۱۵م اردیبهشت، ۱۳۸۸
معبد آمون- رع (Amon-Ra) در کرنک کاملترین و پیچیده ترین اثر معماری مصر باستان است. از دوره پادشاهی میانه، تبس مرکز آیین پرستش آمون بود و کرنک نیز تبدیل به مهمترین مکان مذهبی آمون- رع در دوره پادشاهی جدید گردید. این مجموعه معبد دارایدو محور اصلی شرق به غرب، در راستای مدار خورشید در آسمان با مضمون «خورشید در بهشت» و دیگری، محور جنوب به شمال، در جهت حرکت رود نیل به معنای «قدرت مطلق خدایان و فرعون».
این بنا که از حدود سال ۲۰۰۰ قبل از میلاد شروع به ساخت شد، تا سال ۲۲۰ پیش از میلاد تکمیل و بخشهایی به آن افزوده گردید....
۱۵م اردیبهشت، ۱۳۸۸
پدرم: آمون: من تو را می خوانم
من در میان گروهی از
بیگانگان هستم
Read More →
۱۵م اردیبهشت، ۱۳۸۸
مصر باستان – ماسک با ارزش توتان خامون فرعون جوان مصر باستان
Read More →
۱۱م اردیبهشت، ۱۳۸۸
به سبب اهتمام تعالیم بودایى نقش باورنادرست به عنوان علتى براى ناخوشى، طبیعى بود که فیلسوفان بودایى بر مسائل هستى شناسى و نظریه علیّت تمرکز کنند. هستى شناسى مهم بود، زیرا نوعى خطاى فکرى که تصور مى شد به ناخوشى منجر مى شود در خطا بودن درباره آنچه هست بود. نظریه علیّت مهم بود، زیرا تصور بر این بود که امحاى علت ناخوشى به رفع خودِ ناخوشى مى انجامد.
Read More →
۱۱م اردیبهشت، ۱۳۸۸
متون بودایى، سیدارته گوتمه یا بودا، را کسى مى داند که آیین هاى قربانى برهمنان را به استهزاء مى گرفت و کاهنان سازنده این آیین ها را متهم مى کرد، زیرا این آیین ها بهترین انگیزه براى دریافت پول ثروتمندان و بهره بردارى از قدرت به نفع خود بودند. بدین طریق سرانجامِ تازیدن به اعمال قربانى کاهنان برهمایى به چالش کشیدنِ اقتدار متون ودایى که کاهنان مقدس مى شمردند منتهى شد. قدیمى ترین فیلسوف بودایى که اقتدار متون مقدس را به چالش کشید ناگارجونه (رفع مناقشات)، ناگارجونه نشان داد که همه آراء با نوعى قضاوت...
۱۱م اردیبهشت، ۱۳۸۸
یک اعتقاد کلیدى در آموزه هاى بودایى این است که ناخشنودى نتیجه امیالى است که ریشه در باورهاى نادرست دارند. مهم ترین باروهاى نادرست عبارت اند از: (۱) هستى فردى خودِ شخص از هستى دیگران مهم تر است; (۲) با کسب و تملک اموال مى توان احساس رضایت کرد. بودا مى گفت اگر به جاى این بدفهمى ها بتوانیم درک درستى از سرشت بشرى داشته باشیم، میل و طلب غیر واقع بینانه و ناکامى ها متوقف خواهد شد. به عبارت دیگر مى توان از طریق شناخت این امور به سعادت دست یافت: (۱) هیچ کس از دیگرى مهم تر نیست، زیرا همه موجودات در نهایت سرشتى...
۹م اردیبهشت، ۱۳۸۸
اشتباه رایج در بررسى مفهومى چون نیروانه این است که بیش از حد بر معناى دقیق لغوى آن متمرکز شویم تا آن جا که تداعى هاى پهناورتر و قرینه متنى آن را فدا کنیم، و شمارى از مترادف هاى آن را که بارها در توصیف آن به کار برده مى شود به حساب نیاوریم. در یک متن تجربى عملى، به نیروانه به شکل «آزادى» یا «بیدارى»، «آرامش» یا «سعادت» اشاره مى شود. در هر مورد استلزام این است که ]نیروانه[ در مرتبه ممکنِ نهایى است. در این زمینه عموماً واژه هایى به کار برده مى شوند که دلالت بر امنیت یا مصونیّت کامل دارند، همچون واژه هایى...
۹م اردیبهشت، ۱۳۸۸
گرایش هاى جدید در دین هندى، که پیش از این رشد و تحول یافته بود، در دوره ۱۰۰ ـ ۳۰۰ م منجر به تکوین شکل نوینى از آیین بودا، به نام مهایانه یا گردونه بزرگ شد. این نهضت نوین، که در آغاز تنها توجه اندکى را به خود جلب کرده بود، آرام آرام نفوذِ عظیم و روزافزونى یافت. در این مکتب، عناصرِ دل سپارى قوى بود که اساساً از یک زندگى نامه آرمانى شده بودا و بسط آن به آرمانى براى همه سرچشمه مى گرفت. یک سیماى مهم این نهضت، طولانى تر شدن راهِ رسیدن به روشن شدگى به قصد توانایى بخشیدن به توسعه صفات برتر بود که در رسیدن به بودائیت...
۹م اردیبهشت، ۱۳۸۸
فرهنگ انگلیسى آکسفورد (ویراست اول) نیروانه را این طور تعریف مى کند: «در الهیات بودایى، خاموشى وجود فردى و استغراق در روح برین، یا خاموشى همه آرزوها و شهوت ها و حصولِ سعادت کامل». اگرچه روایت هایى از این تعریف به طور گسترده به کار رفته است، ]چنین تعریفى[ برداشت هاى بودایى، جَینى و هندویىِ این اصطلاح را به هم مى آمیزد. چنین توصیف هایى از نیروانه در تفکر اروپایى نسبتاً قدیم است. در قرن هفدهم، سیمون دولالوُبِر، سفیر فرانسه در دربار سیام ]= تایلند[، اشاره کرد که نویسندگان پرتغالى یک اصطلاح سیامى بسیار...
۹م اردیبهشت، ۱۳۸۸
بیشتر اشاره ها به نیروانه آن را مقصد یا برترین نیک بختى مى دانند و این را با مترادف هاى بسیارى روشن مى کنند که نیروانه را همچون مقام امن و پاکى و آرامش فرجامین مى فهمند. برخى از متن هاى کهن، که بیشتر در ترجمه هاى پالى یا چینى محفوظ مانده اند، اطلاعات اندک بیشترى به دست مى دهند. به صراحت گفته مى شود کسى که نیروانه را تجربه کند آگاه است، اما نه آگاه از هر آنچه دل دیده، شنیده، حس کرده، احساس کرده، یافته، جُسته یا کشف کرده است (اَنْگوُتَّرَه نیکایَه، کتاب گفتارهاى تدریجى، بخش ۴، ۳۲۰; ۸-۳۵۳). این تجربه...
۹م اردیبهشت، ۱۳۸۸
نیروانه (پا.:نیبّانَه توضیح دهند. این جا بافتن استعاره اى است از شیوه کنش دل که از نادانى به سرشت حقیقى اشیا و نیز از تشنگى به تملکات و حالات وجود قلب شده باشد. شاید تصادفى نباشد که چنین تعریفى چیزى از معناى دقیق نیروانه به ما نمى گوید. بودایى ها عموماً از هرگونه توصیف لفظىِ مقصدشان پرهیز کرده و ]اساساً [شک دارند که بتوان آن را وصف کرد.
کهن ترین متن هاى بودایى گویا واژه نیروانه را براى نامیدن مقصد نهایىِ امکانش هست که از خاستگاه هاى خود واژه نیروانه به موضع کهن ترى بپردازیم که این جا مطرح شده است....
۹م اردیبهشت، ۱۳۸۸
اشاره [ پیش از پیدایش آیین بودا، در حدود قرن پنجم قم، نیروانه غایت این مقصد، زدودن عناصر روانى آشفته کننده اى است که حجاب دلِ صافى و آرام مى شوند، و همراه است با حالت بیدارى از خواب روانىِ حاصل از این عناصر. چنین بیدارى اى (که اغلب در زبان انگلیسى با واژه enlightenment، یعنى «روشن شدگى» به آن اشاره مى شود) امکان درک روشن ِ حقیقت هاى بنیادین را میسر مى سازد، و فهم آن لازمه آزادى دل است. بعدها، این اصطلاح اغلب به شکل محدودتر به جنبه اى خاص از حالت بیدار اطلاق شد، آن جنبه از این تجربه که تغییرناپذیر انگاشته...
۹م اردیبهشت، ۱۳۸۸
جشن هاى بودایى تبّتى
ماه روز رویداد
اول ۱۵ـ۱۰ معجزه بزرگ در شروستىSravasti (به دنبال جشن هاى سال نو)
چهارم ۷ تولد بودا
چهارم ۱۵ روشن شدگى بودا و ورود او به نیروانه
ششم ۴ نخستین موعظه بودا
نهم ۲۲ بازگشت بودا از آسمان
(پایان زاویه گیرى فصل باران)
دهم ۲۵ مرگ تسونگـ کاـ پا
(مراسم اهداى خرقه)
میان بردارد. به نظر مى رسد که این حرکت به ویرانى فراگیر میراث هنرى، پیکرتراشى و معمارى تبّت منجر شد، که شاید یکى از فاجعه آمیزترین جنایت هاى فرهنگى یک ملت بر ملت دیگر در دوران اخیر به شمار آید.
در حال حاضر گهگاه آثار...
۹م اردیبهشت، ۱۳۸۸
سنگه. فقط یک سنت وینیه را در تبت معتبر دانستند و آن موله سرواستىوادهبود. اصولاً همه مکتب ها از این سنّت هواخواهى مى کنند، اما در عمل، سنّت هاى گوناگون مهایانه و منتریانه کمابیش بر آن سایه مى افکنند. یک نهاد نسبتاً پیچیده خود به خود در دِیرهاى بزرگ پیدا شد. پیش از سال۱۹۵۹ میلادى تبت سَنگه نسبتاً بزرگ ترى داشت، که بنابر بعضىگزارش ها حدود بیست و پنج درصد جمعیت را تشکیل مى داد. چنین رقم بالایى احتمالا مبالغه اى بیش نیست، چون ناظران، شاگردان غیررهرو همسردارى را که با خرقه هایى شبیه به رهروان در دِیرها...
۹م اردیبهشت، ۱۳۸۸
مکتب هاى آیین بوداى شمالى. مکتب هاى بودایى تبّتى، در این باره که دقیقاً کدامین متون را معتبر بدانند و کدامین خدایان را مهم ترین بخوانند، اختلاف دارند; گاهى آموزه ها یا اَعمال خاص خود را که در آن مهارت دارند به کار مى گیرند. ویژگى هاى کلى این مکتب ها کاملا به هم شبیه است و احتمالا آنها را نتوان فرقه هاى مجزا و مستقل خواند. سه دسته کلى را مى توان از یکدیگر بازشناخت: (۱) سنّتى که با نخستین گسترش آیین بودا در تبت پیدا شد، یعنى نینگمه; و (۳) اصلاحى که در گلو یا مکتب کدم ِ جدید پیدا شد، که اغلب آن را با نام...