۷۳۸
این نوشتار توسط انی کاظمی در تاریخ ۱م بهمن، ۱۳۸۹ و در دسته "اشکانیان (پارتیان) + تاریخ تمدن ایران باستان + دین و آیین زرتشتی + ساسانیان + هخامنشیان" ارسال شده است.

نگارنده :انی کاظمی
achaemenid sasanians zoroastrian iran ashkanian  Lukrisha Tizian ancient.ir  ازدواج با محارم در ايران باستان، افسانه سرایی خاورشناسان | تاریخ ما Tarikhema.ir
تجاوز جنسی به لوکریشا توسط پسر پادشاه، نقطه شروع از اتفاقاتی بود که منجر به سقوط حکومت پادشاهی و تشکیل اولین جمهوری روم شد. لوکریشا که از اشراف‌زاده‌گان رومی بود، پس از مورد تجاوز قرارگرفتن، اقدام به خودکشی کرد. در طول تاریخ، ماجرای تجاوز و خودکشی لوکریشا مورد توجه بسیاری از نویسندگان، تندیس‌گران و نقاشان قرار گرفت. در این ارتباط می‌توان به آثاری ادبی از ویلیام شکسپیر و توماس هی‌وود و از نقاشان، به رامبرانت، ساندرو بوتیچلی، آلبرشت دورر، آرتمیسیا جنتایلسکی، جفری چاوسر و تیتیان اشاره کرد.

نگاره بالا و امثال بی شمار آن، باید یک دلیل، از میان هزاران دلایلی باشد که باعث شده مورخان و نویسندهای غربی، نسبت به تمدن های باشکوه شرق – حتی به آیین زرتشت – سخن ناروا رانند. که همه ی اینها حاکی از سرخوردگی آنهاست.
اِنی کاظمی.

- – - – -

دو هزار و پانصد سال است که مسئله ازدواج با محارم در میان ایرانیان باستان جدلها بر انگیخته و در تعبیر اوضاع حقوقی و اجتماعی نیاکان ما ابهاماتی پدید آورده است. گروهی با تکیه به متون تاریخی زناشویی ایرانیان کهن را با نزدیکترین کسانشان واقعیتی انکار ناپذیر می دانند و عده ای با توجه به اخلاق عالی ایرانیان پیشین و احترامی که به قانون و حقوق خانوادگی می گذاشته اند، چنان کاری را زادۀ اتهامات بیگانگان و سؤ تعبیر محققان می دانند و می کوشند پدران خود را از چنان [اتهامی] مبرا کنند. در تحقیق حاضر ما نخست تاریخچه ای از پژوهشهای پیشین به دست می دهیم، آنگاه شواهد کتبی را به دقت بر می رسیم، و سپس با توجه به چند مسئلۀ ناشناخته ثابت خواهیم کرد که:

  1. ازدواج با محارم در ایران باستان روا نبوده است.
  2. به رغم این ناروایی، چند مورد تاریخی از این گونه ازدواجها رخ داده است.
  3. واژۀ خُوَئیت وَدَثَه (پهلوی:خوئیتوک دس) و صورت کتابی آن خوئیتودات که نخست معنی [ازدواج با خویشاوندان] می داده، بر اثر سؤ تعبیر واژه هایی که معادل [دختر] و [خویش] و [خواهر] بوده، به [ازدواج با محارم] تفسیر شده و مایة گمراهی ملا نقطه ایهای یونانی و رومی و ارمنی و مسیحی و اسلامی و حتی زرتشتی گردیده است.

یک: پژوهشهای پیشین

نخستین کسی که از میان اروپائیان به موضوع ازدواج با محارم در میان ایرانیان باستان پرداخت بارنَبی بِریسِن بود که در ۱۵۹۰م شرحی مبتنی بر نوشته های یونانیان و رومیان به دست داد (رک. چاپ ۱۷۱۰،اشتراسبورگ، ص ۱۵۸-۱۵۷، ۴۹۱ و بعد (چاپ نخستین به دست نیامد) از آن پس در تاریخهای فلسفه و دین و نیز در تاریخهای عمومی مطالب او با اضافاتی تکرار شد، تا اینکه توماس هاید در ۱۷۰۰م (تاریخ ادیان ایرانی، زیر فصل ازدواج) و ا.ه.آنکتیل دوپرون در ۱۷۷۱ (رک. کتاب زند- اوستا، ج۳، فهرست، زیر واژه خوئیت ودثه) اشاراتی از متون ایرانی و عرب برای موضوع جستند و بدان افزودند. در ۱۸۲۰ که ی.گ.رُد نخستین کتاب تحقیقی را درباره سنن و عقاید دینی پارسیان و اقوام خویشاوند نوشت (کتاب روایات مقدس و مکاشفات دینی بلخیان قدیم، مادها، پارسیان و جز آن)، دیگر مسئلة ازدواج با محارم جزئی از بحثهای مربوط به عقاید ایرانیان شده بود. البته آدلف راپ و فردریخ اشپیگل کوشیدند که این موضوع را بر اساس دو فرضیه تعبیر کنند: یکی این که این کار فقط در میان نجبا و پادشاهان ایرانی و آن هم به دلیل اهتمام فوق العاده به حفظ پاکی خون و نگهداری میراث در خانواده انجام می گرفته است و دیگر این که اصل و اساس آن غیر آریایی و مربوط به مغان بومی بوده که به آریاییان رسیده است. (دین و سنن ایرانیان، صفحات ۱۱۰ تا ۱۱۳؛ اشپیگل، باستان شناسی ایران، ج۳، ص۶۷۸ و بعد)

ویلهلم گایگر شواهد زرتشتی موضوع را دوباره بررسید (تمدن ایرانیان شرقی باستان، ص۲۴۵ و بعد) و مخصوصا یاد آور شد که یکی از قدیسان زرتشتی به نام ارداویراز افتخار می کرده است که هفت خواهر خود را به زنی داشته است. (ارداویراز پسری یگانه بوده است با هفت خواهر و از قدیسان زرتشتی به شمار می رفته ولی وجود تاریخی او ثابت شده نیست. درباره او پائین تر سخن خواهیم راند، رک. پانوشت) در همان زمان پیزی به شواهد مربوط به ازدواج با محارم در افسانه های حماسی ایران اشاره کرد (موزئون، ج۲، چاپ ۱۸۸۳، ص۳۶۶ و بعد) و ر.فُن اِشتَکِل بِرگ تذکر داد (چند کلمه درباره حماسه ایرانی ویس و رامین، نقل اینوسترانتسف از وی، تحقیقاتی درباره ساسانیان، ص۱۹۳، یادداشت) که داستان ویس و رامین سرتاسر بر مبنای زناشویی ویس با برادرش ویرو استوار شده است. (ویس و رامین، ص ۴ تا ۴۲، البته خواننده می داند که ویرو نابرادری ویس است. نیز رک، پانوشت)

achaemenid sasanians zoroastrian iran ashkanian  00479b10e18a8c54e22567ffa0ca1def ازدواج با محارم در ايران باستان، افسانه سرایی خاورشناسان | تاریخ ما Tarikhema.ir

این مقالات بر زرتشتیان بسیار گران آمد. نخست آن که دین زرتشتی چه در ایران و چه در هندوستان نه چنان ازدواجی را می شناخت، و نه بر آن صحه می گذاشت. به عقیده زرتشتیان خوئیت ودثه به معنی [زناشویی با نزدیکان/خویشان] است نه [زناشویی با محارم]. به عبارت دیگر آنان هم از چنین مفهومی همان را می فهمیدند که ایرانیان مسلمان، یعنی ازدواج دختر عمو با پسر عمو، دختر خاله با پسر خاله و جز آن. به عقیده آنان [ازدواج با محارم] تهمت و افترایی زشت بود که نازرتشتیانِ بت پرست و یا یهودی و مسیحی و مسلمان به ایرانیان قدیم می زدند و بنیاد تاریخی نداشته است. به همین دلیل یکی از بزرگترین دانشمندان زرتشتی، دستور داراب پشوتن سنجانا به مخالفت با نظریة دانشمندان غربی پرداخت و در کار آنان خلل آورد. (به ویژه در ترجمه خود از دینکرد،ص۹۶٫ دستور سنجانا در ترجمه اش، در همه جای دینکرد، واژه و مطالب مربوط به خوئیتوک دس را طوری برگرانید که اصلا مفهوم ازدواج با محارم از آن بر نمی آمد: رک، اعتراض نیبرگ، راهنمای پهلوی، ج۲، ص۲۲۴ که می گوید فقط پس از چاپ عکسی دینکرد بود که این مسئله معلوم شد) این بود که فاصلترین پژوهنده متون پهلوی، ای. و. وِست، مقاله مفصلی به نام [اندر معنی خوئیتوک دس] نوشت (این مقاله ۴۲ صفحه ای اساس کار همه کسانی بوده است که بعدا در این زمینه کار کرده اند و همین جا اعلام می کنیم که مآخذ اصلی ما هم بوده است) و به صورت افزوده ای بر متون پهلوی، مجلد دوم (که شامل دادِستان دینیک و نامه های منوجهر می شد) به سال ۱۸۸۲ چاپ کرد. (متون پهلوی، ج۲، ص۳۸۹ تا ۴۳۰) این مقاله همه جوانب موضوع را در بر نداشت و فقط جوابی بود که وست به دستور سنجانا می داد و برای این که این پاسخ را قانع کننده نماید کلیه مطالبی را که از کتب پهلوی و روایات زرتشتی می شناخت گرد آورد و تحقیقی چنان جامع به دست داد که هنوز کهنه نشده است. (به رغم تمام اعتراضاتی که به این مقاله شده است، هر گاه به دیده انصاف بنگریم می بینیم که هدف وست اصلا و ابدا متهم کردن ایرانیان نبوده است و بر خلاف عده ای دیگر از غربیان و حتی شرقیان که از بستن اتهام ابایی ندارند و از خوار کردن اجداد خود لذت می برند، وست ذره ای از حقیقت جویی غافل نمانده است) اما دستور داراب پشوتن سنجانا هم ساکت ننشست و کتابی در رد مقاله وست نوشت که چون جنبه جدلی داشت توفیقی نیافت (رسم موهوم زناشویی با محارم در ایران باستان، بمبئی،۱۸۸۸) بعد ها ردیة جمشید کاوَسجی کاتراک هم به همان سرنوشت دچار شد (زناشویی در ایران باستان، بمبئی، ۱۹۶۵٫ اشکال بزرگ این اثر و نوشته های مشابه آن بی دقتی در ارجاعات و پیش آوردن تعبیرات موهوم و انکار نص صریح آیات و اسناد و روایات است، و کسی نمی تواند آنها را جدی گیرد و فقط به صرف این که دشمنان ایرانیان بدانان چنین اتهاماتی زده اند، شواهد را نادیده بگیرد و یا متون را به دلخواه خود تعبیر کند) در عوض دانشمندان غربی چون ه. هوبشمان- جیمز دارمستتر- ل. سی. کازارتلی- اِ. کوهن- امیل بِنوِنیست- فردیناند یوستی- کنستانتین اینوسترانتسف- ک. بارتولومه- آرتور کریستن سن- ث. و. کینگزمیل- ل. ه. گرای و اِ. کرنمان با ادغام منابع زرتشتی و پارسی نوین در شواهد غربی موضوع ازدواج با محارم در ایران باستان را قطعیتر کردند. (هوبشمان، در باب ازدواج با اقارب در میان ایرانیان، مجله شرق شناسی آلمان، دوره ۴۳، سال ۱۸۸۹، ص۳۰۸ تا ۳۱۳- دارمستتر، به ویژه در ترجمه زند اوستا، ج۱، ص۱۲۶ تا ۱۳۴- کوهن، در یادداشتی بر مقاله هوبشمان، همان مجله، ص۶۱۸- کازارتلی، شواهد شرقی درباره خوئیتوک دس، مجله اسناد بابلی و شرقی، دوره چهارم، سال ۱۸۹۰، ص۹۷ و بعد- کازارتلی، فلسفه دین مزدایی در زمان ساسانیان، ص۱۵۶ تا ۱۶۰- یوستی، تاریخ ایران در اساس فقه اللغه ایرانی،ج۲، ص۶۸۲- اینوسترانتسف، تحقیقاتی درباره ساسانیان، ص۱۲۳ و بعد- بارتولومه، لغتنامه ایران کهن، ستون ۱۸۶۰- بارتولومه، زن در حقوق ساسانی، ترجمه، ص۳۲ و ۳۳- کریستن سن، ایران در زمان ساسانیان، فرانسوی ۳۲۳، ترجمه ص ۴۸ تا ۳۴۷- کینگز میل، ازدواج و تدفین در میان پارسیان کهن، مجله آثنیئوم، سال ۱۹۰۲، ص ۹۶ و بعد- گرای، ازدواج در ایران رسم زناشویی با محارم، دائره المعارف هیستینگز، جلد هشتم، ۱۹۱۵، ص ۴۵۶ تا ۴۵۹- کرنمان، ازدواج با خواهر در جهان قدیم، ص ۱۷ تا ۲۷٫ در اینجا باید تذکر دهیم که مراجع و سخنان مورخان قدیم یونانی و رومی را کارل کلمنت در کتاب زیر گرد آوری کرده است: carl clement,fontes historiae religionis persicae,Bonn,1920 )

achaemenid sasanians zoroastrian iran ashkanian  Anahita ancient.ir  ازدواج با محارم در ايران باستان، افسانه سرایی خاورشناسان | تاریخ ما Tarikhema.ir

در این میان دانشمند ایرانی علی اکبر مظاهری هم در کتاب خود به فرانسه فصل مشبعی را به این موضوع اختصاص داد (در کتاب خانواده ایرانی در دوران پیش از اسلام، فرانسوی ص ۱۱۷ و بعد، ترجمه، ۱۱۸ تا ۱۴۳) که بعد ها سعید نفیسی و دیگران از آن استفاده کردند (مخصوصا در مقالاتی که در مجله مهر بر ضد عقاید جمشید سروشیان نوشت و نیز در کتاب تاریخ اجتماعی ایران،ج۱، تهران، ۱۳۴۲، ص۳۵ تا ۴۲ تکرار کرد بدون آن که مآخذ اصلی خود را یاد کند) از آن پس گاهگاهی تحقیقی در این باب شده است ولی کسی چیز تازه ای برای گفتن نیافته و به تکرار مکررات بسنده کرده اند (از میان مقالاتی که شایسته ذکرند یکی نوشته فرای است به نام زنای با محارم زرتشتی. دیگری مقاله ای است از کلیما، درباره مشکل رسم زناشویی در ایران قدیم، سومی مقاله بسیار جالب اسپونر است: خویشاوندی و ازدواج ایرانی. و دیگر مقاله ای است پر از مطالب مربوط و نامربوط از بوچی. و مقاله حقوق خانواده از منصور شکی در دانشنامه ایرانی،ج۹، ص۱۸۴ تا ۱۸۹).

ما در این مقاله چنین نخواهیم کرد، بلکه اول کلیه شواهد کتبی را بر حسب موضوع طبقه بندی می کنیم و اعتبار هر دسته را برمی رسیم و سپس علت تحول تعبیر خوئیت ودثه از [ازدواج با خویشاوند] به [ازدواج با محارم] را نشان می دهیم و سر انجام اشاره می کنیم که چنین تحولی خاصه ایرانیان باستان نبوده است.

دو: شواهد کتبی

منابع کتبی در مورد [ازدواج با محارم] در ایران باستان از لحاظ مآخذ روایتی و یا به عبارت دیگر منبع اسنادی به چندین گروه تقسیم می شود: یونانی، رومی، سریانی، مسلمان و زرتشتی. هرگاه فقط شواهد یونانی و رومی و سریانی و مسلمان را داشتیم، می توانستیم اصل موضوع را نتیجة اشتباه عمدی یا غیر عمدی نویسندگان نا آگاه بدانیم و با اَنگِ [تهمت] و [افترا] بر آنها مردودشان بشماریم، ولی حقیقت این است که شواهد زرتشتی برای این موضوع دست کمی از گواهیهای نازرتشتیان ندارد و به همین دلیل هیچ یک از گواهیها را نمی توان بدون منطق کنار گذاشت.

از نظر موضوع، شواهد کتبی را به سه دسته تقسیم می توان کرد. یک عده فقط سخن از [ازدواج با محارم] در میان این گروه و آن گروه می رانند و یا از محاسن [خوئیت ودثه] یاد می کنند. این [کلی گوییها] بیشترین گواهیهای کتبی را شامل می شوند. دسته دوم را می توان [موارد تمثیلی و افسانه ای] خواند و آن مشتمل است بر شواهد ازدواج با محارم در میان ایزدان و پهلوانان و شاهان کاملا افسانه ای، و هدف از بیان آنها، محسن جلوه دادن چنان رسمی بوده است. دسته سوم اختصاص دارد به شماری از افراد تاریخی که [ازدواج با محارم] بدانان نسبت داده شده است. در بررسی این سه دسته، تشخیص صحت روایات دو گروه اول و دوم مشکل است، اما در مورد گروه سوم می توان به نتایج منطقی رسید.

۱٫ شواهد کلی

در این دسته کهنترین شاهد ما آنتیس ثِنِس (حدود ۴۴۴ تا ۳۷۱ ق م) است که می نویسد که آلکی بیادِس آتنی در پیروی از ایرانیان تا بدانجا رفت که [مانند آنان با مادر و خواهر و دختر خود هماغوشی کرد] (به نقل از وی در آثنه، کتاب پنجم، بند ۶۳). بعد از او گزانتوس لودیایی (همزمان اردشیر دوم) می نویسد:

[مغان با مادر خود می خوابند و اگر بخواهند با خواهر و دختر خود نیز چنین می کنند. به علاوه آزادانه در مورد همسران خود به اشتراک روی می آورند.] (به نقل از وی در کتاب کلِمِنت اسکندرانی، استرومتا، کتاب سوم، فصل ۱۱، فقره ۱).

کتزیاس پزشک اردشیر دوم مدعی بوده است که [ایرانیان با مادر خود آشکار رابطه جنسی می یابند] (به نقل ترتولیان از وی در اَپولوگیا، فصل ۹، کلمنت، ص۶۹ تا ۷۰٫ هیچ یک از نوشته های کتزیاس در دست نیست و فقط تکه هایی از آنها را- آن هم به صورت اختیارات- می شناسیم، که همه آنها را فیلیکس یاکوبی به نحو بسیار شایسته ای گرد آوری و ارزیابی کرده است. رک. یاکوبی، قطعات پراکنده مورخان یونان، حلقه سوم، جلد c، ص۴۱۶ تا ۵۱۷). سوتیو که از ۲۰۰ تا ۱۵۰ ق م می زیسته است می گوید [ایرانیان مرده را نمی سوزانند- چنان که رسم پسندیده در روم بوده- ولی شرم ندارند از این که با مادر و خواهر خود جفت آیند] (به نقل دیوژن لائرتی از وی در کتاب زندگانی فیلسوفان، ج۱، بند۷). کاتولوس حدود ۸۴ تا ۵۴ ق م بر [دین ناپاک ایرانی] خرده می گیرد که روا می دارد [مغان از جفت شدن مادر و پسر به بار آیند] (اشعار، قطعه ۹۰، به نقل فُکس-پِمبرتن، ص۲۹). استرابو که از ۶۳ ق م تا ۱۹ م می زیست، می گوید [در میان مغان زناشویی، حتی اگر با مادر هم باشد، پسند سنتهای نیاکان است] (جغرافیا، کتاب پانزدهم، فصل ۲۰، بند ۷۳۴٫ کمی پیشتر از این در ۷۳۳ ، استرابو تاکید کرده بود که این گونه مطالب را وی خود به شخصه نمی داند بلکه مورخان دیگر گفته اند و این سخن به خوبی نشان می دهد که چگونه چیزی که نویسنده ای باب می کرده است، به تکرار دیگران به صورت نص تاریخی در می آمده است). فیلن اسکندرانی، که از ۲۰ ق م تا ۴۰ م زندگی کرد، آورده است که [نجبای ایرانی با مادر خود زناشویی می کنند و پسرانی که از چنان ازدواجی به بار آمده باشند را بسیار ستوده و حتی- اگر خبر درست باشد- سزاوار شاهی می دانند] (در کتاب De Specialibus Legibus ، فصل سوم، بند ۱۳). کنتوس کوریتوس رفوس حدود ۷۰ م نوشته است که [در میان ایرانیان رابطه جنسی با فرزندان (دختران) خود داشتن رواست.] (در تاریخ اسکندر، کتاب هشتم، بند۲، فقره۱۹). پلوتارک، که از ۴۶ تا ۱۲۰ م می زیست و گلچین مورخان و نویسندگان پیشین بود و کتب بسیاری درباره مردان نامی و نیز اخلاقیات (moralia) به جای گذارد، یک جا در مدح اسکندر می گوید که وی از جمله به ایرانیان یاد داد که به جای ازدواج با مادرانشان به آنها احترام بگذارند (اندر فر اسکندر بزرگ، اخلاقیات: ج۱، فصل۵، بندc328). و در جایی دیگر می نویسد که پروشات (پُر از شادی؛ صورت ایرانی پرسیانیس است.)مادر اردشیر دوم پسر خود را واداشت تا با دخترش استاتیرا ازدواج کند و اعتنایی به عقاید و رسوم یونانیان نداشته باشد (زندگانی اردشیر، بند ۲۳، ظاهرا از روی تاریخ کتزیاس). این توضیح اخیر بسیار شگفت انگیز است و ما به آن باز خواهیم گشت. سکستوس ایمپریکوس، که در سده دوم میلادی می زیست، نوشته است که ازدواج با مادر در میان ایرانیان رواست (در کتاب Pyrrhonis Hypotyposes، فصل سوم، بند ۲۰۵، به نقل از فُکس- پمبرتن، ص۷۶). لوکیان ۱۲۰ تا ۱۸۰ م و بطلمیوس حدود ۱۰۰ تا ۱۷۸ م هم از روا بودن ازدواج با محارم سخن رانده اند (لوکیان، فرزالیا، Pharsalia، ج۸، بند ۴۸؛ بطلمیوس، رسایل چهارگانه، Tetrabiblon، ج۲، ص۱۷، به نقل از فکس- پمبرتن، ص۶۲). مینوسیوس فلیکس حدود ۱۲۰ میلادی هم روا بودن ازدواج با مادر را متذکر می شود (اکتاویوس، بند ۳۱٫ کلمنت، ص۷ تا ۵۶). و تاتیان حدود ۱۷۰ م نیز محسن بودن آن را تذکر می دهد (خطابه ای به یونانیان، ج۱، ص۲۸). کلمنت اسکندرانی می نویسد:

[پسران ایرانی تا بزرگ می شوند به آتش شهوت خود همچون گراز وحشی تسلیم می شوند و با مادر و خواهر و زنان خود می خوابند و از صیغه های بی شمار هم نمی گذرند.] (به نقل فکس- پمبرتن، ص۷۲ و ۷۳).

باردیسانی (بردیسان) حدود ۱۵۴ تا ۲۳۳م گفته است:

[رسم مردان ایرانی این بود که با مادر و خواهر و دختر خود ازدواج کنند. این سنت مخصوص مغان ایرانی نبود بلکه همه آنانی هم که در خارج می زیستند، مثل مغان ماد، مصر، فریژیه و غالاطیه، به همین راه می رفتند.] (به نقل یوزی بیوس از وی. رک، کلمنت، ص۶۹).

دیوژن معروف هم که در زمان اردشیر پاپکان در اسکندریه می زیست، ادعای سوتیو را بازگفته است (زندگی فیلسوفان، ترجمه هیکز، ج۱، ص۹). اُریگن در همان دوران از [قانون ایرانی که ازدواج مادر با پسر و پدر با دختر را روا می دارد] سخن رانده است، و می گوید از کلسوس حدود ۱۷۰م در شگفتم که با ذکر این قانون، ایرانیان را نژادی صاحب الهام می داند (رد بر کلسوس، ج۵، فصل۲۷، بند ۵۹۷؛ ج۶، فصل ۸۰، بند ۶۹۳) (این گفته خود نشانی از تعصب نژادی را به همراه دارد که اریگن در گفتارش نشان داده). کلمنت دروغین که از ۳۵۰ تا ۴۰۰م می زیسته است می گوید:

[میان ایرانیان رسم است که خواهر و دختر را به زنی بستانند]

و می افزاید عده ای از مغان ایران به نواحی دیگر مثل خراسان، ماد و مصر و فریژیه و غالاطیه رفته اند و اخلاف آنان هنوز این رسم را نگه داشته اند و آن را چون میراثی به بازماندگانشان می سپارند (در Recognitions، ج۹، فصل ۲۰ و ۲۱٫ به نقل فکس- پمبرتن، ص۹۱). همین مطلب را به طور کلی تر و سر بسته تر بازیل ۳۳۰ تا ۳۷۹م هم آورده است (نامه ها، ۲۵۸٫ به نقل کلمنت، ص۸۶ از آن). جان کریسُستُم که در ۴۰۷ مرد، هم از جفت آمدن ایرانیان با مادر و خواهر خود یاد کرده است (رساله مجعول منسوب به سٍث، Liber apocryphus nomine Seth، ستون۶۳۸٫ به نقل فکس- پمبرتن، ص۹۸). ارمیا (جروم) قدیس که از ۳۴۸ تا ۴۲۰م می زیست، ادعا کرده است که برخی [ملل قوی و رقیب رومیان، یعنی پارسیان و مادها و هندوان و حبشیان، با مادران و مادر بزرگان و دختران و دختر زادگانشان می خسبند.] (رد بر ژوینیان، Adversus Jouinianus، کتاب دوم، بند۷٫ به نقل کلمنت، ص۸۸). تئودوره ۳۹۳ تا ۴۵۷م گفته است:

[پیشترها که پارسیان به سنت زَرَدَش (زرتشت) می رفتند، جفت شدن با مادر و خواهر و حتی دختر را روا می دانستند، اما اکنون که به سنت ماهیگیر- حواری مسیح- در آمده اند، این قوانین زردشت را دور انداخته اند.] (مواعظ، ج۹، ص۳۳٫ به نقل فکس- پمبرتن، ص۱۰۴).

بعد از اینها کسی که بیش از همه در این باره سخن گفته است آگاثیاس مورخ رومی معاصر انوشیروان دادگر است. وی با تاریخ و فرهنگ ایران بسیار آشنایی داشت و خلاصه ای هم از کتاب خداینامه یا تاریخ رسمی دوره ساسانی بر مبنای ترجمه ای که یکی از دوستانش از آن کتاب کرده بود، به دست داد که از مهمترین منابع دوره ساسانی محسوب می شود (رک. ع. شاپور شهبازی، خلاصه ای از خداینامه در یک روایت یونانی، سخنواره: مجموعه مقالات به یاد دکتر پرویز ناتل خانلری). آگاثیاس درباره ازدواج ایرانیان می نویسد (آگاثیاس، تاریخ، کتاب دوم، بند ۲۴) : [مردم عهد باستانی آن نواحی (مقصود ایالات ایران است) بر عقایدی که امروز دارند نبودند، نه در مورد مراسم (دخمه نشینی) مردگان و نه در مورد سنت غیر متعارف ازدواج. پارسیان امروز رسم بسیار شرم آوری دارند، نه تنها بی هیچ ننگی با خواهر و زادگان برادر و خواهر خود جفت می آیند، بلکه حتی پدر با دختر می خوابد و از این هم بدتر... پسر هم با مادر می خسبد. این که این هم بدعتی نوین است از این قصه بر می آید که نِنیاس مادرش... سمیرامیس را که به او نظر داشت... از نفرت بکشت. اگر این رسم را قانون قبول می داشت، به نظرم ننیاس هرگز چنان کار فجیعی نمی کرد... می گویند که اردشیر پسر داریوش هم بدین بلا دچار آمد چون مادرش پروشات می خواست با او بخوابد. اردشیر به کشتن او دست نزد، اما او را به خشم و نفرت از خود راند چنان که گفتی آن آرزو نه درست بود و نه مرسوم جامعه انسانی. ولی پارسیان امروزی تقریبا همه رسوم گذشتگان را خوار می دارند و ندیده می گیرند و رسوم جدیدی در پیش گرفته اند که فقط بدعت ناباب می توان نامید و در این فریب تعلیمات زردشت پسر اهورامزدا را خورده اند (خواننده خود میزان فهم واقعی آگاثیاس با داشتن آشنایی زیاد، را از مسائل دینی ایران از این دروغ آشکار در می تواند یافت. در هیچ یک از زمانها و در میان هیچ یک از بهدینان زرتشت پسر اهورامزدا خوانده نشده است).

از این گواهی آگاثیاس بر می آید که ازدواج با محارم بدعت شمرده می شده است. بعد از او هر کس چیزی گفته تکرار مطلب است به غیر از این سخن فوتیوس بیزانسی، که در سده نهم می زیسته است، و به نقل از کتزیاس گفته یکی از نجبای پارسی زمان داریوش دوم با خواهر خود ازدواج کرده بود (اختیارات، Bibliotheca، فصل۷۲، بند ۵۴ : تری تخمه، Teritouchmes، برادر زن اردشیر دوم و داماد داریوش دوم، خواهری داشت از سوی پدر، روشنک نام، که زیباروی بود و در کمانوری چیره دست و در ژوبین اندازی ماهر. تری تخمه بر وی دل باخت و با او بخفت و از امستریس خواهر اردشیر جدا شد). در اینجا باید شواهد ارمنی را هم ذکر کنیم که بیشتر مربوط اند به افسانه زروان که با وصلت با محارم ارتباط حقیقی ندارد اما آن را نمونه چنان ازدواجی گرفته اند (کلیه این شواهد را زهنر در کتاب زروان با متن و ترجمه و تفسیر به دست داده است). و نیز الیشه مورخ ارمنی گفته است یزدگرد دوم ضمن فرمانهایی به ارمنیان در رعایت دین مزدایی ازدواج با محارم را هم توصیه کرد (Elishe,History of Vardan and the Armenian War,tr.R.w.Thomson,London,1982,pp.103-104).

درست در اواخر دوره ساسانی است که شواهد سریانی هم به اسناد ما اضافه می شود. بیشتر آنها در کتب قوانین مسیحیان ایرانی آمده است. مثلا در قانون نامه عیشوع بخت، مطران فارس، که در دوره خسرو پرویز نگاشته شده بوده و بعد اصلاح گردیده است می خوانیم که [ازدواج با محارم شنیع است. حتی پیروان زرتشت هم با اکراه به چنان پیوندی تن در می دهند، و معمولا حرص مرد او را وا می دارد که برای گرفتن ارثیه خواهر و یا مادر با او چنان کند.] (طبع زاخائو در قانون نامه های سریانی، ج۳، ص۱ تا ۲۰۱، به ویژه ص۳۳ و بعد،۹۷). قانون نامه مارآبا، که در آخر دوره ساسانی نوشته آمده است، هم ازدواج با محارم و همچنین ازدواج مردی با زن برادر مرده اش را روا نمی داند (طبع زاخائو، همانجا، ص۲۵۵ تا ۲۸۵ به ویژه ص ۲۶۱، ۲۶۵ و بعد). آباء مسیحی تا مدتی می گذاشتند ایرانیانی که مسیحی شده بودند همسران خود را که به طریقة [ازدواج با محارم] گرفته بودند، نگه دارند، اما مارآبا بر این شیوه تاخت و این گونه نو مسیحیان را به ترک همسران خویش وادار ساخت (کتاب انجمنهای دینی، Dus Buch der Synhados، طبع براون، ص۹۳ و بعد؛ بیدیان، Bedijan، تاریخ مارجبلها، ص ۲۰۶ و بعد از آن و ص ۲۵۴ و ص ۲۸۲؛ زاخائو، همانجا، ص۲۲ تا ۲۷، ۳۱ تا ۳۵، ۳۶۵ تا ۳۶۸). اما آن رسم بر نیفتاد و تیموتة اول، از آباء مسیحی در دوره اسلامی، مسیحیان نسطوری را برای پیروی از آن نکوهش می کند (براون، همانجا، ص۱۳۱). بعد از اسلام، نویسندگان تاریخ و سنت، گاهگاهی به ایرانیان قدیم حمله کرده اند که با خواهر و مادر و دختر خود ازدواج می کرده اند (اینوسترانتسف، مظاهری، کریستن سن و دیگران این موارد را از طبری، مسعودی، بیرونی و شهرستانی و غیره اخذ و تفسیر کرده اند). و حتی در فقه مواردی در ارث و ازدواج به این مسائل اختصاص دارد (رشید یاسمی، یادداشت بر ترجمه ایران در زمان ساسانیان، ص ۳۴۹: وجه دوم). مثلا [ارث المجوس] در مورد میراث بردن یا نبردن فرزندانی است که از ازدواج با محارم به وجود آمده اند. شواهد کتب اسلامی به قدری است که خود مقالتی جداگانه می خواهد اما چون همه آن مربوط است به انتساب به دوره قدیم و حتی یک مورد هم از دوره معاصر در آنها نیست، بازگفتنشان سودی ندارد. فقط یادآور می شویم که شیخ طوسی و شیخ مفید [روایت کرده اند که شخصی در نزد امام صادق زبان به دشنام مجوس می گشاید که آنان با (محارم) خود ازدواج می کرده اند. امام وی را از دشنام گویی منع می کند و به وی می گوید:

آیا نمی دانی که این امر در نزد مجوس نکاح است؟ هر قومی میان نکاح و زنا تفاوت می نهد و نکاح هر گونه باشد، تا زمانی که مردم ملزم به حفظ عقد و پیمان خود هستند، جائز است.] (همانجا و نیز ناصرالدین شاه حسینی، ترجمه زن در حقوق ساسانی از بارتولومه، ص ز و ص ژ).

همچنانکه پیشتر گفتیم، هر گاه فقط این شواهد یونانی و رومی و سریانی و اسلامی را داشتیم، می توانستیم بگوییم اینها همه تهمت و افتراست. اما متونی داریم که در درجه اول اهمیت برای دین و آداب زرتشتی بوده و درست در همین متون، شواهد زیادی از ازدواج با محارم می یابیم. نخست باید دانست که کل قضیه بر سر واژه اوستایی [خوئیت ودثه] می چرخد که در پهلوی خوئیتوک دس (و گاهی هم خوئیتوک دات نوشته می شده و خُوی دودَ می خوانده اند) (بارتولومه، لغت نامه ایران کهن، ستون ۱۸۶۰؛ نیبرگ، راهنمای پهلوی، ج۲، ص۲۲۴؛ وست، متون پهلوی، ج۲، ص۳۹۰). اگر آن را تجزیه کنیم می شود: [خوئی تو یعنی (خویش، وابسته) (بارتولومه، ۱۸۵۸، توجه می دهد که ،خویش، با طبقات اجتماعی ایران رابطه داشته است یعنی این ،خویش، بیشتر برای ،خویشان نجبا، به کار می رفته است) و ودثه یعنی (زناشویی) (برخی از زرتشتیان البته این معنی را نمی پذیرند و چیزهایی شبیه ، کار نیک، و ، عملی خیر که با خدا رابطه می دهد، پیشنهاد می کنند که اساسی ندارد) (بسنجید با وَذو = زن) و بر روی هم [زناشویی با وابستگان] یا [ازدواج با خویشان/ نزدیکان] معنی می دهد (با آنکه خود این واژه در زبان فارسی کنونی رایج نیست، اگر می خواستیم به قیاس، همسنگ دقیقی برای آن قرار دهیم می بایست چیزی شبیه – خویش دودگی- بنویسیم و از آن – افزودن بر خویشان از طریق بستگی زناشویی – اراده کنیم). اما شواهد کتبی که آوردیم و به ویژه آنچه از کتب زرتشتی خواهیم آورد، باعث شده است که این واژه را [ازدواج با محارم] ترجمه کنند.

مهم این است که واژه خوئیت ودثه در اوستای اصیل یاد نشده است. در گاثاها که سروده خود زرتشت است ، واژه خویتو، یعنی خود/خویش، مذکور است اما از خویتو ودثه ذکری نیست (وست، متون پهلوی، ج۲، ص۳۹۰ و ۳۹۱). البته تاریخ تدوین بخشهای اوستا مشخص نیست. گاثاها را ما متعلق به کمی پیش از یک هزار سال پیش از میلاد می دانیم، و بعد به یسنای هَپتَن می رسیم که امروز معتقدند که آن هم از خود زرتشت است (بویس، دین زرتشتی، ص۲۰، ۳۲ و ۳۳، ۶۲ و ۶۳، ۸۸ با مراجع. البته لازم به ذکر است مورد یاد شده هنوز اثبات نشده). و سپس یشتهای کهن – چون مهر یشت، آبان یشت و زامیاد یشت – هائیتی را داریم که شاید در دوره هخامنشی در آنها دست برده باشند ولی به هر حال در این جایها هم از خوئیت ودثه خبری نمی بینیم. نخستین جایی که این واژه حقوقی یاد شده است در یسنای سیزدهم، بند ۲۸ است که می گوید (وست، متون پهلوی، ج۲، ص۳۹۱) :

[من... خوئیت ودثه مقدس را می ستایم که برترین و بهترین و نیکوترین چیزی است که موجود است و موجود خواهد بود، که اهورایی است و زرتشتی.]

همین مطلب در ویسپرد، سوم، بند ۱۸؛ گاه چهارم، بند ۸ و ویشتاسپ یشت، بند ۱۷ بدین صورت آمده است که مردانی که خوئیت ودثه می کنند، با جوانانی که بهترین و خردمندترین هستند به یک جا می آیند.

چنان که وست می گوید: [در هیچ یک از این عبارات چیزی منظور و طبیعت چنان کار نیکو را بنمایاند، نمی بینیم.] (وست، همانجا). جای دیگری که خوئیت ودثه یاد شده است در بندهای ۳۵ و ۳۶ فصل هشتم وندیداد (وی دیو دات)(یعنی قانون ضد دیوان: کلمه وندیداد تلفظ نادرست این نام است.) است که توصیه می کند:

[مرده کشان پس از انجام وظیفه باید سر و تن را با شاش گاو و ورزاو بشویند و از شاش کسی استفاده نکنند مگر این که مال مرد و یا زنِ خوئیت ودثه کرده باشد.]

باز می بینیم که در اینجا هم مفهوم واقعی واژه روشن نیست و تنها مسلم می کند که هم مرد می توانسته است آن [کار نیک] را بکند و هم زن (همانجا). از این شواهد پیداست که مفسران پهلویِ این متون اوستایی هم هیچ منظور خاصی از [کار نیک] مذکور در آنها در نیافته اند. اما وقتی مفسر اوستایی بند ۴ یسنای ۴۴ را بیان می کند دیگر جایی برای تردید باقی نمی ماند. اینک ترجمه این فقره اوستایی به اضافه تفسیر روحانی پهلوی دان که ما در میان پرانتز گذاشته ایم و با حرف درشت تر مشخص کرده ایم (به نقل از وست، همان منبع، ص۳۹۲ تا ۳۹۴٫ در مورد توضیحات اضافی، رک. همانجا، ص۳۹۲، یادداشت ۳)

چنین اندر همه جهان می سرایم: آنچه (که او که اهورامزداست از آن خود کرد) خوب (خوئیتوک-دس) (است). به یاری راستی اهورامزدا می داند که این یکی (یعنی اسپندارمذ- که در افسانه ها دختر اهورمزدا خوانده شده- آن همبه تعبیری شاعرانه، چنانکه در پایین یاد خواهیم کرد.) را آفرید (که خوئیتوک دس انجام دهد). و از راه پدری بود که بِه مَنِش (وهومن) به دست او پروریده شد (یعنی به خاطر پیروی از طبیعت نیک آفریدگان، خوئیتوک دس به دست او انجام شد.) از این روست که وی، که دختر اوست، کار درست می کند اسپندارمذ (که بسیار نیک اندیش است)(یعنی وی از خوئیتوک دس روی نگرداند). وی فریفته نشد (یعنی وی از خوئیتوک دس سر باز نزد چونکه) همه چیز را می بیند (یعنی آنچه را) که از آن اهورمزداست (به عبارت دیگر: از راهِ دین اهورمزدا وی به همه وظایف و قوانین می رسد).

همچنان که وست خاطر نشان کرده است:

[کلیه اشارات این قطعه به خوئیتوک دس اضافاتِ مترجمان پهلوی است که می خواسته اند آن عمل را توصیه کنند، والا هیچ چیزی از آن در متن اوستایی نیست. فقط این اضافات مبین آن است که مترجمان پهلوی از خوئیتوک دس مفهوم ازدواج پدر و دختر را فهمیده بوده اند.]

(وست، همان منبع، ص۳۹۳ و ۳۹۴). بی اعتباری این گونه مفسران و مترجمان ملا نقطه ای از اینجا پیداست که به گفته بعضی از آنان بخشی از اوستا که [دوباسروگد نسک] (لازم به توضیح است که در دینکرد، جایی که خلاصه نسکها را دارد از چنین نسکی نشان نیست.) نام داشته، پر بوده است از جزئیاتی درباره خوئیتوک دس. اما خوشبختانه خلاصه این نسک در کتاب دادستان دینیک، ۹۴، بندهای ۱ تا ۱۱ موجود است و در آن کوچکترین اشاره ای به خوئیتوک دس نمی بینیم (وست، همان منبع، ص۳۹۴). اینک می پردازیم به شواهد دیگر. کرتیر موبد بزرگ زمان بهرام دوم می گوید که از جمله کارهایی که در سرتاسر جهان مزدایی برای پیشرفت دین مزدایی کرد یکی هم انجام دادن [بسیاری خوئیتوک دسها در همه جا بود.] (از ترجمه بَک، کتیبه های دولتی ساسانی، ص۴۳۳). در کتاب دینکرد چندین بار از خوئیتوک دس یاد شده است ولی در آنجا هم مثل سخن کرتیر، مطلب کلی است و به عنوان کار مهم نیکویی توصیه شده است (وست، همان منبع، ص ۳۹۴ و بعد). در سه فقره این طور می نماید که مفهوم [ازدواج با محارم] بیان گشته است. یکی در دینکرد، کتاب نهم، فصل ۴۱، بند ۲۷، است که به نقل از بند هیجدهم وَرَشتمانسَر نسک اوستا (که گم شده) آمده است: [برادری و خواهری را به آرزوی زناشویی بر می انگیزند تا با هماهنگی خوئیتوک دس انجام دهند.] (همان منبع، ص ۳۹۵٫ خلاصه این نسک در دینکرد هشتم، فصل سوم، بند ۱ آمده است: وست، متون پهلوی، ج۴، ص۱۲، و خلاصه بسیار مفصلی از آن در دینکرد نهم، فصل ۲۴ تا ۴۶ آمده است- وست، همان منبع، ص۲۲۶ تا ۳۰۳- و مطلب مذکور در فرگرد هیجدهم- همان منبع، ص۲۸۴ و بعد- یافت می شود). در اینجا البته گفته نشده است که آن دو با هم خوئیتوک دس کنند، بلکه [به همراه هم، با هماهنگی] و معنی مشخص نیست.

دوم در دینکرد، کتاب نهم، فرگرد ۴۰، به نقل از فرگرد ۱۴ بغ نسک (که آن هم از میان رفته است) توضیحات مفصلی آمده بوده است که خلاصه آن بدین گونه می شود (خلاصه بغ نسک در دینکرد نهم- متون پهلوی، ج۴، ص۳۱۱ تا ۳۹۷- فصول ۴۷ تا ۵۹ ، مانده است. فرگرد ۱۴ در همان کتاب، بند ۶۰- متون پهلوی، ج۴، ص۳۶۴ و بعد- آمده است) :

هر آنچه به ازدیاد نسل بینجامد نیکوست چنان که خوئیتوک دس ستوده است. پدری کردن وظیفه ای والاست، و از خود و به خود افزودن شیوه درست ازدیاد نسل است، و این خوئیتوک دس است و او که شیوه درست ازدیاد نسل را رعایت می کند خوئیتوک دس را ستوده است. تجربه نشان می دهد که از نسلهای خوب زادگان خوبتری به بار می آیند یعنی با رعایت دائم خوئیتوک دس نسلها بهتر می شود. این مطلب را به نحو دیگری می توانیم بگوییم، اسپندارمذ را در رتبه دختری اهورمزدا می دانند چرا که خرد این یکی (اهورمزدا) مشتمل بر همه [اندیشه بجا] (آرمئیتی) می شود. بر این اساس خرد و آرمئیتی هر دو در درون اهورمزدا و اسپندارمذند، یعنی خرد از آن اهورمزداست و آرمئیتی از آن اسپندارمذ، و [اندیشه بجا] (آرمئیتی) نتیجه خرد است درست مثل این که اسپندارمذ زاده اهورمزدا باشد. و این اظهار صریحی است بر اینکه در نظر کسی که خرد را با آرمئیتی رابطه می دهد، به اسپندارمذ باید به عنوان دختر اهورمزدا نگریست.

همچنانکه وست متذکر شده است این اظهار نظر هم تمثیلی است و در آن از خوئیتوک دس [زناشویی با خویشاوندان] فهمیده می شده است و معلوم نیست که اشاره تکمیلی آن به رابطه پدری و دختری اهورمزدا و اسپندارمذ متضمن صراحت بر ازدواج آن دو می بوده است (وست، متون پهلوی، ج۲، ص۳۹۶).

سومین تذکار دینکرد از فرگرد ۲۱، بغ نسک برداشته شده است که در آغاز به نظر وست [دختری را به ازدواج پدری در می آورد چنان که زنی را به مردی دیگر می دهند] معنی می داد و صراحت بر رسم خوئیتوک دس به معنی [ازدواج با محارم] می کرد (همان منبع، ص۳۹۷). اما در ترجمه خود دینکرد متوجه شد که معنی این فقره با ازدواج رابطه ای ندارد و آن را چنین ترجمه کرد:

[وی دخترش را از راه دختری به ضمانت پدرانة شخصی می سپارد که وی آن دختر را احترامِ به پدر می آموزد.] (متون پهلوی، ج۴، ص۳۸۲).

این مطلب را بسیاری از محققان در نیافته اند و بر ترجمه اولی وست تکیه کرده اند و به راه اشتباه افتاده اند.

به غیر از این موارد، در ارداویرازنامه آمده است که ارداویراز هر هفت خواهر خود را به زنی داشت و در معراج خود کسانی را دید که عمل خوئیتوک دس کرده بودند و مقام عالی روحانی یافته بودند (متن پهلوی و ترجمه های متعدد از آن در دویست سال گذشته بارها چاپ شده است. مطالب اصلی آن را وست در متون پهلوی، ج۲، ص۳۹۷ و ۳۹۸ آورد و این موضوع جالب را هم افزود: مگر این بیشتر تعجب آور است از داستان زنی که پشت سر هم با هفت برادر ازدواج کرد و در انجیل مارک- دوازده، آیات ۲۰ تا ۲۲- و لوقا- بیست، آیات ۲۹ تا ۳۲- از آن یاد کرده اند؟ به هر تقدیر داستان معراج ارداویراز از رایجترین و مقبولترین قصه های زرتشتی است و به زبانهای بسیاری ترجمه و حداقل چهار بار به فارسی برگردانیده شده است. ترجمه قدیمی آن به شعر هم موجود است که دستور کیخسرو جاماسپجی جاماسپ آسا در بمبئی به همراه متن پهلوی و ترجمه گجراتی در ۱۹۰۲ چاپ کرد. اما در این ترجمه از خوئیتوک دس به معنی زناشویی با اقوام یاد شده است). همچنین در مینوی خرد می خوانیم که خوئیتوک دس از جمله کارهای بسیار ستوده است (وست، متون پهلوی، ج۲، ص۳۹۸ و بعد). و در بهمن یشت می خوانیم که حتی در دوره پر آشوب تسلط بیگانگان هم [مرد راستین سنت دینی خوئیتوک دس را در خاندان خود پایدار می دارد.] (همان منبع، ص۳۹۹). در فصل ۱۹۵ کتاب سوم دینکرد آمده است که خوئیتوک دس گناهان را پاک می کند و تیرگی را می زداید (همان منبع، ص۴۱۰ و بعد). و در فصل ۲۸۷ همان کتاب مزایای حسنه چنان عملی شرح داده شده است (همان منبع، ص۴۱۱). در فصلی از کتاب ششم دینکرد از قول روحانیان باستانی آمده است که خوئیتوک دس چون رعایت نشود تاریکی افزون گردد (همانجا). در هفتمین کتاب دینکرد از اوستا نقل می کند که مَشی یه و مشی یانه (زن و مرد نخستین که نامشان را به صورتهای مختلف نوشته اند.) که به اراده اهورمزدا از تخمه گیومرت به بار آمده بودند (همان منبع، ص۴۱۱ و ۴۱۲) طاعات خوب انجام دادند و من جمله خوئیتوک دس کردند و به ازدیاد نسل پرداختند. در همان کتاب از قول زرتشت می آورد که از میان کارهای نیک خوئیتوک دس از همه بیشتر زداینده تاریکی و اهریمنی است و باید با تشریفات و به دست روحانیان بزرگ انجام پذیرد (همان منبع، ص۴۱۲ و بعد) و وقتی خود زرتشت چنان امری را توصیه می کرد بسیاری بر آشفتند و بر او تاختند و توصیه اینکه بهترین نوع آن میان [پدر و دختر، و پسر و آن که او را زاده است، و خواهر و برادر است] را مردود شمردند (خواننده دقیقا توجه کند به این اعتراض بهدینان بر ضد فتوایی ناپذیرفتنی). در اینجا هم خوئیتوک دس دقیقا معنی [ازدواج با محارم] را دارد و جای بحث در آن نیست، فقط باید توجه کرد که: دینکرد آن را به صورت سنتی که [در زمان باستان آورده اند] بیان می کند نه به صورت طاعتی مرسوم. در دادستان دینیک (فصل ۳۷، بند ۸۲؛ فصل ۶۴، بند ۶؛ فصل ۶۵، بند ۲؛ فصل ۷۷، بند ۴ و ۵) به ازدواج مشی یه و مشی یانه از طریق خوئیتوک دس (برادر و خواهر) اشاره شده است (وست، متون پهلوی، ج۲، ص۴۱۴٫ تفصیل آن را بعد خواهیم دید). و در فصل ۲۷، بند ۶و ۷ و فصل ۲۸، بند ۱۹ آمده است که خوئیتوک دس (به طور کلی) باید تا آخر جهان پایدار ماند چون ترویج آن نزد دیگران مایه بخشایش گرانترین گناهان خواهد بود (همانجا). در کتاب شایست نی شایست می خوانیم که یکی از آباء زرتشتی به نام نَرسِه مهر برزین سه جمله نیک گفته بوده است یکی این که [خوئیتوک دس اعدامی را نجات می تواند داد.] (طبع تاوادیا، ص۱۱۳- فصل هشتم، بند ۱۸-). و در گزیده های زادسپرم آمده است که خوئیتوک دس یکی از سه توصیه زرتشت به پیروان خود بوده است (فصل ۲۳، بند ۱۳- وست، متون پهلوی، پنجم، ص۱۶۶). در دادستان دینیک می خوانیم که ترتیب دادن خوئیتوک دس کاری بسیار نیکوست و از آن است که پیشرفت کامل در این جهان میسر می شود (رک. وست، متون پهلوی، ج۲، ص۴۱۴، برای مراجع). با همه این شواهد اگر دو گواهی بعدی را نداشتیم، باز می توانستیم همه اینها را این گونه تفسیر کنیم که: بسیار خوب، خوئیتوک دس، به معنی ازدواج با خویشاوندان هم که باشد، عملی بسیار ستوده است و برای پایداری جامعه ایرانی بسیار اساسی. اما با دو شاهدی که خواهیم آورد، هیچ شکی نمی ماند که مقصود جامع دینکرد سوم و هیمیت اَشَه وهیشتان (یعنی امید پسر اشو وهشت) از اصطلاح خوئیتوک دس [ازدواج با محارم] می بوده است. اینک شاهد اول از کتاب دینکرد سوم، بند ۸۲ (به نقل از وست، متون پهلوی، ج۲، ص۳۹۹ تا ۴۱۰) : در اینجا یکی از موبدان با خاخامی یهودی درباره محسنات خوئیتوک دس جدل می کند (در ترجمه دستور پشوتن سنجانا این فصل را بند ۸۰ نوشته، و ترجمه او با ترجمه وست نمی خواند.) (بسنجید با یادداشت وست، همان منبع، ص۳۹۹، حاشیه ۴، و توضیح نیبرگ، راهنمای پهلوی، ج۲، ص۲۴۴). ترجمه های دیگری هم از این فصل کرده اند (مثلا ترجمه دمناس، de Menasce، در کتاب سوم دینکرد، ص۸۵ و بعد. سعید نفیسی- منبع یاد شده در پانوشت ۱۹- هم این فصل را به صورت گلچین و مخدوش آورده است).

ما از وست پیروی می کنیم (ولی از زواید چشم می پوشیم): اندرحمله سختی که یک یهودی به مغی کرد به واسطه رسم خوئیتوک دس، و پاسخی که آن روحانی از روی منابع دینی مزدایی به وی داد.

بدان که… خوئیتوک دس همیاری و کمک مشترک مردم به یکدیگر است. خوئیتوک دس نامی است که [از خود دادن] (خویش دهشنه) می باشد، و مقام (گاه) آن در این است که رابطه ای بسیار استوار میان نژاد خویش و همنوعان خود از راه نگهداری و پایدار کردن نفوذ مقدسات به بار می آورد که طبق اسناد عبارت است از پیوند میان مردان و زنان از میان نژاد خویش و به منظور آمادگی و پیوستن به رستاخیز عالم. آن پیوند اتحاد، اگر بخواهیم بسیار روشنتر بگوییم، میان تعداد بیشماری از نژادهای خویشاوند انجام می گیرد یا به صورت پیوند با خویشان (نبانزدیشتانو) و در میان خویشان، و یا با خویشان نزدیک (نزدپدوندانو). و در نظر من از همه کاملتر پیوند سه گروه خویشان نزدیکتر (نزدپدونتر) است یعنی پدر و دختر، و پسر و بوردارِ (زاینده) (به جای مادر آمده است و امروز در اصطلاح باردار یعنی آبستن مانده است) او، و برادر و خواهر.

(در اینجا موبد برای توضیح مطلب سخنان موبد بزرگی را نقل می کند که داستان آفرینش و آدم نخستین را شامل است: آفریدگار، سازنده همه چیز و همه کس است و زمین- اسپندارمذ- ساخته اوست و چون بالطبع مؤنث است دختر او محسوب می شود و از او ، زنده میرای گویا، (گیومرتن) را آفرید که از تخمه او همه مردم تا روز رستاخیز بار می آیند.)

بدین سان است که چون یاری (آفریدگار که) پدر (است) از دختر (اسپندارمذ) فرزندی بار آورده است، این را می گویند خوئیتوک دس. باز در اسناد دینی آمده است که چون گیومرت از جهان می رفت، منی او بر روی زمین، یعنی اسپندارمذ، که مادر خود او محسوب می شد، افتاد و از پیوند آن دو، مشی یه و مشی یانه چنان که طبیعت آفریدگان است به آرزوی زاد و ولد افتادند و با هم جفت آمدند، این را خوئیتوک دس برادر و خواهر گویند. و بسیاری جفتهای دیگر از آنان به بار آمدند و هر جفتی همواره زن و مرد شدند، و همه مردمانی که تا کنون بوده اند، و اکنون هستند و در آینده خواهند بود، همه زاده خوئیتوک دس اند. از اینجاست که آن را قانون توصیه می کند، و هر جا آن انجام می شود نتیجه اش ازدیاد نسل آنجاست. و می گویم که دیوان دشمنان مردم اند و نابودیشان را خواستن از طریق خوئیتوک دس به ثمر می رسد (چه این کار مایه آبادانی و تندرستی و افزونی است و دیوان را تنگی و خواری و ناتوانی می آورد.) و می گویم هر چه فرزندان از نظر تخمه و نژاد به اصل خود نزدیکتر باشند خوش اندامی و تناوری و خردمندی و خوش اخلاقی و آزرم داری و برتری هنرها و تواناییها و دیگر خصایص در آنها بیشتر است و از آنها بیشتر سهم می برند و رضایت بیشتر دارند (در اینجا موبد از ازدواجهای ناهمگون به اکراه یاد می کند و آن را چون جفت شدن سگ با گرگ و اسپ با خر می داند که نتیجه ای ناخوشایند به بار می آورد).

و این است سودِ پاک نگهداری نژاد . می گویم که سه گونه محبت بر خواهر و برادر از آنچه که از آنان به بار خواهد آمد، می رسد. یکی وقتی که فرزند، زاده برادر و برادر باشد؛ یکی وقتی که فرزند، زاده برادر و خواهر باشد، و یکی وقتی که فرزند، زاده خواهر و خواهر باشد (که در هر سه این موارد، فرزندان محبت از دو سو می برند و هنرها از دو طرف می گیرند.) (این است معنی اصلی خوئیتوک دس. بقیه مطالب ساخته افسانه پردازان است). و هم بدین گونه است وضعیت آنان که از پدر و دختر زاده شده اند و یا از پسر و مادر… و او که فرزند فرزند خود را می بیند، شادمان می شود حتی اگر که آن زاده، از تخمه کسی باشد که از نژاد دیگر و از کشور دیگر باشد. و این هم مایه شادی و خرمی است که مردی می بیند پسری که از دختر خود آورده است، برادر همان مادر هم می شود و او که از پیوند پسری با مادرش به بار آمده، برادر پدر خود هم می شود. سود این کارها بیشتر از زیانشان است و اگر کسی بگوید که چنین کاری اهریمنانه است (خواننده به اعتراض علیه فتوای خشک توجه کند!)، باید گوشزد کردکه اگر زنی در شرمگاهش بیماری ای رخنه کند آیا بهتر نیست که برادرش یا پدرش یا فرزندش بدو دست زنند تا غریبه ها؟ (و آیا این بهتر از آن نیست میان پارسی مردی و رومی زنی با کوس و نقاره عروسی راه اندازند؟ آیا در خانه ماندن و با خویش خود ساختن مناعت و از خودگذشتگی نمی آورد؟ آیا از بیرون همسر ستاندن هزار آرزو و بویه و هوسهای دنیایی به دنبال ندارند؟ آیا با غریبه بودن، دروغ و تقلب را افزون نمی کند و هوسرانیهای بیرون از خانه پیش نمی آید؟ آیا طلاق و دعواهای خانوادگی در میان زن و مرد غریبه به میان نمی آید؟ آیا در مقابل، زناشوییهای خانوادگی اشتراک مساعی و دلجوییهای دایم و مهرورزیهای بی پایان نمی آورد؟) و اگر با همه اینها که گفتم باز کسی بگوید که این کار یک تباهی ننگین است (باز دلیل دیگری که مردم از فتواهای ناپذیرفتنی رویگردان بوده اند)، باید بگویم که (تباهی و بی عاری به خودی خود وجود ندارد و استعاری است) مثلا ما و شما کسی را که برهنه در اجتماع آید دشمن می داریم و ننگین می شماریم اما آنان که برهنه می زیند، او را خوش اندام و زیبا می شمارند. مگر نه این است که گروهی بینی کوفته را مایه زیبایی رخسار می دانند و عده ای بینی بلند و عقابی را مایه فخر و نیکرویی؟ (همان مطلبی که در شعر: تو مو می بینی و من پیچش مو، تو ابرو من اشارتهای ابرو، می یایبیم) از این گذشته، زیبایی و خوشگلی با تغییر زمان فرق می کند. زمانی بود که هر کسی سرش را می تراشید گناهی مرتکب می شد که شایسته مرگ بود. در آن زمان مرسوم مملکت نبود که مردم سر بتراشند (بسنجید با نفرین، الهی سرت را بتراشند، که در شیراز هنوز برای آرزوی خجالت زده شدن بدخواهی می گویند)، ولی امروز حکیمی را می شناسم که ستردن موی سرش را حسن می داند و حتی کاری نیکو می شمارد… برای ما آن کار نیک (خوئیتوک دس) توصیه الهی است، نگهدارنده نژاد است و مایه کامل بودن خاندان… زیانش کم است و سودش فراوان… و همه نیاکان و پدران ما بر آن رفته اند و سود دیده اند… و اگر کسی بگوید که قانون در مورد آن رسم بعد ها گفته است: [آن را به کار نگیرید] (دلیل دیگری که قانون رسمی هم چنان کارهایی را ممنوع کرده بوده است)، هر که از چنان قانونی آگاه است، گو بپذیر، ما که نیستیم، ولی هر آگاهی می داند که همه آگاهیها از خوئیتوک دس برخاسته است زیرا که دانش ما از پیوند دو جزء می آید یکی دانش ذاتی و یکی دانش آموختنی، و معلوم است که دانش ذاتی مؤنث است و دانش آموختنی مذکر، و چون هر دو آفریده آفریدگارند پس خواهر و برادرند؛ و هر چیز دیگری که کامل است هم از پیوند اجزاء کامل به بار آمده است، چون آب که ماده است و آتش که نر است و این دو را خواهر و برادر می شمارند (که گرچه با هم نمی پیوندند ولی در تن آدمی به یکسان با هم جوش می خورند، چنانکه اگر در مغز آب زیادتر باشد می پوسد و اگر آتش زیادتر باشد می سوزد).

این بود طولانی ترین و استوارترین گواه کتبی زرتشتی برای رسم [ازدواج با محارم]. خواننده خود می تواند به روشنی در یابد که این دفاع پر آب و تاب برای این لازم شده که همان زمان هم این رسم شدیدا مورد حمله بوده است، و فقط چند روحانی آن را تجویز و عده کمی از مردم از آن پیروی می کرده اند (لازم به یاد آوری است که چنین موردهایی را نیز در جامعه کنونی داریم که عده ای از روحانیان مسائلی چون صیغه و ازدواج موقت را مطرح می کنند ولی مورد پسند و قبول اکثریت مردم نیست جز عده اندکی). به راستی در این تفسیر دور و دراز مطالب متناقض درهم آمیخته است و تشخیص آنها به سادگی ممکن نیست و برای همین عده زیادی که مطالب را سرسری خوانده اند گول بعضی از جملات را خورده اند و کل قضیه را به صورت انتساب عام وانمود کرده اند (مثلا سعید نفیسی، دمناس، فرای، بوچی، دوشن گیمن و کریستن سن. حتی خدابیامرز منصور شکی هم در مقاله، حقوق خانواده در ایران باستان، دانشنامه ایرانی،ج۹، ص۱۸۴، به همین توهم دچار شده و نوشته است: ازدواج با محارم، که اصلا میان نجبای بسیاری از ملل رواج داشت، بعد ها در کلیه سطوح جامعه ایرانی چه بالا و چه پایین به طور عام انجام می شد. بسیاری از پادشاهان ایران خواهر و دختر خود را به زنی گرفتند، این گونه گزافه های بی پروا نتیجه ای جز گمراهی خوانندگان ندارد حتی اگر هدف از نوشتن آنها جز دانش دوستی چیز دیگری نباشد !).

در قانون نامه رسمی دوره ساسانی کتاب هزار دواریها (ماتیگانِ هزار داتِستان) (طبع و ترجمه آناهیت پریخانیان؛ پیشتر مطالب این کتاب را درباره چنین مقرراتی منصور شکی در مقاله زناشویی ساسانی آورده بود.) آمده است که اگر پدری ارثیه دختری را به دخترش داد و بعد او را به زنی گرفت پس از مرگش آن زن ازسهمیه ارث همسری نیز برخوردار می شود (بخش یکم، فصل ۴۴، سطرهای ۸ تا ۱۲) (ترجمه پریخانیان، ص۱۱۹؛ شکی، زناشویی ساسانی، ص ۳۳۵ و ۳۳۶). و باز آمده است: اگر پدری دخترش را به زنی کرد پس از مردنش او فقط ارث همسری می برد (و نه ارث مضاعف) (همانجا، سطرهای ۱۳ تا ۱۶) (همان مقاله، ص۳۳۶). در همان کتاب (بخش دوم، فصل ۱۸، سطرهای ۷تا ۱۲) این گونه آمده است که اگر مردی تعهد کرد که این ملک (یا مال) ده سال دیگر به پسر من می رسد به شرطی که با دخترم ازدواج کند، ده سال بعد باید ملک را به پسر بسپارد، و اگر ازدواج آن دو زودتر انجام شده، تعویض مالکیت هم می تواند زودتر انجام شود، ولی اگر پسر از ازدواج سر باز زد، تعلق آن ملک (یا مال) بدو نباید صورت پذیرد (همانجا).

این موارد از یک کتاب قانون نامه رسمی، جای چون و چرا باقی نمی گذارد. همین طور است مواردی که در روایات موبد بزرگ زرتشتی همیت (اِمید) پسر اشو وهشت مذکور است (این موارد را پیشتر دمناس ترجمه و تفسیر کرده بود. اما خود کتاب را نزهت صفائی اصفهانی در ۱۹۸۰ در کمبریج (ماساچوست) چاپ کرد. شکی هم در مقاله زناشویی ساسانی از آن بهره گرفته بود). یکی از پرسشها در پاسخ به این مسئله است که در مورد پسری که تعهد به ازدواج با خواهرش کرده است یا توصیه پدر و مادر را برای آن کار پذیرفته اما از انجامش سر باز زده است چه باید کرد؟ (پرسش ۲۲- اصفهانی، ص ۱۵۵ تا ۱۵۸). پرسشی دیگر مربوط است به اینکه اگر مردی خواهر یا مادرش را به زنی کرد با این که امیدی برای بارگرفتنشان نبود آیا ثواب خوئیتوک دس شاملشان می شود یا نه؟ و پاسخ این است که بلی می شود (پرسش ۲۸- اصفهانی، ص۱۹۳ تا ۱۹۶). پرسش دیگر مربوط است به اینکه اگر کسی خوئیتوک دس کرد ولی بعد بر اثر پیری یا بیماری از عهده انجام وظایف بر نیامد چه باید کرد؟ (پرسش ۳۰- اصفهانی، ص۲۰۳ تا ۲۰۶). این موارد، و مواردی که شکستن پیمان خوئیتوک دس را گناه می داند، ثابت می کند که در نظر این مفسران آخر دوره ساسانی، ازدواج با محارم حسن بوده است (بسنجید با داوری وست، متون پهلوی، ج۲، ص۴۱۰).

حتی بعد از سقوط ساسانیان هم علمایی بوده اند که از خوئیتوک دس [ازدواج با محارم] را می فهمیده اند و از آن به شدت دفاع می کرده اند در حالی که عده ای دیگر با آن آشکارا مخالفت داشته اند. مشروحترین این مرافعه ها در کتابی از روایات (یا فتواها) آمده است که نسخه خطی آن از سده شانزدهم میلادی است، اما دستورات طرح شده در آن تعلق به خیلی پیشتر دارد (همان منبع، ص۴۱۴ و بعد). وست خلاصه ای از آن به دست داده است که ما لب مطالبش را می آوریم (در اینجا هم از برای تاکید مطالب مهم، بعضی جملات را با حروف درشت تر می آوریم) :

بهترین کاری که یک کافر می تواند بکند در آمدن به دین بهی است (یکی از بهترین دلیلهایی که پذیرفتن افراد نازرتشتی در جامعه بهدینان هنوز مرسوم و مقبول بوده است.) و بهترین کاری که یک بهدین می تواند بکند شکستن دیوان از راه خوئیتوک دس است. خود اهورمزدا نیز چنان کرده بود زیرا زمانی که زرتشت به پیشگاه او رسید و امشاسپندان را نزد او دید، اسپندارمذ را دید که دستی به گردن او داشت و چون دلیل پرسید، اهورمزدا پاسخ داد: [این اسپندارمذ است که دختر من و کدبانوی جهان آسمانی من است و مادر موجودات]. زرتشت گفت: [وقتی در دنیا این چیزها را می گویند، خیلی آشفتگی بر می انگیزد. چگونه است که تو، ای اهورمزدا، خودت هم در این باره همانها را می گویی؟] اهورمزدا پاسخ داد: [ای زرتشت: این خود می بایستی برای مردم نیکوترین نعمتها بنماید! باری وقتی نخستین آفریدگانم مشی یه و مشی یانه آن را انجام دادند، شما نیز می بایست آن را انجام دهید! زیرا اگر چه مردمان از چنان رسمی روی گردانیده اند، نمی بایست، روی گردانند (چه خوشبختیها همه در نزدیکی و هم خونی است و همه بلایا بر سر مردمان از آنجا می آید که مردان غریب می آیند و زنان (بهدین) را می گیرند) (و همواره دختران ما را از راه به در می برند) (اشاره است به فرود زرتشتیان در میان جماعتهای مسلمان و یا مسیحی، آن چنان که مثلا در سیره شیخ ابو اسحق کازرونی می بینیم که از خانواده های زرتشتی برخاست و در سده چهارم بیشتر مردم کازرون را با کوششهایی خیره کننده مسلمان کرد.) (و ثواب خوئیتوک دس چنان است که جادوگر را هم از اعدام نجات می بخشد).

[در یکی از گفته های دینی آمده است که اهورمزدا چهار کار نیکو به زرتشت توصیه کرد... چهارم خوئیتوک دس با او که وی را زاده است، یا با دختری یا با خواهری... زمانی که سوشیانس پدید آید، همه مردمان خوئیتوک دس می کنند و همه دیوان از معجزه خوئیتوک دس نابود می شوند.] در توضیح مطلب آمده است که انواع یاد شده خوئیتوک دس شامل برادران و خواهران ناتنی و یا دختران نامشروع هم می شود (وست، متون پهلوی، ج۲، ص۴۱۷). و باز ضمن قصه ای دراز و ساده لوحانه اعتراف می شود که جمشید چون مست بود با خواهر خود خوابید، ولی بلافاصله نیکوییهای خوئیتوک دس با عالیترین اوصافی بازگو و ثواب آن بهشت خرم باشد، وعده داده شده است و در عوض دوزخ به کسی وعده گشته است که دیگران را از خوئیتوک دس باز می دارد، زیرا [آنچه دیگران گناهی شنیع می دانند در قانون ما طاعتی مزدایی است] (همان منبع، ص۴۱۷ تا ۴۲۶٫ باز اینجا هم گواه اعتراض مردم به فتوایی ناپذیرفتنی هستیم).

[این هم در دین آمده است که: زرتشت به اهورمزدا چنین گفت: به نظر من این کاری است ناخوب (وَدو) که می کنند؛ و خیلی شک برانگیز است که من باید خوئیتوک دس انجام دهم چنانکه گفتی در میان انسانها کاملا رایج است، (اهورمزدا پاسخ می دهد که این کار مایه تکامل همه چیز و لازم است.) ].

هیچ یک از شواهد ما این گونه صریح حقیقت را بیان نکرده است: مردم به هیچ روی به فتوای روحانی خشک مغزی که چنان کاری را روا می دانسته است، اعتنایی نداشته اند، و همانطوری که وست متذکر شده است، استناد او به این روایت و آن سند دینی بیهوده است چون که هیچ کدام از مآخذ ادعایی او درست نیست (این داوری وست است: همان منبع، ص۴۱۹ و بعد، و ص۴۲۷ و بعد).

به همین دلیل در روایات پارسی، که در سده هفدهم نسخه برداری شده است، خوئیتوک دس اصلا معنی ازدواج با محارم نمی دهد، بلکه موبدان ایرانی در فتواهایی که برای زرتشتیان هند نوشته اند، خوئیتوک دس را عملی پر ثواب دانسته اند اما آن را [پیوند میان عموزادگان و خاله زادگان] معنی کرده اند. و در پاسخ سوالی که روابط خانوادگی در خوئیتوک دس چگونه است، گفته اند: پیوند میان زادگان برادران و خواهران با هم بسیار خوب است. به عبارت دیگر، خوئیتوک دس به معنی زناشویی خویشاوندان با هم است و بس (همان منبع، ص۴۲۷ تا ۴۳۰).

شواهد تمثیلی و افسانه ای

یک دسته از شواهد کتبی ما درباره خوئیتوک دس عبارت است از مواردی که برای ازدواج با محارم در میان ایزدان و یا موجودات و افراد افسانه ای آورده اند و هدف از ذکر آنها اثبات جایز بودن چنان ازدواجهایی در میان انسانها بوده است. تعداد این گواهیها در مقایسه با شواهد کلی بسیار کم و آنچه به نظر ما رسیده به شرح زیر است:

در تفسیری از یسنا که در دوره خسرو انوشه روان نوشته اند، آمده است که اورمزد با دختر خود اسپندارمذ خوئیت ودثه (پهلوی: خوئیتوک دس) کرد. گیومرتن (گیومرت) از این زناشویی زاد و خود با اسپندارمذ جفت آمد و نخستین مرد (مشی یه، مرتیه، مرد) و نخستین زن (مشی یانه، مرتیانه) از آنها به بار آمدند و از ازدواج آن دو مردمان پدیدار شدند (همان منبع، ص ۳۹۱). در یک کتیبه آرامی از دوره هخامنشی [دین مزدیسنی] به بانویی تشبیه شده است که هم خواهر و هم همسر بعل (معادل اورمزد) است (بویس، تاریخ دین زرتشتی، ج۲، ص۲۷۵، با مراجع)، و در داستان سه موعود زرتشتی هم اثر چنین ازدواجی را باز جسته اند (همان منبع، ج۱، ص۲۸۵). همچنین آورده اند که جمشید با خواهر همزادش زناشویی کرد و فریدون با دختر خود؛ و منوچهر از زناشویی خواهر و برادری به بار آمد (این داستان جمشید در وداها هم آمده است و بنابراین بسیار قدیمی است. به علاوه کلیه این مطالب در تاریخهای اسلامی مثل طبری، مسعودی و مقدیسی هم آمده است). و ارداویراز (که در سنت از احیا کنندگان دین مزدیسنی است) هفت خواهر خود را به زنی داشت و در معراج خود، در آسمان دوم روان کسانی را دید که خوئیتوک دس کرده بودند و کامرانی جاودانی یافته بودند. باز در یادگار زریران (که اصلا به شعر و از دوره اشکانی بوده است) آمده است (گشتاسپ می گوید، هوتس، که مرا خواهر و زن است. یادگار زریران، تدوین و ترجمه بیژن غیبی، بیلفلد آلمان، ۱۹۹۹ ص ۲۲) که گشتاسپ همسر خواهر خود هئوتسا (خوتوس) بود. در شاهنامه و کتب دیگر آمده است که همای دختر بهمن زن او شد و داراب را از او زاد (بهمن پسری داشت ساسان نام و :

دگر دختری داشت نامش همای هنرمند و با دانش و نیک رای

همی خواندندی ورا چهر زاد ز گیتی به دیدار او بود شاد

پدر در پذیرفتنش از نیکوی بدان دین که خوانی همی پهلوی

همای دل افروز تابنده ماه چنان بد که آبستن آمد ز شاه…

به بیماری اندر بمرد اردشیر(بهمن) همی بود بی کار تاج و سریر

همای آمد و تاج بر سر نهاد یکی راه و آیین دیگر نهاد…

نهانی پسر زاد و با کس نگفت همی داشت آن نیکویی در نهفت

(شاهنامه، ج۶، ص۳۵۱ تا ۳۵۵- چاپ مطلق، ج۵، ص۴۸۳ تا ۴۸۸-).

یک جا در شاهنامه داریم (شاهنامه، ج۶، ص۱۲۰، بیت ۷۹۴ و ۷۹۵- چاپ مطلق، ج۵ ، ص۱۵۰، بیت ۸۰۰ و ۸۰۱- گشتاسپ پس از بازگشتن از رزم ارجاسپ به فیروزی:

چو شاه جهان باز شد باز جای به پور مهین داد فرخ همای

(عجم را چنین بود آئین و داد!) سپه را به بستور فرخنده داد

در نسخ شاهنامه مصرعهای بیت دوم را پس و پیش کرده اند. صورت کنونی از ماست. متن بُنداری تصحیح ما را تایید می کند: و زوج ابنته همای من ابنه اسفندیار علی المله الفهلویه، که نشان می دهد مسئله ازدواج همای و اسفندیار است که- رسم عجم- بوده، نه دادن سپاه به بستور!) که همای خواهر اسفندیار و همسر او بود (مسلم است که مآخذ اصلی- ازدواج همای با خویشاوندش- را داشته است و از آن یکی ازدواج همای با گشتاسپ را دریافته است، دیگری با اسفندیار و سومی با بهمن. این چنین است که افسانه ای مایه افسانه های دیگر می شود).

داستان ویس که همسر برادرش ویرو بود ولی به رامین عشق می ورزید بسیار مشهور است (اصل این داستان هم به زمان اشکانیان باز می گردد- رک. مینورسکی، ویس و رامین: داستانی اشکانی- برای نص موضوع رک. بالاتر، پانوشت). و قصه سودابه زن کیکاوس که بر ناپسری خود سیاوش عاشق شد و برای فریفتن او خواهرانش را به وی پیشکش کرد (شاهنامه، ج۳، ص۱۴ و بعد. چاپ مطلق، ج۲، ص۲۱۱ و بعد). همه جا رایج است.

از آنجا که اینها همه موارد افسانه ای است، به هیچ یک اعتمادی نمی توان کرد، فقط می توان گفت که در اندیشه مردمان چنین ازدواجهایی مبنایی داشته است و آن قیاس با شواهد واقعی تاریخی می بوده است.

۳٫ موارد معین تاریخی

من سرتاسر تاریخ ایران را بارها زیر و رو کرده ام و حدود پنجهزار سند یونانی و رومی و سریانی و چینی و عربی و فارسی و پهلوی و اوستایی و فارسی باستان را نقطه به نقطه خوانده ام و از میان آنها فقط پانزده مورد معین تاریخی یافته ام که شخصی به ازدواج با محارم روی آورده است. هشت تای آن به دوره هخامنشی تعلق دارد، سه تا به دوره اشکانی و چهار تا به دوره ساسانی. در اینجا این موارد را می آورم و بعد به مطلب دیگر یعنی توضیح علل چنین ازدواجهایی و نتایج حاصل از چند سوء تعبیر می پردازم. به گفته هرودت کمبوجیه بر خلاف قوانین پارسی با دو خواهر خود پیمان زناشویی بست (یکی هئوتسا و دیگری که نامش را نبرده است)(کتزیاس که این داستان را به اشاره آورده است نام او را رکسانا- رئوخشنه – یا روشنک آورده است: شهبازی، کورش بزرگ، ص۳۲۵، یادداشت ۱۹). و داریوش بزرگ فرَتَه گونَه دختر برادر خود اَرتانَه را به زنی گرفت (هرودت، تاریخ، ج۷، بند ۲۲۴). به ادعای کتزیاس داریوش دوم خواهر خود پروشات را به زنی داشت (کتزیاس، پرسیکا، گزیده ۱۵- الف. یاکوبی، ص ۴۹۶). و به گفته پلوتارخ اردشیر دوم با دو دختر خود زناشویی کرد (زندگانی اردشیر، بند ۲۷). همچنین گفته اند که تری تخمه از سرداران پارسی با خواهر خود رئوخشنه (روشنک) زناشویی کرد (کتزیاس، پرسیکا، گزیده ۵۵٫ یاکوبی ص۴۷۱). و اردشیر سوم با خواهر خود هئوتسا (پلوتارخ، زندگانی اردشیر، بند ۲۶). و سرانجام این که داریوش سوم (کلیه مآخذ درباره او را در کتاب برو، Berve، زیر شماره ۷۲۱ خواهید یافت) همسر خواهر خود استاتیرا (بعضی از مورخان حتی خود داریوش را هم زاده ازدواج خواهر و برادر می دانند: برو، شماره ۷۱۱) بود و یکی از سرداران او مادر خود را به زنی داشت (کنتوس کرتیوس، تاریخ اسکندر، ج۸، فصل ۲، بند ۱۹).

برای دوره اشکانی نیز موارد معینی سراغ داده اند. مثلا ادعا کرده اند فرهادک (فرهاد پنجم) پسر فرهاد چهارم و کنیز ایتالیایی او موزا (Musa) با مادر خود ازدواج کرد (منابع در باب موزا در کتاب کاراس- کلاپرُت، ص ۱۵). در یک گزارش نجومی به زبان بابلی و خط میخی مربوط به سال ۲۳۶ تاریخ سلوکی (برابر با ۷۵ ق م) این گونه آمده است (ساکز- هونگر، ص۵۰۷) : [[ نوشته شد] در سال ۱۷۲ از تاریخ اشکانی [ که برابر است با ] ۲۳۶، در عهد ارشک شاه و اسپبرز (Ispubarza) ملکه و خواهر او]، چنانکه گفتی شاه اشکانی خواهر خود را به همسری پذیرفته بوده است. همچنین یک طومار اشکانی به زبان یونانی که در اورامانِ کردستان یافته اند با این جمله آغاز می شود (مینز، طومار اشکانی از اورامان کردستان، ص۲۸ و ۳۱) : [در عهد فرمانروایی شاه شاهان، ارشک، نیکوکار، دادگر، نامدار و یونان دوست، و [ آنِ ] ملکه، سیاکَه (Siace)، که هم همسرش است و هم خواهرش از سوی پدر، و آریازاته (Aryazate)… دختر پادشاه بزرگ تیگران که نیز همسرش است، و آزاته (Azate)، همسر [ شاه] و خواهر او از سوی پدر، در سال ۲۲۵ در ماه اپلئیوس (Apellaeus)… این سند در پیش گواهان نوشته آمد.] در اینجا چنان می نماید که پادشاه اشکانی سه زن داشته است که دو تای آنها خواهران او بوده اند (این تعبیر عمومی است و از همان زمان چاپ مقاله مینز پذیرفته شده است).

از دوره ساسانی موارد معدودی داریم. در کتیبه سه زبانه شاپور یکم بر دیوار بنای هخامنشی در نقش رستم (که به غلط به کعبه زرتشت مشهور شده است) آمده است که شاپور برای عده ای آمرزش خواست و به گروهی خیریه بخشید. در میان آنان از [دینَک، ملکه ملکه ها] یاد شده است که [خواهر شاه اردشیر] بود، و از [دخترمان ملکه ملکه ها آدُر اناهید] سخن رفته است. این تعاریف باعث شد که عده ای دینک را خواهر و همسر اردشیر بدانند و آدر اناهید را دختر و همسر شاپور (من جمله ماری لوئیز شومان در مقاله در باب چند زن نامبرده شده در کتیبه سه زبانی شاپور یکم بر کعبه زرتشت، و هینتس، در کتاب یافته ها و پژوهشهایی از ایران کهن، ص ۱۲۴ و بعد). اما چنان که ماریق، هارماتا و ژینو نشان داده اند این انتسابها از مقوله خیالپردازی است (رک. آدر اناهید، به قلم فیلیپ ژینو در دانشنامه ایرانی، ج۱، ص۴۷۲). همچنین گفته اند بهرام چوبینه با خواهر خود گردیه ازدواج کرد اما آن هم ممکن است ناشی از سوءتفاهم باشد (طبری، تاریخ، ج۱، ص۹۹۸: و کانت لبهرام اخت یقال لها کردیه من اتم النساء و اکملهن و کان تزوجها… این مطلب در منابع دیگر نیامده است و به نظر ما این ازدواج از سوءتفاهم یک راوی پیدا شده. یکی از سرداران ایران در زمان هرمزد چهارم بهرام پسر سیاوش [ بهرام سیاوشان ] بود که به همراه بهرام چوبینه به جنگ با [ ترکان ] [ هیاطله ] فرستاده شد [ شاهنامه، چاپ مسکو، هشتم، ص۳۶۹ ] و به همراه او هم بشورید [ همان، ص ۴۰۷ تا ۴۱۳ ] و بعد از جلوس بهرام به دنبال خسرو رفت اما از خال او بندوی فریب خورد و خسرو به روم گریخت و خود بندوی در جامه او گرفتار شد. بعدها همین بهرام سیاوشان از ماجرا بو برد و قضیه را به بهرام چوبینه گفت و او هم بهرام سیاوشان را با تدبیری ماهرانه کشت [ همان، نهم، ۶۳ تا ۶۵ ]. اکنون باید دانست که زن بهرام سیاوشان خواهر بهرام چوبینه بوده است [ نولدکه، تاریخ طبری، ص۲۸۲ یادداشت ۱، به نقل از تاریخ ابن بطریق]. اگر چه نام این خواهر را نبرده اند، اما از همه قراین برمی آید که وی همان گردیه مشهور می بوده است که شاید به همین دلیلِ کشته شدن شوهرش، با بهرام چوبینه ناسازگار [ به دل با برادر چو بیگانه شد: شاهنامه، هشتم، ص ۴۱۷، بیت ۱۶۷۶ ] و بعدها هم زن خسرو پرویز شد. شاید در اصل روایت، چنین آمده بوده است که [ گردیه زنِ بهرام بود ] و در آنجا، سخن از بهرام سیاوشان بوده است نه بهرام چوبینه. بعدها ظاهرا این روایت دست به دست گشته و تحریف شده است).

اما به صراحت نوشته اند مهران گشنسپ از بزرگان دربار خسروپرویز با خواهر خود پیوند زناشویی داشت که پس از قبول دین نصاری، او را طلاق گفت (هُفمان، ص۹۵). و ادعا کرده اند که یزدگرد دوم در هشتمین سال پادشاهی خود [دختر خویش را که به همسری گرفته بود بکشت] (همان منبع، ص ۵۰). و کواذ (قباد) دخترش سامبیکه را به زنی کرد و از او کاوس زاده شد (مارکوارت، ایرانشهر، ص۱۳۰، یادداشت۶ . نیز کریستن سن، ایران در زمان ساسانیان، ص۳۷۷ و بعد؛ بسنجید با پایینتر).

سه: نقد شواهد

(باری دیگر یاد آور شویم که [ انتقاد منابع ] با [ فله ای رد کردن منابع ] فرق می کند. بسیارند نویسندگانی که با جملاتی چون [ بیگانگان که از آداب و رسوم ایرانی بی خبر بوده اند ] و یا [ دشمنان ایران که ما را می خواسته اند خوار کنند ] و یا [ بیگانگان که معانی اصطلاحات اوستایی را نفهمیده اند ] همه منابع را به عنوان [ موارد اتهام ] و [ غرض ورزی ] مردود شمرده اند. اما این گونه ردیات جز استهزا برای ما چیزی به بار نیاورده بوده است. این مقاله نخستین کوشش تحقیقی برای ارزیابی این موضوع است و در نوع خود سابقه ای ندارد ].

هر کس که این شواهد بیگانگان و خودیها را خوب وارَسَد در می یابد که مطالب آنها از سه حال خارج نیست: دسته ای به کلی عاری از حقیقت اند، مانند آنها که [ازدواج با محارم] را رسم شایع می دانند. اگر چنان بود، نسل ایرانی در همان آغاز خراب می شد و فساد اجتماعی از همان دوره هخامنشی ادامه روابط خانوادگی را به هم می ریخت. این گونه شواهد حاصل اتهامات ناشی از نفرت و دشمنی یکی دو نویسنده مشهور است که دیگران به اعتبار آنها و یا به رقابت با آنها گفته هایشان را تکرار کرده اند. مثلا نویسنده ای که در روم و یا مصر می زیسته و از اخلاق و رسوم ایرانیان معاصرش کوچکترین اطلاعی نداشته، سخن مورخی متقدم را حجت می دانسته است و چون زیاد رسم نبوده نام مآخذ خود را ببرند، چنان می نموده است که گفته تکراری او به واقع سخن بکر و تازه و به عبارت دیگر سند مضاعف است.

دسته دوم از شواهد- چه بیگانه و چه ایرانی- مبتنی بر تعبیر چند اصطلاح ایرانی اند که درست شناخته نشده اند و ما در زیر نمونه هایی از آنها را ارائه می دهیم.

دسته سوم از شواهد دروغ پردازی است و ما نمونه های آن را هم خواهیم آورد. اما یک دسته معدود، گواه ازدواجهای با محارم است که به واقع رخ داده است، و در آن موارد هم خواهیم دید که هیچ وجهه خاص ایرانیت در آنها نیست بلکه رسمی است بسیار کم سابقه که حالت بدعتِ آن بر رسمیت آن می چربد.

. ازدواج با محارم در ایران باستان روا نبوده است

این مطلب از سه دلیل واضح می شود:

اولا تاریخ واقعی ایران چنین رسمی را ناروا می دانسته است؛ دوم در چند جا که به صراحت روا بودن آن توصیه شده است، پیداست که آشکارا علیه خواست مردم فتوا داده شده است، و سوم خود واژه حقوقی و رسمی که برای این کار به کار برده شده است، یعنی خوئیت ودثه (خوئیتوک دس) [زناشویی در خود دوده] یا [زناشویی میان خویشاوندان] معنی می دهد، همچنانکه در میان بسیاری از جهانیان هم مرسوم و ستوده است.

شکی نیست که نخستین شاهد تاریخی این چنین ازدواجی، به زنی گرفتن کمبوجیه هخامنشی هر دو خواهرش راست. هر کسی داستان این ازدواج را به دقت بخواند یقین می آورد که خود کمبوجیه آغاز کننده این رسم بوده است و ایرانیان با آن به کلی بیگانه بوده اند و اگر هم کسی دیگر این کار را کرده است، به تقلید از کمبوجیه بوده است. داستان کمبوجیه به نقل از هرودت یونانی که دو نسل بعد از او می زیست، بدین گونه است (هرودت، تاریخ، کتاب سوم، بند۳۱ و بعد. تفسیر آن در شهبازی، کورش بزرگ، ص۴۱۲ تا ۴۱۴) :

پس از کورش بزرگ پسر بزرگ او کمبوجیه به پادشاهی نشست. وی مردی بود خودسر و کینه جو و بسیار سنگدل. اول کاری که کرد این بود که تنها برادر خود بردیه (برزو) را که جوانی دلاور و ستوده بود پنهانی کشت تا مبادا روزی بر او بشورد و پادشاهی را از او بگیرد، بعد هم به خواهر خود هئوتسا دل باخت و بر آن شد که او را به همسری بگیرد. [یک چنین زناشویی برای آزادگان ایرانی پیشینه نداشت]. [کمبوجیه ناچار شد قانون پارسی را بشکند تا بر خواست خود دست یابد]. (لازم است که خوانندگان به این دو جمله دقت کنند). یکی از وظایف پادشاه ایران این بود که در کارهای مهم با [داوران شاهی] و [نژادگان ایرانی] رای زند و از آنان راهنمایی خواهد. [داوران شاهی] هفت تن از آزادگان بودند که برای مشورت دادن به شاه و بازداشتن او از کارهای زیانبار برگزیده می شدند و تا هنگامی که گناهی از آنان سر نزده بود جاه و ارجشان به جای می ماند. کمبوجیه که از دل باختن به خواهر خود نزد ایرانیان شرم داشت [داوران شاهی] را گفت تا نگاه کنند و ببینند که آیا قانونی هست که زناشویی برادری را با خواهر خود روا داند یا نه. داوران که مردانی پاک و ناموس خواه بودند ولی از زود خشمی و تندخویی کمبوجیه آگاهی داشتند خواستند بی آنکه قانون پارسی را به دروغ بیالایند خود را از خشم کمبوجیه دور دارند.

پس بدو چنین گفتند: [قانونهای ایرانی را نیک نگریستیم، هیچ قانونی نیست که زناشویی برادری را با خواهرش روا داند، لیکن قانونی هست که گوید شاه ایرانی در انجام دادن هر چه دلپذیرش آید آزاد است]. چنین بود پاسخ خردمندان و قضات شاهی. و کمبوجیه بی درنگ هئوتسا را به زنی گرفت، اما چندی بعد دومین خواهر خود را که [ نامش رئوخشنه، روشنک بود ] هم به همسری در پذیرفت و بدینسان راه را برای خودسران بعدی تاریخ باز کرد، و همین که این رسم زشتی خود را نزد کسانی مثل او از دست داد، تکرارش بی مانع شد ولی همه آنان فراموش کردند که [هیچ قانون ایرانی] که چنان ازدواجهایی را روا داند، وجود نداشت، و کمبوجیه، که فرهنگ عیلامی گرفته بود، نیز به پیروی از رسمی عیلامی چنین [بدعتی] را گذاشت (برای تقلید کمبوجیه از عادات عیلامیان رک. مقاله اپنهایم، Oppenheim، ص۵۵۷ و ۵۵۸ ، که بر سندی بابلی متکی است که به موجب آن کمبوجیه در معبد نبوی بابل، با لباس عیلامی ظاهر شد و مایه نگرانی و دلچرکی بابلیان گردید. از تاریخ عیلام می دانیم که یکی از ملکه های آنجا با دو برادر خود ازدواج کرد: هینتس، جهان از یاد رفته عیلام، ص۹۱).

کسی که تاریخ ایران را به دقت می خواند به مطالب دیگری بر می خورد که نتیجه بالا را تایید می کند. بیش از یکصد و بیست نویسنده یونانی و رومی و سریانی و یهودی و ارمنی همزمان هخامنشیان و اشکانیان و ساسانیان بوده اند، و از میان آنان چند نفر آداب و رسوم و قوانین ایرانی را به خوبی می شناخته و توصیف کرده اند. این چند نفر عبارتند از هرودت، گزنفن، افلاطون، ارسطو، استرابن، آمیانوس مارسلینوس، پروکوپیوس، نیتوفیلاکتوس، و از میان یهودیان اِستِر و نِحمیا؛ ولی هیچ کدام از آنان نگفته اند که ازدواج با محارم در ایران رسم بوده است (هرودت فقط از داستان کمبوجیه و آن هم به صورتی که دیدیم یاد می کند). اگر چنان رسمی در ایران [شایع] بود، محال بود این نویسندگان از آن بی اطلاع بوده باشند.

از اینها قاطعتر، وضعیت متون زرتشتی است. در گاتاها و اوستای اصیل که اصلا یادی از خوئیت ودثه نیست. در اوستای متأخر و کتب و روایات بعدی هم تا برسیم به آخر دوره ساسانی، هیچ خبری از این که خوئیت ودثه به معنی ازدواج با محارم بوده باشد نمی بینیم. فقط در اواخر دوره ساسانی و اوایل دوره اسلامی شواهد انکار ناپذیر داریم که عده ای چنان ازدواجهایی را ستوده می دانسته اند و عده ای بسیار نکوهیده. وقتی لابه لای روایات دقت می کنیم خوب می بینیم که آن گروه که [خوئیت ودثه] را به معنی [ازدواج با محارم] گرفته اند معدودی روحانی بوده اند که می ترسیدند زرتشتیان با ازدواج با خارجیان به نابودی بگرایند. در آخر دوره ساسانی در نقاطی از ایران مسیحیت و مانویت به قدری رایج شده بود که جامعه های کوچک زرتشتی در جایهای دور افتاده در معرض اضمحلال بودند و خطر ازدواج با بیگانه به اندازه ای موبدان را ترسانیده بود که در آن دوره معنی [ازدواج با محارم] را برای خوئیت ودثه تراشیدند و آن را بر ازدواجهای خیالی اهورمزدا با اسپندارمذ و مشی یه با خواهرش و جز ان استوار کرده اند. وقتی هم اسلام در رسید موضوع حادتر شد و [نگهداری خون و تخمه و نژاد] بر همه چیز برتری گرفت و موبدانی چند به رغم اعتراض شدید مردم (چنان که در شواهد بالا دیدیم) [ازدواج با محارم] را توصیه ای الهی قلمداد کردند تا از نابود شدن گروههای کوچک زرتشتی در اینجا و آنجا جلوگیری کنند (به همین دلیل است که جمله: من به دین مزداپرستی سوگند پیروی می خورم، که حملات را باز می دارد، که اسلحه را بیکار می دارد، که خوئیت ودثه را بر پا می دارد، در سوگند تعهد دینی [ فرورانی ] زرتشتی [ برای آن رک. بویس، تاریخ دین زرتشتی، ج۱، ص ۲۵۳ و ۲۵۴] بدین صورت دستخورده می نماید و ظاهرا جمله [ که خوئیت ودثه را بر پا می دارد ] اضافی است [ بسنجید با داوری بویس، همان منبع، ص ۲۵۴، یادداشت ۲۴).

هر کس اعتراضهای مندرج در دینکرد و روایات را از میان [توصیه ها] بیرون بکشد (کاری که ما با درشت نشان دادن آنها کردیم) به خوبی در می یابد که موبدان معدودی که قصد الهی کردن آن گونه ازدواجها را داشتند، به جایی نرسیدند و با خشم و نفرت زرتشتیان روبرو شدند. واضح است که اگر آن رسم به رضایت مردم روا می بود دیگر لزومی نداشت آن همه دفتر و دستک دینی و فرضیات آسمانی برایش درست کنند تا برای مردم پذیرفتنی شود. خود همان توضیحات، نشان نپذیرفتن و رواج نداشتن چنان ازدواجهایی است (چنین است داوری وست، متون پهلوی، ج ۲، ص۴۲۷ تا ۴۳۰ و گرای، مقاله زناشویی، ص ۴۵۹).

اکنون اگر به چند مورد از ازدواج با محارم در دوران هخامنشی و اشکانی و ساسانی بنگریم، مردود بودن آنها در نظر مردم روشن می شود. پیشتر بدعت کمبوجیه را شرح دادیم. اکنون بنگرید که پلوتارک (به نقل از کتزیاس) می گوید مادر اردشیر دوم او را واداشت با استاتیرا دختر خود جفت آید و [به قانون و عقاید یونانیان اعتنایی نداشته باشد]، قانون و عقاید یونانی در اینجا اصلا موردی ندارد یعنی پروشات اصلا لازم نبوده است خاطرِ پسرش را از [عقاید و قوانین یونان] آسوده کند. نه یونان در کار اردشیر نفوذی داشت و نه یونانیان زیردست اردشیر بودند که خاطر ایشان را نگه دارد و [کار مردم ناپسند] خود را برایشان توضیح دهد. آنچه در مأخذ پلوتارک آمده بوده است [عقاید و قوانین] بوده است و بس. یعنی مادر اردشیر به او می گوید: [تو شاهی، هر چه می خواهی بکن. دختر خود را هم به زنی بگیر، و به عقاید و قوانین اعتنایی نداشته باش.] این [عقاید و قوانین] عقاید و قوانین ایرانیان بوده است که پروشات هم مثل کمبوجیه می خواهد نادیده بگیرد، و این خود دلیل بزرگی است بر اینکه عقاید و قوانین ایرانی مخالف چنان ازدواجهایی بوده است. در تایید این استنتاج یاد آور می شویم که آگاثیاس هم از تنفر اردشیر دوم از رابطه ای این چنانی گواهی می دهد (تاریخ، کتاب دوم، بند ۲۳).

یکی دیگر از دلایلی که ثابت می کند چنان ازدواجهایی دور از عرف و [قوانین] ایران بوده است. اظهار صریح دینکرد سوم است که اعتراف می کند: [قانون در مورد آن رسم بعد ها گفته است: آن را به کار نگیرید!] اگر چنین چیزی در قانون ایرانی نبود، لازم نمی شد برای به کار گرفتن عمل مخالفش آن همه دلیل و برهان بتراشند. پس بدین نتیجه می رسیم که حتی در اوج زمانی که مسئله ازدواج با محارم را عده معدودی تجویز می کرده اند، عده زیادتری فریاد می کشیده اند که:

[زرتشت به اهورمزدا چنین گفت: به نظر من این کاری است ناخوب که می کنند، و برای من جای شک فراوان است که بایستی خوئیتوک دس کنم چنانکه گفتی در میان انسانها کاملا رایج است].

تناقض چنین اعتراض واضحی با گفتارهای چند عالم زرتشتی هوادار ازدواج با محارم این اندیشه را پیش می آورد که چون این گونه ازدواجها اصلا در قانون و عرف زرتشتی سابقه نداشته است، چند مانوی و مزدکی جان به در برده که خود را در زمره موبدان زرتشتی در آورده بوده اند (همچنانکه در دوره اسلامی در میان جاعلان حدیث و روایات کسانی بودند که برای خراب کردن ایمان مردم به عنوان راوی و محدث افسانه هایی می بافتند که مستند نبود. توجه شود که مزدک خود را [ موبد موبدان ] و زنده کننده آیین زرتشت می دانسته است: نظام الملک، سیرالملوک، طبع ه . دارک، تهران، ۱۳۴۶، ص۲۵۷ و ۲۵۸)، (می دانیم که زندیقان ادعا می کرده اندکه می خواهند دین مزدایی را به حالت پاک اولیه اش برگردانند!) (به همین دلیل است که مانی و مزدکیان را [ زندیق ] یعنی [ مُفَسر، خودسر دینی ] می خوانده اند) و قوانین تباه و فساد آور خود را در قالب تعبیر و تفسیر دینی (زند) به خورد جامعۀ آخر دوره ساسانی داده اند (باری دیگر تاکید کنیم که کلیه شواهد صریح ایرانی، از دوره آخر ساسانی به بعد مانده است) همراه با عده دیگری که آنها هم از اضمحلال جوامع دور افتاده و کوچک زرتشتی در میان مسیحیان و بعد مسلمانان در بیم افتاده بودند، بدان عقاید تن در داده اند و از قول اهورمزدا ساخته اند که: [شما نیز می بایست آن را [ ازدواج با محارم را ] انجام دهید! زیرا اگر چه مردمان از چنان رسمی روی گردانیده اند، شما نمی بایست روی بگردانید!].

پیشتر اشاره کردیم که از پانزده مورد تاریخی که در سرتاسر فقط تاریخ ایران از ازدواج با محارم سراغ داده اند چند تا دروغ محض است و فقط چند فقره است که آنها را می توان پذیرفت اما نه به مثابه نمونه مرسوم بلکه به عنوان نمونه های نامرسوم و غیر طبیعی، که مثالهای آن در میان همه ملل دیده می شود و از آنها یاد خواهیم کرد. در اینجا می خواهیم دو نمونه از این دروغ پردازیها را باز نماییم. نمونه اعلای این خیال بافیها در یک روایت مسیحی درباره یزدگرد دوم آمده است و آن بدین قرار است که وی در هشتمین سال پادشاهی خود [دختر خود را که به همسری گرفته بود بکشت.] (هفمان، ص ۵۰). مورخان جدید هم این روایت را به عنوان حقیقت می پذیرند (مثلا کریستن سن، ایران در زمان ساسانیان، ص ۳۰۷). اکنون بیاییم و آن را بررسی کنیم:

یزدگرد دوم پسر بهرام پنجم یا بهرام گور بود، و بهرام گور در آغاز هشتمین سال پادشاهی پدرش زاده شد (شاهنامه، ج۷، ص۲۶۶، بیت ۳۰ و بعد، درباره یزدگرد می آورد:

زشاهیش بگذشت چون هفت سال همه موبدان زو به رنج و وبال

سر سال هشتم مه فرودین که پیدا کند در جهان هوردین

یکی کودک آمدش هرمزد روز به نیک اختر و فال گیتی فروز

هم آنگه پدر کرد بهرام نام از آن کودک خرد شد شادکام)،

یعنی در سال ۴۰۷ م، و به هنگام به تخت نشستن در بهار ۴۲۱ م چهارده ساله بود (نولدکه- طبری، ص ۸۵، یادداشت ۴)، و نیز به هنگام مرگ در ۴۳۹ یعنی در سال هیجدهم از پادشاهی خود سی و دو ساله بود (همان منبع، ص۴۲۳). پس تاریخ زادن یزدگرد دوم را زودتر از هفده سالگی پدرش، یعنی (۴۰۷+۱۷) ۴۲۴م نمی توان گرفت. بنابراین وقتی یزدگرد دوم به پادشاهی رسید حداکثر (۴۲۴- ۴۳۹)پانزده ساله بود و در سال هشتم از پادشاهی خود حداکثر بیست و سه سال داشت. پس چگونه می توانست در آن موقع دختر خود را به همسری گرفته بوده باشد و بعد هم از او زده شده باشد به طوری که او را بکشد؟ این خیالبافی محض است.

نمونه دیگری از این نوع دروغ پردازیها داستان ازدواج کواذ (قباد) است با دختر خود. تئوفانس بیزانسی می گوید که کاوس پسر کواذ و برادر بزرگ انوشه روان از ازدواج کواذ و دخترش سامبیکه به وجود آمده بود (به نقل مارکوارت از وی، ایرانشهر، ص۱۳۱ و ۱۳۲، یادداشت ۶). اما مارکوارت ثابت کرده است که چنین امری از نظر زمان بندی تاریخی درست نیست. از سوی دیگر طبری گفته است کواذ را خواهرش، از زندان فراری داد (طبری، تاریخ، ج۱، ص۸۸۷)، ولی پروکوپیوس بیزانسی می گوید این کار را همسر کواذ کرد (تاریخ جنگ ایران، ج۱، بند ۶) و مورخ جدید با سر هم کردن اینها می گوید کواذ را خواهرش، که همسرش بود، فراری داد! (مارکوارت، همانجا. کریستن سن، ص۳۷۸).

۲٫ [ازدواج با محارم] به ندرت در همه جا روی داده است

نمی توان انکار کرد که ازدواج کمبوجیه با خواهرانش اتفاق افتاده، اگر چه بر خلاف قانون ایرانی بوده است. باز نمی توان انکار کرد که کتب متأخر زرتشتی بر چنان ازدواجهایی صحه گذاشته اند گو اینکه درست بر خلاف رسم جامعه توصیه می کرده اند. به عبارت دیگر، [ازدواج با محارم] به طور بسیار محدود در تاریخ ایران اتفاق افتاده است ولی تاریخ ایران خیلی چیزهای دیگر هم دیده است که نه ربطی به قوانین ایرانی داشته است و نه ربطی به عرف زرتشتی. چنانکه نشان خواهیم داد تعدادی از این ازدواجها بر مبنای تعبیر غلط چند واژه اساسی حقوقی اتفاق افتاده اند و در این موارد گاهی خودخواهی وبی اعتنایی فرمانروایان به عرف هم مؤثر بوده است. نمونه ای از این کارها ازدواج موزای رومی با پسر کوچکش فرهادک است که در خردسالیِ او انجام شده، چون موزا، کنیزی رومی، به هوس تاج و تختِ فرهاد چهارم افتاد و شوهر را کشت، و به بهانه این که پادشاهی میراث پسرش است، تخت و تاج او را گرفت و برای این که او را در چنگ خود نگه دارد با او پیوند زناشویی بست (رک. پانوشت پیشین، ژوزفوس می گوید این کار خشم نجبای پارتی را به دنبال داشت). آیا این رابطه سیاسی کاری به قوانین ایرانی داشت؟ کمی بعد از این واقعه، امپراتور روم کلودیوس یکم شبی را در بستر خواهرزاده خود به سر برد و فردایش مجلس سنای روم را مجبور کرد ازدواج آن دو را به رسمیت بشناسد! (رک. ویدنمان، Wiednemann، ص۲۴۰) از روی این یک نمونه هوسبازی می توان دید که امپراتوری رومی [ازدواج با محارم] را با یک فرمان رواج می توانست داد.

در تاریخ یونان می خوانیم که خدای خدایان زئوس با خواهرش هرا ازدواج کرد (ایلیاد هومر، سرود هفدهم، سطر۱۲۸ و بعد)، و یا این که اِلکی نوس با خواهر (ادیسه هومر، سرود هفتم، سطر۵۴) و به روایتی با برادرزاده (همان کتاب، سرود هفتم، سطر۶۰) خود پیوند زناشویی بست و دیومِدِس با خاله خود همسری کرد (شرادر- نهرینگ، ج۲، ص۵۹۹). در اولین اسفار تورات به موارد متعدد از ازدواج با محارم بر می خوریم بی آنکه کوچکترین اشاره ای به ناباب بودن آن شده باشد. مثلا در سفر آفرینش به غیر از فرزندان آدم و حوا که با جفت آمدن مردمان زمین را درست کردند، می خوانیم که ابراهیم با ناخواهریش سارا زناشویی کرد (سوره ۲۰، آیه ۱۲)؛ نوح دختر برادر خود را به زنی گرفت (سوره ۲۹، آیه ۱۹ و بعد) عمران با عمه اش زناشویی کرد و موسی و هارون را یافت (سِفرِ خروج، سوره ۶، آیه ۲۰). فقط در دوره های بعدی است که ازدواج با محارم محدود شده است (لاویان، سوره ۱۸) و این محدودیت همانند محدودیت مسیحی است و البته در اسلام نیز کاملا مشخص است (رک. فولی، زناشویی: در مسیحیت، دائره المعارف هیستینگز، ج ۸، ص۳۳۳ تا ۳۴۳). ازدواج با محارم در میان ملل باستانی دیگر هم یافت می شود. در میان خاندانهای شاهی مقدونیه و اپیروسی (بالکانی) نشان آن یافت شده است (شرادر- نهرینگ، ج۲، ص۵۹۹ و ۶۰۰). در میان مصریان قدیم ازدواج خواهر و برادر رواج داشت و تا دوره مسیحیت ادامه یافت (برای زناشویی خواهر و برادر و محارمان دیگر در مصر قدیم و بطالسه رک. دیودور، کتاب یکم، بند ۲۷، فقره ۱؛ [کرنی cerny و میدل تن middleton ]). پادشاهان یونانی مصر به خصوص این گونه ازدواجها را مقدس می شمردند. در میان عیلامیان و نجبای لیسیه (در جنوب غربی آسیای صغیر) هم چنان پیوندهایی قانونی بود (برایعیلامیان رک. بالاتر، پانوشت، برای لیسیان رک. بویس، تاریخ دین زرتشتی، روم، ص۷۶). در بین النهرین در میان خانواده های بلند پایه عرب پالمیر هم چنین بود (مثلا بر روی سکه های مالیخوس [ مالک ] دوم که ملکه گملیت [ جمیله ] را [ خواهر ] خود خوانده است). و کتیبه های یونانی از سده نخستین میلادی از شهر دورا اروپوس در سوریه ثابت می کند که آنجا هم ازدواج میان خواهر و برادر رواج داشت (اسپونر، خویشاوندی و زناشویی ایرانی، ص۵۴ با مآخذ). در میان بریتانیاییهای باستان، زن متاع مشترک میان مردان بود (دشن گیمن، ص۲۰۷). به گفته استرابن و ارمیا زنا با محارم و با زن دیگران در میان کلتهای ایرلند شیوع داشت (به نقل از شرادر- نهرینگ، ص۶۰۰). حتی لوگائید پادشاه ایرلند مادر خود را به زنی گرفت (دشن گیمن، ص۲۰۷ و بعد). در میان ایرلندیهای قدیم یکی از پادشاهان لَینستِر دو خواهر خود را به زنی داشت (همان منبع، ص۲۰۸). در میان بالتهای کهن ازدواج با محارم را حدی نبود (شرادر- نهرینگ، ج۲، ص۶۰۰). و لیتوانیهای باستان نیز با نامادری خود پیوند زناشویی می توانستند بست (همانجا).

بنا بر این [ازدواج با محارم] خاص قوم خاصی نیست. همه جا نمونه هایی داشته است، اما از گواهی هرودت بر می آید که در ایران باستان این رسم رایج نبوده است و کمبوجیه به رغم قوانین ایرانی آن را انجام داده است. پس از او هم عده ای بدان دست زده اند اما هیچ کدام به تایید قوانین نبوده است و خودکامگی بوده است و بس. برای این که کسی نگوید این نظریه محتمل نیست مثالی واضح از تاریخ روم شرقی می آورم. در سده هفتم میلادی، خسروپرویز امپراتوری روم شرقی را چنان شکست داد که نزدیک بود به زانو درآید. در آن موقع خطیر هرقل قدرت را به دست گرفت و با کمک ارباب کلیسا اعلام جهاد علیه ایرانیان داد و آنان را پس از نبردهای سنگین در هم شکست. این هرقل از [مقدسترین] و [محترمترین] امپراتوران مسیحی به شمار رفته است و هر وقت از او سخن به میان می آید، دین داری و خدمت او به عالم مسیحیت هم یاد می گردد. اما همین امپراتور [نجات دهنده عالم مسیحیت] و [بازگرداننده دار جانبخش عیسی به اورشلیم] ازدواجی کرد که جهان مسیحیت را به حیرت واداشت. به گفته نیکه فوروس (Nikephoros) بطریق بزرگ قسطنطنیه، که صد و بیست سالی پس از هرقل می زیست امپراتور [کاری غیرقانونی کرد که در سنت رومی (مسیحی) غدغن است زیرا با خواهرزاده خود مارتینا پیمان زناشویی بست؛ و وی دختر خواهر خود او، ماریا نام، بود. هرقل از او دو پسر به نامهای فلاویوس و تئودوزیوس پیدا کرد]. نیکه فوروس می گوید همه حتی هواداران هرقل بر او سخت خرده گرفتند و بطریق اعظم او را در نامه ای نکوهش کرد اما وی اعتنایی نکرد (رک. Nikephoros,Short History,tr.C.Mango,Washington,D.C.,1990,pp.53-54). این چنین، خودکامگان روزگار قوانین و عرف را زیر پای می گذارده اند، و کار آنان را به مثابه قانون دانستن و به حساب قوانین حاکم بر اعمال مردم یک کشور دانستن اصلا درست نیست بلکه زناشویی کمبوجیه و کلودیوس و هرقل و امثالهم را باید [خارق العاده] دانست.

۳٫ تعابیر غلط که مایه اشتباه نویسندگان گشته است

با اینکه این همه شواهد کتبی برای ازدواج با محارم در ایران داریم نمونه های واقعی آن چنان محدود است که باید دلیلی برای این خیالبافی نویسندگان پیدا کنیم. یعنی باید پی ببریم که چرا نویسندگان این سان به وفور چنین نسبتی به ایرانیان داده اند در حالی که تعداد واقعی چنان پیوندهایی ناچیز بوده است. به نظر ما سه دلیل برای چنان اشتباهاتی وجود داشته است. یکی شیوع چنان ازدواجهایی در میان ملل دیگر، که باعث می شده است نسبت دادن آن به ایرانیان خارق العاده به نظر نیاید. دوم واقع شدن ازدواج کمبوجیه با خواهرانش که نمونه و سرمشق به دست نویسندگان داده است تا هر گردن فراز تاریخی را که بخواهند با چنان کاری ارتباط دهند و تعجبی هم به بار نیاورد. سوم تعابیر غلطی که چهار اصطلاح حقوقی و اجتماعی پیش آورده است و این اصطلاحات [خویشاوند] و [دختر] و [برادر] و [خواهر] ند که ما یکی یکی آنها را شرح خواهیم داد.

برای توضیح مورد سوم باید مقدمه ای در تحول بعضی از واژه ها و اصطلاحات مرسوم بیاوریم تا با قیاس با اصطلاح خوئیتوک دس مشخص کنیم که به معنی ظاهری اعتمادی نیست. در حقیقت یکی از دشواریهای تاریخ باستان تکیه پژوهندگان بر تعابیر عادی و تحت اللفظی واژه های کلیدی است، زیرا واژه ها هم، همانند مردمان، زاده می شوند و تحول می یابند و گروهی از آنان هم می میرند. اگر کسی امروز معنی اصلی [دهقان] را بداند که روزی به خداوند و صاحب ده و یا حتی نجیب زاده فرهیخته اطلاق می شده است (مینوی، دهقانان، مجله سیمرغ، سال یکم، ۱۳۵۲، ص۸ تا ۱۳)، در به کار بردن آن برای کشاورز ساده بی زمین و یا کارگر مزرعه تردید خواهد کرد. همچنین اگر در متنی از هزار سال پیش لشکری را [زره پوش] خوانده باشند، معنی آن با لشکر زره پوشِ امروزی بسیار تفاوت دارد. آن روز با زره و کلاهخود و سپر به جنگ می رفتند و امروز با تانک و توپ و موشک و نقاب ضد گاز. نمونه دیگر واژه [یزدان] است که همه ما هزار سال است که در معنی [خدا] به کار می بریم اما اگر مته روی خشخاش بگذاریم می بینیم که معنی اصلی آن [خدایان] است، چه جمع ایزد با یَزَد می بوده است. باز هم دو نمونه می آوریم: از سده یازدهم عیسوی به بعد اروپاییان به سرداری رهبران و سربازان فرانکی (فرانسوی) به مشرق زمین حمله ور شدند و جنگهای صلیبی را راه انداختند و این آشنایی از همان زمان باعث شد که مشرقیان اروپاییان را [فرنگی] (فرانکی، فرانسوی) بخوانند و چون اروپا در غرب بود کم کم [فرنگی] به معنی غربی شد و امروز حتی امریکاییان را هم فرنگی می خوانیم. یا این که چون در زمان هخامنشیان پادشاهان ایران از [پارس] برخاستند، دولت آنها را [پارسی] و سرتا سر کشور بسیار پهناور آنان را – که شامل مردمان گوناگون با زبان و فرهنگ مختلف می شد- [فارس] و به یونانی [پرسیا] خواندند و دولتهای بعدی هم به همین نام مشهور شدند و کشور ایران در زبانهای سامی و غربی، پارس و فُرس و پرشیا و مانند آن خوانده شد که با داشتن ایالاتی چون خراسان و بلوچستان و قندهار و آذربایجان و کردستان و خوزستان، اصلا و ابدا با معنی کشور ایران سازگاری نداشت. پس اگر حالا کسی بگوید شاهنشاهی ساسانی یا پارسی شامل آن ممالک هم می شد، کسی که حدود فارس بعدی را می شناسد خیال می کند که آن حدود در زمانهای باستان خیلی بیشتر بوده است و مثلا سمرقند و گنجه و تیسفون هم جزو [فارس] بوده اند! چند نمونه دیگر هم بدهیم و برویم بر سر مطلب. در میان بسیاری از ملتها برده داری رواج داشته است. در ایران قدیم کسی که از دیگری فرمانبرداری می کرده با او پیمان می بسته و در بستن این پیمان لازم می آمده که آنان دست به کمر همدیگر بزنند و سوگند خورند و گاهی فرد والامقام کمربندی به فرد زیر دست می داده است. بدین ترتیب فرد زیردست [کمر بسته] و یا [بندی] فرد والامقام می شده است (رک. کتاب بسیار معروف ویدن گرن، ملوک الطوائفی در ایران باستان) و یونانیان و رومیان که معنی این عهد و پیمان را نمی دانسته اند، فرد زیر دست را [بنده] فرد والا مقام خوانده اند و برای ایرانیان باستان هم سازمان برده داری بزرگی دست و پا کرده اند. اما حقیقت این است که [بندۀ] کسی بودن یعنی [فرمانبرداری مبتنی بر عهد و پیمان با کسی داشتن]. وقتی داریوش در کتیبه بیستون گَئوبرَوَ (گاوباره) پدر زن خود را [بنده من] می خواند (داریوش بزرگ، کتیبه بیستون، متن فارسی باستان، ستون پنجم، سطرهای ۵ ، ۷، ۹ ، ترجمه آن در شهبازی، جهانداری داریوش بزرگ، ص۵۴) مقصود او این نیست که گاوباره [بردۀ] اوست، بلکه می خواهد رابطه عهد و پیمان فرمانبرداری را مشخص کند. همین طور در زمان ما وقتی کسی به کسی می گوید: [بنده شمایم] و یا [بنده به شما گفتم] و یا [این بنده را معاف دارید]، به هیچ وجه نمی خواهد بگوید که وی غلام و بردۀ آن دیگری است. این مسئله در زبانهای دیگر هم نمونه های فراوان دارد که دو مورد را یاد می کنیم. حسن صباح بنیانگذار اسمعیلیان ایران با خوراندن حشیش به ماموران خود [بهشت] موعود را در نظر آنان مجسم می کرد و وادارشان می کرد برای رسیدن به آن به هر عملی دست زنند و عده ای از آنان را به کشتن مردان نامی ایران (من جمله خواجه نظام الملک طوسی) برانگیخت چنان که این ماموران حشیشی و دستگاه الموت به حشیشیون معروف گشتند و خود حشیشیون با [آدم کش] مترادف آمد و این کلمه به زبانهای غربی راه یافت و از آن جمله در انگلیسی اَسَسین (assassin) گشت. اما امروز یک فرد اسسین به معنی [حشیش کش] و [بنگی] نیست، به معنی قاتل است. یا [کوشک] در زبانهای ایرانی به معنی کاخ بارودار و یا خانه استوار باغ و باغچه دار بوده است و نمونه اعلای خانه های نجبا به شمار می رفته است ولی همین واژه از راه ترکی [کوسک] به اروپا رفته است و کیوسک (kiosk در انگلیسی) شده است به معنی دکه روزنامه فروشی یا تلفنخانه کوچک در راهها و غیره و جالب این که خود ما این معنی اخیر را از اروپاییان گدایی کرده ایم!

این نمونه ها را برای این آوردیم تا نشان دهیم که ممکن است واژه ای در زبانی معنی دوپهلو و چند جنبه داشته باشد و بی دقتی در این زمینه نتیجه های بدی به بار آورد و مثلا ممکن است ما در تعارفات خود، خویش را [بردۀ] دیگری بخوانیم و یا فلان قاتل را [حشیشی] بدانیم و یا رئیس دولتی را در [کیوسک] جای دهیم و اربابی را [زارع] شماریم و یا سربازی را با زره و کلاهخود دوره مغول به جنگ توپ و تانک و موشک عراقیها فرستیم! نتیجه ای که از این بحث می گیریم این است:

خوئیت ودثه اوستایی و مشتقات پهلوی آن اصلا به معنی [زناشویی با خویشان]- در همان حدی که در ایران اسلامی هم رایج و ستوده است- می بوده است و هیچ کس هم به خواب نمی بیند که این گونه زناشویی پسرعمو و دخترعمو و دخترخاله و پسرخاله و دخترعمه و پسردایی و دختردایی و پسرعمه در میان مسلمانان را [ازدواج با محارم] بشمارد. از سوی دیگر هیچ کس در تعبیر پسرعمو و دختردایی یا پسرخالۀ خود به [خویشاوندان نزدیک] خود ابایی ندارد. پس حتی تعبیر [ازدواج با خویشاوندان نزدیک] هم معنی [ازدواج با محارم] را ندارد. از سوی دیگر هر ایرانی می داند که در تعارفات رسم است مردم همدیگر را عموزاده و دایی زاده و عمه زاده خطاب می کنند بدون این که هیچ رابطه خانوادگی مابین آنان باشد. خود من در کوچکی می دانستم که دو پسر عموی حقیقی بیشتر ندارم ولی در کوچه ما اقلا بیست نفر بودند که مرا [آمزا] (عموزاده) خطاب می کردند و من خود چندین [خواهر] و [برادر] دارم که رابطه خویشاوندی ما در این حد است که من از پستان مادر خدا بیامرز آنان که در خانه ما بزرگ شده بود، شیر خورده ام. بچه های این افراد مرا دایی و عمو خطاب می کنند و هیچ کس هم در این مسئله انکاری ندارد.

اکنون با این مقدمه خواننده را با چهار واژه متحول شده آشنا می کنم. در ایران قدیم به خانواده های خویشاوندی که یک دودمان را تشکیل می دادند، ویث / ویس می گفتند، و برترین جوانان و دلاوران دودمان را [پسران دودمان] یعنی [ویس پوهر] لقب می دادند که آرامی آن بَربیتا می شود. بعد از آن که دودمانهایی از ایرانیان به پادشاهی رسیدند لقب [ویس پوهر] ویژه شاهزادگان درجه اول شد و [پُسی ویسپوهر] یعنی [شهزاده پسر] لقب ولیعهد مملکت شد (شهبازی، ولیعهد در دانشنامه ایرانی، ج۶، ص۴۳۰ با مراجع). حال اگر کسی بخواهد تمام این مراحل را در یک اصطلاح خشک معنی کند، [ویسپوهر] دوره تاریخی را هم به جای [شاهزاده] (مثلا در کتیبه های اوایل دوره ساسانی، ویسپوهران همواره به عنوان اعضای خاندان شاهی که فرمانروایی جایی را داشته اند آمده اند.) باید به [پسر قبیله] معنی کند! از سوی دیگر، هر گاه به یک خارجی می گفتند در میان خاندان شاهی ویسپوهری با [ویس دختی] ازدواج کرد، آن خارجیِ از تحولِ کلمه بی خبر، خیلی آسان می توانست ازدواج برادر و خواهری را پیش خود مجسم کند و بعد آن را گزارش کند و خواننده اش را به گمراهی کشد.

لقب دیگری که بسیار اهمیت دارد [خویشان نزدیک] است که گاهی یونانیان برای پادشاهان ایران آورده اند و بر حسب مقام و موقعیت هم به معنی [خانواده اصلی] می توان گرفت، هم به معنی [قوم و خویشان] و هم به معنی [ایل و تبار]. مثلا وقتی دیودوروس صقلیه ای (کتاب هفدهم، فصل ۲۰، بند۲) می نویسد که [یک گروه از خویشاوندان نزدیک شاه، نخبه سوار نظام را تشکیل می دادند و [ در نبرد اربلا ] تعدادشان ده هزار نفر بود]، مسلم است که مقصود [ایل و تبار] است. وقتی یک جا می خوانیم که شاه با مادر و همسر و دو برادر خود بر سر سفره می نشست، (پلوتارک، اردشیر، بند پنجم، فقره ۵) ولی در جایی دیگر از مورخی دیگر می شنویم که همین اردشیر دوم، آنتیموس یونانی را [بر سفره خویشاوندان] نشاند (فایناس، به نقل از او در آتنه، کتاب دوم، فصل ۴۸، بند د) نمی توانیم نتیجه بگیریم که آنتیموس هم جزو بستگان نزدیک اردشیر بوده، بلکه حد تعارف را باید در نظر داشته باشیم. به همین جهت بارها می خوانیم که [پدر و مادر شاه] با همان اصطلاحی یاد می شوند که [خویشان نزدیک] و اگر دقت کنیم می بینیم وقتی مورخی نوشته است فلان پادشاه با دختر خود ازدواج کرد، اصل گزارش او به خوبی می توانسته است چیزی در حد این بوده باشد که [فلان پادشاه با فلانی که از بستگان نزدیکش بود و در خانه او بزرگ شده بود ازدواج کرد].

واژه سوم که می خواهیم تعریف کنیم واژه [دختر] است که اصل آن به دُخثری بر می گردد که از آن در فارسی باستان دخسی (و در عیلامی دوکشیش) آمده است و در پهلوی کتیبه ای دُخش شده است و در پهلوی مانوی هم دخش. و در ارمنی دشخُی و در فارسی دخت / دختر، و همه جا معنی [شاهزاده خانم] داشته است (رک. توضیح مفصل و عالمانه بنونیست در القاب و عناوین خاص در ایران باستان، ص۴۳ تا ۵۰)، و بعدا به معنیهای دیگر، من جمله فرزند مؤنث آمده است (بسنجید با دوشیزه) ولی مفهوم اصلی آن هنوز در اصطلاح ما مانده است. مثلا وقتی [ایران دخت] یا [اعظم دخت] و یا حتی [دُخی] می گوییم، مقصودمان [شاهزاده خانم ایران] و یا [بانوی بزرگ] و یا [شاهدخت] است نه [دختر ایران] و یا [دختر بزرگ] و یا [دختر]. از همین معنیِ [بانو] (بعد ها در ترکی ومغولی [ بی بی ] و [ خاتون ] ، مثلا در بی بی شهربانو یا پُل خاتون، شده است) و [شاهزاده خانم] است، که لقب ایزد عفت و بارداری و آبها در ایران باستان یعنی اردویسور اناهیت هم [دختر] بوده است که در بسیاری از بناهای قدیمی (پل دختر، قلعه دختر…) می یابیم. به هر حال [دختر] فقط یکی از معانیِ مرسوم آن اصطلاح بوده است و پس به هیچ روی نمی توان گزارشی چون [داریوش سوم با دختر خود ازدواج کرد] را به معنی تحت اللفظی آن گرفت، بلکه بسیار محتمل است که اصل آن چنین می بوده است: داریوش سوم با [شاهزاده خانم فلانی] زناشویی کرد. از همه جالبتر واژه یونانی اَدِلفِه است که در دوره یونانگرایی رسم شده است و سلوکیان و اشکانیان در نوشته های رسمی خود [همسر] خود را به تعارف [همسر و خواهر] (ادلفه) می خوانده اند (رک. مینز، ص۳۹). به عبارت دیگر، در این دوره ها لقب ملکه ممالک ادلفه بوده است که [همسر و خواهر] شاه معنی می داده است، و این امر از نمونه های فراوانی که داریم بسیار آشکار است. مشهورترین نمونه آن کتبه های آنتیوخوس سوم سلوکی و زن او لائودیسه است. هر کسی چند کلمه از تاریخ بداند، می داند که لائودیسه همسر آنتیوخوس سوم دختر پادشاه ایرانی زادۀ پنتوس (در جنوب دریای سیاه) بود و پدر او مهرداد (یکم) نام داشت و هیچ پیوند نزدیکی او را با آنتیوخوس سوم، که پسر سلوکوس دوم بود، وصل نمی کرد (پلی بیوس، تاریخ، ج۵، فصل ۴۳، بندهای ۱ تا ۴، و زَی بِرت، ص ۶۰). مع هذا آنتیوخوس در کتیبه های خود این لائودیسه را [خواهر و همسر] خود خوانده است (شروین- وایت- کورت، ص۲۰۴) و لائودیسه هم در کتیبه ای آنتیوخوس را [برادر و همسر] خود نامیده (همان منبع، ص۱۲۷). این تعبیر یک تعارف بیش نیست و فقط و فقط جنبه تشریفاتی دارد یعنی در دربار سلوکی ملکه از امتیازات دختر شاه و امتیازات زن شاه برخوردار می شده است. با این مقدمات اکنون به یکی از موارد ازدواج برادر و خواهر اشاره می کنیم که در ایادگار زریران آمده است. از مدتها پیش دریافته اند که داستان گشتاسپ در شاهنامه مبتنی است بر حماسه پهلوی اشکانی (رک. مقدمه بیژن غیبی بر چاپ آن کتاب. به ادعای علی اکبر مظاهری [ خانواده ایرانی، ص۳۶۶] وی نخستین کسی بوده که بدین موضوع پی برده و آن را به مینورسکی گفته بوده است) (روایت فعلی آن به زبان فارسی میانه است). همچنانکه بالاتر دیدیم در ایادگار زریران، از زن گشتاسپ به عنوان [همسر و خواهر] او نام برده شده است (بالاتر، این موضوع در گشتاسپ نامه دقیقی مسکوت مانده است!) این وضع با توجه به اشکانی بودن زمان سرودن ایادگار زریران بسیار فهمیدنی است، چه در آن زمان اصطلاحات و زبان یونانی رایج بوده و اصطلاح یونانی [خواهر و همسر] برای [ملکه] رواج داشته است بدون این که ملکه یک پادشاه خواهر او هم بوده باشد. اما بعد که این اصطلاح فراموش شده، تعبیری چنان مهم از کتابی به نسبت مذهبی در میان مدعیان سواد داری و حامیان ادعایی سنن دینی رایج گشته است ولی معنی آن عوض شده و از آن همان تعبیر ظاهری خواهر بودنِ همسر را فهمیده اند. برای این است که در اوستا خواهر و برادر بودن گشتاسپ و هئوتسا یاد نشده است اما از دوره اشکانی به بعد این مسئله پیش آمده است (مولتون، دین زرتشتی اولیه، ص۲۰۶، متذکر شد که این رابطه در اوستا نیامده است و برداشت بارتولومه در مورد [ خواهر و زن بودن ] هئوتسا گشتاسپ درست نیست).

برای اینکه بدانیم اصطلاحی چگونه ممکن است به تعبیر غلط بینجامد، یک مثال دیگر می آوریم و به موضوع خاتمه می دهیم: از همان زمان اشکانیان در میان دبیران رسم شده است که در خطابه های فرمانروایان عنوان مخاطب را [برادر] بگذارند، یعنی پادشاهی، پادشاهی دیگر را [برادر] می نامد (و این تعارف در زمان ساسانیان رسمیت گرفت و شاهان ساسانی و امپراتوران رومی یکدیگر را [ برادر] خطاب می کردند و حتی زنان آنان نیز یکدیگر را [ خواهر] می خواندند) (شهبازی، روابط ایران و بیزانس، در دانشنامه ایرانی، ص۴). و یا پادشاه کمسالتری را [فرزند] می نامیدند و یا فرمانروای کهنسالتری را [پدر] می گفتند. مشهورتر از همه موارد، آن است که والرشک پادشاه ایرانی ارمنستان [ یعنی تیرداد اشکانی ] در نامه ای به برادر خود بلاش یکم پادشاه اشکانی خود را [برادر و پسر] او می خواند، و البته که وی پسر بلاش نبوده است (موسی خورنی، تاریخ ارمنستان، کتاب یکم، فصل نهم). به همین دلیل است که خسروپرویز در نامه ای که به موریق (موریس) (Maurice) امپراتور روم نوشت و از او به سپاه یاری خواست، خود را [فرمانبردار و پسر] موریق خواند (تئوفیلاکت سیموکتا، تاریخ، فصل ۴، بند ۱۱، فقره ۱۱). و جستینیان (Justinian) امپراتور روم در نامه اش به خسرو انوشیروان او را [پدر] خود شمرد (مالالا، به نقل از وی در شهبازی، همان مقاله). این گونه تعارفات اگر جدی گرفته شوند معنای بسیار گمراه کننده ای به بار خواهند آورد (جالب اینجاست که خود خسرو انوشیروان در نامه ای امپراتور جستینیان را [ برادر ما ] خواند! رک. مناندر جاندار، تاریخ، قطعه ۶، [ ترجمه، ص۶۳ ].)، ولی چیز دیگری نیستند جز همان که امروز مرد محترم سالخورده ای در خطاب به دختری می گوید: [دخترم] و یا [خواهرم] بدون آن که رابطه ای میان آنان باشد. حالا اگر کسی بیاید و این چنین خطابی را تعبیر جدی کند همان کاری را کرده است که مورخان با ایرانیان زرتشتی کرده اند و نه تنها دختر خوانده ها و پذیرفته شدگان در خانواده را بلکه هر کسی را که به نحوی با تعاریف پدر و دختر و برادر و خواهر و جز آن خوانده شده به تهمت ازدواج با محارم گرفتار کرده اند. پس از این بحث هم نتیجه می گیریم که به صرف تعبیر اصطلاح خوئیتوک دس در چند کتاب متأخر زرتشتی و به صرف گواهیهای ناشی از تعابیر نادرست نمی توان روایی ازدواج در میان محارم را در ایران باستان پذیرفت. اگر دو چند موردی هم پیش آمده بود است، ناشی از خودکامگی و شکستن قوانین ایرانی بوده است و بس

نویسنده : دکتر علیرضا شاهپور شهبازی (با اندکی تصحیح، بازنشر از اِنی کاظمی)

منابع و مراجع اصلی :

  • کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان
  • دکتر تورج دریایی، ایران در زمان ساسانی
  • مری بویس، تاریخ کیش زرشتت
  • دفاعیه اردشیر آذر گشسب

۷۳۸ دیدگاه

  1. نادر می‌گه:

    سپاس خدای را که هنوز در این ماتمکده آزادمردانی هستند که از پیشینه پاک ایرانیان دفاع کنند

    بسیار سپاس گذارم

    [پاسخ]

    بهمن سوشیانت پاسخ در تاريخ فروردین ۱۲م, ۱۳۹۱ ۲:۵۲ ب.ظ:

    دانلود کتب پهلوی:

    خداینامه ها، اوستا ، یشتها ، گاتها ، ارداویرافنامه ، اندرزنامه انوشیروان و پندنامه بزرگمهر بختکان ، یادگار زریران ، جاماسپنامه ، شکند ومانیگ ویچار ( گزارش گمان شکن ) ، متون پهلوی ، منظومه کی بهرام ورجاوند و … با فرمت pdf ، در وبگاه من:

    http://www.IranHistory.dde.ir

    و

    http://www.ArrianEmpire.Blogfa.com

    [پاسخ]

  2. آبتین می‌گه:

    سپاس از شما.
    به نظرم این نوشته می تونه پاسخ خوبی باشه به کسایی که به شدت روی اون تاکید دارند همچون http://www.ghiasabadi.com/ که به این موضوع اصرار زیادی دارند.
    البته تا اونجا که میدونم مری بویس هم تا حدودی با شک اون رو پذیرفته مگه اینکه چیز جدیدی پیدا کرده باشند چون کتابی که از ایشون دارم بسیاری از چیزها رو در چاپ جدید همون کتاب (کتاب باورهای زردشتی) رد کرده چون بویژه در پژوهشهای ایرانیکا چیزهای جدیدی کشف شدند

    [پاسخ]

    انی کاظمی پاسخ در تاريخ بهمن ۳م, ۱۳۸۹ ۱۲:۴۶ ق.ظ:

    آبتین جان، ممنونم : )

    [پاسخ]

  3. آبتین می‌گه:

    سپاس از شما.
    به نظرم این نوشته می تونه پاسخ خوبی باشه به کسایی که به شدت روی اون تاکید دارند همچون http://www.ghiasabadi.com/ که به این موضوع اصرار زیادی دارند.

    [پاسخ]

  4. رامین می‌گه:

    درود
    نمی دانم شما دوستان چرا اینقدر سر این ازدواج محارم حساسیت داریند که این مسئله را انکار کنید.
    بیایم با یک دید باز وبدون حساسیت ،فرهنگ گذشتگان را در نظر بگیریم.
    اری شاید الان، این موضوع قابل نکوهش باشه ودر نگاه ما بد ،وشاید در گذشته امری معمول بوده است.
    بیشتر کسانی که به این موضوع واکنش نشان می دهند مسلمانان ناسیونالیزم هستن که بین این، دو سر گردانند که مسلمان باشند یا ناسیو نالیزم،اما اگر اینان کمی به داستان خلقت که در بین ادیان اسمانی معمول است نگاه کنند می بینند که ،قابیل با خواهر خودش که با هابیل به دنیا امده ازدواج کرده وهابیل نیز با خواهر خوذ که همزاد قابیل است ازدواج کرده وکسی نیز بر انها خورده ای نمی گیره.
    پس شرایط فرهنگی زمان گذشته را لطفا در نظر بگیرید.

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ فروردین ۲۶م, ۱۳۹۰ ۱۲:۱۸ ق.ظ:

    شما میتوانی دلیلی مستحکم و استوار مبنی بر ازدواج حضرت هابیل با خواهرش بییاوری ………………………………………..؟

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ مرداد ۲۳م, ۱۳۹۰ ۹:۴۲ ق.ظ:

    سلام
    دلایل دیگری نیز پیدا شد.
    ابراهیم در مصر را در پایین صفحه بخون.

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴م, ۱۳۹۰ ۱:۳۲ ب.ظ:

    بــــــسم الله الـــــــــــــرحـــــــــمن الـــــــــــــــــرحــــــــــــــــیـــــــــــم
    سلام علیکم………………… ایــــــــــــــها الـــــــــــــــناس من ایــــــــــــن
    صــــــــــــــفــــــــــحــــــــــه ابــــــــــــــراهیـــــــــــــــــم در مــــــصـــــــــر
    رو پیــــــــــــــــــــدا نکردم…………………. کجاست لینکشو بهم بدین…. البته گفته باشم من از یهود چیزی نمیپذیرم چون یهودیهاااااااااااا بسیار دروغگو هستنددددددددددددد…. یهویان حتی به پیامبر خودشان حضرت دادود(ع) هم رحم نکردن و به ایشون اعوذو بالله توهمت زنا زدن به پیامبر خود توهمت زنا زدن…. میتونید برید و درباره توهمت یهود که الان هم به اون اصرار دارن جستجو کنید… بعد امام رضا(ع) موضوع را شفاف کرد و فرمود یهود توهمت میزنن اصلا حضرت داوود(ع) همیچن کاری نکرده و جریان چیز دیگه ایی هست… این یهویا به پیامبر خودشون رحم نکردن من حرفشونو قبول ندارم خصوصا حرفای تاریخیشون…اگر ازدواج با محارم در ایران نبود چرا فردوسی که حامیه تمدن ایرانه از ازدواج بهمن شاه با دخترش همای تو کتابش یاد میکنه چرا؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

    علی ولی زاده پاسخ در تاريخ آبان ۷م, ۱۳۹۰ ۱۲:۳۵ ب.ظ:

    داداش یه حمد و قل هوالله هم بخون
    میخوای کامنت بدی چرا دعا میخونی ؟
    بعدشم در زمان قدیم چندین زن داشتند و اگر با دختری ازدواج میکرده از یه زن دیگه بوده و مشکلی نداشته

    [پاسخ]

    دوست پاسخ در تاريخ دی ۲۸م, ۱۳۹۰ ۷:۴۷ ب.ظ:

    وشحالم که این متن رو خوندم
    همش خیال میکردم این چند همسری از عربها اومده.
    الان فهمیدم ۱۰۰ همسری و صیغه بازی به اسلام نفوذ کرده و اون رو هم به کثافت کشیده و گرنه اسلام حداکثر ۴ تا زن رو اجازه داده بوده که خود به خود میتونه مثل برده داری منسوخ بشه.

    بابک پاسخ در تاريخ آبان ۲۱م, ۱۳۹۰ ۱:۳۸ ب.ظ:

    پس ا زکجا ما ادما اومدیم؟

    [پاسخ]

    رامین پاسخ در تاريخ فروردین ۲۸م, ۱۳۹۰ ۶:۱۰ ب.ظ:

    سلام
    برای اطلاع از ازدواج هابیل و قابیل با خواهران خوذ می توانید به کتابهای تاریخی همچون :
    تاریخ یعقوبی مورخ شیعه ،ج۱ٌص ۵
    تاریخ طبری ،ج۱ ،ص۸۵ تا ۹۰
    الکامل ابن اثیر ،ج۱ ،ص۴۶
    رجوع کنید.
    بعد از اخراج آدم از بهشت ،با هوا در امیخت .حوا پسری وذختری زائید،پسر قابیل و ذختر لوبذا نام گرفت،باردیگر حوا بار دار شد وپسری بنام هابیل .دختری بنام اقلیما به دنیا اورد .
    چون به نکاح رسیدن آدم به هوا گفت قابیل با اقلیما خواهر هابیل ازذواج کند ،هابیل را امر کن با لوبذا خواهر قابیل ازذواج کند.
    علت اینکه هابیل کشته شد حسد قابیل به او ،بخاطر گرفتن همزاد زیبای او توسط هابیل است.
    درج شده در منابع بالا .

    [پاسخ]

    احسان پاسخ در تاريخ تیر ۲۸م, ۱۳۹۰ ۸:۱۴ ب.ظ:

    من این کتاب ها را نخواندم اما در کتاب قصص الانبیا آمده که خداوند برای هابیل از بهشت یک حوری و برای قابیل یک اجنه را به نکاحشان در آورد
    ازدواج با محارم در تمام ادیان الهی مطلقا حرام است

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ مرداد ۱م, ۱۳۹۰ ۴:۱۷ ب.ظ:

    احسان جان
    چنان که گفتی این کتاب که ،از کتاب های تالیف قرن پنجم است بیشتر قصه است تا تاریخ ودر هیچ کجا روایت های آن به عنوان منبع تاریخی به آن استناد نمی شود. اما کتاب های که من در بالا به آن استناد کردم از متقدم ترین کتب تاریخ عمومی است،که بسیاری از محققین به آن رجوع می کنند.
    موفق باشید.

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ مرداد ۲۳م, ۱۳۹۰ ۹:۴۵ ق.ظ:

    سلام
    کتاب دیگری هم به تو معرفی می کنم که می توانید در همین سایت آن را دانلود کنید.
    مطلبی هم نقل از آ ننقل شده که در پایین می توانید مطالعه کنید.
    ابراهیم در مصر
    ابراهیم در جرار بر گرفته از کتاب پیدایش یهودیت

    [پاسخ]

    ali az italiaa پاسخ در تاريخ شهریور ۵م, ۱۳۹۰ ۲:۳۲ ق.ظ:

    در اسلام هم خدا فقط بفکر هوری اوردن برای مومنان است.هوری بیار هوری ببر

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴م, ۱۳۹۰ ۱۲:۰۵ ب.ظ:

    ای بابا!
    همش می گید آدم و هوا!
    پس نظریه تکامل چی می شه؟!
    داروین این همه براش زحمت کشید تا اثباتش کنه
    الان این نظریه اثبات شدست
    تو قرن ۲۱ داریم زندگی می کنیم ها!
    بقایایی پیدا شده از انسان هایی که بسیار شبیه به شامپانزه ها بودن
    و خیلی چیزهای دیگه…
    همه این چیزها رو بدون مدرک رد می کنید!!!!!!!!!
    واقعا که مسخره ست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ مرداد ۲۵م, ۱۳۹۰ ۱۱:۳۱ ق.ظ:

    مجید جان
    ما ابتدا باید اون خم کوچه اولی را رد کنیم ،بعد قرن ها تفکر کنیم و بزرگانی عین رنه دکارت پیدا کنیم اون وقت اگه پسر خوبی بودیم به نظریات اندیشمندان قرن نوزدهم می رسیم و اگه تونستیم به سلامتی از این مقطع رد بشیم تازه به قرن بیست رسیدیم، اما متاسفانه به علت بعد مسافت و کمبود امکانات وپایان یافتن دنیا به این برهه زمانی که مد نظر شما است نخواهیم رسید.
    با کمال پوزش آرزو ها بزرگ نکن

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ مرداد ۲۸م, ۱۳۹۰ ۱۰:۴۰ ق.ظ:

    چقدر جالب!!!
    حالا یه میونبری نیست؟
    به این می گن درجا زدن و پیشرفت نکردن…

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ شهریور ۱م, ۱۳۹۰ ۳:۲۸ ب.ظ:

    عزیزم هست اما مخ فندقی ما ایرانی ها نمی تونه ببینش

    مجید پاسخ در تاريخ شهریور ۵م, ۱۳۹۰ ۱۰:۴۹ ب.ظ:

    من شنیدم ایرانیان باهوش ترین مردم جهان هستن
    اما خب تعصب بی جا روی دین و خیلی چیزهای دیگه باعث شده ما اینطوری بشیم

    [پاسخ]

    داریوش پاسخ در تاريخ آبان ۲۱م, ۱۳۹۰ ۱۰:۴۳ ق.ظ:

    نگو با تعصب ،،،، بگو خود بین و مغرور

    مرتضی سجادی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۸م, ۱۳۹۰ ۴:۲۵ ب.ظ:

    داداش این خارجی ها میخواد سرتونو به گذشته گرم کنه و به اراجیف مختلف از جمله باهوشترین ها در جهان!!!!!!!!!!!(چندتا ضریب هوشی بالای ۱۲۰در ایران بهم معرفی کنید!!!معرفی کنید دیگه!!!!)
    باهوشترین آدما برا فعلا کره ایی ها و ژاپنی ها و آمریکایی ها هستند اصلا اونایی هستند که به فکر ملتشون هستند نه ما که به فکر خودمون هم نیستیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    نگاه کن به این مدارس دولتی ببین چند نفرشون معدل بالای ۱۶-۱۷دارن
    اینا میخوان شما را به خیالپردازی وادار کنن تا خودشون پیشرفت کنه
    من الان تو امریکام میدونم چی به چیه لطفا از این به بعد همه شنیده هاتو تو مجامع علمی بیان نکن فقط اونایی که اثبات شدن
    الان بیش از ۶۰%علم دنیا تو امریکا تولید میشه کجا ایرانییییییی ها باهوشترینن
    من نمیگم که باهوش نیستن ولی باهوشاشون کمن و ترین نیستن

    داریوش پاسخ در تاريخ آبان ۲۱م, ۱۳۹۰ ۱۰:۴۱ ق.ظ:

    مجید جان،داستان آدم و هوا واقعیت داره ،داروین فقط تکامل رو ثابت کرده.دقت داشته باش که آدم و هوا اولین انسانهای روی زمین نیستند،بلکه اولین بشرهای هوشمند روی زمین هستند.قبل از اونا انسان بوده،اما بدون عقل!!!افتاد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ آذر ۱۳م, ۱۳۹۰ ۱:۱۴ ب.ظ:

    آره احتمالا حق با تو هستش
    درسته

    [پاسخ]

    پارسا پاسخ در تاريخ آذر ۹م, ۱۳۹۰ ۸:۳۸ ب.ظ:

    سلام آقا مجید با عرض شرمندگی باید بگم که من به جد اندر جد خودم اعتماد کامل دارم که آدم بودن حالا اگه جد شما و آقای داروین شامپانزه بوده مشکل خودتونه.اگه اینطوره باید نسل آدما بیشتر به نهنگا نزدیکتر باشه تا شامپانزه چون علم ثابت کرده مغز نهنگا بیشتر به مغز آدما نزدیکه تا حیوونای دیگه.

    [پاسخ]

    salinator پاسخ در تاريخ اسفند ۱۴م, ۱۳۹۰ ۱۰:۳۷ ب.ظ:

    میشه در مورد نیکتیتنت و دنبالیچه و… که بین ما و خیلی از پستانداران مشترک کمی اطلاعات بدی؟بدون مغلطه

    [پاسخ]

    czdevil پاسخ در تاريخ دی ۳۰م, ۱۳۹۰ ۱۱:۲۸ ب.ظ:

    عزیزم نظریه داروین به طور کلی مردود هست چرا اگه شامپانزها به انسان تبدیل شدن بعد از گذشته این همه سال دیگه تغییر خاصی در ساختار انسان پدید نیامده ؟ و چرا جانوران دیگه مانند انسان ها تکامل پیدا نکردن ؟

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴م, ۱۳۹۰ ۱:۱۲ ب.ظ:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام علیکم………….. اولا باید عرض کنم که حتی اگر فرزندان حضرت ادم با خواهران خود ازدواج کرده باشن موردی ندارد چون بغیر از خودشون کسی نیست که از او زن بگیرن…. دوما اصلا هابیل و قابیل زن نگرفتند و بچه دارن نشدن….. طبق حدیثی از امام صادق…میفرماید … خداوند به حضرت ادم فرزندانی بعد از هابیل و قابیل عطا فرمود با نامهای… یافث و شیث… و برای این دو فرزندان حضرت ادم حوریانی از بهشت نازل کرد با نامهای نزله و برکه… و این دو به عقد دو فرزند ادم در امدن و نسل بنی ادم شروع یافت…ثالثا… خداوند قادر به هر کاری است… همانگونه که برای حضرت ادم حوا را افرید برای فرزندانش هم همسرانی افرید…

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ شهریور ۱م, ۱۳۹۰ ۳:۳۴ ب.ظ:

    علیکم سلام
    اگر در ادیان دیگر هم ازدواج محارم بوده موردی ندارد به ماچه شاید همچون دختران لوط مردی بیدا نشده و با بدر خود برای از بین نرفتن ن‍‍‍زادشان هم بستر شدن. دوما کتب اسلامی میگن ما از فرزندان آدم وحوا هستیمکه فرزندانش این دو تای بالایی هستند وخوب نخوندی برو دوبار بخون این های که از زبان امام صادق می گیفرزنداناون دوتا بالایی هستند …

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ شهریور ۱۲م, ۱۳۹۰ ۹:۵۳ ق.ظ:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    کلمه الله هیه العلیا
    سلام علیکم
    …………………. ازدواج با محارم در هیچکدام از ادیان الهی نبوده…. و جریان ازدواج حضرت لوط با دختران خود دروغی بیش نیست.. یهود امتی دروغ پرور و منحرف و تحریف کننده است … یهود به پیامبر خود حضرت داوود(ع) هم توهمت زنا با زنی زیبا زدند که به برکت امام رضا این اتهام از حضرت داوود زودوده شد… یهود به حضرت ابراهیم تهمت زدند…. در دین اسلام ازدواج با محارم گناه بسیار بزرگی است و حضرت ابراهیم خود مسلمان بود به گواه قران…مَا کَانَ إِبْرَاهِیمُ یَهُودِیًّا وَلاَ نَصْرَانِیًّا وَلَکِن کَانَ حَنِیفًا مُّسْلِمًا وَمَا کَانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ…….. ترجمه … ابراهیم نه یهودی بود ونه مسیحی بلکن مسلمان بود و حنیف(حق گرا)….و در دین اسلام که خود پیرو دین حضرت ابراهیم است ازدواج با محارم حرام و گناهی بزرگ است… اگر در دین حضرت ابراهیم که اسلام دونباله ان است ازدواج با محارم حلال بوده چرا در دین اسلام حرام است….؟… و علم ثابت کرده که ازدواج خویشان نزدیک مانند برادر با خواهر باعث بوجود امدن فرزندان ناقص الخلقه و عقب مانده میشود ؟ ایا ممکن است که خدا به چنیین ازدواجی دستور دهد که بعد فرزندانی عقب مانده در بر داشته باشد… درباره ازدواج حضرت لوط با دخترانش هم(استغفر الله) این ادعا دروغی از سوی ملاعین یهود نیست… در مورد ازدواج حضرت لوط با دخترانش(استغفر الله) در کتاب یهود امده که دخترانش انقدر به او شراب خوراندن که وی بی اختیار شد و بعد دخترانش بخاطر بقای نسل با او هم خوابگی کردن…. استغفر الله…. من جایی سراغ ندارم که پیامبری شراب بخورد .. و حتی اگر بخور افراط در این حد برای یک پیامبر غیر ممکن است… اگر چنین چیزی بود در قران هم می امد که نیست…. همه ما میدانیم که کتاب یهود تحریف شده است… نمونه تحریفی خنده دار در کتاب یهود و مسیح.. کشتی گرفتن خدا با حضرت یعقوب است.. ایا این تحریف خنده دار نیست… در کتب مسیح امده که حضرت یعقوب با خدا کشتی گرفته(استغفر الله) و در کشتی حضرت یعقوب بر خدا غلبه کرد..
    این چه خداییست که بنده او بر وی غلبه میکند.. این هم یکی از تحریفهای یهود و مسیح در کتابشان است….وقتی یهود و مسیح چنیین دروغی را درباره خدا میگویند(استغفر الله) پس از انها درباره پیامبران خود انتظار راستگویی نباید داشته باشیم…. ازدواج با محارم این دو پیامبر دروغی بزرگ و تحریفی بزرگ بیش نیست…. ازدواج با محارم در ایران بین شاهان و موبدان زرتشتی بوده نه همه ملت ایران…
    بابت نشر چنین دروغهایی درباره دو پیامبر بزرگ خدا(حضرات ابراهیم و لوط) استغفار کنید…

    [پاسخ]

    سلمان پاسخ در تاريخ آبان ۱م, ۱۳۹۰ ۷:۵۴ ب.ظ:

    سلام دوست عزیز
    تمام حرف های شما صحیح و غیر قابل نهی است
    اما
    شما در آخر نوشتید که ازدواج با محارم در بین موبدان و پادشاهان ایرانی بوده است
    —-
    باید بگویم خیر
    شما چنان از این بزرگواران رفع اتهام کردید.که به همان صورت به موبدان زرتشت و پادشاهان افترا زدید
    دوست من حضرت زرتشت هم از پیامبران خداوند بوده است و در حدیثی از امام جعفر صادق که عید نوروز که یادگار حضرت زرتشت و ایران میدانند را تایید و برای آن حتی دعایی از قران ایراد میفرمایند
    پس مطمانا موبدان آن حضرت هم از دستورات فرستاده خداوند پیروزی میکنند
    و همان طور که شما فرمودید پیامبران خدا از این دروغ مبرا هستند و من حتم دارم که حضرت زرتشت و موبدان آن حضرت هم از این دروغ و تهمت مبرا هستند
    ——–
    و من امیدوارم که شما یک بار دیگر جمله خودتون رو خوانده و تصحیح کنید
    و بدانید که اگر شما ایرانی هستید ….احتمال هست که شما فرزند یکی از همان موبدان باشید…..البته اگر ایرانی و از نسل عرب نباشید….
    یاحق

    هومن آرتایی پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹م, ۱۳۹۰ ۱:۲۱ ب.ظ:

    کلمه الله هی العلیا

    داریوش پاسخ در تاريخ آبان ۲۱م, ۱۳۹۰ ۱۰:۴۸ ق.ظ:

    پس اجداد ما آدم و حوا نیستن،ما از نسل فرشتگان و حوری های بهشتیم ؟ ؟؟ اوخ جون ،،،چقدر خوشحالم کردی ؟
    عادل جان،اینقدر خرافاتی نباش گلم،،
    اصلا بزار یه چیزی بگم تا مطلب روشن بشه،،،:::
    یه روز آدم از سر کار میاد خونه ،،در رو میزنه ،،تق تق تق،،،
    حوا میپرسه کیه؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!
    آدم هم میگه آخه دیوانه ،،،،به جز من و تو توی این دنیا دیگه کی هست آخه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

    معصی پاسخ در تاريخ آذر ۲۰م, ۱۳۹۰ ۱۱:۰۰ ق.ظ:

    سلام موافقم با شما

    [پاسخ]

    آریا پاسخ در تاريخ آذر ۲۸م, ۱۳۹۰ ۷:۴۲ ق.ظ:

    آقا شما که اینهمه اطلاعات در مورد آدم و حوا دارین و دائم دارین از هابیل و قابیل حرف میزنین میشه تاریخ و دوره زندگی این افراد رو بگین و بگین حدودا چند سال پیش زندگی کردن ؟
    لطف میکنین

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ آذر ۳۰م, ۱۳۹۰ ۶:۳۱ ب.ظ:

    خدمت دوست عزیز عرض کنم
    ین اطلاعاتی که در بالا میبینید ، داستان های است که ادیان آسمانی درباره خلقت گفته اند و در کتاب های دینی یهودیان و مسیحیان وجود دارد و در تواریخ مورخین اسلامی بازتاب پیدا کرده است.
    و اظهار آن در بالا بیشتر به خاطر این بود ، دوستانی که به زرتشتیان به خاطر ازدواج با محارم حمله ور شده اند بدانند که آن های که به داستان های ادیان سامی اعتقاد دارند فرزندان آدم و حوا نیز با محارم خود ازدواج کرده اندو ابراهیم پدر ادیان سامی نیز بنا به نوشته های کتب عهد عتیق با خواهر خود ازدواج کرده و برای (زر) او رانیز به دربار شاه مصر و پادشاه جرار میفرسته.
    پس در تمامی فرهنگ ها این مورد وجود داشته است .
    وشما آریای عزیز می توانی در مروری اجمالی به کتاب های که در این پست به آن اشاره شده خود به نتیخه ای برسید و بعد از خوانندن این کتاب ها نظر خود را اعلام کنید.
    پس تا بعد از مطالعه و دادن رفرنس برای گفته هایتان.

    [پاسخ]

    abolfazl پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۸م, ۱۳۹۱ ۹:۰۸ ب.ظ:

    سلام و درود خدمت آقا رامین عزیز
    شما باید به این مطلب واقف باشید که گفته های شما به طور کلی درست نیست به این دلیل که ازدواج با محارم نه تنها در ادیان الهی بلکه در بیشتر ملل و اقوام چه در گذشته و چه در حال کاری ناشایست و ناپسند به شمار میرفته و اکنون نیز این گونه می باشد.
    حال اگر کار پسندیده ای بو در اسلام نیز به آن اشاره و توصیه میشد نه تنها در اسلام به آن توصیه نشده بلکه به شدت از انجام این گونه عمل ناپسند نیز نهی شده نه تنها در اسلام بلکه در تمام ادیان الهی همچنین در دین زرتشت این عمل نا پسند خوانده شده پس به طور حتم این عمل در تمامی ادیان الهی کاری زشت و ناپسند خوانده می شود حال چگونه پیامبران الهی این گونه اعمال که به شدت از طرف پروردگار نهی شده انجام می دهند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    با تشکر

    [پاسخ]

  5. سارا می‌گه:

    سپاس
    سپاس
    و
    سپاس
    که نوشته ای در دست ما گذاشتید تا بتونیم با منبع و سند و بسنده تر از آداب پاک ایران و ایرانی در برابر بی اطلاعان تاریخ و مروجان اندیشه های مغرضانه و ویران کننده ی تاریخ و فرهنگ ایران دفاع کنیم

    پیروز باشید

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ مرداد ۲۳م, ۱۳۹۰ ۹:۴۸ ق.ظ:

    دوست عزیز
    منابع دیگری نیز یافته ام هم که مطالب قابل تفکری در آن وجود دارد .
    کتاب پیدایش دین یهودی که ذر این سایت می توانی دانلود کنی
    در پایین مطبی از آن نوشته ام تحت عنوان
    ابراهیم در مصر
    و ابراهیم در جرار

    [پاسخ]

  6. خسرو می‌گه:

    شاید با توجه به کمبود منابع ایران قبل از اسلام نتوان با دقت زیاد ادعا کنیم که ازدواج با محارم رسم بوده یا فقط برخی از موبدان بر آن تاکید می کرده اند ولی تمام منابع غیر از زرتشتیان از وجود آن اطلاع می دهند واقعیت های تاریخی مهمتر از چیزهائی است که ما دوست داریم آنگونه باشد من با گفته خانم سارا موافق نیستم بودن یا نبودن ازدواح با محارم سبب فرهنگی یا بی فرهنگی ما ایرانیان نمی شود اگر سابقه تاریخی ملاک باشد ایرانیان بیشترین فرهنگ باستانی جهان را داشته اند پس بیاییم با دلیل و منطق سابقه تاریخی خود را به جهانیان نشان دهیم

    [پاسخ]

  7. اریا می‌گه:

    باسپاس فراوان ازشمامردبزرگ

    [پاسخ]

  8. محمدباقر ابراهیمیان می‌گه:

    با سلام و سپاس از مطالب مفیدی که ارائه فرمودید
    بنظر می رسد امر ازدواج با محارم در تاریخ گذشته چه در بین حاکمان و حتی پیامبران و چه مردم عادی ناپسند نبوده همچنان که حضرت یعقوب پیامبر سه تا از زنانش خواهربودند اما از شروع دوره اسلامی که گستره آن به ایران و سایر جاها هم رسید این امر نکوهش شد بنظر می آید عمده دلیل آن هم به بعد علمی قضیه و گروه خونی و اینها مربوط میشه که در اونموقع امکان اثبات علمی نبوده و اسلام آن را به صورت امر حرام دانسته است به هر حال باز هم سپاسگزارم

    [پاسخ]

    احسان پاسخ در تاريخ تیر ۲۳م, ۱۳۹۰ ۱۰:۱۷ ق.ظ:

    من حرف شما رو قبول درام ه قبح یک قضیه به شرایط تاریخی بستگی داره. ولی زمانی که اخلاقیات یک جامعه امری رو ناپسند میدونه و شخصی بر خلاف این اخلاقیات و از روی خودخواهی و شهوت پرستی این اخلاقیات رو زیر پا می ذاره این بسیار قبیحه. کورش افتخار ما ایرانی هاست ولی امثال کمبوجیه مایه ننگ ما هستند.

    [پاسخ]

    احسان پاسخ در تاريخ تیر ۲۳م, ۱۳۹۰ ۱۰:۱۸ ق.ظ:

    من حرف شما رو قبول درام که قبح یک قضیه به شرایط تاریخی بستگی داره. ولی زمانی که اخلاقیات یک جامعه امری رو ناپسند میدونه و شخصی بر خلاف این اخلاقیات و از روی خودخواهی و شهوت پرستی این اخلاقیات رو زیر پا می ذاره این بسیار قبیحه کما اینکه کمبوجیه چنین کرد. کورش افتخار ما ایرانی هاست ولی امثال کمبوجیه مایه ننگ ما هستند.

    [پاسخ]

    آرش سهرابی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۱م, ۱۳۹۰ ۴:۳۷ ق.ظ:

    در دین اسلام میگویند که ازدواج

    دختر عمو و پسر عمو در آسمان بسته شده

    اما یهودیها این کار رو حرام و زنا میدونن

    پس اگه این جوریه بچه ی دختر عمو و پسر عمو….؟؟؟؟؟

    خود عربها هم با محارم عروسی میکردند

    [پاسخ]

    احسان پاسخ در تاريخ مرداد ۲۳م, ۱۳۹۰ ۹:۲۱ ق.ظ:

    ۱- منبع این حرف کجاست؟ “ازدواج دخترعمو پسر عمو در آسمان بسته شده” در کجای اسلام این حرف اومده. لطفاً مدرک بدید
    ۲- کمبوجیه بر خلاف عرف زمان خود با خواهران خود ازدواج کرد که در آن زمان نزد ایرانیان این کار بسیار قبیح بود و بعد هم یکی از خواهران به دست وی کشته می شود.
    ۳- اگر در دین یهود ازدواج دختر عمو و پسر عمو حرام و زنا باشد و یک یهودی دست به این کار بزند مسلماً این کار برای وی قباحت دارد. ولی در جامعه کنونی ایران و دیگر ممالکی که مذهب و عرف آنها ازدواج دختر عمو و پس عمو را مباح می دانند این کار به هیچ عنوان غیر اخلاقی نیست

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴م, ۱۳۹۰ ۱:۱۷ ب.ظ:

    سلام…. همچین روایتی که میگوید…. عقد دختر عمو پسر عمو در اسمان بسته است اصلا در اسلام وجود ندارد و این روایت ساخته ذهن مردم است.

    [پاسخ]

    ایشتو ویگو پاسخ در تاريخ مرداد ۲۱م, ۱۳۹۰ ۶:۰۳ ق.ظ:

    خود پیامبر اسلام با زن پسرش که جای دخترش بود

    ازدواج کرد و به اخلاقیات هیچ آسیبی نرسید

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴م, ۱۳۹۰ ۱:۴۴ ب.ظ:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام علیکم…………………اخه مردک برو کمی کتاب بخون پیامبر اسلام اصلا پسری داشت که به مرحله ازدواج برسد…. تمام فرزندان پیامبر در سنین کودکی فوت شدن در سنین ۵ و ۶ سال….. انی که تو میگویی ان زن زید بود زید یک برده مسیحی بود که پیامبر او را خرید و او را ازاد کرد ولی زید که شیفته اخلاق نیکوی پیامبر اسلام شده بود نزد او ماند… و مردم ان دوره چون دیدن زید و پیامبر اسلام علاقه شدیدی بهم دارن… به زید میگفتن زید بن محمد… که ایه نازل شد درباره همین گفته مردم….. و ما کان محمد ابا احدا من رجالکم بل کان رسولا و خاتم النیین.. ترجمه… ای مردم.محمد(ص) پدر کسی از شماها نیست(پدر زید هم نیست) او فقط پیامبری است از سوی ما و اخرین پیامبر است>>برو یکم مطالعه کن بدبخت….

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ مرداد ۲۳م, ۱۳۹۰ ۹:۵۱ ق.ظ:

    دوست عزیز
    با نگاه به کتاب پیدایش که یکی از اصلی ترین کتب یهودیت است می توانی اشخاص دیگری را به لیستت اضافه کنی .
    مطلبی هم در پایین نوشتم که می توانی آن را بخوانی.

    [پاسخ]

  9. شقایق می‌گه:

    ازدواج یعقوب(ع) با دو خواهر کاملا متفاوت با ازدواج با محارم است و در مورد هابیل و قابیل هم حدیثی از پیامبر وجود دارد که نشان می دهد به صورت ازدواج خواهر و برادر نبوده پس این نوع ازدواج در پیامبران نبوده است.اگر بخواهیم این موضوع را در ایران باستان بررسی کنیم این نوع ازدواج آنچنان که ما امروز فکر می کنیم عمل قبیحی نبوده چون در خاندانهای بزرگ و اشرافی حفظ اصالت خون را لازم می دانسته اند و این کاملا طبیعی است که برای حفظ اصالت نژادی دست به این نوع ازدواج بزنند.ازدواج با خویشان حتی محارم.

    [پاسخ]

    انی کاظمی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۷م, ۱۳۸۹ ۸:۳۹ ق.ظ:

    ممنونم از توضیحاتتون شقایق : )

    [پاسخ]

    رامین پاسخ در تاريخ فروردین ۳۱م, ۱۳۹۰ ۱۲:۳۱ ب.ظ:

    سلام
    شقایق جان ،شما هم مبتلا به مریضی انکار هستید.
    از خداوند متعال خواهان شفای عاجل جمیع ( انکاریون بی مدرک) هستم.

    [پاسخ]

    ایرانی پاسخ در تاريخ تیر ۱۵م, ۱۳۹۰ ۱۰:۳۷ ق.ظ:

    تمام پیامبران تازی با محارم خودشان ازدواج کردند

    [پاسخ]

    پانته آ ساهاکیان پاسخ در تاريخ مرداد ۲۱م, ۱۳۹۰ ۴:۵۱ ق.ظ:

    امیدوارم خداوند تو را به راه راست ببرد

    تو حتما نامت کبری یا صغری یا زهرا یا سلیمه هست

    بیخودی نامت رو نمیخواد شقایق بزاری

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ مرداد ۲۳م, ۱۳۹۰ ۹:۴۰ ق.ظ:

    شقایق جان
    مطالب جدیدی نوشته شده که می توانی به آن رجوع کنی.
    ابراهیم در مصر

    [پاسخ]

  10. علی می‌گه:

    سلام
    چرا تعصب گذشته ما همانی هست که بود چرا دلیل بیخود وتعصبی بیاریم
    در دوران نفهمی که ما به انها بعنوان تاریخ چند صد ساله می نگریم این رسم ورسومات هم بوده – خدا را شکر عمر حمله کرد وما را به راه راست هدایت نمود. باید دعاگویش باشیم

    [پاسخ]

    مجتبی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۶م, ۱۳۹۰ ۷:۴۵ ق.ظ:

    همین شما های … هستید که ایران رو به این وضعیت انداختید

    [پاسخ]

    آرمان پاسخ در تاريخ خرداد ۱۶م, ۱۳۹۰ ۱۲:۰۸ ب.ظ:

    علی جان واقعا برات متاسفم که این قدر کم عقل و نفهمی ……………………………………………………………………………………………………. حتی معلم دینی ها هم از عمر بدشون می آید که تو اونو می ستایی و دعا گویش هستی

    [پاسخ]

    سامان پاسخ در تاريخ تیر ۱۰م, ۱۳۹۰ ۱:۰۳ ق.ظ:

    منظورت همون عمری هستش که خونه های پارس ها رو خراب میکرد تا ستون هاش رو برای برپا کردن خیمه هاش استفاده کنه؟
    آخه تو که عقل و شعور نداری بیجا می کنی میای مطالب تاریخی پارسیان رو میخونی!
    برو کتاب دینی تو بخون

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ مرداد ۱۰م, ۱۳۹۰ ۱۰:۰۹ ق.ظ:

    لعنت به تو و عم…… حالم از آدمهای وطن فروش خائن به هم می خورد ایرانیان بهترین روشها را برای زندگی پیدا می کردند نیازی به عمر نبوده

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ مرداد ۱۳م, ۱۳۹۰ ۵:۴۸ ب.ظ:

    شما با چه مدرکی این چرت و پرت رو نوشتی خائن!؟
    اگه یکم خرد داشته باشی می فهمی که ما قبل از اسلام چی بودیم حالا چی شدیم
    برات متاسفم وطن فروش تازی پرست
    نفرین به همه کسانی که کشورشونو اینقدر ارزون به تازی های سوسمار خور می فروشن
    هزاران نفرین بر عمر
    اسلام دین بدی نیست ولی برای ایرانیان آیین زرتشت بهتره
    درود بر بزرگ آموزگار جهان زرتشت
    پاینده ایران

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ مرداد ۲۳م, ۱۳۹۰ ۹:۵۵ ق.ظ:

    عزیزم
    تو که یکی را ول کردی به یکی دیگه که با آن یکی تنها در فلسفه دینی فرق داره چسبیدی.
    درود بر خودت که می تونی فکر کنی و بدونی چه خوبه چه بده.

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴م, ۱۳۹۰ ۱۲:۱۹ ب.ظ:

    منظورت چیه؟
    مخالفی؟!
    اصلا آیین زرتشت بر پایه ی اینه که خودت فکر کنی ببینی چه کاری درسته چه کاری نادرست
    «ای مزدا»
    زمانی که تو در آغاز با اندیشه خویش
    تن و خرد و وجدان برای ما آفریدی
    و جان به تن ما دمیدی
    و ما را به گفتار و کردار توانایی دادی،
    خواستی که ما باور و آیین خود را
    به دلخواه برگزینیم،»
    گاتها،سروده ۴ بند ۱۱

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ مرداد ۲۵م, ۱۳۹۰ ۱:۵۵ ق.ظ:

    در بزرگ بودن زرتشت به عنوان یک معلم شکی نیست.
    اما فلسفه تمامی ادیان عین هم هستندو در زندگی انسان ها تا اتاق خواب ان ها هم دخالت می کنند چنان که دین زرتشتی این گونه بود با آن نظام کاستی که برقرار کرده بود.

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ مرداد ۲۸م, ۱۳۹۰ ۱۰:۴۲ ق.ظ:

    منظورت اینه که دین خوب نیست؟
    فکر نکنم دین زرتشت این قدر هم دخالت کرده باشه…

    ایمان پاسخ در تاريخ آبان ۱۰م, ۱۳۹۰ ۱:۲۵ ب.ظ:

    برای ایرانیان دین زرتشت بهتره؟
    معلومه که اصلا اطلاعات درستی درباره ادیان الهی ندارین.

    [پاسخ]

    بابک پاسخ در تاريخ آبان ۲۱م, ۱۳۹۰ ۲:۰۳ ب.ظ:

    بیا ثابت کن اسلام دینیه که از طرف خداست

    [پاسخ]

    انی کاظمی پاسخ در تاريخ آبان ۲۱م, ۱۳۹۰ ۵:۳۷ ب.ظ:

    کاربر بی ادب؛ بیشتر دیدگاه های شما به علت عدم رعایت مسائل ادبی حذف شد.
    شرم کنید. اینجا برای فحش و خالی کردن شما نیست.

    [پاسخ]

    ایمان محمدی پاسخ در تاريخ آبان ۲۱م, ۱۳۹۰ ۹:۳۲ ب.ظ:

    ثابت کردن اینکه دین اسلام از طرف خداست کار ساده ایه. هر کسی میتونه ثابت کنه.
    البته اگه شما مثل ابوجهل، همه چیزو انکار نکنید.

    [پاسخ]

    علی پاسخ در تاريخ آبان ۲۳م, ۱۳۹۰ ۹:۰۵ ق.ظ:

    ثابت کن

    محمد رضا پاسخ در تاريخ آبان ۱م, ۱۳۹۰ ۳:۰۲ ب.ظ:

    علی برو دوتا کتاب بخون بعد بیا دم از عمر بزن. عمر یه عطر ناب ایرانی رو برد پیشه سپاهش و سرباز ها از اون بود داشتن مست می شدن وعمر به سپاهش گفته هر کی از این عطر می خواد با من به ایران بیاد تا هر چقدر دلش می خواد از اون عطر ورداره وقتی اونا میان به گلهای رو فرش های ایران هم رحم نمی کنن و با خنجر گلهای زیبای فرش هارو هم می برند ونمی دونن که فرش با کنار هم بودن اون گلها زیبان
    درود بر ایرانیانی که ایرانیند

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲م, ۱۳۹۱ ۱۲:۲۷ ب.ظ:

    خاک بر سر کثیفت حیوون

    [پاسخ]

  11. محمدجلالیان می‌گه:

    درود بی گران به سروران گرامی از اشنایی ما باتاریخ سپاس گذارم وازشما یک برنامه ای گذاشته تا کلمات ماهمه پارسی باشه وهرکس واژههای ایرانی دارد ارسال کند وبه همه اموزش دهیم تا کم کم گفتار مان وفذهنگ مان به اصل خود برگردد باسپاس فراوان

    [پاسخ]

  12. علی می‌گه:

    درود بر شما که بر دهان این یاوه گویان میزنید ملتی که تمدن دارد مردا بزرگ دارد کورش نویسنده حقوق بشر دارد داریوش شاه دارد این چنین پست نیست که مثل خدایان یونان با خواهر خود ازدواج کنند این بربر های اروپایی و تازه بدورا رسیدههای امریکایی تازه متمدن شدن تاریخ با افتخار ایران را زیر سئوال میبرند

    [پاسخ]

    احمدرضا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۶م, ۱۳۹۰ ۷:۳۵ ب.ظ:

    داشتید داشتید داشتید چه داشتید اگر فقط یک دانشمند به نام قبل از ورود اسلام به ایران دارید نام ببرید ما هم بدایم شما فقط زورتان به مورچه ها می رسد که در اوستا هم گفته شد برای کفاره یک گناه باید ۱۰۰۰۰ مورچه را بکشید پس فردوسی همچی بیراه نگفت
    میازار موری که دانه کش است
    این بیت با شما های مورچه کش است شما ها که با محارمتان برای حفظ خون و نژآدی و انحصاری بودن دنیتان با خویشاوندانتان ازدواج میکردید زنانتان که در اوستا آمده است کالای مبادله هستند.
    منشور کوروش هم که می گویی قلابی است معلوم نیست از کجا آمده است فقط چیزهای که در تورات نوشته شده است را ذکر کرده است و کوروش درباره خود صحبت کرده است این بدرد نمیخورد تازه منظور بشر بنی اسرائیل است بدبخت برو به فکر خودت باش که در تورات میخوانیم نطفه غیر از یهود نطفه اسب است اینها همش دروغ است
    ولی یونانیان تا جایی که جا دارد علم و دانشمنددارند فقط سه نمونه بزرگ آنها:
    افلاطون، ارسطو و سقراط و هزاران هزار دانشمند بزرگ دیگر شما فقط نام یک دانشمند بزرگ ایرانی قبل از ورود اسلام را نام ببرید بس است؟ نه کسانی مثل کوروش و داریوش یهودی خونخوار که واقع پیریم را انجام می دهند

    [پاسخ]

    arman پاسخ در تاريخ تیر ۹م, ۱۳۹۰ ۴:۳۱ ب.ظ:

    دانشمندان شاعران قبل از اسلام: باربد (موسیقیدان و شاعر)
    ابو لؤ لو ( فیروز ) : قاتل عمربن خطاب ( خلیفه ی اعراب تازی ) هنرمند، صنعت گر و سازنده ی آسیاب های بادی. (اینو باید بشناسی)

    زرتشت (اینو باید حتما بشناسی)

    شیده: دوره ساسانی سازنده کاخ خورنق

    استانس :که در زمان خشایار شاه زندگی می کرده و نخستین واضع نظریه اتمی مواد است که بسیاری از بزرگان یونان از شاگردان ایشان بودند. (این اخریه واست کافیه )
    و بزرگمهر: وزیر مشهور انوشیروان(تو که خودتم نمیشناسی بهتره سکوت اختیار کنی)
    در ضمن در ذوران فرمانروایی انوشیروان ساسانی مجهزترین دانشگاه علوم تجربی ساخنه شد .اون زمانی که عربا داشتن زنایه خودشون رو میفروختن ما داشتیم پندار گفتار و کردار نیک رو رواج میدادیم این چه حرفیست که شما دانشمندان ایران را قبل اسلام بعد اسلام میکنید؟

    [پاسخ]

    احمدرضا پاسخ در تاريخ تیر ۱۵م, ۱۳۹۰ ۶:۵۶ ب.ظ:

    این آخریه رو اشتباه گفتی این زرتشتیان بودند که داشتند خواهر مادراشون رو می کردند و مورد کالای واسطه قرار می دادند:
    زن به عنوان کالامبادله میشود(اوستا،ج۲ص۶۹۸-ش۴۴)
    که هنوز اثراتش توی دبی هویداست.
    آهنگ زدن رو نمی دونم از کی تا حالا شده علم برای طریقی بشر که موسیقی طرقی که نداره منبع کلی از مضرات خودت می تونی سرچ کنی درسته ما هم می گیم شما آسیاب بادی می سازید ما اهرام مصر افتاد
    زرتشت که کشتید قلابیشو گذاشتید
    نمی دونم این اطلاعات ما قبل اسلام رو از کجا اوردید شما که ادعا دارید همه تاریختون رو عربا و مغول و اسکندرو و غیره سوزند این همه اطلاعات رو نکنه روی همون چندتا تیکه سنگ قلابی نوشتن
    حالا یکم از افتخارات زرتشتیان در دوره قبل از اسلام می گم فیض ببرید:
    مادّۀ مخدّر “هَوم” بـرای ایجاد توهّم در مغز و اعصاب زرتشتیها!!(ج۱- ۱۴۰تا ۱۴۸ اوستا)؛
    اسامی شاهان افسانه ای و نیز قهرمانان خیالی ایران باستان دراوستا؛ قصه وافسانه پردازی، آن هم افسانه هایی که فقط کودکان آنها را باور کنند، در سراسر اوستا؛
    جسد مرده باید غذای پرندگان وحشی شـود و مجازات۵۰۰تا۱۰۰۰ضربه شلاق برای هر کس که مرده را زیر خاک دفن کند!! (اوستا، ج۲-ص۶۸۴-شماره۳۶تا۳۹)؛
    زن به عنوان کالامبادله میشود(اوستا،ج۲ص۶۹۸-ش۴۴)
    سزای زنی که بچۀ مرده زاید!(ج۲ص۷۱۳ -ش۴۵ – تا: ص۷۱۶-ش۶)؛ موبدها پول به دکتر نمیدهند و فقط دعا می خوانند!!(اوستا، ج۲-ص۷۳۶-ش۴۱)؛
    شستن با ادرار!!(ج- ۲- ص۷۴۷- ش۱۲و۱۳؛ و: ص۸۶۸ -ش ۲۱ و۲۲)؛ قتل کسی که مرداری را درآتش میـسوزاند، برای احترام آتش!!(ج۲ص۷۶۲ ش۷۳ تا ۷۶)
    عجبم در گفتار نیک و کردار نیک و پندارنیکتان بابا دست مریزا

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ مرداد ۱۳م, ۱۳۹۰ ۵:۵۷ ب.ظ:

    نفرین به تو وطن فروش خائن
    منابعت تو سرت بخوره بی ادب بی خرد!
    شرم کن
    دلت خوشه مسلمانی!
    کتاب مقدس زرتشتی ها کتاب گاتهاست اوستا قابل اعتماد نیست…
    برو تحقیق کن نفهم
    تو دین زرتشتی زن و مرد کاملا برابرند
    مگه تو نادان چیزی در مورد آرتمیس و امثال این شیر زنان نمی دونی!؟

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ شهریور ۴م, ۱۳۹۰ ۱:۱۷ ق.ظ:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    کلمه الله هیه العلیا
    سلام عله المسلمین
    ……………………… درباره کتاب گاتها گاتها را اگر ترجمه کنی شاید به ۴۰ یا ۵۰ صفحه هم نرسد پس این چه کتابی است … همه دین شمادر ۴۰ صفحه است…. اگر اوستا و وندیداد و خرده اوستا و یسنا قابل اعتماد نسیتن چرا انها را میخوانید و احکام خود را از انجا تقلید میکنید…. لینکی را به شما معرفی میکنم… که سایت استاد تاریخ دان و باستان پژوه رضا مرادی غیاث ابادی است که در ان نوشته و توضیح داده گاتها هم تحریف شده
    http://ghiasabadi.com/zoroaster_gatha_03.html

    مجید پاسخ در تاريخ شهریور ۵م, ۱۳۹۰ ۱۱:۰۳ ب.ظ:

    کتاب گاتها به هیچ وجه تحریف شده نیست چون زبان گاتها فراموش شده بوده پس نمی دونستن چی نوشته که بخوان تحریفش کنن
    کتاب گاتها حداقل ۱۰۰ صفحه است احتملا فونت شما خیلی ریز بوده!!!
    زرتشتیان هم از گاتها استفاده می کنن و اگه از اوستا و کتاب های دیگه استفاده کنن کارشون اشتباه بوده
    دلایلی هم وجود داره که این احتمال هست قرآن هم تحریف شده باشه
    اما بدون شک گاتها تحریف شده نیست چون چند هزار سال زبانش فراموش شده بوده
    شما می تونید چیزی رو که زبانشو بلد نیستید تحریف کنید!!!
    در ضمن تعداد صفحه های کتاب مقدس هر آیین به میزان خرد و مغز کسانی بستگی داره که واسشون فرستاده شده!
    قصد توهین به شما رو نداشتم اما اسلام بیشتر از همه برای عرب ها بوده…

    بابک خرمدین پاسخ در تاريخ مرداد ۲۳م, ۱۳۹۰ ۲:۱۹ ق.ظ:

    همون جوری که به قول خودش از اوستا

    نوشته ما هم باید از قرآن بنویسیم. تا ببینیم جریان چیه؟

    بنویسیم که سوره ی توبه و بقره

    سر شار از توصیه به کشتارو قتل و غارت است

    سوره نسا آیه ۲۳ تا ۳۲میگه هرجا حمله کردین

    زنها رو اسیر کردین غنیمت جنگی حساب میشن

    حتی اگه شوهر داشته باشن؟

    سوره احزاب آیه ۵۲ تا ۶۰ زنها….. همه رو بر محمد حلال کرده
    یا چطور یه مرد ۵۲ ساله با یه دختر ۷ ساله ازدواج میکنه؟

    یا خیلی چیزای دیگه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    که میدونم بنویسم باز پاک میکنیییییی

    بر خلاف اینکه نوشتی چیزی پاک نمیشه…

    [پاسخ]

    انی کاظمی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴م, ۱۳۹۰ ۱۱:۴۲ ق.ظ:

    پاک می کنم چون کلمات زشتی استفاده می کنید. “مسلمون دیدم که به خواهر و مادرش تجاوز کرده” “شما برو مادرتو صیغه کن…” در صورت ادامه شما کلاً مسدود می شوید.

    عادل پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴م, ۱۳۹۰ ۱:۵۱ ب.ظ:

    این استانس از اسمش پیداست که اصلا ایرانی نبوده … و در مورد اونهایی که حرف زدی با دلیل و مدرک تاریخی حرف بزن…لعنت خدا بر ابو لولو کافر

    [پاسخ]

    سامان پاسخ در تاريخ تیر ۱۰م, ۱۳۹۰ ۱:۰۸ ق.ظ:

    این عرب های بی پدر هم خوب زبون در اوردن ها!!چقدر یاوه میبافن؟!نمیدونم چرا نمیرن یکم مطالعه کنن!؟
    احتمالا مادرش عرب بوده رفته یونان بهش …… کردن شده ۲رگه!
    حالا یکبار از عرب ها حمایت میکنه یه بار از یونانی ها!!

    [پاسخ]

    احمدرضا پاسخ در تاريخ تیر ۱۵م, ۱۳۹۰ ۷:۰۰ ب.ظ:

    شما ها بغیر از توهین کار دیگه بلد نیستید توهین بکنید ما هم می دونیم کاری جز توهین بلد نیستید.
    ما می گوییم کل جهان از یک پیکرند و همه مردم یکی هست و این خصلت سگانه ناسیونالیسمی وجود شما ها رو فراگرفته که این طوری نژاد پست خود را به ماوراء آسمان برده اید.
    ها ها ها ها

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ مرداد ۱۰م, ۱۳۹۰ ۱۰:۲۳ ق.ظ:

    تصور ازدواج با محارم در ایران باستان نتیجه این بوده که زنان هم مانند مردان در همه امور اجتماع حظور فعال داشته اند حتی در امور جنگی و نظامی اولین دریا سالار ایران در زمان خشایارشاه یک زن بوده است اگر قرار باشد شاه یک فرمانده زن را به امور مهم کشوری و لشگری بگمارد از نزدیکان خود انتخاب می کرده است این تهمت به بابک خرمدین هم روا شده است حظور زنان در تمام امور مهم همراه مردان برای کسانیکه زنان را فقط جهت غرایز شهوانی یا تداوم نسل می خواستند (تازیان / یونانیان و رومیان) به معنی همسری یا تجاوز جنسی بوده است

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۲:۳۵ ب.ظ:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    کلمه الله هیه العلیا
    سلام علی المسلیمین
    شما چقدر حرف خنده داری زدی … زن در ایران از یک سطل اشغال هم مفلوکتر بود(با عرض معذرت از تمام بانوان) زن در ایران باستان را الان برات مینویسم… کریستان بارتمه در کتاب خود به نام زن در حقوق ساسانی
    مینویسد….. در ایران باستان ازدواجی بود با نام ازدواج استقراضی
    که مرد میتوانست بدون نیاز به اجازه زن زن خود را به مرد دیگری قرض دهد… برو کتابو بخون…………….
    ……………………………
    اما آیا چنین دستاوردهایی در دین زرتشتی بنیادیافته در دوره ساسانی نیز پایدار می‌ماند؟ منابع دینی زرتشتی و آثار مکتوب پهلوی چه پاسخی برای پرسش ما دارند؟ آگاهی‌های موجود در کتاب‌های دینکرد (به ویژه کتاب سوم)، ماتیگان هزار دادِستان، اندرزهای آذرباد مهرسپندان، ارداویراف‌نامه، شایست‌نشایست، وِدیوداد (وندیداد)، روایت امید اشه‌وهیشتان و بسیاری منابع دیگر، وضعیت اسفبار زن ساسانی (و عموماّ مردمان آن زمان) را به روشنی گزارش می‌کنند. وضعیت ناگواری که محصول حاکمیت و قدرت بلامنازع و مهار نشده موبدان دین نوساختهٔ زرتشتی بوده است که خود را نمایندگان تام‌الاختیار خداوند بر روی زمین می‌دانستند و با اتکای به همین مشروعیت و با نام دین و خدا و پیامبر، پیروان تمامی ادیان و مذاهبِ غیر زرتشتی را به نام کافر و فساد کننده بر روی زمین کشتند و نیایشگاه‌های آنان را به نفع آتشکده‌های درباری ویران کردند و سوزاندند.

    برای آگاهی بیشتر بنگرید به کتیبه‌های سه‌گانهٔ موبد کرتیر، موبد موبدان عصر ساسانی در نقش رستم، نقش رجب و سرمشهد. این کتیبه بارها به زبان‌های گوناگون و از جمله به فارسی ترجمه و منتشر شده است. برای آگاهی از حمله به نیایشگاه آناهیتا در کنگاور و سوزاندن آن به عنوان نمونه‌ای از به آتش کشیدن نیایشگاه‌های غیرزرتشتی بنگرید به: کامبخش‌فرد، سیف‌الله، معبد آناهیتا- کاوش‌ها و پژوهش‌های باستان‌شناسی، تهران، ۱۳۷۴، ص ۱۴٫

    آسیبی که از خشک‌اندیشی و خشونت‌های آنان به ایران‌زمین رسید، نه تنها موجب گسست فرهنگی و اجتماعی مردمان ایرانی و ضعف آنان در برابر نیروهای مهاجم بیگانه شد، بلکه بیش از هر چیز به آیین و اندیشه‌های پیامبر ایران، آسیب وارد ساخت.

    به موجب متون زرتشتی ساسانی و به ویژه «ماتیگان هزار دادستان»، زنان اموال و مایملک مرد دانسته می‌شده‌ و بهایی معین داشته‌اند. بهایی که معمولاً برابر با قیمت یک مرد برده، یعنی در حدود ۲۰۰۰ سکه نقره بوده است. این نکته همچنین از نخستین شواهد پیدایی برده‌داری در ایران عصر ساسانی حکایت می‌کند.

    بنگرید به مدخل «برده و برده‌داری» Barda Bardadari در دانشنامه ایرانیکا.

    موبدان زرتشتی ساسانی همانند روحانیان بسیاری از ادیان، از دل‌نگرانی عمیقی نسبت به زنان رنج می‌برده‌اند و آنان زنان را عامل اصلی انحراف مرد از وظایف دینی می‌دانسته‌اند. شاید این نگرانی‌ها از آنجا ناشی می‌شده که زنان در برابر آنان مقاومت و سرسختی بیشتری نشان می‌داده‌اند. در کتاب پهلوی «بندهش» چنین گزارش می‌شود که اورمزد از یافتن موجودی دیگر برای انجام زایمان ناتوان بود و از روی ناچاری زن را برای اینکار انتخاب کرد. زنی که حتی خداوند را نیز می‌رنجاند و از تبار «جِـهی» (روسپی/ دختر اهریمن) است. به این ترتیب زنان نمی‌توانسته‌اند همچو مردان راهی به سرای اهورامزدا داشته باشند.

    بندهش، مهرداد بهار، بخش نهم، در باره چگونگی زنان.

    همانگونه که در این کتاب زنان از تبار دیوان شرور دانسته شده‌اند، در «اندرزهای آذرباد مهرسپندان» موبد بزرگ عصر شاپور دوم (که هنوز هم در نیایش‌خوانی‌ها به فروهرش درود فرستاده می‌شود) از بی‌خردی و رازگشایی و اعتماد‌ناپذیر بودن زنان سخن رفته است.

    آذرباد مهرسپندان، رهام اشه، بخش‌های گوناگون.

    متون فقهی زرتشتی، مقررات و دستورهای سختگیرانه فراوانی در باره اعمال و حرکات زنان دارند، بطوریکه زنان حتی در کوچکترین و شخصی‌ترین کارهای روزمره خود حق تصمیم‌گیری نداشته‌اند. آنان به هنگام دشتان ماهانه موظف بوده‌اند تا در جایی زندان‌مانند و دور از همگان به نام «دشتانستان» اقامت کنند و از آن خارج نشوند و نگاهشان به آتش نیفتد. از آنجا که زنان در این مدت سخت آلوده و خطرناک دانسته می‌شده‌اند، موظف بوده‌اند از ظرف‌های مخصوصی استفاده کنند و هیچ ارتباطی با دنیای خارج از دشتانستان نداشته باشند. زنان همچنین موظف بوده‌اند تا پس از پایان دشتان، دویست مور دانه‌کش را بکشند و خود را با پیشاب (ادرار) گاو نر شستشو دهند (گاه در برابر یک موبد مرد، چون زنان حق موبد شدن نداشته‌اند). چنانچه زنی در این مدت آهنگ شوهر خود را می‌کرد، سزایش «مرگ ارزانی/ اعدام» بود.

    ماتیگان هزار دادستان، آناهیتا پریخانیان، چاپ ایروان، به زبان‌های ارمنی، انگلیسی و روسی؛ همچنین بنگرید به بخش‌های گوناگون از متن اوستایی «ودیوداد/ وندیداد».

    زندانی کردن زنان به هنگام زائیدن طفل مرده نیز رایج بود. در این هنگام مزداپرستانِ زرتشتی می‌باید در جایی بی‌آب و علف، اتاقکی بسازند و زن را به آنجا ببرند. زن موظف بود در آن اتاقک چند جام از آمیخته پیشاب گاو نر با خاکستر را بنوشد در حالیکه تا سه روز حق نوشیدن آب را نداشته است.

    وندیداد، در مجموعه اوستا، گزارش جلیل دوستخواه، جلد دوم، ص ۷۱۳ تا ۷۱۶٫

    آذرباد مهرسپندان در اندرزهای خود که تنها خطاب به مردان و نه زنان گفته شده است، سفارش می‌کند که تا جای ممکن مانع از رفتن زنان خود به بیرون از خانه شوند. اما چنانچه به ناچار زنان قصد خروج از خانه را داشته‌اند، موظف بوده‌اند با حجاب کامل و پوشش یکدست سر تا پا در انظار همگان ظاهر شوند و چنانچه کمترین آرایش و زیور خود را به دیگران نشان می‌داده‌اند، شایسته جهنم دانسته می‌شده‌اند. البته زنان اشراف در جامعه طبقاتی زرتشتی ساسانی از این قاعده و بسیاری قواعد دیگر معاف بوده‌اند.

    بنگرید به بخش‌های گوناگون از کتاب ارداویراف‌نامه، فیلیپ ژینیو، ترجمه ژاله آموزگار.

    زندگی زناشویی زن نیز زیر نفوذ عمیق موبدان بود. دختر موظف بود در سن ۹ سالگی با شوهری که برایش انتخاب می‌کرده‌اند، ازدواج کند و اگر به مدتی طولانی از اینکار سرباز می‌زند و زندگی بدون شوهر را ترجیح می‌داد، سزاوار مرگ بود. مجازات مرگ همچنین برای زنی که به قهر شوهر خود را ترک گفته بود نیز در نظر گرفته می‌شد.

    شاهنشاهی ساسانی، تورج دریایی، ترجمه مرتضی ثاقب‌فر، ص ۱۷۳ تا ۱۷۵٫

    زنان می‌باید سه بار در روز در برابر شوهران خود زانو می‌زدند و می‌پرسیده‌اند که آقایش دوست دارد امروز چه کاری برایش انجام شود. با این حال، زنان حق تقاضای طلاق و حق تصرف جهیزیه خود را داشته‌اند. اما پس از طلاق حق گرفتن منافع مترتب بر اموال و جهیزیه خود را نداشته‌اند.

    مردان طبقه اشراف می‌توانسته‌اند بدون محدودیت زنان متعدد بگیرند. به هر تعدادی که امکانات مالی نگهداری از آنان را داشته باشند. همچنین مردان می‌توانسته‌اند تا در صورت فقر و ناتوانی زن خود را بفروشند و یا در صورت ناباروری خود، آنان را برای مدتی معین در اختیار مرد دیگری بگذارند و در واقع اجاره دهند (جزئیات این معامله‌ها را در «ماتیگان هزار دادستان» بخوانید). دستوراتی شبیه این در میان ادیان دیگر نیز دیده شده است، اما چنین به نظر می‌آید که مردم از این اجازه منفعت‌طلبانه موبدان استقبال نکرده و خشم آنان را برانگیخته‌اند.

    ازدواج با محارم یا «خْـویدودَه» بدون در نظر داشتن رضایت یا نارضایتی زن، به گستردگی تبلیغ می‌شد. بطوریکه گناه مرد لواط‌کار تنها در صورتی پاک می‌شد که با مادر یا خواهر و یا دختر خود وصلت می‌کرد.

    خرده مقالات، بیژن غیبی، چاپ آلمان، ص ۳۵۰٫

    با اینکه موضوع ازدواج با محارم اینروزها به شدت تکذیب و برای توجیه و تحریف آن کوشش‌های زیادی می‌شود، اما منابع و اسناد مکتوب زرتشتی و غیر آن بسیار فراوان‌تر از آنند که جایی برای تردید باقی بماند. سراسر بخش مفصل و طولانی هشتادم از کتاب سوم «دینکرد» به بحث در این باره پرداخته و جزئیات آنرا به دقت بازگو کرده است. جزئیاتی مانند حق‌الارث دختری که در عین حال زن پدر خود نیز هست و موارد دیگر.

    دینکرد، کتاب سوم، ترجمه فارسی از فریدون فضیلت؛ ترجمه انگلیسی از م. شکی؛ همچنین در زمینه ازدواج با محارم در دین زرتشتی بنگرید به گفتاری از جلیل دوستخواه.

    نگاره‌های بازمانده از عصر ساسانی نیز از نگاه رایج ساسانیان به زن حکایت می‌کند. در حالیکه نگاره‌های زنان پیش از تاریخ، هخامنشی و اشکانی، با انبوهی از نقش‌های زنانی با شکوه و قدرتمند به دیده می‌آید، بر نگاره‌های ساسانی که بر جام‌ها و موزائیک‌ها بر جای مانده است، زن تنها موجودی است که وظیفه خوشگذرانی و بزم و ساز و آواز مردان را بر عهده دارد. پدیده‌ای که شاهنامه فردوسی نیز به آن اشاره دارد و نام‌های زنان در عصر ساسانی شاهنامه بر خلاف پیشینیان پر افتخار خود همچو فرانک و گردآفرید و منیژه، از شمار فراوانی معشوقگان درباری تشکیل شده است. متن پهلوی «خسرو قبادان و ریدگی» نیز ویژگی‌های یک زن خوب از دید خسرو را باز می‌گوید. ویژگی‌هایی که در اندام و جاذبه‌های زنانه خلاصه می‌شوند.

    متون پهلوی، سعید عریان، ص ۸۲

    متین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۸م, ۱۳۹۱ ۹:۵۹ ق.ظ:

    ببنید شما دین زرتشتی رو دارید با اسلام مقایسه میکنید. فراموش نکنید که آیین زرتشنی در زمان خودش بالاترین دین بوده.زمانی که همین عربها تو بیابونا دنبال سوسمار بودن ایرانیها پاکی و پارسایی دم میزدند.آیین زرتشتی از جانب خدا اومده.زرتشت آتش پرست نیست.اهورا مزدا یعنی هستی بخش بزرگ و دانا.این نکته رو به یاد داشته باشید که در پیش بینیهای اشو زرتشت گفته شده که این دین تا هزار سال میماند و بعد قومی میآید که پر از دروغ و نیرنگ است و مردمانش به هم رشک میورزند.
    شما که ایرانی هستید آیا اصالت خودتونو فراموش کردید؟
    در دینی که توش حرف از خدا پاکی و راستی و درستی زده میشه آیا میشه ازدواج با محارم جایگاهی داشته باشه؟
    مگه نمیگیم تنها خواهربرادرایی که باهم ازدواج کردند فرزندان حضرت آدم و بی بی حوا بودند؟ برای شکل گیری نسل بشر. و بعد از اون کلا نهی شد ازدواج با محارم.ائنوقت چطور ممکنه یک دین که از طرف خدا اومده بیاد و ازدواج با محارم رو آزاد بزاره؟
    بالفرض که آزاد هم گذاشته.اما شاید با فرهنگ اون زمان مغایر نبوده.
    زرتشت و آریایی نشان از پاکی و رادمردی و صداقت و دینداری هستند.ما باید به این موضوع افتخار کنیم که اجداد ما در زمانی که در سایر نقاط دنیا مردم هیچ نمیدانستند پاک زندگی میکردند و بزرگترین آموزه اونها صداقت بود.اما الان چی؟از ۱۰ تا حرف ۹تاش دروغه.آیا مگه تو ایران امروز نیستند کسایی که با خواهر یا دختر خود زنا کنند؟
    یا در سراسر جهان چنین چیزهایی پیدا نمیشه؟
    یه لینک براتون میزارم.برید توش تا نامه عمربن خطاب به یزدگرد ساسانی، شاهنشاه ایران وجوواب شاهنشاه رابه عمر بخونید.خودتون قضاوت کنید:

    http://www.maremmate87.mihanblog.com/post/24

    این آدرس رو وارد کنید تا برید داخل خود مطلب
    ایام به کام

    سامان پاسخ در تاريخ مرداد ۱۵م, ۱۳۹۰ ۱۰:۵۳ ق.ظ:

    احمدرضا:متاسفم واست که فقط نوک دماغت رو مبینی!!
    لیاقت تو همین یاوه هایی هست که میبافن و به خوردت میدن!
    چی فهمیدی از زندگیت؟از کشورت؟از اجدادت؟
    تا حالا به نقشه هخامنشیان نگاه کردی تو عمرت؟توجه کردی که تا کجا کشیده شده و چه عظمتی داره؟و اما نکته اینجاست:کشورهای بزرگی مثل مصر زیر پوشش حکومت هخامنشیان هستند و پهناورترین امپراطوری دنیا تا به امروز از شرق تا غرب کشیده شده و این تعداد کشور به پارسیان تعلق داره اما شبه جزیره عرب جایی در این امپراطوری عظیم نداره.
    افتخار نکنی به خودت و اجداد عربت ها که زیر سلطه پارسیان نبودی…چون دلیلش این بوده که این ادما اینقدر پست بودن که حتی کسی میل به تصرف کشورشون رو نداشته!یه دلیلش زنده به گور کردن دختراشون.واست کافیه؟
    چند تا کتاب میگم برو بخون بعد بیا اینجا…
    چهره عریان زن عرب(که توش میخونی عرب ها اینقدر پست بودند که دختران خودشون رو ختنه میکردند)و کتاب در سراشیبی سقوط یا ناگفته های اسلام به ایرانیان
    یکم بخون تا با اجداد کثیفت اشنا بشی با همون عرب های سوسمارخور بیابان گرد!!

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴م, ۱۳۹۰ ۱:۵۵ ب.ظ:

    اقای کثیف در ایران هم ختنه کردن دختران مرسوم بود برو از بزرگترات سوال کن

    الناز پاسخ در تاريخ شهریور ۳م, ۱۳۹۰ ۲:۱۲ ب.ظ:

    شمایی که از دانشمندای یونانی تعریف میکنی به افاظاتشون توجه کن
    ارسطو : زن چیزی نیست مگر مرد ناکام ،خطای طبیعتو حاصل نقصی در افرینش .سقراط: وجود زن بزرگترین منشا انحطاط بشری است .یونانی ها با از بین بردن دختران و پسران ناقص فکر میکردند به قدرتشون افزوده شده و مردان زیباتری می شدند اما زنان ایرانی در زمان هخامنشی مرخصی زایمان می رفتند

    [پاسخ]

    ali az italiaa پاسخ در تاريخ شهریور ۵م, ۱۳۹۰ ۲:۴۵ ق.ظ:

    این را بدان که تو هم از تخم و ترکه کورش بزرگی مرز ما تا اروپا بوده مادرانت حتما اریاییان را زیارت کرده اند

    [پاسخ]

    جواد پاسخ در تاريخ مهر ۱۴م, ۱۳۹۰ ۸:۵۱ ق.ظ:

    بله دقیقا همانطوری که مادران شماها هم دبی را زیارت کرده اند !!!!!

    [پاسخ]

    sara پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۹۱ ۵:۳۶ ب.ظ:

    اون خواهرای شما هستن که به زبون عربا آشنایی دارن.

    [پاسخ]

    lmasoud پاسخ در تاريخ شهریور ۱۲م, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۰ ق.ظ:

    احسنت به تو دوست عزیز

    [پاسخ]

    زنده تا ابد ! پاسخ در تاريخ آبان ۲۹م, ۱۳۹۰ ۱:۳۸ ب.ظ:

    متاسفم براتون که مسخ فرهنگ تزریقی غرب شدید
    شما دارید عقل و شعور و درک بالای فرد فرد ایرانی رو با اسم بلند آوازه چند دانشمند مقایسه می کنید (همونکاری که توی هالیوود می کنند ، مهم نیست بقیه آدما چقدر شعور دارن ، نقش اول فیلم آخر شعور و عقله ، بقیه آدما گاگولند و مثل عروسک هیچکاری ازشون برنمی آد)
    شما می دونید آتشکده های ایرانی با چه مهندسی ساخته شده ! شما می دونید ایرانی ها چظور ستاره شناسی می کردند ! شما می دونین ایرانیها چطور به این سطح بالای شعور و فرهنگ رسیده بودند ! آیا چیزی از معماری و شهرسازی ایران باستان که مخروبه هاش رو یکی یکی دارن پیدا می کنن می دونید ؟ هرچند که آرمان عزیز نام چندتن از اونا رو براتون آورد اما حتی با فرض نداشتن چند دانشمند بلند آوازه ، آیا با داشتن چند نام بلند آوازه دانشمند مشکلات و موانع به کلی مرتفع می شود ؟ پس چطور یونان و آمریکا و چه و چه با داشتن لیستی بلند بالا از نام دانشمندان هنوز در حال درجا زدن و سرقت فرهنگ های کهنه ماست ؟ آیا مشکلات اخلاقی ، سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی این ممالک با داشتن دانشمندانشان حل شده ؟

    [پاسخ]

    سیاوش پاسخ در تاريخ بهمن ۱۳م, ۱۳۹۰ ۲:۰۰ ب.ظ:

    مورچه بهتر از سوسماره شما یه دانشمند عرب قبل از اینکه اسلام وارد ایران بشه نام ببر

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲م, ۱۳۹۱ ۱۲:۴۷ ب.ظ:

    محمدرضای عرب من میخوام بدونم که عربای سوسمار خور چی داشتن واسه عرضه کردن؟؟؟؟همون وحشیایی که دختراشونو زنده بگور میکردن…ههههه همونایی که چندتا ازدواج و طلاق داشتن….لعنت به هر چی عربه….

    [پاسخ]

    بهمن سوشیانت پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲م, ۱۳۹۱ ۱۰:۳۵ ب.ظ:

    شهاب عزیزم من چون دوست دارم بازم میگم:
    خواهش میکنم با منطق و آرامش کامنت بزار وگرنه کامنتات خریدار نداره بخدا
    اینجوری خودتو بی ارزش میکنی

    (نصیحت نیست، پیشنهاد برادرانه است)

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳م, ۱۳۹۱ ۲:۲۱ ق.ظ:

    منم دوست دارم سوشیانت جان اخه خیلی برام زور داره این ادما اینجوری بحرفن

    [پاسخ]

    اردلان پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴م, ۱۳۹۱ ۱۲:۵۲ ق.ظ:

    شهاب جان اعراب دختران خود را زنده به گور نمیکردند به چند دلیل ۱- همانطور که می دونی اعراب به غیر از شکم وزیر شکم به چیز دیگری نمی اندیشیدند وبسیار زنباره بودند حال چگونه دختران که باعث خوشیشان می شد زنده به گور کنند۲- طبق بعضی از احادیث جمعیت عربستان در ان زمان ۸میلیون نفر بود که در ان زمان جمعیت بسیاری بود حال چگونه است که اعراب دختران خود را زنده به گور می کردند ولی نسل کثافتشان منقرض نشده تناقضی است حل ناشدنی است . و در پایان بگم اگر این پدیده بوده بسیار نادر وکم بوده و به قول معروف هرچیزی را با خرد خود بسنجید

    شهاب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶م, ۱۳۹۱ ۷:۱۹ ب.ظ:

    برات متاسفم که میگی اعراب دختراشونو زنده به گور نمیکردن کم از اعراب حرومزاده دفاع کن….

    بهمن سوشیانت پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۷م, ۱۳۹۱ ۱۲:۳۴ ق.ظ:

    شعار اصلی زرتشت:
    پندار نیک کردار نیک و (((((گفتار نیک)))))

    برادرای پان آریایی چون شهاب و اردلان پیغمبر اسلام به قول شما چرت میگه
    آیا زرتشت شما هم چرت میگه؟
    شعار آریایی آریاییتون و عرب ستیزیتون گوش فلک رو کر کرده
    ولی نشون میدید فقط شعار بلدید بدید
    من تنها چیزی که از شما ندیدم گفتار نیک هستش

    (((((((((((منبا عقاید متحجر و خشک مذهبی عادل هم به شدت مخالفم اما عادل با وجود مسلمان بودن و عدم اعتنا به دین زرتشتی همیشه “””گفتار نیک””” داشت ولی شماها که دم از آریایی بودن و عشق کوروش و زرتشت داشتن میزنید به حرف زرتشت پشیزی گوش نمیدید و و تمام کامنتاتون فحش کشیدید به غیر ایرانیها)))))))))))

    متاسفم
    بای

  13. هادی می‌گه:

    سلام
    ایا واقعا فرقی میکنه۲۵۰۰ ساله پیش چی نوع ازدواجی باب بوده یا چه نوع زندگی میکردند بنظر من که نه این مهمه که اونا درون زمان به دنیا حکمرانی میکردن اون هم با عدالت هر کس با هردینی که داشت راحت وبدون هیچ فرقی با دیگران زندگی میکرد همون طور که رو دروازه ملل تخت جمشید نوشتن دروازه همه ملل.
    بنظر بنده این اهم داره که الان ما چی هستیم.
    در کل بابت این مطلب سپاس گزارم و بهترین ارزو هارو برتون ارزو میکنم.

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ فروردین ۲۶م, ۱۳۹۰ ۱۲:۲۶ ق.ظ:

    بله اقا هادی اینکه موبدان در ان زمان چکار میکردند مهم است زیرا موبدان و شاهان حافطان ان شریعت زرتشت میباشند و این مسئله(ازدواج با محارم) از طرف شاهان و موبدان بیانگر منحرف شدن و تحریف این مذهب میباشد…….. این مسئله مهم است

    [پاسخ]

    احسان پاسخ در تاريخ تیر ۲۳م, ۱۳۹۰ ۱۱:۲۰ ق.ظ:

    “با عدالت هر کس با هردینی که داشت راحت وبدون هیچ فرقی با دیگران زندگی میکرد “؟؟؟؟!!!!
    بهتره یه مقدار راجع به کشتار پیروان مزدک و مانی در اون دوران مطالعه کنید.

    [پاسخ]

  14. میلاد می‌گه:

    سلام
    با تشکر از انی عزیز به خاطر سایت عالیت
    متاسفانه نمیشه این واقعیت تاریخی رو رد کرد…من هنوز متقاعد نشدم که این ازدواج در ایران باستان وجود نداشته…شواهد بسیار زیادی وجود داره که تاییدش میکنه! در مصر باستان هم وجود داشته.
    ما باید تاریخ رو با تمام اتفاقاتش بپذیریم.

    [پاسخ]

  15. محمد می‌گه:

    خدا نکنه یه چیزی بخواد از زاویه مثبت دیده بشه !! :)
    ما آدما اگه یه کار قبیح و زشت مثله نزدیکی با محارم رو بخوایم توجیح کنیم همانجوری که چند تا از دوستان در نظراتشون اعلام کردند میتونیم بگیم ۲۵۰۰ سال پیش ایراد نداشته یا نسب پادشاهی خدشه دار میشده یا هابیل و قابیل …
    حقیقت امر اینه که ما در گذشته پادشاهان قدر و با ذکاوتی داشتیم که دینشون زرتشت بوده و از ۰ تا ۱۰۰ میشه نمره ۸۰ رو بهشون داد
    ولی آدمای کاملی نبودند
    ولی الان یه جوری برای مردم جا انداختند که اون پادشاها یه جورایی معصوم بودند
    من که مسلمونم یه آرزوی خوب برای همه مردم دارم
    آرزو میکنم منه مسلمون با حضرت محمد (ص) و امام حسین (ع) محشور بشم دوستانی هم که مدافع زرتشت هستند با ایشان محشور شوند
    در دنیای دیگر خداست که قضاوت میکند – حق ولاغیر

    [پاسخ]

    سامان پاسخ در تاريخ تیر ۱۰م, ۱۳۹۰ ۱:۱۱ ق.ظ:

    کسی اینجا وجود حضرت محمد(ص)و امام حسین(ع)رو تکذیب نکرد!

    [پاسخ]

    بابک خرمدین پاسخ در تاريخ مرداد ۲۱م, ۱۳۹۰ ۵:۲۵ ق.ظ:

    ببینم با چه سندی میگی که اونا کامل نبودن؟

    و محمد کامل بوده؟

    ها؟

    [پاسخ]

  16. ali می‌گه:

    درود
    اصلام
    مهم نیست که در اون زمان چنین ازدواج هایی اتفاق می افتاده یا نه مهم اینه که ما تلاش کنیم گذشتگان خودمونو بهتر بشناسیم این مطلب برای ما نشه سنگ محک اون ها(که من شک دارم این اتفاق افتاده باشه)
    در ضمن بهتره ما به عنوان نوادگان اونا کارهای خوب و نیکشونو تبلیغ کنیم تا خودمون بشینیم تبل رسوایی خودمونو بزنیم.

    [پاسخ]

  17. میلاد می‌گه:

    در هیچ زمانی تا به حال هیچ ملت و حکومتی نبوده که کامل و بی نقص باشه.
    ولی چیزی که معلومه اینه که ایرانیان در اون زمان بسیار پایبند به دین و اعتقادات خود بودن اگر هم این قضیه درست باشه حتماً برای اونها گناه نبوده.
    ولی الان چی؟ واقعاً چند درصد از مسلمونهای ایران به احکام دین اسلام پایبندند؟ اون موقع بدترین گناه دروغ بوده و زرتشتی ها شهره به راستگویی بودن، الان چی؟ دروغ مثل نقل و نبات تو دهن مردم میچرخه.
    اونها در اون زمان بهترین بودن،
    آیا ما در این زمان بهترینیم؟

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ فروردین ۲۶م, ۱۳۹۰ ۱۲:۳۲ ق.ظ:

    شما به اینجا نگاه نکن برو پیش مسلمانهای سنی ببین . دورغ و قسم و غیره پیششون هست خیلی خیلی خیلی کم و شاید ان عده کم هم سنی نباشن

    [پاسخ]

    رامین پاسخ در تاريخ فروردین ۲۸م, ۱۳۹۰ ۶:۱۹ ب.ظ:

    سلام
    میلاد جان
    دروغ در ایران سابقه بسیار زیادی دارد چنانکه داریوش کبیر در کتیبه بیستون از سه چیز می ترسد:
    حمله دشمن
    خشکسالی
    دروغ مردم .
    این نشان می دهد دروغ وجود داشته که این شاه بزرگ از آن در حراس بوده.
    در حمله مغولان به ایران در سال ۶۱۶ هجری آنان ایرانیان را تازیکان می نامیدن،به خاطر دروغ گفتن ایرانیان وقتی که هنوز در ایران مذهب تشیع وجود نداشته است.

    [پاسخ]

    رامین پاسخ در تاريخ فروردین ۲۸م, ۱۳۹۰ ۶:۲۲ ب.ظ:

    پوزش از هراسی که حراس نوشته شد.

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ دی ۲۶م, ۱۳۹۰ ۱:۳۲ ق.ظ:

    دوست عزیز
    داریوش کبیر از این چیزها نمی ترسیده بلکه داشته دعا می کرده، مثلاً در زمان داریوش کبیر وحتی قبل از اون کوروش کبیر ایران از نظر نظامی بسیار قوی بوده و همیشه از پس دشمنانش بر می اومده پس اگه گفته “حمله دشمن” دلیل بر هراسش نبوده. اجتناب از “دروغ” هم چون تو دین زرتشت خیلی روش تاکیید بوده توی کتیبه نوشته شده.
    در مورد تازیکان، مثل اینکه شما اطلاعات کافی نداری. تازیکان که از تاریکی میاد در واقع همون اعراب هستند.
    مغول ها هم ششصد سال بعد از حمله اعراب به ایران حمله کردند.

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ بهمن ۷م, ۱۳۹۰ ۴:۴۹ ب.ظ:

    دوست عزیز
    انسان همیشه برای نداشته هاش دعا می کنه .
    مغولان هم در سال ۶۱۳ به ایران حمله کردن جمله بال هم بر گرفته از کتاب تاریخ مغول از عباس اقبال است.

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۰م, ۱۳۹۰ ۵:۲۴ ب.ظ:

    شما اول اطلاعاتتو کامل کن بعد بیا بحث کن.
    اولاً مغول ها در سال ۶۱۶ هجری به ایران حمله کردن که میشه ۱۲۱۸ میلادی، اعراب در ۶۳۵ میلادی به ایران حمله کردن. افتاد؟
    ثانیاً کی گفته انسان فقط برای نداشته هاش دعا می کنه، شما مادر، پدر، خواهر، برادر، زن،‌ بچه و… نداری؟ دعا نمی کنی خدا برات نگهشون داره؟
    منظورتو از جمله بال نفهمیدم؟!

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ بهمن ۱۴م, ۱۳۹۰ ۶:۴۰ ب.ظ:

    مگه جدیدن خدا تغییر شغل داده و کار شده نگهداری اون اشخاصی که بهش اشاره کردی؟
    تو بمیری خبر نداشتم !
    ممنون از اطلاع رسانی شما
    باشه از فردا به جای پول براش دعا می کنم ببینم مرد هست تا اخر کارشو ادامه بده؟
    از تصحیح تاریخ حمله مغول ها و اون تاریخ های میلادی که دادی ممنون.

  18. مریم می‌گه:

    چند روزه که این سایتو دیدم.متن بالا خیلی قشنگ بود راجع به ازدواج محارم در ایران باستان ایرانیها همیشه ستودنی بودنو و پاک.این تهمت ها رو غربیها به ما میزنن

    [پاسخ]

    الناز پاسخ در تاريخ شهریور ۳م, ۱۳۹۰ ۲:۲۲ ب.ظ:

    اینو غریبه ها نمیگن سیروس سمپیتمه نوه زرتشت در کتاب افرینش از زبان خشایار ازدواج مادرش اتوسا دختر کوروش کبیر را با کمبوجیه و بعد با بردیا {پسران کوروش } را تصدیق میکنه اما احتمالا این یه قانون قطعی نبوده وفقط ارجحیت داشته چون اتوسا مجدا با داریوش ازدواج می کند می دانید که نسبت داریوش و کوروش خیلی نزدیک نبوده .

    [پاسخ]

  19. ahoora می‌گه:

    لطفا تاریخ واقعی را با افسانه های دینی قاطی نکنید

    [پاسخ]

  20. zangin می‌گه:

    نمیدانم که این قضیه از کجا شروع شده ولی ایا فکر کردید که ما ایرانیان از هر قومی انقدر در گذشته خود غرقیم که یادمان رفته در زمان حال هیچ نیستیم ما در کجای جدول کشورها هستیم چه چیزی در علم نوین به جهان داده ایم همیشه مصرفگرا هستیم قانون ناپذیر هستیم به همنوع و هم وطن خود وفادار نبودیم بیگانه پرست بودیم تا به کسی میگی تو …..اهای من فرزند کوروشم ۲۵۰۰سال تمدن دارم….اقا امریکا که کل تاریخش ۲۰۰سال هم نمیشه ارباب دنیا نیست اقا بیخیال بذارید مردم با حال اشنا بشن هر چند فاصله ها جبران شدنی نیست با دنیای نوین

    [پاسخ]

    بهزادتورانی پاسخ در تاريخ مرداد ۱۳م, ۱۳۹۰ ۱۲:۳۰ ق.ظ:

    در این که ایران تاریخ و تمدن داره هیچ شکی نیست.اما ایالات متحده کشور همه ی افرادی هستش که از همه چیز تو کشورشون خسته شدن.کشور انگیلیسیایی که از مسیحیت و کشیش های اروپا خسته شده بودند.کشور برده هایی که از کار کردن خسته شده بودن کشور آزادی کشور مسلمونا مسیحیا یهودی ها شیطان پرست ها حتی .کشور تو کشور من کشور خیلیها

    [پاسخ]

  21. مهرین می‌گه:

    ” خشنه اتره اهوره مزدا”
    با درود و سپاس از دوست نیک اندیش خانم کاظمی. به شوند ارزشمند بودن برخی جستارهایتان در زمینه دیانت مزدیسنی از شما خواستاریم از تارنمای ما دیدن نمایید. بی گمان دیدگاه های شما دوستان در زمینه پر بار شدن هر چه بیشتر تارنما بسیار اثر گذار می باشد.

    “اته جمیات یته آفرینامی”

    [پاسخ]

    انی کاظمی پاسخ در تاريخ خرداد ۱م, ۱۳۹۰ ۱۲:۰۶ ب.ظ:

    درود. دوست عزیز، از شما ممنونم.

    خوشحال می شوم بتوانیم در انجمن تاریخ ما، با هم همکاری هایی انجام بدیم.
    دیدگاه تان چیست ؟

    گاه نیک

    [پاسخ]

  22. pr-velayat می‌گه:

    با سلام.
    با تشکر از رامین.
    مهم حال ماست درسته که گذشته نشانه ی هویت ماست امام فرهنگ ۵۰ سال پبش ایران تا الان فرق میکنه چه برسه به چند صده پیش تا حالا.

    [پاسخ]

  23. یاسمین می‌گه:

    سلام یه انسان عاقل توی این دنیای بزرگ وبا این همه نظرهای مختلف به نظر اعتقادی من رجوع می کند به عقل و اگه نتونست باز تشخیص بده اگه قلبن مسلمان اعتقاد داره بهترین چیزی که می شود ازش استفاده کرد کلام الله مجید چیزی کسی نتونست تحریفی در اون ایجاد کنه چون خدا خودش نگهش میداره و تفسیر معنی دقیق اونه

    [پاسخ]

    انی کاظمی پاسخ در تاريخ خرداد ۱م, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۶ ق.ظ:

    قرآن کتابی که تحریف نشده است. ولی آیا مفاهیم تحریم نشده اند ؟
    تحریف شده اند.

    [پاسخ]

    روزبه پاسخ در تاريخ تیر ۱۵م, ۱۳۹۰ ۱۰:۴۲ ق.ظ:

    منظورت کدام قرآن است که تحریف نشده !؟
    فکر کنم منظورت قرآن عثمان باشه

    [پاسخ]

    arman پاسخ در تاريخ تیر ۲۰م, ۱۳۹۰ ۱:۱۱ ق.ظ:

    یه قران که بیشتر نیست همون قرانه عثمانو میگن دیگه

    [پاسخ]

  24. mmj می‌گه:

    با درود ،
    من هم دو پست در وبلاگ شخصی دراینباره یعنی شیوع ازدواج با محارم در ایران باستان قرارداده ام
    مقاله ای ۷۰ صفحه ای از هاشم رضی که در ضمن شرح و بسط مفصل و تاریخچه ان پاسخی به نوشتار فوق نیز هست! چراکه خواه ناخواه چنین برداشتها و کوششهایی را بی اعتبار میسازد

    مقاله فوق و این ادرس را هم به پای مطلب پیوست کردم تا نشانی از بی طرفی باشد!

    دوستان این مقاله را میتوانند در ادرس زیر ببینند و دانلود کنند

    http://iranbastannn.blogfa.com/cat-2.aspx

    http://iranbastannn.blogfa.com

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ مرداد ۲۳م, ۱۳۹۰ ۹:۳۳ ق.ظ:

    سلام
    نگاهی دوباره به این سایت برای مطالب جدید داشته باشید.

    [پاسخ]

  25. mmj می‌گه:

    نظرم حذف شد!!!!!!!!!

    [پاسخ]

    انی کاظمی پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵م, ۱۳۹۰ ۱۰:۰۲ ق.ظ:

    درود. نظری حذف نمی شود، بلکه نیازمند بررسی می ماند.

    [پاسخ]

  26. mmj می‌گه:

    ضمن تشکر از مدیریت این سایت این نوشتار را لینک مطلب ازدواح با محارم در ایران باستان تارنگارخود خواهم کرد

    [پاسخ]

  27. بنفشه می‌گه:

    سلام
    در مورد ازدواج با محارم فقط ایران نبوده بلکه در مصر و سوریه و جاهای دیگه هم بوده
    این یه ائیین بوده و اشکالی هم نمیشه گرفت چون ما انسانها کامل نبوده وباید به تکامل برسیم پس خدا هم پیامبران برای هدایت فرستادن
    حال ما در جهت تکامل خودمون تلاش کنیم
    و از تاریخ درس بگیریم

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ مرداد ۲۳م, ۱۳۹۰ ۹:۳۲ ق.ظ:

    سلام
    نگاهی ذوباره به این سایت برای مطالب جدید داشته باشید.

    [پاسخ]

    الناز پاسخ در تاريخ شهریور ۳م, ۱۳۹۰ ۲:۲۷ ب.ظ:

    منم موافقم

    [پاسخ]

  28. دانش می‌گه:

    ازدواج با محارم در درین زرتشتی مستحب بوده است و این مطلب آنقدر آشکار است که انکار آن احمقانه است شما هم شده اید ناصر پورپیرار برای تاریخ

    [پاسخ]

    انی کاظمی پاسخ در تاريخ تیر ۲۸م, ۱۳۹۰ ۳:۲۸ ب.ظ:

    شما دلایل را خواندید ؟ اگر خوانده بودید بی دلیل سخن نمی پراکاندید.

    [پاسخ]

  29. حمید می‌گه:

    با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما انی کاظمی تشکر می کنم از سایت بسیار خوب شما باید خدمت دوستان عز یزی که در این مورد نظر دادن بگم که هرودوت یونانی و تاریخ نویسهای یونانی بر عکس ماکه تاریخمون را کوچیک می کنیم اسکندر رو بزرگ جلوه دادن که بسیارخنده دار است کدام تاریخ نویس منصفی رو می تونی پیدا کنی که علیه مردم خودش بنویسه ایا اسکندر جز خرابی و ویرانی و اتش زدن و غارت کار دیگری انجام داد خزانه شهر پارسه چه شد؟چه بلایی بر سر پارسه امد؟در تاریخ ویل دورانت دوروغی بزرگ تر از ان هست که سپاه یک ونیم میلیونی ایران در برابر سپاه چندده هزار نفری یونان شکست می خورد ایا به نظر شما شهرهای کوچکی مانند اتن و اسپارت می توانست در برابر قدرت عظیم ایران برابری کند؟سپاهی که به راحتی وارد مصر می شود توسط کمبوجیه. اگر با عدالت بخواهیم صحبت کنیم در همه جا با عدالت صحبت کنیم ایا فیلمی مزخرف تر از فیلم ۳۰۰ تاکنون دیده اید نه خیر عزیزم ایران از همان ابتدا ایران بوده و ایرانی هم ایرانی بوده در کجای کتیبه های تخت جمشید شما عکس زن یا مرد برهنه ای را می توانید ببینید در کجای کتیبه شما می توانید مردی را سوار بر اسب و کسی را پیاده ببینید در تخت جمشید هر چه هست گل است و درخت و دوستی ایا در دست پادشاهان شمشیری هست در مورد دانشمندان که دوست عزیزم گفته. ایا شهر سوخته در زاهدان را دیده اید ایا ان چشم مصنوعی را که در ان شهر پیداکرده اند دیده اید ایا می دانید که قدمت شهر سوخته بیش از هفت هزار سال است ایا می دونید ان چشم برای مدتی در موزه ایتالیا برای بازدید به نمایش گذاشته شده بود در جواب اون دوست که از مغولها گفته بود بگم ایا می دونی مغولها در این کشور چه جنایتهایی کردند ایا می دونی تو نیشابور به سگ و گربه هم رحم نکردند چه برسه به ادمهایی که برابر مغولها ایستادگی کردند ایا می دونی افراد را زنده زنده با اهک روشون رو می پوشوندن ایا می دونی عطار نیشابوری را مغولها کشتند….. اگه ایت اله طباطبایی رو قبل داری در کتاب تفسیر المیزان کوروش رو ذوالقرنین دونسته اره اونها باید برن به ماراتون افتخار کنن ما هم باید بریم تاریخ خودمون رو خراب کنیم اگر تاریخ ما دروغ پس اشیا ایرانی تو موزه های لوور فرانسه و موزه ملی انگلیس و موزه های ژاپن چی کار میکنه چرا ۲۵۰۰۰قطعه اشیا عتیقه ما را دانشگاه شیکاگو پس نمی ده .ایا از تپه های سیلک کاشان چیزی شنیدید ایا از نقاشیهایی که بر روی کوهها در لرستان کشف شده چی شنیدید توصیه می کنم بریید کتاب الفتوح رو هم یه نگاهی بندازید سیاست انگلیس همون بلایی رو که سر ترکیه دراورد هم می خواد اینجا در بیاره کشور ترکیه با هویت ۷۰ساله که به دنبال به ثبت رسوندن مولوی ما برای خودشون و شیخ خرقان برای تاریخ سازی وکشورهای عربی هم که خودتون بهتر می دونید با خلیج عربی و اینکه ابو علی سینا عرب بوده خدانگهدار

    [پاسخ]

    فرید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱م, ۱۳۹۱ ۷:۵۴ ب.ظ:

    الان مطلب قشنگتو خوندم. خیلی عالی بود دستتو میبوسم با افتخار این کارو انجام میدم. وتو هم به خودت افتخار کن وبه اون خونی که تو رگهاته. وبه اون شیری که خوردی. مثل تو این سایت کمتر دیدم. این همه ایران ستیزی وطن ستیزی برای چی؟ قدر خودتو بدون انشالله پاینده باشی. ندیدمت اما دربست دوست خواهم داشت.

    [پاسخ]

  30. شاهین می‌گه:

    با درود، ما ایرانیها کلا آدمهای عجیبی هستیم. وقتی یک نفر تلاش می کنه تا از فرهنگ و تاریخمون دفاع کنه خودمون از تمام ابزار استفاده می کنیم تا انکارش کنیم یا برعلیه مطلبش هزار حرف چرت و پرت بزنیم. نمونه اش همین مقاله بالاست. تا تونستیم بر ضد اون نوشتیم تا حسابی خستگی رو به تن نویسنده و پژوهشگر بزاریم. برای نابود کردن ایران نیازی به غربی و استعمارگر نیست، خودمون کار رو انجام مدیم. این هنر ماست: ایران ستیزیهمزمان با عرب زدگی و غربزدگی!

    [پاسخ]

    بهزادتورانی پاسخ در تاريخ مرداد ۱۳م, ۱۳۹۰ ۱۲:۳۴ ق.ظ:

    حق با تو شاهین ایران خوابه ما هم همه عرب

    [پاسخ]

    سعید پاسخ در تاريخ شهریور ۱۱م, ۱۳۹۰ ۱۱:۱۳ ق.ظ:

    بنام خداوند جان و خرد
    دوست عزیز ممکن است به من بگویی که جنابعالی و امثال جنابعالی چه برتری خاصی نسبت به عربها دارید ؟؟؟
    آیا از لحاظ علمی و پیشرفتهای تکنولوژی برتر هستید که نیستیدو یا از لحاظ اقتصادی و سیاسی بهتر هستید که نیستید !!!
    شاید هم فکر میکنید که از لحاظ چهره و قیافه بهتر هستید که من تا بحال فرقی بین خودمان و عربها ندیدم و حتی بدقیافه ترین و لشت ترین و بد تیپ ترین افراد دنیا را دربین خودمان دید ه ام .
    شاید هم دلتان به افسانه ها و داستانهای تاریخی که قند را در دل بعضی از ما آب میکند خوش است باید بگویم که اشتباه میکنید چون امروزه دروغ بودن و جعلی بودن آنها برای آنهایی که عقل دارند و مقایسه میکنند ثابت شده و حنای این افسانه سرایی و تاریخسازی و دروغ پردازی هم دیگر رنگی ندارد
    پس این همه داد وبیداد و قال انداختن که ما از فلان ها بهتریم و ما اینگونه ایم و آنگونه ایم در حالی که ما ملتی جهان سومی و عقب افتاده هستیم و هیچ فرقی نسبت به همسایگان عرب یا ترک یا پاکستانی و افغانی خود نداریم و نه تنها از آنها بهتر نیستیم بلکه در برخی جاها از آنها کمتریم فقط ادعاهایمان گوش جهانیان را کر کرده و هرروز افسانه ای جدید و دروغی جدید به خورد مردم خودمان میدهیم که ما ۲۰۰۰ سال پیش حقوق بشر داشتیم و دموکراسی !! داشتیم و پیشرفته ترین مردم دنیا بودیم در حالی که امروزه همه مردم دنیا ما را به عنوان ملتی عقب مانده از قافله علم و تکنولوژی و پیشرفت میشناسند
    کی میخواهیم به خودمان بیاییم و نگاهی واقعی به جایگاه خودمان در دنیا بیندازیم و گول حرفهای دروغ و افسانه های تاریخی که هدفشان سرگرم کردن مردم ما با گذشته بعضا خیالی و دروغین و منحرف کردن آنها از واقعیات حال و حاضر دنیای کنونی است را نخوریم .
    نژادپرستی و عقده حقارت تا کی ؟
    کمی به حال حاضر و به آینده بنگرید و دست ازنژادپرستی بردارید بسیار بسیار بهتر است چرا که با این کارها به هیچ جایی نخواهید رسید

    [پاسخ]

    شهرام پاسخ در تاريخ مهر ۲۸م, ۱۳۹۰ ۳:۲۶ ب.ظ:

    درمیان همه تمدنها ادیان چیزهایی وجود داشته که باعث شرمندگی نسلهای آینده ازهمان آیین ها یا تمدن شده است اصولا ازدواج با محارم از یونان شروع شده واسکندر آنرا باخود در حمله به ایران تحفه آورده بله درمیان اعراب رسم بوده که دختران را زنده بگور میکردند درایران درهند و…..
    آیا نشان تمدنی همه وهمه به همینجا ختم میشود.در هر عصر وزمانه ای حتی درآینده هم کسانی وجود خواهندداشت که باتفکر التقاطی ومنحرف تصمیماتی را علیه جوامع خود بگیرند وآنرا بصورت یک دستورالعمل واجب برای سایرین واجب الاجرا بدانند که این نشان از گمراهی وجهل آنهاست چرا که هرآن ممکن است باظهور فردی یا دینی یا تفکری تمامآن قوانین درهم بشکند وروبه فراموشی برودبعد عده ای از روی مسخ شدن دردریای ابتکارات جوامع قوی دست دست به افشای آنچه که فراموش شده وعده ای بسیار بزرگ ازیک جامعه اصلا دوست ندارند به آن بپردازندولی ازهمه آنچه که در کتب بسیار بزرگ برمی آیدوفوقاً توسط بعضی دوستان اشاره شده حکایت ازدشمنی بی حد وحصر یهودیانی دارد که به اصل احترام متقابل به تمدنهای دیگر وآیین های دیگر هیچ گونه اعتقادی ندارند وعده ای را اجیر نموده تا علیه مردمی که درحال حاضر زندگی میکنندراملامت نمایند.به قولی شاید به فرض محال چیزی وجود داشته آیا بایدهمه مردم از همه آنچه که از نیاکان آنها برجا مانده سخت متعصب شده وبا هم درستیز آیند شاید با تفکرات آنزمان برای آنان درست بوده باشد قرارنیست که اجدادماآنچه را که اشتباه بوده وانجام میداده اند ما هم اجام دهیم اصلاربطی به حال حاضر ماوسایرین ندارد این تفکر از هرکه صادر شده گرایشی یهودی صیهونیستی دارد که جوامع تمدنها وادیان را بجان هم می اندازد تا ازفاضلاب وزغ بگیرد ونوش جان کند
    با تشکرآلات…

    [پاسخ]

  31. شاهین می‌گه:

    با درود، ما ایرانیها کلا آدمهای عجیبی هستیم. وقتی یک نفر تلاش می کنه تا از فرهنگ و تاریخمون دفاع کنه خودمون از تمام ابزار استفاده می کنیم تا انکارش کنیم یا برعلیه مطلبش هزار حرف چرت و پرت بزنیم. نمونه اش همین مقاله بالاست. تا تونستیم بر ضد اون نوشتیم تا حسابی خستگی رو به تن نویسنده و پژوهشگر بزاریم. برای نابود کردن ایران نیازی به غربی و استعمارگر نیست، خودمون کار رو انجام میدیم. این هنر ماست: ایران ستیزی همزمان با عرب زدگی و غربزدگی!

    [پاسخ]

  32. Mana می‌گه:

    همه آدم های شاه؟؟ نوشته: استیون کینزر انگلستان در سال ۱۳۲۹ گروه تحقیقاتی را تشکیل می دهد تا علت و زمینه های بحران در ایران را پیدا کند .از جمله پژوهش در مورد روانشناسی ایرانیان بوده، که یک دیپلمات انگلیسی بعد ازتحقیق اینگونه ایرانیان را توصیف می کند: !!“ ریا کاری بدون دستپاچگی،اعتقاد به قضا و قدر،اهمیت ندادن به زجر کشیدن …!!ایرانیان عادی تو خالی و بی اخلاق و همیشه مشتاق قول دادن در قبال کارهایی اند که قادر به انجام دادنش نیستند و یا اصلاً قصد انجام دادنش را ندارند.!! !! اهل طفره رفتن، فاقد انرژی و استقامت!!،اما تابع قدرت و انضباطند.فاقد هویتی مشخص ، عربی- فارسی ؟به گذشته افتخار میکنند ولی به آن خیانت.ضعیف کش و بیگانه پرست.خود را از عربها جدا ولی عرب دوست هستند و شکست در مقابل انها را افتخار میدانندمرده پرست و زنده کش .کسی که به انها بدی کنند و آنها را خوب بترساند ؛ستایش کرده و مقبره و گنبد برایش میسازند.لجباز ؛ حتی اگر به ضررشان باشد.بالاتر از همه، از توطئه و تبانی لذت می برند!!!و هر زمان که منافعشان حکم کند، به آسانی از اعمال غیر اخلاقی تبعیت می کنند!!!.ایرانی، دروغگویی ماهر است!!،اما انتظار ندارد که گفته هایش را باور کنند!!.ایرانیها در زمینه های فنی, به راحتی معلوماتی سطحی کسب می کنند و خود را متقاعد میسازد که به معلوماتی عمیق دست یافته اند .” تحقیقات انگلیسی ها در مورد ایرانی ها زمانی جوابی غیر از این خواهد داد که هر یک از ما تصمیم بگیریم در مقابل این عادات زشت ریشه دار تاریخی مان مقاومت کنیم و هزینه اش را بپردازیمسعی کردن برای تغییر عرف یعنی در خلاف جهت جریان رودخانه شنا کردن

    [پاسخ]

  33. Mana می‌گه:

    بیاییم یه فکری برای زمان حال بکنیم،کودک آزاری و تجاوزهای دسته جمعی شده اخبار هرروزه،امروز رو چه کنیم؟چه فرقی می کنه اونها قبلا چه جور بودند ،حال ما رو عوض نمی کنه،اونچه به حال ما موثره یک تصمیم بزرگ تاریخی بر اراده نیکی کردنه وبر این تصمیم موندن.

    [پاسخ]

    انی کاظمی پاسخ در تاريخ مرداد ۴م, ۱۳۹۰ ۹:۵۶ ق.ظ:

    دوستانی که نقد می کنند، باید به مرحله ارائه راه حل توجه کنند.

    [پاسخ]

  34. محمد توانایی می‌گه:

    یکی از مسائل مهم و قابل توجه درباره نظام فکری و اعتقادی و عملی زردشتیان مقارن ظهور اسلام، مسئله تقدیس و تعظیم و پرستش آتش است.
    این کار از قدیمترین دوران باستانی سابقه دارد و تا به امروز ادامه یافته است.
    بوعلی سینا در فصل هفتم از فن دوم طبیعیات شفا می گوید: طبقاتی از پیشینیان که به فلسفه اضداد تمایل داشتند و معتقد بودند که همه چیز از ” ضدین ” به وجود می آید و در این جهت در مسئله خیر و شر، نور و ظلمت، به عنوان دو ضد واقع شده بودند در تمجید و تعظیم آتش راه مبالغه پیش گرفتند و آتش را شایسته تقدیس و تسبیح (پرستش) دانستند، بدین جهت که آتش عنصر نورانی است و بر عکس زمین و خاک عنصر ظلمانی می باشد و لهذا شایسته تحقیر است )طبیعیات شفا، چاپ قدیم طهران صفحه ۱۷۷(.
    سخن بوعلی آتش پرستی به دنبال فکر دوگانگی هستی و فلسفه خیر و شر و نور و ظلمت پدید آمده است،

    [پاسخ]

  35. محمد توانایی می‌گه:

    ) امامرضا(ع) در یکی از مناظرات خویش روبه بزرگان زرتشت کرد و فرمود: به من بگو این که زرتشت را پیامبر می دانی، برطبق کدام دلیل است؟ بزرگ زرتشتیان در جواب امام به معجزات زرتشت اشاره کرد و گفت اگرچه ما آنها را ندیده ایم اما اخبار پیشینیان ما گواه بر آن است. امام رضا از او پرسید: آیا جز این است که اخبار پیشینیان به شما رسیده و پیروی کرده اید. او پاسخ مثبت داد. حضرت با زیرکی تمام به او فرمودند: همین گونه سایر امتها، اخباری به آنها از معجزات موسی(ع) و محمد(ص) و پیامبران دیگر رسیده است، پس چرا این پیامبران را قبول ندارید و تنها روی زرتشت تکیه می کنید؟ بزرگ زرتشتیان خاموش شد و پاسخی نداشت!

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ مرداد ۱۱م, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۹ ب.ظ:

    محمد جان
    بی شک هیچ گاه زرتشت ادعای پیمبری نداشته ونه زرتشت بلکه بودا و کونفسیوس نیز چنین ادعای ندارد و هیچ یک نیز ادعای داشتن معجزه برای حقانیت خود نداشته اند.
    اینان که در بالا از آن ها نام بردم به گفته خود آنها اصلاح گر بوده اند برای هدایت و تعالی جامعه،و بحث، پیمبری و معجزه مختص ادیان سامی است .موفق باشید.

    [پاسخ]

    mmj پاسخ در تاريخ مرداد ۱۵م, ۱۳۹۰ ۳:۴۱ ب.ظ:

    دوست عزیز!
    زرتشت درگاتها :
    ۱- خودرا برگزیده مزدا میداند
    ۲- فرشتگان پیش روی او حاضر میشوند و بوی تعلیم میدهد
    ۳- خودرا امورش یافته مزدا و فرشتگان او معرفی میکند
    بنده با استفاده از گاثاهای پورداود به چنین ادعاهایی پاسخ گفته ام بنگریدبه : http://iranbastannn.blogfa.com/

    [پاسخ]

    آرش سهرابی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۱م, ۱۳۹۰ ۴:۳۰ ق.ظ:

    داداش میشه بگی بر چه اسنادی میگی که زرتشتیان توی کاخ مامون

    با امام شیعیان رضا گفتوگو کردن؟

    در اون گفتوگوها مسیحی.. یهودی… و… بود اما زردشتی نبود..

    راستی چرا بریم دور دورا… همین فیلم رضا که مهدی فخیم زاده ساخته رو ببینی بسته..

    گیریم که دروغ تو راست…

    اگه همه ی معجزات پیامبرانی که تو گفتی درسته.. پس همزمان باید همه رو بپرستیم

    وگرنه اسلام و محمد حق ندارن که بگن تنها باید اسلام رو دین دونست…

    [پاسخ]

  36. محمد توانایی می‌گه:

    • بنام خدای یکتاوخالق نور واتش ورستنده پیامبران خداونددرقران کریم نام تمام پیامبرانی که دارای شریعت وکتاب بوده اندنام برده(حضرات ابراهیم وموسی وعیسی ومحمد ایوب)ونام بعضی از کتاب های انهاراگفته(صحف وتورات وانجیل وقران)یا اسم بعضی از ادیان انهاراگفته(یهودومسیحی واسلام)اما هیچ نامی ازدین ذرتشت وپیامبراو وکتاب اودرقران نیست.

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ مرداد ۲۳م, ۱۳۹۰ ۹:۳۶ ق.ظ:

    سلام
    متوانید با نگاهی دوباره به مطالب نوشته شده جدید معلومات خود را افزایش دهید

    [پاسخ]

    میلاد پاسخ در تاريخ شهریور ۲۱م, ۱۳۹۰ ۱:۲۳ ق.ظ:

    یعنی چون قران اسمی از زرتشت نبرده یعنی پیامبر نیست!!!!!
    اینه منطق شما مسلمونا؟

    [پاسخ]

    امین پاسخ در تاريخ آبان ۲۵م, ۱۳۹۰ ۳:۱۰ ق.ظ:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام دوست عزیز درقرآن نام دین زردشت به اسم ( مجوس) است

    [پاسخ]

  37. محمد توانایی می‌گه:

    • به نام خدای یکتاوخالق نور واتش وفرستنده ی پیامبران مورخان می گویندوقتی حضرت محمد(ص)به دنیا امدمعجزاتی اتفاق افتاداز جمله خاموش شدن اتش کده فارس .سوال چرا بین مقدسات ادیان فقط مقدس ترین مقدسات اتش پرستان یعنی اتش (کده فارس)خاموش شد؟

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ مرداد ۱۱م, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۰ ب.ظ:

    محمد جان
    این جریان خاموش شدن اتشکده فارس و موارد دیگر فقط در تاریخ یعقوبی آمده ،باید گفت که یعقوبی نیز بیشتر داستان سرا بوده تا مورخ و واقعیت های ساده را خیلی با شکوه و اغراق آمیز آورده. ناگفته نماند که ابن اسحاق نیز که متهم به آوردن داستان های عبری در کتابش است به این نکته اشاره دارد اما یعقوبی سنگ تمام گذاشته. دیگر مورخان بزرگی همچون دینوری،طبری،مسعودی،ابن خلدون،ابن اثیر و….هیچگاه به این موضوع اشارم نکرده اند.

    [پاسخ]

  38. حسین می‌گه:

    سلام.
    فقط یک چیز رو خوب دارم میبینم.دروغ -تملق-خودپرستی.
    این حال و روز ایرانی که دم از تاریخش میزنیم. در تاریخ ایران دو برابر انسانهای شریفی مثل هامان و امیر کبیر ها ادمهای چاپلوس و متملق بوده که نگذاشتند خوبی و پاک تینتی در ایران رواج پیدا کنه.تا همین دوره اخیر که حکومت به سران هوس باز ایران رسید.به جای اینکه مرد باشند و به کارهای حکومتی رسیدگی کنند همش تو حرم سرا با زناشون وقت مبارکشونو پر میکردند بعدم مست میکردند و دستور میدادند تو حمام رگ غیرت ایران رو بزنند.بله این آقا محمد خان ها و دارو دستشون همون مردای تاریخی ایرانند !!!!!!!!!!!
    بله اینه حکومت موروسی و شاهنشاهی.
    لطفا به اینها توجه کنید بعد اینها رو با امام عدل علی (ع) مقایسه کنید
    انسانهای با تمدن کسانی بودند و هستند که تنها به خود فکر نمیکنند و تاریخ زندگیشون سرشار از فداکاریهاست.
    والسلام.

    [پاسخ]

  39. بردیا می‌گه:

    اگه ایرانیان با محارم ازدواج میکردند نسلی فوق العاده قوی میشدند که هیچ کس حتی اسکندر هم از پسشون بر نمیومد مسلمونا تو اوج دینداری به فکر سکس بودن اگه بگیم کورش زرتشتی بوده یعنی میتونسته و شاید هم با محارمش ازدواج کرده بوده این جور ادمی هرگز نمیتونست منشور حقوق بشر داشته باشه چون کسی که فقط فکر کردن باشه مثل مسلمونا نمیتونه فکر حقوق بشر باشه …خودتون قضاوت کنین

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۳:۲۳ ب.ظ:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    کلمه الله هیه العلیا
    سلام علی المسلیمین
    …..اقای دانا ازدواج با محارم فرزندان ناقص به بار می اورد نه قوی…اگر مسلمونا به فکر شهوت بودن از راه حلال این کار رو میکردن نه مثل کمبوجیه و دیگر شاهان ایران که با خواهران و دختران خود ازدواج میکردن…
    کوروش زرتشتی نبود… چون کوروش دفن شده.. ولی زرتشتیان مردگان خود را خاک نمیکردن و انها در کوه در دخمه ایی میگذاشتن تا خوراک گوشتخواران شوند برو تحقیق کن…. کوروش اگر زرتشتی بود در منشورش
    اعتراف نمیکرد که مردوک بت بابلی را به رسمیت میشناسد و او را میپرستد
    برو بخون

    [پاسخ]

    میلاد پاسخ در تاريخ شهریور ۱۸م, ۱۳۹۰ ۱۱:۴۰ ب.ظ:

    باهوش به قول خودت ازدواج با محارم انسان ناقص بوجود میاره حالا میشه بگی ایرانیایی کهناقص بودن چه طور تمام قدرت های بزرگ به زانو دراوردن
    الکی برای شهوت مسلمونا کلاه شرعی نذار این تازی های خدانشناس به زن شوهردار هم رحم نمیکردن الکی براش یه کلاه شرعی میزارن بعدش میگن حلال
    کورش کبیر مثل شما دیکتاتور نبوده اون معتقد به جدایی دین از دولت بوده ۲۵۰۰ سال قبل عقلش جلوتر از تو و امثال تو تازی پرست بوده

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ شهریور ۱۹م, ۱۳۹۰ ۵:۰۹ ب.ظ:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    کلمه الله هیه العلیا
    سلام علی المسلیمین
    …………………………….ازدواج با محارم در نزد تمام ایرانیان نبوده بلکه اکثرا در نزد موبدان و شاهزادگان بوده… البته در نزد برخی از عوام هم رایج بوده… مسلمونا از راه حلال هرچی زن بگیرن نوش جونشون…. این عقیده کوروش هم که دین را از سیاست جدا میدانست هم لابود برایش در ان زمان منفعت داشته چون پادشاهان قدیم که جملگی ظالم بودن به جز بلقیس پادشاه سباء دیگر همگی به دونبال منافع خود بودن که کوروش هم یکیشون بود…..بهر حال میتونی به کتاب تاریخ هرودوت که ملقب به پدر تاریخ است مراجعه کنی و خودت ببینی که نوشته کمبوجیه خواهر خود را به مصر اورد و با او همانند یک زن و شوهر زندگی کرد.. هم با رکسانا و هم با اتوسا….

    [پاسخ]

    میلاد پاسخ در تاريخ شهریور ۲۷م, ۱۳۹۰ ۱:۳۲ ق.ظ:

    یونانی ها از جمله هرودوت دشمن ایران بودن نمیشه زیاد به حرفاشون توجه کرد و سند قرار داد اگرهم این اتفاق افتاده باشه بازم نمیشه نتیجه گیری کلی کرد که همه همین بودن همیشه هم خیر بوده هم شر
    کورش کبیر به هرجا که حمله میکرد به مردم امان میداد به زور به هیچ کس حکومت نکرد این به تصدیق تمام مورخینی که دشمن ایران هم بودن رسیده

    [پاسخ]

    sara پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۹۱ ۶:۲۲ ب.ظ:

    شما که هنوز با داستانها کودکانه بلقیس و سلیمان زندگی مبکنی حرجی بهت نیست.

    [پاسخ]

    میلاد پاسخ در تاريخ شهریور ۱۸م, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۵ ب.ظ:

    باهوش به قول خودت ازدواج با محارم انسان ناقص بوجود میاره حالا میشه بگی ایرانیایی کهناقص بودن چه طور تمام قدرت های بزرگ به زانو دراوردن
    الکی برای شهوت مسلمونا کلاه شرعی نذار این تازی های خدانشناس به زن شوهردار هم رحم نمیکردن الکی براش یه کلاه شرعی میزارن بعدش میگن حلال
    کورش کبیر مثل شما دیکتاتور نبوده اون معتقد به جدایی دین از دولت بوده ۲۵۰۰ سال قبل عقلش جلوتر از تو و امثال تو تازی پرست بود

    [پاسخ]

  40. یوسف می‌گه:

    سلام
    درود بر شرفت حسین که حرف دل ما رو زدی.درود

    سپاس از انی و همه ایرونیهای با غیرت

    اهورامزدا شما و ایران عزیز را بپاید.

    [پاسخ]

  41. بابک پارسا می‌گه:

    درود بر روان و فروهر پاک پروفسور شاپور شهبازی

    که امروزه در آرامگاهش در کنار حافظ در شیراز آرمیده است.

    دوستان من همه حتی قرآن عربها هم گفته که آدم و حوا

    و همچنین هابیل و قابیل از یک پدر و مادر بوده اند

    همین جریان و تهمت رو بدبختانه برخی بی خردان و افسوس که برخیها در دانشگاه ها سر کلاسهای دینی هم به زبان ناپاکشان می آورند

    اگر این جریان درست هم باشد .. برای ما تنها نبوده

    اما ما میدانیم که ایرانی پایبند به اساس خانواده بوده و هست

    باز هم میگویم که در قرآن عربها نیز.. خود محمد

    به عربها میگوید : اگر تاکنون با خواهر..مادر..پدر…برادر

    و محارم خویش هم بستر شده اید دیگر این کار را نکنید

    چراکه الله (خدای محمد) بخشنده است

    حتی برخی از عربها زنان یکدیگر را به اشتراک میگذاشتند

    و حتی برخیها یک زن هم زمان چند شوهر داشت

    چرا که برای آنها زن یک کالا بود نه یک ادم…

    ..

    مردی مرد ..

    بسیار نوشته ی پر بار و دهن پر کنی هست..

    امیدوارم خدای بزرگ بهترینها رو واست بخواد..

    این id man

    zardosht_pars_iran

    اگر کاری از من بر میاد در خدمتیم

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۳:۱۶ ب.ظ:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    کلمه الله هیه العلیا
    سلام علی المسلیمین
    میشه بهم بگی کجای قران گفته اگر تا کنون با خواهر و مادر خود همبستر شدین اشکال نداره… اگر منظورت ایه ۲۲ سوره نساء است که اونجا خداوند فقط توضیح داده با چه کسانی نمیشود ازدواج کرد….. میشه یه منبع معتبر بهم بدی که نشون بده اعراب با محارمشان ازدواج میکردن..
    کنستان ویرژیل در کتاب خود با نام محمد (ص) پیغمبری که از نو باید شناخت .. مینویسه… در زمان اعراب جاهلی هرگاه عربی میخواست زن خود را طلاق بده به او میگفت… ظهرکی علیه کظهر امی… یعنی تو از پشت سر شبیه مادرمی .. و زن میفهمید که مردش میخواهد اورا طلاق دهد…و این مسئله بیانگر احترام محارم در نزد اعراب است
    در این باره حتی ایه هم نازل شد.. میتونی بری تو المیزان تحقیق کنی یا سوال کنی…در کجا امده که اعراب زنان خود را به اشتراک میگذاشتن.. یه منبع موثق نام ببر…… ولی من بهت میگم که ایرانیان باستان زنان خود را به مردان دیگر قرض میدادن… میتونی به کتاب زن در حقوق ساسانی نوشته کریستان بارتمه رجوع کنی … و یا در گوگل کلمه ازدواج استقراضی رو سرچ کنی….زن در زمان عرب جاهلی فعالیتهای بازرگانی حتی داشت نشانه ان حضرت خدیجه(ع) است که بازرگان بود…

    [پاسخ]

  42. بابک خرمدین می‌گه:

    چرا پاک میکین؟

    [پاسخ]

    علی ولی زاده پاسخ در تاريخ آبان ۷م, ۱۳۹۰ ۱۲:۳۷ ب.ظ:

    پس بزاریم جفنگیات شما پابرجا بمانه ؟
    تمامی مطالب تاریخ ما از دانش نامه های معتبر و منابع درست حسابی بدست آمده
    از خودشون در نیاوردن که

    [پاسخ]

  43. ramin می‌گه:

    سلام
    نظریه فروید در کتاب موسی و یکتا پرستی
    فرضیه اتکینسن ؛انسان در اعصاراولیه به صورت گله های وحشی کوچکی زندگی کردند و هر گله تحت تسلط یک نر پر زور ونیرومند بوده است که ارباب تمام گله است .همه زنان و دختران متعلق به او بوده است . پس در بین جانشینان جدال بوده برای جانشینی پدر تا این که متوجه میشوند بیهوده است و از تملک مادر و خواهر خود نیز صرف نظر می کنند. بدینگونه اصل منع زنای محارم و قانون ازدواج با غیر اقارب برقرار می شود.انچه موجب رنجش احساسات ما می شود در خانواده های حاکم مصر قدیم و سایر ملل عهد عتیق شایع بوده و سنتی مقدس بشمار می آمده است. به هنجار بوده که فرعون ، خواهرش را به عنوان نخستین و مهمترین همسر برگزیند.زنا با محارم و در این موردازدواج برادر و خواهر ، امتیازی است مختص سلاطین و نمایندگان خداوند بر روی زمین است و این کار برای عامه مردم ممنوع بوده است ونباید فرض کرد که ازدواج با محارم ناشی از احساسات طبیعی است.

    [پاسخ]

  44. ramin می‌گه:

    مقدمه
    ابراهیم در مصر
    وقتی قحطی شد، ابرام به مصررفت تا در آنجا زندگی کند، وقتی به مرز مصر رسید به سارای گفت: زن زیبایی هستی و اگر مردم مصر بفهمند که من شوهرتو هستم، برای تصاحب تو، مرا خواهند کُشت ؛ امااگر بگویی خواهر من هستی، بخاطر تو با من به مهربانی رفتار خواهند کرد و جانم در امان خواهدبود.عده ای از درباریانِ فرعون اززیبایی سارای بسیار تعریف کردند. فرعون دستور داد تااو را به قصرش ببرندآنگاه فرعون بخاطرسارای، هدایای فراوانی از قبیل گوسفند و گاو وشتر و الاغ و غلاما ن و کنیزان به ابرام بخشید.اما خداوند، فرعون و تمام افراد قصر او را به بلای سختی مبتلا کرد، زیرا سارای، زن ابرام را به قصر خود برده بود. فرعونْ ابرا م را به نزد خود فرا خواند و به او گفت: این چه کاری بود که با من کردی؟ چرا به من نگفتی که سارای زن توست ؟چرا او را خواهر خود معرفی کردی تا او را به زنی بگیرم ؟ حا ل او را بردار و از اینجا برو.
    اصل جریان
    ابراهیم و ابیملک
    آنگاه ابراهیم کوچ کرد،وقتی در شهر جرار بود، سارا ی را (باز)خواهر خودمعرفی کرد. پس ابیملک ، پادشا ه جرار، کسانی فرستاد تا ساره را به قصر وی ببرند.اما همان شب خدا در خواب بر ابیملک ظاهر شد ،گفت :تو خواهی مُرد، زیرا زن شوهرداری را گرفته ای .عرض کرد خداوندا، من بی تقصیرم . آیا تو مرا و قوم مراخواهی کشت؟خودِ ابراهیم به من گفت که اوخواهرش است و ساره هم سخن او را تصدیق کرد،و گفت که او برادرش می باشد. من هیچگونه قصدبدی نداشتم.خداوند گفت: همین اکنون این زن را به شوهرش بازگردان . او یک نبی است و برای تو دعا خواهد کرد و تو زنده خواهی ماند.آنگاه پادشاه ، ابراهیم را بحضور خوانده ، گفت :این چه کاری بود که با ما کردی؟ مگر من به توچه کرده بودم که مرا و مملکتم را به چنین گناه عظیمی دچار ساختی؟ هیچ کس چنین کاری نمی کردکه تو کردی؟ چرا به من بدی کردی ابراهیم در جواب گفت: فکر کردم مردم این شهر ترسی از خدا ندارند و برای این که همسرم راتصاحب کنند، مرا خواهند کشت . علاوه بر این ،( اوخواهر ناتنی من نیز هست . هر دو از یک پدرهستیم و من او را به زنی گرفتم) . هنگامی که خداوند مرا از زادگاهم به سرزمینهای دور و بیگانه فرستاد، از ساره خواستم این خوبی را در حق من بکند که هر جا برویم بگوید خواهر من است پس ابیملک گوسفندان و گاوان و غلامان و کنیزان به ابراهیم بخشید و همسرش ساره را به وی بازگردانید.

    برگرفته از کتاب پیدایش ،یکی از اصلی ترین کتاب های دین یهودیت که می توانید در همین سایت دانلود کنید.

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ مرداد ۲۳م, ۱۳۹۰ ۱:۰۱ ق.ظ:

    چند مورد را می توان در این نوشته مورد توجه قرار داد:
    تکرار مکرر این که زنانشان خواهرشان است و فرستادن به درگاه شاهان برای آوردن اموال ،چنانکه اسحاق نیز به همچنین عملی دست میزند و نیز اشاره تاکیدی ابراهیم که ساره خواهر ناتنی او است که از پدر یکی هستند.

    [پاسخ]

  45. بابک خرمدین می‌گه:

    درود دادا چرا پاک میکنی؟

    پس نوشته های این احمد رضای تازی رو هم پاک کن

    همون جوری که به قول خودش از اوستا

    نوشته ما هم باید از قرآن بنویسیم. تا ببینیم جریان چیه؟

    بنویسیم که سوره ی توبه و بقره

    سر شار از توصیه به کشتارو قتل و غارت است

    سوره نسا آیه ۲۳ تا ۳۲میگه هرجا حمله کردین

    زنها رو اسیر کردین غنیمت جنگی حساب میشن

    حتی اگه شوهر داشته باشن؟

    سوره احزاب آیه ۵۲ تا ۶۰ زنها….. همه رو بر محمد حلال کرده
    یا چطور یه مرد ۵۲ ساله با یه دختر ۷ ساله ازدواج میکنه؟

    یا خیلی چیزای دیگه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    که میدونم بنویسم باز پاک میکنیییییی

    بر خلاف اینکه نوشتی چیزی پاک نمیشه…

    ؟

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ شهریور ۳م, ۱۳۹۰ ۱۱:۳۲ ب.ظ:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    کلمه الله هیه العلیا
    سلام عله المسلمین
    پیامبر زمانی که با عایشه ازدواج کرد عایشه ۲۱ سال داشت.. به لینک زیر مراجعه کن….

    http://shahaab.blogfa.com/post-50.aspx
    …………….
    درباره کنیز در گوگل بنویس فلسفه کنیز در اسلام تا جوابتو از دها سایت بگیری….
    ……………………..
    درباره کشتار….. اولا اسلام دین رحمت و مرحمت است نه کشتار به قول خودت…. دوما اسلام یک انقلاب الهی و انسانی بود و کسانی بودن که میخواستن جلوی ان را بگیر پس اسلام برای دفاع از خود و برای اینکه انسانیت را به جهان معرفی کند مجبور شد جنگ کند تا جهل را ریشه کن کند یکی از جهلها همین ازدواج ایرانیان با محارمشان است که اگر اسلام نبود ایرانیان تا الان با محارمشان ازدواج میکردن…
    لازمه هر انقلاب جنگ است و در جنگ حلوا خیرات نمیکنن…. به گفته پروفسور پرویز رجبی تاریخ نگار شهیر ایران…. کوروش سه تمدن لیدی و ماد و بابل را از جغرافیا محو کرد… و این یعنی خونخوار بودن اون یعنی کوروش خون خوار بود…. چند لینک در این مورد معرفی میکنم… از سایت خبرگزاری میراث فرهنگی گرفته تا سایت الف….
    http://www.chn.ir/news/?section=2&id=30299

    http://alef.ir/1388/content/view/82899/

    http://shahaab.blogfa.com/post-97.aspx
    ……………………. توسط اینها مشخص میشود کوروش خونخوار بود
    اسلام برای رساندن رسالت الهی خویش که انسایت و مرحمت در ان موج میزند جنگید ….. ولی کوروش برای چه چیزی جنگید غیر از کشورگشایی که هزاران هزار نفر را بی گناه کشت و شهرها اتش زد….
    درباره کوروش لینکی از استاد باستان پژوه رضا مرادی غیاث ابادی معرفی میکنم نام این لینک…. کوروش افسانه ایی و کوروش حقیقی است….. بخوانید……
    http://ghiasabadi.com/true-cyrus-and-fantasy-cyrus.html
    ………………………………….
    چون حوصله ندارم دیگه چیزی نمینویسم….. مدیریت محترم خواهشا اجازه دهید از دین خود و حقیقت ایران دفاع کنم و چیزی پاک نکنید…. ادمهای بسیار مانند اردشیر ریپورتر امدن و برای مبارزه با اسلام از طریق احساسات میهن پرستانه جوانان ایران کوروشی دروغین را ساختند و جعلیات بسیاری درباره شکوه ایران درست کردن تا با ایران اسلامی مبارزه کنن…. ایران ایران من است وطنم… من نمیخواهم بنیاد وطنم بر پاره ایی از دروغ و جعل بنا شود تا روزی دروغهایمان بر ملا شود و ابرویمان برود همانگونه که چند مدت پیش بخاطر دروغهایی که برای کوروش درست کردیم…. مقاله اشپیگل برای مبارزه با این دروغها دست به قلم برداشت و حقایق کوروش را بر ملا کرد و ابرویمان رفت چرا دروغ بگوییم تا اینگونه سنگ رو یخ شویم……. و السلام علیکم و رحمه الله و برکات…

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ شهریور ۳م, ۱۳۹۰ ۱۱:۳۴ ب.ظ:

    لینک سایت رضا مرادی غیاث ابادی استاد تاریخ و باستان پژوه درباره کوروش دروغین و افسانه ایی
    http://ghiasabadi.com/true-cyrus-and-fantasy-cyrus.html

    [پاسخ]

    منصوره پاسخ در تاريخ دی ۲۱م, ۱۳۹۰ ۱:۵۶ ب.ظ:

    دروغگو عایشه ۷ تا۸ سالش بیشتر نبود حالا شما اگه دوست داری فکر کنی ۲۱ سالش بوده این مشکل خودته

    [پاسخ]

    sara پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۹۱ ۶:۵۵ ب.ظ:

    کوروش بدون جنگ بابل را فتح کرد.خونخوار هم اون عربهایی بودند که در شهرهای ایران نهر الدم راه انداختند.

    [پاسخ]

  46. reza می‌گه:

    ختودت از سنن متقن و رایج ایین زرتشتی بوده که بیشتر دربین اشراف و روحانوین اجرا میشده برای حفظ اصالت خون و نگه داشتن فره کیانی در خانواده و حفظ نژاد اهوارایی اما چند زرتشتی شیاد امروز سعی میکنند این سنت را که از بدیهیات تاریخ است انکار کنند در این نوشتار بخوبی با معنای و فراگیر بودن این سنت دربین اشراف و روحانیون پی خواهید برد. ۹۰٪مطالب زیر از کتاب ایران

    موارد استفاده از واژه ختودت و معنای ان در میراث دینی

    در ویسپرد میخوانیم :« یک جوان نیک اندیش ،نیک گفتار،نیک کردار را ایستاده خواهم ، یک جوان سخنگوی ایستاده خواهم ، انکهختودتبجای اورد ایستاده خواهم » ویسپرد ۳۷ /۳ ۳
    همین متن عینا در گشتاسب پشت بند ۱۷ تکرار شده است . و باز همین متن با تفاوتی اندک در پاره ای از نماز شبانگاه (=اوسیروتریمگاه) امده است : « جوان نیک پندار ، نیک گفتار ، نیک کردار ، بهدین پاک و سرور پاکی را میستاییم ، جوان سخنگوی پاک و سرور پاکی را ما میستاییم ، پاک دینی که ختودت کرده باشد » خرده اوستا ۱۶۸ /۸
    در وندیداد که احکام دینی را بیان میکند یکی از مطهرات که فرد نجس را پاک میکند ، شاش زن یا مردی است که ختودت به جای اورده باشد « افرادی که مرده ای را به دخمه برده اند، باید در همان جا چند گام دورتر از مرده بنشینند تا مزدا پرستان برای شان ،شاش بیاورند که سرو تن خود را بدان بشورند شاش های پاک کننده:شاش ستوران و شاش زن ومردی که ختودت کرده باشند » وندیداد ۲/ ۸۶۷/ ۸ /۱۳٫ (سنت ختودت در اوستای روزگار ساسانی یک نسک یا کتاب ویژه داشته نسک یازده اوستای ساسانی موسوم به وشتگ نسک پیرامون سنت ختودت و احکام ان بوده است .ن.ک: وندیداد ۲ / ۹۵۳ ، ۹۵۴و ۹۶۷)

    مفهوم و معنای واژه ختودت در یسنا و یشتهای کهن امده است :

    « ارت دختر اهورامزدا ، خواهر امشاسپندان است» یشتها ۲/۱۸۷/۲
    « ای ارت ! پدر تو اهورا مزدا .. مادر تو است سپندارمذ ، برادران تو هستند سروش ، رشن و مهر » یشتها ۲/۱۹۰ /۱۶
    در حکمت دینی اریایی سنت ختودت ریشه اهورایی دارد :
    « دیوان گفتند اگرمزدا میدانست که باید ختودت با مادر کند ، روشنایی پدید می امد و خورشید پسرش میشد واهورامزدا با خواهرش ختودت مینمود و ماه پدیدار میگشت . اهریمن به گروه دیوان گفت : لب نگشایید که مزدا این راز نفهمد ، اما “مهمی دیو” این راز را به مزدا بگفت و مزداچنان کرد ( یعنی با مادرش ختودت نمود) و روشنایی پدیدار گشت »وندیداد ۲ /۹۷۵ و ۹۷۶

    در فلسفه افرینش اریایی امده است که : « اهریمن تنها گیتی را که کیومرث باشد نابود کرد سپس کیومرث به گونه خواهر و برادری شد و به نام مشی و مشیانه به زمین بازگشت و سنت ختودت بجای اورد و نسل بشر در گیتی پدیدار گشت » وندیداد ۲ / ۹۷۵ نیز دادستان دینیک ۳۷ /۸۲ .۸۴ ۶۵ /۷ +بند هشن ۱۵ /۲۴ +روایت دارابهرمزد ۱/۲۵۹ و ۲۶۰
    «و سرانجام اهورا مزدا خود در حضور زرتشت سنت ختودت به جای اورد و برای بندگان مقرر داشت، و در برابر شگفتی و اعتراض زرتشت ، به او فهماندکه در این سنت فایدتی بس بزرگ و مهم است که طهارت خون و نژاد و نسل شامل میشودازاینرو ثوابی بی حساب دارد » وندیداد ۲/۹۳۸ و۹۳۹ کتاب روایت پهلوی + رساله امیداشهوهیشتان . احکام ختودت در کتب دینی پهلوی بهطور مشروح و مفصل امده است.

    این سنت برای حفظ اصالت خون ونژاد بیشتر در بین طبقه اشراف و روحانیون مرسوم بوده است .( چون اشراف و روحانیون نژاد اهورایی برای خود قائل بودند و رعایا را از نژاد پست و اهریمنی میدانستند . همه مواهب زندگی از ان ایشان بود . )
    در سراسر دوران بلند تاریخی با توجه به انگیزه حفظ طهارت خون و اصالت نژاد و نسل و انتقال قدرت و ثروتدر خانواده و خاندان و قبیله ، اشرافیت و روحانیت و حاکمیت سیاسی اقتصادی اجتماعی ایران باستان سنت ختودت به جای اورده میشد .
    درگزارش کتزیایس امده است که در میان مادها و پارس ها رسم براین بود که پسر یا دختر و یا داماد قانونا به پادشاهی میرسید.از اینرو شاهان غالبا با خواهران خود ختودت میکردند . ن.ک : دیاکونوف ۷/۳۹۰
    کوروش با خواهر مادرش دختراستیاگ اخرین پادشاه ماد ختودت کرد . کمبوجیه با خواهرش اتوسا ختودت کرد .
    داریوش دوم با دو دخترش اتوسا و امسترتیدا ختودت کرد . ن.ک : دیاکونوف ۷/ ۶۱۱ و ۴۳۰
    اردشیر دوم با دختر خویش و اردشیر سوم با مادرش ختودت به جای اورد . ن.ک : وندیداد ۲ /۹۷۲
    در دوره اشکان این سنت ارایی معمول بوده و داستان ویس و رامین نشان ختودت میان برادر و خواهر دارد . وندیداد ۲/۹۷۷
    در دوره ساسانی شاهپور اول با دخترش اذرناهید ختودت کرد و بهرام با دخترش ختودت نمود . دختر شاهپور اول با برادرش نرسی ینتختودت بجای اورد . ن.ک : همان
    مهران گنشسب از مقامات برجستهدربار هرمزد چهارم ساسانی با خواهر ختودت نمود .ن.ک همان : ۲ /۹۸۰
    قباد ساسانی با دختر یا خواهرش سامبیکه و خواهرزاده اش ختودت نمود . همان ۲/ ۹۸۲
    گویا این سنت در برخی از دوران های تاریخی دچار افول شده بود . موبد کریتر برجسته ترین موبد دوران تاریخی در منشور جاویدان خود مینویسد،
    « بسیاری پیوند هم خون برقرار کردم و بسیاری که بی ایمان بودند به ان ایمانامدند…» ن.ک : همان ۲/۹۲۳ و کتیبه او
    پنجاه سال پس از کریتر ، اذرپاد مهر اسپند که در احیای ایین و فرهنگ باستان و میراث دینی دوران تاریخی سرامد همه موبدان تاریخ باستان است بفرمود : « زن از پیوند خویش کنید که پیوندتان دورتر نرود ، چه تباهی و اشوب و زیانی از این بیشتر و بزرگتر که دختر خویش بدهند و پسر خویش را دختر کسان به زنی خواهند تا دوده تباه شود » وندیداد۲/۹۳۱
    در فقه دوران دینی امده است که : « نرسی بزرمهر این سه وازه را گفته است که کرفۀ خویدودس (=ختودت) گناه مرگ ارزان را نابود کند … ونیز شایسته است مرد را که زن خویش را از خود ابستن یابد(یعنی براساس سنت ختودت عمل کند)» شایست ناشایست ۱۰۱/ ۴۲
    در کتاب دین گفته شده که :« خشم به پیش اهریمن دوید و گفت که من در گیتی نروم چه هرمز خدای در گیتی سه چیز است که من در برابر انها هیچ نتوانم کرد . اهریمن که در گاهنبار برس ، اگر از ایشان یکی از دیری بدزدید ، گاهنبار شکسته شد و کار به کام تو باشد . در میزد برس اگر از ایشان یکی سخن بگوید ، میزد شکسته شد ، و کار به کام تو باشد . خویدودس (ختودت) را رها کن چه من چاره ان ندانم . چه هرکس زن را چهار بار به نزدیک شد ، از خویش هرمزد و امشاسپندان جدا شد» شایست ناشایست ۱ /۱۸/۲۳۴ و۲۳۳ + راویت پهلوی ۴/ ۸ / ۹ -۱٫
    موبدان موبد «ویراف » پارسای بزرگساسانی به معراج شتافت و برزخ و دوزخ را بدید و با هفت خواهر خویش ختودت نمود :
    « ویراف را هفت خواهر بود و هر هفت خواهر ، ویراف را چون زن بودند … چه ما هفت خواهریم و این یک برادر ، و هر هفت خواهر این برادر را چون زن هستیم » اراداویراف نامه ۲۴ / ۲/ ۱ و۳٫
    ویراف در معراج خود فضیلت ختودت بدید :« پس نخست گام فراز نهادم به ستاره پایه ، به اندیشه نیک ، انجا که اندیشه نیک به مهمانی بود، دیدم روان پاکان را چون ستاره ، مانند روز روشن همی درخشید ..پرسیدم از سروش پاکو ایزد اذر که اینجا کدام و این مردم کدامند ؟ سروش پاک و ایزد اذر گفتند که اینجای ستاره پایه و این روانانی هستند که به گیتی یشت نکردند و گاهان نسرودند و ختودت نکردند …به سبب ثوابهای دیگر پاک و اهروب بوده اند . انگاه دیدم روان زنی که ماری هولناک به تن داشت و به دهان بیامد . پرسیدم که این تن چه گناه کرد ؟ که رواناینگونه گران باد افراه برد . سروش پاک و ایزد اذر گفتند که این روان ان بدکار زناست که خویتوکدس تباه کرد» ارادیف نامه ۳۱ – ۲۳ /۷ /۵ -۱ + ۶۹/۸۶ /۳-۱ .
    سنت ختودت در منابع مذهبی پس از باستان نیز امده و از فضیلت و ثواب بسار واثار و برکات شمرده شده است . پیداست که این سنت تا روزگار صفوی جاری بوده است و در اینموضوع پرسش و پاسخ های بسیاری میان روحانیون مزدیسنا در ایران و هند صورت گرفته استو گفته شده حال که امکان اجرای سنت ختودت به گونه شایسته نیست بهتر است که ختودت میان نزدیکان باشد . درباره این پرسشها و پاسخ ها رجوع کنید به کتاب شارستان : ۲۰۵و ۲۰۶ الی ۲۲۰

    ثواب بی اندازه همبستر شدن با محارم :

    یکی از پرسشهایی که از هیربدان زرتشتی شده اینست:

    [ اگر ازدواج با محارم با مادر یا خواهر باشد که امید بچه دار شدن آنها نیست ، ایا این یک " ازدواج با محرم" کامل محسوب میشود و اصولاً حکم بر چنین ازدواجی چگونه خواهد بود؟ آیا ثواب هر ازدواج با محرم یکسان است یا بخش هایی از آن دارای مزِیّت بیشتری خواهند بود؟]
    [ازدواج با محرم، با هز یک از سه (مادر ، خواهر ، دختر) قطع نظر از سن، ازدواج کامل محسوب می شود به این جهت اگر فرزندی به وجود نیاید ، ثواب این ازدواج کاهش نمی پذیرد] کتاب روایت پهلوی ” امید اشو هیشتان” صفحه ۱۸۱ و ۱۸۲ که بوسیله دکتر نزهت صفای اصفهانی از متن پهلوی به فارسی ترجمه شده .

    ــــــــــــــــــــــ-

    پی نوشت :

    مفهوم و معنای واژه ختودت در یسنا و یشتهای کهن امده است :

    « ارت دختر اهورامزدا ، خواهر امشاسپندان است» یشتها ۲/۱۸۷/۲
    « ای ارت ! پدر تو اهورا مزدا .. مادر تو است سپندارمذ ، برادران تو هستند سروش ، رشن و مهر » یشتها ۲/۱۹۰ /۱۶

    درگاتها میخوامنیم سپندارمذ دختر اهورا مزدا است …. اینجا گفته ارت دختر مزدا است مادر ارت سپندارمذ . یعنی اهورا مزدا با سپندارمذ که دخترش باشد ختودت نمود حاصل ان ارت شد

    در حکمت دینی اریایی سنت ختودت ریشه اهورایی دارد :
    « دیوان گفتند اگرمزدا میدانست که باید ختودت با مادر کند ، روشنایی پدید می امد و خورشید پسرش میشد واهورامزدا با خواهرش ختودت مینمود و ماه پدیدار میگشت . اهریمن به گروه دیوان گفت : لب نگشایید که مزدا این راز نفهمد ، اما “مهمی دیو” این راز را به مزدا بگفت و مزداچنان کرد ( یعنی با مادرش ختودت نمود) و روشنایی پدیدار گشت »وندیداد ۲ /۹۷۵ و ۹۷۶

    [پاسخ]

  47. سعید می‌گه:

    بنازم به مستشرقین یهود که با داستان سراییها و افسانه پردازیهاشون چه جوری جوانهای ما رو با تاریخ رویایی و بسیار رمانتیک و البته پرشاخ و برگ و دروغ سرگرم کردن و ما رو به جون عربهای همسایه خودمون انداختن و از دین اسلام زده کردن واقعا این همه هوش و ذکاوتی که اینا داشتن که بدون هیچ گونه مدارک مستند و مستدل علمی و حتی وجود یک کتیبه و یا کتاب و یالوح گلی و فقط با تراوشات ذهنی آنها به این نتایج رسیدن جای قدردانی داره
    میدونم شاید بعضیاتون بگید اینم یه جور توهم توطئه است که بعضیا از ما دارن اما اینجوری نیست اگر واقعا با عقل و خرد به تاریخ ایران باستان که منابع اصلیش رو بدون هیچ مدرک مستند علمی آقایون یهودی به خورد ما داده اند توجه کنید خواهید دید که بیشتر شبیه فیلم هندی میمونه که آخرش بسیار بسیار رمانتیک تموم میشه
    فقط خردگرایی و تفکر ومقایسه صحیح است که به درک صحیح و بدون تعصب منجر میشود
    درود بر تفکر و تعقل
    مرگ بر دروغ پرستی و افسانه پرستی
    مرگ بر نژاد پرستی
    درود بر انسانیت

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴م, ۱۳۹۰ ۱:۰۸ ب.ظ:

    دوست عزیز
    مطالبی که در بالا خواندی نوشته هیچ مستشرق یهودی نیست، بر گرفته از کتاب مقدس یهود است که از نظر یهودیت خدشه ناپذیر است هم چنانکه مسلمانان در باره کتاب مقدس خود بر این عقیده هستند.
    یک چیزی را از این دوستت داشته باش .
    اگر در دیانت به دنبال مدرک ودلیل علمی باشی سر یک هفته انئیسم می شی. رابطه ای بین دیانت وعلم هرگز وجود ندارد .خاطرت جمع .
    شما هم ناراحت دوستان عربمان نباشید.آنچنان در این مملکت میخ خود را کوبیدن که ما با پایان دنیا از دست ان ها رهایی خواهیم یافت. ازاون نوشته های اخریت هم حال کردم.
    قصد من هم از این نوشته ها این است که است این موضوع در تمامی ادیان وجود دارد.
    السلام علیکم وبرکاتو

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴م, ۱۳۹۰ ۱:۲۱ ب.ظ:

    بسم الله الرحمن الرحیم….
    سلام………………………….ایول سعید خوشم اومد… حال کردم که دیدم یک ادم فهمیده ایی هم در این ماتم کده هست که بداند این حرفهای رمانتیک و پر از شاخ و برگ ایران از کجا اب میخورد دمت گرم….

    [پاسخ]

    میلاد پاسخ در تاريخ شهریور ۲۱م, ۱۳۹۰ ۱:۳۳ ق.ظ:

    اره احتمالا طبری هم یه صهیونیست بوده که جنایات تازی ها رو برای ما گفته

    [پاسخ]

  48. مجید می‌گه:

    ۞۩ஜ═════ஜ۩۩ஜ═════ஜ۩۞
    این که یه بازیه اما بدونیم راجع به کشور خودمون:
    ۱# ایا میدونید ایرانیان اولین مردمانی بودند که اسب را به جهانیان هدیه کردند؟
    ۲#ایا میدونید ایرانیان اولین مردمانی بودند که مس را کشف کردند؟
    ۳#ایا میدونید ایرانیان اولین مردمانی بودند که اتش را کشف کردند؟
    ۴#ایا میدونید اولین مردمانی که عطر را جهت خوشبو کردن بدن خود ساختند ایرانیان بودند؟
    ۵#ایا میدونید داریوش بزرگ پس از تصرف بابل ۲۵هزار برده ی یهودی پادشاه بابل را ازاد کرد؟
    ۶#ایا میدونید اولین کسانی که پا به قاره ی امریکا گذاشتند ایرانیان و ارتش داریوش بودند و کریستف کلمب و واسکودوگاما بر اثر خواندن کتابهای ایرانی که در کتابخانه ی واتیکان نگه داری می شد به فکر رفتن به امریکا افتادند؟
    ۷#ایا میدونید اولین کسی که به چرخش زمین پی برده ابوریحان بیرونی بوده و نه گالیله؟
    ۸#ایا میدونید دیوار چین با بهره گیری از دیوار بزرگی که کوروش در شمال ایران در سال ۵۴۴ قبل از میلاد ساخت ساخته شد؟
    ۹#ایا میدونید قدیمی ترین متن حقوق بشر استوانه ی کوروش است؟
    ۱۰#ایا میدونید واژه ی paradise از واژه ی پردیس گرفته شده؟کوروش در پایتخت باغهایی بزرگ ساخت که انها را پردیس نامید.

    البته من اینا رو از یه سایت خوندم که یکی نوشته بود
    انی کاظمی اگه نادرسته و مدرک دارید بگید

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴م, ۱۳۹۰ ۱۲:۲۹ ب.ظ:

    این که یه بازیه اما بدونیم راجع به کشور خودمون:
    بابت این بخش که باید حذف می شد عذر می خوام
    چون این سایت یه سایت بازی بود که یکی اینو نوشته بود

    [پاسخ]

    انی کاظمی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴م, ۱۳۹۰ ۱۲:۵۷ ب.ظ:

    مثل این مسائل مانند این است که بگوییم وقتی انفجار بزرگ روی داد، کدام بخش از زمین زودتر بوجود آمد؟ کدام خاک قدیمی تر است ؟

    ضمن اینکه اشتباه در جملات بالا بسیار است. مثلا گزینه ۵ مربوط به داریوش نیست. بلکه کوروش.

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ مرداد ۲۵م, ۱۳۹۰ ۱۲:۰۰ ب.ظ:

    سپاس گزارم
    البته اگه اینا درست باشه یعنی مثلا ایرانیان اولین کسانی باشند که قاره آمریکا رو کشف کردن خیلی مهمه
    مثله اینه که بگیم مخترع یک اختراع مهم نیست فقط اختراع مهمه!

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ مرداد ۲۵م, ۱۳۹۰ ۱۱:۳۶ ق.ظ:

    این همون مسئله است که باعث میشه ایرانی هیچی نشه؟
    نارسیسم
    نارسیسم
    و باز
    نارسیسم

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ مرداد ۲۸م, ۱۳۹۰ ۱۰:۳۸ ق.ظ:

    این بی تعصب بودن ها هم باز باعث همین می شه
    یکم تعصب هم لازمه…

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ شهریور ۱م, ۱۳۹۰ ۳:۳۹ ب.ظ:

    تعصب کور باعث میشه همچنان در جا بزنیم. به چه بنازم
    جهل
    خرافات
    عقب ماندگی
    بی فرهنگی
    علم مان
    دین مان
    اگه چیزی را قابل تحسین دیدی بنویس اگه واقعه بینانه باشد خواهم بذیرفت.

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ شهریور ۵م, ۱۳۹۰ ۱۰:۴۳ ب.ظ:

    حتما
    اینکه ما بزرگترین و با شکوه ترین امپراتوری جهان رو داشتیم(هخامنشیان)
    اینکه ما کوروش بزرگ رو داشتیم
    به نظر من اینا قابل تحسینه
    حالا نمی دونم به نظر تو چی قابل تحسینه؟

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۲:۳۲ ق.ظ:

    سلامی دوباره
    امپراصوری که بر شانه خفت شدگان باشد سلطنت بی مقداری بیش نیست ، در طول تاریخ شاهان ،خفت دهنده بودن و ما رعیت و خفت چشنده.
    ما فقط می توانیم تسامح کورش را در نظر بگیریم و اگر منظورت لوحی است که این همه برایش سر و صدا می کنند، توسط روحانیون بابلی ، به خاطر قدر دانی از همان تسامح کورش ،نسبت به ادیان دیگر از روی لوح حمورابی که در حدود هزار صد سال پیش تدوین شده و در این معابد بوده نوشته شده و به او داده شده که بعد به او منتسب میشود .
    اگر منظورت لطف به کرزوس پادشاه لیدی است که در حال سوزاندن او با گفتن جمله ای از حکیمی یونانی از سوزاندن او دست میکشد ، این حاکم بنا بر منابع ای با مشاوره به او در ورود به سرزمین ملکه سکاها باعث مرگ او میشود پادشاهی که ندانند در یک جنگ تصمیم بگیرد و به گفته اسیری که چند مدتی است از تصرف حکومت او گذشته است چه باید گفت ؟
    ایا در این جنگ از مشاوران ایرانی خبری نبوده یا انقدر به خود مغرور بوده که سپاه خود را به یک سرزمین ناشناخته میبرد در حالی که به او از طرف دیگر، پیشنهاد دیگری نیز شده است.

    مجید پاسخ در تاريخ شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۱۲:۵۱ ب.ظ:

    دقت کردی تو هر ۵ واژه ای که می نویسی ۶ تاش عربیه!!!!!!!
    اگه این همه شک و مشکل وجود داره به خاطر اینه که یه عده بی مغز سوسمار خور ملخ خور شکم گنده به ما حمله کردن و همه کتاب های ما رو به آتیش کشیدن اون وقت یه مشت بی شعور تازی پرست می گن که بدترین حمله به ایران در تاریخ حمله مغول ها بوده…
    حالا بگذریم
    خیلی خجالت می کشی از اینکه ایرانی هستی نه؟!
    خب باید هم خجالت بکشی وطن فروش!
    اگه در بزرگ بودن کوروش شک داری ایمیلتو بده تا بهت بفهمونم
    حداقل توهین نمی کردی گستاخ…

    ramin پاسخ در تاريخ شهریور ۱۶م, ۱۳۹۰ ۱:۴۶ ب.ظ:

    سلام به مجید
    تاریخ ما دو بخش است :
    پیش از اسلام ، که نابود شده وآنچه بر جای مانده آثار و ابنیه تاریخی است و آثاری از دشمنان ایران همچون یونانیان و رومی ها است که صد البته هیچ دشمنی به نیکی از دشمنش یاد نمی کند ، اما با این تفاسیر باز در کتاب این مورخین غربی مقداری از فرهنگ ایرانی بازتاب داده شده است .
    بخش دوم نیز بعد از اسلام است که توسط مورخین متحجر و در قسمتی دیگر توسط مورخین درباری نگارش شده است.
    اما قصد از کامنت گذاشتن در این صفحه بیشتر ( نقد منصفانه) تاریخ گذشته ما است که تاریخ پیش از اسلام را چنان بزرگ نکنیم که فکر کنیم در آن دوران خبری بوده که الان نیست، و بعد از اسلام را چنان نکوبیم که فکر کنیم دست آوردی برای ملت ما نداشته است.
    همین .
    نیاز اکنون ما هم بیشتر از خرد گرایی نیست . و نه دشمنی با ایران باستان دارم و نه دین ستیز هستم.
    اگر در جایی هم نوشته ای دیدی که با نظر تو همخوانی ندارد با دلیل طرف را مجاب کن که تو درست می گویی.خوب آفرین پسر خوب دیگه یادت نره با دلیل نظرات دیگران را نقد کن .قربون این پسر خوب من برم .
    درود دو صد بدرود

  49. عادل می‌گه:

    چند لینک برای اشنایی بیشتر با باستان ایران………
    http://shahaab.blogfa.com/
    ………………………………….
    http://iranbastannn.blogfa.com/post-4.aspx
    ………………
    http://zartoshtimosalman.parsiblog.com/…………………………………………..
    فکر کنم اینا بس باشن

    [پاسخ]

    sara پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۹۱ ۶:۳۸ ب.ظ:

    هرچقدر حقوق بگیری کم گرفتی قدر خودتو بدون برادر!

    [پاسخ]

  50. آرش می‌گه:

    با درود خدمت دوستان
    عرض کنم که من تمامی نظرات بالا رو خوندم ،چند نکته می خواستم بگم :
    ۱- در دوره ساسانیان همه کارها به صورت حرفه ای اجرا می شد و هر کس در طبقه خاص خودش کار می کرد مثل دبیران،نظامیان و…..
    با حمله اعراب به ایران (لازم به ذکر است که عده ای حمله اعراب به ایران را دروغ می شمارند ،در صورتی که در کتاب فتوح البلدان بلاذری تمام جزئیات حمله به ایران و همینطور جنگهای حضرت محمد با یهودیان و مخالفان و همینطور حوادث وشورشهای بعد از وفات پیامبر ذکر شده است که سرکوب یهودیان و مخالفان در عربستان زمان حضرت محمد دقیقا مانند سرکوب و اشغال ایران عهد ساسانی می باشد و اگر کسی بخواهد حمله اعراب به ایران را به دلایل واهی و غیر علمی و مستدل مردود شمارد طبعا می توان سایر حوادث در صدر اسلام و یا حتی دین اسلام راافسانه شمرد ،مثلا من دین اسلام را ساخته و دسیسه یک رومی بر ضد ایران بدانم !!!)بر طبق تاریخ فتوح البلدان اکثر طبقه دبیران و بزرگان ایرانی دستگاه ساسانی توسط اعراب مسلمان قتل عام شدهد بدیهی است که با نابودی آنان کلیه نوشته ها و احیانا کتب تاریخی و …..همراه با ایشان نابود شده است (به نقل از تاریخ نویسان مسلمان کتابی را در دست یکی از بازمندگان شهر استخر مشاهده نمود که کلیه احوالات پادشاهان ساسانی یه همراه تصاویر انها در این کتاب موجود بوده است ) بدین ترتیب ما هیچ گونه دفاعیات از اتهامات وارده بر ایران باستان از زبان مردمان و پادشاهان آن عصر نداریم و فقط محدود سنگ نوشته هایی است که گذر زمان آن را از دستان غارتگران فرهنگی و تمدنی ملت ایران سالم نگه داشته است ،البته تا امروز!!!!
    ۲- بر طبق دلیل منطقی یک ایرانی می تواند از نکات منفی یک تاریخ نویس غیر ایرانی خرده بگیرد (البته با استدلال منطقی مثل مقاله بالا) و نکات مثبت آن را قبول کند چون بر طبق رسم و قوانین طبیعت تاریخ را فاتحان می نویسند ،اگر یک ایرانی باستان از دربار ساسانیان و یا بزرگان ایران در زمان ساسانی تاریخ ایران را روایت می کرد و انتقاد و یا مطلبی را بر ضد ایران می نوشت ما هم نمی توانستیم از کار او خرده بگیریم ولی باید به عقل و انصاف رجوع کرد که به قول یکی از مدیران موزه های انگلستان تاریخ ایران به دست کسانی نوشته شده که دشمنان ملی ایران بودند در حقیقت هم همین است تاریخ ایران به دست رمی ها،یونانیها و عربها نوشته و نقل شده است که از دشمنان قسم خورده حال ایران زمین نیز می باشند(یونانیها و رمی ها به غرب تبدیل شدند که البته روسیه در این بین جدید است ) مثلا ناپلئون به پیروزی یونانیان بر ایران خرده می گیرد که به این مضمون که باید گفته ایرانیان را نیز در مورد صحت جنگ و نتیجه آن جویا شد !!!.
    ۲-از نظر ژنتیکی ازدواج با خوشان باعث اختلالات ژنتیکی و روانی بسیار می گردد که اگر واقعا در ایران باستان چنین رسمی بوده تمدن ایران نمی توانست ۱۲۰۰ سال در مقابل بیگانگان مقاومت و پایداری کند .
    ۳- یک سوال دیگر آیا هیچ گزارشی از وجود چنین رسمی در ایران باستان از زبان جهادگران مسلمان که به ایران حمله کردند گزارش شده است ؟جهادگرانی که راجع به کوچکترین مسئله مانند پخت کلوچه بی اعتنا نبودند!!!
    ۴-حمله اعراب به ایران و در پی آن حمله مغولها ،ترکها و…سایر اقوام با فرهنگ پایین به ایران باعث نابودی کتابخانه های ایران در طول ۶۰۰ سال شد که گاه به دستور امراشان جمع آوری و یا سوزانده می شود و یا مستقیما دستور آتش زدن کتابخانه ها صادر می شد.مانند کتابهای عهد اردشیر و ……که از آن کتابها نشان کمی باقی مانده است.مثلا یکی از نمونه شاهکارهای ساسانیان قوانین کارمندی دبیران بوده که همراه با مهاجرت عده ای از ایرانیان به هند برده شده است که درسال ۱۹۲۱ توسط پارسیان هند منتشر شده است که شامل گزارش نویسی کارمندان بعداز پایان هر روز ،عدم رشوه خواری ،دادن امتیاز های مثل دادن امتیازات مثبت و منفی به کارمندان ،حذف کاغذبازی و …..که انتشار این اسناد خود گواه روشنی بر شکوه و عظمت ساسانیان می باشد ،که می توان احتمال داد که بسیاری از این پیشرفتها به دست متعصبان مذهبی مسلمان در قرونه اولیه اسلامی در ایران نابود شده است (دشمنان ملی ایران اجازه چنین ادعایی را بر طبق شواهد موجود و انصاف و خرد بدهند!!!!)
    ۵- در مورد دوستانی که نظرات بالا اظهارات ضد ایرانی می کنند ذکر جند نکته لازم است :
    ۱- اولا توصیه می شود با استدلال منطقی و تاریخی مقاله بالا را مورد نقد قرار دهند .
    ۲- به مطالعه کتب تاریخی بیشتر بپردازند

    ۶- دوستان وطن پرستی که در بالا نظر می دهنداحساسات را کنار گذارند و به خواندن تاریخ و منابع روی اورند که اگر دفاعی از تاریخ ایران می کنند از روی آگاهی باشد و نه احساس،همینطور به دوستانی که از اظهار نظر های ایرانی نماهایی که بر ضد ایران نظر می دهند تعجب نکنند که ناشی از چند چیز است ،نخست ذوب شدن در دین که من هم یکی از این افراد بودم که گذر زمان حقایق را بر من در مورد ماهیت حقیقی دین اقوام سامی روشن کرد ،دوم داشتن ریشه غیر ایرانی باید این رو بپذیریم که هرکس که فارسی بلدباشد ایرانی نیست، هرچند که کلیه اقوام بیگانه ای که وارد ایران شدند تا حدود زیادی در فرهنگ و هنر و تمدن ایرانی ذوب شدند ولی باید قبول کرد که هرکس پی خصوصیات ذاتی و ژنتیکی خود می رود و این به دور از ذهن نیست که اقوام زیادی از ترک و عرب و سایر نژادها خارجی وارد ایران شدند که مسلما از بعضی بازمندگان اینها نمی توان انتظار داشت که وطن پرست دو آتشه باشند و گرنه در هیچ حای جهان نمی توان یافت که اعضای واقعی یک ملت دشمن همان ملت باشند ،سوما متاسفانه خیانات جز جدایی ناپذیر فرهنگمان شده است .
    ۷-گذر زمان همه حقیقت را مشخص خواهد نمود .

    [پاسخ]

    سعید پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹م, ۱۳۹۰ ۸:۲۹ ق.ظ:

    با سلام به دوستان گرامی

    در جواب دوستان افسانه پرست و داستان سرا که مقداری نژاد پرستی و خودبزرگ بینی را هم چاشنی آن کرده اند نوشته ای را در زیر می اورم که آن را از شخصی با نام میرفندرسکی ( نام حقیقی اش است یا مستعار نمیدانم – جهت امانتداری ) در یکی از سایتهای اینترنتی یافتم که واقعا بیان کننده اوضاع حال و حاضر بسیاری از روشنفکران و روشنفکرنماها !!! در مملکت ما میباشد :

    “””من کاملا به این باور رسیدم که ما ایرانی ها یکی از نژاد پرست ترین ملل دنیا هستیم. البته نوع خاصی از نژاد پرستی. زورمان نمی رسد خودمان را به اروپایی ها و امریکایی ها اثبات کنیم. ولی تا می توانیم نسبت به بقیه جهان سومی ها مزخرف نسبت می دهیم و خود را برتر از همه می دانیم. پاکستانی ها و هندی ها که جزو گونه آدم حساب نمی شوند و بیشتر با حشرات و کثافات مقایسه می شوند. چینی ها هم بد ترکیب ترین و سوسک خورند. عرب ها …
    اگر روزی خدای ناکرده کسی ما را با عرب ی اشتباه بگیرد. انگار بزرگترین گناه روی زمین را مرتکب شده. انچنان به او می پریم و شروع می کنیم به واگویه های تاریخی ، نژادی، ژنتیکی، زبانی و هزارها دلایل ریز و درشت و من در آوردی ای که اثبات کنیم ما عرب نیستیم. واقعن چرا؟ چرا عرب بودن بدترین دشنامی ست که به ایرانی میشه داد. در صورتیکه از نظر من بسیار طبیعی است که ما را عربها اشتباه بگیرند. در واقع از هر نظری ما بیشترین شباهت را با عربها داریم از نظر ظاهر گرفته تا خط و تاریخ و مذهب و رفتار و غیره. بر خلاف نظر اکثر ایرانی ها معتقدم که ما نه تنها هیچ برتری قیافه ای نسبت به اعراب نداریم بلکه بدتر هم هستیم.در همین جا بد قیافه ترین ،مزخرف ترین ، لش ترین ادمهایی که شما می توانید تصور کنید و من دیدم ، ایرانی هستند. بی آداب ترین و مفت خور ترین آدمها ایرانی هستند و جالب است که پر ادعا ترین شان هم همینها هستند.
    نمی خواهم خود زنی کرده باشم و ایرانی ها را پست ترین بشمارم. بلکه بیشتر منظورم این است که آنچنان هم فرق منطقی و معنی داری لا اقل بین ما و عربها وجود ندارد که رگ گردنمان را بیرون بیندازیم و دم از برتری خود بزنیم. آچنان که تقریبن همه به نوعی فهمیده اند که چه کینه بین ما وجود دارد. به نظر من بزرگترین لطفی که به جهانیان شده این بوده که ما حداقل در این مقطع تاریخی عقب مانده ایم و کاره ای در این جهان نشده ایم. شاید هم همین عقده عقب مانده ایست که ما را اینگونه کرده. “””

    بعضی ها نظرشان اینست که یکی از دلایل رواج نژاد پرستی در میان اروپاییان قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم این بوده که آنها بعد از انهمه پیشرفت علمی و اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و هنری و مقایسه خود با نژادهای آسیایی و افریقایی و غیره به این نتیجه رسیدند که از بقیه بهتر هستند اما اینکه چرا ایرانیها امروزه در مورد همسایگان جهان سومی خود اینگونه فکر میکنند علیرغم اینکه هیچ برتری خاصی نسبت به آنها ندارند و از هر لحاظ شبیه انها هستند امری بسیار عجیب و غریب میباشد که البته میتوان دلیل اصلی آن را در تاریخ سازی و پیشینه سازی رویایی و رمانتیکی که مستشرقین بعضا یهودی برای ایرانیان ساخته اند و قند را دل بعضی ها از هموطنان ما آب کرده اند که ما اینگونه بود ه ایم و آنگونه بود هایم پس الان حتی اگر چیزی نیستیم دلیلش اینست که دیگران نگذاشتن باشیم !!!!!!
    البته نژاد پرستی مزبور نه تنها شامل همسایگان ما میشود بلکه بحمدالله شامل اقوام ایرانی ( ترکها و کردها و بلوچها و عربها و ترکمنها و غیره ) که شهروندان ایران هستند و قرنها در این کشور زندگی کرده اند نیز گشته است بطوری که بعضی ها فکر میکنند که از بقیه ایرانی ترند !!!!
    با کمی تعقل و تفکر میتوان ریشه این رخدادها را یافت : تاریخ سازی و داستان سرایی و افسانه سرایی و ساختن پیشینه تاریخی بطوریکه بسیاری از دوستان عزیز ما بجای پرداختن به حال و فکر و اندیشه برای پیشرفت و رقابت در عصر جدید که عصر تکنولوژی و پیشرفت و عصر بشردوستی و حقوق بشر است هنوز در زیرزمین تاریخ بدنبال افتخار اساطیری خویش هستند که ثابت کنند از بعضی های دیگر !!! بهتر هستند و خونشان رنگین تر است

    درود بر انسانیت
    درود بر منطق و عقل و تفکر
    مرگ بر نژاد پرستی
    مرگ بر تاریخ سازی و داستان سرایی و افسانه پرستی

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۳:۴۲ ق.ظ:

    اای سعید جان
    در بعضی از موراد بالا قربون بیانت.
    از اون جملاتی که درباره نژاد پرستی مون گفتی حال کردم . اما اون نظر بد بینانه ات در باره تاریخ سازی زیاد خوشم نیومد.
    درود بر خودت
    ای اومانیسم
    ای راسیونالیسم
    ای ضد برتری نژادی
    و اما اقوام بزرگ وقدیمی همیشه اسطوره ساز هستند و تاریخ ساز

    (از دور عادل را می بوسم )

    [پاسخ]

    sara پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۹۱ ۶:۴۵ ب.ظ:

    همین عربهایی که سنگشونو به سینه میزنی شیعه هارو مسلمون نمیدونن.

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ شهریور ۱۶م, ۱۳۹۰ ۶:۲۶ ب.ظ:

    دوست عزیز داستان حمله اعراب به ایران در کتب تاریخی دوران اموی و عباسی نوشته شده است که البته کاملا غیر واقعی ودروغ نقل گردیده رو به رو شدن سپاه کم تعداد عرب بدونه جنگ افزار با سپاه انبوه ایرانیان کاملا مسلح وشکست ایرانیان با حماسه و رشادت و امداد غیبی و دیگر چرندیات که بارها شنیده ایم در آن زمان به دلیل ظلم به مردم و یکنواختی و تکراری شدن تعلیمات زرتشت و فاصله گرفتن از واقعیات زرتشتی گری انگیزه ای برای دفاع در ایرانیان وجود نداشت عرب فاتح سرزمین بدون مدافع ایران شد شهر تیسفون تقریبا خالی از سکنه را این قوم نیمه وحشی تصرف نمود کی باور میکند که لشکر ۱۲۰ هزلر نفری ایران از ۴۰ هزار عرب دست خالی شکست خورده باشد
    با سپاس

    [پاسخ]

    sara پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۹۱ ۷:۰۲ ب.ظ:

    کتابهای تارخ اسلام نوشته خود اعراب رو بخونید لطفا.یه کم مطالعه آسیبی بهیون نمیرسونه.

    [پاسخ]

    آرام پاسخ در تاريخ آذر ۲۲م, ۱۳۹۰ ۱۲:۴۰ ب.ظ:

    درود
    با مطالب آرش موافقم این شعر تقدیم به وطن پرستان
    چون که ما تاریخمان بر باد رفت / هستی و فرهنگمان بر خاک رفت / کاوه و ارش همانجا خاک شد / پهلوان کشورم عباس شد / جای کوروش را علی امد گرفت/ کل ان اتشکده اتش گرفت/نقش رستم. تخت جمشید. خاک شد/کربلا و کاظمیین اباد شد/ رسم زرتشت را اگر دانی که چیست / عیدما جشن غدیرو فطر نیست/ ای عزیزان جملگی همت کنیم / سنت اعراب خاکستر کنیم

    [پاسخ]

  51. سعید می‌گه:

    این چیزهایی که میگم بازی نیست واقعیته :

    آیا میدونید الفبا را ایرانیا اختراع کردن ( البته منظور از ایرانیا هم مثل همیشه فارسهاست)
    آیا میدونید اعداد عربی که میگن در واقع اعداد فارسی باستان است که ایرانیا اختراع کردن
    آیا میدونید اسب عربی که میگن در واقع اسب ایرانی است
    آیا میدونید که اهرام ثلاثه مصر را ایراینا ساختن
    آیا میدونید که پول رو ایارنیا اختراع کردن
    آیا میدونید که اولین کشتی دنیا رو ایرانیا ساختن
    آیا میدونید که طلا رو ایراینا کشف کردن
    آیا میدونید که کانال سوئز رو ایرانیا ساختن
    آیا میدونید که فیثاغورث و سقراط ایرانی بودن
    آیا میدونید که عدد پی رو ایرانیا کشف کردن
    آیا میدونین که پادشاهان مصر (فرعونها ) ایرانی بودن
    آیا میدونین که شهر تروا و ساکنانش ایرانی بودن
    آیا میدونین تئاتر رو ایرانیا ابداع کردن
    آیا میدونید که ویروس رو ایرانیا کشف کردن
    آیا میدونین که مریخ رو قبل از اسلام ایرانیا کشف کرده بودن
    آیا میدونین که ما ایرانیا باهوش ترین مردم دنیا هستیم
    آیا میدونین که هنر فقط نزد ایرانیان است وبس !!!
    آیا میدونین که اهورا مزدا با اورمزد آشوری که ۳۰۰۰ سال قبل از اون وجود داشته در واقع یکی هستند !!!!
    آگر کسی شکی توی اینهایی که گفتم داره بگه تا بهش بگم چقدر بیسواده که ما ایرانیا رو هنوز نشناخته

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ شهریور ۳م, ۱۳۹۰ ۱۰:۴۳ ب.ظ:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    کلمه الله هیه العلیا
    سلام علیکم
    ایا میدانیددددددددد اهورا مزدا که خدای زرتشتیان است خود مخلوق است و فرزند خدایی دیگر با نام زروان است…چه خنده دار…این عقیده زرتشتیان یعنی شرک محض… منبع این حرف من سایت معتبر ویکی پدیا است بروید و بخوانیدددددددددددد
    http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85

    [پاسخ]

    The Game پاسخ در تاريخ دی ۲م, ۱۳۹۰ ۱۱:۲۳ ب.ظ:

    آفرین. زرشت این دینو از دین های قبلی ایرانی ها بدست آورده پس انتظار میره که نشانه های از دین های قبلی توش باشه(تمام دین های
    مطلق به ایرانی ها)
    آره چه خنده دار :گفتار نیک و…..(اگه بتونی یکی به این سه رکن اضافه
    کنی یا کم کنی عمو یه جایزه داره برات)
    یعنی اینا شرکه. دروغ گویی و…خدا پرستیه؟! چندتا نوشته شرک بودن دینی رو مشخص نمی کنن اعمالی که دراون دین سفارش شده شرک یا خدایی بودنش رو نشون میده.
    چیزی که پابت شده نیاز به دیدن نداره

    [پاسخ]

    The Game پاسخ در تاريخ دی ۳م, ۱۳۹۰ ۱:۳۶ ق.ظ:

    البته درست کنم اینو زرشت کل باورها و دین های قبلی ایرانی رو جمع
    و کامل کرد
    برای مثال زرشت کاهنان بعضی از ادیان پیش رو دروغگو و دقلکار می داند

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ دی ۴م, ۱۳۹۰ ۱:۱۲ ب.ظ:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    کلمه الله هیه العلیا
    سلاااااااااااااااام…… بحث ما بر سر اصل دین است مه اعمال و رفتار پیروان ان دین در اسلام دروغگویی حرام است و مسلمانانی هستند که دروغ میگویند.. اشکال از رفتار مسلمانان است نه از اسلام چون اسلام دروغ گویی را حرام دانسته.. در ضمن در نزد خود زرتشتیان دروغ گویی رواج بسیار دارد انان اکنون درباره تاریخ ایران باستان دروغ پردازی میکنند و غولوو میکنند و جعل میکنند و افتخارات در تمدنها را برای خود تصرف میکنند!!
    در ضمن بحث ما بر سر اصل دین است وقتی زرتشتیان میگوفتند که اهورا مزدا فرزند خدای دیگری با نام زروان است این شرک است و یا زرتشتیان عقیده داشتند که آذر(نام نوعی اتش) فرزند اهورا مزدا است این هم شرکی دیگر .. رفتا مسلمان ربطی به اسلام ندارد اسلام میگوید غیبت مردن و دروغ گویی حرام است ولی یک مسلمان هم غیبت میکند و دروغ میگوید اشکال از کجاست؟؟؟ از مسلمان نه اسلام.

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ شهریور ۳م, ۱۳۹۰ ۱۰:۵۷ ب.ظ:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    کلمه الله هیه العلیا
    سلام علیکم……..
    ایا میدانید هخامنشیان که کوروش پادشاه انان است زرتشتی نبودن و خود برای خود دینی ساختن…… منبع حرفم سایت معتبر ویکی پدیا است …
    لینک را برایتا میگذارم و چند سطر از ان را هم همینجا مینویسم.. بخوانید
    ……………….
    آریائی‌ها قوای طبیعت مثل خورشید، ماه، ستارگان، آتش، خاک، و آب را می‌پرستیدند. آنها خدایانی که مظاهر نیروی طبیعت به شمار می‌رفتند دئوا می‌خواندند. در میان این خدایان، برتر از همه ایندرا بود که اژدهاکش و پروردگار رعد‌و‌برق و جنگ بود. در کنار دئواها، اسوراها قرار داشتند که مهمترین اسوراها، ورونا و میترا نام داشتند. معادل ایرانی این دو خدا اهورا و مهر است. ورونا مظهر آسمان شب و مهر رب‌النوع آسمان روز بود چنانکه ورونا را با ماه و مهر را با آفتاب برابر شمرده‌اند. این دو پروردگار در دورهٔ هند و ایرانی کمال رابطه را با یکدیگر داشته‌اند.[۲] معتقدات و عقاید دینی هندوها در ریگ ودا، جمع‌آوری شده‌است. پس از جدائی ایرانیان از هندوها، ایرانیان ارواح نیکوی ودای هندوها یعنی دئوا را دیوا یا دیو یعنی ارواح پلید دانستند و از این زمان با هندوها اختلاف عقیده پیدا کردند.[............
    ..................................................دین هخامنشیان
    زمینهٔ بنیادین دین هخامنشیان، آئین کهن آریایی است. اما در دین آنها نو آفرینی در آئین کهن دیده می‌شود و دین آنان چیزی نو در تاریخ دین ایرانی و آریائی است. این سومین سازمان دینی بزرگ در کنار دین میترا(خورشید پرستی) و دین مغان مادی قبل از گسترش دین زرتشت است، روح این دین بیش از همه به دین میترا (خورشید پرستی)نزدیک بود. از خصوصیات آن اینست که هیچ روح پیغمبرانه‌ای به هر گونه که مفهوم پیغمبر را تصور کنیم، تأثیر خود را در این دین بجای نگذاشته‌است.(یعنی پیغمبری نداشته و ساخته خود شاهان است) این دین یک دین سیاسی است که از سوی شاهان بزرگ و برای شاهان بزرگ آفریده شده‌است. مفهوم‌های بنیادین این دین بدین صورت باز شناخته می‌شوند که اهورامزدا خدای آسمانی بر همه چیز توانا و دانا و آفرینندهٔ آسمان و زمین به صورت خداوند یگانه و برتر از همهٔ خدایان دیگر قرار گرفته‌است. شاهنشاه نمایندهٔ پیدای اهورامزدا در روی زمین است. این دین دارای پیشگوی و غیبگوی و سحر و جادوی ویژهٔ خود بود اما از نظر ورزش‌های مربوط به حالت خلسه بدون تردید جای چندانی نداشت. تحریکات غیرعادی و پرواز روان که انسان چندان با رغبت دست از آنها نمی کشد، در یک هستی ساده جستجو می‌شد.[۴]………………
    دلایل زرتشتی نبودن هخامنشیان….
    …………………..
    در نوشته‌های بازمانده از هخامنشیان مطلقاً هیچ نامی از زرتشت برده نشده و این اعجاب‌آور است که مردمی که تحت آیین پیامبری زندگی می‌کنند کوچکترین نامی از پیامبر‌شان در آثارشان نباشد.
    نه در سنگ نبشته‌ها نه در لوحه‌ها و نه در نوشته‌های تاریخ نویسان باستانی از اوستا به عنوان کتاب آسمانی هخامنشیان یاد نرفته و به تعالیم آن اشاره نشده‌است.
    بنابر نوشته‌های گات ها زرتشت یکتاپرستی را ترویج می‌کرده‌است درصورتیکه در در آثار بجا مانده از دورهٔ هخامنشی از خدایان متعدد سخن رفته‌است.
    زرتشت انجام قربانی را در مراسم مذهبی منع کرده‌است در صورتیکه در بین هخامنشیان قربانی کردن برای خدایان رایج بوده‌است.
    زرتشت نوشیدن ماده‌ای سکرآور به نام هوم را منع کرده بوده‌است در صورتیکه بکار بردن هوم در مراسم مذهبی هخامنشیان رواج داشته‌است.
    بنابر اصول مسلم آئین زرتشت دفن مردگان در خاک و آلودن خاک در طول تاریخ این مذهب ممنوع بوده‌است ولی مردم و شاهان هخامنشی مردگان خود را گورهای فردی و خانوادگی دفن می‌کردند و به همین علت است که آرامگاه‌های شاهان هخامنشی برجا مانده ولی کوچکترین اثری از آرامگاه‌های شاهان ساسانی که بدون شک زرتشتی بوده‌اند، برجا نمانده‌است.
    بین نام‌های شاهان هخامنشی و اساطیر دین زرتشتی هیچ رابطه‌ای وجود ندارد تنها نام ویشتاسپ، پدر داریوش یکم با نام حامی زرتشت یکسان است که این را نیز به متداول بودن نام ویشتاسپ در بین ایرانیان می‌توان ارتباط داد.
    نامی از نام‌های اوستایی در کتیبه‌ها و الواح پارسی و ایلامی برده نمی‌شود به همین علت معلوم است که آیین‌ها و جشن‌ها و اعمال مذهبی آنان به غیر از زرتشتیان بوده است با تمام سعی‌ای که شده، هنوز ثابت نشده که گاه‌شماری اوستایی نو در زمان هخامنشیان رواج داشته‌است.
    از اصطلاحات ویژه زرتشتی مانند امشاسپندان، سپنته مینو و انگره مینو و دیگر عبارات در ادبیات بکار رفته در کتیبه‌ها و لوح‌های هخامنشیان اثری دیده نمی‌شود.
    در توصیفی که هرودوت و همچنین مورخان یونانی دورهٔ هخامنشی از دین هخامنشیان کرده‌اند، هیچ اشاره‌ای بر زرتشتی بودن هخامنشیان نشده‌است.[۸…………….(خودم)….جالب است که بدانید ایراینان عقیده داشتن که اهورا مزدا فرزند خدایی با نام زروان است …. خواننده را به عقل خود وامیگذارمممممم…
    منبع ویکی پدیا… لینک………….
    http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%A6%DB%8C%D9%86_%D9%87%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D9%86
    …………………………
    کتابی نوشته شده است به نام سه هزار سال دروغ … نویسندگان این کتاب دکتر منوچهر اقبال(نخست ویزیر دربارشاه) احمد تفضلی(استاد دانشگاه تهران که به دست زرتشتیان بخاطر همین کتاب کشته شد) و شخصی با نام اشموغ که خود قبلا موبد زرتشتی بوده و الان مسلمان شده و این کتاب را منتشر کرده… در این کتاب چیزهایی خوبی درباره حقایق باستان ایران نوشته شده است…..در کتابخانها موجود است….. مدیریت نوشتهای مرا پاک نکنید….

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ شهریور ۵م, ۱۳۹۰ ۱۱:۱۵ ب.ظ:

    آیا می دانید همین ویکی پدیای معتبری که می گین نصف مطالبش منابع نداره یا منابعش غلطه یا پر از اشتباهات و غلط های املایی؟!

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ شهریور ۷م, ۱۳۹۰ ۲:۴۹ ق.ظ:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    کلمه الله هیه العلیا
    سلام عله المسلیمین
    …………………………. شما میتونید برید تو ویکی پدیا بخونید مطالبو بعد از قسمت منابع که پایین نوشته شده مدارک نوشتها رو بردارید و بخونید

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۳:۴۹ ق.ظ:

    خواستم از این سایت خارج شم و دل نیامد نگم:

    (عادل از دور می بوسمت)

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۱۲:۲۷ ب.ظ:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    ممنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــونم داداش نظر لطفته…

    [پاسخ]

    The Game پاسخ در تاريخ دی ۳م, ۱۳۹۰ ۱:۳۹ ق.ظ:

    البته درست کنم اینو زرشت کل باورها و دین های قبلی ایرانی رو جمع
    و کامل کرد
    برای مثال زرشت کاهنان بعضی از ادیان پیش رو دروغگو و دقلکار می داند

    ————————————————————————————
    این منابع اعتبار زیادی نداره (حمله ی اسکندر و تازی و مغول ها و…)
    و چند نفر در موردش اظهار نظر کردن و نظر شخصی شونو گفتن
    ما به ساسانیان که اطلاعات بیشتری نسبت به آنها داریم و از آنها برداشت کنیم . کل تاریخ ما که فقط کوروش نبود
    و افرادی مثل شاپور اول کاری مثل کوروش برای ایران انجام دادن
    ساختن نقوش نقش رستم در کنار هخامنشیان نشان می دهد که ساسانیان می خواهند بگویند که نواذگان آنها هستیم و راه آنها را ادامه می دهیم و نمی شود گفت که دینی جدا از هم داشته اند .(همیشه نواده در ادامه راه نیاکانش حرکت می کند و دینشان از این قاعده مستثنی نیست )
    این اسناد ممکن است کذب باشد ولی ما با نگاه به شاهنامه که مکتب ایرانی واقعی را زنده می کند و بازگو می کند
    تمام این ماجراهای کذب که شما مطرح م کنید رد می کند
    از زمان جمشید(قبل هخامنشیان ) تا رستم (ساسانیان)نحوه ی ستایش خدا و عبادات و… تغییر نمی کند
    تازه این ربط به ایرانی ها داره نه اعرابی مثل شما

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ شهریور ۱۱م, ۱۳۹۰ ۲:۰۹ ب.ظ:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    کلمه الله هیه العلیا
    سلام علی المسلیمین
    اقایی که ادعا داری اسب را ایرانیان به جهان معرفی کردن در عربستان یک تمدن ۹ هزار ساله کشف شد که در بین اثار به جا مانده از این تمدن وسایل رام کردن اسب پیدا شده… تو گوگل تمدن ۹ هزار ساله عربستان رو سرچ کن… الفبا را هم ایرانیان ار سومریان و عیلامیان تقلید کردن منظورم خط ه البته… تحقیق کن… البته فقط نگو عیلامیان ایرانی بود؟
    مسخره ترین چیزی که شنیدم اینه…
    آیا میدونید که اهرام ثلاثه مصر را ایراینا ساختن….
    …………
    زمانی که مصریان احرام را میساختن ایرانی اصلا وجود نداشت…
    در این مورد…..
    آیا میدونید که اولین کشتی دنیا رو ایرانیا ساختن……
    اولین کشتی در بین النهرین توسط حضرت نوح ساخته شد…
    .. و این مورد…
    آیا میدونین که پادشاهان مصر (فرعونها ) ایرانی بودن….
    فرعونها از اصیلترین نژاد یهود با نام قبطی هستند…
    در مورد بقیه نوشتهات فقط میتونم بگم خیلی خوش خیالی و خنده دار بودن
    اقا تو بیا یه کاری کن…. یه دفعه بگو حضرت ادم ایرانی بود و بچه لاله زاره یه ادرس ساختگی هم براش درست کن ……. خیلی با سوادی داداش…..

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ شهریور ۱۴م, ۱۳۹۰ ۱۱:۴۸ ق.ظ:

    عرب!!!
    تمدن!!!!!!!
    جک می گی داداش!
    اصلا مصر و تونس و خیلی کشور های دیگه عرب شدن عرب نبودن…
    زمان ساخت اهرام مصر ما وجود نداشتیم؟!!!!!!!!
    ما پیشدادیان، کیانیان، مادها، هخامنشیان (بزرگترین و با شکوه ترین امپراطوری جهان)، اشکانیان و ساسانیان رو داشتیم اون وقت شما می گی ما زمان اهرام مصر نبودیم!!!!!!!!!!
    انی کاظمی شما یه چیزی بگید نکنه شما هم می خواید تاریخ ما رو تکذیب کنید!
    چطور این نوشته های مسخره پاک نمی شن؟!

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ شهریور ۱۴م, ۱۳۹۰ ۳:۱۶ ب.ظ:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    کلمه الله هیه العلیا
    سلام علی المسلیمین
    ……………………………درباره کشف تمدن ۹ هزار ساله عربستان میتونی تو گوگل سرچ کنی…مصر یهودی بود و زبانشان عبری… یهود فرزندان حضرت اسحاق(ع) هستند و حضرت اسحاق(ع) فرزند حضرت ابراهیم (ع) است و حضرت ابراهیم عرب بود .. یک ایه از قران…..
    آیه ۶۷ سوره آل عمران: مَا کَانَ إِبْرَاهِیمُ یَهُودِیًّا وَلاَ نَصْرَانِیًّا وَلَکِن کَانَ حَنِیفًا مُّسْلِمًا وَمَا کَانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ ؛ ابراهیم نه یهودى بود و نه نصرانى، بلکه حق‏گرایى فرمانبردار بود، و از مشرکان نبود….. در این ایه به تصریح میگوید که حضرت ابراهیم نه یهودی بود و نه مسیحی و مینویسد..مسلما….. مسلمان بود … و ایضا عرب….و زبان یهودیان عبری مشتقی از زبان عربی است و به عربی شکسته معروف است…
    …………………………………………
    درباره پیشدادیان و کیانیان تحقیق کردم چیز مستندی ازشان نیست
    فقط میدانند که شهر امل پایتخت انان بوده(از افسانه گرفته شده)و بجز در شاهنامه و چند کتاب افسانه ایی پهلوی دیگر جایی نامی ازشان نبود… مادها و هخامنشیان هم که ۲۵۰۰ سال بیشتر نیستن که پدیدار شده اند…ولی اهرام مصر به نقل از ویکی پدیا ۲۵۵۰ سال پیش از میلاد مسیح(ع) ساخته شدن یعنی ۲۵۵۰ سال پیش از ورود مادها و هخامنشیان به ایران…..اشکانیان بعد از هخامنشیان پدیدار شدن و ساسانیان هم اخرین سلسله ایرانی بود که بعد از اشکانیان پدیدار امد….

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۱۲:۵۹ ب.ظ:

    نادان!
    اهرام مصر زمان مادها بوده…
    یکم تحقیق کن بعد حرف بزن…
    بهت بگم عرب خوشحال می شی نه؟!
    عرب!!!
    عرب!
    عرب!
    و باز هم عرب!
    بیشتر بگم گرمیت می شه!!!!
    واسه امروز کافیه!!!

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۱:۵۹ ب.ظ:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام علی المسلیمین
    اقـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــای دانا اهرام مصر ۲۵۰۰ تا ۲۵۵۰ سال پیش از میلاد مسیح ساخته شدن… اهرام در زمان حضرت یوسف(ع) که حدودبالای دویست سال پیش از حضرت موسی زندگی میکرد بودن(البته حد اقل را گرفتم و گفتم دویست سال چون بعد از حضرت یوسف(ع) حضرت شعیب(ع) و حضرت ایوب(ع) بودن و بعد از این دو پیامبر بزرگ حضرت موسی (ع) به پیامبری مبعوث شد) ……. عرب یا عجم مهم نیست مهم انسان بودنه
    و انسان کسی است که حقیقت را بگوید و حقیقت را بشنود و از او دلخور نشود…. از دیو درد ملولمو انسانم ارزوست….. منبع ساخت اهرام مصر … ویکی پدیا
    http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%85%D8%B5%D8%B1#.D8.B3.D8.A7.D8.AE.D8.AA

    ramin پاسخ در تاريخ شهریور ۱۶م, ۱۳۹۰ ۱:۵۱ ب.ظ:

    مجید جان دیدی اینجا هم از استدلال استفاده نکردی و زود جوش زدی .
    عمو قربونت بره دلیل و استدلال بیار خوب

    حسن پاسخ در تاريخ شهریور ۱۶م, ۱۳۹۰ ۶:۳۵ ب.ظ:

    یک واقعیت بزرگ غیر قابل انکار وجود دارد که اگر هرکل امپراطور روم و پادشاه فرانسه در زمان خلفای عرب جلو تجاوز اعراب را سد نکرده بود و پای شما به اروپا هم باز شده بود اکنون وضعیت دنیا چگونه بود سرنوشت انسانها امروز چه بود می دانی در ایران تا به امروز چه تعداد دانشمند را به جرم اهانت به دین مبین ساخته شما اعدام شده اند (جمشید غیاث الدین و ….) اصلا هیچوقت فکر کرده ای دلیل اصلی تجاوز عمر به ایران چه بوده است

    [پاسخ]

    سمیه پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۰م, ۱۳۹۱ ۱۲:۰۷ ب.ظ:

    سلام یک سئوال دارم ازتون
    مگه شما ایرانی نیستید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    چرا اینقدر از اعراب دفاع می کنید د؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    چرا فرهنگ و تمدن ما یادتون رفته ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    چرا یکتا پرستی ما که زودتر از اعراب بوده یادتون رفته ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    و هزاران چرای دیگه
    به نظر من تاریخ ما رو بیشتر از تاریخ اعراب بخونید
    بدونید ما مردمی کهن و با فرهنگ بودیم که نیمی از جهان خراج گذار ما بودند
    برید تخت جمشید آثار به جا مونده را ببینید اونوقت در باره تازیان سوسمار خور حرف بزنید
    توصیه من این به شما ایرانی باشید و به نژاد و تبار خودتون افتخار کنید
    باور کنید عرب را دوست داشتن هیچ امتیاز مثبتی نیست خود
    پیامبر فرمودند من از عربم عرب از من نیست .

    [پاسخ]

    سعید پاسخ در تاريخ شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۹:۴۴ ق.ظ:

    دوست عزیز

    اگر شما نمیخواهید از فکر خود استفاده کنید حداقل بگذارید این مباحث علمی و فکری بماند و احساسات و تراوشات ذهنی خود را وارد این مباحث نکنید و حداقل قبل از وارد شدن به این گفتگوها کمی مطالعه کنید
    اینکه شما نسبت به عربها عقده حقارت دارید هیچ ربطی به تاریخ ندارد و تاریخ حقیقتی است استوار خارج از آرزوها و احساسات اشخاص مختلف پس خواهشا این مباحث را تا این حد پایین نیاورید و بگذارید حداقل این گفتگوها علمی و بدور از احساسات و عقده ها بماند
    اگر دوست دارید تاریخ آنگونه باشد که شما آرزو دارید سخت در اشتباهید ممکن است در تاریخ وقایع زیادی باشد که برخلاف میل شما باشد مثل همین که تمدن ۹۰۰۰ ساله اقوام عرب سبا و یا ثمود در جنوب عربستان که بهشت گمشده شدادنیز جزء آن است و امروزه باستان شناسان ایتالیایی بدنبال کشف آنها هستند یا تمدن دیرین نبطیهای عرب در اردن که شهر عظیم پترا که دردل کوه و با معماری بسیار عجیب و شگفت ساخته شده جزء عجایب هفتگانه جهان شناخته شده است و یا تمدنهای باستانی اقوام کنعانی و فینیقی که عربهای قدیم هستند در فلسطین که قدمت آنها به ۵۰۰۰ سال قبل از میلاد میرسد
    در مورد تمدنهای عظیم مصر هم که نیازی به صحبت کردن نیست و من باب اطلاع جنابعالی بگویم که آثار باستانی که فقط در یک شهر کوچک مصر وجود دارد از تمام آثاری که در ایران وجود دارد بیشتر است
    اینکه مصریها و تونسیها و سوریها و لبنانیها عرب نیستند هم در واقع میل و آرزویی است که شما و باستان پرستان و افسانه پرستان در دل خود دارید اما متاسفانه این حرفها هم بسیار قدیمی شده و امروزه کمتر کسی این صحبتها را میپذیرد پس تکرار این سخنان آب در هاون کوبیدن است کافیست از خود مردم این کشورها در این مورد بپرسید آنگاه جوابی را که دوست ندارید خواهید شنید
    مرگ بر نژادپرستی و نژادپرستان
    مرگ بر افسانه سازی و تاریخسازی و دروغ
    درود بر انسانیت و برابری
    درود بر تفکر و تعقل

    [پاسخ]

    sara پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۹۱ ۶:۵۱ ب.ظ:

    مصریها عرب نیستندو فرهنگ و تمدن آنها هیچ ارتباطی با ساکنین عربستان ندارد. زبان خط و فرهنگ مشترکی هم ندارند.در ضمن اهرام درسته احرام یه چیز دیگس.

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۲:۵۳ ق.ظ:

    ال عادل
    الچرا این همه سنگ العربها را به السینت میزنی . اگر طرفدار اسلام و مسلمانی هستی باش ،اما این موضوع به اعراب ربطی نداره مسلمان . الزیاد سنگ ال این عرب ها را به سینه نزن چون احتمال داره یکیشون شب بیاد الخوابت.

    [پاسخ]

    سعید پاسخ در تاريخ شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۱۰:۱۳ ق.ظ:

    دوست عزیز
    اینکه آدم حقیقت را بگوید سنگ دیگران را به سینه زدن نیست متاسفانه شما و امثال شما میخواهید تاریخ را با رویاهای خواب و بیداری خودتان آراسته کنید و دوست دارید تاریخ آنگونه باشد که دوست دارید
    البته حق دارید چرا که ذهنیت افرادی مثل شما یک دفعه به این مرحله نرسیده بلکه این ذهنیت حاصل سالهای سال تاریخسازی و افسانه سرایی و همدستی عوامل گوناگون وطنی و غیر وطنی و انگیزه های اقتصادی و سیاسی و دینی و غیره بوده اینکه امروزه به لطف این زحمات از هر ۱۰ کامنتی که میبینیم حداقل ۶ تای آن نژادپرستی و افسانه پرستی بدون پشتوانه فکری و علمی را نشان میدهد و اینکه افراد زیادی از جامعه ما را امثال شما با ذهنیتهای عجیب و غریب که تاریخ را با فیلم هندی اشتباه گرفته اند و خودشان را تافته جدا بافته و برتر از دیگران میدانند و دیگران از جمله عربهای مسلمان با آن انقلاب عظیم و بزرگ فرهنگی و علمی و فکری و فلسفی اسلامی خود را مدیون ان میداند ناچیز میشمارد در حالی که خود امروزه جزء عقب مانده ترین جوامع دنیا میباشد .
    در واقع شکل گرفتن ذهن های بیماری مثل شما که معجونی عجیب و نامتجانس و ضدونقیض از نژادپرستی و خودخواهی و افسانه پرستی و عقب ماندگی و دگماتیسم و ساده لوحی و زودباوری و جهالت و نادانی و خودبزرگ بینی است حاصل دهها سال تلاش و کوشش کسانی بود ه است که نمیخواستند برابری عدالت و پیشرفت و برادری در میان ما و همسایگان مسلمان ما برقرار گردد
    امید که با تفکر و تعقل و مطالعات علمی و تحقیق بیشتر خود را بهتر بشناسیم و از ساده لوحی و زودباوری و افسانه باوری بپرهیزیم

    درود بر عادل
    درود بر منطق و تفکر
    مرگ بر نژاد پرستی و نژادپرستان

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۲:۱۳ ب.ظ:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    کلمه الله هیه العلیا
    سلام علیکم… ممنونم بابت این همه حقیقت گویی و منطقی بودن شما
    من جواب رامین را دادم اگر میخواهید بیایید و بخوانید… یک لینک جالب بهتون معرفی میکنم این دو لیکنی که معرفی میکنم از استاد تاریخ نگار و باستان پژوه بزرگ رضا مرادی غیاث ابادی است بخواند… و بازم متشکرم..
    من الله التوفیق….
    http://ghiasabadi.com/true-cyrus-and-fantasy-cyrus.html

    http://ghiasabadi.com/ardeshir-reporter.html

    [پاسخ]

    آرام پاسخ در تاريخ آذر ۲۲م, ۱۳۹۰ ۱۲:۴۸ ب.ظ:

    درود
    شما ایرانی هستین چرا نمی نویسید بنام خداوند بخشنده مهربان
    یا معنی کلمه الله هیه العیا رو که عربیه شما میدونید
    اگر شما دوران عمر زنده بودید از کسانی بودید که هنگام حمله اعراب به کشتن ایرانی ها اقدام میکردین

    sara پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۹۱ ۶:۵۸ ب.ظ:

    /اقای سعید میشه بگید شملا کجایی هستید؟!!!
    هویت ملی تونو عرض میکنم نه مذهبی!حتی عربهای مسلمان هم یک هویت ملی دارند شما چطور؟

    [پاسخ]

    سعید پاسخ در تاريخ شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۱۰:۳۶ ق.ظ:

    درود بر ramin

    دوست عزیز من کامنتهای دیگه ات رو بعد از جواب دادن بهت خوندم یه مقدار برام عجیب اومد در واقع من هم بدون مطالعه کامنتهای قبلیت جواب دادم که کار اشتباهی بود بهر حال فکر کنم این چیزی رو که برای عادل نوشته بودی شوخی بود و این چیزهایی که گفتم احتمالا در مورد تو صدق نمیکنه لذا نادیده بگیر

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ شهریور ۱۶م, ۱۳۹۰ ۲:۰۲ ب.ظ:

    سعید جان
    بسیار از وصله های که به من چسبانی خوشحال شدم اما دل ما قبل از این هم پر از وصله و پینه بود ،بگذریم .
    دوست عزیز
    من هم درد این جامعه را دوری از تفکر و تعقل می دانم و کار پر ارج انی را هم قابل ستایش میدانم.و اگه سر به سر عادل می زارم چون دوستش دارم.

    (عادل از دور دوباره می بوسمت)

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۱:۰۲ ب.ظ:

    چه عجب یه حرف درست هم از شما شنیدیم!!!
    بالاخره شما کدوم طرفی هستی؟!

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۲:۱۶ ب.ظ:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    کلمه الله هیه العلیا
    سلام علی المسلیمین
    دو لینک از سایت استاد بزرگ رضا مرادی غیاث ابادی تاریخ نگار و باستان پژوه ایران بهتون معرفی میکنم…. ایشون تا کنون ۳۷ کتاب درباره دفاع از حقیقت ایران باستان نوشته است….
    http://ghiasabadi.com/true-cyrus-and-fantasy-cyrus.html
    http://ghiasabadi.com/ardeshir-reporter.html

    [پاسخ]

    The Game پاسخ در تاريخ دی ۳م, ۱۳۹۰ ۱:۴۵ ق.ظ:

    تمدن ایران که یکی از بزرگ دنیاست
    همه ی اندیشمندان و حتی خودت هم می دونی اینو
    تو عربستان اسب تربیت می کردند درست
    ولی ایران یکی از منشآ تربیت فیل ویوزان و پرنده های شکاری و اسب و… است
    حالا اسب تربیت می کنن که می کنن .پیش این تمدن پشمم نیست
    تمدن ایرانی روی عقله و نمیشه با تمدن مایا و عربی و …
    قیاس کرد
    همه حتی محمد(ع)از دختر کشی و …اعراب گفتن و تو هم می دونی
    و پیداشدن اینها چیزی از تمدن ایران نه کم می کنه و نه به عاقلیت اعراب جاهل اضافه می کنه
    و ایرنیا تو هر دوره تاریخ تمدن و هنرشنو نشون دادن
    ولی تو ۹ هزار سال یه تمدن بوده و دیگه هیچی(اگه تمدن داشتن تو طول های تاریخ خودشونو نشون می دادن) میفهمی که بی تمدن بودن اگه چیزی هم باشن نسبت به ایران هیچن
    تمام دنیا می دونن
    همین تمدن جیرفت رو با پول میخواستن به اسم خودشون ثبت کنن(با تلاش ایرانیان نشد) و شاید اینو با پول…..

    این منابع اعتبار زیادی نداره (حمله ی اسکندر و تازی و مغول ها و…)
    و چند نفر در موردش اظهار نظر کردن و نظر شخصی شونو گفتن
    ما به ساسانیان که اطلاعات بیشتری نسبت به آنها داریم و از آنها برداشت کنیم . کل تاریخ ما که فقط کوروش نبود
    و افرادی مثل شاپور اول کاری مثل کوروش برای ایران انجام دادن
    ساختن نقوش نقش رستم در کنار هخامنشیان نشان می دهد که ساسانیان می خواهند بگویند که نواذگان آنها هستیم و راه آنها را ادامه می دهیم و نمی شود گفت که دینی جدا از هم داشته اند .(همیشه نواده در ادامه راه نیاکانش حرکت می کند و دینشان از این قاعده مستثنی نیست )
    این اسناد ممکن است کذب باشد ولی ما با نگاه به شاهنامه که مکتب ایرانی واقعی را زنده می کند و بازگو می کند
    تمام این ماجراهای کذب که شما مطرح م کنید رد می کند
    از زمان جمشید(قبل هخامنشیان ) تا رستم (ساسانیان)نحوه ی ستایش خدا و عبادات و… تغییر نمی کند
    تازه این ربط به ایرانی ها داره نه اعرابی مثل شما
    ایران نیازی به داشتن حضرت آدم و اینجور جک و جونورا نداره

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ دی ۴م, ۱۳۹۰ ۳:۲۱ ب.ظ:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    کلمه الله هیه العلیا
    سلام علی المسلیمین
    انشای خوبی نبود….. خواهشا با منطق حرف بزن… اولا زنده به گور کردن دختران فقط در بین بعضی از حانواده های دو قبیله اوس و خضرج بود.. چرا که اگه در بین تمام اعراب بود و یا در بین تمام افراد قبیله بطور حتم باید منقرض میشدند؟؟؟ تازه زنده بگور کردن دختر بدتر از ازدواج با اون که در بین ایرانیان رسم بود که نیست… در کل چون حرفات مستددل نیستن و نمیتونم جواب خوبی برات بنویسم فقط مینویسم… خداوندا انان که میفهمند زجر میکشند و انان که نمیفهمند زجر میدهند مرا در ضمره زجر کشان قرار ده…

    [پاسخ]

    فرید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۹۱ ۴:۱۴ ب.ظ:

    رسم بود؟ ازدواج با محارم رسم بود؟ ( میفهمی چی میگی؟) تو که ادعای فهمو سوادت میشه. داری جزء رو به کل نسبت میدی؟( تازه تو همین جز ئشم هنوز مدرک مستدلی وجود نداره غیر از همین چرندیاتی که تاریخ نگاران غرب نوشتند) که ظاهرا شما خیلی خوشحال هستید از این موضوع؟ جای تعجبه که زنده به گور کردن دختران رو شما ارجح میدید به اونی که به قول شما رسم بوده!!!!! میشه بفرمایید شما در چه مقامو مرتبه از ربوبیت هستید که فتوای صادر میکنید؟ نمیدانید همین حرف شما خودش تهمت محسوب میشه وتهمت از گناهان کبیرست؟؟؟؟. سند شما یا ویکیپدیاست یا غیاث آبادی؟ خب تو همین قسمت کسان دیگه ای هم منبع معرفی کردند که عکس گفته های شما رو ثابت میکرد چرا به اونها استناد نمیکنید؟ هر کسی که منبعی معرفی کرد یا گفتید افسانه ست یا گفتید اتفاقا من از این صفحه تا فلان صفحه رو ندارم. از این طرف میگویید مرگ بر نژاد پرست مرگ بر فلان….. از اون طرف چنان میایی از قدمت عربستان و اعراب دفاع میکنی که آدم نمیفهمه پس این شعاری که دادی مربوط به کی بود؟؟!!!!! اولا راجع به قدمت عربستان یه مطلب کوچولو هست که ظاهرا تمایلی نداری تو ذهنت جا بندازی و اون اینکه: اگه الان در ترکمنستان یا قرقیزستان یا… (منظورم همون کشورهایی که زمانی متعلق به ایران بودندو میگم) آثار باستانی پیدا بشه باید بگند که اون کشور تاریخ باستانی چند هزار ساله داره؟؟؟ خب قطعا نه. چون جزیی از ایران بودند. واگه قدمتی هم هست مربوط به ایران میشه نه اون کشور خاص. حالا میشه بگی بر چه اساسی اینقدر با افتخار از قدمت عربستان حرف میزنی؟؟؟؟ یادت باشه که حرف تو کم از خیانت نیست. آبو نون این مملکتو میخوری واحیانا با این آیه سر هم کردنت جای خوبی هم تو دستگاهای دولت داری . اونوقت داری چوب کشور دیگه رو میزنی؟ آخه اینایی که تو میگی حقیقت گویی نیست. تابلوه که داری تیشه به ریشه ایران میزنی. همه بچه مسلمونیم .همه نماز میخونیم همه به موقعش روزه میگیریم. همه محرم سیه پوش میشویم. پس لطفا طوری کامنت نزار که انگار از کره دیگه اومدی؟؟؟؟ دوره این مدل حرف زدنا وتابلو بازیا گذشته.

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ دی ۴م, ۱۳۹۰ ۵:۲۴ ب.ظ:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    کلمه الله هیه العلیا
    …………………… شما میتوانید ثابت کنید تمدن جیرفت یک تمدن ایرانی هستش یا صرف اینکه در ایران پیدا شده ان را ایرانی میدانید من که تا به حال نشنیدم که مقامی از مقامات ایرانی اعلام کنه که تمدن جیرفت ایرانی بوده….؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

    فرید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۹۱ ۴:۲۲ ب.ظ:

    پس منم میتونم بگم به قول شما که فرمودید عربستان شیئ پیدا شده با قدمت ۹۰۰۰ ساله به صرف این که تو عربستان پیدا شده نمیتونیم بگیم مربوط به قدمت عربستانه !!!

    [پاسخ]

    sara پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۹۱ ۶:۴۸ ب.ظ:

    احرام یه پیز دیگس اون اهرامه در ضمن تاحالا کسی با مصریها مشکلی داشته؟اونها هم تا قبل از حمله اعراب عرب نبودند.

    [پاسخ]

  52. امیر می‌گه:

    در عهد پادشاهی باستان برای اینکه پادشاهی به غیر از هم خونان به دست دیگری نیوفتد این نوع ازدواجها مرسوم بوده است .ولی به نظر بنده برای اینکه اعضای دیگر خانواده طمع به پادشاهی نداشته باشند این عمل انجام می شده است.

    [پاسخ]

  53. امیر می‌گه:

    اولین فاز شب در خیابانها در عهد هخامنشی بوده است.
    اولین فاضلاب شهری در ایران بوده است
    اولین یکتا پرستان ایرانیان بوده اند

    [پاسخ]

  54. عاشق ایران می‌گه:

    در بزرگی و عظمت کوروش و داریوش شکی برجهانیان نیست. در این که این عزیزان سرمایه های این مملکت هستند شکی نیست . ولی متاسفانه مشکل اکثر ما این است که گاهی فکر می کنیم باید بر کسانی که خط فکریشان با ما در یک جهت نیست بتازیم . دوستان عزیز اگر عاشق واقعی ایران و ایرانی هستیم نباید زبان به بی احترامی بگشاییم .
    مگر کوروش ها و داریوش ها نبودند که بر آزادی دین و فرهنگ تاکید می کردند
    مگر کوروش ها و داریوش ها نبودند که با اسیران جنگی با عطوفت رفتار میکردند
    و مگر ما وارث تمدنی چند هزار ساله نیستیم که اینگونه بر هم گستاخی میکنیم
    اگر ما پیرو واقعی دین اسلام باشیم نباید بر دیگران بی احترامی کنیم
    نباید فقط اسم مسلمانی را یدک بکشیم .
    هر انسانی از هر کشور و مذهب و آیینی که باشد محترم است و نباید او را به خاطر عقایدش مجرم فرض نمود .
    یاد بگیرم بر عقاید همدیگر حتی اگر اشتباه هم باشد احترام بگذاریم .
    چه عیبی دارد که انسان هم عاشق کشور و خاک و میهنش باشد و هم مسلمان باشد . من هیچ تضادی در ملی گرایی و اسلام گرایی نمی بینم . در هر دو دوران نقطه های روشنی وجود دارد که میتوان از آن درس گرفت و آن را الگوی خود قرار داد.
    ما در حرف زدن یکه تاز جهانیم و و هیچ وقت از عمل کردن خبری نیست همیشه می گوییم پیامبرمان این ویژگی ها را داشت حال ما چقدر به این ویژگی ها و دستوراتش عمل میکنیم ؟؟؟
    هرگاه این قبیل عادتمان را کنار گذاشتیم آنگاه نقطه عطفی در تاریخمان رقم خواهد خورد .
    در پناه همان خدایی که کوروش ها و دایوروش ها و حضرت محمد را آفرید.

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ دی ۴م, ۱۳۹۰ ۳:۲۶ ب.ظ:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    کلمه الله هیه العلیا
    سلام علیکم
    داریــــــــــــــــــــــــــوش هیچگاه با اسیران با عطوفت رفتار نمیکرد این را با استناد به کتیبه خود داریوش عرض میکنم که داریوش پادشاه ایران در کتیبه خود مینویسد…(لطفا به متن کتیبه ای از داریوش اول دقت کنید : “داریوش شاه می گوید: «آن گاه، من از بابل دور شدم، به سرزمین ماد رفتم، آن گاه که من به سرزمین ماد رسیدم، شهری به نام کوندورو، در سرزمین ماد، در آن جا، فرورتی که خود را در سرزمین ماد شاه می خواند، با سپاه اش به سوی من، برای نبرد رفت، آن گاه ما به نبرد پرداختیم، اهوره مزدا مرا پایید، به خواست اهوره مزدا من کاملا سپاه فرورتی را شکست دادم، ۲۵ روز از ماه آدوکنیشه گذشته بود، بدین سان ما به نبرد پرداختیم». داریوش شاه می گوید: «آن گاه، فرورتی با اندکی از سواران اش گریخت، مردمی به نام رغا، در سرزمین ماد، او تا آن جا رفت، آن گاه من سپاهی را به دنبال او فرستادم، فرورتی دستگیر شد، به سوی من آورده شد، بینی، گوش ها، زبان او را بریدم و یک چشم اش را درآوردم، بر درگاه من، او در زنجیر نمایش داده شد، تمام مردم او را دیدند، سپس، در اکباتان تیر به مقعد او فرو کردم و در دژ، در اکباتان، به دار آویخت”. (پی یر لوکوک، کتیبه های هخامنشی، ۲۲۸، ۲۲۹ و ۲۳۳) این فرد کیست؟ یک قاتل، یک روانی بیمار، یک فاتح سرمست از پیروزی ؟ من چندین و چندین بار این نوشته را خواندم و هر بار با خواندن آن متاثر شدم. کسی که ایرانیان درباره اوبسیار گفته اند آیا هرگز یکی از این مداحان آن شاه مرده به خود زحمت خواندن یک بار این کتیبه ها و ترجمه آنها را به خود داده است؟ آیا هرگز کسی که او را پادشاه بزرگ ایران می خوانند به این نوشته ها نظری افکنده اند؟ به نمونه ی دیگری توجه کنید: «گروه هایی که همگی شورشی بودند، روز بیست و دوم از ماه آراهسمه، آن ها نبرد را آغاز کردند، در آن حال، ارخه که دروغ می گفت که: من نبوکد نصر پسر نبونید هستم، دستگیر شد و بزرگانی که با او بودند با او دستگیر شدند. من تصمیم گرفتم که ارخه و بزرگانی را که با او بودند روی تیر نوک تیز بگذارند. آن گاه ارخه و مردانی که وفا داران اصلی او بودند، در بابل تیر به مقعدشان فرو شد. در کل کشتگان و بازماندگان سپاه ارخه ۲۴۹۷ تن بودند». (پی یر لوکوک، کتیبه های هخامنشی، ۲۴۴) این همه یکی دیگر از ددمنشی های این پادشاه پارسی است. کسی که او را دادگر می دانند، آیا این نوشته ها را دیده است؟ آیا کسی که اسیران را به فجیع ترین روش به قتل می رساند و سپس مثله می کند آیا شایسته لقب کبیر است؟ همه اینها تاکیدی است بر اینکه اطاعات تاریخی ایران باستان بسیار مرموز و گمراه کننده است. ممکن است یک قاتل به اسطوره اخلاق تبدیل شود و یک بخت برگشته به شیطان و اهریمن مانند شود. نکته ی دیگری که باید در پایان این نوشته بر روی آن تاکید کنم که داریوش، کوروش ، خشایارشا و … حال در میان ما نیستند و بر ایران حکمرانی نمی کنند، پس به مدح و ذم نیاز ندارند بلکه ما باید آنها را به عنوان حقایق تاریخ بررسی کنیم و از تعصب جاهلانه نسبت به آنها به پرهیزیم و بگذاریم حقایق علمی-تاریخی درباره آنها روشن شود. باید حقایق را آنگونه که هستند به پذیریم به آن طوری که ما می خواهیم و دوست داریم آنگونه باشند. علم ، تحقیق،دانایی … در نوشته به اسناد هم اشاره شده

    [پاسخ]

  55. ایرج می‌گه:

    برای همه مسلمونایی که این بالا پیغام گذاشتن پیشنهاد میکنم برن کتاب
    “بازشناسی قرآن” و”کوروش ومحمدبن عبداله” نوشته”مسعود انصاری”
    رو بخونن بعد بیان ازاسلام دفاع کنن

    پاینده خرد.پاینده ایران زمین

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ شهریور ۳م, ۱۳۹۰ ۱۰:۳۸ ب.ظ:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    کلمه الله هیه العلیا
    سلام علیکم…….
    برای شما متاسفم که با خواندن یک کتاب درباره پیامبر بزرگی همچون حضرت محمد(ص) اینگونه سخن بگویید…. مسعود انصاری جاعلی نابخرد و احمقی بیش نیست…. درباره کتاب وی با نام کوروش بزرگ(حقیر) و محمد بن عبدالله(ص) به لینک زیر مراجعه کنید دروغهای این جاعل احمق(مسعود انصاری) در این لینک نقد شده است… تا کنون ۱۰ پست در نقد این کتب نابخردانه و احمقانه نوشته شده است لینک اولین قسمت این نقد را میگذارم……….
    http://shahaab.blogfa.com/post-74.aspx
    این لینک اولین قسمت نقد کتاب مسعود انصاری است و برای خواندن دیگر نقدها بر این کتاب به قسمت پیوندهای روزانه بروید و پستهای کوروش پیامبر خون اتش و بت پرستی را بخوانید… ۱۰ پست است…

    [پاسخ]

    آرمان پاسخ در تاريخ شهریور ۱۳م, ۱۳۹۰ ۵:۴۷ ب.ظ:

    تعصب؛تعصب؛تعصب؛ایران چی بوده؛عرب چی بوده ؛اسلام چیکار کرده ؛عرب بهتر بوده یا فارس؛ بابا ول کنید این حرفهای مفت رو؛ به من چه که کوروش بهتر بوده یا عمر؛ ما الان رو ول کردیم چسبیدیم به تاریخ زیر خاک رفته ؛ چرا شریف که بهترین دانشگاه صنعتی ایران هست تو دنیا از آفریقا عقب تره? چرا اقتصادمون فقط به نفت وابسته هست? چرا صنعتمون تو دنیا مطرح نیست? چرا فرار مغز داریم? بیاین این سوال هارو حل کنیم ؛بر فرض که فهمیدیم عرب یا کوروش وحشی بودن؛خوب که چی?

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ شهریور ۱۴م, ۱۳۹۰ ۲:۴۷ ب.ظ:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام داداش………………خدا را به سر شاهد میگرم که هر چقدر بهت بگم از تاریخ متنفرم کم گفتم … من از تاریخ متنفرم ولی میخوام این جماعت باستان پرست دروغگو فکر نکن کسی چیزی نمیدونه…… من حق را به تو میدم…. این ادمای احمق باستان پرست عقب ماندگی دانشگاه شریف و غیره تقصیر اسلام میدانند و میگویند اگر اسلام نبود ما الان پیشرفته ترین کشور بودیم انگار اسلام چشماشونو بسته و نمیزاره درس بخونن
    بازم از تو که اینقدر روشنفکری تشکر میکنم و عذر میخوام…. و من الله التوفیق

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ آذر ۱۳م, ۱۳۹۰ ۱:۵۱ ب.ظ:

    آقایان باهوووووووووووش!
    این سایت تاریخیه پس بیایم درباره اقتصاد کشور حرف بزنیم!!!
    دوست ندارین برین…

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۲:۴۵ ق.ظ:

    عزیزم چون
    ملت ما حافظه تاریخی نداره و بهمین خاطر ، به صورت متوالی پاش میره توی همون چاله ای که دفعه قبل رفته.
    چون
    هر انچه را از بقال سر محل میشنو قبول میکنه و خودش به دنبال تحقیق و بررسی موضوع نمیره .
    خیالت راحت تا نفهمیم کی بوددیم چیزی نمیشیم، و دور خودمان می چرخیم . و اون موضوعاتی که مد نظر شماست همچنان بی جواب خواهد ماند.

    [پاسخ]

    sara پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۹۱ ۷:۰۵ ب.ظ:

    هیچ وقت از خودتون پرسیدید چرا؟!!!

    [پاسخ]

  56. آرمان می‌گه:

    درود ؛من تقریبا همه نظرهارو خوندم ؛حرفای سعید برام جالب بود و تا حدی باش موافقم ؛البته اگه منظورش این نباشه که ایرانی ها بدون هیچ علمی بودن؛ ایرانیها از نظر علوم مهندسی و معماری بسیار عالی بودن ولی در علوم انسانی تعریفی نداشتن؛ افسانه سرایی و تعصبی بودن ما ایرانی ها هم که همه جا مشهوده ؛ راستش یه جا نشستیم و دم از افتخارات گذشته خود می زنیم که البته زیاد بودن ؛اما الان دیگه چیزی تو چنته نداریم؛اینکه فاضلاب داشتیم و نفت و برق و راه و … درسته اما الان دیگه اونهارو ول کنین و به فکر آینده باشین

    [پاسخ]

  57. عادل می‌گه:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    کلمه الله هیه العلیا
    سلام علیکم
    …………………. ازدواج با محارم در هیچکدام از ادیان الهی نبوده…. و جریان ازدواج حضرت لوط با دختران خود دروغی بیش نیست.. یهود امتی دروغ پرور و منحرف و تحریف کننده است … یهود به پیامبر خود حضرت داوود(ع) هم توهمت زنا با زنی زیبا زدند که به برکت امام رضا این اتهام از حضرت داوود زودوده شد… یهود به حضرت ابراهیم تهمت زدند…. در دین اسلام ازدواج با محارم گناه بسیار بزرگی است و حضرت ابراهیم خود مسلمان بود به گواه قران…مَا کَانَ إِبْرَاهِیمُ یَهُودِیًّا وَلاَ نَصْرَانِیًّا وَلَکِن کَانَ حَنِیفًا مُّسْلِمًا وَمَا کَانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ…….. ترجمه … ابراهیم نه یهودی بود ونه مسیحی بلکن مسلمان بود و حنیف(حق گرا)….و در دین اسلام که خود پیرو دین حضرت ابراهیم است ازدواج با محارم حرام و گناهی بزرگ است… اگر در دین حضرت ابراهیم که اسلام دونباله ان است ازدواج با محارم حلال بوده چرا در دین اسلام حرام است….؟… و علم ثابت کرده که ازدواج خویشان نزدیک مانند برادر با خواهر باعث بوجود امدن فرزندان ناقص الخلقه و عقب مانده میشود ؟ ایا ممکن است که خدا به چنیین ازدواجی دستور دهد که بعد فرزندانی عقب مانده در بر داشته باشد… درباره ازدواج حضرت لوط با دخترانش هم(استغفر الله) این ادعا دروغی از سوی ملاعین یهود نیست… در مورد ازدواج حضرت لوط با دخترانش(استغفر الله) در کتاب یهود امده که دخترانش انقدر به او شراب خوراندن که وی بی اختیار شد و بعد دخترانش بخاطر بقای نسل با او هم خوابگی کردن…. استغفر الله…. من جایی سراغ ندارم که پیامبری شراب بخورد .. و حتی اگر بخور افراط در این حد برای یک پیامبر غیر ممکن است… اگر چنین چیزی بود در قران هم می امد که نیست…. همه ما میدانیم که کتاب یهود تحریف شده است… نمونه تحریفی خنده دار در کتاب یهود و مسیح.. کشتی گرفتن خدا با حضرت یعقوب است.. ایا این تحریف خنده دار نیست… در کتب مسیح امده که حضرت یعقوب با خدا کشتی گرفته(استغفر الله) و در کشتی حضرت یعقوب بر خدا غلبه کرد..
    این چه خداییست که بنده او بر وی غلبه میکند.. این هم یکی از تحریفهای یهود و مسیح در کتابشان است….وقتی یهود و مسیح چنیین دروغی را درباره خدا میگویند(استغفر الله) پس از انها درباره پیامبران خود انتظار راستگویی نباید داشته باشیم…. ازدواج با محارم این دو پیامبر دروغی بزرگ و تحریفی بزرگ بیش نیست…. ازدواج با محارم در ایران بین شاهان و موبدان زرتشتی بوده نه همه ملت ایران…
    بابت نشر چنین دروغهایی درباره دو پیامبر بزرگ خدا(حضرات ابراهیم و لوط) استغفار کنید…

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۳:۲۵ ق.ظ:

    عادل جان فقط دوست دارم برات تکرار کنم جان تو قصد دیگه ای ندارم.
    هیچ مومن به دینی، در تحریف کتاب مقدسش بجز این که اشتباهات پیامبرش را بپو شاند تحریف دیگه ای مد نظرش نیست ، و امکان ندارد اگر یهود کتاب های دینی خود را تحریف کرده باشد به بدی از پیامبران دین خود نام ببرد.
    این چیزهای که در این کتاب ها نوشته شده با قلمی نگارش شده برای مردم عامی هزاران سال پیش و فکر نمی کردن انسان به این همه پیش رفت برسد و وقتی هم مومنان این دین فهمیدن جریان چیه دیگر کار از کار گذشته بود و این لکه های ننگ بر تارک انان ماند.
    لوط شراب خور با دخترانش هم بستر شد و خودش را به خواب زد. یادت باشه فقط در اسلام مشروبات حرام است و دریهودیت ،شراب خوردن جز مراسمات خانوادگی و مذهبی است.
    داوود با زن سردارش هم بستر شد و وقتی شکمش بالا امد او را به خط مقدم جنگ فرستاد. و بعد از این شکم سلیمان نبی متولد شد.
    جریان ابراهیم را که برات کامل گفتم از اینکه زنش ،خواهرش است و همچنین برای ثروت او را کجاها میفرسته.
    اسحاق هم ثروت پادشاه جرار زیر زبانش که مادرش برایش اورده بود مزه می ده و ربکا زنش را همچون مادرش میفرسته کاخ پادشاه.
    اون دو تا کشتی گیر هم یکدیگر را به زمین نمی زنند و یکی از باسن دیگری چنگولی میگیره و چون سفت بود احساس کرد یهوه است بنده خدا شیزوفرنی داشت .و بعد از این موقع است که یعقوب،اسرائیل میشود.
    قربانت از دور می بوسمت

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۱۲:۲۲ ب.ظ:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    کلمه الله هیه العلیا
    سلام علیکم….
    یک سوال…. مگر پیامبر بدی هم داشته … هر پیامبری را میگویم… اگر پیامبری یک بدی کوچک از او سر بزند از پیامبری خلع میشود.. حضرت یونس(ع) فقط قومش را نفرین کرد از نبوت خلع شد ودگر بار توبه کرد و خداوند او را بخشید… این فقط یک نفرین بود و به سر حضرت یونس چنین بلایی امد اگر گناه دیگری مرتکب میشد چی به سرش میامد…یهود چنان بدی با پیامبران خود کردند که دشمن در حق دشمنش نکرد.. چرا حضرت عیسی(ع) که پیامبر قوم بنی اسرائیل بود… خداوند او را به نزد خویش برد از بس که بنی اسرائیل در پی کشتنش بودن بنی اسرائیل روز چندین تن از فرستادگان پیامبران خویش را میکشتن…میتونی به قران رجوع کنی و ببینی چقدر یهود پیامبران خود را ازار دادن حضرت موسی ازشون خواست یه گاو بکشن هزاران بهانه اوردن… الانم مثله که میگن… بهانه بنی اسرائیلی نیار…
    حضرت موسی(ع) بهشون گفت بیاید وارد فلسطین شین بهش گفتن ما نمیایم تو و خدایت برو و حاکمان ان شهر را که ظالم هستن را بکش و ما وارد میشیم….. شراب در ان زمان نزد عوام رایج بود ولی یک پیامبر که باید همیشه در حال هدایت قوم باشد و یا در حال عبادت ایا میتواند شراب بخورد و از حال طبیعی خود خارج شود… پیامبران در غذا خوردن افراط نمیکردن چه رسد به مشروب… مگر قصه حضرت یحیی(ع) و شیطان را نشنیدی… روز حضرت یحیی(ع) شیطان ملعون را دید و که در دستش طنابهایی دارد که ضخامت انها با یکدیگر فرق دارد .. حضرت یحیی(ع) از شیطان ملعون پرسید چرا ضخامت طنابها با هم فرق دارد شیطان ملعون گفت اگر فردی ایمانش قوی باشد برای در بند کردن او از طناب ضخیم استفاده میکنم و اگر ایمانش ضعیف باشد از طناب باریکتری استفاده میکنم… حضرت یحیی (ع) پرسید ای شطان چه وقت مرا اغفال میکنی شیطان گفت هر وقت زیاد بخوری یا زیاد بخوابی..
    حضرت یحیی(ع) قسم خورد که نه زیاد بخورد و نه زیاد بخوابد…… این زیاد بخورد یا زیاد بخوابد.. یعنی افراط و کسی که افراط کند خود را در بند شیطان انداخته و از یک پیامبر همانند حضرت لوط(ع) بعید است که در شراب خواری(استغفر الله… اگر خورده باشن) افراط کند…بعد شما میگویید خود را به خواب زده..یعنی اینکه از هوای نفس و شهوت پیروی کرده(استغفرالله) این عمل هم باعث خلع پیامبری میشود…در مورد حضرات داوود و اسحاق و ابراهیم یهود هرچه بدی از این پیامبران بزرگ گفته دروغ است… اگر پیامبران یهود استغفرالله با محارم خود ازدواج کردن پس چرا در تورات ازدواج با محارم سزایش مرگ است… قوانین را با لینک برایت میگذارم…………
    ………………………………………
    تورات خویشاوندان خاصى را ذکر کرده و رابطه جنسى را با آنان ممنوع دانسته است. (۵۲) منع ارتباط جنسى یکى از «بستگان نزدیک» (لاویان، ۸:۶) به خویشاوندان نسبى زیر محدود شده است:
    الف. مادر: «عورت پدر خود، یعنى عورت مادر خود را کشف منما… » (لاویان، ۱۸:۷).
    ب. مادر زن: «اگر کسى زنى و مادرش را بگیرد این قباحت است؛ او و ایشان به آتش سوخته شوند (۲۰:۱۴).
    ج. زن پدر: «عورت زن پدر خود را کشف مکن؛ آن عورت پدر تو است(همان:۸).
    د. خواهر و خواهر ناتنى: «عورت خواهر خود، خواه دختر پدرت، خواه دختر مادرت… را کشف منما (همان:۹).
    ه. نوه (دختر پسر و دختر دختر): «عورت دختر پسرت و دختر دخترت، عورت ایشان را کشف مکن» (همان:۱۰).
    و. عمه و خاله: «عورت خواهر پدر خود را کشف مکن… عورت خواهر مادر خود را کشف مکن» (همان:۱۲ـ۱۳).
    ز. زن عمو: «عورت زن برادر پدر خود را کشف مکن… » (همان:۱۴).
    ح. عروس: «عورت عروس خود را کشف مکن… » (همان:۱۵).
    ط. زن برادر: «عورت زن برادر خود را کشف مکن… » (همان:۱۶).
    ى. نادخترى و نوه زن: «عورت زنى را با دخترش کشف مکن و دختر پسر او یا دختر دختر او را مگیر» (همان:۱۷).
    ک. خواهر همسر (مادام که همسر زنده است): «زنى را با خواهرش مگیر… » (همان:۱۸).

    مواردى که زناى با محارم محسوب مى شود منحصر در فهرست فوق است و با قیاس نمى توان موارد دیگر را در آن داخل کرد؛ زیرا جرم انگارى مستلزم بیان صریح هم در خصوص منع رفتار و هم مجازات مربوط به آن است (کریتوت، ۳ الف؛ سنهدرین، ۸۴ الف). گرچه بعدها فهرستى مرکب از بیست درجه از خویشاوندان تدوین شد، این به منظور جرم انگارى نبود، بلکه فهرست بستگانى بود که نباید با ایشان ازدواج مى شد (یواموت، ۲۱ الف).

    مجازات زناى با محارم
    مجازات گونه هاى مختلف زناى با محارم متفاوت است. کتاب مقدس براى زنا با مادر زن مجازات سوزاندن را در نظر گرفته است (لاویان، ۲۰:۱۴) اما براى جرایم دیگر، نوع خاصى از مجازات مرگ را بیان نکرده است (لاویان، ۲۰:۱۱، ۱۲، ۱۷، ۱۹، ۲۰، ۲۱) که برخى از آنها مشخصا مجازات الاهى (کارت) را در پى دارند.

    مجازات زناى با محارم در تلمود
    تلمود مجازات زناى با محارم را چنین طبقه بندى کرد:

    الف) جرایمى که مجازات آنها سنگسار است: زنا با مادر، زن پدر، عروس (سنهدرین، ۷:۱۴)؛
    ب) جرایمى که مجازات آنها سوزاندن است: زنا با نادخترى و نوه زن، مادرزن، مادر بزرگ زن، دختر و نوه (سنهدرین، ۹:۱)
    ج) دیگر انواع زناى با محارم قابل مجازات با کارت یا تازیانه اند.

    در مورد جرایمى چند هم مجازات الاهى و هم مجازات قضایى بیان شده است (مثل زنا با مادر و زن پدر: کریتوت، ۱:۱)؛ و لذا بیان شد که مجازات قضایى در جایى اعمال مى شود که اخطار پیشین و نیز شهادت شهود وجود داشته باشد. در غیر این صورت مجازات الاهى اعمال مى شود. گاه درمورد جرایم زناى با محارمى که جنبه کیفرى نداشتند، مجازات تازیانه براى هشدار و تذکر (تازیانه تنبیهى) اجرا مى شد.

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۱۲:۲۳ ب.ظ:

    لینک
    http://www.tahoordanesh.com/page.php?pid=14687

    [پاسخ]

  58. رضا می‌گه:

    سلام بر فرزندان کوروش بزرگ.
    بسیار دگرگون و شاد شدم از اینکه چنین متنی خواندم.
    شاید ندانید زمانی که چنین ناسزایی را در کتاب دانشگاهی بخوانید چه احساس بدی به شما دست می دهد.

    باشد روزی که فارس ……… پارس شود.

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ شهریور ۱۰م, ۱۳۹۰ ۱۱:۴۴ ق.ظ:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام….. برادر من ازدواج با محارم در مکتب زرتشت بوده میتوانید به کتاب دینکرد رجوع کنید و بخوانید کتاب دینکرد یکی از کتابهای زرتشتی است
    که ازدواج با محارم را بسیار ترویج میدهد….. در ایران باستان حتی ازدواج استقراضی بوده یعنی اینکه مرد هر وقت بخواد بدون نیاز به اجازه زن زن خود را به مرد دیگری قرض میداده… در این باره میتوانید در گوگل سرچ کنید..
    و در کتاب زن در حقوق ساسانی و یا زن در دوره ساسانی هم امده کتاب را تهیه کنید و بخوانید یا اینکه در گوگل سرچ کنید… بنویسید ازدواج استقراضی…

    [پاسخ]

    میلاد پاسخ در تاريخ شهریور ۲۱م, ۱۳۹۰ ۱:۵۵ ق.ظ:

    مردک زمانی که شما تازیان پیامبرتون گفت دیه زن از بیضه مرد کمتره ازرمی دخت و پوران دخت شاهنشاه ایران بودن

    [پاسخ]

    BD پاسخ در تاريخ شهریور ۱۳م, ۱۳۹۰ ۲:۳۴ ب.ظ:

    رضا جان من دییرستانی ام
    بگو چه تهمهتی زدن به ایران
    بگو تا برم شکایت کنم

    [پاسخ]

    رضا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۷م, ۱۳۹۰ ۹:۰۵ ب.ظ:

    سلام دوست عزیز
    از اینکه جواب شما رو تا این حد دیر می دهم پوزش می خواهم.
    همان گونه که عرض کردم در کتاب تاریخ تحلیلی که کتاب دانشگاهی میباشد ازدواج با محارم در ایران باستان تایید شده است.
    که واقعا از تمدنی تا به این حد انسانی که پندار و گفتار ایشان کردار نیکشان بود چنین کرداری بس نا بجاست.
    ما نباید فراموش کنیم که حضرت زرتشت بزرگ پیامبر میباشند و در هیچ دینی چنین چیزی دستور داده نمی شود.
    ما نباید همچون نگاه یهودیان به پیامبرانشان (که به حتم از گناه به دور میباشند ) انها را اشخاصی زنا کار معرفی می کنند بنگریم.

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ دی ۴م, ۱۳۹۰ ۱:۲۳ ب.ظ:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    کلمه الله هیه العلیا
    سلااااااااااااااام…………… تا کنون کسی نتوانسته ثابت کند که زرتشت پیامبر بوده شما میتوانید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

    sara پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۹۱ ۷:۴۱ ب.ظ:

    بوده یا نبوده ارتباطی به یحث نداره تو ثابت کن محمد پیامبر بوده.

    [پاسخ]

  59. حبیب می‌گه:

    دورود بر شما
    من فقط یه جمله بگم که استاد ما هم بهش اشاره کرد .اینکه ازدواج با خویشان یعنی ازدواج با بستگان ..همین چیزی که اکنون نیز رواج دارد.
    نه اینکه ازدواج با محارم ..که این یاوه گویی بیش نیست.

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ شهریور ۱۵م, ۱۳۹۰ ۱۱:۴۳ ق.ظ:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    کلمه الله هیه العلیا
    سلام علی المسلیمین
    این استادتون چیکارست تحصیلاتش چییه… لینکی از سایت رضا مرادی غیاث ابادی دومین تاریخ نگار بزرگ ایران بعد از پروفسور پرویز رجبی است میتونی تو ویکی پدیا اسمشو سرچ کنی تا بحال ایشون ۳۷ کتاب و صدها مقاله درباره ایران باستان نوشته البته دفاع از ایران باستان حقیقی اینم لینکهای سایتش که در رابطه با ازدواج پادشاهان ایرانی با محارمشان نوشته… و ایضا ازدواج زرتشتیان با محارمشان بخون……
    http://ghiasabadi.com/ezdevaj-ba-maharem-dine-zartoshti.html
    ……………………………….
    http://ghiasabadi.com/zanesasani.html

    [پاسخ]

    Meisam Moore پاسخ در تاريخ مهر ۹م, ۱۳۹۰ ۱۱:۰۷ ق.ظ:

    درود

    دوست گرامی اول بگم که اینجا محفل انس با قران نیس !
    دوم اینکه شما منبع مطالعاتیت ویکیپدیاست ؟!
    اگه تک بعدی فکر نمیکردی و دنبال اشخاص دیگه ای تو ویکی میگشتی به مطالب جالب تری میرسیدی ! (مثلا برو خامنه ای رو سرچ کن ببین چه کثافتیه)
    سوم حرفه دهنتو بغهم ، یک عده تازی برداشتن یه مزخرفاتی که لایق خودشون رو نوشتن ، شما هم اومدی اونا رو … میکنی !
    من واقعا تاسف میخورم برای افرادی مثل شما که هیچی حالیشون نیس اونوقت خودشونو صاحب رای و عقیده می دونن.

    پاینده ایران

    [پاسخ]

  60. ایرانویچ می‌گه:

    با درود فراوان
    من هم با دیدگاه نگارنده این جستار هم رای و موافق هستم
    تاریخ ایران بقدری بزرگ است که نمیتوان با این پرسمان ها آن را کوچک شمارد و همه دستاوردهای بزرگ آن را به یکباره نادیده گرفت. این کار به هیچ روی پایه و بنیان دانشی و اندیشمندانه ندارند.
    ما ایرانیان آموخته ایم که تاریخ را شاهان میسازند که این دیدگاه یکسره نادرست و اشتباه است.
    برای نمونه ما هرگز به دنبال این جستار نیستیم که در زمان هخامنشیان زندگی میلیونی مردم چگونه بوده است کشاورزی، ذوب فلز، سفالگری، آموزش و پرورش، هنرها، پزشکی، ستاره شناسی و ریاضیات و…..
    اینکه کمبوجیه با محرم خویش ازدواج کرده است به هیچ روی سندی برای روایی این کار ناپسند در میان همه مردم ایران نیست.
    به کسانی هم که به تاریخ ایران به دیده عرب پرستی مینگرند و نمیخواهند میان دین مبین اسلام و عرب جاهل که دختران خود را زنده به گور می کردند فرق گذاری کنند و بگونه ای سخنان خود را آغاز میکنند که انگار در یک کشور عربی زندگی می کنند، و نیز میهن دوستان ذگرامی سفارش میکنم که کتاب (آریایی ها و کاشی ها و امردها و پارسیان) نوشته ( دکتر جهانشاه درخشانی) دانشمند نام دار و نام آور ایرانی در آلمان را بخوانند .
    نیاز به یاد آوری است که کتاب ایشان ابتدا در آلمان و به زبان آلمانی چاپ شده است و سپس در ایران توسط انتشارات دانشنامه کاشان به پارسی برگردانده و چاپ شده است. این کتاب در بزرگترین انجمن های پژوهشی و دانشی، از سوی دانشمندان سرشناس و کار آزموده پذیرش شده است .مانند دانشگان ایران شناسی و زبان شناسی وین اتریش و دانشگاه هاروارد و…..
    در این کتاب تاریخ ۱۰۰۰۰ ساله آریایی ها در فلات ایران مورد بررسی و پژوهش قرار گرفته است. فراهم کردن این کتاب کار دشوار و آناسانی است.
    دوستان گرامی و بزرگوار میتوانند متن مصاحبه با ایشان را در اینترنت بخوانند. برای انجام این کار تنها بسنده است که در صفحه گوگل جمله (دکتر جهانشاه درخشانی) را سرچ کنید.
    خواندن این جستار بسیار سودمند و ارزشمند است و همانگونه که گفتم بر پایه دانش روز جهان نوشته شده است.

    از کسانی که برای عرب پرستی خود از جستار های آقای رضا مرادی غیاث آبادی بهره گیری میکنند میخواهم که نخست بروند کتاب ایران سرزمین همیشگی آریایی نوشته ایشان را بخوانند. در کتاب ایشان از کتاب بزرگ (ایران در عصر آهن) نوشته پروفسور مدود سکایا به زیبایی یاد شده است. پروفسور مدود سکایا نیز صراحتا دستاورد های ایران باستان را ستوده اند و رد این دستاورد ها را نا بخردانه و بی پایه و بنیاد خوانده است.
    دوست ارجمند در نوشته های شما و هم قطاران شما به خوبی ستیزه جویی با تاریخ گران سنگ ایران باستان دیده میشود که ریشه در افکار پان عربیسم و پانترکیسم دارد که با پنهان شدن در پشت پرده دین مبین اسلام به ستیزه جویی می پردازند. دوست گرامی فالش می گویید و از گفته خویش دلشادید.
    شک نکنید که آینده تاریخی ایران بسیار روشن و انکار ناپذیر است و این گفته های شما و هم کیشان شما کوچکترین هنایشی (اثری) در روند پژوهش های نوین دانشمندان و اندیشمندان تاریخی ندارد.

    درود بر روان پاک بزرگ مرد تاریخ ایران و جهان کورش بزرگ

    [پاسخ]

    رضا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۷م, ۱۳۹۰ ۹:۰۹ ب.ظ:

    درود بر چون تویی فرزانه و با فرهنگ…….. .

    [پاسخ]

    سعید پاسخ در تاريخ مهر ۱۰م, ۱۳۹۰ ۱۰:۴۱ ق.ظ:

    دوست عزیز من

    شما و همقطاران شما تاریخ را با تراوشات ذهنی و امیال و آرزوهای قلبی خود اشتباه گرفته اید البته مطمئنا تعداد بسیاری از شما به سستی و غیر واقعی بودن افسانه ها و داستان های خیالی که به نام تاریخ بزرگ ایران زمین !!! به خورد شما داده اند واقف هستید اما دوست ندارید از این خواب خوش و شیرین بیرون بیایید و واقعیت را ببینید
    کافیست کمی تفکر و تعقل کنید و داستانهای شیرین و رویایی خود را با عقل و منطق مقایسه نمایید و ببینید که چقدر باهم تناقض دارند

    دوست عزیز من اگر در زمان هخامنشیان و یا ساسانیان ستاره شناسی و ریاضیات و پزشکی وجود داشته چرا هیچکدام از شما و همقطاران شما نمیتوانید نام حتی یک دانشمند ریاضیدان و یا ستاره شناس و یا شیمیدان و فیزیکدان مربوط به آن زمان را معرفی نمایید ؟؟

    اینکه میگویید شما با تاریخ باستانی ایران دشمنی دارید و این دشمنی شما ریشه در پان عربیسم یا پان ترکیسم دارد باید بگویم که خیر ما با تاریخ ایران باستان عزیز دشمنی نداریم اما با دروغ پردازی و داستان سرایی و افسانه پردازی مخالفیم ما با ساختن پیشینه دروغین و تخصیص پیشینه ایران به یک قومیت خاص که تنها جزیی از قومیتهای ایران است مخالفیم مگر درایران ما ترکها و کردها و بلوچها و عربها زندگی نمیکنند ؟؟؟
    تمامی این اقوام نقش بسیار بزرگی در تاریخ ایران از قدیم الایام یعنی از زمان باستان تا بحال داشته اند و دارند اینکه تاریخ ایران را آریایی !!! خالص بدانیم ظلم بزرگی در حق قومیتهای دیگر که حدود ۶۰ درصد جمعیت ایران را تشکیل میدهند انجام داده ایم .
    مگر قبل از دخول آریاییهای افسانه ای که جناب آقای اردشیر ریپورتر برای اولین بار آن را رواج داد اقوام دیگری قبل از آنها در ایران زندگی نمیکردند پس سرنوشت انها چه شد ؟؟؟
    از یاد نبریم که زمانی در کشور یوگسلاوی نیز صربها خود را وارث تاریخ باستان کشور یوگسلاوی میدانستند و تاریخ افسانه ای صرب را به دیگر اقوام ( کرواتها و مقدونی ها و اسلوونیهاو مسلمانها و آلبانیاییها)تحمیل میکردند اما اکنون فقط به صربستان واقعی خود محدود شده اند و اقوام دیگر هم از دست افسانه های صربی راحت شده اند

    [پاسخ]

    میلاد پاسخ در تاريخ آبان ۲م, ۱۳۹۰ ۲:۴۸ ب.ظ:

    من نمیدونم چرا بعضی ها درک نمیکنن دلیل اینکه ما اسامی دانشمندان ایرانی زمان ساسانیان و هخامنشیان نمیدونیم همین عربای سوسمارخور با اون افکار عقب مونده هستن که وقتی به کتابخونه های ایران رسیدن با این منطق که قران کفایت میکنه همه رو اتش زدن
    اصلا هیچ میدونستین دانشمندان یونان بیشترشون دزد هستن چون زمانی که اسکندر به ایران حمله کرد به جای اینکه مثل اعراب عقب افتاده کتاب اتیش بزنه فرستادشون برای دانشمندان یونانی نمونش کتابهایی که از بابل برای ارسطو فرستاده شد

    [پاسخ]

    جواد پاسخ در تاريخ آبان ۵م, ۱۳۹۰ ۳:۱۳ ب.ظ:

    احسنت بر شما

    واقعا جواب خوبی دادی خیلی قاطعانه بود !!!!

    ولی حیف که با عقل جور در نمیاد .

    [پاسخ]

    میلاد پاسخ در تاريخ آبان ۶م, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۹ ب.ظ:

    اونش دیگه بستگی به عقل خودت داره

    [پاسخ]

    جواد پاسخ در تاريخ آبان ۸م, ۱۳۹۰ ۷:۴۶ ق.ظ:

    کاملا درسته

    عقل ما از دیدگاه شما و امثال شما که دوست دارید تاریخ بر اساس خواسته ها و امیال نژادپرستانه و عقده های حقارتتان باشد اینگونه است زیرا ما تاریخ را مثل شما فیلم هندی نمیبینیم

    خدایا به من بیاموز که عقده هایم را با عقیده ام نیامیزم .

    میلاد پاسخ در تاريخ آبان ۹م, ۱۳۹۰ ۱:۴۸ ب.ظ:

    دوست عزیز ایرانیان از وقتی حقارت زده شدن که تازیان اونها رو مورد هجوم قرار دادن و مسلمون شدن تا قبل از اون ایران سرور و سالار جهان و تمدن بشری بود در بیشتر جنگها به پیروزی می رسید و از نظر ثروت یکه تاز دنیا بود
    حقارت را شما تازیان دارید که لقب سوسمارخوری تا ابد بر پیشونیتان خواهد ماند

    سعید پاسخ در تاريخ آبان ۱۲م, ۱۳۹۰ ۱:۳۷ ب.ظ:

    دوست عزیز من

    درست میفرمایید چون امثال شما نیز صفتهای نژادپرست و دروغگو و ساده لوح و خوش باور و عقب مانده ترین مردم دنیا را تا ابد الدهر بر پیشانی خود خواهید داشت

    در عجبم وقتی امثال شما نژادپرستان افسانه پرست آریایی !!! خوش باور الان که عقب مانده ترین و بی کلاس ترین و بی خاصیت ترین مردم دنیا هستید و خود را با افسانه ها و داستانهای دروغین ارضا میکنید فکر میکنند که برترین مردم دنیا هستند دنیای ما به کجا خواهد رسید ؟؟؟

    آگر زمانی قسمتی از مردم اروپا به نژادپرستی و فاشیسم گرویدند شاید به این دلیل بود که از لحاظ علمی و اقتصادی و سیاسی و …. پیشرفته تر از بقیه بودند اما در عجبم شماها که امروزه عقب مانده ترین و بی بخار ترین مردم دنیا هستید چگونه با وقاحت و بی شرمی تمام خود را برترین مردم دنیا میدانید ؟؟؟
    شرمتان باد

    درود بر انسانیت و عدالت و برابری
    مرگ بر نژادپرستان و نژادپرستی
    مرگ بر افسانه پرستی و دروغ سازی

    sara پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۹۱ ۷:۱۵ ب.ظ:

    سعید هیچ وقت فکر کردی چرا یه زمانی یکی از بزرگترین و پیشرفته ترین امپراطوریهای جهان بودیم ولی الان به قول شما عقب مانده ترین و بی بخار ترین مردم دنیا هستیم؟!
    این بود تحفه ای که اعراب برایما آوردند؟
    مگر نمیگویید دین شما برای رستگار کردن مردم آمده پس چرا یک کشور اسلامی بین این همه کشور پیشرفنه نیست؟!!

    آرمان پاسخ در تاريخ آبان ۱۰م, ۱۳۹۰ ۱۲:۲۹ ب.ظ:

    آفرین به شما واین پاسخ که نشان از منطق و مطالعه دارد. متاسفانه ازاین خیل جاهلهای بی مطالعه که هیچ تخصصی در زمینه تاریخ ندارند و ازتمدن ایرانی چیزی جز داستانهای شاهنامه نمیفهمند بسیار هست. بی لیاقتی و حماقت حکام وقت را به عربها نسبت دادن جز فرافکنی وعدم پذیرش واقعیات زمان چیست؟ ایشان حداقل به یکدوره از تاریخ یعنی دوره ساسانی نگاهی بیندازند وببینند به واسطه ظلم حکام وقت چه بر مردم روا شده است. مگر اسلام غیر از رحمت وعطوفت وبرابری ویکتاپرستی ارمغان دیگری داشته است؟ تاریخ قبل ازاسلام و بعد ازاسلام البته با مطالعه وبدور از هرگونه غرض بهترین مدعاست.

    [پاسخ]

    میلاد پاسخ در تاريخ آبان ۱۳م, ۱۳۹۰ ۱۲:۱۷ ب.ظ:

    عقب ماندگی ما ناشی از همین تفکرات شماست شمایی که کاری جز تحقیر کردن ندارید فکر میکنید با تحقیر کردن خودتون و تارختیون میتونین اسلام و عرب رو توجیه کنین
    من به شما نصیحت میکنم بیشتر تاریخ بخونین در مورد دولت های قبل از اسلام وجنگ های اونها و جانفشانیهایشان بیشتر مطالعه کنین در مورد وضعیت معیشتی و فرهنگی مردم ایران تحقیق کنین تا بزرگی ایران رو ببینین
    الان هم اگر میبینین ایران عقب افتاده یکی از دلایل اصلیش فرار مغزها و نخبه های ماست که این هم ناشی از فشارهای سیاسی و دینی است برید یه نگاه به نفرات اول کنکور ۸۲ بندازین
    از ۱۲ نفر ۱۱ نفر رفتن و اون یه نفر هم در زندان سیاسی به سر میبره
    این دلیل عقب موندگی ماست نه این توهین هایی که شما میکنین

    [پاسخ]

    آرام پاسخ در تاريخ آذر ۲۲م, ۱۳۹۰ ۱:۰۵ ب.ظ:

    شما که اینقدر سنگ عربها رو به سینه میزنید چرا اینجا مونیدین برید سرزمین پدریتون اینجا ایرانه بفهمید در ضمن دنیا میدونه کروش کیه نیازی به تایید شما نیست

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ دی ۴م, ۱۳۹۰ ۱:۵۰ ب.ظ:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    کلمه الله هیه العلیا
    سلامممممممممممم … ما پان عربیسم نیستیم ما پان حقیقتیسم هستیم… چون ما دارم با دروغگویی و خیال پردازی و جعل مبارزه میکنیم
    مرگ بر ناسیونالیسم و نژاد پرستی ما مسلمان هستیم و پیرو فرمایشات پیامبرمان و ایشون میفرماید … فرقی بین عرب و عجم نیست مگر به تقوا..
    و خداوند در قران میفرماید ما همه شما را از یک زن و مرد افریدیم و بهترین شما نزد من با تقواترین شماست…. پس برای من عرب و عجم معنا نداره من دارم با درغ پردازیهای کسانی مبارزه میکنم که با دروغهایشان میخواهند جوانان را گمراه کنند>> من هم شما را به خواندن کتاب سه هزار سال دروغ در تاریخ ایران…. نوشته دکتر منوچهر اقبال نخست وزیر سابق درباره شاه(ملعون) و احمد تفضلی استاد دانشگاه تهران و اشموغ ره یافته(یک موبد زرتشتی که مسلمان شده است) را بخوانید و ببینید

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ دی ۴م, ۱۳۹۰ ۵:۲۷ ب.ظ:

    در دیگر کامنتهایت برایت پاسخ گذاشتم و از سایت مرادی غیاث ابادی است
    پاسخت لینک گذاشتم تو که کتابهاشو خوندی

    [پاسخ]

  61. مهدی می‌گه:

    دین تازی ها میگه زنان کشتزار شمایند هرکاری خواستین باهاشو کنید ده تا ده تا صیغه کنید زنان اسرا وکشته های جنگم بگیرید ولی خودمونیم عجب دین باحالی.

    [پاسخ]

  62. نگین می‌گه:

    سلام ازدواج با محارم افسانه ای بیش نیست. خواهش میکنم از اونایی که رو ایران و ایرانی بودنشون تعصب دارند.مقاله افسانه ازدواج با محارم از شاپور شهبازی رو حتما با دقت بخونن. با تشکر.

    [پاسخ]

  63. عادل می‌گه:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    کلمه الله هیه العلیا
    سلام علیکم
    درپاسخ به نوشته ســـــــــــــــــلمان…برادر سلمان عزیز جان من قصد تهمت ندارم و حرف بدون دلیل نمیزنم من تمام حرفام از سایتهای باستان شناسان ایرانی است و ازدواج با محارم در ایران وجود داشته حتی هرودوت پدر تاریخ و برخی دیگر از تاریخ دانان دیگر هم بر وجود ازدواج با محارم در ایران اشاره داشتن هرودوت میگوید دومین اشتباه کمبوجیه این بود که خواهرش را به مصر اورد و با او همانند یک زن و شوهر زندگی کرد.؟
    این امر حقیقتی غیر قابل انکار است… چند لینک از سایت اقای رضا مرادی غیاث ابادی معرفی میکنم که در انها بر وجود ازدواج با محارم در ایران باستاناشاره کرده .. لازم است بگویم اقای غیاث ابادی یکی از مشهورترین و با انصافترین باستان شناسان ایران است… و تا کنون ۳۷ کتاب در دفاع از تاریخ حقیقی ایران باستان نوشته….
    http://ghiasabadi.com/ezdevaj-ba-maharem-dine-zartoshti.html

    http://ghiasabadi.com/zanesasani.html
    ………………………………………
    در ایران باستان ازدواج دیگری هم بود با نام ازدواج استقراضی که رواج زیادی داشت… اینگونه بود که مرد زن خود را بدون نیاز به اجازه زن زن خود را به مرد دیگری قرض میداد..میتونی این ازدواج رو تو اینترنت سرچ کنی و یا به کتاب .. زن در دوره ساسانی نوشته کریستیان بارتمه … رجوع کنی…در مورد ایرانی بودن من… من عرب هستم ولی ایرانیم و ایران را بسیار دوست دارم چون میهن من است… در ایران کرد و ترک و بلوچ و بختیاری و عرب و فارس زندگی میکنن و همگی ایرانی هستند و همه در دفاع از ایران در مقابل متهاجمان جان فشانی کردن..ایران متعلق به یک قوم خاصی نیست… امیدوارم از حرفام ناراحت نشی و به دونبال حقیقت باشی و احساسی عمل نکنی…. خدانگهدار

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ آبان ۱۰م, ۱۳۹۰ ۱۲:۳۹ ق.ظ:

    به عادل جان متحجر
    دیر زمانی است دیدگاه زیبات را مشاهده نکردیم.
    بگذریم همه این ها بهانه است، بهانه های اااشقانس
    از دور می بوسمد.

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ آبان ۱۰م, ۱۳۹۰ ۱۲:۴۱ ق.ظ:

    جان عدل جان بگذریم از شوخی کتاب های این سایت را مطالعه می کنی که کمی معلوماتت را تکان بدی من هم از دور تو را کم ببوسم.

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ آبان ۱۰م, ۱۳۹۰ ۱:۰۴ ق.ظ:

    داشتم از این سایت خارج میشدم گفتم یک بار دیگه عادل جان از دور ببوسمد بعد از دوریت کمی بزنم توی سر خودم بعد کمی گیسم را بکنم بعد دوباره بگم از دور میبوسمد بعد بلند شم کمی آب بخورم بعد به کارهای که فردا باید انجام بدم فکر کنم بعد دوباره از دور ببو سمد بعد گزرارشی توی مغزم دکوپاژ کنم بعد دنبال یک سوژه بکری بگردم بعد دوباره از دور ماچد کنم بعد فکر کنم بیشتر مسائل اجتماعی را سوژه کنم بعد دوباره به فقر فرهنگی ایرانیان فکر کنم ودر این حین از دور ببوسمد بعد از خستگی تا صبح بمیرم بعد صبح که بلند شدم برم دنبال بدبختی و به فکر دیشب و چه لینک های برات گذاشتم فکر کنم لبخندی بزنم و ماچی برات از راه دور اسمانی بفرستم که یهو غافلگیرت کنه و وقتی که غافلگیر شدی بزنم پس گردند تا ازاین حال هوا خارج شی و کمی معقولانه تر بیندیشی وشاید سبب خیری شدم و وقتی از دور میبوسمد مخد تکان خورد و داستان همچنان ادامه دارد و تو همون پسره سابق هستی و من هم دنبال یک فرصت جانانه که دوباره از دور ببوسمد…

    [پاسخ]

  64. bahram می‌گه:

    با سلام . یکی از این بچه مسلمونها لطف کنه منطقی جواب منو بده. شمایی که به ایرانی های قدیم گیر دادین ازدواج با محارم یعنی خواهر در قدیم رسم بوده و اینکار رو ناپسند میشمرید میشه بگین به چه دلیل ازدواج با مثلا دختر عمو در دین اسلام رواج است؟ به بیان واضح تر ممکنه در آینده یک دینی بیاد و ازدواج با دختر عمو که ریشه خونی یکسانی نیز دارد رو مورد شماتت قرار بده . اصولا بر چه پایه علمی و فلسفی و عقلی نمیشه با خواهر ازدواج کرد ولی میشه با دختر عمو ازدواج کرد؟ خواهش میکنم از توهین بپرهیزید و منطقی جواب بدین. چون در دین اسلام اومده که میشه با دختر عمو ازدواج کرد اینکار پسندیده است؟ اگر اینجوری باشه ما هم میگیم در اون زمان مطابق دین یا هر چیز دیگه ای ازدواج با خواهر هم پسندیده بوده است.شما دین اسلام رو بی عیب و نقص میدونی طبق همین مبنا ازدواج مثلا با دختر عمو را جایز میدونی. اینو میشه بسطش داد واسه اون زمان و اون دین. یا حتی واسه آیندگان.ثابت کن خدا گفته نمیشه با خواهرت ازدواج کنی ولی میشه با دختر عموت ازدواج کنی. اگر استدلالت قرآن باشه باید اول ثابت کنی قران از طرف خدا اومده و این یعنی اینکه کارت بسیار مشکل میشه.

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ دی ۴م, ۱۳۹۰ ۳:۴۴ ب.ظ:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    کلمه الله هیه العلیا
    سلامممممممممم…. نمیدونم چند سالته و چقدر فسفر مغز سوزوندی تا این سوال رو بپرسی هرگاه دینی امد و گفت ازدواج درحتر عمو با پسر عمو اشتباه است از او دلیل میخواهیم و چون او این ادعا را کرده باید هم ثابت کند و اگر توانست ثابت کند تسلیم میشویم…ولی ازدواج خواهر با برادر در تمام ادیان الهی منع شده در دین حضرت ابراهیم و موسی و عیسی و نوح علیهم و علا نبینه السلام…چون ازدواج با محارم باعث بوجود امدن فرزندانی ناقص میشود… این یک دلیل….در ضمن در ان زمان در زمان هخامنشییان هم در سایر کشورها ازدواج با محارم امری زشت و ناپسند بوده… چرا که هرودوت که یک قرن بعد از کوروش میزیسته درباره ازدواج کمبوجیه فرزند کوروش با خواهران خود اتوسا و رکسانا اینگونه مینویسد که دومین اشتباه کمبوجیه این بود که خواهر خویش را به مصر اورد با او همانند یک زن و شوهر زندگی کرد.. توجه کنید هرودوت مینویسد دومین اشتباه یعنی اینکه این کار در ان زمان هم زشت بوده

    [پاسخ]

  65. unknown می‌گه:

    با سلام
    این دوست نویسنده عزیز ما
    این همه نویسنده از اقوام مختلف اشاره دارند به این کار ناپسند
    دیگه معنی کلمه فلان این کار رو توجیه نمی کنه
    الان تو این سرزمین باز داره انجام میشه با یه حالت دیگه!
    برای مثال:
    البته یادتون باشه خون عوض نمیشه؟
    یه سری بزنید به دادسراها و شورای حل اختلاف ها خانوادگی؟
    بیشتر برادران و خواهرانی که برای طلاق اومدن نکته مشترکی دارند!
    آنها می گویند آیا ما با پسر این خانواده ازداواج کردهایم یا با مادر و خواهر ایشون، چون این یارو کلا با حرف های مادر و خواهرش با زنش رفتار میکنه؟
    فقط برای محظ اطلاع خون عوض نمیشه البته ما که از این قوم و اجداد نیستیم خدا رو شکر الحمدا…
    البته شما هم نیستید انشا ا… فقط تعداد انگشت شماری موندن . چون فردوسی و رودکی و سعدی و حافظ و… هیچکدام اینهارو نمیشناسه (هخامنشی و داریوش و کوروش اصلا در کتاب ایشون وجود نداره)بدلیل اینکه این یاغیها به زور اومده بودند همون اسکندر دمش گرم مثل مورچه لهشون کرد و محو نابود شدند.البته توصیه میکنم تصاویر نقش برجسته های آشوریان رو ببینید اینها از همون قومند از نقش خداشون گرفته تا چهره این شاه الاغشان. حتما کتاب دوازده قرن سکوت هم یادتون نره بخونین . دو قرن نه ها دوازده قرن رو میگم.

    [پاسخ]

    میلاد پاسخ در تاريخ آبان ۱۳م, ۱۳۹۰ ۱۲:۳۶ ب.ظ:

    ببین تو چقدر عقب افتاده هستی که حرفای احمق بزرگ ناصر پورپیراز مدرک قرار دادی البته من با ۱۲ قرن سکوت موافقم ولی بعد از اسلام نه قبل از اسلام
    تو که میگی اسکندر مثل مورچه لهتون کرد برو ببین پارت ها جانشنان اسکندر رو چه جوری خرد کردن

    [پاسخ]

  66. ramin می‌گه:

    اک
    عادل جون تو عرب نیستی عزیزم تو عرب شده هستی می تونی با یک سرچ مشخصات ظاهری خود را با نژ اد تازیان تطبیق بدهی اگه همان مشخصات را داشتی سید هستی ولی اگه نبود عرب شده های خوزستان هستی.که مثلت مانند اون کاتولیکی هست که از پاپ کاتولیک تره. تا مشخص نشدن نژادت از بوسیدن تو از راه دور معذور هستم
    با تشکر روابط عمومی بوس کنان
    اک گفتم چرا خودت را برای این تازیان جر میدی اک
    شیطون چرا زودتر خودت را معرفی نکردی اون بوسام را پس میدی را به حرکت غیر اخلاقی محمد نصرتی متوصل بشم .
    سریع تکلیف منو روشن کن من آدم عجولی هستم دیر جواب بدی دست بکارمیشم توی خیابان یا شب توی خواب غافلگیرت میکنم. میل خودته اگه دلته دیر جوب بده . از الان سی ثانیه وقت داری خودم میشمارم ۱-۲ -۳-۴-۵-۶-۷-۳۰ وقتت تمام شده دوستان این لینک شاهد باشن بهش اخطار دادم.
    عادل جان از الان خوب اطراف خودت را بپا نگی نگفتی

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ دی ۴م, ۱۳۹۰ ۳:۵۳ ب.ظ:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    کلمه الله هیه العلیا
    الهم انصر الاسلام و المسلیمین…
    ببین رامین ای کاش کنارم بودی تا نشونت میدادم نصرتی کیلویی چنده یادت نره من عربم… تمام اعرابی که در ایران هستند عرب هستند و نه مستعرب… همگی شجره نامه دارن و خوب خود را میشناسند مثلا من از قبیله بنی جمیل هستم میتونی درباره این قبیله تو گوگل سرچ کنی…منتها ایرانی هستم و ایران اسلامی را دوست دارم … زنده باد ایران اسلامی

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ دی ۵م, ۱۳۹۰ ۶:۰۳ ب.ظ:

    بغ بغ
    ( تبریک عمر بن خطاب به علی ابن ابی طالب بنا بر گفته شیعیان در غدیر)
    بازگشت پیروزمندانه و کوبنده ،عادل را به تمامی بر و بچ این سایت مخصوصا عمو ر امین تبریک عرض می نمایم.
    عمو جان کجا بودی ؟ دلمان برات تنگ شده بود . نگفتی کسی چشم براهته شیطون ما را به امان الله ول کردی.
    خوب میبنم که با توپ پری هم برگشتی !
    در هر صورت خوش آمدی .

    [پاسخ]

  67. ایران ویج می‌گه:

    با درود فراوان
    بنده به آن دسته از دوستانی که میگویند تاریخ شکوهمند ایران این سرزمین نخستین ها از سفال و کشاورزی و خانه سازی و یکتا پرستی گرفته تا ریاضیات و هندسه و فیزیک و ستاره شناسی و ذوب فلز و موسیقی و….دروغ افسانه است میخواهم که تنها و تنها با سند و مدارک دانشی سخن بگویند
    ما نه حوصله درد دل شنیدن داریم و با نابخردان کاری داریم. هر وقت دوست داشتین در هر کدام از جستارهای بالا گفتگویی بر پایه دانش و مدارک دانشی و استوار داشته باشیم بنده آماده ام ولی تلاش کنید که حتما دست پر بیایید چون گمان نکید که مانند آب خوردن به شما اثبات خواهم کرد که کی افسانه سرایی و خیال پردازی میکند!!!!!! ما و یا شما!!!!!!!!؟؟؟؟؟
    از دوستان میهن دوست گرامی درخواست میکنم هرگز روش این میهن ستیزان را در پیش نگیرند و با تندی و ناسزا و توهین به دیگر ادیان پاسخ آنها را ندهند
    بنده یاد آور میشوم که تنها و تنها با روش فرهنگ و دانش که میراث گرانبهای نیاکان ما میباشد پیش بروید و هرگز به بیهوده گویی های ایشان رویکردی نداشته باشید
    به شما این نوید را خواهم داد که آینده تاریخی و باستانی سرزمین ایران بسیار روشن است بگونه ای که تمام فرهنگ های دیگر مانند تمدن سومر و آشور …. تا مصر را در بر میگیرد.
    اگر این دوستان میهن ستیز مدارکشان را رو کنند من هم دانه به دانه به جستارهای نامبرده خواهم پرداخت.
    دوستان گرامی سرزمین ایران مراحل بسیار دشوارتر و سخت تر از امروز را پشت سر گذاشته است

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ دی ۴م, ۱۳۹۰ ۴:۱۱ ب.ظ:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    کلمه الله هیه العلیا
    سلام علی المسلیمین
    اقای ویچ شما اول چشماتو بشور تا بتونی ببینی تمام مدارک در بالا هست
    ولی چندتا بهت میگم… در ایران باستان ازدواجی مرسوم بود با نام ازدواج استقراضی اینگونه بود که مرد میتوانست بدون نیاز به اجازه زن زن خود را به مرد دیگری برای مدتی قرض دهد… کتاب زن در دوره ساسانی نوشته کنستیان بارتمه.. و یک لینک در این باره از سایت مرادی غیاث ابادی هم بهت میدم…
    http://ghiasabadi.com/zanesasani.html

    http://ghiasabadi.com/zanesasani-02.html
    ……………………………………………..
    مدرک بعدی تاریخ تمدن اثر ویل دورانت میگوید…. در ایران باستان خط نویسی را امری زنانه میدانستند و مردان به بیسوادی خود میبالیدن… خو این مردم با این طرز تفکر چگونه میتوانستند از نجوم و غیره به قول تو سر در بیاورن…. ۳…. کتاب سه هزار سال دروغ در تاریخ ایران… سه نویسنده داره… دکتر منوچهر اقبال.. نخست وزیر دربار شاه… احمد تفضلی استاد دانشگاه تهران که توسط زرتشتیان ترور شد و سومی یک موبد زرتشتی است که مسلمان شده و نام خود را اشموغ ره یافته گداشته به هرودوت هم میتوانی درباره ازدواج کمبوجیه با خواهرانش رجوع کنی ….. درباره کوروش … کوروش افسانه ایی از سایت رضا مرادی غیاث ابادی باستان پژوه و تاریخ نگار ایران…به لینک زیر رجوع کن..
    http://ghiasabadi.com/true-cyrus-and-fantasy-cyrus.html
    ………………………………….
    کوروش زرتشتی نبود چرا که اگر بود او را دفن نمیکردن چون زرتشتیها مردگان خود را دفن نمیکردن… کوروش یکتا پرست هم نبود … مدرک منشور خود کوروش رجوع کن..
    http://shahaab.blogfa.com/post-73.aspx

    [پاسخ]

  68. ایران ویج می‌گه:

    به دوست گرامی که از کتاب ۱۲ قرن سکوت در مقابل ۲ قرن سکوت سخن می گویند میخواهم که بیش از این ما رو به خنده نیندازند
    شما کتاب یک دیپلمه بیسواد مانند ناصر پور پیرار را مدرک معتبر میخوانید!!!!!؟؟؟؟؟؟؟ پناه میبریم به به خدا از این همه عقده نسبت به ایران
    دوست گرامی این آقا یک ویراستار ساده بوده است و نام اصلی وی ناصر بنا کننده میباشد. لطفا ابتدا بروید در مورد سوابق ایشان در حزب توده و دلیل اخراج وی از این حزب را بررسی کنید بعد چرندیات ایشان را برای ما سند قرار دهید!!!!!
    ایشان در کتاب (به زبان داریوش) از هاید کری ماخ بعنوان یک ویراستار ساده از هخامنشیان ستایش کرده است. نکند ایشان به یکباره وحی الهی بهشون نازل شد!!!؟؟؟
    شما در اینترنت به راحتی آب خوردن سوتی های ایشان را در کتابهای چرند و پرند شان خواهید یافت خواهشمندم چندتا از این سوتی های خنده دار ایشان را برای همه بنویسید تا با هم به گفته های ایشان و متقابلا شما بخندیم
    دوست گرامی آقای پورپیرار و دار و دسته پانترک و پان عربیسمشون خیلی وقت که آبروشون رفته خواهشمندم نخست یک پژوهش ساده انجام دهید سپس اینگونه با عقده به تاریخ بی گمان ایران حمله ور شوید
    در باره حافظ و سعدی بهتر بدونید ایشان با زیرکی تمام بسیاری از تاریخ و فرهنگ ایران را بارمز و راز نگهداری کرده اند اگر باور نداری برو یک تحقیق کوچولو در مورد آیین میترائیسم و حافظ برای دست گرمی انجام بده و حتما نتیجه اش را برای ما و دوستان بگو تا با هم به گفته های آقای پورپیرار و شما بخندیم.
    در مورد فردوسی و کورش دوستان گرامی را به سایت بنیاد نیشابور و استاد فریدون جنیدی رهنمون میکنم
    دوست گرامی داستان آقا ناصرتون خیلی وقت تموم شده سند معتبر دانشی رو کن
    در مورد اسکندر جونت هم بهتر بدنی که خود غربیها هم دیگر اعتقادی به این دروغ پردازی های هردوت ندارند دوست داشتی سند رو کن تا برات سند رو کنم تا ببینی کی مانند مورچه کی له کرده ما یا یونان

    در مورد ادعای اسلاو بودن هخامنشیان و پارسیان دانش ژنتیک و همچنین کتاب دکتر جهانشاه درخشانی که در آلمان به زبان آلمانی چاپ شده و در ایران نیز توسط انتشارات دانشنامه کاشان به چاپ رسیده است ، مشت محکی تو دهان آقا ناصرتون و دوستان گرامیش مانند شما زده است. دوست داشتی از سخنان چرند و پرند آقا ناصرتون بگو تا پاسخ درخوری دریافت کنی

    [پاسخ]

    سعید پاسخ در تاريخ آبان ۱۵م, ۱۳۹۰ ۴:۰۷ ب.ظ:

    احسنت بر شما ایرانوویچ

    اگر آقای پورپیرار بیسواد است پس چرا دانشمندان شما تابحال نتوانسته اند حتی یکبار هم جوابی به سندهای محکم و منطقی ایشن بدهند ؟؟؟؟
    چرا شما کتابهای خنده دار و فیلم هندی گونانه دو قرن سکوت و کتابهای دیگر که در واقع نوعی نمایشنامه فانتزی میباشد را براحتی بدون هیچ تفکر و منطقی قبول میکنید اما صحبتهای آقای پورپیرار را که بر اساس استدلال و اسناد تاریخی محکم میباشد را خنده دار توصیف میکنید ؟؟؟
    البته به شما حق میدهم اگر کسی یکشبه تمام کاخهای خیالی شما را زیر سوال ببرد واقعا سخت است زیرا این کاخهای افسانه ای پرزرق و برق از خانه عنکبوت هم سست تر است و با کمی تفکر و استدلال و منطق ویران میشود .

    [پاسخ]

    میلاد پاسخ در تاريخ آبان ۱۸م, ۱۳۹۰ ۱:۳۵ ق.ظ:

    حالا که خیلی علاقه مندی چندتا از سوتی های بزرگ این مردک “ناصر بناکننده”برات میگم
    به عنوان نمونه وی در کتاب برآمدن اسلام، بخش دوم: بررسی اسناد ص ۲۶۹، مدعی می‌شود که «توطئه مشترک یهود و کلیسا و زمین‌داران عرب حریص خراسان و ‘بقایای ساسانیان’» باعث فروپاشی بنی امیه شده است؛ و مدتی بعد، ادعا می‌کند که اصلا ساسانیان وجود خارجی نداشته‌اند! در جایی مدعی است که منظور آیه ۱۰۳ سوره نحل، سلمان فارسی است و در جایی دیگر وجود سلمان فارسی را منکر شده و آن را ساخته یهود می‌داند! در جایی اسکندر مقدونی را به خاطر بر انداختن پادشاهی هخامنشیان می‌ستاید و در جای دیگر منکر بروز جنگ بین هخامنشیان و اسکندر مقدونی شده و مدعی است که یهودیان داستان این جنگ را ساخته‌اند تا پوریم پنهان بماند و کسی نفهمد که ایران خالی از سکنه بوده است! در جایی دیگر می گوید اشکانیان یونانی بودن درحالیکه نمیدونه یونانیها حرف ش ندارن!
    بسته یا بازم بگم چون به شیعه ها هم خیلی گیر داده مثلا ناقض جانشینی علی بعد از محمد شده
    شاهنامه فردوسی و دیوان حافظ رو جعلی دونسته
    وجود بابک خرمدین رد کرده

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ دی ۴م, ۱۳۹۰ ۵:۳۵ ب.ظ:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    کلمه الله هیه العلیا
    سلام سعید…. در کامنت زیر بعد از کامنت خودت و میلاد چند لینک دادم درباره نقد زرین کوب حتما بخون

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ دی ۴م, ۱۳۹۰ ۴:۱۸ ب.ظ:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    کلمه الله هیه العلیا
    ……………….. حالا که شما درباره سرچ در اینترنت مینویسید من هم به شما چند لینک درباره نقد کتاب دوقرن سکوت زرین کوب میدهم و در یکی از این پستها خود زرین کوب میگه که این کتابو در دوران نپختگیه خودش نوشته……….. بخونید

    http://zartoshtimosalman.parsiblog.com/Archive/%D8%B2%D8%B1%D9%8A%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%A8/

    http://shahaab.blogfa.com/post-98.aspx

    ……………………
    http://zartoshtimosalman.parsiblog.com/Posts/283/%D8%AA%D8%BA%D9%8A%D9%8A%D8%B1+%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%8A%D8%B4%D9%87+%D8%AF%D8%B1+%D8%B2%D8%B1%D9%8A%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%A8/

    [پاسخ]

  69. ramin می‌گه:

    ای بابا در حال بیرون کردن خنگولی بودم دیدم منگولی هم به جمع ما پیوسته
    چند بارگفتم؛ اگه یک کتاب توی عمرتون خواندید زود جوگیر نشید برید یک کتاب دیگه توی همین موضوع از یه آدمی که معلومه دیروز چکاره بوده بخوانید بعد چند روزی روی موضوعاتی که ذهنتان را مشغول کرده فکر کنید و با چند نفر اهل فکر و اندیشه نظرهایتان را در میان بزارید تازه اگه به شما نخندیدن بیا اینجا نظرت را بنویس تا ما هم از آن استفاده کنیم.
    آفرین صد آفرین هزار سیصد آفرین
    این هندوانه تا بری دنبال یک کتاب دیگه

    [پاسخ]

  70. ramin می‌گه:

    بی خیال سعید جان
    کمتر کسی است که به منصف نبودن دکتر زرین کوب اذعان داشته باشد، اما همه پور پیرا توده ای سابق و رفیق گرمابه حسین بازجو را می شناسند.
    بی شک تاریخ باستان ما تیره است و نمی توان به درستی مورد قضاوت قرارش داد اما نه آنگونه که دیگران آن را بزرگ می کنند، ولی دارای تمدنی غنی است .
    چون وقتی یونان به جمهوریش سرگرم بود و فلاسفه آن بهش می نازیده ، یکی از همین فیلسوف ها به نام گزنفون می آید از نظام سلطنتی(گند) ایران وشخص کوروش مینویسد . پس افسانه نیست اما ما مردم اغراق و تفریط هستیم،یا نمی بینیم یا خیلی می بینیم و هیچ وقت تاریخ گذشتگان را منصفانه نقد نکردیم.

    [پاسخ]

  71. ایران ویچ می‌گه:

    با درود فراوان
    ۱) دوست گرامی از من پرسیده بودید اگر آقای پورپیرار بیسواد است پس چرا تا کنون کسی به ایشان حتی یکبار هم پاسخ نداده!!!!؟؟؟؟

    من باید به گفته هایم علاوه بر بیسواد بودن جناب ناصر خان به نا آگاهی مفرط شما هم بیافزایم. شما اصلا گزارشهای من با دقت میخوانید!!!؟؟؟ بنده در گزارشهای پیشینم به شما گفتم که سوتی های وحشتناک خنده دار و مضحک ایشان را می توانید به راحتی آب خوردن در اینترنت بیابید و بخوانید.
    دوست و هموطن گرامی کار ایشان بجایی رسیده است که حتی یک شخص آماتور هم به راحتی دلایل ایشان را رد میکند
    شما به بنده بگویید هنگامی که منشور آزادی کورش بزرگ را به موزه ایران باستان آوردند و بسیاری از دانشجویان و استادان تاریخ از ایشان دعوت به مناظره با داوری هر کس که آقا ناصر بخواهدکردند ایشان یک دفعه کجا غیبشون زد!!!!!!!؟؟؟؟؟ نکنه ترسیدند که این مغز انیشتن گونه شان را بدوزدند!!!!!!؟؟؟؟ به قول معروف دنبال سوراخ موش میگشتن
    ۲)اگر شما نمی دانید دکتر داریوش احمدی و آقای علیرضا افشار کتابهای بسیار درخور و شایسته و پاسخ های کوبنده و استواری با این بت پانعربیسم و پهلوان پوشالی پانترکیسم داده اند کوتاهی و تقصیر از نا آگاهی مفرط شما است
    ۳) دکتر امید عطایی فرد بارها در سخنرانی هایشان از ایشان دعوت به مناظره رو در رو با داوری هر کسی که آقا ناصرتون بخواهد و در هر کشوری حتی یک کشور عربی کرده اند. شما آگاه نیستید مشکل از ماست!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟ما که تا کنون به محضر این پهلوان پوشالی شرف یاب نشدیم اگر شما شدید این پیغام را به ایشان برسانید و پاسخش رو برای ما و دیگر دوستان بنویسید
    ۴) از چه سند آقای پور پیرار نام میبرید ایشان که یکسره هرچی سند و مدرک با اندیشه پلید و مضحک خود به یهودی و مسیحی و شعوبیعه نسبت میده!!!!؟؟؟؟

    [پاسخ]

  72. ایران ویچ می‌گه:

    ۵)) شما پاسخ پرسش من در مورد پیشگفتار آقا ناصر در کتاب (به زبان داریوش) که ایشان یک ویراستار ساده بودند را ندادید!!!؟؟؟ ایشان در آن کتاب از ایران باستان به ویژه هخامنشیان ستایش کرده اند!!! به ایشان یهویی وحی نازل میشه!!!؟؟؟؟ پناه میبریم به خدای بزرگ

    ۶) کاخ بزرگ و باشکوه تاریخ ایران به اندازه ای بزرگ و استوار و جاودان است که خیلی گنده تر از آقا ناصر دیپلمه هم هیچ غلطی تا کنون نتوانسته اند بکنند همه شون با هم اندازه بال زدن یک خرمگس نمی تونند به این کاخ جاودان و استوار گزند و آسیبی برسونند آقا ناصر که…..

    ۷) ما فیلم هندی تعریف میکنیم یا شما طرفداران نا آگاه آقا ناصر دوست گرامی هر انسان با خرد و آگاه و بی غرضی کتاب های چرند و پرند و بسیار خنده دار ایشان رو بخونه میگه ۱۰۰ رحمت به فیلم هندی

    ۸) ما داعیه تاریخ ۱۰۰۰۰ ساله آریایی ها در ایران رو دارین آن وقت شما و آقا ناصر هنوز تو تاریخ ۲۵۰۰ ساله ایران گیر کردین!!!!؟؟؟

    ۹) با من با دانش های زبانشناسی، معماری، موسیقی، ریاضی و ستاره شناسی، آب و هوای باستانی،آیین شناسی،نماد شناسی و….
    سخن بگویید این داستان گویی ها رو بگذارید برای قصه های شب رادیو

    ۱۰) راستی در باره دلیل اخراج این توده ای نادان از حزب توده تحقیق کردی!!!؟؟؟ اگر تحقیق کردی پاسخش رو برای ما و دیگر دوستان حتما بنویس

    [پاسخ]

  73. ramin می‌گه:

    دلمان برای نظریه های خنک د تن شده.

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ آبان ۱۸م, ۱۳۹۰ ۵:۰۸ ب.ظ:

    معذرت اون کلمه تن نیست تنگ است.
    دوستان هم شک نکنند که قصد داریم امار این لینک را بالا بکشیم ، چون اصلا اینجور مرامی ندارم جون عادل

    [پاسخ]

  74. بهمن سوشیانت می‌گه:

    این اقای سوسمارخور بزرگ عادل عزیز پیداش نیس
    رامین ببین اگه سوسمار کم اورده علل حساب چنتا مار بدیم بهش بخوره گشنه نمونه,!

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ آبان ۱۹م, ۱۳۹۰ ۹:۴۴ ب.ظ:

    جان خودم شوخی هایم با عادل از سر دوستیه و قصد دیگری نداشتم و در این اواخر فهمیدم عرب است مگر نه به قومیتش کاری ندارم .هر کی باشه از هر کجا من به تفکرش کار داشتم. نظراتش را هم یا خودم چیزی بر ای ردش میگفتم یا ارجاعش می دادم به همین سایت
    احتمالا هم سرش شلوغه و به زودی به ما خواهد پیوست،و با استدلال های کشکیش باز به ما حال خواهد داد.
    برای سلامتی عادل عزیز دعا فرماییم.

    [پاسخ]

  75. ایران ویچ می‌گه:

    با درود فراوان
    دوستان و هم میهنان گرامی این بنده کوچک چندین سال است که درباره تاریخ ایران باستان پژوهش های بسیاری با بهره گیری از استادان و دانش های گوناگون انجام داده ام
    آرمانم از شرکت در این گفتگوها دگرگون کردن دیدگاه برخی از دوستان میهن ستیز نیست چون تجربه چندین ساله این را به من نشان داده است که هرگز نمی توان راه خرد ورزی و درستی را در روش های گفتگو با ایشان پیدا کرد.
    دوستان گرامی همانگونه که در گزارش های پیشین خود یاد آور شدم تاریخ دست کم ۱۰۰۰۰ ساله آریایی ها در ایران بیگمان و حتمی است و این جستار به میانجی گری دانش های گوناگون به درستی اثبات شده است.
    دوستان گرامی افراد میهن فروشی مانند ناصر پورپیرار که نام اصلی وی ناصر بنا کننده و یک اخراجی از حزب توده است در حد و اندازه این حرفها نیستند که بخواهند ما را در این راه راست و استوار ناکام بگذارند.
    دهها قرن است که سرزمین ایران با این گونه افراد دست و پنجه نرم میکند و همواره با توانمندی بسیار پوزه ناپاک ایشان را به خاک مالیده است.
    این گونه افراد جز بازیچه ای برای اربابان کمونیست و پانعربیسم و پانترکیسم و بتی شکننده و پهلوانی پوشالی برای افراد نا آگاه که هرگز راه خرد را نمی شناسند چیز دیگری نیستند.
    دوستان گرامی من شما را به خواندن متن گفتگو با دکتر جهانشاه درخشانی در اینترنت رهنمون مینمایم برای این کار بسنده است که تنها در جوینده گوگل نام (دکتر جهانشاه درخشانی) را سرچ کنید.
    با خواندن این متن درخواهید یافت که تاریخ ایران باستان چه اندازه بزرگ و با شکوه است و جهان دانش چگونه تاریخ جهان را به سود ایران دگرگون میکند.
    پاینده باد ایران همیشه جاوید

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ آبان ۱۹م, ۱۳۹۰ ۹:۳۴ ب.ظ:

    دوست گر امی
    از لینک های که نوشته ای سطح اطلاعات شما معلوم است، اما شما هم به دردی مبتلا هستید که بسیاری از محققین و پزوهشگران مبتلا به آن هستند، بیماری خاک وخون.
    بی شک آریائیان قومی مهاجم هستند، اما فرهنگ جهان شمول وتاثیر گذار آن ها بی اغراق بر جهان را نمی توان انکار کرد،
    پس اگر توده ای هم به این مسئله اشاره کرد این دیدگاه نادیده نگیریم.
    آری اقوام مهاجمی از مناطق مختلف وارد این آب و خاک شدن وفرهنگ های مختلفی را به جا گذاشتندفرقی ندارد آریایی ،عرب یا ترک باشه.
    نهایت اگر به دنبال ایرانی پایدار هستیم باید فرهنگی مبتنی بر انسان گرایی را برگزینیم فرهنگهای بد را بدور افکنیم.
    اگر مطالبات به حق عرب ها ، ترک ها و دیگر اقوام این آب خاک داده شود هیچ وقت این اقوام نسبت به قوم فارس جبهه نمی گیرند.
    پس سخن آخر احترام نسبت فرهنگی که به فرهنگ شما احترام می گذارد.
    پاینده انسان گرایی

    [پاسخ]

  76. بهمن سوشیانت می‌گه:

    مطمئنا تمام دوستان میدونن که گذشته پر افتخار ایران چه بوده
    اقای عادل دلیل علاقشون به اسلام قابل بحث نیس و توجیهی نمیخواد و نیازی به شوند و مدرک نداره اما نکته قابل بحث علاقه ایشون به فرهنگ عربی هستش
    شوند ( دلیل ) علاقشون به فرهنگ عرب رو توضیح بدن ممنون میشیم

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ آبان ۱۹م, ۱۳۹۰ ۱۰:۰۸ ب.ظ:

    بهمن عزیز
    فرهنگ عربی و یاکلی تر بگیم سامی نژادها سابقه بس توانی تر از آریایی ها دارند و حمورابی یکی از پاشاهان این قوم شاه بابل از سلسله اکدی در حدود ۶۰۰ سال قبل از اینکه به کورش کبیر استوانه حقوق بشر را نسبت دهند ، حقوق عرفی مردم خود را بر ستون های می نگارد و در معابد بابل میگذارد .
    من احتمال می دهم استوانه کورش کبیر هم هدیه ای از روحانیون این معابد بابلی است به خاطر تسامح کورش کبیر است.
    پس خواهش مندیم نسبت به فرهنگ ها و قومیت ها جبهه نگیریم،. همچون پادشاه و قهرمان بزرگ ایران زمین کورش کبیر، نسبت به همه تسامح و تساهل داشته باشیم.
    و خیالت راهت اگر گذشته ماپر افتخار بوده الان از آن چیزی می ماند.
    نمی خواستم نام چنگیز را بدانم
    نمی خواستم نام نادر را بدانم
    نام شاهان را
    محمد خواجه و تیمور لنگ
    (نام خفت دهنده گان را نمی خواستم و
    خفت چشنده گان را)
    می خواستم نام تو را بدانم
    و تنها نامی را که می خواستم
    ندانستم
    پس در طول تارخ ما فقط خفت چشنده بوده ایم بس

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ دی ۴م, ۱۳۹۰ ۵:۴۳ ب.ظ:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    کلمه الله هیه العلیا
    اقای بهمن…. همانگونه که شما به قومیت خود علاقه دارید من هم دارم زیرا بنده عرب هستم ولی مهم اینه مه ایرانی هستم و ایران وطنمه و دوستش دارم ولی باید بدانید که من قصد دفاع از قوم عربی را ندارم فقط میخواهم با دروغ پردازان مبارزه علمی کنم …برای من انسانیت مهمتره نه قومیت….اکرمکم عند الله اتقاکم….

    [پاسخ]

    بهمن شوسیانت پاسخ در تاريخ دی ۸م, ۱۳۹۰ ۵:۵۰ ب.ظ:

    به به به اگه بدونی رامین چند ساله از فراغ شما مریض و بینوا شده!!!!

    درود بر شما عزیزم
    من دوست دارم هزار تا فقط جون سوشیانت انقد عربی ننویس تورو خدا

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ دی ۱۲م, ۱۳۹۰ ۱:۴۴ ق.ظ:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    کلمه الله هیه العلیا
    درود بر شما….. ممنونم از اظهار لطفتون من دارم فارسی مینویسم ولی تو شروع بخاطر علاقم این دو جمله بزرگ رو با زبان عربی مینویسم…. من نمیدونم چرا اینقدر بی دلیل با اعراب ضد هستین ما در مملکتی زندگی میکنیم که دارای گویشهای فراوانی است و هر کسی گویش خودشو دوست داره و این حرفا باعث ایجاد تفرقه بین احاد و اقوام میشود تازه از این حرف شما از انسانی که در قرن ۲۰ داره زندگی میکنه بعیده..از دیوو درد ملولمو انسانم ارزوست…. من الله التوفیق

    [پاسخ]

  77. ایران ویچ می‌گه:

    با درود فراوان
    ۱) همانگونه که بارها گفتم شما تنها به سفسته کاری می پردازید!!!!
    ۲) شما هرگز به پرسش های من پاسخ ندادید!!!؟؟؟
    ۳) دوست گرامی جستار اخلاقیات یک چیز است و جستار تاریخ و باستان شناسی چیز دیگری باز کردن این جستار هیچ کمکی به شما نخواهد کرد
    ۴) آگاهی شما در باره اقوام آریایی بسیار اندک و جهت دار می باشد.
    ۵) در باره اقوام سامی نژاد و دیرینگی آنها انگار شما گزارش های بنده را سرسری می خوانید!!!!؟؟؟؟؟ بنده آشکارا از واژه دسشت کم ۱۰۰۰۰ ساله آریایی ها در ایران نام بردم آکد و بابل و آشور و حتی سومر خورده فرهنگ های ایران هستند.
    ۶) دانش زبان شناسی و نماد شناسی ثابت کرده است که سده ها پیش از ورود سومری ها در میان رودان قوم آریایی گوتی در آنجا زندگی میکرده است.
    ۷) لوحی از سومری ها به دست آمده که ثابت می کند آنها تحت تاثیر معماری ایران بوده اند
    ۸) خواستی سند رو کن تا من هم سند هام رو کنم.
    ۹)* بهتر بدونید داستان ساختگی و بی سند مهاجرت آریایی ها به ایران و کشتار اقوام پیش از خودشان امروزه در جهان دانش کوچکترین جایگاهی ندارد و به زباله دان تاریخ پیوسته است پس بیهوده با واژه های من درآوردی (خاک و خون و…. )بازی نکنید
    ۱۰) یاد آوری میکنم تاریخ دست کم ۱۰۰۰۰ ساله آریایی ها در ایران بیگمان و حتمی است

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ آبان ۲۰م, ۱۳۹۰ ۹:۵۷ ب.ظ:

    دست عزیز
    با هم دعوایی نداریمٰ
    اگر آریایی ها در ایران تاریخی ۱۰۰۰۰ ساله داشته باشند باید اثری یا یافته ای از آن ها با مدرک موثق باستان شناسی بیاری.
    ٰدر قرن ۱۹ باستان شناسان اولین مدنیت و شهر نشینی را در کردستان عراق در زاوی شنیدر پیدا کردن با قدمتی ۷۰۰۰ سال قبل از میلاد در همین غار های منطقه انسان ها نئادرتال نیز یافت شده با قدمتی ۲۵۰۰۰ ساله.
    یقینا هر چند در بین پژوهشگران اختلاف عقیده است اما در نهایت اریایی هامهاجرتی ۵۰۰۰ ساله دارند.
    در منطقه غرب ایران ما قبل از آمدن آریایی ها گوتی ها ٰلولوبی ها و کاسی ها را داشتیم که چهارصد سال در میان رودان حکومت کرده اندکه محدوده حکومت آنها تا کناره دریایی مازندران بوده ومدتی این دریا را کاسپین می نامیدن. برای گفته های بالا منبع دارم خواستی ارائه می کنم.
    پس سخنانمان را با مدرک بگویم .
    قربانت

    [پاسخ]

  78. ایران ویچ می‌گه:

    آقا رامین هر هنگام که دوست داشتی به من بگو تا شما رو از این گمراهی که گرفتار آن شدید به در آورم.
    از فرهنگ ایران چیزی نمانده!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟
    این سخن شما خنده دار ترین سخنی است که یک ایرانی!!!!!! میتواند در مورد فرهنگ و تاریخ ایران بگوید. پناه میبریم به خداوند بزرگ
    آقا رامین تنها و تنها با سند و مدرک سخن بگویید. دانه دانه در مورد جستار ها پیشین مدرک رو کنید تا به راحتی آب خوردن به شما ثابت کنم که جهان دانش ایران شناسی کجاست و شما پیروان نا آْگاهی و سفسته کجا!!!!!!؟؟؟

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ آبان ۲۰م, ۱۳۹۰ ۱۰:۰۵ ب.ظ:

    دوست عزیز
    من ادعا میکنم از فرهنگی که شما به آن می بالید چیزی نمانده.
    شما که به این فرهنگ می نازید بگویید من به چه این فرهنگ افتخار کنم!؟
    به جز خفت دهندگان؛نامی از کورش و داریوش نیاورید از فرهنگ رو به تعالی این سامان بگویدسفسطه هم نمی کنیم .

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ آبان ۲۵م, ۱۳۹۰ ۱:۳۳ ق.ظ:

    ایران ویچ گیان
    فکر کنم الان وقتشه دست منو بگیری و از این گمراهی و ضلالت درم آری.
    ای منجی
    ای معلم
    ای کسی که همه چیو به آب می بندی و کسی هم نیس دستو بگیره.
    جان عادلم هر چی توی تاریخ ایران باستان و دوره اسلامی گشتم به جزء خفت خواری از ایرانی چیزی نیدم ، البته نه که ندیدم ، دیدم اما بسیار کم .
    جان عادل چند تا از ویژگی های خوب ایرانی را بگی من سرمو مینازم زیر از خجالت ، به اندازه انگشتان دستتم باشه کفایت میکنه و دیه توی این سایت پرروی نمکنم و عین پسر خوب سرم را می نازم پایین و هر چی تو گفتی میگم راست میگه نمی زارم کسی بگه بالای چشت ابرو ، اتیش توی چششان روشن میکنم.
    این با لهجه برات نوشتم حال کنی.

    [پاسخ]

  79. بهمن سوشیانت می‌گه:

    درود بر همگی. دوست عزیزم اقا یا خانوم ایرانویج درود بر شما. در باره اقای رامین باید گفت که ایون از با شعورترین و با دانش ترین بچه های سایت هست و من احترام زیادی برای ایشون قائلم.
    درباره تاریخ ۱۰۰۰۰ ساله بله درست میگید دوست گلم
    اولین قومهای اریایی که وارد ایران شدن بسیار قدیمی و حدود ۱۰۰۰۰ سال پیش بود
    دوستان اشتباه نکنیم ,مادها پارسها و بعدها پارتها که وارد کشور عزیزمون شدند اولین اریاییها نبودند. قبل از اونها اقوامی مثل لولوبیها و گوتیها که به ایران باختری حوالی اذرابادگان و کردستان امدندو همینطور اقوام مانوش که کبه طبرستان و تمیشه و امل وارد شدند. البته اقوام دیگه ای هم بودند که از حوصله بحث خارجه
    این گروه های کوچک و گروههای بزرگتری مثل مادها و پارسها که بعدها اومدن , مردمان اصلی و قدیمی فلات ایران رو نابود نکردن
    بلکه بخاطر کثرت اریایی ها, اقوام دیگه مثل تمدن جیرفت و کاسی و… داخل اریایی ها حل شدند
    فقط اقوام خوزی که همون ایلامیهای باستان بودند استقلال نژادی خودشونو حفظ کردند و همواره یکی از ساتراپی های ایران و حامی قدرتمند اریایی ها بودند در زمانهای هخامنیان و ساسانیان. که به لطف حمله عرب تمامشون منقرض شدن.
    دوس دارم رامین عزیزم هم ادامه این بحثو بگیره
    در ضمن دوستان لطف کنن به کامنتای بالاتر پاسخ ندن و پاسخ های خودشون پایین اخرین کامنت بزارن تا مجبور نشیم هر بار کامنتی بالارو چک کنیم

    قربان همتون . بهمن (آبتین)

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ آبان ۲۵م, ۱۳۹۰ ۱:۰۹ ق.ظ:

    سلام بهمن جان
    از تعریفات خوشمان آمد و ما را رو گیر کرد بهت گیر ندیم ،جان خودت کم کم دارم به خودم گیر میدم اخه کسی نیست سر به سر ما بزاره . اون جریان ۱۰۰۰۰۰ سال را ندیده میگیرم اما به شرطی که دیگه حتی جوی آیینه هم برای خودت تعریف نکنی خوب مرسی .
    عادل کجایی!؟

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ آبان ۲۵م, ۱۳۹۰ ۱:۱۱ ق.ظ:

    ببخشید مثل این که برای ده هزار سال یک نقطه اضافه نوشته بودم .
    عادل کجایی مردیم از درد جدایی.

    [پاسخ]

    بهمن سوشیانت پاسخ در تاريخ آبان ۲۶م, ۱۳۹۰ ۴:۲۸ ب.ظ:

    سلام
    اومدم قاتی کنم یهو خودت گفتی یه صفر اضافه گذاشتی !!!!!
    رامین جون اولا ما دوست داریم
    دوما اطلاعاتتو دوس داریم
    سوما بیا بزن تو گوش ما!
    چهارما چیزی پیدا نکردی گیر بدی جز یه صفر اضافه !!!!!
    بوس بای

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ دی ۴م, ۱۳۹۰ ۵:۴۹ ب.ظ:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    کمه الله هیه العلیا
    بهمن خان من تا جایی که میدانم اریایی ها المانی ها هستند و پارتها و مادها روسی هستند و از روسیه وارد ایران شدند پس سنخیتی بین این دو قوم نیست

    [پاسخ]

    Mohammad پاسخ در تاريخ دی ۷م, ۱۳۹۰ ۹:۲۹ ب.ظ:

    البته از روی تاریخ ساختگی خودتان!!!

    [پاسخ]

  80. بهمن سوشیانت می‌گه:

    راستی یه سوال از انی جون دارم
    عزیزم کتاب اوستا رو به زبان فارسی امروزی میزاری واسه دانلود تو سایت?

    [پاسخ]

  81. ایران ویچ می‌گه:

    با درود فراوان
    دوست گرامی اینکه شما به یکباره به دنبال دوران غار نشینی میروید و به یکباره از تاریخ ۲۵۰۰۰ ساله به دوران کاسی ها و لولوبی ها و گوتی ها میروید کاملا بیرون از جستارهای دانشی است و هرگز این گونه پژوهش های مجهول و ناشناخته بار دانشی ندارند

    دوست گرامی ما در خود شهرهای ایران به ویژه در بهشهر مازنداران و خمین و لرستان غارهایی با همین قدمت و حتی چند هزار سال کهن تر داریم

    آیا شما می دانید منظور از نژاد آریایی چیست!؟
    آیا میدانید منظور اوستا و شاهنامه و بن دهش از این نژاد چه کسانی و با چه مشخصات ژنتیکی است!؟

    در مورد اقوام گوتی و لولوبی و مانا و ماد و به ویژه کاسی ها آیا میدانستید بنابر تازه ترین پژوهش ها این اقوام بلا منازع آریایی نامیده شده اند. دوست گرامی این داستان اقوام به اصطلاح پیش از آریایی که توسط اروپاییان مغرضی مانند گیریشمن و ویل دورانت و …. برای سرکوبی تمدن ایران به دروغ ساختند دیگر هیچ جایگاهی در انجمن های دانشی جهان ندارد.
    آیا از اسنا کشف شده کاسی ها و هیتی های یقینا آریایی در محوطه باستانی سقاره مصر که آریایی بودن این اقوام را مسجل کرد آگاهی دارید!!!؟؟؟
    دوست گرامی آیا در مورد مجسمه سر مفرغی یک گوتی که در نزدیکی همدان کشف شده آگاهی دارید!!؟؟

    برای شروع در مورد کاسی های آریایی که همانطور که میدانید چندین سده در میان رودان حکومت کردند لطفا کتاب (تاریخ بابل) نوشته سر لئونارد ویلیام کنیگ را بخوانید تا متوجه اشتباه خودتون در مورد کاسی های بیگمان آریایی بشوید

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ آبان ۲۴م, ۱۳۹۰ ۱۲:۲۳ ق.ظ:

    دوست عزیز
    بحث از غار نشینی ، پیش درآمدی بود که بگم بنا برگفته باستان شناسان،هنوز۹ هزار ساله از غار بیرون آمدیم و مدنیت انسان ها شکل گرفته است.
    وقتی از غار شنیدر صحبت میکنم منظور کنار رود راین نیست، منظورم خاکی است که تاریخش با تاریخ ایران سال هاست پیوند خوردهاست.
    بله آریایی ها خانواده بزرگ زبانی هستند که از هند تااسپانیا به آن تکلم میکنند به جز ءباسکی ها وفنلاندی و مجارها.
    این قوم در اوایل هزاره دوم قبل از میلاد وارد اناتولی شدن و دولت حیتیان را تشکیل دادندو (طبقه حاکمه) کاسی ها نیز از این قوم بودند.
    جنگجویان دارنده تبر جنگی از روسیه جنوبی به همه جا پخش شدند.

    اری هم نژاد آریایی ، منظور از نژاد آریای از زمانی که هیتلر داعیه دار نژاد پاک شد توسط پژوهش گران ایرانی علم شدو توسط ناسیونالیزیم ها ادامه پیدا کرد و شد بت آمال سرگردانانی که زمانی، نسبت به اسلام جبهه میگرفتند به آن استناد کنند که نژادی والا و فرهنگی غنی دارند.

    [پاسخ]

  82. ایران ویچ می‌گه:

    دوستان گرامی اینکه مردم ایران همواره تمدن و گذشته خویش را فراموش نمی کنند و هنوز با نام باستانی ایران زندگی می کنند دشمنان تاریخی ایران را برآن داشته که با نیرنگ و فریب و با نام استاد و پژوهشگر و چه و چه هر داستانی نا بخردانه ای را برای این سرزمین کهن برای ما و جهانیان که همواره تحت چیرگی پیامها و آگهی های رسانه ای ایشان هستیم ، بسازند
    متاسفانه این داستان های دروغین ایشان توسط یک سری تازه به دوران رسیره غرب زده و به اصطلاح روشنفکر بدون هیچ پرسشی و پژوهشی مانند وحی منزل در دانشگاه ها و مدارس ما و به دنبال آن در جامعه ما چنان رخنه کرده است که اگر دانشمندان امروزی ما و حتی دانشمندان بیطرف غربی اگر بخواهند وارون آن را اثبات کنند با مقاومت اذهان عمومی روبرو می شوند

    یکی از این دانشمندان بزرگ که کتابش در آلمان به زبان آلمانی چاپ شده شادروان دکتر جهانشاه درخشانی میباشد. کتاب ایشان در بزرگترین انجمن های دانشی جهان پذیرفته شده است.
    ایشان به کسانی که به این داستان ساختگی اروپاییان که می گفتند آریایی ها در هزاره دوم پیش از میلاد به ایران مهاجرت کردند و اقوام وحشی و گاو چرانی بودند که تمدن های پیش از خود را نابود کردند آشکارا می گوید:(( آیا با وجود این همه اسناد زبان شناسی و آب و هوای باستان شناسی و نماد شناسی و آیین شناسی و از همه مهم تر دانش ژنتیک آیا این استادها باز هم بر روی این داستان دروغین مهاجرت آریایی های وحشی و گاوچران!!!!!!که هیچ مدرک دانشی ندارد و نمی تواند به بسیاری از پرسش های ما پاسخ دانشی بدهد پافشری می کنند!!!؟؟؟))
    دوستان گرامی این داستان دروغین برای همیشه به زباله دان تاریخ پیوسته است
    یکی از دانشمندان غیر ایرانی که بیطرفانه داوری کرده است، پروفسور مدود سکایا میباشد . ایشان در کتاب (ایران در عصر آهن) می نویسد:(( به نظر میرسد که داستان مهاجرت آریایی ها به فلات ایران در هزاره دوم پیش از میلاد در انجمن های دانشی به قطعیت رد شده است و دانشمندان و باستان شناسان ایرانی باید در این زمینه پژوهش های نوینی انجام دهند))

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ آبان ۲۴م, ۱۳۹۰ ۱۰:۴۶ ب.ظ:

    توجه توجه
    دوستان عزیز توجه فرمایید!
    قابل توجه دوستانی که بیماری(خاک و خون) دارند مخصوصا ایران ویچ عزیز.
    به خبری که هم اکنون به دست ما رسید توجه فرمایید:
    گروهی از محققین ژنتیک در دانشگاه پورت موس انگلیس، به سرپرستی یک محقق ایرانی به نتایج جالبی درباره نژاد ایرانیان رسیده‌اند.
    این گروه معتقدند اکثر ایرانیان بر خلاف آنچه تصور می شود، نژاد آریایی ندارند بلکه به نژادی تعلق دارند که حدود ده هزار سال پیش ساکن ایران بوده‌اند.
    این تحقیقات که قسمتی از تحقیقات جهانی ژنتیک است به سرپرستی دکتر مازیار اشرفیان بناب سالها پیش در دانشگاه کمبریج شروع شده و در دانشگاه پورت موس به نتیجه رسیده است.
    پس از این به بعد به دنبال انسانیت باشیم نه نژاد ،نه!؟
    به نقل از لینکی در بالاترین به تاریخ ۱۴/۱۱/۲۰۱۱

    [پاسخ]

    [پاسخ]

  83. mohammad می‌گه:

    سلام دوستان
    شرمنده من همه نظرها رو نخوندم دارم نظر می دم
    کی گفته حضرت ادم هوا خواهر و برادر بودن پس پدر مادر اونا کی بوده ؟
    واگه این سوال پیش می یاد اره فرزنداشون خواهر برادر بودن خوب
    کاملا درسته برای این مطلب احادیث متفاوت که همسران انها نوعی متفاوتی از نوع انسان ها بوده (مثلا هوریان ) و بعضی ها می گن نا انسان و خواهر برادر بودن ولی چرا کار حرام نکردن برای جواب باید گفت همون تور که خدا این کار را حرام کرد برای امتحان ما خودش هم می تواند این کار را از حرام بودن برای مصلحتی در بیاره (ادامه نسل انسان)
    باید بگم حدیثی از امام علی نقل شده که من اون رو شنیدم و اون اینه که
    بخدا قسم که زردشت یکی از پیامبران از جانب خداست و دین او یکی از دینهای الهی بود تا ان زمان که یکی از پاشهان ایران او را به انحراف کشید و او با یکی از محارم خویش ازدواج کرد ومرم این حرکت ناپسند را قبول نکردن وتصمیم به مجازات وی گرفتن و پادشاه در جئاب این افراد گفت اگه من گناه کارم چرا حضرت ادم وهوا با هم که از افرینش بودن با هم ازدواج کردن وفرندان اونها و مردم فریب خوردن و در این دین الاهی کفر وارد شد واز ادیان اهی خارج شد
    دوستان تاریخ یک کشور حتما نباید اون توری باشه که ما دلمون می خواد و هر کاری کرده باشن که فکر می کنیم خوبه در ان زمان بعضی از سلسله ها (شوشیها مثلا) ازدواج با محارم را افتخار و غیرت خود می دانستن و نژاد خود را الهی می دانستن و با این کار می خواستن خود را از ناپاکیها (خون غیر الهی )حفظ کنن
    اگه اشتباهی داشتم به ایملم بفرستید من با این سایت به تور اتفاقی اشنا شدم
    محمد

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ آبان ۲۵م, ۱۳۹۰ ۱۲:۲۷ ق.ظ:

    سلام عزیزم خوش اومدی
    این یادت باشه هیچ وقت دو پایی نپری توی چیزی که از آن اطلاع نداری،کمی وقت گرانبهایت را می گذاشتی چرت وپر ت های ما را می خواندی که کمی مخد تکان بخره.
    بعد دوست عزیز میگی نخواندم اما در حالی که کسی فتوای خواهر برادری آدم وحوا را نداده وارد بحث پر شور برادرو خواهر های چشم و دل نا پاک میشی که در تاریخ از آن به عنوان ازدواج محارم سخن به میان آمده.
    وبعد از خدماتی از طرف خدا سخن می گویی(جریان هوریان) که در ابتدا خلقت با اینکه پدر و مادر آن دو شخص مغضوب خدا بودن ورانده شده بهشت ، توسط خدا داده شده وبعد نیز دیگر تکرار نشده و کسی هم ندیده و حرف مفتت را به آب می بندی که حدیثی هم هست.
    بعد هنوز متوجه نشدی که فعل حرامی را به خدا نسبت دادی که حرامی را برای آن دو حلال کرده . نظریه ای ارایه میدهی در حد لالیگا که اینجا جاش نبود توی این محیط بلبشو بگی، کسی ازت می دزدش.
    تازه هنوز گرم نکردی شروع میکنی به حدیث سازی که حدیثی شنیدی اما به عمو نگفتی خودت بدون واسطه از امام شنیدی یا کتاب تازه ای پیدا شده یا کسی خواب دیده این حدیثو. بعد تازه چون ناشی هستی در حدیث سازی من بدبخت شش بار خواندمش ببینم چی نوشتی که را ه به جای نبردم.
    بعدخوشم از پایان شگفت انگیزت با آن نکته اخلاقیش آمد ، اما به هر حال شانس آوردی انی کاظمی ایمیلت را روی سایت نگذاشت ، مگه نه…میامدم سراغت با…/تمام پایان تهدید/۳۰

    [پاسخ]

  84. عشق داریوش می‌گه:

    با عرض سلام خدمت همه دوستان
    مغرضانه حرف زدن و بدون مدرک و مطالعه کافی قضاوت کردن کار انسانهای کوچیکه!
    برای مسئله ازدواج با محارم ۲تا جواب هست:
    ۱٫مورخان نتونستند منظورشون رو از ازدواج خویشاوندی درست انتقال بدهند!
    ۲٫انسانهای بزرگ(مقامی)کسی رو هم مرتبه با زنانشان برای ازدواج نمیدیدند!
    هر چی هست جای تامل داره!
    اونموقع که پدران پارسی ما توی ایران منشور حقوق بشر داشتن وتمدن شهرنشسنی و… عربا سوسمار میخوردن و بیشتر کشورا ساکنانش یا آدمخوار بودن یا سرخپوست و…. یا داشتن با چوباشون “گومبا گومبا ” میکردن!
    بجای ضایع کردن همدیگه! بیاید با هم به ایرانی بودنمون افتخار کنیم

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ دی ۴م, ۱۳۹۰ ۶:۰۴ ب.ظ:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    کلمه الله هیه العلیا
    ……………………………. اقای عشق داریوش چون به قومیت عربی توهین کردی من هم به قومییتت توهین میکنم…. زمانی که مردمانی بی تمدن ایرانی خطی برای نوشتن نداشتند و خط را از ایلامیان تقلید کردند در بین النهرین حمورابی قانون نامه مینوشت که شامل ۲۸۲ ماه قانونی بود و در وسط میدان شهر نصب بود… حمورابی ۱۰۰۰ سال قبل از کوروش میزیسته درباره حمورابی تحقیق کن و بعد ببین قانون نامه حمورابی با لوح گلین کوروش(منشور کوروش) قابل مقایسه هست… زمانی که ایرانیان بنا به تعالیم زرتشت زن را مخلوق اهریمن میدانستند و ان را ناچیز … و یا به نا به گفته کنستیان بارتمه… در کتاب زن در دوره ساسانی… مردان ایرانی زنان خود را به یکدیگر قرض میدادند.. ازدواج استقراضی… و یا بنا به گفته ژوزف ارتور گوبینه در کتاب سه سال در ایران… اگر مردی با زن زیبایی ازدواج میکرد باید ان زن را از دید دیگران مخفی نگه میداشت و ان را در خانه محبوس میکرد چرا که اگر کسی میفهمید ان مرد زنی زیبا داشت دیگر مالک ان زن نبود چرا که ممکن بود مردان دیگر و موبدان و شاهزادگان برای تصاجب ان زن از شوهر یا مرد را میکشتند و یا زن را میدوزدیدند…. زمانی که شما اینگونه وحشییانه زندگی میکردین … اعراب پادشاه زن داشتند بلقیس ملکه سباء در یمن اولین پادشاه زن در باستان که ۵۵۰۰ سال پیش زندگی میکردن…سوسمار خوردن اعراب در سال پنجم حکومت عمر در اثر بوجود امدن قحطی شدید پدید امد… به گمانم شما هم اگر بودین در ان موقعه سوسمار که هیچ اشغال هم میخوردین… برو تحقیق کن

    [پاسخ]

    sara پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۹۱ ۷:۴۰ ب.ظ:

    بلقیس افسانه است کی میخواهید از دنیای داستانهای کودکانه دل بکنید؟

    [پاسخ]

    شاهزاده پارسی پاسخ در تاريخ خرداد ۳م, ۱۳۹۱ ۱:۳۷ ق.ظ:

    اگه بخوای به عادل سوسمارخور گوش کنی این مدعی میشه آدم و حوا هم عرب بودن!!!!!!!!!(البته اگه ؟آدم و حوا واقعیت داشته باشن)

    [پاسخ]

  85. آریوبرزن می‌گه:

    با درود به همه دوستان
    با سپاس بی کران از همه ایران دوستان و هموندان گرامی
    من سالهاست به واسطه خواندن نشریه های خوبی مثل امرداد با فرهنگ و آئین زرتشت بزرگ و کوروش بزرگ آشنا شدم و این سایت و این کامنت ها نیز بر دانشم در مورد سرزمین پاک ایران افزود. با سپاس بی کران از همه ایران دوستان گرامی…… پاینده ایران

    [پاسخ]

  86. ramin می‌گه:

    توجه توجه
    دوستان عزیز توجه فرمایید!
    قابل توجه دوستانی که بیماری(خاک و خون) دارند مخصوصا ایران ویچ عزیز.
    به خبری که هم اکنون به دست ما رسید توجه فرمایید:
    گروهی از محققین ژنتیک در دانشگاه پورت موس انگلیس، به سرپرستی یک محقق ایرانی به نتایج جالبی درباره نژاد ایرانیان رسیده‌اند.
    این گروه معتقدند اکثر ایرانیان بر خلاف آنچه تصور می شود، نژاد آریایی ندارند بلکه به نژادی تعلق دارند که حدود ده هزار سال پیش ساکن ایران بوده‌اند.
    این تحقیقات که قسمتی از تحقیقات جهانی ژنتیک است به سرپرستی دکتر مازیار اشرفیان بناب سالها پیش در دانشگاه کمبریج شروع شده و در دانشگاه پورت موس به نتیجه رسیده است.
    پس از این به بعد به دنبال انسانیت باشیم نه نژاد ،نه!؟
    به نقل از لینکی در بالاترین به تاریخ ۱۴/۱۱/۲۰۱۱

    [پاسخ]

  87. ramin می‌گه:

    سلام
    به جان داریوش ، ایرانی های شیر خام خورده اهل خوئیتوک دس این برنامه ها بودن اصلا نمی تونیم بزنیم زیرش چون چند نفری دیدن این کار را وجاهای در محافل غیر رسمی و رسمی صحبت ازش کردن.
    تازه بعضی میگن اون مورخ ها که این تهمت را به ما چسباندن از کتیبه کرتیر که برای کارش کیف میکرده که ادم های زیادی را با این کار راهی بهشت کرده !!!!! اک
    تعجب کردی در قدیم کسی نسبت به مادر وخواهرش چشم داشت داشته باشه میره بهشت،
    اون چیه همین اواخر دستور امده بودکه اگه برادر و خواهر هایمان که همه از فرزندان آدم هستند بکشیم درهای بهشت بر رویمان باز میشه.
    جان خودت تنگ نظر نباش.
    چرا همیشه فکر میکنی انسان برتر هم هست؟
    چرا همیشه در مقابل کسی که شانسی به پست و مقامی رسیده باید تعظیم کنیم وکارهایشان را موجه قلمداد کنیم؟
    اونها مگه کیند پسر خدا ، خود خدا، یا چیزشون طلایی بوده مال ما مفرغه.
    درد بخر تو سر عادل که مدتیه خبری ازش نیست و از ما یاد نمیکنه بی وفا، کمی ژرف تامل کن تو که میخواهی تامل بکنی، ها کمی ژررررف.
    الان پدارن پارسی ما به نان شب محتاج هستندو حقارت را در وجودشان به عینه میبنی دیگه ادعات نشه.
    الان عرب ها فرهنگ پیدا کردن با زنان پارسی لاس میزنند و خاویار پارسیان را میخورند .گومبا گومبا فیلم بود که ما را خر کنند، چوب ها را برای کار دیگری می خواستند…../نمیشه بگم بی ادبیه منم پسر خوبی هستم اهل فحاشی این جور چیزها نیستم.
    به جان عادلم اندازه سر سوزنی به ایرانی بودنم افتخار نمی کنم نمی دانم چرا ؟!
    هر چه بیشتر فکر میکنم بیشتر یقین میکنم، مالی نیستیم.

    [پاسخ]

  88. ramin می‌گه:

    ایران ویچ جان
    تو هم عین عادل نری خبری ازت نشه و من هم، هی ناله جدایی سر بدم.
    برای اون چیزها هم ده روز وقت داری، تا ده سال هم قابل تمدیداست.

    [پاسخ]

  89. سعید می‌گه:

    دوستان عزیز

    واقعا دل کندن از افسانه ها و دروغهای تاریخی و دل بستن به تفکر و منطق و جستجوی حقیقت هم کار هر کسی نیست
    چه بسیارند افراد تحصیلکرده و فرزانه و دانشمند که علیرغم اینکه عمر خود را صرف علم آموزی کرده اند اما گرفتار احساسات و امیال غیر واقعی گشته و سر از نژاد پرستی و افسانه پرستی درآورده اند متاسفانه از این افراد در ایران خودمان کم نداریم .
    آریایی پرستی و نژاد پرستی ایرانی که به پیروی از نظریه های اروپای قرن نوزدهم پایه گذاری شده همچنان هم در ایران طرفدار دارد علیرغم اینکه امروزه بی اساس بودن آن بر همگان آشکار شده حتی کسانی که پایه گذار ان بوده اند نیز بعدها دست از آن کشیده و به سمت انسان مداری و تساوی نژادها گرویدند .
    خوشبختانه جهان پیشرفته امروزی دیگر گوش شنوایی برای این موضوعات ندارد و افراد و ملل پیشرفته که سرگرم رقابت در عرصه تکنولوژی و اینتر نت و ماهواره و ارتباطات جهانی است حتی وقت فکر کردن به مسایل کهنه و عقب مانده نژاد ها و نژادپرستی ندارد و جهان امروزی به سمت یک دهکده جهانی که همه نژادها و ملل مختلف در آن نقش دارند خواهد رفت و دوستان آریایی پرست ما هم اگر دست از این تفکرات کهنه و عقب مانده برندارند از این غافله عقب خواهند ماند.

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ آبان ۲۶م, ۱۳۹۰ ۹:۰۳ ب.ظ:

    سعید جان
    یکی از بهترین نظرات را اینجا نوشتی، دقیقا من هم می گویم مطلق گرا نباشیم، یکمی امروزی فکر کنیم ، بابا دنیای غرب به دنبال کلبه جهانیه، اما مسلمانان ما می خواهد به دنیای آرمانی صدر اسلام برگردد،پان ایرانیسم ها هم ، تاریخ باستان باپادشاهانی که به جز داستان های چیزی به ما نرسیده است.
    تا کی بایداز این تفکرات کهنه و عقب مانده دست برندارنم.

    [پاسخ]

  90. ایران ویچ می‌گه:

    با درود فراوان

    دوست گرامی مسئله نژاد پاک توسط هیتلر و جبهه گیری علیه اسلام دو جستار جامعه شناسی است که ریشه در روانشناسی مردم دارد.
    دوست گرامی ما که نباید تاریخ پر شکوه کشور مون بخاطر سیاست و دعوای میان ادیان لگد مال کنیم
    ما حق این کار رو نداریم که تلاش هزاران سال تلاش و کوشش نیاکانمان رو به همین آسانی به زیر پای پانترکیست های تاریخ دزد و پان عربیسم هایی که به بهانه دین مبین اسلام با ما به مبارزه پرداخته اند بیاندازیم.
    این امانتی دست در دست ما و وما وظیفه داریم که به این تاریخ پر شکوه و بزرگ بیافزاییم و آن را به نسل های آینده انتقال دهیم.

    دوست گرامی آیا میدانستید همان آرم چلیپا و یا خورشید گردان که به اشتباه به آن صلیب شکسته می گویند و نازی های بی خرد از آن بعنوان نشان مسلم آریایی ها برا قتل عام مردم بی دفاع از آن سو استفاده می کردند سابقه دست کم هفت هزار ساله در ایران دارد و نشان مسلم آریایی ها می باشد و یادگار آیین مهر پرستی و محبت و دوستی بوده است!!؟؟
    حال اگر یکسری بی خرد نازی این نشان را مایه قتل عام خود می کنند ما باید تارخ مون نادیده بگیریم و علیه آن جبهه بگیریم!!؟؟ و یا آنکه به همه جهانیان بگوییم و بشناسانیم که این نشان ایرانی نشان دوستی و پیمان و مهربانی است آن هم در زمانی که دیگر اقوام مانند آشوری ها به قتل عام مردم کشورهای دیگر افتخار می کردند!!؟؟
    دوست گرامی تاریخ ایران همواره زیبا و دوست داشتنی است و هرگز فراموش نخواهد شد.
    مطمئن باشین که آینده تاریخ ایرا بسیار روشن است و روز به روز اسناد و مدارک تازه ای در این سرزمین پیدا می شود که ثابت می کند ساکنان کهن ایران همین آریایی ها بوده اند و آریایی ها به ایران مهاجرت نکحرده اند و بلکه وارون آن است یعنی اینکه آریایی ها از ایران به دیگر نقاط جهان مهاجرت کرده اند.و حتی فرهنگ سومری ها در میان رودان وابسته به تمدن آریایی ایران بوده است که دکتر جهانشاه درخشانی این جستار را در بزرگترین انجمن های دانشگاهی جهان اثبات کرده است که به زودی شاهد این جستار توسط دیگر مورخین خواهیم بود
    دوست گرامی شما می توانید با حفظ دین مبین اسلام به تاریخ پرشکوه کشورتون هم بعنوان یک ایرانی افتخار کنید و به روشن شدن مسائل تاریخی کشورتون یاری برسانید.
    دوست گرامی هرگز وارد دعواهای میان ادیان نشوید چون به هیچ نتیجه ای نخواهید رسید و به همه ادیان حتی دین و مسلک سرخ پوستان هم احترام بگذارید.
    با سپاس فراوان

    [پاسخ]

  91. mohammad می‌گه:

    سلام دوستان

    شاید الان این چیزا نباشه ولی گذشته …..
    داداش من ما به ایرانی بودن افتخار می کنیم ولی دلیل نمی شه هر چیزی که خودمون دوست داریم درست باشه
    (متون پهلوی، ج۲، ص۳۸۹ تا ۴۳۰)
    و این قسمت
    (زناشویی در ایران باستان، بمبئی، ۱۹۶۵٫ اشکال بزرگ این اثر و نوشته های مشابه آن بی دقتی در ارجاعات و پیش آوردن تعبیرات موهوم و انکار نص صریح آیات و اسناد و روایات است، و کسی نمی تواند آنها را جدی گیرد و فقط به صرف این که دشمنان ایرانیان بدانان چنین اتهاماتی زده اند، شواهد را نادیده بگیرد و یا متون را به دلخواه خود تعبیر کند) در عوض دانشمندان غربی چون ه. هوبشمان- جیمز دارمستتر- ل. سی. کازارتلی- اِ. کوهن- امیل بِنوِنیست- فردیناند یوستی- کنستانتین اینوسترانتسف- ک. بارتولومه- آرتور کریستن سن- ث. و. کینگزمیل- ل. ه. گرای و اِ. کرنمان با ادغام منابع زرتشتی و پارسی نوین در شواهد غربی موضوع ازدواج با محارم در ایران باستان را قطعیتر کردند.

    داداش من , مگه ممکنه کسی همه چیز اون (انسانهای معمولی و عامه)در حد کمال باشه پس چرا اصلا پیامبران اومدن
    اگه تاریخ پیامبران یهودی بخونی می بنی همین پیامبران بنی اسرائیل در اون زمان چیز دندون گیری نسبت به دانشمندان و علمای ما نداشتن) که خود این نشون دهنده تدریجی بودن تکامل عقل و فکر ادمیه
    برای این مسئله سه تا مدرک هست
    ۱٫ حدیث معرف پیامبر علمای دین من از پیامبران بنی اسرائیل هم بالاترن
    ۲ . حدیث معرف پیامبر سلمان فارسی از سلیمان نبی هم بالا تر است
    که خود افتخاری برای ایرانیان هست
    ۳٫حدیث معرف که پشت ۵۰۰۰ تومانی هم نوشته:)
    که پیامبر دست روی سر سلمان فارسی گذاشت و گفت اگه علم به سریا هم متصل باشد فرزندانی از پارس به ان خواهند رسید
    در کل داداش من زیاد حرس اشتباهات گذشته رو نخور که هم تو تاریخ ایران و هم تمام جهان چیزهای هست که چیزای خوبی نبود کمال در ان زمان با شرایط و پیشرفت و کمال فکری جایی برای تعصب بی جا نمی زاره ولی با این حال شاید بهترین تاریخ رو ایران داشته

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ آبان ۲۶م, ۱۳۹۰ ۹:۴۹ ب.ظ:

    محمد جان
    محمد جااااان
    مممممحمد جان ن ن ن ن ن ن
    باز دو پایی پریدی توی موضوعی که از آن چیزی نمفهمی .
    پسر عزیزم حرف بابا را گوش میدی؟
    نکن بابا نکن برای سلامتیت خوب نیست.
    کم از این حدیث های جعلی بلغور کن ، کسی میبینه آبروی من میره.

    [پاسخ]

    mohammad پاسخ در تاريخ آذر ۸م, ۱۳۹۰ ۲:۱۱ ق.ظ:

    سلام دادش من. اگه شما به جای نظرات همین مقاله رو می خوندی روت نمی شد این حرفا رو بزنی
    داداش برای من میل کردی که نفهمیدی حرام خدا رو حلال کردی بچه جان شما قران می خوندی نفهمیدی چرا خزر نبی یه بچه بی گناه رو جلوی چشای حضرت موسی کشت حتما نعوذ بالله خدا هواسش نبود تو قرانش این رو نوشته یا حضرت ابراهیم شانس اورد پیش تو نیومد مگنه می گفتی چرا پسرت رو سر ببری خدا حرام را حلال نمی کنه (حجاب هم از اول تاریخ واجب بود اینو برا خنده گفتم) داداش من. به جای حمله به عقاید دیگران سعی کن مطلب رو بخونی بعد تحقیق کنی داداش مشروب که مشروبه هیچ جای تاریخ حلال نبود که بعد حرام, بشه برای مریض دکتر تجویز کنه (نوعی خاص) به فتوای علما مشکل نداره دیگه چه برسه اموری که همه نسبی بوده و در گزر تکامل عقل ادمی واجب شد مثل حجاب و نماز و خردن بعضی از گوشتها و یا نخردن
    بعد عزیزم شما به من میگی حدیث جعلی می گی من اسرای بر درست بودن این حدیث ندارم چیزی که تا الان رای تاریخ دانها بر اون بده همنه که باز تو همین مقاله نوشه بعدش هم ابروی تو با دیدن این چیزا نمی ره با حرفهای که می زنی میره
    خدایا ما رو از میان رو ها قرار بده (انشاالله)

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ آذر ۸م, ۱۳۹۰ ۱۰:۵۶ ب.ظ:

    سلام
    جان خودم باز نفهمیدم سر و ته موضوعت چیه!
    با سند حرف میزنی اماکمی نمی توانی فکرت را سامان بدی باید بیشتر بنویسی(این نقد نیست حرفیست دوستانه).
    درباره جریان ، خضر نمی توانم قضاوت کنم چون جز آشنای هایمان نیست و بعضیا میگن این عمو همون اسکندر است .اما عمو ابی را کاملا اطلاع دارم که شیزو فرنی (فرنس)،یا اسکیزو فرنی(انگلیش) داره جان خودم هم مدرک دارم هم از سابقش کاملا اطلاع دارم پروندش مورد اخلاقی داره در کامنت های قبلی بهش اشاره کردم.
    در نزد ایرانیان از دوره باستان حجاب بوده چنان که تیموکلیس دریا دار یونانی وقتی می خواهد از یونان فرار کند و به دربار شاه ایران پناهنده شود خودش را در کجاوه ای همچون زنان اشراف ایرانی پنهان می کنه تا از مرز رد بشه، پس ریشه این بدبختی تاریخی است.
    جان عدادلم مشروب در دیگر ادیان آسانی حلاله همچون شیر مادر و به یاد پیامبرانشان می نوشند.در اسلام هم فکر می کنم در ماه ۱۷ هجرت ممنوع شد نه حرام.
    آخرین نکته ؛ قبل از ارسال نظرت یک بار بخوانش و جمله بندی هایش و کلمات را تصحیح کن بعد بفرست .آفرین
    قربانت ،دادشت که دوست عادله

    [پاسخ]

    mohammad پاسخ در تاريخ آذر ۱۲م, ۱۳۹۰ ۱۲:۴۱ ق.ظ:

    سلام دوست من
    اره ن هم قبول دارم تو ایران حجاب بوده من از نظر واجب دینی در دیگر ادیان گفتم
    در باره مشروب دوست من در باره حرام بودن مشروب در سوره بقره نوشته شده اونجا می تونی بخونی (جایی که علمایی اهل سنت و شیعه با هم اختلاف نظر شدید دارند )
    اره ادیان دیگه برای سلامتی می زنن بالا :)
    ولی این یک تغییر در دین هست از قدیم که حضرت مسیح (خدا ببخشه ) برای سلامتی امتش که نمی زد بالا
    تو خود داستان های حضرت موسی قبل از حضرت مسیح روایاتی هست
    که تو این اینترنت هم سرچ کنی پیدا می کنی مطالب کم نیستن
    نثر من هم خوب نیست چون تا حالا این توری بحث نکردم غلط املایی هم دارم چون یا فقط به کی برد نگاه نمی کنم یا به صفحه
    البته یکی از خانواده مون استاد دانشگاه تاریخ در دانشگاه شوشتر هست می خواد هم ادامه بده تا دکتراش رو بگیره من اون همش با هم بحث دریم :) ولی نه این توری
    راستی جریان خضر نبی خضر سه کار عجیب انجام داد که حضرت موسی نتونست جلوی افکارش رو بگیره و از خضر سوال جواب کرد گه چرا این کارها رو می کنی و شرط هم سفری با خضر رو که نباید سوال کنه رو زیر پا گذاشت و از هم جدا شدن و علت این کارها هم به موسی می گه که باز در قران هست
    داداش شرمنده من بحث حرفه ای شاید بلد نباشم ولی از هم صحبتی کسی که به من چیزی یاد بده لذت می برم(البته بدون حمله به عقاید هم)
    کوچیک شما محمد
    ممنون(اگه در صورت جواب مجدد نتونستم جواب بدم منو ببخش چون من کم میلم رو چک می کنم)

    [پاسخ]

  92. کوپال می‌گه:

    سلام خسته شدم از این همه کامنت ولی فک کنم خوبه.در اینکه ایرانی نژادپرسته شکی نیست داخل ایران فعلی این نژاد ها است تات ترکمن ترک کرد لر عرب بربر بلوچ فارس طبری (اگه بیشتر باشن من نمیدونم شرمنده) کدوم یکی از این نژادها دیگری را قبول داره؟ باور کنین ۸۰% مردم ایران فقط خودشونو قبول دارن تمدنهای قبل از هخامنشی ایران آتته ایلام کاسی گوتی لولویی ماننا و سومرها هیچ کدومشون بحث نمیشه اگر به تاریخ ۹۰۰۰ساله ی ایران نگاه کنیم فک کنم بهتر باشه نه اینکه فقط هخامنشی را بزرک کنیم تا به این عقیده برسیم که هیچ ایرادی نداشتن به خدا خیلی بده تمام محققین تاریخ نویسان روشنفکران دانشمندانو… میگن باید از تاریخ عبرت گرفت وبه عنوان تجربه ازش استفاده کرد وبه خوبیهاش افتخار کرد ولی ماها با هم جنگ میکنیم واینو فراموش کردیم اگه ایران در گذشته امپراطوری بوده فقط وفقط ۱دلیل داشته همه ی ایران متحد بودن هیچ نژاد ایران نه از نظر تعداد و نه از نظر علم ودانش نمیتونسته به نصف دنیا حکومت کنه چون متحد بودن تونستن فرمانروایی کنن در مورد مطلب اصلی هم باید بگم متاسفانه همه تاریخ نویسان به این موضوع اشاره کردن که کوروش با خاله ی خودش ازدواج کرده بود تا ماد ها باهاش متحد بشن و این واقعیته میدونم این حس نژادپرستی اجازهی قبول کردن اینو نمیده ولی اگر قرار باشه همه ی مطالب محققین که به نفع ایران نوشتن را قبول کنیم پس باید منکر ازدواج با محارم را قبول کنیم چون همین محققین میگن که بوده

    [پاسخ]

    شروین پاسخ در تاريخ آبان ۲۶م, ۱۳۹۰ ۳:۵۶ ب.ظ:

    باهات موافقم اونم بدجور

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ آبان ۲۶م, ۱۳۹۰ ۹:۴۲ ب.ظ:

    پهلوان کوپال
    کاملا با نظرات موافقم

    ۸۰% مردم ایران فقط خودشونو قبول دارن ، میشه نارسیسم و خود پرستی که یک افت بزرگه. اون نقد پژوهشگرانت را خیلی دوست داشتم. از اون راهکارت هم خوشمان آمد.
    بازم میگم کاملا با نظرات موافقم .

    [پاسخ]

  93. ramin می‌گه:

    جان خودم این کامنتYesterday بود اما انی اونو Today می نویسه و خبری از ایران ویچ نیست ومن کم کم نگران میشم اونم جای رفته که عادل رفته و امکان داره از این عمو هم خبری نشه و این عمو رامین باز در این لینک تنها بمانه .

    [پاسخ]

    انی کاظمی پاسخ در تاريخ آبان ۲۶م, ۱۳۹۰ ۲:۴۵ ب.ظ:

    اِنی ؟
    اِنی هر روز نظرات رو بررسی می کند و تایید می کند. نمی دانم مشکل در چیست ؟
    هیچ دیدگاهی حذف نمی شود جز آن نظراتی که حاوی کلمات رکیک و مستهجن هستند.

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ آبان ۲۶م, ۱۳۹۰ ۸:۴۶ ب.ظ:

    جناب انی کاظمی
    بحمد و قوه الهی مشکلی نیست، کمال تشکر را از زحمات شما نیز دارم،
    همیشه کار شما را ارج می نهم.
    خواستم با شما مزاحی کرده باشم.

    [پاسخ]

    بهمن سوشیانت پاسخ در تاريخ آبان ۲۶م, ۱۳۹۰ ۴:۴۰ ب.ظ:

    رامین چطوری
    خوبی
    مشتی اینجوری که تو این عادلو ایرانویجو ترکوندی معلومه برنمیگردن!!
    عادل گفت عرب ، زدی تو برجکش ایرانویج گفت ایران ، اونم زدی تو برجکش !!!
    تکلیف چیه ؟ گدوم وری ؟ اینوری یا اونوری؟ شایدم دو وری!؟؟!!!!
    من نژاد پرست نیستم ولی ایرانی بودنمو دوس دارم
    ترک لر کرد عربه هرکی تو خاک ایرانه ایرانیه
    چاکر همه
    راستی رامین به این انی بگو گاتها و خرده اوستا رو بزاره تو یه فایل ما دانلودش کنیم زبونمون مو دراورد هی گفتیمو جوای نداد!!

    [پاسخ]

  94. شروین می‌گه:

    به گفته ی استاد زبیح اله منصوری ازدواج با محارم در بین اشکانیان و ارامنه رایج بوده است

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ آبان ۲۸م, ۱۳۹۰ ۱۰:۳۶ ب.ظ:

    استاد ذبیح اله منصوری بیشتر داستان سرا بوده است تا پژوهش گر تاریخی.

    [پاسخ]

  95. بهمن سوشیانت می‌گه:

    رامین چطوری
    خوبی
    مشتی اینجوری که تو این عادلو ایرانویجو ترکوندی معلومه برنمیگردن!!
    عادل گفت عرب زدی تو برجکش ایرانویج گفت ایران اونم زدی تو برجکش !!!
    تکلیف چیه ؟ گدوم وری ؟ اینوری یا اونوری؟ شایدم دو وری!؟؟!!!!
    چاکر همه
    راستی رامین به این انی بگو گاتها و خرده اوستا رو بزاره تو یه فایل ما دانلودش کنیم زبونمون مو دراورد هی گفتیمو جوای نداد!!

    [پاسخ]

  96. ramin می‌گه:

    برای برشمردن ده ویژگی ایرانیان که باید به آن افتخار کرد ،ده روز وقت داری، تا ده سال هم قابل تمدیداست.
    دوست عزیز
    من یکی از بزرگترین آفت های که این آب و خاک را به این حد از فلاکت رسانده ، دین خویی ایرانیان می دانم و حاضر نیستم به خاطر جبهه گیری بر علیه اسلام به تاریخی استناد کنم که چند بار گفته ام ؛(نام خفت دهنده گان است وما خفت چشنده ) باید از تاریخ پر شکوه مردم گفت نه خفت دهندگان. شاهان ما قتل و غارتی که از کشور های همسایه کردن جای افتخار ندارد.
    دوست گرامی آیا میدانستید این ملت یک وقتی عکس حاکمی را در ماه می دیدند.
    برعکس نظر شمادوست گرامی تاریخ ایران همواره زیبا و دوست داشتنی نبوده و هرگز نیز فراموش نخواهد شد مگر برای عوام.
    دوست گرامی من نمی خواهم با حفظ دین مبین اسلام به تاریخ پرشکوه کشور م بعنوان یک ایرانی افتخار کنم چون برای روشن شدن مسائل تاریخی کشورم هیچکدام منو یاری نمی دهد.
    جان عادلم ،فلسفه ادیان از آن ابتدایش تا این انتهایش حالم را به هم میزننه و می ماند مدفوع انسان که اگه بهمش بزنی بوش بلند تر میشه به همین خاطر وارد این مسائل نمیشم، و برای هیچ کدامشان احترامی قائل نیستم ، اما بنظر وعقیده کسی هم کار ندارم و لی به نقد میکشمش تا دیدگاه دیگری هم را تجربه کنه.

    [پاسخ]

    کوپال پاسخ در تاريخ آذر ۱م, ۱۳۹۰ ۱۱:۱۴ ب.ظ:

    خیلی باهات حال کردم این اصلا افتخار نیست که شمشیر بکشی تا کشور گشایی کنی مردمو بکشی تا کتیبه بنویسی اینم میگم میدونم که خیلی ها مخالفت میکنن من چند سال جنوب ایران بودم با حاشیه نشینهایه خلیجی که میگن فارسه زندگی کردم اونا میگن تمام خلیج نشینها اینور اب وهم اونور اب عربن انصاف نیست که میگن خلیج فارس. حالا امریکاقشون قوی داره عراقو فتح کرده ۱۰۰۰سال بعد باید به عراق چی بگیم که شما عرب نیستین؟چون امریکا عراقو فتح کرده پس نژاد شما از اوباما است!!!!!!!!!

    [پاسخ]

    بهمن سوشیانت پاسخ در تاريخ آذر ۳م, ۱۳۹۰ ۲:۵۵ ب.ظ:

    نظر خنده داری بود
    کاری نداریم ایرانیا زور داشتن اوجارو گرفتن یا نه
    مهم اینه از وقتی این خلیج رو شناختن با نام پارس شناختن
    حالا چون مردم عربی دورشن بگیم خلیج عرب!!!!
    مث این میمونه که تو اسمت کوپاله مثلا بعد بری امریکا چون زبونت عوض شد بهت بگیم دیوید!! تو هویت و شناسنامت کوپاله پس تغییر زبان عوضت نمیکنه
    این خلیجم هویت و شاسنامش خلیج پارس هستش چون الان ادمای عرب زبان دورشن باید بشه خلیج عرب ؟ اگه مثلا هزار سال دیگه یه سری اتفاقای اجتماعی بیفته اعراب برن جای دیگه مثلا قوم و نژاد اسلاو بیان اینجا زندگی کنن باید اسمش بشه خلیج اسلاو ؟
    بیشتر فکر کن عمو جون کسی مجبورت نکرده نظر بدی وقتی چیزی نمیدونی

    [پاسخ]

    کوپال پاسخ در تاريخ آذر ۳م, ۱۳۹۰ ۱۰:۱۵ ب.ظ:

    من عمو جونت نیستم یادت نره. تو هم بدون که اون منطقه فارسا زندگی نکردن یعنی سرزمینشون نبوده هیچ یک از محققین به این اشاره نکردن ولی گفتن که فتح کردن اینم دلیل نمیشه که بگن خلیج فارس در ضمن من مشکلی با این اسم ندارم شما ومن هیچ کدوممون علامه نیستیم و تاریخ دان هم نیستیم فقط از کتابهایی که هست استفاده میکنیم که معلوم نیست چقدر به واقعیت نزدیکن ولی ۱فرقی باهم داریم من هیچ وقت به خودم اجازه نمیدم به شخصی که نمیشناسم بگم چیزی میدونی یا نمیدونی

    [پاسخ]

    بهمن سوشیانت پاسخ در تاريخ آذر ۴م, ۱۳۹۰ ۱۰:۴۷ ب.ظ:

    درود
    درست میگی تو اون منطقه فارسها زندگی نکردن
    ولی زندگی اعراب تو اون منطقه مال بعد از حمله وحشیانه عرب به ایرانه
    تو اون منطقه از روزگار قدیم خوزیها زندگی میکردن که نه سامی و عرب نژاد بودن و نه آریایی و پارسی بلکه نژاد خاص خودشونو داشتن ( رجوع کنید به ریشه عرب در خوزستان نوشته دکتر امیرحسین خنجی )
    بله عزیز جان ممکنه شما تاریخدان و علامه نباشی ولی من دانشجوی ارشد رشته تاریخ هستم
    به خودم اجازه دادم بگم درمرد چیزی که نمیدونی صحبت نکن بخاطر این حرفت : (((من چند سال جنوب ایران بودم با حاشیه نشینهایه خلیجی که میگن فارسه زندگی کردم اونا میگن تمام خلیج نشینها اینور اب وهم اونور اب عربن انصاف نیست که میگن خلیج فارس.))) این نظر شما بیشتر شبیه جک بود و جوابشم با یه مثال دادم و گفتم اگه مثلا هزار سال دیگه یه سری اتفاقای اجتماعی بیفته اعراب برن جای دیگه مثلا قوم و نژاد اسلاو بیان اینجا زندگی کنن باید اسمش بشه خلیج اسلاو ؟
    درضمن دعوا نداریم نه با شما نه با هیشکی اگه نظرم ناراحتت کرد معذرت میخوام
    در ضمن اگه دوس نداری عمو باشی مششکلینیست چرا میزنی !! همون رامین عموم باشه کافیه !!!! دوست دارم بدرود

    [پاسخ]

    کوپال پاسخ در تاريخ آذر ۸م, ۱۳۹۰ ۶:۱۵ ب.ظ:

    منم دوست دارم به هر حال در ۱کشور زندگی میکنیم ولی مشکل اینه که تاریخ خیلی خیلی ناقصه و پر از دروغ به هر حال موفق باشین دایی جون

    ramin پاسخ در تاريخ آذر ۱۲م, ۱۳۹۰ ۱۲:۰۴ ق.ظ:

    خوب عمو بی من گرایشت چیه؟
    کدام دانشگاه؟ نکنه هر روز چشمو توی چشم هم اما به جا نمی آوریم .

  97. ایران ویچ می‌گه:

    با درود فراوان
    دوستان نادانی که با عقده فراوان از آزمایش های ژنتیک دکتر مازیار اشرفیان بناب سخن می گویید و شبکه سیاسی بی بی سی را برای ما بعنوان سند رو می کنید و با نادانی تمام منشا جهانی به آن می بخشید و آنقدر با عجله و شتاب در سایت های ضد ایرانی به آن پر وبال میدهید بهتر بدونید این خبر را ما در سال ۲۰۰۹ می دانستیم و دوست گرامی جناب آقای سورنا فیروزی پاسخ دندان شکنی به این نادانانی که از حول حلیم می افتند تو دیگ داده است.
    دوست نادان ما اگر میدانستی با این بی خردی تون آب به آسیاب تاریخ دست کم ۱۰۰۰۰ ساله آریایی می ریزید هرگز اینگونه دست وپای خود رو گم نمی کردید عزیزم یخورده از عقلت البته اگر دارید بهره بگیرید

    [پاسخ]

  98. ایران ویچ می‌گه:

    آقا رامین گنده تر از شما رو ما از میدان به در کردیم شما که عددی نیستی
    ۱- مدرک‌هایی که اشرفیان بناب از آن‌ها بهره برده است:
    از اشرفیان بناب، سه نوشته درباره‌ی پژوهش‌های تبارشناختی( Ethological Studies) و ژنتیک جمعیت دیده‌می‌شود. دو نوشته که در سال ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ میلادی چاپ شده است، پژوهش بر روی گوناگونی ژنِ «گیرنده شبه اینمونوگلوبولین سلول‌های کشنده» و گسترش گوناگونی این گیرنده‌ها و «لیگاندهای HLA-C» آن‌ها در جمعیت‌های ایرانی است. و نوشته‌ی دیگر(سال ۲۰۰۷)، پژوهش بر روی شاخص‌هایی از ماده وراثتی میتوکندریایی(مادری) در نواحی HVI و HVII(دو ناحیه سودمند برای پژوهش های جمعیتی برپایه ژنوم میتوکندریایی یا مادری) انجام شده است.
    بنابراین این ادعای «اشرفیان بناب»، که سخن از پژوهش‌های شخصی خود برپایه «کروموزم پدری(Y)» در کنار وراثت مادری بر زبان آورده، از پایه و بنیان پوچ و نادرست است. حتا اگربه چنین کاری هم دست زده باشد، یک خط آن را به چاپ نرسانیده است و بنابراین سند این سخن؛ «بادِ هوا» است. از سویی دیگر، آنچه وی در نوشته هایش به دست آورده، همان سخن کهن نوشته‌های ملی ایرانیان است. سخنی که برپایه آن، نیاکان ایرانیان کنونی از دیرباز در این سرزمین زندگی می‌کرده‌اند و نخستین واحدهای سیاسی فلات را پدید آورده‌اند.
    «اشرفیان بناب» در نوشته‌ی سال ۲۰۰۷ خود، به این نتیجه رسیده است که فاصله‌های ژنتیکی میان جمعیت‌های گوناگون ایرانی، از نظر شاخص‌های «ماده ژنتیکی مادری»، بسیار کم بوده و همه‌ی ‌این جمعیت‌ها، از یک تبار می‌باشند. او در سخن‌هایش، ریشه‌ی مشترک این جمعیت‌ها را، «ساکنان ده هزارسال پیش عصر نوسنگی فلات» عنوان می‌کند. پس تا به این‌جا، او بر روی «وراثت پدری» هیچ کار علمی ‌انجام نداده است و تنها از راه «وراثت مادری»، به این نتیجه رسیده که همه جمعیت‌های ایرانی، ریشه‌ی ده‌هزار ساله‌ی یکسان با سرچشمه‌ی(:منشا) فلات ایران را دارند.
    ۲- بررسی‌های ژنتیکی بزرگان علمی جهان
    با نگاهی ساده به نتیجه‌های پژوهشگران بی‌هیاهو، درمی‌یابیم که سخن «اشرفیان بناب» پیرامون غیرآریایی یا هم‌راستا با گفتار وی، «غیر هندواروپایی»بودن نیاکان ایرانیان از هم‌خوانی و هماهنگی با علمی ‌دیگر مقالات برخوردار نیست. در واقع، آنچه آقای دکتر را به اشتباه (؟) انداخته، میزان توزیع فراوانی یک شاخص کروموزوم پدری ویژه جمعیت های هند و ایرانی- اروپایی خاوری به نام R1a است. «اشرفیان بناب» با دیدن این مساله که این «مارکر» در جمعیت‌های دربسته‌ی هندواروپایی هندوستان و نیز جمعیت های آسیای میانه و اسلاوهای خاوری اروپا، بالای ۵۰ درصد(۱) و در میان ایرانیان ۳۵-۲۰ درصد بیشتر نیست(۲)، پنداشته است که همین حدود از جمعیت ایران، آریایی بوده و باقی از تباری دیگرند و از آنجا که در مطالعه ایشان، در دودمان مادری جمعیت های ایرانی، ریشه یکسان دیده شده است، و نظر به این که همواره در مهاجرت ها و تاخت و تازها، جنسیت مهاجمان، مرد می باشد، از این رو، جمعیت اندکی هند و اروپایی به بومیان فلات حمله ور شده و این گونه، به میزان نسبت تعداد مهاجمان به بومیان، مارکر پدری به ژنوم نسل بعدی منتقل شده است. اما از آن جا که در نهایت، این آمیزش ها میان مردان مهاجم و زنان بومی صورت گرفته، دودمان مادری، برای نسل های بعدی، چه دورگه های مهاجم- بومی و چه زادگان خالص بومی، یکسان است و این یکسانی، همانی است که در مطالعات اشرفیان دیده شده. اکنون ببینیم که این پنداشت اشرفیان از درستی برخوردار است یا نه و این که آیا مطالعات مستند بزرگان، چنین فرضیه ادعا شده را تائید می کنند یا خیر؟
    از دید «دودمان پدری»: یکی از قویترین نظریات مربوط به خاستگاه پیدایش این مارکر، خاورمیانه است(۳) و با در نظر گرفتن این مساله که در این نظریه، آسیای میانه جدا از خاور میانه مطرح شده، بنابراین، کشورهای مورد نظر، ایران، عراق، ترکیه و کشورهای عربی زبان می باشند. از آنجا که از میان این کشورها، تنها ایران و شمال عراق، مردمان هند و ایرانی زبان از دیرباز تا کنون حضور پیوسته داشته اند، و این مارکر، همچنان د ر ایران به میزان بالایی دیده می شود، نزدیک‌ترین(:محتمل‌ترین) خاستگاه، ایران محسوب می شود. اکنون بایسته است تا دیرینگی پیدایش این مارکر از مارکر نیایش را به دست آوریم. با بهره گیری از یکی از دقیقترین فرمول های به کار رفته، زمان تقریبی پیدایش این مارکر، بیش از ۱۸۵۰۰ سال تخمین زده شده است.(۴) به عبارتی دیگر، مردمان هند و ایرانی- اروپایی خاوری، از جمله ایرانیان، بایستی پیش از هجده هزار و پانصد سال پیش در فلات ایران و مختصات کنونی کشور ایران بوده تا دارای این مارکر شده باشند. این یعنی حضور آریاییان از دیرباز در فلات ایران. اما خاستگاه کهن تر در کجا بوده است؟ این را مارکر نیایی R1a یعنی R نشان می دهد. خاستگاه این مارکر، آسیای میانه(شمال خاوری فلات ایران تا نزدیکی رود سیردریا یا سیحون) می باشد.(۵) زمان پیدایش تقریبی آن نیز ۳۴۰۰۰ سال پیش برآورد شده است.(۴) این یعنی، نیاکان آریایی های ایرانی، از دیر هنگام تا پیرامون بیست هزار سال پیش در آسیای میانه می زیسته اند و از نزدیک ۱۹ هزار سال پیش، در فلات ایران حضور داشته اند.
    اما یک نکته را نباید فراموش کرد که، همه آریایی‌ها نزدیک به ۲۰۰۰۰سال پیش از آسیای میانه درون فلات نشده‌اند. بلکه گروهی از آنان، همچنان در آسیای میانه ماندند و سرانجام درپی پیشروی فرجامین یخبندان(پیرامون ۱۰۰۰۰سال پیش) آن‌ها نیز به فلات سرازیر شدند. رخدادی که در نوشته‌های ملی ایرانیان چون فرگرد یکم از وندیداد نیز ثبت شده است.
    نکته باارزشی که از این داده بدست می‌آید، این است که، می‌توان علت فراوانی متغیر «مارکر R1a»، در جاهای گوناگون ایران و همچنین فراوانی پایین آن نسبت به دیگر جمعیت‌های هندواروپایی زبان را یافت. نیاکانی که میان کمتر از ۳۴۰۰۰سال تا بیشتر از ۱۸۵۰۰ سال پیش، از آسیای میانه، وارد ایران شده و در ایران می زیسته اند و نیاکانی از همان گروه که از همان خاستگاه، در ده هزار سال پیش (با پیشروی آخرین دوره یخبندان یا Wurm IV) وارد سرزمین های ایران شدند. به این صورت، گروه نخست، در زمان پیدایش مارکر R1a، درون فلات ایران(خاستگاه آن) بوده و در نتیجه، دارای مارکر R1aشدند، اما گروه دوم (با همان دودمان مادری)، پس از زمان پیدایش مارکر پدری یادشده وارد فلات شده و فاقد آن می باشند. و این که فراوانی این مارکر در جمعیت ایران، کمتر از دیگر هند و اروپایی ها می باشد، پاسخ ساده تری دارد، شمار هند و ایرانی- اروپایی های مهاجر در دور دوم مهاجرت (ده هزار سال پیش)، بسیار بیشتر از مهاجران دور اول (فرا هجده هزار و پانصد سال) بوده.
    از دید «دودمان مادری»: از دید «مارکر مادری HV» نیز داده‌های مارکرهای R و R1a تایید می‌شود. «مارکر مادری HV»، در میان هندوایرانی- اروپایی‌های خاوری، فراوانی بالایی

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ آبان ۲۸م, ۱۳۹۰ ۱۰:۵۱ ب.ظ:

    تو بمیری کسی دستتو نگیره آریایی ها را میبری تا بیگ بنگ، بابا بی خیال.
    توی تمام نقد های که از مطالبت نوشتم هیچ وقت با واژه ی بد از شما یاد نکردم.
    اما از نوشته های شتاب زده و بی ادبانه شما معلوم است بی منطق هستی و اگر سطح معلومات شما زیاد هم باشه ارزنی نمی ارزه جون نقد پذیر نیستی و یک جانبه به تحلیل مطالب می پردازی.
    دوست گرامی سواد ما اینقدر نیست این مطالب طولانی را تجزیه و تحلیل کنیم،سعی کن یاد بگیری در چند جمله کوتاه پیامد را انتقال بدهی تامخاطبت از نوشته های طولانیت خسته نشه .

    [پاسخ]

  99. ایران ویچ می‌گه:

    داشته و خاستگاهش، خاورمیانه می‌باشد. دیرینگی پیدایش آن نیز، نزدیک به ۲۵ هزار سال است.(۶)
    در یک جمع بندی، موضوع ساده ای که اشرفیان را دچار چنین برداشت اشتباه و فاجعه باری انداخته، این است که وی دارای پیش فرضی مبنی بر وجود گروهی با هویت هند و اروپایی در هزاره دوم پیش از میلاد در آسیای میانه و عدم وجود آن در فلات ایران است و بدین روی، تمام تخم مرغ هایش را در سبدی این چنینی چیده. در صورتی که تنها کافی بود اندکی به حوزه مطالعات خود (دستکم موضوعات ژنتیک جمعیت و نه تاریخی) گسترش می داد تا در می یافت که علت نبود فراوانی بالای مارکر شاخص هند و اروپایی ها ی خاوری در میان ایرانیان، وجود دو مرحله مهاجرت یادشده (آمدگان فرا هجده هزار و پانصد سال دارای مارکر پدری R1a و آمدگان ده هزار سال پیش بدون آن) بوده است و نه غیر آریایی و غیر هند و اروپایی بودن بیشینه مردم ایران. از دیگر سو، مطالعه بر روی STRهای اتوزومی و پژوهش های بزرگانی چون «کاوالی اسفورتسا» که به روشنی، نزدیکی بسیار زیاد ایرانیان را به دیگر مردمان هند و اروپایی زبان (چون یونانیان و دانمارکی ها) نشان داد،(۷) خود گواه هند و ایرانی- اروپایی بودن ریشه ایرانیان و آریایی بودن تبار آنان می باشند.
    ۳- بررسی‌های تاریخی
    از اشرفیان و مانند وی، چشمداشت برخورداری از دانسته های تاریخی را نداریم. هرچند که در همان غرب، کسانی که دست به مطالعات تبارشناختی می زنند، یا خود تا اندازه ای از آگاهی های تاریخی برخوردارند و یا از یک مشاور متخصص و آگاه به تاریخ بهره می برند تا بتوانند هم در گزینش نمونه های مورد آزمایش و هم در تحلیل نتایج، به اشتباه نروند. بایستی گفت که تفسیر آقای دکتر، حتی با هیچ یک از سندهای کلاسیک تاریخی تائید نمی شود. پارسیان به عنوان یکی از بزرگترین گروه های ایرانی در درازای تاریخ، بخش بزرگی از جمعیت ایران را تشکیل داده اند. از میان همین «پارسیان» (داریوش یکم و خشایارشا یکم)، چهار سند معتبر تاریخی وجود دارد که خود را از تبار آریایی دانسته اند:
    «اهورامزدا، که خدای آریاییان است…»(Cool
    «پسر ویشتاسپ، هخامنشی، پارسی، پسر پارسی، آریایی(آرئی یَ)، نژاد آریایی(آرئی یَ چیثرَ)» (دوبار در دو نبشته)
    «پسر داریوش شاه، هخامنشی، پارسی، پسر پارسی، آریایی(آرئی یَ)، نژاد آریایی(آرئی یَ چیثرَ)»(۹)
    با این تفسیر اشرفیان، یا داریوش هویت تباری خود و پارسیان را نمی شناخته و آقای دکتر، پس از بیست و شش سده، این اشتباه کهن را کشف نموده یا آنکه پارسیان به عنوان یکی از بزرگترین جمعیت های ایرانی، از تباری جدا با دیگر جمعیت های این سرزمین می باشند؛ آنچه مطالعات گوناگون و از جمله پژوهش شخص اشرفیان آن را رد می کند.
    این مساله درباره‌ی دو جمعیت بزرگ دیگر ایرانی نیز هم‌خوانی دارد. درباره «ماد»ها، «هردودت» نوشته است که نام کهن این جمعیت، پیش‌تر «آریان»(به توجه به آوای پارسی، آری یَ نَ) بوده است(۱۰) که خود گویای حقیقت ماجرا است. از سویی دیگر، در روزگار پارت‌ها(در اصطلاح اشکانیان)، نام «فرمانروای آریانا» بر روی سکه‌ی رسمی ‌اشک بیستم(گودرز) (۱۱) به عنوان نام رسمی‌کشور، به مفهوم فرمانروایی سرزمین آریایی‌ها دیده می‌شود. همچنین نوشته‌ی «استرابو» پیرامون به کار بردن نام «آریانا» بر واحد سیاسی یکپارچه سرزمین‌های فلات در روزگار پارتی‌ها(۱۲) و نیز سنگ‌نبشته‌های پارتی و یونانیِ مربوط به فرمانروایان نخست ساسانی که در آن‌ها، خود را فرمانروای سرزمین «آریاها» خوانده‌اند(۱۳)، استوارانه و روشن می‌گویند که این سرزمین، سرزمین مردمانی یکپارچه و هم تبار بوده و این تبار، دارای همان نام تاریخی‌ای است که داریوش آن را بر بیستون و نقش رستم حک کرده است. در کنار این موارد، از پژوهش‌های باستان‌شناسان و تاریخ‌دانانی چون «دکتر جهان شاه درخشانی»(۱۴) و «دکتر میترا مهرآبادی»(۱۵) که حضور باستان شناختی و استنادی دیرباز و پرشمار آریاییان در فلات ایران را بررسی کرده‌اند، نباید چشم‌پوشی کرد.
    این‌که آب‌وهوای فلات ایران نزدیک به ۵۲۰۰سال پیش، از پربارانی، روبه خشکی‌ نهاده و بنابراین، پیش از این زمان(یعنی همان ۱۸۵۰۰سال و ۱۰۰۰۰سال پیش)، دلیلی برای مهاجرت (برای یافتن خوراک و گریز از سرما)، از آسیای میانه به فلات وجود داشته، ولی پس از این، به دلیل خشک‌بودن این سرزمین، دیگر منطقی برای گزینش ایران به جای استپ‌های شمالی دریای کاسپین برای مهاجرت وجود ندارد، از دیگر علل بی‌منطق بودن و نادرستی باور به رخدادِ مهاجرت در زمان کلیشه‌ای ۴۰۰۰ سال پیش می‌باشد. بنابراین محور بنیادین اشتباه آقای «اشرفیان»، ورود و آغاز مهاجرت آریایی‌ها با پیش فرض چهارهزارسال، می‌باشد.
    نتایج آزمایش‌های اشرفیان درست می‌گویند: «ایرانیان، وارثان هم تبارِ ساکنانِ ‌۱۰۰۰۰سال پیش عصر نوسنگی فلات ایران می‌باشند». اما تفسیرِ شخصی اشرفیان نادرست است؛ هویت این مردمان، همان «آریایی»‌هایی است که او همچنان در آسیای میانه، سر درگم آنان است.

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ آبان ۲۸م, ۱۳۹۰ ۱۱:۰۵ ب.ظ:

    همچنان که در بالا اعلام کردم وراجی نشانه حقانیت یک موضوع نیست،
    عزیزم زیاد مهم نیست کی آمده اند یا صاحب خونه بودند ، مهم این است که به چی افتخار میکنی؟؟!! چه چیزی برای افتخار وجود دارد؟
    این یک سئوال از شماست، بگید تا ما هم عین شما چشمهایمان را ببندیم و رویا پردازی کنیم.
    برای اون چیزها هم ده روز وقت داری، تا ده سال هم قابل تمدیداست.

    [پاسخ]

  100. ایران ویچ می‌گه:

    با درود فراوان به ایران دوستان گرامی
    آقای رامین شما که اینقدر از گفته های شبکه بی بی سی ذوق زده شده بودی و مانند دیگر دوستان پان عربیسم و پانترکیسم تون دست و پات گم کرده بودی هر وقت دوست داشتی فقط لب تر کن تا منابع نوشته های کارشناس دانش ژنتیک جناب آقای سورنا فیروزی را برات بنویسم.
    البته اگر تو حالت نمی خوره متن مقاله ایشان به راحتی آب خوردن در اینترنت در دسترس است.
    پروفسور خرد خوب چیزی پیش از اینکه اینگونه عقده وار برای ما از دانش ژنتیک سخن بگی یخورده دور و برت نگاه کن ببین چه خبر بعد ساز ذوق زدگیت رو کوک کن تا تو حالت نخوره.
    البته دست شما و دیگر دوستان بی خرد و عقد ه ای درد نکنه چون با این کارتون شناساندن تاریخ دست کم ۱۰۰۰۰ ساله آریایی ها در ایران را برای مردم آسان تر می کنید.
    پاینده باد ایران سرزمین همیشگی آریایی ها

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ آبان ۲۸م, ۱۳۹۰ ۱۱:۱۳ ب.ظ:

    پاینده باد خرد گرایی
    پاینده باد انسان گرایی
    بی خیال نژاد پرستی
    بی خیال تعصب کور
    اگه عادل الان اینجا بود می دادم حالت رابگیره.
    عادل
    عادل
    عادل کجایی؟داداشت را کشتند.

    [پاسخ]

    سعید پاسخ در تاريخ آبان ۲۹م, ۱۳۹۰ ۱۲:۲۶ ب.ظ:

    دوست عزیز من

    بر عکس خیال باطل تعدادی از دوستان این سرزمین هیچگاه آریایی نبوده و نیست و نخواهد بود کافیست مقداری از توهمات و احساسات مالیخولیایی خود بیرون بیاییند و دست از کپی کردن مقالات اینترنتی و ارسال آنها به عنوان کامنت در این سایت بردارند و گشتی در سرتاسر ایران کنونی خودمان بزنند و ببینند که چند در صد از مردم ایران را ترکها و بلوچها و ترکمنها و عربها و دیگر اقوامی که زیر مجموعه نژاد ساختگی آریایی آنها نیستند تشکیل میدهند .
    کافیست به تاریخ ایران نگاهی گذرا بیندازند تاببینند که ترکها و دیگر اقوام ایرانی چقدر در تاریخ باشکوه ایران نقش داشته اند و چقدر به تاریخ این سرزمین خدمت کرده اند از سلبسله های غزنوی و خوارزمشاهی و سلجوقی وصفوی و افشارو قاجار که چندین قرن بر ایران حکومت میکرده اند یادی بکنیم یا از دانشمندان و شاعران ترک ایرانی یادی بکنیم خواهیم دید که نظریه های نژادی آقایان هیچ تطابقی با این امور ندارد .
    علیرغم کهنه شدن و از مد افتادن نظریات نژادی که محصول وارداتی پیشقراولان اروپایی است هنوز هم دوستانی اصرار دارند تکنیکهای وزارت فرهنگ آلمان نازی و دکترین و نظریات گوبلز و هیملر و هیتلر در مورد نژاد آریایی را به خورد مردم ایران بدهند .
    زمانی نظریات ورود آریایی ها از سیبری و شمال یا جنوب روسیه به ایران در بورس بود اما جدیدا دوستان آریایی که متوجه شده اند که بایستی نظرات خود را آپدیت کنند به نظریات جدیدی دست یافته اند و آنهم اینکه آریایی ها از جنوب یا شمال روسیه به ایران نیامده اند بلکه مردم ایران از ابتدا آریایی بود ه اند و تمام مردم آریایی از ایران به دیگر جاها مهاجرت نمو ده اند ( امریکا در چه فکریه ایران پر از آریاییه)
    البته خوشبختانه باطل بودن نظریات هم که هیچگونه سندیت تاریخی یا اثبات علمی امروزیندارند برای همگان روشن است اما دوستان آریایی پرست ما آنقدر به این در وان در میزنند تا نظریات خود را به دیگران تحمیل کنند .
    متاسفانه نژاد پرستی بیماری بسیار خطرناکی است که ممکن است حتی خود فردی که به آن گرفتار است از وجود آن بی خبر باشد و خود را نژاد پرست نداند .
    دوست عزیز من رامین
    نگران نباش چرا که این تئوریهای نژادی و اریایی گرایانه مانند داروهای تاریخ مصرف گذشته کهنه و بی اثر بوده و بی اثر بودن انها برای تمامی جهانیان خصوصا نسل جوان ایران امروزی روشن و معلوم است بگذار دوستان نژادی ما هم در نشئه امیال و آرزوهای نژادی خودشان باشند چرا که صبح نزدیک است .

    درود بر رامین
    درود بر عادل
    درود بر انسانیت و عدالت و برابری
    مرگ بر نژادپرستی و برتری نژادی
    مرگ بر دگماتیسم و افسانه سرایی

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ آذر ۳م, ۱۳۹۰ ۹:۳۰ ب.ظ:

    دوست گرامی
    سعید جان
    همان راهی را می روید که ایرانویچ میرود و یک جانبه اظهار نظر میکنید.
    بی شک تاثیر آریایی ها را بر تاریخ فرهنگی واجتماعی جهان نمی توان انکار کرد.
    ما فقط به قول شما ، توهمات و احساسات مالیخولیایی را نمی پذیریم اما واقعیت وجود آریایی ها را نمی توان نادیده گرفت.
    من اگر بعضی از نوشته های ایرانویچ را نقد میکنم بخاطرت عصب کور در نوشته هایش است که مرا متاسف می کند با این همه معلوما ت چرا اینگونه فکر میکنند.

    [پاسخ]

    سعید پاسخ در تاريخ آذر ۵م, ۱۳۹۰ ۳:۱۱ ب.ظ:

    دوست عزیز
    از نقد شما متشکرم ولی منظور بنده این بود که نژادی که امروزه بعنوان آریا نامگذاری گردیده در واقع بر اساس نظریات و مجموعه بندی و گروه بندی نژادی تعدادی از اروپاییان نامگذاری گردیده است و فقط بر اساس تشابه زبانی تعدادی از مردم ساکن اروپا و ایران و هند ساخته شده و نژاد بدیهی مانند نژاد ترک یا عرب یا ارمنی و غیره نیست اینکه میگوییم آریاییها در واقع بحثی را شروع کرده ایم که همواره ابهام انگیز خواهد بود ودایره بزرگی به دور تعداد زیادی از نژادها میکشیم که ممکن است هر کدام از انها به طور جداگانه دارای فرهنگ و زبان و اداب و رسوم و خرده فرهنگهای مجزا از هم باشنداینکه در تعدادی از کتب قدیمی یا در کتیبه ها نیز تعدادی از پادشاهان خود را آریایی نامیده اندهم کمکی به حل کردن ابهام و پیچیدگی مسئله نژاد آریا نمی کند در واقع تقسیم بندی نژادها به گروههای زبانی آریاییها یا سامیها فقط جهت تقسیم بندی و شناسایی آنها جهت مباحث زبانشناسی بوده است
    اگر منظور شما دوست عزیز از نقش آریاییها در تاریخ جهان همان مردمی است که بعدها در این مجموعه زبانی جای گرفتند با شما موافقم اما اینکه نژاد آریا نژادی بدیهی که دارای آداب و رسوم وزبان و فرهنگ و تاریخ و خاستگاه مشترک باشند برایم پذیرفتنی نیست .
    در مورد تاثیر اقوام گوناگون بر تاریخ و فرهنگ جهانی نیز باید این نکته را اضافه کنم که تمامی نژادها در تاریخ جهانی سهم دارند چه نژادی که امروزه آریایی نامیده میشود و چه نژادهای سامی و حامی و زرد و سلتی و غیره و اینکه نژادی را زا نژاد دیگر بالاتر بدانیم نابخردانه و بدور از عقل و منطق است چرا که هر مجموعه نژادی با توجه به محدودیت زمانی و محیطی و تاریخی خود در تکوین فرهنگ بشری نقش داشته است اینکه بگوییم آریاییها نژاد برتری بوده که در ایران و هند و اروپا بهترین و بالاترین دستاوردهای علمی و فرهنگی و هنری را برای بشر به ارمغان آورده است یا اینکه آریاییها را در ایران سرآغاز و نقطه پایان تاریخ فرهنگ و هنر ایرانی بدانیم سخت به بیراهه رفته ایم .
    من با هیچ نژاد و زبان و فرهنگی دشمنی ندارم اما باکسانی که فکر میکنند چون به مجموعه نژادی یا زبانی خاص تعلق دارند بهتر از دیگران هستند سخت مخالفم ( البته مخالف بودن هم به معنی احترام گذاشتن به رای آنها نیست ) اما اینکه بتی بسازیم و با آن بت دیگران را زیر پا بگذاریم و له کنیم بسیار غیر منطقی خواهد بود
    در آخر هم این نکته را اضافه کنم که تاریخ جهانی مدیون تمامی اجناس و نژادهای بشری بوده و هست و امروزه هم در دهکده جهانی تمامی اقوام و نژادها شرکت خواهند داشت و تفاخر و برتری بر اساس نژاد دیگر معیارسنجش نخواهد بود هر چه که باشی باش ترک یا فارس یا عرب یا بلوچ یا آریایی و سامی و غیره چندان مهم نیست مهم خدمتی است که به فرهنگ جهانی و دهکده جهانی خواهی کرد .

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ آذر ۵م, ۱۳۹۰ ۱۰:۲۹ ب.ظ:

    سعید جان
    کاملا با نظر شما موافق هستم. گفته هایت کاملا منطقی و علمی است.

  101. ramin می‌گه:

    سلام
    قربانت
    جان خودم از تمام اینهای که ایران ،ایران می کنند ایرانی تر هستم و عرق ملیم بیشتر است از کسانی که از روی احساسات ، دم از وطن پرستی میزنند.
    اما دوست ندارم قتل و غارت شاهان ایرانی را ،تاریخ ایران بدانم و خواهان نقد آن هستم.
    در جستجو این سایت سرچی بکن احتمال داره قبلا گذاشته شده باشه،یحتمل اگر انی این کتاب را داشته باشه و بخواهد در سایت قرارش بده کمی وقت لازم داره تا ساز وکارش مهیا بشه. اگه بعد از چند وقت خبری نشد توی کتاب هام پیداش میکنم و به طریقی برات میفرستمش.

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ آبان ۲۸م, ۱۳۹۰ ۱۱:۲۹ ب.ظ:

    این کامنت بالا مال عمو بهمن (ابتین)است اما راهشو گم کرده اما اینجا ، سریع آمدم تا کسی صاحبش نشده اعلام کنم صاحب داره.

    [پاسخ]

    بهمن سوشیانت پاسخ در تاريخ آبان ۳۰م, ۱۳۹۰ ۹:۴۵ ب.ظ:

    داداشم رامین
    سلام
    دیر اومدی ولی مثل شیر اومدی ! اگه بتونی خودت گیر بیاری واسم مخصوصا یشتها رو ممنونت میشم کارت بیسته داداشم
    یه نگته درباره ایرانویج
    عزیزم معلوماتت بالا هستش درست . زیاد مطالعه میکنی و منبع داری درست. اما اخلاقو باختی
    رامین بهت توهین نکرد فقط جواب کامنتاتو داد حتی باهات شوخی کرد ولی شما مخصوصا اونجا که گفتی گنده تر از تو فلان کردی تو که چیزی نیستی حال نکردم باهات. اینجا همه باهم رفیقیم
    حتی اون عادل متحجر هم با وجودی که ۱۰۰% باهاش مخالفیم ولی از دوستا و هموطنامونه

    دوستان دیگه هم بیان نظرشونو بدن کسی نمیگه نظر ندین اینجا تنها جاییکه به لطف انی جون آزادی بیان وجود داره ولی توهین به همدیگه نکنید نظر هرکسی واسه شخص خودش قابل احترامه پس انسانیت حکم میکنه که به نظر و شخصیت همه احترام بزاریم و با احترام مناظره کنیم

    قربون همگی بهمن

    [پاسخ]

    بهمن سوشیانت پاسخ در تاريخ آبان ۳۰م, ۱۳۹۰ ۹:۵۱ ب.ظ:

    راستی رامین تو فروم سایت هم فعالی یا فقط تو این پست میشه پیدات کرد ؟

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ آذر ۳م, ۱۳۹۰ ۹:۳۹ ب.ظ:

    جای دیگری نیستم ،فقط حال میکنم آمار این پست را بالا ببرم، سرم خیلی شلوغه اگه انی زحمتش را نکشید دنبالش می گردم .

    [پاسخ]

  102. ایران ویچ می‌گه:

    ۱) آقا رامین و دوستان گرامی تون شما هرگز نمی توانیداز روش دانش با من در بیا فتید.
    ۲) شما تنها به سفسته گویی های خودتون می پردازید پس کی می خواهید اسناد تون رو ارائه کنید !!!!؟؟؟؟؟
    ۳) گفتک که خیلی بزرگ تر از شما رو مانند شاگردان آن تاریخ نویس نادان (انصر پور پیرار= ناصر بنا کننده) از میدان به در کردیم شما که جای خود دارید عزیزم راستی کاشکی خود بزرگتون اقا ناصر هم تو این بحث ها شرکت می کرد واقعا حیف
    ۴) پس اسناد ژنتیک تون چی شد!!!؟؟؟ همون که آقای مازیار اشرفیان بناب تو شبکه بی بی سی لطف کردن و ارائه دادند!!!؟؟؟ اسنادت فقط همون بود!!!؟؟؟ اون که استاد سورنا فیروزی با خاک کوچه یکی کرد
    ۵) پروفسور سفسته اگر از دانش واقعی ایرانیان باستان می خواهی کلی گری نکن همانگونه که ابتدا گفتم دانه به دانه از ریاضیات گرفته تا موسیقی بحث و شروع کن تا حسابی آگاهت کنم برای شروع بد نیست بری نظر محمد خوارزمی را در مورد واژه (هندسه) بخونی حتما پاسخش رو برای ما هم بفرست تا با هم به گفته های نا بخردانه شما بخندیم

    [پاسخ]

    بهمن سوشیانت پاسخ در تاريخ آذر ۱م, ۱۳۹۰ ۱۲:۳۲ ق.ظ:

    درود بر همه
    درود بر ایرانویج
    داداشم من نظرات شما و رامین و همه رو میخونم و احترام میزارم
    دوست عزیز شما اطلاعات خوبی داری و اطلاعات خوبی میدی
    من از مقاله شما مخصوصا مبحث ژنتیک استفاده کردم
    اما بهتره بجای حریف طلبیدن اطلاعاتمونو بریزیم وسط و استفاده کنیم
    من خیلی جاها با رامین اختلاف سلیقه دارم اما دوسش دارم چون بچه با منطق و با ادبیه
    شمام اطلاعاتتو بریز وسط با همون هندسه شروع کن ماهم استفاده میکنیم
    ولی خط و نشون و دری وری جاش اینجا نیس اینجا یه سایت فرهنگیه

    از رامین عزیزم هم میخوام کمافسابق با حوصله ادامه بده .

    دوستان خواهشا موقع تایپ کامنت و ارائه نظر ادب رو فراموش نکنید و حرمت این سایت تاریخی فرهنگیو حفظ کنید

    قربان همگی . بهمن
    بدرود

    [پاسخ]

    جواد پاسخ در تاريخ آذر ۱م, ۱۳۹۰ ۸:۵۸ ق.ظ:

    دوست گرامی
    ممکن است نام چندتا دانشمند معروف ایرانی وآریایی قبل از اسلام به علاوه انجازات علمیشون رو برای ما بفرستی که ما هم بدونیم ؟؟
    حالا رشته علمیشون زیاد مهم نیست ریاضیات باشه یا شیمی یا نجوم و یا زیست شناسی فقط خواهشا اسامیشون رو روی کامنت بفرست که ما که یه مقدار سوادمون کمه و در ضمن آریایی هم نیستیم و نخواهیم بود اسامیشون رو یاد بگیریم ؟؟

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ آذر ۳م, ۱۳۹۰ ۱۰:۱۴ ب.ظ:

    دوست گرامی
    دنبال در افتادن با شما نیستم و بحث ما منطق و فلسفه است.
    من هر چند پور پیرار را قبول ندارم اما وقتی مسئله ای را مطرح می کنند که تا حالا به فکر من نرسیده است و چند تا علامت روی سرم ایجاد میکنند این موضوع به خاطر شخصیت او انکار نمی کنم.
    این حالت را که شما نسبت به نژاد آریایی دارید من ده سال پیش پشت سر گذاشتم .
    اون چیزی را که باید به دنبالش باشیم در حال حاضر نژاد پاک نیست ،باید ریشه تاریخی این موضوع ، به قول گاندی چرا ؟!
    این ملت تاریخ ساز؛ گدای را قناعت ،بی عرضگی را صبر و با تبسمی این حماقت راحکمت خداوند می دانند.
    شما به هیچ عنوان نخواهید توانست با علَم کردن نژاد این موضوعات را لا پوشانی کنی چون در گذشته نیز این موضوع آزمایش شده و جواب نداده است.
    در اصل اگر در مقابل حرفهاتی جبهه میگیرم به خاطر این است که اگه این ملت مقداری از فرهنگ را که در رویا می پروراند داشت سر انجامش این نبود.
    به یزدان اگر ما خرد داشتیم/ کجا این سر انجام بد داشتیم

    [پاسخ]

  103. فرید می‌گه:

    باسلام به همه دوستان.تقریبا یه خط درمیون نظرات رو خوندم. بعضی ها منصف .وبعضی هم در نهایت دشمنی با ایرانو” ایرانی” و نیاکان صحبت میکردند. عربها به ایران حمله کردندوهنوز که هنوزه با ایرانو ایرانی دشمنی دارند. خب به نظر شما کدوم عقل سلیمی قبول میکنه که از عربها متنفر نباشه؟ کسی به نام رامین که معلوم نیست اصلا کدوم وریه.بیشتر میاد دشمنی باشه در لباس میش. باید از اینجور افراد ترسید .نمونشون زیادند در گوشه وکنار دنیا. آخه یکی نیست بهش بگه چی داری میگی زمان ۲۵۰۰ سال بیشتر داره از اون زمان مگذره خودتو خیلی نسبت به مردمان اون دوره برتر میبینی؟ خب این که طبیعیه. وگرنه علم ژنیتیکو بردی زیر سوال .پس باد به غبب ننداز وگذشتگانتو زیر سوال نبر. اگه اشتباهاتی هم بوده که خب صد البته هم طبیعی بوده(کمااینکه الان هم هست)نباید نیاکان خودمونو اینطور تحقیر کنیم. دنیا به کوروش افتخار میکنه اونوقت بعضیا حتی عارشون میاد بگند ایرانی هستیم.بعضیا یا کلا با هر چی که دیگران میگند مخالفند به خوبو بدشم کار ندارند.بعضیام شیفته غربو ارپا هستندو هر کاریکه اونا میکنند یا هر حرفی که میزنند درسته و خودشونو پشت اونا قایم میکنند. فکر میکنید چرا تندیس کوروشو در پارک المپیک استرالیا نصب کردند؟ چرا؟ فقط خائینین هستند که تیشه بر داشتند در لباس دوستی تیشه به ریشه میزنند. دینو مذهب رو وسیله دفاع خود میدانند. شعر موسی شعبان را حتما همتون خوندید. چوپانی که خداونرا با موی بلند ….. تصور میکرد.باقی داستانو میدونید خودتون. مهم نیست که زمان کوروش طبیعتو پرستش میکردند یا زرتشتو. مهم این بوده که اون عادل بوده ” وهزارو یک خصوصیت خوب دیگه که فقط وطن فروشا وعقلهای کوچک قادر به فهمش نیستند. ببینم تویی که احساس کار درستی میکنی دین محمد(ص) رو کامل انجام میدی؟ یا زرتشتتو؟ با خودت رو راست باش . بنده خودم مسلمان هستم وشیعه. اما این اصلا دلیل محکمی نیست که نیاکان خودمو زیر سوال ببرم. حتما بعضیارو دیدید که وقتی یه معتادو میبینند شروع میکنند به مسخره کردنش. غافل از اینکه اگه اون هم اگه تو شرایط خانوادگی اون طرف بود چه بسا بدتر از اون معتاد میشد. حال عاقلان این حرف بنده رو بسطش بدند به ۲۵۰۰ سال پیش.

    [پاسخ]

    بهمن سوشیانت پاسخ در تاريخ آذر ۱م, ۱۳۹۰ ۱۲:۴۲ ق.ظ:

    درود بر شما
    منم مثل شما عاشق تاریخم و نیاکان هستم
    اما یه چیزی
    اون شخصی که تو ایران زندگی میکنه و اینجا به دنیا اومده اما نژادش عربه مگه تقصیر دشه? مگه خود خواسته عرب یا هر نژاد دیگه ای باشه?
    گیریم که اجدادش کور مارو تاراج کردن این درست. اما این بدبختی که الان داره اینجا زندگی میکنه ثقصیرش چیه? نژادپرستی رو بزاریم کنار. ما هممون انسانیم
    به انسان بودن هم احترام بزاریم. فارغ از رنگ و زبان و نژاد و دین، به هرکی بخاطر انسان بودن و بنده اهورامزدا بودنش احترام بزاریم

    بهمن

    [پاسخ]

    بهمن سوشیانت پاسخ در تاريخ آذر ۱م, ۱۳۹۰ ۱:۴۶ ق.ظ:

    راستی یادم رفت بگم
    ایرانیها طبیعت پرست نبودن . این باور غلطیه که فکر میکنم قبل از زردشت ایرانیها میترا پرست یا طبیعت پرست یا هرچیزپرست دیگه بودن
    یه اخه دینی داریم به اسم هوشنگی. مثل شاخه ابراهیمی.
    هوشنگ پیامبر اریاییها بوده قبل از مهاجرت و البته اون شاخه که بعدها وارد ایران شدن.(شایدم هوشنگ فقط پادشاه بوده و پیامبر نبوده و شخصی تو دوره پادشاهی هوشنگ به رسالت رسیده و چون اسمشو نمیدونیم با نام هوشنگ میشناسیم.. الله و اعلم) دیی که قران با نام مجوس (مگوس . مغ) میشناسه از همین زمان شروع شده.
    بعدها زردشت به رسالت میرسه و همین دین رو با چارچوب نو به قول امروزی اپدیت میکنه. و در دوره ساسانی که باورهای زروانی و ثنویت وارد بهی دین شده بود پیامبر بعدی ظهور میکنه برای دین بهی یعنی مزدک
    برای بهتر فهمیدن اینجوری باید بگیم که نوح و ابراهیم و غیره ایین اسمانی داشتندو اولین پیامبران برای کردم بدوی بودند. هوشنگ هم اولین پیامبر مردم ابتدایی اریایی بود. از اون ور موسی میاد و ایین قبلس رو که به وسیله ابراهیم اومده بود رو اپدیت میکنه وپیامبر رسمی یهود میشه. بالطبع تو خاور هم زردشت میاد و دین هوشنگیو اپدیت میکنه و پیامبر بزرگ و اصلی اریا میشه. باز از اونور دین توسط مردم سامی به انحراف کشیده میشد،امثال داوود و یوشع و بلعام و عذرا و… بعد از مرگ موسی میان و به عنوان پیامبر ،اقوام سامی رو هدایت میکنن اما شریعت جدید نمیارن بلکه اموزه های موسی رو یاداوری میکنن . در مملکت اریا همهمین وظیفه بر دوش مزدک بود که وقتی در زمان ساسانیان باورهای زروانی و ثنویت وارد دین میشه و موجب تحریف دین داشته میشده ،مزدک به رسالت میرسه تا دین بهی رو و اموزه های زرتشت رو یاد اوری کنه
    . شریعت جدید نمیاره بلکه همون دین زرتشتی رو احیا میکنه. البته به تو این راه شهید میشهاما موفق میشه اموزه های زردشتو یاد اوری کنه. اگه امروز زردشتیها مرده هاشونو دفن میکنن، دهان بند نمیبندد(زرتشتیها در نیمه دوم پادشاهی ساسانیمرده هاشونو در جاهای مخصوصی مینداختن تا حیوانات اونارو بخورن و تجزیه بشن چون بنا بر اعتقادات انحرافیشون دفن مرده خاکو نجس میکرد همینطور چون هوارو مقدس میدونستن برای نجس نشدن،اون پوزه بند میبستند) از ثنویت جدا شدن و خدای واحد اهورامزدا رو افریننده همه چی میدونن بخاطر وجود مزدک هستش.
    قربان همگی . بهمن
    بدرود

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ آذر ۳م, ۱۳۹۰ ۱۱:۱۸ ب.ظ:

    فرید جان
    قرارنیست ورم معلوم بشه. دشمن را نیز با سلاح دستانش میشناسند.
    تنها صحبت من این است که حتی در غرب نیز قهرمانان اساطیری و اسطوره های خود را نقدمی کنند و از آن ها بتی نمی سازنند که بر سر آنها واژگون بشه.
    کجا بنده در پی تحقیر کردن گذشتگان بودم ،تنهاگفته من این است غلو نکنید.حقایق را بیان کنید.
    الکی بدون وجود فرهنگ غنی نمی توان فرهنگ متزلزل اسلامی را منکوب کنید.
    بنده فلسفه هیچ یک از مذاهقب را قبول ندارم، و وقتی هم به کوروش کبیر فکر میکنم ، حرکت های او را تجزیه و تحلیل میکنم نه آنچه را که درتاریخ نوشته اند چنانکه در لینک های پیشین بعضی از اشتباهات او را گوشزد کردم.

    ما ایرانیان ، ملتی غافل … بی شهامت، و فاقد عقل سلیم بوده ایم و هستیم. زیرا ، هر آنچه را میشنویم ، می پذریم، بدون آن که حتی خوانده باشیم و یا کوچکترین تلاشی برای کشف و صحت مطالب کرده باشیم.

    [پاسخ]

    فرید پاسخ در تاريخ آذر ۹م, ۱۳۹۰ ۴:۱۵ ب.ظ:

    آقا رامین سلام.باور کن من هنوز نمیتونم بفهمم که شما کدوم طرفی. یه جا میای میگی کلی کتاب معرفی میکنی واز کوروش وگذشتگان فلانو بهمان میگی. جای دیگه میگی کوروش کبیر دوباره جای دیگه میگی من خودم تجزیه تحلیل میکنم به نوشته های تاریخ کاری ندارم. من فکر میکنم کلا ادم مخالفی هستی. در ضمن اصلا حق نداری راجع به دیگران اینطور نظر بدی که ما ایرانیها فاقد عقل سلیم بوده وهستیم. یا بی شهامت. طبیعییه که همه تاریخ نمیخونند. اکثر کسانی هم که اطلاعات خوبی دارند .یا خیلی عاشق تاریخند یا رشته تحصیلیشون اینه. بنابرین به عنوان مثال اگه اطلاعات ناچیزی از گذشتگان داشته باشیم بیایم برای دوستمان یا هر کسی که حالا زیاد فرصت خوندن تاریخو نداره یا به هر دلیل دیگه …تعریف کنیم .طبیعیه که اونام باور میکنند. به چه دلیل به راحتی دیگرانو زیر سوال میبری؟ تو کامنتهای دیگه تم دیدم در نهایت خونسردی والبته قاتیش هم جسته وگریخته یه کلمه جان هم میگی که زیاد طرف دردش نیاد. بعد شروع میکنی به اهانت کردن مثلا برای اینکه به کسی هم بر نخوره از افعال جمع استفاده میکنی. بابا تو اصلا پدر تاریخ راضی میشی؟ فقط لطف کن دفعه بعد عقلو شهامت خودتو ببر زیر سوال نه کل ایرانو.

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ آذر ۱۱م, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۷ ب.ظ:

    آفرین خوب کارشناسی میکنی و میزنی توی ذوقم.
    اما من نوشته های تاریخی را تجزیه و تحلیل می کنم و از روی شکمم چیزی نمی گم.
    در کل به دنبال نقد هستم چیزی که امروز نایاب است و درد آور.
    ولی اگه کورش را کبیر می خوانم به خاطر این است که بیشتر به این اسم می شناسندش نه عمو کوروش.
    تو بمیری اونی که گفتم در باره ایرانیان خصوصیات ملت ایرانی است، اگه نمی پذیری با دلیل بگو اشتباه است.
    ورود با این سایت هم به خاطر یادگیری از دوستان است و اگه کسی نیز چیز خوبی بگه لذت میبرم.
    ادعای عقل کلی ندارم چون هیچ کس کامل نیست، اما شهامتم راهیچ وقت به خاطر عملکرد گذشتم زیر سوال نمیبرم.

    [پاسخ]

  104. سعید می‌گه:

    افسانه نژاد آریایی چگونه شکل گرفت ؟
    چگونگی پیدایش افسانه آریا برای اولین‌بار توسط نویسنده فرانسوی (ارتودو گوبینو) در سال (١٨١۶) که هوادار سلطنت قانونی خانواده بوربون ضد آزاد منشی و ضد دموکراسی هست که آزادی‌خواه معروف آلکسی دوتو کویل هنگامی که وزیر امور خارجه در جمهوری دوم بود وی را در دفتر خود استخدام کرد. گوبینو سپس حرفه دیپلمات پیشه خود کرد. کتاب اساسی وی زیر عنوان گفت و گویی در باب نابرابری نژادهای بشری افسانه آریایی‌ها برای توجیه نابرابری، اجتماعی در درون هر یک از ملت‌ها بکار گرفت. میان اشراف و مردم عادی اختلاف نژادی هست. اشراف اروپایی همه از آریاها یعنی نژادی که بر حسب طبیعت، مسلط و تمدن را او خلق کرده است، منشعب می‌شوند. برخی از شاگردان گوبینو چون واشردولاپوژ و آمون کوشش کردند تا این نظریه‌ها را از دیدگاه علمی مورد بررسی قرار دهند و بدین منظور از علم آمار بر پایه اندازه‌گیری جمجمه‌های انسانی مدد گرفتند. از این جاست که قانون ادعایی جامعه‌شناسی آمون پایه گرفت که براساس آن درازسران (یعنی آریایی‌ها) در شهرها بیشتر از روستاها هستند. بعدها معلوم شد که این قانون یکسره نادرست است. البته، از دیدگاه زیست‌شناختی، نژادهایی وجود دارد که از رهگذر توفق آماری برخی از عوامل وراثتی مثل(رنگ پوست، پیچیدگی مو، گروههای خونی و نظایر آن) در میان افراد تشکیل‌دهنده این نژادها از حیث ژنهای موجود در سلولهای مولد مشخص می‌شوند.

    دومین پایه‌گذار آریایی گرایی هوستون استیوارات چمبرلن (١٩٢٧ـ١٨۵۵) پسر یک فرمانده نیروی دریایی، دوست و سپس داماد واگنر بیمار عصبی و ستایشگر شیدای ژرمن‌ها (که در سال ١٩١٧، در بحبوحه جنگ به تابعیت آلمان درآمد) است. در سال ١٨٩٩ در اثر عظیم یکهزار و دویست صفحه‌ای خود زیر عنوان پایه‌های قرن بیستم با استفاده از افسانه مردم آریایی به مدح آلمانی‌ها پرداخت. این نویسنده، بجای اینکه مانند گوبینو آریایی‌ها را با یک طبقه یعنی اریستوکراسی یکی بداند، آنان را با یک ملت یعنی آلمان یکی دانست و چنین نوشت: “تتون روح تمدن است. اهمیت هر ملت به عنوان قدرت زنده امروزی متناسب با خون اصیل آلمانی جمعیت آن است.”

    و از سوی دیگر چمبرلن کوشید تا نشان دهد که همه نوابغ عالم بشریت ژول سزار، اسکندر کبیر، جیوتو، لئوناردو داوینچی، گالیله، ولتر و از آلمانی‌های باستان بوده است به نظر وی شخص مسیح نیز از آلمانی‌های باستان بوده است یعنی آریایی. “هر که ادعا کرده است که مسیح یهودی بوده است یا بلاهت خود را نشان داده و یا اینکه دروغ گفته است مسیح یهودی نبوده است.”

    بعدها نهضت ناسیونال سوسیالیست نظرهای چمبرلن را پایه عقاید خود قرار داد و در جهت یک ضد یهودگرایی بی‌کم و کاست تغییر داد. هیتلر می‌خواست همه آلمانی‌ها را آریایی به معنی نژادی کلمه یعنی دراز سر، بلند اندام، با موهای روشن و چشمان آبی هستند تعریف کند و این تعریف ناممکن بود، چون رؤسای نازی که هیچکدام‌شان این کیفیات را از زاویه مبارزه میان این دو نژاد بینند. افسانه نژاد آریایی بدینسان بکار جوانسازی نظریات ضد یهودی آمد. و بعدها باعث کشته شدن شش میلیون یهودی در جنگ جهانی دوم توسط آریایی‌ها شد(١)

    عجیب‌ترین سوءاستفاده‌ای که از کلمه نژاد شده در مورد آریایی‌هاست این اسم بیش از هر اسم دیگر دارای معنی سیاسی است و مدتی اساس قوه مقننه آلمان به اصطلاح (آریایی) محسوب می‌شد.

    کلمه آریا برای اولین بار از دیدگاه زبان‌شناسی توسط “سرویلیام جونز” فیلسوف انگلیسی به مغرب آورده شد وی مدتی در هند بسر برده و زبان‌های آسیایی خاصه زبان سانسکریت را مطالعه کرده بود. او عنوان آریایی را به این زبان‌ها داد. بعد از او مطالعه مسأله روابط میان زبان‌ها را “شله گل” و “پونسن” در انگلستان زبان‌شناس جوانی که اصلیت آلمانی داشت به نام “ماکس مولر” از سرگرفت. این تحقیقات نشان داد که میان زبان‌ها که در اروپا به آنها تکلم می‌شود شباهت‌های لغوی موجود است و برای نامگذاری این دو گروه زبان عنوان “آریایی‌” یا “هندوژرمنی‌” داد. ظاهراً “ماکس مولر”، نخستین کسی بود که گروه خالق زبان‌های “آریایی‌” را “نژاد آریایی‌” نام نهاد. وی این گروه را که به وسیله زبانی چنین مؤثر و انعطاف‌پذیر را برای بیان کشف کرده بود قومی برتر شمرد. در سالهای بعد، فرضیه‌های مربوط به سرزمین ابتدایی اروپاییان توجه بسیاری از مردم‌شناسان و تاریخ‌دانان را به خود جلب کرد و نظریه‌هایی پدید آمد و هر کس به دفاع یکی از آنها برخاست. سرزمین آریاها را ناحیه بالتیک و آلمان و روسیه و هند و افریقای شمالی و حتی ایران دانستند. بر این عدم اطمینان نسبت به سرزمین اصلی آریاییان عدم اطمینان نسبت به ظاهر جسمی آنان نیز افزوده شد. بنابراین دلایل، ماکس مولر سرانجام قبول کرد که کلمه آریایی را نمی‌توان به‌کار برد و در انکار کامل عقیده سابق خود دیر کرده بود در این فاصله زمانی مفهوم آریایی را دانشمندان فراوانی دوباره مورد بحث و گفت و گو قرار دادند و نظریه ماکس مولر که نژاد آریایی نژادی اصیل و برتری است مورد تأیید قرار نگرفت چرا که خود ماکس مولر هم به این نتیجه رسیده بودو با استناد به این گفته‌های بزرگان تا به حال هیچ آریایی را در خیابان ندیده‌ایم. و یا هیچ اسکلتی کشف نشده که ثابت شود که از نژاد اصیل آریایی باشد.

    موریس دوورژه جامعه‌ شناس نامدار فرانسوی، مفسر روزنامه پر تیراژ لوموند، استاد جامعه‌ شناسی سیاسی در دانشکده حقوق و علوم اقتصادی پاریس، در کتاب “اصول علم سیاست” خود راجع به نژاد آریایی چنین می‌نویسد: “گوبینو (اشراف‌زاده فرانسوی در قرن ١٩) فرضیه تاریخی آگوستین تیری و “افسانه نژاد آریایی” را که در آن ایام در حال رواج بود، در هم آمیخت. در سال ١٧٨٨ زبانشناسی به نام “جونز” که از شباهت‌های میان زبان‌های سانسکریت، یونانی، لاتینی،آلمانی و سلتی یکه خورده بود فکر کرد که این زبان‌ها ریشه مشترکی دارند. در سال ١٨١٣ “توماس یانگ” این زبان مادر را “هندواروپایی” نامگذاری کرد. پس از این قومی را که به این زبان تکلم می‌کردند “آریایی” نامیدند و این نامگذاری توسط زبانشناس آلمانی “ماکس مولر” در سال ١٨۶١ رسمیت یافت.

    این قوم “فرضی” که بوسیله زبانی که خود نیز فرضی بود تعریف شده بودند، موضوع مطالعه گروهی از دانشمندنمایان قرار می‌گیرد که می‌کوشند زادگاه این قوم را معلوم دارند. تناقض میان استنتاج‌های آنان، “پوچی” این گفته‌ها را نمایان می‌سازد. در سال ١٨۴٠ “پوت” عقیده دارد که آریایی‌ها از دره سیحون و جیحون آمده‌اند؛ در ١٨۶٨ “بن فری سرچشمه آنان را از شمال دریای سیاه، میان دانوب و دریای خزر انگاشت؛ در ١٨٧١، “جی. سی. کنوک” اصل آنان را بین دریای شمال و اورال دانست؛ در ١٨٩٠ “دی. سی. برینتون آنان را از اهالی آفریقای شمالی به‌حساب آورد[!]؛ در ١٨٩٢ “وی. گوردون چایلد” آریایی‌ها را از روسیه جنوبی شمرد؛ در آغاز قرن بیستم “کی. اف. جوهنسن” مهد آنان را کرانه‌های بالتیک گرفت؛ در ١٩٢١ “کوسینا” با دقت کمتری آنان را فقط در شمال اروپا جای داد؛ در ١٩٢٢ “پیتر ژیلز مسکن اصلی آنان را مجارستات شمرد و هکذا …

    این نژاد آرایایی “موهوم”، مورد استناد” آرتور دو گوبینو”، آریستو کرات هوادار سلطنت قانونی خانواده “ارلئان” (که با مرگ لوئی ١٢ معروف به پدر ملت در سال ١۵١۵ سلطنت‌شان پایان یافته بود و پس از سقوط ناپلئون توسط لوئی هجدهم دوباره به سلطنت بازگشتند) و مخالف آزادی قرار می‌گیرد تا امتیازات طبقه اشراف را توجیه، و تضاد میان آنان و توده‌های مردم را تبیین کند. به گمان وی اشراف از بازماندگان آریاییها می‌باشند که تشکیلات سیاسی، اندیشه و هنر، فرهنگ، تمدن و پیشرفت را برای اروپا به ارمغان آورده‌اند. مردم عادی بازماندگان اشغالگران ابتدایی اند که بر حسب طبیعت از نژادهای پست اند و هرچه دارند از فاتحان آریایی گرفته‌اند، به‌طوری که بدون وجود این فاتحان در بربریت زندگی می‌کردند و …”

    در جای دیگری می‌نویسد: “نظریه‌های آریایی این مزیت را دارند که در ابهام می‌مانند و همین امر آنان را از هر گونه بررسی انتقادی در امان می‌دارد …” ص ٣٠

    دو ورژه در مورد نژادهای انسانی می‌نویسد: “هرگز هیچ زیست‌شناسی از نژاد آریایی سخن نگفته است.” ص ٣٣

    [پاسخ]

  105. علی می‌گه:

    سلام من تقریبا مطاب را خواندم اما نظر من اینکه انسان ها اگر فارس باشن یا ترک یا عرب ایرانی باشن یا نه دست خودشون نیست ولی خوب بودن یا بد بودن دست خودشونه

    [پاسخ]

    بهمن سوشیانت پاسخ در تاريخ آذر ۱م, ۱۳۹۰ ۱۲:۵۱ ق.ظ:

    دمت گرم داش علی زدی تو خال
    ادمها رو به خاطر ادم بودنشون دوس داشته باشیم نه رنگ و نژاد و دین و زبان

    [پاسخ]

  106. بهمن سوشیانت می‌گه:

    درود
    انی جان این فروم سایت برای نگارش کامنت و پاسخ با سیستم عامل اندروید سازگار نیسث? جون من اغلب با گوشی وارد سایت میشم نمیتونم اونجا کامنت بزارم

    [پاسخ]

    انی کاظمی پاسخ در تاريخ آذر ۲م, ۱۳۹۰ ۱۰:۲۰ ب.ظ:

    هیم.. نمی دونم راستش، باید فکری برای مبایل ها بکنم.

    [پاسخ]

  107. مهسا می‌گه:

    سلام انی جان
    ازت تشکر می کنم بخاطر مطالبی که ارائه دادی،مدتها بود می خواستم بخونم اما فرصت نمی کردم.
    بنظر من هر کسی ازاده اگه گذشتش براش مهمه بدنبالش بره،اگرهم نه هر کاری که فک می کنه درسته انجام بده.

    [پاسخ]

  108. عشق داریوش می‌گه:

    با سلام خدمت همه دوستان ایرانی
    من نمیدونم چرا شما اینجوری افتادید به جون هم! اینکه ۲ یا ۳هزار سال قبل اجداد ما چیکار میکردن رو بیخیالش شو ببین الان خودت چه کارایی رو نمیتونی بکنی!البته منظورم هر کاری نیستش .کارایی که جوونا توی هر مملکتی دارن انجام میدن
    عزیزای من ریده شده به افکار ما .به تمدن ما به زندگی ما !
    اونوقت شما گیر دادید به چی…!؟بیخیال

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ آذر ۳م, ۱۳۹۰ ۱۱:۲۶ ب.ظ:

    دوست گرامی
    کسی به جان کسی نیفتاده ما باید حتما نظرات هایمان را ارایه کنیم تا در این کنش ها ، دیالکتیکی پیش بیاد و از تفکر واندیشه ها دوستان استفاده کنیم، و بدانیم آیا به آینده این ملت امیدی هست !؟

    [پاسخ]

  109. فرید می‌گه:

    با سلامو ادب خدمت بهمن سوشیانت . اما عزیزم .بنده به هیچ قومو نژادی که در ایران زندگی میکنند کاری ندارم. نه توهین کردم نه جسارت. وهمه محترم هستند. ایران کشور ۷۲ ملته. بنده فقط وفقط راجع به عربهای کشورهای عربی نظر دادم. بنده گفتم حق نداریم گذشتگان خود را ببریم زیر سوال. بعدشم بنده نگفتم ایرانیا طبیعت پرست بودند گفتم : بعضیا میگند ایرانیا طبیعت پرست بودند. حتی حضرت محمد هم پیامبر یا پیامبران قبل از خود رو رد نکرده ومهر باطل بر اونها نزده. پس چطوره که بعضیها در نهایت گستاخی دین زرتتشتو زیر سوال میبرند و کلا منکر چنین دینی میشند؟ بنده در جایی گفتم که به زنو بچه و دختران ایرانی در زمان جنگ اعراب تجاوزها کردند . بعد در کمال ناباوری جوابی از یک ایرانی برام اومد که داشتم شاخ در میاوردم. جواب این بود: ببینم مگه تو اصفهان وتو کاشمر همین هموطنای جنابعای تجاوز نکردند به زنان؟ یکی نیست بگه اولا تو ایرانی هستی یا عرب؟ دوم اینکه تو ۷نفر آدمو بسطش میدی به کل ایرانیا؟ کدوم ایرانی در زمان جنگ تجاوز کرد به زنان ودختران عرب. مطمیین باش اگه بود این عربها هر روزو هر ثانیه انگشت اشارشون به سمت ایران هدف میرفت ودایم این مسله رو عنوان میکردند در رادیو وتلویزیون . در ضمن یادم رفت بگم به کسانی که کوچکترین اطلاعاتی از علم ژنتیک. واقعا این سوال براشون پیش نیومده که ازدواج با محارم اگه بوده پس چرا بچه هاشون فلج و عقب افتاده نبوده؟ چرا هیچ کجای تاریخی که اروپاییا نوشتند ذکر نشده که مثلا فرزند یا نوه یا نبیرشون دچار فلان بیماری بوده ؟ جون مادرتون نگید که ژنتیک اون موقع اختراع نشده بوده!!!!!!!!!!!! یادمون نره که تاریخ ایرانو دشمنان ایران نوشتند. اون آقایی که میاد دانشمندان زمان هخامنشیانو زیر سوال میبره و میگه ایران هیچ دانشمندی نداشته(که البته حرفش واقعا سطحی و خنده داره) وبعد میاد میگه یونان ارسطو وافلاطونو..داشته به اینکه حالا اونا مربوط به دوران متفاوتند کاری نداریم . اما اینقدر ایران ستیزی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من مطمیینم که شما عرب هستی و احتملا در ایران بزرگ شدی یا یه چیزی شبیه این. مو ضع گیری خصمانت در باره ایران کاملا تابلوه که از قوم ایرانی نیستی. از حکومتها بهث میکنیم نه از اینکه شعور و درایت ایرانیو رو ببریم زیر سوال. شما خودت در قرن ۲۱ قرن علمو هنر چه قله رفیع و جایگاهی را در علم کسب کردید که باعث افتخار ایران شده؟ که حالا داری فلاسفه یونانو به رخ ایرانیا میکشی؟ باعث خجالته. بعضیا میگند اینقدر ناسیو نالیست نباشید .خوب ما هم میگیم باشه بعد میبینیم چوب حراج زدند به ایرانو ایرانی وکلی حرفو حدیثو اراجیف که نه فقط گذشته ایرانو بلکه کلا وجود ایرانی و زنده بودن ایرانو فرهنگ ایرانو به اعراب انتصاب میدند بعدشم حالت روشنفکرانه به خودشون میگیرند و میگند : نه نباید اینطور طرفداری کنید از ایرانو ایرانی. طرفداری نکنیم که یه عده خیانکار در لباس دوست ایرانو به کام اعراب و اروپاییان میبرند . با شستشوهای مغزی که خیلی خطرش بیشتره از جنگ رو در رو. اصلا فکر میکنم بعضیا ماموریت دارند که وارد این سایتا شوند و با طرح سوالاتی این جونهای کم سنو سالو که حوصله خوندن اطلاعات تاریخیرو ندارندو به چالش بکشند وبه نوعی افکار اونها رو متزلزل کنند . وگرنه چرا باید اینقدر ایران ستیزی باشه؟

    [پاسخ]

    بهمن سوشیانت پاسخ در تاريخ آذر ۴م, ۱۳۹۰ ۱۱:۱۵ ب.ظ:

    درود بر شما عزیزم

    ۱-دقیقا همینطوره ایران کشور ۷۲ ملته و عربهای داخل ایران هم ایرانی هستن و قابل احترام

    ۲-این که بعضیها در نهایت گستاخی دین زرتتشتو زیر سوال میبرند و کلا منکر چنین دینی میشند بخاطر کم سوادی یا نداشتن اطلاعاته
    البته دین زردشت از نیمه دو امپراطوری ساسانی دچار ثنویت شد و عملا به جای آیین زردشتی و یا بقول قران مجوس (=مگوس=مغ=) تبدیل شد به آیین زروانی ( زروانیها میگن زروان اول از همه بوده و اهورا و اهریمن فرزندان زروان بودن ) اما این دلیل نمیشه بگیم ایرانیا مشرک و کافر و ملحد بودن . مثلا الان که تو کشور مثلا اسلامی ما ۷۰%درصد جونا نماز نمیخونن و دنبال مشروب و س..س و کرای حرام هستن باید بگیم اسلام یعنی کفر و کلا منکر چنین دینی بشیم؟

    ۳-اونکسی که تو جواب کامنت شماگفت ( مگه تو اصفهان وتو کاشمر همین هموطنای جنابعای تجاوز نکردند به زنان؟) باید بگم مغز و شعورش در حدی نیس که بخوام جواب این سوال مضخرفشو بدم که تجاوز ۷ نفر لات و مست رو با تجاوز لشگر عرب یکی میدونه
    واسه دونستن بیشتر اگه برگشت به این سایت و این نظرو خوند رجوع کنه به کتاب فروپاشی نوشته استاد امیرحسین خنجی

    ۴-ازدواج با محارم بوده نمیشه منکرش شد ولی شاید از هر چند صد هزارتا یکی. اونم مثل پادشاهی مثل کمبوجیه احمق که واسه اینکه کسی با خواهرش ازدواج نکنه و داعیه سلطنت نداشته باشه خودش خواهرشو گرفت.

    ۵-اون کسی که گفت یونان ارسطو داشته ایران کیو داشته بهش بگو ایران بزرگمهرو داشته . آذرپاد مهراسپند رو داشته . مانی رو داشته ( ثابت شده که مانی پیامبر نبوده اگه دوس داشتید بگید تا دلیلشو بگم ممکنه طولانی شه تو این کامنت نمیزارم . ولی با مطالعه کتب فلسفی مانی مثل انجیل زنده کاملا متوجه میشد مانی چه شخصیت برجسته ای بوده) در ضمن امثال افلاطون آرزوشون بوده خودشونو شاگرد زرتشت بدونن و حداقل ۴۰% فلسفشون کاملا برگرفته از ایرانه
    همینطور امثال جاماسب و فرشوشتر از دانشمندان قدیم ایرانی هستن ( که اگه بخوایم منکرشون بشیم باید منکر وجود زردشت هم بشیم چون در گاتها که سروده های شخص زردشت هست از اینها نام برده، همینطور امام جعفر صادق هم یه جا جاماسب رو یکی از موبدان و اندیشمندان ایران قدیم دونسته)

    ۶- منم ندید دوست دارم داداشم
    بدرود

    [پاسخ]

    سعید پاسخ در تاريخ آذر ۱۰م, ۱۳۹۰ ۱۲:۳۰ ب.ظ:

    درود بر شما
    دوست من ممکن است انجازات علمی این دانشمندان را برای ما بنویسید که ماهم به اطلاعاتمون اضافه کنیم در ضمن طبق کدام سند تاریخی جناب افلاطون گفته که آرزوش بوده شاگرد زرتشت باشه ؟
    و امام صادق هم جاماسب رو دانشمند دونسته ؟

    لطفا کتابها و نوشته های معروفشون رو هم برای ما روی کامنت بفرستید .

    لطفا منابع تاریخی که از توش این معلومات رودرآوردید برای ما بفرستید

    بدرود

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ آذر ۱۲م, ۱۳۹۰ ۱۲:۱۹ ق.ظ:

    بی من جان
    جون از بر و بچ تاریخی هستی حتما باید با منبع صحبت کنی چون از یک تاریخی انتظار این است.
    آفرین همچون اون مطالب پایین.
    منم ندید اگه کمی از ماورا طبیعه دور تر شی میخوامد.

    [پاسخ]

    بهمن سوشیانت پاسخ در تاريخ آذر ۱۸م, ۱۳۹۰ ۱:۵۵ ب.ظ:

    درود بر سعید
    ۱- من واسه مثال عرض میکنم کتاب یادگار بزرگمهر یه کتاب عالی و پر محتواس. البته اینو باید بدونیم کتاب یه دانشمند حتما نباید ریاضی یا عدد و رقمی باشه تا جز کتاب علمی به حساب بیاریم.گاهی دو برگ کتاب اندرز یا فلسفی تاثیر شگرفی تو زندگی آدم میزاره .

    ۲-درباره افلاطون و زرتشت بی مقدمه میریم سراغ منبع:

    تاثیرپذیری افلاطون از جهان بینی ایرانیان ( روایت پانوسی ) بر طبق دیدگاه استاد پور داوود و دوشن گیمن و بنونیست و مولتون ، کلمن و دیگران
    http://www.rasekhoon.net/article/show-23070.aspx

    نفوذ زرتشت و مغان ایرانی بر افلاطون
    http://www.theiraniandream.net/archives/2003

    3-جاماسپ طق منابع مستند و مخصوصا گاتها شخص اول دین زرتشتی بعد از خود زرتشت میباشد و طبق سنت پس از مرگ زرتشت جاماسب جانشین او و به نوعی موبد موبدان گشت. و اما منابع:

    از حضرت امام صادق«علیه السلام» سؤال شد آیا مجوس پیامبرى داشتند؟ حضرت در پاسخ فرمود، آرى، آیا خبر نامه رسول خدا «صلی الله علیه وآله وسلم» به اهل مکه به تو نرسیده (که در آن نامه نوشت) اسلام آورید و گر نه در جنگ با خدا قرار مى‏گیرید و آنان در پاسخ نامه رسول خدا نوشتند، از ما جزیه بگیر و ما را به خود واگذار که «بت» ها را پرستش نماییم. پیامبر براى آنان نوشت من جزیه نمى‏پذیرم، مگر از اهل کتاب. آنها در جواب نامه رسول خدا نوشتند، گمان بردى که جزیه نمى‏گیرى مگر از اهل کتاب، با آن که از مجوس هجر جزیه گرفتى[۱].
    پیامبر در پاسخ نامه آنها فرمود: براى مجوس پیامبرى بود که او را کشتند و کتاب او را سوزانیدند، پیامبرشان کتابى براى آنها آورد که در ۱۲ هزار پوست گاو قرار داشت.
    از جمله احادیث، شیخ صدوق نقل کرد که پیامبر(صلی الله علیه و اله وسلم) فرمود:( سنوا بهم سنة اهل، الکتاب و کان لهم نبى اسمه (داماسب (=جاماسب)) فقتلوه و کتاب، یقال له جاماست کان یقع فى اثنى عشر الف جلد ثور فاحرقوه)[۲]، با آنها معامله اهل کتاب نمایید. اینان پیامبرى به نام داماسب ( =جاماسب ) داشتند که او را کشتند و داراى کتابى موسوم به جاماست که در دوازده هزار پوست گاو قرار مى‏گرفت و آن را سوزانیدند.

    تهذیب الاحکام:شیخ طوسی،ج۴ص۱۱۳٫کافی،کلینی ،ج۳ص۵۶۸٫
    من لایحضره الفقیه،شیخ صدوق،ج۲ص۵۴٫وسائل الشیعه،شیخ حرعاملی ،ج۱۱ص۹۷،باب۴۹ح۵٫

    درود بر سعید بخاطر قضاوت موشکافانه و علمیش
    بدرود

    [پاسخ]

  110. فرید می‌گه:

    از بهمن سو شیانت به خاطر مطالبش متشکرم. دوست دارم ندید.

    [پاسخ]

  111. احسان می‌گه:

    متاسفانه نزادپرستی بیماری پنهانیه که بعضی از هموطنان ما دارن ولی اگه بهشون بگیم جواب میدن که نه ما نژادپرست نیستیم ولی توی حرفاشون کاملا مشخصه که این خصلت رو دارن
    اینکه بین عربها کسانی به زنها تجاوز کنن یعنی اینکه همشون متجاوز و جنایتکار هستند یعنی جرمی که چند نفر انجام دادن رو به همه تعمیم میدیم اما اگه توی فارسها این مورد اتفاق بیفته یه حادثه بیشتر نبوده که تعدادی مست و لات این کار رو کردن و نباید به همه تعمیم داد .
    واقعا خوشم نمیاد این بحثهای پیش په افتاده و قدیمی رو پیش بکشم اما این چه منطق و فلسفه ایه که تعدادی از دوستان ما دارند ؟؟
    توی هر نژاد و قومی آدم خوب پیدا میشه آدم بد و جنایتکار هم هست حتی ممکنه توی یه خانواده خوب و فرزانه و اصیل یه نفر جانی و مجرم از آب دربیاد آیا میشه همه افراد اون خانواده رو مجرم دونست ؟؟
    اینکه خطاهای دیگران رو بزرگنمایی کنیم و خطاهای خودمون رو نادیده بگیریم نشاندهنده چیست ؟
    متاسفانه افراد زیادی هستند که ادعای روشنفکری رو دارن ولی یک روشنفکر واقعی هیچگاه بر اساس نژاد و قومیت قضاوت نمیکنه چرا که اولین اصل روشنفکری اصل انسانیت و برابری نژادهاست .

    [پاسخ]

    بهمن سوشیانت پاسخ در تاريخ آذر ۷م, ۱۳۹۰ ۲:۳۶ ب.ظ:

    درود بر شما
    لطفا تمام نظرات خودتونو ب منبع و مدرک بزارید تا قابل تامل باشه

    شما فرمودید ((( اینکه بین عربها کسانی به زنها تجاوز کنن یعنی اینکه همشون متجاوز و جنایتکار هستند یعنی جرمی که چند نفر انجام دادن رو به همه تعمیم میدیم)))

    بلاذری مورخ عرب میگه : در حمله به آذرآبادگان ( آذربایجان ) ۱۰ هزار پسر و ۱۰ هزار دختر بری کنیزی گرفته شدن که نیمی از آنها به مرکز حموت خلیفه فرستاده شد و باقی میان سربازان تقسیم شد.
    جای دیگه میگه در فتح زرنگ ( زرنج ) ۱۵ هزار دختر و در فتح اسپهان ( اصفهان ) ۱۲ هزار دختر باکره برای کنیزی گرفته شد .

    جای دیگه اگه اشتباه نکنم صفحه ۲۰۰ تا ۲۲۰ فتوحالبلدان الان شماره صفحه دقیقا یادم نیس نام ۷۰ نفر از زنان ایرانی که نصیب سردارای عرب شده بودن با ذکر نام فرزندانی که برای اونها اوردن برده میشه.

    در حمله به سیستان؛ مردم مقاومت بسیار و اعراب مسلمان خشونت بسیار کردند بطوریکه ربیع ابن زیاد ( سردار عرب ) برای ارعاب مردم و کاستن از شور مقاومت آنان دستور داد تا صدری بساختند از آن کشتگان ( یعنی اجساد کشته شدگان جنگ را روی هم انباشتند ) و هم از آن کشتگان تکیه گاهها ساختند؛ و ربیع ابن زیاد بر شد و بر آن نشست و قرار شد که هر سال از سیستان هزار هزار ( یک میلیون ) درهم به امیر المومنین دهند با هزار غلام بچه و کنیز. ( کتاب تاریخ سیستان)

    در حمله به شاپور نیز مردم پایداری و مقاومت بسیار کردند بگونه ای که عبیدا ( سردار عرب ) بسختی مجروح شد آنچنانکه بهنگام مرگ وصیت کرد تا به خونخواهی او؛ مردم شاپور را قتل عام کنند؛ سپاهیان عرب نیز چنان کردند و بسیاری از مردم شهر را بکشتند. (کتاب فارسنامه ابن بلخی؛ -کتاب تاریخ طبری؛ جلد پنجم )

    رامهرمز نیز پس از جنگی سخت به تصرف سپاهیان اسلام در آمد و فاتحان عرب؛ بسیاری از مردم را کشتند و زنان و کودکان فراوانی را برده ساختند و مال و متاع هنگفتی بچنگ آوردند.(کتاب الفتوح؛ )

    مردم کرمان نیز سالها در برابر اعراب مقاومت کردند تا سرانجام در زمان عثمان؛ حاکم کرمان با پرداخت دو میلیون درهم و دو هزار غلام بچه و کنیز؛ بعنوان خراج سالانه؛ با اعراب مهاجم صلح کردند.(کتاب تاریخ یعقوبی -کتاب تاریخ طبری جلد پنجم – کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم )

    اینا یعنی تجاوز عرب به ملت ایران ، نه تجاوز چند ده نفر که با تجاوز مثلا ۸ نفر تو اصفهان مقایسه میکنی

    بدرود

    [پاسخ]

    احسان پاسخ در تاريخ آذر ۹م, ۱۳۹۰ ۵:۵۱ ب.ظ:

    دوست عزیز در پاسخ به نوشته های شما کشتار و قتل و غارت مردم توسط سپاهیان و شاهان ایرانی که همواره در فکر اشغال سرزمینهای دیگر بودند را می آورم تا بدانید که این امر مختص یک قوم نیست و حتی شاهان ما نیز در این امر نامی داشته اند
    ( البته با ذکر منبع )
    کشتار مردم بابل توسط کورش :
    جان مانوئل کوک در کتاب شاهنشاهی هخامنشیان روایت می کند که: “کوروش که جهت اشغال بابل لشکرکشی گسترده ای انجام داده در نبردی در اوپیس بر مردم پایتخت کهن اکد پیروز می شود و آنان را با آتش و کشتار عام نابود می کند.”
    (مانوئل کوک، جان، شاهنشاهی هخامنشی، ترجمه مرتضی ثاقب فر، انتشارات ققنوس، ۱۳۸۴، ص ۶۴)
    “کورش نبرد دیگری دراوپیس کنار دجله نمود و مردم اکد را با آتش سوزاند.”
    (اومستد، ا. ت.، تاریخ شاهنشاهی هخامنشی، ترجمه دکتر محمد مقدم، چاپ سوم، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۷۲، ص ۶۸ و ۶۹.)
    در کتیبه رویدادنامه نبونید و کورش بزرگ که از آخرین نمونه های سنت رویدادنامه نویسی در بابل بشمار می رود آمده است :
    هنگامی که کوروش به سپاه اکَـد در شهر اُپـیـس بر کرانه رود دجـلـه حمله کرد؛ مردمان اَکَـد بشوریدند. اما او همه مردمان شهر را از دم بکشت و شهر را آتش زد .
    مرحوم پیرنیا در کتاب ایران باستان ص ۱۲۱ در مورد کشتار مردم توسط خشایارشاه مینویسد :
    خشایارشاه بعد از جلوس اولین کارش آن شد که شورشی را که در مصر برپا شده بود فرونشاند و در این کار نیز شدت عمل و خشونت بی‌سابقه‌ای نشان داد ( قتل و کشتار بی سابقه ای انجام داد ). چنانکه هرودوت می‌گوید مصر ناچار شد، یوغ سنگین‌تری را برگردن گیرد .
    مردم بابل نیز دراین ایام چند دفعه کسانی سر به طغیان برداشته بودند و یکبار حتی زوپیر ساتراپ پیر و فاتح معروف بابل را نیز کشته بودند. خشایارشا، در بابل نیز در دفع شورش خشونت و قساوت سختی نشان داد و شورشیان را بسختی قتل عام کرد ، حتی بعد از تسخیر مجدد بابل هم معبد مردوک را مورد اهانت و بیحرمتی گردید و هم شهر به غارت رفت.
    دکتر زرین کوب در کتاب تاریخ ایران پیش ص ۲۹۵ از اسلام در مورد اشغال و قتل و کشتار مردم شام توسط سپاهیان خسروپرویز و انوشیروان مینویسد :
    انوشیروان با لشکری بزرگ در سال ۵۳۹ میلادی از دجله و فرات گذشته و به سوریه وارد شد. شهرهایی که با دادن فدیه و هدایا نسبت به شاه اظهار انقیاد کردند، از غارت در امان ماندند اما شهر انطاکیه (در آن زمان این شهر معتبرترین شهر شام بود.) به سبب مقاومت سختی که مردم آن در برابر اشغال شهر از خود نشان دادند، عرضهٔ قتل و غارت و شدند و کشتار وسیعی در شهر صورت گرفت و تمام شهر و کلیساهای آن با خاک یکسان شد .
    در سال ۶۱۴ میلادی سپاه ایران ( خسروپرویز) عازم شامات شد و پس از اشغال شهرهای حلب و انطاکیه مردم آنجا قتل عام شده و شهر غارت شد تمام کلیساها و معابد با خاک یکسان شدند بعد از آن بیت المقدس تسخیر شد و مردم شهر بسختی قتل عام شده و کلیساها و معابد شهر، از جمله مزار مقدس عیسی مسیح با خاک یکسان شد و در آتش سوختند قطعه‌ای از صلیبی که گفته می‌شود مسیح با آن به صلیب کشیده‌شده و بنام صلیب راستین شناخته می‌شود، همچون غنیمتی فوق‌العاده گرانبها به تیسفون فرستاده‌شد ( زرین کوب، تاریخ مردم ایران پیش از اسلام ص ۴۹۴ و ۴۹۵ ) .
    دکتر مهری باقری در کتاب دین‌های ایران باستان، صفحه ۱۲۸ و ۱۲۹ در مورد قتل عام و کشتار مزدکیان مینویسد :

    بعد از فشارهایی که موبدان زرتشتی بر قباد و فرزندش انوشیروان برای سرکوب و قتل عام مزدکیان آوردند روزی انوشیروان مناظره ای ترتیب داد که در آن روحانیان زرتشتی و مسیحی حریف مزدکیان بودند. مزدکیان مغلوب و قتل عام شدند. گفته‌اند که در یک روز دوازده هزار مزدکی از جمله کودکان و زنان توسط سپاهیان ساسانی کشته شدند کتاب‌های ایشان را سوزاندند و اموالشان را مصادره کردند.
    تمام اینهایی که گفتم فقط بخشی از کشتاری است که توسط سپاهیان ایرانی بر علیه اقوام و ملل مغلوب صورت گرفته است که تفصیل آن در این محدوده نمیگنجد کشتارهای کمبوجیه در مصرو یونان و لیدی یا داریوش در بابل و عیلام و سرزمین باکتری و یا کشتار هندیان توسط نادرشاه افشار و یا گرجستان توسط آقامحمد خان قاجار تنها بخش کوچکی از این قتلها و کشتارهاست .
    حقیقت را بگویید حتی اگر برخلاف میل شما باشد
    بدرود

    [پاسخ]

    بهمن سوشیانت پاسخ در تاريخ آذر ۱۰م, ۱۳۹۰ ۳:۱۴ ب.ظ:

    درود بر شما
    قبل از هرچیز سپاسگذارم بخاطر بحث منطقی و عالی شما
    ۱-ما باید واقعیتها رو قبول کنیم من منکر جنگ اوپیس نمیشو و ۱۰۰% قبول دارم که کوروش در این جنگ کشتار به راه انداخت.
    البته توجیه غیر موجهی میشه کرد از بعد سیاسی که واسه نمایش اقتدار همواره باید گاهی سخت گیری هم باشه تا حساب کار دست همه بیاد . هر چند من این توجیه رو قبول ندارم اما یادمون باشه سیاست هیچوقت نمیتونه جنبه انسانیت رو به طور کامل داشته باشه

    ۲-من کلا با پیرنیا مخالفم به قول رامین ایشون مفسر تاریخی نیست بلکه داستان پرداز هست
    اما در مورد خشایار شا کاملا با شما موافقم ایشون به شدت با خشونت با مصر برخورد کرد و کلا شخصیت خشایارشا در عین جذابیت و تدبر، شخصیت مخوفی هم داشت

    و مهمترین نکته در باب مزدکیان
    دین زرتشتی در دوره ساسانی خصوصا از نیمه دوم به بعد فقط اسم بهی دین رو داشت و عملا تبدیل به زروانی شده بود. موبدان بسیار سرسخت بودن .
    یادمون نره از جانب شرق ادیان بودایی و مانوی و از غرب دین مسیحی مدام بر پیروانشون اضافه میشد و دولت ساسانی که بر پایه دین مزدیسنا برپا شده بود با خطر تکه تکه شدن مواجه بود و یادمون نره مزدک پیامبر شریعت جدیدی نبود بلکه پیامبر زردشتی بود که خواهان جدایی اعتقاد زروانی از مزدیسنا شد. به نظر من رفتار نوشن روان با مزدک در عین قساوت ، رفتاری هوشمندانه بود چون با وجود مسیحیت مانویت و بودایی تمام کشور تحت شعاع مسایل دینی بود و با اومدن مزدکیت یه قطب جدیدی آغاز میشد و مقدمان ته تکه شدن کشور رو به صورت فجیحی فراهم میکد
    هرچند این باز دلیل موجهی نیس که از این اقدام نوشینروان دفاع کنیم ولی فکر میکنم ایشون از بین بد و بدتر ، بد رو انتخاب کرد

    با تشکر از این بحث عالی
    فقط کامنتارو یک بار بزارید عزیزم مطمئن باشید حتما میخونیم
    با درود بیکران بر شما و مطالب عالیتون
    بدرود

    [پاسخ]

    بهمن سوشیانت پاسخ در تاريخ آذر ۱۰م, ۱۳۹۰ ۳:۴۹ ب.ظ:

    احسان عزیز پایین تو کامنت فرید هم که شما پاسخی داده بودید ادامه این بحثو ادامه دادم . پوزش میخوام از اینکه همینجا تایپ نکردم چون یکدفعه یادم اومد و همونجا ادامه دادم
    بدرود

    [پاسخ]

  112. بهمن سوشیانت می‌گه:

    درود
    فرارسیدن محرم را به تمام مسلمانان راستین تسلیت عرض میکنم

    با یادی از سید جواد ذاکر خادم راستین اهل بیت نبوت :

    تمام آیه قرآن همین است
    به قرآن حرف یزدان اینچنین است
    به کوری دو چشم اهل سنت
    فقط حیدر امیرالمومنین است

    ولایت بی عبادت حقه بازی است
    اساس مسجدش بت خانه سازی است
    چرا سنی نمیخواهد بداند
    وضوی بی ولایت آب بازی است

    بنازم باغبان و باغ و گل را
    بنازم مصطفی ختم رسل را
    بنازم بوتراب و بوالحسن را
    علی مرتضای بت شکن را

    علی چون مجتبی فرزند دارد
    چو زینب دختری دلبند دارد
    علی یک باغ گل از یاس دارد
    علی بعد از حسین عباس دارد

    با رخصت از مولا علی و لعنت گویان به یزید و عمر و به پیشواز ماه محرم و سیدالشهدا امام حسین و حضرت عباس میرویم
    یا علی

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ آذر ۸م, ۱۳۹۰ ۱۱:۰۰ ب.ظ:

    بی من جان
    از این حرکت اخریت که بدون توپ بود خوشم نیامد.

    [پاسخ]

    بهمن سوشیانت پاسخ در تاريخ آذر ۱۰م, ۱۳۹۰ ۲:۴۹ ب.ظ:

    منظورتو نگرفتم (بدون توپ بود ) چی چی بید ؟!

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ آذر ۱۲م, ۱۳۹۰ ۱۲:۳۲ ق.ظ:

    اها
    بدون توپ یعنی :بدون اینکه توپی جلوی پات باشه بدوی دریبل بزنی و در انتها شوتی محکم و یهو هورا بکشی گل ، گل و بپری بالا و پایین و انتظار داشته باشی عمو رامین هم تشویقت کنه. به این میگن بدون توپ ، اما کجا این حرکت را بیشتر انجام میدی احتمالا گرایشت باستانه و از ورود آریایی ها تاریخ را شروع کردی نصیحت عمو رامین را گوش کن اول چگونی شکل گیری دنیا شروع کن نری دنبال تفکرات و داستان های ادیان الهی از بیگ بنگ و دوره های مختلف زمین شناسی بعد تکامل انسان تا چگونه تکامل پیدا می کنه بعد میریم سر اصل موضوع که طبیعت پرستی چگونه به رب انواع کشید ویکهو چرا یکی از این خدایان گنده شد و بقیه شدن دستیارش و ….همینجوری میای تا میرسی به چگونگی شکل گیری ادیان آسمان که یهو چه جور الان این ادیان میداندار شدن و این موضوعات باعث میشه کمی دیگاه دینیت تقلیل پیدا کنه و بشی پسر خوبی که عمو رامین دوسش داره.

    [پاسخ]

    سعید پاسخ در تاريخ آذر ۱۰م, ۱۳۹۰ ۹:۳۷ ق.ظ:

    سلام دوستان
    اینکه خیلی از دوستان میگن دموکراسی محصول تفکرات غربیاست و بدرد ما جهان سومیا نمیخوره سخت در اشتباه هستن .
    اینکه ارسطو و افلاطون و سقراط و اقلیدس و دکارت و نیچه و پوپر گفتن دموکراسی خوبه میدونستن که یه روز هم توی ایران خودمون ما از دموکراسی چه استفاده های خوبی میکنیم ؟ خصوصا آزادی بیان !
    دموکراسی همینش خوبه دیگه که دارید میبینید !

    بدرود و خداحافظتان باد

    [پاسخ]

    بهمن سوشیانت پاسخ در تاريخ آذر ۱۸م, ۱۳۹۰ ۲:۰۴ ب.ظ:

    درود
    اقا روز اول محرم بود و داشتم یه سی دی از مرحوم سید جواد گوش میکردم صفحه سایت هم باز بود بدون مقدمه من باب تسلیت ایام محرم همونی که میخوند و تایپ کردم اینجا. هدف این نبود که به سنی یا ادیان دیگه توهین بشه فقط خواستم تسلیت محرمو بگم و اگه کسی ناراحت شد از این کامنت با کمال میل پوزش میخوام ازش . بدرود

    [پاسخ]

  113. فرید می‌گه:

    آقا بنده ادعای روشنفکری نکردم و کلا مخالف این کلمه هستم دوره این حرفا و کلمات گذشته . در ضمن در جایی اگر بنده از تجاوز اعراب گفتم دلیل داشت بهتره که وقتی نظر قشنگتو میدی تموم کامنتارو بخونی. در جایی آقایی گفته بود که اگه اعراب به ایران حمله نمیکردند ایران فلان بودو بیسار بود. بنده هم در کنار نظر ایشون گفتم که این چه افتخاریه که اعراب که در کتب خودشون(سوئ تفاهم نشه منظورم قرآن نیست. دوباره بعضیا داستان سرایی نکنند) گفتند زن غنیمت جنگیه. البته هنوزم به این حرف ایمان دارند. قبول دارم که عده ای مستو نابکارو وخب حتما هم میدونید که سابقه دار بودند اما این جواب بنده نبود. یه مثال کوچک میزنم. شما دوست دارید پدر یا پدر بزرگتان جسارتا با تمام بدیهایی که داره دایم زیر سوال باشه؟ از طرف خودی یا غریبه؟ جوابش کاملا واضحه.شما هرگز دوست ندارید خانواده تان با همه بدیهایی که خدای ناکرده( گفتم از قبل جسارتا)داره دیگران کلا اونا رو منکر بشند چون منکر شدن اونا برابر با منکر شدن شماست. بلاخره خوب یا بد شما از اونهایی. وقطعا اجازه نخواهی داد کسی داستان سرایی کنه. درکش زیاد سخت نیست. بله خوب وبد همیشه بوده وهست. حتی شما ومنی که الان داریم کامنت میزاریم. اگر با خودمون صادق باشیم میفهمیم که در بعضی از مقاطع زندگی بد بودیم. ودر حد خودمون ظلمی هم کردیم.وکار نا بجایی هم انجام دایم. اما دلیل نمیشه بگیم که من یا شما ادمای بدی هستیم. اگر کشورهای عربی رفته باشی دشمنی دیرینه ای نسبت به ما دارند در ظاهر بروز نمیدند اما در کلماتشون حتی وقتی خیلی صمیمی هستی تیکهای بهت میندازند که واقعا میمونی این همونیه که الن دعوتش کردم به ناهار. ؟ هنوز که هنوزه این دشمنیو دارند. مثل اینکه ما اباو اجدادشونو کشتیم(البته میدونی که برعکسه) راستر بد نیست به این مسله هم فکر کنی. اینکه اباو اجداد من توسط فلان قوم کشته شدند پس (ببخشید شرمنده ام)بگه ادم به فلانم که کشته شدند گذشته گذشته. حتما حقه شون بوده. میدونید استرالیا کشور زیاد جدیدی نیست. اون یاختمانهای ۲۰۰ ساله رو میگند آثار باستانی. باور کنید اینقدر قشنگ از گذشتگانشون یاد میکنند که من خودم متعجب شدم. هنوز از جنگهایی که انگلیس در داخل اون کشور کرده شاید یکی دو قرن پیش وقتی بحثی میشه انگلیسو جنایتکار میدونند. واصلا هم هنوز با این مسله کنار نیومدند.( اینو واسه کسانی گفتم که دربست همه چیز اروپارو قبول دارند والگوشون اونا هست).

    [پاسخ]

    بهمن سوشیانت پاسخ در تاريخ آذر ۹م, ۱۳۹۰ ۱۲:۲۴ ق.ظ:

    درود بر فرید
    موافقم باهات کشورای عربی کینه شدیدی از ما دارن
    امثال لبنان و فلسطین ادامه پیدا کردن جنگشون با اسراییلو کار ایران میدونن(با تقضیه حماس و حزبالله.
    و بقیه کشورا مثل عربستان و کویت دشمنیشون بخاطر گذشته ماست. یجور حس حسادت
    درضمن اون مطلبت درمورد استرالیا هم خیلی جالب بود واقعیته قشنگیه
    ما تخت جمشید و پاسارگاد و چشمه علی و سی سه پل و کتیبه بیستون و هزارتا چیز چند هزار ساله داریم ولی میراث فرهنگی و دولت با کمک ملت (بعضیا که میدونید کیارو میگم) به بهونه مرمت وتعمیر نابودش میکنن تا بگن ما هرچی داریم تو این سی سال اخیر کسب کردیم و قبلا هیچی نبودیم
    درود بر فرید
    درود بر رامین
    درود بر عادل و ایرانویج
    درود بر ملت همیشه در صحنه!!!
    مرگ بر نژاد پرستی
    مرگ بر تمام دولتهای مردم خوار و ادم خوار!!

    راستی ذوستان عزیز مثل رامین و فرید و مهسا و کساییکه که فعال هستن تو بقیه بخشهای سایت هم بیان و نظراتشونو بزارن
    بدرود

    [پاسخ]

  114. ramin می‌گه:

    [جهان جان
    اون نبود آزادی که میگی ،کمی کمتر از ۲۵۰۰ ساله که گریبانگیر ما شده.
    احساس هم میکنم اگه کتابی بود حتما نمونه از آن در هندی ،چینی
    طبرستانی جای گوشه ای یکیش پیدا میشود

    [پاسخ]

  115. فرید می‌گه:

    از سوشیانت هم متشکرم به خاطر اطلاعات قشنگش والبته ادبش. وباز به خاطر میهن پرستیشو احترام به گذشتگان.

    [پاسخ]

    بهمن سوشیانت پاسخ در تاريخ اسفند ۲۹م, ۱۳۹۰ ۱۲:۴۷ ق.ظ:

    فرید جان دیگه به این محفل درویشی سر نمیزنی ؟
    بهمن سوشیانت

    [پاسخ]

  116. ramin می‌گه:

    عادل جانم کجایی!
    چند روزیه از ایرانویچم هم خبری نیست از دوستانی که از اون اطلاع دارند خواهش میشود زودتر خبر سلامتی ایشان را به من برسانند.

    [پاسخ]

    بهمن سوشیانت پاسخ در تاريخ آذر ۹م, ۱۳۹۰ ۱۲:۲۹ ق.ظ:

    درود بر عمو رامین
    نکنه ایرانویجم رفته جایی که عادل نی انداخته!

    [پاسخ]

  117. مهسا می‌گه:

    انی جان
    مطالبی که ارائه میدید خیلی جالب وخوندنیه .خیلی متشکرم

    [پاسخ]

    انی کاظمی پاسخ در تاريخ آذر ۸م, ۱۳۹۰ ۱۰:۱۴ ب.ظ:

    درود.
    سپاس گزارم دوست عزیز.

    [پاسخ]

  118. فرید می‌گه:

    سوشیانت جان سلام . سر تعظیم فرود میارم به خاطر اطلاعات قشنگت. هر دفعه یه چیزی ازت یاد میگیرم. تو منو بنده خود کردی. متشکرم. درجه خلوص بالایی داری . راستی دقت کردی سوشیانت جان بعضیا دیگه کاری به کامنتهات ندارند؟ میدونی چرا؟ چون فهمیدند تو آدم با اطلاعاتی هستی. و میدووند که با طرح سوالات الکی تو رو نمیتونند به چالش بکشند. اونا بیشتر دنبال افرادی میگردند که خب اطلاعات زیادی راجع به تاریخ ندارند. و عاشق بحث کردن ومخالفت کردن هستند. و احساس پیروزی بهشون دست میده گویی که قله ای رو فتح کردند.

    [پاسخ]

    احسان پاسخ در تاريخ آذر ۱۰م, ۱۳۹۰ ۹:۰۰ ق.ظ:

    دوست عزیز در پاسخ به نوشته های شما کشتار و قتل و غارت مردم توسط سپاهیان و شاهان ایرانی که همواره در فکر اشغال سرزمینهای دیگر بودند را می آورم تا بدانید که این امر مختص یک قوم نیست و حتی شاهان ما نیز در این امر نامی داشته اند
    ( البته با ذکر منبع )
    کشتار مردم بابل توسط کورش :
    جان مانوئل کوک در کتاب شاهنشاهی هخامنشیان روایت می کند که: “کوروش که جهت اشغال بابل لشکرکشی گسترده ای انجام داده در نبردی در اوپیس بر مردم پایتخت کهن اکد پیروز می شود و آنان را با آتش و کشتار عام نابود می کند.”
    (مانوئل کوک، جان، شاهنشاهی هخامنشی، ترجمه مرتضی ثاقب فر، انتشارات ققنوس، ۱۳۸۴، ص ۶۴)
    “کورش نبرد دیگری دراوپیس کنار دجله نمود و مردم اکد را با آتش سوزاند.”
    (اومستد، ا. ت.، تاریخ شاهنشاهی هخامنشی، ترجمه دکتر محمد مقدم، چاپ سوم، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۷۲، ص ۶۸ و ۶۹.)
    در کتیبه رویدادنامه نبونید و کورش بزرگ که از آخرین نمونه های سنت رویدادنامه نویسی در بابل بشمار می رود آمده است :
    هنگامی که کوروش به سپاه اکَـد در شهر اُپـیـس بر کرانه رود دجـلـه حمله کرد؛ مردمان اَکَـد بشوریدند. اما او همه مردمان شهر را از دم بکشت و شهر را آتش زد .
    مرحوم پیرنیا در کتاب ایران باستان ص ۱۲۱ در مورد کشتار مردم توسط خشایارشاه مینویسد :
    خشایارشاه بعد از جلوس اولین کارش آن شد که شورشی را که در مصر برپا شده بود فرونشاند و در این کار نیز شدت عمل و خشونت بی‌سابقه‌ای نشان داد ( قتل و کشتار بی سابقه ای انجام داد ). چنانکه هرودوت می‌گوید مصر ناچار شد، یوغ سنگین‌تری را برگردن گیرد .
    مردم بابل نیز دراین ایام چند دفعه کسانی سر به طغیان برداشته بودند و یکبار حتی زوپیر ساتراپ پیر و فاتح معروف بابل را نیز کشته بودند. خشایارشا، در بابل نیز در دفع شورش خشونت و قساوت سختی نشان داد و شورشیان را بسختی قتل عام کرد ، حتی بعد از تسخیر مجدد بابل هم معبد مردوک را مورد اهانت و بیحرمتی گردید و هم شهر به غارت رفت.
    دکتر زرین کوب در کتاب تاریخ ایران پیش ص ۲۹۵ از اسلام در مورد اشغال و قتل و کشتار مردم شام توسط سپاهیان خسروپرویز و انوشیروان مینویسد :
    انوشیروان با لشکری بزرگ در سال ۵۳۹ میلادی از دجله و فرات گذشته و به سوریه وارد شد. شهرهایی که با دادن فدیه و هدایا نسبت به شاه اظهار انقیاد کردند، از غارت در امان ماندند اما شهر انطاکیه (در آن زمان این شهر معتبرترین شهر شام بود.) به سبب مقاومت سختی که مردم آن در برابر اشغال شهر از خود نشان دادند، عرضهٔ قتل و غارت و شدند و کشتار وسیعی در شهر صورت گرفت و تمام شهر و کلیساهای آن با خاک یکسان شد .
    در سال ۶۱۴ میلادی سپاه ایران ( خسروپرویز) عازم شامات شد و پس از اشغال شهرهای حلب و انطاکیه مردم آنجا قتل عام شده و شهر غارت شد تمام کلیساها و معابد با خاک یکسان شدند بعد از آن بیت المقدس تسخیر شد و مردم شهر بسختی قتل عام شده و کلیساها و معابد شهر، از جمله مزار مقدس عیسی مسیح با خاک یکسان شد و در آتش سوختند قطعه‌ای از صلیبی که گفته می‌شود مسیح با آن به صلیب کشیده‌شده و بنام صلیب راستین شناخته می‌شود، همچون غنیمتی فوق‌العاده گرانبها به تیسفون فرستاده‌شد ( زرین کوب، تاریخ مردم ایران پیش از اسلام ص ۴۹۴ و ۴۹۵ ) .
    دکتر مهری باقری در کتاب دین‌های ایران باستان، صفحه ۱۲۸ و ۱۲۹ در مورد قتل عام و کشتار مزدکیان مینویسد :

    بعد از فشارهایی که موبدان زرتشتی بر قباد و فرزندش انوشیروان برای سرکوب و قتل عام مزدکیان آوردند روزی انوشیروان مناظره ای ترتیب داد که در آن روحانیان زرتشتی و مسیحی حریف مزدکیان بودند. مزدکیان مغلوب و قتل عام شدند. گفته‌اند که در یک روز دوازده هزار مزدکی از جمله کودکان و زنان توسط سپاهیان ساسانی کشته شدند کتاب‌های ایشان را سوزاندند و اموالشان را مصادره کردند.
    تمام اینهایی که گفتم فقط بخشی از کشتاری است که توسط سپاهیان ایرانی بر علیه اقوام و ملل مغلوب صورت گرفته است که تفصیل آن در این محدوده نمیگنجد کشتارهای کمبوجیه در مصرو یونان و لیدی یا داریوش در بابل و عیلام و سرزمین باکتری و یا کشتار هندیان توسط نادرشاه افشار و یا گرجستان توسط آقامحمد خان قاجار تنها بخش کوچکی از این قتلها و کشتارهاست .
    حقیقت را بگویید حتی اگر برخلاف میل شما باشد
    بدرود

    [پاسخ]

    فرید پاسخ در تاريخ آذر ۱۰م, ۱۳۹۰ ۶:۰۷ ب.ظ:

    احسان عزیز مطلبتو خوندم. اهل مطالعه تاریخ هستی. ومن متشکرم از بابت اطلاعاتی که دادی. قبول دارم که حتی کشتن حتی یک نفر هم در جنگ زیاده اما این همر اجتناب ناپذیره. واینکه جنگهای هخامنشی قتلها و خونریزیها بوده. جسارتا شما فکر میکنید جمعییته ۲۵۰۰ سال پیش حتی در شلوغترین قسمت شهر چقدر بوده ؟ که تاریخ نویسان غربی میگند هزاران نفر کشته شدند. یه مثال کوچیک میزنم همین ۳۰ سال پیش تهران خودمون که مثلا پایتخت هستو آخر جمعیت وقتی از تلویزیون میبینیم تازه مرکز پر رفتو آمدو میگم. انگار گرده مرده ریختند بس که کم جمعیت بوده .تا همین کرج که اصلا بیابون برحوت بوده وخالی از سکنه چه برسه تا قزوین. حالا شما فکر کن که به این کشور گشایی ها. بیشتر شهر ها خالی از سکنه بودند ویا اگرم بوده به صورت قومی و ایلی به صورت پراکنده زندگی میکردند. پس اون قتلو غارتی که تو کتابا توسط خارجی ها نوشته شده رو زیاد جدی نگیر. بنده هرگز به بودن خسرو پرویز و حکومتهای ساسانی یا غزنویان افتخار نمکنم. اصلا بحث ما رو اینهایی که جنابعالی نام بردید نبوده بیشتر مباحث در این کامنت خاص مربوط میشه به دوران کوروش کبیر. در ضمن شما حرف جان مانوئلو قبول داری که قرنها پس از کوروش به وجود اومده اما نوشته های بدست آمده از کوروشو قبول نداری که گفته من شهر بابل رو حتی بدون کوچکترین خونریزی فتح کردم. ( نگو که شما هم عقیده رامین رو داری که ایرانیها بی عقلندو دروغگو…..). در ضمن اونجا که گفتی مرا چیزی باید گفت که تو را خوش آید نه بادنجان را!!!تقریبا بی ربط بود. چون تو چیزی نگفتی که من خوشم بیاد. بیشتر چیزی گفتی که بادنجان خوشش اومد.
    باز این مطلبتم متوجه نشدم که گفتی جواب لی لی به لالای شما رو هم داده باشم؟ یعنی چی؟ بنده در کامنتم به شما گستاخی کردم ؟ بی ادبی کردم؟ اصلا برای شما کامنت گذاشتم؟ کمی مودب تر صحبت کنی فکر کنم بهتر باشه. در ضمن چه کسی گفته گفته های شما حقیقت محضه؟ اینکه شما چند تا کتاب بخونی واز دید خودت بدون اینکه تجزیه وتحلیلش کنی بزاری تو کامنتت آخر حقیقته؟ من تشکر میکنم بابت مطالعه ت و اطلاعاتی که دادی. اما باید بگم شما هم همون چیزیو میخوای بخونی یا بشنوی که دوست داری. درسته؟ وگرنه دوستان دیگه هم کتابهایی نام بردند که عکس مطالبی است که شما خوندیید. چرا شما به اون کتابا استناد نمیکنید؟

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ آذر ۱۰م, ۱۳۹۰ ۷:۱۵ ب.ظ:

    برادر محترم جناب سعید آقا تاریخ : ۱۰/۹/۹۰

    سلام علیکم
    پیوست :سلامتی

    احتراما به اسحتضار می رساند اینجانب عمو رامین نیز جنگ و تهاجمات شاهان ایرانی را به عنوان ، تاریخ ایران زمین نمی دانم و به آن نیز افتخاری نمی کنم اما هیشه از ازل تا الان در جنگ ها حلوا خیرات نمی کردند و کشتاری که اقوام همچون اعراب ، مغولان و ترکان در این آب و خاک کردن فکر نکنم کمتر از بیانات بالا شما باشند.
    لذا خواهشمند است نسبت به تغییر دید کینه توزانه و نه نقادانه خود اقدامات لازم را مبذول فرمایید.
    با احترام
    عمو رامین

    [پاسخ]

    سعید پاسخ در تاريخ آذر ۱۳م, ۱۳۹۰ ۸:۱۵ ق.ظ:

    دوست عزیز رامین آقا

    بنده هم هیچوقت نگفتم که این کشتارها مایه افتخار است کشتار و خونریزی مذموم و ناپسند است چه از طرف ایرانی باشد یا از طرف عرب یا آلمانی یا مغول .
    اما اینکه فقط جنایتهای دیگران را ببینیم و آنها را علم کنیم و خودیها را نقد نکنیم به بیراهه رفته ایم . متاسفانه تعدادی از دوستان دوست دارند اینگونه باشند یعنی خودیها زا نادیده میگیرند اما در مورد دیگران مو را از ماست بیرون میکشند
    اگر در مورد کشتارهای شاهان ایرانی نوشتم هم میخواستم همین را بگویم که در جنگ کسی حلوا پخش نمیکند و سرکوب شورش فقط مختص عربها نبوده است
    بنده هرکز نسبت به کسی کینه نداشتم و ندارم و نخواهم داشت نه نسبت به هموطنان ایرانی عزیز خودم و نه نسبت به نژادها و فرهنگهای دیگر فقط اگر بعضی وقتها داغ میکنم بخاطر این است که دوست دارم حقیقت همواره درصدر بماند حقیقتی که ممکن است گاهی فدای امیال و آرزوها یا خواسته های ما انسانها شود .
    با احترامات خالص
    سعید

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ آذر ۱۵م, ۱۳۹۰ ۱۱:۴۷ ب.ظ:

    سعید جان با این حرفت که ؛دوست دارم حقیقت همواره درصدر بماند حقیقتی که ممکن است گاهی فدای امیال و آرزوها یا خواسته های ما انسانها شود ، کاملا موافقم .

    [پاسخ]

    احسان پاسخ در تاريخ آذر ۱۰م, ۱۳۹۰ ۹:۱۲ ق.ظ:

    دوست عزیز این کامنت رو برای شما هم میفرستم که جواب لی لی به لالای شما رو هم داده باشم هر چند که متاسفانه گفتن حقیقت در این ماتم کده کاریست بس ناگوار و به مذاق خیلی از دوستان ما خوش نمیاد و میل دارن که چیزهایی رو ببینندو بشنوند که دوست میدارند
    مانند داستان آن ندیم سلطان محمود غزنوی که به سلطان گفته بود :

    من ندیم توام نه ندیم بادنجان
    مرا چیزی باید گفت که تورا خوش آید نه بادنجان را !!

    بدرود

    [پاسخ]

    بهمن سوشیانت پاسخ در تاريخ آذر ۱۰م, ۱۳۹۰ ۳:۴۰ ب.ظ:

    درود بر فرید
    از گل انتظار بوی گل میاد و شما خودت گلی که با دیده گل به نگاه میکنی
    به هر حال اینجا جای خط و نشون کشیدن و جنجال نیست
    ما هیچکدوم همه تاریخو نمیدونیم و نخواهیم دونست ولی خوبه که هر کدوم همون چیز کمی رو هم که میدونیم بریزیم وسط تا بقیه استفاده کنن
    زکات دانش یاد دادن اونه

    در پاسخ احسان عزیزم
    لطفا مطلبو یک بار بزار من بالاتر که همین مطلبو گذاشتی خوندم و جوابتونو گذاشتم
    فقط کوتاه یه چیزی هم بگم اینجا
    سیاست کثیفه و هیچ رجل سیاسی عاری از دروغ و نامردی نیست
    منتها کم و زیاد داره
    کوروش در جنگ اوپیس کشتار به راه انداخت ولی در جای دیگه از نسل کشی جهودان جلوگیری کرد
    شما الان در قرن ۲۱ هم نمیتونی بگی فلان رهبر یا رییس جمهور فوقالعادس و هیچکار اشتباهی نکرده
    سیاست میگه گاهی اوقات باید با زور یا دروغ یا کشتار از نابودی کل نظام جلوگیری کرد
    من درمورد اعراب گفتم بسیاری از اونها با زور پیامبر مسلمان نشدن اما همینکه فهمیدن عمر قصد گشایش ایرانو داره اومدن بیعت کردن و مسلمان شدن تا سرباز بفرستن و از غنایم کشور ثروتمند ایران و گنجهای شاهنشاهی ساسانی و اشکانی که قنها در دربار و شهرهای مهم ایران بود بهره مند بشن
    طبیعیه همچین آدنایی که اسلام را بخاطر غنیمت قبول کردن نه خدا، نمیشه انتظار انسانیت داشت و کشتارشون به دلیل خوی حیوانی و دنیاییشون بود. چه اگر غیر این بود هیچوقت با زور شمشیر اسلام نمیاوردن
    فرض کن شما مسیحی هستی و من مسلمون
    اگه با حرف نتونم شمارو ترغیب به اسلام آوردن کنم آیا انسانیه که با چوب بزنم بکشمت؟ کجای اسلام گفته که پیروان ادیان دیگرو بکشید؟
    پیامبر یا علی نمیتونستن به زور شمشیر ، ایران روم افریقا یا سایر ممالک رو مسلمان کنن؟ یادمون باشه اسلام فقط جنگ با مشرکان رو جایز میدونه و با پیروان اهل کتاب و دین سر جنگ نداره. همونطور که پیامبر از جهود و ترسا و مجوس جزیه میگرفت نه جنگ
    خسروپرویز نامه پیامبرو پاره کرد. این بهترین بهونه بود واسه کشور گشایی و حمله عرب به ایران. اما پیامبر این کارو نکرد. عمر سرخود با ایران و افریقا و گرانادا جنگید و غارت کرد .
    تاحالا فکر کردیم عمر این همه سپاه مسلمانو از کجا آورد که از یه طرف به ایران از یه طرف به شرق اروپا و از طرف دیگه به شمال افریقا و از اونجا به اسپانیا حمله کرد؟ پس این همه مسلمون دوره پیامبر کجا بودن؟ یعنی عمر انقد مرد روحانی و معصومی بود که قبایلی که پیامبر و حتی ابوبکر نتونسته بودن مسلمان کنن با روی کار اومدن عمر مسلمان شدن؟ نه اینا بخاطر جمعآوری غنایم و زن و مال ظاهرا مسلمان شدن. تخم و طایفشونو امروز با نام وهابی و بهایی و شیخیه و ناصبی میشناسیم .

    باز هم تشکر میکنم از احسان عزیز بخاطر این بحث عالی و پر محتوا

    بدرود

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ آذر ۱۰م, ۱۳۹۰ ۶:۴۸ ب.ظ:

    فرید جان
    جان عدلم اگه به (بی من )گیر نمیدیم توی رو دربایستی هستیم. بعضی وقت ها انحرافاتی ازش می بینیم اما با چشم اغماض ازش رد میشم.

    [پاسخ]

    بهمن سوشیانت پاسخ در تاريخ آذر ۱۱م, ۱۳۹۰ ۵:۲۹ ب.ظ:

    درود بر رامین
    من خوشحال میشم انحرافاتمو بگین تا بیشتر مطالعه کنم . دوست خوب باید مثل آینه بمونه و عیبهای آدمو بگه تا دشمن سو استفاده نکنه. پس بی رودروایسی دوس دارم این بحث عالیو ادامه بدیم و انحرافاتمم دوس دارم بدونم تا مرتفع کنم.
    به هر حال ما عمو رامینی دیگه !
    از طرف رامین::: عادل کجای!!!!

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ آذر ۱۲م, ۱۳۹۰ ۱۲:۳۴ ق.ظ:

    این که گفتی میشه در نوشابه برای هم باز کردن.

    [پاسخ]

    بهمن سوشیانت پاسخ در تاريخ آذر ۱۸م, ۱۳۹۰ ۲:۱۶ ب.ظ:

    اتفاقا اصلا در نوشابه باز کردن نیس
    وقتی انحرافی میبینی باید بگی تا تصحیحش کنیم
    شما میگی انحرفاتی از من میبینی که تو رودوایسی زیر سیبیلی ردش میکنی!! خوب برادر جان این اشتباهه
    بگو تا منم یاد بگیرم اشتباهاتمو تصحیح کنم

    [پاسخ]

  119. فرید می‌گه:

    متاسفانه بعضیا به جای اینکه بیاند با دلیل و منطق و مدرک بحث کنند میاند با تیکه انداختند یا از کلمات نا متعارف استفاده میکنند. قبلا هم گفتم بعضیا کلا مخالفند. بعضیا ناسیونالیسم هستند. بعضیا فکر میکنند دهه ۴۰ یا ۵۰ است که حتما خودتون هم دیدید یه نفر صحبت میکرد برای عوام و امی واون بندگان خدا هم میگفتند صحیح هست صحیح هست. و دوست دارند خودشونو پشت کلماتی مثل روشنفکر و از این کلمات قلنبه سلنبه که دیگه دوره ش گذشته قایم کنند. حتما در کامنتها دیدید. بعضیا هم فقط میگند من درست میگم میگید نه اینهاش اینم کتابای خارجی که من خوندم. ببین چقدر کارم درسته؟ بابا خارجیا که دروغ نمیگند. اونا مثل ایرانیا دروغگو و بی عقل نیستند که. خلاصه تا دلت بخواد از ایرانو ایرانی بد میگه. بعد هم میگه افسانه نژاد آریایی و یا افسانه کوروش و…… خب بالا خره اینم نظره حالا یا با دلیل یا بی دلیل . برای بنده محترمه . اما زیبا سخن گفتن واز کلمات مودبانه استفاده کردن حتی اگر مخالف نظر ما باشه یه جورایی مارو مجذوب خودش میکنه.

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ آذر ۱۲م, ۱۳۹۰ ۱۲:۴۴ ق.ظ:

    فرید
    اون کلا مخالف به من اشاره کردی هان؟
    جان عادلم که چند وقتی است ازش بی خبرم به عمو بی من شکایتو میبرم ، نگو نگفتی .

    [پاسخ]

    بهمن سوشیانت پاسخ در تاريخ آذر ۱۵م, ۱۳۹۰ ۱۱:۴۲ ب.ظ:

    منظور رامین بهمن بود منتها چون عجله داره چند وقته اشتباهی تایپ میکنه بی من

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ آذر ۱۸م, ۱۳۹۰ ۹:۳۸ ب.ظ:

    منظور عمو رامین همان است که می نگارد و اشتباه تایپی نمیکه چون اولین بار در بالا (بی من ) را با قصد و نیت خاصی در پرانتز نوشت .

    [پاسخ]

    بهمن سوشیانت پاسخ در تاريخ آذر ۲۰م, ۱۳۹۰ ۱:۲۷ ب.ظ:

    نه همون اشتباه تایپی هستش چون خودتم میدونی رامین اسم کسیو مسخره نمیکنه !!!

    [پاسخ]

  120. فرید می‌گه:

    مستر رامین. متاسفانه در نوشته خود احتمالا یا عجله داشتی برای نوشتن یا از نظر روحی وفکری کمی بهم ریخته بودی چون جملات شما رو بنده متوجه نشدم .خواهشا یه بار دیگه خودت بخون. اگه با آرامش تصحیحش کنی ممنون میشم.

    [پاسخ]

  121. فرید می‌گه:

    آقا رامین.(۱) پیشنهادی به شما دارم. اگر اگر اگر فرصت کردید کتابهای ادبیات را هم در کنار کتابهای تاریخ بخونید .شاید شاید شاید لحن تند و بد شما کمی بهتر بشه. در کامنتی که در بالا برای من گذاشتی به جای استفاده از ضمیر فاعلی مثل: شما . اومدی گفتی تو بمیری. اولا هم کلمه تو .و هم کلمه بمیری دو کلمه توحین آمیزه. شما در کامنتهای بنده نظر کن ببین با اینکه مخالف عقاید ونظراتت هستم هرگز از کلمات تو و یا گستاخانه استفاده نکردم. اولا چون عقاید متفاوتی داریم پس صمیمیتی هم نمیتونه بین ما باشه کو بخوام از کلمه تو استفاده کنم چه برسه به اینکه کلمه بدتری هم به دنبالش بیارم. . دوما بنده همیشه جانب ادب رو رعایت میکنم که مبادا فردی که دارم براش کامنت میزارم سنش از من بالاتر باشه و لحن حرف زدن من باعث بی احترامی به شخص مورد نظر باشه.(۲)گفتی دنبال نقد کردن هستی .خب خوبه.اما اخه هر کار درستیو که انجام شده یا میشه رو که نقد نمیکنند. (انوقت همون میشه که قبلانم گفتم آقای مخالف)(۳)لذت بردن از عقاید دیگران به نظر بنده برای خیلیا معنیش اینه که هر چیزی که موافق نظر بنده است لذت میبرم وهر چیزی که مخالف نظر بندست ازش لذت نمیبرم.(که این کاملا طبیعیه وبیخودی هم شعار ندیم ). (۴)در جایی گفته بودی که ایرانیها ملتی بی عقل .بی شهامت. ترسو….هستند. که بنده در جواب گفتم حق نداری دیگرانو زیر سوال ببری لطف کن دفعه بعد عقلو شهامت خودتو ببر زیر سوال. ودوباره از شما پاسخی اومد که:شهامتمو به خاطر گذشتگان زیر سوال نمیبرم. خب پس چرا به خودت اجازه میدی کلی گویی کنی در باره ایران وایرانی .اما در باره خودت حرفایی که میزنی مصداق نداره.؟ یادت نره که خودتم جزئ همین ملتی. ودر آخر بگم کلا شخصیت پیچیدهای داری.

    [پاسخ]

    بهمن سوشیانت پاسخ در تاريخ آذر ۱۸م, ۱۳۹۰ ۲:۳۱ ب.ظ:

    درود بر رامین و فرید

    ما اومدیم اینجا از اطلاعات هم استفاده کنیم و یه چی یاد بگیریم
    نمیدونم چرا هرکدوممون یه نظر مخالف میبینیم دعوا میکنیم با هم

    اقا شنیدی میگن دوستِ دوستِ تو همان دوست توست؟
    من با رامین رفیقم با فریدم رفیقم پس فرید و رامین که با من رفیقن باید با همدیگه هم رفیق باشن! چی گفتم خودم نفهمیدم!!!!
    بدرود

    [پاسخ]

  122. بهمن سوشیانت می‌گه:

    بدرود یه مطلب میزارم بخونید دوستان جالبه:

    نویسنده دکتر تورج دریایی

    فرزندان و نوادگان یزدگرد سوم در چین
    فرزندان و نوادگان یزدگرد سوم در چین
    فرزندان و نوادگان یزدگرد سوم در چین
    فرزندان و نوادگان یزدگرد سوم در چین

    منابعی که در مورد حکومت آخرین شاه ساسانی یعنی یزدگرد سوم در دست داریم تمام بر پایه منابع ساسانی و به خصوص روایاتی است که تاریخ نگاران مسلمان دو یا سه قرن بعد از فروپاشی آن سلسله درباره وی نوشته اند.از این رو آنچه بر یزدگرد سوم و خاندان او پس از دوران پادشاهی اش گذشته است به تنهایی بر اساس این منابع نمی تواند آگاه کننده باشد.مهمترین منبع برای حکومت یزدگرد سوم تاریخ طبری می باشد که بیشتر متوجه فتوحات اعراب مسلمان در آن زمان است.طبری درباره یزدگرد سوم می نویسد که در زمان برادر کشی شیرویه،او در استخر پنهان شده بود و در سال ۶۳۲ میلادی در آتشکده آناهیتا تاجگذاری کرد.یزدگرد در زمان به تخت نشستن بیش از ۱۵ یا ۱۶ سال نداشت.چهار سال بعد جنگ قادسیه و چند سال بعد از آن جنگ نهاوند،باعث شکست کامل ساسانیان در ایرانشهر شد.در زمانی که گروهی از ایرانیان در مقابل اعراب در نواحی مختلف ایستادگی می کردند و کم کم معلوم می شد که دیگر نمی توان با مهاجمین جنگید،مدارکی وجود دارد که نشان می دهد خاندان ساسان همراه با گروه کثیری از ایرانیان به چین رفتند و با کمک فغفور چین برای آزاد کردن ایرانشهر سعی نمودند.یزدگرد سوم در سال ۶۵۱ در شرق ایران کشته شد.کشته شدن او به صورت داستانی بازگو شده است که توسط آسیابانی به قتل رسید اما به نظر می رسد که روایت ثعالبی در این که سواران ماهویه به دستور او این شاه را یافتند و یزدگرد را در همان جا با طناب خفه کردند موثق تر می نماید.اما وی قبل از این فاجعه سعی بسیار کرد تا با کمک فغفور چین و قوای تازه،ایران را آزاد سازد.از این زمان است که منابع چینی به خصوص تاریخهای تانگ به ما در این باره کمک می کنند.دو کتاب تاریخی مهم وجود دارد یکی(( تاریخ جدید تانگ)) است و دیگری ((تاریخ قدیم تانگ)).با این که دو کتاب با یکدیگر تفاوتهایی دارند،روایت آزاد ساختن ایرانشهر در آن وجود دارد.این متون را شاوانز نزدیک به یک قرن پیش به زبان فرانسه ترجمه کرده است.به علاوه مدارک جدیدتری توسط تاریخدانان چینی ارائه شده است که به اطلاعات ما در این مورد می افزاید.همچنین چین شناس ایتالیایی، فُرته مطالعات گرانبهایی درباره تاریخ این دوره ارائه داده است که به آن توجه خواهیم کرد.

    یزدگرد( issu-ssu/i-ssu-hou) در سال ۶۳۸ یک گروه را به رهبری mo-se-pan (مرزبان) به چین فرستاد تا از آن دولت کمک بگیرد.فُرته نشان داده است که تاریخ این سفر باید ۶۴۷ باشد ولی قبل از آن زمان نیز در سال ۶۳۹ یزدگرد گروه دیگری را به آنجا فرستاده بوده است.در میان این گروه دو پسر و سه دختر یزدگرد نیز بودند.در سال۶۵۸ پیروز(Pi ru-szu) یکی از پسران یزدگرد از فغفور چین به نام گازنگ(۶۴۹-۶۸۳) کمک خواست.پیروز توانست با کمک چینیان در سال ۶۵۸ دولت پارسی(po-szu)(ایرانی) را با پایتخت زرنگ(chi-ling) به وجود بیاورد.این فرصت برای حکومت پیروز همزمان بود با خبر آزاد شدن سیستان از زیر سلطه اعراب.بین سالهای ۶۵۸ و ۶۶۳ حکومت دوم ساسانی در سیستان برپا شد.شاید به همین دلیل است که سکه های بسیاری از یزدگرد برای سال بیستم پادشاهی وی(۶۵۰/۶۵۱) با ضرب سیستان وجود دارد که به نظر سکه شناسان پس از سال ۶۵۱ و مرگ یزدگرد ضرب شده اند.این امر ممکن است به آن معنی باشد که پیروز همچنان سکه های ساسانی را به نام پدرش ضرب می کرده است و این،خود نمودار حقانیت آن خاندان و حکومت پیروز در شرق ایرانشهر بوده است.

    طبق منابع چینی،فغفور گازنگ در ۱۴ فوریه سال ۶۶۳ پیروز را به عنوان حاکم منصوب کرد اما پیروز در سال ۶۷۳/۶۷۴ دوباره به دربار فغفور رفت که این موضوع نشان دهنده شکست او از اعراب می باشد.آیا بین سالهای ۶۵۸ تا ۶۷۳ او هنوز با اعراب در جنگ بوده است؟فقط در سال ۶۷۳/۶۷۴ بود که پیروز ،سیستان و دومین پادشاهی ساسانی را از دست داد،چون طبق منابع چینی وی از ۲۴ ژوئن ۶۷۳ تا ۱۱ فوریه ۶۷۴ در پایتخت فغفور حضور داشته است ولی او بار دیگر به غرب بازگشت و در سال بعد در ۱۷ ژوئن ۶۷۵ برای آخرین بار به دربار چین آمد.او توسط گازنگ لقب(you wuwei jiangium) ((ژنرال گارد جنگی راست)) را گرفت که یکی از ۱۶ لقبی بود که در کاخ سلطنتی چین برای بزرگان از آن استفاده می شد.او در سال ۶۷۷ دستور داد یک معبد به نام Bosi-si ((معبد پارسی))(پارسیگ Bosi) در شینجان بسازند.پیروز در سال ۶۷۸/۶۷۹ درگذشت.در صفحات بعد از ((معبد پارسی))سخن خواهیم گفت.اما خاندان ساسان آرزوی خود را برای آزاد ساختن ایران از دست اعراب از دست نداد.به توصیه ژنرال چینی پی ژینگجین(Pei Xingian) به فغفور،پسر پیروز به نام نرسه(ni-nie-che) در تبعید بر تخت شاهنشاهی ایران نشست.کریستنسن به اشتباه یا بدون توجه به منابع چینی این تاریخ را ۶۷۲ میلادی تخمین زده است،ولی فُرته آن تاریخ را به تازگی تصحیح کرده است.در اینجا باید گفت که منابع ایرانی نیز سلطنت پیروز را به یاد داشته اند.از او در بخش هیجدهم بندهش چنین یاد شده است: (( پسر یزدگرد به هندوستان شد،سپاه و گُند آورد،پیش از آمدن به خراسان درگذشت،آن سپاه و گُند بیاشفت))

    در اینجا مقصود از((هندوستان به طور حتم تخارستان و آسیای میانه امروزی می باشد.چون بنا به گفته بیرونی ساکنان زرتشتی سغد بر این باور بودند که پنجاب و شمال آن و کوههایش یعنی هندوکش به عنوان هند/سند شناسایی می شده است.پسر یزدگرد در چین دفن شد ولی تا امروز مجسمه او که – به مانند دیگر مجسمه ها در این محل بدون سر است در جلو آرامگاه گازنگ وجود دارد و در پشت آن مجسمه این کتیبه نوشته شده است:

    you xiaowei da jiangiun jilan Bosi dudu Bosi wang Bilusi

    ((پیروز شاه پارس (ایران)ژنرال بزرگ گارد جنگی راست و سپهبد پارس (ایران) )).

    با توجه به این موضوع باید گفت که نظر زنده یاد مهرداد بهار در یادداشتهایش بر بندهش درباره پیروز که ((مدارک تاریخی از گریز او به چین حکایت می کند و ظاهرا کوششی هم برای بازگشت نکرد و عمری به خصب عیش در چین به سر برد))نادرست می باشد.پسر پیروز نرسه،نیز به نوبه خود در سال ۶۷۹ همراه گروهی سرباز برای آزاد ساختن ایرانشهر به غرب رفت و در تخارستان به مدت ۳۰ سال با اعراب جنگید.در سال ۷۰۸/۷۰۹ به پایتخت چین بازگشت و عنوان ژنرال گارد چپ(zou tunwei jiagiun) را دریافت کرد.مجسمه او نیز در همان جایی که مجسمه پدرش هست وجود دارد.او با نام نرسهmanmei خدای da shouing پارس مشخص شده است.اعراب در سال ۷۰۵ بلخ،در سال ۷۰۹ بخارا، و در سال ۷۱۳ سمرقند و فرغانه را تسخیر کردند و پس از آن به پامیر و کشگر راه یافتند و با فرستادن نامه ای از فغفور چین خواستند تسلیم شود.اما تا زمانی که نرسه در شرق بود اعراب نتواستند این مناطق را تسخیر کنند و این نشانه قدرت او و جنگهای سخت و ایستادگی ایرانیان در شرق در مقابل اعراب است.

    اما باید به یاد داشت که شخص دیگری نیز وجود داشته است که از او در منابع چینی با نامAluohan یاد شده که در سال ۷۱۰ درگذشته و عنوان (( ژنرال گارد راست)) را داشته است،در صورتی که پیروز نیز همین عنوان را داشت.در این جاست که به این مهم پی می بریم که هردو باید از خاندان سلطنتی باشند و نظریه فُرته درباره این که نام او وهرام/بهرام می باشد صحیح به نظر می رسد.دو کار مهم او بنا به منابع چینی تماسهای او با امپراطوری روم شرقی و نیز ساختن یک بنای مهم در چین می باشد.فغفور چین او را بین سالهای ۶۵۶ و۶۶۰ به غرب فرستاده بود تا سعی در بازپس گرفتن ایرانشهر از اعراب کند.این کار او در بندهش به این صورت عنوان شده است:

    و چون رومیان رسند و یک سال پادشاهی کنند،آن هنگام،از سوی کابلستان یکی آید که بدو فره از دوده بغان است و (او را)کی بهرام خوانند.همه مردم با او باز شوند و به هندوستان و نیز روم و ترکستان،همه سویی پادشایی کند.همه بد گِروشان را بردارد،دین زرتشت را برپا دارد.

    آیا در این متن نمی توان رفت و آمد دیپلماتیک بهرام را مشاهده کرد؟در کتاب پهلوی زند بهمن یسن زمانی که از((بهرام ورجاوند)) گفتگو می شود،سخن از یک فرد خیالی نیست که در آینده به نجات ایرانشهر خواهد آمد،بلکه منظور،بهرام،فرزند یزدگرد سوم است.این موضوع به خوبی با نگاه به فصل ۷ متن زند بهمن یسن مشخص می شود:

    (( و او پادشاهی که در دین به نام بهرام ورجاوند خوانند،زاده شود…..هنگامی که آن پادشاه سی ساله باشد…با سپاه و درفش بی شمار سپاه هندی و چینی،درفش برگرفته …پادشاهی به(آن)کی رسد….))

    پس به نظر می رسد که او سعی در آزاد ساختن ایرانشهر کرده و ایرانیان به انتظار بازآمدن او،آرزوی خود را در شعری به پهلوی به این صورت بیان کردند:

    (( کی بود که پیکی آید از هندوستان
    کآمد آن شاه بهرام از دوده کیان
    کِش پیل هست هزار بر سرآن هست پیلبان
    کآراسته درفش دارد به آیین خسروان
    که پیش لشکر برند سپاهسالاران
    مردی گسیل باید کردن زیرک ترگمان
    که شود بگوید به هندویان
    که ما چه دیدیم از دست تازیان
    بر یک گروه دین نزار کردند بیوژدند شاهان
    شاه ما و هر که ایر بود ایشان
    چون دیودین دارند چون سگ خورند نان
    بستدند پادشاهی از خسروان
    نه با هنر نه به مردی
    بل به افسوس و ریشخندی
    بستدند به ستم از مردمان
    زن و خواسته گاهِ شیرین باغ بوستان
    گَزیت برنهادند ببختند بر سران
    باج بی پایان خواستند ساکِ گران
    بنگر که چند بد افگند آن دُروج به این جهان
    که نیست بدتر از وی اندر این جهان
    از ما بیامد آن
    شاه بهرام ورجاوند از دوده کیان
    پس بیاوریم کین تازیان
    چون رستم کآورد صد کین سیاوشان
    مَزگت ها فروهلیم بنشانیم آتشان
    بتخانه ها بکنیم و پاک کنیم از جهان
    تا نابود شوند دُروج زادگان از این جهان))

    در اینجا نیز منظور همان بهرام فرزند یزدگرد است که با بهرام مذکور در ادبیات آخرالزمانی زرتشتیان آمیخته شده است،با این که بهرام نتوانست کاری را که ایرانیان در آرزوی آن بودند انجام دهد.فرزند او که طبق کتیبه چینیJuluo که هرماتا او را به درستی ((خسرو))خوانده،کار پدر را ادامه داد.

    منابع دیگر نیز این روایت را تایید می کنند که شخصی که به نام خسرو در ارتش خاقان ترکستان در سال ۷۲۸/۷۲۹ با اعراب می جنگید،نوه یزدگرد بوده است.او نیز در سال ۷۳۰/۷۳۱ به پایتخت چین رفت.در آن زمان عده زیادی از ایرانیان در آسیای میانه و چین ماندند و چند کتیبه در آنجا به جا گذاشتند.این بود پایان کار خاندان ساسان.ولی باید توجه داشت که این خاندان حدود یک صد سال برای آزاد ساختن ایرانشهر جنگید.

    اما گفته شد که پیروز در سال ۶۷۷ دست به ساختن معبدی زد که منابع چینی آن را ((معبد پارسی))می خوانند.قبل از او نیز یزدگرد چندین بار گروهی را به چین فرستاده بود و معابدی نیز در چین برپا شده بود.نویسندگان بر این باورند که این معابد آتشکده های زرتشتی بوده است.ولی این باور اشتباه به نظر می رسد.زیرا در تمام اعلامیه هایی که مذهب مسیحیت را در چین آزاد و قانونی می شمارد،کلمه Bosi-jing و معبد راBosu-si می خواند.در سال ۶۴۷ اولین نماینده یزدگرد به نام Alopen که مسیحی بود درخواست به رسمیت شناختن مذهب مسیحیت را در چین کرده بود.جالب توجه است که این معبد،((پارسی))نام گذاشته شده بوده است،و به گفته فُرته انگار((پارسی))با مذهب مسیحیت ربط داشته یا به چشم چینیان این چنین بوده است.چرا یزدگرد درخواست ساختن یک معبد مسیحی کرده است؟احتمال دارد که خاندان ساسان و عده ای از بزرگان به این مذهب گرویده بوده اند.آیا ممکن است این دلیلی باشد بر به رسمیت نشناختن یزدگرد در بعضی از نقاط ایران و حرکت او به سوی شرق؟ما مدارک متعددی درباره گرویدن خاندان شاهی و بزرگان ساسانی به مذهب مسیحیت از قرن پنجم تا هفتم میلادی در دست داریم که به صورت کتابهای مربوط به شهیدان برجا مانده است.اما در کتیبه های دو زبانه ای که بر روی استودان در چین وجود دارد به نام شخصی،ماهشی نام که دختر پهلماسپ از قبیله سورن بوده و سال درگذشت او به سال یزدگردی و چینی داده شده است بر می خوریم.او در ۲۶ سالگی درگذشته و گفته شده است که درخواست او این بوده است که جای او در کنار اهورامزدا و امشاسپندان باشد.سال درگذشت او ۸۷۴ و نشان دهنده اقامت خاندان بزرگ ایرانی در چین است،واین نشان می دهد که ایرانیان مسیحی و زرتشتی در کنار هم در چین می زیستند.

    در پایان می توان از این بررسی چند نتیجه به دست آورد.اول این که نباید تصور کرد که خاندان ساسان و ایرانیان پس از حمله اعراب از ایرانشهر دفاع نکردند و آن را به آسانی رها کردند.نه تنها یزدگرد،بلکه پسرانش پیروز و بهرام به سختی با اعراب جنگیدند.سپس نرسه فرزند پیروز،و خسرو به کارزار اعراب رفتند.با این که برای مدتی در قرن هفتم میلادی ساسانیان در سیستان حکومت کردند،سرانجام اعراب بر آنها پیروز شدند.موضوع دیگری که در اینجا به نظر می رسد این است که با این که ایرانیان به سختی با اعراب جنگیدند چرا مهاجمین توانستند ساسانیان را شکست دهند؟این شکستها معمولا به خاطر ضعف اجتماعی جامعه ساسانی دانسته شده است، ولی این باور کاملا اشتباه است چون نه تنها اعراب توانستند ایرانشهر را شکست دهند بلکه در سال ۷۵۱ چینیان را نیز شکست سختی دادند و آسیای میانه را به تصرف خود درآوردند.هراکلیوس/هرقل امپراطور روم نیز تمام سوریه،فلسطین،مصر و قسمتی از آناتولی را به اعراب باخت.پس باید دلیل شکست ایرانیان، چینیان ، و رومیان را در امر دیگری جست.به نظر من استفاده از تکنولوژی رومی مانند منجنیق، و سوارنظام سریع و سبک عرب می توانست سوار نظام سنگین و کند ساسانی را به راحتی شکست دهد و همین کار را نیز انجام دادند.نکته آخر مساله رواج مسیحیت در ایران است.مدارک چینی نشان می دهد که اکثر ایرانیان در چین مسیحی بودند و یزدگرد و فرزندانش نیز معابد/کلیسای مسیحی در چین برپا کردند.

    دانشگاه ایالتی کالیفرنیا فولرتون

    ((پایان))

    منابع تکمیلی:

    http://immortals.blogfa.com/post-31.aspx

    http://immortals.blogfa.com/post-32.aspx

    همینطور رجوع شود به :

    http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2_%28%D9%BE%D8%B3%D8%B1_%DB%8C%D8%B2%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D8%AF_%D8%B3%D9%88%D9%85%29

    [پاسخ]

  123. ramin می‌گه:

    فرید جان
    جان عادلم ، خواندن را بعد از بابا آب داد، با ادبیات شروع کردم بعد رفتم ببینم که (چه کسی )؟بودیم و چه ؟کجا ؟کی؟چرا؟و چگونه؟ الان به این خواری افتاده ایم.اون لحن بد هم که میگی داغ دل است وبس.
    (تو بمیری )هم در جای که ما زندگی میکنیم قسمی معمول در بین دوستانی است که صمیمیت در بین آنها وجود دارد، بعدعمو قربانت بره اختلاف عقیده داریم دشمن خونی که نیستیم.
    شما هم دارای بزرگترین مشکلی هستید که مردمان این سرزمین دارند اختلاف عقیده را بر نمی تابی و تحمل عقیده مخالف را نداری.
    آفرین اون کار جانب ادب را نگه داشتن را ادامه بده تا کمی باعث امیدواری باشی.
    من با اینکه کاملا با تفکرات عادل مخالف بودم وهستم اما هنوز هم از رفتنش ناراحتم و با کامنت های که براش میزارم امید به باز گشتش دارم.
    اون جریان نقد هم شالوده اساسی تفکرم است که باید به همه چی با دیدی شکاک نگاه کنم، و از شما می پرسم ؟ معیار سنجش کاردرست چیه؟ و کی کار درستی بر اساس انسان مداری انجام داده و من انکارش کردم!
    خصوصیات بارز ایرانی ها هم اونی بود که گفتم ملتی بی عقل .بی شهامت. ترسو ….اگه غیر این است چند تا مثال تاریخی بزن من هم از آن خبردار شم شاید در لا به لای تاریخ تیره وطنم نکته ای باشه که من به آن نرسیدم.
    اما جمله که قبلا گفتم این بود ؛اما شهامتم راهیچ وقت به خاطر عملکرد گذشتم زیر سوال نمیبرم. پس از گذشتگان نامی نبردم و دچار نارسیسم شده بودم.

    [پاسخ]

    mahya پاسخ در تاريخ آذر ۲۵م, ۱۳۹۰ ۲:۱۶ ق.ظ:

    درود بر تو رامین جان
    شک اولین گام برای یقین است و یقین رهیافتی برای رسیدن به ایمان. احترام به نظرات یکدیگر امری بدیهی است، که متاسفانه در این صفحه اصلا رعایت نشده است. بیایید به تاریخ فکر کنیم، از آن تجربه بیازیم و در حال بیندیشیم که به قول آندره مارلو: قرن بیست و یکم یا نخواهد بود، یا عرفانی خواهد بود. باید خواند بدون اینکه نتیجه ای گرفت، و بگذاریم حقیقت ما را بیابد. به قول شاعر بزرگ فردوسی: ز گهواره تا گور دانش به جوی. اگر هزاران کتاب هم خوانده باشیم نباید ادعایی داشته باشیم و حقایق علمی این را به راحتی اثبات می کند که انسان بسیار حقیر بوده و هیچ چیز مطلق نیست. تو را به آمچه می پرستید با یکدیگر مهربان باشید و احترام یکدیگر را نگه دارید تا حداقل مهرورزی را به یکدیگر بیاموزیم. نمی خواهم اینجا نقش پدر را بازی کنم. من حقیر را ببخشید. با تشکر از نویسنده این مطلب و خسته نباشی به ایشان.

    [پاسخ]

    کوپال پاسخ در تاريخ آذر ۲۶م, ۱۳۹۰ ۱:۴۶ ق.ظ:

    رامین نارسیسم را دوست نداری خوشم میاد اگه میخای جام ذرین حسنلو را ببینی جواب بده ۲شنبه میرم که ببینم دستم بگیرم افتخار کنم گریه کنم هستی؟

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ دی ۴م, ۱۳۹۰ ۹:۲۲ ب.ظ:

    پهلوان کوپال
    از بازدید برایمان چپزی تعریف نکردی.

    [پاسخ]

    KUPAL پاسخ در تاريخ دی ۱۳م, ۱۳۹۰ ۶:۱۸ ب.ظ:

    اقا رامین خوب میدونی این جام ۲بار دیده شده دوست من ۱اشنایی داشت که قول داد به ما نشون بده من هم میخاستم شما هم باشی ولی متاسفانه کم لطفی کردی نیومدی جام را دیدم ولی نمیتونستیم دست بزنیم فقط اینم بگم ۲تا جام بود

    [پاسخ]

    عادل پاسخ در تاريخ دی ۴م, ۱۳۹۰ ۱۱:۳۱ ب.ظ:

    دشمنم بمیره

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ دی ۵م, ۱۳۹۰ ۶:۳۴ ب.ظ:

    چرا مسلمان مگه اینجا دشمنی در کمین میبینی!؟؟

    [پاسخ]

  124. کاوه می‌گه:

    سلام
    کاش ملت میدونستن قبل این روزای سرد پدرانشون کی بودند و چه کردند.
    بیاییم ننگی برای آیندگان نباشیم.

    [پاسخ]

  125. ramin می‌گه:

    درود بر شما دوست گرامی،مهیا
    خوشبختانه در این پست احترام بهتر از جاهای دیگه است و این تضاد عقاید را که، می بینی باعث تعالی من و دوستان می شود .
    اما جان عادلم ، من خودم هم از این همه کل کل کردن خسته شدم . قبلا اگه لینکی می گذاشتم مسائل تاریخی بود .
    ولی در باب حقیر بودن انسان ها باید گفت وقتی به این حقارت رسید که؛
    آدمی دل به آسمان بست ، و انتظار وحی از آن داشت !
    وقتی که مقام خود را ،در حد بندگی پایین کشید ! در حالی که در این گستره شهریار بود !
    وقتی که به خربندگی آسمان ، دست بر سینه نهاد و پیشانی بر خاک ، و خود را به خواری افکند.(تلخیصی از شعر زمین ،شاملو)

    [پاسخ]

    بهمن سوشیانت پاسخ در تاريخ دی ۳م, ۱۳۹۰ ۱:۳۰ ب.ظ:

    چرا بچه ها کم پیدا شدن ؟

    [پاسخ]

    فرید پاسخ در تاريخ دی ۱۵م, ۱۳۹۰ ۶:۲۹ ب.ظ:

    سلام سوشیانت جان . ایران نبودم. اما خدایی اعصابم از دست یه نفر تو این سایت راحت شده بود. اسمشو دیگه نمیگم. میشناسیش همونی که با همه چی کلا مخالفه. به هر حال دوست دارم شما و ایران ویجو و البته مستر کاظمی رو. هر جا هستید سلامت باشید.

    [پاسخ]

    بهمن سوشیانت پاسخ در تاريخ دی ۱۸م, ۱۳۹۰ ۲:۴۶ ب.ظ:

    درود بر فرید
    رسیدن بخیر

    احتمالا منظورت از هون همیشه مخالفه رامین نیست !!!!!؟؟

    [پاسخ]

    بهمن سوشیانت پاسخ در تاريخ دی ۲۰م, ۱۳۹۰ ۲:۲۴ ب.ظ:

    درود بر فرید گل
    اون یه نفر که میگی یحتمل رامین بود دیگه !
    شوخی کردم
    پاینده باشی همیشه

    [پاسخ]

    فرید پاسخ در تاريخ دی ۲۱م, ۱۳۹۰ ۱۰:۴۷ ق.ظ:

    کاش میشد هدیه ای ناقابل برات بفرستم. آدرس میلمو از مستر کاظمی بگیر . (کاظمی جان میشه خواهش کنم اگه سوشیانت جان میلمو خواست بهش بدی؟)

    [پاسخ]

  126. امیر می‌گه:

    درود بر دوستان پارسی زبان.من افسوس می خورم از دوستانه ارییایی که با گفته های اعراب صفت کسانی که حتی هویت انها نا معلوم است این چنین از کوره در میرن.دین پاک آریایی ما خیلی فراتر از دهن به دهن شدن با این اعراب جاهل هست.من در تعجبم که این کسانی که زاده اعراب در ایرانن با این تاریخ ننگین خود چطور روشون میشه از عمر و… حرف بزنن.من از دوستان عزیز خواهش میکنم از هم صحبتی با این بی هویت های تاریخ خودداری کنن.

    [پاسخ]

  127. The Game می‌گه:

    در کل تو بیمار هستی عادل
    فقط بازی باکلمات انجام می دی
    بالاخره نفهمیدیم تو مسلمونی و عاشق پیامبر اسلام(کپی برداری شده از ایرانیا ) یا عاشق تمدن جاهلی اعراب؟!
    کسی رو که خوابیده میشه بیدار کرد ولی کسی که خودشو زده به خواب نمیشه بیدار کرد

    [پاسخ]

  128. The Game می‌گه:

    آقا این کاربر یعنی عادل هر جا پست داد جوابشو ندید
    چون واسه هر بحثی باید همه تعصبات کنار بزارن
    هر کسی میتونه خیلی چیزا رو ثابت کنه
    هر کسی می یاد مدرک معتبر باستان شناسی بیاره ،روش رو هوا حرف زدن چند قرنی هم هست منسوخ شده

    [پاسخ]

  129. بهمن سوشیانت می‌گه:

    درود بر انی
    یشتها یسنا بندهشن دینکرد. خداییش خیلی دنبال نسخه pdf اینا هستم انی جون یه کاریش میکنی واسمون؟

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ دی ۴م, ۱۳۹۰ ۹:۱۸ ب.ظ:

    عموجان دیر رسیدی
    بنده ۲ماه ازگار است برای تماس با عادل فقط اهواز نرفتم،
    اه که از دوری عادلم چه نکشیدم .
    کسی هم حق نداره نازکتر از گل با اون برخورد کنه.
    فکر می کنید ما توی این ایران چند تا مثل عادل داریم ؟! ۷۰ میلیون !؟ دیدید کم گفتید ؟! کمی بیشتر از این حرف هاست.
    پس باید با زبان خودشان با ان ها صحبت کرد.
    عادل
    عادلم کجایی !؟؟؟؟

    [پاسخ]

  130. ائلمان می‌گه:

    ازدواج با محارم در ایران باستان !
    ختودت از سنن متقن و رایج ایین زرتشتی بوده که بیشتر دربین اشراف و روحانوین اجرا میشده برای حفظ اصالت خون و نگه داشتن فره کیانی در خانواده و حفظ نژاد اهوارایی اما چند زرتشتی شیاد امروز سعی میکنند این سنت را که از بدیهیات تاریخ است انکار کنند در این نوشتار بخوبی با معنای و فراگیر بودن این سنت دربین اشراف و روحانیون پی خواهید برد. ۹۰٪مطالب زیر از کتاب ایران
    موارد استفاده از واژه ختودت و معنای ان در میراث دینی
    در ویسپرد میخوانیم :« یک جوان نیک اندیش ،نیک گفتار،نیک کردار را ایستاده خواهم ، یک جوان سخنگوی ایستاده خواهم ، انکهختودتبجای اورد ایستاده خواهم » ویسپرد ۳۷ /۳ ۳
    همین متن عینا در گشتاسب پشت بند ۱۷ تکرار شده است . و باز همین متن با تفاوتی اندک در پاره ای از نماز شبانگاه (=اوسیروتریمگاه) امده است : « جوان نیک پندار ، نیک گفتار ، نیک کردار ، بهدین پاک و سرور پاکی را میستاییم ، جوان سخنگوی پاک و سرور پاکی را ما میستاییم ، پاک دینی که ختودت کرده باشد » خرده اوستا ۱۶۸ /۸
    در وندیداد که احکام دینی را بیان میکند یکی از مطهرات که فرد نجس را پاک میکند ، شاش زن یا مردی است که ختودت به جای اورده باشد « افرادی که مرده ای را به دخمه برده اند، باید در همان جا چند گام دورتر از مرده بنشینند تا مزدا پرستان برای شان ،شاش بیاورند که سرو تن خود را بدان بشورند شاش های پاک کننده:شاش ستوران و شاش زن ومردی که ختودت کرده باشند » وندیداد ۲/ ۸۶۷/ ۸ /۱۳٫ (سنت ختودت در اوستای روزگار ساسانی یک نسک یا کتاب ویژه داشته نسک یازده اوستای ساسانی موسوم به وشتگ نسک پیرامون سنت ختودت و احکام ان بوده است .ن.ک: وندیداد ۲ / ۹۵۳ ، ۹۵۴و ۹۶۷)
    مفهوم و معنای واژه ختودت در یسنا و یشتهای کهن امده است :
    « ارت دختر اهورامزدا ، خواهر امشاسپندان است» یشتها ۲/۱۸۷/۲
    « ای ارت ! پدر تو اهورا مزدا .. مادر تو است سپندارمذ ، برادران تو هستند سروش ، رشن و مهر » یشتها ۲/۱۹۰ /۱۶
    در حکمت دینی اریایی سنت ختودت ریشه اهورایی دارد :
    « دیوان گفتند اگرمزدا میدانست که باید ختودت با مادر کند ، روشنایی پدید می امد و خورشید پسرش میشد واهورامزدا با خواهرش ختودت مینمود و ماه پدیدار میگشت . اهریمن به گروه دیوان گفت : لب نگشایید که مزدا این راز نفهمد ، اما “مهمی دیو” این راز را به مزدا بگفت و مزداچنان کرد ( یعنی با مادرش ختودت نمود) و روشنایی پدیدار گشت »وندیداد ۲ /۹۷۵ و ۹۷۶

    در فلسفه افرینش اریایی امده است که : « اهریمن تنها گیتی را که کیومرث باشد نابود کرد سپس کیومرث به گونه خواهر و برادری شد و به نام مشی و مشیانه به زمین بازگشت و سنت ختودت بجای اورد و نسل بشر در گیتی پدیدار گشت » وندیداد ۲ / ۹۷۵ نیز دادستان دینیک ۳۷ /۸۲ .۸۴ ۶۵ /۷ +بند هشن ۱۵ /۲۴ +روایت دارابهرمزد ۱/۲۵۹ و ۲۶۰
    «و سرانجام اهورا مزدا خود در حضور زرتشت سنت ختودت به جای اورد و برای بندگان مقرر داشت، و در برابر شگفتی و اعتراض زرتشت ، به او فهماندکه در این سنت فایدتی بس بزرگ و مهم است که طهارت خون و نژاد و نسل شامل میشودازاینرو ثوابی بی حساب دارد » وندیداد ۲/۹۳۸ و۹۳۹ کتاب روایت پهلوی + رساله امیداشهوهیشتان . احکام ختودت در کتب دینی پهلوی بهطور مشروح و مفصل امده است.

    این سنت برای حفظ اصالت خون ونژاد بیشتر در بین طبقه اشراف و روحانیون مرسوم بوده است .( چون اشراف و روحانیون نژاد اهورایی برای خود قائل بودند و رعایا را از نژاد پست و اهریمنی میدانستند . همه مواهب زندگی از ان ایشان بود . )
    در سراسر دوران بلند تاریخی با توجه به انگیزه حفظ طهارت خون و اصالت نژاد و نسل و انتقال قدرت و ثروتدر خانواده و خاندان و قبیله ، اشرافیت و روحانیت و حاکمیت سیاسی اقتصادی اجتماعی ایران باستان سنت ختودت به جای اورده میشد .
    درگزارش کتزیایس امده است که در میان مادها و پارس ها رسم براین بود که پسر یا دختر و یا داماد قانونا به پادشاهی میرسید.از اینرو شاهان غالبا با خواهران خود ختودت میکردند . ن.ک : دیاکونوف ۷/۳۹۰
    کوروش با خواهر مادرش دختراستیاگ اخرین پادشاه ماد ختودت کرد . کمبوجیه با خواهرش اتوسا ختودت کرد .
    داریوش دوم با دو دخترش اتوسا و امسترتیدا ختودت کرد . ن.ک : دیاکونوف ۷/ ۶۱۱ و ۴۳۰
    اردشیر دوم با دختر خویش و اردشیر سوم با مادرش ختودت به جای اورد . ن.ک : وندیداد ۲ /۹۷۲
    در دوره اشکان این سنت ارایی معمول بوده و داستان ویس و رامین نشان ختودت میان برادر و خواهر دارد . وندیداد ۲/۹۷۷
    در دوره ساسانی شاهپور اول با دخترش اذرناهید ختودت کرد و بهرام با دخترش ختودت نمود . دختر شاهپور اول با برادرش نرسی ینتختودت بجای اورد . ن.ک : همان
    مهران گنشسب از مقامات برجستهدربار هرمزد چهارم ساسانی با خواهر ختودت نمود .ن.ک همان : ۲ /۹۸۰
    قباد ساسانی با دختر یا خواهرش سامبیکه و خواهرزاده اش ختودت نمود . همان ۲/ ۹۸۲
    گویا این سنت در برخی از دوران های تاریخی دچار افول شده بود . موبد کریتر برجسته ترین موبد دوران تاریخی در منشور جاویدان خود مینویسد،
    « بسیاری پیوند هم خون برقرار کردم و بسیاری که بی ایمان بودند به ان ایمانامدند…» ن.ک : همان ۲/۹۲۳ و کتیبه او
    پنجاه سال پس از کریتر ، اذرپاد مهر اسپند که در احیای ایین و فرهنگ باستان و میراث دینی دوران تاریخی سرامد همه موبدان تاریخ باستان است بفرمود : « زن از پیوند خویش کنید که پیوندتان دورتر نرود ، چه تباهی و اشوب و زیانی از این بیشتر و بزرگتر که دختر خویش بدهند و پسر خویش را دختر کسان به زنی خواهند تا دوده تباه شود » وندیداد۲/۹۳۱
    در فقه دوران دینی امده است که : « نرسی بزرمهر این سه وازه را گفته است که کرفۀ خویدودس (=ختودت) گناه مرگ ارزان را نابود کند … ونیز شایسته است مرد را که زن خویش را از خود ابستن یابد(یعنی براساس سنت ختودت عمل کند)» شایست ناشایست ۱۰۱/ ۴۲
    در کتاب دین گفته شده که :« خشم به پیش اهریمن دوید و گفت که من در گیتی نروم چه هرمز خدای در گیتی سه چیز است که من در برابر انها هیچ نتوانم کرد . اهریمن که در گاهنبار برس ، اگر از ایشان یکی از دیری بدزدید ، گاهنبار شکسته شد و کار به کام تو باشد . در میزد برس اگر از ایشان یکی سخن بگوید ، میزد شکسته شد ، و کار به کام تو باشد . خویدودس (ختودت) را رها کن چه من چاره ان ندانم . چه هرکس زن را چهار بار به نزدیک شد ، از خویش هرمزد و امشاسپندان جدا شد» شایست ناشایست ۱ /۱۸/۲۳۴ و۲۳۳ + راویت پهلوی ۴/ ۸ / ۹ -۱٫
    موبدان موبد «ویراف » پارسای بزرگساسانی به معراج شتافت و برزخ و دوزخ را بدید و با هفت خواهر خویش ختودت نمود :
    « ویراف را هفت خواهر بود و هر هفت خواهر ، ویراف را چون زن بودند … چه ما هفت خواهریم و این یک برادر ، و هر هفت خواهر این برادر را چون زن هستیم » اراداویراف نامه ۲۴ / ۲/ ۱ و۳٫
    ویراف در معراج خود فضیلت ختودت بدید :« پس نخست گام فراز نهادم به ستاره پایه ، به اندیشه نیک ، انجا که اندیشه نیک به مهمانی بود، دیدم روان پاکان را چون ستاره ، مانند روز روشن همی درخشید ..پرسیدم از سروش پاکو ایزد اذر که اینجا کدام و این مردم کدامند ؟ سروش پاک و ایزد اذر گفتند که اینجای ستاره پایه و این روانانی هستند که به گیتی یشت نکردند و گاهان نسرودند و ختودت نکردند …به سبب ثوابهای دیگر پاک و اهروب بوده اند . انگاه دیدم روان زنی که ماری هولناک به تن داشت و به دهان بیامد . پرسیدم که این تن چه گناه کرد ؟ که رواناینگونه گران باد افراه برد . سروش پاک و ایزد اذر گفتند که این روان ان بدکار زناست که خویتوکدس تباه کرد» ارادیف نامه ۳۱ – ۲۳ /۷ /۵ -۱ + ۶۹/۸۶ /۳-۱ .
    سنت ختودت در منابع مذهبی پس از باستان نیز امده و از فضیلت و ثواب بسار واثار و برکات شمرده شده است . پیداست که این سنت تا روزگار صفوی جاری بوده است و در اینموضوع پرسش و پاسخ های بسیاری میان روحانیون مزدیسنا در ایران و هند صورت گرفته استو گفته شده حال که امکان اجرای سنت ختودت به گونه شایسته نیست بهتر است که ختودت میان نزدیکان باشد . درباره این پرسشها و پاسخ ها رجوع کنید به کتاب شارستان : ۲۰۵و ۲۰۶ الی ۲۲۰

    [پاسخ]

  131. ائلمان می‌گه:

    ثواب بی اندازه همبستر شدن با محارم :

    یکی از پرسشهایی که از هیربدان زرتشتی شده اینست:

    [ اگر ازدواج با محارم با مادر یا خواهر باشد که امید بچه دار شدن آنها نیست ، ایا این یک " ازدواج با محرم" کامل محسوب میشود و اصولاً حکم بر چنین ازدواجی چگونه خواهد بود؟ آیا ثواب هر ازدواج با محرم یکسان است یا بخش هایی از آن دارای مزِیّت بیشتری خواهند بود؟]
    [ازدواج با محرم، با هز یک از سه (مادر ، خواهر ، دختر) قطع نظر از سن، ازدواج کامل محسوب می شود به این جهت اگر فرزندی به وجود نیاید ، ثواب این ازدواج کاهش نمی پذیرد] کتاب روایت پهلوی ” امید اشو هیشتان” صفحه ۱۸۱ و ۱۸۲ که بوسیله دکتر نزهت صفای اصفهانی از متن پهلوی به فارسی ترجمه شده .
    ــــــــــــــــــــــ-
    پی نوشت :
    مفهوم و معنای واژه ختودت در یسنا و یشتهای کهن امده است :

    « ارت دختر اهورامزدا ، خواهر امشاسپندان است» یشتها ۲/۱۸۷/۲
    « ای ارت ! پدر تو اهورا مزدا .. مادر تو است سپندارمذ ، برادران تو هستند سروش ، رشن و مهر » یشتها ۲/۱۹۰ /۱۶

    درگاتها میخوامنیم سپندارمذ دختر اهورا مزدا است …. اینجا گفته ارت دختر مزدا است مادر ارت سپندارمذ . یعنی اهورا مزدا با سپندارمذ که دخترش باشد ختودت نمود حاصل ان ارت شد

    در حکمت دینی اریایی سنت ختودت ریشه اهورایی دارد :
    « دیوان گفتند اگرمزدا میدانست که باید ختودت با مادر کند ، روشنایی پدید می امد و خورشید پسرش میشد واهورامزدا با خواهرش ختودت مینمود و ماه پدیدار میگشت . اهریمن به گروه دیوان گفت : لب نگشایید که مزدا این راز نفهمد ، اما “مهمی دیو” این راز را به مزدا بگفت و مزداچنان کرد ( یعنی با مادرش ختودت نمود) و روشنایی پدیدار گشت »وندیداد ۲ /۹۷۵ و ۹۷۶

    [پاسخ]

  132. ائلمان می‌گه:

    ازدواج با محارم در ایران باستان
    در چند پست نشان دادیم که ازدواج با محارم در میان زرتشتیان و ایران باستان رواج داشته و داستان ازدواج بهمن با دخترش همای چهرزاد آمده و نتیجه ی این ازدواج، داراب شد.
    دیگر نیز که معمولا انتخاب شاه در ایران باستان، براساس لیاقت نبوده. در اینجا نیز می خوانیم که وقتی که هما از پدرش باردار بود، بهمن در بستر بیماری افتاد، وصیت کرد که فرزندش که اکنون جنین است، خواه پسر باشد یا دختر، به پادشاهی برسد.

    پسر بد مر او را یکى همچو شیر
    که ساسان همى خواندى اردشیر

    دگر دخترى داشت نامش هماى
    هنرمند و بادانش و نیک راى

    همى خواندندى ورا چهر زاد
    ز گیتى بدیدار او بود شاد

    پدر در پذیرفتش از نیکوى
    بران دین که خوانى همى پهلوى

    هماى دلافروز تابنده ماه
    چنان بد که آبستن آمد ز شاه

    چو شش ماه شد پر ز تیمار شد
    چو بهمن چنان دید بیمار شد

    چو از درد شاه اندر آمد ز پاى
    بفرمود تا پیش او شد هماى

    بزرگان و نیک اختران را بخواند
    بتخت گرانمایگان بر نشاند

    چنین گفت کاین پاک تن چهر زاد
    بگیتى فراوان نبودست شاد

    سپردم بدو تاج و تخت بلند
    همان لشکر و گنج با ارجمند

    ولى عهد من او بود در جهان
    هم انکس کزو زاید اندر نهان

    اگر دختر آید برش گر پسر
    ورا باشد این تاج و تخت پدر

    چو ساسان شنید این سخن خیره شد
    زگفتار بهمن دلش تیره شد ….

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ دی ۵م, ۱۳۹۰ ۶:۳۱ ب.ظ:

    قارداش خوش آمدی
    ممنون از نوشته های شما که از منابع مختلف و با رفرنس مختلفی است حتما نگاهی به منابعی که نام بردی خواهم انداخت .
    پایدار باشی

    [پاسخ]

  133. ramin می‌گه:

    مژده به تمامی دوستان این سایت

    عادلمان بازگشته
    به شکرانه این بازگشت پیروز مندانه تا دو ساعت نظرات عادل را نقد نکنیم.

    با سپاس از تمامی دوستانی که در این مهم ،ما را یاری می دهند.

    [پاسخ]

    بهمن شوسیانت پاسخ در تاريخ دی ۸م, ۱۳۹۰ ۵:۵۴ ب.ظ:

    اقا مبارک و میمون باشه این خجسته افتخار !!!!!!

    [پاسخ]

    بهمن سوشیانت پاسخ در تاريخ دی ۸م, ۱۳۹۰ ۵:۵۶ ب.ظ:

    چی گفتم!!! کفم برید با این کلمه ساختگی !! ((( خجسته افتخار!!!)))

    [پاسخ]

    ramin پاسخ در تاريخ دی ۱۰م, ۱۳۹۰ ۱۰:۴۹ ب.ظ:

    نه بابا قشنگ بود.

    [پاسخ]

  134. ایران ویچ می‌گه:

    افراد نادان وطن فروش و دوستان عرب حتما این سوتی های اسف بار و خنده دار ارباب شون بخونن
    ـ با مطالعه کتابهای پورپیرار روشن می شود که او وجود تاریخی قوم (اریا) را منکر می باشد و ان را در زمره جعلیات تاریخنگاران عمدتا یهودی بر می شمرد در حقیقت ؛ این بدان معنی است که هخامنشیان نیز اریایی نبوده اند .اما شگفت انجا است که برابر نظر نویسنده دوازده قرن سکوت انان در صفحه ای از کتاب اسلاو تبارند (برامدن هخامنشیان ؛ ص۲۱۴) و در صفحه ای دیگر از کتاب از اسباط یهودند ( همان ؛ ص۱۸۱) به راستی انان از چه نژادی بوده اند ؟ اسلاو بوده اند یا یهودی ؟ اگر هم اسلاو بوده اند و هم یهودی ؛ ایا اسلاوها را نیز در زمره اقوام سامی باید برشمرد ؟ و …
    ـ براساس نوشته های مکرر دوازده قرن سکوت ؛ و با توجه به اعتبار بسیاری که نویسنده اش به کتابی مذهبی چون ( تورات ) می دهد خاستگاه کوروش و به تبع ان هخامنشیان سرزمینهای ماورای دریای سیاه معرفی شده است . ( همان ؛ ص ۱۸۰ ؛ ۶۹) این در حالی است که در بسیاری از بخشهای تورات ؛ کوروش بزرگ ؛ به روشنی با شرق ارتباط داده شده است .
    « من مردی ( کوروش ) را از شرق برگزیده ام و او را از شمال به جنگ قومها فرستاده ام » ( دوازده قرن شکوه ؛ ص ۹۶)
    ایا این بیان صریح تورات نظر نگارنده دوازده قرن سکوت را بی پایه نمی سازد ؟
    ـ بر تمامی کسانیکه کتابهای پورپیرار را حتی اگر روخوانی ساده نموده باشند روشن است که او وجود تاریخی سلمان فارسی را منکر می گردد و ان را جعل شعوبیه و در جهت فخرفروشی بر اعراب به شمار می اورد ( برامدن اسلام ؛ ج۳ ؛ ص۲۲۹-۱۶۹) . اما شگفت انجا است که نویسنده پلی بر گذشته در مبحثی دگر و برای اثبات برتری زبان عرب بر زبان فارسی از همین سلمان فارسی مجعول (بنا به باور او ) یاد می کند وایه ای از قران کریم را به او منتسب می سازد .
    « ایا نباید اندیشه کرد که چه سان و به مدد کدام عامل و نیاز ؛ … زبانی با چنین استحکام برامد ؛ که هنوز هم دست نیافتنی است و قران ؛ به کنایه ؛ حتی سلمان را نسبت به ان زبان نااشنا معرفی می کند و … » ( همان؛ ج۱ ؛ ص ۷۴)
    ایا نمی توان به خود اجازه داد از نویسنده مجموعه کتابهای تاملی در بنیان تاریخ ایران پرسید که سلمان وجود تاریخی داشته است یاخیر ؟ ایا نمی توان به خود اجازه داد از او پرسید اگر واقعا سلمان وجود تاریخی نداشته است ان عجمی که قران از او یاد می کند ( سوره نحل ؛ ایه ۱۰۳ ) و خود او نیز ان ایه را در کتاب خویش اورده است (برامدن اسلام ؛ ج۱ ؛ ص۷۴) کیست ؟ ایا نمی توان از او پرسید چرا شعوبیه که با خلق شخصیتی چون سلمان فارسی ؛ در صدد فخر فروشی بر اعراب بوده اند از بزرگان غیر ایرانی دیگری چون ؛ صهیب رومی و بلال حبشی ؛ در اثار خویش نام برده اند؟ و …
    ـ ناصر پورپیرار ؛ در برامدن هخامنشیان به عنوان یک نتیجه ؛ سخن از شکست قادسیه ( ساسانیان از اعراب ) به عنوان پاسخی بر شکست بابل ( بابلیان از کوروش بزرگ )گفته است ( برامدن هخامنشیان ؛ ص۲۵۴) اما شگفت ان است که در نوین ترین کتاب خویش در صدد انکار وجود تاریخی سلسله ساسانی برامده است . پرسش این است اگر ناصر پورپیرار بر گفته خویش مبنی بر عدم وجود تاریخی ساسانیان باور دارد ایا می تواند بیان نماید نبرد قادسیه میان چه کسانی در گرفته بود ؟ و اگر بر روی دادن نبرد قادسیه ایمان دارد پس انکار سلسله ساسانی را چگونه باید توجیه نمود ؟
    ـ نویسنده دوازده قرن سکوت ؛ اشوربانی پال پادشاه جنایتکار اشوری را به سبب ساخت نخستین کتابخانه تاریخ از وحشیگری به دور می داند این در حالی است که از او کتیبه ای در دست است که جنایات دهشتناکش در ایلام را بیان می دارد و البته ناصرپورپیرار ان را جعلی می داند . (همان ؛ ص۷۵) شگفت انکه با وجود سختگیری بسیار او بر دقت در اسناد تاریخی مربوط به ایران زمین ؛ توضیح نمی دهد که با توجه به کدامین سند تاریخی بنای نخستین کتابخانه جهان را به اشور بانی پال نسبت می دهد ؟ با توجه به کدامین مدک مستند کتیبه اشوربانی پال را جعل می داند ؟ از دیگر سوی توضیح نمی دهد چرا داریوش بزرگ را به سبب تنبیه شدید شورشیان و یاغیان وحشی می داند ؛ در حالیکه از داریوش بزرگ نیز اسنادی در دست است که دستور تاسیس دانشکده های پزشکی و علوم سیاسی در مصر را صادر کرده بود ( سیر تمدن و تربیت در ایران باستان ؛ ص ۳۲۶ و ص ۳۳۸) ایا نمی توان داریوش را مشابه استدلال ناصر پورپیرار ؛ به سبب ساخت این مراکز فرهنگی از وحشیگری به دور دانست ؟
    ـ نویسنده مجموعه کتابهای تاملی در بنیان تاریخ ایران در راستای نظریه پردازیهای به اصطلاح انقلابی خویش وجود تاریخی قوم و سرزمینی به نام پارس را انکار می کند و با چشم بستن بر حقایق مشهود بیان می دارد که سرزمین و قبیله ای به نام پارس هرگز در ایران وجود نداشته است ( برامدن هخامنشیان ؛ ص۲۵۵) از دیگر سوی او از نویسنده ای به نام ابوعلی فارسی نام می برد و او را صاحب کتاب و شرح در زبان و لغت و کلام عرب می داند ( برامدن اسلام ؛ ج۱ ؛ ص۱۷۷) . به راستی اگر نظر و رای تاریخنگاری انقلابی چون پورپیرار را پذیرا شویم ابوعلی فارسی را باید از کدام سرزمین و از کدا