۸م آبان، ۱۳۸۸
در کتاب استر آمده است: در آن شب خواب از پادشاه برفت و امر فرمود که کتاب تذکره تواریخ ایام را بیاورند تا آن را در حضور پادشاه بخوانند و در آن نوشته یافتند که مردخاى درباره بغتان و ترش خواجه سرایان پادشاه و حافظان آستانه وی که قصد دست درازى بر اخشورش پادشاه کرده بودند خبر داده بود و پادشاه پرسید که چه حرمت و عزت به عوض این ( خدمت ) به مردخاى عطا شد بندگان پادشاه که او را خدمت مى کردند جواب دادند که براى او چیزى نشد، پادشاه گفت کیست در حیاط ( و هامان به حیاط بیرونى خانه پادشاه آمده بود تا به پادشاه عرض کند...



