۹م اردیبهشت، ۱۳۸۸
اشتباه رایج در بررسى مفهومى چون نیروانه این است که بیش از حد بر معناى دقیق لغوى آن متمرکز شویم تا آن جا که تداعى هاى پهناورتر و قرینه متنى آن را فدا کنیم، و شمارى از مترادف هاى آن را که بارها در توصیف آن به کار برده مى شود به حساب نیاوریم. در یک متن تجربى عملى، به نیروانه به شکل «آزادى» یا «بیدارى»، «آرامش» یا «سعادت» اشاره مى شود. در هر مورد استلزام این است که ]نیروانه[ در مرتبه ممکنِ نهایى است. در این زمینه عموماً واژه هایى به کار برده مى شوند که دلالت بر امنیت یا مصونیّت کامل دارند، همچون واژه هایى...
۹م اردیبهشت، ۱۳۸۸
نیروانه (پا.:نیبّانَه توضیح دهند. این جا بافتن استعاره اى است از شیوه کنش دل که از نادانى به سرشت حقیقى اشیا و نیز از تشنگى به تملکات و حالات وجود قلب شده باشد. شاید تصادفى نباشد که چنین تعریفى چیزى از معناى دقیق نیروانه به ما نمى گوید. بودایى ها عموماً از هرگونه توصیف لفظىِ مقصدشان پرهیز کرده و ]اساساً [شک دارند که بتوان آن را وصف کرد.
کهن ترین متن هاى بودایى گویا واژه نیروانه را براى نامیدن مقصد نهایىِ امکانش هست که از خاستگاه هاى خود واژه نیروانه به موضع کهن ترى بپردازیم که این جا مطرح شده است....
۹م اردیبهشت، ۱۳۸۸
اشاره [ پیش از پیدایش آیین بودا، در حدود قرن پنجم قم، نیروانه غایت این مقصد، زدودن عناصر روانى آشفته کننده اى است که حجاب دلِ صافى و آرام مى شوند، و همراه است با حالت بیدارى از خواب روانىِ حاصل از این عناصر. چنین بیدارى اى (که اغلب در زبان انگلیسى با واژه enlightenment، یعنى «روشن شدگى» به آن اشاره مى شود) امکان درک روشن ِ حقیقت هاى بنیادین را میسر مى سازد، و فهم آن لازمه آزادى دل است. بعدها، این اصطلاح اغلب به شکل محدودتر به جنبه اى خاص از حالت بیدار اطلاق شد، آن جنبه از این تجربه که تغییرناپذیر انگاشته...