خريد vpn فیلترشکن خريد vpn خريد vpn کریو
درباره مادها | تاریخ ما

18
این نوشتار توسط انی کاظمی در تاریخ 5th جولای، 2011 و در دسته "مادیان" ارسال شده است.

نگارنده :انی کاظمی

امپراطوری ماد در سال 600 قبل از میلاد مسیح

سه‌ قوم‌ آریایی‌ در ایران‌

1- به‌ طور كلی‌ ازمنه‌ی‌ تاریخی‌ ماد در ایران‌، از اواخر سده‌ی‌ هشتم‌ پیش‌ از میلاد آغاز می‌گردد. در حوالی‌ این‌ قرن‌ سه‌ قوم‌ آریایی‌ نقاطی‌ را در ایران‌ اشغال‌ كرده‌ دولتهای‌ ملوك‌ الطوایفی‌ تشكیل‌ داده‌ بودند: 1- مادیها در مغرب‌ 2- باكتریها (باختریها) در مشرق‌ و 3- پارسیها در جنوب‌.
مادیها مردمی‌ آریایی‌ نژاد بودند كه‌ در اواخر قرن‌ هشتم‌ یا ابتدای‌ قرن‌ هفتم‌ پیش‌ از میلاد دولت‌ ماد را بنیاد نهادند. زمان‌ ورود این‌ قوم‌ به‌ ایران‌ به‌ درستی‌ معلوم‌ نیست‌، چنان‌ كه‌ موقع‌ در آمدن‌ آریانها به‌ این‌ كشور در پرده‌ی‌ ابهام‌ قرار دارد.

دیوكس‌ كه‌ بود؟

2- هرودوت‌ می‌نویسد: یكی‌ از اهالی‌ خردمند ما به‌ نام‌ دیوكس‌ (Deiokes) پسر فرورتیش‌ (Phruortes) را هوای‌ تحصیل‌ اقتدار و سلطنت‌ در سرافتاد. پس‌ برای‌ ارضاء حس‌ جاه‌طلبی‌ خود نقشه‌هایی‌ طرح‌ كرد. در آن‌ روزگار مادها در دهات‌ پراكنده‌ ساكن‌ و فاقد هرگونه‌ حكومت‌ مركزی‌ بودند و در نتیجه‌ بی‌قانونی‌ در سراسر خاك‌ آنها رواج‌ داشت‌. دیوكس‌ كه‌ یكی‌ از مردان‌ برجسته‌ی‌ ده‌ خویش‌ و معتقد به‌ این‌ اصل‌ بود كه‌ بین‌ ظلم‌ و داد مبارزه‌ای‌ همیشگی‌ و ابدی‌ وجود دارد، با جدیتی‌ هر چه‌ تمام‌تر به‌ اجرای‌ عدالت‌ و بسط‌ نصفت‌ پرداخت‌. مردم‌ ده‌ كه‌ فضل‌ و برتری‌ او را مشاهده‌ كرده‌ بودند، وی‌ را به‌ عنوان‌ داور اختلافات‌ خود برگزیدند و او كه‌ از یك‌ طرف‌ به‌ عدالت‌ معتقد و از سوی‌ دیگر طالب‌ كسب‌ قدرت‌ بود، در این‌ سِمَت‌ چندان‌ شرافت‌ و درستكاری‌ به‌ كار برد و در نظر هموطنان‌ از چنان‌ اعتباری‌ برخوردار شد، كه‌ توجه‌ ساكنان‌ سایردهات‌ را نیز به‌ خود جلب‌ كرد. آنان‌ كه‌ از دیرباز داوریهای‌ دور از داد و آلوده‌ به‌ غرض‌ و ستم‌ آزارشان‌ داده‌ بود، با شنیدن‌ آوازه‌ی‌ امانت‌ و صداقت‌ دیوكس‌ و بر حق‌ بودن‌ دواریهایش‌، دعاوی‌ خود را نزد وی‌ می‌بردند، تا بدانجا كه‌ جز او كسی‌ مورد اعتمادشان‌ نبود. بدین‌ ترتیب‌ مراجعات‌ دیوكس‌ روز به‌ روز افزون‌تر می‌شد. پس‌ از چندی‌ دیوكس‌ اظهار داشت‌ كه‌ دیگر به‌ شكایات‌ رسیدگی‌ نخواهد كرد، زیرا انجام‌ این‌ مهم‌ وی‌ را از پرداختن‌ به‌ كارهای‌ شخصی‌ باز می‌دارد. با انجام‌ این‌ كار، دزدی‌ و تبهكاری‌ و ستم‌ و بیداد از سرگرفته‌ شد و حتّی‌ شدت‌ و شیوعی‌ بیش‌ از پیش‌ یافت‌. مادیها گرد هم‌ آمده‌ آهنگ‌ آن‌ كردند كه‌ برای‌ سامان‌ بخشیدن‌ به‌ كار ملك‌ پادشاهی‌ برگزینند، و به‌ اتفاق‌ نظر دادند كه‌ متصدی‌ این‌ مقام‌ كسی‌ جز دیوكس‌ نباشد. دیوكس‌ خواستار كاخ‌ شاهی‌ و گارد شخصی‌ شد. مادیها در جایی‌ كه‌ خود او نشان‌ داده‌ بود كاخی‌ بر پا كرده‌ (محل‌ كاخ‌ در اكباتان‌ و به‌ گفته‌ی‌ پلی‌ نوس‌ مساحت‌ آن‌ هفت‌ اسنا و یعنی‌ نزدیك‌ به‌ یك‌ مایل‌ بود.) بوی‌ اختیار دادند كه‌ خود نگهبانانی‌ از میان‌ افراد ملت‌ برگزیند.

File:Ecbatane - excavated house.jpg

آثار مادی به دست آمده در اکباتان همدان

بدین‌ ترتیب‌ دیوكس‌ بر تخت‌ شاهی‌ نشست‌، سپس‌ مردم‌ را به‌ بنای‌ شهری‌ بزرگ‌ فرا خوانده‌. او از آنها خواست‌ كه‌ قرارگاههای‌ خود را ترك‌ گویند و پایتخت‌ تازه‌ را مورد توجه‌ اصلی‌ خود قرار دهند. مادیها بدین‌ كارنیز تن‌ در داده‌ شهری‌ به‌ نام‌ اكباتان‌ (كه‌ اكنون‌ همدان‌ خوانده‌ می‌شود) بنا نهادند. شهر دارای‌ هفت‌ دیوار دایره‌ای‌ تو در تو، هر دیوار از دیوار بعدی‌ بلندتر و بارگاه‌ شاه‌ و خزائن‌ وی‌ در درون‌ آخرین‌ محوطه‌ واقع‌ شده‌ بود، و محیط‌ دیوارهای‌ خارجی‌ به‌ دیوارهای‌ آتن‌ شباهت‌ بسیار داشت‌. رنگهای‌ دیوارهای‌ هفت‌گانه‌ی‌ مزبور به‌ ترتیب‌ سفید، سیاه‌، ارغوانی‌، آبی‌ و نارنجی‌ بود. از بام‌ دو دیوار آخر، یكی‌ را با سیم‌ و دیگری‌ را با زر مستور ساخته‌ بودند. از آن‌ پس‌ دیوكس‌ از بیم‌ توطئه‌ چینی‌ اطرافیان‌، كوشش‌ داشت‌ كمتر در دسترس‌ خویشان‌ و نزدیكان‌ خویش‌ قرار گیرد.

دیوكس‌ پس‌ از پایان‌ یافتن‌ این‌ مقدمات‌، با همان‌ جدیت‌ پیشین‌ به‌ بسط‌ انصاف‌ و گسترش‌ داد پرداخت‌. دعاوی‌ مردم‌ نوشته‌ و برای‌ شاه‌ فرستاد می‌شد و وی‌ درباره‌ی‌ آنها داوری‌ كرده‌ تصمیم‌ خود را به‌ صاحبانشان‌ ابلاغ‌ می‌كرد. علاوه‌ بر این‌، پادشاه‌ جاسوسان‌ و خبر چینانی‌ در سرتاسر قلمرو خویش‌ داشت‌ كه‌ گناهكاران‌ را تعقیب‌ و موجبات‌ كیفر آنها را فراهم‌ می‌آوردند. بدین‌ ترتیب‌ دیوكس‌ مادیها را به‌ صورت‌ ملتی‌ یگانه‌ در آورد كه‌ به‌ تنهایی‌ بر آنها فرمان‌ می‌راند. وی‌ پس‌ از پنجاه‌ و سه‌ سال‌ سلطنت‌ در گذشت‌ (655 پ‌.م‌) دیوكس‌ را « دیوكه‌ »، « دایاكو » و « دیااكو » نیز خوانده‌اند.

نظر به‌ اینكه‌ در دوران‌ سلطنت‌ این‌ پادشاه‌، سناخریب‌ پادشاه‌ آشور سرگرم‌ زد و خورد با دولتهای‌ بابل‌ و عیلام‌ بود، طبعاً نمی‌توانست‌ به‌ كشور ماد توجه‌ داشته‌ باشد، و دیوكس‌ با استفاده‌ از این‌ فرصت‌، بر توسعه‌ی‌ متصرفات‌ خویش‌ می‌افزود. وانگهی‌ در این‌ زمان‌ موجبی‌ برای‌ دخالت‌ آشور در كارهای‌ ماد وجود نداشت‌، چه‌ این‌ كشور مالیتهای‌ مقرر را در موقع‌ تعیین‌ شده‌ به‌ آشور می‌پرداخت‌. تنها یك‌ مورد وجود داشت‌ كه‌ به‌ سبب‌ سرپیچی‌ مردم‌ الیپی‌ Elipi) كرمانشاهان‌ ) از پرداخت‌ مالیات‌، آشور نیرویی‌ بدانجا فرستاده‌ شورشیان‌ را به‌ جای‌ خود نشاند.

فرورتیش‌ یا خشتریته‌ (khashathrita)

3- پسر دیوكس‌ كه‌ همنام‌ نیای‌ خویش‌ بود، با در گذشت‌ پدر (655 پ‌.م‌.) به‌ پادشاهی‌ ماد، رسید. وی‌ وارث‌ سلطنت‌ بر قلمرو نسبتاً وسیعی‌ بود كه‌ از همدان‌ تا بخش‌ خاوری‌ دماوند و كناره‌های‌ كویر كشیده‌ می‌شد. مقارن‌ تاجگذاری‌ فرورتیش‌، سكائیان‌ در حوالی‌ دریاچه‌ی‌ ارومیه‌ و پارسیها نیز در جنوب‌ شرقی‌ آن‌ دریاچه‌ زندگی‌ می‌كردند. فرورتیش‌ پارسیها را كاملاً فرمانبردار خود ساخت‌ و با كیمریان‌ و مانتائیان‌ طرح‌ دوستی‌ و اتحاد ریخت‌. وی‌ سیاست‌ پدر را در حفظ‌ روابط‌ دوستانه‌ با دولت‌ آشور دنبال‌ كرده‌ هر ساله‌ مالیات‌ مقرر را به‌ آشور بنی‌پال‌ پادشاه‌ آشور می‌پرداخت‌. اما پس‌ از چندی‌ در اثر غرور ناشی‌ از تسلط‌ بر پارسیان‌ و اتحاد با كیمریان‌ و مانتائیان‌ تصمیم‌ گرفت‌ بر آشور حمله‌ برده‌ كشور ماد را به‌ كلی‌ مستقل‌ سازد و در تعقیب‌ این‌ تصمیم‌، با نیرویی‌ گران‌ به‌ سوی‌ نینوا پایتخت‌ آشور حركت‌ كرد. مادیس‌ (Madyes) پسر پارتاتوا (Parta Tua) كه‌ به‌ فرماندهی‌ سكائیان‌ رسیده‌ و با دولت‌ آشور متحد بود، از پشت‌ سر بر سپاهیان‌ فرورتیش‌ تاخته‌ ایشان‌ را مورد حملات‌ شدید قرار داد. آخر الامرد رنبردی‌ كه‌ بین‌ او و فرورتیش‌ به‌ وقوع‌ پیوست‌، پادشاه‌ ماد به‌ هلاكت‌ رسید (633 پ‌.م‌) سكائیان‌ با این‌ پیروزی‌ بر گستاخی‌ خود افزوده‌ نقاط‌ مختلف‌ ماد را به‌ باد غارت‌ دادند و قدرت‌ خود را در سراسر آن‌ كشور استقرار بخشیدند. بنا به‌ گفته‌ی‌ هرودوت‌، كشور ماد به‌ مدت‌ بیست‌ و هشت‌ سال‌ (از 633 تا 605 پ‌.م‌) زیر سلطه‌ و نفوذ این‌ قوم‌ قرار داشت‌.

سیاگزار (Cyaxares)

پس‌ از فرورتیش‌، پسرش‌ سیاگزار به‌ پادشاهی‌ برگزیده‌ شد. وی‌ سرداری‌ شایسته‌ و در اداره‌ی‌ كارهای‌ كشور فرمانروایی‌ بی‌همتا بود. شكست‌ پدرش‌ از سكائیان‌، به‌ او این‌ درس‌ را آموخت‌ كه‌ سپاهیان‌ مزدور و سربازانی‌ كه‌ به‌ وسیله‌ قبایل‌ متحد فراهم‌ می‌آیند، نمی‌توانند در میدان‌ نبرد بالشكریان‌ منظم‌ و كارآزموده‌ی‌ آشوریان‌ برابری‌ كنند. این‌ امر او را بر آن‌ داشت‌ كه‌ به‌ پیروی‌ از آشوریان‌، سپاهی‌ منظم‌ گردآوری‌ و تربیت‌ كند و نیروی‌ مرتبی‌ متشكل‌ از سواره‌ نظام‌ و پیاده‌ نظام‌ به‌ وجود آورد. سواره‌ نظام‌ وی‌ از جهت‌ شایستگی‌ و ارزش‌ سربازی‌ بر سواره‌ نظام‌ آشوریان‌ برتری‌ داشت‌ و نیروی‌ پیاده‌اش‌ به‌ تیر و نیزه‌ و كمان‌ مسلح‌ و مجهز بود.

كشور ماد یكی‌ از مراكز مهم‌ پرورش‌ اسب‌ بود و همین‌ امر توفیق‌ سیاگزار را در فراهم‌ ساختن‌ افراد سواره‌ نظام‌ كه‌ از كودكی‌ در فن‌ سواری‌ تجربه‌ و آزمودگی‌ داشته‌ و علاوه‌ بر آن‌ به‌ تیر و كمان‌ مسلح‌ بودند، تأمین‌ و تضمین‌ می‌كرد. كارآزمودگی‌ واستادی‌ این‌ سربازان‌ تا بدانجا رسیده‌ بود كه‌ در حین‌ حركت‌ – چه‌ در موضع‌ تعرض‌ و چه‌ در حالت‌ دفاع‌ – از كمان‌ خود نهایت‌ استفاده‌ را می‌بردند و كمتر اتفاق‌ می‌افتاد كه‌ تیرشان‌ به‌ هدف‌ اصابت‌ نكند. یكی‌ دیگر از امتیازات‌ ایشان‌ آن‌ بود كه‌ به‌ هنگام‌ رویارویی‌ با دشمن‌، گام‌ پس‌ نمی‌كشیدند و تنها هدف‌ آنها از نبرد – اگر چه‌ به‌ بهای‌ جانهای‌ زیاد تمام‌ می‌شد – پیشروی‌ خود و نابودی‌ دشمن‌ بود. با توجه‌ به‌ خصایص‌ و امتیازات‌ برشمرده‌، جای‌ شگفتی‌ نیست‌ كه‌ سیاگزار در نهایت‌ اطمینان‌ به‌ نینوالشكر كشید، در میان‌ راه‌ گروهی‌ از سواران‌ آشوری‌ را منهدم‌ ساخت‌، زمانی‌ دراز آن‌ شهر را به‌ محاصره‌ درآورد و بر آن‌ شد تا به‌ وسیله‌ی‌ قطع‌ رابطه‌ی‌ نینوا با خارج‌ و طول‌ مدت‌ محاصره‌، دشمن‌ سرسخت‌ را وادار به‌ تسلیم‌ كند.

اما در همین‌ اوان‌ به‌ او خبر رسید كه‌ سكائیان‌ متصرفاتش‌ را مورد حمله‌ و تركتازی‌ قرار داده‌اند. پس‌ دست‌ از محاصره‌ی‌ نینوا برداشت‌ و به‌ كشور خویش‌ بازگشت‌. سكائیان‌ با استفاده‌ از سرگرمی‌ سیاگزار از دربند قفقاز گذشته‌، آذربایجان‌ را مورد تاخت‌ و تاز قرار داده‌ بودند. سیاگزار پس‌ از ترك‌ محاصره‌ی‌ نینوا به‌ آذربایجان‌ شتافت‌، در شمال‌ دریاچه‌ی‌ ارومیه‌ با سكائیان‌ روبه‌رو شده‌ اما به‌ سختی‌ از آنها شكست‌ خورد و ناگزیر شد آنچه‌ را كه‌ دشمن‌ بر او تحمیل‌ می‌كرد، بپذیرد (633 پ‌.م‌) سكائیان‌ متصرفات‌ ماد را سرتاسر درنوردیده‌ از كشت‌ و كشتار روی‌ برنتافتند و تنها بعضی‌ از مناطق‌ مستحكم‌ و مجهز در برابر این‌ حمله‌ كه‌ دنباله‌اش‌ تا دریای‌ مدیترانه‌ كشیده‌ می‌شد، پایداری‌ كردند.
سیاگزار كه‌ در صحنه‌ی‌ نبرد ناكام‌ مانده‌ بود، به‌ حیله‌ و تدبیر روی‌ آورد: مادیس‌ (پادشاه‌ سكائیان‌) و سران‌ سپاه‌ او را به‌ مهمانی‌ با شكوهی‌ فراخواند، به‌ آنان‌ جاده‌ی‌ فراوان‌ نوشانید و چون‌ از خود بی‌خود شدند، همگی‌ را به‌ هلاكت‌ رسانید. سكائیان‌ كه‌ شاه‌ و فرماندهان‌ نظامی‌ خود را از دست‌ داده‌ بودند، با وجود پایداری‌ شدید، از مادها شكست‌ خورده‌ در سال‌ 605 پیش‌ از میلاد از قلمرو سلطنت‌ ماد رانده‌ شدند و با این‌ تدبیر به‌ سلطه‌ و نفوذ بیست‌ و هشت‌ ساله‌ی‌ ایشان‌ پایان‌ داده‌ شد.

به‌ سال‌ 625 پیش‌ از میلاد آشور بنی‌پال‌ پادشاه‌ آشور در گذشت‌ و ساراكوس‌ (سناخریب‌) بر جای‌ وی‌ نشست‌. در دوران‌ پادشاهی‌ سناخریب‌، نپوپولاسر Nabopolassar (نبوكدنسر) (Nabuchadnessar) فرمانروای‌ بابل‌ در سایه‌ی‌ دوستی‌ و به‌ یاری‌ سیاگزار اعلام‌ استقلال‌ كرده‌ خود را پادشاه‌ خواند و به‌ اتفاق‌ وی‌ نینوا را در محاصره‌ گرفت‌. سناخریب‌ كه‌ تاب‌ پایداری‌ در برابر آن‌ دشمنان‌ قوی‌ پنجه‌ را نداشت‌، آتشی‌گران‌ برافروخت‌ و خود و خانواده‌اش‌ را در آن‌ افكند. به‌ سال‌ 606 پیش‌ از میلاد نینوا به‌ چنگ‌ مادیان‌ افتاده‌ با خاك‌ یكسان‌ شد، بطوری‌ كه‌ اكنون‌ جز ویرانه‌ای‌ از آن‌ بر جای‌ نمانده‌ است‌ – پرستشگاهها و بناهای‌ دیگر شهرهای‌ آشور نیز سرنوشتی‌ بهتر از آن‌ نداشتند.

5- مادها با به‌ دست‌ آوردن‌ این‌ پیروزیهای‌ درخشان‌، بر بخش‌ اعظم‌ آسیای‌ صغیر مسلط‌ شدند. نبوكدنسر دوم‌ فرزند نبوپولسر با دولت‌ ماد پیمان‌ یگانگی‌ بر قرار كرد و آمی‌ تیس‌ (Amytis) دختر سیاگزار را به‌ همسری‌ خود در آورد. دولت‌ بابل‌ بر بخشی‌ از متصرفات‌ آشور دست‌ یافت‌. دولت‌ ایران‌ در فلات‌ ایران‌ مستقر شده‌ دامنه‌ی‌ متصرفات‌ خود را تا ارمنستان‌ و سرچشمه‌ی‌ كاپادوكیه‌ گسترش‌ داد و در ناحیه‌ی‌ اخیر با شاخه‌های‌ دیگری‌ از آریاییان‌ روبه‌رو شد كه‌ از دیر باز در آنجا استقرار یافته‌ بودند. اما این‌ اقوام‌ آریایی‌ كه‌ در اثر آسیبهای‌ سخت‌ ناشی‌ از تاخت‌ و تاز كیمریان‌ و سكائیان‌ توان‌ ایستادگی‌ در برابر مادیهای‌ تازه‌ نفس‌ را از دست‌ داده‌ بودند، به‌ آسانی‌ تحت‌ سلطه‌ی‌ ایشان‌ در آمدند و بدین‌ ترتیب‌ مرز بخشی‌ از كشور ماد به‌ رود هالیس‌ (Halys) (قزل‌ ایرماق‌ كنونی‌) رسید و دولت‌ ماد بالیدی‌ همسایه‌ شد.

دولت‌ لیدی‌ كه‌ بود؟
6- لیدی‌ دولتی‌ نیرومند بود، مردمی‌ جنگجو و رشید داشت‌ و از هنگامی‌ كه‌ یكی‌ از اعضای‌ دودمان‌ مرمناد (Mermenad) به‌ نام‌ آلیاتس‌ (Allyattes) به‌ پادشاهی‌ رسیده‌ بود، كشور مزبور از جمله‌ ممالك‌ بزرگ‌ آسیای‌ صغیر شناخته‌ می‌شد. با وجود پادشاه‌ نیرومندی‌ چون‌ آلیاتس‌، دولت‌ ماد آهنگ‌ لشكركشی‌ به‌ لیدی‌ از نداشت‌. اما به‌ موجب‌ افسانه‌ی‌ شگفت‌انگیز زیر، سیاگزار چنین‌ سودایی‌ را در سر می‌پخت‌:
«سیاگزار گروهی‌ از سكائیان‌ را كه‌ به‌ فنون‌ نظامی‌ آشنا بودند، به‌ عنوان‌ قراولان‌ ویژه‌ی‌ سلطنتی‌ در زمره‌ی‌ سپاهیان‌ خود در آورده‌ پرورش‌ گروهی‌ از جوانان‌ را – برای‌ دمیده‌ شدن‌ روح‌ سلحشوری‌ در آنان‌ – به‌ سكائیان‌ مزبور سپرد. اما از آنجا كه‌ مربیان‌ با جوانان‌ تحت‌ تربیت‌ خود درشتی‌ می‌كردند، پادشاه‌ آنان‌ را مورد عتاب‌ قرار داد. سكائیان‌ به‌ تلافی‌ این‌ رفتار، یكی‌ از جوانان‌ را به‌ قتل‌ رساندند و طی‌ ضیافتی‌ گوشت‌ وی‌ را به‌ شاه‌ خورانده‌، به‌ لیدی‌ گریختند و به‌ خدمت‌ آلیاتس‌ درآمدند. سیاگزار برای‌ استرداد آنان‌ كوشش‌ فراوان‌ به‌ كار برد، ولی‌ شاه‌ لیدی‌ از تسلیم‌ آنان‌ خودداری‌ كرد، و همین‌ پیشامد موجب‌ بروز جنگهایی‌ بین‌ ماد و لیدی‌ شد.

جنگ‌ ماد و لیدی‌ – پیشگویی‌ طالس‌
7- ماد از جهت‌ شمار سپاهیان‌ بر لیدی‌ برتری‌ داشت‌. اما این‌ افراد از لحاظ‌ شایستگی‌ با سواران‌ لیدی‌ و سربازان‌ یونانی‌ كه‌ آلیاتس‌ به‌ خدمت‌ گرفته‌ بود، قابل‌ مقایسه‌ نبودند. این‌ امر سبب‌ شد كه‌ جنگهای‌ بین‌ ماد و لیدی‌ و دشمنی‌ بین‌ دو طرف‌ نبرد شش‌ سال‌ به‌ طول‌ انجامد. در سال‌ 585 پیش‌ از میلاد كه‌ با هفتمین‌ سال‌ نبرد مقارن‌ بود، برابر پیشگویی‌ منجمی‌ به‌ نام‌ طالس‌ ملطی‌ (Tales De Milet) كسوفی‌ روی‌ داد. دو طرف‌ كه‌ از این‌ پدیدار به‌ ترس‌ و وحشت‌ دچار آمده‌ بودند، دست‌ از جنگ‌ كشیدند. برابر پیشنهاد دولت‌ بابل‌، رودخانه‌ی‌ هالیس‌ مرزبین‌ دو دولت‌ ما دو لیدی‌ شناخته‌ شد و نبردهای‌ دراز مدت‌ آنان‌ بدین‌ ترتیب‌ پایان‌ پذیرفت‌.

مرگ‌ سیاگزار
8- به‌ سال‌ 584 پیش‌ از میلاد سیاگزار درگذشت‌. وی‌ مردی‌ پركار، نیرومند، با تدبیر و از شایستگی‌ فراوان‌ برخوردار بود. سپاهیانی‌ كار آزموده‌ و تعلیم‌ دیده‌ فراهم‌ كرد و در این‌ راه‌ چنان‌ كاردانی‌ و تدبیری‌ از خود نشان‌ داد كه‌ علی‌رغم‌ شكستی‌ كه‌ در آغاز سلطنت‌ از آشوریان‌ و سكائیان‌ خورده‌ بود، بالاخره‌ توانست‌ سكائیان‌ را از خاك‌ ماد بیرون‌ براند، نینوا را فتح‌ كند و بر بیش‌ از نیمی‌ از آسیای‌ صغیر تسلط‌ یابد.

هرودوت‌ می‌گوید: پیش‌ از سیاگزار، در نبردها كمانداران‌ و سواره‌ نظام‌ ماد به‌ صورت‌ دست‌ جمعی‌ و بدون‌ مراعات‌ نظم‌ و ترتیب‌ با دشمنان‌ خود روبه‌رو می‌شدند. ولی‌ سیاگزار صنف‌ ویژه‌ی‌ سواره‌ نظام‌ را از كمانداران‌ جدا كرد و هر یك‌ از دو قسمت‌ را به‌ كار ویژه‌ای‌ برگماشت‌.

آستیاگ‌ یا آژدی‌ هاك‌ (Astyages)
9- پس‌ از مرگ‌ سیاگزار، ایختوویگو (Ikhtuvegu) و به‌ قول‌ هرودوت‌، آستیاگ‌ به‌ پادشاهی‌ رسید. وی‌ در حدود بیست‌ و چهار سال‌ سلطنت‌ كرد و در این‌ مدت‌ كشور ماد از آرامش‌ و سكون‌ برخوردار بود. آستیاگ‌ به‌ تقلید پادشاهان‌ آشور درباری‌ ترتیب‌ داد و در آن‌ گروه‌ زیادی‌ را به‌ كارهای‌ گوناگون‌ برگماشت‌. در باریان‌ جامه‌های‌ رنگارنگ‌ در بر می‌كردند و در مراسم‌ و تشریفات‌، زنجیرها و گردنبندهای‌ زرین‌ برگردن‌ می‌آویختند. شكار حیوانات‌ یكی‌ از تفریحات‌ شاه‌ و درباریان‌ او را تشكیل‌ می‌داد. اما مردم‌ ماد از عیش‌ و خوشگذرانی‌ آنان‌ دلخوش‌ و راضی‌ نبودند. این‌ نكته‌ از آنجا معلوم‌ می‌شود كه‌ وقتی‌ پارسیان‌ به‌ ماد حمله‌ كردند، رعایا شاه‌ و در باریان‌ را ترك‌ گفته‌ به‌ دشمن‌ پیوستند.
آستیاگ‌ تا سال‌ 550 پیش‌ از میلاد سلطنت‌ و كشور را با درایت‌ و كاردانی‌ اداره‌ كرد، ولی‌ چندان‌ علاقه‌ای‌ به‌ رفاه‌ و آسایش‌ مردم‌ نداشت‌ و همین‌ امر سبب‌ شد كه‌ در اواخر دوره‌ی‌ پادشاهی‌ وی‌، بیشتر مردم‌ از او ناخشنود باشند. در دوران‌ سلطنت‌ آستیاگ‌ رویداد تاریخی‌ مهم‌ و قابل‌ ذكری‌ به‌ وقوع‌ نپیوست‌.

ره‌ آوردهای‌ تمدّن‌ ماد
10- چنان‌ كه‌ پیش‌ از این‌ اشاره‌ رفت‌، كشور ماد در دوران‌ سیاگزار گسترش‌ فراوان‌ یافته‌، حدود آن‌ از شمال‌ به‌ رود ارس‌، از جنوب‌ به‌ خوزستان‌، از خاور به‌ بلخ‌ و از باختر به‌ رود هالیس‌ یعنی‌ قزل‌ ایرماق‌ امروزی‌ رسید. این‌ منطقه‌ی‌ وسیع‌، بخش‌ مهمی‌ از آسیای‌ صغیر و نواحی‌ آذربایجان‌ و كردستان‌ و همدان‌ و اراك‌ وری‌ و دامغان‌ و فارس‌ و خراسان‌ و بلخ‌، قسمتی‌ از خوزستان‌ و تمام‌ مازندران‌ را در بر می‌گرفت‌ بناها، حجاریها و كتیبه‌های‌ مهمی‌ كه‌ از این‌ دوران‌ به‌ جای‌ مانده‌، بدین‌ شرح‌ است‌:
1- دخمه‌ی‌ كوچك‌ برجسته‌ای‌ در ده‌ اسحق‌ آوند در نزدیكی‌ كرمانشاه‌، كه‌ یك‌ نفر را در حال‌ پرستش‌ نشان‌ می‌دهد.
2- دخمه‌ی‌ بزرگی‌ در نزدیكی‌ میاندوآب‌.
3- یك‌ دخمه‌ در سر پل‌ لرستان‌ معروف‌ به‌ اتاق‌ فرهاد.
دخمه‌ای‌ با علامت‌ فرشته‌ی‌ بالدار در صحنه‌.
5- دخمه‌ای‌ به‌ نام‌ دكان‌ داود بین‌ كرمانشاه‌ و قصر شیرین‌. این‌ دخمه‌ صورت‌ حجاری‌ شده‌ی‌ مرد ایستاده‌ای‌ را در حال‌ عبادت‌ نشان‌ می‌دهد كه‌ برسمی‌ در دست‌ دارد (برسم‌ یا برسوم‌ دسته‌ای‌ از تركه‌ی‌ چوبین‌ بود كه‌ آنها را با الیاف‌ درخت‌ خرما به‌ هم‌ می‌بستند و آن‌ را به‌ هنگام‌ پرستش‌ و عبادت‌ در دست‌ می‌گرفتند.

11- پژوهشها و كشفیات‌ مربوط‌ به‌ مادها، نخستین‌ بار به‌ وسیله‌ی‌ دمورگان‌ (Demorgan) فرانسوی‌ انجام‌ پذیرفت‌ و پس‌ از وی‌ گروه‌ دیگری‌ از اروپاییان‌، از جمله‌ هرتسفلد (Herzfeld) آلمانی‌، گدار (Godart) فرانسوی‌، و در این‌ اواخر گیرشمن‌ فرانسوی‌ در این‌ راه‌ به‌ نتایجی‌ دست‌ یافتند، و آن‌ كشفیات‌ و حفریات‌ سقز و لرستان‌ است‌. اخیراً بعضی‌ از روستاییان‌ از گورهای‌ واقع‌ در هرسین‌، الشتر و خرم‌آباد لرستان‌ ابزارهایی‌ چون‌ شمشیر، خنجر، كلنگ‌ و تیرآهنی‌ و مفرغی‌ به‌ دست‌ آورده‌اند كه‌ چگونگی‌ صنایع‌ اقوام‌ ساكن‌ نواحی‌ مزبور را تا حدودی‌ روشن‌ می‌سازد. گورهای‌ مورد اشاره‌ گودالهاییست‌ كه‌ قطعه‌ سنگهای‌ بزرگی‌ بر روی‌ آنها قرار داده‌اند. به‌ نظر می‌رسد كه‌ این‌ گورها متعلق‌ به‌ افراد جنگجویی‌ بوده‌ كه‌ در محل‌ ویژه‌ای‌ سكونت‌ نداشته‌ پیوسته‌ از نقطه‌ای‌ به‌ نقطه‌ی‌ دیگر می‌رفته‌اند و پس‌ از مرگ‌ آنها، ادواتی‌ را كه‌ همواره‌ به‌ همراهشان‌ بوده‌ است‌، در گورشان‌ قرار می‌داده‌اند. مصنوعات‌ مزبور نمونه‌ای‌ از آثار تمدنی‌ است‌ كه‌ از اختلاط‌ تمدنهای‌ اقوام‌ آشوری‌، آسیایی‌ و سكائی‌ به‌ وجود آمده‌، زمانی‌ نیز در صنایع‌ خود از آنها تقلید كرده‌ و با ذوق‌ و سلیقه‌ی‌ خود دگرگونیهایی‌ در آنها پدید آورده‌ است‌. اشیاء مورد اشاره‌ و نیز یك‌ دوری‌ سیمین‌ و لوحه‌ی‌ زرینی‌ كه‌ به‌ دست‌ آمده‌ است‌ مسلماً با قرون‌ هشتم‌ و هفتم‌ پیش‌ از میلاد ارتباط‌ دارد و از آن‌ چنین‌ استنباط‌ می‌شود كه‌ از هنر و صنعت‌ سكائی‌ و آشوری‌ الهام‌ گرفته‌ است‌.

12- هرودوت‌ مادها را به‌ شش‌ طبقه‌ی‌ بوزها (Bouses) ، پارتاسنها (Paretesenes) ، استروخاتها (Strukhates) ، اریزانتها (Arizantes) ، بودینها (Boudiens) و مغها (Moges) تقسیم‌ كرده‌ می‌گوید: این‌ طوایف‌ مردمی‌ چوپان‌ بوده‌ به‌ تربیت‌ گاو و گوسفند و بز و اسب‌ و حتّی‌ سگ‌ گله‌ و محافظ‌ می‌پرداختند. آنان‌ برای‌ نقل‌ و انتقالات‌ خویش‌ از ارابه‌هایی‌ استفاده‌ می‌كردند كه‌ چرخهایشان‌ از تنه‌ی‌ درخت‌ درست‌ شده‌ بود. پدر در خانواده‌ی‌ ماد دارای‌ قدرت‌ و اختیار تام‌ بود و یك‌ مرد چند زن‌ است‌. مادها طلا و الكتروم‌ Electrum) = مخلوط‌ زر و سیم‌ ) را می‌شناختند، اما نمی‌توانستند دو فلز مزبور را از یكدیگر جدا سازند. آنها همچنین‌ با مفرغ‌ سر و كار داشتند. اشیایی‌ كه‌ با این‌ نوع‌ فلزات‌ ساخته‌ می‌شد، ساده‌ و ابتدایی‌ بود. آنان‌ پس‌ از سكونت‌ در یك‌ محل‌، به‌ كارهای‌ كشاورزی‌ اشتغال‌ می‌ورزیدند. اقوام‌ مختلف‌ ماد در آغاز با یكدیگر آمیزش‌ نداشته‌ و جدا از هم‌ زندگی‌ می‌كردند. اما به‌ هنگام‌ بروز خطر دور یكدیگر گرد آمده‌ اتحاد و همبستگی‌ خویش‌ را اعلام‌ می‌داشتند.

13- دارمستتر فرانسوی‌ حتّی‌ عقیده‌ دارد كه‌ زبان‌ اوستایی‌ همان‌ زبان‌ مادها بوده‌ است‌. از سوی‌ دیگر این‌ نكته‌ مسلم‌ است‌ كه‌ مادها و پارسها به‌ سبب‌ تعلق‌ به‌ نژاد آریایی‌ و زندگی‌ كردن‌ در كنار یكدیگر، دارای‌ زبانی‌ یكسان‌ بوده‌ و از لحاظ‌ ابزار سخن‌ تفاوت‌ چندانی‌ با یكدیگر نداشته‌اند. اما اگر عقیده‌ی‌ دارمستتر در مورد زبان‌ مادها درست‌ باشد، مسلماً این‌ شباهت‌ در قسمتهای‌ جدیدتر و تازه‌تر اوستا مشاهده‌ می‌گردید، زیرا كه‌ كتب‌ پنجگانه‌ی‌ اوستا در یك‌ زمان‌ و یك‌ دوره‌ی‌ ویژه‌ تدوین‌ نشده‌ و گاتها یعنی‌ سرودهای‌ زرتشتی‌ نسبت‌ به‌ سایر قسمتها از قدمت‌ بیشتری‌ برخوردار است‌.

1 پادشاهان‌ ماد حكومت‌ مطلقه‌ داشتند: كارهای‌ كشور همه‌ زیر نظر شاه‌ بود و هیچ‌ یك‌ از درباریان‌ حق‌ چون‌ و چرا نداشت‌. بطوری‌ كه‌ اشاره‌ رفت‌، سیاگزار پادشاه‌ بزرگ‌ این‌ دودمان‌ نیروی‌ مرتب‌ و منظمی‌ از سواره‌ نظام‌ و كمانداران‌ تشكیل‌ داده‌ و به‌ بركت‌ هنر نظامی‌ ایشان‌ بر متصرفات‌ خویش‌ افزوده‌ بود. اما مادها پس‌ از كسب‌ قدرت‌ و نیروی‌ زیاد، در اثر ازدیاد ثروت‌ و رفاه‌ و آسایش‌ و ناز و نعمتی‌ كه‌ از آن‌ ناشی‌ شده‌ بود. به‌ تن‌ پروری‌ و تنبلی‌ خو گرفتند و ویژگی‌ ذاتی‌ خویش‌ را از دست‌ دادند. این‌ مسئله‌ و نیز هزینه‌های‌ گزاف‌ و تجمل‌ فراوان‌ دربار – كه‌ مآلاً به‌ ازدیاد مالیات‌، تحمیل‌ آن‌ بر طبقات‌ و ستم‌ و بیداد مأموران‌ دولتی‌ نسبت‌ به‌ مردم‌ كشیده‌ می‌شد – موجبات‌ ضعف‌ و انقراض‌ سریع‌ دولت‌ بزرگ‌ ماد را فراهم‌ آورد. روی‌ كارآمدن‌ دولت‌ آریایی‌ ماد و گسترش‌ متصرفات‌ آن‌ تا دوردست‌ترین‌ نقاط‌ و شهرهای‌ آسیایی‌ صغیر، مردم‌ سامی‌نژاد آن‌ خطه‌ را تضعیف‌ كرد. دولتی‌ ایرانی‌ به‌ نام‌ ماد جای‌ دولت‌ آشور را گرفت‌، و این‌ امر در تاریخ‌ دنیای‌ كهن‌ از اهمیت‌ زیادی‌ برخوردار بود.

فرهنگ‌ و زندگی‌ مادها
15- همچنان‌ كه‌ در تاریخ‌ ماد، دو دوره‌ی‌ متفاوت‌ – پیش‌ از پادشاهی‌ بزرگ‌ ماد و بعد از آن‌ – وجود دارد. تاریخ‌ و فرهنگ‌ ماد را نیز می‌توان‌ به‌ دو دوره‌ تقسیم‌ كرد: 1- دوران‌ متقدم‌ ماد و پیش‌ از استقرار سلطه‌ی‌ كیش‌ مغان‌ 2- دوره‌ی‌ پس‌ از سلطه‌ی‌ آن‌ طبقه‌. مرز میان‌ این‌ دو دوره‌، پایان‌ قرن‌ هفتم‌ پیش‌ از میلاد است‌.

با حفریاتی‌ كه‌ صورت‌ گرفته‌ است‌، تاكنون‌ خانه‌ی‌ مادی‌ – كه‌ از خشت‌ خام‌ ساخته‌ می‌شد – كشف‌ نگردیده‌ است‌، ولی‌ می‌توان‌ احتمال‌ داد كه‌ در آن‌ عهد همان‌ خصوصیات‌ ساختمانی‌ را داشته‌ كه‌ در دورانهای‌ بعدی‌ واجد آن‌ بوده‌ است‌. ویژگیهای‌ مزبور در قبوری‌ كه‌ در صخره‌ها حفر شده‌ است‌ نیز مشاهده‌ می‌گردد، و آن‌ عبارتست‌ از ساختمان‌ یك‌ طبقه‌ی‌ قائم‌ الزاویه‌، و در اكثر موارد دارای‌ بام‌ مسطح‌ و دامنه‌ای‌ بر روی‌ جلوخان‌، كه‌ بر ستونهای‌ چوبی‌ یا سنگی‌ تكیه‌ دارد. این‌گونه‌ بناها در نواح‌ كوهستانی‌ آسیای‌ مقدم‌ بسیار معمول‌ و متداول‌ بوده‌ است‌. اما ظاهراً زندگی‌ مردم‌ نقاط‌ دوردست‌ غربی‌ (جبال‌ زاگرس‌) تحت‌ تأثیر رسوم‌ بابلیان‌ قرار داشته‌ است‌. مثلاً در سمت‌ شرقی‌ كوههای‌ مزبور لباسهایی‌ پوشیده‌ می‌شد كه‌ در هزاره‌ی‌ سوم‌ پیش‌ از میلاد در بین‌ لولوبیان‌ معمول‌ بود. روی‌ نیم‌تنه‌ و پیراهن‌ آستین‌ كوتاهی‌ كه‌ تا زانو می‌رسید، پوستی‌ افكنده‌ آن‌ را بر شانه‌ی‌ چپ‌ استوار می‌ساختند. گاهی‌ هم‌ پوست‌ را از زیر كمربند رد می‌كردند. ثروتمندان‌ در این‌ مورد از پوست‌ یوزپلنگ‌ و مستمندان‌ از پوست‌ گوسفند استفاده‌ می‌كردند. لباس‌ مادیها و قبایل‌ اتحادیه‌ی‌ ماد و مانتائیان‌ بدین‌گونه‌ بود. رسم‌ افكندن‌ پوست‌ گوسفند بر شانه‌، تا امروز نیز در میان‌ شبانان‌ مناطق‌ كوهستانی‌ آذربایجان‌ محفوظ‌ مانده‌ است‌. موها را با نوار سرخی‌ می‌بستند و ریش‌ را می‌تراشیدند. در نگاره‌های‌ آشوری‌ كلاه‌ بلند نمدی‌ با تاج‌ كه‌ به‌ زبان‌ لاتینی‌ تیاز نامیده‌ می‌شد و مخصوص‌ ساكنان‌ ماد بود، دیده‌ نمی‌شود. ولی‌ از آنجا كه‌ كلاه‌ مزبور در هزاره‌ی‌ سوم‌ پیش‌ از میلاد و در دوران‌ هخامنشیان‌ (سده‌های‌ 6 تا 4 پیش‌ از میلاد) تداول‌ داشته‌، بی‌شك‌ در دوران‌ موردنظر نیز مرسوم‌ بوده‌ است‌، پای‌افزار ویژه‌ی‌ ایشان‌، موزه‌هایی‌ نرم‌ و نوك‌ برگشته‌ بود.

یونانیان‌ از این‌ لباس‌ مادیها خبر نداشته‌ آن‌ را مخصوص‌ كاسیان‌ می‌دانستند و پوشش‌ دیگری‌ را كه‌ با تصاویر آشوری‌ متفاوتست‌ (لباس‌ مادی‌) می‌خواندند، و آن‌ عبارت‌ بود از پیراهن‌ گشاد (ساراپیس‌) آستین‌ بلند، شلوار گشاد و چین‌دار – كه‌ در واقع‌ دامن‌ درازی‌ بود كه‌ میان‌ دو پا جمع‌ می‌شد – و بالاپوش‌ كوتاه‌ از پارچه‌ی‌ رنگارنگ‌ یا پشم‌. با شلق‌ كه‌ بر سركشیده‌ می‌شد، این‌ نوع‌ لباس‌ را تكمیل‌ می‌كرد. ظاهراً این‌ لباس‌ مربوط‌ به‌ سواران‌ آریزانتی‌ بود. ساكنان‌ اصلی‌ ماد غربی‌ و مركزی‌ در نیمه‌ی‌ سده‌ی‌ اول‌ پیش‌ از میلاد از این‌ لباس‌ استفاده‌ نمی‌كردند. ولی‌ پوشش‌ مزبور از قدیم‌ معمول‌ بود، و این‌ موضوع‌ از یك‌ مهر قدیمی‌ مادی‌ استنباط‌ می‌شود كه‌ در مدفن‌ تپه‌ی‌ سیالك‌ كاشان‌ به‌ دست‌ آمده‌ است‌.

این‌ لباس‌ ظاهراً در قرن‌ هفتم‌ پیش‌ از میلاد، هم‌زمان‌ و همگام‌ با رواج‌ كیش‌ قبایل‌ شرقی‌ ماد و زبان‌ رسمی‌ ایرانی‌ در سراسر خاك‌ ماد متداول‌ شد و در قرن‌ ششم‌ پیش‌ از میلاد پارسیان‌ نیز آن‌ را پذیرفتند.

در آغاز هزاره‌ی‌ اول‌ پیش‌ از میلاد نیزه‌ و سپر جز و سلاحهای‌ عادی‌ و معمولی‌ مادها بود. بعدها در اسلحه‌ی‌ ایشان‌ تنوعی‌ نسبی‌ به‌ وجود آمد و از جمله‌ خنجر و شمشیر كوتاه‌ (اسكیتی‌) كه‌ آن‌ را آكیناك‌ می‌نامیدند. بر دیگر سلاحهای‌ ایشان‌ افزوده‌ شد.

چنان‌ كه‌ می‌دانیم‌، در آن‌ روزگار اسب‌ ثروت‌ عمده‌ و مهم‌ قبایل‌ به‌ شمار می‌رفت‌. هنوز از زین‌ و لگام‌ اطلاعی‌ نداشتند و سوار بر چیزی‌ می‌نشست‌ كه‌ به‌ غاشیه‌ می‌مانست‌. زین‌ و برگ‌ كاسیان‌ و مادیان‌ از ویژگیهایی‌ برخوردار بود. آنان‌ حتّی‌ در پایان‌ هزاره‌ی‌ سوم‌ پیش‌ از میلاد از خیش‌ و گاو آهن‌ و بستن‌ آن‌ بر پشت‌ دو گاو، آگاهی‌ داشتند.

در قسمت‌ پیشه‌ها، هنرنمایی‌ بر مفرغ‌ و آهن‌ به‌ مرحله‌ی‌ عالی‌ رسیده‌ بود (مصنوعات‌ هنری‌ مفرغی‌ آنان‌ به‌ ویژه‌ بسیار زیبا بود) سنگ‌ تراشی‌، سفال‌سازی‌ و محتملاً نساجی‌ نیز به‌ پیشرفت‌ محسوسی‌ نایل‌ آمده‌ بود. بعدها به‌ منسوجات‌ مادی‌ ارج‌ بسیار می‌نهادند. از تزیینات‌ گوناگونی‌ كه‌ بر ظروف‌ سفالین‌ آن‌ روزگاران‌ دیده‌ می‌شود چنین‌ برمی‌آید كه‌ آنها احتمالاً نقوش‌ زیبای‌ مزبور را در منسوجات‌ نیز به‌ كار می‌برده‌اند.

خط‌ و كتابت‌ مادها
16- تا آنجا كه‌ به‌ قرن‌ هفتم‌ پیش‌ از میلاد مربوط‌ می‌شود، آگاهی‌ ما در مورد خط‌ و كتابت‌ مادیها از اطلاعاتمان‌ درباره‌ی‌ فرهنگ‌ آنان‌ نیز كمتر است‌. مسلماً در هزاره‌ی‌ اول‌ پیش‌ از میلاد خط‌ و كتابت‌ در سرزمین‌ ماد وجود داشته‌ است‌. فرمان‌ معروفی‌ در دست‌ است‌ كه‌ درسده‌ی‌ نهم‌ یا هشتم‌ پیش‌ از میلاد از طرف‌ شاهك‌ آبدادانا خطاب‌ به‌ مردی‌ آشوری‌ به‌ زبان‌ اكدی‌ صادر شده‌ و موضوع‌ آن‌ هبه‌ی‌ اموال‌ و دادن‌ تسهیلات‌ است‌. از بعضی‌ مدارك‌ موجود (به‌ طور غیر مستقیم‌) چنین‌ بر می‌آید كه‌ مادها از خود خط‌ و كتابتی‌ داشتند كه‌ به‌ ظن‌ قوی‌ از خط‌ اوراتوئی‌ گرفته‌ شده‌ بود و تصویر می‌رود خط‌ مزبور یكی‌ از انواع‌ خط‌ میخی‌ بوده‌ باشد. در عین‌ حال‌ در نواحی‌ دریاچه‌ی‌ ارومیه‌ خطوط‌ هیروگلیفی‌ نظیر هیروگلیفهای‌ اوراتوئی‌ متداول‌ بوده‌ است‌. این‌ هیروگلیفها بر روی‌ دیس‌ سیمینی‌ كه‌ در زیویه‌ پیدا شده‌ است‌، به‌ چشم‌ می‌خورد. مسلماً آنان‌ در قرن‌ هفتم‌ پیش‌ از میلاد دارای‌ خط‌ و كتابت‌ بوده‌اند، و این‌ خط‌ همانست‌ كه‌ امروزه‌ « خط‌ باستان‌ پارسی‌ » یا « خط‌ هخامنشی‌ ردیف‌ اول‌ » خوانده‌ می‌شود، ولی‌ در واقع‌ از لحاظ‌ اصل‌ و منشاء، مادی‌ است‌.

كیش‌ مادها (مغان‌)
17- در معتقدات‌ شرقی‌ باستانی‌، دین‌، عامل‌ بارزی‌ بوده‌ است‌. در این‌ زمینه‌ نیز تاریخ‌ ماد به‌ دو دوره‌ی‌ متفاوت‌ تقسیم‌ می‌شود: یكی‌ پیش‌ از سده‌ی‌ هفتم‌ و دیگری‌ از آغاز آن‌ سده‌ به‌ بعد. مبنای‌ داوری‌ ما درباره‌ی‌ هزاره‌ی‌ نخست‌ پیش‌ از میلاد، متون‌ آشوری‌ و تصویرها و نامهای‌ خاص‌ است‌. در این‌ مورد متون‌ آشوری‌ متعددی‌ داریم‌ كه‌ در آنها چندین‌ بار از خدایان‌ مانتا و غیره‌ و به‌ ویژه‌ از ربودن‌ خدایان‌ (بتهای‌) مزبور یاد می‌شود. درباره‌ی‌ شكل‌ بتهای‌ مزبور تا حدودی‌ می‌توان‌ از روی‌ مفرغهای‌ لرستانی‌ و تصاویر نقر شده‌ بر مصنوعاتی‌ قضاوت‌ كرد كه‌ در زیویه‌ و مانتا كشف‌ شده‌ است‌. با اینكه‌ احتمال‌ می‌رود بین‌ اساطیر لرستانی‌ و اوستا ارتباط‌ گونه‌ای‌ وجود داشته‌ باشد، ولی‌ بر روی‌ هم‌ مدارك‌ موجود نشان‌ می‌دهد كه‌ كیش‌ سرزمینهای‌ غربی‌ ماد قدیم‌ بیشتر با دین‌ هوریان‌ و تا حدودی‌ آشوریان‌ هم‌ نوع‌ بوده‌ باشد. در این‌ مورد به‌ ویژه‌ می‌توان‌ به‌ تصاویر ابلیسهای‌ عجیب‌ الخلقه‌ی‌ نیمه‌ حیوان‌ و نیمه‌ آدمی‌، ابوالهولهای‌ بالدار و حیوانات‌ عجیب‌ تخیلی‌ با بدن‌ شیر ، سر شیر یا شاهین‌ و بال‌ عقاب‌ اشاره‌ كرد كه‌ در اساطیر هوریانی‌ بسیار رایج‌ و شایع‌ و از ویژگیهای‌ كیش‌ آن‌ بوده‌ است‌. بعدها همان‌ جانوران‌ عجیب‌الخلقه‌ را می‌بینیم‌ كه‌ در نقشهای‌ برجسته‌ی‌ شاهان‌ هخامنشی‌ مظهر دیوان‌ معرفی‌ شده‌اند.
كیش‌ كاسیان‌ و حتّی‌ دین‌ ویژه‌ی‌ بابلیان‌ تا مدتی‌ در مادیها نفوذ داشت‌. یكی‌ از كشورهای‌ غربی‌ یا مركزی‌ ماد بیت‌ ایشتار یا خانه‌ی‌ ایشتار (الهه‌ی‌ بابلی‌ عشق‌ و حاصلخیزی‌) نامیده‌ می‌شد و چنان‌ كه‌ از گفته‌ی‌ هرودوت‌ برمی‌آید، بعدها آن‌ را با «آناهیتای‌» اوستایی‌ یكی‌ دانستند. در مركز ماد، نزدیك‌ محلی‌ كه‌ بعدها اكباتان‌ نامیده‌ شد، آشوریان‌ در ضمن‌ پیشروی‌ خود نه‌ تنها به‌ « دژ بابلیان‌ » یا «كوچ‌نشین‌ كلنی‌ كاسیان‌» برخوردند، بلكه‌ شاهد پرستش‌ « مردوك‌ » خدای‌ بابل‌ نیز بودند. در ماد غربی‌، فرمانفرمایان‌ در بسیاری‌ از موارد به‌ اسامی‌ «اكدی‌» و از آن‌ جمله‌ به‌ نامهای‌ خدایان‌ نامیده‌ می‌شدند. درباره‌ی‌ كیش‌ مادیهای‌ ایرانی‌ ساكن‌ اقصی‌ نقاط‌ شرق‌ آن‌ كشور، جز اسامی‌ خاصی‌ كه‌ در منابع‌ آشوری‌ محفوظ‌ مانده‌ است‌، مدرك‌ دیگری‌ در دست‌ نداریم‌؛ و از آنجا كه‌ نامهای‌ ایرانی‌ بر خلاف‌ اسامی‌ غیر ایرانی‌ – بر ما معلومست‌، و هر نام‌ باستانی‌ با معتقدات‌ دینی‌ معینی‌ ارتباط‌ داشته‌ است‌، با تجزیه‌ و تحلیل‌ اسامی‌ مزبور می‌توانیم‌ اطلاعاتی‌ درباره‌ی‌ دارندگان‌ آن‌ نامها به‌ دست‌ آوریم‌. بعضی‌ از دانشمندان‌ با توجه‌ به‌ این‌ تجزیه‌ و تحلیل‌ برآنند كه‌ كیش‌ مزدا یا زرتشتی‌ در میان‌ دارندگان‌ اسامی‌ مزبور رواج‌ داشته‌ است‌.

ویژگیهای‌ اجتماعی‌ مادها
18- در سرزمین‌ ماد خصوصیات‌ جامعه‌ی‌ پدر شاهی‌ وجود داشته‌ است‌. وجود قلعه‌هایی‌ كه‌ تصویر آنها نشان‌ دهنده‌ی‌ جنگهای‌ تاراجگرانه‌ بین‌ مادهاست‌، باز می‌نماید كه‌ در جامعه‌ی‌ ماد آثار اختلاف‌ طبقاتی‌ آشكار، و ویژگیهای‌ سازمان‌ جامعه‌ی‌ برده‌داری‌ در شرف‌ تكوین‌ بوده‌ است‌. به‌ عقیده‌ی‌ دیاكونوف‌، بنای‌ شهرها و دژها با حصار سنگی‌، آجری‌ و برجها، آغاز تجزیه‌ و تفكیك‌ پیشه‌ها، وجود مناصب‌ دایم‌، جریان‌ داشتن‌ جنگ‌ و جدالهای‌ مداوم‌، انتقال‌ به‌ دوران‌ زن‌ و شوهری‌، رواج‌ برده‌داری‌ و ایجاد تأسیسات‌ اداری‌ به‌ منظور اسارت‌ و انقیاد طبقات‌ محروم‌، بسیاری‌ از خصوصیات‌ جامعه‌ی‌ ماد را روشن‌ می‌سازد. جامعه‌ی‌ ماد در آغاز از عشیره‌های‌ پدر شاهی‌ یا «ویس‌» تشكیل‌ می‌شد كه‌ در دهكده‌ها به‌ سر می‌بردند. معمولاً سالمندترین‌ عضو خاندان‌ به‌ ریاست‌ عشیره‌ برگزیده‌ می‌شد. در هر روستا بزرگ‌ خاندان‌، رئیس‌ ده‌ یا «دهخدا» نیز بود. در كتیبه‌های‌ آشوری‌ بارها از آنان‌ یاد شده‌ است‌. رفته‌ رفته‌ كه‌ جامعه‌ی‌ طبقاتی‌ قوام‌ گرفت‌، این‌ رؤسا و خداوندان‌ ده‌ به‌ صورت‌ اشراف‌ و طبقه‌ی‌ حاكمه‌ی‌ زمان‌ در آمدند. در خاك‌ ماد دژها و حصارهایی‌ وجود داشت‌ كه‌ اهالی‌ به‌ هنگام‌ بروز خطر، به‌ درون‌ آنها پناه‌ می‌بردند. معمولاً دژها را بر فراز صخره‌های‌ طبیعی‌ یا تپه‌های‌ مصنوعی‌ بنا نهاده‌ گرداگردشان‌ را دیوار یا حصارهای‌ متحدالمركز می‌كشیدند. سربرجها دارای‌ كنگره‌هایی‌ بود كه‌ از آنها برای‌ تیراندازی‌ استفاده‌ می‌كردند.

كشور ماد از واحدها و یا به‌ عبارت‌ دیگر از كشورهای‌ خود مختار و مستقل‌ تشكیل‌ شده‌ بود. در رأس‌ این‌ كشورهای‌ مستقل‌ شاهكهایی‌ قرار داشتند كه‌ به‌ عقیده‌ی‌ دیاكونوف‌ فرمانروایانی‌ مستبد و فعال‌ مایشاء بودند. هرودوت‌ می‌نویسد: مادیها دارای‌ مجامع‌ و مجالس‌ خلق‌ بودند و بدون‌ شك‌ در شورای‌ بزرگان‌ عده‌ای‌ از بهترین‌ اشخاص‌ نیز وجود داشتند. اوستا نیز از این‌گونه‌ مجالس‌ و شوراها به‌ نام‌ «هنجمن‌» یاد می‌كند.

شیوه‌ی‌ پادشاهی‌ ماد
19- چنان‌ كه‌ پیش‌ از این‌ باز نمودیم‌، امیرنشینهای‌ پراكنده‌ای‌ كه‌ در سرزمین‌ ماد وجود داشتند، در سایه‌ی‌ تدبیر و كاردانی‌ افراد خاندان‌ دیوكس‌ (یا دیوكه‌ یا دیااكو) منقرض‌ شده‌ امرای‌ نواحی‌ گوناگون‌ خواه‌ناخواه‌ زیر یك‌ پرچم‌ گرد آمدند. به‌ عقیده‌ی‌ گیرشمن‌، وحدت‌ ایران‌ در مقام‌ مقایسه‌ با مصریان‌ و سومریان‌ آهنگی‌ كندتر داشت‌. مصریان‌ و سومریان‌ به‌ مجرد ترك‌ وضع‌ شكارگری‌، به‌ صورت‌ جوامع‌ منظم‌ روستایی‌ و گله‌پروری‌ درآمده‌ حكومتهایی‌ تشكیل‌ دادند. ولی‌ در ایران‌ وضع‌ بدین‌ منوال‌ نبود و تركیب‌ اجتماعی‌ قوم‌ ماد و وضع‌ طبیعی‌ و اقلیمی‌ ایران‌ موجب‌ شد كه‌ وحدت‌ این‌ كشور به‌ كندی‌ صورت‌ گیرد. ایران‌ به‌ وسیله‌ی‌ رودهایی‌ چون‌ نیل‌، دجله‌ و فرات‌ كه‌ باطغیانهای‌ سالانه‌ی‌ خود سبب‌ حاصلخیزی‌ مناطق‌ اطراف‌ می‌شدند مشروب‌ نمی‌گردید و از بارانهای‌ سودمند منظم‌ كه‌ باعث‌ باروری‌ ناحیه‌ می‌گردد، بهره‌ نداشت‌. در ایران‌ از كهن‌ترین‌ روزگاران‌ مسئله‌ی‌ آب‌ امری‌ حیاتی‌ به‌ شمار می‌رفت‌ و از آنجا كه‌ بشر تنها در جایی‌ می‌تواند استقرار یابد كه‌ آبیاری‌ امكان‌ داشته‌ باشد، ساكنان‌ ایران‌ پراكنده‌ شدند و تراكم‌ جمعیت‌ این‌ كشور از مصر و بین‌النهرین‌ كمتر بود. پراكندگی‌ تلها یا تپه‌های‌ مصنوعی‌ و بقایای‌ مجتمعهای‌ قدیمی‌ – كه‌ مسافر امروزی‌ آنها را در فواصل‌ چندین‌ ده‌ كیلومتری‌ دور از هم‌ مشاهده‌ می‌كند – این‌ موضوع‌ را به‌ خوبی‌ مجسم‌ می‌سازد. همین‌ وضع‌ طبیعی‌ موجب‌ می‌شد كه‌ در هر ناحیه‌ و حتّی‌ در هر ده‌ نوعی‌ استقلال‌ به‌ وجود آید. بدین‌ علت‌ ایران‌ در آن‌ واحد دارای‌ قبایل‌ بدوی‌ یا نیمه‌ بدوی‌ و خانه‌نشین‌ بود – كه‌ هنوز هم‌ وجود دارند و لهجه‌ها و رسوم‌ و عادات‌ خویش‌ را حفظ‌ كرده‌اند.

به‌ شرحی‌ كه‌ گفته‌ شد، عوامل‌ خارجی‌، سكنه‌ی‌ ماد را بر آن‌ داشت‌ كه‌ در زیر پرچم‌ واحدی‌ گرد آیند. به‌ عقیده‌ی‌ دیاكونوف‌ : شاهان‌ ماد به‌ توده‌های‌ وسیع‌ مردم‌ آزاد و طبقه‌ی‌ بزرگ‌ بنده‌داران‌ (طبقه‌ی‌ تازه‌ به‌ دوران‌ رسیده‌ها) و تولیدكنندگان‌ كوچك‌ و آزاد مادی‌ مستظهر بودند. دیوكس‌ كه‌ دهقان‌ زاده‌ای‌ پركار و مورد اعتماد بود، در سایه‌ی‌ حسن‌ تدبیر نخست‌ به‌ مقام‌ داوری‌ و پس‌ از چندی‌ به‌ پادشاهی‌ برگزیده‌ شد و سرانجام‌ به‌ یاری‌ اكثریت‌ مردم‌، سلطنتهای‌ كوچك‌ را برانداخت‌. این‌ مطلب‌ كه‌ شاهان‌ ماد به‌ استبداد گرایش‌ داشتند – و هرودوت‌ نیز بدان‌ اشاره‌ كرده‌ است‌ – به‌ هیچ‌ روی‌ با مراتب‌ پیش‌ گفته‌ مغایرت‌ ندارد. در هر جامعه‌ی‌ برده‌داری‌، به‌ طور حتم‌ ابتدا افراد عادی‌ آزاد و اشراف‌ عشیره‌ای‌ درگیر مبارزه‌ با یكدیگر بوده‌اند و تنها برافتادن‌ اشراف‌ و رفع‌ ستم‌ از كشاورزان‌ آزاد عاملی‌ بوده‌ كه‌ می‌توانسته‌ است‌ موجب‌ بسط‌ كامل‌ شیوه‌ی‌ تولید برده‌داری‌ شود. در این‌ مبارزه‌ معمولاً عامه‌ی‌ مردم‌ آزاد از استقرار قدرت‌ فردی‌ طرفداری‌ می‌كرده‌اند.

سازمان‌ درباری‌ ماد
20- هرودوت‌ درباره‌ی‌ نظامها و شیوه‌های‌ تازه‌ای‌ كه‌ دیوكس‌ در دوران‌ فرمانروایی‌ خود وضع‌ كرده‌ بود چنین‌ می‌نویسد: وی‌ حصاری‌ پیرامون‌ سرای‌ خود كشید و مردم‌ را بر آن‌ داشت‌ تا در اطراف‌ حصار زندگی‌ كنند. همچنین‌ دستور داد هیچكس‌ شخصاً به‌ مقر شاه‌ نزدیك‌ نشود و همه‌ی‌ كارها به‌ وسیله‌ی‌ پیك‌ صورت‌ گیرد، و این‌ بدان‌ معنی‌ بود كه‌ سلطان‌ در دیدگاه‌ هیچ‌كس‌ قرار نخواهد گرفت‌. خندیدن‌ در حضور شاه‌ نوعی‌ بی‌ادبی‌ به‌ حساب‌ می‌آمد. شاه‌ با آگاهی‌ از وجود گناهكاران‌، آنها را احضار می‌كرد و هر كس‌ را به‌ فراخور جرمش‌ كیفر می‌داد. شاه‌ در سراسر كشور جاسوسان‌ و منهیانی‌ داشت‌ كه‌ وسایل‌ آگاهی‌ وی‌ و موجبات‌ دادخواهی‌ و دادرسی‌ و كیفر را فراهم‌ می‌آوردند.

پس‌ از دیوكس‌، پسرش‌ فرورتیش‌ زمام‌ كارها را به‌ دست‌ گرفت‌، ولی‌ چندی‌ نگذشت‌ كه‌ در جنگ‌ با آشور كشته‌ شد. سیاگزار پسر و جانشین‌ فرورتیش‌ بیش‌ از دیگران‌ به‌ فراهم‌ آوردن‌ و تجهیز قوا پرداخت‌. سواره‌ نظام‌، پیاده‌ نظام‌ و كمانداران‌ سپاه‌ او وظایف‌ معینی‌ داشتند. سواران‌ سكایی‌ در جنگهای‌ متحرك‌ استاد بودند. سیاگزار فنون‌ جنگی‌ سواران‌ مزبور را به‌ سرداران‌ خود آموخت‌ و در جنگ‌ با سكائیان‌ و دیگر دشمنان‌ پیروزیهایی‌ به‌ دست‌ آورد. مانای‌ (سركرده‌ پارسیان‌) سلطنت‌ او را به‌ رسمیت‌ شناخت‌ و پارسیان‌ به‌ فرمان‌ او گردن‌ نهادند.

در حدود سال‌ 650 پیش‌ از میلاد، پادشاهی‌ ماد دولتی‌ بزرگ‌ بود و از این‌ نظر در ردیف‌ ماتنایا (میتانیان‌)، اورارتو (اورارتویا آرارات‌، قومی‌ و نیرومند بودند، كه‌ در شمال‌ غربی‌ ایران‌ حكومت‌ داشتند و مادها هیچ‌ وقت‌ نتوانستند به‌ آنها حمله‌ كنند) و عیلام‌ قرار داشت‌.
چهار نیروی‌ بزرگ‌ ماد، كاره‌، لیدیه‌، و مصر، سراسر خاورنزدیك‌ را میان‌ خود تقسیم‌ كردنده‌ ولی‌ از این‌ میان‌ تنها ماد است‌ كه‌ می‌توان‌ نام‌ شاهنشاهی‌ را بر آن‌ اطلاق‌ كرد. آنچه‌ پرمعناتر می‌نماید این‌ است‌ كه‌ دولت‌ ماد نخستین‌ سازمان‌ شاهنشاهی‌ بود كه‌ به‌ وسیله‌ی‌ جنگجویان‌ شمالی‌ بنیاد گذاشته‌ شد كه‌ به‌ یك‌ زبان‌ ایرانی‌ سخن‌ می‌گفتند و طرز فكر شمالی‌ داشتند. با توجه‌ به‌ مراتب‌ بالا، این‌ موضوع‌ كه‌ در هیچ‌ جا پیرامون‌ روزگار مادها كاوشی‌ صورت‌ نگرفته‌ است‌، بر میزان‌ تأسف‌ ما می‌افزاید. در صورتی‌ كه‌ پایتخت‌ آنها یعنی‌ همدان‌ مورد توجه‌ شایسته‌ قرار گیرد، می‌توانیم‌ امیدوار باشیم‌ كه‌ پشته‌ی‌ خاك‌ آن‌ شهر فرهنگ‌ مادی‌ را جزء به‌ جزء برای‌ ما آشكار سازد و حتّی‌ وسایلی‌ فراهم‌ آورد كه‌ مادها به‌ زبان‌ ایرانی‌ خویش‌ با ما سخن‌ گویند.

اوضاع‌ طبقات‌ مختلف‌ در تمدّن‌ زمان‌ ماد

21- پس‌ از پیشرفت‌ كشاورزی‌ و گله‌داری‌ و تقسیم‌ كار و پیدایش‌ حرفه‌های‌ جدید، اندك‌ اندك‌ رؤسا و سران‌ قبایل‌ در نتیجه‌ی‌ كاربردگان‌ و استثمار قشرهای‌ محروم‌ ثروتمند شدند و بدین‌ وسیله‌ مقدمات‌ اختلاف‌ طبقاتی‌ فراهم‌ آمد. خرده‌ اوستا از تقسیم‌ جامعه‌ به‌ گروههای‌ صنفی‌ و حرفه‌ای‌ دارای‌ پیشوا و نیز از سه‌ صنف‌ كاهنان‌ و خادمان‌ آتش‌، ارابه‌ سواران‌ و دامداران‌ و كشاورزان‌ سخن‌ می‌گوید. گذشته‌ از آن‌، در یك‌ مورد از پیشه‌ور وارجی‌ كه‌ به‌ كار او داده‌ شده‌ است‌، یاد می‌كند.

تردیدی‌ نیست‌ كه‌ در جامعه‌ی‌ آن‌ روز مادیها برده‌ نیز وجود داشته‌ است‌، ولی‌ بردگان‌ در شمار اصناف‌ نبودند. ظاهراً در این‌ دوره‌ افراد ثروتمند، كم‌ ثروت‌، برده‌داران‌ و تولیدكنندگان‌ كوچك‌ فاقد برده‌ در كنار هم‌ زندگی‌ می‌كردند. مقامات‌ درباری‌ و مغان‌ صنف‌ خاصی‌ از جامعه‌ را تشكیل‌ می‌دادند و بزرگان‌ قوم‌، ارابه‌سوار خوانده‌ می‌شدند.

در پایان‌ قرن‌ ششم‌ پیش‌ از میلاد هنوز ارتش‌ ماد از مردم‌ جدا نشده‌ بود. ظاهراً سپاهیان‌ را داوطلبان‌ قبایل‌ تشكیل‌ می‌دادند. هر فرد آزادی‌ كه‌ توانایی‌ حمل‌ سلاح‌ داشت‌، سپاهی‌ محسوب‌ می‌شد.
تصادفی‌ نیست‌ كه‌ آشوریان‌ پیوسته‌ مادیها را با صفت‌ نیرومند وصف‌ می‌كردند. این‌ امر می‌رساند كه‌ مادیها علی‌رغم‌ پراكندگی‌ ظاهری‌ و تقسیم‌ به‌ كشورهای‌ كوچك‌، با هم‌ متحد و یكدل‌ بوده‌اند.
در قلمرو اتحادیه‌ی‌ ماد، افراد جامعه‌ به‌ طور كلی‌ به‌ دامداری‌ اشتغال‌ داشتند – گرچه‌ به‌ كشاورزی‌ كه‌ بر پایه‌ی‌ آبیاری‌ مصنوعی‌ استوار بود نیز آشنا و آگاه‌ بودند. در نزد آنان‌ پرورش‌ اسب‌ از اهمیتی‌ ویژه‌ برخوردار بود. (آشوریان‌ تقریباً جز اسب‌ چیزی‌ را به‌ عنوان‌ خراج‌ از مادیها نمی‌پذیرفتند.) ایشان‌ دامهای‌ بزرگ‌ شاخدار و گوسفند پرورش‌ می‌دادند و با پرورش‌ شتر دوكوهانه‌ نیز آشنا بودند. كشت‌ یونجه‌ در آسیای‌ میانه‌ معمول‌ و متداول‌ بود. در ایران‌ زراعت‌ گیاه‌ مزبور از قدیم‌ با پرورش‌ اسب‌ و اسبداری‌ رابطه‌ داشت‌ چینیان‌ كشت‌ آن‌ را از ایران‌ و آسیای‌ میانه‌ اخذ كردند.

برچیده از : http://www.iptra.ir/vdcdytxz00f.html

18 دیدگاه

  1. ئاسؤ می‌گه:

    يه چيزي خيلي برام عجيبه تو تاريخ شما. اونم اينكه 40 مليون كورد تو اين منطقه از كجا اومدن كه هيچ نامي تو مطالب شما از اونها نيست. اما در باره آشور كلداني بابلي و . . . كه همشون 100 هزار هم نميشن مطلب داري؟
    بزار جوابشم بهت بدم. ميزوپتاميا (يا به قول عربها بين النهرين)يا به قول خود كوردها ميديا سرچشمه و آغاز حيات بشر بوده.آرياييها همان كوردهايي هستند كه از گيلان به شمل خراسان رفتن و از آنجا به روسيه ايران و افغانستان و هند رفتن.مردم ميزوپتاميا در گيلان راهي جز به جلو نداشتن(شمال دريا-جنوب كوه‌هاي برز يا آنچه عربها يه ال به‌ان اضافه كردن و البرزش كردن)برز در كوردي يعني بلند.قبل از ورود عربها به ايران تا نزديك كرمان به زبان زردشت متولد اورميه(اورامان«در كردستان امروز در ايران»«،اورشليم، اورفا«محل تولد ابراهيم»اور يعني شهر)و با دين او زندگي ميكردند.بعد از اسلام زبان بيابانهاي ايران به علت تصرف آسان آن توسط حضرت عمر تا حد زيادي عربي شد. شما اگر امروز هم كلمات عربي را از زبان فارسي برداريد و به قول خودتون كلمات فارسي پهلوي(كه در اصل كوردي است)را جاي آنها بگذاريد ميشه كوردي بخصوص كوردي اورامي. شما با تعصب هم دين را نابود كرديد هم فرهنگ خود را. و تا زماني كه اين مسئله را قبول نكنيد بخدا خود را انكار كرده ايد.موفق باشيد

    • کوروش می‌گه:

      دوست عزیز شما برای ما یک دلیل بیار که چهل میلیون کرد(کورد) نبوده واز کجا میدانی جمعیت کلدانی ها و بابلی ها چند میلیون نبوده؟ اول از همه فقط بین النهرین سرچشمه ی حیات بشر نبوده 4 رود که نیل دجله فرات و کارون سرچشمه ی حیات بودند و بعد نظر شما در مورد آریایی ها که به سه دسته تقسیم میشدند 1-ماد 2-پارس 3-پارت ماد ها به مناطقی چون ارومیه تا کردستان رفتند و پارتها به مناطقی چون خراسان رفتند و پارس ها به مناطقی چون استان فارس و اصفهان و قزوین و کشور عیلام رفتند ماد ها به زبانی که خود اختراع کرده بودند صحبت می کردند زبان مادی نام دارد و ماد ها همیشه ماد نام داشتند تا زمانی که یونانیان به ایران برای اولین بار حمله کردند وقتی در زمان هخامنشیان حمله کردند ماد ها به دفاع برخاستند و زیرکانه جنگ را بردند و یونانیان به ماد ها کرد گفتند یعنی غیب یا همان پنهان و کلمه ی کرد در اصل یونانی است . ولی شما در مورد زبان از ماد به زمان حمله ی اعراب رفته ای وقتی اعراب حمله کردند به ایران عمر مردم مارا مجبور کرد به زبان عربی سخن بگوییم تا زمان اندکی ولی در زمان عثمان این قانون برداشته شد و کلمات عربی با کلمات پارسی آمیخت و شد فارسی دری. ایران سربلند باد

    • mad می‌گه:

      درود بر شما
      متاسفانه همیشه عدهای میخواسته اند که نامی از ماد وجود نداشته باشد
      اما ما بیداریم پاینده ماد پاینده ایران اهورایی
      گروه فرزندان ماد را فراموش نکنید
      برای جستجو در گوگل سرچ نمایید

  2. f می‌گه:

    با درود
    باستانشناسان و مورخین بنام جهان سرچشمه های تمدن را در جغرافیای ناهمواریها کاووش میکنند.کوهستانهای صعب العبور غرب ایران تا بین النهرین پناهگاهی طبیعی است که در طول اعصار مردمانی سختکوش را در خود پرورش داده است.حفظ آداب و فرهنگ اصیل ایرانی در این منطقه مشهود است و لیکن هجوم بیگانگان سایر نقاط عزیزمان را دستخوش تغییراتی نموده که متاسفانه عجیب ترین آنها ((فراموشی نژاد آریایی))است.امروزه در کمتر لهجه و گویشی میتوان کلمات ناب ایرانی را همچون زبان کوردی بلاخص کوردی اورامی یافت و افسوس که ما برادران خونی و واقعی خود راکه بازماندگان برحق نژاد آریا هستندمهجور و مغفول گذاشته ایم.
    علاقمندان و محققین عزیز میتوانندبا مقایسه ای ساده بین کلمات ، نوع پوشش ،آداب و مراسمات ایران باستان و کردستان بر اصیل بودن بر اقتباسی بودن فرهنگ سایر مناطق نظر بدهند.
    اینجانب 15سال پیش به پیشنهاد دوستی از کردستان دیدن نمودم.تا امروز 12 سفر پژوهشی و تفریحی را برای نزدیکان ترتیب داده ام و به شما اطمینان میدهم با یک سفر هم عقیده خواهیم شد.

  3. فرهاد می‌گه:

    سلام

    1) آب در كوزه و ما تشنه لبان مي گرديم .
    2)اگر خواهان شناخت ايران و ايراني و عظمت تاريخ پر افتخار گذشته اين سرزمين عزيز هستيد كافي است امروز كردستان و آذربايجان و بلوچستان را بشناسيد.
    3)اگر با همين ديد امروز تاريخ گذشته ي ايران عزيز را بنگريم خود ما بزرگترين دشمنان ايران خواهيم بود.
    4)من به عنوان يك ايراني كرد ار عواقب انديشه ها و كارهاي دو دسته بيمناكم 1-ايراني هايي كه نسبت به كردها كم لطفند.
    2-كرد هايي كه نسبت به ايران كم لطفند.

  4. ebypooryshan می‌گه:

    با سلام در كتابها امده ارياييها به ايران امده 1-ايا ايران قبل ازارياييها خالي ازسكنه بوده اگر نبوده چرا از انها حر في زده نميشود2-كشور ايران از چه زماني به اسم ايران ناميده شده (قبل يا بعد از هخامنشي)در صورت امكان جواب بدهيد

  5. علی می‌گه:

    با سلام من علی از اصفهان
    من هم با نظراتی که میگویند کردها اصالت دارن و مادهای واقعی هستند موافقم و معتقد هستم زبان و فرهنگ اصل آریای نزد کردها میباشد.

  6. آراس می‌گه:

    با سلام و خسته نباشید
    لطف کنید قسمت ره‌ آوردهای‌ تمدّن‌ ماد بخش 3 نوشته شده سرپل لرستان این در حالی است که سرپل ذهاب مربوط به استان کرمانشاه و طاق فرهاد در 13 کیلومتری این شهر با عرض جغرافیای (55 25 34 )و طول جغرافیای (03 01 46 ) قرار دارد
    امید وارم برای تغییر کافی باشد
    باتشکر اراس
    A.Karimi
    Master of Geomorphology in invironmental planning
    Tarbiat Modares University (TMU)
    Tehran,IRAN
    Mail: geo.tmu@gmail.com & aras.karimi@modares.ac.ir
    tel.:+98 9188884267

  7. نیما می‌گه:

    با سلام به همه دوستان شکی در این که مادها کرد هستن نیست تو همین مطالب نگاه کنین اکثر اثارهای ماد مال استان های کرد نشین میباشد تازه اون طاق فرهاد هم مال سرپل زهاب کرمانشاه میباشد که به اشتباه لرستان نوشتن

  8. در تاریخ هرودوت نام دو تن از پادشاهان ماد از قلم افتاده است. اینان عبارت هستند از اوپیته (اوپیس) پسر دایائوکو و پسر او خشثریتی. در واقع فرائورت (فرورتیش) پسر خشثریتی است نه خود او. دیاکونوف از روی فاصله حکومت مادها حدس زده است که در تاریخ هرودوت بین خشثریتی و دائوکو یکی از قلم افتاده است. ضمناً خشثریتی را با تردید پدر فرائورت می داند. نگارنده در کتاب گزارش زادگاه زرتشت و تاریخ اساطیری ایران یکی بودن پادشاهان ماد و کیانی را اثبات نموده است.
    این اسامی با معادلهای اوستایی آنها از این قرار است: دایائوکو (کی قباد)، اوپیته (اپیوه)، خشثریتی (کی کاوس)، فرائورت (فرود، سیاوش)، کیاکسار (کی خشثرو، هوخشثره) و آستیاگ (اژیدهاک).

  9. اوش کایالی می‌گه:

    دیاکونوف روسی در کتاب تاریخ ماد نوشته که محققین به این نتیجه رسیدند که اقوام آلتای –پرو ترک در هزاره های ۳-۱پیش از میلاد در اطراف دریاچه ی ارومیه سکونت داشته اند.
    پرفسور خودیف در کتاب زبان ادبی آذربایجان بارها به وجود اقوام ترک بومی در سرزمین آذربایجان تاکید کرده است .
    ترکان در کتیبه های آشوری (۱۴۰۰ قبل از میلاد ) به نام توروک خوانده شده اند و در کتیبه های اورارتویی (۱۵۰۰ ق. م)با نام توریخ آمده است و از همسایگی آنها با این اقوام سخن به میان آمده است .همسایگی آنها آذربایجان بوده است .
    در کتیبه سارگن دوم از محلی به نام( اوش قایا )به ترکی یعنی سه کوه یا سه تپه نام برده شده با توجه به توضیحاتش دقیقاً اسکوی کنونی است .
    در صفحه 15 شرفنامه بدلیسی ( 1005 هجری) پیرامون کردان این گونه می نگارد…لفظ کرد تعبیر از شجاعتست..چرا که اکثر شجاعان روزگار و پهلوانان نامدار از این طایفه بر خاسته اند و لهذا پهلوان پیلتن و دلاور تهمتن رستم زال که در ایام حکومت پادشاه کیقباد بوده از طایفه اکراد است و چون تولد او در سیستان بوده به رستم زابلی اشتهار یافته است و صاحب شاهنامه فردوسی طوسی رحمه الله علیه صفت او را رستم کرد کرده و در زمان ملوک عجم هرمز بن انوشیروان سپهسالار نامدار و پهلوان روزگار بهرام چوبین …….او نیز از طبقه اکراد است.

    تلاشهای زیادی توسط پانفارسها و پان آریائیها صورت میگیرد که کردان را ساکنان اولیه منطقه غرب ایران نشان دهند ولی بنا به منابع فوق و پوشش اکراد که مال مناطق سردسیر چون آذربایجان نیستند {شلوار گشاد ، کلاش (کفش کردی) ،پیراهن و کت نازک} کاملاً مشخص است کردها موطن اصلی شان کجاست و ترکهای آذربایجانی {چکمه ، شلوار کلفت تنگ ، پالتو دراز و کلاه پشمین } موطن شان کجاست.

    در ضمن اسامی قدیم شهرهایی چون کرمانشاه (قرامیسان:به ترکی سکونتگاه بزرگان) و ایلام و سنندج و قروه و … کاملاً واژه های ترکی هستند.
    متأسفانه کردها هر کجا(در تاریخ و اشعار شاعران قدیم ) به واژه گورد (به ترکی یعنی گرگ ) میرسند به نفع خود مصادره میکنند .

  10. سیاوش می‌گه:

    سلام
    نظر به فرمایشات کاربر اوش کایالی
    توجه بفرمایید ریشه واصالت قوم کرد محرز است ما در کل تاریخ از حرکت وانتقال آریاییه به بعد تا اوایل اسلام هیچ گونه حرکت جابه جایی یا مهاجرتی را در منطقه کردستانات کرمانشاه وآذربایجان ودیگر مناطق کرد نشین ندیده ایم تا انجایی که مطالعات بنده یاری میدهند همواره این قوم سپر بلای ایران وایرانی در کل ازمنه تاریخی وتمام جنگهای ایران که بطور تقریبی حدود 80درصد از حملات ودرگیریها از جانب غرب بوده است.بنابر این هرگونه تغییر در انامی یا تاثیر در رشد جمعیت منطقی ودور از ذهن نیست.
    در هیچ کتب وتاریخی ما ندیده ایم که قبل از اسلام قومی یا شخصی به نام تورک یا ترک در ایران سکونت داشته باشد مگر اینکه در مقام جنگ یا دشمنی با ایرانی مورد خطاب قرار گرفته باشد
    شهر کرمانشاه یا کرمانشاهان برگرفته از شاپور اول ساسانیست که دوران ولیعهدی خودرا در کرمان سپری کرده بود وبه کرمانشاه ملقب بود بعد از ساخت وتاسیس شهروهمچنین بعد از حکومت شاهنشاهی او ،شهر به نام او تغییر یافت
    سنندج وسلیمانیه ودیاربکر ووان وکرکوک ومریوان وایلام وخانقین وغیره وغیره چه ربطی به اسامی ترکی دارند؟
    شهر ارومیه که الان 50درصد مردمش با زبان آذری حرف میزنند اصلا ریشه ترکی دارد؟اصلا ارومیه به چه معناست؟
    تا الان شاید فکر کردی من کردم واز کرد بودنم دفاع میکنم ولی برادر من من کرد نیستم من در حد ووصع خودم یک پژوهشگر تاریخم متاسفانه آنچه ترکها درایران مدعی آنند بعضا بسیار پا از گلیم خود دراز کردنه ودر مواردی هم ادعاهایی بلا شک همانند اسرائیل وتفکرات ماسونریست.به نظر من کردها بر سر ایران ومردم ایران از فارس گرفته تا بختیاری واصفهانی وشیرازی وخراسانی حق دارند وایرانی تر از کرد در ایران وجود ندارد دلیل روشنش حفظ ایرانی بودن وفرهنگ اصیل ایرانی حتی در زیر سلطه کشورهای بیگانه حاکم برآنها در عراق وترکیه وسوریه است.موفق وموید باشید وامیدوارم بیشتر مطالعه کنید بعد متعصب شوید.

    • سولماز الف می‌گه:

      دوست گرامی ترک بودن با آذری بودن خیلی خیلی فرق داره و متاسفانه ظاهرا شما فرق این دو رو نمیدونید.اونایی که به قول شما در ایران مدعی هستند مردمان آذری هستند.که البته بسیار هم حق دارند. و اگر بد نیست شماتاریخ قبل از اقوام آریایی در ایران رو که شامل گوتی ها و لولوبی ها و مانا هست رو مطالعه بفرمایید.

  11. چیا می‌گه:

    در خصوص اينکه واژه کرد به چه معناست تحقيقاتی که انجام شده نشان دهنده اين است که در لغت بابلی وآشوری لفظ کاردا به معنی پهلوان ونيرومند است. استرابون در کتاب 15 بند هفدم ميگويد:جوانان پارسی راچنان تربيت ميکنند که در سرما و گرما و بارندگی بردبار و ورزيده باشند شب در هوای آزاد به گله داری بپردازند وميوهجنگلی مثل بلوط بخورند اينها را kardak گويند که به معنی دلير است . از اينجا معلوم مي شود که جوانان دلير وآزموده پارس راکردک می گفته اند که همان کردوک و کردمی باشد وتفاوت نژادی قائل نبوده اندو ملاک کرد شدن را دلير بودن و پر طاقت شده می دانستند و اين قسم استعمال لفظ کرد تناسب آن را با گرد به معنی پهلوان تائيد می کند.

    بدليسی در شرفنامه (تايخ مفصل کردستان) در مورد لفظ کرد می گويد: لففظ کرد تعبير از شجاعت است چراکه اکثر شجاعان روز گار و پهلوانان نامدار از اين طايفه برخاسته اند مانند رستم زال که در ايام حکومت پادشاهی کيقباد ميزيسته از طايفه اکراد بوده چون تولد او در سيستان بوده است به رستم زابلی اشتهار يافته است وکسانی چوآرش کمان گير(در زبان کردی کرمانجی آرش به معنی آتش سياه می باشد،آرش مخفف کلمه آررش است آربه معنی آتش ورش نيزبه معنی سياه) ،فريدون(فريدون درزبان کردی بمعنای عالم ،دانشمند کسیکه بيشتر مي داند است ،فریبه معنی خيلی ،زيادودون به معنی دانستن،فهميدن)،بهرام چوبين،ميلاد وفرهاد کهکن همگی کرد بوده اند با توجه به اين تحقيقات واسناد موجود ثابت می شود که وا ژه کرد صفتی است که به اين مردمان داده شده اس تو بيانگر شجاعت و دلاوری آنهاست وبه يقين واژه کرد و گرد يکی می باشند واين صفت به تمام ساکنان زاگرس و نواحی متعلق به آن دادند که همگی ريشه نژادی، تاريخی و فر هنگی مشترکی با هم داشته اند..

  12. بابك می‌گه:

    سلام خسته نباشيد واسه زحمتتون… فك ميكنم در قسمت ره آوردهاي ماد شماره 3 اتاق فرهاد آثار ايلام باشه نه لرستان.باتشكر.

  13. Homepage می‌گه:

    Outstanding post, I conceive weblog owners need to acquire a whole lot from this weblog its really user pleasant. 70847

اندیشه خود را به یادگار بگذارید

- لطفاً به صورت فارسی بنویسید
- برای تماس با مدیریت به "صفحه تماس" بروید
- برای طرح مباحثی که با نوشتار بالا مرتبط نیستند لطفاً به "انجمن گفتگو" رفته و بگو مگو کنید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *



کلمات کلیدی : " " + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + ""