خرید اینترنتی پستی مجموعه 3.300 کتاب تاریخی، مذهبی، فلسفی، عرفانی و سیاسی خرید انترنتی مجموعه فیلم های تاریخی و مذهبی - باستانی و ایران باستان
۰
این نگاره توسط انی کاظمی در تاریخ ۲۱م آذر، ۱۳۸۸ و در دسته "تاریخ تمدن ایران باستان + ساسانیان" ارسال شده است.

نویسنده :

. (اِخ ) رازی . یکی از دو تن مقتدرترین نجبای در زمان پیروز یزدگرد . سپاهبد و سپاهبد سواد در زمان قباد پسر پیروز. (فهرست ولف ): در زمان پیروز مقتدرترین نجبای دو تن بودند، یکی زرمهر یاسوخرا  از ٔ قارن ، که اصلاً شیرازی و حکمران ایالت سکستان بود و لقب هزارفت داشت ، دیگر ، که از ری و خاندان مشهور مهران بود. لازار فرپی حکایت می کند که این دو سردار با لشکر بسیار در ایبری و ارمنستان بجنگ مشغول بودند و همین که خبر پیروز به آنان رسید معجلاً به تیسفون شتافتند، تا نفوذ خود را در انتخاب جدید بکار برند. بلاش برادر پیروز انتخاب شد و در زمان سلطنت این فرمانروای حقیقی زرمهر بود. ( در زمان ص ۳۱۷ و ۳۱۸) در سالهای نخستین سلطنت قباد، زرمهر (سوخرا) کماکان مرتبت خود را حفظ کرد و حائز مقام نخستین در میان اشراف بود. اما قباد پیوسته در دل داشت که خود را از تسلط و استیلای این مرد جاه طلب و خطرناک نجات دهد. پس رقابتی را که در میان زرمهر و شاپور مهران افتاده بود مغتنم ، شاپور را، که در این وقت منصب ایران سپاهبذ داشت (طبری )، و در عین حال سپاهبذ ناحیه ٔ سواد نیز بود (نهایه )، در نهان با خود یار کرد و زرمهر رابهلاکت رسانید. این واقعه در سرتاسر کشور شهرت یافت و مبداء ضرب المثلی شد به این عبارت «باد سوخرا از وزیدن فرو ماند و بادی از جانب مهران وزیدن گرفت ». (طبری ص ۸۸۵). یا بر نهایه : « سوخرا فرو مرد وباد شاپور وزید.» (نهایه ص ۲۲۶). با وجود این در ذکری از این شاپور مهران نیست . گویا پس از رقیب خود دیری نزیسته است . (ایران در زمان صص ۳۶۰۳۶۱). و رجوع به شاپوربن بهرام شود :
چو شاپور رازی بیاید ز جای
بدرّد دل بدکنش سوفرای .
فردوسی (شاهنامه چ بروخیم ج ۸ ص ۲۲۹۱).
به نزدیک شاپور رازی شود
بر آواز نخچیر بازی شود.
فردوسی (شاهنامه چ بروخیم ج ۸ ص ۲۲۹۱).
چو برخواند آن نامه ٔ کیقباد
بخندید شاپور مهرگ نژاد.
فردوسی (شاهنامه چ بروخیم ج ۸ ص ۲۲۹۱).
چو بنشست شاپور با سوفرای
فراوان زدند از بد و نیک رای
فردوسی (شاهنامه چ بروخیم ج ۸ ص ۲۲۹۲).
و داستان عاقبت زرمهر (سوخرا) در شاهنامه ٔ فردوسی به این شرح آمده است :
چو بشنید شاپور پایش ببست
بزد نای رویین و خود بر نشست
بیاوردش از پیش قباد
قباد از گذشته نکرد ایچ یاد
بفرمود کو را بزندان برند
بنزدیک ناهوشمندان برند
ز شیراز فرمود تا هر چه بود
زرنج وز گنج وز کشت و درود
بتازید یکسر سوی طیسفون
سپارد بگنجور او رهنمون .
فردوسی (شاهنامه ج ۸ ص ۲۲۹۳ ابیات ۹۹ببعد).

برگرفته از مرحوم دهخدا / شاپور

نگاره های مرتبط:

بدون دیدگاه »

اندیشه خود را به یادگار بگذارید

- لطفاً به صورت فارسی بنویسید
- برای تماس با مدیریت به "صفحه تماس" بروید
- برای طرح مباحثی که با نوشتار بالا مرتبط نیستند لطفاً به "انجمن گفتگو" رفته و بگو مگو کنید



کلمات کلیدی : " " + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + "" + ""

جستجوهای ورودی:

زرمهر سوخرا + شاپور رازی + نجیب +
تمامی حقوق این تارنما - محتوا و پوسته - متعلق به "تاریخ ما" می باشد
استفاده از نگاره های "تاریخ ما" تنها با پیوست لینک، ذکر نام نگارنده و عنوان تارنما مجاز است. (پشتیبانی امنیتی : شرکت پارس پردازش حافظ شیراز)
All Rights Reserved 2006 - 2011