۲۶م بهمن، ۱۳۸۹
اشاره:
در اردیبهشت ماه سال جاری کنفرانس جهانی اقبال شناسی با شرکت برجسته ترین اقبال شناسان جهان در «اقبال آکادمی» پاکستان تشکیل شد. در این کنفرانس ، محمد بقایی (ماکان) اقبال شناس ایرانی که حاصل تلاش بیست و پنج ساله اش در این حوزه مجموعه بیست و چهار جلدی «بازنگری آثار و افکار اقبال» است و شامل نزدیک به ده هزار صفحه تألیف و ترجمه است ، موفق به دریافت لوح زرین افتخار از سوی پرویز مشرف رئیس جمهور پاکستان شد. مناسبت یاد شده انگیزه ای بوده است تا در خصوص موضوعی تازه از منظر اندیشمند پرآوازه ای که به ...
۲۶م بهمن، ۱۳۸۹
● نویسنده: ریچارد – استیورس ● مترجم: خسرو – محتشم
از تاک ویلی(۱) تا بلاح(۲) و حتی فراتر از آن، بسیاری از محققان آمریکایی تأکید دارند به موضوع فردگرایی می بایست توجه بیشتری کرد. در فرهنگ رایج سینما و تلویزیون، فرد خودمختار بدین گونه مشخص می شود که، عصیانگری است علیه سیستم یا مصرف کننده ای است خودخواه از محصولات و خدمات بی پایان با شخصیتی عیب جو! از سوی دیگر تبلیغاتی وجود دارد که می گوید ما به عنوان افرادی مستقل چقدر مهم و دارای ارزش هستیم. در ورای این...
۲۶م بهمن، ۱۳۸۹
● نویسنده: مسعود – یزدى ● منبع: روزنامه – همشهری - تاریخ شمسی نشر ۱۰/۰۷/۱۳۸۴
برای بنیامین تجربه شهر و سرمایه داری هر دو معرف یک چیز است: از هم گسیختگی، چندپارگی و تکان (شوک). در جهان سرمایه داری چندپارگی و شوک بنیان تجربه مدرن را تشکیل می دهد.
شوک همان از هم گسیختگی است که فردیت را شکل می دهد. به عبارت دیگر جهان فرد از مجموعه ای یکپارچه تشکیل نشده و دارای تکه ها و پاره های متفاوت است.
همین تکه ها هستند که به صورت یک مجموعه دنیای فرد را می سازند.
فرد در...
۲۶م بهمن، ۱۳۸۹
فردباوری و مدرنیته
این نوشته متکفل اشاراتی است به فردباوری،(۱) به عنوان رهیافت و دیدگاهی که در پیدایش مدرنیته سهم بسزایی داشته است. بدین منظور، نخست از زمینههای ظهور فردگرایی بحث میشود، آن گاه معلوم میکنیم که منظور از فردگرایی که مدرنیته بر اساس آن شکل گرفته کدام است و سپس به برخی لوازم و نتایج آن اشاره خواهد شد.
زمینههای ظهور فردباوری
فردباوری از ویژگیهای اصلی مدرنیتهی غربی است و ریشههای آن در نگاه دینی و رنسانس فرهنگی اروپایی نهفته است. واژهی «individual » در فرهنگ قرون وسطایی به...
۲۶م بهمن، ۱۳۸۹
آموزهی فردباوری و انواع آن
با توجه به زمینههای تاریخیای که ذکر شد، اندیشهی «فردباوری» همچون اصلی قاطع در شکلگیری و بالندگی تمدن جدید غرب ظاهر گردید و چنان با سایر اصول مدرنیته نظیر سکولاریسم، اومانیسم، راسیونالیسم، لیبرالیسم و یونیلیتارینیسم گره خورد و هماهنگ شد که بی نظر انداختن به آنها، نمیتوان به درستی ایدهی «فردباوری» یعنی اندیویدوالیسم را دریافت و ما در بحث خود، از این اصول مدرنیته همچون اصولی یاد خواهیم کرد که فردباوری را پشتیبانی و تحکیم میکنند، با این همه ملاحظه میکنیم...