مینماید . اما مسئله ” امیت ” و بیسوادی عرب جاهلی ، مطلبی است که خود قرآن‏ هم آنرا تائید کرده است ، ولی این چه دلیلی است ؟ ! آیا اینکه عرب‏ جاهلی بیسواد بوده دلیل است که عرب اسلامی کتابها را سوزانیده است ؟ به‏ علاوه در فاصله دوره جاهلی و دوره فتوحات اسلامی که ربع قرن تقریبا طول‏ کشید یک نهضت قلم بوسیله شخص پیغمبر اکرم در مدینه بوجود آمد که حیرت آور است . این عرب جاهلی به دینی رو آورد که پیامبر آن دین ” فدیه ” برخی‏ اسیران را که خواندن و نوشتن میدانستند ” تعلیم ” اطفال مسلمین قرار داد . پیامبر آن دین برخی اصحاب خود را به تعلیم زبانهای غیر عربی از قبیل سریانی و عبری و فارسی تشویق کرد خود ، گروهی در حدود بیست نفر ” دبیر ” داشت و هر یک یا چند نفر را مسؤول دفتر و کاری قرار داد [۹]
    این عرب جاهلی به دینی رو آورد که کتاب آسمانیش به قلم و نوشتن سوگند یاد کرده است [۱۰] و وحی آسمانیش با ” قرائت ” و ” تعلیم ” آغاز گشته است [۱۱] آیا روش پیغمبر و تجلیل قرآن از خواندن و نوشتن و دانستن در عرب جاهلی که مجذوب قرآن و پیغمبر بود تاثیری در ایجاد حس‏ خوش بینی نسبت به کتاب و کتابت و علم و فرهنگ نداشته است ؟!!

    اما داستان تحقیر قریش و سایر عربان آموزگاری و معلمی را میگویند :
    قریش و عرب تعلیم اطفال را خوار میشمردند و کار معلمی را پست‏ میشمردند بلکه اساسا سواد داشتن را ننگ میدانستند .
    اولا در خود آن بیان تصریح شده که کار معلمی به علت کمی در آمد خوار شمرده شده است ، یعنی همان چیزی که امروز در ایران خودمان شاهد آن هستیم‏ . آموزگاران و دبیران و روحانیان جزء طبقات کم درآمد جامعه‏اند و احیانا بعضی افراد به همین جهت تغییر شغل و مسؤلیت میدهند . اگر یک آموزگار یا دبیر یا روحانی جوان به خواستگاری دختری برود و آن‏ دختر ، خواستگاری هم از کسبه ، و یا طبقه مقاطعه کار و بساز و بفروش ، هر چند بیسواد ، داشته باشد خانواده دختر ترجیح میدهند که دختر خود را به‏ آن کاسب یا مقاطعه کار بدهند تا آن آموزگار یا دبیر یا روحانی . چرا ؟
    آیا به علت اینکه علم و معنویت را خوار میشمرند ؟ البته نه . ربطی به‏ تحقیر علم ندارد ، دختر بچنین طبقه‏ای دادن قدری فداکاری میخواهد و همه‏ آماده این فداکاری نیستند.
    عجبا ، میگویند به دلیل اینکه فردی از قریش کتابخوانی کودکی را تحقیر کرده پس عرب مطلقا دشمن علم و کتابت بوده ، پس به هر جا پایش رسیده‏ کتابها را آتش زده است این درست مثل اینست که بگویند به دلیل اینکه‏ عبید زاکانی ادیب و شاعر ایرانی گفته است :
    ای خواجه مکن تا بتوانی طلب علم کاندر لب را تب یک روزه بمانی
    رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز تا داد خود از مهتر و کهتر بستانی
    پس مردم ایران عموما دشمن علم و مخالف سواد آموزی هستند و هر جا کتاب و کتابخانه بدستشان بیفتد آتش میزنند ، و بر عکس طرفدار مطربی و مسخرگی میباشند یا بگویند بدلیل اینکه ابوحیان توحیدی در اثر فقر و تنگدستی تمام کتابهای خود را سوزانید ، پس مردم کشورش دشمن علم و سوادند.
    اما آنچه ابوریحان درباره خوارزم نقل کرده است ، هر چند مستند به سندی‏ نیست و ابوریحان مدرک نشان نداده است ، ولی نظر به اینکه ابوریحان‏ مردی است که علاوه بر سایر فضایل ، محقق در تاریخ است و به گزاف سخن‏ نمی‏گوید و فاصله زمانی زیادی ندارد . زیرا او در نیمه دوم قرن چهارم و نیمه اول قرن پنجم میزیسته است و خوارزم در زمان ولید بن عبدالملک در حدود سال ۹۳ فتح شده است و به علاوه خود اهل خوارزم بوده است بعید نیست‏ که درست باشد.
    اما آنچه ابوریحان نقل کرده . اولا مربوط به خوارزم و زبان خوارزمی است‏ ، نه به کتب ایرانی که زبان پهلوی یا اوستائی بوده است .
    و ثانیا خود ابوریحان در مقدمه کتاب ” صیدله ” یا ” صیدنه ” که‏ هنوز چاپ نشده درباره زبانها و استعداد آنها برای بیان مفاهیم علمی بحث‏ میکند و زبان عربی را بر فارسی و خوارزمی ترجیح میدهد ، و مخصوصا درباره‏ زبان خوارزمی میگوید : این زبان به هیچوجه قادر برای بیان مفاهیم علمی‏ نیست ، اگر انسان بخواهد مطلبی علمی با این زبان بیان کند ، مثل اینست‏ که شتری بر ناودان آشکار شود [۱۲]. بنابراین اگر واقعا یک سلسله کتب علمی قابل توجه به زبان خوارزمی‏ وجود داشت ، امکان نداشت که ابوریحان تا این اندازه این زبان را غیر وافی معرفی کند . کتابهائی که ابوریحان اشاره کرده یکعده کتب تاریخی بود و بس .
    رفتار قتیبه بن مسلم با مردم خوارزم که در دوره ولید بن‏ عبدالملک صورت گرفته نه در دوره خلفای راشدین ، اگر داستان اصل داشته‏ باشد و خالی از مبالغه باشد [۱۳] رفتاری ضد انسانی و ضد اسلامی بوده و با رفتار سایر فاتحان اسلامی که ایران و روم را فتح کردند و غالبا صحابه رسول‏ خدا و تحت تاثیر تعلیمات آن حضرت بودند تباین دارد علیهذا کار او را که در بدترین دوره‏های خلافت اسلامی ( دوره امویان ) صورت گرفته نمیتوان‏ مقیاس رفتار مسلمین در صدر اسلام که ایران را فتح کردند قرار داد . به هر حال آنجا که احتمال میرود که در ایران تاسیسات علمی و کتابخانه‏ وجود داشته است ، تیسفون یا همدان ، یا نهاوند ، یا اصفهان ، یا استخر ، یا ری ، یا نیشابور ، یا آذربایجان است ، نه خوارزم . زبانی که احتمال‏ میرود به آن زبان کتابهائی علمی وجود داشته زبان پهلوی است نه زبان خوارزمی ، در دوره‏ اسلام کتابهای ایرانی که به عربی ترجمه شد از قبیل کلیله و دمنه وسیله ابن‏ مقفع و قسمتی از منطق ارسطو وسیله او یا پسرش از زبان پهلوی بوده نه‏ زبان خوارزمی یا زبان محلی دیگر .
    . کریستن سن مینویسد : ” عبدالملک بن مروان دستور داد کتابی از پهلوی‏ به عربی ترجمه کردند ” [۱۴] .
    اینکه با حمله یک یورشگر ، آثار علمی زبانی بکلی از میان برود و مردم‏ یکسره به حالت ” امیت ” و بیسوادی و بی خبری از تاریخ گذشته‏شان بر آیند ویژه زبانهای محدود محلی است ، بدیهی است که هرگز یک زبان محدود محلی نمیتواند به صورت یک زبان علمی در آید و کتابخانه‏ای حاوی انواع‏ کتب پزشکی ، ریاضی ، طبیعی ، نجومی ، ادبی ، مذهبی با آن زبان تشکیل شود اگر زبانی به آن حد از وسعت برسد که بتواند کتابخانه از انواع علوم‏ تشکیل دهد ، با یک یورش مردمش یکباره تبدیل به مردمی امی نمیگردند.

    [پاسخ]

    کوروش داریوش مرگ بر اعراب پاسخ در تاريخ اسفند ۱۵م, ۱۳۹۰ ۹:۲۲ ق.ظ:

    جناب یک ایرانی اصلا بک سوال از شما دارم چرا اعراب به ایران حمله کردند به خاطر قتل و غارت یا گسترش اسلام ؟!!!!!! اگر به خاطر گسترش اسلام بود چرا حضرت علی که جان خود را در راه اسلام داد در جنگ ها شرکت نکرد ؟!!!!!!! اگر جواب قانع کننده ای بدی ما قربون اعراب هم میریم وگرنه ………

    [پاسخ]

    اشنا پاسخ در تاريخ شهریور ۱۰م, ۱۳۹۱ ۲:۱۰ ق.ظ:

    دوست عزیز شما بهتره جواب استدلال های بالا را بدید . شما وقتی نمیتونید جیزی بکید موضوع را به حاشیه میکشید سوالتان اصلا ربطی به موضوع نداشت

    [پاسخ]

  25. کوروش می‌گه:

    درباره کتاب سوزی کتابخانه های ایران به گمان من، عرب عقلش به این نمی رسید که یک فرهنگی با کتابخوانی و داشتن کتابخانه می تواند تمدنی رو بنا کند و به آنجا برسد که همه فرهنگ های آن زمان آرزوی دستیابی به راز شکوفایی آنرا داشتند. بنابراین اینکه گفته می شود از عمر پرسیدند با کتابها ی ایرانیان چه کار بکنیم، این یک تحریف تاریخی برای بزرگ کردن عمر بوده برای نشان دادن اینکه عمر می دونسته کتابهای نوشته شده در فرهنگ ایرانی از چه سخن می گویند و او کتاب ها رو برای اسلام خطرناک می دونسته. در حالیکه این طور نبوده است می دانیم که او حتی از دانش زبان عربی قرآنی که در سطح بالاتری نسبت به عربی محاوره بود برخوردار نبوده است که وقتی درباره آیاتی از قران از او پرسشی می شده است و پاسخی نداشته، می گفته است لازم نیست در قرآن تعمق کنید هر چه را نمیدانید به خدا واگذارش کنید! آنچه در آن هیچ شکی نیست حمله وحشیانه ای است که اعراب انجام داده اند و عرب در آرزوی دستیابی غنائم جنگی بوده و مردها را می کشتند و زن ها را به بردگی می بردند (برای برای ایجاد انگیزه در بین جنگجو های عرب، به آنها وعده داده می شده است که در صورت شهادت، حوری بهشتی و در صورت پیروزی در جنگ همخوابگی با زنان غنیمت گرفته شده در انتظار شما خواهد بود).
    حقیقت این است که سلمان به تمام زیر و بم ایران آشنا بود و او بود که نقشه فروپاشی امپراطوری ایران را سالها پیش از آنکه قادسیه ای پیش آید کشیده بود و دیگر اینکه در قرآن اینهمه از داستان های اساطیری ایرانی با نام های سامی دیده می شود می توان به نقش مهم سلمان در نگارش قرآن پی برد.
    درباره نابودی دست آوردهای علمی فرهنگ ایران نباید حمله قوم وحشی مغول و تاتار را فراموش کرد که آنها برای نمونه با شهر نیشابور چنان کردند که هیچ اثری از شهر باقی نماند. پس از بین بردن و آتش زدن همه چیز، شهر را شخم زدند. روشن است در این شرایط دیگر چیزی از دست آوردهای فرهنگی باقی نمی ماند. به دوستانی که دلشان برای ایران می تپد، حتی آنها که در کتابهای شریعتی و مطهری درجا می زنند، به آنها می گویم که اگر روزی توانستید به آنچه را که اصل می دانید به آن با دید تردید نگاه کنید، آنروز روز شروع جوانه زدن اندیشه ای نو در ذهن شما است که این اندیشه نو با خواندن بسیار، درختی تنومند خواهد شد که از آن خود شماست. زنده باد ایران.

    [پاسخ]

  26. محمد می‌گه:

    آثار الباقیه را دارید؟

    [پاسخ]

  27. مهدیه می‌گه:

    واقعا بعد از این همه خرابی و بدبختی و جهان سومی شدن و بی دانشی و سیاه روزی و تجاوز و ادبار و بدبختی و غیره که اعراب با دین عجیب و ضد انسانی و ضد زن و ضد هنر و ضد مجسمه سازی و ضد موسیقی و ضد یهودی و ضد مسیحی و ضد دنیایی و غیره برامون به ارمغان نحسی اوردند باز هم بعضی ها باید طرفداری بکنند ؟؟؟؟ برید برید مطالعه کنید … برید کمی فکر کنید … متعصب نباشید … فکر کنید … دلیل عقب موندکی ما ببینید کی بوده … میدونین که تا قبل از حمله عربا ما کی بودیم ؟؟؟ حالا وضعمون رو نمی بینید ؟؟؟ خواب هستید اما حاضر نیستید بیدار بشید …

    [پاسخ]

  28. مهدیه می‌گه:

    همون علی که شما میمیرین براش و منم هم مث شما قبلا عاشقش بودم ( برای اینکه ما خونواده ای معتقد هستیم) اما بعد از فکر کردن و تحقیق فهمیدم همه ی سرداران اسلام و اعراب اون زمان سر و ته یک کرباس هستند بارها سردار فرستاده ابران و خون مردم بدبخت رو بخاطر جزیه و خراج به اعراب ندادن به خاک و خون کشیده … اره … همون علی که شما الان با حرف من دارید دلخور هم می شید و باور نمی کنید برای اینکه متعصب هستید و نمیخوایین واقعیت رو قبول کنید… منبعش فتوح البلدان و کتاب فارسنامه و غیره … علی از تجریش و ورامین و تبریز نبوده که دل بسوزونه برای ایرانیان…. اونم یک عرب بوده و هدفش کشتار غیر مسلمانان بدستور ایه ای از سوره توبه … قران رو با ترجمه فارسی بخونید

    [پاسخ]

  29. همای می‌گه:

    چقدر سبک مغز…
    به جای اینکه به گذشته بچسبید بهتره اینده رو دریابید.هیچکس با حسرت خوردن وکینه توزی به جایی نرسیده ونمیرسه.این همه مدعی بی عمل حتی یک بار هم حاضرنشده مثل کوروش بزرگ افرین باشه.فقط یادگرفتیم حرف بزنیم.باحرف نه کتابای ارزشمندی که میگیم سوزانده شده برمیگرده نه اعتباری که ایران قدیم داشته.ما البته نه همه ونه اکثریت ولی بعضیامون اسلام اعتقادبنیادی ماروتشکیل میده وکسی که واقعا مسلمون هیچ فرقی با کردار ورفتارکوروش نداره.همه یادبگیریم منشاء خیر وخوبی برای هم باشیم نه بذر کینه روبکاریم.چه کلیمی چه زردشتی چه ایرانی چه عرب چه سیاه چه سفید همه درمقام اول ادمیم ادم اینطور رفتار نمیکرد!

    [پاسخ]

  30. عبدالله می‌گه:

    من تاریخ باشکوه ایرانیان را قبل از جنگ اعراب چندین بار مطالعه کردم و بهمین جهت حمله اعراب به ایران وازبین بردن تمدن چندصدساله آن هم به اسم ترویج دین با فجیع ترین جنایتها روح مرا آزرده میکند.چنانچه از بعد انسانی مردمان زیادی برای دفاع جان باختند وناموسشان بین عربها تقسیم شد که شهر بانو همسر امام حسین نمونه بارز است حالا کار بکجا رسیده سنگ به حال کلوخ گریه میکنداگر صحبت از حمله مغولها یا اسکندر یاغیره میشود میشود از کنار آنها گذشت از مسلمانه که خود را اصلح میدانستند قبول کردنش غیر ممکن .جنگ اعراب علیه ایران بنظر من جنگی بود نه برای ترویج دین بلکه ترویج دین حقه ای بود که خلفای راشدین برای تقویت روحیه سپاهیان عرب بکار بردند وبه این وسیله وعده دادند که اگر کشته شوید به بهشت میروید واگر زنده بمانید صاحب غنایم وکنیز میشویددرحالیکه اصل دین اسلام بر پایه صلح وصفا بسته شده که نمونه آن فتح مکه بدون خونریزی وبخشش خانواده ابوسفیان توسط پیغمبر بود ضمن اینکه هیچ قومی را پیامبر به اجبار به اسلام دعوت نکرد.نتیجتا اینکه اسلام دین خوبی بود که بوسیله محمد برمردم جاهل عرب وارد شد لذا بعد از پیامبر ابزار شد برای همه وهمه الان که بدتر از همه.حالا نمی دانم که اکنون نه چوب عرب بالای سرما است ن ما در کشور آنها زندگی میکنیم چرا باید نصف بیشتر لغات وزبان ماعربی باشد در حالیکه زبان بین الملل انگلیسی میباشد و فقط ما با این زبان با علم روز آشنا میشویم زورمان را بودجه مملکتمان را و وقتمان را بیهوده صرف زبان عرب میکنیم تادر آنسوی خلیج فارس هر روز عربها برای ما پاپوش درست کنند.

    [پاسخ]

  31. 13431تئدلارس1 می‌گه:

    اعراب از هر نزادی باشند برای ما ایرانی ها منفورند کثیفند حالا بگذریم از چهارده معصوم بقیه عین سگ هستند ایرنی ها اسلام اورده اند اما ایمان به اعراب نیاورده اند حالا اگر خداوند لطف کنذدد برای کا پیمبری بفرستد قبول می کنیم خود خدا در قران گفته است برای هر قومی پیامبری فرستادیم ما عهم منتظر می مانیم

    [پاسخ]

  32. یک پارسی ،پارسی تر از شما می‌گه:

    در واقع بسیاری از ایرانیان قبل از اسلام اصلا زرتشتی نبودند بلکه قوم بسیار جبار و متکبری بودند که شاهان ساسانی که خود را ((انا ربکم الاعلی ))(من پروردگار بزرگ شمایم یعنی خوشبختی ،بد بختی و سعادت شما در دست من است) می خواندند ، را خدایگان خود می دانستند .تکبر اولین و بدترین گناه است که مخالف مهم ترین جمله ی اسلام یعنی ((الله اکبر)) می باشد .شاهان متکبر ساسانی و ایرانیان متکبر مظهر کامل فرعون متکبر و آل فرعون (پیروانش) بودند که به خواست خداوند و یاری او نابود شدند .اما اگر اعراب آدم بودند خداوند بار دینش را به این قوم مغلوب (ایرانیان پاک و مستضعف) انتقال نمی داد .

    [پاسخ]

  33. alireza می‌گه:

    سلام. سایتتون عالی و به روزه. من مدیر سایت تاریخی هدیش بزرگترین سایت تاریخی در ایران هستم. خوشحال میشم اگه به سایت ما سری بزنی و نظرت رو حتما برامون بنویسی. همچنین در صورت تمایل عضو سایت شوید باور کنید بیشتر از ۱ دقیقه وقت نمیگیرد. ضرر که ندارد هیچ بلکه میتوانید از جوایز ویژه هم بهره مند شوید مثل کارت شارژ و …. اگر بنر دارید بگویید تا ما در سایت بگذاریم اگر هم ندارید لینکتان میکنیم و شما هم ما را لینک کنید. لطفا بنر ما را هم در سایتتان قرار دهید اگر خود بنر دارید ما قرار میدهیم و شما هم مال ما را قرار دهید اما اگر بنر ندارید من شما را لینک میکنم شما هم ما را لینک کنید و هم بی زحمت بنر ما ا در سایت خوبتان قرار دهید. کد بنر تو سایت هست اما من براتون میذارم

    [پاسخ]

  34. سام ایرانلو می‌گه:

    کتابسوزی اعراب را نمی‌شود انکار کرد. به خصوص این سخن عمر را : «قرآن ما را کافی است» که در پاسخ به سعد ابی وقاص فرستاد. که قرن ها هم بسیاری کسان دیگر در نابودی کتاب‌ها به این سخن استناد کردند و کارشان را با این طرفه حدیث توجیه. پس قابل دفاع نیست. من بسیاری از کتاب‌های مطهری را خواندم و متاسفانه باید بگویم که ایشان نتوانستند به عنوان یک نویسنده از نگاه تعصب آمیز به مسائل دوری کنند. ولی خواهش میکنم دوستان به کسی توهین نکنند. هرجور تفکری که دارید قدر این بحث و جدل ها را بدانید چون سرچشمه ی رشد فکری، تحمل مخالف و پیشرفت است.

    [پاسخ]

  35. سام ایرانلو می‌گه:

    مطهری در داستان راستان طوری با آب و تاب از ملاقات نماینه‌ی مسلمانان با رستم فرخزاد سپهسالار ایران حرف می‌زند که گویی وحشی‌گری فضیلت است. اینکه نماینده‌ی اعراب با اسب به چادر رستم رفته و یا درود نگفته و بدون هیچ احترامی و با کم محلی از اسب پیاده شده و وقتی خواسته بنشینه، فرش زیرپایش را کنار زده و روی خاک نشسته! این ها از نگاه مطهری فضیلت است. خنده‌دار نیست؟

    [پاسخ]

  36. سام ایرانلو می‌گه:

    و بعد مطهری دیگر روی این بخش از تاریخ را می‌پوشاند که همین اعرابِ مثلا ساده‌زیست، دو سه دهد بعدش با همین اموال و زمین‌ها و زنان کنیز تمدن‌های ایران و سوریه و مصر، مفت و مجانی دچار چه اشرافیت کثیفی شدند که یادآور این ضرب‌المثل قدیمی شیرازی است: «بزو از ناتوانی مهربونه» اشرافیت اعراب که از زمان عمر ساده‌زیست آغاز شد در زمان عثمان و معاویه به بعد گستره‌تر شد به طوری که صد درجه از اشرافیت خاندان ساسانی بدتر بود.

    [پاسخ]

  37. علی خانلو می‌گه:

    ببخشید اینکه تمدن شمارا کتب شماراسوزاندندچندسوال اساسی بی جواب یالاقل جواب چندان منطقی ندارد مسلمانان این همه متصرفات داشتنددرچندین قاره اروپاوآسیاوافریقا حداقل آثارعلماوفلاسفه یونان وروم و…. راترجمه کردندونسوزاندند چراآثارشماراسوازاندند؟برفرض خیلی محال پیروان دینی که پیامبرش توصیه کرده برعلم آموزی حتی شده درچین بجای استفاده ازکتب شما مثل آثاررومی ویونانی و…که ازسالهای اولیه فتوحات اسلامی ترجمه های بسیاری توسط علما مسلمان انجام گرفته کتب شماراسوزاندند مغزهای پدرانتان راکه نسوزاندندزبانتان راکه نسوزاندنددانشمندان ونویسندگان اکثرا” درهرجنگی اگرطبق روال پیش برویم کمترین مقاومت رادربرابرفاتحان انجام می دهند وبه خدمت فاتحان درمیامدندآنهم مملکتی که نظامیانش هم مقاومت چندانی دربرابرفاتحان مسلمان انجام نداده اندوبدون مقاومت اکثرا”اسلام آورده اندمعمولا”نه فرماندهان جنگی بودندونه حکام ونه مبلغان دینی سرسخت وتسلیم ناپذیرمخالف دین فاتحان ونه مدعیان سیاسی وحکومت که فاتحان ازآنهابترسدوبکشدشان یادربندشان بکندچرانه تنهابه فعالیت علمی وادبی و…خودادامه ندادندبلکه ابتدائی ترین اصطلاحات علمی هم ازبانشان رخت بربست ومامعادلی درزبان فارسی برای چهارعمل اصلی هم نداریم (فرهنگستان اخیرا”معادل سازی بکند ربطی به قضیه ندارد)؟ماادعاهای بزرگی داریم بروجودپیشرفتهای خارق العاده علمی گاها”حتی فراترازدانش روزمثلا”مازمان هخامنشی هاباطری رااختراع کرده بودیم حتی ادعاشده رادیودودانش هسته ای واتمی و… هم ازجمله اختراعات آن زمان بودچراملتی چنین فرهیخته وپیشرفته آن همه علم ودانش خودرافراموش کردعلم شمادنده عقب هم داشت؟ازپروفسوری به کودکستان برگشتید؟ چهارعمل اصلی هم بزبانتان نیست چرا؟آیاداشتیم سوزاندندبهانه ای برای فرارازسوختن خودتان نیستدرجواب ؟آیااین اتهامات نمی تواندساخته وپرداخته مخالفین اسلام باشد برای ایجادضدیت بااسلام واستفاده ازعرق ملی ونفرت ازعرب برای رسیدن به نفرت ازاسلام باشد؟سوال دیگری دارم شماکه این همه فریادوامظلوماسرمیدهید که فرهنگمان راازبین بردندچراخودحکومتهای شمامخصوصا”بعدازورودانگلیسی هاوروی کارآوردن رضاشاه سیاست آسیمیلاسیون واستحاله فرهنگی رادربرابرغیرفارسهاپیش گرفته اید؟چراغیرفارسهاحق ندارندبرایرقوانین حقوقی بین الملل بزبان وفرهنگ خودشان تعلیم ببیندحتی درکنارزبان فارسی عملکردحکام فعلی ایران که هولناکتروپیشرفته تراست ازانگلیسی ها نسل کشی فرهنگی آموختیدهویتشان تاریخشان وزبانشان راهدف قرارداده ایدوازبین می برید؟!!!!!

    [پاسخ]

  38. مهردادمیخبر می‌گه:

    هموطنان عزیز چرا اینگونه رفتار میکنید؟
    عمل بد و منفور از سوی هر نژاد وکشوری که باشد منفور است .
    سران هرملتی در هر برهه ای از تاریخ ممکن است بواسطه ی تجمیع قدرت نظامی و با سو استفاده از عقاید افراطی مردمشان آنها را در قالب نیروهای نظامی در آورده ودست به اعمالی همچون کتابسوزی یا تجاوز و قتل و غارت بزنندهمانطور که الآن داعش دارد از جهل و تعصب عده ای از سنیان افراطی استفاده کرده و با تکیه بردلارهای باد آورده ی نفتی اعراب دست به کشورگشایی و جنایت میزند.ربطی به یک نژآد یا کشور خاص ندارد.دلیل ندارد که ما بواسطه ی اینکه مثلا”داعش دارد جنایت میکند با همه ی عربها دشمن شویم.مگر اینها چند در صد از اعراب را تشکبل میدهند؟بیایید این یکسو نگریها را کنار گداشته و حسابها را سواکنیم .هرملتی خوب و بد دارد .
    در هرصورت جماعت بدها همه منفور و قابل انتقادند ،با هر زبان و نژاد و مذهبی که باشند ومن معتقدم کسی که کارهای غیر انسانی و جنایتکارانه میکند اصلا”دینی ندارد.پس اگر شخص یا اشخاصی در لباس و هیئت یک دین و مذهب جنایت و خیانت کردندآنها اصلا” لایق شمولیت آن دین نیستند و نباید بواسطه ی اعمالشان حقانیت آن دین را زیر سوال برد.
    دقت کنید و به بیراهه نروید لطفا”.

    [پاسخ]

اندیشه خود را به یادگار بگذارید

- لطفاً به صورت فارسی بنویسید
- برای تماس با مدیریت به "صفحه تماس" بروید
- برای طرح مباحثی که با نوشتار بالا مرتبط نیستند لطفاً به "انجمن گفتگو" رفته و بگو مگو کنید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *



کلمات کلیدی : " " + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + ""