۸
این نوشتار توسط یزدان صفایی در تاریخ ۹م بهمن، ۱۳۹۰ و در دسته "تاریخ تمدن ایران باستان + تاریخ تمدن بین النهرین باستان + تاریخ تمدن دیگر ملل باستانی + کاسی ها" ارسال شده است.

نگارنده :یزدان صفایی

نویسنده: یزدان صفایی

در نوشته‌های آشوری، از آنان با نام «کاسی‌ها» (Kassi)یاد شده است و همین نام به شکل کوسایوئی Kossaioi توسط استرابون یاد شده است. [۱] ایلامی‌ها آن‌ها را کوسی Kussi نامیده‌اند. [۲] کلمه‌ی‌ یونانی کاسیتیریس Kassitoros به معنی قلع فلزی است که از ناحیه‌ی کاسیان می‌آید. [۳] که در واقع کانه‌ای است که از آن قلع به دست می‌آید. [۴] نام همدان پیش از عهد ماد‌ها اکسایا Akessaia بود که در آشوری کار – کاسی Kar – kassi به معنی شهر کاسیان است. در هر حال ممکن است که اصطلاح کاس – سی Kas – si یا کاس – پی Kas- pi مفهوم نژادی وسیعتری از تسمیه‌ی قوم واحد، در میان اقوام بسیار زاگرس داشته باشد. [۵] از قوم کاسی، به نام‌های هِسی، اوکسی، اوکسیان و هوزی یا خوزی یاد شده است. گونه‌های دیگر این واژه عبارتند از: کوسی، کوس – سی، کاش – شو، کوشین، کوسان، کاسو، کاسیت، کَشو، کاسیوس، کوسای، کیس – سی، کاسکان، کوسه، گواسان، کوش، کاسپی، آکسیان، آکس – سی و غیره [۶]
آنچنان که از روی ظاهر واژه‌ها بر می‌آید نام شهرهای قزوین و کاشان و همچنین نام دریای کاسپین از نام این قوم باستانی گرفته شده است. [۷] نام کاسپین صورت جمع واژه‌ی کاسی است [۸] چرا که حرف «پ» در واژه‌ی «کاسپی» نشانه‌ی جمع بوده و از زبان ایلامی به زبان کاسی رسیده است. [۹]

خدای بومی، کاشو Kashshu، بدون شک موجب تسمیه‌ی نام قوم مذکور گردیده است. [۱۰] کاشو، خدا – پادشاهی بوده است که کاسی‌ها خود را از تبار آن می‌دانسته‌اند. [۱۱]
بعد از استقرار در لرستان، سرزمین خویش را کاشن Kashshen نامیدند. [۱۲] که از دو بخش «کاش» به علاوه «شن» تشکیل یافته و بخش نخست نام این قوم و بخش دوم در زبان‌های ایرانی به معنی خانه است و روی هم معنی «خانه کاسی‌ها» می‌دهد. [۱۳] در زبان آذربایجانی که پیش از رواج زبان کنونی در آن دیار رایج بوده، واژه‌ی کوشن به معنی صحرای همسایه یا صحرایی دیگر است که با مرزی مشخص شده باشد. [۱۴] ناحیه‌ای در شمال استان خوزستان امروزی به «کاشن» وجود دارد. [۱۵]
در مرکز استان لرستان امروزی، منطقه‌ای به نام گریت یا کریت وجود دارد که سکونت‌گاه اتباکان لر بوده و همچنین نام طایفه‌ی کَر Kar و شهر کنونی کرند در استان کرمانشاه، نام خدای کاسیِ «کار» یا «کَر» را به یاد می‌آورد. [۱۶] نام دهستان «کاسیو» و قلعه‌ای به همین نام در زمین‌های شرقی دره «هرو»، و همچنین نام روستای کوسهKussa [۱۷]و رود کشکان kashkan واقع در مرکز لرستان [۱۸] و نام‌های کوشک و کوشکی [۱۹] یادآور کاسی‌ها است.
نام قوم کاسپین در نواحی چیترال هند و کافرستان افغانستان دیده می‌شود. دکتر ژورژکنتنو دانشمند و باستان‌شناس از محلی به نام «آریا کاشن» در نزدیک رود جیحون سخن می‌گوید. [۲۰]

درباره‌ی زبان کاسی‌ها می‌توان گفت که به زبان ایلامی‌ها، نزدیکی داشته است، [۲۱] چنان که برخی پژوهشگران از یک زبان واحد به نام «ایلامی – کاسپی» نام برده‌اند. [۲۲] از این زبان تنها چند واژه و عبارت در متون اکدی در نوزی به دست آمده است. برای نمونه، نام چند خدا به این زبان باقی مانده است: بوریاس Burias که با بوره‌آس Boreas یونانی و شوریاش Shuriyash که با شوریاه Shuriayh هندی نزدیکی دارد. چند نام دیگر مانند کششو Kashshu، شیپاک Shpak، هاربه Harbe، شومالیا Shumalia، شوقامونا Shuqamuna نیز دیده می‌شود. [۲۳]
از کاسی‌ها حدود دویست کتیبه‌ی سلطنتی کوتاه باقی مانده است که با توجه به مدت زمان فرمانروایی آن‌ها در بابل، کوتاه به نظر می‌رسد. [۲۴]
زبان کاسی‌ها غیر سامی بوده، نام خدایان آن‌ها با نام خدایان هند و اروپایی و یا آریایی تشابه داشته است، زبان آنان با زبان اقوام آریایی (هند و اروپایی) همانندی دارد. [۲۵]
زبان کاسی زبانی مستقل بوده، البته در نفوذ زبان‌های هوری نیز قرار داشته و هم‌چنین واژگان هند و اروپایی و نام‌های هند و ایرانی زیادی میان کاسی‌ها و میتانی‌ها مشترک است. [۲۶] این زبان ترکیبی از واژه‌های اصلی ساده و شاید از دور منسوب به زبان ایلامی بوده باشد [۲۷] از این زبان حدود ۵۰ واژه و نام خاص که با ترجمه‌ی اکّدی در متون لغوی آشوری و بابلی محفوظ است و هم‌چنین مقداری اسامی خاص که در اسناد تجاری و اقتصادی بابل و کتیبه‌های شاهان مربوط به هزاره‌ی دوم پیش از میلاد باقی مانده، در دست داریم. [۲۸]
واژه «میری جاس» در زبان کاسی‌ها به معنی زمین بوده و با واژه «می‌زیر» MiZir و «مورو» Moro ایلامی که به معنای زمین است، سنجیده شده. از سویی میان زبان کاسی‌ها با گوتی‌ها نیز خویشاوندی‌هایی دیده می‌شود، برای نمونه گفته می‌شود که پسوند «ش» Sh و «اَش» Ash ویژه‌ی زبان کاسی با پسوند «اوش» Ush و «اِش» ویژه‌ی زبان گوتی‌ها قابل سنجش است. [۲۹]
Miriyas می‌ری‌جاش = Muruzi کاسی، هم‌ریشه Muru ایلامی به معنی زمین. مقایسه شود با مرز-مرج (زمین)
Gida کاسی= Kute ایلامی: فرانروا، فارسی کهن: خدا، آلمانی Gott، انگلیسی God، فارسی: خدا-خوتای (شاید هم‌ریشه‌ی کلمه‌ی Kidu در کلمه‌ای Enkid سومری: نام یکی از قهرمانان اساطیری)
Burna کاسی= خوزی: برنا، براهویی: ورنا، اوستایی: اپرنایو.
کاسی: Digigi= ایلامی: Kik، لری و کردی: کوKo، کبود –رنگ آسمان- کنایه از آسمان.
کاسی: Surijas خورشید= سانسکریت: Suryah، اوستایی: خور، فارسی: هور-خور.
کاسی: بوریاش: باد شمالی= یونانی: بورآ، فارسی: بوران، آذری: بوران.
شومالیا-شیمالیت: الهه‌ی کوه‌ها و جبال= هندی: هیمالیا نام کوهستان مرتفع و معروف، مقایسه شود با ریشه‌ی زیما روسی، هیما (فارسی)، سردسیر از‌‌‌‌ همان ریشه، بوگاش نام یکی از خدایان مقایسه شود با بغ فارسی باستان و بغ اوستایی و بغ پهلوی.
پسوندهای «آش» و «شین» که در ایلامی و کاسی دیده می‌شوند در متون کهن فارسی و اوستایی مانندگی دارد. اونتاش-کورش مقایسه شود با کورش-داریاوئوش، ماروتاش ایزد جنگ کاسی یادآور نام ماروتا‌ها، خدایان جنگ هندی هستند. دورخدای کاسی: تیر و خدای ایلامی قابل مقایسه با بغ تیر –تیرداد- تیر (نام ماه) ایرانی می‌باشند. [۳۰]

پانویس
۱-ایران از آغاز تا اسلام، رویه ۵۵.
۲-هنر ایران، رویه۹.
۳-ایران از آغاز تا اسلام، رویه ۵۵.
۴-تاریخ اقوام کوه‌نشین شمال غربی فلات ایران، رویه ۱۱۲.
۵-ایران از آغاز تا اسلام، رویه ۵۵.
۶-لرستان و تاریخ قوم کاسیت، رویه ۸۸.
۷-ایران بزرگ، رویه ۸۹.
۸-لرستان و تاریخ قوم کاسیت، رویه ۹۳.
۹-لرستان و تاریخ قوم کاسیت، رویه ۹۴.
۱۰-ایران از آغاز تا اسلام، رویه ۵۵.
۱۱-لرستان و تاریخ قوم کاسیت، رویه ۹۰.
۱۲-لرستان و تاریخ قوم کاسیت، رویه ۵.
۱۳-دیدگاه نگارنده.
۱۴-زندگی و مهاجرت آریاییان بر پایه گفتارهای ایرانی، رویه ۶۵.
۱۵-لرستان و تاریخ قوم کاسیت، رویه ۶.
۱۶-لرستان و تاریخ قوم کاسیت، رویه ۲۵-۳۳.
۱۷-لرستان و تاریخ قوم کاسیت، رویه ۳۲-۳۳.
۱۸-لرستان و تاریخ قوم کاسیت، رویه ۴۹.
۱۹-لرستان و تاریخ قوم کاسیت، رویه ۸۹.
۲۰-لرستان و تاریخ قوم کاسیت، رویه ۹۱.
۲۱-لرستان و تاریخ قوم کاسیت، رویه ۸۳.
۲۲-لرستان و تاریخ قوم کاسیت، رویه ۹۴.
۲۳-قوم‌های کهن در آسیای مرکزی و فلات ایران، رویه ۱۴۹.
۲۴-قوم‌های کهن در آسیای مرکزی و فلات ایران، رویه ۱۵۰.
۲۵-تاریخ تمدن و فرهنگ ایران، رویه ۲۰۹؛ لرستان و تاریخ قوم کاسیت، رویه ۹۷.
۲۶-جامعه بزرگ شرق، رویه ۲۰۵.
۲۷-تاریخ بین النهرین، رویه ۲۲۲.
۲۸-تاریخ ماد، رویه ۱۲۰.
۲۹-لرستان و تاریخ قوم کاسیت، رویه ۱۷۳.
۳۰-نیاکان سومری ما، رویه ۱۰۱-۱۰۲.

کتاب‌نامه
بهزادی، رقیه. ۱۳۸۶. قوم‌های کهن در آسیای مرکزی و فلات ایران، تهران: طهوری.
جنیدی، فریدون. ۱۳۸۹. زندگی و مهاجرت آریاییان بر پایه گفتارهای ایرانی، تهران: نشر بلخ.
چارلز برنی، مارشال لانگ، ۱۳۸۶. تاریخ اقوام کوه‌نشین شمال غربی ایران. ترجمه‌ی هوشنگ صدیقی. تهران: نگاه.
دیاکونوف، ایگور. ۱۳۵۷. تاریخ ماد، ترجمه‌ی کریم کشاورز، تهران: پیام.
رضایی، عبدالعظیم. ۱۳۸۱. تاریخ تمدن و فرهنگ ایران، تهران: انتشارات دُر
رو، ژورژ. ۱۳۶۹. تاریخ بین النهرین، ترجمه‌ی عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تهران: نشر آبی.
سجادیه، محمدعلی. ۱۳۶۵. نیاکان سومری ما، تهران: تهران بنیاد نیشابور.
سهرابی، محمد. ۱۳۷۶. لرستان و تاریخ قوم کاسیت، محمد سهرابی، خرم آباد: انتشارات افلاک
عطایی‌فرد، امید. ۱۳۸۴. ایران بزرگ، تهران: انتشارات اطلاعات.
گدار، اندره. ۱۳۷۷هنر ایران، ترجمه‌ی دکتر بهروز حبیبی، تهران: دانشگاه شهید بهشتی.
گیرشمن، رومن. ۱۳۵۵. ایران از آغاز تا اسلام، ترجمه‌ی محمد معین، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.

۸ دیدگاه

  1. بهمن سوشیانت می‌گه:

    درود بر شما
    بسیار زیبا بود . دوستان حتما بخونند
    مطلبی زیبا

    [پاسخ]

  2. یاشار اوش کایالی می‌گه:

    دوست عزیز فرمودید:” در زبان آذربایجانی که پیش از رواج زبان کنونی در آن دیار رایج بوده، واژه‌ی کوشن به معنی صحرای همسایه یا صحرایی دیگر است که با مرزی مشخص شده باشد. [۱۴] ناحیه‌ای در شمال استان خوزستان امروزی به «کاشن» وجود دارد. [۱۵]”
    در آذربایجان همین امروز هم “کوشن” به ترکی معنی “دیار و محل زندگی” به کار میرود چنانچه در اشعار استاد فقید شهریار و “یادی از حیدر بابایه سلام” زنده یاد فتحی قریحه ی به شکل زیر آمده است :

    “…هاردا قالــــــــــــدی چمنیمیز باغیمیز؟

    تپـــــــــــه دره ، کوشنـــــــیمیز داغیمیز

    پته ییمیـــــــــــــــــز؛ قویونوموز ؛ یاغیمیز

    خوش یاشییان خوش دولانان چاغیمیز

    ائشیــــدمیرم ائل فریادین یورد سسین

    کاش آدامی تانیش یئرده قورد یئسین ”

    در ضمن خیلی از اسامی خدایان و اسامی محل های مختلف به همان شکلی که نوشته ای به زیان ترکی آذربایجانی دارای همان معنی و مفهوم می باشد و کاربرد دارد و کلمات ذکر شده در متن فوق ربطی به زبانهای هند و اروپایی ندارد و مربوط به زبانهای التصاقی است که زبان همه اقوام باستانی ایرانی است.
    میبیند به عنوان مثال:اسامی تعدادی از شاهان ایلام: شیموت-وارتاش shimut-vartash , تن دن- اولی tan dan-uli, اونتاش قال untash-gal, لیلا-ایرتاشlila-ir-tash, هومبان هال تاشhumban-haltashو غیرهַ
    در آخر اکثر اسامی ایلامی پسوند های”تاش“,”آش” و”لی” وجود دارد که در زبان همه اقوام التصاقی زبان ساکن اطراف کوههای زاگرس(قوتتی,لولوبی,هوری,گیل زان,ماننا,ماد,ַַַ) نیز صرف میشد و هنوز هم در بین اکثر اهالی همین سرزمین ها رایج است و برای مثال پسوند “ تاش” بصورت “داش” در ترکی آذری استفاده میشود:یولداش, قارداش,تیمورتاش و غیره.
    ایلامیان نیز همچون سومریان موفق به آفریدن یکی از تمدنهای عالی بشری شدند و در طول تمام دوره تقریبا ۳۰۰۰ ساله حکومتشان “دمکراسی ابتدایی و سنتی” خاص اقوام ترک را حفظ کردند که بعداً مادها, اشکانیان,سلجوقیان و دیگر سلسله های ترک آن روش را ادامه دادند(ایالات و ولایات نوعی استقلال داخلی داشتن و به فرهنگ و دین دیگران احترام میگذاشتند), این خصوصیت از اخلاق طبیعی ترکان قدیم به حساب می آید و در نتیجه همین روحیه آزاد ملی ایلامیان توانستند نزدیک به سه هزار سال حکومت کنند و در مقابل اقوام سامی و غیره ایستاده و اغلب غالب آیندַسیستم حکومتی فدرالی اولین بار در تاریخ در ایلام شکل گرفتַ
    به مرور زمان تمدن درخشان ایلام هر چه بیشتر آشکارتر میشود و شوینیست های فارس و حامیان آریاپرست شان( استمارگران غربی که تاریخ ایران را به نفع قوم موهوم آریا شدیداً تحریف کرده اند) که تا دیروز ٬یا وجود آنها را کلاً انکار میکردند و یا آنها را وحشی و غیر ایرانی مینامیدند٬ حالا با بیشرمی میخواهند به آنها لباس آریایی ( بخوان لباس وحشیت) بپوشانند , برای مثال “یوسف مجید زاده” در کتاب “تاریخ و تمدن ایلام” مینویسد:منطقی ترین فرضیه این است که ایلامیان به عنوان پروتولر زبانشان با ورود به دوران ماد به زبان ایرانی مبدل شد.( این پان فارس همان به اصطلاح تاریخ دانی هست که اخیرا در مصاحبه ای با روزنامه همشهری ادعا های دروغین پان فارس ها را در مورد کتابسوزی مسلمین در ایران را پس گرفته و اعتراف کرد که آریایی ها تا قرن ۹ میلادی هیچوقت هیچ نوشتاری از خود نداشتند و اولین بار در اواخر قرن ۹ میلادی با کمک گیری از زبان عربی زبان فارسی قدرت نوشتاری پیدا کرد) ( همشهری، ۶ مهر ۱۳۸۲)., اینها ٨۰ ساله که مشغول تحریف تاریخ ایران به نفع قوم موهوم آریا هستند و هنوز هم با سماجت به این کار غیر انسانی و ضدفرهنگی شان ادامه میدهندַ

    [پاسخ]

    Persica Prince پاسخ در تاريخ بهمن ۲۲م, ۱۳۹۰ ۶:۰۳ ب.ظ:

    واقعا متاسفم برای تو که تاریخ تمدنت رو نمیدونی.آذربایجانی ها و کرد ها بازمانده های قوم ماد در ایران هستند.
    من که میدونم افکار جدایی طلبانه ات از کجا آب میخوره.
    واقعا میتونی این مزخرفاتی که نوشتی رو باور کنی؟
    یه کسایی مثل توهستن که دارن ایران و ایرانی رو بر باد میدن.
    مگه نمیگن وقتی امام زمان ظهور کنه حقایق بر ملا میشه؟پس بشین و حقایق رو ببین اونوقته که به جهالت خودت لعنت میفرستی

    [پاسخ]

    یاشار اوش کایالی پاسخ در تاريخ بهمن ۲۳م, ۱۳۹۰ ۱۲:۵۰ ب.ظ:

    من هم برای تو متأسفم !!!!که تاریخ تمدنت را نمی دانی ترکها ساکنان اولیه ایران بوده و خواهند بود اما کردها در منطقه غرب ایران هیچ جایگاه تاریخی ندارند و بایستی پیشینه تاریخی خود را در شرق ایران بالاتر از سیستان بلوچستان و پائین تر از خراسان جستجو کنند.(منبع شرفنامه)

    اگر منصفانه به تاریخ ایران (آن هم واقعی نه قصه و رمانش) نگاه کنیم خواهیم دید صاحبان اصلی ایران چه کسانی هستند.

    در نهایت ایران متعلق به همه اقوام است.هیچ قومی بر قوم دیگری برتری ندارد.هر حقی برای اشاعه ویژگی های یک قوم گرفته می شود،بایستی در مورد اقوام دیگر نیز لحاظ شود.هرگونه توهین از سوی قومی به قوم دیگر مصداق نژادپرستی است.هر آنچه که پسوند “ملی “میگیرد به معنای تعلق به همه ی اقوام است و نباید در جهت پیاده سازی هویتی یکسان ساز گردد.

    مگه نمیگن وقتی امام زمان ظهور کنه حقایق بر ملا میشه؟پس بشین و حقایق رو ببین اونوقته که به جهالت خودت لعنت میفرستی
    “الهم عجل لولیک الفرج”
    در ضمن جدایی طلب تو و اربابان پان فارس و پان آریائیت هستند.

    [پاسخ]

    Persica Prince پاسخ در تاريخ بهمن ۲۵م, ۱۳۹۰ ۷:۴۰ ب.ظ:

    تو میگی من پان فارس هستم.در صورتی که من اصلا این کلمه رو تا حالا نشنیدم.من پان ایرانیسم رو قبول دارم نه پان فارسیسم.
    من به شخصه ترکها رو به شدت دوست دارم و بیشتر دوستام آذری هستن.اما نمیدونم تو این چیزا رو از کجا آوردی.خودت باستان شناسی؟روند تکاملی زبان پارسی باستان رو خوندی؟
    اگه به حرف تو هس من هیچ کدومشو قبول ندارم.اگه از حیث کتاب میگی من ده تا قشنگترش رو بهت میگم.
    این حرفت رو هیچ باستان شناسی قبول نداره و نخواهد داشت.
    تو داری با دامن زدن به پان ترکیسم تیشه به ریشه ایران میزنی.من نمیخوام قرارداد های گلستان و ترکمانچای دومرتبه تکرار بشه.این حرف های تو چیزی جز تجزیه ایران نخواهد داشت

    [پاسخ]

    یاشار اوش کایالی پاسخ در تاريخ اسفند ۶م, ۱۳۹۰ ۲:۳۴ ب.ظ:

    بچه جان خدا انشاالله شفات بده ما مگر چه گفتیم که باعث بر آشفتن تو شد،مگر جز اینکه ، این حرفها را از اربابان پان فارس و پان آریائیت یاد گرفته ای.
    گفتی: “تو داری با دامن زدن به پان ترکیسم تیشه به ریشه ایران میزنی.من نمیخوام قرارداد های گلستان و ترکمانچای دومرتبه تکرار بشه.این حرف های تو چیزی جز تجزیه ایران نخواهد داشت”
    ولی به نظر تو و اربابانت اگر آنها هر حرفی بزنند و هر غلطی بکنند هیچ عکس العملی نباید از طرف مقابل ببینند و فقط نژاد آریا!!! درسته.

    خدا وکیلی تَوّهم عجیبی زده ای چی مصرف میکنی…

    [پاسخ]

  3. دوست خوبم سلام مطالب زیبایی بود لذت بردیم حتما به ما هم سری بزنید :
    http://www.rodbar.ir
    آشنایی با تمدن مارلیک ایران زمین که به نحو چشمگیری درتمدن ماد و هخامنشی نقش داشته است .
    منتظر شما هستیم !

    [پاسخ]

  4. تاریخ خان می‌گه:

    نویسنده چشم خود را به حقیقت ملت کاسپ ساکن اسیای مرکزی بسته ونام دیگر دریای خزر را که کسپین نامبده میشود نشنیده وچون زبان تورکی(همان که آدری مینامد) نمی داند .ودوست هم ندارد .چون حس درونی نژادپرستانه اجازه نمی دهد باید چنین یاوه هایی بسراید
    شاید بد نبود اشاره ای هم به ….جنس مخالف میشد. مورد استنادبود

    [پاسخ]

اندیشه خود را به یادگار بگذارید

- لطفاً به صورت فارسی بنویسید
- برای تماس با مدیریت به "صفحه تماس" بروید
- برای طرح مباحثی که با نوشتار بالا مرتبط نیستند لطفاً به "انجمن گفتگو" رفته و بگو مگو کنید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *



کلمات کلیدی : " " + "" + ""