خرید اینترنتی پستی مجموعه 3.300 کتاب تاریخی، مذهبی، فلسفی، عرفانی و سیاسی خرید انترنتی مجموعه فیلم های تاریخی و مذهبی - باستانی و ایران باستان
۱۳
این نگاره توسط انی کاظمی در تاریخ ۹م اردیبهشت، ۱۳۸۸ و در دسته "تاریخ تمدن ایران باستان + هخامنشیان" ارسال شده است.

نویسنده :

منبع : ویل دورانت – اول – مشرق زمین گهواره ص ۵۲۲

4yqx85f خشایارشاه | تاریخ ما Tarikhema.ir
سهم ما از سازآنچه که نگارنده را به نوشتن این سیاهه واداشت،اکران ۳۰۰ بود که براساس کتابی به همین نام اثر فرانک میلر» (frank Miller) در مورد نبرد ترموپیل (Thermopile) نوشته شده است। به زعم خود، مستندات را از جلد هفتم (Herodotus) برداشت که در آن به نبرد ۳۰۰ ی اسپارتی در تنگه ترمو پیل با لشگر پرداخته شده است। من قصد دارم در این مقال ضمن مروری بر نقش سازی در تاریخ و ذکر چالش های پژوهش در ، وجوه شخصیت را نه از نظر هردوت بل مبتنی بر های بازشناسم و رخدادترموپیل را نیز نه به شکست خوردگان بل از دیدگاه ویل دورانت، بازنمایم. من معتقدم که ما باید جایگاه رفیع در تاریخ را از منظری و مورد پذیرش صاحبان نظر به بحث درآوریم و نه براساس احساسات که بسیار زود، رنگ می بازد. اینگونه بهتر خواهیم توانست از عهده دفاع از تاریخ و گذشته خود، برآییم. در آمدی در دو مقدمه تاریخ حاصل ذهن اسطوره پرداز ما است.آنچه که از وقایع بعنوان یک رخداد بدست ما میرسد، چیزی نیست جز محصول و ذهن تاریخ نویس که آن حادثه را رنگی از زیبایی یا زشتی می بخشد. هر چه یک حادثه، بیشتر در ژرفای تاریخ جای داشته باشد، اسطوره های اطراف آن، جایگاهی آسمانی تر (یعنی دور تر از زمین خاکی) پیدا می کند. به عبارت دیگر هرچه در تاریخ دورتر می رویم، این اسطوره ها پررنگ تر و پررنگ تر می شوند. آنچه که یک واقعه را برجسته تر از سایر رخدادها می دهد، نه آن واقعیتی است که سینه به سینه نقل شده و یا احیاناً شده، بلکه آن برداشتی است که ذهن تاریخ نویس، از آن رخداد داشته و یا اطلاً دوست داشته که آن رخداد به همان گونه که او می خواهد، روی داده باشد. از همین جهت است که یک رخداد از دیدگاه قومی، ملی می شود و از منظر قومی دیگر، مایه شکست و سرافنکندگی. مثال بارز چنین دوگانگی ای، چنگیرخان است که از نظر یک تاریخ نویسِ او ملی بحساب می آید و از منظر ، جبار است و خونریز و تجاوزگر. به این ترتیب در طرح مباحث ، مشکلی بنیادین رخ می نماید و آن چگونگی دستیابی به حاق وقایع بر پایه ذهنی بی طرف است. البته نباید دچار اندیشی بشویم و کنیم تمامی روایات تاریخی (خواه غالب آنرا نوشته و یا از طرف مغلوب گردیده باشد دروغ اند و) هیچ بهره ای از واقعیت ندارند. درست است که معمولا تاریخ را غالب می نویسد، با این حال نباید از آن سوی بام بیفتیم و هرگونه تاریخی را دروغ پردازی بحسای آوریم. این یک مقدمه. مقدمه دوم اینکه: تاریخ سرشار از نمادهاست. این نمادها، شکل دهنده ی چارچوب اصلی یک رخداد تاریخی هستند. تاریخ نویس از این نمادها، اسطوره می سازد و از پسِ گذرِ زمان، راویان بعدی به این نمادها شکل و رونقی دوباره می بخشند تا اسطوره های جدیدی را خلق نمایند. اسطوره ها با گذر زمان، بیشتری می گیرند و کم کم از شکل اولیه خارج می شوند. به عبارت دیگر، آن وجه روشنی که از یک رخداد تاریخی به ما می رسد، چیزی جز زمان اتفاق آن حادثه نیست و شخصیت ها و ها تنها در ابهام و تاریکی به دست ما می رسند. همین وجه اخیر است که محصول ذهن تاریخ نویس بوده و خواسته و یا ناخواسته او را به نوعی اسطوره پردازی سوق می داده است و درست به همین خاطر است که در پژوهش های تاریخی، ما ذهن تاریخ نویس را آکنده از اسطوره های می بینیم. ایرانیان و ایرانیان از اقوامی هستیم که کمترین تاریخِ مکتوبِ را در بین سایر ملل دارا می باشیم. آنچه از رخدادهای برای ما باقی مانده، وجوه اجتماعی، اقتصادی آن دوران را بازتاب دهد. تاریخ نگاران ما نوعاً در خدمت بوده و تمام هم و غم خود را صرفِ نوشتنِ جزئیات بی حاصل اند. زنده یاد اخوان ثالث این دردناک را اینگونه بازمی خواند: این دبیر گیج و گول کوردل، تاریخ تا بیامد سرگذشتی از نیاکانم بیالاید در بنان دُرفشانش کلک شیرین سلک می لرزید جبرش اندر مهبر پُر لیقه چون سنگ سیه، می بست… زان که امیر عادلی چون رعد برمی خواست هان کجایی ای عموی مهربان بنویس! ِ سرخ یالِ ما تا سحر، سه کرت زایید در کدامین بوده است این چنین یا آنچنان، بنویس… بنابراین ما تنها آن چیزهایی را درباره گذشته ی خود می دانیم که دیگران درباره ما نوشته اند! حتی نمادهای ما از شخصیت هایی شکل گرفته اند که محصول شفاهی و عام ما می باشند. به عبارت دیگر آنچه را که اکنون از گذشته تاریخی خود می شناسیم چیزی نیست جز به جای مانده ی اسطوره ای و یا نوشته های دیگران (به ها).به همین خاطر داستانی دردناک برای به جا مانده و آن این است که از منظر تاریخ نویس ، وجوه منفی شخصیت بر رویکرد مثبت او غلبه دارد! متاسفانه پژوهنده ی ِ معاصر نیز به خاطر نبود اسناد مکتوب از تاریخ خود به سختی می تواند دفاع کند و به همین دلیل اکثرا در برابر آن به انفعال و سکوت می افتد. و آنچه که در مورد ۳۰۰ شاهدش بودیم، همین انفعال بود و سکوت. و یا حد اکثر فریادی از سر رنج، اما متاسفانه میان تهی! آیا به راستی جز این توانستیم کرد؟ با این همه و در کنار این واقعیت تراژیک، که براستی دست ما را بسته داشته، جالب توجه دیگری وجود دارد و آن اینکه اگر به سنت
شفاهی تاریخی، داشته های مکتوب ما درباره خودمان بسیار اندک است، اما آن چنان هم دستان ما خالی از مستندات نیست. اگر شرح وقایع تاریخی خود را بر پایه شنیده ها از این و آن روایت می کند (و اغراض خود را نیز در لابلای آن می گنجاند)، ما متقابلا می توانیم بر پایه اسناد باقی مانده از آن دوران، عالمانه به مقابله با اینگونه تحریف گران تاریخ برویم. به نظر من، کاربرد این منطق در پژوهشهای تاریخی، فرصتی را برای ما فراهم می آورد تا موج نوینی را در برابر امواج و تاریخ نگاران مغرض غربی، پدید آوریم و گرد و غبار از چهره ی شخصیت های تاریخی مان، بزداییم. در اینجا نگارنده با همین منطق، به سراغ های و به ویژه خشایارشا می رود و به مدد این اسناد – که مورد پذیرش جهانیان هم هست – چهره ی خشایارشا – که فیلم ۳۰۰ عمدتا حول او شکل گرفته – را به نحوی واقعی تر، بازشناساند. روایت ها از خشایارشا چگونه است؟ «خدای بزرگی است اهورمزدا، که این منظر عالی را آفرید، که شادی را برای آفرید، که خرد و کوشش را بر خشایارشا فروفرستاد. خشایارشا گوید: به خواست من چنین هستم که راستی را دوست هستم. و بدی را نه. نه مرا میل است که از شخصیتی توانا به ضعیف بدی کرده شود و نه (برعکس). مرد دروغگو را دوست نیستم. تندخو نیستم و آنچه را در خشمم واقع شود سخت به نگاه می دارم. سخت بر هوس خود حکمران هستم….. مردی که برعلیه مردی گوید آن مرا باور نمی آید تا هنگامی که سوگند هر دو را نشنوم…..». این متن، فارسی با اندکی تلخیص از سنگ نبشته ای بنام خشایارشا هخامنشی است که در سال ۱۳۴۵ هجری شمسی در نزدیکی گردید.(۱) این سنگ نبشته همراه با سایر کتیبه های شده در (Xph, Xpf, Xpe, Xpd, Xpe, Xpb, Xpa)، (Xsa)، دامنه کوه الوند همدان (XE)، و بر روی دیوار وان در ترکیه (XV) منتسب به خشایارشا هستند. (۲)در ادامه، ما شخصیت خشایارشا را نه از دید فلان مورخ ، بلکه از خود این کتیبه ها مورد تحلیل قرار می دهیم. در ابتدا خاطر سازیم که واژه خشایارشا به معنای «کسی که در میان ، پهلوان است.»(۳) می باشد. این انتخاب بایستی به این دلیل صورت گرفته باشد که بنابه اظهار «ویل دورانت»(۴) خشایارشا مردی بلند قامت و ورزیده بود. حال با ذکر این توضیح، سراغ ابعاد مختلف شخصیت اجتماعی، و اخلاقی خشایارشا شاه به استناد کتیبه فوق می رویم: ۱٫ قانون گرایی: براساس لوحه شده در نزدیکی ، او چنین می گوید: * «مردی که همراهی می کند، برابر کار، او را پاداش می دهم. آنکه زیان می رساند، برابر زیان او را کیفر دهم.» * بخواست اهوره مزدا این است کشورهایی جدا از که من شاه آنها بودم. من بر آنها حکمرانی کردم. به من باج دادند. آنچه از طرف من به آنها گفته شد آن را کردند. قانون من است که آنها را نگه داشت. (Xph) نکته مهم در این کتیبه ها اظهار قانون مندی و تکیه بر قانون شاه است که همواره در مختلف کتیبه های هخامنشی بر آن تأکید شده است. ۲٫ پرستش واحد: یکی از مشخصه های مهم ایرانی، آنان در طول تاریخ بوده است. اساسا ایرانیان نخستین قوم توحیدی تاریخ بوده اند: * خدای بزرگی است اهوره مزدا که این زمین را آفرید. که را آفرید. که شادی را برای آفرید. (Xpa, Xpb, Xpc, Xpd, Xpf) * در میان کشورها جایی بود که قبلاً دیوها پرستش می شدند. پس بخواست اهوره مزدا، من آن دیوها را خراب کردم و اعلان نمودم که دیوها پرستش نخواهند شد. در آنجا من اهوره مزدا و «ارت»(۵) را با فروتنی پرستش کردم. (Xph) * ای تو که در آینده خواهی بود، اگر می خواهی در شادشوی و در هنگام خجسته گردی، آن دستوری که اهوره مزدا فرموده است احترام گذار و با فروتنی پرستش کن. (Xph) 3. ثبت کننده کارنامه : تمام ، عملکرد دوران خود و وقایع آن را به نوعی در کتیبه هایشان ثبت نمودند. خشایارشا نیز به همین سنت عمل نموده، بخصوص ساخت و ساز را در پاره ای از کتیبه هایش ثبت نموده است. * خشایارشا شاه گوید: که پدر من بود بخواست اهوره مزدا های کرد… پس از آن من دستور نوشتن این کتیبه را دادم. (XV) * که پدر من بود پس از خویشتن، مرا ترین کرد. وقتی که پدرم بمُرد، بخواست اهوره مزدا من به جای پدرم شاه شدم. وقتی من شاه شدم بسیار های عالی بنا کردم… (Xpf). همچنین از مشخصه های مهم کتیبه های هخامنشی معرفی کامل القاب و نامه خاندان شاهی تا سر است. خشایارشا نیز همین سنت را ادامه داده است. * من خشایارشا شاه هستم، شاه ، ، شاه کشورهای دارای ملل بسیار، شاه در این زمین دور و دراز، پسر ، پسر ، از نژاد (Xph) * خشایارشا شاه گوید: پدر من بود. پدر ویشتاسپ نام بود. پدر ویشتاسپ ارشام نام بود. هم ویشتاسپ و هم ارشام هر دو زنده بودند که بخواست اهوره مزدا، پدر من () شاه شد. (Xpf) 4. ثبت کننده ی کشورهای تحت قیمومت: ، کشورهای تحت حکومت خود را معرفی و ثبت می کردند. بنا به قولی(۶) اقوام تحت سلطه زمین ( هخامنشی) بالغ بر یک هزار قوم و ملت بوده اند. خشایارشا در کتیبه (Xph) این کشورها را این گونه معرفی می نماید: * قانون من این کشورها را نگه داشت: ماد – خوزستان – رُخَج (بلوچستان امروزی) – ارمنستان – زرنگ (سیستان)- پَرَثوَ (خراسان)- هرات – بلخ – سُخر – خوارزم – بابِل –
– ثَتَگوش (دره رود هیرمند)– سارد – - یونانیها – مُکران (عمان امروزی) – – گندژ (دره کابل) – – کاپادوکیه (طرف شرقی آسیای صغیر) – دَها (قومی طرف شرقی دریای خزر) – (شامل دو گروه سکاهای هوم خوار و تیزُخود) لیبی ها(۷) – کاریها (جنوب غربی آسیای صغیر) و حبشی ها. (Xph) 5. پایبندی به دیانت در حکومت: تمامی شاهان هخامنشی بنیان خود را خواست اهوره مزدا قرار می دادند. اینکه هگل آغاز حرکت تاریخ را به ایرانیان نسبت می دهد دلیلش همین است که ایرانیان برای نخستین بار را شکل دادند که به جای آنکه جاه طلبی و تمایلات دیکتاتور بر آن باشد، این قانون دیانت است که بر همگان – از شاه گرفته تا رعیت – می راند. ، وقتی فتنه های ۹گانه را در زمان خود فرو می خواباند، آن را به اراده ذات ملوکانه خود (مانند کشورگشایان )، نسبت نمی دهد بلکه آن را خواست اهوره مزدا می داند. * خشایارشا شاه گوید: به خواست اهوره مزدا این دالان همه کشورها را من ساختم و بسیار چیزهای زیبای دیگر در این (تخت جمشید) کرده شد که من کردم و پدر من کرد. هر کاری که به دیده زیباست آن همه را به خواست اهوره مزدا کردیم. (Xpa) 6. پایبندی به دعا و طلب یاری از خداوند: بنابر کتیبه های هخامنشی فراوان شاهد استمداد از اهوره مزدا برای حفظ دستاوردهای این شاهان در آینده و حفظ حکومت از بلایا و از آسیب دشمن و دروغ، هستم: * … اهوره مزدا مرا و شهریاری ام را و آنچه که به وسیله من کرده شد بپا یاد. (Xpb) (Xpf) (Xpa) * … اهوره مزدا مرا و خاندانم را و این کشور را از بلا بپایاد، این را من از اهوره مزدا تقاضا می نمایم. این را اهوره مزدا به من دهاد. (Xph) و اما آنچه در ترموپیل گذشت … ویل دورانت به مهمی اشاره می کند که پرده از یکی از زوایای نبرد ترموپیل بر می دارد. بنا بر نظر ویل دورانت، دلیل اصلی حمله شاهان هخامنشی (داریوش و خشایارشا) به این بود که آنان نگران بودند که ممکن است از و مستعمرات آنان یک سر برآورد و یا میان و دیگر ملل پیمانی بسته شود و تسلط را بر مغرب آسیا به خطر اندازد(۸) و به عبارت دیگر عمق استراتژیک را مورد تهدید قرار دهد. بی تردید، کنش داریوش و خشایارشا در این از لحاظ قابل تحسین است، هرچند این دو پادشاه ظاهراً در طی های ماراتون و یا سالامیس به قول مورخان غربی، شکست خوردند، اما واقعیت این است که اقدامات نظامی داریوش و خشایارشا، از جنبه استراتژیک کاملاً موفقیت آمیز بود زیرا به مدت یک قرن، توازن را میان این ها برقرار نکته دیگر در مورد این نبرد داستان آن ۳۰۰ اسپارتی است که بسیار با اسطوره ها آمیخته شده و کوشیده شده تا از آنها قهرمانان بزرگ بسازند! این در حالی است که به روایت خود هرودت، اینان از ابتدا هم نقش و پیروز نداشته (آنان اصلاً جانیانی بودند که بین گزینه ی اعدام و با ایرانیان، لاجرم با ایرانیان را انتخاب کرده بودند)، و نقش ایشان تنها آن بود که در حرکت سپاه خشایارشا، تأخیر پدید آورند. شخصیتی همچون ویکتور دیویس هانسون (Victor Davis Hanson) مورخ تاریخ کلاسیک نیز در مورد این نبرد می گوید که در این نه تنها اسپارتی ها پیروز نشدند بلکه این نبرد بزرگ ترین شکست تاریخی در طول تاریخ بوده و از مراتبی است که طی آن یک سپاه آسیایی بر استیلاء یافته است. در واکنش به این شکست سرافکنده ساز است که حافظه تاریخی (در راستای نهادن مرهمی بر زخم این شکست) این ۳۰۰ تن بخت برگشته را به مثابه ی اسطوره های شجاعت و غیرت، به می کشد! البته این ژاژگویی ، بی سابقه نیست زیرا تاریخ همواره کوشیده سر انجام هر جنگی بین دو کشور قدرتمند آن روزگار را- از ماراتون گرفته تا سالامیس- به نفع خود بپرورند، و اگر در جنگی بین آن دو قدرت ، شکست آشکار خورده اند، بهتر آن دیده اند که صحنه هایی از آن نبرد را به مدد اسطوره پردازی، بازبیارایند و بدینسان از شکست خود، گونه ای بزایانند! سخن آخر تاریخ پرشکوه و پرافتخار ایران زمین، سرشار از فراز و نشیب ها است. آنچه که یک ملت را می سازد، ترکیب تکه های جدا از هم تاریخ است که در کنار یکدیگر، دوره های پرعظمت گذشته را می سازند. ما ی تاریخ خود را با تمام غم ها و شادی ها و با تمام اندوخته ها و باخته هایش در کوله بار خود داریم. افتخار ما همان چیزی است که ما را رقم زده؛ هرچند این بلندای رفیع، مشحون است از فرازها و فرودها. بنابراین اگر ادعای غریبان در مواردی درست هم باشد- که البته در قضیه فیلم ۳۰۰ برخلاف آن ثابت شد – بلندای رفیع این تمدن بزرگ را با خُردنگری ها و عقده گشایی های شوونیستی خود، کوچک نتوانند ساخت. و این رفعت،آفریننده ی همان احساسی است که هر ایرانی در هنگام پسودن آن، از درون می لرزد و به آن و به هویت ایرانی خود افتخار می کند. منابع ۱٫ انسان و هایش، کارل گوستاویونگ، مترجم ابوطالب صارمی، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۵۲٫ ۲٫ رویا، ، اسطوره، میرجلال الدین کزازی، نشر مرکز، ۱۳۷۲٫ ۳٫ مشرق زمین، گاهواره تمدن، ویل دورانت، کتاب اول، احمد آرام، انتشارات اقبال، ۱۳۴۳٫ ۴٫ The inscriptions in old Persian cuneiform of the Achamenian emperors, sharp. Ralph Norman, Pazine press, 1382 (2003). پانوشت ها ۱٫ Ralph Norman Sharp 2. فرمان های شاهان هخامنشی، شارپ ۲۰۰۳٫ ۳٫ Ralph Norman Sharp p. 75. 4. ، ویل دورانت: جلد اول ۵٫ Arta در فارسی باستان، Asa در راستی و گفتار نیک ۶٫ احت

نگاره های مرتبط:

۱۳ دیدگاه »

  1. siroos shirazifar گفته است :

    dorod bar andisheye pake shoma!!!
    hesi ghashang tar az in nist ke be parsi bodanam bebalam va sarshar az eftekhar basham!!!
    ba tashakore vijhe
    movafagh ke hastid,salamat bashid
    payandeh iranam

    [پاسخ]

  2. میلاد گفته است :

    ممنون از مطلب خوبتون.
    فقط خود اسم این شاه به این صورت درسته :خشیارشا . حرف (ه) در آخر اون وجود نداره چون اصلا منظور جز دوم اسم کلمه شاه نیست .
    با تشکر

    [پاسخ]

  3. بهار گفته است :

    مطالب عالی و کامل بود ممنون. ولی میلاد درست گفت. خشایار شا از دو کلمه تشکیل شده
    خشای: به معنی شاه
    آرشا:مردان. و خشایار شاه یعنی شاه مردان پس نباید “ه” را آخر کلمه اضافه کرد اشتبا است.این همون اتیمولوژی ست که تو یکی از صفحات تعریفش کردید آقای کاظمی!
    بازم ممنون

    [پاسخ]

  4. بهار گفته است :

    مطالب عالی و کامل بود ممنون. ولی میلاد درست گفت. خشایار شا از دو کلمه تشکیل شده
    خشای: به معنی شاه
    آرشا:مردان. و خشایار شا یعنی شاه مردان پس نباید “ه” را آخر کلمه اضافه کرد اشتبا است.این همون اتیمولوژی ست که تو یکی از صفحات تعریفش کردید آقای کاظمی!
    بازم ممنون

    [پاسخ]

  5. artmis گفته است :

    ابهت خشی یار شا شاه زمانی کسی میتونه درک کنه که بفهمه یه روزگاری از بابل تا دانوب تا آلپ زیر چکمه ها و سم های اسب های مردانی از پارس سر تسلیم فرود آورده اند و مرد پارسی چه اندازه دور از خانه اش جنگیده و نیزه اش تا کجاها رفته بوده اما دریغ …

    [پاسخ]

  6. مرتضی متقیان گفته است :

    شاید خیلی ها با نظر من مخالف باشند ولی از شما خواهش میکنم تنها به تاریخ ایران بپردازید به جرات میگویم بیش از نود درصد مردم ایران در مورد خشایار شاه هیچ نمی دانند.
    من وقتی خانه ام را نمی شناسم کوته فکری است به فکر نقش و نگار خانه همسایه ام باشم
    میدانم بامن مخالفت خواهد شد ولی انان که توان دارند بزرگ ترین تلاششان را می بایست به اگاه کردن مردم میهن از گذشته تلخ و شیرین خود صرف کنند
    انچه شنیده ایم حقارتهای ترکان قجر و ریا و تزویر ترکان صفوی بوده است
    عطش صداقت کوروش و داریوش را چه کسی پاسخ گوید؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

  7. دارا گفته است :

    درود

    بسیار زیبا بود اما متاسفانه در کشور ما به ملیت توجه نمی شود.وتاریخ و فرهنگ ایرانی مظلوم واقع شده.این بی توجهی امروزه با تبلیغات تلوزیونهای بیگانه و دشمن ایران با تحریک قومیت های ایرانی برای تجزیه ایران همراه شده است .و نا اگاهی ایرانیان از تاریخ و فرهنگ خود و نداشتن تعصب ایرانی به علت سیاست های غلط باعث می شود عده ای فریب این دشمنان دیرین ایران را بخورند و با انان همسو شوند.

    [پاسخ]

  8. رضا گفته است :

    ممنون از مطالب خوبتون اما فکر نمیکنید دیگه وقتش رسیده همه به تاریخمون برگردیم وان ابهت پارسی را زنده کنیم و باید همه با کورش اشنا بشن تا دیگه زیر ظلم هر بی سروپایی نریم

    [پاسخ]

  9. مانیا گفته است :

    درود
    بسیار زیبا بود،دوستان من خیلی مشتاقم زندگی‌نامه کامل مانیا همسر داریوش هخامنشی را پیدا کنم،میتونید یاری‌ام بدید؟
    سپاس

    [پاسخ]

  10. علیرضا گفته است :

    درباره اینکه خشایار با ارتش ۵میلیونی ایرانی خود به جنگ یونان رفته و از سیصد نفر شکست خورد فقط میتواند به جکی بی سر وته شبیه باشد تاریخ نیز مقوله ای بسیار جعل پذیر است و ایران به لطف باستان شناسان یهودی مخصوصا (دانشگاه شیکاگو مجری خاک بردای تخت جمشیدو پاسارگاد) از این جعلیات و بی سر وته بازیهای مثلا تاریخی زیاد دارد متاسفانه . در پاسارگاد و جایی که مقبره کوروش است اگر به مراکز پاسخگو راجب به معماری دنیا رجوع کنید بی شک به شما خواهند گفت که این مقبره یونانی است اگر به بلوکهای ان نگاه کنید حروف لاتین یونانی گذشته را خواهید دید (اگر شک دارید به پاسارگاد بروید)در کتابهای استروناخ و ارنست هرتزفلز (یهودی) مجریان باستان شناسی پاسارگاد همگی اعتراف میکنند اشیا بجا مانده و سکه ها یونانی است انوقت بشما میگویند این قبر کوروش است ؟؟؟؟عجبا
    حال سوالهای بزرگی پیش میاید که این امپراطوران هخامنشی با ان وسعت کشورهای تحت سلطه چرا هیچ اثاری در هیچ جای دنیا در خلال ۵۰۰ سال غیر از تخت جمشید و پاسارگاد و چند کتیبه در شوش بجا نگذاشته اند ؟؟؟؟؟ ولی با برسی کشورهای تحت سلطه امپراطوران یونان و روم در تمامی کشورهای تحت سلطه اثار بجا مانده است …این ارتش چند میلیونی از چه راه و جاده ای به یونان میرفته و لشگر کشی میکردهاند ؟تمام امپراطوران یونان و رم و چین هنوز اثار از جاده و راهسازی بجا مانده ندارند ..با رجوع به تصاویر مربوط به اشوریان که قرنها قبل از هخامنشیان میزیسته عکس اهورا مزدا خدایان اشوریان و مراسم مذهبی انان که هم اکنون بنام زردشت بودن امپراطوران ما تعریف شده را خواهیم دید با دیدن بقیه عکسها قضیه جالب خواهد شد چون تصاویر گاوهای بالدار و بقیه حجاریهای تخت جمشید را خواهید دید .یعنی زردشتیان ان زمان ننگ نداشته اند که عکس خدایان اشوریان را به عنوان خدای خود انتخاب کنند یا با مشکل کمبود تصویر روبرو بودند ؟؟؟؟ مظلوم بودن تاریخ ایران زمانی هویدا میشود که به سایت موسسه شرق شناسی داشگاه شیکاگو بروید و یا در کتاب اریک اشمیت عکسهای خاک برداری شهرهای خشتی وگلی عیلامی در مجاورت تخت جمشید که به حق قدیمی ترین ساکنان ایران بودند را ببینید ولی هم اکنون ان منطقه توسط یهودیان باستان شناس چنان صاف شده که به زمین فوتبال شبیه است چرا؟؟؟عکس قبرها و اثار انان چناچه خودشان اوردهاند نیز محو شده و ۳۰ هزار لوح خشتی و گلی عیلامی به دانشگاه شیکاگو منتقل شده در زمان رضاخان ولی تاکنون برنگشته که هیچ ,هم اکنون نیز اعلام فروش با مبالغ بالا به طالبان انان کرده اند حال هر که میخواهد باشد.
    نویسنده : انی کاظمی حقیقت گفته نشده است برای اینکه بدانید ترجمه کتیبها توسط یهودیان چقدر صحت داشته به وب سایت موسسه شرق شناسی دانشگاه شیکاگو بروید و عکس east face مربوط به کعبه زردشت را ببینید و با امروز ان مقایسه کنید خواهید دید که قبلا بدون کتیبه و الان با کتیبه است؟؟؟؟ اری این قصه سر دراز دارد

    [پاسخ]

  11. سورنا کلانتری گفته است :

    سپاس از مطلب ارزشمندتان

    [پاسخ]

  12. س گفته است :

    با سلام..تمام نظرات درست بود اما چیزی که فراموش شده ذکر بشه فلسفه سیاسی این وقایع است، چرا کسی نمیخواد باور کنه که ماهیت قدرت و سیاست کاملا عریان و گریزی ازش نیست، ما میتونیم از احزاب و گروهها، و همه چیز فرار کنیم یا انکارش کنیم اما قبول کنید سیاست خشایارشاه و یونانیان بخش عمده ی مسائل تاریخی رو ساخته و باز هم میسازه
    سیاست چیز خوب و کثیفیه

    [پاسخ]

  13. امیر گفته است :

    مانیا دوست عزیز نام همسر داریوش بزرگ آتوسا بود که آتوسا یکی از دو دختر کوروش بزرگ بود.

    [پاسخ]

اندیشه خود را به یادگار بگذارید

- لطفاً به صورت فارسی بنویسید
- برای تماس با مدیریت به "صفحه تماس" بروید
- برای طرح مباحثی که با نوشتار بالا مرتبط نیستند لطفاً به "انجمن گفتگو" رفته و بگو مگو کنید



کلمات کلیدی : " " + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + ""

جستجوهای ورودی:

در مورد خشایار شاه + تاریخچه زندگی خشایارشاه هخامنشی + اقدامات خشایار شاه + کتیبه خشایار + عکس از خشایار شاه + خاندان خشیار شا + حکومت خشایار شاه + عکس درباره ی خشایار شاه + عکس سر مجسمه خشایار شاه + عکسی از سپاه خشایارشاه + فراماسونرس + عكس خشايارشاه + عكس جعليات پاسارگاد + عكس از خشايار شاه + عکس خشایارشاه هخامنشی + شخصیت خشایارشاه + زندکی نامه خشایار + زندگی نامه ی خشایار شاه + زنهای لخت + زیبا شناسی در کتیبه های هخامنشی + سخن اخر تاریخی + شجره نامه خشایار شاه + شجره نامه گیلگمش + شخصيت هاي دوران خشايار شاه + شخصیت تاریخی از یاد رفته ی ایرانی + شخصیت تاریخی منفی + دوره حکومت خشایار شاه + قوانین دوره خشایار شاه + وسعت کشور گوگوریو + ویل +
تمامی حقوق این تارنما - محتوا و پوسته - متعلق به "تاریخ ما" می باشد
استفاده از نگاره های "تاریخ ما" تنها با پیوست لینک، ذکر نام نگارنده و عنوان تارنما مجاز است. (پشتیبانی امنیتی : شرکت پارس پردازش حافظ شیراز)
All Rights Reserved 2006 - 2011