۲۰م دی، ۱۳۸۸
(او: Asha)، به معناى راستى، نظم، درست کردارى، حق، حقیقت، وفا، دلیرى و داد ]۹۱۹:۱[، مفهومى هندو ـ ایرانى ]۴۸:۳ [است که اساس تعالیم زرتشت را تشکیل مى دهد. اشه ى اوستایى متناظر با واژه رته (Rta)ى هندوان است ]۳۰:۲[. همچنین لایه هاى مختلف معنایى اشه شباهت بسیارى با واژه دِرمه هندویى دارد که به تعبیرى به معناى نظام حق حاکم بر عالم و انسان است که باید بر وفق آن زیست و با آن هماهنگ شد
Read More →
۴م دی، ۱۳۸۸
بزرگترین جشن ملی ایران که در نخستین روز از نخستین ماه سال خورشیدی آنگاه که آفتاب جهانتاب به برج حمل انتقال یابد و روز و شب برابر گردد ـ آغاز میشود در ادبیات پارسی گاه به نام «جشن فروردین» خوانده میشود:
جشن فرخندۀ فروردین است
روز بازار گل و نسرین است
Read More →
۲۰م آذر، ۱۳۸۸
بر وزن قابل ، شهری بوده بر کنار فرات و آن را قینان بن انوش بن شیث بن آدم بنا نهاده بودو تهمورس دیوبند آباد و معمور داشته ، چندی نیز دارالملک ضحاک شده او نیز در آنجا عمارت کرده کهن دز بهشت گنگ نام نهادند و سالها پس از او دارالملک نمارده وکلدانیون بوده باز خراب شده اسکندر رومی او را تعمیر نموده اکنون نیز خراب و از توابع حله است ، و آنرا بابُل نیز گفته اند و در آنجا وقتی جامه های ابریشمینه خوب میبافتند. منوچهری گفته :
برآمد آفتاب از کوه بابل .
و باول نیز بهمین معنی آمده است چنانکه زابل و زاول . آن نیز...
۲۹م مهر، ۱۳۸۸
بزرگترین جشن ملی ایران که در نخستین روز از نخستین ماه سال خورشیدی آنگاه که آفتاب جهانتاب به برج حمل انتقال یابد و روز و شب برابر گردد ـ آغاز میشود در ادبیات پارسی گاه به نام «جشن فروردین» خوانده میشود:
جشن فرخندۀ فروردین است
روز بازار گل و نسرین است
و گاه «جشن بهار» یا «بهار جشن»:
بهار سال غلام بهار جشن ملک
که هم به طبع غلامست و هم بطوع غلام
Read More →
۲۰م فروردین، ۱۳۸۸
بیشتر آنچه از ادبیات مصری قدیم بر جای مانده به خط” مقدس” نوشته شده، و آنچه باقی مانده چندان فراوان نیست، و تنها از روی همین است که باید نسبت به ادبیات باستانی مصر حکم کنیم؛ البته در چنین حکمی تصادف کور سهم فراوانی خواهد داشت. شاید، با گذشت زمان، چنان شده است که اثر بزرگترین شاعران مصر از بین رفته و تنها آثار شاعران درباری به دست ما رسیده باشد. گور یکی از کارمندان دولتی بزرگ سلسله چهارم، صاحب قبر را به نام” منشی کتابخانه” معرفی کرده است؛ ما نمی دانیم که آیا آن کتابخانه براستی انباری از کتابها...
۱۹م اسفند، ۱۳۸۷
داستانهای کوتاهی که در میان بقایای ادبیات مصری به دست ما رسیده، فراوان و بسیار متنوع است. در ضمن آنها قصه های شگفت انگیز اشباح و معجزات و قصه های ساختگی جذابی به نظر می رسد که، از لحاظ سبک نگاش و شباهت به حقیقت، از داستانهای پلیسی که در زمان حاضر مایه خرسندی خاطر سیاستمداران است، کمتر به نظر نمی رسد.
Read More →