نویسنده : انی کاظمی
برگرفته از : http://feedproxy.google.com/~r/isphilosophyir/~3/alo2stvHuD8/post-1168.aspx
ترجمهی
علیرضا نجمی

یکی
از دردناک ترین موقعیت هایی که پیشرفت های اخیر در علم به وجود آورده این است که هر
یک از این علوم به ما می فهماند که کمتر از آن چه فکر می کردیم می دانیم. وقتی من جوان
بودم ما همه می دانستیم، یا فکر می کردیم می دانیم، که انسان از یک روح و یک بدن تشکیل
شده است، که این بدن در زمان و مکان است و روح تنها در زمان است. این روحی که مرگ را
از سر می گذراند موضوعی بود که ممکن بود محل اختلاف و مناقشه باشد، ولی به نظر نمی
رسید در این که روح وجود دارد بتوان شک کرد. بدن را در نظر بگیرید: یک فرد عامی البته
وجود آن را بدیهی در نظر می گرفت، و همین طور دانشمند، اما فیلسوف آماده بود تا آن
را به روش های گوناگون تحلیل کند. و معمولاً آن را به ایده ای در ذهن فردی که دارای
بدن است و هر کس دیگری که به او التفاط می کند، فرو میکاهید…
تاریخ ما، گزیده تاریخ جهان باستان
Incoming search terms:
کلمات کلیدی : " تاریخ" + "جهان" + "علم" + "علوم" + "فکر" + "فیلسوف" + "محل" + "مرگ" + "وجود"
بدون دیدگاه »
اندیشه خود را به یادگار بگذارید
- لطفاً به صورت پارسی بنویسید- برای تماس با مدیریت به "صفحه تماس" بروید
- برای طرح مباحثی که با نوشتار بالا مرتبط نیستند لطفاً به "انجمن گفتگو" رفته و بگو مگو کنید



