۱۱م بهمن، ۱۳۹۰ | (۰ دیدگاه)
ارونق را میشود به معنی محل گرم و آفتابگیر گرفت چه نام کنونی روستا یعنی گونئی نیز به زبان آذری همین است. انزاب به صورت اسن آب به معنی محل نزدیک آب است. نام محلی ارشتناب تا آنجایی که به یاد دارم اوشتن آب است که به معنی دارای آب روحبخش می باشد. الوار می توان آلوو- ور یعنی محل دارای آتش معنی نمود.
Read More →
۱۱م بهمن، ۱۳۹۰ | (۶ دیدگاه)
در ویکیپدیا در زباره زبان مردم آذربایجان کهن یعنی اوستایی و پهلوی با زبان آذری (ترکی ارانی) خلط مبحث شده است. فکر کرده اند که زبان آذری بر گرفته از نام آذربایجان و اشاره به همان زبان میرای پهلوی معرب عهد اعراب است در صورتیکه آن ترجمه نام ارانی و اوتی است که به زبانهای سکایی-کُردی و ترکی دقیقاً مترادف آذری است.همان زبان آذری که یاقوت حموی (جغرافی نویس اواخر عهد خلفای عباسی، در قرن هفتم هجری) در موردش میگوید: ” مردم آذربایجان را گویشی است که آذریه خوانند و کسی جز خودشان آن را در نیابد.” یعنی اگر این...
۹م بهمن، ۱۳۹۰ | (۰ دیدگاه)
هرودوت در کتاب هفتم خود ضمن شرح ملل تشکیل دهنده سپاه خشایارشا می آورد که پارسی ها از عهد قدیم یونانیان کِفِن (کَوَن یعنی مؤبد و جادوگر، کیانی) می نامیدند ولی ایشان خود را ارتیان (پاکان، نجبا و معادل آریائیان) می نامیدند. هرودوت در باره مادیها میگوید که ایشان را در قدیم همه آریانی (آریایی) می نامیدند. از آنجاییکه پادشاهان ماد (به لغت سانسکریت یعنی نجبا) در اوستا و کتب پهلوی کیانیان نامیده شده اند. لذا هر چهار نام کَوَن (به تلفظ یونانی کِفِن،کی، کیانی)، ارتیان (پاکان)، آریانی (مردم نجیب) و ماد (نجیب، مثلاً...
۹م بهمن، ۱۳۹۰ | (۰ دیدگاه)
مارالان: مرکب است از مار (گزنده) و لان (جا) است. یعنی محل حشره گزنده. این منطقه زمین ماسه ای دارد و ساسها در آنجا به راحتی رشد و نمو می کنند. مردم تبریز ساس را مله نامند که طبق قاعده تبدیل حرف “ر” به “ل” همان ماره یعنی گزنده است. آه چه روزگار تباهی شبها از دست این مله ها در مرکز تبریز، خصوصا در محله مارالان داشتم.
قره ملیک: اگر این نام فردی به ملک سیاه نبوده باشد می تواند اشاره به نام کرمه لیک (گرمه لیک، یعنی محل گرمه) باشد. کرمه لیک (گرمه لیک) در آذربایجان به انباشته مدفوع گاوان و گوسفندان گویند...
۷م بهمن، ۱۳۹۰ | (۰ دیدگاه)
در منابع اوستایی از پادشاهی به نام اوزو (یاری دهنده) یا زو یاد شده است که مطابق کتب پهلوی کیقباد (دایائوکو نخستین پادشاه ماد) را به فرزندی پذیرفته بود. در واقع منابع آشوری عهد سارگون دوم نیز میگویند که دایائوکو (کیقباد) برای استحکام دولت خویش با رؤسای اول پادشاه اورارتو و ایرانزو پادشاه ماننا قرار دادهای دوستی منعقد کرده و با ایشان متحد شده بود به همین سبب سارگون وی را از دژش در سمت میانه به هامات سوریه تبعید نمود و خود با ایرانزو پادشاه ماننا طرح دوستی ریخت و او را تابع خود کرد. ماننا به معنی سرزمین...
۶م بهمن، ۱۳۹۰ | (۰ دیدگاه)
مطابق کتیبه های آشوری دایائوکو (دیوک خبر هرودوت) پسر فرائورت در سال۷۱۵ قبل از میلاد پادشاه ماد که حاکمی از جانب ماننا بود و پسرش را برای جلب اتحاد و دوستی نزد رؤسا پادشاه اورارتو فرستاده بود، همراه با خانواده اش توسط سارگون دوم از محل حکومتش در سمت شهر میانه حالیه به هامات در سوریه تبعید شد. مطابق هرودوت وی ۵۳سال حکومت کرد. یعنی آغاز حکومت وی حدود سال ۷۶۸ پیش از میلاد بوده است. خود سارگون دوم در سال ۷۰۵ پیش از میلاد در حوالی دژ کولومیان (تخت سلیمان) به دست ایشپاکای اسکیت (فراسپ) کشته شد. بعدها اسکیتان...